سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران

اعتراف عملی به اصل ولایت فقیه، در آئین وهابیت

علیرغم دشمنی های وهابیون با تشیع،بر سر ولایت و ولایت فقیه، خودشان عملا این اصول را پذیرفته، و به آن عمل می کنند! مثلا با اصرار بر اینکه پیامبر اسلام، هیچ وارثی ندارد و ارث از خود برجای نگذاشته، و کسی را بجای خود وصی و ولی معرفی نکرده است، اما خلیفه اول عملا خلیفه دوم را تعیین کرد، و برای اینکه مردم به حضرت علی ع روی نیاورند، وی را مشخص نمود. حتی برعکس هم اتفاق افتاد یعنی: همه می گفتند عمر خلیفه شود، ولی ایشان باتوجه به بزرگتر بودن ابوبکر، ابتدا ایشان را پیشنهاد کرد تا: اولا به حب نفس متهم نشود، ثانیا حرفی که گفته بود: حضرت علی برای خلافت جوان است، از بین نرود. ثالثا جاده صاف کن باشد، زیرا مشخص بود که بزودی از دنیا خواهد رفت.

خلیفه دوم هم همینطور: وصیت کرد بعد از او مردم از عثمان تبعیت نمایند. واگر عثمان هم مرگ خود را پیش بینی می کرد، حتما نمی گذاشت خلافت به حضرت علی برسد! و کس دیگری را معرفی می کرد. و این البته نشان می دهد: هرکس خلاف واقعیت و حقیقت حرف بزند، از دنیا نمی رود تا با عمل خود، صحت آن را ثابت کند. علاوه بر ان در دیدگاهای سه خلیفه، تضاد های دیگری هم وجود دارد: که به دست خودشان و در عمل آن ها را بوجود آورده اند.

یکی از ان ها مسئله شورا هست. آن ها معتقدند که رهبر را باید شورا تعیین کند! اما نمی گویند این شورا چه شرایطی دارد؟ لذا هرکس سه یا چهار نفر شد، می تواند شورا باشد و رهبر را تعیین کند! برای همین است که در اتوبوس و صف نانوایی ، یا بر سر چهار راه ها هرگاه چند نفر با هم باشند، دست به صدور منشور رهبری و: عزل و نصب آن می کنند.

حتی آن ها نگذاشتند که دیگر رهبران، با شورا انتخاب شود. یعنی در طول تاریخ چه در دوران خلفا، و چه در دوران بنی امیه و بنی عباس، شورا هیچ نقشی نداشته است. و انتصاب همیشه، جای انتخاب را گرفته، و موروثی بودن جای: شایسته سالاری را پر کرده است . حتی به همین دلیل امام حسین کشته شد که: با موروثی بودن و جانشینی یزید مخالف بود.

 در دوران معاصر هم وهابیون، تا جاییکه توانستند خودشان در راس امور بودند، و تحت قیمومیت هیچ آئینی نرفتند، یعنی حکومت و ولایت را حق خود می دانستند. دلیل آن هم این بود که به خیال خود، استنباط بهتری از دین داشتند و: حرف پیامبر را بهتر درک می کردند. و نمی خواستند هیچکس دیگر در این فهم، آن ها را کمک نمایند. و هرکس حرفی برخلاف آن ها می گفت، تکفیر می شد و برای همین آن ها را: تکفیری هم می گویند!

   حتی آل سعود وقتی تصمیم به حکومت داری و: یا جنگ گرفت ابتدا به سراغ علمای وهابی رفت، و از آن ها اذن و اجازه گرفت. و برخی گفته اند که تعهد دوطرفه گرفته شد: که یک طرف قوه مقننه باشد، و طرف دیگر قوه مجریه! و مادام لعمر از یکدیگر پشتیبانی کنند. آن ها هم آل سعود را تایید کردند، یعنی آل سعود مشروعیت ولایت خود را، از فقهای وهابی دارد. و این نشان می دهد که حتی آل سعود، و علمای وهابی میدانند که تصرف در: جان و مال مردم اجازه شرعی می خواهد، و کسی بدون اطلاع  کامل از احکام اسلامی، نباید حکومت کند.

از این مهمتر آن ها در عمل اعتراف کردند که: حاکم نه تنها باید حاکم شرع باشد، بلکه باید مجتهد جامع الشرایط هم باشد، و احکام اسلامی را از همه بهتر بداند، و در استخراج آن از قران، حرف آخر را بزند. چرا که به همین دلیل، بقیه را تکفیر می کنند. زیرا می گویند فقط خودشان اسلام را می فهمند، و بقیه فقط باید گوش بدهند و تقلید کنند! و اگر حرف اضافه و یا تفسیر دیگری داشتند، باید اعدام شوند. و یا مانند شیعیان قتل عام گردند.

بنابر این وهابیت از جمله کسانی هستند: که می گوید اسمش را نبر! آن ها همه اصول مسلم اجتهاد و تقلید را، کاملا رعایت می کنند! و تنها تفاوت شان با شیعه آن است که: تحمل مخالف را ندارند. در شیعه هر مقلد میتواند به مراجع مختلف رجوع کند، و تشخیص اعلم بر عهده خودش است. و اگر ناتوان بود باید مشاوره بگیرد. اما وهابیت می گوید که اعلم من هستم و: کسی نباید روی حرف من حرفی بزند. و یا سراغ کس دیگری برود. واین عمل خود رای بودن، یا همان استبداد و خود بزرگ بینی است، که در همه ادیان و مذاهب و: مکاتب سرزنش شده است.

 ائتلاف ماهین نیوز


القبول العملی لمبدأ ولایة الفقیه، وعبادة الوهابیة!
وعلى الرغم من العداء من الوهابیین والشیعة، المقاطعة والقائد الأعلى، فإنها تقبل فی الواقع هذه المبادئ، وتعمل على ذلک! على سبیل المثال، مصرا على أن النبی لم یکن الورثة: المیراث ترکوا وراءهم، وعلى المنفذ مکان واحد وهذا لم یحدث، ولکن فی الواقع عین الخلیفة الثانی الخلیفة الأول، وعلى الناس أن الإمام علی لم یفعلوا ذلک، کشف. حدث حتى العکس: قال الجمیع الخلیفة عمر، ولکن نظرا لأکبر أبو بکر وعرض لأول مرة لهم: أولا، لا اتهم حب الذات، والرسالة الثانیة تقول: "علی أن الخلافة هی الشباب، و لا تذهب بعیدا. الصف الثالث لأنه کان من الواضح أن العالم سوف تذهب قریبا.
الخلیفة الثانی، وأیضا: هل شعب عثمان متابعة بعده. إذا عثمان کان قد تنبأ فاته، لم یکن متأکدا من الخلافة لعلی وحده! وقدم بعضها البعض. ویظهر هذا بطبیعة الحال: أی شخص مخالف للحقائق وقول الحقیقة، والعالم لیس لأعمالهم، تثبت صحتها. بالإضافة إلى ذلک، وجهات نظر ثلاث الخلفاء، هناک صراع آخر: أنه فی الممارسة العملیة أنها خلقت نفسها.
واحد منهم هو مسألة المجلس. وهم یعتقدون أن على المجلس أن یعین زعیم! ولکن لا نقول للمجلس أیة ظروف؟ لذلک کل ثلاثة أو أربعة، یمکنک تحدید المجلس وزعیم! هذا هو السبب فی المخبز على متن الحافلة، أو على مفترق طرق حیث کثیر من الناس معا، ومسألة میثاق القیادة وإلغاء وتثبیته.
فعلوا ولا حتى غیره من القادة، الذی تم اختیاره من قبل المجلس. ماذا یوجد فی التاریخ فی عهد الخلفاء، والأموی والعباسی فی الوقت المناسب، لعبت مجلس أی دور. وتعیین یکون دائما خیارا، وتراث المکان: الجدارة کاملة. حتى الإمام الحسین قتل بحیث یعارض یزید على التوریث. فی العصر الحدیث، والوهابیین، طالما أنهم هم أنفسهم کانوا على رأس الشؤون، وتحت وصایة من أی دین لا والحکومة والحق فی المحافظة أن یعرف. وکان السبب أن فی ذهنه، فهم أفضل للدین، و: ما فهم أفضل لنبیهم. ولا ترید أی شخص آخر فی هذا المعنى، من شأنه أن یساعد. وأیا کان قال أی شیء ضدهم، لذلک فمن کان الطرد: الطرد من شأنه أن یقول! حتى عندما یکون قرار الحکم وبیت سعود: ذهب الحرب فی البدایة لعلماء الوهابیة، واقتادتهم إذن. وبعضهم قال إنه التزام متبادل: من جهة، والسلطة التشریعیة والسلطة التنفیذیة وعلى الجانب الآخر! ومدام LMR یدعم کل منهما الآخر. وأکدوا أیضا أن بیت آل سعود، شرعیة السعودیة من مقاطعتک، من علماء الوهابیة. وهذا یظهر أنه حتى السعودیین، ویعتقد علماء الوهابیة التی تحصد أرواح وممتلکات الناس لرغبات الدینیة، وشخص دون المعرفة الکاملة للشریعة الإسلامیة، ینبغی أن تحکم.
الأهم من ذلک، أنهم اعترف فعلا أنه یجب لیس فقط حکم القاضی، ولکن یجب أن یکون الکاهن مؤهل بشکل کامل، والشریعة الإسلامیة من کل فهم أفضل، وتستمد ذلک من القرآن، والقول الفصل. لماذا ذلک، وحرم الآخرین. یقولون إلا أنهم یفهمون الإسلام، والباقی یکون مجرد الاستماع إلى وتقلید! وإذا حرف الجر أو زیارتها تفسیر آخر، یجب أن تنفذ. أو کما یتم ذبح الشیعة.
لذلک الوهابیة بین تلک التی قال له اسم المعرکة! انهم جمیعا مبادئ الاجتهاد والتقلید، والامتثال الکامل! ، والفرق الوحید مع شی هو: لا تتسامح مع المعارضة. الشیعة یمکن لأی منافس الرجوع إلى سلطات مختلفة، والأکثر تعلمت من تشخیصه. وإذا کان غیر قادر على تشاور. ولکن الوهابیة أننی على درایة وشخص أن یتحدث معی. أو اللجوء إلى واحد آخر. والتصویت لتشغیلها، أو التعسف وأنف کبیر، وذلک فی جمیع الأدیان والعقائد: إلقاء اللوم على المدارس. 

 


» نظر

رکود مضاعف، ننیجه امید به برجام.

امید واری به نتیجه اجرای برجام، تاکنون رکود مضاعف را به اقتصاد ایران تحمیل کرده، که بسته های ضد رکود هم نمی تواند حاصلی داشته باشد. پس وای به روزی که خود برجام اجرا شود! زیرا واقعیت برجام چیزی دیگری است، و تصورات برخی از آن چیز دیگر، از این رو، وقتی که اجرا شود تازه خود را نشان می دهد.

همه ما به داستان حضرت یوسف ع آگاه هستیم، و میدانیم ایشان در تعبیر خواب خود توانست: نظر مثبت ساقی فرعون را جلب کند، و از او خواست که پیش فرعون: برای آزادی اش وساطت کند. در اینجا بدون توجه به اراده حق تعالی، از یک مشروبخوار حاجت خواست، و لذا خدا کاری کرد که او فراموشی بگیرد، و یوسف همچنان در زندان بماند.

این البته نه به معنی این است که: فعل حرام صورت گرفته، یا خدای نخواسته برجام خواهان کافر هستند، نه اتفاقا آن ها همگی نیت های خوبی داشتند، و آن خدمت به ملت و اسلام بود. ولی فقط یک لحظه خدا را فراموش کردند، و آب خوردن مردم را هم به برجام وصل کردند. هر جا کم می اوردند می گفتند: این برای تحریم های ظالمانه است! ولی حالا ببینند که چقدر کم اوردند، فقط یک قلم در نفت، پرمدعاترین عنصر در مخمصه ای گیر کرده که: قیمت نفت از سی دلار در بشکه هم کمتر شده! یعنی حتی هزینه های استخراج را هم نمی پوشاند: باش تا صبح دولتت بدمد،کاین هنوز از نتایج سحراست.

    یعنی هنوز ایران وارد بازار نفت نشده، اینقدر قیمت ها پایین آمده وای به روزی که: چهار میلیون بشکه در روز هم، به این بازار بیشتر تزریق شود. طبیعتا قیمت از این هم پایین تر خواهد رفت. البته این غصه ندارد! زیرا شعار دولت از ابتدا، اداره اقتصاد منهای نفت بوده است. ولی فرق است بین شعار تا عمل! از زمان مصدق هم چنین شعاری می دادند، ولی چه کسی توانسته این کار را بکند؟ فقط تحریم بود که این کار را بر ما تحمیل کرد. مخصوصا در برخی سال های جنگ، نفت را مجانی هم نمی خریدند! ولی جنگ تحمیلی به این بودجه ها وابسته نبود! دولت فعلی هم اگر دنبال آن است که: در امد نفت بالا برود و فروش آن هم زیادتر شود، امری ناشدنی است لذا باید: بودجه را بدون اتکا به نفت بنویسد.

البته بودجه مردم بدون اتکا به نفت است، یعنی هیچکس در ایران گرسنه نمانده، تا بگوید چون دلار بالا رفته یا: قیمت نفت پایین آمده! بلکه این اقتصاد یک اقتصاد مقاومتی است، که کمترین نسبت را با نقت دارد. برعکس دولتمردان که، همیشه خواب قیمت بالای نفت و فروش زیاد آن را می بینند، و وقتی بیدار می شوند افسردگی می گیرند! و انتقام خود را بر سر پتروشیمی در می اورند.

اینکه مکانیزم اقتصاد مقاومتی عملی چیست، باید آن را مطالعه کرد. ما مطالعه کردیم ولی از انتشار ان معذوریم، تا دشمن از ان سو استفاده نکند.  فقط برای تحقیق بیشتر علمای اقتصادی دولت! چند سوال را مطرح می کنیم: آیا تعداد مشاغل پروانه دار بیشتر است، یا بدون پروانه؟ آیا تعدا کارمندان بیشتر است، یا تعداد کارگران؟ آیا مشاغل زیر زمینی بیشتر است، یا مشاغل خود اظهار؟ و آیا ثروت های نظامی بیشتر است، یا ثروت های تاریخی و باستانی؟

این موارد باصطلاح کیس استادی! به ما ثابت می کند که: اقتصاد ایران در دست دولت نیست، و مرز بندی آن به قدری درشت است، که از کار یکدیگر سر در نمی اورند!مردم راه خود را می روند، و دولت هم راه خود را می رود. دولت چشم به خارج و دلار و نفت دارد، ولی مردم هرصبح یک بسم الله می گویند، و کرکره مغازه را بالا می کشند! وحشت آن ها از بی پولی یا بی مشتری ماندن نیست، بلکه با کمال تاسف وحشت آنان از آمدن: ماموران دولتی در لباس بیمه و مالیات، عوارض و حق آب و برق و انشعاب فاضلاب و..است.

     لذا تا موقعی که دولت به راه مردم نیاید، و با خدا نباشد و به ناخداها و کدخداها تکیه کند، همیشه دچار بی وفایی به عهد شده، و با خزانه های خالی مواجه خواهد بود. ولی وقتی مانند مردم، وقتی کرکره اداره را بالا می زند بگوید: از تو حرکت از خدا برکت، آن وقت اقتصاد مقاومتی شروع می شود. اقتصاد مقاومتی را در قوطی عطار باید یافت نه در ذهن بیمار!


رکود مضاعف، ننیجه امید به برجام

رکود مزدوج، وبالتالی على أمل أن Brjam.
نأمل نتیجة Brjam، وقد فرض رکود مزدوج فی الاقتصاد، یمکن للحزمة مکافحة الرکود لن یکون شیئا. ویل للذی Brjam تشغیل! Brjam لأن الواقع شیء آخر، ویعتقد بعض من تلک الأشیاء الأخرى، لذلک، عند تشغیل العرض الجدید الخاص بک.
ونحن نعلم جمیعا قصة یوسف کما نحن، ونحن نعرف انه یمکن تفسیر حلمه: بتلر فرعون رسم رأی إیجابی، وطلب منه قبل فرعون: من أجل إطلاق سراحه تتدخل. هنا، بغض النظر عن إرادة الله، وإرادة الطبیعة الخصبة، وبالتالی، فإن الله لم ینس له، ویوسف له بالبقاء فی السجن.
وهذا بالطبع لا یعنی أن العمل غیر المشروع والقیام به، أو لا سمح الله، هم الکفار Brjam ترید، ولیس وسیلة کانت لدیهم نوایا کل شیء جید، وخدمة الوطن والإسلام. ولکن فقط للحظة نسوا الله، وکان على صلة میاه الشرب الناس على Brjam. أینما الأقل قالوا: هذا هو لفرض عقوبات! ولکن الآن أرى کم هو قلیل فعل فقط من رکلة جزاء فی مجال النفط والباطلة عالقة المکون المأزق أن أسعار النفط کانت أقل من ثلاثین دولارا للبرمیل! لا تغطی حتى تکلفة استخراج: حتى الفجر ضربة حکومتکم، وکاین لا تزال نتائج سحریة. ایران لم تدخل بعد فی السوق، لذلک ارتفعت أسعار أسفل مجرد الانتظار حتى أربعة ملایین برمیل یومیا، لإعطاء هذه السوق أیضا. وبطبیعة الحال، سوف ترتفع الأسعار أقل من ذلک. بالطبع، هذا لا تقلق! لأن شعار الدولة من البدایة، وقد تم إدارة الاقتصاد کمیات أقل من النفط. ولکن الفرق بین الخطابة والعمل! منذ هتفوا أیضا مصدق، ولکن الذی یمکن أن نفعل ذلک؟ فقط العقوبات التی فرضت علینا. خصوصا فی بعض الحروب، لا یتم شراء النفط مجانا! ولکن الحرب لم تکن ذات الصلة فی المیزانیة! الحکومة الحالیة إذا أنها تبحث فی بیع عائدات النفط إلى الارتفاع أکبر، فإنه من المستحیل، لذلک، یجب أن یکتب على المیزانیة دون الاعتماد على النفط.
بالطبع قد حان المیزانیة دون الاعتماد على النفط، وهو ما یعنی لا أحد فی إیران لیس جائعا، حتى انه قفز مثل الدولار أو سعر النفط إلى أسفل! لکن الاقتصاد هو مصدر قوة للاقتصاد، وهی أدنى نسبة فی مجال النفط. على العکس من ذلک، السیاسیین الذین حلمت دائما من ارتفاع أسعار النفط ومبیعات عالیة رؤیته، وعندما یستیقظون الاکتئاب! وانتقامهم على البتروکیماویات نعم.
ما هی الآلیة العملیة لاقتصاد المقاومة، ینبغی دراستها. درسنا ولکن غیر قادر على الإفراج عنها للعدو من ناحیة أخرى لا تستخدم. فقط لدولة علماء البحوث الاقتصادیة! سألنا بعض الأسئلة: هل تم ترخیص عدد من فرص العمل، أو بدون ترخیص؟ هو عدد الموظفین أکثر، أو عدد العمال؟ القیام بأعمال أکثر تحت الأرض، أو تقول وظائفهم؟ وعما إذا کانت حظوظ العسکریة، أو الثروة التاریخیة والأثریة؟
هذا هو الحال فی ما یسمى سید! یثبت لنا أن الاقتصاد لیس فی ید الدولة، وحدود أنها کبیرة، لدرجة أن عمل کل رئیس لا. یذهب الناس فی طریقک، والحکومة تمضی فی طریقک. نظرة شاملة والدولار والنفط، ولکن الناس یقولون بسم الله کل صباح، ومصاریع لامتصاص ما یصل! خوفهم من عدم وجود المال أو عدم المحافظة على العملاء، ولکن للأسف خوفهم من القادم: وکلاء الدولة یرتدون زی التأمین والضرائب والرسوم والحقوق فی المیاه والکهرباء والصرف الصحی فرع. .ast. لذلک، طالما أن الحکومة لا یأتی إلى الناس، ولیس إلى الله وإلى الاعتماد على القبطان ورئیس البلدیة، کان دائما یخون العهد، وسوف خزائن فارغة. ولکن عندما مثل هؤلاء الناس، عندما تشمیر مکتبه قائلا ان هذه الخطوة من الله یبارک لک، ثم یبدأ فی قوة الاقتصاد. لا ینبغی أن یکون قوة اقتصادیة فی علب البقالة فی العقل المریض! 


» نظر

تاثیر معادلات: خطی و غیر خطی،

 در مبارزه با امپریالیزم و: استکبار جهانی.

بسیاری از اشخاص در روند توسعه اجتماعی، به معادلات خطی معتقدند و: برخی دیگر نامعادلات غیر خطی را موثر می دانند. و البته راه صحیح آن معادلات غیرخطی است، که حاکم بر پیشرفت و توسعه و حتی قدرت سیاسی می باشد. اما این نگرش ها چه تاثیری بر مبارزه یا روند تکمیلی آن دارد؟ این بحثی است که اینجانب در سال های 1354 در دانشگاه تهران، مطرح کردم و سه شب هم در سخنرانی های مهم خود در مسجد الهادی، در شب های قدر سال 1356 آن را برای اولین بار بر: روی تخته سیاه داخل مسجد، برای حداقل هزار دانشجوی انقلابی توضیح دادم.

 اینکه عده ای می گویند آمریکا، بالاخره کدخدا است و نمی شود همیشه با او مبارزه کرد، و باید با آن کنار آمد، این یک مفهوم خطی است. البته نه به معنی خط سیاسی که: این روز ها معمول شده، بلکه به معنی آماری و پژوهشی با مفهومی که: در درس تحقیق در عملیات بحث می شود. از نظر اینها رشد انسان یا تمدن غرب، یک رشد خطی است یعنی با یک شیبی از: مبدا شروع می شود و با همان ضریب، برای همیشه رو به بالا حرکت می کند. لذا فکر می کنند که آمریکا برای همیشه، کدخدا است و کدخدایی او هر روز قوی تر می شود، و افول یا سقوط در ان راه ندارد.

اولین بار این نظریه در کتاب تاریخ ادیان: دکتر شریعتی ترسیم و بررسی شد. از نظر فلسفه تاریخی غرب ، تمدن غرب در انتهای سی وشش تمدن تاریخی قرار دارد، و با رشدی مستقیم تا انتها ادامه می یابد:

اما نظریه افول یا سقوط، حرف دیگری دارد. یکی از حالات آن معادله درجه دو است، که بعدا به لایف سایکل معروف شد.  در این نظریه هذلولی هر تمدنی یک رشد دارد، و یک سقوط. و این رشد و سقوط قرینه یکدیگر هستند، یعنی هرچه رشد یک تمدن در زمان کمتری اتفاق افتاده باشد، سقوط آن نیز زودتر خواهد بود. از نظر فلسفی این نظریه براساس اصل :( کمال کل شی اول زواله)، اوج کمال هرچیزی ابتدای افول و زوال آن می باشد، بناشده است. مانند عمر بشر که تا 40 سالگی قوی و پر زور می شود، ولی از این میانگین که گذشت، پیری او آغاز می شود و آنقدر ضعیف می شود که: دوباره مانند کودکی به کمک عصا و یا: چهار دست و پا راه می رود!

    معادلات غیرخطی وسیع تر از این هم می شود، گاهی ممکن است زیگزاگی یا چند درجه ای باشد. یا حتی بصورت نامعادله در آید. اما این حالات استثنا است، و در کلیت تاریخ و فلسفه تاریخ نمی گنجد. لذا کسانی که در مبارزه با آمریکا، همانطور که اشاره شد، بند را به آب می دهند و باصطلاح کم می اورند، و بریده می شوند. نظریه خطی را قبول دارند، و هیچ نوع نزول یا سقوطی را، برای امپریالیسم و استکبار تصور هم نمی کنند.

ولی واقعیت آن است که عمر امپریالیسم، با ظهور انقلاب اسلامی به نیمه رسید. و اوج آن شکسته شد و شعار امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، آن را تایید کرد و مهر وامضا نمود. و از آن تاریخ سیر نزولی استکبار و قدرت: امپریالیزم آغاز شد. اگر شروع آن را پیروزی در جنگ دوم جهانی بدانیم، تقریبا عمر تمدن غرب یا آمریکا 80سال می شود، که چهل سال آن در قبل از انقلاب اسلامی گذشت، و چهل سال آن بعد از انقلاب اسلامی بوده، و اکنون آمریکا درسن قاعدگی یا بازنشستگی است. و میرود که به حافظه تاریخ سپرده شود. دلایل این افول بدهی هزارمیلیارد دلاری و: کسر بودجه دوهزار میلیارد دلاری آن است. آمریکا در اوج قدرت خود میتوانست به کمک: قدرت خود دلار منتشر کند و بدون پشتوانه آن را خرج کند، و کشورهای دیگر نیز کاری به پشتوانه آن نداشتند، همینکه قدرت آمریکا در انفجار بمب های اتمی را، می دیدند دلار های او را هم قبول می کردند.

ولی حالا ترس مردم از بمب اتم فرو ریخته، و با اینکه تمام نقاط جهان بوسیله بمب اتمی مین گذاری شده، ولی کسی ترسی از آن ندارد. لذا مبارزه با دلار های او هم شروع شده است. فقط کسانی که هنوز معادلات خطی را قبول دارند، به قدرت دلار هم یقین دارند! والا کسانی که از دایره ترس بیرون امدند، به دنبال جایگزینی دلار می باشند. و همین حادثه برای پایگاه های نظامی امریکا اتفاق می افتد.

تاثیر معادلات: خطی و غیر خطی،

تأثیر المعادلات: الخطیة وغیر الخطیة، فی المعرکة ضد الإمبریالیة و: الاستکبار العالمی.
کثیر من الناس فی عملیة التنمیة الاجتماعیة، والمعادلات الخطیة التی وبعض التفاوت غیر الخطیة أخرى کبیرة. وبطبیعة الحال حق الطریق المعادلات غیر الخطیة، التی تحکم تطور وحتى السلطة السیاسیة. ولکن هذا الموقف سوف تؤثر على المعرکة أو عملیة الانتهاء منه؟ هذا هو النقاش الذی لدی سنویا بحلول عام 1354 فی جامعة طهران، أثیر وثلاث لیال فی خطاب هام له فی مسجد الهادی فی اللیل، وذلک فی 1356 للمرة الأولى: على السبورة داخل المسجد، لألف على الأقل وأوضح الطالب الثوری. یقول البعض أن أمریکا، بعد عدم قاتل زعیم القریة دائما معه، وجاء الى تفاهم مع ذلک، وهذا هو مفهوم الخطیة. وهذا لا یعنی أن الخط السیاسی: شائعا فی هذه الأیام، ولکن الوسائل الإحصائیة ومفهوم البحوث التی ستناقش فی سیاق بحوث العملیات. هذه الشروط التنمیة البشریة أو الغرب، والنمو الخطی، أی مع التدرج من أصل تبدأ مع معامل نفسه، لنقل دائما إلى الأعلى. ونحن نعتقد أن أمریکا إلى الأبد، ومختار القریة قریته عمدة یحصل على قوة یوما بعد یوم، ولیس فی هذا الانخفاض بشکل أو الخریف.
هذه هی المرة الأولى فی تاریخ نظریة الأدیان الطبیب شریعتی تتبع والتحقیق فیها. الفلسفة التاریخیة للغرب، والغرب هو فی نهایة ستة وثلاثین حضارة تاریخیة، ونمو مباشرة إلى تواصل النهایة:
ولکن نظریة هبوط أو سقوط، رسالة أخرى. أحد الشروط هو أن معادلة من الدرجة الثانیة، والتی أصبحت تعرف فیما بعد باسم دورة الحیاة. نظریة النمو القطعی الحضارة والسقوط. والنمو وانخفاض ومتناظرة، أی نمو الحضارة وقعت فی وقت أقل، وکلما سیکون الانخفاض. الأساس الفلسفی لهذه النظریة من بدایة انحطاط وسقوط هو ذروة الکمال کل شیء یبنی. مثل الحیاة البشریة، التی لدیها قویة ومفتول العضلات البالغ من العمر 40 عاما، ولکن متوسط ??الماضی والشیخوخة والضعف بحیث انه یبدأ من جدید مثل الطفل مع مساعدة من قصب أو: الأربعات یمشی! المعادلات غیر الخطیة هی أوسع من ذلک، وأحیانا قد یکون متعرج أو بضع درجات. أو تأتی من عدم المساواة فقط. ولکن هذه الحالة استثنائیة، والتاریخ کله، وفلسفة التاریخ لیست کذلک. لذا، الذین یقاتلون أمریکا، کما لوحظ، وحزام فی الماء وهکذا لحد منها، وقطع. نظریة الخطیة توافق، وأی سقوط أو الانهیار، للإمبریالیة والغطرسة أن نتصور أنهم لن.
ولکن الواقع هو أن الإمبریالیة الحیاة، مع ظهور الثورة الإسلامیة بلغت نصف. تم کسره صعودا وارتفاع وشعار أمریکا لا یمکن ان تخطیء، فإنه أکد ومختومة التوقیع. والاتجاه الهبوطی على الغطرسة والقوة: بدأت الإمبریالیة. إذا کنت تبدأ لکسب الحرب العالمیة الثانیة أن تعرف، عن حیاة الغرب أو أمریکا، 80 سنة، أربعین عاما قبل الثورة الإسلامیة مرت، وبعد أربعین عاما على الثورة الإسلامیة، والآن أمریکا فی سن الحیض أو التقاعد . ونظرا إلى سجلات التاریخ. أسباب هذا الدین الدولار تراجع تریلیون: العجز هو ملیار ألفی دولار. أمریکا فی أوج قوتها یمکن أن تساعد: الإفراج السلطة والدولار الورقیة أنها تنفق، ودول أخرى لا تدعم ذلک، عندما شهد الدولار قوة القنبلة الذریة أمیرکا سلم یقبل کانت.
ولکن الخوف من القنبلة الذریة انخفض، وعلى الرغم من کل العالم فی تستخرجه قنبلة ذریة، ولکن الذی لا یخاف منه. هکذا بدأ معرکة مع دولار. فقط أولئک الذین یقبلون المعادلات الخطیة، وقوة الدولار من المؤکد! خلاف ذلک، وأولئک الذین خرجوا من دائرة الخوف، ویبحثون عن الدولار الاستبدال. هذا الحدث یحدث لقواعد عسکریة فی أمریکا. 

 


» نظر

ولادیمیر یعنی علیزاده!

 

بسیاری تصور می کنند: روسیه سرزمین کفر و الحاد است، درحالی که فقط لهجه آن ها فرق می کند. و بیشترین اثر را اسلام در تاریخ آن ها داشته است. مسکو همان مسجد یا ماسک است، و ولادیمیر یعنی فرزندان حضرت امیر ع و: پوتین یعنی انجیر فروش یا ابوتین! اولادی با همزه زیر الف و سکون واو ،یک کلمه ترکی به معنی فرزندان است. که در روسی به ولادی تکلم می شود. وقتی با کلمه دیگری ترکیب می شود، یعنی از فرزندان یا نوادگان او. حتی اولادی در برخی جاها خلاصه شد به: او یا اف، هم تبدیل شده مانند اینکه: بگویم علی اف. در واقع علی اولادی بوده، یعنی فرزندان علی که میتواند: استعاره باشد یعنی بگوییم از فرزندان علی بوده، یا بگوییم که از فرزندان حضرت علی ع بوده است.

در فارسی هم داریم که پور علی یا علیپور گفته می شود، یعنی فرزند علی حالا ممکن است این علی، هر کسی باشد که نام علی دارد، یا اینکه واقعا منظور خاص و: حضرت علی ع باشد. علی زاده یا علیزادگان و آل علی و غیره هم به کار رفته است. این پسوند با صفات دیگر یا اسامی دیگر حضرت علی هم بکار رفته است، مانند میر زاده یا امیر زاده یا ذولفقار نسب یا علی وند و: همه نشان از آن دارد که بطور مستقیم یا غیر مستقیم، با امام علی نسبتی بیان داشته شده است

علاوه بر وجه تسمیه،  بسیاری از نکات تاریخی هم معکوس بیان شده است، اولین بار جمهوری اسلامی در شرق روسیه، و بنام جمهوری اسلامی ترکستان شرقی تشکیل می شود. انقلاب روسیه هم از همین انقلاب الهام می گیرد، و به سرنگونی رژیم استبدادی روسیه می انجامد.  زیرا تاتارها در تاریخ روسیه بسیار موثر بوده اند، و انقلاب سال 1917 هم علیرغم معروفیت آن به بلشویکی، یک انقلاب اسلامی بوده است و هواداران آن، به دنبال برابری برادری جکومت عدل علی بودند .

حتی در ایران نیز وقتی احزاب کمونیست، برای اولین بار تشکیل می شود، اغلب آن ها در مساجد شکل می گیرد، و کمونیست اسلامی یا برابری عدل علی، شعار آنان بوده است که در مفهوم سوسیالیزم مطرح می شود. میرزا کوچک خان هم در مساجد رشت، به این گروهها احترام می گذاشته. حتی به حیدر خان عمو اوغلی مناصب حکومتی داده، و از نزدیکان خود قرار می دهد که بعد خیانت می کند.

البته روسیه و سرنوشت انقلاب اکتبر 1917 نیز، مانند اغلب حرکت ها در روسیه، به انحراف می رود و لنین که با اسلامگرایان رشد کرده و به آنان قول های فراوانی داده بود، بعد از ازدواجی که با یک زن یهودیه داشته، تصمیم به براندازی دین می گیرد. البته ظهور صهیونیزم در این انحرافها در سراسر جهان نقش داشته، و شاید بتوان گفت در تمام نهضت اسلامی نقش منفی داشته، و آن ها را به انحراف برده است. چنانچه مثلا در زمان مصدق، آمریکا وقتی در ایران موفق به کودتا می شود، و نهضت ملی را به بن بست می کشد، از این تجربه در کشورهای دیگری چون: مصر و اندونزی و پاکستان و شیلی و حتی هندوستان هم، بهره می برد و نهضت های ملی انان را، نیز به نفع خود مصادره می کند.

ظهور اسرائیل در فلسطین اشغالی، به این انحرافات دامن می زند، حتی در داخل فلسطین مردم مبارز را هم، از دین متنفر می کند و اغلب فلسطینی های: مخالف اسرائیل هم باید ضد مذهب می شدند، تا آن ها را به رسمیت بشناسد. مثلا ابوعمار قبلا در دانشگاه الازهر مصر درس می خواند، و به واسطه راهنمایی های شهید نواب صفوی، به فلسطین بر می گردد و مبارزه را شروع می کند، ولی برای اینکه به رسمیت شناخته شود، گرایش مذهبی را رها کرده وچپگرا می گردد. این انحرافات معمولا در مناطق دور افتاده تر مانند روسیه شدید تر بود بطوریکه لنین مجبور می شود: تمام اسلامگرایان را حذف کند و: انقلاب خود را ابتدا بلشویکی و بعدا کارگری بخواند. و از این منظر با مذهب مبارزه کند.

نزدیکی اسلامگرایان و: نفوذ آن ها بقدری بود که، حتی مائو رهبر فقید چین، در دورانی که در مسکو در دانشگاه کوتو، درس می خواند رشته او حقوق اسلامی بود، و پایان نامه اش همین است، ولی در اثر نفوذ صهیونیستها، او هم کاملا ضد اسلامی می شود. خوشبختانه با ظهور امام خمینی ره ،همه چیز بجای خود بر می گردد. اکنون چین و روسیه به اسلام نزدیکتر شده، و حتی کشورهای شیعه از یکی دو کشور سابق، به 21کشور فعلی می رسد، که در ائتلاف ضد یمن عربستان شرکت نکردند. یعنی از 51 کشور اسلامی، فقط 30کشور با عربستان هستند.

آل سعود در پشت: تحریم های حزب الله

زاده فلادیمیر!
یعتقد الکثیرون روسیا هی أرض الکفر والإلحاد، فی حین فقط لهجة مختلفة. والإسلام أعظم تأثیر لفی تاریخها. موسکو، المسجد أو قناع، والأطفال من ضریح الامام علی وفلادیمیر بوتین، وبیع التین أو أبو رقیقة! إعانة الطفل حمزة وهدوء بعد حرف العلة، وهی کلمة ترکیة تعنی الأطفال. فلادیفوستوک فی روسیا المنطوقة. عندما یقترن مع کلمة أخرى، والطفل أو ذریته. حتى کان النسل فی بعض الأماکن القصیر: هو أو F، فقد أصبح هذا القبیل: القول علییف. وکان علی رضا محمد فی الواقع من نسل علی، الذی یمکن أن یکون: هو استعارة وهذا یعنی من أبناء علی، أو أبناء قول الإمام علی.
باللغة الفارسیة، ویقال أن تکون ألیبور بورز علی، ابن علی، والآن قد تکون سببیة، فإن أی شخص علی، أو فی الحقیقة هناک ترتیب معین: الإمام علی. وقد استخدمت زاده أو Alizadegan و آل علی، الخ. جاء کل ذلک بشکل مباشر أو غیر مباشر، تتعلق الإمام علی: هذا التمدید مع الصفات الأخرى أو غیرها من الأسماء المستخدمة علی أیضا، مثل وفیات أو ولادة أو ولدت امیر ذو الفقار علی المواطن والنسب
بالإضافة إلى تسمیة، انعکس وقد ذکرت العدید من النقاط التاریخیة، وأول جمهوریة إسلامیة فی الشرق، وروسیا، ودعا یتم تشکیل جمهوریة ترکستان الشرقیة الإسلامیة. کما ألهمت الثورة الروسیة والثورة، وسوف سقوط النظام الاستبدادی یؤدی روسیا. لکان التتار فی التاریخ الروسی فعالة جدا، والثورة البلشفیة عام 1917 على الرغم من شعبیتها، فقد کان مؤیدا للثورة الإسلامیة، وکان علی السعی لتحقیق العدالة ضد الحکم شقیق.
حتى فی إیران، عندما الأحزاب الشیوعیة، الذی عقد لأول مرة، أکثر من ذلک یحدث فی المساجد، والعدالة الإسلامیة والشیوعیة أو المساواة علی، وکان شعارهم الذی یطرح نفسه فی سیاق الاشتراکیة. میرزا ??خان صغیرة فی المساجد رشت، فیما یتعلق بهذه الجماعات. حتى العم حیدر خان اوغلی المناصب الحکومیة، وأقاربهم أنه بعد خیانة.
ومع ذلک، روسیا ومصیر ثورة أکتوبر عام 1917، مثل معظم الحرکة فی روسیا، لینین الانحراف هو أن الإسلامیین نمت وکان لدیهم الکثیر من الوعد، بعد الزواج یهوذا مع امرأة، قررت لإسقاط الدین هو. صعود الصهیونیة فی الانحراف فی جمیع أنحاء العالم ساهمت، وربما فی کل من الحرکة الإسلامیة کان له دور سلبی، وخرجت عن مسارها. إذا على سبیل المثال، وقت مصدق فی إیران فی أمریکا عندما الانقلاب ناجحا، والحرکة الوطنیة للمأزق یستمر، من التجربة فی بلدان أخرى مثل مصر واندونیسیا وباکستان وشیلی وحتى الهند، فوائد و الحرکات الوطنیة، وکذلک بمصادرة الفوز.
ظهور إسرائیل فی الأراضی الفلسطینیة المحتلة، ویسهم فی هذا الاختلاف، حتى داخل نضال الشعب الفلسطینی، دین الکراهیة، ومعظم الفلسطینیین: وکانت المعارضة الإسرائیلیة المضادة للدین، للاعتراف بها. جامعة أبو عمار الأزهر فی مصر، على سبیل المثال، درست سابقا، والمبادئ التوجیهیة التی کتبها الشهید نواب صفوی، القضیة الفلسطینیة، ویبدأ الصراع، ولکن لأنه لا بد من الاعتراف، الانتماء الدینی هجر وترک الموجهة لل یکون. هذه الانحرافات وعادة ما تکون أکثر حدة فی المناطق النائیة مثل روسیا، حیث کان لا بد من إزالتها وکل الإسلامیین: الثورة البلشفیة والعمال ثم قراءة. ومن هذا المنظور الصراع مع الدین.
بالقرب من الإسلامیین والتأثیر علیهم بحیث، حتى الزعیم الراحل ماو الصین، فی الوقت الذی کان فیه جامعة موسکو کوتو، ودراسة الشریعة الإسلامیة، والذین تقطعت بهم السبل أنه، وهذا هو نهایة رسالته، ولکن نفوذ الصهاینة، وقال انه ومن معادیة للإسلام. لحسن الحظ، مع ظهور الإمام الخمینی، کل شیء یذهب مکانک. الصین وروسیا هی أقرب إلى الإسلام، وحتى البلدان الشیعیة البلدین السابقة، یبلغ حالیا 21 دولة، الیمن، السعودیة لم تشارک فی التحالف. أی من 51 دولة إسلامیة، و 30 دول فقط مع المملکة العربیة السعودیة. 


 


» نظر

آل سعود در پشت: تحریم های حزب الله.

 

جدی ترین گروهی که از بدو تولد داعش تا کنون، با آن مبارزه کرده است حزب الله لبنان است. و اکنون که قرار است منابع مالی داعش، ولو بصورت ظاهری بسته شود، آل سعود که پدر خوانده داعش است، آمریکا را مجبور کرده است تا: منابع مالی حزب الله هم بسته شود! البته این دو تفاوت اساسی دارند، که میتوان گفت درست برعکس یکدیگر عمل می کند. یعنی آمریکایی ها همانقدر که در قطع کمک های داعش، دروغ می گویند در مورد قطع کمک به حزب الله جدی هستند! و برعکس هرچقدر داعش به کمک های عربستان و آمریکا وابسته است، حزب الله هیچ نیازی به این کمک ها ندارد.

به عبارت دیگر : حزب الله نیاز به خط اعتباری از بانک های: امریکا یا اروپا ندارد که اگر قطع شود، نگران گردد زیرا: از ابتدا این تحرم وجود داشته و: هرگز بانکهای امریکایی خط اعتباری برای حزب الله نداشته اند. درحالیکه حزب الله نیز نیازی به این: خط اعتباری نداشته زیرا، اولین کار این موضوع، دریافت اطلاعات است. یعنی با افتتاح هر نوع حساب باید، تمام اطلاعات مورد نیاز در آن درج گردد. حتی اگر رابط یا یکی از اعضای گمنام هم، این کار را بکند باز هم کشف ارتباط و: بودن ضمانت ها و پیگیری حامیان اصلی را، باید از وظایف بانک ها دانست. که این برای حزب الله به معنی: از بین رفتن منابع اصلی و در اختیار قراردادن: نیروهای مخصوص خود است.

   در حالیکه داعش بر عکس آن عمل می کند، یعنی عربستان یا آمریکا با هواپیما و: در بیابان برای ان ها سلاح و پول می ریزند، و نیازی به رسید و دریافت خط اعتباری نمی باشد! فروش نفت داعش را هم به گردن نمی گیرند، و پرداخت پول یا دریافت نفت را تکذیب می کنند. حتی نیازی به تلفن زدن و تماس حضوری، یا تشکیل جلسه هم نیست. همینکه می بینند که داعش، قدرت ایستادگی در مقابل حزب الله را ندارد، می فهمند که باید 4000 دستگاه تویوتا و: چندین هزار قبضه تفنگ و مقدار زیادی پول به آن ها بدهند. و این امر برای حذف ردیابی کمک به داعش است.

     در مورد حزب الله هم قضیه این طور است، آمریکا سعی دارد رابطه ای بین موشک های بالستیک، یا دیگر امکانات حزب الله با ایران، پیدا کند ولی چون برعکس فکر می کند، هرگز موفق نمی شود! به نظر آن ها ایران است که به حزب الله موشک می دهد! و یا آن ها را تقویت می کند یا سلاح، برای آن ها می خرد یا به آن ها سلاح می فروشد! در حالیکه بر عکس است. لبنان قبل از ایران به موشک و: فناوری آن دست پیدا کرد .

همه بیاد دارند که ایران در جنگ تحمیلی 8 ساله، موشک خود را از سوریه وارد می کرد، و با ورود اولین موشک بود، که بغداد و بانک رافدین مورد اصابت قرار گرفت. حتی از آن بالاتر وقتی که دکتر چمران، از ناسا بیرون آمد ابتدا به لبنان رفت، و بعد به ایران آمد. در لبنان اولین کاری که کرد، هنرستان فنی برای شیعیان لبنان تاسیس کرد. و همه دانش و تجربه خود را در اختیار: امام موسی صدر قرار داد.

حتی از نظر مالی و انتشاراتی و فرهنگی، همیشه لبنان پیشتاز بوده است. بسیاری از کتب شیعیان در بیروت چاپ می شده، و هنوز هم قران های چاپ بیروت بی همتا است. امام موسی صدر در ایران بود، هرگز لیبی یا معمر قذافی ایشان را نمی شناخت! و از آن ها احساس خطر نمی کرد. این لبنان بود که به امام موسی صدر قدرت بخشید. حتی لقب امام را لبنانی ها ابتدا به موسی صدر دادند، سپس به امام خمینی. و این درحالی بود که در ایران، این لقب را مسخره می کردند و می گفتند: مگر سیزده تا امام داریم؟

حتی عراق و نجف در ایجاد انقلاب اسلامی ، و ترسیم خط مشی از ایران جلوتر بودند. کتب مراجع نجف همیشه الهام بخش: قم و مشهد در ایران بوده و: اقتصاد اسلامی اولین بار توسط محمد باقر صدر، در عراق نوشته شد و مدیریت اسلامی توسط: آیه الله شیرازی به رشته تحریر در آمد. علمای جبل عامل لبنان هم، گاهی از این علما معروف تر و موثر تر بودند . لذا ملتی با این پشتوانه قوی، هرچند جمعیت کمی دارند، ولی هرگز از تحریم های امریکا یا آل سعود، شکست نمی خورند. فقط روسیاهی برای آمریکا و کنگره خواهد بود.


Vladimir

سعود راء العقوبات حزب الله.
أحدث مجموعة من الولادة إیزیس وحتى الآن، وقد خاض مع حزب الله فی لبنان. والآن بعد أن الموارد المالیة إیزیس، حتى مجرد النظر الحزمة، بیت آل سعود هو والد بالتبنی إیزیس، وقد أجبر أمریکا على: تمویل حزب الله وأن تکون مغلقة! بطبیعة الحال، تختلف اختلافا جوهریا، یمکن القول بأن اثنین عکس ذلک تماما أن کل تخدمها. الأمیرکیون کعامل مساعد فی إیزیس، والکذب حول المساعدات لحزب الله جادین! على العکس من ذلک، ولکن مع مساعدة من المملکة العربیة السعودیة ودولة الإسلامیة لأمریکا وحزب الله لا یحتاج المساعدة.
وبعبارة أخرى، فإن حزب الله یتطلب خط الائتمان من البنوک: إذا کان الخفض هو لیس أمریکا أو أوروبا، تشعر بالقلق بسبب المقاطعة، کان هناک هذا: لا یوجد لدینا الأمیرکی خط ائتمان البنوک لحزب الله. بینما حزب الله أیضا القیام بذلک: لیس لأن خط الائتمان، وأول شیء فی هذه المسألة، والحصول على المعلومات. مع افتتاح أی حساب یجب، جمیع المعلومات المطلوبة لیتم تضمینها فی ذلک. حتى لو واجهة أو عضوا فی المجهول، وتفعل ذلک مرة أخرى الاتصال: الضمان وتتبع من الرعاة الرئیسیین، ینبغی أن یکون من مسؤولیة البنوک. وهذا یعنی أن لحزب الله: فقدان الموارد الرئیسیة وتضمین: القوات الخاصة. فی حین إیزیس هو عکس ذلک، وهی المملکة العربیة السعودیة أو أمریکا بالطائرة والبریة للأسلحة وأموال قادمة، ولیس بحاجة للحضور والحصول على خط ائتمان لا! النفط ISIS أیضا لا الرقبة، ودفع أو استلام النفط ینکر. حتى من دون سماعة الهاتف والاتصال الشخص، أو لم یتم. حالما یرون أن إیزیس لیس لدیها القدرة على الوقوف ضد حزب الله، یجب أن نفهم أن تویوتا 4000 وعدة آلاف من البنادق والکثیر من المال لمنحهم. وذلک من شأنه أن یساعد على إزالة أثر إیزیس. فی حالة حزب الله، والشیء هو، أمریکا تحاول الربط بین الصواریخ البالیستیة، أو غیرها من المیزات لحزب الله من قبل إیران، وجدت، لکنه یعتقد عکس ذلک، لا یفشل أبدا! ان النظام الایرانی صواریخ حزب الله! أو تؤدی إلى تعزیز أو أسلحة، لأنها تشتری أو تبیع لهم الأسلحة! فی حین أن الصورة. وقد حقق لبنان لتکنولوجیا الصواریخ الایرانیة.
کل ذلک یأتی مع الحرب الإیرانیة البالغة من العمر 8 سنوات، وصواریخ من سوریا، ومع وصول أول صاروخ، مصرف الرافدین فی بغداد وقتل. حتى أعلى عند الطبیب جمران، جاء ناسا أولا ذهبت إلى لبنان، وبعد ذلک عاد إلى إیران. فی لبنان، فإن أول شیء أنه أسس مدرسة فنیة للشیعة فی لبنان. وکان کل ما لدیهم المعرفة والخبرة فی التخلص من الإمام موسى الصدر.
والنشر والثقافیة، وقد تم حتى مالیا لبنان دائما رائدة. الشیعة فی بیروت ونشرت العدید من الکتب، وطبعت تزال لا تضاهى بیروت القرآن. کان الإمام الصدر فی إیران أو لیبیا أو القذافی لم یعرف لهم! وأنها لم تشعر بأنها مهددة. کان لبنان الذی عزز الإمام موسى الصدر. حتى کانت اللبنانی الإمام موسى الصدر أولا، ثم الإمام الخمینی. والواقع أنه فی إیران، وهذا العنوان سخر وقال لله ثلاثة عشر إلا إذا لدینا؟
حتى لو کان العراق والنجف فی خلق الثورة الإسلامیة فی إیران قدما ورسم الخط. کتب مرجعیة النجف الملهم دائما: قم ومشهد فی إیران: الاقتصاد الإسلامی الأول محمد باقر الصدر فی العراق، وکتب وکتب الإدارة الإسلامیة آیة الله الشیرازی. ، بعض أهل العلم هم علماء جبل لبنان أکثر شهرة وأکثر فعالیة. الأمة بدعم قوی، على الرغم من قلة عدد السکان، ولکن لم العقوبات الأمریکیة أو السعودیین، لا تفشل مرة أخرى. العار الوحید للکونغرس الأمیرکی. 

 


» نظر

اجرای برجام، فقر غرب را آشکار تر خواهد کرد.

این بحث یک انتقاد نیست، و نباید از آن چشم پوشی کرد، بلکه علت به تعویق افتادن تحریم ها را، بصورت کاملا شفاف نشان می دهد. لذا باید برجام را با همین حالت: شکسته بسته، یا چوب لای چرخ پذیرفت. و زیاد به غرب فشار نیاورد! زیرا مذاکره کنندگان ایرانی، در فضای 1960و دهه اوج قدرت اقتصادی اروپا و آمریکا زندگی می کنند. در دنیای آن ها ساعت بر روی نیمه شب: ژانویه 1961 ایستاده است! اوج خوشبختی و ثروتمندی امریکا و: نهایت رفاه و کامروایی وابستگان آن ها، در پیروزی های پی در پی کارتل ها و تراست ها: برای گسترش بازار های جدید مصرفی در جهان سوم، و سرازیر شدن ثروت های افسانه ای: هند و چین و ایران و عربستان به کام آن ها است.

   آنها فکر می کنند با تایید برجام، شرکت های ثروتمند چند ملیتی اروپایی و آمریکایی، به ایران خواهند آمد و بر طبق سیاست های آنان به کمک: رشد تولید و توسعه ایران خواهند پرداخت. اما این فرضیه به دلایل زیر نا کافی است: اروپا و امریکا بجای برنامه ریزی برای سرمایه گذاری در ایران، به فکر ایجاد تحریم های جدید هستند. البته طبیعی است که با قدرت و نفوذ ایران، در سازمان های بین المللی و مخصوصا در: شرکت های اروپایی روسی و چینی، آن ها موفق به اجرای نیات خود نخواهند شد. ولی ناچار به اعتراف خواهند گردید. اعترافی که همیشه در حال انجام آن هست، ولی  شنیده نمی شود یعنی : مذاکره کنندگان ایرانی آن را درک نمی کنند! باور هم نمی کنند.

    واقع قضیه این است که آمریکا ، اروپا حتی چین و روسیه به اجرای برجام، نگاهی متضاد با ایران دارند. آن ها اجرای برجام را نقطه عطفی برای: نجات اقتصاد خود می دانند، و ایران نیز به نجات اقتصاد خود می اندیشد! و این دو نظریه متضاد، هیچگاه قابل جمع با هم نیستند. مگر اینکه اقتصادی طراحی شود، که در ان سود وجود نداشته باشد. یا سود بین خریدار و فروشنده بطور مساوی تقسیم شود.

   توضیح این مسئله ساده است: وقتی یک حادثه اقتصادی اتفاق می افتد، معنی آن این است که منابع از جایی کم می شود، و به جایی دیگر اضافه می شود. مثلا پول از جیب خریدار کم، و به جیب فروشنده اضافه می شود. نمی توان بدون اینکه این منابع تغییر کنند، یک فعل اقتصادی را تعریف کرد. حتی در دوران کالا به کالا هم همینطور بوده، از یک طرف تخم مرغ کم می شده و: به طرف دیگر اضافه می شده. و در مقابل ، گندم خریدار کاهش می یافت و: بر گندم فروشنده اضافه می شد. اصولا حسابداری دوبل یا: مفهوم بدهکار و بستانکار همین است. اگر صندوق بدهکار شود، حتما بانک یا اشخاص بستانکار می شوند.

   حالا برجام بر سر این مسئله است که: هر دو طرف اقتصاد خود را ورشکسته میدانند، و امید به طرف مقابل دارند. و هیچکدام هم گریه و زاری طرف مقابل را، برای ورشکستگی خود قبول نکرده، بلکه آن را فیلم بازی یا یک نوع بازار گرمی می دانند! اروپا و آمریکا می گویند: ایران نفت دارد، بزرگترین منابع گازی را دارد، معادن آن در جهان بی نظیر است، پس اقتصاد ایران قوی است، و هرچه دولتمردان ایرانی می گویند: ما پول نداریم و کسر بودجه داریم، فقط رل بازی کردن برای دریافت: امتیاز بیشتر از اروپا و آمریکا است.

   اروپا و آمریکا هم با اعلام بدهی های: میلیاردی خود و ورشکستگی اغلب شرکت های مهم، همراه با اخراج کارکنان و افزایش بیکاری، به زبان بی زبانی می گویند: نیاز به نجات غریق دارند.اما ایرانی ها مخصوصا قوم مذاکره کننده، این ها را پروپاگاندا برای فریب ایران می دانند! و معتقدند این رکود جهانی، یک عقب نشینی تاکتیکی است. به قول آن ها شیر همان شیر است ولو که استعمار پیر است! نتیجه این ناباوری ها همین است که: مهمانی های بزرگ گرفته می شود، روسای شرکت ها دعوت می شوند، ولی هیچ کاری جلو نمی رود! آن ها می خواهند ایران بازار مصرف کالاهایشان باشد، و شرکت ها را از ورشکستگی و کاهش فروش نجات دهند، و اینها می گویند نه! ما می خواهیم شما سرمایه گذاری کنید: ایران تولید کند و: مازاد آن را هم صادر نماید.

 کشتار شیعیان مظلوم نیجریه

وتنفیذ Brjam من الفقر فی الغرب أصبحت أکثر وضوحا.
هذا النقاش هو لیس انتقادا، وینبغی عدم التغاضی، ولکن نظرا لتأجیل العقوبات، کما تظهر شفافة تماما. لذا Brjam مع نفس الحالة: الحزم المکسورة، أو إلى ستونوول المقبولة. وجزء کبیر من الغرب لم یدفع! لأن المفاوضین الایرانیین، فی 1960s وذروة القوة الاقتصادیة من أوروبا وأمریکا مباشرة. فی العالم على مدار الساعة فی منتصف اللیل: الوقوف فی ینایر 1961! أمریکا وذروة السعادة والأغنیاء: رفاه وازدهار أقاربهم، فی عصابات النصر المتعاقبة وثقة لتطویر أسواق استهلاکیة جدیدة فی العالم الثالث، وتدفق الثروات الأسطوریة: الهند والصین وإیران والمملکة العربیة السعودیة لإنجازها.
   
کانوا یتصورون أن بموافقة Brjam والأوروبیة وشرکات أمریکیة متعددة الجنسیات الغنیة، سیأتی إلى إیران، وفقا لسیاساتها من أجل مساعدة نمو وتطور الإنتاج یکون. ولکن هذا الافتراض غیر کاف للأسباب التالیة: أوروبا وأمریکا بدلا تخطط للاستثمار فی ایران، والتفکیر فی إنشاء عقوبات جدیدة. وبطبیعة الحال فمن الطبیعی أن قوة إیران ونفوذها فی المنظمات الدولیة، وخاصة فی الشرکات الأوروبیة والروسیة والصینیة، وانها لن تکون قادرة على تنفیذ نوایاهم. لکنهم أجبروا على الاعتراف. قبول یفعل دائما، ولکن لم یسمع: المفاوضین الإیرانیین لا یفهمون ذلک! أعتقد أنه لا.
    
والواقع أنه من أمریکا وأوروبا وحتى الصین وروسیا لتنفیذ Brjam، على خلاف مع إیران. أنها Brjam معلما التنفیذ ل: إنقاذ اقتصادهم، وإیران لإنقاذ اقتصادها، یعتقد! واثنین من النظریات المتعارضة، لا یمکن أبدا أن تجمع معا. ما لم التصمیم الاقتصادی، التی یوجد فیها أی ربح. أو أن الأرباح مناصفة بین البائع والمشتری.
   
التفسیر بسیط: عندما یحدث حدث اقتصادی، وهو ما یعنی أن الموارد من مکان صغیر، ویضاف إلى مکان آخر. على سبیل المثال، سیتم إضافة المال من جیوب منخفضة البائع والمشتری فی الجیب. لا یمکن تغییر هذه الموارد دون النشاط الاقتصادی محددة. حتى خلال المنتج لنفس المنتج، على الأقل من ناحیة، والبیض: قد أضیفت إلى الجانب الآخر. فی المقابل، رفض المشتری القمح: تم ادراج البائع من القمح. مبدأ المحاسبة مزدوج أو المفهوم الذی هو المدین والدائن. إذا تم المستحقة للصندوق، کنت أحد البنوک أو الدائن الکیانات.
   
الآن Brjam بشأن هذه المسألة أن کلا الجانبین یعتبرون أنفسهم الاقتصاد المفلس، ونأمل أن الجانب الآخر. وأیا من صرخة أخرى، لعدم تقبل الفشل، لکن کفیلم أو سوق الساخنة، کما تعلمون! أقول أوروبا وأمریکا إیران لدیها نفط، أکبر احتیاطیات الغاز والمناجم فی العالم هی فریدة من نوعها، وبالتالی فإن الاقتصاد القوی، والسلطات الإیرانیة یقولون: لیس لدینا المال ولدینا عجز فی المیزانیة، فقط من أجل لعب الأدوار الموضوع: نقاط أکثر من أوروبا وأمریکا.
   
أوروبا وأمریکا مع الاعلان عن الدیون ملیار دولار، والإفلاس فی کثیر من الأحیان أهم الشرکات، جنبا إلى جنب مع تسریح العمال وارتفاع معدلات البطالة، یتصل، وقالت الحاجة للمنقذین، ولکن الناس، المفاوض الإیرانی خصوصا، هذه الدعایة لجذب إیران أعرف! وأن الرکود العالمی هو تراجع تکتیکی. ووفقا لنفس الحلیب هو حلیب، حتى أن الاستعمار القدیم! والنتیجة هی نفس الهدف: أن یکون طرفا کبیر، مدعوون رؤساء الشرکات، ولکن لیس إلى الأمام أی شیء! کانت ترید أن تکون إیران سلع السوق، والشرکات من الإفلاس وحفظ انخفاض المبیعات، ویقولون لا! نرید منک ان الاستثمار فی ایران وإنتاج فائض للتصدیر. 


» نظر

پس لرزه های: آرمانشهر اربعین.

پیادره روی اربعین حسین ع، تنها یک ماراتن مقاومتی،  یا المپیک همگانی در تمام رشته های بین المللی نیست، بلکه یک آرمانشهر عملی و واقعی است که: تمام جهانیان می توانند در آن سهیم باشند. از روزی که ماه صفر تمام می شود، برنامه ریزی برای اربعین سال آینده آغاز می شود. ابتدا مرحله خود انتقادی یا بررسی نقاط ضعف و قوت آن است، که هیات ها و نظام های مردمی، در حین جمع آوری وسایل و تجهیزات خود، در مورد آن بحث و تبادل نظر می کنند، سپس به جمع آوری پیامد های آن می پردازند و: بعد از آن تحلیل داده ها آغاز می شود.

سال که به نیمه رسید، کم کم بازسازی و نمونه سازی کارگاه ها و تجهیزات آن، برای سفارش و تولید کمبود و کاستی ها آغاز می شود. و کار گاه های مختلف در سراسر جهان، مشغول تولید می شوند: ساده ترین آن تولید پارچه سیاه برای عزاداری، و پارچه های سبز و قرمز برای نماد سازی حوادث: اتفاق افتاده در روز دهم سال 61هجری است، روزی که به اندازه تمام تاریخ بزرگ است، و تا انتهای تاریخ قد کشیده و ادامه دارد.

 تهیه لیستی از آمال و ارزو ها، امیدهای دست یافتنی به نام حاجت و :شروع به ادای نذورات برای تولید: گندم و محصولات دامی و کشاورزی برای تغذیه و: البسه زائران اربعین مرحله بعدی است. کودکان با آرزوهای قشنگ شان، و جوانان با تخیلات وسیعشان، و بزرگسالان کمی جدی تر نیت های خود را لیست می کنند، و خواسته های خود را مرور می نمایند و بعد: آماده می شوند تا آن ها براورده کنند! اما اربعین می گوید: برای رسیدن به ارزوی خود، باید آرزوی دیگران را براورده کنی! تا آن ها هم آرزوی ترا براورده کنند.

روز اربعین نرسیده یعنی 52روز مانده به اربعین، شب اول محرم همه کارگاهها تجهیز می شود، و مردم همه چیز هایی را که فراهم کرده اند برپا می کنند، و کمبود مواد و لوازم خود را هم از: چین و امریکا و روسیه و تایوان ، کره جنوبی وژاپن می خرند! دسته های عزاداری منسجم می شوند، و تا روز عاشورا شکل کامل خود را پیدا می کنند. اما این تمام قضایا نیست: اربعین در راه است و: آرمانشهر اربعین تشکیل می شود!

در آرمانشهر اربعین همه دعوت هستند، و هرکس کاری دارد که کمترین آن پیاده روی است. دوختن لباس، پختن غذا شستن ظروف پذیرایی از زائران و.. همه کار ها تقسیم می شود، کسی دستمزد نمی خواهد! هرچند که اگر هم بخواهد، چند برابر روز های معمولی به او پرداخت می شود. می بینیم تمام مایحتاج مردمی، از حمل و نقل و غذا در آرمانشهر اربعین یا رایگان است، و یا تا سه برابر قیمت دریافتی دارد. درواقع هم گردش مالی است و هم گردش کالی به کالی. آنهاییکه دارند سه برابر می پردازند، تا آن هایی که ندارند دو برابر بخورند. هر فرد هم می تواند اینطور باشد: کرایه ماشین  وهتل و..ها را سه برابر می پردازد، ولی از غذای نذری هم استفاده می کند. و این امر بالانس پولی یا تراز مالی کلانشهر را تنظیم می کند.

اما دشمنان هم بیکار نمی نشینند! آرمان آنها به هم خوردن این پیاده روی و: ترسیدن مردم از رفتن به این دموستراسیون بزرگ است. آن ها هم تمام ظرفیت های خود را به کار می گیرند، در واقع جهان بر دو قسمت می شوند : کسانی که آگاهانه آرمانشهر اربعین را انتخاب نکنند، باید بطور نا آگاه در آرمان دشمنان جای بگیرند. و اگر با اراده واختیار خود به زمین بازی امام حسین ع نیامدند، باید به زور در زمین دشمنان بازی کنند.

لذا پس لرزه های اربعین را، میتوان اینطور تعریف کرد: کشتار مردم شیعه، برای دعوت از آنان برای بازی در زمین دشمن! زیرا دشمن فهمیده که: زائران اربعین را نمی تواند بترساند. آن ها راه خود را می روند و: به هیچ چیز جز امام حسین ع فکر نمی کنند، و حتی اگر زخمی بشوند آن را کمتر از: زخم های امام حسین ع می دانند، واگر شهید هم بشوند همه می گویند: خون او در راه امام حسین ع بر زمین ریخت. پس به سراغ جامانده یا غافلان می روند.

دشمن با خود می اندیشد: اگر جامعه نا آگاه و بیطرف را بترساند، لا اقل بر جمعیت هواداران حسینی ع اضافه نمی شود، و این یک پیروزی است! و این حماقت او را وادار می کند تا: به سرزمین های دورتر برود که: حصاری بر دور آن ها بکشد! اما زمانی که دیگر احمق یا نا آگاهی یافت نشود، آن زمان وقت تنها آرمانشهر جهانی، یعنی حکومت جهانی نوه امام حسین ع بر جهان است.

همایش گذر از علوم سیاسی غربی

توابع: یوتوبیا الأربعین.
المشی الأربعین حسین علی، إلا ماراثون المقاومة، فی جمیع مجالات الأولمبیة دولی أو وطنی، ولکن الیوتوبیا العملی هو أن کل العالم یمکن أن تشارک فی ذلک. من الیوم من شهر صفر تنتهی، المزمع عقدها فی العام المقبل هو الأربعین. المرحلة الأولى هی القوة الحاسمة أو مراجعة والضعف، والموظفین والجمهور، فی حین جمع المعدات الخاصة بک، ومناقشة وتبادل الأفکار، فعندها لجمع ویدفع الثمن بعد أن یبدأ تحلیل البیانات.
کان نصفها لإعادة بناء تدریجیا ورشة عمل النماذج ومعداتها، لأجل ویبدأ الإنتاج أوجه القصور. وأحیانا فی جمیع أنحاء العالم، وتنتج أبسط من الأقمشة السوداء للحداد، والقماش الأخضر والأحمر یرمز إلى وقوع الأحداث فی الیوم العاشر من العمر 61 بعد المیلاد، عندما یکون حجم کل التاریخ العظیم ، لا یزال ونهایة التاریخ وطویل القامة. قائمة الأحلام والآمال والوصول إلى یرغب: لدفع جوجل لإنتاج القمح والمنتجات الحیوانیة والزراعیة والتغذیة: الخطوة التالیة الحجاج الملابس الأربعین. تتم مراجعة الأحلام الجمیلة لأطفالهم، والشباب مع خیال واسعة، والکبار قلیلا النوایا أکثر جدیة لقائمتک، ورغباتکم وبعد ذلک: الاستعداد للوفاء بها! ولکن یقول الأربعین لتحقیق طموحه، إذا کنت ترغب فی مواجهة الآخرین! کانوا یرغبون فی مقابلتک.
على الأربعین وصلت إلى 52 یوما قبل الأربعین، فی اللیلة الأولى من شهر محرم جمیع معدات الورش، والأشیاء التی تخلت، ونقص المواد إلى کل من الصین وأمریکا وروسیا وتایوان، کوریا الجنوبیة والیابان الشراء! فئات الحداد ومتسقة، وحتى عاشوراء تجد الشکل الخاص بک الکمال. ولکن هذا لیس کل الحالات: فی الأربعین من الطریق و: یوتوبیا هو الأربعین حتى!
فی یوتوبیا الأربعین کل مدعوة، والجمیع یعمل أقلها المشی. صنع الملابس، والطبخ، غسل الصحون، وما إلى ذلک یتم تقسیم کل عمل استقبال الحجاج، الذین لن تدفع! ومع ذلک، إذا أراد، وقال انه دفع ضعف الأیام العادیة. رؤیة جمیع احتیاجات الشعب، من الیوتوبیا الأربعین أو النقل المجانی وجبات الطعام، أو ما یصل إلى ثلاث مرات استلام الثمن. فی الواقع، فإن کلا من دوران ودوران فی کالی کالی. هناک ثلاث مرات تلک التی تدفع لأولئک الذین لا یأکلون مرتین. کل شخص یمکن أیضا أن تکون القضیة: تأجیر السیارات والفنادق وغیرها، ویدفع ثلاث مرات، ولکن الطعام هو استخدام المختفى. وینظم توازن النقدیة أو المالیة التوازن متروبولیس.
ولکن الأعداء لا یجلس خاملا! تسبب لهم على المشی وأکله: الخوف من الذهاب الى Dmvstrasyvn کبیرة. لقد استخدموا کل قدراتها، فی الواقع، وهما أجزاء: أولئک الذین بوعی اخترت عدم الأربعین یوتوبیا، یجب أن یکون على بینة من تطلعات أعدائهم. وإذا کانت السلطة لن یأتی الى الملعب الإمام الحسین، لإجبار أعداء للعب على ارض الملعب.
توابع والأربعین، یمکن تعریفها بأنها: قتل الشیعة، لدعوتهم للعب على العدو! لأن العدو یفهم أن الزوار لا یمکن الأربعین ذعر. یذهبون فی طریقهم: لا نفکر فی أی شیء آخر غیر الإمام الحسین علیه السلام، وحتى لو کانوا مصابین، انها أقل من قرحة المعروف باسم الإمام الحسین الشهید إذا کانوا جمیعا یقولون: دمه على الطریق إلقاء الامام الحسین. ثم انتقل إلى الیسار أو الإهمال.
عدوک هو التفکیر: إذا کان جاهلا وغیر مبال لتخویف، على الأقل على عدد من أنصار وأضاف حسینی، وهذا هو الفوز! وهذه الحماقة له أن یذهب بعیدا الأراضی التی السیاج حولها وسحب! ولکن عندما لم یتم العثور على هذا غبی أو جاهل، وهذه المرة فقط الیوتوبیا العالمی، حکومة عالمیة على حفید الإمام الحسین ضریح فی العالم. 

 


» نظر

فلسفه داعش افرینی !

داعش و یا گروه های افراطی اسلامی، از دو سوی حمایت می شوند که میتوان گفت: فلسفه آفرینش این گروه ها را تشکیل می دهد. اولین جایی که آن ها را می آفریند یا ایجاد می کند، قدرت های جهانی بالاخص آمریکا و فرانسه و: البته کمک های مالی عربستان و قطر و امارات است. اما اینها کسانی نیستند که بر روی: اسب بازنده شرط بندی کنند، لذا میتوان گفت گروه دوم هستند که: این ها را به آفرینندگی بیشتر تشویق می کنند، و آنهم گروندگان یا فالوور های این گروه هستند. مسلما اگر گرایش مردمی به این گروهها نبود، سرمایه گذاری در آن ها هم بیهوده می شد. 

 در حوادث نیجریه می بینیم که: با وجود بوکو حرام، ارتش کشور مستقیما به کشتار شیعیان دست می زند. یعنی نشان می دهد که بوکو حرام، میلیشیا یا هواداران غیرنظامی و لباس شخصی های: ارتش برای کشتن شیعیان هستند. در پاکستان و افغانستان هم همینطور است، یعنی وقتی که شیعیان وجود دارند، مخالفان شیعه در ابتدا بدون هویت، با آنها مبارزه می کنند، بعدا وقتی نتیجه نمی گیرند، ناچار هستند که هویتی جعلی برای خود درست کنند! و در نهایت به هویت اصلی خود باز می گردند.

آل سعود هم همین روند را دارد، سال ها شیعیان را بدون داشتن هویت آشکار، کشتار می کرد و به اصطلاح به گردن قومیت و ملیت های مختلف می انداخت. آن را یک اختلاف عقیدتی یا قومی نشان می داد. مثلا فرقه وهابیت را سپر بلای خود می کرد. تخریب اماکن مقدس و فروش عتیقه ها را، یک فریضه دینی جلوه می داد. اما با تمام کشتاری که انجام داد، ناگهان مواجه شد با ظهور یک قدرت تمام عیار شیعه، که انقلاب اسلامی در ایران را، پایگاه خود قرار داده بود.

این بار دیگر بهانه های وهابیت، چاره ساز نبود و کتاب های نوشته شده امام خمینی ره، جواب تمام ادعاهای آنان را می داد. لذا استراتژی قومی را جایگزین استراتژی دینی کردند: شیعه را در مقابل اعراب قرار داده، و عراق را به نمایندگی از اعراب، به جنگ 8 ساله با ایران فرستادند. اما امام خمینی زنده ماند، تا بر این جنگ قومی هم پیروز شود، و شعار ایرانی مجوس را باطل کند. اما آن ها دست بردارد نبودند، و به دلار های خود تکیه کردند تا: این بار غرب را به مقابله با ایران فرستادند!

     بن لادن یک شاهزاده سعودی، در هیبت یک مخالف، برج های دوقلو را منفجر کرد تا بگوید: ایران چنین کاری کرده و غرب را، مجبور به حمله به ایران نماید. وقتی نتوانستند، بجای ایران به عراق و افغانستان حمله کردند! تا ایران را در محاصره قرار دهند. ولی اشغال کشورهای بیشتری مانند پاکستان ، ممکن نبود لذا به هویت سازی جعلی، تحت عنوان طالبان و القاعده در این کشورها روی اوردند.

اکنون جهان دو قطبی کامل شده است: شیعیان و هواداران آن در یک سمت، آل سعود و دشمنان شیعه در سمت دیگر. لذا هرجا که شیعه وجود دارد، حتما بمب گذاری و کشتار شیعیان هم وجود دارد! فرقی نمی کند در روستای پاراچنار پاکستان باشد، یا روستای نارداران جمهوری آذربایجان و: یا روستای گامبورونگالای نیجریه. همه اینها انتقام از وحدت شیعیان در: راهپیمایی روز اربعین است.

اما این وحشت آفرینی ها و: داعش سازی ها، خود نوید آینده روشنی دارد. زیرا سعدی می گوید: انتهای هر شب سیاه ، سفیدی سحر است. هرچه داعش و حامیان آن ها، از آل سعود گرفته تا شرکت های امنیتی بلاک واتر، تا گروه های تروریستی بوکو حرام و غیره، بیشتر جنایت کنند چهره آن ها برای: اداره جهان مخدوش تر می شود، و دنیا نیاز به آرامش را بیشتر احساس خواهد کرد. و انتظار فرج بعد از شدت بیشتر می شود، و همه خواهند دید که در نا امیدی، بسی امید است پایان شب سیاه سفید است.

    همه ظالمان تاریخ در اوج ظلم هایشان نابود شدند! درست روزی که فکر می کردند که: دیگر کسی نیست آن ها را ازبین ببرد، ناگهان از بین می رفتند! نمرود دشمن بزرگ حضرت ابراهیم ع، فقط با یک مگس در بینی از دنیا رفت! یعنی یک مگس در بینی او رفت،او از شدت ناراحتی پتک بر سر خود کوبید! تا مگس را از بین ببرد، خودش اربین رفت. واین جهان با افزایش ظلم تکفیری ها، به انتظار ظهور یک منجی مطمئن تر خواهد شد. همانطور که وعده سوسیالیست ها برای جامعه برابر، دروغ از آب در امد ، وعده رفاه و آرامش و دموکراسی لیبرال ها نیز، به سنگ کوبیده خواهد شد..


   "منا"یی دیگر در "نیجریه

ISIS الفلسفة:
جماعات إسلامیة أو إسلامیة متطرفة، من کلا الجانبین من الدعم الذی یمکن أن یقال، وتمثل هذه المجموعات من الخلق. المقام الأول أن یرفع أو یخلق والقوى العالمیة، وخاصة أمریکا وفرنسا، وبطبیعة الحال، والمساعدات المالیة هی المملکة العربیة السعودیة وقطر والإمارات العربیة المتحدة. ولکن هؤلاء الصغار على الحصان سوف تفقد رهاناتهم، وهذا الأخیر یمکن القول أن هذا من شأنه تشجیع المزید من الإبداع، وأن المؤمنین أو أتباع الجماعة. وبطبیعة الحال، إذا کان الناس فی هذه الجماعات لا یمیلون للاستثمار فیه، أیضا، کان عبثا.
 
نرى الأحداث فی نیجیریا: بوکو حرام على الرغم الجیش یذهب مباشرة لذبح الشیعة. الذی یشیر إلى أن بوکو حرام، میلیشیا أو المؤیدین ویرتدون ملابس مدنیة الجیش المدنیین یقتلون الشیعة. فی باکستان وأفغانستان هو نفسه، أی عندما تکون هناک الشیعة، المعارضة الشیعیة فی البدایة بلا هویة، یقاتلون، فإن النتیجة لن یخلق حتما هویة مزورة لأنفسهم! وتعود أخیرا إلى الهویة الأصلیة.
سعود هو نفس العملیة، لأن الشیعة دون اضح الهویة، والقتل، ودعا والعرق والجنسیة المختلفة. أظهرت النتائج وجود اختلاف فی الرأی أو عرقیة. على سبیل المثال، کان المذهب الوهابی کبش فداء لهم. ، وتدمیر الأماکن المقدسة والتحف بیع تأثیر واجب دینی. ولکن هذا فعل کل قتل، واجهت فجأة مع ظهور القوة الشیعیة واسعة النطاق، والثورة الإسلامیة فی إیران، قد وضعت قاعدتها.
وهذه المرة بحجة الوهابیة، فشل والکتب کتبه الإمام الخمینی، وکان الجواب على کل مطالبهم. کانت استراتیجیة الدینیة لتحل محل استراتیجیة العرقیة: العرب الشیعة، والعراق نیابة عن العرب، وجهت الحرب 8 سنوات مع إیران. ولکن الإمام الخمینی على قید الحیاة لکسب الحرب الأهلیة، وشعار باطل الفرس المجوس. لکنها لم تتوقف، واعتمد الدولار الخاصة: هذه المرة الغرب ضد إیران أرسلت!
     
بن لادن، وهو الأمیر السعودی، فی شکل الخصم، فجروا التوأم تقول أبراج إیران والغرب لیس من الضروری أن یکون الهجوم على إیران. عندما استطاعوا، بدلا من العراق وأفغانستان لهجوم! الجواب الایرانی للحصار. لکن المحتلة المزید من الدول مثل باکستان، لم یکن من الممکن هویة مزورة لذلک، حیث أن حرکة طالبان والقاعدة تحول.
وقد تم الانتهاء العالم ثنائی القطب: الشیعة ومؤیدیها على جانب واحد، والسعودیین وأعداء الشیعة على الجانب الآخر. لذلک، حیث یوجد الشیعة، لیکون قصف وقتل الشیعة هناک! لا یهم فی قریة باراتشینار، باکستان، أو قریة نارداران أذربیجان وإما قریة نیجیریا Gambvrvngalay. جمیع الثأر من وحدة الشیعة مارس فی الیوم الأربعین ل.
ولکن الإرهاب و: بناء ISIS نفسه لدیه مستقبل واعد. لأن الساعدی قال فی نهایة اللیل، الأسود، السحر الأبیض. إیزیس وأنصارهم، وبیت آل سعود لشرکة بلاک ووتر الأمنیة، المجموعة الإرهابیة بوکو حرام، وما إلى ذلک، أنها تواجه المزید من الجرائم لتصبح إدارة عالم أکثر مشوهة، والعالم فی حاجة الى الشعور أکثر استرخاء سوف. وینتظر أکثر کثافة، والجمیع سوف نرى أن الإحباط، ونأمل کثیرا أن نهایة اللیل سوداء.
    
تم تدمیر کل الطغاة فی التاریخ فی أوج طغیانهم! فقط عندما یعتقد أن الآخر لا تدمیرها، توفی فجأة! نمرود، العدو الأکبر للنبی إبراهیم، علیه السلام، مجرد ذبابة على الأنف من العالم! کان ذلک ذبابة على أنفه، حزنه على رأسه انتقد مطرقة! لقتل الذباب، وذهب Arbyn. وهذا العالم من الظلم الطرد، أن نتوقع ظهور المنقذ ستکون أکثر أمانا. کما وعدت الاشتراکیین فی المجتمع، وجاء کذب بها، وسیتم سحق الصخور وعود السلام والرخاء والدیمقراطیة اللیبرالیة.


» نظر

آسیای صغیر یا اروپای صغیر

ترکیه امروز، در زمان هخامنشیان و اشکانیان و سلوکیان، به عنوان جزئی از ایران بوده و: گاهی هم بین ایران و روم دست به دست می گشته، و درواقع همیشه نقش جاسوس دوجانبه را بازی می کرده است. گاهی برای رهایی از مهرداد ایرانی، به سوی قیصر روم می رفته و: وقتی سمبه ایرانی ها، پر زور بوده مطیع ایران می شده است. این صفت جاسوسی هنوز در رگ های: زمامداران ترکیه وجود دارد، و الان سال ها است که به جاسوسی اروپا، برضد اسیا مشغول هستند. بهانه ان ها هم پیوستن به اتحادیه اروپا است .

البته قبل از آن روس ها و کشورهای تابع شوروی سابق، این کار را انجام دادند و با اینکه ، اغلب آن ها در آسیا هستند ولی عملا به جاسوسی برای اروپا تبدیل شدند. و دستمزدشان این بود که جزو اتحادیه اروپا پذیرفته شدند. آتاتورک هم در ترکیه، خواست از این قافله عقب نماند، لذا به قلع و قمع مذهب پرداخت، و هرچه آثار فارسی و عربی بود، از بین برد و مسلمانان مذهبی را کشت، و بی حجابی و مشروبخواری را رواج داد.

   اما مقاومت مسلمانان بخصوص: شیعیان و علویان تاکنون مانع از آن شده که: ترکیه کاملا هویت خود را از دست بدهد. مخصوصا وجود مولانا در قونیه و اشعار نغز فارسی و عربی آن، یکی از نقاط مثبت و جنبه مقاومتی مردم ترکیه است. هرچند که آتاتورک بسیار کوشید زبان فارسی را از بین ببرد، و خط الرسم عربی را نابود کند، تا مردم نسبت به گفته های این حکیم بزرگ بیگانه شوند. اما مولانا ماندگار شد و رقص سماع آن، پوششی شد برای دوستی اهل بیت مخصوصا حضرت علی ع .

البته شهرهای دیگری نیز مانند: وان و ارتادگو و.. که علاقه شدیدی به ایران داشتند، و بعضا شیعه دوازده امامی هم هستند، برای این ماندگاری شکنجه های فراوانی دیدند. لذا مردم ترکیه با هر خط الرسم و هر زبانی، اشعار فارسی مولانا را حفظ هستند، و مانند آیه های قران برای یکدیگر می خوانند! و همه ساله مراسم با شکوه سماع را، در قونیه برگزار می کنند وذکر یاعلی را، هرگز فراموش نمی کنند.

از آنجا که ترکیه این بار دروازه ورود: تمدن غربی به ایران و آسیا بوده است توانسته بود: آتاترک را سرمشق بسیاری از کشورها، مطرح کند که رضاخان پهلوی در ایران، یکی از مقلدان ایشان بود. مخصوصا در امر کشف حجاب و امور مفسده انگیز. زیرا اساس جاسوسی برای غرب در آن زمان، از بین بردن تمام ارزشهای شرقی و: جایگزین کردن تمام مواردی بود که: در ضدیت کامل با دین و مذهبی باشد که: در اعتقادات مردم ریشه دوانیده بود.

   اما همانطور که اعتقادات مردم در شرق، و زیر بار ضربات سهمگین کمونیسم، از بین نرفته بود و بعد از شصت سال سرکوبی، مانند جوانه تازه رسی در تمام جمهوری های: همسود قد کشید، غرب نیز با تمام ضربات خود بر اسلام، شاهد زایش اسلام در درون خود است! هرچند که آن ها بیراهه می روند، و از داعش بعنوان مظهر اسلام، حمایت می کنند ولی این خود نشان: تحولات تاریخی وسیعی است که: ابزارهای تاریخی را برضد سازندگان آن سامان می دهد.

ترکیه و سردمداران آن، برای حفظ موقعیت خود تصور می کنند که: باید به همه چیز های قبلی، پشت پا بزنند تا در اقتدار بمانند. لذا با کردها دوست می شوند و: برای حمایت از بارزانی لشکر پیاده می کنند! با داعش دوست می شوند و: برای حمایت از اسلام مورد نظر خود، مرزهای ترکیه را در اختیار آنان قرار می دهند. اما این اشتباهات بالاخره روزی اصلاح خواهد شد، و مردم خواهند فهمید که راه را اشتباه رفته اند، و به سرعت جبران خواهند کرد.

حرکت افراطی در ترکیه ، اروپا و آمریکا برای دفاع از داعش، یک امر طبیعی برای جبران: خسارت هایی است که قبلا به اسلام وارد کرده اند! یعنی آنها از اسلام خشونت را پذیرا هستند، و حق خود می دانند تا در مقابل: آن همه ظلمی که به مسلمانان کردند، مسلمانان هم قیام های افراطی و خشونت بار کنند. اما گرد و خاک می رود، و راه روشن می شود و: معلوم می شود خشونت هم باید در جایی تمام شود.

  علت حضور روسیه در سوریه

آسیا الصغرى أو الأناضول أوروبا
ترکیا الیوم، والأخمینیة والفرثیة وسلوقیون، کجزء من إیران، وأحیانا بین إیران وأیدی الرومان کانت، وبالفعل لعبت دائما دور عمیل مزدوج. فی بعض الأحیان من أجل إطلاق سراح الإیرانی مهرداد، الامبراطور الرومانی وعندما المکبس الإیرانیین، مفتول العضل، وکان مطیعا لإیران. هذه السمة لا تزال فی هذا السیاق من المخابرات: الحکام الأتراک هناک، وسنوات عدیدة من التجسس أوروبا ضد آسیا مشغولون. أنها تعفی التکامل أوروبا.
قبل الروس ودول الاتحاد السوفیاتی السابق، وأنها تفعل ذلک معک، معظمهم فی آسیا، ولکن أصبح فی الواقع جاسوسا لأوروبا. وقبلت الأجور أن الاتحاد الأوروبی. أتاتورک فی ترکیا، لن راء هذا، وذلک لقضاء دین، وأعمال الفارسیة والعربیة، ودمرت وقتل المسلمین المتدینین، والترویج وازاحة الستار عن الشرب.
   
ولکن المقاومة من المسلمین، وخصوصا الشیعة والعلویین قد منعوا: ترکیا تفقد تماما هویتهم. هناک الرومی فی قونیة والفارسیة وخاصة والشعر العربی یرغب فیه، واحدة من الجوانب الإیجابیة للمقاومة فی ترکیا. على الرغم من محاولة أتاتورک لتدمیر اللغة الفارسیة، والکتب العربیة لتدمیر وقال سکان هذه حکیم عظیم أن یکون الأجنبیة. لکن جلال الدین الرومی بقی الغناء والرقص، کان غطاء أخوة المنزلیة، وخاصة الإمام علی.
بالطبع، کانت مدن أخرى مثل الحوض وArtadgv و .. أن کان اهتماما کبیرا فی إیران، وبعضها الاثنی عشریة الشیعی، لاستمرار التعذیب عدیدة. الشعب الترکی مع أی خط وبأی لغة کتب، قصائد حافظ مولانا الفارسی، ومثل آیات القرآن الکریم لقراءة بعضها البعض! وکل عام احتفال مهیب والرقص، الذی عقد فی Vzkr قونیة Yaly، وألا ننسى أبدا.
منذ هذا الوقت، وبوابة ترکیا: إن إیران وآسیا الغربیة الحضارة قادرا على: سبیل المثال أتاتورک فی العدید من البلدان، اقترح رضا بهلوی فی إیران، کان واحدا من أتباعه. خصوصا فی إزاحة الستار عن المنکر العظیم. بسبب بالتجسس لصالح الغرب فی ذلک الوقت، وتدمیر کل القیم الغربیة واستبدال جمیع الحالات التی تکون فی المعارضة مع الدین الذی کان متجذرا فی معتقدات الناس.
   
ولکن کما اعتقاد الناس فی الشرق، وتحت ضربات الشیوعیة الصعبة لم تذهب بعد ستین عاما من القهر، مثل الوصول براعم جدیدة فی جمیع جمهوریات: اتخاذ ارتفاع الکومنولث، الغربیة، مع کل هجماتها على الإسلام، وتنظیم النسل الإسلام هو فی حد ذاته! على الرغم من أنها یضل، وإیزیس رمزا للإسلام، ولکن دعمهم: النطاق التاریخی یغیر تلک الأداة ضد صناع تاریخ ذلک البلد.
ترکیا وقادتها، للحفاظ على مکانتها یعتقدون أن کل شیء یجب أن یکون فی وقت سابق، إقامة ممتعة فی السلطة. وبالتالی فإن الأکراد هم مثل: لدعم فرق مشاة البرزانی! إیزیس الحب وحمایة إسلامهم، والإجابة على الحدود الترکیة. ولکن هذه الأخطاء سیتم تصحیحها یوم واحد، والناس سوف تعرف أن ذهبوا بطریقة خاطئة، وأنها سوف یتعافى سریعا.
حرکة متطرفة فی ترکیا وأوروبا وأمریکا للدفاع عن إیزیس، وهو شیء طبیعی للتعویض عن الخسائر التی تم بالفعل دخلت فی الإسلام! وهذا یعنی أن یقبلوا الإسلام والعنف، وحقه فی معارضة: کان الظلم من کل ذلک أن المسلمین، المسلمین المتطرفین وانتفاضة عنیفة هناک. فیرجع التراب، ویصبح واضحا: یجب أن یتحول العنف إلى أن تکون بعیدة. 


» نظر

ترکیه به کجا می رود؟

در بزرگترین کشور علوی، چه می گذرد؟

ناکامی عربستان در جذب بیش از اندازه گانگسترهای: بلاک واتر و لات ولوت محله نیویورکی ها برای: کشتار مسلمان، او را راهی کشور ترکیه کرد تا از انگیزه: پیوستن وی به اروپا، بیشترین استفاده را در کشتار همکیشان خودش ببرد. البته ارتش ترکیه مثلا لائیک است، ولی عملا برعلیه مسلمانان تجهیز شده است، و در حالیکه با اسرائیل و آمریکا واروپا دوست است، و با مسلمانان دشمن می باشد. از سوی دیگر اقتصاد ترکیه نیز به باز سازی نیاز داشت، که دلار های نفتی میتوانست به آن کمک کند، و اینهم یکی از عواملی است که: ترکیه را دوست داعش کرده است.

اردوغان در واقع به دو ساده باوری استراتژیک رسیده: که بسیار خطرناک است : اولا عربستان را دوست می داند، ثانیا فکر می کند هنوز آل سعود، همان ثروت سابق را دارد. زیرا قصد ترکیه از نزدیکی به آل سعود همین است که: از ثروت باد آورده آنان و: دلارهای کثیف نفتی برای: بازسازی اقتصاد خود بهره جسته، و خودرا آماده عضویت در اتحادیه اروپا کند. و لذا با اینکه می داند داعش تروریست است، بخاطر عربستان به آن ها کمک می کند.

   عامل دیگری که اردوغان را به اشتباه انداخته، وطن فروشی بارزانی است . مسعود بارزانی که در سر حکومت کردستان بزرگ ، شامل بخشی از ایران و عراق و ترکیه و سوریه را دارد، درواقع برای تحکیم موقعیت خود: بعنوان اقلیم کردستان ناچار، پ ک ک را قربانی اردوغان کرد و: با اینکه ترک ها را دشمن دیرینه کرد ها می دانست، برخلاف توصیه های اوجالان به دامن اردوغان پناه اورد.

ارتش ترکیه هم که دریک جنگ فرسایشی: بی سرانجام با کردها در داخل خاک خود بود، این وطن فروشی را به فال نیک گرفت. علاوه بر سرکوب کرد های ترکیه، به کمک کرد های عراق رفت. دعوت بارزانی از ارتش ترکیه، به همین دلیل است تا با تکیه بر قدرت ترکیه، اولا از حمله آن ها در امان باشد، و ثانیا در سیاست خارجی هم، خود را از دولت مرکزی عراق جدا کند، و عملا در تجزیه عراق قدم های اولیه را بردارد.

اتحاد بارزانی با داعش، از ابتدا مشخص بود ولی، به دلیل ترس از حمله داعش به کردستان، کمی عقب نشینی کرد. ولی با این استراتژی جدید در واقع، هم به استان های غربی عراق کمک کرده، تا از دولت مرکزی جدا شوند و: هم خود را از حملات مستقیم ارتش عراق وترکیه دور نگهداشته است.

بارزانی برخلاف تمام کردهای جهان، اصلا قائل به همزیستی مسالمت آمیز نیست، بلکه یک ایده فاشیستی و نژاد پرستانه دارد که: این موضوع دست اویز قدرت های بیگانه بوده و هست. ترکیه هم در این دام افتاده است. روش بارزانی آشتی از بیرون و: مبارزه از درون است. یعنی در ظاهر با دولت عراق و ترکیه یا ایران وسوریه هماهنگ است، ولی عملا پیشمرگه ها  کاملا مستقل عمل می کنند. و در هر کشوری جداگانه با آن ها مبارزه می کنند.

        اردوغان هم به خیال اینکه دست دوستی بارزانی، او را از یک درگیری مزمن نجات می دهد، به درگیری های جدید دچار شده است. ازیکسو نمی تواند ارتش خود را عقب ببرد، زیرا به بارزانی و عربستان و آمریکا و داعش قول داده است: و هزینه های کلانی هم دریافت کرده، و از سوی دیگر نه تنها درگیری های داخلی با کردها، تمام نشده بلکه بارزانی از این وسیله استفاده کرده: و مبارزه با دولت ترکیه را در دو جنبه نظامی سنتی، و پارلمانی به پیش می برد.

   از سوی دیگر کشور ترکیه، بزرگترین جمعیت علوی جهان را در خود جا داده، که این جمعیت اصلا هوادار در گیری های نظامی نیستند، و نه تنها با کردها نمی جنگند، بلکه حتی به نفع داعش نیز وارد معرکه نمی شوند. علوی ها در سوریه و مصر و حتی عربستان و یمن هم وجود دارند، ولی عملا و رسما ترکیه، بالاترین جمعیت را بخود اختصاص داده است. این مردم علوی مایل نیستند که: ارتش ترکیه وارد عراق یا سوریه شود چه رسد بخواهد جنگی در میان باشد.

لذا ارتش ترکیه و اردوغان، برای حفظ موقیعت نظامی خود در مرزهای عراق و سوریه، نباید روی ملت خود حساب کند. بلکه باید بر روی مزدورانی که عربستان معرفی می کند، تکیه نماید و این در درازمدت، مشت اردوغان را باز می کند که: با شعار ترکیه بزرگ و زنده کردن دوران عثمانی، ترکیه و ارتش آن را تحویل آل سعود و: مزدوران آسیایی و آمریکایی آن داده است.


أکبر علی، ما الذی یحدث؟
حیث یتم ترکیا ذاهب؟
فشل المملکة العربیة السعودیة فی جذب المزید من رجال العصابات: شرکة بلاک ووتر وغیرها الکثیر حی المخملیة فی نیویورک بتهمة قتل مسلم، وقد حفز ترکیا لها للانضمام إلیه فی أوروبا، تستخدم فی الغالب فی قتل نفسه فی الدین. الجیش الترکی، على سبیل المثال، هو علمانی، ولکن مجهزة عملیا ضد المسلمین، وکصدیق لإسرائیل وأمریکا وأوروبا، والمسلمون هم العدو. من ناحیة أخرى، یحتاج الاقتصاد الترکی أیضا لإعادة بناء دولار النفط یمکن أن تساعد فی ذلک، وهنا هو واحد من العوامل التی تعتبر ترکیا مثل إیزیس.
وکان أردوغان بالفعل اثنین من الاعتقاد الاستراتیجی بسیط هو أن یشکل خطورة کبیرة جدا. انها مثل المملکة العربیة السعودیة، ولکن یعتقد السعودی الثانی، هو ثروة السابقة. لأن نیة لترکیا على مقربة من السعودیین هی أن المفاجئة من: عائدات النفط القذرة لإعادة بناء اقتصادها واستفادت، وعضویتها فی الاتحاد من أجل أوروبا. وبالتالی یعرف أن الإرهابیین الإسلامیین، إلى المملکة العربیة السعودیة للمساعدة.
   
عامل آخر القیت الى الارتباک اردوغان بارزانی هو غیر وطنی. مسعود بارزانی وحکومة کردستان ککل، بما فی ذلک الجزء من إیران والعراق وترکیا وسوریا، فی الواقع، إلى تعزیز موقعها: کما کردستان حتما، الضحیة حزب العمال الکردستانی، أردوغان ومع أنه ترک العدو القدیم کما تعلمون، على الرغم من التوصیات للالتفاف أردوغان أوجلان اللجوء.
کان الأکراد داخل أراضیها میؤوس منها، وکان خائن جیدة على النحو التالی: الجیش الترکی، وهی حرب الاستنزاف. بالإضافة إلى قمع الأکراد من ترکیا، ساعدت العراق للذهاب. ودعا بارزانی الجیش الترکی، والسبب فی الاعتماد على قوة ترکیا، أولا، أنه سیکون فی مأمن من الهجوم، وثانیا، فی السیاسة الخارجیة، منفصلة عن الحکومة المرکزیة العراقیة، وتقسیم العراق بشکل واقعی هی الخطوة الأولى إزالة.
تحالف بارزانی مع إیزیس، وکان واضحا منذ البدایة، ولکن بسبب الخوف من هجمات المتطرفین فی کردستان، تراجعت قلیلا. ولکن مع هذه الاستراتیجیة الجدیدة، فی الواقع، کما ساهم فی المحافظات الغربیة من العراق، لا بد من فصل من الحکومة المرکزیة وکل من تبقى بعیدا عن الهجوم المباشر العراق وترکیا.
بارزانی الأکراد ضد کل العالم، وأعتقد فی التعایش السلمی، ولکن الأفکار الفاشیة والعنصریة ما یلی: کان وهی ذریعة للقوى الأجنبیة. ترکیا فی الفخ. بارزانی مخرج المصالحة ومحاربة من الداخل. وعلى ما یبدو بالتنسیق مع الحکومة العراقیة وترکیا وإیران وسوریا، ولکنها تتصرف فی الواقع بشکل مستقل تماما البیشمرکة. وفی کل بلد على حدة تعانی من ذلک.
        
ومن ناحیة أردوغان الصداقة بارزانی، معتبرا أنه ینقذ من الصراع المزمن، تکبد صراع جدید. یمکن أن تتخذ للحصول على جیشه إلى الوراء، لأن البرزانی والمملکة العربیة السعودیة والولایات المتحدة وإیزیس ووعد: وتلقى تکالیف ضخمة، ومن ناحیة أخرى لا الصراع الداخلی الوحید مع الأکراد، ولکن لیس کل من المعدات المستخدمة بارزانی التقییم: والقتال ضد الدولة الترکیة فی کل من الجیش التقلیدی والبرلمانیة المقبلة.
   
من ناحیة أخرى ترکیا، أکبر سکان العالم العلویین فی مکان، والسکان لا یحبذ الصراع العسکری، ولیس فقط الأکراد لا یقاتلون، ولکن لیس لصالح إیزیس قد دخلت أیضا فی المعرکة الانتخابیة. العلویون فی سوریا ومصر وحتى السعودیة والیمن هناک، ولکن عملیا ورسمیا، ترکیا، یتم احتساب أعلى نسبة ل. الشعب العلویین لا یریدون أن الجیش الترکی فی العراق أو سوریا، ناهیک یرید أن یکون فی خضم الحرب.
الجیش الترکی وأردوغان، للحفاظ على موقع عسکری على حدود العراق وسوریا، لا تعول على شعبه. ولکن المرتزقة التی أدخلت المملکة العربیة السعودیة، وهذا الدعم على المدى الطویل، یفتح قبضة اردوغان ان ترکیا لدیها شعار کبیر وإحیاء العصر العثمانی وترکیا وجیشها آل سعود والتسلیم: المرتزقة الآسیویة والأمریکیة ویرد علیه. 


» نظر
   1   2   3   4   5   >>   >
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96
پاییز 96