خبرگزاری فارس: کارشناس مسائل ورزش و جوانان گفت: با توجه به وضعیت ورزش در کشورهای پیشرفته جهان، سابقه طولانی آنان و برخورداری از امکانات وسیع، شایسته است در ورزش ما سرمایهگذاریهای اصولی و زیر بناییتر صورت گیرد.

طاهره بنی اسدی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری فارس با اشاره به سخنان روز گذشته رئیس جمهور مبنی معرفی وزیر ورزش و جوانان در هفته آینده، در خصوص اهمیت ورزش در ابعاد داخلی و خارجی اظهار داشت: امروزه ورزش در سطوح داخلی و بینالملل دولتها و تاثیر آن بر فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دارای اهمیت بسزایی است، بگونهای که ورزش برای جامعهای متعادل یک ضرورت است نه انتخاب. همین امر سبب گردیده که دولتها به ورزش توجه خاص کنند.
وی ادامه داد: دولتها همواره در تلاشند که زمینه رشد و توسعه ورزش که تاثیر فراوان به حفظ و سلامت جسمی و روحی شهروندان دارد را بعنوان یکی از نشانههای توسعه یافتگی در میادین بینالملل نشان دهند.
بنی اسدی در بخش دیگری از سخنان خود به فرمایش حضرت امام (ره) در خصوص رابطه مستقیم اعزام ورزشکاران به کشورهای خارجی و بیداری اسلامی در این کشورهای اشاره کرد و گفت: حضرت امام (ره) در توصیههایشان به ورزشکاران که به دلیل فعالیتشان به کشورهای گوناگون سفر میکنند، میخواستند از این فرصتی که نظام اسلامی در اختیار آنان گذاشته، در جهت معرفی انقلاب متعالی اسلامی بهره گیرند و هدف تنها پیروزی در مسابقات ورزشی، بر اساس معیارهای بینالمللی نباشند ولو به قمیت زیر پا نهادن ارزشهای اخلاقی و انسانی.
وی افزود: گرچه پیروزی ورزشکاران در رشتههای مختلف و در صحنههای بینالمللی پرچم جمهوری اسلامی را به اهتزاز در میآورد و برای این مهم باید تلاش کرد تا برجستگی اسلام و مسلمین در همه صحنههای اثبات گردد، اما با توجه به شرایط امروز ورزش ما در مقایسه با ورزشهای پیشرفته جهان و سابقه طولانی آنان و برخورداری از امکانات وسیع، شایسته است که سرمایهگذاریهای اصولیتر و زیر بناییتر باشد.
این کارشناس مسائل حوزه جوانان و ورزش که به گفته یحییزاده نماینده و رئیس سابق کمیته تربیت بدنی مجلس اصلیترین گزینه برای وزارت جوانان محسوب میشود به تدبیر نمایندگان مجلس مبنی برتشکیل وزارتخانه ورزش و جوانان اشاره کرد و افزود: عصاره مدیریت و برنامهریزی ورزش هر کشور خودش را در دستیابی به نتایج مثبت در مسابقات المپیک متجلی میکند اما در مورد فکر ایجاد وزارت ورزش این مسئله به بازیهای المپیک پکن 2008 برمیگردد که کشورمان بعنوان جوانترین کشور جهان با اعزام 55 تن ورزشکار و پرداخت هزینهای حدود 120 میلیارد تومان در این مسابقات موفق به کسب فقط یک مدال طلا و یک مدال برنز شد و در رده 51 جهان قرار گرفت که این نتیجه مورد سوال نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی قرار گرفت و از طرفی به لحاظ قانونی سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک به مجلس پاسخگو نبودند.
بنیاسدی تصریح کرد: یکی از عوامل که باعث فراهم شدن زمینه فکری در ایجاد وزارت ورزش و جوانان شد همین نتیجه ضعیف در مسابقات المپیک پکن2008 و عدم پاسخگویی سازمان تربیت بدنی در برابر نمایندگان مجلس شورای اسلامی بود که البته ارایه طرح ادغام دو سازمان تربیت بدنی و جوانان از جانب نمایندگان محترم مجلس خانه ملت مورد استقبال رئیس جمهور نیز واقع شد.
وی ایجاد وزارتخانه ورزش و جوانان را در رشد و توسعه ورزش کشور مؤثر عنوان کرد و اظهارداشت: ایجاد وزارتخانه ورزش و جوانان به گفته رئیس جمهور دارای ابهامات قانونی است اما باعث رشد مناسبی در ورزش کشور میشود، چراکه میتوان، هماهنگی و سیاستگذاری واحد در امر ورزش کشور، ایجاد نظم مالی و هدایت مناسب منابع و امکانات سایر نهادها و مؤسسات ورزش و نیز صرفهجویی مالی و افزایش بهرهوری از امکانات، پاسخگوی قانونی وزیر در مقابل نمایندگان ملت، ایجاد مدیریت جامع و مسؤلیتپذیری در بدنه تشکیلات ورزش و بالطبع ضمانت اجرای بیشتر، اجرای مناسبتر برنامه پنجم توسعه با پاسخگو شدن وزیر و عدم برخورد سلیقهای با تصمیمات قانونی و افزایش اولویت ورزش را از جلمه دستاوردهای اساسی در ادغام این دو معاونت نام برد.
بنیاسدی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا در سایر کشورهای جهان وزارتخانهای تحت عنوان "وزارت ورزش و جوانان " وجود دارد؟، تصریح کرد: مطالعات نشان میدهد در برخی از کشورها جهان از جمله انگلیس، ایرلند، هلند و فنلاند مقوله ورزش از طریق وزارتخانه با عناوین دیگر صورت میگیرد و اما در کشور فرانسه فعالیتهای ورزش به عهده "وزارت جوانان و ورزش " است و وزارت آموزش و پرورش در این زمینه همکاری میکند.
این کارشناس مسائل سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود از عملکرد نظام باشگاهداری در شرایط موجود انتقاد کرد و گفت: امروزه باشگاههای ورزشی با هدف تربیت ورزشکار، ایجاد انگیزه برای جذب جوانان به ورزش قهرمانی و افزایش شور و نشاط در جامعه با برگزاری رقابتهای ورزشی اهمیت پیدا کردند و در واقع باشگاههای ورزشی تامین کننده ورزشکاران نخبه ورزشی برای کشور و بازوی توانا برای رسیدن کشور به افتخارات بینالمللی ورزشی هستند. همین باشگاهها میتوانند با برنامهریزی صحیح به علمی کردن ورزش و توسعه آن کمک کنند.
وی با تاکید بر این نکته که ما باید به سمت باشگاههای خصوصی برویم، تصریح کرد: متاسفانه شاهد رشد باشگاههای دولتی هستیم که این سبب میشود واسطهگری در ورزش با استفاده از بودجه دولتی باشگاهها و تیمها رونق فراوان یابد که باعث گرانی ورزش و ورزشکار میشود و زمینه فساد در ورزش را پدید میآورد و ورزش قهرمانی در کوتاه مدت و میان مدت آسیب جدی میبیند.
بنیاسدی ورزش قهرمانی را یکی از مصادیق بارز صدور انقلاب توسط ورزشکاران برشمرد و یکی از جنبههای مهم ارزیابی ورزش قهرمانی کشور را کسب مدال در مسابقات مختلف المپیک، جهانی و آسیایی دانست و خاطرنشان کرد: بررسی کسب مدالها نشان میدهد سرانه کسب مدال ایران از کل سرانه مدالها در بازیهای المپیک پایین بوده است، بطوریکه در المپیک 2004 آتن (یونان) ایران با اعزام 38 تن ورزشکار به مسابقات موفق به کسب 2 مدال طلا و دو نقره و دو مدال برنز گردید و در مجموع در رده 29 جهان قرار گرفت اما متاسفانه در المپیک 2008پکن با اعزام 54 تن ورزشکار و 120 میلیارد تومان موفق به کسب یک مدال طلا و یک مدال برنز شد و در مجموع در رده 51 جهان قرار گرفت.
وی ادامه داد: اگر چه در مسابقات المپیک ورزش کشور نتوانست جایگاه مطابق شان جمهوری اسلامی را بدست اورد اما مدیریت ورزش توانست در شانزدهمین دوره بازیهای آسیایی 2010 گوانگجوی چین موفق به کسب 20 نشان طلا، 14 نقره و 25 برنز شده و با مجموع کسب 59 مدال مکان چهارم را در این دوره از رقابتها به خود اختصاص دهد.
وی همچنین ورزشهای بومی، محلی و عشایری را با اهمیت خواند و ضمن تاکید بر گسترش این ورزشهای اصیل ایرانی در کشور خواستار توجه مسؤلان به این قشر از ورزشکاران شد و تصریح کرد: بخش زیادی از جمعیت کشور در روستاها زندگی میکنند که بنابر اقلیمهای مختلف دارای ورزشهای خاص خود هستند که ورود ورزشهای جدید ورزشهای بومی و محلی که ریشه در فرهنگ کشور دارند تا حدی به فراموشی سپرده شدهاند. در این مورد رهبر معظم انقلاب می فرمایند: ورزش بومى جزو ملیت و فرهنگ ایران محسوب مىشود و زنده کردن آن نیازمند تلاش، ابتکار و فکر کردن است و با اجراى برنامههاى بلند مدت، مىتوان ورزش بومى را به فراتر از مرزها نیز منتقل کرد.
این کارشناس مسائل حوزه ورزشی و جوانان تاکید کرد: مسلماً توجه به ورزشهای بومی، محلی و عشایری که جمعیت کثیری را شامل میشوند اهمیت بسزایی دارد زیرا پشتوانه ورزشهای قهرمانی میباشند و نیز باعث شناسایی استعدادهای هر منطقه برای تربیت و شکوفایی ورزش نواحی مختلف میگردد.
بنیاسدی در پاسخ به سؤالی دیگری مبنی بر اینکه به نظر شما از طریق رشته های ورزشی بومی می توان فرهنگ کشور را به سایر کشورها معرفی کرد؟ افزود: همانطوری که از سبکهای ورزشی سایر کشورها بهره میگیریم میتوان ورزشهای بومی و محلی کشورمان مانند ورزش زورخانهای که برگرفته از آموزهای دینی است را به جهان معرفی کنیم.
بنیاسدی وضعیت پژوهش و تحقیقات در حوزههای ورزش را محدود عنوان کرد و گفت: بررسیها نشان میدهد که تاکنون در زمینههای محدود در حوزه ورزش پژوهش صورت گرفته در حالی که ورزش از تنوع علمی فراوان برخوردار است و در زمینههای روانشناسی ،اجتماعی، اقتصادی و سیاسی وفنی زمینههای پژوهش وجود دارد. جنبههای تطبیقی و کاربردی پژوهش باید تقویت گردد بطوریکه هر پژوهش باید بسته اجرایی و سیاستی برای وزارتخانه به همراه داشته باشد.
وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه شما به عنوان یک زن، ورزش بانوان کشور را چگونه ارزیابی میکنید و گفت: با توجه به اینکه نیمی از جمعیت کشور را بانوان عزیز تشکیل میدهند و لیکن تاکنون توجه کافی به ورزش آنان در طول سالهای انقلاب نشده است؛ بدین ترتیب توسعه ورزش کشور با کمبود شدید ورزشکار زن همراه است که این سبب آسیبهای جدی برپیشرفت ورزش در ابعاد مختلف همگانی ، قهرمانی و حرفهای شده است. مقام معظم رهبری در مورد ورزش بانوان میفرمایند که از لحاظ فلسفه اصلی ورزش یعنی سلامت جسمی و نشاط روحی جامعه فرقی میان زن ومرد نیست و باید امکانات ورزشی بانوان را گسترش داد.
این کارشناس مسائل حوزه ورزشی و جوانان با اشاره به اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر رایگان بودن تربیت بدنی، تاکید کرد: امروزه همگانی شدن ورزش در زمینه سلامت، ایجاد نشاط و شادابی و پر کردن مطلوب اوقات فراغت برای آحاد مردم نقش بسزایی دارد و تاثیر و حاصل آن نیز به توسعه ورزش قهرمانی میانجامد. اما تاکنون زمینه قابل توجهی برای ورزشی کردن همه اقشار جامعه با هزینه کم فراهم نگردیده و دسترسی به امکانات ورزشی مطلوب میسر نشده است.
بنیاسدی به فرمایشات مقام معظم رهبری درباره اهمیت ورزش همگانی مبنی بر اینکه "کشورى که بخواهد خوب اداره شود و به اهداف خود برسد و نیز جامعهاى که بخواهد در دنیا سرافراز بماند و استقلال حقیقى را به دست آورد و در عرصههاى نبرد سیاسى، اقتصادى و نظامى پیروز شود نیازمند مردمى سالم، بانشاط و برخوردار از قدرت اراده و تصمیمگیرى است که این همه از رهگذر توجه جدى به امر ورزش حاصل میشود " اشاره کرد و گفت: برخی آمارها نشان میدهد حدود 10 درصد جمعیت کشور به ورزش همگانی میپردازند بنابراین لازم است در این زمینه با توجه به قانون برنامه پنجم توسعه برنامهریزی لازم صورت گیرد تا زیر بنای توسعه ورزش فراهم گردد.
وی در بخش دیگری از این مصاحبه تفصیلی با خبرگزاری فارس به تبیین چالشهای پیش روی ورزش کشور پرداخت و اظهار داشت: مشکلات ورزش از عوامل بیرونی و درونی ناشی میشود که میتوان مشکلات ناشی از از عوامل بیرونی را شامل نگرش ضعیف به ضرورت وجودی ورزش و فقدان نگرش تربیتی به آن، بیمیلی بخش خصوصی به سرمایهگذاری در رشتههای پایه مانند دوومیدانی و ژیمناستیک و توجه بیشتر به سرمایهگذاری در رشتههای تفریحی و درآمدزا مانند بدنسازی، فوتبال، غیر استاندارد بودن برخی از وسایل ورزشی که در داخل کشور تولید میشود، نام برد.
وی همچنین با اشاره به مشکلات ناشی از عوامل درونی گفت: فقدان توجه کافی در زمینه آموزشهای ورزشی در مقاطع تحصیلی بالاخص مقطع ابتدایی که دوران یادگیری و پایهگذاری مهارتهای ورزشی است؛ کمبود مربیان متخصص و کم آشنا به علوم پیشرفته ورزشی، عدم تناسب امکانات ورزشی کشور با نیازهای موجود با توجه به اینکه جمعیت کشور در در دامنه سنی 15-29 سال 25 میلیون نفر را شامل میشود، عدم توجه کافی به همگانی کردن ورزش با توجه به اینکه در اصل سوم قانون اساسی تاکید بر رایگان بودن تربیت بدنی دارد، ازجمله مشکلات عوامل درونی ورزش است.
این کارشناس مسائل ورزشی حل مشکلات ورزش کشور را ضروری عنوان کرد و گفت: برای حل مشکلات راه حلهای مختلفی است که به برخی از آنها اشاره میکنم:
* تدوین و تصویب نظام ورزش بانوان برای شرکت در رشتههای بلامانع بینالمللی و ایجاد بسترهای لازم برای عمومی شدن ورزش در این قشر از جامعه با هماهنگی دستگاههای و ارگانهای ذیربط و تصویب قوانین مورد نیاز در مجلس شورای اسلامی
* تعیین ردیف مستقل در قوانین بودجه برای فدراسیونهای و هیاتهای ورزشی از محل اعتبارات موجود در ردیف بودجه وزارت ورزش و جوانان به منظور امکان بیشتر برنامهریزی و اجرا ونظارت و ارزیابی از فعالیت ها
* هماهنگی و مشارکت با شهرداری برای توسعه ورزش همگانی
* توجه جدی به امور پژوهشی و تحقیقات در ورزش برای آشنایی پیشرفته های نوین در ابعاد مختلف علمی
* تدوین نظام باشگاه داری و ورزش حرفهای و تصویب قوانین مورد نیاز در جهت اجرایی شدن اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و محدود شدن باشگاههای دولتی
* برنامهریزی برای تقویت بنیه علمی تربیت بدنی و ورزش کشور در تمامی سطوح
* برنامهریزی برای ارتباط سیستماتیک تربیت بدنی کشور با مراکز علمی، تحقیقاتی و دانشگاههای داخل و خارج
* ایجاد سیستم نظارت و کنترل بر نحوه هزینه کردن اعتبارات و صرفه بهینه بودجه
* بکار گماردن کادر انسانی متعهد و کاروان در ردههای بالا مختلف امور ورزشی
* ارتقا سطح تخصص نیروی انسانی موجود از طریق آموزشهای ضمن خدمت
* دعوت از متخصصین خارجی و داخلی برای آموزشهای ویژه
* برنامهریزی برای تقویت و رشد فرهنگ سالم در ورزش کشور
* توجه به جاذبه شدید ورزش برای جوانان و فرهنگ سازی ورزش برای این قشر در برنامهریزی برای بکارگیری صحیح ورزش در حوزه تعلیم و تربیت آنان
* تدوین ضوابط و قوانین مورد نیاز برای احیاء و توسعه ورزشهای بومی،محلی و عشایری
این کارشناس مسائل حوزه جوانان و ورزش در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه شما ادغام سازمان ملی جوانان و ایجاد وزات ورزش و جوانان را تا چه حد موثر در رشد و توسعه کشور میدانید، استفاده از فرمایشات رهبری را برای هدایت جوانان لازم و ضروری خواند و گفت: همانطور که عرض کردم سازمان ملی جوانان بر اساس ماده 157 قانون برنامه سوم توسعه تشکیل شده و ضرورت آن مورد تائید بوده است ولی در عمل این سازمان به دلیل نداشتن سازوکارهای اجرایی و نظارتی لازم قادر به تامین انتظارات مقامات عالی نظام نشد لذا ادغام آن در یک وزارتخانه ضمن تائید فلسفه و ضرورت وجودی آن، باعث ارائه خدمات ارزشمند به جامعه میگردد.
بنیاسدی با اشاره به برخی از مشکلات روحی و روانی جوانان اظهار داشت: میدانیم سر منشا مشکلات هویتی و روحی جوانان به ضعف و قوت باورهای مذهبی آنان بر میگردد تحقیقات نشان میدهد جوانها در زندگی خویش با سؤالهای اساسی روبرو هستند که بدون آن زندگی آنان پوچ و بیهدف میشود و از بحران هویت رنج میبرند، پس هر میزان باورهای مذهبی جوانان قویتر باشد از میزان بحران هویت آنها کاسته می شود و از طرفی هرچه باورهای مذهبی در جوانان بالاتر رود نشانههای اختلالات روانی در آنها کمتر خواهد شد. بنابراین وزارت ورزش و جوانان می تواند با ایجاد سازوکارهای اجرایی در حوزه جوانان ورود پیدا کند و این مشکلات و موارد مشابه را با ارایه مشاوره حل کند.
وی ادامه داد: 25 میلیون نفر جوان از جمعیت حدود 75 میلیون نفری برای کشور نقطه قوت محسوب می شود که میتوان با مدیریت صحیح شاهد به ثمر نشستن تواناییهای آنها در رشد و توسعه همه جانبه کشور بود؛ بدیهی است بیتوجهی و عدم مدیریت علمی و عدم شناسایی و حل مشکلات آنها این نقطه قوت برای کشور تبدیل به تهدید میگردد. براساس همین نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی با دید استراتژیک خویش تصمیم به ایجاد وزارت ورزش و جوانان گرفتند تا مشکلات جوانان توسط وزارتخانه به عنوان متولی با همکاری سایر سازمانها و وزارتخانهها مرتفع گردد.
وی نحوه استفاده از اوقات فراغت برای جوانان را به صورت منفی و مثبت تقسیم کرد و گفت: در حالت منفی فرد میتواند به انجام فعالیتهای مضر روی آورد. در حالت مثبت میتواند به ورزش، تورهای گردشگری، مطالعه و امثالهم بپردازد. منظور از ورزش تفریحی و همگانی عبارتنداز مجموعهای فعالیتهای ورزش ساده، کم هزینه بدون هزینه رسمیت، فرح بخش و با نشاط است که امکان شرکت در آن برای همه افراد وجود داشته باشد البته در خصوص اهمیت ورزش پیامبر مکرم اسلام (ص) نسبت به یادگیری شنا، تیراندازی و سوارکاری تاکید بسیار کرده اند. مسلما وزارت ورزش و جوانان می تواند با انجام برنامه ریزی استفاده از امکانات ورزشگاهها و سالن های ورزشی تحت پوشش را برای دسترسی ارزان قیمت جوانان در تعطیلات تابستانی فراهم کند.
در آن روزها همه چیز باهم بود و جدا کردن آن مشکل بود
ما در مدرسه عالی شهید مطهری کلاسهای زیادی داشتیم یکی از آن ها با استادی یکی از اساتید د ر روز هفتم تیر بر قرار بود که استادچند لحظه ای مکث کرد و بعد با کمال تاسف گفت الان به من خبر دادند که دفتر حزب جمهوری اسلامی را با خطر رو برو کرده اند من کلاس را تعطیل می کنم تا به آنجا برویم و بعد حدود هزار نفر از شاگردان خود را که در صحن مدرسه در کلاسش بود به آنجا فرستاد. شب که اخبار تا ساعتها آن را نشان می داد معلوم شد انفجار رخ داده و شهید بهشتی و تعداد دیگری از اعضا به ملاقات خدا رفته اند. فردای آن روز بعد از سخنرانی امام امت که از صدا وسیما پخش شد قرار شد مدرسه عالی شهید مطهری هم که بعنوان دفتر تبلیغات امام خمینی ره بود بیانیه ای بنویسد جنبا آیه الله امامی کاشانی در حال نوشتن بیانیه بود که من به میان کلمات ایشان رفتم و گفتم شما بنویسید 72 تن از یاران او! ایشان زیر زبونی تعدادکسانی را که شهید شده بودند احصا کرد و دید حرف مناسبی است لذا در بیانیه ذکر گردید و بعدازچند روز نیز در محافل رسمی هم شایع شد. اکثر چون نمی دانستند این حرف از کجا آمده اغلب روی 72 تن جدل می کردند که در آخرین جدل آن یکی از اعضای بنیاد شهید گفته بود 72 تن پرونده دارند ومشحص است و در آن شکی نیست . اما چرا این موضوع مطرح شد؟ اینجانب در آن مدرسه هم مسئول آموزش بودم و هم تدریس تحلیل سیاسی انجام میدادم . در تحلیل های اینجانب مقایسه بین حوادث صدر اسلام و انقلاب اسلامی بود. بعد ها این مطالب در مجله حضور شماره 4 و مجله جوانان سال 61 و62 و جهان اسلام71ئ72 بطور کامل چاپ شد .براساس این نظریه حوادث زندگی پیامبر در 23 سال الگوی رسمی زندگی رهبران و حوادث بعد از آن است (و لکم فی رسول الله اسوه حسنه ) لذا زندگی 14 معصوم نیز در یک دوره 230 ساله تکرار همان حوادث ( بطور مشابه ) است مثلا شهادت حضرت حمزه لقب سید الشهدایی برای او آورد وشهادت امام حسین نیز.. 23 سال دوران انقلاب اسلامی از 15 خرداد نیز این حوادث را متبادر دارد و این امر برای آن است که شناخت قاسطین و مارقین سلیقه ای نباشد. لذا بنده در کلاس بارها این موضوع را برای دانشجویان می گفتم. این مشابهت برای من قطعی و یقینی بود لذا بدون مراجعه به آمار آن پیشنهاد را دادم
برای درک بهتر آن شرایط بهتر است ذکر شود : در آنروز حزب جمهوری اسلامی که بزرگترین تشکیلات بود بزور ساز مانی و پست و موقعیت تشکیلات خود را حفظ می کرد و تاکیدات مکرر آیه الله شهید بهشتی براین مبنا نشان کم توجهی شنوندگان بود درحالیکه در کلاسهای این مدرسه بی سرو صدا تمام دانشکاهها که در دوران انقلاب فرهنگی تعطیل بودن فعالیت داشتند و دانشجویان در کلاسهای چند صد نفره اندیشه شناسی با استادان طراز اول شرکت می کردند. بطور مثال یک روز که مهندس موسوی تازه از خارج آمده بود بهمراهی فردی بنام میرزائی وارد مدرسه ما شد در ساعت شش صبح دید در آن جا ناگهان کلاسها که تعطیل شد مثل مور و ملخ دانشجو و جوان بیرون آمد از تعجب خود نتوانست جلوگیری کند گفت مادر حزب جمهوری مشکل جمع کردن دانشجو داریم آنوقت شما اینهمه نیرو اینجا دارید و مارا خبر نمی کنید من هم گفتم همه نیروها در اختیار شماست ! و ایشان هم به قول خود وفا کرد وقتی وزیر خارجه شد میرزائی را فرستاد و از ما نیرو خواست حدود صد نفر جوان فعال و با نشاط معرفی کردیم که واحد رمز سفارتخانه ها را تجدید نیروی انسانی کند.
البته خیلی ها مثل ایشان در کلاسهای ماهم نفوذ داشتند مثلا سروش استاد کلاس ها بود یا تاج زاده مسئول بسیج کلاس برای کمک به مردم در مواقع حملات منافقین بود وقتی مثلا در چهار راه ولیعصر منافقین تظاهرات می کردند واحد دانشگاه هنر ما کلاس را تعطیل و به مقابله با آن ها می پرداخت و تاج زاده که با خانمش در همین کلاسها آشنا شده بود در صورت لزوم از ساز مان مجاهدین انقلاب اسلامی اتوبوس یا مینی بوس می گرفت حتی از بهارستان نیرو می برد برای خیابان های دیگر. یک بار منافقین مینی بوس را هم خراب کرده و بیشتر دختران دانشجوی ما را کتک زده بودند که برخی از آنها موقع برگشتن در داخل مدرسه هم از شدت درد گریه می کردند! اینها آن موقع داغ بودند و دیدیم که داغی بی مورد به کجا می کشد.
سید احمد حسینی ماهینی
طلیعه انقلاب اسلامی در پانزده خرداد
مقدمه:
امروزه کمتر کسی است که اصطلاح مأنوس پانزده خرداد را نشنیده باشد و در مورد آن تحلیلی نداشته باشد چرا که همه معتقدند نطفه انقلاباسلامی در بطن حوادث آن روز بسته شد و این طفل نوپا در آن روز بود که پا به عرضه وجود نهاد لیکن یک بررسی علمی و جامعه شناختی از این حرکت لازم است تا دیدگاههای تاریخی و فلسفی و تحوّل زمانی آن را آشکار سازد. و این بررسی علمی یعنی شکافتن واقعیت حوادث و غور و بررسی در متن تحولات است. هنگامیکه دیدگاه علمی و تاریخی (و تا حدودی مبتنی بر ریاضیات، بمعنی عدد و واقعیت) بر مسئلهای حادث شد آن مسئله دیگر عنصر تاریخ و جامعه میشود و از کسوت یک «نظریه» یا یک «برداشت» بیرون میاید.
تفاوت برداشت تا واقع شکافی در همین است که برداشتهای متفاوت و مختلفند و هر کس میتواند آن را ابراز کند و نهایتاً «دفاعیه آن جمله برداشت من است» را در ذهن متبادر میسازد در حالیکه اعداد و ارقام و منحنیها یک حرکت واقعی بدور از ذهنیت را ترسیم میکنند.
تاریخ انطباقی یا تطبیقی.
گاهی تصور بر این است که تاریخ دارای حوادثی است که بر روی هم منطبق میشوند، و لذا تاریخ را تکرار وقایع دانستهاند. این مورّخین تصوّر مینمایند حوادث تاریخ هم مانند قضیه فیزیکی و شیمیایی کاملاً قابل تکرار است و این نهایتاً به «دور» تاریخ میانجامد که حاصلی جز نفی اراده بشری ندارد.
امّا در اینجا یک نکته اشتباه وجود دارد و آن اینکه «صدام حسین» شبیه
چنگیزخان مغول است نه خود آن یعنی حوادث تاریخ از یک سنت مشابه پیروی میکنند نه از مصادیق مشابه. بطور مثال اصل تاریخی الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم (حکومت با کفر باقی میماند ولی با ظلم و ستم از بین میرود) بهر حال در طول تاریخ مصادیقی امّا نه به معنی تکرار همان حادثه.
از اینرو در تحلیل تاریخی میبایست از حوادث تطبیقی بهره جست نه آنکه حوادث را با هم منطبق (طابق الفعل بالفعل) کرد.
بطور مثال اگر زندگانی حضرت محمد(ص) رابعنوان معیار بپذیریم. مقایسه تطبیقی بین زندگانی آن رسول گرامی با حضرت امام خمینی ما را در راه اهداف تاریخی و تحلیل تاریخ کمک میکند ولی این بدان معنی نیست که دقیقا 23 سال پیامبر میبایست همان 23 سال امام راحل باشد. وقتی این اصل را در نظر بگیریم براحتی میتوانیم دوران زندگی شخصیتها را نیز تحلیل کنیم و حتی تاریخ را نیز با این معیار بسنجیم که در جای خود بسیار جالب بوده و فرصت زیادی را طلب میکند (این کار توسط مولف انجام شده است).
بعثت، هجرت، رحلت
در زندگانی 23 ساله پیامبر اسلام سه نقطه مهم وجود دارد نقطه اول بعثت آن حضرت است که آغاز وحی و حرکت و سازندگی آن وجود عزیز بود.
البته پس از بعثت سه سال دعوت مخفیانه داشت و سه سال دعوت آشکار پس از 6 سال عذاب و شکنجه مجبور به هجرت شد و با هجرت خود پایهگذار حکومت در مدینه گردید که سه سال آن به تشکیل حکومت داخلی و سه سال جنگ و سه سال پیروزی بود و رحلت آن بزرگوار خود مبدا تحولاتی شد بطوریکه حکام سراسر جهان سر تسلیم فرود آوردند و امپراطوریهای شرق و غرب یکی پس از دیگری به اسلام روی آوردند.
توضیحات فوق بر محور زیر نشان داده میشود.
جمع 23 سال بین بعثت و رحلت با نظم خاصی به دورهها و زیر مجموعه منظم تقسیم شد. و این نشان میدهد هر کاری چه مقدماتی نیاز دارد و اگر پیروزی اسلام را ذیالمقدمه بدانیم مقدّمات آن 23 سال زحمت و کوشش است. اگر دعوت آشکار را ذیالمقدمه بدانیم لازمهاش 3 سال دعوت مخفی است، و اگر تشکیل حکومت را هدف بدانیم لازمهاش 13 سال کوشش است.
حال این اعداد در موارد مشابه حتماً همین میزان باشد یا خیر فرق انطباقی و تطبیقی را بیان میکند. یعنی اگر 23 سال را در همه جا 23 سال بدانیم کاری انطباقی انجام دادهایم ولی اگر آن را بعنوان معیار (نسبت) بدانیم که ممکن است به نسبت کمتر یا بیشتر شود کاری تطبیقی نمودهایم.
تطبیق زندگانی امام راحل با زندگانی پیامبر گرامی اسلام
اگر ایه «ولکم فی رسول ا... اسوه حسنه لمن کان یرجو الاخره..» را باور داشته باشیم خواهیم فهمید که این ایه فقط مشتمل بر ابعاد اخلاقی پیامبر نیست یعنی ما اسوه بودن پیامبر را فقط در زندگی شخصی و یا در ارتباطات ساده اجتماعی آن وجود گرامی نباید منحصر کنیم، بلکه از ابعاد تاریخی، سیاسی، اجتماعی، جامعهشناختی آن نیز استفاده کنیم. در اینصورت 23 سال زندگی پیامبر اسوه و الگوی همه کسانی است که میخواهند کاری را شروع کنند. آنانکه «پیامبر گونه» خود را در برابر مشکلات میبینند و استقامت میکنند. آنانکه هدفی دارند و این هدف را مجدانه دنبال میکنند.
همانگونه که حرکت با داشتن هدف آغاز میشود و بدنبال آن شکنجه و تبعید و زحمات طاقت فرساست و بالاخره با هجرت کمی به هدف نزدیکتر میشود، در زندگانی امام راحل نیز این مراحل دیده میشود. که «15 خرداد» در اینجا نقش آغازگر را دارد، در واقع با این حادثه، حرکت جدیدی در جهان اعلام وجود کرد و همانگونه که مشخّص بود با مقاومت بزرگان آنموقع روبرو شد. امام پس از تبعید به ترکیه و از آنجا به عراق دوران دعوت مخفی خود را آغاز کردند و پس از 6 سال در سال 48 بصورت آشکار دعوت آغاز گردید. تدریس دروس ولایت فقیه و حکومت اسلامی، توزیع و پخش آن در سطح کشور و خارج از کشور، بیانات آتشین شاگردانی چون ایةالله سعیدی، ایةالله غفاری حضرت ایةالله خامنهای دام ظلّهالعالی و حضرت حجّةالاسلام والمسلمین هاشمی و... در آن سالها، تولد حرکت نوین را سرعت بخشید و اثبات آن را به جلو انداخت.
نقش گروهکها در فاصله42 تا 54
در زمین شخم زده 15خرداد بود که تخم انقلاب اسلامی پاشیده میشد و امام خمینی خود را مسئول میدانست بذر انقلاب اسلامی را از هر گزند مصون بدارد لکن برخی حرکتهای چپرو و یا راسترو مسایل بودند از این بافت حاصلخیز برای خود کشتهای بدوند. جناحهای راست سعی میکردند با پذیرش اسلام و وابستگی پنهانی به دستگاه مردم را به خشکه مقدسی عادت دهند. جناحهای چپ با جلوتر حرکت کردن و انقلابیتر از امام شدن سعی داشتند عناصر انقلاب را شناسائی کرده به دم تیغ بسپارند نمونه جناح راست انجمن حجتیه بود که در این وادی خود را بسرعت رشد میداد و با تشکیل کلاسها و همکاری مخفیانه با ساواک و قول همکاری دادن، سعی در جذب عناصر انقلابی به سوی خود داشتند. و نمونه جناح چپ گروه نهضت آزادی و نهایتاً مجاهدین خلق و مارکسیستهای اسلامی! بودند که سر دسته پر افتخار آنان وحید افراخته بیش از سیصد نفر از فرزندان انقلاب اسلامی را از دانشگاه به سوی قتلگاه و زندان روانه ساخت.
برخی از این گروهکها بالخصوص از سوی ساواک طراحی میشدند تا با ظاهری آراسته همچون «سازمان انقلابی جوانان» وابسته به حزب توده در ابتدا مورد اعتماد قرار گیرند و پس از جذب عناصر مانند کریمیها بازجوی انقلابیون شوند.
در سالهای بین 15 خرداد 42 تا پیروزی انقلاب اسلامی از این دست گروهها بسیار تشکیل شدند که برخی از آغاز راه تسلیم شدند و برخی پس از مدتی و برخی تا پس از انقلاب هم ناشناخته باقی ماندند و پس از انقلاب اسلامی بود که توسط امام راحلمان افشا شدند.
چگونه 15 خرداد توانست باعث افشای گروهکها شود؟
کشتار خونین 15 خرداد بیش از 20 هزار شهید و مجروح در تهران و ورامین و برخی شهرستانها بجای گذاشت. این خونهای بناحق ریخته و این دادهای مظلومانه خود طوفان خشم و کین را بدنبال داشت این طوفان بود که در راه خود همه نامردمیها و پستیها را میشکست و فرو میریخت و «قد علم کردگان» دروغین را افشاء مینمودند.
تشکیل جمعیت موتلفه و ضربههای عظیمی که به دستگاه جبار وارد ساخت خود یک نمونه از این طوفان بود مقلدان بیپایه و اساس خواستند از این طوفان سهمی ببرند و بناچار دست به تشکیل گروههای مشابه زدند اما غافل از آنکه پشتوانه حرکت جمعیت فتاوی و کمکهای مالی حضرت امام بود و آنان بدون توجه به این نکته میخواستند حمایت مردمی جلب نمایند.
ایجاد نهضت آزادی و انشعاب در آن در سال 44 و بوجود آمدن سازمان مجاهدین خلق همه نشان میداد که عناصر انقلابی در پی فرصت بودند تا راهی بسوی انتقام باز کنند آنان میخواستند از اجساد بخون خفته برای خود تغذیهای داشته باشند. جوانان ساده و پاکدلی که در هر یک از این گروهها جمع آمده بودند سودائی جز انتقام کشتههای 15 خرداد را نداشتند اما سرکردگان این تشکیلات همه در پی آن بودند تا با انشعاب گوناگون حب ریاست خود را ارضا نمایند و در نهایت سر به بالین ساواک بگذارند که گذاردند و جوانان را به باد فنا دادند.
نقش 15 خرداد در انقلاب اسلامی «هجرت امام»
وجود عناصری در خطر آمیزترین لحظه انقلاب توانست جوهره، آنان را آشکار کند و سرمایهگذاری بر آنها را آشکارتر سازد بنحوی که رهبری انقلاب یاران خود را شناسائی کند. طول 42 تا 57 زمان کافی بود تا بتواند افراد را غربال کند و خوبها را از بدها مشخص نماید.
ازینرو میبینیم در سال 57 که حول و حوش پیروزی انقلاب اسلامی است با توجه به جوسازیهای زیاد عناصر فرصتطلب حضرت امام خمینی(س) بیشترین تأکید را بر یارانی داشت که در این مدت امتحان خود را پس داده و در سختترین شرایط مبارزه خط مستقیم را رها نکردند.
امام خمینی(س) در تمامی انتصابات خود نگرش عمیقی نسبت به این مسئله داشت بطوریکه اشخاص وابسته به خطوط انحرافی گروهکهای ذکر شده کمتر فرصت فریب آن بزرگوار را پیدا کردند. گروههای چپ در همان اوان پیروزی انقلاب سعی داشتند با راهپیمائی بسوی مقرّ حضرت امام در خیابان ایران وجههای برای خود کسب کنند که با روشنبینی شخص ایشان این عمل صورت نگرفت. حزب توده با مطرح کردن موضوع خطّ امام سعی داشت آن را طوری تفسیر کند که فقط حزب توده در آن خط قرار گیرد و از همان هنگام «خط امام بدون امام» بطور زیرکانه مطرح شد گروههای منافق با بزرگ نشان دادن اشخاصی چون بنیصدر و امثال آن سعی داشتند به مردم بقبولانند فرد مورد اعتماد امام کسانی غیر از روحانیت میباشند. که این عمل نیز پس از مدتی افشاء شد و معلوم شد تنها کسانی میتوانند تا آخر خط همراهی کنند که از ابتدا انحرافی نداشته باشند.
نقش پانزده خرداد در «رحلت امام»
بنیانگذاری استوانهای محکم در طول 42 تا 57 این زمینه را فراهم ساخت که تا این بنا تا انتها به استحکام خود باشد. و امام در طول 57 تا 67 همواره در صدد اصلاح این بنا و استحکام بخشیدن به آن بود.
از نظر علمی دو نوع اشتباه یا انحراف وجود دارد که اصطلاحاً آن را اشتباه آلفا (x ) و اشتباه بتا (B ) میگویند. در یک منحنی نرمال انحراف به سمت راست و انحراف به
چپ از معیار گفته میشود.
اشتباه نوع اوّل همان راستگرائی و اشتباه نوع دوم همان چپگرائی است.
وظیفه رهبری در واقع اصلاح اشتباهات از هر دو نوع و تنظیم حرکت بسوی صراط مستقیم است.
در طول 57 تا67 دقیقاً متوجّه میشویم که هر سخنرانی با پیام حضرت امام در همین رابطه بوده و آن بزرگوار دائم در حال اصلاح اشتباهات و جلوگیری از انحراف به چپ و انحراف به راست بوده است گروههای فرصتطلب راست و چپ هم بیکار نبودند هر یک دیگری را متهم به این انحراف مینمودند واین بدترین نوع شکنجه بود.
در هنگام حیات امام سخنان او را تحریف کردند و مصادیق را اشتباه نشان دادند که این مورد خود از جمله مواردی بود که خون بدل آن بزرگوار کرده بود.
بطوری که «جام شرنگ» را سر کشید و دارفانی را وداع گفت:
این عمل دقیقاً تطبیق دارد با وضعیت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمّد(ص) بسیاری از مفسّران رحلت پیامبر را یک رحلت طبیعی خواندند ولی از هیچکس پوشیده نیست ک آن حضرت در اثر همین ناملایمات و خیانتکاری دوستان نزدیک عمر مبارک را از دست داد.
حتّی برخی دیگر گفتهاند که «زن یهودیهای» آن حضرت را مسموم کرد و اگر بپذیریم که اهل بیت پیامبر جز از طریق شهادت و یا مسمومیت از دنیا نرفتهاند در اینصورت رحلت پیامبر بصورت طبیعی کمی مشکل مینماید.
این مباحث کاملا زنده است. یعنی وقتی درباره پیامبر گرامی اسلام این ظرائف را بررسی میکنیم گوئیا در زمان خود هستیم و راجع به رحلت امام راحلمان بحث مینمائیم.
هر چند امام راحل به مرگ طبیعی چهره در نقاب خاک کشیدند. امّا ناملایمات اواخر عمر مبارکشان همچون قضیه استعفای ایتالله منتظری و پذیرش قطعنامه را نباید نادیده گرفت.
«نقش رحلت امام در پیشبرد اسلام»
بسیاری از جریانهای اجتماعی جهت مصون ماندن از تاثیرات، حصار موقت بدور خود میکشند و ظاهراً «پا برجا» میمانند. درست همانند افراد بسیار مسن که به زور قرص و آمپول خود را بر سر پا نگهمیدارند. این حصار موقّت نیاز به یک ضربه معکوس دارد تا از هم فرو پاشد. «رحلت» مردان بزرگ این ضربه معکوس را فراهم میآورد.
بطور مثال: جهان کمونیسم در مقابل اسلام «دیوار آهنین» کشیده بود و این دیوار توانست با رنگ و روغن پروستریکا و گلاسنوست مدتی دوام بیاورد اما ضربه نهائی را رحلت امام زد و این دیوار آهنین همچون چوبی که موریانه آن را خورده باشد فرو ریخت.
دقیقاً همین کار در رابطه با شرق آن روز اتفاق افتاد: حکومت ساسانیان با توسّل به افکار مانوی و مزدکی و عجین کردن آن با زردشتی توانست در مقابل هجوم عقاید مقاومت نماید اما تاکی؟
این بود که در مقابل حملات بسیار کم نتوانست دوام بیاورد و به یکباره آن امپراطوری عظیم به اسلام تسلیم شد.
فروریزی غرب در برابر اسلام.
اکنون غرب است با طرح نظام نوین خواسته است خود را یکهتاز جهان سیاست بداند اما خود او از همه بیشتر میداند که ژست نظام نوین قبلاً نیز مطرح شده و شکست خورده بود.
امروزه اگر نظام نوینی وجود داشته باشد مسلماً این نظام تحت نظر غرب یا شرق و یا اروپای شکست خورده دچار فقر اقتصادی نیست. این نظم نوین تنها در سایه یک عقیده الهی و اسلامی امکانپذیر است و اکنون به جهان ثابت شده که در هر کجا مسئلهای سیاسی وجود دارد حتماً یک پای آن افکار امام خمینی(س) میباشد. این افکار همان افکاری است که مدت 28-29 سال از آن میگذرد و استواری و استحکام خود را به جهانیان ثابت کرده و در عرصه سیاسی جهان از الجزایر، چچن اینگوش گرفته تا افغانستان، پاکستان، چین و.... را شامل میشود. پدیدآورنده: سید احمد حسینی ماهینی
خانم مریم ترشیزی که به تازگی دست به قلم برده و کتاب در خصوص زناشوئی موفق به نام با تو خوشبختم را نوشته در دفتر نشریه حاضر شد و به معرفی آثار خود پرداخت . وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را درتهران گذراند و پس از طی دوره پیش دانشگاهی در منطقه 2و 5 در سال تحصیلی 1389-88 وارد دانشکده صداو سیما شد و در رشته کارگردانی به تحصیل پرداخت وی در این مدت کوتاه دو فیلم کوتاه را کار گردانی کرد و نویسندگی آن را به عهده داشت ودر فیلم مجید مجیدی بعنوان بازیگز انتخاب شد فیلم لبخند او در سایت ماهین نیوز معرفی گردید فیلم دیگر او فصل پنجم نام دارد . وی همچنین مجموعه شعری را آماده چاپ کرده است بنام در سکوت عشق . وی در خصوص کتاب باتو خوشبختم می گوید عشق تنها نقطه فراموش شده زندگی مشترک است و بقیه چیزها بهانه است اگر زن و شوهر حتی پس از چند سال بار دیگر به عشق برگردند زندگی آن ها شیرین خواهد شد وی با اشاره به زندگی 19 ساله خود با همسر فرهنگی خود وداشتن دو فرزند دختر و پسر می گوید مشوق من دراین کا رها نیز همسرم بوده است
تبلیغات بازرگانی منفی
به گزارش آزاد ه حسینی : تبلیغ از کلمه ابلاغ می آید و بدنبال ابلاغ اختیار انسانی است یعنی یک موضوعی را اطلاع رسانی می کنند این دیگر با نخاطب است که ان را بپذیرد یا خیر . اما در غرب این کلمه به معنی کشیدن و فشار دادن است:
( advertizing =Puling + pushing )
یعنی اینکه با تبلیغات مردم را به فروشگاهها می کشند بعد تا آنجائی که امکان دارد خرید را به او تحمیل می کنند و اورا جیب خالی و دست پر به خانه می فرستند! البته این عمل در فرهنگ ما هم هست مانند اینکه کلمه بخر از خر شدن !(بلانسبت ) می آید یا کلمه فروش از همان تحمیل کردن است . اما اساتید دانشگاه ترجیح می دهند فرهنگ سه هزار ساله ایرانی را با زبان انگلیسی و به نام دانشگاههای آمریکا ئی تدریس کنند یا در کتابهایشان بنویسند! مثلا ما می بینیم که مضاربه یک اصل اقتصاد اسلامی است و ما پیرمان در آمد تا بتوانیم آن را در دروس دانشگاهی بگنجانیم . حالا که جا افتاده بانک ملی و اساتید فن مربوطه آن را با نام غربی pls
تبلیغ می کنند! البته اشکالی ندارد زیرا بزودی عرب هم به اسلام گرایش پیدا می کند و مشکل اقایان برای همیشه بصورت دوجانبه حل می شود گرچه مسلمان شدن غربی ها از دید اساتید دانشگاههای تهران یک نوع ارتجاع است! اما بهرحال تاریخ مسیر خود را می رود واین به میل اساتید بستگی ندارد!
مثلا ما در موضع گیری های اوباما اشکال داریم ولی می بینیم بسیار مترقی است زیرا که نتایاهو از آن عصبانی است و همین برای ما کفایت می کند که موضع اورا درست بدانیم واو را تشویق کنیم تا هر روز بهتر شود نه اینکه تنبیه کنیم تا دوباره به دامن نتانیاهو برگردد. از نظر کارشناسان ماهین نیوز اوباما برنده این جدال دیپلماتیک است واگر بر سر موضع خود بماند رای اینده او قطعی است
ماهین نیوز در سایت خود به زبان های انگلیسی و عربی اعلام کرد: اوباما در جنگ با نتانیاهو برنده شد: گرچه نتانیاهو در کنگره آمریکا سخنان سخیفی برعلیه او ایراد کرد و اعضای کنگره با کف زدن او را تشویق کردند اما همین امر موجب شد تا نقطه سفیدی در پرونده او باقی بماند تا در دور آینده بتواند به استناد آن در رای گیری پیروز میدان شود. زیرا مردم آمریکا آنقدر احمق نیستند که رئیس جمهور نوکر صفتی برای نتانیاهو بخواهند. کشور نامشروع و کوچکی که فکر می کند دنیا در دست اوست ! اما اکنون حتی از پس یک جمعیت یک ونیم میلیونی نوارغزه هم برنمی اید. حالا با چه روئی چنین حرفهایی را در کنگره زد فقط می توان گفت که: الکل زیاد مصرف کرده و دچار توهم شده بود و عربده کشی میکرد
همه این ادعاها از دوجنبه به تبلیغات بازرگانی ارتباط پیدا می کند: یکی اینکه بازارهای از دست رفته را برگرداند و دیگر اینکه بازار های جدید را بدست آورد. نتانیاهو بهتر از هرکس می داند که این گفته اوباما یعنی تایید سیاست های ضد اسرائیلی و همین امر باعث می شود تا خریداران کالاهای اسرائیلی را تحریم کنند و شرکت های وابسته یا پیوسته نتوانند در عرصه رقابت پیروز باشند. مثلا با اینکه شرکت های مصری و اردنی میوه های اسرائیلی را بنام خودشان به ایران صادر می کنند ولی با شناسائی این امر شرکت های فوق هم که میتوان گفت از شرکت های پیوسته به اسرائیل هستند دچار ورشکستگی می شوند. و یا اینکه امرسان از موتورهای ساخت چین استفاده می کند تا بهای تمام شده کاهش یابد ولی اگر این امر را مردم بدانند از اعتبار آن کاسته می شود و بازار را از دست می دهند.
Market segment and Market sharing
البته سید غفار غفاریان درو گزارش می دهدکه : ازدست دان یک بازار همیشه منفی نیست مثلا ممکن است بازار ایران را از دست بدهد ولی بازار های افریقایی را بدست آورد . اما سخنان اوباما یعنی یک خط مشی کلی در تمام سرزمین هایی که صدای اوبامارا می شنوند و اورا قبول دارند. ولذا باید جلوی شنیده شدن موضع گیری اوباما گرفته شود و چون در عصر اینترنت و جریان آزاد اطلاعات چنین امکانی نیست لذا رژیم صهیونیستی به این جمعبندی می رسد که عالیترین مقام راستگرا و افراطی خود را مدت زیادی به آمریکا گسیل کند واو با حضور در جوامع وایراد سخنرانی اوباما را تحقیر کند تا صدای او اگر هم شنیده شد مورد توجه قرار نگیرد. ا اما رسانه یا ابزار تبلیغات بازرگانی ویژگیهای خود را دارد. و کار شناسان آن را تشخیص نمی دهند و اگر هم تشخیص دهند به علت لجاجت و بیسوادی رهبران اسرائیل مورد توجه آنان قرار نمی گیرد. مثلا در مورد انقلاب اسلامی و وقوع آن ماموران افبی آی و سی ای ا هشدار داده بودند ولی کسی به حرف آنان توجه نکرده بود. زیرا در میان روسای جمهور آمریکا دراین دویست سال انتخابات آدم های باسواد و تحصیلات بالا اصلا وجود نداشته و اوباما تنهاکسی است که تخصیلات بالاتری نسبت به بقیه دارد. او اکنون صدای انقلاب های منطقه را هم شنیده اما نتانیاهو و دیگر رهبران بی سواد وافراطی اسرائیل که جز ترور های کورد و کشتار جمعی تخصص دیگری ندارند از درک این تحلیل ها عاجز هستند. لذا می بینیم با لهو ولعب و بخشش های پولی یا وعده های سرخرمن اعضای کنگره را که اغلب مثل خودش بیسواد هستند با خود همراه میکند. ولی این کش و قوسها در محافل علمی طور دیگری بررسی می شود. به گفته سید مجید حسینی دراین دنیای پر از تبلیغ که سیاسی و اجتماعی آن با اقتصادی یا فرهنگی تفاوتی ندارد علت آن است که سررشته کار در دست افراد بیسواد است . مثلا کسی که 4 کلاس سواد ندارد رئیس اداره ای می شود که با ید هزاران دانشجو ومتفکر از آن جا حمایت شوند. و این امر از آنجائی آغاز می شود که به حکومت علما یا دانشمندان اعتقادی نیست این اصل که در ایران به نام ولایت فقیه معروف است به معنی حکومت دانایان است یعنی کسی که بیش از همه درس خوانده و مسائل روز را می فهمد. اما وقتی اوضاع برعکس شد.دانشمندان جیره خوار افراد بیسواد شدند موضع تبلیغات هم در سطح بسیار نازلی پائین می آید.
سید احمد حسینی ماهینی
ابعاد جهاد اقتصادی 28
مقابله با عدالت اقتصادی !
عدالت اقتضا می کند که همه مردم از بیت المال سهم مساوی داشته باشند . اما این استفاده ممکن است به چند صورت مورد انتقاد قرار گیرد.: عده ای از مردم کمبود بودجه را بهانه کنند به گزارش مجتبی ملک عباسی در هفته گذشته بسیاری از روزنامه نوشتند که دولت در پرداخت یارانه تخلف کرده است و مبالغ هنگفتی از بانک مرکزی یا خزانه برداشت و به حساب مردم ریخته است !
رئیس کمیسیون ویژه مجلس شورای اسلامی از تخلف دولت در برداشت پنج هزار میلیارد تومان از منابع داخلی بانک مرکزی برای پرداخت یارانه های نقدی خبر داد و گفت: این مبلغ تحت عنوان تنخواه برداشت شده است. غلامرضا مصباحی مقدم در حاشیه جلسه علنی امروز مجلس در جمع خبرنگاران بااعلام این خبر گفت: این اقدام دولت تخلف از قانون است و در گزارش دیوان محاسبات به مجلس به آن اشاره شده است. مصباحی مقدم یادآور شد: دیوان محاسبات از طریق مستشاران و قضات خود موضوع تخلف دولت از هدفمندی یارانه ها را همچنان پیگیری میکند. واقعا عجیب است بعد از یک قرن از پیدایش نفت یکی پیدا شده که می خواهد پول نفت را تقسیم کند اینها نمی گذارند! اگر واقعا دولت از خزانه یا از بانک مرکزی مبلغی گرفته وبه حساب آحاد مردم ریخته باشد کجای این کار اشکال دارد؟ خزانه بیت المال است و باید تقسیم شود . در صورتی که میدانیم انیطور نبوده است زیرا وزیر اقتصاد طی مصاحبه ای آن را رد کرد و گفت این قول صحیح نیست . و دولت کار غیر قانونی نکرده است
وی با اشاره به اینکه به جای اینکه این موضوع را خبری و مجادله ای کنیم باید فرآیندهای قانونی آن طی شود، ادامه داد: دولت به استناد ماده ?? قانون هدفمندی یارانه ها از تنخواه استفاده کرده و ساز و کار تنخواه نیز کاملا مشخص است.حسینی با اشاره به اینکه وقتی دولت ? ماه قبل پول یارانه های نقدی را پرداخت کرده آیا می توانست پیش از آن درآمدی برای پرداخت اولین مرحله پرداخت یارانه داشته باشد، گفت: دولت پیش پیش، پول یارانه های نقدی را پرداخت میکند بنابراین هیچ گاه شکاف دو ماهه ای که وجود دارد پر نمی شود، این در حالی است که باید این نکته را در نظر گرفت که تنها پنج ماه از اجرای هدفمندی یارانهها میگذرد
بالبداهه صحبت کردن و شایعه ساختن یا حرف بی اساسی را در روزنامه ها درج کردن کار جدیدی نیست این امر مدتهاست شروع شده و به همین دلیل مطبوعات از نظر صداقت زیر سوال رفتند و مردم به هیچ وجه برای اخبار سیاسی آن را نمی خرند . نگاهی به روزنامه های پر فروشی چون همشهری و اطلاعات یا جام حم و ایران بیافتد می بینیم که هرچه روزنامه ها خنثی تر هستند مشتری بیشتری دارند و به محض اینکه وارد جناح می شوند و باصطلاح سیاسی می شوند ولو سیاسی راست یا چپ آمار خود را از دست می دهند . روزنامه کیهان و روزنامه شرق نمونه این روش هاست . یاحتی اگر روزنامه جمهوری را ارگان های رسمی نخرند شاید اصلا آمار خرید نداشته باشد. به گزارش مریم ترشیزی حتی ماهواره ها وتبلیغات برون مرزی هم همینطور است . مدتها شوق مردم وجود داشت که برخی صحبت ها انتقادی بی طرف از ماهواره ها می شود ولی بعد معلوم شد همه این ها دروغ پردازی بوده و مردم همه این دروغ ها را دیدند و اکنون با اینکه تعداد ماهواره ها وکانال های برون مرزی افزایش یافته ولی کوچکترین توجه مخاطب را به خود جلب نمیکند. در اقتصاد سینما هم ما می بینیم که فیلمهایی چون اخراجی ها یا قهوه تلخ بیشترین آمار فروش را دارند چراکه اگر انتقادهم می کنند یک انتقاد سازنده واز روی اصول بوده و برای مردم قابل پذیرش است . حتی دراین فیلم ها لودگی و مسخرگی هم حهت دار است و خریدار هم دارد درحالیکه ما فیلم های قویتر و سنگین تری داشته ایم که مانند جدایی نادر از سیمین. اما مردم آن را نمی فهمند زیرا در لابلای هزار توی رمز و راز پیچیده اند و عاقبت فقط می خواهند یک حرف بزنند که: ما نظام اسلامی را قبول نداریم ! مردم بعد از دیدن این نوع فیلمها همدیگر را به دیدن آن توصیه نمی کنند چرا که حرف آخر آن ها را همان اول می دانند. ...
لذا عدالت گرچه برای مردم سخت است ولی بیشتر طالب آن هستند. حضرت علی ع می فرماید آن هایی که از اجرای عدالت ناراحت هستند از نبود عدالت بیشتر ناراحت خواهند بود.
عده ای از مردم نیز هستند که عدالت را فقط خودشان میدانند .لذا همیشه دچار تناقض می شوند.زیرا رفتار خودشان تغییر می کند فکر می کنند عدالت تغییر کرده است . می گویند وقتی یک قطره شبنم به لانه مورچه می افتد او فریاد برمی اورد که وای دنیا را آب برد! زیرا دنیا برای مورچه همان درب لانه اش است. عده ای هم عدالت را دراین می بینند که بیشترین سهم را داشته باشند و وقتی به دست نمی اورند این عده در تاریخ به ناکثین معروف هستند واین نامگذاری از سوی ایرالمومنین علی ع به آنها نسبت داده شد کسانی که از صحابه پیامبر بودند وانقلابی و رزمنده بودند و آیه من المومنین رجال صدقو ماعاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظر در مورد آنان است (طلحه و زبیر) اما بخاطر دو درهمی که به آن ها داده شده آن را به هوا پرتاب می کنند و با آن بازی می کنند وعدالت علی ع را به مسخره می گیرند..
علاوه بر دوگروه قاسطین وناکثین فوق گروه دیگری هم هستند که اجرای عدالت را به زیر سوال می برند که فقط هدف سیاسی از آن دارند . مثلا کسانی که از نام امام خمینی ره و نسبت با ایشان سنگری برای خود ساخته و به امکاناتی دست یافته اند هنوز این امکانات را برای خود کم می دانند لذا هر حرکت دولت را زیر سوال می برند تا بتوانند بیش از پیش به این امکانات بدون در دسر دست پیدا کنند.
سید احمد حسینی ماهینی
اوباما در جنگ با نتانیاهو برنده شد گرچه نتانیاهو در کنگره آمریکا سخنان سخیفی برعلیه او ایراد کرد و اعضای کنگره با کف زدن او را تشویق کردند اما همین امر موجب شد تا نقطه سفیدی در پرونده او باقی بماند تا در دور آینده بتواند به استناد آن در رای گیری پیروز میدان شود. زیرا مردم آمریکا آنقدر احمق نیستند که رئیس جمهور نوکر صفتی برای نتانیاهو بخواهند. کشور نامشروع و کوچکی که فکر می کند دنیا در دست اوست ! اما اکنون حتی از پس یک جمعیت یک ونیم میلیونی نوارغزه هم برنمی اید. حالا با چه روئی چنین حرفهایی را در کنگره زد فقط می توان گفت که: الکل زیاد مصرف کرده و دچار توهم شده بود و عربده کشی می کرد...
Square victorious Obama
Obama won in battle with Netanyahu on Netanyahu Although Congress unduly speech against America and he gave members of Congress encouraging him with applause, but they led to the same white spot on his case remains in the distant future to be able to rely on it Voting will win the field. AmericaIllicit small country and the world that thinks in his hands! But now even after a half a million people did not stop the Gaza Strip. Now what in the supernatant of such things can be said Congress did just that: too much alcohol consumption and was illusion and would draw shout…. because people are not stupid enough that President Lackey trait ask for Netanyahu.
مربع أوباما منتصرا
فاز أوباما فی معرکة مع نتنیاهو على نتنیاهو على الرغم من أن خطاب الکونغرس على نحو غیر ملائم ضد امیرکا ، وأنه أعطى أعضاء الکونغرس تشجیعه مع التصفیق ، لکنها أدت إلى بقعة بیضاء نفسه على قضیته لا تزال فی المستقبل البعید لتکون قادرة على الاعتماد على ذلک سیکون التصویت الفوز فی المیدان. أمریکا لأن الناس لیسوا أغبیاء یکفی أن الرئیس Lackey سمة طلب نتنیاهو. بلد صغیر وغیر المشروعة فی العالم أن یفکر فی یدیه! ولکن حتى الآن لم بعد نصف ملیون شخص لا یتوقف على قطاع غزة. ماذا نفعل الآن فی طافیة من مثل هذه الأمور یمکن أن یقال أن الکونغرس لم لتو : وهم استهلاک الکحول کثیرا جدا ، وکان یصرخ ویلفت
ارزآوری حرام !
مجیئ ملک عباسی خبر نگار ماهین نیوزمی گوید: پدری دید بچه اش کنار بام ایستاده و عنقریب که بیافتد فریاد زد که بروعقب اما فریاد او چندان بلند بود که بچه عقب عقب رفته از آنطرف افتاد
خالا در بجث ارز آوری هم آنقدر تبلیغ شده که برخی ها به نوع آن توجه نمی کنند! مثلا در یافت 750 میلیون دلار از سای آمریکا و توزیع آن در داخل کشور یک نوع ارز اوذی است ولی به چه قیمت؟ البته اگر وطنفروشی شغل محسوب شود این نوع ارز اوری ها هم توجیه اقتصادی دارد همانطور که بسیاری تن فروشی راهم شغل می دانند وارز اوری ان را بسیار بالا می بینند!
به گزارش فرشته توکلی خبر نگار مناقصه مزایده با دستگیری سی جاسوس سیا و شناسایی 42افسر اطلاعاتی ان درایران معلوم می شود که چه مقدار ارز اوری انجام شده است! درواقع این بخش اعلام نشده یا مخفی ارز اوری است. چراکه مسلما امریکا این جواسیس را دست خالی به ایرا ن نفرستاده بلکه از دست پر هم انطرفتر بودند یعنی همیشه یک کیف پراز دلار جزو ملزومات آنها بوده تا اگر در جائیکه احساسات وطن پرستانه برخی ها گل کرد آن را به گل بنشانند.
امیر تابش خو می گوید بیمه ها برای این قبیل ارز اوریها سربه فلک میزند. وبانک ها برای انتقال این نوع ارز که معمولا حساب و کتاب ندارد سر ودست میشکنند زیرا که در بیمه های دیگر صحبت یک ریال و دوریال است در حالیکه دراین جا حساب کتاب از دست همه خارج است . کافی است یکبار تنه یک نفر به این پول ها بخورد تمام عمرش را بس است! یعنی در واقع بار خود را می بندد. البته به گفته آزاده حسینی : این پول ها خوردن ندارد زیرا از دوطرف انسان محاصره می شود وراه برگشت ندارد. از یکطرف افزایش ناگهانی ثروت او همه را حساس می کند لذا ناچار است از محل زندگی فبلی فرار کند و به جائی دور برود که هیچکس اورا نشناسد و همین بی ریشه شدن او زندگی اش را می سوزاند زیرا تمام عز و جز انسان برای پول دار شدن به این دلیل است که به فامیل پز بدهد ولی وقتی فامیلی نیست به چه کسی می خواهد پز بدهد؟ لذا هدف او از پولذار شدن کاملا گم می شود از طرف دیگر آن هایی که باید بدانند او کجاست میدانند و گرای اورا هرجا باشد دارند فقط منتظر اشتباه دوم او هستند! وچون انسان در کاری که لذت دید آن را تکرار می کند لذا اشتباه دوم همیشه اتفاق می افتد وکاری که نباید بشود می شود.
سید غفار غفاریان درو نیز عقیده دارد: البته نمی توان به این شانس و اقبال یا روش قضا و قدری اکتفا کرد باید باید برنامه ریزی شود و جلوی این نوع سوء استفاده ها یا جاسوس بازی ها گرفته شود . ما نباید منتظر شویم تا شخص اشتبه کند و گرفتار شود بلکه اگر کار خلافی می کند که به ضرر یک جامعه یا یک ملت است باید سریع جلوگیری شود.
سعید ابراهیمی ملکی با اشاره به عملیات ضد جاسوسی برای دستگیری جاسوس های فوق می گوید هرچند این کار هزینه بر باشد لازم است . لذا می بینیم که ارز های باد آورده را هم باد می برد یعنی شاید به همان میزان ارز باید صادر شود تا بتواند مقابله به مثل کند. یکی از این مقابله به مثل ها تصویب قانون مشابه در مجلس شورای اسلامی است که به دولت اجازه می دهد برای مقابله با تهدیدات این جاسوسان و بودجه های تصویبی کنگره آمریکا برعلیه ایران هزینه نماید.
سید عباس حسینی می افزاید : ارزهای حرام را میتوان به چند دسته تقسیم کرد : ارز های کثیف ، ارزهای پست ، ارزهای رذل و آلوده ... ارزهای پست ارزهایی است که از راه وطنفروشی و جاسوسی برای دشمن حاصل می شود وارزهای کثیف به ارزهایی باید گفت که از راه تن فروشی یا فروش زنان و دختران و یا اعضای بدن آن ها حاصل می شود. ارزهای زدیلانه به آن دسته باید اطلاق شود که به گروههای سیاسی و یا تبلیغاتی تعلق می گیرد تا با تفرقه اندازی و شک پروری اتحاد و اتفاق یک ملت را به باد مسخره می گیرند..
ارزهای آلوده باید به ارزهایی گفت که در اثر فریب و تدلیس و غش در معامله و یا ندادن حق الله و حق الناس بدست می آید. مثلا ممکن است یک کارمند دولت به ماموریت برود و زحمت هم بکشد و حقوق واقعی خود را به ارز دریافت دارد ولی به تصور اینکه ارز خمس ندارد و یا مالیات به آن تعلق نمی گیرد همه را یکجا خرج کند یا تبدیل به ریال کرده پس انداز کند..
حامد لشکری دیگر خبرنگار سیاسی می گوید: همه ارزهای ذکر شده چه بخواهیم و چه نخواهیم وارد کشور می شود و در بازار فردوسی فروش می رود . زیرا ارز مانند قطره باران وقتی به زمین می رسد خودش راه خودش را پیدا می کند و به راه می افتد . مهم این است که زمین از خود مناعت طبع نشان دهد و آن را رد کند مانند زمینی که آب گل آلود را ازخود رد می کند ولی اگر زمین خود را تشنه نشان دهد حتی آب گل آلود راهم می بلعد. البته طبیعت هم خوب درس می دهد همین زمین تشنه که آب گل آلود را می بلعد نتیجه اش رشد علف های هرز و جذب حشرات و حیوانات موذی است . اما زمین دیم که فقط منتظر باران است ویا جنگل که از آب باران خالص تغذیه می کند خوراک لذیذی برای پرندگان و چرندگان و یا نسل انسان پدید می آورند.
دراین جا باید به نقش پولشودی نیز اشاره کرد که بسیاری از این ارزها ممنوع الورود هستند ولذا تغییر شکل می دهند تاوارد شوند: مثلا هرکسی بدانند که فلان مبلغ از سازمان سیا حواله شده تا به دست فلان جاسوس برسد طبق مقررات هرکشوری مصادره می شود لذا آن ها در پوشش شرکت یا خدمات خیریه و هرنوع که دولت آن ها را استثنا کرده وارد می شوند ....
سید احمد حسینی ماهینی
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
نشست «بررسی نقش زن در تریبت کودک»
baki xlaq qiblasi
معاوضه بحرین با جزایر سه گانه از سوی ایران دروغ است! 13 اردیبهش
جزایر که هیچ ، خود امارات هم مال ایران است
استان چهاردهم ا
ورزش محلات
ن طرح شیطنت آمیز آمریکایی الحاق بحرین به عربستان سعودی ان
نشست غیر رسمی فراکسیون اصولگرایان مجلس نهم
در منامه عاشوراست
مسئولین ترسیدند
[عناوین آرشیوشده]
