تماس با ما اعتراف عملی به اصل ولایت فقیه، در آئین وهابیت - پایگاه خبری ماهین نیوز
سفارش تبلیغ
ابزار بهینه سازی سایت
ابزار بهینه سازی سایت

علیرغم دشمنی های وهابیون با تشیع،بر سر ولایت و ولایت فقیه، خودشان عملا این اصول را پذیرفته، و به آن عمل می کنند! مثلا با اصرار بر اینکه پیامبر اسلام، هیچ وارثی ندارد و ارث از خود برجای نگذاشته، و کسی را بجای خود وصی و ولی معرفی نکرده است، اما خلیفه اول عملا خلیفه دوم را تعیین کرد، و برای اینکه مردم به حضرت علی ع روی نیاورند، وی را مشخص نمود. حتی برعکس هم اتفاق افتاد یعنی: همه می گفتند عمر خلیفه شود، ولی ایشان باتوجه به بزرگتر بودن ابوبکر، ابتدا ایشان را پیشنهاد کرد تا: اولا به حب نفس متهم نشود، ثانیا حرفی که گفته بود: حضرت علی برای خلافت جوان است، از بین نرود. ثالثا جاده صاف کن باشد، زیرا مشخص بود که بزودی از دنیا خواهد رفت.

خلیفه دوم هم همینطور: وصیت کرد بعد از او مردم از عثمان تبعیت نمایند. واگر عثمان هم مرگ خود را پیش بینی می کرد، حتما نمی گذاشت خلافت به حضرت علی برسد! و کس دیگری را معرفی می کرد. و این البته نشان می دهد: هرکس خلاف واقعیت و حقیقت حرف بزند، از دنیا نمی رود تا با عمل خود، صحت آن را ثابت کند. علاوه بر ان در دیدگاهای سه خلیفه، تضاد های دیگری هم وجود دارد: که به دست خودشان و در عمل آن ها را بوجود آورده اند.

یکی از ان ها مسئله شورا هست. آن ها معتقدند که رهبر را باید شورا تعیین کند! اما نمی گویند این شورا چه شرایطی دارد؟ لذا هرکس سه یا چهار نفر شد، می تواند شورا باشد و رهبر را تعیین کند! برای همین است که در اتوبوس و صف نانوایی ، یا بر سر چهار راه ها هرگاه چند نفر با هم باشند، دست به صدور منشور رهبری و: عزل و نصب آن می کنند.

حتی آن ها نگذاشتند که دیگر رهبران، با شورا انتخاب شود. یعنی در طول تاریخ چه در دوران خلفا، و چه در دوران بنی امیه و بنی عباس، شورا هیچ نقشی نداشته است. و انتصاب همیشه، جای انتخاب را گرفته، و موروثی بودن جای: شایسته سالاری را پر کرده است . حتی به همین دلیل امام حسین کشته شد که: با موروثی بودن و جانشینی یزید مخالف بود.

 در دوران معاصر هم وهابیون، تا جاییکه توانستند خودشان در راس امور بودند، و تحت قیمومیت هیچ آئینی نرفتند، یعنی حکومت و ولایت را حق خود می دانستند. دلیل آن هم این بود که به خیال خود، استنباط بهتری از دین داشتند و: حرف پیامبر را بهتر درک می کردند. و نمی خواستند هیچکس دیگر در این فهم، آن ها را کمک نمایند. و هرکس حرفی برخلاف آن ها می گفت، تکفیر می شد و برای همین آن ها را: تکفیری هم می گویند!

   حتی آل سعود وقتی تصمیم به حکومت داری و: یا جنگ گرفت ابتدا به سراغ علمای وهابی رفت، و از آن ها اذن و اجازه گرفت. و برخی گفته اند که تعهد دوطرفه گرفته شد: که یک طرف قوه مقننه باشد، و طرف دیگر قوه مجریه! و مادام لعمر از یکدیگر پشتیبانی کنند. آن ها هم آل سعود را تایید کردند، یعنی آل سعود مشروعیت ولایت خود را، از فقهای وهابی دارد. و این نشان می دهد که حتی آل سعود، و علمای وهابی میدانند که تصرف در: جان و مال مردم اجازه شرعی می خواهد، و کسی بدون اطلاع  کامل از احکام اسلامی، نباید حکومت کند.

از این مهمتر آن ها در عمل اعتراف کردند که: حاکم نه تنها باید حاکم شرع باشد، بلکه باید مجتهد جامع الشرایط هم باشد، و احکام اسلامی را از همه بهتر بداند، و در استخراج آن از قران، حرف آخر را بزند. چرا که به همین دلیل، بقیه را تکفیر می کنند. زیرا می گویند فقط خودشان اسلام را می فهمند، و بقیه فقط باید گوش بدهند و تقلید کنند! و اگر حرف اضافه و یا تفسیر دیگری داشتند، باید اعدام شوند. و یا مانند شیعیان قتل عام گردند.

بنابر این وهابیت از جمله کسانی هستند: که می گوید اسمش را نبر! آن ها همه اصول مسلم اجتهاد و تقلید را، کاملا رعایت می کنند! و تنها تفاوت شان با شیعه آن است که: تحمل مخالف را ندارند. در شیعه هر مقلد میتواند به مراجع مختلف رجوع کند، و تشخیص اعلم بر عهده خودش است. و اگر ناتوان بود باید مشاوره بگیرد. اما وهابیت می گوید که اعلم من هستم و: کسی نباید روی حرف من حرفی بزند. و یا سراغ کس دیگری برود. واین عمل خود رای بودن، یا همان استبداد و خود بزرگ بینی است، که در همه ادیان و مذاهب و: مکاتب سرزنش شده است.

