چرا تورم؟
مدتهاست که افکار عمومی در اثر افزایش قیمتها مشوش شده و باعث نارضایتی دارا و ندارا شده است و امنیت فکری خانوارها را بهم زده و دیگر توان برنامهریزی برای آینده تبدیل به فکر گذران فردا شده است.
اگر لازم باشد بدون افزایش، قیمتها را مدتها ثابت نگهداشت و امنیت فکری را به جامعه باز گرداند. باید به چند عامل و اصل ابتدایی را ثابت نگهداشت و به آنها توجه داشت:
1.سرانه پول
2.سرانه مصرف کالا و خدمات
3.بهای متوسط کالا و خدمات
در دانشهای انسانی نباید بدون درنظرگرفتن جامعه و ادبیات رفتاری، هنجارها و ناهنجاریهای آن جامعه به دنبال موضوعی رفت زیرا کلیات هر موضوع دستخوش وفاق با تمامیخواصجوامع مختلف است. ولی کلیات ثابتی نیز وجود دارد که در واقعیت اصلا وجود ندارد. اینها فرضیات
و اصولی هستندکهتسهیلات ایجاد میکنند. و فقطجنبه آماری دارند مثل بسیاری از معدل گیرها.
حال برای مرادگشایی به مورد اول پرداخته میشود (سرانه پول) سرانه پول عبارت است از: تقسیم پول در گردش به تعداد نفرات آن کشور که با تثبیت آن کشور که با تثبیت آن وضعیت موجود حفظ می شود، و از رابطه زیر بدست می آید.
پول رایج
سرانهپولکشور=
جمعیت کشور
در مورد دوم (سرانه کالا و خدمات ) هم باید مطابق مورد اول رفتار نمود:
سرانه کالا عبارت است از: تقسیم کالا و خدمات موجود در کشور به تعداد نفرات آن کشور با تثبیت این مورد هم قیمتها ثابت می ماند، و از رابطه زیر بدست می آید.
کالا و خدمات رایج
سرانه مصرف کالا و خدمات کشور =
جمعیت کشور
باید یادآور شد برای تثبیت قیمتها مقدار سرانه پول باید ثابت باشد پس افزایش حجم پول باید ثابت باشد. و در مورد سرانه کالا نیز این امر باید به همان شکل رعایت شود بدان معنی که با افزایش جمعیت هم باید میزان کالای مورد نیاز به میزان افزایش جمعیت اضافه شود تا الگوهای مصرف جامعه تغییر نکند. این امر به معنی افزایش مشاغل و افزایش تولید و افزایش واردات
و افزایش صادرات. که ثبات در آمد در داخل کشور را سبب میشود. پس افزایش متناسب حجم پول و کالا و خدمات لازم است و جلوی تورم را میگیرد. و افزایش هر کدام پول یا کالا و خدمات به تنهایی ایجاد تورم کرده و باعث کاهش یا افزایش قیمت میشود.
در اینجا مولفه سومی نیز باید رعایت شود که آن مورد سوم فوقالاشاره یعنی بهای متوسط کالا و خدمات میباشد: برای محاسبه بهای متوسط کالا و خدمات باید مطابق موارد یک و دو رفتار نمود و از رابطه زیر استفاده نمود:
کل پول رایج در کشور
بهای متوسط کالا و خدمات =
کالا و خدمات موجود در کشور
اینجاست که با تثبیت کلیه موارد سهگانه مورد اشاره میتوان سالها قیمتها را ثابت نگهداشت، ولی این امر امکانپذیر نیست زیرا ما همیشه نیازمند تامین کالا از سایر کشورها هستیم پس با واردات کالا مسایل اقتصادی آن کشورها را نیز وارد میکنیم یعنی تورم وارداتی، باید برای مهار این مسئله یا از شیوه تهاتر استفاده نمود یا بر صادرات کالای تولید داخل همت گماشت. و یا اینکه از شیوه یارانه استفاده نمود. و یا با قدرت و ارزش پول ملی با آن مواجهه نمود (این در صورت مثبت بودن تراز بازرگانی ممکن است).
