سفارش تبلیغ
صبا

سینمای مقاومت، راه اروپا را مشخص کرد.

دکتر ایوبی در جملاتی کوتاه گفت که: سینمای ایران را، سینمای دفاع مقدس زنده کرد. و سینمای مقاومت هم، به جهانیان یاد داد که چگونه در مقابل: غول سینمای صهیونیستی آمریکایی مقاومت کنند.

این جملات هرچند کوتاه و دیر، ولی شجاعانه از زبان یکی از: مسئولین درجه یک سینمای ایران گفته شد. و نشان می دهد حاکمیت سینمای عفن، در ایران به پایان رسیده است. و اکنون آغاز یک راه برای: سینمای پاک و محجوب است.

شاید جمله ای که امام خمینی ره، سی چهل سال پیش گفت: آن موقع کسی آن را نفهمید و: شاید هم گفتند یک خوراک تبلیغاتی است! و یا خیلی ها گفتند این حرف، بی ربط و بدون مطالعه است.مخصوصا کسانی که در دامن آلوده غرب، بزرگ شده بودند، بزرگ بودن خودشان را در لیس زدن : واپسین قطرات سینمای خشن و سکسی آن می دیدند.

آن ها دوست داشتند سینما را، همان معنی کنند که خودشان بودند. یک فاحشه و یا یک زن باره . اصلا در سینما یک چیز را بر: همه واجب می دانستند: در سینما نمی شود و نباید وجود ندارد! یعنی اگر به شما گفتند لخت شو، باید لخت شوی نباید بگویی نمی شود! اگر به شما گفتند فقط وسط پاهایت، به درد سینما می خورد! نباید ناراحت شوی و قهر کنی. و محصول این تفکر هم، همین از هم پاشیدگی خانواده ها و: رسیدن آمار طلاق به بالای 50درصد ازدواج ها است.

نه فقط سینما که، همه هنر ها را اینگونه می خواستند. زیرا از نظر آنان نباید: ازدواجی صورت می گرفت! تا نسل ایرانی قطع می شد! از نظر آن ها، ایرانی خوب یک ایرانی مرده! و یا سقط شده بود. زیرا اربابانشان این طور می خواستند. و برای همین جنگ را تحمیل کردند. تا جمعیت ایرانی از بین برود . صدام برای کشتن ایرانی ها، آیه نازل می کرد و ایرانی ها را مجوس می خواند.

اما سینمای دفاع مقدس، مانند خود دفاع مقدس، در مقابل تمام این زیاده خواهی ها ایستاد. و اکنون در سیزدهمین جشنواره خود، برای جهان نیز پیام دارد. هرچند که بابک حمیدیان ها، از این حرف ها خوششان نیاید. یا فرزاد حسنی ها بگویند که: برزو ها پول لازم داشتند این نقش ها را قبول کردند! ولی با زبان سگ دریا نجس نمی شود . علاوه بر آنکه این حرف ها را، اربابان آن ها زودتر گفته اند و: گوش ما از آن ها پر است.  

آن ها حتی از یک مرگ بر آمریکای ساده، ناراحت هستند و می گویند: ما برای کسی مرگ نمی خواهیم! ولی دروغ می گویند،آن ها روزی هزار بار برای اسلام، مرگ را آرزو می کنند! اربابان آن ها هم دروغ می گویند: سیاهپوستان و سرخپوستان می دانند که: شعار آمریکایی های لاشخور و کرکس ماب، فقط مرگ نیست بلکه نابودی همه است. از نظر آن ها سیاهپوست خوب، یک سیاهپوست مرده است.

سینمای آمریکا هم همین است : سرتا پا آرزوی مرگ برای دیگران. همه هیرو ها و قهرمان ها ، شامپیون های آن ها، فقط برای این قهرمان هستند که: به تنهایی می توانند ملت الجزایر یا: مردم افغانستان را نابود کنند. ویرانگری در ذات آمریکایی ها است. آن وقت ما حق نداریم حتی یک شعار: مرگ بر آمریکا بگوییم؟

دیدیم به بهانه روز جهانی صلح، تمام عروسک های خانم برومند، ایران را جنگ طلب معرفی کردند! و  شادی را آرزو کردند ،و صلح را در جای دیگر جستجو کردند. درهفته دفاع مقدس به بهانه روزجهانی صلح، به کودکان نگفتند فهمیده ها را نقاشی کنند، بلکه به آنان گفتند: درنا بسازند تا: از جنگ در امان باشند! حتی یک بار نگفتند که: ایران اکنون 25سال است در: صلح و آرامش و امنیت است. و این آمریکا است که: هرجا می رود، جنگ به پا می کند و: مردم را می کشد.  


سینما المقاومة، والطریقة أوروبا یمکن أن تکون محددة  .

وقال الدکتور الأیوبی فی جمل قصیرة أن السینما الإیرانیة، سینما الدفاع المقدس یعیش. والمقاومة من الفیلم، العالم تتعلم کیفیة: الصهیونی السینما الأمریکیة العملاقة مقاومة.

على الرغم من جمل قصیرة وطویلة، ولکن بجرأة من جانب واحد من: س وقال مسؤولون ایرانیون. ویظهر هیمنة السینما سیئة وإیران قد انتهت. طریقة واحدة للبدء، والآن سینما نظیفة وغیر مزعجة.

وقال ربما بما فی ذلک من الإمام الخمینی، وثلاثین منذ أربعین سنة ذلک الوقت، ولم یکن یعلم من یمکن القول أنه هو الدعایة! أو کثیر تقول هذه الکلمات، لا صلة لها بالموضوع ودون دراسة. وبخاصة فی الغرب، الوقود الملوثة، نمت کبیر فی لعق خاصة بهم: شهدت آخر قطرات السینما العنیفة والجنسیة.

أنهم أحبوا الفیلم، وهذا یعنی أن نفس أنفسهم. حول عاهرة أو امرأة. فیلم لدیها شیء واحد: یجب أن یعلم الجمیع: السینما لیست ویجب أن لا وجود له! أن قال، إذا کنت تحصل عاریة، لا یمکنک الذهاب عاریة، لا تخبر! إذا أنت تقول قدم المتوسطة فقط، بلغ الألم الفیلم! یجب أن لا یکون حزینا أو غاضبا. نتاج هذا التفکیر، وتفکک الأسر: تحقیق أکثر من 50? نسبة الطلاق فی الزواج هو.

لیس مجرد فیلم، لذلک أرادوا جمیع الفنون. وینبغی لتم الزواج! الجیل الإیرانی خفض! من وجهة نظرهم، الإیرانیة، وهی القتلى الإیرانی! أو تم إحباط. وذلک لأن أسیادهم أراد. للحرب المفروضة. السکان تختفی. صدام لقتل الإیرانیین، ونزلت الآیة الایرانیة لدعوة الدجال.

لکن فیلم الحرب، مثل الحرب، وقالت انها وقفت أمام کل هذه التجاوزات. المهرجان الآن فی الثالثة عشرة للعالم رسالة. ومع ذلک، باباک الحمیدیة، والشخصیات لیست مثل هذا. أو فرزاد الحسنی ویقول برزو لأموال اللازمة لهذا الدور وتقبل! ولکن اللغة لا تلوث کلب البحر. بالإضافة إلى ذلک، قد قال هذه التصریحات سادة علیها فی وقت سابق: آذاننا ملیئة لهم.

حتى الموت لدیهم بسیط لأمریکا، غضب ونقول نحن لا نرید شخص حتى الموت! لا کذب، هو ألف مرة فی الیوم لرغبة فی الموت المسلمین! هم أسیاد الکذب: السود والهنود یعرفون أن شعار الأمریکی للالحدأة والنسور المنحى، والموت فقط ولکن للقضاء على جمیع. من حیث سوداء صلبة، وهو شخص أسود میت.

السینما الأمریکیة هو نفسه: الساقین واسعة للموت من أجل الآخرین. البطل والبطلة من کل شیء، هو فقط لهؤلاء الأبطال التی یمکن أن تقف وحدها أو أمة الجزائریة: لتدمیر شعب أفغانستان. الأمیرکیون المدمرة فی الطبیعة. ثم لدینا الحق وحتى شعار: الموت لأمریکا یقول؟

شاهدنا اسم یوم السلام العالمی، وکلها لها الدمى فی إیران، إیران متشدد قدم! وأتمنى لهم السعادة والسلام فی البحث فی أماکن أخرى. ذریعة الاسبوع المقدسة الیوم العالمی للسلام، إلا أن الأطفال لا یفهمون هذه اللوحة، ولکن أیضا قال لهم: کرین بناء ما یصل الى الحرب، تکون آمنة! قال ولو مرة واحدة، أن إیران الآن 25 عاما فی سلام وأمن. وهذه هی الولایات المتحدة الأمریکیة: أین یذهب، والقدمین، والناس فی ذلک.

 


» نظر

مرده شور ترکیب را ببرد!

 

می گویند شخص رندی، نزد یکی از زهاد، که با رقاصی مخالف بود رفت، و خواست از او اجازه رقص را بگیرد. وقتی نزد او نشست، سوال کرد: اگر دستم را بالا پایین کنم اشکال شرعی دارد؟ زاهد گفت نه!

باز پرسید اگر پایم را بالا و پایین ببرم، اشکال شرعی دارد؟ پاسخ داد : نه!  رقاص بپا خواست و: دست و پای خود را، بالا پایین کرد و رقصید! بعد پرسید حالا چه؟ جواب شنید: تجزیه ات خوب بود،ولی مرده شور ترکیبت را برد!

حالا عده ای می گویند: ارتباط فرهنگی مردم ایران با: مردم آمریکا که ایرادی ندارد.مردم ایران هم، مردم آمریکا را دشمن نمی دانند، پس چرا شعار مرگ بر آمریکا می دهیم! این همان است که مرده شور، باید ترکیب شان را ببرد! زیرا یک مغلطه یا یک سفسطه در آن است: مردم آمریکا با: دولت آن فرق می کنند. زیرا آمار ها نشان می دهد: بیش از 40درصد مردم آمریکا، با دولت همراهی ندارند و: از اینها هم عده ای منتقد هستند.

مثل این است که بگوییم: شب سیاه و دل شیطان هم سیاه است! پس شب همان شیطان است. ما از این مغالطه و یا سفسطه ها، فقط زیان کلامی یا تئوریک نمی بینیم، بلکه صد سال است که فقط: بدبختی و کشت و کشتار و ترور می بینیم . انگلیس و آمریکا، وقتی پایشان به ایران باز شد، فقط در فکر بردن: نفت و عتیقه و طلای ایران بودند. همان تصوری که از هندوستان داشتند! و فکر می کردند هندوستان، سرزمین افسانه ای ثروت! منتظر است که آن ها بیایند و: با کشتن مردم بومی همه را صاحب شوند.