 ائتلاف ماهین نیوز


القبول العملی لمبدأ ولایة الفقیه، وعبادة الوهابیة!
وعلى الرغم من العداء من الوهابیین والشیعة، المقاطعة والقائد الأعلى، فإنها تقبل فی الواقع هذه المبادئ، وتعمل على ذلک! على سبیل المثال، مصرا على أن النبی لم یکن الورثة: المیراث ترکوا وراءهم، وعلى المنفذ مکان واحد وهذا لم یحدث، ولکن فی الواقع عین الخلیفة الثانی الخلیفة الأول، وعلى الناس أن الإمام علی لم یفعلوا ذلک، کشف. حدث حتى العکس: قال الجمیع الخلیفة عمر، ولکن نظرا لأکبر أبو بکر وعرض لأول مرة لهم: أولا، لا اتهم حب الذات، والرسالة الثانیة تقول: "علی أن الخلافة هی الشباب، و لا تذهب بعیدا. الصف الثالث لأنه کان من الواضح أن العالم سوف تذهب قریبا.
الخلیفة الثانی، وأیضا: هل شعب عثمان متابعة بعده. إذا عثمان کان قد تنبأ فاته، لم یکن متأکدا من الخلافة لعلی وحده! وقدم بعضها البعض. ویظهر هذا بطبیعة الحال: أی شخص مخالف للحقائق وقول الحقیقة، والعالم لیس لأعمالهم، تثبت صحتها. بالإضافة إلى ذلک، وجهات نظر ثلاث الخلفاء، هناک صراع آخر: أنه فی الممارسة العملیة أنها خلقت نفسها.
واحد منهم هو مسألة المجلس. وهم یعتقدون أن على المجلس أن یعین زعیم! ولکن لا نقول للمجلس أیة ظروف؟ لذلک کل ثلاثة أو أربعة، یمکنک تحدید المجلس وزعیم! هذا هو السبب فی المخبز على متن الحافلة، أو على مفترق طرق حیث کثیر من الناس معا، ومسألة میثاق القیادة وإلغاء وتثبیته.
فعلوا ولا حتى غیره من القادة، الذی تم اختیاره من قبل المجلس. ماذا یوجد فی التاریخ فی عهد الخلفاء، والأموی والعباسی فی الوقت المناسب، لعبت مجلس أی دور. وتعیین یکون دائما خیارا، وتراث المکان: الجدارة کاملة. حتى الإمام الحسین قتل بحیث یعارض یزید على التوریث. فی العصر الحدیث، والوهابیین، طالما أنهم هم أنفسهم کانوا على رأس الشؤون، وتحت وصایة من أی دین لا والحکومة والحق فی المحافظة أن یعرف. وکان السبب أن فی ذهنه، فهم أفضل للدین، و: ما فهم أفضل لنبیهم. ولا ترید أی شخص آخر فی هذا المعنى، من شأنه أن یساعد. وأیا کان قال أی شیء ضدهم، لذلک فمن کان الطرد: الطرد من شأنه أن یقول! حتى عندما یکون قرار الحکم وبیت سعود: ذهب الحرب فی البدایة لعلماء الوهابیة، واقتادتهم إذن. وبعضهم قال إنه التزام متبادل: من جهة، والسلطة التشریعیة والسلطة التنفیذیة وعلى الجانب الآخر! ومدام LMR یدعم کل منهما الآخر. وأکدوا أیضا أن بیت آل سعود، شرعیة السعودیة من مقاطعتک، من علماء الوهابیة. وهذا یظهر أنه حتى السعودیین، ویعتقد علماء الوهابیة التی تحصد أرواح وممتلکات الناس لرغبات الدینیة، وشخص دون المعرفة الکاملة للشریعة الإسلامیة، ینبغی أن تحکم.
الأهم من ذلک، أنهم اعترف فعلا أنه یجب لیس فقط حکم القاضی، ولکن یجب أن یکون الکاهن مؤهل بشکل کامل، والشریعة الإسلامیة من کل فهم أفضل، وتستمد ذلک من القرآن، والقول الفصل. لماذا ذلک، وحرم الآخرین. یقولون إلا أنهم یفهمون الإسلام، والباقی یکون مجرد الاستماع إلى وتقلید! وإذا حرف الجر أو زیارتها تفسیر آخر، یجب أن تنفذ. أو کما یتم ذبح الشیعة.
لذلک الوهابیة بین تلک التی قال له اسم المعرکة! انهم جمیعا مبادئ الاجتهاد والتقلید، والامتثال الکامل! ، والفرق الوحید مع شی هو: لا تتسامح مع المعارضة. الشیعة یمکن لأی منافس الرجوع إلى سلطات مختلفة، والأکثر تعلمت من تشخیصه. وإذا کان غیر قادر على تشاور. ولکن الوهابیة أننی على درایة وشخص أن یتحدث معی. أو اللجوء إلى واحد آخر. والتصویت لتشغیلها، أو التعسف وأنف کبیر، وذلک فی جمیع الأدیان والعقائد: إلقاء اللوم على المدارس. 

 


تاریخ : دوشنبه 94/9/30 | 10:14 عصر | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر