سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

نرخ بهره در بانکداری ایران(363)

نرخ بهره در بانکداری ایران(363)





مناقصه و مزایده

برخلاف تصور بسیاری که اقتصاد ایران را یک اقتصاد بیمار می‌دانند، در حالیکه اقتصاد ایران، اقتصادی شکوفا و امیدوار‌کننده است. چرا که هر روز شاهد رشد یک بانک جدید، تأسیس بانک یا توسعه‌ی بانک‌های دیگر هستیم. حتی بانک‌های زیان‌ده دولتی وقتی وارد بورس می‌شوند، در یک ثانیه‌‌ سهام آن به فروش می‌رسد. چرا چنین حادثه‌ای اتفاق می‌افتد، آن هم در شرایطی که در جهان سرمایه‌داری، بانک‌ها یکی پس از دیگری ورشکست می‌شوند؟ البته از نظر برخی، آمریکا هر کاری کند خوب است! با اینکه دو تریلیون دلار بدهکار است و 5/1 تریلیون دلار کسری بودجه دارد، می‌گویند خیلی زرنگ است! با پول دیگران کار می‌کند، از کشورهای دیگر پول می‌گیرد و برای خودش کار می‌کند. همین‌ها زمانی که آمریکا بدهکار هم نبود، این طور می‌گفتند که آمریکا کشور ثروتمندی است، به طوری که به همه جهان کمک مالی می‌کند! آیا تبدیل شدن یک کشور ثروتمند که با طرح مارشال به اروپا و جهان کمک مالی می‌کرد به یک کشور بدهکار که رییس‌جمهور آن برای جذب کمک‌های مالی اعراب و اسرائیل، ناچار است یک روز اعراب را مهم جلوه دهد، روز دیگر اسرائیل را، واقعاً یکی است؟ اوباما وقتی به مصر می‌رود با کلمه سلام علیکم عربی با آنان سخن می‌گوید یا به اسرائیل که می‌رود، می‌گوید که حفظ امنیت اسرائیل، اولویت اصلی آمریکاست. جالب است که یک مهمانی در ماه رمضان ترتیب می‌دهد و خودش هم روزه می‌گیرد. ولی مهمان ویژه این ضیافت، سفیر اسرائیل در کاخ سفید است! گرچه ممکن است همین دودوزه‌ بازی هم به نظر آمریکاپرستان یک زرنگی باشد، ولی به هر حال نشان یک اقتصاد سالم نمی‌تواند باشد و به زودی شاهد بدهکاری بیش‌تر آمریکا خواهیم بود. زیرا هزینه‌های آمریکا امری اجتناب‌ناپذیر است. اما درآمدهای آن به هیچ وجه قابل حصول نیست. هزینه‌های آمریکا، هزینه‌های دفاعی یا هزینه جنگ در افغانستان، عراق و سایر کشورهاست. باتلاق عراق چنان برای آمریکا هزینه ‌دارد که حتی عقب‌نشینی از این کشور، بالاترین هزینه جنگی در طول تاریخ آمریکا را بر آن تحمیل می‌کند؛ یعنی اینکه چه در عراق بماند یا از آن خارج شود، هزینه‌های سرسام‌ آوری خواهد داشت. اما درآمدهای آن فقط از مالیات است که مردم به علت رکود اقتصادی قادر به پرداخت مالیات نیستند و شرکت‌ها هم به همین دلیل اعلام ورشکستگی می‌کنند. تنها راه باقی مانده برای آمریکا، دست کمک دراز کردن به سوی کشورهایی است که تا دیروز با کمک‌های جزئی، حکومت آن‌ها را ساقط می‌کرد! اما در ایران می‌بینیم حتی یک مؤسسه مالی بدون مجوز بانک مرکزی تا 3 هزار شعبه در سراسر ایران افتتاح می‌کند! مؤسسه مهر یا مؤسسه قوامین یا مؤسسه سینا و امثال آن، مؤسساتی هستند که بدون مجوز بانک مرکزی تأسیس شدند و تبلیغات آنان از بانک‌های عادی با قدمت هشتاد ساله بیش‌تر است. یک سازمان کوچک اقتصادی مانند سازمان اقتصاد اسلامی، دارای سه هزار صندوق قرض‌الحسنه است که هرکدام از این صندوق‌های قرض‌الحسنه خود دنیای پول و سرمایه است که مثلاً نمونه آن که باید بر این‌ها اضافه کرد، صندوق قرض‌الحسنه کوثر یا جاوید است که سال‌هاست در بازار ریشه دارد و وام‌های کلان بدون بهره پرداخت می‌کند و همچنین صندوق‌های قرض‌الحسنه یا مؤسسات اعتباری که از وزارت کشور مجوز دارند یا از طریق شرکت‌های تعاونی تأسیس شده‌اند و تعاونی اعتباری را تشکیل داده‌اند که علاوه بر اینان، میلیون‌ها صندوق قرض‌الحسنه ثبت نشده در سطح فامیلی و محلی نیز وجود دارد که هرکدام از ما حداقل چندتای آن را می‌شناسیم و از آن‌ها وام دریافت کرده‌ایم. سهولت چرخش پول و شرایط اخذ وام و بازپرداخت آن باعث شده حتی در ادارات و سازمان‌های رسمی هم صندوق قرض‌الحسنه کارکنان تشکیل شود. وام‌های یک طرفه و دو طرفه! مردم ایران قرض‌الحسنه را خوب می‌شناسند و به آن عمل می‌کنند ولو اینکه سیستم بانکی وارداتی با آن دشمن بوده و با شدت با آن برخورد کند. از نظر قرض‌الحسنه، وام‌ها دو حالت دارند: یک طرفه و دو طرفه. یک طرفه بودن وام به شرط صفر بودن بهره و دو طرفه آن، به شرط مشارکت است. یک طرفه بودن به این صورت است که عده‌ای خیّر جمع می‌شوند و پول‌هایی که قرار است خیرات کنند، در صندوق قرض‌الحسنه می‌گذارند، زیرا حدیث نبوی است که قرض دادن از صدقه دادن بهتر است! در صدقه، شخص ممکن است تنبل بار بیاید ولی در قرض، چون باید پس بدهد، به کار و کوشش وادار می‌شود. هرچند که یک درهم صدقه، از یک روز روزه گرفتن بالاتر است. لذا نیت خیر یعنی این که شخصی انتظار بازگشت پول یا سرمایه خود را نداشته باشد و اصل صندوق را تشکیل می‌دهد و به این جهت چه مؤسسین و چه قرض‌ گیرندگان، اصطلاح معروفی دارند که قرض‌الحسنه را قرض‌ پس نده می‌گویند! وقتی صندوق شکل گرفت، هرکس وام می‌خواهد دیگر لازم نیست به این و آن رو بیاندازد که آیا داشته باشد یا نداشته باشد؛ بدهد یا ندهد. بنابراین به صندوق رفته و در نوبت وام ثبت‌نام می‌کند و با معرفی یک ضامن یا گذاشتن یک چک یا سفته وام می‌گیرد و بعد به امان خدا! اگر دلش خواست اقساط را به موقع می‌آورد یا همه را یک جا تسویه می‌کند و یا اصلاً پیدایش نمی‌شود و کسی هم دنبال او نمی‌فرستند! بلکه خیرین جدیدی جذب می‌شوند و جای این قرض را پر می‌کنند. به هر حال چون اغلب این صندوق‌ها فامیلی یا همکارانه است، همدیگر را خوب می‌شناسند و وقتی کسی قسط را نیاورد، می‌دانند که گرفتاری دارد یا بیکار است. به رویش نمی‌آورند و به اصطلاح قرآنی، به حساب خدا می‌گذارند و دو برابر آن را از طرف خدواند خواستار می‌شوند. اما این طور نیست که بدهکار هم واقعاً همان طور که نشان می‌دهد، بی‌خیال باشد. او هم می‌رود و پیدایش نمی‌شود تا روزی که دست و بالش باز شود. آن زمان خودش می‌شود مؤسس یک صندوق قرض‌الحسنه جدید و زیر پر و بال چند جوان را می‌گیرد. وام دو طرفه از نظر قرض‌الحسنه، دست‌مایه یا وام کسب ‌و کار است. یعنی شخصی که وام می‌دهد، نرخ ثابتی از سود را نمی‌خواهد، بلکه پول خود را به مشارکت با کارگر یا اجیر می‌گذارد و معمولاً سود، 50% است. یعنی 50% سود حاصله برای کارگر و 50% برای سپرده‌گذار است که البته این، هم در سود است و هم در زیان. لذا هیچ گاه دچار بحران نمی‌شود. رییس کل بانک مرکزی در سمینار بانکداری اسلامی این نکته را بسیار برجسته اعلام کرد و دلیل نجات اقتصاد ایران در بحران اقتصادی فعلی را همین مورد ذکر کرد. ایشان گفتند که بانکداری غربی به علت این که نرخ ثابت سود ولو حداقل آن را باید بپردازد، همیشه بدهکار است و دچار بحران می‌شود. اما در بانکداری اسلامی که بر مبنای مشارکت است، این فشار وجود ندارد. اگر بانک زیان کرد، زیان را تقسیم می‌کند و اگر هم سود کرد، سود را تقسیم می‌کند و لذا هیچ بحرانی در پی ندارد. وی خاطرنشان کرده است که اخیراً کشورهای اروپایی هم درخواست آموزش بانکداری اسلامی کرده‌اند. در کشورهای اسلامی مانند کشورهای عربی یا آسیای شرقی از همان ابتدا، بانکداری اسلامی را از ایران یاد گرفتند و عمل کردند، ولی اروپا و آمریکا که به آن به دیده شک می‌نگریستند، اکنون در بحران ورشکستگی بانک‌های خودشان، محتاج آموزش بانکداری مشارکتی یا اسلامی شده‌اند. روش‌های جذب نقدینگی و توزیع مجدد آن در وام‌های دو طرفه، بسیار طبیعی و عادی و قابل قبول همگان است. در حالی که این روش در بانکداری غربی بسیار پیچیده و دور از ذهن است. یعنی تا کسی دکتری اقتصاد و فاینانس Finance و مدیریت مالی نداشته باشد، سر از کار بانک‌ها در نمی‌آورد و تخصص در امر بانکداری، سال‌ها تحصیل را طلب می‌کند و همین امر اعتماد مردم به بانک‌ها را تضعیف می‌کند. زیرا یک سرمایه‌دار جزء با خود می‌گوید که چرا باید پول بی زبان را دست یک آدم با زبان بدهد که از کارها و نحوه محاسبات او سر در نمی‌آورد؟ و چرا باید برای سود درآوردن از چند درصد سود مختصر، مبالغ هنگفتی هزینه مشاوره، کارگزاری و مطالعات میدانی بدهد؟ لذا تا مجبور نشود به بانک مراجعه نمی کند. درست مثل مراجعه آنها به نزولخواران است که سراز حساب وکتاب آنها در نمی آورند ولی وقتی لاعلاج می شوند همه شرایط آنها را می پذیرند . در حالی که قرض‌الحسنه‌ی دو طرفه، با کارگر مستقیماً در ارتباط است. سود مورد انتظار سود مورد انتظار در سیتم بانکداری غربی دارای پیچیدگی‌های بسیار است و خروجی آن با هم تفاوت می‌کند. در ابتدای سرمایه‌گذاری برای جذب مشتری، نرخ سود مورد انتظار بسیار بالا محاسبه شده، ولی در موقع پرداخت بسیار کم منظورمی‌شود! مثلاً بنا بر ادعای اقتصاددانان غربی، سود 5/2 درصدی بانک‌ها هم شامل نرخ بهره‌ است، هم تورم و هم سود مورد انتظار! یعنی یک سرمایه‌گذار یا سپرده‌گذارغربی در شرایط عادی، انتظاری از سپرده خود ندارد و اگر هم داشته باشد، یک تا دو درصد است! که بانک‌ها تفضّل می‌کنند و افتخار می‌دهند و 5/2 درصد پرداخت می‌کنند. اما در ایران، اقتصاددانان می‌گویند که سود مورد انتظار باید بالاتر از نرخ تورم باشد. اگر نرخ تورم 25% است، سود مورد انتظار 50% باید باشد. زیرا 25% آن تورم را خنثی می‌کند. یعنی ارزش پول را حفظ می‌کند، لذا سود محسوب نمی‌شود و 25درصد را هم شخصی که پول می‌آورد، باید ببرد! و بانک‌ها هم که عامل اجرای این سودآوری هستند، خودشان هم سود می‌خواهند و لذا اگر 25درصد هم برای بانک‌ها در نظر بگیریم، هر سرمایه‌گذاری باید 75 درصد عایدی داشته باشد تا سهم هر ‌یک از عوامل، منصفانه پرداخت شود. اما اقتصاددانان و سرمایه‌گذاران از این هم بالاتر می‌گویند. آن‌ها می‌گویند در ایران سرمایه‌گذاری امنیت ندارد. لذا ما باید یک ساله یا حداکثر دو ساله، بار خود را ببندیم! مثلاً اگر A ریال وام گرفته‌اند تا سرمایه‌گذاری کنند یا باید جریمه و دیرکرد و نرخ بهره، سود و هزینه‌های بانکی را بابت اصل وام پس بدهند و یا اگر سود‌ آوری می‌خواهند، در پایان سال اول یا دوم، تمام و کمال دریافت کنند و لذا نرخ ریسک هم به بهره اضافه می‌شود. این یک طرف قضیه است و طرف دیگر آن است که برخی‌، ساعتی یا روزانه حساب می‌کنند. لذا تنها راه باقی مانده برای جبران این نرخ‌ها، قاچاق فروشی، دزدی یا اختلاس می‌شود که تمام عمر یا قسمتی از زندگی شخص را در یک طرف ترازو قرار می‌دهد. نقشه‌های فراوان دزدی، غارت، اختلاس، رشوه و امثال آن برای این است که ذهن شخص با ارقام نجومی درگیر است؛ توهمات ناشی از خسارت‌های متعدد، بهره، ریسک، تورم، سود و ... شخص را دچار اختلال در عمل کرده و او را به سوی سود آوری‌های غیر قانونی سوق می‌دهد. اقتصاد سالم و اقتصاد بیمار را باید از همین راه شناخت. اقتصاد سالم، مردمی سالم بار می‌آورد و اقتصاد بیمار، مردمی بیمار. وقتی مردم به کار و کسب علاقه پیدا کردند و زندگی و درآمد خود را از راه حلال و شرافتمندانه تأمین کردند، این اقتصاد سالم است، والّا اگر در راه قاچاق، دزدی، سرقت، ارتشاء و اختلاس افتادند، این اقتصاد بیمار است. ممکن است نمودهای ظاهری یا تبلیغی، این امر را برعکس نشان دهد، ولی آمارها چنین حقیقتی را نمی‌توانند کتمان کنند. وقتی بالاترین سود و معاملات در تجارت جهانی از فروش اسلحه یا مواد مخدر یا اعضای بدن است، چگونه می‌توان ادعا کرد که اقتصاد، سالم است؟ وقتی بالاترین رقم کارکرد بانک‌ها از پولشویی است، چگونه می‌توان گفت بانک‌ها سالم هستند؟ شاخص‌ترین عامل بانکداری غرب، بانک‌های سوییس هستند و ثروتمندترین و با ثبات‌ترین زندگی‌ها در این کشور کوچک است. ولی این کشور تنها کشوری است که اسرار حساب‌های بانکی را نگاه‌ می‌دارد و این یعنی اینکه پولشویی به طور کامل انجام می‌شود. در هر کشوری هر ثروتمندی که نمی‌خواهد مالیات بدهد یا پول او مشخص شود، یا این که راه برای فرارش آماده شود، پول‌های خود را در حساب‌های بانکی سوییس واریز می‌کند. این یعنی یک جزیره امن برای دزدان. البته ممکن است غرب به آن افتخار کند.،همان طور که به همه کارهای خود افتخار می‌کند. ولی ماهیت امر چیزی را تغییر نمی‌دهد. دزدان دریایی سومالی هم به دزدی دریایی خود افتخار می‌کنند . آمریکا هم به کشتار مردم در ناکازاکی یا هیروشیما یا افغانستان و عراق افتخار می‌کند. اصلاً مگر می‌شود کار خلاف را بدون افتخار انجام داد؟ کسی که دزدی می‌کند، می‌گوید که می‌خواهم شکم زن و بچه‌ام را سیر کنم! کسی که آدم می‌کشد، می‌گوید که از خودم دفاع کردم و اگر این توجیهات نبود که کار خلافی صورت نمی‌گرفت. اما وقتی آب‌ها از آسیاب بیافتد و آن شرایط جو زدگی از بین برود و گرد و غبارها بنشیند، معلوم می‌شود که چه کسی دزد بوده و چه کسی کار کرده است. کشتار مردم فرانسه یا روسیه توسط هیتلر تا قبل از سقوط او یک امر قهرمانانه بود. اما بعد از سقوط هیتلر، درست برعکس شد. هنوز هم بعد از 60 سال کسی جرأت پیوستن به حزب نازی یا آوردن نام هیتلر را ندارد. این است که اگر دزدان حاکم شوند اتهامات به افتخارات تبدیل می شود واگر انسان‌های صالح حاکم شوند افتخارات به اتهامات تغییر وضعیت می‌دهد وکسی که تادیروز به کف زنی وتکزدن ودزدی افتخار می‌کرده باید امروز سوراخی را برای مخفی شدن پیداکند. سید احمد حسینی ماهینی


