سفارش تبلیغ
صبا
«بی گمان ابراهیم (خود به تنهایی) امتی مطیع خداوند وپاکدین بود و از مشرکان نبود .»، روایت شده است که وی آموزگار نیکی ها بود . [در تفسیر سخن خدای متعال]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
اعتراض های خیابانی ، انواع و اقسام اپوزیسیون! ، باجگیری سایبری ، بیت المقدس مال ایران است. ، بیش از سه هزار عنوان مجرمانه! ، بیمه صنعت نیست، یک فریب است. ، پرداختها باید از بانکداری جدا شود ، پروتستانتیزم ایرانی ، پس لرزه های سقوط ، پیامبر اسلام روانپزشک بود. ، پیشگامی و پیشرو بودن ملت ، جنازه عفن ، جنگ نرم وجنگ سخت! ، جهت گیری در بودجه ، چرا امکانات کم است؟ ، چرا عاقل کند کاری که، باز ارد پشیمانی؟ ، حرف یک لائیک ضد مذهب! ، در آمد های پایدار شهری ، در اسلام ریسک وجود ندارد ، دوران های اقتصادی ، راه ساده رفع نارضایتی مردم ، ریا کاری بصورت علمی! ، زندگی بدون ترامپ ، سال ابلاغ انقلاب ، سخندانی خوب ولی اجرای بد! ، سخنگو خبر از هیچ چیز ندارد. ، سیمرغ 36با بال های خونین! ، شیخ عبدالحسین تهرانی، نیاز امروز ماست. ، غده سرطانی، ، قلب، در تهران خوب کار نمی کند ، گرایش ریلی در شهر سازی ، لاغری دائمی، ، مالیات هر آمریکایی، تیری به قلب بشریت! ، محصولات جدید دریای عمان ، مدیریت ایرانی در جهان ، مدیریت پروژه هزاران ساله! ، مدیریت تضییقی ، مدیریت جهانی بحران ، مدیریت و ضد مدیریت. ، مرده ای که باورش نمی کنند! ، مرگ بر فتنه گر، چه در حصر، چه در قصر، چه در قبر! ، مشکلات ایرانی ، راه حل ایرانی ، معالجة تلوث الهواء! ، مملکت صاحب دارد یا نه؟ ، میلیاردی که دیده نمی شود! ، نقل المخاطر ، هل هناک سیولة؟ ، همه انسان ها خوب هستند! ، واسطه فیض آینده پژوهی ، کسی به داد ما می رسد یا نمی رسد؟ ، www.mahinnews.ir ، آقای وزیر کار، همه کاردارند! ، آمار منتج به نتیجه! ، آنها چهار عمل اصلی را هم بلد نیستند! ، ابرچالش ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :12
بازدید دیروز :714
کل بازدید :941206
تعداد کل یاداشته ها : 2797
96/12/2
12:18 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
سید احمد حسینی ماهینی[218]

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
آبان 1387[15] آذر 1387[18] مهر 1387[28] شهریور 1387[19] مرداد 1387[42] تیر 1387[38] خرداد 1387[31] اردیبهشت 1387[28] فروردین 1387[20] اسفند 1386[19] بهمن 1386[14] دی 1386[23] آذر 1386[23] آبان 1386[37] مهر 1386[19] شهریور 1386[13] مرداد 1386[23] تیر 1386[27] خرداد 1386[21] اردیبهشت 1386[6] دی 1387[16] بهمن 1387[14] فروردین 1388[9] اسفند 1387[5] اردیبهشت 88[10] اردیبهشت 1388[10] خرداد 1388[13] تیر 1388[13] مرداد 1388[13] شهریور 1388[13] مهر 1388[5] آبان 1388[4] دی 1388[14] بهمن 1388[11] اسفند 1388[16] فروردین 1389[32] اردیبهشت 1389[17] خرداد 1389[15] تیر 1389[29] مرداد 1389[7] مرداد 89[18] شهریور 89[22] مهر 89[16] آبان 89[11] آذر 89[10] دی 89[11] بهمن 89[20] اسفند 89[30] فروردین 90[14] اردیبهشت 90[14] خرداد 90[8] تیر 90[15] بهمن 88[1] مرداد 90[23] شهریور 90[25] مهر 90[37] آبان 90[11] آذر 90[8] دی 90[16] بهمن 90[13] اسفند 90[31] فروردین 91[11] اردیبهشت 91[19] خرداد 91[21] تیر 91[36] مرداد 91[37] شهریور 91[17] مهر 91[19] آبان 91[25] آذر 91[26] دی 91[25] بهمن 91[30] اسفند 91[26] فروردین 92[24] اردیبهشت 92[6] خرداد 92[18] تیر 92[25] مرداد 92[31] شهریور 92[32] مهر 92[26] آبان 92[29] آذر 92[34] دی 92[34] بهمن 92[25] اسفند 92[29] فروردین 93[33] آبان 87[1] اردیبهشت 93[30] اردیبهشت 89[1] خرداد 93[28] تیر 93[25] مرداد 93[31] شهریور 93[28] مهر 93[33] آبان 93[21] آذر 93[21] دی 93[18] بهمن 93[19] اسفند 93[15] فروردین 94[29] اردیبهشت 94[32] خرداد 94[25] تیر 94[28] مرداد 94[33] شهریور 94[27] مهر 94[18] پاییز 94[67] زمستان 94[87] بهار 90[1] بهار 95[82] تابستان 95[8] پاییز 95[18] زمستان 95[57] بهار 96[69] تابستان 96[90] پاییز 96[81] تابستان 90[1] زمستان 96[47]

الإدارة الاجتماعیة، وفقا لتعریف الغرب، صیاغة والتنویم المغناطیسی العلمی، الذی یحظر فی الإسلام! فی وقت الطالب عندما کان یحتج فی العلوم الإنسانیة ولم یعرف الإنسان! قالوا إننا فیزیائیون، وهم یقولون الآن نفس الکلمات من اللغات الغربیة، وهم فخورون! الیوم، قال المهندس نیماتزاده عن الأخلاق المهنیة من الإسلام، وقال الدکتور میر سباسی، "لیس لدی أی کلمات أخرى! أحد المبادئ التی تثار فی الإسلام هو فهم أو فهم محتوى أی مهنة. یقول الإمام صادق (الفقه ثم المتجر) أولا وقبل کل شیء، أنت تعرف الفقیه التجاری، ثم التجارة. وهذا هو، المبادئ التی الأساتذة المهنیین فخورون! تم إدخاله قبل 14 قرنا. على سبیل المثال، بعض مبادئها هی الإنصاف أو الصدق والحقیقة! یقول الدکتور میر سیباسی: الإنصاف هو عمل أخلاقی، ولا یمکن تعریفه بهذه الکمیة! ولکن، بالمناسبة، هذا واحد تماما الرقمیة والعددیة. لأن الکلمة تأتی فی نصف: المشتری والبائع، وتقسیم أو تقسیم الفوائد! انها لیست مکلفة، استخدام 70? والمشتری 30? فائدة فقط! ویستخدم هذا المعامل فی کل مکان. بمعنى أن الأسعار یجب أن تکون من حیث أن جمیع العوامل البشریة المعنیة بإنتاج السلع هی متساویة: فالزارع الذی یزرع القمح یجب أن یکون: مع العامل الذی یجنیه، أو الأرض التی هبطت فی جمیع لدیهم نفس النسب المئویة. على الإنصاف الآخر هو نفس الفوز. أی أن کلا الجانبین یحصلان على أرباح متساویة فی کل مرحلة. العمیل هو الأکل والشرب، والبائع هو دفع ثمنها. على العکس من ذلک، الفوز أو الإنصاف هو فائض، خیانة الثقة. الثقة هی أیضا نوعیة، ولکنها منخفضة قلیلا. المقترض یعنی الشخص الذی یعود 100? من البضائع! الخیانة فی المعاملة بالمثل هی عکس ذلک: أنها لا تعطیک 100? من ذلک! وبطبیعة الحال، فإنه أیضا خیانة بین هذه النسب المئویة: عندما إیداعها فی بنک المال، والبنک لا یمکن منعه، أو أنها لن تدفعه. لذلک، فی الإسلام، والاغتصاب حرام، أی أن نفس المال یجب أن تعاد، لیس أقل أو لا کثیرا، وفقا للعلماء، الربح أو الأجر أو الراتب هو ضد العمل. لیس المال هو ضد المال. ولذلک، فإن جمیع مبادئ الأخلاق المهنیة معبر عنها فی الإسلام، ولیس فقط فی الإسلام، الذی یعبر عنه فی جمیع الأدیان، لذلک، لدیها تاریخ من آلاف السنین: من بین البیانات الأولى من کل النبی هی الحقیقة الموثوقة والإنصاف. وکان لقب النبی محمد محمد على الإطلاق. کل هذه المفاهیم تأتی من القانون الفقهی المعروف بالقاعدة: لا تضر نفسک أو الآخرین، والآن إذا کان أی شخص یأتی من بقیة العالم ویرید تعلیم الدین لنا، انها غریبة حقا. إنه أکثر إثارة للاهتمام أن نسأل: لماذا لا تتصرف! فی الواقع، خلق الله الجنة والجحیم إلى: الإجابة على نفس السؤال، حتى أنه یعمل فی الجنة، ومن الذی یکمن والخیانة وتقدم إلى الجحیم. حتى الناس جیدة وسیئة تفصل. لسوء الحظ، هناک وجهة نظر المیکانیکیة والمادیة: انهم یریدون مجتمع دائری! حتى أنهم لا یقبلون هذا التوجیه، أی إذا قال الدکتور قاسمی: "سننفذ هذه المبادئ فی بنک باسارجاد، لا نقبل، کما هی: فی کتابهم، یکون!" هذا أیضا یسبب الإیقاع الاجتماعی. على سبیل المثال، نحن جیدة! للفوز بالجائزة. إعطاء المسؤولیة الاجتماعیة لصالحنا! و عملائنا یحصلون على أکبر. فی بعض الأحیان أنه لیس من الضروری حتى لإعلان ذلک

ریا کاری بصورت علمی!

