سفارش تبلیغ
صبا

محاصره آمریکا تنگ تر می شود

اظهارات ترامپ در سازمان ملل، نشان داد که دولت سفاک و زورگوی آمریکا، بزودی ساقط خواهد شد! زیرا روسای جمهور قبل، هیچگاه از کشورهای دیگر نمی ترسیدند، ولی او نشان داد که حتی از: کوبا یا ونزوئلا هم می ترسد و: این کشورها را تهدیدی بر علیه تاج و تخت خود می داند. البته ذکر نام ایران یا سوریه، چون از قبل هم بوده نشان از ترس دائمی دولت: خود خواه آمریکا می باشد. بطور طبیعی این اظهارات سخیف، موضع تمام مردم و یا حتی تمام دولتمردان آمریکا نیست، زیرا که اگر دولت آمریکا سرنگون شود، باید از بین همین مردم دولت جدیدی تشکیل شود. تنها تفاوت آن این است که مردم دنیا، دیگر دشمن دولت جدید نخواهند بود! بلکه همزیستی مسالمت آمیز شروع خواهد شد. باید دانست که روسای جمهور قبل، تهدیدات را حس کرده بودند، و میدانستند که تاج و تخت روسای جمهور آمریکا، که نزدیک دویست سال است: خون مردم را در شیشه کرده اند، بزودی از بین خواهد رفت. اما اینقدر احساس ضعف نمی کردند. حتی بوش و یا اوباما تصور می کردند: با حمله به عراق یا افغانستان، میتوانند مانع سقوط آمریکا شوند. اما اکنون بر آنها ثابت شده که: نمی دانند از کجا ضربه نهایی را خواهند خورد. استیصال اطلاعاتی و ناتوانی: تشخیص مشکل اصلی، آنها را بر ان داشته تا: با تمام مردم دنیا دشمن شوند. ابتدا تصور می کردند: فقط خاورمیانه است و یا: تنها ایران است که با: زورگویی ها و خودخواهی های آنها مخالف است، ولی الان می بینند که در: اروپا و آسیای دور و آفریقا نیز، مردم آنها را  دور می ریزند و می گویند: یانکی ها به خانه برگردید. ترامپ اعتراف کرد که: حتی در حیاط خلوت خود، یعنی آمریکای لاتین هم، مردم از او ناراضی هستند. به نظر ما مردم خود آمریکا بیشتر ناراضی هستند! ولی دستشان به جایی نمی رسد. آمریکا مانند یک زندان بزرگ است که: دور آن را آب ها و اقیانوس ها، احاطه کرده و مردم راه فراری ندارند. البته مدتی مکزیک یا کوبا، محل فراریان بود ولی باز هم، در دسترس اف بی ای و سیا بودند. گرچه امروز ونزوئلا توانسته تا: حدودی مردم ناراضی را در خود جای دهد، ولی همین امر باعث شده تا: دولت آمریکا در صدد سرنگونی: دولت ونزوئلا یا کوبا بر آید. و این حرفهای ترامپ، تاییدی بر این مدعا است. اما برای چندمین بار باید گفت: که سخنان زشت و بی پایه و اساس ترامپ، فقط نظر شخصی اش بوده و: نظر مردم آمریکا نیست. شاید نتانیاهو و چند جلاد دیگر، از حرفهای او تمجید کنند، ولی مردم آمریکا در کف خیابان ها، نشان دادند که حرفشان چیز دیگری است. وظیفه مردم آمریکا از امروز، سخت تر شد، آنها باید ترس از: اف بی ای و سازمان سیا و پنتاگون را کنار بگذارند. واین دیوانه را از میدان بردارند. البته نباید یک نفر دیوانه تر! را جای او بگذارند، زیرا سیستم آمریکا دیوانه پرور است: و ترامپ جدیدترین مدل تولیدی این سیستم است. لذا باید سیستم را متلاشی کنند. تنها راه متلاشی کردن این سیستم هم، اعتقاد به شهادت و نترسیدن از: مرگ یا شکنجه هست. نسل های گذشته آمریکا به دلیل فراری بودن، یا تبعیدی های اروپا و اسیایی، و نداشتن زمین، مجبور شده بودند زورگو باشند، تا بتوانند از سرخپوستان زمین و: از سیاهپوستان کار بگیرند. ولی امروز همه شهروند آمریکا هستند. و باید بدانند که صاحب زمین و: شهرهای آمریکا می باشند. و این زمین و شهر ها را، برای آیندگان خود باقی خواهند گذاشت. لذا باید که از حالت ترس و خوش نشینی بیرون ایند، و مانند یک شهروند واقعی، برای حکومت خود تصمیم بگیرند: تصمیمی برای تعامل سازنده با دنیا.

America"s siege gets tighter:

Tramp"s remarks at the United Nations showed that the ghostly government of the United States would soon be abandoned! Because former presidents were never afraid of other countries, he showed that he even fears Cuba or Venezuela: they see these countries as a threat to their throne. Of course, the mention of the name of Iran or Syria, since it was already a sign of the constant fear of the state: whether it is the United States itself. Naturally, Sathyat"s statements are not the position of all people, or even all of the US administration, because if the American government is overthrown, then a new government must be formed from these same people. The only difference is that the people of the world will no longer be the enemy of the new government! But peaceful coexistence will begin. It should be known that former presidents had felt threats, and they knew that the throne of the American presidents, who was nearly two hundred years old: Blood people in glass, will soon be destroyed. But they did not feel so weak. Even Bush or Obama thought that they could prevent the collapse of the United States by invading Iraq or Afghanistan. But now it"s proved to them: they do not know where they will hit the final. Intelligence Desperation and Inability: Identifying the main problem has led them to become enemies with all the world"s people. First, they thought: It is only the Middle East or Iran: it is only Iran that opposes their bullying and selfishness, but now they see that in Europe and in the distant Asia and Africa, people are throwing them away and saying : Yankees go home. Tramp admitted that: Even in his backyard, Latin America, people are unhappy with him. In our opinion, our American people are most unhappy! But their hands do not get anywhere. America is like a big prison: surrounded by waters and oceans, and people do not have an escape route. For a while, Mexico or Cuba was the place of the fugitives, but they were still available to the FBI and the CIA. Although today Venezuela has managed to: somewhat accommodate dissatisfied people, it has caused: the US government is about to overthrow the Venezuelan government or Cuba. And this is the tramp, which confirms this claim. But for a number of occasions, it must be said that the ugly and unfounded remarks of Trump are just his personal opinion: not the American people"s opinion. Perhaps Netanyahu and several other people would praise his words, but the American people showed up on the floor of the streets that they were talking about something else. The task of the American people has become harder than today, they should be afraid of: FBI and the CIA and the Pentagon. They will take this crazy out of the field. Of course one should not be crazy! Because the American system is crazy: and Trump is the newest model in the system. So you have to break the system. The only way to dismantle this system is to believe in martyrdom and not to fear: death or torture. Former American generations had to be bullied because they were runaway, or exiled from Europe and Asia, and lack of land, so that they could employ indigenous peoples: from black people. But today all are American citizens. And they must know that the landowner is: America"s cities. And they will leave the land and the cities for their posterity. Therefore, they must come out of fear and rejoicing, and, like a real citizen, decide for their own government: a decision to constructively engage the world.

حصار أمریکا یحصل أکثر تشددا :

وأظهرت تصریحات ترامب فی الأمم المتحدة أنه سیتم قریبا التخلی عن حکومة شبح الولایات المتحدة! ولأن الرؤساء السابقین لم یخافوا أبدا من بلدان أخرى، أظهر أنه یخشى کوبا وفنزویلا: فهم یرون أن هذه البلدان تشکل تهدیدا لعرشهم. بالطبع، ذکر اسم إیران أو سوریا، لأنه کان بالفعل علامة على الخوف المستمر من الدولة: ما إذا کانت أمریکا نفسها. وبطبیعة الحال، فإن تصریحات ساثیات لیست موقف جمیع الناس، أو حتى من کل الإدارة الأمریکیة، لأنه إذا تم الإطاحة بالحکومة الأمریکیة، یجب تشکیل حکومة جدیدة من هؤلاء الناس أنفسهم. والفرق الوحید هو أن شعوب العالم لن تکون عدوا للحکومة الجدیدة! ولکن التعایش السلمی سیبدأ. وینبغی أن یکون معروفا أن الرؤساء السابقین کانوا یشعرون بالتهدیدات، وأنهم یعرفون أن عرش الرؤساء الأمریکیین، الذین یبلغ عمرهم قرابة مائتی عام: شعب الدم فی الزجاج، سیدمر قریبا. لکنهم لم یشعروا بالضعف. حتى بوش أو أوباما اعتقدوا أنها یمکن أن تمنع انهیار الولایات المتحدة بغزو العراق أو أفغانستان. ولکن الآن ثبت لهم: انهم لا یعرفون أین سیصطدمون النهائی. الاستخبارات والیأس والعجز: أدى تحدید المشکلة الرئیسیة بهم إلى أن یصبحوا أعداء مع جمیع شعوب العالم. أولا، کانوا یعتقدون: انها فقط الشرق الأوسط أو إیران: إنها إیران الوحیدة التی تعارض البلطجة والأنانیة، ولکنهم یرون الآن أنه فی أوروبا وفی آسیا البعیدة وأفریقیا، الناس یلقونهم بعیدا ویقولون : یانکیز العودة إلى دیارهم. اعترف ترامب أن: حتى فی الفناء الخلفی له، أمریکا اللاتینیة، والناس غیر راضین عنه. فی رأینا، شعبنا الأمریکی أکثر تعاسة! ولکن أیدیهم لا تحصل فی أی مکان. أمریکا مثل سجن کبیر: محاطة بالمیاه والمحیطات، والناس لیس لدیهم طریق الهروب. کانت المکسیک أو کوبا مکان الهاربین، ولکنها کانت لا تزال متاحة لمکتب التحقیقات الفدرالی ووکالة المخابرات المرکزیة. على الرغم من أن فنزویلا الیوم تمکنت من: استیعاب بعض الناس غیر راضین إلى حد ما، فقد تسبب فی: الحکومة الأمریکیة على وشک الإطاحة بالحکومة الفنزویلیة أو کوبا. وهذا هو المشدود الذی یؤکد هذا الادعاء. ولکن فی عدد من المناسبات، یجب أن یقال إن التصریحات القبیحة التی لا أساس لها من ترامب هی مجرد آرائه الخاصة: ولیس رأی الشعب الأمریکی. ربما کان نتنیاهو وعددا من الناس الآخرین یثنیون على کلماته، ولکن الشعب الأمریکی ظهر على أرضیة الشوارع التی کانوا یتحدثون فیها عن شیء آخر. أصبحت مهمة الشعب الأمریکی أصعب من الیوم، یجب أن یخافوا من: مکتب التحقیقات الفدرالی ووکالة المخابرات المرکزیة والبنتاجون. وسوف تأخذ هذا مجنون للخروج من المیدان. بالطبع لا ینبغی أن یکون مجنون! لأن النظام الأمریکی هو مجنون: وترامب هو أحدث طراز فی النظام. لذلک لدیک لکسر النظام. والطریقة الوحیدة لتفکیک هذا النظام هی الاعتقاد بالاستشهاد ولیس الخوف: الموت أو التعذیب. فالأجیال الأمیرکیة السابقة یجب أن تتعرض للتخویف لأنها هاربة أو منفاة من أوروبا وآسیا، والافتقار إلى الأراضی، حتى یتمکنوا من توظیف الشعوب الأصلیة: من السود. ولکن الیوم جمیعا مواطنین أمریکیین. وعلیهم أن یعرفوا أن مالک الأرض هو: مدن أمریکا. وسوف یغادرون الأرض والمدن لأجیالهم. لذلک، یجب أن یخرجوا من الخوف والإبتهاج، وکما هو الحال بالنسبة للمواطن الحقیقی، یقررون حکومتهم: قرار المشارکة البناءة مع العالم.

Amerika mühasir?si daha s?rtl??ir:

Tramp"un Birl??mi? Mill?tl?r T??kilat?n?n sözl?ri, Amerika Birl??mi? ?tatlar?n?n ürkütücü hökum?ti tezlikl? t?rk edil?c?yini göst?rdi! art?q qorxu daimi dövl?t göst?rdiyi kimi, ?lb?tt? ki, ?ran v? Suriya ad?: America eqoist deyil. T?k f?rq, dünya xalq? art?q yeni hökum?tin dü?m?z olaca??d?r! Lakin sülhün b?rq?rar olmas? ba?layacaqd?r. Ancaq onlar z?if hiss etm?dil?r. H?tta Bush v? ya Obama, ?raq v? ya ?fqan?stan? i??al ed?r?k AB?-?n da??lmas?n?n qar??s?n? ala bil?c?kl?rini dü?ünürdü. Amma indi bunlar sübuta yetirildi: finala n?yin qaçd???n? bilmirl?r. K??fiyyat çar?sizliyi v? qüdr?tsizlik: ?sas problemin mü?yy?n edilm?si onlar? dünya xalq? il? dü?m?n hal?na g?tirib ç?xard?. Ilk fikir: Just Middle East ya sata?ma v? onlara qar?? eqoizm, lakin indi onlar Avropa v? Uzaq ??rq v? Afrika, insanlar onlar atmaq v? dem?k ki, gör?c?ksiniz ki, yaln?z ?ran Yankees ev? getdi. Tramp etiraf etdi ki: H?tta ba?ças?nda, Lat?n Amerikas?nda, insanlar onunla b?db?xtdirl?r. Bizim fikrimizc?, Amerika xalq?m?z ?n b?db?xtdir! Amma ?ll?ri heç bir yer? getmir. Amerika böyük bir h?bsxanaya b?nz?yir: sular? v? okeanlar? ?hat? edir, insanlar is? bir qaç?? yolu yoxdur. ?lb?tt? ki, hicr?t h?l? mövcud idi Meksika v? ya Kuba, is? FBI v? CIA idi. Venesuela ed? bu gün olsa da onlar?n yerind? b?db?xt b?zi insanlar, lakin bu hökum?t Amerikan? devirm?k s?b?b oldu: Venesuela v? ya Kuba hökum?ti. V? bu iddian? t?sdiq ed?n tramp. Sah?d?n ç?xan bu ç?l??nlar? alacaqlar. ?lb?tt? bir d?li deyil! Amerika sistemi deli oldu?undan, v? Trump sistemin ?n yeni modeli. Y?ni sistemin pozulmas? laz?md?r. Bu sistemi sökm?k üçün yegan? yol ??had?t? inanmaq v? qorxmamaqd?r: ölüm v? ya i?g?nc?. Amma bu gün ham?s? Amerika v?t?nda?lar?d?r. Onlar torpaq sahibinin oldu?unu bilsinl?r: Amerika ??h?rl?ri. Onlar torpaqlar? v? ??h?rl?ri öz övladlar? üçün t?rk ed?c?kl?r.

 

 


» نظر

www.mahinnews.ir

www.mahinnews.ir

پایگاه خبری بین المللی ماهین نیوز  

تحلیلی خبری سیاسی فرهنگی اقتصادی،به چهار زبان فارسی انگلیسی عربی آذری. دارای مجوز شماره 26237/92  از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

صاحب امتیاز و مدیر مسئول: سید احمد حسینی ماهینی

  تلفن 02133166179همراه و تلگرام 09120836492

آدرس: تهران خیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه دوم واحد 7 

77646634فاکس

ماهین نیوز قصد دارد با ارائه اخبار و تحلیل های فرهنگی سیاسی اقتصادی، دنیا

را به دهکده جهاین نزدیکتر کند

sahmahini@yahoo.com

 

ندای ماهین

www.nedayemahin.ir

ماهنامه سیاسی اقتصادی

تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95  از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی

آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه دوم واحد 9

mahinvare@gmail.com

 

 


» نظر

ما فکر می کنیم: فرعون مومیایی شده است.

فلک را سقف بشکافیم، و طرحی نو دراندازیم!

حافظ سخن دان و خوشخوان، که می بیند در شیراز ارج و قرب ندارد، می خواهد به جای دیگری برود، اما نمی داند که آسمان همه جا همین رنگ است. بطور کلی، انسان به تبع رشد جسمی، رشد روحی و عقلانی هم دارد که: گفته شده در سن چهل سالگی، عقل انسان به کمال می رسد. (کمال کل شی اول زواله) بعد از کمال، دوباره به سوی زوال می رود. و با این حرکت دوگانه: افت و خیز، همراه افت و خیز بدن می شود.

جسم کودک که رشد کرد، و روی پا ایستاد: اولین سالها، همه انرژی او بر مچ پاها است: و ورجه وورجه می کند. بعد به زانو و ساق نوبت می رسد: لذا نوجوان، همیشه در حال دویدن و انرژی خرج کردن است. بعد به زیر شکم و شکم و: سینه و قلب، چانه و در آخر عمری هم، مغز و خاطرات! از نظر روحی هم، وقتی بچه هستیم در فکر: اثبات خود هستیم منتهی ابتدا کودک فکر می کند: مرکز دنیا است! ولی کم کم می فهمد که باید: این مرکزیت را، خود، ایجاد کند و یا درواقع: با گریه و امثال آن، توجه ها را جلب و: محبت را گدایی کند. به سن بلوغ که می رسد تازه می فهمد: نه تنها مرکز دنیا نیست، بلکه هیچ کس نیست! و اصلا کسی او را دوست ندارد. با تغییرات جسمانی متوجه می شود: بزرگ شده و قدرت دارد. صدایش خش برداشته! قامتش استوار شده و پشت لبش هم مو در آورده است. از ترکیب تنهایی و قدرت داخلی خود، ایده تغییر جهان را در سر می پروراند. خیالات شروع می شود: اگر دنیا چطور باشد، بهتر است! و او تنها کسی است که: می تواند دنیا را تغییر دهد، و مردم را از فقر و بدبختی نجات بخشد. اما هرچه می گذرد، می بیند زورش نمی رسد لذا: در میانسالی تصمیم می گیرد: حداقل شهر خود را! بعدا آن را کوچکتر می کند: محله و فامیل خود را اصلاح کند! در آخر عمر، می بیند حتی زورش به خودش هم نمی رسد! تا خود را تغییر بدهد، چه رسد به تغییر جهان. در مورد کشورها و تمدن ها و: جوامع بشری هم همینطور است: جوامع و تمدن ها هم دارای: روح و جسم مستقلی هستند. انسان ابتدایی که می خواست: جای خدا باشد و کار های او را اصلاح کند، فقط توانست غاری کشف کند! و خود را از باد و باران حفظ کند. هرچه انسان متمدن تر شد، دید که فقط می تواند: با خودش و به اندازه خودش کار کند. ولی یک فرمول را خداوند به او یاد داد: اوهم یاد گرفت. و آن آموزه های دینی بود که می گفت: انسان بدون تصرف در کائنات، هیچ کاره است. و باید این حق تصرف را، از خدا بخواهد تا به او بدهد. این بود که پیامبران الهی توانستند: جهان را تغییر دهند. افراد دیگر هم به ترتیب، در پشت سر آنان قرار گرفتند: هرکس از خدا بیشتر فرمان برد، مردم از او بیشتر فرمان می بردند. اطاعت از خدا موجب اطاعت دیگران از او می شود. امام هادی می فرماید: هرکس می خواهد از او فرمان ببرند، باید اطاعت خدا کند. با اطاعت از خدا، در مسیر مشیت الهی قرار می گیریم و: با رضایت از این مشیت، قدرت نفوذ در ان می یابیم. یعنی حوزه نفوذ و اقتدار مدیریتی هرکس، به اندازه ترس او از خدا و: رضایت ش از مشیت و: قضا و قدر الهی است. آخرین دعای امام حسین ع، این را ثابت می کند. حتی میتوان گفت: که مدیران طاغوتی هم، قدرت خود را از خدا می گیرند! یعنی همان هایی که در بین مردم ادعای خدایی می کنند، چون به خلوت می روند، با خدا نجوا می کنند! مانند فرعون که: سه بار مستجاب الدعوه شد، و بلایا از خود دور کرد، ولی بار آخر خدا گفت: اگر این بار دو رویی را ادامه دهی، چنان نابودت می کنم که برای همه: عبرت باشی! و ما فکر می کنیم: فرعون مومیایی شده است.