» نظر

ماهین روستایی در طارم سفلی

ماهین روستایی در طارم سفلی ودر 55 کیلومتری شهرستان زنجان قرار دارد که دارای تفریحگاههاومکانهای بسیار دیدینی است   

از جمله اب گرم یا بنور که برعکس دارای آب بسیار سردی است که دریکی ازکوههای ان چشمه ای است بنام چشمه لاله ها ( لاله بلاغی )که در نقشه جغرافیایی به نام آب معدنی از آن نام برده شده اند ودر ارتفاع 3950متری سطح دریا قرار دارد ومکانی در شمال غربی استان قزوین را به خود اختصاص داده است این مکان آب وهوایی بسیار تمیز و مناظری تماشایی دارد. هدف از به تحریر در آوردن این گزارش هم صعود به این قلل ، اطلاع رسانی و شناخت کوهستانهای زیبا وبکر ماهین است.

روبن قالوسیان (Ruben Ghalosian   ) یکی از بهترین وماهر ترین کوهنوردان راهنما وسرپرست باشگاه ارارات در این صعود با ما همراه بود ودر سال 1385 درایام عید برای صعود به قله چشمه لاله ها یا همان لاله بلاغی رفتیم. ماهین در اوایل بهار دارای آب وهوای زمستانی است وبرای ما صعود به این قله باهوایی طوفانی وکوههای نیمه برفی بسیار لذت بخش بود. در مرحله بعد هم به امام زاده پیر خلیل شاه در کوه خولاکان رفتیم که این کوه تقریبا در امتداد روستای مقانک قرار دارد روبن از طبیعت ماهین ، قله های رشته کوه البرز که در آنجاهم کشیده شده ، کوههای بکر ودست نخورده آن خوشش آمد.

در سال 1388 هم یکی دیگر از دوستان بنام اندرانیک قهرمانی از بهترین کوهنوردان وقنبر سنگکوب وقدرت الله اشتری باز قصد بر صعود این قله کردیم : ساعت 6 صبح از مسیر سینه کش تند روی بنور شروع به حرکت کردیم پس از پیمودن یالهای سنگلاخی بالایالهای اولی وخط الراس به یال دومی وپس از گذراندن مسیر فلش گزاری بر صخره رسدیم که در انجا چشم انداز های زیبا یی تمام آبادیهای اطراف ماهین ، چیزه ، بروج ، سزنق ومقانک بوضوح دیده می شد. بنظر آندرانیم ماهین در قلب این کوهستان قرار دارد. روبن دراین نقطه سخنانی ایراد کرد که قسمتی از ان به شرح زیر است :

دوستان عزیز طبیعت خانه دوم شماست همانگونه که شما برای پاکیزگی وزیبایی خانه خود تلاش می کنید این محیط زیبا را که زندگی بشر به آن بستگی دارد پاکیزه نگاه دارید واین عمل پسندیده را به کسانی که نمیدانند آموزش دهید وبدانید که تخریب طبیعت تخریب زندگی شهری ماست. زباله های غیر قابل تحزیه مثل قوطی کنسرو پاکت آبمیوه ، سیگار ، شیشه ، نایلون ودیگر مواد مصنوعی طبیعت را از بین می برد. چه خوب است همه را در کیسه ای حمع ودر سطل زباله بیندازیم.

آب رودخانه ها چشمه ها را با ریختن زباله های جامد یا مایع آلوده نسازیم زیرا دیگران هم حق استفاده آن آب پاک را دارند. به جانوران کوهستان اسیبی نرسانید آنها را شکار نکنید. ودر اخر این نکته را بدانید که فلزات 95 سال وپلاستیکها 220سال وآلمینیوم 495 سال و شیشه یک میلیون سال طول می کشد تا تجزیه شود.

دوستان عزیز حرف اخر اینکه : کوهستان بدون کوهنورد معنا ندارد. این کوهنورد است که به قله می رسد وکوه معنا پیدا می کندمن این صعود را ونیز صعود به قله دماوند را  به دوست عزیز وهمنورد همیشگی ام اقای قدرت الله اشتری تبریک می گویم


» نظر

ادامه

طلا و نقره را به قدری نازک کردند تا همچون نخ در البسه به کار گرفته شود. امروزه حتی سنگ و شیشه (سلیس) را هم برای استفاده در الیاف پارچه و پشم شیشه و امثال آن آماده می‌سازند. با وجود تمامی پیشرفت‌ها بدن انسان طبیعت خود را دارد و در طول سالیان سال هم ثابت بوده است. مثلاً لباس از جنس نخ یا پنبه برای تماس نزدیک با بدن مناسب‌تر بوده است. استفاده از کتان برای پاها یا از پشم برای لباس رو و مقابله با سرما بسیار مناسب است. زیرا گوسفندان و شتران با این نوع البسه در مقابل سرمای زمستان و گرمای تابستان مقاومت می‌کنند. استفاده از پوست حیوانات، چرم گوسفند یا حتی پوست خز و پوست روباه هم برای تهیه لباس بسیار خوب است؛ ولی همه آن‌ها برای تماس مستقیم با پوست انسان مناسب نیستند و برای تهیه چکمه، پالتو و کاپشن می‌توان از آن‌ها استفاده کرد. البته در همه این‌ها باید اکوسیستم با محیط زیست را در نظر گرفت. استفاده از خاک برای تولید******یا پنبه محدودیت ندارد، ولی استفاده از پوست خز باعث انقراض نسل آن‌ها می‌شود. وقتی امام رضا (ع) به ضامن آهو ملقّب است، آیا مناسب است که عده‌ای از پوست آهو جلد قرآن بسازند؟ هرچه جلد قرآن بیش‌تری در آستان قدس رضوی با پوست آهو تولید شود، به معنی شکار بیش‌تر آهو و از بین بردن نسل آنان است.

واردات لباس، تیغ دو لبه

برخی تصور می‌کنند که لباس‌های ایرانی خوب نیست و همه را باید از کشورهای دیگر وارد کرد. اولین کشور مقصد، آمریکا، فرانسه یا انگلیس است و اگر دستتان نرسید، لباس‌های تاناکورای ژاپن، هند، ترکیه و حتی کردستان عراق هم کفایت می‌کند. اما واردات لباس به خصوص به صورت آماده و احیاناً دست دوم باعث انتقال امراض بسیاری می‌شود. ضد عفونی کردن البسه به نسوج آن لطمه می‌زند و اگر در بین هزاران دست لباس، حتی یکدست هم آلوده باشد، کار خود را انجام می‌دهد. به همین دلیل دولت‌ها به فکر افتاده‌اند، تعرفه ایجاد کنند و با بالا بردن هزینه واردات و اخذ عوارض گمرکی و سود بازرگانی مانع این تجارت شوند. حتی در کشورهای عضو سازمان تجارت جهانی، توافق فی ‌ما ‌بین کشورها به رسمیت شناخته شده است. از این رو مثلاً آمریکا که قادر نیست از واردات کالاهای ژاپنی و چینی جلوگیری کند، با این که عضو WTO است ولی تعرفه و گمرک ایجاد می‌کند و برعکس، ژاپن یا چین به نوع دیگری با این واردات مقابله می‌کنند. یکی از روش‌های مبارزه چین با واردات آمریکا، مبارزه فرهنگی یا عقیدتی است. مخصوصاً در زمان تشکیل حزب کمونیست، طوری مردم را آموزش داده بودند که مردم، پوشیدن لباس‌های آمریکایی را جرم یا ضد ارزش می‌دانستند. اکنون جهان به سوی این نوع تحرکات می‌رود. یعنی وقتی WTO اجازه نمی‌دهد تا تعرفه تعیین شود، آنان از انگ‌ زدن استفاده می‌کنند. یعنی می‌گویند فلانی آمریکایی است یا فلانی کمونیست است که در واقع اشاره آنان به طرز لباس پوشیدن یا استفاده از کالاهای کشور مقصد است. در واقع همان طور که جنگ سرد هم اکنون به شکل جنگ نرم درآمده است، رقابت در تجارت نیز به صورت نامرئی و ایجاد تفرقه فرهنگی نمود پیدا کرده است. با این که در قانون تجارت، آزادی تجارت تبلیغ می‌شود، ولی همین دنیای تجارت آزاد، شرکت‌های خود را در صورتی که با ایران، معامله داشته باشد، مجازات می‌کند. یعنی آزادی تجارت، یک دروغ مانند دورغ‌های دیگر قدرت‌ها در قرن بیستم است. چیزی به نام آزادی تجارت وجود ندارد. آمریکا خود، همه چیز است؛ هم قانون است هم مجری هم قاضی.

اما دنیا هم ساکت نیست تا آمریکا یا هر قدرت دیگر یکه‌تازی کند. اکنون بازار تعرفه‌های نرم تجاری هر روز گرم‌تر می‌شود و واردات و صادرات یک تیغ دو دم یا شمشیر دو لبه می‌شود که هم آمریکا و هم ضد آمریکایی‌ها از آن ضرر می‌کنند و آنان به ورشکستگی کشیده می‌شوند. چه کسی بهتر از ایران خریدار کالاهای آمریکایی بوده و هست؟ و زمانی که به ایران، کالایی نمی‌فروشند، یعنی بخش عظیمی از بازار خود را از دست می‌دهند و نتیجه تحقیقات و بازاریابی یک قرن فعالیت خود را در بازاریابی ایران به راحتی دور می‌ریزند. لباس‌های جین از بهترین لباس‌های مورد علاقه ایرانیان بود یا اورکت‌ها و البسه نظامی، همه در ایران، خریدار فراوانی داشته است. اما وقتی آمریکا ایران را تحریم کرد، بازار مصرف ایران به بازارهای دست دوم از قبیل ترکیه و کره و نهایتاً بازار مشترک رفته و باعث تقویت آن‌ها می‌شود. به طوری که الان موج کره‌ای، به خصوص کره جنوبی که بازار اصلی دست دوم ایران، پس از اولین تحریم‌های آمریکا بود، بالاترین سود را در آسیا و جهان دارد.          

هرچند ژاپن و اروپا در این گرایش‌ها زیان چندانی ندیدند، ولی به دلیل پیروی از تحریم‌های آمریکایی، رتبه اولیه خود را در بازار نفتی ایران از دست دادند. یعنی اکنون سامسونگ کره جنوبی از سونی ژاپنی‌ یا حتی آی‌.بی.‌ام آمریکا بیش‌تر رشد کرده و احتمال ورشکستگی آن‌ها کم‌تر است. همین طور لباس‌های کره‌ای هم به سادگی جایگزین لباس‌های جین و بزرنتی آمریکایی شدند. از آن بدتر زمانی است که شاهدیم کالاهای ایرانی جای همه این‌ها را گرفته است. یعنی مردم لباس ایرانی را با مارک کره یا ترک خریداری می‌کنند! اورکت که در تبریز  تولید می‌شود به نام اورکت کره‌ای و جین که در تهران دوخته می‌شود به نام ترک به فروش می‌رسد. تمام کالاهای تولید داخل در بهترین فروشگاه‌ها به نام کویتی، ترک و حتی کره فروش می‌رود


» نظر

بازار لباس در ایران

بازار لباس در ایران

شاید اولین لباسی که بشر پوشید همان برگ انجیری بود که به دلیل پهن بودن آن برای پوشش مناسب بود. اما بعدها بشر توانست به علم ریسندگی و بافندگی دست پیدا کند و امروزه تخصص‌های بسیار بالایی در این  زمینه دارد. ریسندگی از یک دوک ریسندگی در دست پیرزنان در آمد و به میلیاردها دوک در چرخش سرسام‌آور ماشین های ریسندگی رسید. امروزه آن قدر ریسندگی رشد کرده که بازار اشباع شده است و تعطیلی چند کارخانه یا بیکاری چند میلیون کارگر، هیچ تنشی در بازار آن به وجود نیاروده است. لباس که محصول ریسندگی و بافندگی است بر قامت انسان‌ها استوار ایستاده است و با این‌که سنگین و آویزان است، هیچ کس آن را باری بر دوش خود نمی‌داند. البته فرهنگ ها ی مختلف سعی دارند از میزان بار آن بکاهند یا آن را افزایش دهند ولی این فقط دلایل فرهنگی است. مثلاً در اروپا در عصری که به عصر برهنگی معروف است، سعی می‌شد که زن‌ها کم‌تر و کم‌تر لباس بپوشند. مردها بیش‌تر و بیش‌تر. در شرق شاید برعکس، زن‌ها لباس بیش‌تری باید می‌پوشیدند و مردها کم‌تر. اما حد فاصل یا حد مطلوب این‌ها را مذهب مشخص می‌کرد. آیین یکتاپرستی و حتی آیین‌های غیر یکتاپرستی بر تعادل بین زن و مرد و کودک و پیر حکمرانی می‌کرد. اغلب شبیه هم و دارای فرمان‌های مشابه بودند. معمولاً زنان بیش‌تر مورد توجه بودند. هر نوع ابتکار در لباس در ابتدا برای زنان بود سپس برای مردان. ما در اسلام می‌خوانیم که زنان باید فقط وجه و کفین را بدون پوشش بگذارند و لباس آن‌ها طوری باشد که بقیه بدن آن‌ها را بپوشاند. اما در مورد کودکان یا پیرزنان و پیرمردان چنین حکمی ندارد. گرچه بهتر است که آن‌ها هم این حدود را رعایت کنند. مثلاً با این که بر پیرزنانی که امید بچه‌دار شدن ندارند، حجاب واجب نیست، اما می گوید بهتر است که عفاف را رعایت کنند و یا برای کودکان همین‌طور. این فرهنگ، طبیعتاً پیامدهای اقتصادی هم دارد. هرچه لباس بیش‌تری لازم باشد، منابع وسیع تری به ان اختصاص داده می‌شود. برای لباس بیش‌تر نیاز به پارچه بیش‌تر و برای آن به نخ و پنبه و زیمن کشاورزی نیاز است و بر اثر همین مزیت‌های اقتصادی، یک ملت یا یک کشور یا یک قوم تعریف می‌شود. پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: ویل لقوم یلبسون ما لا ینسجون: وای بر قومی که چیزی را می‌پوشند که خود نمی‌بافند. یعنی از واردات کالا برای پوشاک استفاده می‌کنند. طبیعتاً این امر اقتصادی یک بار سیاسی هم به دنبال دارد. یعنی کشوری که خود قادر نباشد تا پوشاک خود را تأمین کند، وابستگی به دیگر کشورها پیدا می‌کند و ناچار باید همان بافته‌های انان را به سبک انان بپوشد. لذا می‌بینیم بارها در طول تاریخ، تحوه لباس پوشیدن مردم عوض می‌شود. در همین ایران، در دهه  1310 شاهد نهضتی بودیم به نام یکسان‌سازی لباس، که لباده و عبا و عمامه را زیر فشار گذاشتند تا مردم، کلاه فرنگی و کت و شلوار بپوشند. گرچه اخیراً گرایش‌های زیادی به پوشاک بومی و محلی شده و سعی شده از حالت ضد ارزش بیرون بیاید. ولی هنوز هم حتی لباس‌هاس سنتی را با الیاف خارجی می‌بافند! رنگ‌آمیزی، بافت و مد لباس، همه از خارج الهام گرفته یم شود. مردم ایران معمولاً به لباس قوم بختیاری یا لرها و کردها و مشهدی‌ها یا بلوچی ها اهمیت می‌دهند. چون در اروپا نهضت بازگشتی دیده می‌شود، رمدم اروپا هم به سنت ها و البسه دن کیشوت و امثال ان علاقه مند شده اند. اصلاً علاقه ان‌ها به عتیقه‌جات ایرانی باعث بیداری ایرانیان و رجوع آنان به فرهنگ‌های محلی شده است. دلیل مهم آن هم این است که این توجه با کلمات انگلیسی هم ردیف است: مثلاً فولکوریسم یا همان زبان محلی، نهضت دهه 1350 ایران است که برخلاف دهه 1310 سعی دارد آب رفته را به جوی برگرداند ولی باز با همان دید اروپایی و آمریکایی. لذا جنبه‌های مذهبی و ملی آن بسیار کم‌رنگ تر از جنبه‌های سنتی و عتیقه بودن آن است. مثلاً سنت ایرانیان، چادر است اما در هیچ کدام از صنایع دستی یا گردشگری ایران، در مردم‌شناسی‌ها و مجسمه‌سازی‌ها و حتی فیلم‌ها وسریال‌ها به این امر اشاره نمی‌شود و یا لباس فردوسی و ابونصر فارابی و خیام و امثال ان را یک لباس هندی! و برگرفته از مهاراجه‌های هندی می‌خوانند و عبا و عمامه را بعد از نفوذ انکلیس در ایران معرفی می‌کنند در حالی که این لباس سابقه 1400 ساله در ایران دارد.

 

واردات لباس، واردات همه چیز!

همان‌طور که اشاره شد باید سعی کرد که لباس را در داخل تولید کرد تا با فرهنگ مردم و امکانات اقتصادی، هم خوانی داشته باشد. اما وقتی از واردات استفاده شد، همه معادلات را به هم می زند. مثلاً اگر مردم مابل به استفاده از پارچه‌های پنبه‌ای، نخی یا پشمی باشند که قابل تولید در داخل هر کشور ی است، با تولید پارچه‌هایی از الیاف شیمیایی، فرهنگ استفاده از لباس تغییر می کندو مردم به جای لباس‌های نخی، از لباس‌های پانسوج شیمیایی مانند بشور بپوش استفاده می‌کنند و وقتی وابستگی شدید شد، ناچار حجم استفاده از ان هم زیا د می شود. مثلاً در ایران هنوز بهترین پارچه برای چادر، پارچه تولید ژاپن است یا حتی برای تهیه عمامه از "وال" خارجی بیش‌تر استفاده می شود. گرچه تولید پارژچه چادری داخلی هم فراوان است ولی به دلیل وابستگی فرهنگی ، توجه به مصادیق ارزشی و مذهبی هم با رو بنا و زیر بنای خارجی توسعه می یابد. مثلاً شکل مقنعه در ایران برگرفته از لباس راهبان مسیحی است که ابتداد در لبنان، سوریه و بعد در ایران رایج شد. در حالی که روسری یک پوشاک ایرانی است که در کشورهای دیگر هم رایج شده و تاریخ ان به قبل از اسلام و زمان پیشدادیان و اردشیر بابکان هم می‌رسد. می گویند ارعاب در زمان اردشیر هخامنشی تمردکرده و وشرش‌هایی را انجام می دادند. برای همنی امر ، اردشیر انان را سرکوب کرد و به نشان تبعیت، انان را وادار کرد تا روسری سر کنند! به معغنی این‌که مردی در بین انان وجود ندارد. روسری یا عقال که امروزه اعراب ان را افتخار عرب می دانند یک وسیله تحقیر توسط اردشیر بوده که به آنان تحمیل شده است. به هر حال بینش فرهنگی و سیاسی و حتی عقیدتی یک ملت یا یک قوم ممکن است با تغییر لباس، تغییر یابد و مسائلی که زمان یجرم می دانستند را باعث افتخار بدانند.

