سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

ایران، قلب نقشه جهان است.

سواد رسانه ای، امامزاده ای که  شفا نمی دهد!

امروز در اولین همایش سواد رسانه ای،  اساتید زیادی سخنرانی کردند.

یکی از این اساتید از دانشگاه های امریکا، آمده بود و آمار جالبی داد: مردم آمریکا بیش از 4ساعت در روز، تلویزیون تماشا می کنند ولی فقط 38دقیقه صرف: مطالعه نوشتاری می کنند. البته بازی رایانه ای بعد از: تلویزیون قراردارد و بعد از آن، اینترنت است لذا سواد رسانه ای، الان دیگر سواد نوشتار نیست، بلکه در انتهای آن و رو به زوال است.

مثلا ما می بینیم صدا و سیمای ایران، ناخواسته در افزایش تروریسم در جهان تاثیر دارد، که هیچ رسانه دیگری ندارد، چرا که هدف یک جریان تروریستی، مطرح شدن است. یعنی بالاترین تبلیغات، با کمترین هزینه! و این را صدا و سیما، برای آن ها انجام می دهد! چرا که کوچکترین و کورترین:  انفجار آن ها حتی در ده کوره ها را هم، پوشش می دهد و بزرگنمایی می کند.

مطلب دیگری که این استاد، ناخود آگاه آن را اثبات کرد، بی تاثیری مطالعات دانشگاهی، در روند شکل گیری این موضوع است. وی با اینکه استاد دانشگاه است، و به اصطلاح در جریان اطلاعات کامل! و شفاف قرار دارد گفت: قبل از ورود به ایران، از ایران می ترسیدم! دوستان می گفتند آنجا روستایی بیش نیست، و مردم آن همه تروریست هستند! وبعد هم صحنه هایی از فیلم رنگ خدا نشان داد که: زندگی ابتدایی و جنگلی ایرانیان را، به تصویر می کشید.

تصور غیر واقعی از ایران، به کمک هرکسی می تواند ایجاد شود، چه دشمنان که ایران هراسی را پیگیری می کنند، و چه دوستان فیلم ساز که سعی دارند: ایران را بیابان و ایرانی ها را وحشی، روستانشین و دروغگو معرفی کنند. اما تعجب در این است که این استاد، چرا باید اسیر این تصورات شود که ، با آنچه بعدا می بیند متضاد باشد!

 واین نشان آن است که: سواد رسانه ای هم فایده ای ندارد! البته تا هنگامی که در دست استادان بی تقوا، و بی دین است انتظاری جز این نمی رود. ولی میتوان امیدوار بود که اگر، در ایران پایه گذاری شود، به راه اصولی خود که دیدن حقایق است، برگردد زیرا ایرانی در علم راستگو است. و همه را مثل خود می پندارد. و تصور یک استاد دروغ گو برایش محال است.

   استاد دیگری که با ایشان درس میداد، نقشه جهان را نشان داد که در آن، ایران مانند قلب جهان دیده می شد! البته اگر ایالات متحده را، در نظر نگیریم، ایران دقیقا مرکز ثقل کل جهان، در روی نقشه است و: با منظور نمودن قاره آمریکا، ایران مانند قلب به سمت چپ، تمایل پیدا می کند. شکل نقشه ایران هم مانند: قلب دیده می شود و: دریای مازندران در شمال و: دریای عمان در حنوب، مانند شاهرگ های آن هستند و: خلیج همیشه فارس هم مانند: دریچه ائورت است.

یادم آمد: مدت شش ماهی برای آموزش زبان آلمانی، ما را به سفارت اتریش در تهران فرستادند. با اینکه اتریش نسبت به آلمان، مانند افغانستان نسبت به ایران است، ولی در سفارت، نقشه اروپا را به ما نشان می دادند و: به انگلیسی می گفتند: اتریش قلب اروپا است! ولی من در نقشه جهان دیدم که: ایران قلب جهان است. همه سمت و سوی جهان هم، نسبت به ایران سنجیده می شود:

شرق جهان همان شرق ایران است و: غرب جهان حتی برای غربی ها، غرب ایران است! جنوب و شمال هم باز نسبت به" ایران "حساب می شود!

البته اعراب خواستند، خود را داخل کنند! لذا خاورمیانه را مطرح کردند. و یا انگلیسی ها خواستند، خودشان را مرکز و: قلب جهان معرفی کنند، لذا گرینویچ را در میان گذاشتند. ولی مردم دنیا فقط ایران را، مرکز جهان می شناسند

إیران هی قلب خریطة العالم. 

وسائل الإعلام لمحو الأمیة، الذی ضریح لا تلتئم! 

الیوم، المؤتمر الدولی الأول حول محو الأمیة وسائل الإعلام، تحدث المعلمون کثیرا. 

أحد أساتذة من الجامعات الأمریکیة، وجاء وقدم بعض الإحصائیات المثیرة للاهتمام: الأمیرکیون أکثر من 4 ساعات یومیا فی مشاهدة التلفزیون ولکن أنفقت فقط 38 دقیقة: هذا هو مکتوب. لعبة الکمبیوتر بعد عقد التلفزیون، وبعد ذلک، والإنترنت هو ذلک محو الأمیة وسائل الإعلام، وثیقة محو الأمیة لم تعد لی، ولکن فی نهایة الأمر آخذ فی الانخفاض. 

ونحن نرى، على سبیل المثال، التلفزیون الایرانی، أثر غیر مقصود فی زیادة الإرهاب فی العالم، والتی لا وسیلة أخرى، لأن الهدف من حرکة إرهابیة، هو عرض. الإعلان العلوی، بأقل تکلفة! ووسائل الإعلام، لأنها تفعل! لماذا هو أصغر وأکثر مثیر للشفقة: انفجار لهم حتى فی قراهم والأغطیة والأزیز. 

شیء آخر أستاذ، فإنه أثبت اللاوعی، الدراسات الجامعیة غیر فعالة فی تکوین هذا الموضوع. وهو أستاذ، ومعلومات کاملة خلال فترة! وقال شفافة قبل الدخول إیران بسعادة غامرة! ویقول أصدقاء لیس هناک أکثر من قریة، وشعبها هم جمیع الإرهابیین! ثم أنها أظهرت مشاهد من فیلم اللون الجنة: الحیاة الابتدائیة والغابات للإیرانیین، وتصویر. 

غیر واقعی أن نتصور أن إیران واحدة یمکن إنشاؤها باستخدام إما الخوف من الأعداء التی تتبع، أو الأصدقاء الذین یحاولون المخرج: إیران الصحراء الایرانیة والبریة، والمناطق الریفیة وإدخال کاذب. ولکن المفاجأة هی أن هذا الأستاذ، لماذا یجب على السجین أن یصدق أنه، على عکس ما قد یراه! 

  هذا هو إشارة إلى أن محو الأمیة وسائل الإعلام لیست مفیدة! ومع ذلک، وحتى المعلمین من التقوى والدین والإلحاد ولکن هذا لیس من المتوقع. ولکن یمکننا أن نأمل فقط أنه فی حالة توقف فی مبادئ النفس هذه هی الحقیقة، والحقیقة فی العلم هو العودة بسبب إیران. والجمیع یعتقد هذا القبیل. فمن المستحیل أن نتصور له بأنه کاذب الرئیسی. 

    مدرس آخر الذی کان یدرس لهم، وأظهرت الخریطة أن إیران ینظر إلیها على أنها قلب العالم! بالطبع، إذا کانت الولایات المتحدة، فی واحدة یتجاهل، من وسط الدقیق للکون على الخریطة: الغرض من الأمریکتین، مثل القلب على رغبة الیسار. على شکل خریطة للقلب یمکن أن ینظر إلیها: بحر قزوین فی الشمال وبحر عمان فی الجنوب، کما هی شریان الحیاة وهی: الخلیج الفارسی مثل الصمام الأبهری. 

تذکرت: لمدة ستة أشهر لتعلیم الألمانیة والسفارة النمساویة فی طهران أرسلت لنا. على الرغم من النمسا فی ألمانیا، مثل أفغانستان إلى إیران، لکن السفارة، وأظهروا لنا خریطة أوروبا: یقول البریطانی: النمسا قلب أوروبا! ولکن رأیت خریطة العالم: قلب العالم. کل تجاه العالم، تجاه إیران یقاس: 

العالم من الشرق هو الشرق والغرب، وحتى إلى العالم الغربی، الغرب هو إیران! الجنوب والشمال مرة أخرى إلى "إیران" هو حساب! 

 

العرب یریدون منازلهم! فی الشرق الأوسط نوقشت. الإنجلیزیة وسألوا أنفسهم وسط وقلب العالم أدخلت، وبالتالی فإن غرینتش المشترکة. ومع ذلک، فإن إیران سوف المرکز الوحید فی العالم فی العالم یعرف على الاطلاق /

 


» نظر

حفره های امنیتی که: همسایه ها را اذیت می کند.

بعد از فاجعه 8شهریور 1360کشمیری ملعون، طی مصاحبه ای اعلام کرد: کیف سامسونت پر از مواد منفجره را، قرار بود در بیت امام کار بگذاریم! و کار را تمام کنیم ولی، پاسداری که آنجا بود گیر داده بود که: کیف را باید بگردد، هرچه به او گفتیم که ما از نخست وزیری هستیم! ونباید کیف ما را بگردید، قبول نکرد .ناچار قهر کردیم و ظاهرا رفتیم، ولی همان کیف را  زیر میز :شهید رجایی که با شهید باهنر جلسه داشت گذاشتم!

متاسفانه یا خوشبختانه، این حرکت ها و مشابه آن ادامه دارد . تروریست ها ی القاعده و داعش ،که همه از سوی آل سعود تجهیز می شوند، ،دوره های لازم را دیده و" انگیزه بمب گذاری در ایران را دارند ! ولی همان خارج از مرزکه توسط مامورین ایرانی ، شناسایی می شوند ناچار، بمب خود را هم همانجا به کار می گیرند.

 اعلام آمدن نخست وزیر عراق به ایران، به عنوان اولین سفر رسمی خارج از کشور دولت جدید، خبر مهمی بود که: شاخک های آل سعود را در هم پیچید.ابتدا وزیر خارجه شان ، سخنان سخیف خود علیه ایران را بیان کرد، بعد به امارات و قطر دستور داد: ادعاهای گذشته را تکرار کنند. سپس به گروه های تروریستی هم، فرمان داد تا نگذارند این سفر انجام شود.

 ولی با توافق ایران و عراق، و تحویل گرفتن بار امنیتی توسط: وزارت اطلاعات ایران ، مسیر اطلاعاتی برای عملیات: گرو ههای تروریستی بسته شد. و لذا آن ها در کمال نا امیدی، زهر خود را در کربلا و بغداد که، چتر  امنیتی ایران ضعیف تر شد ه بود، پیاده کردند. و در آستانه محرم، زائران را به خاک و خون کشیدند.

     این امر باید نشان داد که: درست است که ایران به راحتی می تواند: مسیر را بر تروریست ها ببتدد، اما آن ها هم بیکار ننشستند و : مسیر معکوس را طی می کنند. یعنی از حفره های امنیتی برای: ایجاد تشویش در منطقه استفاده می کنند. و آن به این شکل است که: ماموران ایرانی و مسافران و حتی خبرنگاران، در مورد اخبار محرمانه داخل ایران، رعایت نکات ایمنی را دارند.

یعنی چه آموزش دیده باشند، یا ندیده باشند با هوش ذاتی و: عرق میهنی سعی در حفظ اطلاعات: طبقه بندی شده را دارند . اما در مورد اخبار و اطلاعات کشورهای میزبان، یا کشورهای هدف چندان حساسیت ندارند.

لذا جاسوسان دشمن می توانند از: این موضوع استفاده های زیادی بکنند.

مثلا آن ها وقتی می خواهند، بمب گذاری کنند باید بدانند: در کجا این کار را انجام دهند، انعکاس بیشتری خواهد داشت، و اینگونه  اطلاعات را فقط ایرانی ها دارند. یعنی مثلا خود پاکستانی ها هم، شاید ندانند چه کسی یا چه محله ای، برایشان مهم است. و این ایرانی ها هستند که: با آن شخص یا آن محله ارتباط دارند.

بنابر این کلیه جاهایی که ایرانی ها، رفت و آمد می کنند حساسیت آن ها بر می انگیزد، و از صحبت های این ایرانی ها، که ممکن است خبرنگار ، مامور دولت و سفارت و یا: پزشک و  گروه های امدادی یا تاجر باشند،  می فهمند که ترور را در کجا و : چه زمانی  انجام دهند که مورد: توجه ایرانی ها باشد .

 

دلیل توجه آن ها به این موضوع هم، از دوجنبه مهم است یکی اینکه، اگر حساسیت ایرانی ها برانگیخته شود، صدا و سیما، مطبوعات  رسانه های ایران آن را بزرگ نمایی می کنند. و دیگر ینکه میتوان فهمید چه اندازه ایران، از این حرکت ها ضربه می بیند. روش صدا و سیما هرچند کارکرد داخلی دارد، ولی بزرگنمایی ترور های : کور و کوچک در محلات عراق و افعانستان، باعث می شود تا برد کاری آن ها بالاتر برود. و قیمت های بیشتری، برای عملیات خود درخواست کنند. تمام این هزینه ها را هم، آل سعود تقبل می کند و: از آن لذت می برد. 

الثغرات الأمنیة أنه یزعج الجیران. 

بعد مأساة کشمیر (کشمیر) 8 سبتمبر 1360 ملعون، وقال خلال مقابلة: حقیبة حقیبة ملیئة بالمتفجرات، وضعت فی الامام قلیلا من العمل! وعلینا جمیعا القیام به، ولکن کان هناک الحارس الذی قد اشتعلت الحقیبة یجب أن ننظر إلى کل ما قلنا له أن رئیس وزرائنا! وینبغی أن ننظر للکیس، لم یوافق. یبدو انها ترید بالجنون، ولکن الکیس من تحت الطاولة: شهید رجائی وباهنر، الذین التقیت! 

لسوء الحظ أو لحسن الحظ، نفس الحرکة واستمرارها. وقد تم تجهیز إرهابیی القاعدة وداش، کل من بیت آل سعود، المدربین وضروری "الدافع لقصف إیران! ولکن خارج الحدود من قبل المسؤولین الإیرانیین، وقد تم تحدید، قنابلهم هناک أیضا توظیف. 

  وقال رئیس الوزراء العراقی نوری المالکی من ایران، کأول زیارة رسمیة للحکومة الجدیدة فی الخارج من المهم أن شوکات ملفوفة فی بیت آل سعود. أول وزیر خارجیتهم، ذکرت التصریحات السخیفة ضد إیران بعد أن أمرت دولة الإمارات العربیة المتحدة وقطر: تکرار المطالبات السابقة. أمر المجموعة الإرهابیة أیضا لا تتم الرحلة. 

  الاتفاق مع إیران والعراق، وأخذ المسؤول عن الامن من قبل المخابرات الایرانیة والعملیات مسار البیانات: رؤیة جماعة إرهابیة کانت مغلقة. وهکذا کان فی حالة یأس تام، سمومهم فی کربلاء وبغداد التی کانت المظلة الأمنیة أضعف من سقط. وعشیة محرم، الحجاج على الأرض ولفت الدم. 

      هذا یجب إظهار أنه صحیح أن إیران یمکن بسهولة: مسار الإرهابیین القتلى، لکنها لیست غیر نشط، و: عکس مسار من خلالهم. وهذا یعنی أن الثغرات الأمنیة لخلق القلق فی الاستخدام. وأنه فی هذه الطریقة أن السلطات الإیرانیة والرکاب وحتى للصحفیین عن الأخبار داخل السریة، وحفظ سلامتهم. 

هذا هو ما یتم تدریبهم، أو لیست الذکاء الفطری و: عرق الوطنی تحاول إبقاء المعلومات سریة على الإطلاق. ولکن الأخبار والمعلومات عن البلدان المضیفة أو البلدان المستهدفة حساسون جدا. 

العدو یمکن الجواسیس: إن هناک العدید من الاستخدامات. 

على سبیل المثال، عندما یریدون ذلک، لا ینبغی أن القصف أعرف: أین أنها سوف تکون أکثر تعبیرا، والإیرانیون لیست سوى مثل هذه المعلومات. الباکستانیون أی حی قد لا یعرفون من أو ما هو مهم بالنسبة لهم. والإیرانیون التی ترتبط مع الفرد أو الحی. 

فأین جمیع الإیرانیین، وینظر إلى قابلیة أنها من وإلى العمل، وتحدث عن الإیرانیین، والتی قد الصحافی، مسؤول حکومی، وکانت سفارة أو طبیب أو سیدة أعمال ومجموعات العمل فهم الإرهاب من حیث وماذا تفعل عندما یکون الترکیز الإیرانی. 

 

نظرا لهذا السبب من المهم أیضا من جانبین، واحد هو أن الإیرانیین إذا تم رفع حساسیة والإذاعة والتلفزیون، الصحافة، وسائل الإعلام الإیرانیة أن یبالغ فیها. یستهان بها ویمکن أن نفهم کیف ترى إیران تأثیر هذه الحرکات. ومع ذلک، فإن الأعمال الداخلیة من وسائل الإعلام، ولکن للتکبیر اغتیال مکفوفین والمجتمعات الصغیرة فی العراق وأفغانستان، مما أدى إلى اتخاذ أعمالهم للذهاب أعلى من ذلک. وارتفاع أسعار الطلب عملها. یجب أن تکون جمیع هذه التکالیف، آل سعود، والقیام: تتمتع بها.


» نظر

از خود بیگانگی یا: بیگانگی از خود؟

در جلسه رونمایی از کتاب جدید ، میر شکاک، به شک افتاده و می پرسد که: چرا از اجمال گویی دست بر نمی داریم؟ و چرا به رمان نوشتن نمی پردازیم! چرا از توضیح و تشریح می ترسیم؟  و بعد دکتر داوری که در پانل حاضر است،  جواب می دهد این ترس از بیگانه است. چون خودی ترس ندارد .مثلا ما محصولات تکنولوژیک را می گیریم، ولی از خود تکنولوژی می ترسیم.

متاسفانه برخی تصورات باطل، هنوز ادامه دارد و پس از گذشت سی وچند سال، هنوز برخی  تغییرات پذیرفته  نشده است. وقتی در دوره فوق لیسانس،  رفتار گرایی و روابط انسانی می خواندیم، یک کتاب انگلیسی که متن درسی ما بود، از قول بلانچارد نوشته بود : انسان ها در مقابل تغییرات، از خود مقاومت نشان می دهند. یعنی وضعیت موجود خود را محکم نگه میدارند .

اما تغییرات نفوذ خود را ادامه می دهد . اولین اثر تغییرات در جوان ها و: مردم عادی است، دانشگاه ها بیشترین مقاومت را نشان  میدهند. البته ایشان طبق یک فرمولی، ثابت کرده بود که اعضا هیات علمی، مقاوم ترین عناصر در مقابل تغییرات هستند! ولی بالاخره بعد از 7 سال، تغییرات در این گروه های منجمد هم، نفوذ می کند.

اما من در تعجب هستم ،  قشر تحصیلکرده ما با اینکه ، هفت سال و بیشتر گذشته ولی، هنوز تفکرات کانت و فروید، نهایتا هگل و هایدگر یا ماکیاولی را  اصل می دانند؟ و هنوز ایران را کشور جهان سومی، و وحشی تصور می کنند، که از تمدن بویی نبرده است! یا از آن عقب است؟

   یکی از دکتر های موسسه استاندارد گفت: من در آلمان بودم و می خواستم دارویی را آزمایش کنم، یک موش را انتخاب کردم ، استاد م گفت: مگر اینجا ایران است؟ موادی را که نمی دانی چه تاثیری دارد،نباد حتی  بر موش آزمایش کنی!  وی گفت من ناچار شدم، بر روی خودم آزمایش کنم! یعنی پذیرفته بود که ارزش یک موش، از دانشجوی فرهیخته پزشکی ولی ایرانی بیشتر است!

من نمی دانم مگر این ها نمی دانند، که اولین رمان نویس خداوند است، و موقعی که هیچ رمان نویسی غربی نبود، رمان قشنگ حضرت یوسف را نوشت؟ و به ریزه کاری ها پرداخت. و این جدای آن است که در قران، داستان کوتاه حرف اول را می زند: که همگی ناظر بر جزئیات است.

اگر جوان های امروز ندانند، که آن هم تقصیر همین جوان های دیروز است، ما کتاب های: حسین کرد شبستری داشتیم، ارسلان نامدار داشتیم مثنوی هفتاد من داشتیم، شاهنامه فردوسی  وامق و عذرا،  ویس و رامین و لیلی و مجنون، که همگی رمان های بلند هستند. این سینا و علامه مجلسی هزاران جلد کتاب نوشتند، و در مورد همه چیز وارد جزئیات شدند.

آن ها اول نمی گذارند نسل جدید، با ادبیات قدیم آشنا شود، بعد می گویند چرا ما رمان نداریم؟  و چرا به جزئیات نمی پردازیم. البته هستند کلی گویان که: وارد جزئیات نشدند، ولی آن ها کلاسیک هستند. یعنی فرض مولف بر ان بوده که: خواننده پیش نیاز های آن را، خوانده  و یا  واحد های آن را گذرانده است.

   قران قبل از همه گفته که: ما برخی انسان ها را، به میمون تبدیل کردیم، برخی را به خرس و خوک، و این مجازات آن انسان ها بوده است.

   حالا آقایان می گویند: هنوز نظریه تکامل داروینیسم، به قوت خود باقی است . و انسان از نسل میمون است، نه میمون از نسل انسان. حتی  پیدا شدن انسان هایی به شکل امروزی،  میلیون ها سال قبل از میمون ها هم ، نمی تواند تکامل انسان از میمون ها را رد کند.

 

این البته علاوه بر خود باختگی ، بیگانگی از خود هم هست، یعنی سعی نمی کنیم به اندازه ای که: برای ماکیاولی فقط گذاشتیم، برای ملا صدرا و ابن سینا هم وقت بگذاریم . و بجای الگو قرار دادن کانت و دکارت ، خیام و ابوریحان بیرونی را الگو بدانیم.

أو الاغتراب: الاغتراب؟ 

فی إزاحة الستار عن الکتاب، وحالة وفاة مشبوهة جدیدة، فی عداد المفقودین المشتبه به ویسأل: لماذا لم نتوقف على الرغم من فترة وجیزة؟ ولماذا لا تنظر فی کتابة روایة! وصف وشرح لماذا رسم؟ وبعد الطبیب جنة التحکیم على استعداد، فإن الجواب هو الخوف من المجهول. الخوف لیس لأن  المنتجات الخاصة بنا، ونحن نأخذ، ولکن یوجه التکنولوجیا فی حد ذاتها.

للأسف بعض الأوهام، لا یزال، بعد ثلاثین بضع سنوات، ولکن لم یتم قبول بعض التغییر. عند التخرج، ویجری قراءة السلوک البشری والعلاقات، وکتاب باللغة الإنجلیزیة التی کانت لدینا کتاب، نقلا عن بلانشارد کتب: البشر مقابل التغییرات تظهر قوتهم. أن الوضع الراهن الحفاظ علیها قویة.

ولکن تأثیره یستمر للتغییر. الشباب وتأثیر التغیرات فی: الناس العادیین، وقد أظهرت معظم الجامعات المقاومة. ومع ذلک، وفقا لصیغة کان قد ثبت أن أعضاء هیئة التدریس هم الأکثر مقاومة للتغییرات! ولکن بعد سبع سنوات، یتم تجمید تغییرات فی هذه المجموعات، على وجه العموم.

ولکن أنا أتساءل، والسکان المتعلمین لدینا، خلال السنوات السبع الماضیة أو أکثر ولکن حتى الان یعتقد کانط وفروید وهیغل وهایدغر ومکیافیلی تعرف أخیرا المنشأ؟ إیران ما زالت دولة من العالم الثالث، وخیالهم البریة، وهی لیست رائحة الحضارة! أم إلى الخلف؟

    أحد الأطباء قال معهد المعاییر: أنا فی ألمانیا وأردت أن تأخذ اختبار المخدرات، اخترت ماوس وقال الاستاذ إیران غیر موجود؟ تلک التی لم تکن تعرف ما هو علیه، حتى اختبار الفئران بنک أبوظبی الوطنی لک! قلت له کان لی، أنا اختبرت وحدی! وکان أن قیمة ماوس، طالب طب، ولکن إیران هی أکثر تعلیما!

أنا لا أعرف إلا أنهم یعرفون أن الروائی هو الله، وعندما لم الروایة الغربیة، کتب جوزیف روایات جمیلة؟ وتفاصیل الدفع. وهذا الفصل هو أن القرآن یأتی الأحرف الأولى قصة قصیرة: الإشراف على جمیع التفاصیل.

إذا شباب الیوم یعرف أنه خطأ من الشباب من أمس، کتبنا: أن حسین کان، ارسلان نامدار أتیحت لی مقاطع سبعین، الشاهنامهوأزرا، فیس ورامین، اللیلی ومجنون، کل روایة هی عالیة. کتب العلامة المجلسی سیناء والآلاف من الکتب، وکانوا فی التفاصیل حول کل شیء.

انهم لا نشارک الجیل الجدید على درایة الأدب، لماذا نحن لا نقول الروایة؟ لماذا لا مناقشة التفاصیل. هناک بالطبع غیانا التی لم تدخل فی التفاصیل، لکنها الکلاسیکیة. وهذا إذا کان المؤلف التی یحتاجها القارئ لقراءة أو وحدة الذی انقضى.

    أولا وقبل کل شیء، یقول القرآن: لدینا بعض البشر، أصبحت القرود بعض الدببة والخنازیر، وتم معاقبة البشر.

    الآن یقول الرجال الداروینیة هی نظریة التطور، یبقى. ورجل ینحدر من القردة، لا ینحدر من القردة الرجل. حتى شکل ظهور الإنسان الحدیث والقرود منذ ملایین السنین ومازال لا یمکن رفض تطور الإنسان من القردة.

هذا، بطبیعة الحال، بالإضافة إلى الخسارة، الاغتراب هو، أننا لا تحاول قیاس ذلک لمکیافیلی فقط ذهبت إلى الملا صدرا والوقت ابن سینا ??للمغادرة. بدلا من ذلک، نموذجهم من کانط ودیکارت والخیام وأبو الریحان البیرونی یعرف النمط


» نظر

صادر کنند گان : ناراضی یا خوشحال؟

روز ملی صادرات، در حالی برگزار شد که: مجری ادعا کرد همه صادر کنند گان در این دوره، بسیار خوشحال و پرجنب و جوش هستند. ولی همه صادر کنند گان که: پشت تریبون قرار می گرفتند از: کمبود وقت برای بیان مشکلات، گلایه داشتند و عاقبت حرفهای ناگفته بسیاری را با خود می بردند. مثلا یکی از آن ها گفت: داور که دولت باشد، اول اجازه می دهد چین، دو گل به ما بزند و بعد می گوید" بازی را شروع کنید.

البته رئیس جمهور نیامده بود، ولی معاون اول رئیس جمهور، قول داد جلسه بگذارد و: این حرف ها را بشنود.مهمترین مدعی در بین صادر کنندگان، خانم هاله حامدی فر بود که" مدیر عامل شرکت سینا ژن بود. وی به کمک همسرش: پرفسور بردیا فرزام فر، توانسته جایزه بهترین صادر کننده: دارو های کمیاب را داشته باشد.

وی از تولید نما ها (مانند تماشاگر نما!) و رقابت بخش دولتی و خصولتی، با بخش خصوصی گلایه داشت. اینطور که از بیان ایشان مستفاد می شد، دولت برای آرامش اقتصادی ادعایی خودش، به وارد کنندگان و: تولید کنندگان دست پایین، اجازه داده تا بازار را اشباع کنند.

این ارامش ادعایی دولت، آرامشی هست که: دوست از آن ضرر کرده ، دشمن دانا آن را تکذیب می کند، و دوست  نادان اصلا باور ندارد. و هنوز هم پس از 30سال از پایان جنگ، صلح می خواهد و شیپور صلح می نوازند...

 در ادامه شرکت کیسون آمد و: با اینکه دارای بانوی مدیر عامل بود، ولی شخص دیگری آمده بود، و می گفت من از طرف اتحادیه : صادر کنندگان خدمات فنی و مهندسی صحبت می کنم، البته آماری که ما داریم، شرکت کیسون به ایران علاقه ای ندارد! حتی سایت خود را فارسی ننوشته: و انگلیسی کامل است.

در سال 1372 نیز طرح گازرسانی" نور تا رامسر" را نیمه کاره رها کرده و: خواستار غرامت های زیادی شده بود. بطوریکه مدت 8 سال پروژه عقب افتاد.آن ها ادعا می کردند: لوله کشی اصلی گاز نور تا رامسر، به دلیل ساحلی بودن مسیر، امکان ندارد و تمام دستگاه هایشان، در گل و لای گیر کرده بود!

 اما مهندسی حسینی، از سازمان عمران مسکن آمد، و در پروژه سی اینچ نور تا رامسر،  با دو طرح ابتکاری، دوساله همه مسیر را لوله کشی نمود! و با تمام کار شکنی های: این شرکت نیز مقابله نمود.

  کراوات زدن سخنران نیز، حکایت از همین دارد که: فردی خود باخته برنده جایزه شده است! که دستاورد دیگران را برای رشد خودش، از بین برده است. او دراین سخنرانی ثابت کرد که: همسایه ها باید یاری کنند، تا او شوهر داری کند! یعنی دولت به حمایت صادر کنند گان، برخیزد نه اینکه صادر کنندگان، دولت را یاری دهند؟

او مشوق های صادراتی را برای: جبران ضرر های سوء مدیریتی می خواست!.و می گفت اگر دولت 8 درصد  به ما جایزه دهد، ما با دو درصد آن، زیر قیمت پیشنهاد می دهیم! و مناقصه های جهانی را برنده می شویم. بعد هم خودشان اجرا نمی کنند! بلکه درصدی را بعنوان برنده؟! بر می دارند و به پیمانکار های: دست دوم و سوم می دهند.

صدر من قبل المستخدمین: سعیدة أو سعیدة؟ 

الیوم الوطنی للصادرات، ومع ذلک، رأت أن مطالبة السلطة التنفیذیة أن جمیع مستخدمی هذه الفترة سعداء للغایة ونابضة بالحیاة. ومع ذلک صدر لجمیع المشارکین أن المنصة کانت: عدم وجود الوقت للتعبیر عن المخاوف والشکاوى وتولى فی نهایة المطاف بعیدا العدید من الکلمات غیر معلن. کما قال واحد منهم القاضی أن الحکومة تسمح الصین أول الهدفین ثم یقول لها إلى "بدء اللعب. 

بالطبع، کان هناک الرئیس، نائب الرئیس الأول، ولکن الجلسة تعهد وترک هذا الشیء أن یسمع. مطالبات للمصدرین، والسیدة هیل الحامدی الأقصى "جین کان الرئیس التنفیذی لشرکة سینا، زوجته: البروفسور رام فرن F. یمکن المخدرات المصدر الجائزة هی نادرة. 

واجهة الإنتاج والقدرة التنافسیة للقطاع العام لشکاوى القطاع الخاص. ذلک یعنی أنه کان یعبر عن مطالبة الحکومة للتخفیف الاقتصادیة والمستوردین والمصنعین الأیدی، ویسمح لهم إغراق السوق. 

الحکومة المزعومة الهدوء والسلام هو أنه سیضر العدو دونا تنفی ذلک، وکأنه مجنون لم أصدق. وما زال، بعد 30 عاما من الحرب والسلام، والسلام هو مسرحیات القرن ... 

  وکانت الشرکات التالیة  على الرغم من أن مدیر سیدة، ولکن جاء شخص آخر، وقیل لی من قبل المصدرین والحدیث الاتحاد الأوروبی، بطبیعة الحال، هو أن لدینا مصلحة فی المشارکة Kysvn إیران لا! حتى موقع الویب الخاص بک مکتوبة باللغة الفارسیة: الکامل الإنجلیزیة. 

مبادرة الغاز عام 1372 بأنها "الضوء على رامسار" وإسقاط قبل الأوان: وطلبوا فدیة کبیرة. کما تأخر المشروع لمدة 8 سنوات وقیل: أنابیب الغاز الرئیسی خفیفة إلى رامسار، بسبب الطریق الساحلیة، وهذا مستحیل، وجمیع أدواتها، کان عالقا فی الوحل! 

  ولکن السید حسین، کانت المنظمة للتنمیة العمرانیة، ومشروع لدیه بوصة والثلاثین ضوء المبادرة رامسار مع اثنین، الأنابیب اثنین على طول الطریق! والعمل مع جمیع انتهاکات هذه الشرکة کانت تعالج. 

   ربط رئیس لدیه أیضا نفس القصة أن الجائزة الفردیة یتم فقدان! إنجازات الآخرین لتحقیق النمو الخاصة بها، وتتآکل. فی هذا الخطاب، وقال انه ثبت أن من شأنه أن یساعد الجیران، حتى انه حصل على زوجته! دعم الدولة الممنوحة للمستخدمین، ولا تتغاضى عن مصدرین، تساهم الحکومة؟ 

 

حوافز التصدیر له: أراد للتعویض عن فقدان سوء الإدارة وقالوا إذا فزنا الدولة بنسبة 8 فی المئة، مع اثنین فی المئة من سعر الشراء سیکون أقل! ومناقصة عالمیة لتحقیق الفوز. ثم أنها لا تعمل! ولکن کنسبة مئویة الفوز؟ من قبل المقاول، على أیدی الثانی والثالث على التوالی.


» نظر

حفاظت محیط زیست هوشمند.

متاسفانه محیط زیست و حفاظت از آن اخیر چماقی شده که بر سر: ایران و ایرانی بکوبند ! افراد عقده ای کراوات به سینه زده، بیایند و شعار های صد من یک غاز بدهند! و بگویند ما بیست سال از همه دنیا عقب هستیم ! یا اینکه بگویند: در کانادا باید زمین های الوده را بکنیم، و جای دیگری را آلوده کنیم!

البته از انصاف نباید گذشت، زیرا هستند اساتیدی که معتقدند: استاندارد  و حفاظت محیط زیست، از آغاز با انسان بوده و در اسلام هم، بر ان تاکید شده است. اما هنوز محیط زیست را در مبارزه با: رشد و پیشرفت مطرح می کنند. و تخریب جنگل ها را برای استفاده انسان، یا رشد گیاهان گلخانه ای را، بر نمی تابند و حتی اخیرا گفته شد: علت نباریدن باران هم آلودگی هوا است.

به این ترتیب برای داشتن هوایی پاک، باید تمام صنایع تعطیل شوند هیچ! شهر ها هم باید از بین بروند! و همه برگردند به روستا و :غارنشینی را دوباره تجربه کنند.

البته ممکن است بگویند نه ! لازم نیست شهرها از بین بروند، ولی این فقط یک شعار است! یا اگر این واقعیت باشد، آن یک شعار است. زیرا ماهیت پیشرفت، تخریب منابع است. یعنی ما نمی توانیم از خودمان زمین تولید کنیم، و به مردم خانه بدهیم! یا سیمان تولید نکنیم، که مبادا صنعت آلاینده باشد. یا گل خانه ها را از بین بریم .

اما همانطور که طبیعت را خداوند، هوشمند ساخته که: هر گونه مانعی را می بیند، آن را دور می زند، انسان نیز می تواند این موضوع را دور بزند. طبیعت علاوه بر هوشمندی،  تکاملی و زاینده نیز هست. پس تولیدات و صنایع انسانی هم، باید اینطور باشد و: این دستور خدا است که انسان را، خلیفه الله آفریده است. هوشمند بودن صنایع هم بسیار ساده است. همانطور که طبیعت، از یک ماده پست یک عنصر عالی تولید می کند، انسان هم می تواند این کار را بکند.

  طبیعت از خاک، گیاه تولید می کند. یعنی خاک که قابل خوردن نیست، براثر فعل و انفعالاتی، تبدیل به میوه یا سبزیجات می شود.انسان هم میتواند از دود، یا شن های روان و یا از شوری آب، مواد عالی تری تولید کند. این غصه ندارد که دود یا : ریز گرد تولید می شود! غصه آن دارد که فقط بنشینیم و: به طبیعت یا به دولت،  یا به ملت فحش بدهیم! و طوری نشان دهیم که: همه چیز در حال نابودی است!

در حالیکه همان ماسه بادی که زندگی: بلوچ ها را فلج کرده، در تهران به بالاترین قیمت، برای مصالح بتن خرید و فروش می شود ! و متاسفانه باید گفت: کم کاری یا بی توجهی ها، مورد حمله قرار نمی گیرند! بلکه این ابروی جناح ها است که، به باد می رود! وقتی مرکز ثقل آلودگی تهران، در کمرگ یا جوادیه است، چرا مکش در آنجا گذاشته نمی شود؟ تا از این سرب هوا استفاده شود؟

وقتی ریزگرد ها مهمان ما هستند، میتوان با محاسبه مرکز تجمع آن ها، از آن بعنوان مصالح ساختمانی استفاده کرد. گاز های گلخانه ای میتواند به: هیدرو کربور ها ی مفید تبدیل شود. واین کار در پروژه های تحقیقاتی، نتیجه داده ولی، حرص و طمع  دلار های نفتی، و کمیسیون های بالای ده درصد اجازه نمی دهد!

همین بحث آلودگی بنزین، فقط به این خاطر مطرح شد تا: تولید داخل نشود و آقایان، از درصد ها یشان بی بهره نمانند. والا بنزین وارداتی جایگزین هم، چندان پاک نیست و نمی تواند باشد.

 

در واقع به جای دنده عقب رفتن، برای مبارزه با آلودگی ها، باید نوآوری های تحقیقاتی تحریک شود، و قدم به جلو بگذاریم. بازیافت شهرداری نمونه این کار ها است، که نتیجه مثبت هم داشته و: به صرفه اقتصادی هم بوده . وهمه مواد آلاینده هم، قابل بازیافت است. 

 

    البیئة الذکیة.

للأسف، کانت البیئة وحمایتها وتورمات على إیران والمهزوم الإیرانی! أنها قرانهما فی الصدر تعانی مئات الشعارات یأتی وتعطینی أوزة! عشرین عاما من جمیع أنحاء العالم وتقول نعود! أو یقولون الأرض الملوثة ینبغی القیام به فی کندا وأماکن أخرى أن یصاب!

على مدار العدالة یجب، لأن هناک أساتذة الذین یعتقدون أن مستوى الحمایة البیئیة، بدءا من رجل ومسلم، وأکد. ولکن البیئة لا تزال تکافح مع النمو والتنمیة وتناقش. وتدمیر الغابات للاستخدام البشری، أو الاحتباس الحراری لنمو النباتات، لا تتجاهل أو حتى ذکر مؤخرا: تلوث الهواء هو سبب منع المطر.

وهذا یسمح للهواء أنقى، وینبغی إغلاق جمیع الصناعات أسفل، لا! لا بد من تدمیر المدن! وکل العودة إلى القریة: تجربة رجل الکهف مرة أخرى.

قد یقول لا! لا تحتاج إلى الخروج من المدینة، ولکن هذا هو مجرد شعار! أو، إذا کان هذا صحیحا، بل هو شعار. طبیعة التنمیة، وتدمیر الموارد. هذا یعنی أننا یمکن أن تنتج من أرضنا، وإعطاء أهل البیت! أو الأسمنت نحن لا ننتج لئلا صناعة التلوث. أو وضع منازلهم على الذهاب.

ولکن لأن طبیعة الله، مصنوعة ذکیة أن یرى أی عقبة، فإنه یتجاوز الرجل یمکن تجاوز هذه المسألة. بالإضافة إلى طبیعة ذکیة والتطور والجرثومیة کذلک. منتجات صناعة الإنسان، یجب أن یکون لهذا أمر الله هذا الرجل، أنشأ الخلیفة الله. یجری التکنولوجیا الذکیة هو بسیط جدا. وطبیعة المشارکات عنصر مادی منتج ممتاز، یمکن أن یکون الرجل للقیام بذلک.

   طبیعة التربة، وسینتج المصنع. التربة التی لا یمکن أن تؤکل، بسبب التفاعلات، یمکن تحویلها إلى الفاکهة أو الخضار. الناس یمکن یدخنون، أو الکثبان الرملیة أو المیاه المالحة وإنتاج أکثر ممتازة. هذا لا تقلق الدخان: ینتج الغبار الناعم! ومن المحزن أن مجرد الجلوس إلى الأسفل وإلى طبیعة أو الدولة، أو لعنة الأمة! وطریقة لإظهار أن کل شیء یتضاءل!

فی حین أن الرمال الناعمة من الحیاة: البلوش بالشلل فی طهران على أعلى سعر، لبیع وشراء مواد الخرسانة المستخدمة! للأسف أن أقول الغدة الدرقیة أو الإهمال ولیس للهجوم! بل هو هیبة أن یذهب مع الریح! عندما مرکز الثقل للتلوث طهران، فی ??أو الج.ادبه گمرک  بسبب عدم وجود شفط؟ وسیؤدی ذلک إلى الهواء؟

عندما ضیوفنا جولة، ودفع غرامة، ویمکن حساب تراکم رأس المال، ویتم استخدامه کمادة بناء. یمکن غازات الدفیئة هی: أصبحت الهیدروکربونات مفیدة. هذا العمل على مشاریع بحثیة، ولکن البیانات الناتجة، جشع الدولارات النفطیة، واللجنة لا تسمح أکثر من عشرة فی المئة؟

انبعاثات غازات نفسها، لمجرد أثیر عنه: والرجال لا تنتج محلیا، ونسب ما زالوا محرومین إرشادهم. خلاف ذلک، استبدال البنزین المستوردة، وحذف ذلک لا یمکن أن یکون.

بدلا من الذهاب مرة أخرى إلى محاربة التلوث، لتحفیز الابتکار والبحث، وخطوة إلى الأمام لمغادرة البلاد. هذا مثال من البلدیة إعادة التدویر، الذی کان أیضا نتیجة إیجابیة: الاقتصاد معا. جمیع الملوثات الأخرى، یمکن إعادة تدویرها.


» نظر

مشکل اساسی جهان چیست

000

دنیا بسیار در هم ریخته است! همه جا نا رضایتی بیداد می کند. و مردم از سرنوشت خود گله دارند. گرانی و بیکاری، همه را درهم ریخته، رکود سراسر اقتصاد دنیا را فراگرفته است، و هیچکس نمی داند چه کند و: یا نمی داند سر رشته: این کارها به دست کیست؟ و سرنوشت به کجا میرود؟ و عاقبت چه خواهد شد.

البته کمی دقت، جواب همه این سوال ها را می دهد! ولی معمولا عادت کرده ایم، جای دیگری را نگاه کنیم و: منتظر دست کمکی باشیم که: از آستین دیگری در آید! و به ما کمک کند. لذا باید کمی منصف باشیم و: به حقیقت احترام بگذاریم. و از سختی راه نترسیم و: از محرومیت ها باکی نداشته باشیم .

حقیقت آن چیزی است که: همه میدانیم ولی، به دلایل مختلف از آن می گذریم! و آن را نادیده می گیریم . یزرگترین حقیقت جهان، خدا است که جهان را به وجود آورده، و ما را خلق کرده و: برای ما راهنما فرستاده. اما همه ما عادت داریم، آن را نادیده بگیریم و: برای راهنمایی نزد کسان دیگری برویم. تولید علم در میان ما، فقط به این دلیل است که: بهتر بتوانیم با خدا مبارزه کنیم! و دست او را از زندگی خود کوتاه کنیم.

البته این که ما بخواهیم مستقل باشیم، و برای خود تصمیم بگیریم، که همان اومانیته یا انسان گرایی است، حرف بدی نیست به شرط آن که: همه انسان ها را ببینیم، نه فقط خود را! البته لیبرالیزم این مشکل را حل کرده! و گفته آزادی هر انسان، تا آنجا ادامه دارد که" به آزادی دیگران لطمه نزند.

اما وقتی خوی استکباری، در انسان باشد همیشه منافع خود را، در اولویت قرار می دهد. و هیچگاه به منافع متقابل و مساوی، نمی اندیشد چه برسد به ایثار! یعنی ترجیح نافع دیگران برخود! در حالیکه ایثار را از طرف خود، احمقانه می داند ولی منتظر است: دیگران در حق او ایثار بکنند!

به همین روشنی، کلید حل مشکلات جهانی هم قابل رویت است.همه ما میدانیم که آل سعود، بودجه همه جنگ ها و ترور ها را پرداخت می کند. اما از آن عبور می کنیم ! و همین باعث ایجاد مشکلات، در جهان می شود. از نظر ما اظهارات وزیر خارجه عربستان، برعلیه ایران فقط سخیف است! و آن ها ندانسته آب به آسیاب دشمن، می ریزند ولی واقعیت چیز دیگری است.

آل سعود از همان ابتدا، با ترور و تخریب و تهدید، روی کار آمدند. و این روش را تا امروز، ادامه دادند و می دهند. در هیچ کجای جهان، خودرو بمب گذاری شده وجود ندارد که: از دلار های نفتی عربستان پر نشده باشد. بنابر این تمام گرفتاری ها، از آنجا است.نه تنها این بمب گذاری ها، کار عربستان است، بلکه جنگ ها نیز اینطور است.

چه کسی نمی داند که: بودجه حمله عراق به ایران را، در دهه 80عربستان داد؟ چه کسی نمی داند که حمله: صدام به کویت با بودجه آل سعود بود؟ اگر بزرگان ما، در جنگ های اول و دوم، نقش لورنس عربستان را نادیده گرفتند، یا آن را معکوس نشان دادند، ولی کودکان ما و جوانان ما می دانند که: حمله به برج های دوقلو و بعد، حمله به عراق و افعانستان، همه با بودجه عربستان بود.

 

و اگر آمریکا پیش قدم می شد، یا اسرائیل شعار آن را می داد! برای گرفتن همین : کمک های مالی عربستان بود . الان هم همه دنیا می دانند که" القاعده یا طالبان و حتی دولت اسلامی (داعش)" با یودجه مستقیم آل سعود ایجاد شدند.کشتار وحشیانه آن ها، باعث مختل شدن تحلیل سیاستمداران می شد . یعنی از ترس داعش، مجبور بودند آدرس غلط بدهند و: عربستان را خادم حرمین بخوانند. بمب گذاری در پاکستان یا بغداد، همگی به وسیله آل سعود و: اعزام نیروهای عربستانی صورت می گیرد. و این نا امنی ها، سرمایه گذاری و اشتغال را مختل می کند، لذا گرانی و بیکاری بوجود می آید.

 

ما هی المشکلة؟   

وقد تعطلت العالم! الغضب الاستیاء فی کل مکان. ویشکو الناس من مصیرهم. التضخم والبطالة، وکلها مشوهة، وعلم الانکماش الاقتصادی أنحاء العالم، ولا أحد یعرف ما یجب القیام به و: أو یعرف بالطبع هذا العمل الکیس؟ أین المصیر؟ ماذا ستکون النتیجة.

دقة الکمیة، فإن الجواب على کل هذه الأسئلة! ولکن غالبا ما نحصل، نحن نبحث فی مکان آخر: نحن فی انتظار ید العون من الکم الآخر! وتساعدنا. حتى نکون منصفین قلیلا واحترام الحقیقة. والطریق الصعب وألا تخشى: یخاف من الحرمان لیست کذلک.

فی الواقع، هو شیء أن نعلم جمیعا، لکن لأسباب مختلفة أن نعبر! ونحن تجاهله. فی الواقع، خلق أکبر شرکة فی العالم الله العالم، وأنشأنا واستخدامها لمساعدة أرسلت لنا. ولکن علینا جمیعا والعادات، وتجاهله لدلیل للذهاب مع الآخرین. إنتاج المعرفة بیننا، لمجرد أن أفضل نستطیع محاربة الله! وانه لن یدخر حیاته.

بالطبع نحن نرید أن تکون مستقلة وتقرر لنفسها، وهذا هو، والنزعة الإنسانیة لومانیتیه لیست کلمة سیئة على شرط أن: کل الناس لرؤیة، ولیس الخاصة بک فقط! ولکن اللیبرالیة قد حل هذه المشکلة! وحریة کل إنسان، بقدر ما أن یذهب، "لا تضر حریة الآخرین.

ولکن عندما الطبیعة المتعجرفة للإنسان دائما اهتمامه فی الأولویة. أبدا یساوی والمنفعة المتبادلة، ولیس على التفکیر، ناهیک عن العطاء! فیما یفضل آخرون وسیلة مربحة بالنسبة لی! فی حین أن التضحیة من یده، لکنه یعرف أنه غبی: انه یعطی الآخرین الحق فی القیام به!

ومن الواضح أن هذا مفتاح حل المشاکل العالمیة مرئیة. نحن نعلم جمیعا أن آل سعود، تدفع میزانیة کل الحروب وأعمال الإرهاب. ولکنها سوف تمر! وهذا یمکن أن یسبب مشاکل فی العالم. فی رأینا، وزیر الخارجیة السعودی، ضد إیران هو مجرد سخیفة! وأنهم لیسوا أعداء، السقیفة، ولکن الواقع مختلف.

آل سعود، من البدایة، وتهدید الإرهاب والدمار، جاء إلى السلطة. هذه الطریقة، حتى الآن، استمرت. فی أی مکان فی العالم، کان هناک انفجار سیارة ملغومة غیر کامل من الدولارات من النفط السعودی. لذلک کل المشاکل من هناک. لیس فقط هذه التفجیرات، المملکة العربیة السعودیة، ولکنها أیضا حرب.

من یدری: غزو العراق بتمویل من إیران، کانت المملکة العربیة السعودیة فی ال 80؟ الذی لا یعرف أن الهجوم على صدام لبیت التمویل الکویتی سعود من کان؟ إذا قادتنا، فی الأولى والثانیة، ودور لورنس العرب تجاهلها، وأنها أظهرت سلبی، ولکن أطفالنا وشبابنا یعرفون أن: الهجوم على برجی مرکز التجارة العالمی والهجوم على العراق وأفغانستان، کل میزانیة السعودیة.

وإذا کانت أمریکا المشی، أو أنه یمکن أن یکون شعار إسرائیل! للحصول على هذا: المنح العربیة. الآن العالم کله یعرف أن "تنظیم القاعدة أو حرکة طالبان أو دولة إسلامیة (داش)" الممول مباشرة آل سعود تم إنشاؤها. هو القتل الوحشی، تعطلت التحلیل السیاسی علیه. أن داش الخوف، وکان لإعطاء عنوان خاطئ: خادم الحرمین قراءة العربیة. تفجیرات فی باکستان أو العراق، وجمیع من خلال آل سعود: القوات السعودیة نفذت. وهذا انعدام الأمن ویعوق الاستثمار والتوظیف والتضخم والبطالة وبالتالی تسبب



» نظر

عناصر ارتباطی بین: ایران و آمریکا

رفتار با آمریکا چنانچه تحلیل علمی نداشته باشد، منجر به از دست رفتن دستاورد های: گذشته ایران می شود.  البته رفتار ها از الگوی ثابتی پیروی نمی کنند ولی قانون ثابتی دارد. مبنای قانونی رفتار با آمریکا، بیانات رهبر کبیر انقلاب اسلامی  می باشد. اما الگوهای رفتاری را شرایط طرف و: مواضع ایران تعیین می کند.

طبق تعریف تا موقعی که آمریکا، از رفتار استکباری خود دست برنداشته، ایران نباید با آن را رابطه داشت باشد. زیرا در این شرایط نسبت های رفتاری، به گرگ و میش تعبیر شده است. و امام خمینی ان را بسیار روشن فرموده است که: اگر آمریکا لا اله الا الله هم بگوید، ما قبول نداریم چون می خواهد: سر ما کلاه بگذارد.

رفتار استکباری، رفتار سلطه طلبانه ، ترجیح منافع یک طرفه  ، استفاده از ادبیات تحکم آمیز و دستوری، و بالاخره تهدید نظامی یا سیاسی است. و این ادبیات فقط در کلام خلاصه نمی شود، بلکه به صورت تحریم در ابعاد اقتصادی و: یا به صورت اشغال در: محاصره نظامی است. یعنی حضور آمریکا در کشورهای همسایه نیز، مولفه مهمی بای ارزیابی خوی استکباری آن است.

این حضور ممکن است به صورت: تغییر در نهاد های امنیتی و نظامی آن کشورها، برای همسو کردن فعالیت های ضد ایرانی باشد. یا اینکه تغییر نهاده های کشاورزی، صنعتی برای تولیدات مضر و: صدور آن به ایران باشد. و یا حتی ایجاد ماهواره و حمایت از: برنامه های تولیدی فرهنگی باشد، به نحوی که اصول اسلامی و: ایرانی را خدشه دار کند.

البته این برنامه ها ممکن است، به صورت کلاسیک به ذهن آمریکایی ها، خطور هم نکرده باشد، و آنان به خاطر ضدیت با ایران، هر روشی را پیگیری و استاده می کنند. زیرا برنامه ریزی، نیاز به هماهنگی داده ها و ستاده ها است، ولی آمریکا تا کنون همیشه داده ها را، اقدام کرده و ستاده های آن ، معمولا صفر بوده است.

رشد بدهی های آمریکا به سازمان ملل، و کشورهای دنیا، حاکی از دستپاچگی و بی برنامه گی آمریکا، طی سی و چند سال گذشته است. که تئوریسین ها سعی دارند: آن را تئوریزه کنند. یکی از این تئوری ها ، اعتقاد به نظم در: بی نظمی است! با این تئوری ثابت می کنند،  آمریکا اگر در سیاست های" مالی و سیاسی" خود اشتباهات زیادی داشته و: بی نظم عمل کرده، خودش نمونه یک نظم است!

اما این تئوریسین ها که بیشتر، خود ایرانیان هم هستند! کسانی هستند که به دلیل مشکلات اخلاقی، با اصل اسلامیت ایران مخالف هستند . آن ها حاضرند : همه غلط های آمریکا را هم تو جیه علمی کنند تا : جمله امام خمینی درست در نیاید! متاسفانه به دلیل تاریخی، نفوذ آن ها زیاد هم هست . چون در گذشته صاحب منصب بودند، و در زیر دست آمریکایی ها، بالاترین مقام ها را داشتند. لذا افول آمریکا را نه تنها نمی پذیرند، بلکه اصلا ذهن علیل آن ها، این مفاهیم را درک نمی کند.

اما تاریخ راه خود را می رود؛ از آمریکای ابرقدرت یکه تاز، چنان موشی ساخته است که: الان حتی قادر نیست حمله موش ها را، از دیترویت یا منهتن دفع کند! چنان سردرگم شده که هر سخنی را که می گوید، بعد از مدتی آن را تکذیب می کند.  و هر غلطی می کند بعد با پر رویی تمام، آن را تصحیح می کند! صدام را بوجود آورد، بعد خودش او را از بین برد ! طالبان را، القاعده را و این اواخر، داعش را.

 

نشستن جان کری دور میزی که: برای باز سازی غزه است، اخرین مرحله خواری رژیم پوشالی ابرقدرت آمریکا است.  و ما این را تغییر در رفتار ارزیابی می کنیم.


   عناصر العلاقة بین إیران وأمریکا

إذا کانت الولایات المتحدة لیست التحلیل العلمی للسلوک، مما أدى إلى فقدان الإنجازات: الماضی، إیران. بالطبع أنها لا تتبع نمط ثابت من السلوک، ولکن یتم إصلاح القانون. الأساس القانونی للولایات المتحدة والقائد العظیم للثورة الإسلامیة هو التصریحات. ولکن الظروف والأنماط السلوکیة: إیران تقف علیها.

کما تم تعریفها من قبل الولایات المتحدة حتى وقت سلوکه المتعجرف توقف ایران لن المرتبطة به. لأنه فی هذه الحالة یتم تفسیر سلوک الحمل والذئب. وقد قال الإمام الخمینی أنه من الواضح جدا انه اذا اتخذت الولایات المتحدة أن أقول لا إله إلا الله، ونحن لا نقبل به هو: رئیس الخوذة و.

السلوک المتعجرف، وسلوک الاستعمار، بدلا من مصالح من جانب واحد، واستخدام الاستبداد والنحویة للغة، والتهدید السیاسی أو العسکری. الرسائل لیست فقط فی کلمة واحدة، ولکن فی شکل عقوبات اقتصادیة و: أو الاحتلال فی الحصار العسکری. هذا هو الوجود الامیرکی فی دول الجوار، بل هو عنصر هام یجب تقییم مزاجه المتغطرس.

قد یکون هذا الوجود التغییر فی المؤسسة العسکریة وأمن البلاد، لتنسیق الإجراءات ضد إیران. أو تغییر المدخلات الزراعیة، والإنتاج الصناعی والضارة: قضیة إیران. الأقمار الصناعیة أو خلق وبرامج دعم الإنتاج الثقافی، لدرجة أن مبادئ الشریعة الإسلامیة: الحل الوسط الإیرانی.

ومع ذلک، قد تکون هذه البرامج فی شکل العقل الأمریکی الکلاسیکی، والعقل لیس هناک، وبسبب معارضتهم لإیران، على طول الطریق حتى والوقوف علیها. للتخطیط، والحاجة إلى تنسیق البیانات والنواتج، ولکن کان دائما نظرا الولایات المتحدة إلى العمل ونتائجه، عادة صفر.

الدیون الأمریکیة المتنامیة لدى الأمم المتحدة والبلدان، مما یشیر على عجل ودون أن تطلب الولایات المتحدة خلال الثلاثین عاما الماضیة. وقد حاول التی المنظرین أنه قد اقتنع. واحدة من هذه النظریات، والاعتقاد فی الترتیب: هو الفوضى! هذه النظریة تتفق مع أمریکا إذا کانت سیاسات أخطاء "الاقتصادیة والسیاسیة" والعدیدة: العمل الفوضوی نفسه مثالا للانتظام!

ولکن هذه المنظرین أن الإیرانیین هم أکثر! تلک التی تعزى إلى مشاکل أخلاقیة مع المبدأ الإسلامی من المعارضة. ما یقدمونه کل منهم لتبریر الأخطاء الأمریکیة: بما فی ذلک الإمام الخمینی غیر صحیح! للأسف، لأسباب تاریخیة، نفوذهم عالیة. کمسؤول فی الماضی، وفی أیدی الأمریکیین، وکان أعلى المسؤولین. تراجع الولایات المتحدة لا ترفض فقط، لکنهم لا العقل القوادة، وهذه المفاهیم لا یفهمون.

لکنه یذهب فی طریقه، القوة العظمى الریاضی الأمریکی، لذلک الفأر هو أنه لا یمکنک حتى مهاجمة الفئران، إفراز دیترویت أو مانهاتن! الخلط بحیث کل کلمة کما یقول، بعد حین تنفی ذلک. وکل ما هو الخطأ فی ملء إزالتها بعد کل شیء، هو الصحیح! خلق صدام، ثم دمر بلده! طالبان والقاعدة، ومؤخرا، وداش.

جون کیری یجلس حول الطاولة: لإعادة إعمار غزة، الخطوة الأخیرة هو کسر قوة عظمى النظام الدمیة أمیرکا. ونحن سوف تقییم التغیرات فی السلوک


» نظر

تجارت با روسیه نباید به حرام آلوده باشد

روسیه 40میلیارد از تجارت با اروپا، به خاطر تحریم ها، ضرر کرده است. و این ضرر را می خواهد، از ایران جبران کند. از اینکه در طول انقلاب اسلامی و: حتی قبل از آن روسیه و شوروی سابق، از ایران سود برده اند، اصلا شکی نیست. تراز تجاری همیشه به سود روس ها بوده است. ولی مردم ایران به دودلیل، به روس ها خوشبین هستند.

دلیل اول این است که بعد از: انقلاب اکتبر 1917 نرمش بیشتری نسبت به: راسپوتین و دیگران احساس کردند. و حتی لنین ابتدا اعلام کرد: قرارداد های ترکمانچای و: گلستان چای را یکطرفه باطل می کند. و ایران می تواند: مناطق از دست داده خود را، زیر بال و پر بگیرد. اما ضعف دربار ایران، این را نشنیده گرفت .

همین موضوع عینا بعد از: فروپاشی شوروی سابق، از سوی حیدر علی اف و ادوراد شوارد نادزه، پیشنهاد شد و در زمان هاشمی،  باز هم نشنید گرفته شد. بناچار ضد ایرانی ها در آنجا قدرت پیدا کردند. و بلا هایی بر سر ایرانی های: بی حمایت مرکزی آوردند که: باید سالها بر آن گریست. استالین که خود گرجی بود و: باید گرحستان را به ایران تحویل می داد، در دور اول، این کشتار را به راه انداخت.

در دور دوم هم همان: ادوارد شوارد نازه گرجستانی، و حیدر علی اف نخجوانی،  از بی توجهی ایران چنان عصبانی شدند که: دین را بطور کلی در: کشور خود ممنوع کرده، و خط ایرانی وزبان فارسی را از: تمام آثار حذف کردند و: تاریخ مشترک را نابود نمودند.

همین امروز اعلام شد: در یک رای گیری   در مسکو 82 درصد مردم، برخلاف مدودف، به ایران رای دادند. یعنی دوستی ایرانیان نه فقط در سرزمین های: رها شده از ایران موج می زند، بلکه حتی در دل مسکو هم عشق به ایران هست. ولی وای به روزی که با نشنیده گرفتن این صدا، عشق به نفرت تبدیل شود.

اما دلیل دوم، نزدیکی فرهنگ ها و موضع گیری های سیاسی، مخصوصا در موضوع هسته ای ایران است. مسکو در واقع همان مسجد است! و کنگره های کاخ کرملین و: میدان سرخ مسکو هم این را ثابت می کند . حتی در دل حکومت کمونیستی هم، تحقیقات اسلامی، از ایران و عربستان بیشتر انجام می شد! و جالب است بدانید که: مائو رهبر چین کمونیست، رشته حقوق اسلامی را در: دانشگاه کوتو روسیه خوانده است.

حتی اولین جمهوری اسلامی، قبل از ایران و پاکستان، در ترکستان شرقی ایجاد شد. و همین قضیه تاریخی، تبدیل عشق به نفرت را نمایان ساخت . جمهوری اسلامی ترکستان شرقی، متلاشی شد و از آن دو کشور کمونیست بزرگ: چین و روسیه به وجود آمد. آن ها به قدری در ابتدا به اسلام آگاه بودند که: خود را دو برادر خطاب می کردند! بعدا که عشق آنها به نفرت تبدیل شد، برادر را حذف و تاواریش یا: رفیق را جایگزین کردند.

درست در زمان ما هم چنین اتفای افتاد! مردم چچن و اینگوش بعد از فروپاشی شوروی سایق، برای ایجاد جمهوری اسلامی  قیام کردند. اما مورد بی مهری قرار گرفتند. و حالا می بینیم بیشترین عناصر: داعش از همین جا ها است.

حالا زمان آن رسیده که: به این بی مهری ها خاتمه داده شود. و روسیه را عضوی از خانواده بزرگ: شیعه و اسلام حساب کرد. و گرنه همین تجارت بین ایران و روسیه، ممکن است همان سرنوشت را پیدا کند.         بیشترین خواست مردم روسیه، کالاهای حلال است. و اگر ایرانی ها کلک بزنند و: با آرم حلال خرچنگ قورباغه؛ به خورد آن ها بدهند.گران بفروشند یا به جای شهد، به زنبوران ساخارین بدهند! معلوم نیست بتوان آن را جبران کرد.

 

اگر تجار ایرانی، سود های کلان می خواهند، نباید با نام اسلام و یا احیانا تجارت حلال، وارد شوند. بروند خودشان گورشان را بکنند.همین امروز شاهد بودیم که در جلسه، برخی از همین زنان تجار، کشف حجاب کرده بودند! و از ان بدتر جلسات را دروقت نماز گذاشتند! تا کسی به نماز نرسد!درست مثل زمان فروپاشی آن ها از ما مهر و تسبیح می خواستند ایران از آن ها ودکا و مشروب! 


ویحظر فی التجارة مع روسیا  

ملیار التجارة مع أوروبا روسیا 40، بسبب العقوبات، انها حققت خسارة. وهذه الخسائر، من إیران إلى تعویض. خلال الثورة الاسلامیة: حتى قبل روسیا والاتحاد السوفیاتی السابق، وقد استفاد من إیران، لا شک. وکان المیزان التجاری دائما لصالح الروس. لکن شعب إیران لسببین، الروس متفائلون.

السبب الأول هو أنه بعد ثورة أکتوبر عام 1917، أکثر من ممارسة: راسبوتین وغیرهم شعر. أعلن لینین فی البدایة حتى عقود ترکنامچای والشای جولستان تلغی الطریق. ویمکن لإیران أن: المناطق فقدت ریش تحتها. ولکن الضعف فی ملعب ایران، یتم تجاهل ذلک.

بالضبط نفس القضیة بعد انهیار الاتحاد السوفیاتی، وحیدر علییف وإدوارد شیفاردنادزه، واقترح باسم الهاشمی، وسمع فیها. بالضرورة القوة الإیرانیة بعکس المرجو وجدت فیه. وبیلا هی للإیرانیین: لا الدعم المرکزی التی یحتاجون إلیها فی البکاء على مر السنین. ستالین، الذی کان الجورجیة یجب أن یتم تسلیمها إلى إیران فی الجولة الأولى لإعداد القتل.

فی الجولة الثانیة نفسه: إدواردح جورجیا، وحیدر علییف، غاضب جدا أن إهمال الدین بشکل عام فی بلدک محظورة، واللغة الفارسیة فی إیران: تم حذف جمیع المشارکات: دمرت التاریخ المشترک.

وقد أعلن هذا الیوم فی موسکو فی الاقتراع 82 فی المئة من السکان، على الرغم من صوت میدفیدیف ایران. ان الصداقة لیست مجرد أراضی إیران: إیران تطلق من موجات الضارة، حتى فی قلب موسکو، هو الحب من إیران. ولکن ویل لفی الیوم أحصل على سماع الصوت، والحب على الکراهیة تحول.

ولکن السبب الثانی، المواقف الثقافیة والسیاسة وثیقة، وخاصة بشأن القضیة النوویة فی إیران. موسکو هو فی الواقع المسجد! الکونجرس والکرملین: الساحة الحمراء فی موسکو، وهذا یثبت. حتى فی زمن الشیوعیة، وقد أجریت الدراسات الإسلامیة من إیران والمملکة العربیة السعودیة! ومن المثیر للاهتمام أن نعرف أن الزعیم ماو من الصین الشیوعیة، والقانون الإسلامی فی جامعة هو الروسیة.

حتى جمهوریة إیران الإسلامیة وباکستان، وجاء فی ترکستان الشرقیة. والقضیة التاریخیة، وجعل الحب إلى الکراهیة کشفت. نشأت الصین وروسیا: الجمهوریة الإسلامیة ترکستان الشرقیة، وانهیار اثنین من أکبر الدول الشیوعیة. هم أیضا کانوا على علم فی البدایة أن الإسلام شقیقیه کانت! فی وقت لاحق أن الحب على الکراهیة تحول، الأخ، وإزالة أوالرفیق تحل محلها.

ونحن حدث أیضا فی الوقت المناسب! ارتفع الشیشان والانغوش شعوب محرکات السوفیاتی، لخلق جمهوریة إسلامیة. لکنها کانت لا تحظى بشعبیة. والآن نرى عناصر: داش هو نفسه فی کل مکان.

الآن حان الوقت أن الاستیاء من النهایة. وروسیا باعتبارها عضوا فی عائلة کبیرة: حسابه الإسلام الشیعی. خلاف ذلک، فإن التبادل التجاری بین ایران وروسیا، قد لا تجد نفس المصیر. شعب روسیا، ومنتجات الحلال. وإذا کان الإیرانیون الغش ومع شعار الحلال الضفدع سرطان البحر، لامتصاص لهم بیع مکلفة، أو بالأحرى الرحیق، فإن النحل السکرین! ومن غیر الواضح ما إذا کان یمکن تعویضها.

إذا الإیرانی، فإن الأرباح الباهظة لا تکون مشروعة فی الأعمال باسم الإسلام، أو ربما دخول. یفقدون أنفسهم فی قبورهم شهد الیوم الاجتماع، وکان بعض التجار النساء السفور! أسوأ من ذلک، اجتماعات الصلاة والبوب??! حتى شخص لا یصلی! تماما مثل انهیار حبنا والثناء ایران ترید لهم الفودکا والنبیذ


» نظر

جشنواره ها نباید: سکوی فرار مغزها شوند.

در جشنواره بازی های رایانه ای، یکی از برندگان به صراحت گفت: از دولت ایران نا امید هستم !آنهم درست در مقابل وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ! و بدون اینکه حاضر شود نیم نگاهی هم بکند! و گفت که فلان دوست ما دیگر نیست و به آمریکا رفته!تحلیل گر ماهین نیوز می گوید: مطمئن باشید برای پاسپورت اقدام کرده، و این جایزه را هم گرفته تا راحت تر برود!

تقریبا  کار کرد جشنواره  ها، اغلب به فرار مغزها گره خورده است. یعنی  هرکسی از جشنواره ها جایزه ای می گیرد، گویا ویزای خود را برای رفتن به آمریکا، اکی کرده است. البته این فقط نخبگان علمی نیستند، بلکه  سینما گران در ردیف اول هستند، بعد ورزشکار ها ! و..بعد دانشجویان قبولی در: جشنواره ها و بعد هم همه!

ریشه تمام این ها هم، در آموزش زبان انگلیسی است. اگر سری به آموزشگاه های زبان انگلیسی، چه در تهران و چه در شهرستان ها، بزنید همه  تمرین فرار مغزها می کنند.  وخودشان را یک نسل سوخته می دانند که: بخاطر ماندن در ایران، همه استعداد هایشان نابود شده است!

این ها البته زرنگ هم هستند! زیرا می دانند  نه آنطرف خبری هست، و نه خودشان آش دهن سوزی هستند! بلکه می خواهند آب را گل آلود کنند، و ماهی بگیرند. والا اگر استعداد دارند، چرا قبل از جشنواره یا قبولی در کنکور نمی روند ؟ و اگر بروند، چه چیزی نصیب آن ها خواهد شد .

آن ها در واقع می خواهند: با کت و شلوار دولتی داماد شوند! یعنی دولت خرج کند، آن ها تحصیل کنند و: مدارج ترقی را طی کنند، بعد هم یک آش پشت پا، به نام جشنواره برایشان بگیرند! تا این ها بتوانند رزومه بدهند، و پناهندگی بگیرند و: چند صباحی پلوی انگلیس و: پیتزای آمریکا را بخورند.

علاوه بر زرنگ بودن، پرتوقع هم هستند! همین دیروز بود که: کفاشیان به وزیر ورزش گفت: پول بدهید ولی دخالت نکنید! و این حرف دل تمام آن هایی است که: می خواهند با پول دیگران، صاحب منصب شوند. می گویند پول را به ما بدهید تا: هرطور که دلمان خواست هزینه کنیم، و حق هم نداشته باشید سوالی کنید.

خانه سینما هم همین حرف را می زد، تمام هزینه های دولتی را، به نام خودش به هنرمندان قالب می کرد، و بعد هم می گفت: دولت نباید در کار ما دخالت کند. اگر آن ها نمی دانند، ما می گوییم تا بدانند: دولت نماینده ملت است و، پول دولت بیت المال است. مالیات مردم کوچه و بازار است.

  اگر قرار باشد به کسی بدهند و: باز خواست نکنند، خود مالیات دهنده ها واجب ترند ! چرا پس دولت زحمت می کشد، آبروی خود را خرج می کند، و مالیات می گیرد؟ چون ملت از او می خواهد: اعمال حاکمیت بکند، نظارت بکند و حافظ منافع ملت باشد.

اگر هنرمندان فکر می کنند، بهتر از مردم بلد هستند، پول را حیف و میل کنند، یا ورزشکاران یا نخبگان ، اینطور نیست و: مردم پول خود را بهتر می توانند خرج کنند. اگر به اینها می دهند برای این است که: انتظا ر دارند.

اگر حتی دولت هم کوتاه بیاید، مجلس از او باز خواست می کند، نهاد های نظارتی هم ، بازخواست می کنند. مگر پول علف خرس است که: خرج نخبگان و هنرمندان و: ورزشکاران شود و آن ها هم، به دنبال خواسته های خود بروند.

البته هنرمندان متعهد، ورزشکاران باغیرت و: نخبگان وطن پرست هم داریم،  که آن ها وظیفه خود را می شناسند. در درجه اول بار بر دوش دولت و ملت نیستند، بلکه باری از دوش ملت و: دولت هم برمی دارند. مانند تختی که در تمام: کار های خیر پیشقدم بود.

یجب أن تکون منصة المهرجانات سوف تکون هجرة الأدمغة.

فی مهرجان ألعاب الکمبیوتر، واحدة من الفائزین واضحة قالالحکومة الحق فی القیام بذلک أمام وزارة الثقافة والإرشاد الإسلامی! الآن هو الوقت المناسب للقیام دون لمحة! وقال ان صدیقا لنا، والآخر هو أن یذهب إلى أمریکا یقول المحلل الماهین الأخبار، تأکد من:! قانون جوازات السفر، وهذه الجائزة، أیضا، للذهاب أسهل!

مهرجانات عملت تقریبا فی کثیر من الأحیان مرتبطة هجرة الأدمغة. أن أی شخص یأخذ جائزة المهرجان، کما لو تأشیرته للذهاب إلى أمریکا، آکی دیه. بالطبع، هذا لیس مجرد النخبة العلمیة، ولکن المخرجین هم فی الصف الأول، ثم الریاضی! الطلاب V..bd یمر المهرجان ومن ثم کل شیء!

جذر کل هذا، أیضا، باللغة الإنجلیزیة. إذا سلسلة من الدورات فی اللغة الإنجلیزیة، سواء فی طهران وفی مدینة، والتحقق من کل ما یمارس هجرة الأدمغة. وهم یعرفون أن واحدا الجیل المحروق: للبقاء فی إیران، ودمرت کل ما لدیهم موهبة!

هذه هی الحکمة! لا أحد من الطرفین لأنهم لا یعرفون شیئا آخر، ولیس الرماد أنفسهم فم النار! انهم یریدون تعکیر الماء، والأسماک فیه. وإلا، إذا الذوق، لماذا لا تذهب قبل المهرجان أو اجتیاز الامتحان؟ وإذا ذهبت، ماذا سیکون مصیرهم.

یریدون فعلا: أ القانون هی الدولة الدعاوى! هذا یعنی أن الحکومة تنفق، ویحصلون على نظم التعلیم: التقدم من خلال شهاداتهم، ثم وعاء احتیاطیة، نقلهم الى المهرجان! حتى یتمکنوا من استئناف، ومنح اللجوء و: حین طعام انکلترا: یأکلون البیتزا الأمیرکیین.

بالإضافة إلى کونها ذکیة، وهم یطالبون! کان علیه بالأمس فقط أن الکفاشیان قال وزیر الریاضة أموالک ولکن لا تتدخل! وقلوب جمیع تلک الأحرف هی أنها ترید مع أموال الآخرین، هی الرسمیة. ویقولون ان المال لتعطینا أی أموال کما أردنا، ونحن لم یکن لدیک الحق أن نسأل.

السینما المنزلیة مرة أخرى إلى نفس الشیء، کل نفقات الحکومة، وکان اسمه بعد وفاة الفنان، ثم قال: یجب على الحکومة ألا تتدخل فی عملنا. إذا لم یفعلوا ذلک، نقول أن یعرف: الأمة وممثل الدولة، وأموال الدولة هی أموال عامة. الناس الضرائب فی الشوارع والأسواق. لو کنت لإعطاء شخص: الرغبة فی عدم مطلوبة دافعی الضرائب فی بلدانهم! لماذا یستغرق جهد الدولة لذلک، تنفق حاجبیه، والضریبة؟ لأنه یرید من الدول: الحق السیادی فی القیام به، لا مراقبة مصالح الأمة.

إذا الفنانین یعتقدون أنهم یعرفون أفضل من الناس، واختلاس المال، أو الریاضیین أو النخبة، ولیس من الناس یمکن أن تنفق أموالهم بشکل أفضل. إذا کنت تصل لحقیقة أنهم ینتظرون.

إذا حتى على المدى القصیر، لأنه أراد البیت والوکالات التنظیمیة، أیضا، مسؤولون. دب العشب لیس الأموال التی تنفق النخبة والفنانین: الریاضیین، وأنها تتبع أیضا رغباتهم الخاصة.

ملتزمون الفنانین والریاضیین المتحمسین ونخبة وطنیة نحن، أنهم یعرفون وظیفتهم. الوقت فی المقام الأول على الدولة والأمة، ولکن أیضا أعباء الأمة والدولة هی أیضا الظهر. مثل سریر على الإطلاق: أی عمل کان الرائد


» نظر

مردم یمن، پیشتاز نهضت جهانی شیعه

مردم یمن در روز غدیر خم، از همه بیشتر بودند: برخی تاریخ نویسان آن ها را 11هزار نفر هم نوشته اند . امروز نیز آن ها در خیابان های یمن، و میدان التحریر صنعا نشان دادند: خلف صالح پدران خود هستند. و حاکمیت کفر و نفاق و وهابیت، نتوانسته کوچکترین خللی در: عزم آنان ایجاد کند.

حضور مردم یمن در خیابان ها، نشان می دهد که: برخلاف دیگر کشورهای شیعه، ترسی از وهابیت ندارند! زیرا در ایران به دلیل دوری به مکه و مدینه، دولت ایران ناچار است که وهابیون را دوست داشته باشد. و با آن ها رابطه بر قرار کند. و حتی از از همه خیانت های آنان، چشم پوشی کند .ترس از عربستان فقط به این محدود نمی شود، بلکه حتی قطر و بحرین و :دیگر کشورهای شیعه  را هم، در دست وهابیون رها کرده اند.و از ان بالاتر، این حاکمان  را که اقلیت وهابی هستند، به رسمیت شناخته و با آن ها پیمان های: امنیتی و دفاعی امضا می کنند.

     در عراق،  شیعیان دچار توهم :سنی هراسی هستند و یا: حتی فکر می کنند کردها با غدیر مخالف هستند. در حخالیکه بیشترین اسم علی در میان سنی ها است، و کرد ها اصلا فامیل نسبی امام حسین هستند! زیرا همسر امام حسین ع از: اهالی تیسفون بوده است.

در لبنان هم ترس از مسیحیان! و یا ملاحظه آنان، باعث شده که اکثریت شیعه نتوانند: حاکمیت را بدست آورند. و دموکراسی را در این کشور، طوری تعریف کرده اند که مخالف: دموکراسی یعنی حاکمیت اکثریت است.

در آذربایجان با اینکه همه شیعه هستند، و دولت هم شعار شیعه بودن می دهند، ولی سکولار و لائیک عمل می کنند. و در واقع تابوی آ نها لائیک بودن است. مانند ترکیه که بخش اعظم آن ها، شیعه علوی هستند ولی حکومت را، به لائیک ها واگذار کرده اند.

در کشورهای دیگر هم مانند: پاکستان و افعانستان، وضع از این هم بدتر است. اندونزی بزرگترین کشور مسلمان جهان، فقط بخاطر دریافت سهمیه حج، مطیع بلا منازع عربستان هستند. حتی از فلیپین دختران را برای: این حاکمان هدیه می فرستند.

بنابر این تشیع یک قوم یا: یک قبیله نیست، بلکه همه جهان است. هرجا که نام علی هست، شیعه در آن جا هست. هرجا نام حسین ، فاطمه و رضا هست، آنجا شیعه است.هرچند به لهجه خود خوزه یا فاطیما بگویند. اصلا هرجا صحبت از حق و عدالت است، آن جا شیعه حضور دارد. در واقع دنیا بر دو گروه تقسیم شده : مستکبران و غیر مستکبران .

نشان مستکبران این است که: زور می گویند و از این امر خوشحال هم هستند. دروغ گفتن را هنر می دانند! و طلم و جنایت را یک تفریح. این گروه را مستکبر بدانیم،  بقیه شیعه هستند یعنی :هرجا نام عدالت است برابر و برادری است، آنجا شیعه است.

فقط  مشکل این است که: در این کشور ها کسی جرات ندارد، حرف حق بزند و: اکثریت  را از یک اقلیت ترسانده اند. در حالیکه هیچ ترسی ندارد . همانطور که دیدیم در عراق،  مردم را از سنی ها یا کردها می ترسانند! در لبنان از مسیحی ها، در پاکستان  از القاعده و: در افعانستان از طالبان، در حالیکه هیچ کدام دشمن نیستند ،  این دشمنی ها ساختگی است .

اما یمن کشوری است که در کنار گوش عربستان است. و تا به حال همه گونه ظلم و ستم را، از آن ها دیده و می داند که: ماهیت حکومت عربستان، نه سنی است نه شیعه، بلکه کاملا ضد دینی است. و سعی دارد با پوشش اسلامی، همه جنایت های خود را، دستور پیامبر و اسلام نشان دهد.

 

شعب الیمن، الحرکة الشیعیة الرائدة فی العالم  

یوم الغدیر من الیمنیین، کان أکبر من کل شیء: لقد کتب بعض المؤرخین أن 11 ألف شخص. الیوم هم فی شوارع الیمن، وأظهر میدان التحریر صنعاء: صالح خلف آبائهم. وحکم الکفر والنفاق، والوهابیة، فشل أن یکون له أی تأثیر أصغر فی تصمیمهم على خلق.

الشعب الیمنی فی الشوارع ویوضح أنه على عکس البلدان الأخرى، الشیعة، والخوف من الوهابیة لا! بسبب بعد المسافة الى مکة المکرمة والمدینة المنورة، ان الحکومة الایرانیة یحبون أن یکون الوهابیون. وإقامة علاقة معهم. وحتى خیانة من کل منهم تطل. الخوف من السعودیین لا یقتصر على هذه فقط، ولکن أیضا قطر والبحرین: دول أخرى شیعیة، أیضا، لم یقم فی أیدی الوهابیین. وقبل کل شیء، الأقلیة الحکام الوهابیین الذین تعترف بها عقودهم: الدفاع وعلامة الأمن. فی العراق، الشیعة وهم: عمر والخوف: على الرغم من أنهم ضد الأکراد من غدیر. فی حین أن الاسم هو علی بین السنة والأکراد فعل الإمام الحسین الأسرة قریب! کانت زوجة الإمام الحسین AS سکان المدائن.

الخوف من المسیحیین فی لبنان! أو نراهم، مما تسبب فی فشل الأغلبیة الشیعیة: حکم الالتقاط. والدیمقراطیة فی هذا البلد، الذی یعرف بأنه العکس: أن الدیمقراطیة تعنی حکم الأغلبیة.

على الرغم من أن الجمیع فی أذربیجان من الشیعة، وشعار الحکومة الشیعة کذلک، ولکن دفعت الفعل العلمانی. فهی من المحرمات، والواقع هو ملحد. ترکیا، وغالبیتهم من دولة العلویین الشیعة ولکن تم تفویض علمانیة.

فی بلدان أخرى، مثل باکستان وأفغانستان، ویزداد الوضع سوءا. اندونیسیا هی أکبر دولة مسلمة فی العالم، فقط للحصول على حصة من الحج، بیلا منقاد السعودی هی الغاضبین. حتى الفتیاتلى: حکام إرسال هدیة.

بحیث الطائفة أو القبیلة: قبیلة، ولکن من جمیع دول العالم. أین هو علی الشیعة فی کل مکان. حیث اسم حسین، F و R هی، حیث الشیعة ومع ذلک هجتهم لیقول خوسیه وفاطمة. أین الحدیث عن الحق والعدالة، وجود الشیعة فیها. فی الواقع، وینقسم العالم إلى مجموعتین: القوى غیر المتغطرسة.

معارض المتعجرف هو أن القوة ویقولون انهم سعداء لذلک. وهم یعرفون فن الکذب!  والجریمة والمرح. المستکبرین یعرفون ذلک، والباقی من الشیعة، وهی: أین باسم العدالة والمساواة والإخاء، حیث الشیعة.

المشکلة الوحیدة هی أن فی هذا البلد الذی لا یجرؤ، والقول الصحیح: معظمهم خائفون من أقلیة. فی حین کان هناک خوف. کما رأینا فی العراق والسنة والأکراد تخویف الناس! فی لبنان والمسیحیین، فی باکستان لتنظیم القاعدة فی أفغانستان من طالبان، ولکن لم یکن العدو، العدو هو وهمی.

لکن المملکة العربیة السعودیة، الیمن، البلد الذی هو فی الأذن. وکانت جمیع أنواع القسوة، وشهدت أنه یعرف طبیعة النظام السعودی، لا السنة ولا الشیعة، لکنها معادیة للدین. وتحاول تغطیة کل جرائمه، أمر النبی المسلمین أن تظهر

 

 


» نظر
   1   2   3   4      >
احبار قدیمی تر