Fill the ceiling and make a new plan!

Hafez, a well-known speaker, who sees no signs in Shiraz, wants to go elsewhere, but does not know that the sky is all the same color. In general, as a result of physical growth, human beings also have a mental and spiritual development that is said to have reached perfection at the age of forty. After perfection, it goes back to decline. And with this dual move: the drop and rise, along with the movement of the body.

The baby"s body grew up and stood on the leg: for the first few years, all her energy is on the ankles: she swings open. Then comes the knees and legs: so the teenager is always running and spending energy. Then underneath the abdomen and abdomen: chest and heart, chin and at the end of life, brain and memories! Spiritually, when we are kids, we are thinking: We prove ourselves. First, the child thinks: "The center of the world!" But at the very least he realizes that he must: create this center, himself, or actually: by crying and so forth, attracting attention: begging for affection. At the age of puberty, he finds it fresh: not only is not the center of the world, but no one! And no one likes him at all. He realizes with physical changes: he is enlarged and has power. Scratch your voice! He stands up and has a hair on his back. From the combination of loneliness and internal power, the idea of ??changing the world is over. The fantasy begins: if the world is, it"s better! And he is the only one who can: change the world, and save people from poverty and misery. But whatever happens, he does not see it. Therefore, he decides in middle age: At least his own city! Later it will make it smaller: modify your neighborhood and your family! At the end of his life, he does not even see his life! To change itself, let alone change the world. In the case of countries and civilizations, there are also human societies: societies and civilizations also have: an independent spirit and body. The primitive man who wanted to: replace God and repair his work, could only discover the cave! And keep yourself from wind and rain. The more man became more civilized, he saw that he could only work with himself and as much as himself. But God taught him a formula: he learned. And it was the religious doctrine that said: Man is nothing without capture in the universe. And he should ask God to give him the right to seize. It was that the divine prophets were able to: change the world. The other people were arranged behind them: whoever commanded God more, the people commanded him more. Obedience to God causes others to obey him. Imam Hadi says: "Anyone who wants to command him should obey God. By obedience to God, we are on the path to divine providence: and with the satisfaction of this providence, we will have the power to penetrate it. That is, the sphere of influence and authority of each person is as much as his fear of God and: his satisfaction with providence and: divine justice and divine significance. The last of Imam Hossein"s prayers proves this. It can even be said that the Tahtian rulers also derive their power from God! That is, those who claim gods among the people, because they go to rest, whisper with Allah! Like Pharaoh, who received three orders from Al-Dawah, and disaster struck herself, but at last, God said, "If you continue this two times, then you will be destroyed so that you can know everything!" And we think: Pharaoh has been mummified.

ملء السقف وجعل خطة جدیدة !

حافظ، المتحدث المعروف، الذی لا یرى أی علامات فی شیراز، یرید أن یذهب إلى مکان آخر، ولکن لا یعرف أن السماء هی نفس اللون. وبصفة عامة، ونتیجة للنمو البدنی، فإن البشر لدیهم أیضا النمو العقلی والروحی الذی یقال أن وصلت إلى الکمال فی سن الأربعین. بعد الکمال، فإنه یعود إلى الانخفاض. ومع هذه الخطوة المزدوجة: الهبوط والارتفاع، جنبا إلى جنب مع حرکة الجسم.

نما جسم الطفل وقفت على الساق: فی السنوات القلیلة الأولى، کل طاقتها هی على الکاحلین: انها تتأرجح مفتوحة. ثم یأتی الرکبتین والساقین: وبالتالی فإن المراهق هو دائما تشغیل وإنفاق الطاقة. ثم تحت البطن والبطن: الصدر والقلب، والذقن، وفی نهایة الحیاة والدماغ والذکریات! روحیا، عندما نحن أطفال، نحن نفکر: نحن نثبت أنفسنا: أولا، الطفل یعتقد: "مرکز العالم!" ولکن على الأقل یدرک أنه یجب علیه: إنشاء هذا المرکز، نفسه، أو فی الواقع: عن طریق البکاء وهکذا دوالیک، وجذب الانتباه: التسول من أجل المودة. فی سن البلوغ، وقال انه یجد انها جدیدة: لیس فقط لیس مرکز العالم، ولکن لا أحد! ولا أحد یحب له على الإطلاق. انه یدرک مع التغیرات الجسدیة: انه الموسع ولها السلطة. خدش صوتک! انه یقف ولها شعر على ظهره. من مزیج من الوحدة والقوة الداخلیة، وفکرة تغییر العالم قد انتهت. یبدأ الخیال: إذا کان العالم هو الأفضل، فمن الأفضل! وهو الوحید الذی یستطیع: تغییر العالم، وإنقاذ الناس من الفقر والبؤس. ولکن مهما حدث، فإنه لا یرى ذلک، لذلک قرر فی منتصف العمر: على الأقل مدینته! فی وقت لاحق وسوف تجعل من أصغر: تعدیل منطقتکم وعائلتک! فی نهایة حیاته، وقال انه لا یرى حتى حیاته! لتغییر نفسه، ناهیک عن تغییر العالم. وفی حالة البلدان والحضارات، توجد أیضا مجتمعات بشریة: المجتمعات والحضارات لها أیضا: روح مستقلة وجسد مستقل. الرجل البدائی الذی یرید: استبدال الله وإصلاح عمله، یمکن أن یکتشف فقط الکهف! والحفاظ على نفسک من الریاح والمطر. وکلما ازداد عدد المتحضرین، رأى أنه لا یستطیع أن یعمل إلا بنفسه وبقدر ما هو نفسه. ولکن الله علمه صیغة: تعلم. وکان العقیدة الدینیة التی تقول: الرجل لا شیء من دون القبض فی الکون. وینبغی أن یطلب من الله أن یعطیه الحق فی الاستیلاء. کان الأنبیاء الإلهیون قادرین على: تغییر العالم. أما الناس الآخرون فقد رتبوا وراءهم: فکل من أمر الله أکثر، أمره الناس أکثر. الطاعة لله یسبب الآخرین طاعة له. یقول الإمام هادی: "أی شخص یرید أن یأمر به یجب أن یطیع الله. من خلال الطاعة لله، ونحن على الطریق إلى العنایة الإلهیة: وبرضا هذا الادخار، سیکون لدینا القدرة على اختراقه. وهذا هو، مجال نفوذ وسلطة کل شخص هو بقدر خوفه من الله و: رضاه عن الادخار و: العدالة الإلهیة والأهمیة الإلهیة. الصلاة الأخیرة للإمام حسین، وهذا یثبت هذا. بل یمکن القول إن حکام طهطان یستمدون أیضا قوتهم من الله! أی أولئک الذین یدعون أنهم آلهة بین الناس، لأنهم یذهبون إلى الراحة، یهمسون مع الله! مثل فرعون، الذی أجاب ثلاث مرات، والکارثة ضربته بعیدا، ولکن فی النهایة قال الله: "إذا کنت لا تزال هذه مرتین، ثم سیتم تدمیر لک حتى تتمکن من معرفة کل شیء!" ونعتقد: فرعون محنط.

Tavan? doldurun v? yeni bir plan edin!

?irazda ?lam?tl?rini görm?y?n tan?nm?? bir dan??an Hafez, ba?qa bir yer? getm?k ist?yir, amma göyün eyni r?ng oldu?unu bilir. Ümumiyy?tl?, fiziki böyüm?nin n?tic?si olaraq, insanlarda zehni v? m?n?vi bir inki?af var ki, bu da q?rx ya?da mük?mm?lliy? çatm??d?r. Mük?mm?llikd?n sonra, dü?m?y? ba?lay?r. V? bu ikili h?r?k?tl?: damla v? b?d?nin h?r?k?tl? birlikd? yüks?lm?si.

 

Körp?nin c?s?di böyüdü v? aya?a qalxd?: ilk bir neç? il iç?risind? bütün enerjisi ayaq bil?ydil?r. Sonra diz v? ayaqlar? g?lir: yeniyetm?l?r h?mi?? çal??an v? enerji s?rf edirl?r. Sonra qar?n v? qar?n alt?nda: sin? v? ür?k, ç?n? v? h?yat?n sonunda, beyin v? xatir?l?r! Ruh?n, biz u?aq oldu?umuz zaman dü?ünürük: Biz özümüzü sübut edirik. Birincisi, u?aq dü?ünür: "Dünyan?n m?rk?zi!" Amma ?n az?ndan o, bunu etm?k laz?m oldu?unu ba?a dü?ür: bu m?rk?zi, özü v? ya ?slind? yaratmaq: a?layaraq v? s. Yetkinlik dövründ? o t?z? tap?r: dünyan?n m?rk?zi deyil, heç kimdir! Heç kim onu ??sevmir. O, fiziki d?yi?iklikl?rl? ba?a dü?ür: o, geni?l?nir v? güc? malikdir. S?sinizi sil! O durur v? arxa bir saç var. T?klik v? daxili gücün birl??m?sind?n dünyay? d?yi?dirm?k fikri bitdi. Fantaziya ba?lay?r: dünya varsa, daha yax??d?r! V? o t?k olan?d?r: dünyay? d?yi?dirin v? insanlar? yoxsulluqdan v? q?fl?td?n qurtar?n. Amma n? olursa olsun, görmür, buna gör? orta ya?da q?rar verir: ?n az? öz ??h?ri! Daha sonra bunu daha da azaldacaq: qon?uluq v? ail?nizi d?yi?dirin! H?yat?n?n sonunda h?tta h?yat?n? görmür! Özünü d?yi?dirm?k üçün dünyadak? d?yi?iklikl?ri t?k qoyun. Ölk?l?r v? sivilizasiyalar?n v?ziyy?tind? d? insan c?miyy?tl?ri var: c?miyy?tl?r v? sivilizasiyalar da var: müst?qil ruh v? b?d?n. Allah? ?v?z etm?k v? i?ini b?rpa etm?k ist?y?n ibtidai adam yaln?z ma?aran? a?kar ed? bil?r! Özünü kül?k v? ya???dan qoruyun. Daha çox adam daha sivill??di, o, yaln?z özü il? v? özü il? i?l?y? bil?c?yini gördü. Lakin Allah ona bir formul öyr?tdi: öyr?ndi. V? deyil?n dini doktrina idi: "?nsan kainatda tutulmadan heç bir ?ey deyil. V? o, Allahdan ona tutma hüququnu verm?sini xahi? etsin. Budur, ilahi pey??mb?rl?r: dünyay? d?yi?? bildi. Dig?rl?ri is? arxas?nda durmu?du: Allah? daha çox ?mr ed?nl?r daha çox ?mr etmi?dil?r. Allaha ita?t etm?k ba?qalar?n? ona ita?t edir. ?mam Hadi deyir: "Ona ?mr etm?k ist?y?n h?r k?s Allaha ita?t etm?lidir. Allaha ita?t ed?r?k, biz ilahi qaydan?n yolundad?rlar v? bu nem?tin t?min olunmas?ndan sonra onu nüfuz etm?y? gücümüz çat?r. Y?ni, h?r bir insan?n nüfuz v? nüfuz sah?si, Allahdan qorxdu?u q?d?r v? onun t?minat?n? v? ?lahi ?dal?t v? ilahi ?h?miyy?t? malikdir. ?mam Hüseynin dualar?n?n sonuncusu bunu sübut edir. H?tta Tahtiyan hökmdarlar?n?n da Allahdan gücl?rini ?ld? etdiyi deyilir! Y?ni, insanlar aras?nda tanr? olma?? iddia ed?nl?r, istirah?t üçün getdikl?ri üçün Allahla p?ç?ldarlar! Üç d?f? cavab ver?n firon kimi, f?lak?t ondan üz dönd?rdi, ancaq Allah?n sonuncu saat?nda dedi: "?g?r bu iki d?f? davam ets?niz, ham?n?z m?hv olacaqs?n?z, bil?c?ksiniz." V? biz dü?ünürük: Firon mumürl?nmi?dir.


» نظر

آنها حداقل 5نوع ترازنامه دارند! یکی برای دارایی که مالیات کمتر ب

اصل بدهی هم، حکم اجرا ندارد! چه رسد به بهره و جریمه و دیرکرد.

خیلی ها سعی می کنند: بین بانکداری« ربوی و اسلامی» یک خط بکشند. و خیلی از اینها بیشتر هم، سعی دارند این خط را پاک کنند. سیف و دیگران سعی دارند: بهره ها را پایین بکشند، ولی از ما بهتران آن را بالاتر از گذشته می برند. قانون را دور می زنند، به آن هم افتخار می کنند. مثلا سود سپرده ها 12درصد اعلام شد، ولی بانکها فوری گفتند: ما روز شمار می دهیم! یعنی نرخ بهره مرکب که تا 200درصد، بالابود به وجود می اورد. 365روز را هر روز، در 12درصد ضرب کنید! ببینید چه رقمی می شود. (1.12بتوان 365!) که حتی با لگاریتم هم، نمی توان حساب کرد. لذا باید دانست که برای بانکها، قانون معنی ندارد! بلکه آنها محاسبات ذهنی خودشان را ملاک میدانند، و هر راهی که بتوانند: جیب مشتری را بیشتر خالی کند. زیرا این نوع تبلیغات، دارای درآمد واقعی! و هزینه احتمالی است. این قاعده می گوید: شما وقتی می گویید: بهره روز شمار و برای مشتری توضیح می دهید، آب از لب و لوچه مشتری می ریزد! فوری پولش را در حساب می گذارد. ولی این شمایید که فردا، می توانید به هزاران بهانه، آن را پرداخت نکنید: مثلا بگویید دولت اجازه نداد، بانک مرکزی مانع شد و.! کلا بورس و بیمه و بانک، از این قاعده استفاده می کنند: مثلا قرعه کشی ها را ببینید، رقم های خیالی برای جایزه تعیین می شود، که مشتری فوری به طرف افتتاح حساب می رود. ولی هرگز کسی این رقم ها را برنده نمی شود، یا جشنواره ها و قرعه کشی ها فراموش می شود، و یا یک تغییر کوچکی در برنامه ها داده می شود: مثلا تمدید می کنند، تا مردم فراموش می کنند: چه قولهایی داده شده است. قاعده دیگری که بانکها استفاده می کنند، شعار بر روی ارزشهای جامعه و: اغراق در آنها، مثل اجرای بانکداری اسلامی یا انجام امور خیریه. با ذکر بانکداری اسلامی، میزان اعتماد مردم بالا می رود، و سپرده نزد بانکها افزایش می یابد، ولی از اسلام خبری نیست. برخی از علما فقط می کوشند: بهره و ربا را برای مردم از هم جدا کنند، در حالیکه در اسلام، اصل وام یا بدهی را هم، به زور نباید گرفت. لذا صدور هرنوع حکم اجرا یا: مصادره دارایی یا توقیف اموال، کاملا غیر اسلامی است. زیرا قران می فرماید: شما قرض را به خدا بدهید! یعنی پس گرفتن آن هم از خدا باید باشد، و کسی نمی تواند خدا را دستگیر یا زندانی کند! درجای دیگر قران ذکر شده: اگر به کسی قرض دادید یا وام پرداختید، او نتوانست به موقع پس بدهد، به او مهلت دهید! و اگر آن را ببخشید برای شما بهتر است. یعنی وام دادن در اسلام، واقعا قرض الحسنه است، و برای خدا است. و اگر کسی نداشت که پس بدهد، در امان خدا است: (المفلس فی امان الله). حالا ببینید بانکها چه کلکی می زنند تا: خدا یا بنده خدا را، دستگیر و زندانی کنند، اموالش را توقیف و مصادره نمایند! آنها می گویند: ما به خاطر بدهی کسی را تحت پیگرد قرار نمی دهیم، بلکه بدلیل نقض عهد و: عدم اجرای قرارداد جریمه می کنیم. بنابر این می بینیم که بانکها، همه چیز را همانطور که می خواهند می بینند. و چیزی بنام اسلام و: خدا و قران و انصاف نمی شناسند، برای همین است که خداوند هم، آنها را دشمن خود معرفی کرده! و می فرماید کسی که ربا را با معامله یکی بداند، یا رباخواری درپیش بگیرد، همانا با خدا اعلام جنگ نموده است. این است که پول بانکها هم برکت ندارد، با اینهمه ثروت و دارایی و: دزدی های زیاد، همیشه ورشکسته هستند! اگر روزی صورتحساب واقعی به مردم بدهند، آن روز، روز مرگ آن ها است. لذا همه صورتحساب های آنها صوری است: پر از در آمدهای کاذب، دارایی های نامرئی و: با قیمت های نامتعارف است. آنها حداقل 5نوع ترازنامه دارند! یکی برای دارایی که مالیات کمتر بدهند. دوم برای مردم که سود را کمی بیشتر نشان دهد. سوم برای سهامداران، که سود را خیلی بیشتر نشان دهد. چهارم برای مدیران که: سود را عالی نشان دهد تا پاداش بگیرند. پنجم برای بانک مرکزی تا کمتر درصد پرداخت کنند.

Principle of debt, there is no execution sentence!