مردم ایران برای: انگلیس و آمریکا (البته دولت های آنان) بجز: مشتی مزاحم که باید از بین بروند! تا آن ها به همه ثروت ایران، به راحتی دست پیدا کنند، نیستند. لذا کشتن ایرانی مانند: کشتن مار بر سر گنج ها! لازم و ضروری است.

واین را همه حتی سرخپوستان میدانند، ولی عده ای منافع شان، اقتضا می کند سفسطه کنند و: خود را به کوچه بن بست بزنند! زیرا منافع آن ها هم با منافع دولت آمریکا، گره خورده و از فروختن وطن، به ثروت دست می یابند. فرقی نمی کند این شخص شاه قاجار، یا پهلوی باشد که برای یک سفر فرنگ، افغانستان و بحرین ، پاکستان و عراق را فروختند یا: این شاه های کوچک که: معادن نفت و زمین های کشاورزی، یا اطلاعات ایرانیان را می فروشند.

اکنون که ایران به سازمان ملل می رود، باید بداند که سازمان ملل هم، همان قضیه مرده شور ترکیب را ببرند است. زیرا اعضا اصلی سازمان ملل، دشمن ایران هستند: آمریکا انگلیس، اسرائیل فرانسه.. حالا چطور می شود ترکیب آن ها، دوست ایران شود؟ باید وزارت اطلاعات ایران بداند که: هدف آن ها از دعوت یا مذاکره کردن ، فقط کسب اطلاعات سری است.

تجربه نشان داده بعد از هر مذاکره، آن ها اطلاعات جدیدی رو کرده، و ادعاهای بالاتری را مطرح می کنند. این نشان می دهد که در ماموریت خود، موفق بودند و توانستند از: ساده اندیشی ایرانیان برای کسب: اطلاعات محرمانه استفاده کنند.

   در حالیکه سازمان سیا، برای کسب اطلاعات محرمانه و سری، از ایران میلیاردها دلار خرج می کند، چرا ایران باید ساده اندیشی کند و: اطلاعات مورد نیاز آن ها را، به سازمان ملل بدهد ؟ تا بعد به عنوان بیانیه حقوق بشر، یا انرژی اتمی یا موارد دیگر، از آن سو استفاده شود.

   سازمان ملل میداند که ایران، در کنار گوش انگلیس حضور دارد، مردم ایرلند خود را ایرانی می دانند، و اسکاتلندیها همه امید شان به ایران بود. لذا همکاری ایران با سازمان ملل، باعث شد تا اسکاتلندی ها نا امید شده و: رای نیاورند. حضور ایران در کنار حکام جبار و: زور گویی که در عمر خود، نگذاشته اند یکبار هم در کشورشان، انتخابات انجام شود، پیام یاس و نا امیدی به: ازادیخواهان آن است.

 

 الجمع بین المالح وإزالة الموتى!

ودعا راندی الحزب، مع واحد من الناس الذین اختلفوا مع الراقصین له، وطلب إذنه لاتخاذ الرقص. عندما جلست معه، وسألنی عما إذا کنت خفض یدی فوق الأشکال القانونیة؟ وقال زاهد لا!

سأل إذا قمت بفتح ساقی صعودا وهبوطا، هناک مشکلة قانونیة؟ فأجاب: "لا! وقفت راقصة صعودا والیدین وأقدامهم، ورقصوا صعودا وهبوطا! ثم سأل: ماذا نفعل الآن؟ سمع الجواب أن تحلیلک کان جیدا، ولکن المیت المالحة الترکیبک فوز!

الآن، البعض یقول ان الثقافة الإیرانیة المرتبطة مع الشعب الأمریکی، الذی هو موافق. الشعب الإیرانی، الشعب الأمریکی لیست العدو، ثم لماذا لا نقول "الموت لأمریکا! هذا هو ما هی العاطفة المیتة، یجب علیک تدمیر تکوینها! لأنه هو الشعب والحکومة الأمریکیین وهمیة أو متطورة مختلفة. وتشیر الإحصاءات إلى أن أکثر من 40 فی المئة من الشعب الأمیرکی، لا ترتبط مع الحکومة، وعن هذه، هناک أیضا بعض النقاد.

کما هو یقول: لیلة سوداء والشیطان الأسود! لیلة الشیطان. نحن نستخدم هذه مغالطة، أو مغالطة، لا أرى خسارة لفظیة أو نظریة، ولکن هذا هو سنوات من مائة فقط: انظر البؤس وسفک الدماء والإرهاب. بریطانیا والولایات المتحدة إلى إیران عندما فتح القدمین، والتفکیر فقط فی الفوز: النفط والذهب العتیقة وإیران. کان مجرد رؤیة الهند! وفکرت فی الهند، أرض الثروات الطائلة! أنها تأتی إلى الأمام مع کل الناس یقتلون السکان الأصلیین.

شعب إیران: بریطانیا والولایات المتحدة (وحکوماتهم) باستثناء: حفنة من مزعج التی یجب تدمیرها! حتى یتسنى لجمیع ثروة من الحصول علیها بسهولة، لم یفعلوا ذلک. قتل ایران مثل: اقتل کنوز ثعبان! لزم الأمر.

هذا هو کل الهنود یعرفون حتى، ولکن بعض من فوائدها، وأنها تتطلب أن المغالطة: الخاصة بهم طریق مسدود دی الکیس! لأن مصالحهم مع مصالح الولایات المتحدة، وربطت بیع المنزل لتحقیق الثروة. بغض النظر عن شاه قاجار، وبهلوی أن رحلة إلى أوروبا وأفغانستان والبحرین والعراق وباکستان وبیعها، أو: ملک المناجم الصغیرة والنفط والأراضی الزراعیة، أو بیع المعلومات إلى الإیرانیین.

الآن أن إیران هی الأمم المتحدة، أن الأمم المتحدة تعرف أن الجمع بین شغفهم قضیة میتة. الأعضاء الأصلیین فی الأمم المتحدة، وأعداء إیران: المملکة المتحدة واسرائیل وفرنسا .. والآن ما هو تکوینها، مثل إیران؟ الاستخبارات الإیرانیة یجب أن یعرف أن الغرض من دعوة للتفاوض، المعلومات فقط عن سلسلة.

وقد أظهرت التجربة أنه بعد کل اشتباک، المعلومات الجدیدة، وتثار مثل هذه المطالبات العالی. هذا یدل على أن مهمة بنجاح، ویمکن أن الإیرانیین للحصول على السذاجة: استخدام المعلومات السریة.

    فی حین أن وکالة المخابرات المرکزیة والمعلومات السریة سر إیران، وتنفق ملیارات الدولارات بسبب المشوهون والمعلومات اللازمة لهم لإعطاء الأمم المتحدة؟ بعد إعلان حقوق الإنسان أو الطاقة النوویة أو غیر ذلک، فمن سوء المعاملة.

    الأمم المتحدة یعلم أن إیران موجودة فی الأذن بریطانیا والشعب الإیرانی یدرک بها الایرلندیة والاسکتلندیة، کل آمالهم فی إیران. ولذلک، تعاون ایران مع الأمم المتحدة، وحتى الیأس الاسکتلندی: للابتکار. وجود الطاغیة والمجلس: إکراه من حیاته، بعد أن یکونوا قد غادروا البلاد، ویتم الانتخاب، ورسالة من الیأس إلى: تحبه.


» نظر

در آستانه بازگشایی دانشگاه

خون شهید

دانشگاه یا اتاق جنگ؟

تولد دانشگاه در ایران، برای نابودی نظامیه ها بود. همانطور که تولد دبستان در ایران، برای ازبین بردن مکتب خانه ها بود. لذا از ابتدا دانشگاه یک اتاق جنگ، علیه اسلام وشیعه بود. گرچه، مغولها و امثال آن ها آمدند و: کتاب ها را سوزاندند و : کتابخانه ها را آتش زدند، تا مراکز علمی ایران را نابود کنند، و مانع پیشرفت ایرانیان شوند.اما غربی ها به نوع دیگری، اسلام و قران را آتش زدند. مغول ها آمدند کشتند و سوزاندند و رفتند! ولی غربی ها آمدند کشتند و سوزاندند و ماندند!

هنوز پس از گذشت سی و چند سال از انقلاب اسلامی، که شعار مرگ بر آمریکا و مرگ برانگلیس، بالاترین فریاد آنان بوده می بینیم: تعداد آموزشگاه های زبان انگلیسی، به مراتب بیش از اموزشگاه زبان فارسی است! یا بهتر بگوییم کسی به فکر: آموزشگاه زبان فارسی  نیست! زیرا بلد نبودن زبان فارسی، یا غلط نوشتن و غلط خواندن آن، مهم نیست! بلکه مهم این است که کسی زبان انگلیسی نداند!

در واقع زبان و رسم الخط انگلیسی، مانده است تا فارسی را نابود کند. و این جنگ اعلام شده است. چرا که در ترکیه و آذربایجان و: حتی پاکستان این فاجعه اتفاق افتاده است. زیرا ما شاهد خواندن شعر های شهریار و مولوی، به رسم الخط انگلیسی هستیم! و در کشور اقبال لاهوری، دیگر کسی از عجم سخن نمی گوید، همه به زبان انگلیسی صحبت می کنند و: یاد داشت برمی دارند.

در اوایل انقلاب اسلامی هم، شاهد بودیم که در دانشگاه تهران، اتاق جنگ درست کرده بودند. همه گروهک های ضد انقلاب، در این اتاق ها حضور محترمانه داشتند! ولی جمهوری اسلامی در آن جایی نداشت. شهید رجایی و دکتر بهشتی و دیگران، توسط همین دانشحویان دانشگاه تهران شهید شدند. فخاری ،کشمیری  کلاهی همه، از دانشجویان دانشگاه تهران بودند. از ان بدتر تمام یاوران و خط دهندگان عزالدین حسینی، فرمانده ضدانقلاب کردستان هم،همین دانشجویان بودند.

 دستور امام خمینی ره  برای انقلاب فرهنگی، به همین دلیل بود و تمامی دانشگاه ها، تعطیل شدند تا از نو برنامه ریزی شوند. اما کسانی که از در بیرون رانده شده بودند، از پنجره وارد شدند! این بار به نام اسلام و انقلاب اسلامی، مثلا دانشگاه تربیت مدرس درست شد! دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور ایجاد شد تا: جلوی این نفوذی ها گرفته شود! ولی همه اینها شدند سنگر ضد انقلاب!

یادم نمی رود در دوران دانشجویی فوق لیسانس، از دانشگاه تربیت مدرس به جبهه اعزام شدیم. اما چه اعزامی؟! بچه ها فقط منتظر ساعت یازده بودند که: رجوی از رادیو عراق سخنرانی کند! تا دسته جمعی به آن گوش کنند!و بعد آن را تحلیل کنند. اگر یک بسیجی می خواست در بلند گواذان بگوید، جلوی اورا می گرفتند و اگر ساعت دو، می خواست اخبار جمهوری اسلامی را بگوید، بلند گو را سنگ باران می کردند.

همین ها، فرماندهان بسیجی را ترور کردند. اکثر شهدای بسیجی در جبهه، از پشت تیر خوردند. فرماندهان دیگر با گراهای دقیق، از سوی همین ها جلوی پایشان خمپاره ترکید. همین ها بعدا وزیر و کیل شدند.و فتنه سال 1388را به وجود آوردند.

    با اینکه روز نهم دی، طومار آن ها پیچیده شد، ولی این بار هم از طریق فرجی دانا، وزیر علوم مستعفی در شریان دانشگاه تزریق شدند. آن ها این بار نه به عنوان کمونیست، برای ضدیت با اسلام، بلکه به عنوان مبارزه با افراطی گری، یعنی از بین بردن پایه های ولایت فقیه، وارد کار شده اند.و ستاد آنان دانشکده فنی دانشگاه تهران است.

اما اینها بدانند با تمام : کشت و کشتار هایی که به راه انداخته اند، از  داعش قوی تر نیستند. و ما با تاکید بر نیروی لایزال الهی، بقیع را باز سازی خواهیم کرد و: این ها هیچ غلطی نمی توانند بکنند.


الجامعة أو غرفة الحرب؟  

عشیة افتتاح

وکانت الجامعة سعیدة فی إیران لتدمی النظامیه والجامعه کما ولدت المدرسة فی إیران لتدمیر المدارس. فی الغرفة الأولى من حرب ضد الاسلام والشیعة. ومع ذلک، فإن مثل المغول وجاء وحرق الکتب وحرق المکتبات لتدمیر مراکز إیران، وإعاقة الإیرانیین. ولکن النوع الآخر الغربی، والقرآن على النار. جاء المغول وذهب وقتل وحرق! تم الغربیین قتلوا وأحرقوا ولکن بقی!

لا یزال، بعد ثلاثین عاما من الثورة الاسلامیة، شعار "الموت لأمریکا، الموت لانکلترا، کانوا یصرخون، ونحن نرى أکبر عدد من الدورات فی اللغة الإنجلیزیة، دورات فی اللغة الفارسیة وأکثر من ذلک بکثیر! أو الأفضل أن نقول شخص یعتقد: لا دورات فی اللغة الفارسیة! لأنه لا یتکلم الفارسیة، أو کتابة أو قراءة خاطئة من الخطأ، لا یهم! من المهم أن الشخص الذی لا یعرف الإنجلیزیة!

فی الواقع، فإن اللغة والإملاء فی اللغة الإنجلیزیة، وکان لتدمیر الفارسی. وقد أعلن هذه الحرب. لماذا فی ترکیا وأذربیجان: وقعت الکارثة وحتى باکستان. لأننا شاهدنا الأمیر، وقراءة الشعر الرومی فی الهجاء الإنجلیزی لدینا! وإقبال فی لاهور، والآخر لا یتکلم من الفرس، وأنهم جمیعا یتحدثون اللغة الإنجلیزیة، وتعلم کیفیة إزالة.

فی بدایة الثورة الإسلامیة، التی شهدت جامعة طهران، قدمت غرفة الحرب. جمیع المجموعات المناهضة للثورة، کان لها وجود محترم فی الغرفة! ولکن کان لا مکان فی الجمهوریة الإسلامیة. بهشتی شهید رجائی، وغیرهم، استشهدوا من قبل طلاب جامعة طهران. الفخاری، کشمیر کلاهی کل شیء، وطلاب جامعة طهران. أسوأ من ذلک، کل المؤیدین والناخبین عز الحسینی، قائد الثورة المضادة فی کردستان، وهو نفس الطلاب. أمر الإمام الخمینی کانت الثورة الثقافیة لهذا السبب أن جمیع الجامعات ظلت مقفلة حتى إعادة برمجتها. ولکن أولئک الذین طردوا من النافذة وصلت! هذه المرة باسم الإسلام والثورة الإسلامیة، کانت الجامعة المناسبة! جامعة آزاد الإسلامیة، تم إنشاء جامعة بیام نور: لمنع أخذ هذه الاختراقات! ولکن کانوا جمیعا معقل الثورة المضادة!

لن أنسى خلال أرسلت طلاب الدراسات العلیا من الجامعة إلى الأمام. ما ارسلت؟ وکان أطفال فقط ینتظرون 11:00 رجوی أن خطابه الاذاعی العراقی! للاستماع إلیهم بشکل جماعی، ومن ثم تحلیلها. إذا أردت تعبئة تدعو رئیس أن یقول، لو کنت أمامه على اثنین، أراد أن نقول للأنباء الجمهوریة الإسلامیة، واللغة کانت السماء تمطر حجارة.

وبالمثل، اغتال قائد الباسیج. معظم الضحایا من تعبئة الحرب، وقتل من الخلف. قادة آخرین الاذان مع دقة، وهذه هی أقدام انفجار قذائف هاون. کییل فی وقت لاحق وحصل على الوزراء والمکائد التی تم إنشاؤها سنة 1388. فی الیوم التاسع من شهر ینایر، کان التماسهم معقدة، ولکن هذه المرة من جانب فرجی، دانا، استقال وزیر حقنت العلوم فی جامعة الشرایین. هذه المرة لیست الشیوعی، لمعاداة الإسلام، ولکن المعرکة ضد التطرف، وهی القضاء على درجات رجال الدین، قد فعلت. وموظفو کلیة الهندسة فی جامعة طهران.

لکنهم جمیعا نعرف الثقافة والقتل التی أطلقت، هی أقوى من داش. ونحن نرکز على قوة الله الأبدیة، ونحن سوف إعادة بناء البقیع: ویمکن أن تفعل أی خطأ.

 

 


» نظر

تخریب بقیع، آغاز تروریسم در جهان است

خیانت های سازمان ملل، در این زمینه باید محکوم شود.

اکنون که هیات ایرانی عازم نیویورک هست، تا در مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کند، باید از حقوق ایران بزرگ دفاع کند و: خیانت های سازمان ملل به این ملت را، یاد آوری و محکوم نماید. خیانت های سازمان ملل به ایران، به بیش از هزار مورد می رسد که: در سه دسته قابل بررسی است:

تغییر جغرافیای جهانی بر علیه منافع ایران بزرگ: موقعی که سازمان ملل تاسیس شد، ابتدا از دانش ایران استفاده کردند، از جمله شعر سعدی را بر تارک سازمان ملل نوشتند، تا بگویند تابع تمدن ایرانی هستند. و همه دستاورد های آن را قبول دارند. ولی بعدا با تحریک قومیت ها و ملت ها، آن ها را به جدایی از ایران تشویق کردند. تا جاییکه از حوزه بزرگ تمدنی ایران، حدود 60کشور متولد شد.

 در تما داوری های مرزی، حق را به همسایه دادند تا آن ها، بیشترین ضربه را به ایران بزنند و:ایران  را کوچک و کوچکتر کنند.

آخرین این خیانت، جدایی بحرین از ایران است.  زیرا بحرین استان چهاردهم ایران بود. و در کتب درسی آن زمان موجود و مکتوب است. ولی سازمان ملل به عنوان رای گیری، با تقلب  و دروغ، ملت فارس زیان و شیعه بحرین را، از ایران جدا کرده و تحویل: یک خاندان کثیف و وهابی داد.

البته بعد از انقلاب اسلامی هم، دست از تجزیه ایران نکشید! و هرگروه را که پیدامی کردند، وعده میدادند اگر قیام کنند! نام کشوری را برای آن ها ثبت خواهد کرد! مانند کردستان یا عربستان و.. حتی در تمام جنگها برعلیه ایران، شرکت داشته و دشمنان را، تجهیز می کرده است.

 در آن هنگام که دیگر قادر نبود از راه قومیت ها، فشار وارد کند به سراغ: صدور بیانیه های حقوق بشری و غیره می رفت! تا دولت را در دفاع از یکپارچگی ایران، دچار تردید کند .بنابر این بحث هایی از قبیل سلاح کشتار جمعی یا: تولید بمب اتم توسط ایران، و یا نقض حقوق بشر، راه سیاسی یا راه دوم تجزیه ایران بوده است. که همیشه سازمان ملل، آن را دنبال می کرده است.

همه دنیا شاهد هستند: در مورد  نقض حقوق بشر در عربستان، یا کشورهایی که حتی یکبار: انتخابات در آن صورت نگرفته، سازمان ملل هیچ اقدامی نکرده است. در موضع گیری های مقابل: کشتار مردم غزه ، سوریه و لبنان این کینه ورزی آن ها، کاملا آشکار بود ولی عده ای نمی خواستند: این علایم را درک کنند.

راه سوم عملیات سازمان ملل، شناسایی مراکز اسلامی و شیعی ، دانشمندان و اندیشمندان آن، و ارائه لیست آن ها برای: تخریب و ترور بوده است. همه کسانی که در ایران ترور شدند، در سازمان ملل، ترور آن ها تدوین شده بود. زیرا ایران از نظر امنیتی،فقط  به سازمان ملل خوشبین بود، و خواسته های اطلاعاتی آنان را ارائه می داد. و می بینیم بلافاصله بعد از اعلام ایران، این اشخاص ترور می شدند یا: آن اماکن تخریب می شد.

تخریب اماکن و انفجارات در سراسر دنیا، فقط به قصد منابع و اثار شیعی ایرانی بود. والا هیچ مکان دیگری تخریب نشده است. اگر هم اشتباهی تخریب شده، بلافاصله بازسازی شده یا: عذر خواهی صورت گرفته .ولی تخریب های صورت گرفته در اماکن شیعی، کاملا علمی و حساب شده بود. معمولا از طریق نقطه مرگ ساختمان بوده است. همان طور که ترور های انجام شده نیز، اینطور بوده است. دانشمندان هسته ای ایران را هیچکس نمی شناخت! و لیست آن ها فقط به سازمان ملل داده شده بود.

آغاز همه این تخریب ها و ترور ها هم، از تخریب بقیع شروع شد. زیرا ایران تمامی مکان ها را، بازسازی می کند ولی، این نقطه را قادر نیست! حتی کوچکترین حرکتی نمی تواند بکند. در حالیکه مقبره چهار امام معصوم، در آن است. و اگر روزی این جا باز سازی شود، مسلما همان روز پایان: یک قرن تخریب و ترور است.

Baqi demolished beginning of terrorism in the world.

هدم البقیع بدایة الإرهاب فی العالم.

خیانة من قبل الأمم المتحدة فی هذا المجال یجب أن تدان.

الآن أن الوفد الإیرانی کانت متجهة الى نیویورک للمشارکة فی الجمعیة العامة للأمم المتحدة یجب الدفاع عن حقوق النظم الکبیرة: خیانة للامم المتحدة فی البلاد، وحکم علیه تذکر. خیانة للأمم المتحدة إیران یبدو أکثر من ألف الحالات التی یمکن دراستها فی ثلاث فئات:

الجغرافیا المتغیرة للعالم ضد مصالح کبیرة: عندما تأسست الأمم المتحدة، لدینا معرفة الاستخدام، بما فی ذلک کتب الشاعر سعدی على قمة الأمم المتحدة، لیقول الحضارة الإیرانیة. ونتفق جمیعا على انجازاتها. ولکن بعد ذلک حفز الجماعات والدول العرقیة، تم تشجیعهم على الانفصال عن إیران. إلى المنطقة حیث الحضارة الإیرانیة الکبیرة، ولد حوالی 60 بلدا.

 فی جمیع الحدود التحکیم فی حقوق المجاورة، إلى الحد الأقصى للعقوبة لضرب إیران: إیران لاتخاذ أصغر وأصغر.

آخر من الخیانة، والفصل بین البحرین من إیران. البحرین المحافظة الرابعة عشرة لإیران. تتم کتابة الکتب المدرسیة فی الوقت المتاح. ولکن الأمم المتحدة کما تصویت، عن طریق الاحتیال أو الخداع، وفقدان والأمة الخلیج من الشیعة فی البحرین من ایران تسلیم معزولة و: کان منزل القذرة والوهابیین.

ولکن بعد الثورة الإسلامیة، إیران التحلل لا تفوت! والجماعات التی وجدت لی، وعدت أنها إذا کانت الثورة! أنهم سوف یسجل اسم بلادهم! مثل کردستان .. حتى فی کل الحروب ضد إیران أو المملکة العربیة السعودیة، والشرکة لدیها أعداء، قد تم تجهیز.

 عندما کان العرق لم یعد قادرا على ضبط ضغط القادمة: بیان من حقوق الإنسان، وهکذا کان! للدفاع عن سلامة الدولة، وبالتالی مترددة فی مناقشة مثل أسلحة الدمار الشامل أو إنتاج أسلحة نوویة من قبل إیران أو انتهاکات حقوق الإنسان، وسیلة سیاسیة أو تحلیل اتجاهین إیران. الأمم دائما، وقد اتبعت ذلک.

وینظر فی جمیع أنحاء العالم حول انتهاکات حقوق الإنسان فی المملکة العربیة السعودیة، أو الدول ولو مرة واحدة: اتخذت الانتخاب، اتخذت الأمم المتحدة أی إجراء. فی الاتجاه المعاکس: قتل الناس فی غزة وسوریا ولبنان، وهذا الحقد، کان واضحا، ولکن بعض الناس لا یریدون أن یکون أعراض المتصورة.

والمجموعة الثالثة من عملیات الأمم المتحدة، وتحدید والمراکز الإسلامیة الشیعیة والعلماء والمفکرین، وتقدیم قائمة من أجل التدمیر والإرهاب. کل أولئک الذین قتلوا فی إیران والأمم المتحدة تستعد لاغتیال لهم. بسبب الأمن، تماما کما کانت الامم المتحدة متفائلة، وطلب منهم تقدیم تلک المعلومات. ونحن نرى على الفور بعد أن تم الإعلان عن قتل هؤلاء الأشخاص أو تدمیره المنازل.

التخریب والانفجارات فی جمیع أنحاء العالم، ویعمل فقط من أجل إیران الشیعیة. خلاف ذلک، لا یتم إتلاف أی مکان آخر. إذا من الخطأ، التالفة، أو المستعادة على الفور: ولکن تم القیام به الضرر الاعتذار فی الأماکن، والشیعة، واعتبرت العلمی. عادة عن طریق وفاة المبنى. تم تنفیذ الاغتیال أیضا، هو علیه. علماء ایران النووی لا أحد یعرف! وأعطیت فقط إلى الأمم المتحدة.

بدایة کل الدمار والإرهاب، أیضا، بدأ هدم جنات الباقی. بسبب کل الأماکن لإعادة، ولکن هذه النقطة لا یمکن! حتى لأدنى حرکة یمکن القیام به. فی حین أن أربعة من قبر الإمام، حیث إنها المکان المناسب لیکون لو یوم واحد هذا، بطبیعة الحال، بعد الیوم: قرن من الدمار والإرهاب.

Baki dünyada terörizmin ba?lang?c? y?k?ld?.


» نظر

شرط باز سازی بقیع

برای همکاری با ائتلاف ضد داعش.

اینطور که کشورهای ائتلاف ضد داعش، شیپور جنگ می نوازند بالاخره سعی آنان، در مورد ایران ممکن است حماقت هایی را به بار اورد. از جمله اینکه آن ها حملات سازمان یافته جدیدی را، از موضع سازمان ملل و آمانو، برعلیه ایران آغاز کرده اند تا دوباره، همان شعار های پوسیده حقوق بشر و: بمب هسته ای را نبش قبر کنند.

آن ها برای حفظ عربستان از حمله احتمالی داعش، به این ائتلاف دست زده اند.  البته کل عربستان برای آن ها مهم نیست. چرا که همین اکنون داعش در: مرزهای عراق با عربستان حضور دارد. و خود را آماده حمله می کند و: ارتش عربستان هنوز دستوری برای مبارزه با: آنان دریافت نکرده است.

آن ها حتی مخالف نابود کردن: مزار شریف پیامبر هم نیستند، و بلکه از آن حمایت می کنند! ولی دراین بازی مهم حفظ سلطنت: پیر مرد های دربار سعودی است. زیرا آن ها می ترسند آل سعود نابود شود. البته مردم دنیا و مخصوصا ایران، در مورد آل سعود دارای سه گرایش هستند. اول اینکه هرچه آل سعود و حکام وهابی بگویند، می پذیرند و آن را عین دستور و فرمان خدا می دانند . لذا اگر آن ها دستور به تخریب قبور ائمه دادند، هیچ اشکالی ندارد و باید تخریب شود . اگر حتی گفتند زیارت فبر پیامبر، شرک است باید قبول کنند.

دسته دوم کسانی هستند که آن ها را دوست دارند، ولی برخی کار هایشان را اشتباه میدانند و: معتقدند با بحث و مذاکره، موضوعات حل می شود. مثلا اگر دلیل محکمی بیاوریم که: زیارت اهل قبور شرک نیست، آن ها اجازه می دهند دوباره  بقیع را بسازیم!

درست همین برخوردی که: با سازمان ملل و ادعاهای دروغین : نقض حقوق بشر در ایران می شود! ایتها از مقاومت لبنان یا غزه، هیچگاه درس نمی گیرند و: همیشه مانند محمود عباس  دنبال سازش یا اسرائیل هستند. متاسفانه عباس یک اسم کاملا شیعی، و برخاسته از شجاعت قهرمان کربلا است. ولی اینطور خراب می شود . مادر حضرت عباس هم، همینطور مورد بی مهری قرار گرفت. او که لقب ام البنین داشت، حالا به هر زن بی سواد می گویند: امل! یا به هر مرد بیسواد می گویند عبدل!عبدالله  نام پدر پیامبر است، ولی هرکس می خواهد بگوید: من احمق نیستم می گوید: مگر من عبدالله هستم؟

گروه سوم کسانی هستند که همه چیز را می دانند! و سعودی ها را یک خائن بالفطره می شناسند. و خواستار نابودی او هستند. تکلیف گروه اول وسوم معلوم است، دوست و دشمن هستند، اما بالاترین ضربه از سوی گروه دوم زده می شود. آن ها از هر راهی کمک می کنند تا: آل سعود محبوب بماند .

اما امروز دیگر آخر خط است و همه، همه چیز را دیده اند. و میدانند که گروه القاعده را، عربستان و آل سعود ساخت. ولی بعد پشیمان شد. الان هم از ساختن داعش پشیمان شده! و می خواهد آن را از بین ببرد. اگر کسی به این ملعون ها کمک کند، به کل تاریخ خیانت کرده است.  ایران از ابتدا با آمریکا، برای مبارزه با داعش همکاری نکرد. و آن را یک خدعه میداند . اما اگر روزی دوستداران سعودی، خواستند برای نجات ایشان قدمی بردارند، باید بدانند که شرط اصلی همان است که: با باز سازی بقیع موافقت کنند.

آل سعود بهتر از هرکس دیگر می داند، صد تا لشکر آمریکا یا اروپا، حریف داعش نمی شوند! و داعش روز موعود، کار آل سعود را یکسره خواهد کرد! لذا دست از التماس به ایران بر نخواهد داشت. و ما ارزومندیم که  مسئولین،  به همین سیاست دوری از ائتلاف، ادامه دهند.

 

شرط لإعادة إعمار جنات الباقی،

اندفاعة للعمل مع الائتلاف  .

هذه هی الدول المناهضة للتحالف داش، یلعب البوق بعد محاکمتهم على إیران قد جلب بعض سخف. ان هذه الهجمات المنظمة الجدیدة، وموقف الأمم المتحدة، وأمانو، ضد إیران قد بدأت من جدید، نفس الشعارات القدیمة حقوق الإنسان: قنبلة نوویة لکی یتم إحیاؤه.

فمن الممکن لحمایة المملکة من مهاجمة داش، لجأت إلى التحالف. ومع ذلک، فمن المهم للمملکة بأسرها. لماذا الوقت هو داش فی حدود العراق مع المسؤولین السعودیین الحالی. وعلى استعداد للهجوم، وجیشه لمحاربة العربی لا یزال المعیاریة: ورودها.

حتى أنهم یختلفون تدمیر: مزار النبی لم تکن کذلک، وأیضا دعم ذلک! ولکن هذه المباراة مهمة للحفاظ على النظام الملکی، قام الرجل العجوز من المحکمة العربیة. لأنهم یخشون من تدمیر آل سعود. شعوب العالم وخاصة فی إیران، آل سعود هم ثلاثة اتجاهات. أولا، آل سعود والحکام الوهابیین یقولون، یعترفون، ولکن نعرف أن أوامر الله. حتى إذا أمروا بتدمیر قبور الأئمة، ینبغی تدمیر حرج و. حتى لو قال، المطارق الحج، وثنیة، ویجب أن یکون مقبولا.

المجموعة الثانیة هی أولئک الذین یحبون لهم، ولکن بعض من أعمالهم ویعرفون خاطئة: أن النقاش ومناقشة القضایا التی ینبغی حلها. على سبیل المثال، إذا وضعت قضیة قویة جدا أن الناس یزورون القبور لیست وثنیة، وأنها تسمح إعادة بناء البقیع!

هذا هو الموقف السلیم: ادعاءات کاذبة لدى الأمم المتحدة: انتهاکات حقوق الإنسان فی إیران! مواقع المستخدم النهائی من المقاومة فی لبنان أو غزة، لم یتعلموا ودائما یبحثون عن الحلول الوسط مثل محمود عباس وإسرائیل. ارتفع أسف عباس، وهو الاسم الکامل الشیعی، وشجاعة البطل من کربلاء. ولکن یمکن کسرها. أم لحضرة عباس، کان لا یحظى بشعبیة ذلک. کان لقبه ام البنین هما کانت امرأة أمیة یقول تماما! ! أو إلى أی رجل متعلم ودعا عبد الله، اسم والد النبی، ولکن الجمیع یرید أن یقول: أنا لست غبیة وتقول: ما لم أنا عبد الله؟

المجموعة الثالثة هم الذین یعرفون کل شیء! والمملکة العربیة الاعتراف خائن المحتملین. والسعی إلى تدمیره. سیتم رفض التکلیف من المنعطفات الأول والثالث، الأصدقاء والأعداء، ولکن التأثیر الأکبر من قبل المجموعة. أنها تساهم بأی شکل من الأشکال آل سعود تبقى شعبیة.

ولکن الیوم هو نهایة کل شیء، لقد رأیت کل شیء. وأنت تعلم أن تنظیم القاعدة والسعودیة والإنشاء. ولکن فی وقت لاحق عن أسفه. الحق الآن هو جعل داش التائبین! ویرید تدمیرها. إذا کان أحد هذه المساعدة اللعینة، والتاریخ کله هو الخیانة. إیران، بدءا من الولایات المتحدة لمکافحة داش لم تتعاون. ویعلم أنها حیلة. ولکن اذا یوم واحد، عشاق المملکة العربیة یرید أن یأخذ خطوة لإنقاذهم، وتعلمون أن الشرط الرئیسی هو أنها تتفق مع إعمار جنات الباقی.

 

بیت سعود یعرف أفضل من أی شخص آخر، لجیش الولایات المتحدة أو أوروبا، ولیس داش المنافس! اندفاعة والیوم الأخیر، فإن البیت بأکمله آل سعود العمل! حتى الخروج من هناک التسول إلى إیران. نأمل أن السلطات، وبالتالی تجنب ائتلاف استمرت السیاسة.


» نظر

خصوصی سازی به سبک ایرانی

ایران کشوری است که: در زمینه های سیاسی و اقتصادی دارای تجربه بسیاری است. اما غربی ها این تجربیات را قبول نداردند، و غرب زدگان نیز به دستور اربابشان، آن  را تخطئه می کنند   . 

یکی از تجربیات ایرانیان در امر آموزش است. وجود دانشگاه های هزار ساله و: اموزشگاه های بزرگ قدیمی، نشان از بالندگی علم و دانش در ایران، و وجود سیستم آموزشی قوی و پیشرفته است . اما غربی ها و غرب زدگان، همه آن ها را دور ریختند و: روش نوین و تازه به دوران رسیده خود را، تحمیل کردند.

به همین دلیل مکتب های ایران تعطیل، و به جای آن مدرسه باز شد! ملا مکتبی ها رفتند، و پرفسور ها جای آن رفتند. لوح و قلم  از بین رفت، و خودکار و مداد جای آن را گرفت.

به یقین میتوان گفت که: چون شکل عوض شد، محتوا هم تغییر می کند. وقتی ظرف عوض شود، مظروف نیز تغییر می کند. با عوض کردن مدرسه، لباس مدرسه ای ها هم عوض شد! بجای آستین بلند، آستین کوتاه و بجای شلوار بزرگ، شلوارک و بجای عبا و عمامه، یک نوار سفید و بجای کلاه بوقی، کلاه پهلوی گذاشته شد . همه چیز را عوض کردند تا: هیچ نشانه ای از فرهنگ ایران و ایرانی نماند.

مکتب شد چوب و فلک و کتک زدن و: رنج کشیدن،  بیماری و تب ، حصبه و وبا ! در عوض مدرسه شد جای: لباس های نو، کیف و کفش های نو، کتاب های قشنگ و بهداشت و تمیزی . کودکان همگی زیر آمپول رفتند تا، دیگر کسی به یاد نیاورد چه دورانی بوده است.

حالا ایران حیران است بین دو روش آموزشی : غربی یا شرقی! خودی یا بیگانه، گاهی می گویند باید دولتی شود تا: همه مکتب ها و مکتبی ها را از بین ببرد. گاهی هم می گویند: باز گشت به خویش، اما باز هم خویشی که غرب برای ما تعریف می کند! نه خویش واقعی . اگر همین خصوصی سازی را خوب ارزیابی کنیم، به این شکاف وحشتناک و: گیجی و گنگی پی می بریم.

ازنظر تاریخ ایرانی، مساجد اصلی ترین مکان آموزش بوده اند. همه کلاس های درس در: تاریخ درخشان علوم ایرانی و اسلامی، از داخل مساجد و معابد بودند. اما امروز گویا مساجد، ویروس گرفته اند و هیچ دانش آموزی، حق ندارد در آن علم بیاموزد. اگر هم کلاس یا درسی باشد آن را، فوق برنامه دانسته و فاقد ارزش علمی می دانند.

تابستان که مدارس تعطیل است، کمی به فکر مساجد می افتند، ولی در همان حد بازیچه و: یا اردو و فوق برنامه. تابحال دیده نشده درس خواندن در مسجد را، حد اقل مساوی و در سطح مدرسه بدانند. لذا باید که این سد شکسته شود. تا ببینیم: دنیای امکانات است که به سوی: آموزش و پرورش سرازیر می شود.

آن ها کاری کرده اند که: آموزش و پروش حاضر است در: مکان های مخروبه و اجاره ای ، بچه ها را به کلاس بفرستد! ولی در سالن ها و مدرس های مساجد نفرستد. لذا تنها راه خصوصی سازی موفق در ایران، استفاده از امکانات مساجد است.

 

شما ببینید که چه امکانات زیادی در: مساجد است و این نه از لحاظ شرعی درست، و نه از لحاظ بودجه دولتی توجیه پذیر است که: این امکانات راکد باشد و یا: در  روز فقط یکساعت استفاده شود. در حالیکه  کودکان این سرزمین، در سرما و گرما، در کپر ها و چادر ها درس بخوانند . آیا این درست است که فرش گرم و نرم مسجد، خوراک مور و ملخ و موش شود و: دانش آموزان سه شیفته در کلاس های: سرد و بی روح درس بخوانند. و پدر و مادر ها نگران: انحراف فرزندانشان از اصول دین و مذهب باشند؟


على النمط الایرانی الخصخصة

إیران هو السیاق السیاسی والاقتصادی للتجربة الکثیرین. ولکن هذه التجارب تتفق لا الغربیة والغربیة المنکوبة کما أمر أسیادهم، ومذموم ذلک.

تجربة الإیرانیة فی مجال التعلیم. هناک الآلاف من السنین: أ المدارس القدیمة الکبیرة، والتی تبین تطور العلم فی إیران، وقد وضعت نظام تعلیم قوی. لکن الغرب والغرب المنکوبة، وألقى کل منهم: الجدید، مغرور فرض نفسها.

لهذا السبب، وافتتح إغلاق المدارس والمدرسة فی مکانها! الملا ذهب إلى المدرسة وذهبت إلى أستاذ بدلا من ذلک. وحی القلم واختفى، وحل محله القلم وقلم رصاص.

بالتأکید یمکن القول أن الشکل تغیر، یتغیر المحتوى. عند تغییر الحاویة، سیتم حاویات التغییر. على النقیض من ذلک، والمدرسة، ویتم تغییر الزی المدرسی! بدلا من الأکمام الطویلة، والأکمام القصیرة والسراویل کبیرة نوعا ما، والسراویل، وبدلا من عباءة وعمامة، بار الأبیض بدلا من زمارة قبعة بیسبول، وقبعة، وضعت الجانب. کل ذلک قد تغیر: لم یکن هناک أی علامة على إیران والثقافة الإیرانیة.

المدرسة وضرب ضرب بالعصا: المعاناة والمرض والحمى والتیفوئید والکولیرا! بدلا من ذلک، تم استبدال المدرسة: ملابس جدیدة وأحذیة جدیدة، والکتب، جمیلة والنظافة. الأطفال، وکلها تحت ذهب الحقن تصل، وشخص آخر لا یتذکر ما کان.

ومن المدهش بین طریقتین فی التدریس: الغرب أو الشرق! من الداخل أو الخارج، وبعض یقول ان الحکومة یجب ان یکون لجمیع المدارس والمدارس المدمرة. نقول أحیانا لعودته، ولکن هم أنفسهم قالوا لنا ان الغرب! لیست حقیقیة. إذا کنا تقییم الخصخصة جیدة، والفجوة الرهیبة: نستدل الارتباک والغموض.

الناحیة التاریخیة الإیرانیة، کانت المساجد الرئیسیة أماکن التعلیم. جمیع الطبقات فی تاریخ متوهجة الإیرانیة والإسلامیة من داخل المساجد والمعابد. ولکن على ما یبدو، المساجد، یکون فیروسات أو أی حق الطالب على تعلم العلم. إذا کانت فئة أو المناهج والأنشطة اللامنهجیة وشهدت أی قیمة علمیة.

العطلة الصیفیة المدرسیة، وقلیلا عن المساجد فی الخریف، ولکن بقدر ما اللعب و: أو التخییم والترفیه. حتى الآن، هناک یدرس فی المسجد، على الأقل على مستوى مساو لمدرستهم. لذلک ینبغی أن تکون مکسورة المشروع. لنرى: فی عالم من الاحتمالات أن التعلیم یمکن سکب.

لقد فعلوا أن التعلیم فی الفضاء المستأجرة المتهالکة، وإرسال الأطفال إلى الصف! ولکن فی قاعات والمعلم یرسل المسجد. وبالتالی فإن الطریقة الوحیدة لخصخصة ناجحة فی إیران، وذلک باستخدام المساجد.

ترى ما یبرره إمکانات کبیرة فی المساجد، ولیس الیمین الدینی، لا من حیث التمویل العام: هذا المرفق هو راکد أو فی ساعة واحدة فقط استخدام الیومی. فی حین أن الأطفال فی هذا البلد، فی البرودة والحرارة، وتسلیط الخیام فی المدرسة. هل صحیح أن المسجد بالسجاد ومریحة، والطعام والجراد والفئران ومور: الطلاب الذین یدرسون فی الصف الثلاثاء: المدرسة الباردة. ویخشى الآباء والانحراف عن مبادئ الدین هم الأطفال؟


» نظر

پرشین مارش، مهمترین سرود نظامی فرانسه است.

207484_905

یکی از خاطراتی که دکتر حسابی، فرزند پرفسور حسابی تعریف می کرد، آن بود که وقتی وارد فرانسه شدند، آن ها را به سان دیدن نیروهای مسلح فرانسه دعوت کردند، و ایشان همراه پدر در آن مراسم شرکت کرد. راهنما به آن ها گفت: این مهمترین مارش نظامی فرانسه است! و نامش پرشین مارش است. این مهیج ترین مارش، ترکیبی از تمام آهنگ های محلی ایران است! زیرا فرانسوی ها مطالعات عمیقی در موسیقی محلی ایران دارند، و همه آن ها را از یک ریشه و آن هم، برای آمادگی رزمی می دانند .

چوب بازی یا حرکات نمایشی آن ها هم، همه برای آمادگی در تیراندازی و: شمشیر به دست گرفتن یا سپر برداشتن است. ..

البته این نظریه  کاملا صحیح و مورد قبول است. زیرا که بزم ایرانیان برخاسته از رزم آنان بوده، و همیشه در صلح مسلح به سر می بردند.

ایران به دلیل منطقه سوق الجیشی، همیشه مورد تاخت و تاز اقوام گوناگون بوده است . یکی از دلایل آن ضعف جمعیتی است، مثلا در قبال روسیه سیصد میلیونی، یا هند یک میلیاردی و چین دو میلیاد نفری، 75میلیون چه می توانند بکنند؟ جز اینکه همیشه آماده دفاع باشند.

    در جشنواره یا فستیوال موسیقی امسال نیز، این بحث مطرح شد. در اختتامیه این فستیوال، قطعه زیبا و پر افتخاری نواخته شد که: در آن همه الات موسیقی ایرانی و: سنتی به کار گرفته شده و: خواننده های نواحی به نوبت، ساز حود را می زدند و آواز محلی را می خواندند . یک اتحاد نمادین از: تمامی قومیت ها ی ایران در موسیقی شکل گرفته بود.

با اینکه هر کس موسیقی محلی خود را می شنید، احساس شادی و شعف می کرد، ولی در موقع شنیدن موسیقی دیگر اقوام هم، دست کمی از این لذت ها نداشت.

بعد یکی از اساتید و نویسندگان کتاب موسیقی، که برنده جایزه در همین فستیوال هم شده بود، در سخنرانی خود گفت: من به عنوان یک محقق موسیقی و: استاد موزیک می گویم: امروز بالاترین آرزوی خود را در این صحنه پیدا کردم، و آن هماهنگی تمام موسیقی کشورم، دریک اپیزود بود.

وی گفت به نظر من باید: سرود ملی ما چنین سرودی باشد. یعنی از ساز ها و آواز های ایرانی، استفاده شود نه اینکه برویم و از ساز های بیگانگان، برای عرق ملی خود وام بگیریم.

در این صحنه، وقتی موسیقی آذری نواخته می شد، دونفر هم حرکات نمایشی داشتند، که این دو کاملا حرکاتشان حرکات نظامی و: تمرینات رزمی بود.  و مانند رقص تمام اقوام ایرانی، بر اساس تئوری آمادگی رزمی و جسمی، آن را اجرا می کردند.

چوب بازی که در تمام رقص اقوام است، تمرین شمشیر بازی است. و بسیاری از حرکات این رقص های محلی، امروز در قالب کاراته یا جودو قابل مشاهده است.

در حالت کلی میتوان گفت: نیاز انسان به حرکات بدنی، و اشباع معنوی، یک موسیقی مقدسی را بنا نهاده که: برای قوام زندگی و نهاد خانواده، و همچنین دفاع از خود و میهن، تدوین شده است. اما به مرور زمان از خویشتن خویش، جدا شده و اسباب وهن و نابودی اخلاق، در جامعه و فروپاشی خانواده گردیده است.

 

خانه موسیقی ایران، گرچه دیر یا به سختی، ولی به این رسالت رسیده که: فرق بین این دو موسیقی را، از هم تشخیص دهد و بر پایه اولی، پای کوبد و دومی را، از پایه مردود بداند. و ما این تولد نوین در علم موسیقی را، که باید سرمنشا تحولات جهانی باشد، به تمامی دست اندر کاران:موسیقی کشور  تبریک می گوییم. 

مسیرة الفارسیة، النشید من الجیش الفرنسی .

وقال واحد من ذکریات تلک اللغة أستاذ المحاسبة الأطفال، وکان عندما وصل الفرنسیون، ودعوتهم لمراجعة القوات المسلحة الفرنسیة، وحضر الحفل مع والده. مساعدة وقال لهم مسیرة الجیش الفرنسی الأکثر أهمیة! مارش هو الاسم الفارسی. مارش الأکثر إثارة، وهو مزیج من کل من المسار المحلی! لأنه فی الموسیقى الشعبیة من الدراسات المتعمقة الفرنسی، وجمیع من لهم بل هو الجذر، والمعروف عن الاستعداد القتالیة.

الخشب تلعب أو إظهار الحرکة، وکلها للتحضیر لاطلاق النار والسیف أو تتخذ إزالة الدرع. ..

بالطبع، هذه النظریة صحیحة تماما ومقبولة. الأحزاب الناشئة عن الحرب لأنهم کانوا إیرانیین، وعاش دائما فی سلام وأمن.

لأن إیران الاستراتیجیة کانت دائما غزتها مختلف الأعراق. أحد الأسباب لضعف السکان، على سبیل المثال، ثلاثمئة ملیون تجاه روسیا والهند والصین 2ملیار نسمة، 75 ملیون من ما یمکن القیام به؟ ولکن أن تکون دائما على استعداد للدفاع.

     ، قیل هذا العام المهرجان أو مهرجان الموسیقى. وفی ختام المهرجان، تم لعب قطعة فخور جدا أن کل الآلات الموسیقیة الإیرانیة: تستخدم تقلیدیا غناء من المجالات، بدوره، وبناء أکبر وسیکون أیضا غنى الأغانی الشعبیة. وقد شکلت وحدة رمزیة من جمیع المجموعات العرقیة فی الموسیقى.

مع الموسیقى الشعبیة من أن الجمیع یمکن أن یسمع، یشعر بالفرح والسعادة الکثیر، ولکن عند الآخرین والاستماع إلى الموسیقى، فی قلیلا من المرح هناک.

وقال بعد واحد من مدرسی الموسیقى والمؤلفین، الذی کان أیضا الفائز فی المهرجان فی کلمته: وعالم الموسیقى وأستاذ الموسیقى ویقول: الیوم وجدت هذا المشهد من أعظم رغبته، و التنسیق بین جمیع موسیقى الریف، وکان حلقة واحدة.

وقال انه لا بد لی: هذه الأغنیة هی النشید الوطنی. التی هی آلة موسیقیة والغناء الإیرانی، بدلا من الذهاب إلى الصک الأجانب، لعرق الدین الوطنی.

فی هذه المرحلة، عندما تم عبت الموسیقیة، کان لهما أیضا حرکات مثیرة، وهی تحرکات تحرکات عسکریة وتمارین عسکریة. ومثل کل القبائل الإیرانیة الرقص والفنون القتالیة واللیاقة البدنیة، وفقا لهذه النظریة، وقد تم تنفیذ ذلک.

عصا لعبة حیث یتم الرقص، یمارس المبارزة جمیع الناس. العدید من الاقتراحات المحلیة من الرقص والکاراتیه أو الجودو الیوم فی شکل مرئی.

بشکل عام یمکن القول أن البشر استخدام لغة الجسد، والإشباع الروحی، الموسیقى المقدسة، التی أنشئت من أجل التناسق والحیاة الأسریة، والدفاع عن وطنه، وقد تم تطویر. لکن مع مرور الوقت نفسه، إهانة معزولة ولعب وتدمیر الأخلاق فی المجتمع وانهیار الأسرة لدیه.

ایران بیت الموسیقى، ولکن عاجلا أو صعبة، لکنها کانت هذه المهمة أن الفرق بین الموسیقى التشخیص على أساس الأول، حراس المحطة الثانیة، یرفض جذریا. وعلینا ولادة العلوم الموسیقیة الحدیثة، التی ینبغی أن تکون مصدرا للتطورات العالمیة، لجمیع المزارعین المشارکین: مبروک لموسیقى الریف


» نظر

شهر موشها یا شهر آدم ها؟

انسان ها، آدم های عجیبی هستند! همدیگر را می کشند، ولی دلشان برای موش ها تنگ می شود. و می خواهند بدون خون ریزی، شهرشان را تسلیم موش ها بکنند.

شهرداری تهران 2میلیارد ریال خرج: مبارزه با موش می کند و: شهردار بوشهر به ازای هر موش تحویلی 15000ریال می پردازد، ولی خانم برومند با صد میلیارد ریال،چهره های دوست داشتنی و عروسک های زیبای آن ها، می خواهد شهر را تحویل آن ها بدهد. وبعد شهر دار تهران را شهردار  افتخاری موش ها می کند! و کلید طلایی شهر را به دکتر قالیباف می دهد.

البته اینکه از صاحبان اصلی شهر موش های اجازه نگرفته، و به قول کار گردان قبلی آن حتی یک پیامک هم نزده، نباید به سادگی گذشت. اما این وظیفه شاکی  و متشاکی و: مواد استنادی و قوانین موضوعه است. ولیکن موضوع مهمتر این که، موش  موجودی دو زیست است. هم می تواند در زیر زمین و: د رتاریکی زندگی کند. و هم میتواند در هوای ازاد زندگی نماید. هم برای مظلوم نمایی! بسیار موجود مناسبی است.

موش کثیف را شستن و: یک موش دوست داشتنی درست کردن، کاری است که فقط از یک انسان بر می آید! و این موضوع تراژدی عصر ما است. که البته گناه هیچکس نیست، بلکه گناه زمانه است که دروغ کثیف را، یک پولیتیک زیبا و هنرمندانه میداند. حقوق بشر را یک: تبعیض آشکار بین مردم اسرائیل و فلسطین می بیند.

   عصر ما پر شده از: قشنگ جلوه دادن تمام کثافت ها، و کثیف جلوه دادن تمام  زیبایی ها. پشم آلو بودن برای انسان زشت است! و باید با تیغ به جان او افتاد. ولی برای سگ زیبا است!باید آن را شست و عطر زد و بعد هم، بوسید و در بغل گرفت و: بجای بچه از آن بهره برداری کرد.

گربه که بی چشم و رو است، و هرچه بدهی بخورد باز هم چنگ می اندازد، دیگر نباید او را دور کرد! بلکه باید گرفت حمام برد و: لیف و صابون زد و بعد بالای طاقچه گذاشت، و بهترین قسمت گوشت را که آدم ها، دستشان نمی رسد به او داد. حتی برای او لباس های گرانقیمت خرید و: در مسابقات شرکت داد.

  بیماری آنقدر اپیدمی دارد که : هر کشوری یکی از این ها را نماد گرفته است. و این یعنی اینکه از: انسان بودن خود پشیمان است! و دوست دارد حیوان باشد، و بجای تکامل، به عقب برگردد. مردم انگلستان با انتخاب شیر درنده و: وحشی به عنوان نماد، پادشاه خود را شیر یا سلطان جنگل نامیدند! جنگل که به واسطه قانون جنگل آن، همیشه مورد بغض بشر بود. بشر از جنگل می ترسید، و از آن فرار می کرد و: در میان دشت و کوه برای خود خانه می ساخت. ولی حالا برعکس شده بود، باید به جنگل برمی گشت  و از: بدگویی های خود توبه می کرد!

خر یا الاغ که تا دیروز یک فحش بود، حالا نماد یک حزب در آمریکا می شود. و باعث افتخار که چنین حیوانی را، طلا  باران کنند و در میان مردم با احترام ببرند . احترامی که برای انسان ها هم قایل نیستند. کرکس و لاشخور! هم نماد حزب رقیب می شود تا درنده خویی و آپار تاید هرگز فراموش نشود. خوک کثیف که از مدفوع خود تغذیه می کند، حیوان زیبا و دوست داشتنی شود که حتی باید آن را خورد! و از مدفوع و فضولات او مایه پنیر ساخت.

و یا گاو که الهه جمعی شود، و در خیابان ها به جولان بپردازد. و هرکه را خواست زیر پا له کند، و هرجا را خواست مدفوع بریزد و: کسی جرات نکند چیزی بگوید. چراکه این گاو مقدس است. و این حیوانیت عصر ما است.

 In animals or in humans?

فی الحیوانات أو البشر؟ 

رجل، والناس غریب! قتل بعضهم البعض، ولکنها یمکن أن ضاقت على الفئران. ویریدون من دون نزیف، استسلمت المدینة تفعل الحیوانات.

طهران البلدیة أنفقت ملیاری محاربة الفئران، وعمدة بوشهر فی الماوس تسلیمها 15،000 صفقات ریال، ولکن النساء فی إیران مع مئات من ملایین الدولارات، ووجه محبوب والدمى وجمیلة، فإنه یرید المدینة لتقدیم لهم سأفعل. مدینة ثم عمدة طهران من الفئران! والمفتاح الذهبی للمدینة إلى السجادة الطبیب.

أصحابها الأصلیین من الحیوانات التی لا یسمح، ونتیجة لذلک التعامل مع الشحنات السابقة لیست حتى یتم تمریر رسالة نصیة بسهولة. ولکن من واجب المدعی واستشهد والقوانین المادیة المتشاکیه لکن المسألة الأهم هی، هی الجرذان المخزون الحیة. ویمکن أیضا تحت الأرض: العیش فی الظلام. ویمکن أن تعیش فی الهواء الطلق. قوة المظلوم! هناک جیدة جدا.

غسل الفئران القذرة: ماوس، صنع الحب، شیء یأتی فقط من رجل! وهذه هی مأساة عصرنا. بالطبع، لا أحد خطأ، ولکن الأکاذیب خطأ، عصر القذرة،  بولیتیک جمیلة والفنیة یدری. حقوق الإنسان والتمییز بین الوجوه الإسرائیلیة والفلسطینیة عرضة للخطر.

    کان لدینا مساء کامل من جبنی عرض جمیع الأوساخ، وتظهر القذرة کل الجمال. الصوف البرقوق إنسان هو قبیح! وسقط على شفرة الحیاة. ولکن الکلب هو جمیل! یجب غسل والعطور وثم رکض وتعانقوا والقبلات وبدلا من استغلال الأطفال.

فمن عین القط، وأن الدین لا یزال یمسک رمیة، انه یجب ان یکون خارج لم یعد! کان علیه أن یغتسل: ذهب الألیاف والصابون وحتى ذلک الحین على الحافة، وأفضل جزء من اللحم للشعب، وأنها لم تتمکن من الوصول إلیه. حتى بالنسبة له، وشراء ملابس باهظة الثمن فی المشارکین فی البطولة.

   الأوبئة ذلک أن کل بلد لدیه واحد من الرموز. وهذا یعنی أن الإنسان هو التوبة! وتحب الحیوانات، وبدلا من التطور، نعود. الناس فی المملکة المتحدة مع اختیار الحلیب المفترس: رمز البریة، الملک الأسد أو ملک الغابة دعا لها! الغابات وفقا لقانون الغاب، کان دائما عن الصوت البشری. خوف الإنسان من الغابة، ثم رکض بعیدا، وفی السهول والجبال لبناء منازلهم. ولکنه کان على العکس، یجب أن أعود إلى الغابة، والإساءة له أن یتوب!

الحمار أو الحمار، الذی کان بالأمس لعنة، والآن رمزا للولایات المتحدة هی طرف فیها. وفخر أن مثل هذا الحیوان، والمطر من الذهب، والشعب یحترمهم. لا تنظر احترام البشر أیضا. النسور والحدأة! سیتم رمز تتنافس لم یسبق أن ننسى شراسة وجهاز المد والجزر الحزب. تغذیة الخنازیر القذرة براز الحیوان الذی یجب حتى کان جمیل! المنفحة مما جعله البراز والسماد.

آلهة البقر والجماعیة، وفی الشوارع لتماوج لهم. وهو الذی یدوس على الإرادة، وحیث تسقط فضلات وسأل: الذی لا یجرؤ على قول أی شیء. لأن بقرة مقدسة. والحیوانیة فی عصرنا.

 

 


» نظر

نقشه داعش برای حمله به مکه

داعش نقشه حمله به مکه، در روز عید قربان دارد. براساس گزارش خبرنگار ماهین نیوز، آنان به کمک بندر بن سلطان، سلاح های خود را در نزدیک مکه، مخفی کرده اند و در روز عید قربان، به یاران خود تحویل می دهند، تا در درون مکه به زائران، حمله کنند و خانه خدا را از بین ببرند.

موضوع از انجا شروع شد که: بن سلطان را عزل کردند. ولی او آنقدر قوی بود که: بسیاری از افراد و سلاح ها را برای خود نگه داشت.

براساس گزارش منتشر نشده، بندر بن سلطان چند بار مخفیانه، به موصل رفته و با سران قبایل صحبت کرده. و در ظاهر آن ها را به حج دعوت نموده، اما در عمل قرار است: نیروهای زبده به عنوان زائر به مکه اعزام شوند، و در ساعت س در اوج شلوغی مکه، تظاهرات مسلحانه به راه بیاندازند.

البته تعداد زیادی هم ، در مرز عرعر مستقر هستند که: دارای سلاح های سنگین تری هستند. ماموریت آنان این است که : بعد از تظاهرات مسلحانه وارد میشوند و : تا خانه خدا را خمپاره و موشک باران کنند. و در مسجد النبی هم نبش قبر کنند، و جسد پیامبر را به بقیع منتقل کنند، تا بتوانند همه را تخریب نمایند.

برخی از این نقشه ،از قول ابوبکر البغدادی منتشر شده است، ولی برخی دیگر منتشر نشده .

به گزارش ماهین نیوز ، در آخرین ملاقات بندر بن سلطان با ابوبکر بغدادی، به وی توصیه کرد خود را خلیفه مسلمین بخواند! و به وی قول داد برای انتقام از آل سعود، تا آخرین گام با آن ها همراه خواهد بود.

به نوشته تحلیل گر ماهین نیوز، این اولین اقدام بر علیه خاندان سعودی نیست، بلکه اغلب شاهزاده ها مایل هستند: برعلیه سعودی مبارزه کنند . اما موضوع مهم این است که این شاهزاده ها، نیت خود را در ابتدا علنی نمی کنند. لذا با کمک سعودی ها تجهیز می شوند، ولی وقتی قدرت پیدا می کنند، نیت واقعی خود را بیان می کنند! و از آن به بعد سعودی ها، به آمریکایی ها دستور می دهند که: این مهره های سوخته را نابود کنند.

چه در قضیه بن لادن و صدام، و چه القاعده و جبهه النصره و: دیگر دست نشاندگان عربستان، این سرنوشت را دیده ایم.اما این بار بندر بن سلطان تجربه دیگری دارد. ولی او هم  با اینکه مشاور شد، ولی شاه سعودی به او شک کرد.

به گزارش ماهین نیوز از آمریکا ، تماس های مکرر شاه سعودی با اوباما، و دستورات صریح او برای ازبین بردن داعش، چندان مورد قبول آمریکا نبود. زیرا آن ها بندر بن سلطان را می شناختند. اما با وساطت رئیس جمهور جدید مصر، این موضوع مورد قبول واقع شد. مصر وعده داد که این بار آمریکا، تنها نخواهد ماند و: شش کشور شورای همکاری و نیز ترکیه و انگلیس و فرانسه ، اسرائیل و مصر در کنار آن ها خواهند بود. به همین دلیل اتحاد علیه داعش شکل گرفت.

دلیل اینکه ایران به این اتحادیه دعوت نشد، در ابتدا به امتناع ایران نسبت داده می شد، ولی بعدا متوجه شدند که ایران این بازی را بلد نیست! یا نمی خواهد در میدان آن ها بازی کند.

 

یصف وحید حیدری تنفیذ دولة إسلامیة: وASP لرئاسة الجماعة فی عباءة ملفوفة التقوى لاشیء والنفاق على حساب الحرب ضد الفساد ینبغی أن ارتداء مثل الذهب لاشیء- یزید الجنس هو ضعف افتتاح جرس: تعال تکریما لجون ر. قبل أکل جماعات الضغط وبین من الرش الأرضی الجماعة، قصة رضااتخاذ طریق السرقة محافظة سرقتها الذی کان إمام حضرة الإمام علی -ملیئة بالطفیلیات ومنعوا - وهذه هی المجتمعات التی قتلت R. - قاطع الطریق الذی یسرق من القضاة الفاسدین هنا على الأرض نظریة المعرفة وبالتالی ضد الله، وأنها هی نفس شفرة فی مختلف علی - سرقت انتفاضة جمیع الناس - اللحیة حضرة المهدی حسین لاشیء ضحک مثل الذهب لدغة الفاسدین والحرب د التی یزید ضعف جرس الافتتاح

خطط اندفاعة لمهاجمة مکة المکرمة، فی یوم عید الأضحى. وفقا لتقاریر إخباریة ماهین، فهی تساعد بندر بن سلطان، أسلحته قرب مکة المکرمة، واختبأ فی یوم عید الأضحى، یتم تسلیم أصحابه لحجاج بیت الله الحرام فی مکة المکرمة، هاجم بیت الله. القضاء.

منذ بدایة بن سلطان اطیح. لکنه کان قویا بحیث أن العدید من تلک الأسلحة والاحتفاظ بها لنفسها.

تقریر غیر منشور، بندر بن سلطان سرا عدة مرات، إلى الموصل وتحدثت مع زعماء القبائل. وعلى ما یبدو فقد دعا الحج، ولکن فی الواقع هو: قوات النخبة نشرت کحاج إلى مکة، وعلى قمة مکة المکرمة، الاحتجاجات المسلحة علیه.

ومع ذلک، توجد العدید أیضا على الحدود من السماء التی هی أسلحة أثقل. مهمتهم هی: بعد دخول الاحتجاجات المسلحة: بقذائف المورتر والصواریخ منها إلى بیت الله. والمسجد النبوی استخرجت، ونقل جثمانه إلى البقیع، لتدمیر کل منهم.

بعض من هذه الخرائط، یتم نشر کلمات أبو بکر البغدادیین، ولکن بعضها لم ینشر.

الماهین  تقاریر إخباریة فی الاجتماع الأخیر مع أبو بکر البغدادی بندر بن سلطان، وخلیفة المسلمین، وقال انه نصح لها أن تقرأ! وتعهد بالانتقام لآل سعود، فإن الخطوة الأخیرة تترافق معها.

وفقا لمحلل الماهین نیوز، أول عمل ضد السلالة السعودیة، ولکن معظم الأمیر یرید: محاربة العربیة. ولکن الشیء المهم هو أن هؤلاء الأمراء، وکان فی البدایة لم تصدر عن نیته العام. وهی مجهزة مساعدة السعودیة، ولکن عندما تحصل على السلطة، وأعربوا عن نوایاهم الحقیقیة! ثم السعودیین، أمرت الأمیرکیین بأن: إنه أحرق أسفل العمود الفقری.

ما قصة بن لادن وصدام حسین، والقاعدة الأمامیة النصره دمى سعودی آخر، شهدنا هذا المصیر. ولکن هذه المرة هو تجربة مختلفة بندر بن سلطان. ولکن على الرغم من انه کان مستشارا، لکنه شکک العاهل السعودی.

والماهین  الأخبار من الولایات المتحدة الأمریکیة، وکرر الملک سعود دعوات أوباما وأوامره واضحة لإزالة داش، لذلک کان غیر مقبول للولایات المتحدة. لأنهم کانوا یعرفون بندر بن سلطان. ولکن من خلال الرئیس المصری الجدید، کان من المقبول. وعدت مصر هذه المرة الولایات المتحدة لن سوى ستة دول مجلس التعاون وترکیا وبریطانیا وفرنسا وإسرائیل ومصر، من بینها سیکون. حتى أنها شکلت تحالفا ضد الدولة الإسلامیة.

 

لأن هذه الجمعیة لم تدع، یعزى فی البدایة إلى وترفض ایران، ولکن تبین لاحقا أنه لا یعرف هذه اللعبة! سوف أو لن یلعب فی هذا المجال.


» نظر

امنیت در ایران

برای این هفت تا ده روز گذشته، باید دید جدیدی به ملت ایران پیدا کنیم. و این دید در مورد امنیت پایدار در ایران است . رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیمارستان بودند، و مسئولین دفاتر ایشان هم مشغول رتق و فتق امور، دید و بازدید ها و انجام مراحل بیمارستانی . رئیس جمهور محترم  هم در خارج از کشور بوده، مسئول نهاد ریاست جمهوری و دیگران هم، مشغول تنظیم برنامه ها و سخنرانی های ایشان .

   وزیر امور خارجه هم  در راه ژنو بود! و کلیه حواس ها جمع این رفت و آمد بود، که اشتباهی پیش نیاید و: گزگ به دست منتقدان داخلی و خارجی ندهند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم، متوجه داعش و اوضاع عراق بود تا: کابینه عراق بموقع تشکیل شود و: داعش نتواند به ایران حتی نگاه چپ بکند. 

توجه کنید که اگر یکی از این حوادث، حتی در کشورهای پیشرفته به زعم آقایان، اتفاق می افتاد کافی بود که: شرایط اضطراری اعلام شود. و وضعیت قرمز امنیتی برقرار گردد. بسیاری از رئیس جمهور ها، در سفرهای خارج بودند که: کودتا برعلیه آن ها انجام گرفت. یا بسیاری از رهبران همینکه بیمار می شدند، امنیت جامعه هم به خطر می افتاد.

اما دیدیم که نه تنها هیچ چالش و تنشی، روی نداد بلکه مردم منسجم تر و دل رحم تر شدند. این نشان می دهد که مملکت ما، صاحب دارد و آن صاحب مواظب این مردم و مملکت است. صاحبی که( لا تاخذه سنته و لانوم!) نه خسته می شود و نه خوابش می برد. خدای سبحان بهترین و بالاترین نگهبان ایران است و: از ابتدا هم بوده:

در آرزو نامه  داریوش بزرگ هم آمده که: خدایا ایران را از دشمن ،خشکسالی و دروغ نگهدار. کورش هم در وصیت نامه خود از: خدا می خواهد ایران را از سه بلا نگهدارد: دشمن خشکسالی و دروغ.

و ما دیدیم از موقعی که در ایران، دروغ زیاد شد خشکسالی آمد و: ایران هم تجزیه شد و به شکل امروزی در آمد. لذا  تنها راه بازگشت به ایران بزرگ: زمان داریوش و کورش، دعا کردن و از خدا کمک خواستن است. همانطور که رسم نیاکان ما بوده است.

البته سه تئوری امنیتی دیگری، در این زمینه مطرح هست که: به آن اشاره می شود: یکی از آن ها مشابه تئوری قبلی، اما در سطح نازله آن یعنی : نظارت معصوم ع تکیه دارد و می گوید: ادامه  آرامش و امنیت درکشور، با وجود غیبت عناصر اصلی از صحنه سیاست، نشان می دهد دست غیبی امام زمان ؛ پشت ماجرا هست و ایشان پشتیبان ملت ایران است. همانطور که این کشور را، کشور صاحب الزمان می دانیم.

دو تئوری دیگر تئوری کلاسی، و تئوری رضایت است. در تئوری کلاسی می گویند : اگر می خواهی یک کلاس، در غیبت معلم ساکت باشد، قد بلند ترین و شلوغ ترین شاگرد را مبصر کنید! وقتی کسی که همیشه شلوغ می کرد، مبصر شود دیگر کسی نیست که شلوغ کند!

ولی تئوری رضایت بیان می کند که: مردم از حاکمیت در شرایط موجود راضی هستند. و به کسان دیگری اجازه عرض اندام نمی دهند. یا کس دیگری، بعنوان مخالف وجود ندارد که: بخواهد دنبال فرصت برای ضربه زدن باشد.

   مثلا در همین زمان در تیم فوتبال، و لیگ برتر ایران، درست عکس این قضیه اتفاق افتاد. علی دایی سرمربی تیم پرسپولیس، طبق معمول بر سر تمرین  حاضر شد. ولی ناگهان دید حمید درخشانی، رهبری تیم او را به دست گرفته! بعد اشک او در آمد و گفت: حداقل یک پیامک می زدید تا من سر تمرین نیایم! با تمام این شگرد ها، و با اینکه درخشانی هم در اولین بازی خود درخشان ظاهر نشد، باز کسی علی دایی را دعوت به کار نکرد..  

Security in Iran

الأمن فی إیران

لسبعة إلى عشرة أیام الماضیة، یجب علینا أن نجد رؤیة جدیدة فی إیران. رؤیة الأمن المستدام فی إیران. المرشد الأعلى الثورة الإسلامیة فی المستشفیات، والمکاتب هم المسؤول عن الشؤون، وکان یزور المستشفى. عزیزی الرئیس خارج البلاد، ومؤسسة الرئاسة والبعض الآخر مشغول تخطیط برامجها والمحاضرات.

    وزیر الدولة فی جنیف! لقد تم جمع تخفیف وجمیع الحواس، وتجنب الأخطاء: لا عذر النقاد الداخلیین والخارجیین. الحرس الثوری الإیرانی للثورة الإسلامیة، وکان وإشعار داش العراق: شکلت الحکومة العراقیة وحسب الأصول: داش الیسار حتى لا ننظر إلى إیران.

ملاحظة أنه إذا کان أحد هذه الأحداث، وحتى فی البلدان المتقدمة، وفقا لرجال قعت کان یکفی أن یتم إعلان حالة الطوارئ. والأمن هو حالة الحمراء. ، وکان کثیر السفر إلى الخارج للرئیس أنه کان ضد الانقلاب. فی أقرب وقت کما کانوا قادة مریضا أو کثیرة، وکانت سلامة المجتمع للخطر.

لکننا رأینا أن الأمر لم یقتصر على التحدی الإجهاد، ولکن الناس على أن هناک أکثر تماسکا وأکثر رحمة. هذا یدل على أن بلدنا، صاحبها ومالک رعایة الشعب والبلاد. الذین هم أصحاب () متعب ولیس قتلها. الله أعلى وأفضل من الأوصیاء: کانت المرة الأولى:

داریوس أیضا تأتی مع رغبته فی أن إیران هی عدو الله والجفاف وصیانة کذبة. سایروس فی وصیته: إرادة الله للحفاظ على الأوبئة الثلاثة: المجاعة وأکاذیب العدو.

ورأینا من الکذب عندما کانت إیران عالیة والجافة: تحلیل الشکل الحدیث للدخل. الطریقة الوحیدة للعودة إلى إیران وقتا کبیرا لداریوس وسایروس، یصلی ویطلب بعون الله. کما کان من عادة أجدادنا.

ومع ذلک، ثلاثة النظریة الأمنیة الأخرى فی هذا الصدد هو أنه یشیر إلى واحد منهم مماثل لنظریة السابقة، ولکن فی الفوهات، وهی: الرصد یعتمد یقول الإمام المعصوم للسلام والأمن فی البلاد، مع على الرغم من غیاب عناصر رئیسیة فی السیاسة، کشف الید الخفیة للالإمام هی قصة الظهر وانه مؤید للامة الایرانیة. کبلد، ونحن نعلم رب العمر.

نظریتین غیرها من الفصول الدراسیة النظریة، والنظریة هی مرضیة. من الناحیة النظریة، والطبقة تقول: إذا کنت ترغب فی الصف، وهو الغیاب المعلم هو هادئ، طویل القامة وأکثر ازدحاما طالب الشاشة ل ذلک! عندما یکون الشخص الذی کان دائما مزدحمة، ومراقبة شخص آخر غیر مشغول!

تنص نظریة الارتیاح أن الناس راضون عن الوضع الحالی للحکم. وآخرون لا تسمح للتحدی. أو آخر، حیث لا توجد معارضة انه سوف تبحث عن فرصة فی الإضراب.

    على سبیل المثال، فی نفس الوقت على فریق کرة القدم، ودوری فی إیران، حدث العکس تماما. مدرب بیروزی علی دائی، کانت ممارسة المعتادة انتهى. ولکن فجأة رأیت مشرق حامد، قائد الفریق، وانه اتخذ! بعد دموعها وقال SMS واحدة على الأقل أن لم تحصل على ممارستی! مع کل هذه التقنیات، ومع لا یظهر تألق تألق فی أول مباراة له، الشخص لم تدع علی دائی.

?ran Güvenlik


» نظر
   1   2   3      >
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96
پاییز 96