استفاده از مواد  شیمیایی یا مواد غیر پنبه‌ای حتی استفاده از فلز در منسوجات را نباید منحصر به اروپا یا قرون جدید دانست. گرچه امروز علم بسیار پیشرفته است امکا استفاده از اهن در لباس را ما به زمان حضرت داوود و سلیمان منتسب می‌دانیم. خداوند می فرماید که آهن را به دست آنان نرم گردانیدیم تا به هر شکلی بخواهند درآید و از این نرم شدن‌ها، میله هخای باریک و باریک‌تر ساختند تا جایی که زره یعنی لباس جنگی از فولاد (اهن آبددیده) ساختند که شمشیر بر ان مؤثر نبوده است. این علم تا ان جا پیش رفت که از طلا و نقره نیز الیاف پارچه ساختند و پارچه‌های زری‌باف یا سیم‌باف به همین معنی است.


» نظر

سید مجید حسینی در گفت وگو با آنا:

 

نگهبان محله برقراری امنیت عمومی محلات است



سید مجید حسینی مدیر عامل موسسه حفاظتی – مراقبتی حافظان میثاق نور در گفت و گو با آنا‎‌‏‌، گفت :‌قریب به 3 سال که موسسه حافظان میثاق نور فعالیت خود را شروع کرده است و با توجه به سابقه بالای کار مدیریتی و بکار گیری افراد متخصص در مدیریت های اجرای ، آموزش و سایر دوایر توانسته با اشرافیت کامل بر مجموعه قوانین و مقررات تامین اجتماعی ،امور مالیاتی و سازمان کار و امور اجتماعی و نیز بهره برداری از سیستم های مکانیزه مالی و اداری بکار خود ادامه دهد .وی افزود:‌این موسسه با بکارگیری نگهبان محله و تعامل و همکاری نزدیک با کلانتری های محل توانسته در اولین لایه برخورد با جرایم و تخلفات مشهود به عنوان پل ارتباطی بین کلانتری و مردم قرار گیرد و در کاهش آمار جرائم سهم خود را به شایستگی ایفا نماید .
موسسه حفاظتی و مراقبتی حافظان میثاق نور در همین راستا موفق به عقد قرارداد حفاظت فیزیکی با تعدادی از سازمان ها و نهاد های دولتی فاقد رده بندی حفاظتی منجمله شرکت متانیر ، شرکت قطار های مسافری رجا و فرودگاه بین المللی پیام گردیده است .
حسینی درادامه گفت :‌ پروژه شهربان و حریم بان در سطح مناطقی از شهرداری تهران با سرمایه گذاری بخش خصوصی در دست اجرا می باشد .
وی تصریح کرد :‌شورای اسلامی شهر تهران در تاریخ 28/03/87 مصوبه ای را به شهرداری تهران ابلاغ کرد که براساس این طرح 4 مأموریت از جمله جلوگیری از ساخت و ساز های غیر مجاز در شهر، حفظ حریم شهر ، جلوگیر از سد معبر و نظارت بر اجرای مفاد کمیسیون ماده 100 برابر قانون و مقررات بر عهده شرکت توسعه خدمات شهری وابسته به شهرداری واگذار شد که این شرکت بعداً به نام شرکت شهربان و حریم بان تغییر نام پیدا کرد . در بررسی فنی که توسط شرکت مذکور صورت گرفت موسسه حفاظتی و مراقبتی حافظان میثاق نور بالاترین رتبه فنی را کسب نموده و برنده مناقصه گردید و از تاریخ 01/10/87 رسماً فعالیت خود را به عنوان شهربان و حریم بان بصورت مشخص در مناطق 1 ، 2 و 3 شهرداری تهران آغاز نمود و در حال حاضر نیز این طرح ادامه دارد .
وی گفت :‌با بکارگیری بیش از 200 نفر نیرو از مجموع 470 نیرو و تعداد 30 دستگاه خودروی نیسان پیکاپ به ارزش سرمایه ای 000/000/000/10 ریال از مجموع150 دستگاه خودرو که در سطح شهر با مشخصه هایی از قبیل : چراغ های گردان زرد و سبز و بغل نویسی های شهربان و حریم بان در شهر فعال هستند که براساس آمارهای تخلفات ساخت و ساز کاهش قابل توجهی داشته که ناشی از توانمندی این موسسه در امر اجرای طرح مذکور می باشد.
مدیرعامل موسسه حفاظتی – مراقبتی حافظان میثاق نور افزود :‌با توجه به اهمیت طرح همه پرسنل از سطح تحصیلی دیپلم به بالا تا رده لیسانس برخوردار هستند و به خاطر فرهنگ آموزشی که مد نظر مدیران طرح بوده از افراد زیر دیپلم استفاده نشده است و با توجه به تاکیده موسسه به بحث تربیت و آموزش های اولیه و تخصصی پرسنل آموزش های لازم در خصوص نوع ماموریت و نوع برخورد ها ونحوه بکارگیری صحیح تجهیزات نظامی و انتظامی در مراکز مربوطه به پرسنل داده می شود .معتقد هستیم هر چه آموزش کامل تر باشد موضوع پیشگیری که براساس تأسیس موسسه حفاظتی و مراقبتی است موثر تر واقع شده و تخلفات و جرایم کاهش می باید . فلذا تمام افراد مشغول بکار در موسسه آموزش های اولیه را گذرانده اند و در موارد مختلف با توجه به نوع مأموریت آموزش های تخصصی را نیزفرا خواهند گرفت . برای مثال آموزش نگهبان محله که پایه اولیه آموزش است بصورت جزوه در دسترس نیرو ها بوده و نحوه برخورد با مجرمین ، نوع دستگیری و طرز استفاده از تجهیزات انتظامی و ... به پرسنل آموزش داده می شود .
حسینی گفت :‌به شرکتها و سازمان های دولتی ، محلات مختلف و مجتمع های تجاری ، اداری و مسکونی طرح ها و پیشنهادات حفاظتی از جمله : استفاده از نگهبان محله – بکار گیری دستگاه های الکترونیکی ، نصب روشنائی در اماکن فاقد نور کافی ، استفاده از حصار مناسب و ... را ارائه می دهیم که در نتیجه راندمان کار را بالا برده موجب کاهش آمار جرایم می گردد . ضمناً با توجه به اینکه مسئله بسیار مهم امنیت در تمامی کشور ها بصورت نسبی وجود دارد فلذا حرکت به سمت امنیت مطلق در راستای مشارکت مردم صورت خواهد پذیرفت که مصداق روشن آن حضور نگهبان محله می باشد .
وی افزود:‌با کسب مجوز های لازم از مرکز انتظام ناجا ، اختیار داریم که بانک های خصوصی و موسسات مالی و اعتباری را به لحاظ حفاظت فیزیکی و حفاظت از اسناد و اوراق بهادار تحت پوشش خود قرار دهیم که در این خصوص هم مذاکراتی با موسسات مالی و اعتباری مختلف داشته ایم و اخیراً از سوی موسسه مالی و اعتباری مهر نیز دعوت نامه ای برای مذاکره دریافت کرده ایم .
حسنی ادامه داد :‌این موسسه با تلاش همکاران خود و تجربیاتی که بدست آورد در بخش های مختلف لوح های تقدیر دریافت کرده است . تقدیر نامه حضور فعال در نمایشگاه هفته ناجا اخذ و مجوز ارتقاء رتبه موسسه از 3 به 2 از طریق مرکز انتظام ناجا .
وی گفت : با استفاده از تجربه 30 ساله همکاران و تحقیقات و پژوهش های مرکز انتظام ناجا طی مدت حدود یک دهه در خصوص تأسیس چنین موسساتی که در قالب طرح مشارکت بخش خصوصی در ایجاد امنیت و نیز لحاظ نمودن نکاتی بین المللی مورد مطالعه قرار گرفته بود توانستیم به این نکته برسیم که با فرهنگسازی بین اقشار مختلف مردم می توان امنیت را در تمام نقاط کشور با حضور مردم بالا برد و با مدیریت صحیح نسبت به ایجاد فضای سالم اقتصادی و ایجاد کار آفرینی و افزایش اشتغال زایی در سایه این امنیت اقدام نموده که البته این امر در سایر کشور ها نیز به اشکال مختلف وجود دارد .
حسینی درپایان گفت :‌راه های مختلفی برای ارتباط با موسسه وجود دارد . از طریق مراجعه به کلانتری ها و مرکز اننتظام ناجا و همچنین از طریق سایت موسسه حفاظتی و مراقبتی حافظان میثاق نور ، امکان برقراری ارتباط و ارائه خدمات وجود خواهد داشت .


» نظر

نرخ بهره در بانکداری ایران

نرخ بهره در بانکداری ایران

برخلاف تصور بسیاری که اقتصاد ایران را یک اقتصاد بیمار می‌دانند، در حالیکه اقتصاد ایران، اقتصادی شکوفا و امیدوار‌کننده است. چرا که هر روز شاهد رشد یک بانک جدید، تأسیس بانک یا توسعه‌ی بانک‌های دیگر هستیم. حتی بانک‌های زیان‌ده دولتی وقتی وارد بورس می‌شوند، در یک ثانیه‌‌ سهام آن به فروش می‌رسد. چرا چنین حادثه‌ای اتفاق می‌افتد، آن هم در شرایطی که در جهان سرمایه‌داری، بانک‌ها یکی پس از دیگری ورشکست می‌شوند؟ البته از نظر برخی، آمریکا هر کاری کند خوب است! با اینکه دو تریلیون دلار بدهکار است و 5/1 تریلیون دلار کسری بودجه دارد، می‌گویند خیلی زرنگ است! با پول دیگران کار می‌کند، از کشورهای دیگر پول می‌گیرد و برای خودش کار می‌کند. همین‌ها زمانی که آمریکا بدهکار هم نبود، این طور می‌گفتند که آمریکا کشور ثروتمندی است، به طوری که به همه جهان کمک مالی می‌کند! آیا تبدیل شدن یک کشور ثروتمند که با طرح مارشال به اروپا و جهان کمک مالی می‌کرد به یک کشور بدهکار که رییس‌جمهور آن برای جذب کمک‌های مالی اعراب و اسرائیل، ناچار است یک روز اعراب را مهم جلوه دهد، روز دیگر اسرائیل را، واقعاً یکی است؟ اوباما وقتی به مصر می‌رود با کلمه سلام علیکم عربی با آنان سخن می‌گوید یا به اسرائیل که می‌رود، می‌گوید که حفظ امنیت اسرائیل، اولویت اصلی آمریکاست. جالب است که یک مهمانی در ماه رمضان ترتیب می‌دهد و خودش هم روزه می‌گیرد. ولی مهمان ویژه این ضیافت، سفیر اسرائیل در کاخ سفید است! گرچه ممکن است همین دودوزه‌ بازی هم به نظر آمریکاپرستان یک زرنگی باشد، ولی به هر حال نشان یک اقتصاد سالم نمی‌تواند باشد و به زودی شاهد بدهکاری بیش‌تر آمریکا خواهیم بود. زیرا هزینه‌های آمریکا امری اجتناب‌ناپذیر است. اما درآمدهای آن به هیچ وجه قابل حصول نیست. هزینه‌های آمریکا، هزینه‌های دفاعی یا هزینه جنگ در افغانستان، عراق و سایر کشورهاست. باتلاق عراق چنان برای آمریکا هزینه ‌دارد که حتی عقب‌نشینی از این کشور، بالاترین هزینه جنگی در طول تاریخ آمریکا را بر آن تحمیل می‌کند؛ یعنی اینکه چه در عراق بماند یا از آن خارج شود، هزینه‌های سرسام‌ آوری خواهد داشت. اما درآمدهای آن فقط از مالیات است که مردم به علت رکود اقتصادی قادر به پرداخت مالیات نیستند و شرکت‌ها هم به همین دلیل اعلام ورشکستگی می‌کنند. تنها راه باقی مانده برای آمریکا، دست کمک دراز کردن به سوی کشورهایی است که تا دیروز با کمک‌های جزئی، حکومت آن‌ها را ساقط می‌کرد!

اما در ایران می‌بینیم حتی یک مؤسسه مالی بدون مجوز بانک مرکزی تا 3 هزار شعبه در سراسر ایران افتتاح می‌کند! مؤسسه مهر یا مؤسسه قوامین یا مؤسسه سینا و امثال آن، مؤسساتی هستند که بدون مجوز بانک مرکزی تأسیس شدند و تبلیغات آنان از بانک‌های عادی با قدمت هشتاد ساله بیش‌تر است.

یک سازمان کوچک اقتصادی مانند سازمان اقتصاد اسلامی، دارای سه هزار صندوق قرض‌الحسنه است که هرکدام از این صندوق‌های قرض‌الحسنه خود دنیای پول و سرمایه است که مثلاً نمونه آن که باید بر این‌ها اضافه کرد، صندوق قرض‌الحسنه کوثر یا جاوید است که سال‌هاست در بازار ریشه دارد و وام‌های کلان بدون بهره پرداخت می‌کند و همچنین صندوق‌های قرض‌الحسنه یا مؤسسات اعتباری که از وزارت کشور مجوز دارند یا از طریق شرکت‌های تعاونی تأسیس شده‌اند و تعاونی اعتباری را تشکیل داده‌اند که علاوه بر اینان، میلیون‌ها صندوق قرض‌الحسنه ثبت نشده در سطح فامیلی و محلی نیز وجود دارد که هرکدام از ما حداقل چندتای آن را می‌شناسیم و از آن‌ها وام دریافت کرده‌ایم. سهولت چرخش پول و شرایط اخذ وام و بازپرداخت آن باعث شده حتی در ادارات و سازمان‌های رسمی هم صندوق قرض‌الحسنه کارکنان تشکیل شود.

 

وام‌های یک طرفه و دو طرفه!

مردم ایران قرض‌الحسنه را خوب می‌شناسند و به آن عمل می‌کنند ولو اینکه سیستم بانکی وارداتی با آن دشمن بوده و با شدت با آن برخورد کند. از نظر قرض‌الحسنه، وام‌ها دو حالت دارند: یک طرفه و دو طرفه. یک طرفه بودن وام به شرط صفر بودن بهره و دو طرفه آن، به شرط مشارکت است. یک طرفه بودن به این صورت است که عده‌ای خیّر جمع می‌شوند و پول‌هایی که قرار است خیرات کنند، در صندوق قرض‌الحسنه می‌گذارند، زیرا حدیث نبوی است که قرض دادن از صدقه دادن بهتر است!

در صدقه، شخص ممکن است تنبل بار بیاید ولی در قرض، چون باید پس بدهد، به کار و کوشش وادار می‌شود. هرچند که یک درهم صدقه، از یک روز روزه گرفتن بالاتر است.

لذا نیت خیر یعنی این که شخصی انتظار بازگشت پول یا سرمایه خود را نداشته باشد و اصل صندوق را تشکیل می‌دهد و به این جهت چه مؤسسین و چه قرض‌ گیرندگان، اصطلاح معروفی دارند که قرض‌الحسنه را قرض‌ پس نده می‌گویند!

وقتی صندوق شکل گرفت، هرکس وام می‌خواهد دیگر لازم نیست به این و آن رو بیاندازد که آیا داشته باشد یا نداشته باشد؛ بدهد یا ندهد. بنابراین به صندوق رفته و در نوبت وام ثبت‌نام می‌کند و با معرفی یک ضامن یا گذاشتن یک چک یا سفته وام می‌گیرد و بعد به امان خدا! اگر دلش خواست اقساط را به موقع می‌آورد یا همه را یک جا تسویه می‌کند و یا اصلاً پیدایش نمی‌شود و کسی هم دنبال او نمی‌فرستند! بلکه خیرین جدیدی جذب می‌شوند و جای این قرض را پر می‌کنند. به هر حال چون اغلب این صندوقها فامیلی یا همکارانه است، همدیگر را خوب می‌شناسند و وقتی کسی قسط را نیاورد، می‌دانند که گرفتاری دارد یا بیکار است. به رویش نمی‌آورند و به اصطلاح قرآنی، به حساب خدا می‌گذارند و دو برابر آن را از طرف خدواند خواستار می‌شوند. اما این طور نیست که بدهکار هم واقعاً همان طور که نشان می‌دهد، بی‌خیال باشد. او هم می‌رود و پیدایش نمی‌شود تا روزی که دست و بالش باز شود. آن زمان خودش می‌شود مؤسس یک صندوق قرض‌الحسنه جدید و زیر پر و بال چند جوان را می‌گیرد.