Many try to: line between banking and Islamic banking. And most of them try to clear this line. Mr. Seif and others are trying to lower the interest, but they make it better than before. Take away the law, they are proud of it. For example, the profits of deposits were announced at 12%, but the banks immediately said: We count the day! That is compounding compound interest rates up to 200%. Multiply 365 days every day, at 12%! See what the number is. (1.12 can be 365!) That cannot be counted even with logarithms. Therefore, it should be known that the law does not make sense for banks! Instead, they determine their own mental calculations, and any way they can: empty the customer"s pocket further. Because this kind of advertising has real income! And the cost is likely. The rule says: When you say: The day"s interest and you explain to the client, the water drops from the lips and the customer! Instantly pays for her money. But you see that tomorrow, you cannot pay for thousands of excuses: say the government did not let it, the central bank was prevented and. Shares and insurers and banks use this rule: for example, draw lots, imaginary figures for the prize, which the immediate customer will pay for the opening. But never one will win those figures, or festivals and sweepstakes will be forgotten, or a small change will be given in programs: for example, they will renew, so people forget: what promises have been given. The other rule that banks use is a slogan on the values ??of society: Exaggeration in them, such as the implementation of Islamic banking or charitable work. With the mention of Islamic banking, the level of people"s trust increases, and deposits reach banks, but there is no news of Islam. Some scholars are only struggling to: make a difference between people and usury, while in Islam, the principle of debt or debt should not be forcibly taken. Therefore, the issuance of any enforcement order or confiscation of property or seizure of property is completely un-Islamic. Because the Qur"an says: "Give God a loan!" That is, taking back from God must be, and no one can arrest or imprison God! The other part of the Qur"an is mentioned: If you loaned or loaned someone, he could not pay back on time, give him a respite! And if you forgive it, it"s better for you. Naming a loan in Islam is really a loan to Allah, and it is for Allah. And if anyone did not have to give back, he is safe from Allah. Now, see what the banks are trying to do: God or God"s servant, arrest and imprison, seize and confiscate his property! They say: We do not prosecute someone for debt, but because of a breach of the contract and: We do not pay a penalty. Therefore, we see that banks see everything as they wish. And there is something called Islam: God does not know the Qur"an and the fair, that is why God has declared them their enemy! And he says that he who declares war on God by treating one with a deal, or taking usurpation. That is, the money of the banks is not blessed, with so much wealth and assets: a lot of robberies are always bankrupt! If one day a real bill is given to the people, that day is the day of their death. Therefore, all their bills are formal: full of false positives, invisible assets, and at unconventional prices. They have at least 5 types of balance sheets! One for a tax-less asset. Second, for people who show a little more profit. Third, for stockholders, it will show much more profit. Fourth, for managers who are: Profit to show off to reward. Fifth for the central bank to pay less.

مبدأ الدین، لا یوجد حکم التنفیذ !

ویحاول الکثیرون: الربط بین المصارف والخدمات المصرفیة الإسلامیة. ومعظمهم یحاولون مسح هذا الخط. سیف وآخرون یحاولون خفض الفائدة، لکنهم یجعلونها أفضل من ذی قبل. یسلب القانون، فهم فخورون به. على سبیل المثال، تم الإعلان عن أرباح الودائع بنسبة 12?، ولکن البنوک على الفور قال: نحن نعول الیوم! وهذا یضاعف أسعار الفائدة المرکبة تصل إلى 200?. مضاعفة 365 یوما کل یوم، فی 12?! انظر ما هو الرقم. (1.12 یمکن أن یکون 365!) لا یمکن عدها حتى مع اللوغاریتمات. ولذلک، ینبغی أن یکون معروفا أن القانون لا معنى بالنسبة للبنوک! بدلا من ذلک، فإنها تحدد الحسابات الذهنیة الخاصة بهم، وبأی طریقة ممکنة: تفریغ جیب العمیل أبعد من ذلک. لأن هذا النوع من الإعلانات لدیه دخل حقیقی! ومن المرجح أن التکلفة. وتقول القاعدة: عندما تقول: مصلحة الیوم وتشرح للعمیل، قطرات الماء من الشفاه والعمیل! تدفع على الفور لأموالها. ولکنک ترى أن غدا لا یمکنک أن تدفع ثمن الآلاف من الأعذار: یقول الحکومة لم تسمح بذلک، تم منع البنک المرکزی و. الأسهم وشرکات التأمین والبنوک تستخدم هذه القاعدة: على سبیل المثال، سحب القرعة، أرقام الخیال للجائزة، والتی العمیل یذهب فورا إلى فتح الحساب. ولکن لن یفوز أحد بهذه الأرقام، أو سوف تنسى المهرجانات والیانصیب، أو سیتم تقدیم تغییر بسیط فی البرامج: على سبیل المثال، سوف تجدد، حتى ینسى الناس: ما هی الوعود التی أعطیت . والقاعدة الأخرى التی تستخدمها المصارف هی شعار على قیم المجتمع: المبالغة فیها، مثل تنفیذ الصیرفة الإسلامیة أو القیام بأعمال خیریة. ومع ذکر الصیرفة الإسلامیة، یزداد مستوى ثقة الشعب، وتصل الودائع إلى البنوک، ولکن لا توجد أخبار عن الإسلام. بعض العلماء لا یکافحون إلا من أجل: إحداث فرق بین الناس والربا، بینما فی الإسلام، مبدأ الدین أو الدین لا ینبغی أن یؤخذ قسرا. ولذلک، فإن إصدار أی أمر إنفاذ أو مصادرة ممتلکات أو مصادرة ممتلکات غیر إسلامی تماما. لأن القرآن یقول: "أعطوا الله قرضا!" وهذا هو، والرجوع من الله یجب أن یکون، ولا أحد یستطیع اعتقال أو سجن الله! الجزء الآخر من القرآن هو ذکر: إذا کنت اقترضت أو اقترضت شخص ما، وقال انه لا یمکن أن تسدد فی الوقت المحدد، وإعطائه مهلة! وإذا کنت یغفر ذلک، فمن الأفضل بالنسبة لک. تسمیة القرض فی الإسلام هو حقا قرض إلى الله، ومن أجل الله. وإذا کان أی شخص لا یضطر إلى إعادته، فهو آمن من الله. الآن، انظر ما تحاول البنوک القیام به: الله أو خادم الله، القبض والسجن، ومصادرة ممتلکاته ومصادرته! یقولون: نحن لا ملاحقة شخص للدین، ولکن بسبب خرق العقد و: نحن لا ندفع غرامة. لذلک، نرى أن البنوک ترى کل شیء کما یحلو لهم. وهناک شیء یسمى الإسلام: الله لا یعرف القرآن والمعرض، وهذا هو السبب قد أعلن الله لهم عدوهم! ویقول إنه الذی یعلن الحرب على الله من خلال معاملة واحدة مع صفقة، أو أخذ اغتصاب. أی أن أموال البنوک لا تبارک، مع الکثیر من الثروة والأصول: الکثیر من السرقة دائما مفلسة! إذا یوم واحد یتم إعطاء مشروع قانون حقیقی للشعب، فی ذلک الیوم هو یوم وفاتهم. ولذلک، فإن جمیع فواتیرها رسمیة: ملیئة بالإیجابیات الکاذبة، والأصول غیر المرئیة، وبأسعار غیر تقلیدیة. لدیهم ما لا یقل عن 5 أنواع من المیزانیات! واحد للأصول غیر الضریبیة. ثانیا، بالنسبة للأشخاص الذین یظهرون المزید من الأرباح. ثالثا، بالنسبة للمساهمین، وسوف تظهر أکثر من ذلک بکثیر الربح. رابعا، للمدیرین الذین: الربح لیکون کبیرا لمکافأة. خامسا للبنک المرکزی لدفع أقل.

Borc prinsipi, icra hökmü yoxdur!

Bir çoxlar? bankç?l?q v? ?slam bankç?l??? aras?nda ?laq? qurma?a çal???rlar. V? onlar?n ?ks?riyy?ti bu x?ttini t?mizl?m?k üçün çal???rlar. Seif v? ba?qalar? maraqlar? azaltma?a çal???rlar, amma ?vv?ll?rd?n daha yax??d?rlar. Qanunu götür, onlar bununla qürur duyurlar. M?s?l?n, ?man?tl?rin m?nf??ti 12% -d? elan edilmi?di, lakin banklar d?rhal dedil?r: "Günü say?r?q! Bu, mür?kk?b faiz d?r?c?l?rini 200% -? q?d?r art?r?r. H?r gün 365 gün, 12% -? çarp?n! Say?n?n n? oldu?unu gör. (1.12 ola bil?r! 365!) Bu da logarithms il? say?lmaz. Buna gör? d?, qanun banklar üçün m?ntiqli deyildir! Bunun ?v?zin?, öz zehni hesablamalar?n? v? ist?nil?n ??kild? ed? bil?rl?r: mü?t?rinin cibini daha da bo?alt?n. Çünki bu cür reklam real g?lir! V? x?rcl?ri çox güman ki. Qaydada deyilir: ?g?r deyirsiniz: Günün maraqlar? v? mü?t?ri üçün aç?qlama, su dodaqlardan v? mü?t?rid?n ax?r! D?rhal pulunu öd?yir. Amma sabah, minl?rl? b?han? üçün öd?ni? ed? bilm?zsiniz: hökum?t bunu icaz? verm?di, m?rk?zi bank qar??s? al?nd? ??v?. S?hml?r, s??ortaç?lar v? banklar bu qaydan istifad? edirl?r: m?s?l?n, d?rhal mü?t?rinin aç?lmas? üçün öd?y?c?yi mükafat üçün çox sayda x?yali r?q?ml?r ç?kin. Amma bu r?q?ml?ri heç kim qazana bilm?y?c?k, ya da festival v? piyangolar unutulmayacaq v? ya proqramlarda kiçik bir d?yi?iklik veril?c?kdir: m?s?l?n, yenil?n?c?kdir, bel? ki insanlar unuturlar: n? vaxtsa verilmi?dir . Banklar?n istifad? etdiyi dig?r qayda c?miyy?t d?y?rl?rin? ?üar edir: ?slam bankç?l??? v? ya xeyriyy? i?l?rinin h?yata keçirilm?si kimi onlar?n iç?risind? ?i?irtm?. ?slam bankç?l???ndan söz açark?n, insanlar?n etibar s?viyy?si yüks?lir v??man?t banklara çat?r, ancaq ?slam x?b?rl?ri yoxdur. B?zi aliml?r yaln?z mübariz? apar?r: insanlar v? insanlar aras?nda f?rq yaratmaq, ?slamda borc v? ya borc prinsipi zorla al?nmamal?d?r. Buna gör? h?r hans? icra ?mri verilm?si v? ya ?mlak?n müsadir? edilm?si v? ya ?mlak?n ?l? keçirilm?si tamamil? ?slam dini deyildir. Çünki Quranda deyilir: "Allah? bir borc ver!" Y?ni, Allahdan dönm?li olmal? v? heç kim Allah? h?bs ed? bilm?z v? ya h?bs ed? bilm?z! Quran?n dig?r bir hiss?sind? qeyd olunur: ?g?r bir k?s? borc verdiyiniz v? ya borc verdiyiniz zaman, geri qaytarmaq, ona möhl?t ver? bilm?di! ?g?r onu ba???lasan?z, sizin üçün daha yax??d?r. ?slamda kredit verm?k, h?qiq?t?n, Allah üçün bir kreditdir v? Allah üçündir. H?r k?s geri verm?k ist?m?zs?, Allahdan t?hlük?sizdir. ?ndi banklar n? etm?y? çal???rlar: Allah v? ya Allah?n xidm?tçisi, h?bs v? h?bs, ?mlak?n? ?l? keçirin v??l qoyun! Onlar deyirl?r: Biz borc üçün kims? c?zaland?rm?r?q, lakin müqavil?nin pozulmas?na gör?: Biz c?za vermirik. Ona gör? d? biz banklar?n ist?dikl?ri kimi h?r ?eyi görürük. ?slam deyil?n bir ?ey var: Allah Quran? v??dal?ti bilmir, ona gör? d? Allah onlar? dü?m?nl?rini elan etdi! V? deyir ki, Allah? müharib? ed?nl?r bir-birl?ri il? m???ul olur v? ya q?sb ed?r?k. Y?ni, banklar?n pullar? çoxlu mal v? aktivl?rl? mübar?k deyil: bir çox soy?unçuluq h?mi?? iflas edir! Bir gün xalqlara bir real qanun verils?, o gün onlar?n ölüm günüdür. Buna gör? d? bütün qanun layih?l?ri formald?r: saxta, görünm?z aktivl?r v? qeyri-?n?n?vi qiym?tl?rl? doludur. ?n az? 5 növ balans var! Bir vergi az aktiv üçün. ?kincisi, bir az daha çox m?nf??t göst?r?n insanlar üçün. Üçüncüsü, s?hmdarlar üçün daha çox m?nf??t ver?c?kdir. Dördüncüsü, menecerl?r üçün: mükafat verm?k üçün g?lir. M?rk?zi bank üçün daha az öd?m? üçün be?inci.

 

 


» نظر

، آنها شاه عباس را در لباس مبدل، با هزار نفر قزلباش به انگلیس د

زبان انگلیسی را پاس بداریم!

سالها پیش شعار ما این بود که: زبان فارسی را پاس بداریم! ولی چون خود کسانی که این شعار را اختراع کردند، اعتقادی به آن نداشتند لذا بجای آن، الان شعار: زبان انگلیسی را پاس بداریم مطرح است. در ایران و افغانستان و تاجیکستان، که زبان فارسی در قانون اساسی آن آمده، کار مهمی برای زبان پارسی انجام نمی دهند! در تاجیکستان که زبان فارسی را، با خط الرسم روسی می نویسند! در افغانستان که پاشتو را اصلی دانسته، و فارسی را یک فحش می دانند! در ایران هم هر روز، دهها کلمه انگلیسی را وارد می کنند! در مجالس رسمی و غیر رسمی، اصلا فارسی صحبت نمی کنند! اینها می خواهند شاهد مرگ زبان فارسی باشند، اما زبان فارسی خدایی دارد! تا حالا که مانده، از این به بعد هم پابرجا خواهد ماند. چهارتا بچه سوسول که تازه: زبانشان به انگلیسی باز شده! یا نوکیسه و نو دولتی ها که: زبان انگلیسی برای انها نان و نام می آورد، اصلا به فکر نباشند، مهم نیست! حتی آنهایی که مسئول فرهنگستان: زبان و ادبیات فارسی هستند، ولی به ضرس قاطع می گویند: اصطلاحات انگلیسی معادلی در فارسی ندارند، بگذارید انقدر بگویند تا عرف شود! به آنها بگوییم مصطلح شده است. چه آنهایی که آنقدر خرج تبلیغات زبان انگلیسی می کنند: که اگر تا بحال این پولها را جمع کرده بودند، میتوانستند دنیا را بخرند! بگذار اینها هر بلایی می خواهند: بر زبان فارسی بیاورند، خداوند زبان فارسی را دوست دارد و: اگر عده ای آن را دوست نداشته باشند، افراد دیگری را مامور زبان فارسی میکند، تا از آن پاسداری کنند! همین امروز در نشست تخصصی: وزارت خارجه در مورد 120سال: روابط ایران و بلغارستان، دیدیم که مسئول نشست با اینکه ایرانی بود! و در کشور ایران بود، بیشتر مهمانان هم فارسی بلد بودند، انگلیسی صحبت می کرد تا: به نام و نانش لطمه نخورد! و اعتبارش زیر سوال نرود. اما خداوند، سفیر بلغارستان و نماینده وزیر خارجه آنها را، فرستاده بود تا هم پیام: وزیر خارجه بلغارستان را، به فارسی بگوید و هم، در مورد نمایشگاه تخصصی، به زبان فارسی شیرین توضیح دهد. ما با این معجزه الهی، سال ها است که آشنا هستیم! بهترین دستور زبان فارسی را، هندی ها می نویسند! و بهترین اشعار فارسی را، ترک ها و آذری ها می سرایند. شعر صائب تبریزی، نظامی گنجوی شمس تبریزی و: از همه بالاتر شعر استاد شهریار یه فارسی، قدرت ماندگاری جادویی: به زبان فارسی داده است. جالب است بدانیم: ایرانی ها در تمام کشورها، در اقلیت های کوچک وجود دارند و: در حفظ این زبان، از امکانات همان کشورها استفاده می کنند. مثلا در همین بلغارستان، مسلمانان مورد احترام هستند و: در بین مسلمانان شیعیان هم موقعیت های اجتماعی خوبی دارند. ولی گروهی هستند بنام قزلباش ها! که سال ها است زبان فارسی را، در بلغارستان حفظ کرده اند. براساس تحقیقات انجام شده، قزلباش ها باقیمانده گروهی از هزار نفر قزلباشی هستند که: مخفیانه همراه شاه عباس به انگلستان می روند! وقتی برادران شرلی به ایران آمدند، هدف بالاتری از نمایندگی داشتند، آنها شاه عباس را در لباس مبدل، با هزار نفر قزلباش عزب! با خواست ملکه به انگلیس دعوت کردند، تا از نسل ایرانی ها در انجا داشته باشند! لذا به هر هزار نفر قزلباش، دختران جوان هدیه دادند! که ماموریت داشتند از قزلباش ها باردار شوند، ولی کودک را برای خود نگهدارند. ملکه نیز شاه عباس را بخود دعوت کرد! مثل امروز که هرکس نمی تواند: در ایران فعالیت ازاد جنسی داشته باشد، به اروپا می رود و آنها هم، فرزندان ایرانی تبار را پس نمی دهند! این سنت از آن زمان باقی ماند، فرزندان بدنیا آمده در سراسر اروپا و جهان پراکنده اند.

Let"s take English!

Many years ago our slogan was: Farsi! But since the ones who invented this slogan did not believe in it, so instead, we now have a slogan: English language support. In Iran, Afghanistan, and Tajikistan, whose Farsi language is in the constitution, they do not do much for the Persian language! In Tajikistan writing Persian language with Russian script! In Afghanistan, the main point is your father, and they consider Farsi to be a prostitute! In Iran, every day, dozens of English words are imported! In formal and informal meetings, they do not speak Persian at all! They want to see the death of the Persian language, but the Persian language has a god! So far, it will remain. Four new boys: their language is in English! Or new layman and new governments that: English does not have to think about them, it does not matter! Even those who are in charge of the academy are Persian language and literature, but they say to the dictator: There are no English equivalents in Persian, let them say so much to be customary! We tell them that they have been smelled. Who are they who spend so much on English language advertising: if they had collected the money so far, they could buy the world! Let these people want any blunder: to bring Persian language, God loves the Persian language and: If some do not like it, they will be the Farsi agent for protecting others! Today, at a specialty meeting: the State Department on 120 years: the relations between Iran and Bulgaria, we saw that the meeting was held despite being Iranian! And it was in Iran, most of the guests also knew Persian, English spoke until: it did not hurt its name and bread! And its credibility is not questioned. But God sent the Bulgarian ambassador and his foreign minister to send a message to the Foreign Minister of Bulgaria in Farsi, as well as to explain the Persian exhibition of Sweet in a specialized exhibition. We are familiar with this divine miracle for years! The best Persian grammar, Hindi! And the best Persian poetry, the Turks and the Azeri singing. Poetry of Saeb Tabrizi, Ganjavi Shams Tabrizi, and: Above all, the poetry of Master Shahriar Persian language, the magic of magical survival: in Farsi. Interestingly, there are Iranians in all countries, in small minorities, and in the preservation of this language, they use the facilities of the same countries. For example, in the same Bulgaria, Muslims are respected and: Among Shiite Muslims, they also have good social situations. But there are some people called Qizilbashes! For many years, they have kept Persian in Bulgaria. Based on the research carried out, the Qizilbakhs are the rest of a group of thousands of Tzelbashi who: secretly accompany Shah Abbas to England! When Shirley"s brothers came to Iran, they had a higher goal of representing; they cast Shah Abbas into disguised hands, with a thousand Qizilbashes! They invited the Queen to England to have the Iranian people here! So, every thousand people donated young girls to Qizilbash! Who had the mission to get pregnant from Qizilbash, but keep the baby for themselves? The Queen also invited Shah Abbas! Like today, whoever cannot: In Iran, has a free sexual activity, goes to Europe, and they do not give up Iranian children! This tradition has remained since then, the descendants of children born throughout Europe and the world are scattered.

دعونا نأخذ اللغة الإنجلیزیة !

قبل سنوات عدیدة کان شعارنا: الفارسیة! ولکن بما أن أولئک الذین اخترعوا هذا الشعار لم یؤمنوا به، فبدلا من ذلک، أصبح لدینا الآن شعار: دعم اللغة الإنجلیزیة. فی إیران وأفغانستان وطاجیکستان، التی هی اللغة الفارسیة فی الدستور، فإنها لا تفعل الکثیر للغة الفارسیة! فی طاجیکستان کتابة اللغة الفارسیة مع النص الروسی! فی أفغانستان، النقطة الرئیسیة هی والدک، ویعتبرون الفارسیة أن تکون عاهرة! فی إیران، کل یوم، یتم استیراد العشرات من الکلمات الإنجلیزیة! فی الاجتماعات الرسمیة وغیر الرسمیة، أنهم لا یتکلمون الفارسیة على الإطلاق! انهم یریدون أن نرى وفاة اللغة الفارسیة، ولکن اللغة الفارسیة لدیها إله! وحتى الآن، سیبقى. أربعة فتیان جدد: لغتهم باللغة الإنجلیزیة! أو نوتشی والحکومات الجدیدة التی: الإنجلیزیة لا یجب أن نفکر فیها، لا یهم! حتى أولئک الذین هم المسؤولون عن الأکادیمیة هی اللغة الفارسیة والأدب، ولکنهم یقولون للدیکتاتور: لا یوجد معادل اللغة الإنجلیزیة فی الفارسیة، والسماح لهم یقولون الکثیر لیکون العرفی! نقول لهم أنهم قد رائحة. من هم الذین ینفقون الکثیر على الإعلان باللغة الإنجلیزیة: إذا کانوا قد جمعوا المال حتى الآن، یمکنهم شراء العالم! دعونا هؤلاء الناس یریدون أی خطأ: لجلب اللغة الفارسیة، الله یحب اللغة الفارسیة و: إذا کان البعض لا ترغب فی ذلک، فإنها ستکون الوکیل الفارسیة لحمایة الآخرین! الیوم، فی اجتماع متخصص: وزارة الخارجیة على مدى 120 عاما: العلاقة بین إیران وبلغاریا، رأینا أن الاجتماع عقد على الرغم من کونها الإیرانیة! وکان فی إیران، ومعظم الضیوف یعرفون أیضا الفارسیة، تحدث الإنجلیزیة حتى: أنها لم تؤذی اسمها والخبز! ولا شک فی مصداقیتها. ولکن الله أرسل السفیر البلغاری ووزیر خارجیته لارسال رسالة إلى وزیر خارجیة بلغاریا باللغة الفارسیة، فضلا عن شرح المعرض الفارسی للحلو فی معرض متخصص. نحن على درایة هذه المعجزة الإلهیة لسنوات! أفضل قواعد اللغة الفارسیة، الهندیة! وأفضل الشعر الفارسی، والأتراک والغناء الأذربیجانی. شعر صائب تبریزی، غانجافی شمس تبریزی، و: قبل کل شیء، شعر سید شهریار اللغة الفارسیة، سحر البقاء على قید الحیاة السحریة: باللغة الفارسیة. ومن المثیر للاهتمام، أن هناک الإیرانیین فی جمیع البلدان، فی الأقلیات الصغیرة، وفی الحفاظ على هذه اللغة، فإنها تستخدم مرافق من نفس البلدان. على سبیل المثال، فی بلغاریا نفسها، یحترم المسلمون و: من بین المسلمین الشیعة، لدیهم أیضا أوضاع اجتماعیة جیدة. ولکن هناک بعض الناس دعا کیزیلباشیس! لسنوات عدیدة، أنها أبقت الفارسی فی بلغاریا. استنادا إلى البحوث التی أجریت، و قیزیلباخس هی بقیة مجموعة من الآلاف من تزلباشی الذی: یرافق سرا عباس عباس لانجلترا! عندما جاء إخوان شیرلی إلى إیران، کان لدیهم هدف أعلى من التمثیل، وهم یلقیون شاه عباس فی تمویه، مع ألف شخص فی قیزلباش! دعوا الملکة إلى إنجلترا أن یکون الشعب الإیرانی هنا! لذلک، کل ألف شخص تبرع الفتیات الصغیرات إلى قیزیلباش! الذی کان لدیه مهمة للحصول على الحوامل من قیزیلباش، ولکن الحفاظ على الطفل لأنفسهم. دعت الملکة أیضا شاه عباس! مثل الیوم، من لا یستطیع: فی إیران، له نشاط جنسی حر، یذهب إلى أوروبا، ولا یتخلى عن الأطفال الإیرانیین! وقد ظل هذا التقلید قائما منذ ذلک الحین، متناثرة من نسل الأطفال المولودین فی جمیع أنحاء أوروبا والعالم.

?ngilis dili alaq!

Bir çox ill?r ?vv?l ?üar?m?z oldu: Farsi! Amma bu ?üar? icad ed?nl?r ona inanmad?lar, buna gör? d? indi ?üar?m?z var: ?ngilis dili d?st?k. Fars dilinin konstitusiyada oldu?u ?ran, ?fqan?stan v? Tacikistanda fars dilind? çox ?ey yoxdur! Tacikistanda fars dilini rus yaz? il? yaz?r! ?fqan?standa ?sas m?qam sizin atan?zd?r v? Fars? fahi?? olma?? dü?ünür! ?randa h?r gün, onlarla ingilis sözü idxal olunur! R?smi v? qeyri-r?smi görü?l?rd? fars dilind? dan??m?rlar! Fars dilinin ölümünü görm?k ist?yirl?r, fars dilind? is? bir tanr? var! ?ndiy? q?d?r qalacaq. Dörd yeni o?lan: onlar?n dili ingilis dilind?dir! V? ya nocci v? yeni hökum?tl?r: ?ngilis onlara dü?ünm?k laz?m deyil, bu vacib deyil! Akademiyan? idar? ed?nl?r h?tta fars dili v??d?biyyat?d?rlar, amma diktatora deyirl?r: Fars dilind? ingilis dilinin b?rab?rliyi yoxdur, onlar ad?t etm?k üçün çox ?ey söyl?sinl?r! Onlara dedil?r ki, onlar iyl?nibl?r. ?ngilis dili reklamlar?nda çox s?rf ed?nl?r kiml?rdir: ?g?r onlar bu gün? q?d?r pul toplay?rlarsa, dünya ala bil?rl?r! Bu insanlar ist?nil?n bir s?hv ist?sinl?r: Fars dilini g?tirsin, Allah fars dilini sev?r v?: B?zil?ri xo?lam?rsa, ba?qalar?n? qorumaq üçün Fars agenti olacaqlar! Bu gün xüsusi bir konfransda: 120 illik Dövl?t Departamenti: ?ran il? Bolqar?stan aras?ndak? ?laq?l?r, görü?m?nin ?ran olmas?na baxmayaraq gördüyünü gördük! ?randa oldu?u kimi, qonaqlar?n ?ks?riyy?ti d? Fars bilirdi, ?ngilis dan??d?: bu ad?n? v? çör?yini incitm?yib! V? onun etibarl?l??? sual alt?ndad?r. Amma Allah Bolqar?stan s?firi v? xarici i?l?r nazirini Farsdak? Bolqar?stan?n xarici i?l?r nazirin? bir mesaj gönd?rm?si v? xüsusi bir s?rgid? ?irin Fars s?rgisini izah etm?k üçün gönd?rdi. ?ll?rdir bu ilahi möcüz?ni tan?y?r?q! ?n yax?? farsca qrammatikas?, Hindi! V??n yax?? fars ?eirl?ri, türkl?r v? az?rbaycanl? oxuma. Saeb T?brizinin ?eirl?ri, G?nc?vi ??msi T?brizi v?: H?r ?eyd?n ?vv?l, Master ??hriyar Fars dilinin ?eirl?ri, sehirli sa?olun sehrl?ri: Fars dilind?. Maraql?d?r ki, bütün ölk?l?rd? kiçik azl?qlarda iranl?lar var v? bu dili qoruyark?n eyni ölk?l?rin imkanlar?ndan istifad? edirl?r. M?s?l?n, eyni Bolqar?standa müs?lmanlar hörm?t edir v? ?i? müs?lmanlar aras?nda yax?? sosial v?ziyy?t? malikdirl?r. Ancaq b?zi q?z?lba?lar da var! Uzun ill?r ?rzind? onlar Bolqar?standa fars dilind? saxlam??lar. Yap?lan ara?d?rmalara ?sas?n, Q?z?lbaxlar, ?eb-Abbas? ?ngilt?r?y? gizli yola sald?ran minl?rl? Tselba?? qrupunun qalan hiss?sidir! ?irinin qarda?lar? ?rana g?ldikd?, daha yüks?k bir h?d?f göst?rdil?r, ?ah Abbas? min q?z?lba?lar il? gizli ?ll?r? atd?lar! Onlar Kraliçan? ?randak? insanlar? buraya g?tirm?k üçün ?ngilt?r?y? d?v?t etdil?r! Bel?likl?, h?r min n?f?r Q?z?lba?a g?nc q?zlar? ba???lad?! Q?z?lba?dan hamil? qalma?? tap??rd?, ancaq körp?ni özl?ri üçün tutdu. Kraliça d? ?ah Abbas? d?v?t etdi! Bu günkü kimi, kim olursa olsun: ?randa pulsuz seksual f?aliyy?t var, Avropaya gedir v? ?ranl? u?aqlar?ndan imtina etmirl?r! Bu ?n?n? o zamandan b?ri qald?, Avropada v? dünyadak? do?ulan u?aqlar?n n?sli da??ld?.

 

 


» نظر

چاقوی پاک که گلوی انسان را ببرد، چه فایده ای دارد؟

دایره گچی قفقازی و دو فقره دزدی وتحریف تاریخ

دایره گچی قفقازی، نقش خالو قربان را در زندگی میرزا کوچک خان بازی می کند! خیانتی که خیلی ساده نادیده گرفته می شود. یکی از خیانت های این نمایشنامه ضد ایرانی بودن آن است: در جنگ فرضی بین ایران و پادشاه گرجستان، طرف پادشاه را می گیرد! و ایرانی ها را سفاک و خون ریز نشان می دهد که: به هیچ صغیر و کبیری رحم نمی کند. شخصیت اصلی داستان، در همان اوایل می گوید: من در جنگ با ایران! پای خود را از دست داده ام. که درواقع درجه جانبازی! او را به رخ می کشد و بعد هم، که داستان آواره شدن خانواده ها و: جدا شدن فرزندان از مادران به خاطر این جنگ است. در حالیکه اصلا با گرجستان جنگی در تاریخ ثبت نشده! و داستان کودک هم یکی از قضاوت های امیرالمومنین است. این روسها بودند که به گرجستان حمله کرده، و آن را از ایران جدا کردند. شاهزاده گرجستانی به دربار قاجار پناه آورد، و قشون برای کمک او همراه شدند. که این نمایشنامه آن را برعکس نشان داده. البته در زمان شاه عباس، فرماندار گرجستان ادعای خودمختاری کرد، و خواست از ایران جدا شود، که او را دستگیر کردند و: ربطی به جنگ مردمی نداشت. حالا چرا برعکس جلوه می دهند، شاید می خواهند بگویند: تئاتر نه تنها دوست و دشمن نمی شناسد، بلکه جای اینها را هم عوض می کند. آنوقت ما میرویم از هالیوود شکایت می کنیم: که چرا فیلم سیصد را ساخت! اگر واقعا تئاتر اینهمه احمق است، که مه تنها فرق بین خیانت و خدمت را نمی داند، بلکه مسائل بیگانگان را بناحق بر مسائل ملی ترجیح می دهد، باید گفت مرگ بر این تئاتر! اما عملکرد کلی تئاتر این را نمی گوید: تئاتر حتی انگیزه دفاع از وطن را تقویت می کند، فقط تعداد انگشت شماری هستند: به بهانه عدم دخالت سیاست در تئاتر! مزدور بی جیره و مواجب دشمن می شوند. بجای اینکه به غارتگری سپاه دشمن حمله کنند، آن غارتگری را به خودی نسبت می دهند. و این خط سیاست زدایی یا: ستون پنجم پروری، فقط در تئاتر نیست، در همه هنرها می تواند نفوذ کند. اگر سیاست گذاران فرهنگ و هنر، خواب باشند چیزی شبیه: اقلیم کردستان را شاهد خواهیم بود. زیرا اقلیم کردستان از ابتدای تشکیل دولت عراق، با همین هنر ها زمینه تجزیه عراق را فراهم کرد. هر نوع هنری که از دید: علمای نجف حرام و غیرقابل ارائه اعلام شده بود، در اقلیم کردستان دعوت و: به آنها میدان داده می شد. حادثه ای مانند کنسرت دادن در مشهد مقدس! شاید ماهیت کنسرت ضد ملی و خائنانه نباشد، و حتی مثلا سرود ملی هم باشد! ولی به دلیل تضعیف جایگاه مرجعیت، یک حرکت ضد ملی و: بازی در زمین دشمن است. در فتنه 88 هم شاهد: حضور هنر دگر اندیش و استعماری، در مقابل مرجعیت دینی بودیم. جالب است کسانی که در گروههای کر! هستند و مسلمان هم هستند، به هنگام اجرای همخوانی، ترجیح می دهند لباس مخصوص را بپوشند! و به زبان ارمنی یا مسیحی، همنوایی را بخوانند. ولی به ما که می رسد می گویند: چرا باید چادر سر کنیم و: حجاب داشته باشیم یا چرا: باید نماز را به عربی بخوانیم! واین نشان می دهد تنها راه جلوگیری از فروپاشی کشورها: از جمله عراق، تصفیه در گروه هنرمندان است: زیرا داعش فقط در نیروهای نظامی نیست، بلکه در فرهنگ و هنر هم حضور فعال دارد. دشمن نیروهای خود را در: دانسینگ ها و کنسرت ها سازماندهی می کند. زیرا می داند هرکس به آنجا می آید، حتما مرجعیت را زیر پا گذاشته است. ممکن است بگوییم موسیقی پاک! یا تئاتر پاک هم وجود دارد، ولی چاقوی پاک که گلوی انسان را ببرد، چه فایده ای دارد؟ بیایید هنرمندان داعشی را هم سرکوب نمایید! زیرا قبل از آمدن نظامیان داعشی، اینها بعنوان ستون پنجم زمینه را آماده می کنند: نارضایتی ها را افزایش داده، و مدعی آزادی های مدنی خود خوانده می شوند.

Cuckoo Gypsum Circle: Two Secrets of theft

The Caucasian Gypsum Circle plays the role of Khalv-Qarban in the life of Mirza Kuchak Khan! A betray that is very simply ignored. One of the betrayals of this play is anti-Iranianism: in the hypothetical war between Iran and the king of Georgia, he takes the king"s side! And they show the Iranians a bloodthirsty and bloodthirsty thing: they do not have mercy on any small and large. The main character of the story, at the very beginning, says: "I am in war with Iran! I lost my foot. That"s actually the degree of devastation! It is happening to him later, which is the story of displacing families and: the separation of children from mothers due to this war. While there is no war in Georgia at all! And the story of the child is one of the judgments of Amir al-Momenin. These were the Russians who invaded Georgia and separated it from Iran. The Georgian prince took refuge in the Qajar court, and their troops accompanied him. That the play is showing the opposite. Of course, during the reign of Shah Abbas, the governor of Georgia claimed self-determination, and wanted to separate Iran from Iran, arresting him and: he had nothing to do with a popular war. Now why do they seem the opposite, maybe they want to say: The theater not only does not know the friend and the enemy, but also replaces them. Then we"re going to complain about Hollywood: why did you make the movie 300! If theater really is foolish, that May does not only differentiate between betrayal and service, but rather prefer foreign affairs to the national issues, it should be said death to this theater! But the general performance of the theater does not say: The theater even strengthens motivation to defend the homeland, only a handful: under the pretext of not interfering politics in the theater! Unarmed mercenaries become enemies. Instead of attacking the loot of the enemy"s army, they attribute that plunder to themselves. And this policy of deregulation: The fifth column, not just in the theater, can penetrate all arts. If politicians of culture and art are dreaming, we will see something like: Kurdistan"s climate. Because the Kurdish climate since the formation of the Iraqi government, with these same arts, provided a breakthrough for Iraq. Any kind of art that was seen from the point of view of the scholars of Najaf was forbidden and unprovoked, invited in the Kurdistan region: they were given to them. An incident like a concert in Holy Mashhad! Perhaps the nature of the concert is not anti-national and treacherous, and even a national anthem! But because of the weakening of the rank of authority, an anti-national movement is: playing on the enemy"s ground. In Conflict 88, we also witnessed the presence of retrospective and colonial art against religious authority. It"s interesting to those who are in the choir groups! And they are Muslims, they prefer to wear special clothes when they perform their matches! And read in Armenian or Christian. But they say to us: Why should we go to the tent: we have a veil or why: we should pray prayers in Arabic! This shows that the only way to prevent the collapse of countries: including Iraq, is to purge the group of artists: because ISIS is not only in military forces, it is also active in culture and art. The enemy organizes its forces in: Dancing and Concerts. Because he knows that everyone comes to him, he must have violated his authority. We can say clean music! Or there is a clean theater, but what"s the benefit of a clean knife that takes a human"s throat? Let"s crack down on ISIL"s artists! Because before the arrival of ISIL militants, these are preparing for the fifth pillar: raising dissatisfaction and claiming their civil liberties.

الوقواق الجبس دائرة: اثنین من أسرار السرقة

تلعب دائرة الجبس القوقازیة دور خلف-کربان فی حیاة میرزا ??کوشاک خان! خیانة یتجاهلها ببساطة. واحدة من خیانات هذه المسرحیة هی معاداة الإیرانیة: فی الحرب الافتراضیة بین إیران وملک جورجیا، وقال انه یأخذ الجانب الملک! ویظهرون الإیرانیین شیئا متعطش للدماء والدماء: وهم لا یرحمون على أی صغیرة وکبیرة. الشخصیة الرئیسیة للقصة، فی البدایة، تقول: "أنا فی حرب مع إیران! لقد فقدت قدمی. هذا هو فی الواقع درجة الدمار! وهو ما یحدث له لاحقا، وهی قصة تشرید الأسر و: فصل الأطفال عن الأمهات بسبب هذه الحرب. فی حین لا توجد حرب فی جورجیا على الإطلاق! وقصة الطفل هی واحدة من أحکام أمیر المؤمنین. وکان هؤلاء الروس الذین غزا جورجیا وفصلوها عن إیران. وقد لجأ الأمیر الجورجى إلى محکمة قاجار، ورافقته قواتهم. أن المسرحیة تظهر العکس. بطبیعة الحال، فی عهد الشاه عباس، ادعى حاکم جورجیا تقریر المصیر، وأراد فصل إیران عن إیران، التی اعتقلته: لیس لها علاقة بحرب شعبیة. الآن لماذا یبدو العکس، ربما یریدون أن یقولوا: المسرح لیس فقط لا یعرف الصدیق والعدو، ولکن أیضا یحل محلهم. ثم سنشکو من هولیوود: لماذا جعلت الفیلم 300! إذا کان المسرح حقا حمقى، أن مایو لا یفرق فقط بین الخیانة والخدمة، ولکن یفضل الشؤون الخارجیة إلى القضایا الوطنیة، ینبغی أن یقال الموت لهذا المسرح! ولکن الأداء العام للمسرح لا یقول: المسرح حتى یقوی الدافع للدفاع عن الوطن، سوى حفنة: بحجة عدم التدخل فی السیاسة فی المسرح! یصبح المرتزقة غیر المسلحین أعداء. بدلا من مهاجمة نهب جیش العدو، فإنها تنسب النهب لأنفسهم. وهذه السیاسة من إزالة القیود: العمود الخامس، ولیس فقط فی المسرح، یمکن أن تخترق جمیع الفنون. إذا کان سیاسیو الثقافة والفن یحلمون، سنرى شیئا مثل: مناخ کردستان. لأن المناخ الکردی منذ تشکیل الحکومة العراقیة، مع هذه الفنون نفسها، وفر انفراجا للعراق. وکان أی نوع من الفنون التی رأیت من وجهة نظر علماء النجف محظورة وغیر مستفززة، ودعت فی إقلیم کردستان: أعطیت لهم. حادث مثل حفلة موسیقیة فی مشهد المقدس! ربما طبیعة الحفل لیست مناهضة للوطنیة وغادرة، وحتى النشید الوطنی! ولکن بسبب ضعف رتبة السلطة، فإن الحرکة المناهضة للوطنیة هی: اللعب على أرض العدو. فی الصراع 88، شهدنا أیضا وجود الفن الاستعادیة والاستعماریة ضد السلطة الدینیة. انها مثیرة للاهتمام لأولئک الذین هم فی مجموعات جوقة! وهم مسلمون، یفضلون ارتداء ملابس خاصة عند أداء مباریاتهم! وقراءة باللغة الأرمینیة أو المسیحیة. لکنهم یقولون لنا: لماذا یجب أن نذهب إلى الخیمة: لدینا حجاب أو لماذا: یجب أن نصلی صلاة فی اللغة العربیة! وهذا یدل على أن السبیل الوحید لمنع انهیار الدول: بما فی ذلک العراق، هو تطهیر مجموعة الفنانین: لأن داعش لیس فقط فی القوات العسکریة، بل هو أیضا نشط فی الثقافة والفن. العدو ینظم قواته فی: الرقص والحفلات الموسیقیة. لأنه یعلم أن الجمیع یأتی إلیه، یجب أن یکون قد انتهک سلطته. یمکننا أن نقول الموسیقى النظیفة! أو هناک مسرح نظیف، ولکن ما فائدة سکین نظیفة تأخذ حلق الإنسان؟ دعونا القضاء على الفنانین داعش! لأنه قبل وصول مقاتلی داعش، هم یهیئون الأرض للدعامة الخامسة: وهم یثیرون عدم الرضا، ویطالبون بحریاتهم المدنیة .

Cuckoo Gips Circle: ?ki sirr o?urlu?u

 

Qafqaz gips dair?si Mirz? Kuçak xan?n h?yat?nda X?lv-Q?rban?n rolunu oynay?r! Çox sad?c? görm?mi? bir x?yan?tdir. Bu oyunun x?yan?tl?rind?n biri anti-iraqçilikdir: ?ran v? Gürcüstan kral? aras?ndak? hipotetik müharib?d?, o, kral t?r?fini götürür! Onlar iranl?lara qanl? v? qaniç?n bir ?eyi göst?rirl?r: kiçik v? böyük bir m?rh?m?t göst?rmirl?r. Hekay?nin ba?l?ca xarakteri, ?n ba??nda deyir: "?ranla müharib? edir?m! Aya??m? itirdim. Bu ?slind? xarabal?q d?r?c?si! Daha sonra ba? ver?n, ail?l?rin köçürülm?si v? u?aqlar? bu müharib? üçün analar?ndan ay?rma hekay?sidir. Gürcüstanda heç bir döyü? olmasa da! V? u?a??n hekay?si ?mir ?l-Momeninin hökml?rind?n biridir. Bunlar Gürcüstan? i??al ed?n v? ?ran? t?rk ed?n ruslar idi. Gürcü ?ahzad? Qacar ??m?hk?m?sin? s???nd? v? qo?unlar? onu mü?ayi?t etdi. Oyun tam ?ksini göst?rir. ?lb?tt? ki, Gürcüstan?n qubernatoru ?ah Abbas?n hakimiyy?ti dövründ? öz müq?dd?rat?n? t?yin etm?li v? ?randan ?ran? ay?rmaq, onu h?bs etm?k ist?yirdi v? xalq müharib?si il? heç bir ?laq?si olmad?. ?ndi niy??ksin? görünürl?r, b?lk? d? dem?k ist?yirl?r: Teatr yaln?z dostu v? dü?m?nini tan?m?r, h?m d? onlar? ?v?z edir. Sonra biz Hollywooddan ?ikay?tl?n?c?yik: niy? 300 filmi etdiniz? Teatr h?qiq?t?n a??ls?zl?q olarsa, May yaln?z x?yan?t v? xidm?t aras?nda f?rql?nmir, ?ksin?, xarici m?s?l?l?ri milli m?s?l?l?r? üstünlük verir, bu teatr?n ölümü deyilm?lidir! Tiyatronun ümumi performans? is? deyilmir: Teatr, teatrda siyas?t? müdaxil? etm?m?k b?han?siyl?, v?t?ni müdafi? etm?k üçün motivasiyan? h?tta yaln?z bir ovuc müdafi? etm?y? möhk?ml?ndirir! Silahs?z ?sg?rl?r dü?m?n olurlar. Dü?m?n ordusunun q?nim?tin? hücum etm?k ?v?zin? onlar özl?rin? talan edirl?r. V? bu t?nziml?m? siyas?ti: Yaln?z teatrda deyil, be?inci sütun bütün s?n?tl?r? nüfuz ed? bil?r. M?d?niyy?t v? s?n?t siyas?tçil?ri x?yal ed?rs?, Kürdüstan?n iqlimi kimi bir ?ey gör?c?yik. Çünki ?raq hökum?tinin meydana g?lm?sind?n b?ri bu eyni s?n?tl?rl? Kürd iqlimi ?raq üçün bir s?çray?? t?min etdi. N?c?f aliml?ri bax?m?ndan görül?n h?r cür s?n?tin qada?an olunmu? v??sass?z oldu?unu, Kürdüstan bölg?sin? d?v?t etdikl?ri: onlara verilmi?dir. Müq?dd?s M??had?n konserti kimi bir hadis?! B?lk? d? konsertin t?bi?ti anti-milli v? xain deyil, h?tta milli himnidir! Ancaq hakimiyy?t rütb?sinin z?ifl?m?si s?b?bind?n bir anti-milli h?r?k?tdir: dü?m?nin yerind? oynay?r. Münaqi?? 88d? d? dini hakimiyy?t? qar?? retrospektiv v? müst?ml?k? s?n?tinin mövcudlu?una ?ahid olduq. Kor qruplar?nda olanlar üçün maraql?d?r! V? onlar müs?lmanlar, öz oyunlar? keçir?rk?n xüsusi paltar geyinm?yi üstün tuturlar! V? erm?ni v? ya xristian oxumaq. Ancaq onlar biz? deyirl?r: Niy? çad?ra getm?liyik? Bir örtük var v? ya niy?: biz ?r?b dilind? namaz q?lmal?y?q! Bu göst?rir ki, ölk?l?rin da??lmas?n?n qar??s?n? almaq üçün yegan? yol: ?raq da daxil olmaqla, s?n?tçil?r qrupunu t?mizl?m?kdir: ?S?S yaln?z h?rbi qüvv?l?rl? deyil, m?d?niyy?t v? s?n?td? d? aktivdir. Dü?m?n öz gücl?rini t??kil edir: Dans v? Konsertl?r. Çünki h?r k?sin özün? g?ldiyini bilirs?, o, hakimiyy?tini pozmu? olmal?d?r. Biz t?miz musiqi dey? bil?rik! Yoxsa t?miz bir teatr var, ancaq insan bo?az?n? t?miz b?çaqdan faydas? n?dir? ???L s?n?tçil?rin? çatd?raq! Çünki ISIL militantlar?n?n g?lm?sind?n qabaq be?inci sütuna haz?rla??rlar: naraz?l?q art?rmaq v? v?t?nda? azadl?qlar?n? t?l?b edir.


» نظر

اگر مردم ایران این مسئله را بدانند، اصلا از بانکهای اتسهیلات نمی

  کاسبان تحریم و حصر چه کسانی هستند؟

چه کسانی از تحریم سود می برند؟ و کاسبان واقعی تحریم چه کسانی هستند. همانطور که میدانیم قبلا روش آمریکا این بود که: یک بار در سال 1358بخاطر مسئله گروگانگیری، تحریم کردند. امام خمینی ره در همان زمان فرمود ما آمریکا را می خواهیم چه کنیم، و تحریم را نعمت الهی میدانست: زیرا براثر تحریم، مردم مجبور می شدند: خودشان دست به کار تولید بشوند. همینطور هم شد نیروی هوایی ایران و: دیگر ارگان های نظامی با مساعدت های: مهندس اشتری ها و مهندس طهماسبی ها، همه چیز را از نو ساختند و: جلوتر از آمریکا هم افتادند. زیرا اغلب کارشناسان فعال در: صنایع نظامی آمریکا و ناسا، ایرانی بودند و ترجیح دادند: دانش خود را ابتدا در ایران به تولید برسانند. البته آمریکا با خیالپردازی، هر سال تحریم را تمدید می کرد. اما پس از برجام آنها به خیالپردازی بیشتری رسیدند! اکنون مدت 4سال است که آمریکا در دور جدیدی از: تحریم ها حرکت می کند: هر روز مصوبه ای را تهیه و اجرا می کند.  حالا باید پرسید چه کسی آنها را، به این کار تشویق نمود؟ و یا چه کسانی از این تحریم ها سود می برند؟ آنهاییکه چراغ راهنمای چپ می زنند و: به راست می پیچند! باید جواب این سوال را بدهند. سال ها شعار دادند ما: تحریم های ظالمانه را قبول نداریم، و آن را از بین خواهیم برد! ولی حالا هر روز تحریم را می بینند، و حرفی نمی زنند، گویا منظورشان کم بودن تحریم ها بود! حالا که تحریم ها زیاد شده عیبی ندارد. مسئله مهم این است که وزیر نفت، کلمه کاسبان تحریم را اختراع کرد، بدون آنکه بداند خود او در ردیف اینها هست. چرا که یکی از مبلغان برجام بود، که بدون انصاف به مخالفان برجام می تاخت. منظور او هم در ظاهر دولت قبل بود، ولی به دولت فعلی هم برگشت می کند. زیرا الان که تحریم ها زیاد شده، دولت باز هم دست از تبلیغات بر نمی دارد! و این نشان می دهد: اگر دیگران از یک تحریم سود می بردند، بطور منطقی دولت فعلی از: تحریم های بسیار سود بیشتری خواهد برد. و کاسبی کردن با تحریم، فقط دست به دست شده. ممکن است الان چون دولت حاکم است، کسی جرات افشاگری نداشته باشد، ولی مطمئنا کارهایی که الان می شود، در آینده بسیار سخت تر زیر ذره بین خواهد رفت. علاوه بر اینکه اصلا تحریم را نباید بزرگ می کردند، و یا آن را مهم جلوه می دادند! زیرا این درست برخلاف: خط امام بود که ذکر شد. مهمترین جلوه تحریم آمریکایی در: مسئله بانکها بود که بانکها هم، به دلیل عملکرد ضد ملی خودشان، اگر آسیب هم می دیدند اشکالی نداشت. هرچند به نظر ما اصل تحریم هم، به وسیله همین بانکها پشتیبانی می شود، زیرا بانکهای جهانی، سود سپرده ندارند و اگر هم داشته باشند، بسیار کم است ولی، بانکهای ایرانی سود بالایی می دهند، لذا به نفع آنها بود که هیچ ارتباط بانکی وجود نداشته باشند، تا این بانکها جزیره ای عمل کرده و: هرطور دلشان خواست سود سپرده ها را بالاببرند، تا پول ها را از دست مردم خارج کنند. حتی در مورد تسهیلات وضع بدتر از این است. تسهیلات بانکهای خارجی اصلا بهره ندارد، برخی کشورها فقط کارمزد تا 4درصد گرفته می شود، طبیعی است اگر مردم ایران این مسئله را بدانند، اصلا از بانکهای ایرانی تسهیلات نمی گیرند. در حالیکه بانکها می خواهند با: قطع رابطه و سویفت، ایرانیان را در بی خبری نگهدارند، و این موضوعات را شایعه بدانند، تا بتوانند سود های کلان مانند: بهره تا 40درصد و جرایم و دیرکرد بگیرند! و دستمزدهای نجومی برای مدیران، و پاداش های کلان برای: کارکنان خود بگیرند. حتی اخیرا کار کرده اند که نماد: مساجد هم نماد بانکی و ربا خواری شود.

Who are the boycott and the condemnation?

Who benefits from sanctions? And who are the actual sanction boys. As we know, the American method used to be that: once in 1979, they were sanctioned by the hostage taking. Imam Khomeini, at the same time, said: "What do we want America to do, and considered sanctions a divine blessing: because of the boycott, people were forced to: produce themselves. Similarly, the Iranian Air Force and other military organs, with the help of: Ashtar Engineer and Tahmasebi engineer, rebuilt everything and went ahead of the United States. Because most of the active experts in the US and NASA military industries were Iranians, they preferred to produce their knowledge first in Iran. Of course, the United States, with fantasy, renewed the sanctions each year. But after that, they got more fantasy! It"s been four years now that the United States is moving into a new round of sanctions: it draws up and enforces every day. Now, you have to ask who encouraged them? And who benefits from these sanctions? Those who turn the lights on the left and: turn to the right! Must answer this question. Many years ago we chanted: We do not accept the cruel sanctions, and we will eliminate it! But now they see the sanctions every day, and they do not say anything, as if they meant sanctions were not enough! Now that sanctions are rising, it"s not a problem. The important thing is that the oil minister invented the word "cassabancer", without knowing that he is in the ranks. Because one of the propagators was accomplished, which ran to the opponents fairly. He also meant the appearance of the previous government, but he returned to the current government. Because the sanctions are rising now, the government does not stop advertising! And it shows: If others benefited from a boycott, then the current government would logically benefit from more sanctions. And handing over with sanctions, just hands. Now, as the government is ruling, nobody dares to disclose, but surely things that are now going to be much more difficult in the future. In addition, sanctions should not be magnified at all, or make it important! Because this is the opposite: Imam"s line was mentioned. The most important effect of American sanctions on banks was that banks, because of their anti-national performance, would have no trouble if they were harmed. However, in our opinion, the principle of sanctions is also supported by the same banks, because global banks do not have a deposit, and if they have it, it is very small, but Iranian banks benefit greatly, so it was in their interest that there was no banking connection So that these banks operate on an island: they want to raise the profits of the deposits, so that money can be pulled out of the hands of the people. It is even worse off in terms of facilities. The facilities of foreign banks are not at all advantageous; some countries only charge a fee of up to 4%; it is natural for Iranian people to know this issue, they will not even benefit from the Iranian banks. While the banks want to keep Iranians out of the news, and keep those newsers rumored to cut off the relationship and Swift, they can get huge profits, such as: up to 40% off and downtime! And astronomical wages for managers, and huge rewards for: their employees. Even more recently, they have worked to symbolize: mosques are a symbol of bankruptcy and savagery.

من هم المقاطعة والإدانة؟

من یستفید من العقوبات؟ والذین هم العقوبة الفعلیة الفتیان. وکما نعلم، فإن الطریقة الأمریکیة کانت على النحو التالی: مرة واحدة فی عام 1979، کان یعاقب علیها أخذ الرهائن. قال الإمام الخمینی فی نفس الوقت: "ماذا نرید أمریکا أن تفعل، واعتبرت العقوبات نعمة إلهیة: بسبب المقاطعة، أجبر الناس على: إنتاج أنفسهم بأنفسهم. وبالمثل، قامت القوات الجویة الإیرانیة وغیرها من الأجهزة العسکریة، بمساعدة: المهندس أشتار وتاهماسبی مهندس، بإعادة بناء کل شیء وذهب إلى الأمام من الولایات المتحدة. لأن معظم الخبراء النشطین فی الولایات المتحدة ووکالة ناسا العسکریة کانوا الإیرانیین، فضلوا إنتاج معرفتهم أولا فی إیران. وبطبیعة الحال، فإن الولایات المتحدة، مع الخیال، جددت العقوبات کل عام. ولکن بعد ذلک، أنها حصلت على مزید من الخیال! لقد مرت أربع سنوات الآن على أن الولایات المتحدة تتحرک فی جولة جدیدة من العقوبات: فهی تصوغ وتنفذ کل یوم. الآن، علیک أن تسأل الذین شجعهم؟ ومن یستفید من هذه العقوبات؟ أولئک الذین یتحولون الأضواء على الیسار و: اتجه إلى الیمین! یجب الإجابة على هذا السؤال. قبل سنوات عدیدة هتفنا: نحن لا نقبل العقوبات القاسیة، ونحن سوف القضاء علیه! لکنهم یرون الآن العقوبات کل یوم، ولا یقولون شیئا، وکأنهم یعنیون أن العقوبات لم تکن کافیة! والآن، بعد أن تثار الجزاءات، لیست مشکلة. الشیء المهم هو أن وزیر النفط اخترع کلمة "کسابانسر"، دون أن یعرف أنه فی الرتب. لأن واحدة من بروباغاتورس تم إنجازه، والتی رکضت إلى المعارضین إلى حد ما. کما کان یعنی ظهور الحکومة السابقة، لکنه عاد إلى الحکومة الحالیة. لأن العقوبات آخذة فی الارتفاع الآن، فإن الحکومة لا تتوقف عن الإعلان! ویظهر ذلک: إذا استفاد آخرون من المقاطعة، فإن الحکومة الحالیة ستستفید منطقیا من المزید من العقوبات. وتسلیم عقوبات، فقط الیدین. الآن، والحکومة حاکمة، لا أحد یجرؤ على الکشف، ولکن بالتأکید الأشیاء التی ستکون الآن أکثر صعوبة فی المستقبل. وبالإضافة إلى ذلک، ینبغی ألا تضخم العقوبات على الإطلاق، أو تجعل من المهم! لأن هذا هو العکس: وقد ذکر خط الإمام. وکان أهم أثر للعقوبات الأمریکیة على المصارف هو أن البنوک، بسبب أدائها المناهض للوطن، لن تجد أی مشکلة إذا ما تعرضت للأذى. ومع ذلک، نرى أن مبدأ العقوبات مدعوم أیضا من نفس المصارف، لأن البنوک العالمیة لیس لدیها ودیعة، وإذا کانت لدیها، فهی صغیرة جدا، ولکن البنوک الإیرانیة تستفید کثیرا، لذلک کان من مصلحتهم أنه لم یکن هناک اتصال مصرفی حتى أن هذه البنوک تعمل على جزیرة: انهم یریدون رفع أرباح الودائع، بحیث یمکن سحب المال من أیدی الشعب. بل هو أسوأ حالا من حیث المرافق. إن تسهیلات المصارف الأجنبیة لیست مفیدة على الإطلاق، فبعض البلدان لا تفرض إلا رسوما تصل إلى 4?، ومن الطبیعی أن یعرف الناس الإیرانیون هذه المسألة، وأنهم لن یستفیدوا حتى من المصارف الإیرانیة. فی حین أن البنوک ترید أن تبقی الإیرانیین من الأخبار، والحفاظ على تلک الأخبار ترددت لقطع العلاقة وسویفت، فإنها یمکن أن تحصل على أرباح ضخمة، مثل: ما یصل الى 40? قبالة والتوقف! والأجور الفلکیة للمدیرین، ومکافآت ضخمة ل: موظفیها. وحتى مؤخرا، عملوا على ترمیز المساجد کرمز للإفلاس والوحشیة.

Boykot v? q?nama kiml?rdir?

Kim sanksiyalardan faydalan?r? ?sl sanksiya o?lanlar? kimdir. Bildiyimiz kimi, Amerika metodu 1979-cu ild? bir d?f? girov götürülm?si il? c?zaland?r?lm??d?. AB?-?n v? NASA-n?n h?rbi s?nayesind?ki f?al müt?x?ssisl?rin ?ks?riyy?ti ?ranl? olduqlar? üçün, ?randa ilk olaraq onlar?n bilikl?rini haz?rlama?? üstün tutdular. ?lb?tt? ki, AB?, fantaziya il?, h?r il sanksiyalar?n? yenil?yir. Lakin bundan sonra onlar daha çox fantaziya qazan?blar! AB? dörd ildir ki, yeni sanksiyalar m?rh?l?sind? h?r?k?t edir: h?r gün ç?kir v? h?yata keçirir. ?ndi onlar? kim? t??viq etdiyini soru?mal?s?n?z? Bu sanksiyalardan kim faydalan?r? Solda i??qlar? dönd?r?nl?r v? sa? t?r?f? dön?nl?r! Bu suala cavab verm?lidir. Uzun ill?rdir ki, onlar ?idd?tli sanksiyalar q?bul etmir v? biz onu aradan qald?raca??q! Ancaq indi h?r sanksiyan? görürl?r v? heç bir ?ey söylemirl?r, sanki sanksiyalar?n kifay?t q?d?r olmad???n? dü?ünürl?r! ?ndi bu sanksiyalar qald?r?l?r, bu problem deyil. ?h?miyy?tli olan neft naziri, s?ralar?nda oldu?unu bilm?d?n, "kassabancer" sözünü icad etdiyidir. Çünki r?qibl?r??dal?tli qaçan propagatorlardan biri h?yata keçirildi. O, h?mçinin ?vv?lki hökum?tin görünü?ünü n?z?rd? tuturdu, lakin o, mövcud hökum?t? qay?d?b. ?ndi sanksiyalar artmaqda oldu?undan, hökum?t reklam dayand?rm?r! V? göst?rir ki: Ba?qalar boykotdan faydalan?rlarsa, onda mövcud hökum?t daha çox sanksiyadan m?nf??t ?ld? ed?c?k. V? sanksiya il? verilm?si, yaln?z ?ll?r. Bundan ?lav?, sanksiyalar heç bir ??kild? böyütülm?m?li v? ya vacibdir! Çünki bunun ?ksin?dir: ?mam?n x?ttind?n söz edildi. Amerika sanksiyalar?n?n banklara qar?? ?n mühüm t?siri banklar, onlar?n anti-milli f?aliyy?tl?rind?n öt?ri z?r?r görs?l?r, heç bir problem olmayacaqd?. Lakin, biz qlobal banklar?n depozit faiz, ?g?r onlar kiçik, çünki sanksiyalar Bank?n d?st?yi il?, hesab edir?m ki, lakin ?ran banklar? m?nf??t yüks?k, bel? ki, onlar?n maraq heç bir bank ?laq?l?r var Bel? ki, bu banklar bir adada f?aliyy?t göst?rirl?r: ?man?tl?rin m?nf??tini art?rmaq ist?yirl?r ki, pullar xalq?n ?lind?n ç?xar?la bil?r. Obyektl?r bax?m?ndan daha pisdir. Banklar, ?ranl?lar? x?b?rl?rd?n k?nar saxlamaq ist?yirl?r v? bu jurnalistl?rin ?laq?ni v? Swift"? k?sm?k m?cburiyy?tind? saxlad?qlar? kimi, çox böyük m?nf??t ?ld? ed? bil?rl?r: 40% -? q?d?r endirim v? qüsur! ?dar?çil?r üçün astronomik ?m?k haqq? v? onlar?n i?çil?ri üçün böyük mükafatlar. Daha yax?nlarda, onlar simvolla?d?rmaq üçün çal??d?lar: m?scidl?r iflas v? v?h?iliyin simvolu.

 

 


» نظر

احساس بدبختی از زیادی نعمت!

قبلا شنیده بودیم که مردم از: نداری و فقر گله کنند، و خود را بدبخت و فلک زده بدانند! ولی نمی دانستیم دارایی و: نعمت زیاد هم، بدبختی است. مخصوصا که یک خانم استاد! کار شناس محیط زیست، این را بگوید که: ملت ما چقدر بدبخت است که: همه چیز دارد! بنده هم مثل شما از این استاد، آنهم سرکلاس جشنواره سینمای سبز، تعجب کردم ولی ایشان بارها این را تکرار کرد! تا شکی باقی نگذارد. میگفت تمام دنیا بدنبال انرژی های نو هستند، با اینکه هیچی ندارند! ولی ما بدبختیم که همه چیز را، به بالاترین شاخص داریم! فقط میزان آفتابی که در شمال ایران می تابد، برابری می کند با کل آفتابی که: فرانسه یا انگلیس دارند. ایرانی ها معمولا از سایه می روند، ولی آلمان فرانسه از آفتاب! ایشان می گفت چون ما نفت داریم، لذا به انرژی های دیگر بی توجه هستیم، و همین مایه بدبختی ما است! و الا ترکیه بالاترین در آمد را، از انرژی خورشیدی دارد! حتی از باد زیاد هم ناراحت بود می گفت باد شهریار برای تهران! باد منجیل یا باد های سیستان و بلوچستان. از اینکه ایران چشمه های آب گرم فراوانی دارد، هم خشمگین بود! حتی می گفت: چرا هال و پذیرایی در خانه درست می کنید، و خرج زیادی می کنید برای: بزرگترین اتاق خود که فقط: نورز ها از ان استفاده می شود.

گویا این کفر گویی ها تمامی ندارد! عده ای مزدور یا جاهل، همه چیز ایران را به مسخره می گیرند: اگر از دنیا عقب باشیم بدبختیم، اگر از دنیا جلو هم باشیم بدبختیم! از نظر آنها چون صنعت بومی نداریم (خودرو های ما همه تقلیدی است) بدبختیم، و چون در انرژی هسته ای هم وارد شدیم، و جزو کشورهای رده اول هستیم، باز هم بدبختیم! چون مثلا تولید گیاه الوورا نداریم بدبختیم، چون چهار فصل را داریم و: همه میوه ها را داریم باز هم بدبختیم! چون نفت داریم بدبختیم! چون فیس بوک نداریم هم بدبختیم. آنها از یک طرف می گویند: ایران کشور کم ابی است، بعد هم می گویند مصرف سرانه ایران آب، در ایران ده برابر متوسط جهانی است! حداقل یکبار از خودشان نمی پرسند: اگر آب نیست، پس اینهمه مصرف از کجا می اید؟ آمار های بیکاری را، چنان بالا اعلام می کنند که: از کل جمعیت فعال هم بیشتر می شود، از انطرف هم می گویند: بجای هفتاد میلیون جمعیت، هشتاد میلیون دفترچه بیمه داریم! اگر مردم بیکارند، پس اینهمه بیمه شده یعنی چه؟  آمار بیماریها را چنان اعلام می کنند: بطوریکه 40درصد مردم دیابت، 50درصد نوعی پوکی استخوان، 30درصد بیماری خونی و: ده درصد ایدز و..دارند! از آنطرف هم می گویند: مصرف خوراکیها در ایران، سه برابر متوسط جهانی است! اگر مردم مریض هستند، چطور اینهمه غذا می خورند؟ حتی آمار مصرف دارو را هم، چند برابر اعلام می کنند. از خودشان سوال نمی کنند: مردم ایران با این مصرف بالای: غذا و دارو چرا نمی ترکند؟ از انطرف هم می گویند 50درصد مردم ایران، در فقر غذایی هستند! و پروتئین کافی دریافت نمی کنند. پس این غذاها چه می شود؟ حتی اگر 30درصد هم دور ریز داشته باشیم، سه برابر را جبران نمی کند. علاوه بر انکه ادعا می کنند: اغلب مردم از غذاهای دور ریخته شده استفاده می کنند! می گویند چرا برق صادر می کنید؟ برق کم است. از انسو هم می گویند: مصرف سرانه برق در ایران، چهار برابر میانگین جهانی است. واقعا چه خبر است؟ خودشان فراموشکار و احمق هستند، یا مردم را احمق می دانند؟ بنظر ما نه اینها احمق هستند نه مردم! بلکه عده ای مزدور: بی جیره مواجب بیگانگان، برای ضعیف نشان دادن: قدرت مدیریت اقتصادی در ایران، به اینگونه اظهار نظرها روی می آورند.

Feel the misery of a lot of blessings!

We had heard before that people do not want to be fattened, they are poor, and they feel miserable! But we did not know the asset, and the great blessing is misery. Especially as a master lady! An environmental expert says, "How unhappy is our nation: it has everything!" I was surprised by this master, like you, from the master of the Green Film Festival, but he repeated it repeatedly! To leave no doubt. They say the whole world is looking for new energies, although they have nothing! But we"re sorry to have everything high! Only the sunshine that sits in northern Iran is equal to the total sunshine that is France or Britain. The Iranians usually go to the shadows, but Germany is from the sun! He would say that because we have oil, so we are ignorant of other energies, and that"s a misfortune to us! And Ella Turkey has the highest income from solar energy! He was even saddened by the wind, saying, "Wind the Shahriar to Tehran!" Wind manjil or winds of Sistan and Baluchestan. It was angry that Iran had many hot springs. He even said, "Why do you make halal and home-made meals, and spend a lot for: your biggest room, which only: Nores are used.

It seems that these disbeliefs have nothing to do! Some mercenaries or ignorant people, all make a mockery of Iran: if we are lagging behind the world, we"re lucky if we are ahead of the world! For them, we do not have the indigenous industry (our cars are all imitation), and since we were in nuclear power, and we are among the first-ranking countries, we"re still miserable! Because, for example, we do not have the aloe Vera production, because we have four seasons and we have all the fruits, we"re still lucky! We"re lucky because we have oil! Because we do not have Facebook, we"re miserable. On the one hand, they say: Iran is a low-water country, and then they say that Iran"s per capita consumption of water in Iran is ten times the global average! At least once they do not ask themselves: If there is no water, then how much do you consume? The unemployment statistics are so high that they also increase the total number of active people, they also say: Instead of seventy million people, we have 80 million insurance directories! If people are unemployed, then what"s so insured? State of the art is as follows: 40% of people have diabetes, 50% of osteoporosis, 30% of blood diseases and 10% of AIDS. On the other hand, food consumption in Iran is three times the global average! If people are sick, how do they eat all this? Even the drug usage figures are multiplying. They do not ask themselves: Iranian people with this high consumption: why do they not eat food and medicine? On the other hand, 50% of Iranians are in poverty. And do not get enough protein. So what about these foods? Even if we have 30% off, it does not compensate three times. In addition to claiming: Most people use discarded foods! They say why do you export electricity? Low electricity. They also say: Per capita consumption in Iran is four times the global average. What is really going on? Are they forgetful and foolish, do they think stupid people? We do not think these are stupid people! Rather, the mercenaries: the lack of rationale for aliens, to weakly show: the power of economic management in Iran, are making such comments.

یشعر بؤس الکثیر من النعم !

کنا قد سمعنا قبل أن الناس لا یریدون أن تسمن، هم فقراء، ویشعرون بائسة! لکننا لم نکن نعرف الأصول، والنعمة العظیمة هی البؤس. خصوصا سید سیدة! ویقول خبیر بیئی: "کیف تعیس أمتنا: کل شیء!" فوجئت من هذا سید، مثلک، من سید مهرجان الفیلم الأخضر، لکنه کرر ذلک مرارا وتکرارا! لترک أی شک. یقولون إن العالم کله یبحث عن طاقات جدیدة، على الرغم من أنها لا تملک شیئا! ولکن نحن آسفون أن یکون کل شیء عالیة! فقط الشمس المشرقة التی تقع فی شمال إیران تساوی أشعة الشمس الکلیة التی هی فرنسا أو بریطانیا. الإیرانیون عادة ما یذهبون إلى الظلال، ولکن ألمانیا هی من الشمس! وقال إنه لأن لدینا النفط، لذلک نحن جاهلون من الطاقات الأخرى، وهذا هو سوء حظ لنا! و إیلا ترکیا لدیها أعلى دخل من الطاقة الشمسیة! کان حزین حتى من الریاح، قائلا: "ریح شهریار لطهران!" ریح، مانجیل، أو، الریاح، بسبب، سیستان، أیضا، بالوشستان. کان غاضبا أن إیران لدیها العدید من الینابیع الساخنة. حتى أنه قال: "لماذا تقومون بتناول الوجبات الحلال والبیت المنزلی، وتنفق الکثیر من أجل: أکبر غرفة، والتی تستخدم فقط: نوریس.

ویبدو أن هذه الکفر لا علاقة لها! بعض المرتزقة أو الجهلة، کلها تسخر من إیران: إذا کنا متخلفین عن العالم، ونحن محظوظون إذا کنا قبل العالم! بالنسبة لهم، لیس لدینا صناعة السکان الأصلیین (سیاراتنا هی کل التقلید)، وبما أننا کنا فی الطاقة النوویة، ونحن من بین الدول الأولى فی الترتیب، ونحن لا تزال محظوظا! لأنه، على سبیل المثال، لیس لدینا إنتاج الألوة فیرا، لأن لدینا أربعة مواسم ولدینا کل الثمار، ونحن ما زلنا محظوظین! نحن محظوظون لأن لدینا النفط! لأننا لم یکن لدیک الفیسبوک، ونحن بائسة. من ناحیة، یقولون: إیران بلد منخفض المیاه، ثم یقولون إن نصیب الفرد من استهلاک إیران للمیاه فی إیران هو عشرة أضعاف المعدل العالمی! مرة واحدة على الأقل أنها لا تسأل أنفسهم: إذا لم یکن هناک ماء، ثم کم کنت تستهلک؟ إحصاءات البطالة مرتفعة جدا لأنها أیضا زیادة العدد الإجمالی للنشطین، کما یقولون: بدلا من سبعین ملیون شخص، لدینا 80 ملیون الدلائل التأمین! إذا کان الناس عاطلین عن العمل، فما هو المؤمن علیه؟ وفیما یلی أحدث ما یمیز: 40 فی المائة من المصابین بالسکری، و 50 فی المائة من هشاشة العظام، و 30 فی المائة من أمراض الدم، و 10 فی المائة من الإیدز. من ناحیة أخرى، فإن استهلاک الأغذیة فی إیران هو ثلاثة أضعاف المتوسط ??العالمی! إذا کان الناس مریضین، کیف یأکلون کل هذا؟ حتى الأرقام تعاطی المخدرات تتضاعف. هم لا یسألون أنفسهم: الشعب الإیرانی مع هذا الاستهلاک العالی: لماذا لا یأکلون الغذاء والدواء؟ من ناحیة أخرى، 50? من الإیرانیین فی حالة فقر. ولا تحصل على ما یکفی من البروتین. فماذا عن هذه الأطعمة؟ حتى إذا کان لدینا 30? قبالة، فإنه لا تعوض ثلاث مرات. بالإضافة إلى المطالبة: معظم الناس استخدام الأطعمة المهملة! یقولون لماذا تصدرون الکهرباء؟ انخفاض الکهرباء. ویقولون أیضا أن نصیب الفرد من الاستهلاک فی إیران هو أربعة أضعاف المتوسط ??العالمی. ما الذی یحدث؟ هل هم النسیان والحمق، هل یعتقدون الناس غبی؟ نحن لا أعتقد أن هؤلاء الناس غبی! بدلا من ذلک، المرتزقة: عدم وجود مبرر للأجانب، لإظهار ضعیفة: قوة الإدارة الاقتصادیة فی إیران، وجعل هذه التعلیقات.

Bir çox xeyirxahl?q hissini hiss edin!

?vv?l e?itmi?dik ki, insanlar b?sl?nm?m?yi ist?mirl?r, yoxsul olurlar v? onlar ?ziyy?t ç?kirl?r! Amma biz aktivi bilmirdik v? böyük xeyirxahl?q sezildir. Xüsusil? usta xan?m kimi! ?traf mühit üzr? ekspert: "N? b?db?xt mill?timiz var, h?r ?ey var!" Ya??l Film Festival? ustad?ndan s?nin kimi s?n? bu master t?r?find?n t??ccübl?ndim, amma t?krarlad?! Heç ?übh? etm?. Onlar deyirl?r ki, bütün dünya yeni enerjil?r axtar?r, baxmayaraq ki, heç bir ?eyl?ri yoxdur! Amma h?r ?ey? gör? üzr ist?yirik! Yaln?z ?ran?n ?imal?nda oturan gün??, Fransa v? ya ?ngilt?r?nin ümumi gün??in? b?rab?rdir. ?ranl?lar ümumiyy?tl? kölg?l?r? gedirl?r, amma Almaniya gün??d?ndir! O deyir ki, bizd? neft oldu?undan, dig?r enerjil?rd?n x?b?rsizik v? bu bizim üçün bir b?db?xtlikdir! V? Ella Türkiy?nin gün?? enerjisind?n ?n yüks?k g?lirl?ri var! O, h?tta kül?yin k?d?rl?ndiyini dedi: "??hriyar? Tehranda kül?yin!" Kül?k manjil v? ya Sistan v? Baluxistanda kül?kl?r. ?ran?n bir çox isti bulaqlar? oldu?u q?z?bl?ndi. O, h?tta bel? dedi: "Niy? halal v? evd? haz?rlanan yem?kl?r edirsiniz v? çox ?eyl?r s?rf edirsiniz: yaln?z ?n böyük otaq: Nores istifad? olunur.

 

Görünür, bu küfrl?rin heç bir ?laq?si yoxdur! Çünki, m?s?l?n, aloe vera zavodumuz yoxdur, çünki dörd mövsüm var v? bütün meyv?l?rimiz var, biz h?l? ?ansl?y?q! Biz ?ansl?y?q, çünki bizd? neft var! Çünki bizd? Facebook yoxdur, biz ?ziyy?t ç?kirik. ?n az? bir d?f? özl?rin? soru?murlar: ?g?r su yoxdursa, n? q?d?r istehlak edirsiniz? Insanlar i?siz olduqda, n? q?d?r s??orta edilir? Statistika t?sdiq ki, onlar?n narahatl?qlar?: diabet, ?halinin 40 faizi, bir osteoporoz yüzd? 50 il? qan x?st?l?rin yüzd? 30: AIDS V..darnd on faizi! Dig?r t?r?fd?n, ?randa ?rzaq istehlak? üç d?f? qlobal s?viyy?d?dir! ?g?r insanlar x?st?dirl?rs?, bütün bunlar? nec? yeyirl?r? H?tta narkotik istifad? r?q?ml?ri çarp?r. Özl?rin? soru?urlar: bu yüks?k istehlak? olan ?ran xalq?: niy? yem?k v? d?rman yemirl?r? Dig?r t?r?fd?n, ?ranl?lar?n 50% -i yoxsulluqdad?r. V? kifay?t q?d?r zülal almay?n. Y?ni bu qidalar n?dir? 30% endirim olsa bel?, üç d?f? kompensasiya edilmir. Ça??r??dan ?lav?: Çox adam at?lm?? yem?kl?rd?n istifad? edir! Niy? elektrik ixrac edirsiniz? A?a?? elektrik. Onlar h?mçinin ?ran?n adamba??na istehlak?n?n dörd d?f? qlobal s?viyy?d? oldu?unu söyl?yirl?r. H?qiq?t?n n?dir? Onlar unutqan v? a??ls?z, a??ls?z insanlar deyirl?rmi? Biz bu axmaq insanlar oldu?una inanm?r?q! ?ksin?, muzdlular: ?cn?bil?r üçün mant???n olmamas?, z?if göst?rm?k: ?ran?n iqtisadi idar?etm? gücü bel? ??rhl?r edir.


» نظر

: چون اسکار و هالیوود، تحت سیطره صهیونیسم بین الملل هست، انتخاب

چرا نمی گذارند سینمای ملی ایران با ملت خود آشتی کند؟

مجری موقتی  که مدتی بجای مجری اصلی خانه سینما، جشن را مدیریت می کرد می گفت: ای سیاستمداران دست از سر سینما بردارید! این آدم کم حافظه، یادش رفته که همین حرف او سیاسی است. یعنی او سینمایی می خواهد که: مخاطب آن افراد خاصی باشند، نه همه مردم. وقتی مردم 98درصد رای به جمهوری اسلامی می دهند، سینما چرا باید راه دیگری برود؟ وقتی همه مردم ایران سخن از: حججی و سردار سلیمانی می گویند، چرا سینما نباید از آن بگوید؟ آیا سینما باید اخته باشد؟ تا این اقا راضی شود؟ البته خوب شد که رفت، والا حرف های نامربوط یک عده ناسینماگر! را می خواست به نام سینماگران حقنه کند، و از آبروی سینمای ایران، برای نیت های ناپاک خود استفاده کند. البته خانم مریلا زارعی، مانند یک مرد! در مقابل این طنازی های بیگانه پسند ایستاد، و با صدای رسا از مردم مظلوم میانمار، بحرین و یمن دفاع کرد و: نگذاشت دامن سینمای ایران، به به سترون بودن آلوده شود. باید از این شیرزن، قدر دانی شایسته ای بشود. البته دگر اندیشی در برخی رگه های جشن خانه سینما، خودی نشان داد ولی بسیار هوشمندانه و: مدیرانه از بروز آن جلوگیری شد. متاسفانه باید گفت دست های زیادی در کار است تا: سینما و تئاتر را از ارزشهای جامعه دور نگهدارد. یکی از دلایل مهم آن خواستگاه هنرهای فوق است. آنها می گویند چون سینما و تئاتر، از غرب آمده باید همانطور غربزده بماند. حتی برخی ها سعی کردند: نمادها را هم تغییر دهند و با: سینمای صد در صد غربی هماهنگ کنند! شاید انتخاب هارون یشایایی، اشاره ای به این نماد باشد: چون اسکار و هالیوود، تحت سیطره صهیونیسم بین الملل هست، انتخاب یک یهودی بعنوان رئیس جشن بزرگ: سینمای ملی ایران شاید یک پالس بود! همانطور که جوایز را به سمتی بردند تا: کار دیگران دیده نشود، و فقط فیلمی معرفی شود که: در اسکار برنده شده بود. ما در صدد تجزیه و تحلیل شرایط اعطای جایزه: به فیلم فروشنده نیستیم، که همگان حداقل بر این امر توافق دارند: در آن شرایط این جایزه کاملا سیاسی بود. اما می دانیم که هارون یشایایی، خود چنین قصدی نداشته که: بازیگر سیاست های بین المللی صهیونیزم: در عرصه فرهنگ و سینمای ملی ایران باشد. زیرا ایشان با اینکه در یک: خانواده مذهبی یهودی بدنیا آمده، و لی هرگز راهی جدای از ملت ایران را انتخاب نکرده. ایشان حتی در دوران انقلاب با اینکه رئیس بیمارستان سپیر یهودیان بود، ولی با ایجاد جامعه  روشنفکران یهود، راه همدلی را با انقلاب اسلامی ایران ادامه داد. لذا اگر کسانی می خواهند: به نام یهودیان، سینمای ملی ایران را مصادره نمایند، اشتباه می کنند. همانطور که مصادره برخی دیگر تحت: عنوان ارامنه اشتباه است. جهت دهی برخی از جوایز هم، شاید از آنجا ناشی می شد که: خانه سینما ملک خصوصی ساموئل خاچیکیان است، و از این راه خواسته اند بگویند: سینمای ملی ایران، سینمای ارامنه محور است. اینها هم اشتباه می کنند، زیرا همدلی مردم ایران همانطور که: بارها در تریبون جشن ملی خانه سینما هم اعلام شد، تمام این توطئه ها را خنثی می سازد. تئوری جدایی دینی، مذهبی و قومی وقبیله ای، در کل تاریخ ایران مردود بوده است. مردم ایران هزاران سال: همزیستی ادیان و مذاهب و اقوام را تجربه کرده اند. حتی برخی ها که می خواهند: سینمای ملی را به سنگر براندازی جمهوری اسلامی! تبدیل کنند هم اشتباه می کنند. درست است که شجریان صدا و آواز خوبی دارد، ولی دلیل ندارد که حمایت ایشان از: سران فتنه را فراموش کنیم. لااقل اگر ایشان اشتباه خود را می پذیرفت، راه دوری نمی رفت! ولی برخی تصور می کنند با آوردن: نام او رژیم جمهوری اسلامی متلاشی می شود.

Why not let Iran"s national cinema reconcile with its people?

Moderator in Pitti! For a long time, instead of managing the festivities, he would say, "Stop politicians from the cinema!" This little memory person remembers that this is his political message. That is, he wants cinema: the audience is certain people, not all people. When people give 98 percent of the vote to the Islamic Republic, why should another go to the cinema? When all the Iranian people say: Hajj and Suleimani say, why does not the cinema say it? Does the cinema need to be castrated? To be satisfied with this? Of course, it went fine, it went awry, the unrelated words of a sage! He wanted to be honest in the name of cinematographers, and to respect the cinema of Iran, for his unclean intentions. Mrs. Maryla Zarei, like a man! Faced with these alien voices, he defended the oppressed people of Myanmar, Bahrain and Yemen in a loud voice: not letting the cinema of Iran become contaminated with sterility. It must be appreciated from this shirt. Of course, repression in some streaks of the home of the cinema house was insider, but it was very clever and: the manager was prevented from occurring. Unfortunately, it must be said that there are many hands on in order to keep cinema and theater away from the values ??of society. One of the main reasons for this is the art of the above. They say that since the cinema and theater come from the West, it must remain as an overwhelming one. Even some tried to change the symbols and coordinate with: 100% western cinema! Perhaps the choice of Aaron Yashayi is to refer to this symbol: since Oscar and Hollywood are under the control of international Zionism, the choice of a Jew as the head of a great celebration: Iran"s national cinema was perhaps a pulse! As they took the prizes to: The work of others was not seen, and only a film was introduced: It won the Oscars. We are trying to analyze the award conditions: We are not the movie vendor, which everyone agrees at least: in that context, the award was completely political. But we know that Aaron Yashayi did not have such an intention: to be an actor of Zionist international politics: in the field of Iranian culture and cinema. Because he was born in one: a Jewish religious family, and Lee never chose a way apart from the Iranian nation. Even during the revolution, he was still the head of the Jewish Seperator Hospital, but with the establishment of a community of Jewish intellectuals, he continued to have sympathy with the Islamic Revolution of Iran. So if anyone wants to confiscate Iranian cinema as Jews, they make a mistake. As confiscated by others, the title of Armenians is wrong. The direction of some of the awards may also come from the fact that: The Cinema House is a private property of Samuel Khachikyan, and they have asked to say: Iranian cinema is based on Armenian cinema. They also make a mistake, because the sympathy of the Iranian people, as it has been repeatedly announced at the National Cinema House Celebration, will thwart all of these conspiracies. The theory of religious, religious, and ethnic separation has been rejected in the whole history of Iran. The Iranian people have experienced thousands of years: the coexistence of religions and religions. Even some who want to: nationalize the national cinema for the overthrow of the Islamic Republic! They make mistakes. It is true that Shajarian has a good voice and voice, but there is no reason to forget his support for the heads of intrigue. At least, if he accepted his mistake, the road would not go away! But some people think by bringing them: his name is split between the regimes of the Islamic Republic.

لماذا لا تسمح للسینما الوطنیة الإیرانیة بالتوفیق مع شعبها؟

مشرف فی بیتی! لفترة طویلة، بدلا من إدارة الاحتفالات، وقال انه یقول، "وقف السیاسیین من السینما!" هذا الشخص الذاکرة قلیلا یتذکر أن هذه هی رسالته السیاسیة. هذا هو، یرید السینما: الجمهور هو أشخاص معینین، ولیس کل الناس. عندما یعطی الناس 98 فی المئة من الأصوات للجمهوریة الإسلامیة، لماذا یجب أن یذهب آخر إلى السینما؟ عندما یقول کل الشعب الإیرانی: الحج والسلیمانی یقول، لماذا لا تقول السینما ذلک؟ هل تحتاج السینما إلى الإخصاء؟ أن تکون راضیا عن هذا؟ بطبیعة الحال، ذهبت على ما یرام، ذهبت أوری، کلمات لا علاقة لها من حکیم! أراد أن یکون صادقا باسم سینمائیین، واحترام سینما إیران، لنوایاه النجسة. السیدة ماریلا زاری، مثل رجل! فی مواجهة هذه الأصوات الغریبة، دافع عن الشعب المظلوم فی میانمار والبحرین والیمن بصوت عال: عدم السماح للسینما الإیرانیة تصبح ملوثة بالعقم. یجب أن یکون موضع تقدیر من هذا القمیص. بطبیعة الحال، کان القمع فی بعض الشرائط من منزل دار السینما من الداخل، لکنه کان ذکی جدا و: تم منع المدیر من الحدوث. ولسوء الحظ، لا بد من القول إن هناک الکثیر من الأیدی من أجل إبقاء السینما والمسرح بعیدا عن قیم المجتمع. وأحد الأسباب الرئیسیة لذلک هو فن ما سبق. یقولون أنه منذ السینما والمسرح یأتی من الغرب، یجب أن تبقى على أنها الساحقة. حتى حاول البعض تغییر الرموز والتنسیق مع: السینما الغربیة 100?! کما أخذوا الجوائز إلى: عمل الآخرین لم ینظر، وقدم فقط فیلم: فاز حفل توزیع جوائز الأوسکار. سنقوم بتحلیل شروط الجائزة: نحن لسنا بائع الفیلم، الذی یوافق الجمیع على الأقل: فی هذا السیاق، کانت الجائزة سیاسیة تماما. لکننا نعلم أن هارون یاشای لم یکن لدیها مثل هذه النیة: أن تکون فاعلا فی السیاسة الدولیة الصهیونیة: فی مجال الثقافة والسینما الإیرانیة. لأنه ولد فی واحد: عائلة دینیة یهودیة، ولم یختار لی أبدا وسیلة بعیدا عن الأمة الإیرانیة. حتى خلال الثورة، کان لا یزال رئیس مستشفى سیبیراتور الیهودی، ولکن مع إنشاء مجتمع من المثقفین الیهود، واصل تعاطفه مع الثورة الإسلامیة فی إیران. إذا کان أی شخص یرید مصادرة السینما الإیرانیة کیهود، فإنهم یرتکبون خطأ. کما مصادرة من قبل الآخرین، عنوان الأرمن هو الخطأ. کما أنهم یرتکبون خطأ، لأن تعاطف الشعب الإیرانی، کما أعلن مرارا فی احتفال دار السینما الوطنیة، سیحبط کل هذه المؤامرات. وقد رفضت نظریة الفصل الدینی والدینی والعرقی فی تاریخ إیران کله. لقد عاش الشعب الإیرانی آلاف السنین: التعایش بین الأدیان والأدیان. حتى بعض الذین یریدون: تأمیم السینما الوطنیة للإطاحة الجمهوریة الإسلامیة! إنهم یخطئون. صحیح أن شجاریان له صوت جید وصوت جید، ولکن لیس هناک ما یدعو إلى نسیان دعمه لرؤساء الدسیسة. على الأقل، إذا قبل خطأه، فإن الطریق لن یذهب بعیدا! ولکن بعض الناس یفکرون فی جلبهم: اسمه مقسم بین نظام الجمهوریة الإسلامیة .

N? üçün ?ran?n milli kinosunun xalq? il? bar??mas?na icaz? verm?y?siniz?

 

Pitti Moderatoru! Uzun müdd?t ??nlikl?rin idar? edilm?sinin ?v?zin? deyirdi: "Kino siyas?tçil?rini dayand?r?n!" Bu kiçik yadda? insan? onun siyasi mesaj oldu?unu xat?rlay?r. Y?ni kino ist?yir: tama?aç?lar h?r k?s deyil, mü?yy?n insanlard?r. ?nsanlar ?slam Respublikas?na yüzd? 98 s?s verdikd?, niy? ba?qa birinin kinoya getm?si laz?md?r? Bütün ?ranl?lar deyirl?r: H?cc v? Süleymani deyirl?r ki, kino n? deyir? Kino kastedilm?k laz?md?rm?? Bununla raz? olmaq m?? ?lb?tt? ki, yax?? ç?xd?, bir adac?n?n sözsüz sözl?ri qaç?rd?! O, sinematoqrafç?lar ad?na dürüst olmaq ist?yirdi v? ?ran?n kinosuna hörm?tsizlik etm?k niyy?tind? idi. Qad?n Maryla Zarei, bir insan kimi! Bu ?cn?bi s?sl?rl? üzl???n Myanma, B?hreyn v? Y?m?nin m?zlum xalq?n? yüks?k s?sl? müdafi? etdi v? ?ran kinosunun sterilliy? yoluxmas?na imkan verm?di. Bu köyn?kd?n t?qdir edilm?lidir. ?lb?tt? ki, kinoteatr?n b?zi evl?rind?ki repressiyalar iç?rid? idi, amma çox a??ll?d? v? menecerin qar??s? al?nd?. T??ssüf ki, kinoteatr? v? teatr? c?miyy?tin d?y?rl?rind?n uzaqla?d?rmaq üçün çox ?ll?r var. Bunun ?sas s?b?bl?rind?n biri yuxar?da göst?ril?n s?n?tdir. Onlar deyirl?r ki, kinoteatr v? teatr Q?rbd?n g?ldikd?n sonra, bu, çox a??r bir v?ziyy?td? qalmal?d?r. B?zil?ri b?zil?ri simvollar? d?yi?m?y? v? 100% q?rb kinosunu ?laq?l?ndirm?y? çal??d?lar! B?lk? d? Aaron Yashayinin seçimi bu simvola müraci?t etm?kdir: Oskar v? Hollivud beyn?lxalq sionizmin n?zar?ti alt?nda oldu?undan, bir y?hudi seçimi böyük bir bayram?n r?hb?ri olaraq seçilir: ?ran?n milli kinosu b?lk? d? bir n?bz idi! Onlar mükafatlar? ald?lar: Ba?qalar?n?n i?l?ri görüldü v? yaln?z bir film t?qdim edildi: Oscar qazand?. Biz mükafat ??rtl?rini t?hlil etm?y? çal???r?q: Biz h?r k?s ?n az raz? olan film sat?c?s? deyilik: bu kontekstd? mükafat tamamil? siyasi idi. Amma bilirik ki, Aaron Yashayi bel? bir niyy?ti olmad???n? bilm?di: Sionist beyn?lxalq siyas?t aktyoru olmaq: ?ran m?d?niyy?ti v? kino sah?sind?. Biri do?uldu?u üçün: bir y?hudi dini ail?si v? Lee heç bir zaman ?ran xalq?ndan ba?qa yol seçm?mi?dir. ?nqilab dövründ? h?tta Y?hudi Seperator X?st?xanas?n?n r?hb?ri idi, lakin y?hudi ziyal?lar?n?n bir c?miyy?tinin yarad?lmas? il? ?ran ?slam ?nqilab? il? s?daq?t göst?rm?y? davam etdi. Kims? ?ran kinolar?n? y?hudil?r??l qoymaq ist?yirs?, s?hv edirl?r. Ba?qalar t?r?find?n ?l qoyuldu?u üçün erm?nil?rin ad? yanl??d?r. B?zi mükafatlar?n istiqam?tl?rini d? göst?rm?k olar ki: Kino Evi Samuel Xaçikyan?n ??xsi mülkiyy?tidir v? onlar ?ran kinounun erm?ni kinosuna ?saslanmas?n? ist?di. Onlar da s?hv edirl?r, çünki ?ran xalq?n?n x?yallar?, Milli Kino Evind? qeyd olundu?u kimi d?f?l?rl? elan edilmi?di, çünki bu komplonun bütünlükl? qar??s?n? alacaq. Dini, dini v? etnik ayr?l?q n?z?riyy?si ?ran?n bütün tarixind? r?dd edildi. ?ran xalq? minl?rl? il ya?am??d?r: dinl?r v? dinl?rin birl??m?si. H?tta ist?y?nl?r: ?slam Respublikas?n?n devrilm?si üçün milli kinonun millil??dirilm?si! S?hv edirl?r. Do?rudur ki, Shajarian yax?? bir s?s v? s?si var, amma intriqan?n ba?ç?lar?na olan d?st?yini unutmaq üçün heç bir s?b?b yoxdur. ?n az?, ?g?r s?hvini q?bul ets?ydi, yol ged?rdi! Ancaq b?zi insanlar onlar? g?tirm?kl? dü?ünürl?r: ad? ?slam Respublikas? rejimi aras?nda bölünür.