برای نمودآوری موارد پیشگفته نیازمند چند مثال هستیم که در زیر به دو مورد اشاره میشود:
1.افرادی که کثیرالحج هستند همیشه در بازگشت اعلام میکنند که قیمتها برابر دفعه اولی است که به مکه رفته بودند. بطور مثال می گویند قیمت نوشابه همان 1ریال بود که در 30 سال پیش هم 1ریال بود.
بدیهی است که ثبات قیمتها در عربستان ظهور نکرده، پس چرا چنین است بله این روشی ساده
و اقتصادی است نه اقتضایی (به شیوه اقتصاددانان ما) به این روش که با توجه به توریستهای دایمی که همیشه در آنجا وجود دارد (توریست مذهبی) و داشتن ذخایر عظیم ارزی در خارج از کشور که سود آن می تواند بر سایر هزینههای دیگر سرشکن شود. و در آمدهای دیگر مثل
هتلداری و تجارت لوازم مصرفی در کشورهای دیگر باعث خواهد شد بتوانند قیمت ارزاق را بتوان (مالیات صحیح و ارائه یارانه درست) در داخل ثابت نگهدارند.
2. ارائه مجوزهای بیرویه احداث واحدهای تولید ملامین در ابتدای انقلاب که باعث افزایش تولید عرضه این کالا با کیفیت پایین و نامرغوب و نتیجتاً کاهش قیمت آن محصول و در اثر افزایش تقاضای مواد اولیه باعث افزایش بهای مواداولیه و ورشکستگی چندین واحد تولیدی شد. درست است که این امر در اول انقلاب در جهت ایجاد اشتغال صورت پذیرفت، ولی بهعلت بدون
برنامه بودن آن با شکست روبهرو شد. آری باید به اقتصاددانهای (که عدهای از آنها را باید بروش نمکدان و کماجدان اقتصاددان دانست)کشور یادآور شد که همیشه افزایش حجم پول در گردش (نقدینگی)، همواره باعث تورم نمیشود. بلکه باید با افزایش جمعیت حجم پول هم افزایش یابد. فقط تصور کنید که با افزایش جمعیت، پول و کالا افزایش نیابد. آنگاه ببینید که مقدار پول نسبت به جمعیت کاسته شده و بهای کالا چگونه افزایش مییابد.
وقتی میبینید که افزایش حجم پول اجباری است خواهید دید که میزان کالای لازم در جامعه نیز اجبار باید افزایش یابد و ارائه مجوز تاسیس یعنی ایجاد شغل نیز باید متناسب با همان مقدار نیاز افزایش یابد تا اوضاع بصورت اولیه ثابت بماند. در این حالت است که باید دید و معیار قوانین عوض شود. توجه به این موارد باعث خواهد شد تا میزان قیمتها ثابت مانده و اشتیاق عمومی هم برای کالاها ثابت بماند و هم اینکه سرانه کالا ثابت شود سادهتر اینکه الگوی مصرف تغییر نکند. (امروزه سرانه مصرف کالا افزایش یافته زیرا رفتار و انگیزه تهیه کالا نیز تغییر کرده است چون الگو و انگیزههای مصرف هم تغییر کرده است.)
به این نتیجه میرسیم که باید تورم را از نو معنی کرد یا به درون آن با دید دیگری نگاه کرد. امروز مردان صحنه اقتصاد ایران به عظمت کار هویدا پی بردهاند 13 سال ثبات قیمتها، کاری که امروز یک سال آنهم هنر است. با نگرش به آن دوران و دهه اول انقلاب میشود تا حدودی به این اصول دست یافت. با مدیرانی که با طبع بلند و میهن پرستی کار می کردند، استخوان خرد
میکردند و توقع رانتی هم نداشتند. مثل امروز برای هر خدمتی توقع حقالعملی نبود. روابط مدیران دوستانه بود و بدون باند و باند بازی کار یکدیگر را راه می انداختند. در مملکت
اصلاحطلب و دروغگو نبود. همه با نگاه به آخرت انجام وظیفه میکردند. از همه مهمتر اینکه به کارشان کاملاً مسلط بودند. و در خود برتری خاصی نسبت به دیگران احساس نمیکردند. افزایش قیمتها که اقتصاد پس از انقلاب آن را نمایه تورم یا خود تورم می داند، سبب دیگری دارد، که مسبب، آن دولت مردان و حکومت مردان تاجر پیشهای است که صاحب رانت و اطلاعات
آنچنانی اقتصادی هستند و باندهای وابسته به هر یک و سرمایهداران تحتامر ایشان که
دادو ستدی حمایتی دارند. برای لطمه زدن به حریف، اقدام به عملیات تخریبی میکنند و با تاثیر در اقتصاد باعث سودهای کلان برای خود (که به قویترشدن باندشان) و تخریب حریف می شوند. بدانیم اگر تمامی ملت ایران میلیاردر شوند نمیتوانند قیمت شکر را یک شبه دو برابر کنند و یا اینکه قیمت مسکن را افزایش دهند. همانگونه که آورده شد این گروهها با شیوههای
شناخته شده و با شناخت از روحیات جامعه وارد عمل میشوند، و اقدام به تخریب اقتصاد
مینمایند، ایجاد ناامنی فکری و بازارسیاه و ایجاد حرص مصرف (اضافه تهیه مایحتاج) عمده راههایی است مورد استفاده قرار میگیرد. پس باید با این مسئله مبارزه کرد و سرمایههای
تحت الحمایه را ضعیف نموده و حتی از بین برد. بطور مثال در دوران سازندگی که آغاز حضور سرمایهداران حکومت پیشه بود. عملکرد حکومت باعث انفجار قیمتها شد. ولی در اثر برخورد، تا حدودی با سرانه پول و کالا باعث شد که اثر تورمی آن در جامعه خیلی محسوس نباشد و
خوانیغما بین همه با درصدهای متفاوت تقسیم شود. با افزایش درآمدها و اجرتی طرحهای عمرانی در سطح کشور باعث تقسیم ثروت در سطح جامعه شد. تکیهبر طرحهایعمرانی باعث اشتغال نیروییدی (نیروی کار بدون تخصص) شد و تامین مصالح و نیازهای اجرای طرحهای عمرانی در مناطق رونق اقتصادی آورد. کوچروهای شغلی هم این رونق را به سایر مناطق تسری دادند. با کاهش اجرای طرحهایعمرانی یا بهتر گفته شود خاص شدن مجریان طرحهایعمرانی تورم خودنمایی نمود. و ناآگاهان دستپاچه، آتش بر خرمن اقتصاد شده و رکود را بر آن مستولی نمودند، هر روز طرحینو در انداختند، بموازات هم هرزمانی یاران سرمایهمند حکومت پناه دست بر کالایی درسبد انحصارات و گرانی و عاقبت آزاد سازی قرار می دهند. در دوران سازندگی مورد دیگری نیز رخ نمود آنهم پدیدار شدن طبقهای جدید در جامعه بود با وقوع انقلاب خلاء عدم وجود این طبقه زیانهای بسیار بوجود آورده بود. بله طبقه دو اجتماعی (طبقه متوسط) بالید و در دوره دروغسیاسی (اصلاحات) بالغ شد. این طبقه و سرباره آن طبقه متوسط مرفه که امر سرمایه گذاری با ریسک را دنبال می کنند. و با رشد اقتصادی خود اقتصاد جامعه را نیز شکوفا می سازند. این طبقه که غالبا تحصیل کرده بوده و تقریبا تکنو کراتهای جامعه نیز هستند. و به دلیل
اشتغالکاری کمتر به مطالعه میپردازند و اکثراً روشنفکران کممطالعه هستند. با دروغهای سیاسی دوره اصلاحات و تصویر مدینه فاضله که هرگز نبوده، آن دوران باعث شد این گروه مرفه شده اقدام به سرمایهگذاریهای خارجی بنمایند. ترکیه به دلیل مسائل خاص اقتصادیش سریعاً از نظرها خارج شد و متفکران داخلی نیز از مرحله پرت بودند (شاید هم نظرشان این بود بگذارند دیگران جای خوب را پیدا کنند تا آنها هم برای فردای خود مامنی بیابند) ناگهان در حاشیه خلیج همیشه فارس محلی برای بلعیدن سرمایهها و تکنو کراتهایی ایران پدید آمد. و باعث شد سرمایه گذارانی که در ناامنی فکری شدید سرمایهگذاری میکردند، محلی امن برای سرمایهگذاری پیدا کنند. این بود سرمایهها شروع به خروج از کشور نمود با خروج سرمایهها بالانس بین سرانه پولوکالا بهم خورده و تورم ایجاد گردید. بله وقتی که افتخار میکنند که دختر و زن ایرانی را در خیابان بابت حجاب تحقیر میکنند و بیغیرتی مردان ساکت ناظر بر صحنه را بهرخ جهان میکشند اینچنین عقوبت میشوند. بله ناامنی فکری باعث خروج سرمایهها و خانوادهها شد آنها که متخصص و تحصیلکرده و سرمایهدارتر بودند، جذب کانادا و اروپا و پس از فیلترینگ وآمادهسازی جذب آمریکا شدند. ملاحظه میکنید چگونه میشود تیشه بر ریشهخود زد؟!
نباید نشست و ماتم گرفت امکان عقب رفتن و اصلاح کردن هم که نداریم، پس باید بر آن شد که از این بنبست نجات یابیم. برای این امر باید دست به دامن جراحیهای بنیادین زد. درست است که نمیشود با آقا و آقازادهها درافتاد ولی احمدینژاد ثابت کرد که تابو شکنی بیباک و استاد است. سالم بودن او که حتی بلندگوهای غرب و شرق از صدای آمریکا (صدای اصلاح طلبان) گرفته تا واماندههای بیخ گوشمان هرگز نتوانستند وصلههای فسادمالی و اخلاقی به او و دولتش بزنند (البته بهجز مورد آخر دکترای آقای . . . ) باعث شده تا قدری تمایل ملی به سمت ایشان کشیده، در این میان عدهای هم که فقط با تکیه بر تظاهرات فرمایشی ادعای جایگاه مردمی دارند و تنفر ملی نسبت به خودآگاهی دارند، سعی میکنند با حمایتهای غیرمنطقی از ایشان تنفر دنبالشان را به ایشان منتقل نمایند. و با تبلیغات میخواهند بین ایشان و حامیانشان فاصله بیندازند. و با تفرقهافکنی عمر کوتاه حکومت خود را درازا بخشند.
در این مقطع از زمان باید با دید جامعه شناسانه اقدام به اجرای طرحهای کوتاه مدت نمود و با ارائه طرحهای ضربتی سرمایههای مخل غیر قابل نابودی را مدتی کماثر نمود و با استفاده از مالیاتهای مستقیم بازار خرید را کنترل کرد تا بتوان بستر مناسبی برای طرحهای اساسی آماده نمود.
دبیر اجرایی و مسول ستاد انتخاباتی
جبهه مردمی ایران اسلامی
سیدمحمود امامیان
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
نشست «بررسی نقش زن در تریبت کودک»
baki xlaq qiblasi
معاوضه بحرین با جزایر سه گانه از سوی ایران دروغ است! 13 اردیبهش
جزایر که هیچ ، خود امارات هم مال ایران است
استان چهاردهم ا
ورزش محلات
ن طرح شیطنت آمیز آمریکایی الحاق بحرین به عربستان سعودی ان
نشست غیر رسمی فراکسیون اصولگرایان مجلس نهم
در منامه عاشوراست
مسئولین ترسیدند
[عناوین آرشیوشده]