تماس با ما با اجازه و بدون اجازه - پایگاه خبری ماهین نیوز
سفارش تبلیغ
ابزار بهینه سازی سایت

برخی از کار های خلاف و درست، از نظر مکانیزم عمل یکی هستند. تنها  چیزی که آنها را از هم جدا می کند، خواست و نیت افراد اجرا کننده می باشد. بطور مثال اگر دو بار کتاب کسی را برداریم، از نظر مکانیکی یک حرکت  انجام شده، و نیروی وارد بر اجسام هم یکسان است. ولی اگر در اولی با اجازه مالک آن، این کار شود و در دومی بدون اجازه او باشد، اولی به امانت گرفتن کتاب است، و دومی دزدیدن کتاب! به همین سادگی دو عمل مشابه، انسان ها را به اشتباه می اندازد. باید مواظب باشند که این دو را باهم مخلوط نکنند. مثلا فرق ازدواج و فحشا هم همین است! ازدواج با خواست و رضایت طرفین، و با حضور شاهد انجام می گیرد. برای اینکه تعداد شاهد ها بیشتر باشد، سنت رسول خدا است که برای ازدواج، ولیمه یعنی شام و یا نهار رایگان به مهمانان داده شود. اما در فحشا تجاوز به عنف انجام می شود، یعنی بدون رضایت یکی از دوطرف.

     فرق دختر بازی  و صیغه هم، در همین است در صیغه، رضایت پدر دختر شرط است، ولی در دختر بازی، پدر و مادر معمولا اطلاع ندارند. یعنی شاید هیچکس اطلاع نداشته باشد! ولذا می بینیم که رابطه دوستی بین دختر و پسر در اسلام را، چون با اجازه هست طرد می کنند! و دوستی دختر و پسر بدون اطلاع پدر و مادر را، ترویج می کنند. و این فساد اخلاقی و عمل خلاف را تزیین می کنند.

این تفاوت ها در یک جمله هم بیان شده که:( الاعمال بالنیات) ارزش اعمال انسان به نیت او بستگی دارد. مثلا در نماز خواندن هم می بینیم که اعمال مکانیکی، یا تحرک بدنی همه انسان ها شبیه هم است. ولی برخی از این نماز ها قبول می شود، و برخی را خدا قبول نمی کند. و اینهمه  فقط به نیت است، یعنی کسی که نماز می خواند تا: مردم ببینند و او را تحسین کنند یا به او اعتماد نمایند، او ریا کار است. ولی کسی که نماز را می خواند برای عبادت خدا، او مخلص یا فرد عابد و: عبادتش مورد رضایت خداوند می باشد. حتی در جبهه و جهاد هم همینطور است، در جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، هر دو طرف مسلمان و معتقد به قران بودند، ولی با هم می جنگیدند و همدیگر را می کشتند. در سوریه و عراق امروز، جنگ با داعش از نظر مکانیزم و: طرز مادی سلوک یکی است. همه کسانی که از سوی داعش، برای گروگانگیری بنگلادش اعزام شده بودند، شعار لا اله الا الله محمد رسول الله می دادند! مردم بنگلادش و گروگان ها هم، این دو شعار را قبول داشتند. ولی چرا باید عده ای گروگان شوند و عده ای گروگانگیر؟ تعدادی این طرف و: تعدادی آن طرف و در مقابل یکدیگر؟ حتی در این نوع مبارزه ها، دو طرف از همه لحاظ با هم مساویند، لذا می بینیم که این گروگانگیری، از هر دو طرف کشته می گیرد.

 علت تمام این در گیری ها در یکصد ساله اخیر، فقط یک موضوع است : بازگشت به خویش. اما تفسیر هرکس از این بازگشت فرق می کند، تا جایی که با هم زاویه گرفته و: در نهایت به تقابل با یکدیگر می انجامد. برای تحلیل این موضوع، همه میدانند که جمعیت اصلی عربستان ، انگلیس، آمریکا، و استرالیا و کانادا را، مجرمانی تشکیل می دادند که: رفتن به آنجا برایشان تبعید بود. یعنی آنها را از خود دور کرده بودند. آنها هم سیاهپوست ها را مجبور به دوری از خویشان کردند، و بعنوان برده برای خود بردند. اما هرچه پیشرفت و توسعه و زندگی آنها زیباتر می شد، شوق بازگشت آنها زیادتر می شد. احساس گناه را با دوری از خود در ضمیر ناخود آگاه، باهم ترکیب کرده ودارای عقده ای بنام بازگشت می شدند.

اولین عقده گشایی ها از قوم یهود شروع شد، یعنی فراری ها توانستند با یک ترفندی، یهود را قربانی یا پیشقراول بازگشت خود نمایند. یهودیان هم به سبب سرگردانی تاریخی خود، این مسلخ یا قربانگاه را با جان و دل پذیرفتند. لذا هرتزلیا یا شورای انتقال یهودیان به: سرزمین موعود که شکل گرفته بود، تغییر جهت داد و به سرزمین مادری، یا موعود و ارض فلسطین تعبیر و ترجمه گردید . آمریکا و انگلیس واسترالیا و کانادا و عربستان هم با شوق و ذوق، تمام طلاهای خود را نثار گوساله ای کردند که: به قربانگاه می رفت. تا آنجا پایگاهی باشد برای بازگشت آنها. اما با ظهور انقلاب اسلامی، صهیونیزم ترک برداشت. لذا همه آنهایی که فراری بودند از فراری های اروپایی یا آمریکایی تا فراری های مسلمان همچون اعقاب ابوسفیان ها، صلاح را در این دیدند که: بازگشت به سرزمین عراق و شام کنند.

    در حالی که اگر بجای خشونت، از راه دوستی وارد می شدند، بازگشت آنها جشن گرفته می شد. لذا اگر همان بازگشت به خویشتن  ایدئولوژیک و: نرمی که دکتر شریعتی و فرانتز فانون مطرح می کردند، اتفاق می افتاد، کسی کشته نمی شد، اما همین اشتباه جزئی که بجای استفاده از: ایدئولوژی برای برگشت، از سلاح استفاده کردند، باعث شد که این جهنم را درست کردند.

 

 ، قطر و اسرائیل در منطقه

بإذن وبدون إذن

وخلافا لبعض الأعمال والحق، من حیث آلیة العمل هی نفسها. الشیء الوحید الذی یفصل بینهما، هو الرغبة والنیة للتشغیل. على سبیل المثال، إذا حجز شخصین فی الدراسة، التی أجریت من حیث الحرکة المیکانیکیة، وقوة على جسم تساوی. ولکن إذا کانت الأولى مع موافقة المالک، وهذا الأخیر هو من دون إذنه، وهو أول کتاب للاقتراض، وسرقة الکتاب الثانی! إنها بهذه البساطة اثنین من فعل مماثل، فإن الخلط بین الناس. یجب الحرص على عدم خلط اثنین. على سبیل المثال، الفرق بین الزواج والدعارة، والشیء نفسه! الزواج إرادة وموافقة الطرفین، ووجود ضوابط تنفیذها. للسیطرة على زیادة العدد، وسنة رسول الله للزواج، وارتفاع درجة حرارة عشاء أو غداء مجانیة للضیوف. ولکن فی الدعارة والاغتصاب القیام بها، وهذا هو، من دون موافقة الطرفین.

     اللعبة وابنة محظیة ومختلفة، هو بالضبط هذا النوع من الزواج، ویلزم موافقة والد الفتاة، ولکن الفتیات اللعب، والآباء فی کثیر من الأحیان لا یعرفون. حسنا، ربما لم تبلغ أی شخص! وهکذا نرى أن العلاقة بین الرجل والمرأة فی الإسلام، لأنه سمح لها أن ترفض! وصدیقته وابنه من دون علم الأهل، وتعزیز. والفساد الأخلاقی ومخالفات زینت.

یتم التعبیر عن هذه الاختلافات فی جملة واحدة: قیمة الأعمال البشریة تعتمد على نوایاه. على سبیل المثال، فی الصلاة نجد ممارسة المیکانیکیة، أو ممارسة الریاضة لجمیع البشر هو نفسه. ولکن بعض تلک صلاة مقبولة، والبعض الآخر لا یقبل الله. وهذه لیست سوى نیة الشخص الذی یصلی إلى: یرى الناس ویعجبون له أو یثقون به، فهو منافق. ولکن من یقرأ الصلوات من أجل عبادة الله، أو المصلی وله الصادق: الله هو صاحب الخدمة الارتیاح. حتى فی حالة الحرب والجهاد هو نفسه، فی حرب صدام ضد إیران، على حد سواء مسلم ونعتقد فی القرآن، ولکنهم قاتلوا وقتلوا بعضهم البعض. فی سوریا والعراق، ومحاربة الآلیة: کیفیة إجراء واحد مادة. کل أولئک الذین ISIL تم إرسالها إلى رهینة بنغلادیش، کان شعار لا إله إلا الله محمد رسول الله! شعب بنغلادیش والرهائن معا، وقد تم قبول هذه الشعارات اثنین. ولکن لماذا بعض الناس رهینة ورهائن؟ عدد الأضلاع وعدد من الجانبین ضد بعضها البعض؟ حتى فی هذا النوع من القتال، وعلى الجانبین على قدم المساواة فی کل شیء إلا معا، ونحن نرى ان الرهینة قتل من الجانبین.

 سبب کل هذا الصراع فی السنوات المائة الماضیة، شیء واحد فقط: العودة إلى بلده. ولکن التفسیر هو مختلف، کل من لدیه العودة، حتى معا، وزاویة: یؤدی فی نهایة المطاف إلى مواجهة مع بعضها البعض. لتحلیل هذه المسألة، والجمیع یعرف أن السکان الأصلیین من المملکة العربیة السعودیة وبریطانیا وأمریکا واسترالیا وکندا، کانت المجرمین الذین تم نفی لهم بالذهاب. کانت أی بعیدا. سیکون لدیهم لتجنب أقارب السوداء، وکعبید لهم. ولکن التطور والحیاة کانت أکثر جمالا، أکثر کانوا یتوقون للعودة. وقد تم استدعاء بالذنب فی البقاء بعیدا عن عقله اللاشعوری، ومزیج معقد الظهر.

التنفیس الأول من الیهود بدأ، تمکنوا من خداع، أو سلف العودة الضحایا الیهود على الهاربین. الیهود بسبب تیه التاریخیة، المذبح أو المذبح اتفق مع بکل إخلاص. لذلک، هرتسلیا أو نقل الیهود إلى أرض المیعاد التی شکلت، تغیرت والوطن، أو فسر وعد فلسطین وترجمتها. أمریکا وبریطانیا واسترالیا وکندا والمملکة العربیة السعودیة بحماس، کل ما لدیهم العجل الذهب ذبحوهم لمذبح. وفیما یتعلق قاعدة لعودتهم. ولکن مع ظهور الثورة الإسلامیة والصهیونیة ترک انطباع. لذلک کل أولئک الذین یفرون الهارب من الهرب الأمیرکیین مسلم أو الأوروبیین باعتبارهم من نسل أبی سفیان، ومصلحة فی رؤیة أن عودتهم إلى أرض العراق وسوریا.

    فی حین إذا بدلا من العنف، من خلال الأصدقاء کانوا یصلون، احتفل عودتهم. لذلک، إذا عودة إلى الایدیولوجی الذاتی: لیونة من الطبیب شریعتی وفرانز فانون اعتمدت حدث، شخص ما لم یکن قتل، ولکن هذا خطأ صغیر بدلا من استخدام الأیدیولوجیة للعودة الأسلحة المستخدمة، مما تسبب فی کان الجحیم عادل.


تاریخ : شنبه 95/4/12 | 11:51 عصر | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر