سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران

مهندس موسوی کیست؟

مهندس موسوی کیست؟

 بودجه زیر خط قرمز نتیجه عملکرد موسوی

یکی از احادیث معروف دوران دبیرستان در کتب دینی آن بود که مومن باید کثیر‌المعونه و قلیلی‌المؤنه باشد، یعنی بیشترین کمک را به مردم برساند و کم‌ترین هزینه‌ها را داشته باشد. وقتی وارد دانشگاه شدم، همین جمله را از زبان اقتصاد‌دانان و مدیریت‌نویسان بزرگ به عنوان  اصلی ترین تئوری وکشف جدید علمی و ضد‌اسلامی شنیدم!

اقتصاد یعنی، استفاده از حداکثر حداکثر از منابع حداقل و مدیریت یعنی بهره‌وری بالاترین ستاده از کم‌ترین داده‌ها... خیلی عجیب بود؛ آن هم نه برای اینکه چرا این کتاب‌ها این‌طور نوشته‌اند؛ بلکه از آن جهت که خواننده عاقل نبود! و استادان و دانشجویان همه متفق‌القول بودند که این تئوری‌ها جدید است و هیچ ربطی به اسلام ندارد، بلکه برعکس، اسلام باعث عقب‌افتادگی است و هزینه را بالا می‌داند و بهره‌وری کم را دوست دارد! وقتی وارد حرفه روزنامه‌نگاری شدم، استادم که یک پاکستانی بود، با افتخار تمام اعلام کرد که تعریف خبر در رسانه‌ها این است: خبر موضوعی است که احتمال دارد دروغ باشد یا راست! و من دیدم که این تعریف در کتاب منطق مظفر است: الخبر یحتمل الصدق و الکذب؟ خبر چیزی است که احتمال دروغ و راست بودن آن است و گروه اخباریه هم برای قرن حاضر نبود که بگوییم که نظریات جدید را به عربی نوشته‌اند و یا منطق مظفر را امروز ننوشته‌اندبلکه . درس طلبگی سالیان سال است که هر طلبه که جامع‌المقدمات را می‌خواند در آن است . یحتمل قضیه معکوس است! تقی‌زاده‌ها که خود آخوند‌زاده بودند، این‌ها را به نام انگلیسی‌ها ترجمه کرده‌اند! اما معکوس جلوه دادن‌ها به همین‌جا ختم نمی‌شود. شاید از اول تاریخ بوده و تا آخر تاریخ هم خواهد بود. وظیفه ما شناختن واقعیت در وانفسای این غوغا‌سالاری‌ها است. همان مثال معروفی که در قرآن است، «حق مانند رودخانه پر‌آب است و باطل، کف روی آن» (فأما الزبد فیذهب جفاء وأما ما ینفع الناس فیمکث فی الأرض کذلک یضرب الله الأمثال  ) همه باطل را می‌بینند، ولی اگر کمی دقت کنند، به حق می‌رسند؛ یعنی باطل چون حباب روی آب را گرفته و چشم‌ها فقط آن را می‌بینند. این امر فقط مربوط به دوران گذشته نیست؛ امروز هم ما چنین موضوعاتی را در سطح رسانه‌ها و مسؤولین مشاهده می‌کنیم. در زمان شهید رجایی در نخست‌وزیری زندگی ساده‌ای در جریان بود. کل کابینه دولت وقتی برای نهار جمع می‌شدند، نان و ماست می‌خوردند و شهید رجایی اجازه نمی‌داد که از بیت‌المال، هزینه‌های اضافی شود؛ حتی با پای پیاده از منزل تا نخست وزیری می‌رفت و در بسیاری از موارد از جیب خود هزینه می‌کرد؛ نتیجه آن بود که بودجه دولتی همیشه زیاد بود و خزانه پر بود. برای سازندگی و تولید آنقدر نقدینگی زیاد بود که با گونی، اسکناس‌ها را می‌بردند. اما پس از شهادت این مرد بزرگ چه اتفاقی افتاد؟ پول نهار یک کابینه شد پول دستمال کاغذی سر سفره! و رسیدگی به کاخ نخست‌وزیری در اولویت‌ هزینه‌ها قرار گرفت و سفر‌های خارجی و داخلی برای ایجاد همایش‌ها و هزینه‌های غیر‌لازم آنقدر زیاد شد که بودجه به زیر خط قرمز رسید. دولت توان پرداخت هیچ هزینه سازندگی را نداشت و اگر کاری هم برای جنگ و دفاع می‌شد، از محل کمک‌های مردمی و خمس و زکات و صدقات تامین می‌شد. حال باید پرسید که آن‌هایی که به دلیل زیر خط قرمز بودن بودجه استعفا می‌دادند، حالا که به همت رجایی گونه خزانه پر شده باز هم می‌خواهند این کار را تکرار کنند؟

 

 


» نظر

مزیت های ایران

مزیت های ایران

ایران 7/1 درصد تولید ناخالص جهان را دارد.

پورمحمدی گفت این رقم اکنون حداکثر 4 دهم درصد است. در حالیکه ایران 1 درصد کل مساحت دنیا و یک درصد جمعیت دنیا را در خود جای داده است ولی تولید ناخالص ملی آن 3 تا 4 دهم درصد است. وی همچنین گفت که ایران به لحاظ معادن و ثروت‌های خدادادی 5/2 درصد کل جهان ثروتمند است و این ذخایر عظیم گاز و نفت (معدن باید با مدیریت صحیح به 7/1 درصد تولید ناخالص جهان دست یابیم ولی چرا تاکنون نتوانسته‌ایم زیرا از لحاظ توان استفاده از ظرفیت‌ةا عقب هستیمو و باید کاری کرد که از تمام ظرفیت‌ و توان کشور استفاده نمودو وی به ضعف ایران در روابط بین‌الملل اشاره کرد و آن را مزیت ایران ندانست زیرا در سازمان ملل بارها به مسایل حقوق بشری و نقضی آن متهم نشده‌ایم. اتحادیه اروپا هر چه  بخواهد صادر می‌کندو حتی آژانس را هرطور بخواهند تغییر می‌دهند، لذا چه از لحاظ استفاده از ظرفیت‌های داخلی و چه ظرفیت‌های خلاقی ما امکان استفاده بیشتر را داریم ولی هنوز نتوانسته‌ایم به آن برسیم. اما مزین نسبی ایران در جهان به این موارد نیست بلکه قدرت تاثیرگذاری در دنیاست. مثلا در یک گزارش 45 صفحه آمریکا در مورد مسایل جهانی 96 بارنامه ایران تکرار شده و این شنان می‌دهد که مشفعه ذهنی متفکران و سیاستمداران جهان موضوعی بنام ایران است واین نشان می‌دهد انسان امروز تحول یافته‌ای است که دیگر مسایل ساده و ذهن او را پر نمی‌کند بلکه به تاثیر در تصمیم‌گیری‌های جهانی می‌اندیشد، این قدرت تصمیم‌گیری از اراده انسان‌ها تولید می‌شود و اراده انسانهاست که منشا قدرت است و قدرت در زمان ما از ریال یا دلار نیست بلکه از اراده و تلاش است.

البته تلاش باید در جهت وحدت و خواسته‌های مهم ملی باشد و در این مسیر صیقل داده و آماده شود تا نتیجه بدهد.

پورمحمدی که درجمع اندیشمندان حامیان ولایت در میدان انقلاب تهران سخنرانی می‌کرد افزود: حساس بودن مردم به شرایط بسیار مزیت و نقطه مطلوبیت خوبی است و مردم هر چه را که نخواهند فورا کنار می‌گذارند و هیچ شرایط تحمیلی را برای خود نمی‌پذیرند حتی دشمنان هم فهمیده‌اند اگر می‌خواهند کاری در ایران بکنند که نتیجه بدهد نباید از آن بوی تحمیل شنیده شود. مردم ما همینکه هر ساله در یک انتخابات شرکت می‌کنند و در راهپیمایی‌ها حضور فعال دارند نشان می‌دهد که یک جامعه بانشاط و شاداب است. و اختلاف نظرهای موجود هم نشان شادابی است،‌مثلا در گروه‌های اجتماعی حتی در خانواده‌ها ما شاهد اختلاف رای و نظر هستیم هرکدام به یک نفر جداگانه رای می‌دهند. گرچه در کارکرد سیاسی و حزبی ما یک کشور جوان هستیم و هنوز تجربیاتی نداریم ولی میزان پیشرفت قابل توجه است. در زمینه اجرایی نیز تفکر دینی حامی دولت کوچک است یعنی باید دولت فقط هدایت و حمایت کند و بقیه کارها را مردم انجام دهند. خبرنگار مناقصه پرسیده آقای پورمحمدی تمایل با قانون تفاوت دارد همه ماتمایل داریم دولت کوچک شود ولی قانون اساسی وظایف سنگینی را بعهده دولت گذاشته مانند آموزش رایگان، بهداشت رایگان و هیچ جایی هم نگفته که فقط این امور را هدایت کند بلکه آن را موظف کرده است ایشان در پاسخ گفت در تغییراتی که از قانون می‌شود سعی در همین است که وظایف دولت کمتر شود مثلا اصل 44 کلا درارتباط با واگذاری بخش‌های دولتی است و یا در نامه امام علی (ع) به مالک اشتر ما شاهدیم که امام علی می‌فرماید مالک بیشترین حمایت خود را از صنعت کاران داشته باش چه اینها تولید ثروت می‌کنند. از ایشان سوال شده چرا آمارها با هم تفاوت می‌کند حتی اشخاص موقعی که مسئولیت دارند یک آمار می‌دهند و وقتی می آیند این طرف میز آمارهایشان فرق می‌کند؟

پورمحمدی گفت: من خودم سعی کردم آمار دولت بدهم و بیشترین مصاحبه و روشنگری و شفاف سازی را در دوران وزارت کشور داشتم و از سوی خبرنگاران هم مورد تقدیر قرار گرفتم. اما اگر مسایلی را نمی‌گفتم بدلیل مسوولیت بودن زیرا ما حافظ نظم و امنیت در جامعه بودیم و نباید مسایلی که باعث می‌شود جامعه آرامش خود را از دست بدهد در بین مردم مطرح سازیم.

سوالات آیا گزارش‌های سازمان بازرسی کل کشور منتشر می‌شود؟ ایشان گفت ما در همه موارد گزارش دادیم مثلا در مورد طرح تحول گزارش 60 صفحه‌ای تنظیم کردیم و موارد آن را تذکر داده ‌ایم ولی چون همه کارهایمان باید در چارچوب قانون باشد لذا انتشار آنها مطابق قانون محدودیت‌هایی دارد که اگر این محدودیت‌ها برطرف شود بدیهی است آن را منتشر سازیم.

قبل از سخنرانی آقای پورمحمدی سردار طلایی نماینده شورای شهر تهران نیز طی سخنانی، دهه‌های انقلاب را توضیح دادند ایشان دهه اول را دهه استقرار نظام و مقابله با تهدیدات مراحلی بود دهه دوم را دهه تصبیت و مبارزه با تهدیدات خارجی عنوان نموده و دهه سوم را توسعه و پیشرفت عنوان کردند ایاشن ضمن اشاره به توسعه در علوم و فناوری، توسعه علوم انسانی را کافی ندانسته و گفتند با توجه به اینکه علوم فنی را بومی  کرده‌ایم ولی در علوم انسانی هنوز از آراد غربی استفاده می‌شود و اغلب متون درسی آن ترجمع متون خارجی است و ما درعلوم اسلامی هنوز به علوم بومی و خودی دست نیافته‌ایم، در مدیریت در اقتصاد در روانشناسی و اجتماعی بدنبال آن هستیم تا ببینیم که غرب و دانشمندان غربی چه می‌گویند.


» نظر

جایگزینی زبان ترکی به جای انگلیسی

به مناسبت اعزام سه خبرنگار مناقصه مزایده به باکو، مرکز جمهوری آذربایجان

جایگزینی زبان ترکی به جای انگلیسی

جمعیت افراد ترک زبان در ایران و در کشور‌های همسایه بسیار زیاد است؛ به نحوی که می‌توان گفت از چین تا بلغارستان و تا اردبیل و شیراز می‌توان به راحتی سفر کرد و با این زبان رفع حاجت نمود و در طول تاریخ نیز به تناوب در ایران و در صحنه پهناور تمدن ایرانی، یا ترک‌ها حکومت کرده‌اند و یا معین حکومت بودند، حتی ترک‌ها در دوران خلفای عباسی نیز حکومت را در دست داشتند و به هر حال جزء تاریخی ایران هستند و لذا به عنوان ملیت دوم و یا زبان دوم فعلی نیز مطرح هستند، از زمان حکومت سلجوقیان، غزنویان تا حکومت عثمانی و یا حتی صفویان که از اردبیل به اصفهان رفته بودند، همگی ریشه در تاریخ ایران دارند. وفاداری این قبیله به ایران هیچ‌گاه مورد تردید قرار گرفته است و همواره در حفظ فرهنگ و آداب ایرانی کوشیده‌اند. حتی به جرات می‌توان گفت ادبیات فارسی توسط این گروه حفظ و اشاعه یافته است. شاعران بزرگ طول تاریخ، مانند شهریار، صائب تبریزی، نظامی گنجوی و امثال آنان همگی در حفظ فارسی و زبان و ادبیات کهن ایران همت گماشتند؛ لذا هیچ‌گاه بحث بین ترک و فارس به عنوان دشمنی، تجزیه‌طلبی و امثال آن نبوده، بلکه حداکثر به عنوان یک اختلاف سلیقه یا اختلاف زبان بیان می‌شود. مانند اختلاف بین زبان کردی و گیلکی، و یا لری و بلوچی؛ به همان دیدگاهی که قرآن معرفی نمود: «اختلاف السنتکم و الوانکم لتعرفوا الله» اختلاف زبان و رنگ فقط برای شناخت یکدیگر است و تمایز قایل شدن آن‌ها است.

اختلاف زبان فقط مایه شناسایی است

ریشه زبان ترکی و فارسی و عربی همه در یک جا است و آن زبان اولیه بشر است، همان‌طور که یک روستایی که به شهر می‌آید پس از چند روز خود را شهری می‌خواند، اختلاط اقوام در طول تاریخ هم این انگیزه را به عنوان همکاری و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز فراهم می‌سازد. امروزه گرچه جهانی‌سازی مخالفان زیادی دارد ولی موافقان هم زیاد هستند، یعنی مخالفان ابعادی از این موضوع را در نظر می‌گیرند و موافقان ابعاد دیگر را و هر دو هدفی جزء هم‌زیستی مسالمت‌آمیز ندارند! یعنی موافقان این طرح را برای هم‌گرایی لازم می‌دانند  و مخالفان آن را مخالف هم‌گرایی و هم‌زیستی می‌دانند! و این بیماری قرن ماست که رسانه‌ها آن را به وجود آورده‌اند: مخالفان همان حرف موافقان را می‌زنند اما به شکل دیگر! مثلاً آمریکا طالبان را به وجود می‌آورد، ولی بعد مخالفان طالبان را به طالبانی بودن متهم می‌کنند! خودشان زندان ابوغریب، گوانتامو درست می‌کنند و بعد دیگران را به اعمال شکنجه متهم می‌نمایند! در واقع هر دو طرف از شکنجه دادن بیزار  هستند و همدیگر را به آن متهم می‌کنند، چون می‌دانند چه نفرتی ایجاد می‌کند. اکنون نیز جهان به نظم نوین، وحدت کلی و مدینه فاضله جهانی می‌اندیشد، ولی هر گروه، گروه دیگر را به نداشتن آن ایده خوب متهم می‌کند. وقتی به صحبت ادیان الهی و غیر‌الهی گوش می‌دهید، همه می‌خواهند یک حرف را بزنند، انسان‌ها چه خوب و چه بد یک حرف را دارند ولی در اثر بد عمل کردن برای تبرئه خودشان دیگری را به سوء عمل متهم می‌کنند؛ لذا اختلاف زبان در یک کشور  نشان عدم وحدت یا مبارزه یا تجزیه‌طلبی نمی‌تواند باشد، چه در این صورت مثلا کشور هند باید به هزاران کشور کوچک تقسیم شود و یا چین و روسیه و همین‌طور ... اما می‌بینیم که یک کشور بزرگ مثل چین وجود دارد با نزدیک به 2 میلیارد و یک حکومت واحد. هم‌اکنون زبان‌شناسان جهان اعلام نمودند نزدیک به 2000 زبان زنده دنیا در حال نابودی است و مسلما همین تعداد زبان هم در حال تولد می‌باشد؛ چراکه انسان‌ها نیاز به زبانهای مختلف دارند تا مفاهیمی که نمی‌خواهند منتقل کنند، انتقال پیدا نکند.

 هزینه‌های آموزش زبان

در ایران، علاوه بر زبان فارسی، 2 زبان دیگر نیز به طور اجباری تدریس و آموزش داده می‌شود. البته استدلال زبان عربی برای آموزش قرآن است تا ایدئولوژی اسلامی و یا گفتار‌های الهی که انتخاب قرآن است، بهتر درک شود، ولی زبان انگلیسی این رسالت را ندارد، بلکه برعکس کسانی که به آموزش زبان انگلیسی مبادرت می‌کنند، اغلب دین‌گریز بوده و بیشتر تمایل دارند تا آزاد از دین و اسلام زندگی کنند. لذا می‌توان گفت که لازم نیست یک بررسی جدید شود و هزینه‌های این آموزش در جای دیگر صرف گردد.

فرضاً اگر قرار است این همه هزینه برای آموزش یک زبان بیگانه شود که اصالتش به اروپا و آمریکا برمی‌گردد و هیچ‌گونه هم‌خوانی با فرهنگ ما ندارد، بهتر است این زبان، زبانی باشد مانند ترکی که هم باعث خوشحالی هم‌وطنان گردد و هم اینکه فرهنگ و ادب تاریخی و پیوند‌خورده رشد یابد.

این هزینه‌ها، بسیار سنگین است و اگر قرار باشد از 18 میلیون دانش‌آموز و 60 میلیون دانشجو، همه آنها با حداقل امکانات زبان انگلیسی را فرا گیرند ، تعداد معلمان مورد نیاز، تعداد دانشکده‌های معلم ساز، تعداد کتب درسی، مولفین کتب درسی و هزاران آموزشگاه‌های خصوصی، کنکور و تافل و ... را محاسبه نمایند، شاید چیزی بالغ بر یک دهم کل هزینه آموزش و پرورش را سالیانه به خود اختصاص می‌دهد و بر آن اضافه کنید ساعت‌هایی که دانش‌آموزان صرف آن می‌کنند و استهلاک عمر این عزیزان برای یاد‌گیری زبانی که متعلق به مرز و بوم آنها نیست و هیچ سنخیتی با آن ندارد و حتی می‌توان گفت از ابتدا برای فرهنگ‌زدایی و استعمار ابداع شده است؛ زیرا هدف آنان قطع ارتباط فرهنگی و تاریخی ملت با نوجوانان و جوانانش و نسل‌های آینده‌اش بوده است؛ همان‌طور که اکنون در ترکیه مردم مولانا را دوست دارند و خود را صاحب آن می‌دانند، ولی نه می‌توانند شعر او را بفهمند و نه می‌توانند اشعار او را بخوانند! زیرا خط مولانا، فارسی است، ولی خط آنان انگلیسی است.

فارسی، زبان دوم منطقه

گرچه فارسی در سالیان دراز تا قبل از استعمار انگلیس یک زبان بین‌المللی بوده و دولت‌های ترکیه عثمانی یا بنی‌عباس و ... دبیران فارسی‌نویس داشتند، حتی در تارک سازمان ملل، شعر سعدی می‌درخشد ولی متاسفانه در این چند سال چنان به حضیض و ذلت رسید که هم‌اکنون نیز ما در تمامی عرصه‌ها ترجیح می‌دهیم به جای کلمات فارسی از کلمات انگلیسی استفاده کنیم؛ فقط 200 لغت فرانسوی به عنوان کلمه فارسی معروف شدند! اما به هر حال، می‌توان با یک برنامه‌ریزی صحیح و متقابل با کشور‌های اسلامی، آسیایی و منطقه‌ای خاور‌میانه موافقت‌نامه‌هایی امضاء کرد تا آنها زبان فارسی را به عنوان زبان دوم تدریس و آموزش داده و مورد توجه قرار دهند. در واقع سه زبان ترکی، فارسی و عربی جای انگلیسی، فرانسه یا آلمانی را بگیرد. فارسی به دلیل داشتن خط‌الرسم قرآنی برای کشور‌های عربی از لحاظ نوشتن و خواندن بسیار ساده است و در کشور‌های ترک هم چون سوابق اشعار فارسی در همه آنها وجود دارد، می‌توان برنامه‌ریزی نمود. مخصوصاً در تاجیکستان که متاسفانه به دلیل این مدت، استعمار شرق خط آنها را به روسی تغییر داده است و آنها مجبورند کلمات فارسی را به زبان روسی بنویسند. چنان‌که یک میلیارد مسلمان تعهد خود را به 3 زبان ذکر شده، یکی به عنوان زبان اصلی و یکی به عنوان زبان قرآنی و دیگری به عنوان زبان آکادمیک توجه نمایند، به طور طبیعی از آمار صحبت‌کنندگان به زبان انگلیسی کاسته خواهد شد و زبان‌های آلمانی، فرانسوی و حتی آمریکایی نیز در اقلیت قرار خواهند گرفت، زیرا بسیاری از ساکنان اروپا و آسیا و حتی آمریکایی آسیایی و فارسی تبار هستند و با رشد یافتن توجه به زبان‌های مادری مانند فارسی، ترکی و عربی. در بطن کشور‌های غربی و شرقی نیز ما شاهد رشد این نوع زبان‌ها و کاهش رتبه انگلیسی و آمرکایی خوهیم بود و از نظر هزینه آموزش نیز بسیار صرفه‌جویی خواهد شد؛ زیرا معلم، مواد درسی و مدارک آن لازم نیست از مکان‌های دور با هزینه‌های زیاد دعوت شوند یا دریافت گردند.

سید احمد حسینی ماهینی

 

 


» نظر

سینما از استعاره تا واقعیت

سینما از استعاره تا واقعیت

سینمای ایران گرچه تخولی اساسی را در دوران ÷س از انقلاب برای دوری از ابتذال داشت اما ابتذال فرهتگی جای خود را به ابتذاال سیاسی داد وسینمای اخلاقی وسیاسی اصتعاره ای را بوجود آورد که برای هیچکس قابل در ک نبود وفقط جمبه ضدیت سیاسی یا اخلاقی با ارزشهای انقلاب اسلامی را دارد که می خواهد رو شنفکر باشد اما فیلم اخراجیها نشان داد که میتواند به واقعیت هم برگردد .


» نظر

نام ایران


اتحادیه عرب در دوحه قطر تشکیل جلسه داد. این جلسه با مشاجره لفظی قذافی با طرف عربستانی، بدون نتیجه به پایان رسید، اما فقط نام ایران بود که در آرامش جلسات، زیب مجالس آنان بود. درست و فقط در موقعی که رییس اتحادیه عرب، درباره ایران و پیشرفت‌هایی که توسط جوانانش انجام داده صحبت می‌شد، جلسه آرام و با‌وقار بود، وی پیشرفت‌های ایران به دست فرزندانش را الگوی مناسبی برای کشور‌های عربی دانست؛ این امر نه تنها در اتحادیه عرب و نه تنها در مجامع بین‌المللی شرقی و غربی، بلکه در تمامی مجامع، نام ایران یکی از بند‌های قطع‌نامه‌هاست.

حتی کشور‌های قدرتمند از اعتراف به قدرت علمی و اقتصادی ایران یک لحظه غافل نمی‌مانند؛ گرچه لحن برخی‌ها تند و برخی‌ها نرم است، ولی همگی اذعان و اعتراف به قدرت جوانان این مرز و بوم است که همچون جوانان دوران انقلاب یا دفاع مقدس، در عرصه علم و فن‌آوری می‌درخشند. چه در صحبت‌های بوش رییس جمهور سابق و چه در صحبت‌های اوباما، رییس جمهور آمریکا، هیچ سخنرانی یا بیانیه‌ای نیست که در آن نامی از ایران نبرده باشند. اعتراف به توانایی ایران در رسیدن به قله‌های بلند تکنولوژی به زبانی روان‌تر و صریح‌تر از این اعترافات نمی‌شود. ممکن است خود ایرانیان از حضورشان در سازمان‌های عظیم علمی جهان کم اطلاع باشند، ولی آنها بهتر می‌دانند چه گلوگاه‌هایی از کشورشان به دست ایرانیان است. نقض حقوق بشر یک فرافکنی دائمی است؛ یعنی این‌که ممکن است به عنوان عدم رعایت حقوق بشر، ایران را مورد تهاجم قرار دهند یا بخش اعظم سخنان و نوشتار‌های آن در مورد نقض حقوق بشر در ایران باشد، اما این یعنی کسب مجوز برای زیر پا گذاشتن حقوق بشر در کشور خودشان است. اکثر مخالفان آنها به استناد به ایران، مخالفت خود را ابراز می‌دارند و دولت‌مردان برای توجیه شکنجه‌های خود در گوانتانامو یا ابوغریب، سعی دارند بگویند در ایران هم چنین است، اما مردم می‌دانند که اگر درباره ایران حرف می‌زنند، نه از سر دلسوزی و عدالت‌خواهی، بلکه از سر غیظ و ناراحتی است؛ لذا همه تبلیغات منفی آنان تبدیل به تبلیغات مثبت می‌شود. وقتی مردم آمریکا بدانند که دولت‌مردان فقط از روی ناراحتی و خیال‌پردازی نسبت‌هایی را به ایران می‌دهند، طبیعی است که عکس آن را قبول می‌کنند. به همین دلیل است که با در دست داشتن هزاران کانال ماهواره‌ای، میلیون‌ها تیتراژ روزنامه‌ای و مگابایت‌ها امکانات اینترنتی، حتی نمی‌توانند تاثیر یک رسانه ملی ایران را خنثی کنند و همیشه ثابت شده یک مرد جنگی به از صد هزار؛ مقبولیت رسانه‌های ایرانی در جهان، خشم دشمنان را بیشتر کرده است؛ به طوری‌که بعد از سی سال تبلیغات پرچم بر ضد جمهوری اسلامی ایران باز هم از گذشته دست خالی‌تر هستند؛ توجه جهانیان نه تنها در رسانه‌ها، بلکه حتی در صورت‌جلسات داخلی و مجامع جهانی و بین‌المللی به ایران بیشتر شده و امید آینده‌ای که همچون گذشته جهان متعلق به ایران باشد را تقویت می‌کند.

 


» نظر

کمک میر حسین به احمدی نژاد

l

آمدن میرحسین کمک بزرگی به انتخب مجدد احمدی نژاد می کند زیرا اوا خاتمی ر دور زد کاری که هیچکس نمی توانست بکند! ثانیا همه میدانند او تحصیلکرده امریکا با دیدکاههای کوپونیستی است !


» نظر

ازکجا می آورید!

مخالفان طرح هدفمند کردن یارانهها می گویند برای پرداخت یارانه نقدی از کجا می آورید درحالیکه همینها تا دیروز می گفتند چرا پول نفت را بمردم نمی دهید!


» نظر

اصلاح الگوی مصرف (298)

ضرورت زمان و راه حل جهانی

با توجه به اعلام سال 1388 به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف و بیاناتی که مقام معظم رهبری در حین تحویل سال داشتند، نگاه نوینی به جهان عرضه شد تا بتواند بحران اقتصادی فراگیر را مهار کرده و در حل مشکلات اقتصادی جهانی راه حل اساسی ارایه دهد. در واقع امروزه جهان در حال تغییر و تحول در الگوی مصرف خود هست و بازنگری جهانی در این امر به عنوان بحران اقتصادی مطرح شده است. در حالی‌که این بحران، یک تغییر؛ یعنی در مصرف و با اشتغال و جهت‌گیری‌های اقتصادی تغییرات لازم در حال ایجاد است و این تغییرات برای برخی وحشت آور و برای تعدادی امید‌آفرین است در واقع ماهیت این نوع تغییرات همین است، یعنی هر تغییری وحشت‌ها و امیدها یا فرصت‌ها و چالش‌های جدید به وجود می‌آورد. مردم در حال گذار از مصرف‌گرایی غیر مفید به سوی مصرف‌گرایی واقعی هستند. یعنی امروزه ماشین‌های گران قیمت، زندگی تجملاتی و سفرهای گران و امثال آن در بین مردم جایی ندارد حتی ممکن است عده‌ای به آن بپردازند ولی جایگاه خود را از دست داده است لذا کمپانی‌ها و شرکت‌های وابسته به این نوع مصرف نیز در حال ورشکستگی و نابودی هستند و الّا در زندگی ضروری و خورد و خوراک مردم و مصارف ضروری همه می‌بینند که دنیا به آخر نرسیده و مردم زندگی می‌کنند.

معیارهای ثابت و متغیر الگوها

الگوها دارای دو نوع معیار یا میزان هستند، برخی معیارها غیر‌قابل تغییر و برخی قابل تغییر هستند. مثلاُ خوردن غذا یک امری ضروری و غیر‌قابل تغییر است، اما چه غذایی بخوریم، می‌تواند بین ملل مختلف حتی محله‌های یک شهر متفاوت و متغیر باشد.
در اسلام نیز معیارهایی است ثابت و لامتغیر مثلاُ حدیث داریم که حلال محمد حلال الی یوم القیام و حرامه حرام الی یوم القیامه، یعنی هر چیزی را که پیامبر نهی کرده و یا حرام دانسته تا روز قیامت حرام است و هیج کس نمی‌تواند آن را حلال کند و همینطور چیزهایی که حلال است. اما برخی دیگر قابل تغییر هستند. مثلاُ فقاع و آبجو، از این نوع هستند. در زمان بنی عباس زحمات زیادی کشیدند تا از فقها حکم بگیرند که شراب حلال است اما به دلیل همین قانون نمی‌توانستند اما در زمان امام جعفر صادق با کمک دانشمندان آبجو اختراع شد و آن را حلال دانستند اما حضرت صادق علیه فرمودند، آبجو حرام است ولی فقاع که به دستور پزشک برای بیماران تهیه می‌شود (ماءالشعیر) حلال است. لذا در مواقعی که حلال و حرام نامشخص شود، وظیفه پیامبر و جانشینان رسمی ایشان است تا معلوم نمایند.
امتیازات و تولیدات بشر چون هر روز ممکن است تغییر کند لذا جانشینان پیامبر هم باید هر روز و در همه‌ی زمان‌ها به علوم زمان مجهز باشند تا بتوانند آن را بیان کنند. البته در مواردی که متغیر هست مانند مکروه یا مستحب و با مباح، انسان‌ها می‌توانند تا قطعی شدن آن، یا آن چیز را مصرف یا آن را ترک کنند.

معیارهای الگوی مصرف:

برخلاف تصور کسانی که می‌گویند اسلام اقتصاد و یا سیستم اقتصادی ندارد، اسلام توانسته 14 قرن، بزرگ‌ترین کشورهای جهانی را اداره کند، البته افت و خیزهایی در رشته و برخی معیارهای قابل قبول و غیر قابل قبول هم بوده است. اما در هر صورت "ایده‌آل" بودن چیزی غیر واقعی است. از این رو حکومت اسلامی از زمان ظهور پیامبر و حکومت علی (ع) تا امروز ادامه داشته و نوسانات آن امری داخلی است یعنی اختلاف بین شیعه و سنی است و آن مسأله عدالت رهبری است. از نظر سنی و عقاید آنان، همه‌ی حکومت‌های اسلامی قابل قبول هستند و ولی امر کسی است که حکومت می‌کند، اما از نظر تشیع عدالت رهبری شرط است یعنی حاکم باید عادل باشد، لذا ممکن است فقط به زمان مدینه‌النبی و یا حکومت 5 ساله در کوفه اشاره شود. اما این اختلاف عقیدتی و نظری است ولی در عمل اسلام 14 قرن است که مؤثر در جهان است و بدون آن در برخی موارد حکومت دیگری وجود نداشته و اگر هم در رشته مانند امروز، بدون توجه به آن امکان برنامه‌ریزی برای بقیه نبوده است. لذا مصرف، تولید، اقتصاد، عرضه و تقاضا، الگوی کاملاُ جاافتاده و تجربه شده دارد. حتی از دیدگاه تشیع همان دو دوره کوتاه حکومت نبوی در مدینه و حکومت علوی در کوفه برای همیشه کافی است زیرا بنا بر فرموده قرآن کریم "و لکم فی رسول اله اسوه حسنه: در زندگی پیامبر را برای شما اسوه و الگوی کامل و کافی قرار داده‌ایم..."

"حرام حلال"

تقسیم‌بندی فعالیت‌های اقتصادی

انسان‌ها در جهان‌بینی خود و ایدئولوژی آن فقط "باید‌ها و نباید‌ها" را با هم متفاوت می‌بینند، لذا فعالیت‌های بشری که اغلب آن فعالیت اقتصادی است نیز تابع این تقسیم‌بندی است. در واقع همه‌ی فعالیت بشر یا مجاز است و یا غیر مجاز، یا منطقی است یا غیر منطقی، حق است یا باطل، خیر است یا شر. هرچه نام‌گذاری کنیم؛ یک مرزبندی است که در اسلام به آن حلال و حرام یا مکاسبه محرمه گفته شده است البته تقسیم بندی جزئی‌تری نیز وجود دارد که آن را به 5 قسمت می‌رساند:
حرام و حلال، مستحب و مکروه و مباح، درست مانند پرسشنامه‌های کنکور که بلی یا خیر ساده‌ترین آن است؛ ولی می‌توان با درجه‌بندی به 5 قسمت نیز رساند. مانند: بسیار خوب، خوب، بی‌تفاوت، بد، بسیار بد.
شغل و مصارف و یا تولیدات انسان‌ها یا بسیار خوب هستند یا بسیار بد و حد فاصل آنها هم وجود دارد. امروزه "تولید گندم" به عنوان اشتغال محوری یکی از امور بسیار خوب است، و تولید مواد مخدر و کشت خشخاش که عملیات آن شبیه تولید گندم است، بسیار بد و حرام است. لذا یک کشاورز بین دو کار همیشه در نوسان است، آیا گندم بکارد یا خشخاش؟ در صنعت نیز همینطور است، آیا گندم را آرد کند، نان بپزد و مردم را سیر کند یا این‌که خشخاش را به شیشه و کراک و تریاک تبدیل کند؟


» نظر

رسوایی کمپانیهای بزرگ آمریکایی

سخن اول 

بنگاه‌های بزرگ آمریکایی که روزی نماد صنعتی و بزرگی آمریکا بودند، امروزه دچار چالش‌های فراوانی شده‌اند. بنابر گزارش‌های رسمی تنها جنرال موتور 400 هزار کارکنان خود را در طی این سه سال اخراج نموده است، اما آمار بیکاری تا 14 میلیون نفر رسیده است.

فورد از این وضعیت هم بد‌تر است؛ این کمپانی عظیم که روزگاری جهان را اداره می‌کرد، امروزه معلوم شده است که حداقل از سه سال قبل زیان می‌داده و هیچ سودی دریافت نکرده است و این تازه آغاز کار است. در حاشیه فیلمی که از شبکه 2 پخش شد و نام آن نابغه مهاجر بود، کم‌کم چهره کریه این اقتصاد‌دانان بزرگ روشن‌تر می‌شود. بنگاه بزرگ در سال 1940 اقدام به سرقت طرح برف‌ پاک‌کن متناوب از مخترع آن می‌کند و با این‌که مخترع هزینه‌های زیادی برای ثبت اختراع داده بود، عاقبت ناچار می‌شود 11 سال دوندگی کند، خانواده و زندگی خود را از دست بدهد تا یک جمله بشنود و آن این‌که کارخانه فورد طرح او را به سرقت برده است؛ گرچه طی دفعات متناوب این کمپانی با پیشنهاد 300 هزار دلاری و یا یک میلیون دلاری نمی‌خواسته اعتراف کند، اما پس از رای دادگاه دو میلیون دلار جریمه پرداخت می‌کند و اعتراف هم می‌کند و این همه در رسانه‌ها منعکس نمی‌شود و همچنان کارخانه فورد به عنوان نماینده آمریکا به حیات ننگین خود ادامه می‌دهد. چنین اقداماتی نه تنها در صنایع خودرو‌سازی، بلکه در صنایع نظامی و حتی صنایع غذایی آمریکا هم بوده که پنهان‌کاری شده است و امروز، روزی است که پرده‌ها بالا می‌رود و این حرکات ننگین یکی پس از دیگری افشا می‌شود. یکی از این شرکت‌ها، شرکت غذایی مک دونالد است. خبرنگاری محاسبه کرده بوده اگر صد کشور هر کدام صد شهر و هر شهر، صد خیابان داشته است و بنابر ادعای مک دونالد هر خیابان یک شعبه از این اغذیه‌فروشی را دارد که باید مواد اولیه و حتی طرح صندلی و رنگ مغازه را از یک جا وارد کند، نیاز به مقدار مشابهی گوشت خالص برای تهیه همبرگر دارد و مثلا باید روزانه حداقل یک میلیون رأس گاو ذبح شود تا چنین گوشتی تهیه شود و برای ذبح یک میلیون رأس گاو، آن هم به صورت متمرکز و محرمانه توسط مک دونالد با حداقل 700 میلیون گاو وجود داشته باشد تا هر دو سال یک گاو ذبح شود و چنین مزرعه‌ای در هیچ کجای دنیا نیافته بود تا اینکه پی برده بود مک دونالد یک مزرعه پرورش کرم دارد! و از محل تولید این کرم‌ها، گوشت لخم مورد نیاز این همه همبرگر‌ها را تهیه می‌کند! البته برای چینی‌های سگ‌خور یا تایلندی‌های سوسک‌خور یا عرب‌های سوسمار‌خور این امر اشکالی نداشت، ولی به هر حال به اعتبار شرکت ضربه وارد می‌کرد، لذا خبرنگار در حین انجام مأموریت تصادف کرده و کشته شد! آمار کشته‌شدگان راه اقتصاد بسیار زیاد است، حتی نویسنده‌ای مدیریت آمریکایی را به جنگل تشبیه کرده و کتابی نیز به این عنوان تألیف کرده است. البته همه این کشت و کشتار‌ها تحت عنوان رقابت قابل توجیه است؛ یعنی می‌گویند اگر قرار است یک کمپانی عظیم از بین برود، بهتر است که یک خبرنگار بمیرد

» نظر
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96