» نظر

بازنشستگان کشوری، وام خودرو و دیگر تسهیلات را داشته باشند، ولی

مدیریت یکپارچه بازنشستگی

مدیریت صندوق های بازنشستگی در ایران، بسیار متعدد و جزیره ای می باشد که: این به نفع عدالت و سیاست های جمهوری اسلامی نیست. سازمان بازنشستگی نیروهای مسلح ، کشوری ، تامین اجتماعی، صدا و سیما حداقل 4مورد مهم آن است. در داخل سازمان بازنشستگی کشوری که: مشمولین آن کارمندان رسمی هستند، وزارت نفت صندوق خود را جدا کرده است! و این عدالت را به شدت زیر سوال برده است. افراد یا سازمان و یا صندوق های دیگری هم، هستند که به این جمع باید اضافه شود. حتی بیمه ها مانند بیمه ایران سالها است که تبلیغ می کند: با دو سال پرداخت حق بیمه بازنشسته شوید! که این امر بیشتر به یک فریب: تبلیغاتی می ماند تا یک استراتژی. یا حتی بیمه عمر.  لذا دلایل زیادی هست که باید: همه اینها یکی شوند و: تحت یک مدیریت واحد اداره، یا هماهنگی شوند. همانطور که دولت، لایحه نظام هماهنگ حقوق و دستمزد را داده، باید قانون یکپارچه مدیریت بازنشستگی را نیز، به مجلس محترم ارائه کند. معایب مهم نداشتن مدیریت یکپارچه، نداشتن زیربنای خدمت: برای سی سال یا کمتر است. مثلا وقتی بیمه ایران آن تبلیغ را می کند، اگر غلط باشد که اعتماد مردم را به: بیمه ها از بین می برد و: اگر درست باشد طبیعتا، همه سازمان های بازنشستگی زیر سوال می رود! وقتی وزارت نفت به بازنشستگان خود: حقوق های 10تا 20میلیونی می دهد، شکاف طبقاتی با یک بازنشسته فرهنگی یا خبرنگاری، به 20برابر می رسد. البته رئیس سازمان بازنشستگی کشوری، و شاید همه سازمان های مذکور، با ادغام یا یگپارچه سازی مخالف هستند! و اصلا قابل طرح نمی دانند، زیرا یکی از موانع آن کمبود: منابع مالی و یا نبود منابع است. علت دیگر ان تفاوت حقوق ها هست، وقتی کسی با حقوق 200میلیونی یا بیشتر، بازنشسته می شود طبیعی است که: تعیین حداقل حقوق بازنشستگی یعنی ماهی یک میلیون! امکان ندارد و اگر حق بیمه تابع: سه سال پرداخت آخر سال باشد، تفاوت حقوق های بازنشستگی تا 200برابر هم می شود. که این شکاف بزرگی در عدالت اجتماعی ایجاد می کند.  اما اصول اسلامی و انسانی ایجاب می کند که: همه 60ساله ها بازنشسته شوند، و پرداخت حقوق به آنان هماهنگ و: بدون شکاف عمیق باشد. برای این کار ابتدا شورای عالی حقوق و دستمزد: باید فعال شود، سپس نظام هماهنگ پرداختها اجرایی شود. حتی اگر این دو امکان پذیر نباشد، میتوان پینشهاد داد: درصد سهم بیمه شونده، برای همه یکسان شود. و سقفی برای آن تعیین گردد، تا در موقع بازنشستگی، همه با فاصله معقولی حقوق بازنشستگی دریافت نمایند. متاسفانه افرادی که حقوق بازنشستگی بالایی می گیرند، زمینه بهتری برای بازگشت به کار هم پیدا می کنند. یعنی رسما بازنشسته می شوند! ولی عملا به کار خود ادامه میدهند. و این به نفع کار فرما هم هست. زیرا اشتغال یک بازنشسته، هزینه های جانبی مانند بیمه و مالیات ندارد و: معمولا دستمزد کمتری هم دریافت می کند. لذا عدالت اجتماعی در اسلام حکم می کند: اولا همه کسانی که 30سال سابقه کار دارند، یا 60سال سن دارند بازنشسته شوند. و هیچ کسی بدون بازنشستگی نباشد. اگر بازنشسته ای مشغول به کار شد حقوق بازنشستگی او مسدود شود. کلیه سازمان های بازنشستگی، زیر نظر دولت و سازمان بازنشستگی کل باشند. کمک های مالی دولت هم تبعیض آمیز نباشد! بطوریکه بازنشستگان کشوری، وام خودرو و دیگر تسهیلات را داشته باشند، ولی باز نشسته های تامین احتماعی محروم باشند! یا باز نشستگان نیروهای مسلح، بن حکمت و بن های متفرقه دریافت کنند، ولی کارگران بازنشسته هیچ امتیازی نداشته باشند.

Integrated retirement management

The management of retirement funds in Iran is very numerous and islands: This is not in the interests of the justice and policies of the Islamic Republic. The Army, Retirement, Army, Retirement, Retirement, Atmosphere, Atleast, at least 4 critical cases. Inside the country"s retirement organization: its employees are official, the Ministry of Oil has separated its fund! And this has severely questioned the justice. Individuals or organization or other funds, which should be added to this sum. Even insurance, like insurance, has been advertising for many years: Pay two years of retirement! It"s more about deception: it"s advertising rather than a strategy. Or even life insurance. So there are a lot of reasons that need to be: all of these will be united: under a single departmental administration, or coordinated. As the government has given the bill to the coordinated payroll system, it must also submit to the Honorable Parliament an integrated pension management law. Disadvantages of unmanageable management, lack of service infrastructure: for thirty years or less. For example, when Iran"s insurance promotes it, if it"s a mistake to put people"s trust in: insurance: if it is true, naturally, all retirement organizations are questioned! When the oil ministry gives its retirees: salaries of 10 to 20 million, the class gap with a retired cultural or journalist is 20 times higher. Of course, the head of the State Retirement Administration, and perhaps all of these organizations, are opposed to merging or integrating! And they are not at all possible, because one of the obstacles is lack of funds or lack of resources. The other reason is the salary difference, when someone with a salary of 200 million or more is retired, it is natural that: the determination of the minimum pension, ie, a million fish! It is not possible and if the premium is subject to three years of payment at the end of the year, the difference in salaries will be up to 200 times. Which creates a huge gap in social justice. But Islamic and humanitarian principles require that: all 60 years old retire, and pay salaries to them in harmony: without a deep divide. To do this, the High Council of Payments must first be activated, then the coordinated system of payments will be implemented. Even if these two are not feasible, one can say: The percentage of the insured"s share is the same for everyone. And a ceiling for it, so that everyone gets a pension at a reasonable retirement age. Unfortunately, people who have high retirement pensions also have a better chance of returning to work. They are officially retired! But they are practically doing it. And this is also in the interest of working. Because retired jobs do not have side fees, such as insurance and taxes, and usually receive less wages. So, social justice is ruled out in Islam: First, all those who have 30 years of work experience, or 60 years of age, retire. And no one is without retirement. If he is retired, his retirement pension will be blocked. All retirement organizations are under the supervision of the government and the general retirement organization. Government grants are not discriminatory! So that the retirees of the country have car loans and other facilities, but they are not open to social security! Or the recruits of the armed forces, bin Hikmat and other bombers, but retired workers have no concessions.

الإدارة المتکاملة للتقاعد

إدارة صنادیق التقاعد فی إیران کثیرة جدا والجزر: وهذا لیس فی صالح العدالة والسیاسات فی الجمهوریة الإسلامیة. الجیش، التقاعد، الجیش، التقاعد، التقاعد، الحضور، والحضور هی على الأقل أربع قضایا هامة. داخل منظمة التقاعد فی البلاد: موظفیها رسمیة، وزارة النفط فصل صندوقها! وقد شکک هذا الأمر بشدة فی العدالة. الأفراد أو المنظمات أو الصنادیق الأخرى، والتی ینبغی أن تضاف إلى هذا المبلغ. حتى التأمین، مثل التأمین، وقد تم الإعلان لسنوات عدیدة: دفع عامین من التقاعد! انها أکثر عن الخداع: انها الإعلان بدلا من استراتیجیة. أو حتى التأمین على الحیاة. لذلک هناک الکثیر من الأسباب التی تحتاج إلى أن تکون: کل هذه سوف تکون موحدة: تحت إدارة واحدة من الإدارات، أو منسقة. وبما أن الحکومة قد قدمت مشروع القانون إلى نظام المرتبات المنسق، یجب علیها أیضا أن تقدم إلى البرلمان الموقر قانونا متکاملا لإدارة المعاشات التقاعدیة. عیوب الإدارة التی لا یمکن إدارتها، والافتقار إلى البنیة التحتیة للخدمة: لمدة ثلاثین عاما أو أقل. على سبیل المثال، عندما یشجع التأمین الإیرانی، إذا کان من الخطأ وضع ثقة الناس فی: التأمین: إذا کان صحیحا، وبطبیعة الحال، یتم استجواب جمیع منظمات التقاعد! وعندما تمنح وزارة النفط المتقاعدین: رواتب تتراوح بین 10 و 20 ملیون نسمة، فإن الفجوة الطبقیة مع ثقافی أو صحفی متقاعد أعلى ب 20 مرة. وبطبیعة الحال، فإن رئیس إدارة التقاعد فی الدولة، وربما کل هذه المنظمات، یعارضون الاندماج أو الاندماج! وهی لیست ممکنة على الإطلاق، لأن أحد العقبات هو نقص الأموال أو نقص الموارد. والسبب الآخر هو الفرق فی المرتبات، عندما یکون الشخص الذی یتقاعد 200 ملیون أو أکثر متقاعدا، فمن الطبیعی أن: تحدید الحد الأدنى للمعاش، أی ملیون الأسماک! ومن غیر الممکن وإذا کانت العلاوة خاضعة لثلاث سنوات من الدفع فی نهایة السنة، فإن الفرق فی المرتبات سیصل إلى 200 مرة. مما یخلق فجوة هائلة فی العدالة الاجتماعیة. ولکن المبادئ الإسلامیة والإنسانیة تتطلب ما یلی: کل 60 سنة تقاعد، ودفع الرواتب لهم فی وئام: دون انقسامات عمیقة. وللقیام بذلک، یجب أولا تفعیل المجلس الأعلى للمدفوعات، ثم تنفیذ نظام المدفوعات المنسق. حتى لو لم یکن ذلک ممکنا، یمکن للمرء أن یقول: نسبة حصة المؤمن هو نفسه بالنسبة للجمیع. وسقف لذلک، بحیث یحصل الجمیع على المعاش فی سن التقاعد معقول. ولسوء الحظ، فإن الأشخاص الذین لدیهم معاشات تقاعدیة عالیة أیضا لدیهم فرصة أفضل للعودة إلى العمل. هم متقاعدون رسمیا! لکنهم یقومون بذلک عملیا. وهذا أیضا فی مصلحة العمل. لأن الوظائف المتقاعدة لا تحمل رسوما جانبیة، مثل التأمین والضرائب، وعادة ما تحصل على أجور أقل. لذلک، یستبعد العدل الاجتماعی فی الإسلام: أولا، کل أولئک الذین لدیهم 30 عاما من الخبرة فی العمل، أو 60 سنة من العمر، والتقاعد. ولا أحد دون التقاعد. وإذا تقاعد، فإن معاشه التقاعدی سیحظر. وتخضع جمیع منظمات التقاعد لإشراف الحکومة والمنظمة العامة للتقاعد. المنح الحکومیة لیست تمییزیة! حتى أن المتقاعدین من البلاد لدیها قروض السیارات وغیرها من المرافق، لکنها لیست مفتوحة للضمان الاجتماعی! أو المجندین من القوات المسلحة، بن حکمت وغیرها من القاذفات، ولکن العمال المتقاعدین لیس لدیهم تنازلات .

?nteqrasiya pensiya idar? olunmas?

?randa pensiya fondlar?n?n idar? olunmas? çox sayda v? adalard?r: Bu ?dal?t v? ?slam Respublikas?n?n siyas?tind? deyildir. Ordu, Pensiya, Ordu, T?qaüd, T?qaüd, Atmosfer, Atleast, ?n az 4 kritik v?ziyy?t. Ölk?nin t?qaüdçü t??kilat?nda: i?çil?ri r?smi, Neft Nazirliyi öz fondunu ay?rd?! Bu da ?dal?ti ciddi ??kild? sor?ulad?. Bu m?bl????lav? edilm?li olan f?rdi v? ya t??kilat v? ya dig?r fondlar. S??orta kimi, h?tta s??orta, uzun ill?r reklam olunur: iki il pensiya öd?m?k! Aldanma haqq?nda daha çox m?lumat: bir strategiya deyil, reklamd?r. H?tta h?yat s??ortas?. Buna gör? bir çox s?b?bl?r var: bunlar?n ham?s? vahid bir vahid idar?nin alt?nda v? ya koordinasiya olunacaq. Hökum?t raz?la?d?r?lm?? ?m?k haqq? sistemin? qanun layih?sini t?qdim etdikd?, Hörm?tli Parlament? d? vahid pensiya idar?etm? qanununu t?qdim etm?lidir. ?dar? edilm?y?n idar?etm?nin çat??mazl???, xidm?t infrastrukturunun olmamas?: otuz il v? ya daha az. M?s?l?n, ?ran?n s??ortas? bunu t??viq ed?rk?n, insan?n t?hlük?sizliyin? güv?nm?k s?hv olarsa: s??ortaç?lar, ?g?r t?bii ki, bütün pensiya t??kilatlar? sor?ulan?r! Neft Nazirliyi t?qaüdçül?r? verdiyi zaman: 10 il? 20 milyon maa?, t?qaüdçü bir m?d?niyy?t v? ya jurnalist il? sinif bo?lu?u 20 qat daha yüks?kdir. ?lb?tt? ki, Dövl?t Pensiya ?dar?sinin r?hb?ri v? b?lk? d? bu t??kilatlar?n ham?s? birl??m?y? v? ya inteqrasiyaya qar?? ç?x?r! V? mümkün olmur, çünki mane?l?rd?n biri fonlar?n olmamas? v? ya resurslar?n olmamas?d?r. Dig?r s?b?b 200 milyon v? ya daha çox ?m?k haqq? olan birinin t?qaüd? ç?xd??? zaman ?m?k haqq? f?rqi, t?bii ki: minimum pensiyan?n t?yin edilm?si, y?ni milyon bal?q! Mümkün deyil v? mükafat ilin sonunda üç illik öd?ni?? m?ruz qalarsa, ?m?k haqq? f?rqinin 200 d?f? olaca?? gözl?nilir. ?ctimai ?dal?td? böyük bir bo?luq yarad?r. Ancaq ?slam v? humanitar prinsipl?r t?l?b edir: bütün 60 ya?l? t?qaüdçü v??m?k haqq?n? onlara uy?un olaraq öd?yirl?r: d?rin bölünm?d?n. Bunu etm?k üçün Yüks?k ?dar?etm? ?uras? ?vv?lc? aktivl??dirilm?li, sonra öd?ni?l?rin ?laq?l?ndirilmi? sistemi t?tbiq olunacaqd?r. Bu iki mümkün olmad?qda bel? dey? bil?rsiniz: S??ortal?n?n s?hml?rinin pay? h?r k?s üçün eynid?r. V? bunun üçün bir tavan var, buna gör? h?r k?s bir pensiya pensiyas? al?r. T??ssüf ki, yüks?k pensiya pensiyas? olan insanlar da i?? qay?d?rlar. Onlar r?smi olaraq t?qaüd? ç?xd?! Ancaq bunlar praktiki olaraq bunu edir. V? bu, i? üçün d? maraql?d?r. T?qaüdçü i?l?rd? s??orta v? vergil?r kimi yan haqlar olmad??? v? ad?t?n daha az ?m?k haqq? ald??? üçün. Bel?likl?, ?slamda sosial ?dal?t ittiham olunur: Birincisi, 30 il i? t?crüb?si olan v? ya 60 ya?? olan h?r k?s t?qaüd? ç?x?r. Heç kim pensiya alm?r. T?qaüdçü olsayd?, onun t?qaüd pensiyas? ba?lanacaq. Bütün t?qaüdçü t??kilatlar hökum?tin v? ümumi t?qaüd t??kilat?n?n n?zar?ti alt?ndad?r. Hökum?t qrantlar? ayr?-seçkilik deyil! Ölk?nin t?qaüdçül?ri avtomobil kreditl?ri v? dig?r obyektl?ri var, amma onlar sosial t?minata aç?q deyil! V? ya silahl? qüvv?l?rin, bin Hikm?t v? dig?r bombardmanç?lar?n t?qaüdçüsü, amma t?qaüdçü i?çil?r güz??t vermir.

 

 


» نظر
   1   2      >
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96