وام دو طرفه از نظر قرض‌الحسنه، دست‌مایه یا وام کسب ‌و کار است. یعنی شخصی که وام می‌دهد، نرخ ثابتی از سود را نمی‌خواهد، بلکه پول خود را به مشارکت با کارگر یا اجیر می‌گذارد و معمولاً سود، 50% است. یعنی 50% سود حاصله برای کارگر و 50% برای سپرده‌گذار است که البته این، هم در سود است و هم در زیان. لذا هیچ گاه دچار بحران نمی‌شود. رییس کل بانک مرکزی در سمینار بانکداری اسلامی این نکته را بسیار برجسته اعلام کرد و دلیل نجات اقتصاد ایران در بحران اقتصادی فعلی را همین مورد ذکر کرد. ایشان گفتند که بانکداری غربی به علت این که نرخ ثابت سود ولو حداقل آن را باید بپردازد،  همیشه بدهکار است و دچار بحران می‌شود. اما در بانکداری اسلامی که بر مبنای مشارکت است، این فشار وجود ندارد. اگر بانک زیان کرد، زیان را تقسیم می‌کند و اگر هم سود کرد، سود را تقسیم می‌کند و لذا هیچ بحرانی در پی ندارد. وی خاطرنشان کرده است که اخیراً کشورهای اروپایی هم درخواست آموزش بانکداری اسلامی کرده‌اند. در کشورهای اسلامی مانند کشورهای عربی یا آسیای شرقی از همان ابتدا، بانکداری اسلامی را از ایران یاد گرفتند و عمل کردند، ولی اروپا و آمریکا که به آن به دیده شک می‌نگریستند، اکنون در بحران ورشکستگی بانک‌های خودشان، محتاج آموزش بانکداری مشارکتی یا اسلامی شده‌اند. روش‌های جذب نقدینگی و توزیع مجدد آن در وام‌های دو طرفه، بسیار طبیعی و عادی و قابل قبول همگان است. در حالی که این روش در بانکداری غربی بسیار پیچیده و دور از ذهن است. یعنی تا کسی دکتری اقتصاد و فاینانس Finance و مدیریت مالی نداشته باشد، سر از کار بانک‌ها در نمی‌آورد و تخصص در امر بانکداری، سال‌ها تحصیل را طلب می‌کند و همین امر اعتماد مردم به بانک‌ها را تضعیف می‌کند. زیرا یک سرمایه‌دار جزء با خود می‌گوید که چرا باید پول بی زبان را دست یک آدم با زبان بدهد که از کارها و نحوه محاسبات او سر در نمی‌آورد؟ و چرا باید برای سود درآوردن از چند درصد سود مختصر، مبالغ هنگفتی هزینه مشاوره، کارگزاری و مطالعات میدانی بدهد؟ لذا تا مجبور نشود به بانک مراجعه نمی کند. درست مثل مراجعه آنها به نزولخواران است که سراز حساب وکتاب آنها در نمی آورند ولی وقتی لاعلاج می شوند همه شرایط آنها را می پذیرند . در حالی که قرض‌الحسنه‌ی دو طرفه، با کارگر مستقیماً در ارتباط است.

 

سود مورد انتظار

سود مورد انتظار در سیتم بانکداری غربی دارای پیچیدگی‌های بسیار است و خروجی آن با هم تفاوت می‌کند. در ابتدای سرمایه‌گذاری برای جذب مشتری، نرخ سود مورد انتظار بسیار بالا محاسبه شده، ولی در موقع پرداخت بسیار کم منظورمی‌شود! مثلاً بنا بر ادعای اقتصاددانان غربی، سود 5/2 درصدی بانک‌ها هم شامل نرخ بهره‌ است، هم تورم و هم سود مورد انتظار! یعنی یک سرمایه‌گذار یا سپرده‌گذارغربی در شرایط عادی، انتظاری از سپرده خود ندارد و اگر هم داشته باشد، یک تا دو درصد است! که بانک‌ها تفضّل می‌کنند و افتخار می‌دهند و 5/2 درصد پرداخت می‌کنند. اما در ایران، اقتصاددانان می‌گویند که سود مورد انتظار باید بالاتر از نرخ تورم باشد. اگر نرخ تورم 25% است، سود مورد انتظار 50% باید باشد. زیرا 25% آن تورم را خنثی می‌کند. یعنی ارزش پول را حفظ می‌کند، لذا سود محسوب نمی‌شود و 25درصد  را هم شخصی که پول می‌آورد، باید ببرد! و بانک‌ها هم که عامل اجرای این سودآوری هستند، خودشان هم سود می‌خواهند و لذا اگر 25درصد هم برای بانک‌ها در نظر بگیریم، هر سرمایه‌گذاری باید 75 درصد عایدی داشته باشد تا سهم هر ‌یک از عوامل، منصفانه پرداخت شود.

 


» نظر

اقتصاد ورزش رو به شکوفایی میرود؟

 

نقش NGOها در ورزش

در ایران مراکز بسیاری برای حمایت از ورزش تشکیل شده است که ذیلاً به سه مرکز مهم آن اشاره می‌شود:

1.      خانه ورزشکارن ایران.

2.      ائتلاف بزرگ ورزش.

3.      سازمان قهرمانان ملی ورزش.

خانه ورزشکاران ایران در سال 1350 تأسیس شده است. مؤسس آن آقای قلیچ ‌خانی است که وی نسبتی با فوتبالیست معروف داشته و اکنون مدرس بوکس می‌باشد. آقای قلیچ ‌خانی در سال 1350 با تأسیس محلی برای اسکان ورزشکاران، کار خود را شروع کرد و تاکنون نزدیک به یک میلیون نفر را به تناوب به صورت‌های انفرادی یا دسته‌جمعی اسکان داده است. در واقع ورزشکاران شهرستانی که برای مسابقات به تهران می‌آیند، باید در هتلهای گران‌قیمت با هزینه‌های بالا ساکن شوند. اما برخی از آن‌ها قادر به پرداخت این هزینه‌ها نیستند. لذا ایشان با دریافت حداقل مبلغ و یا برخی مواقع، کمک مالی به این قهرمانان در اسکان  و تغذیه‌ آن‌ها کمک می‌کند.

اخیراً با ورود هوشنگ رحمتی به عنوان رییس هیأت مدیره، فعالیت‌های جدیدی برای حمایت مالی ورزشکاران آغاز شد که تاکنون حداقل حدود 6 پروژه بزرگ مسکونی در اقصینقاط ایران است که تحت عنوان تعاونی مسکن ورزشکاران با کمک ورزشکاران معروفی چون هادی ساعی آغاز شده که می‌تواند تا 3000 نفر را صاحب مسکن نماید و ورزشکاران نیز با ثبت‌نام در این پروژه‌ها حمایت خود را از این حرکت مهم اعلام داشته‌اند؛ به نحوی که برای هر باشگاه، سهمیه‌ای منظور و به آنان اعلام شده است. این پروژه‌ها در شمال، نزدیک چمخانه به عنوان شهرک مسکونی هادی ساعی و در مشهد، تهران، شهرک پرندک و دماوند هم آغاز به کار کرده است.

علاوه بر خانه ورزشکارن ایران که پروژههای مسکونی را دنبال میکند و سعی دارد با خانهدار کردن ورزشکاران از بار مالی باشگاهها بکاهد، ائتلاف بزرگ ورزش ایران نیز مسائل رفاهی ورزشکاران از جمله بیمه و بازنشستگی و از کارافتادگی را در دستور کار قرار داده است. این ائتلاف بزرگ ورزش با دبیر کلی سردار امامیان در سال‌های 82 و 83 آغاز شد. ایشان در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و واحد تربیت ‌بدنی آن مسؤولیتهایی داشته‌اند و با استفاده از تجربیات خود به تحلیل راهبردها و کارکردهای ورزشی همت گماشتند. از جمله کارهای سردار امامیان، دعوت از پیشکسوتان ورزش بوده که با اعطای جوایزی به آنان سعی کرده‌اند تا آنان در سنگر ورزش باقی بمانند. حضور پیشکسوتان از دو جنبه اهمیت دارد؛ یکی آنکه جوانان از تجربیات آنان استفاده می‌کنند و تجربیات، از بین نمی‌رود و یک پیوستگی بین نسل‌های مختلف ورزش به وجود می‌آید، از سوی دیگر باعث شادمانی و بالا رفتن روحیه پیشکسوتان می‌شود. زیرا ورزش به لحاظ ماهیت‌ ذاتی خود، انسان‌ها را تا سن به خصوصی لازم دارد. مثلاً یک فوتبالیست تا سن 30 یا 35 سالگی مورد احتیاج است. بعد از آن است که بسیاری از ورزشکاران، منزوی می‌شوند و فقط ممکن است تعداد انگشت‌شماری از آنان در ردیف مربیگری به کار خود ادامه دهند. لذا برای پیگیری بهتر این موضوع، آقای سعید حق‌وردی، فوتبالیست قدیمی نیز اقدام به تشکیل سازمان ملی قهرمانان ورزش ایران نموده و با کسب مجوز از وزارت کشور در حدود سه هزار تن از قهرمانان را سازماندهی و از پیشکسوتان، قدردانی نموده است و اخیراً نیز با اجرای مسابقات دو جانبه در ساری و قائم‌شهر بین تیم نساجی مازندران و مازنی‌های لیگ برتر، توانست کمکی مالی برای کمیته امداد استان مازندران باشد و درآمد حاصل از این بازی را به نفع کودکان بی‌سرپرست اهدا نماید. اکنون نیز به دنبال ثبت اولین‌ها در کتاب  گینس است؛ به طوری که یکی از ورزشکاران به نام حبدرویش با هزینه این سازمان قرار است به انگلستان برود و رکورد خود را ثبت نماید.

راههای جدید پول‌سازی

ورزش در ایران باید باز تعریف شود تا بتواند به پول‌سازی برسد. زیرا اگر باز تعریف نشود، تضاد موجود در آن باعث هدر رفتن انرژی‌ها می‌شود؛ چنانکه تاکنون در عرض این سی سال اتفاق افتاده است. وقتی بنده مسؤولیتی داشتم، گزارش دادند که باشگاه استقلال هنوز با اینکه مدتی از انقلاب اسلامی گذشته با افراد سابق سر و سرّی دارد و عکس شاه و طرفداران او را در اتاق‌ها نصب کرده، لذا طی حکمی این افراد دستگیر و محل باشگاه هم مصادره شد و این رفتار دوگانه ادامه داشت. یعنی باشگاه پیروزی و استقلال با توجه به اینکه نام خود را عوض کردند ولی نتوانستند اعتماد مردم را به خود جلب کنند. لذا بخش اعظمی از هواداران به دلایل اجتماعی، رابطه خود را با باشگاه، تضعیف کردند و حداقلی که ماندند، بسیار خشن و ناصواب از این دو باشگاه حمایت کردند. به طوری که همیشه در بازی بین دو باشگاه در استادیوم آزادی حتماً باید خسارتهایی به مردم وارد می‌شد. مدیران باشگاهها قدرت کنترل تماشاگر را نداشتند و صداوسیما هم با عنوان کردن تماشاگرنما، نمی‌توانست تأثیر فرهنگی بر آنان داشته باشد. اکنون باید این معضل برای همیشه حل شود تا مشکل اقتصادی باشگاهها هم از بین برود. گرچه هنوز هم مقاومت‌هایی دیده می‌شود. مثلاً با اینکه نام باشگاه، پیروزی است خیلی از افراد سعی دارند از کلمه پرسپولیس استفاده کنند. استفاده از نام، باعث تشدید دوگانگی در بین هواداران می‌شود.

هواداران دولتی و هواداران سنتی با هم در یکجا جمع نمی‌شوند تا این مشکل را برطرف کنند. مدیران باشگاه‌ها از سوی سازمان تربیت بدنی انتخاب میشوند، ولی نمیتوانند در هیأت مدیره یا بین مربیان یا بازیکنان، اعمال مدیریت کنند. لذا درآمدها از بین می‌رود. مثلاً کمیته انضباطی حکم صادر می‌کند تمام بازی‌های بین دو باشگاه پرطرفدار، بدون تماشاگر باشد! و این یعنی از بین رفتن منابع اصلی درآمد دو باشگاه.

البته غیر قابل اجتناب است؛ زیرا مربیان یا مدیران واسطه سعی میکنند از تماشاگران به عنوان گروه فشار استفاده کنند و لذا منابع دولتی هم مقاومت می‌کنند و از دو طریق درآمد آنان مسدود می‌شود؛ هم بودجه دولتی کم می‌دهند و هم جلوی فروش بلیط یا آمدن تماشاگر را میگیرند.

تیم فوتسال با تیمهای جدید‌التأسیس در این زمینه بهتر عمل کرده است و لذا می‌بینم با اینکه جدید هستند ولی در سطح بین‌المللی، حرفی برای گفتن دارند. اکثر تیم‌هایی که جدید تأسیس شده است، معمولاً مشکل مالی هم ندارند، زیرا از ابتدا تأسیس آن‌ها براساس اصول بوده و درآمد و هزینه‌های آن تعریف شده است. مثلاً اگر درآمد، کاملاً دولتی بوده است، دولت نسبت به پرداخت آن اقدام نموده است. اما باشگاههای قدیمیتر به علت اینکه در زمان گذشته تأسیس شدند، نمیتوانند با روند جدید، خود را هماهنگ کنند. لذا از آنجا رانده و از اینجا مانده می‌شوند. رشد رشتههای مختلف کاراته، جودو، کونگ‌فو، ووشو و یا فوتبال نوجوانان والیبال وبسکنبال و امثال آن در این چند سال اخیر نشان میدهد که تهیه بودجه و ساماندهی ورزش اگر بر مبنای یک اصل مشخص باشد، به درستی پیش می‌رود و در سطح جهانی هم مدالآور و پرافتخار است. اما وجود تضاد درونی در یک تیم و یک بام و دو هوا بودن آنها مانع وحدت رویه شده و از درآمد‌زایی می‌کاهد.

مثلاً اندیشه درآمدزایی در باشگاهها، همانطور که اشاره شد بیش‌تر بر مبنای شرط‌بندی و برد و باخت است. لذا استقلال باشگاه‌ها و درآمد آن‌ها اغلب از فریب مردم به دست میآید. مردم را به زور تبلیغات در یک مسابقات واهی وارد کردن، شرط‌بندی و پیشگویی نمودن، بعد هم جیب آن‌ها را خالی کردن. در حالی که وحدت رویه کمک میکند که تماشاگران، یکدست شده و از تخریب اموال عمومی بپرهیزند، بازار سیاه از بین می‌رود و باعث می‌شود که همیشه مردم در استادیوم‌ها حضور داشته باشند. اصرار بر از بین بردن ارزش‌های فرهنگی ممکن است در مدت کوتاه، درآمدزا باشد ولی نهایتاً جامعه را به مقابله با خود می‌کشاند و این چیزی است که ورزش، آن را نمی‌پسندد. یک قهرمان دوست دارد که قهرمان ملی باشد، نه قهرمان یک گروه، با یک جناح خاص سیاسی یا اجتماعی؛ تفاوت این دیدگاه به نابودی درآمد می‌انجامد. مثلاً اگر علی کریمی، مچ‌بند مخصوصی ببندد، به ناچار از باشگاه اخراج می‌شود و هرچه هم توجیه کند، مردم قانع نمی‌شوند. زیرا معلوم می‌شود که وی خواسته تا قهرمان یک جناح باشد. کلیه قهرمانانی که به یکی از جناحها وابسته شدند، از دور خارج می‌شوند ولو اینکه جناح مزبور، زندگی شخصی آنان را تأمین کند.

  


» نظر

بانک سرمایه دروغ می گوید

سال گذشته بانک سرمایه اصلا سپرده سرمایه گذاری نداشته که بخواهد ?.? بیشتر از بقیه بانکها بدهد!

این تبلیغات آنها فقط برای بالابردن نرخ سود است وتبدیل کردن نظام بانکداری به نظام ربوی است

نگاه بخش خصوصی به بانک نباید نگاه ربوی باشد والا همان بلایی که بر سر جهودهای نزولخوار آمد وادبیات اروپا مشحون از این زالو صفتان است ئچار می شوند.

نگذارید عده ای با پولشویی اینگونه نظام بانکداری را آنهم در تبلیغات صدا وسیمایی به لجن بکشند


» نظر

قهوه قجری صعودیها

قهوه قجری صعودیها

قهوه قجری خیلی فوری تاثیر می کرد ولی ملک فهد وملک عبدالله قهوه ای دارند که سالها بعد تاثیر می کند وهرکسی به مکه برود وآن قهوه را تبرکا میل کند به سرطان خون ومثانه دچار میشود ومثل عبدالعزیز حکیم اگر مداوا نکند زود ازبین میرود. الان همه رهبران خاورمیانه دچار این مرض هستند وکسی جز خاندان یهودی صعودی این کاررا نمی کند

 


بانک سرمایه دروغ می گوید!

سال گذشته بانک سرمایه اصلا سپرده سرمایه گذاری نداشته که بخواهد ?.? بیشتر از بقیه بانکها بدهد!

این تبلیغات آنها فقط برای بالابردن نرخ سود است وتبدیل کردن نظام بانکداری به نظام ربوی است

نگاه بخش خصوصی به بانک نباید نگاه ربوی باشد والا همان بلایی که بر سر جهودهای نزولخوار آمد وادبیات اروپا مشحون از این زالو صفتان است ئچار می شوند.

نگذارید عده ای با پولشویی اینگونه نظام بانکداری را آنهم در تبلیغات صدا وسیمایی به لجن بکشند ..


» نظر

افتخاری که به اتهام تبدیل شد

 

تادیروز مبارزه با ولایت فقیه یک افتخار برای آقایان اصلاحاتچی مخصوصا بهزاد کمونیست بود ولی حالا که سردار جعفری آنها را رو کرده اصلاحیون می گویند وی باید این اتهام را ثابت کند! عجب آنوقت می گویند کسانی که داخل زندان هستند به زور از حرفشان برگشتند شما که زندان نیستید وروزنامه دستتان است چرا دیگر از حرفهای گذشته خودتان عدول کردید وآنرا یک اتهام میدانید! یعنی واقعا شما طرفدار ولایت فقیه هستید واینهمه با آن دشمنی می کنید؟


» نظر
   1   2      >
احبار قدیمی تر