مدیریت احتماعی براساس تعریف غربی ها، یک ظاهر سازی و ریا کاری علمی است، که در اسلام منع شده است! در زمان دانشجویی وقتی که به علوم انسانی، اعتراض می شد و آن را انسانی نمی دانستیم! می گفتند ما فناتیک هستیم، حالا همان حرفها را از زبان غربی ها می زنند، و به آن افتخار هم می کنند! امروز مهندس نعمت زاده مطالبی در مورد: اخلاق حرفه ای از اسلام گفت که، آقای دکتر میر سپاسی گفت: من حرف دیگری ندارم! یکی از اصولی که در اسلام مطرح هست، تفقه یا شناخت مطالب مربوط به هر شغل است . امام صادق می فرماید( الفقه ثم المتجر) اول فقه تجارت را بدانید، بعد تجارت کنید. یعنی اصولی که استادان اخلاق حرفه ای، به آن افتخار می کنند! در 14قرن پیش مطرح شده است. مثلا برخی از اصول آن، انصاف یا امانت و راستگویی است! دکتر میر سپاسی می گوید: انصاف عملی اخلاقی است، و نمی توان برای آن کمیت تعریف کرد! ولی اتفاقا این یکی، کاملا رقومی و عددی است. چون از کلمه نصف می آید یعنی: خریدار و فروشنده، منافع را بین هم تقسیم کنند و یا نصف کنند! این طور نباشد که قروشنده، استفاده 70درصدی و خریدار فقط 30درصد فایده ببرد! این ضریب در همه جا کار برد دارد. یعنی قیمت گذاری ها باید طوری باشد که، تا همه عوامل انسانی که در: تولید کالا نقش دارند، سود برابر برسد: کشاورزی که گندم را می کارد باید: با کارگری که آن را درو می کند، یا زمین داری که زمین ش را در اختیار می گذارد، همه دارای درصدی مثل هم باشند. روی دیگر انصاف همان برد برد است. یعنی هر دو طرف در هر مرحله سود مساوی ببرند. مشتری از اینکه نان می خورد و سیر می شود، و فروشنده به خاطر دریافت وجه. برعکس برد برد یا انصاف، کم فروشی، خیانت در امانت است. امانت داری هم کیفی تعریف می شود، ولی تماما کمی است. امانت دار یعنی کسی که: صد در صد کالا را به شما برگرداند! خیانت در امانت برعکس آن است: یعنی صد درصد آن را به شما تحویل ندهد! البته بین این درصدها هم خیانت است: وقتی در بانک پولی به امانت گذاشته می شود، بانک نمی تواند آن را مسدود کند، یا مبلغی از آن را ندهد. برای همین در اسلام ربا خواری حرام است، یعنی عین پول باید برگردد، نه کم و نه زیاد، به گفته علما سود یا در امد یا مزد، در مقابل کار است. نه اینکه پول در برابر پول باشد. لذا تمام اصول اخلاق حرفه ای در اسلام بیان شده، نه تنها در اسلام، که در تمام ادیان بیان شده، لذا تاریخ هزاران ساله دارد: جزو اولین بیانات هر پیامبری، امانت داری راستگویی و انصاف است. اصلا لقب پیامبر اسلام، محمد امین بوده است. همه این مفاهیم در یک اصل فقهی بنام قاعده (لاضرر ولاضرار) آمده است: نه به خودت ضرر بزن و نه به دیگران.. حالا اگر کسی از آن سوی دنیا بیاید و بخواهد: دین داری را به ما یاد بدهد، واقعا عجیب است. جالب تر این است که می پرسند: چرا عمل نمی شوذ! اصلا خداوند بهشت و جهنم را برای: پاسخ به همین سوال آفرید، تا آنکه عمل می کند بهشت برود، و آنکه دروغ می گوید، و خیانت می کند، به جهنم واصل شود. تا انسان خوب و بد از هم جدا می شوند. متاسفانه دیدگاه مکانیکی و مادی که وجود دارد: آنها می خواهند جامعه بخشنامه ای باشد! حتی بخشنامه را هم قبول ندارند، یعنی اگر دکتر قاسمی بگوید: آن اصول را در بانک پاسارگاد اجرا می کنیم، قبول نیست باید همانطور که: در کتاب ایشان آمده، باشد! این امر هم باعث ریا کاری اجتماعی می شود. مثلا ما نیکوکار شویم! تا جایزه ببریم. به مسئولیت های اجتماعی نوجه کنیم: تا سود بیشتری نصیب ما شود! و مشتری های ما بیشتر شوند. گاهی حتی اعلام آن هم، ضرورت ندارد

Science fiction!

Social management is, according to the definition of the West, a formulation and scientific hypnosis, which is prohibited in Islam! In the time of the student when he was protesting in the humanities and did not know it human! They said that we are physicists, now they say the same words from the western languages, and they are proud! Today, engineer Nematzadeh said about professional ethics from Islam, said Dr. Mir Sepasy, "I have no other words! One of the principles that is raised in Islam is to understand or understand the content of any occupation. Imam Sadiq says (الفقه ثم المتجر ) First of all, you know the business jurist, then trade. That is, the principles that :professional ethics professors are proud of! It was introduced 14 centuries ago. For example, some of its principles are fairness or honesty and truth! Dr. Mir Sepasy says: fairness is a moral act, and cannot be defined for that quantity! But, incidentally, this one is completely digital and numerical. Because the word comes in half: buyer and seller divide or split the benefits! It"s not that expensive, use 70% and buyer only 30% benefit! This coefficient is used everywhere. That is to say, prices must be such that, so far as all the human factors involved in the production of goods are concerned, it is equal: the farmer who sows the wheat must: be with the worker who reaps it, or the land that has landed in All have the same percentages. On the other fairness is the same win. That is, both sides get equal profits at each stage. The customer is eating and drinking, and the seller is paying for it. On the contrary, winning or fairness is a surplus, betrayal of trust. Trust is also qualitative, but it"s a bit low. Borrower means someone who returns 100% of the goods! Treason in reciprocity is the opposite: it does not give you 100% of it! Of course, it"s also betrayal between these percentages: when deposited in a money bank, the bank cannot block it, or not pay it. Therefore, in Islam, rape is haram, that is, the same money should be returned, not less or not much, according to the ulama, profit or wage or salary is against work. Not money is against money. Therefore, all the principles of professional ethics are expressed in Islam, not only in Islam, which is expressed in all religions; therefore, it has a history of thousands of years: among the first statements of every prophet is the trusted truth and fairness. The title of Prophet Muhammad was Mohammed Amin at all. All of these concepts come from a jurisprudential law known as the rule: Do not harm yourself or others. Now if anyone comes from the rest of the world and wants to teach religion to us, it"s really weird. It"s even more interesting to ask: Why not act! Indeed, God created Paradise and Hell to: Answer the same question, so that He works to paradise, and he who lies and betrays is submitted to hell. So that good and bad people get separated. Unfortunately, there is a mechanical and material view: they want a circular society! They do not even accept the directive, that is, if Dr. Ghasemi says: "We will execute those principles in the Pasargad Bank, do not accept, as they are: in their book, be!" This also causes social rhythm. For example, we are good ones! To win :a prize. Give social responsibility to our benefit! And our customers are getting bigger. Sometimes it"s not even necessary to announce it

Elm fantastika!

Sosial idar?etm?, Q?rbin t?rifin??sas?n, ?slamda qada?an edilmi? bir formul v? elmi hipnozdur! ?agirdin b???riyy?t? etiraz etdiyini v? insanlar? bilm?diyi zaman! Onlar dedil?r ki, biz fizikl?rik, indi q?rb dilind?n eyni sözl?r deyirl?r v? onlar qürur duyurlar! Mü?llif Nem?tzad? bu gün ?slam?n pe??kar etikas? il? ba?l? dedi: "M?nim ba?qa sözl?rim yoxdur! ?slamda qald?r?lan prinsipl?rd?n biri, h?r hans? bir i?in m?zmununu ba?a dü?m?k v? ya anlamaqd?r. ?mam Sadiq deyir (الفقه ثم المتجر) Birincisi, siz biznes hüquq?ünaslar?n?, sonra ticar?t etdiyini bilirsiniz. Y?ni professional etik professorlar?n qürur duyduqlar? prinsipl?r! 14 ?sr ?vv?l tan?d?ld?. M?s?l?n, b?zi prinsipl?ri ?dal?t, dürüstlük v? h?qiq?tdir! Dr. Mir Sepasy deyir: ?dal?t m?n?vi bir h?r?k?tdir v? bu miqdar üçün mü?yy?n edil? bilm?z! Ancaq, t?sadüf?n, bu tamamil? r?q?msal v? say?sald?r. Sözün yar?s? g?lir: al?c? v? sat?c?, bölünm?si v? ya faydalar? bölü?dürün! Bu bahal? deyil, 70% istifad? edir v? al?c? yaln?z 30% fayda verir! Bu ?msal h?r yerd? istifad? olunur. bir reaps ticar?t, v? ya aqrar torpaq idi: qiym?t c?lb mallar?n istehsal?nda bütün insan amili, m?nf??t olmal?d?r bu?da sows k?nd t?s?rrüfat? etm?k kimi, ki, bel? olmal?d?r Ham? eyni faizl?r? malikdir. Dig?r ?dal?td? d? eyni q?l?b?dir. Y?ni h?r iki t?r?f h?r m?rh?l?d? b?rab?r m?nf??t ?ld? edir. Mü?t?ri yeyir v? içir v? sat?c? bunun üçün öd?yir. ?ksin?, qazanmaq v? ya ?dal?tin üstünlüyü, inam?n x?yan?tidir. Güv?nlik d? keyfiyy?tc?, amma bir az a?a??. Borcalan mal?n 100% -ni qaytaran bir adam dem?kdir! Qar??l?ql? qar??l?ql? x?yan?t is??ksin?dir: bunun 100% -i vermir! ?lb?tt? ki, bu faizl?r aras?nda x?yan?t d? var: bir pul bank?na yat?rd?qda bank onu blok ed? bilm?z v? ya öd?m?y?c?k. Pul pula qar?? deyil. Hz. M?h?mm?din ad? M?h?mm?d ?min idi. Soru?maq daha da maraql?d?r: Niy? h?r?k?t etmirsiniz? Yax?? v? pis adamlar ayr?l?rlar. T??ssüf ki, bir mexaniki v? maddi bax?m var: onlar dair?vi bir c?miyy?t ist?yirl?r! Bu da ictimai ritm? s?b?b olur. M?s?l?n, biz yax??y?q! Bir mükafat qazanmaq üçün. Sosial m?suliyy?td?n yararlan?n! Mü?t?ril?rimiz daha da böyüyür. B?z?n onu elan etm?k laz?m deyil