سفارش تبلیغ
صبا

مدل مدیریت در اقتصاد مقاومتی

هرنوع مدیریت برای خود نیاز به یک مدل دارد که، برای همه قابل فهم و دارای زمینه های اجرایی، و تکرار پذیری باشد. یعنی هرکس در هرکجای دنیا بخواهد آن را تجربه کند برای او امکان پذیر باشد . والا امری معجزه یا خارق العاده خواهد بود. زیرا در تعریف معجزه گفته شده که: امری که دیگران از انجام ان عاجز هستند. برعکس این موضوع اصول علمی و تجربی قرار دارد، مثلا آب در هر سرزمین یا شرایطی باید در: صد درجه به جوش بیاید و هرکس، در هر کجا خواست باید ان را تجربه و آزمایش کند.

 اصول مدیریتی هم کار بردی است، و باید قابل پیاده کردن در همه مکان ها و: زمان ها در شرایط مساوی باشد. و همه بتوانند از ان استفاده کنند و: مشکلات مدیریتی خود را برطرف نمایند. اما متاسفانه مدیرت و اصول مدیرتی غربی، اصلا این امکان را ندارد و فقط خود: غربی ها باید آن را پیاده کنند تا درست از آب در آید .این موضوع مانند داستان مثنوی مولوی است! که می گوید خطاطی سه جور برای مردم نامه می نوشت، یکی طوری واضح می نوشت که: هم خودش میتوانست بخواند و هم دیگران، اما دومی  طوری می نوشت که: فقط خودش می توانست بخواند نه دیگری ! سه دیگر طوری می نوشت که نه خود خواندی و نه دیگری!

 اصول علمی باید واضح باشد، و همه بتوانند آن را بخوانند. در صورتیکه اصول مدیریت و بازرگانی و: حتی روانشناسی و جامعه شناسی غربی، طوری است که فقط خودشان می فهمند! برای همین است که هر کنفرانسی یا کلاسی برگزار می شود، باید استاد پروازی از آن جا بیاید و توضیح دهد. اخیرا هم که وزیر صنعت گفت: باید مدیر هم از خارج بیاوریم.  یعنی حالا که زبان آن ها را نمی فهمیم، و خودشان باید بیایند و توضیح دهند، پس بهتر است خودشان هم اجرا کنند! درست مانند مرحوم مهندس بازرگان، که قبل از نعمت زاده چنین حرفی زده بود! و گفته بود: ما گوشت را می دهیم دست گربه، و خودمان میو میو می کنیم. یعنی از بس آنها میو میو کردند و ما نفهمیدیم. یا مانند شاه عباس  چوب را می دهیم به چوگان بازان، و می گوییم این گوی و این میدان.

  اما مدیریت شرقی، چه مدیریت اسلامی نامگذاری کنیم یا: مدیریت جهادی و یا مقاومتی، همه براساس تجربیات هزاران ساله است. یعنی چیزی نیست که در قاب شیشه ای، یا فقط در لوله ازمایشگاهی باشد. و فقط پرفسور های من درآوردی! از ان سر در بیاورند. یکی از این الگوهای مدیریتی ما، مدیریت بقاع متبرکه و یا امامزاده ها هستند. که در همین زمان خود ما، در شرایط سخت تحریم جهانی، نه تنها خود را اداره می کردند، بلکه به مردم و فقرا هم رسیدگی می کردند. که در راس آنها بارگاه ملکوتی امام رضا ع است.

  مساجد و معابد، بازار و زمین کشاورزی، همه از ابزار هایی هستند که سالیان سال، بشر شرقی روی ان کار کرده و زندگی خود را اداره نموده و: تداوم ان را پایدار کرده است.  اصل کلی در این مدیریت مقاومتی، رعایت عدالت است. فاطمه زهرا س می فرماید: خداوند عدالت را برای آرامش دلها واجب کرده است . یعنی وقتی عدالت باشد، مردم خیالشان راحت است که: به آنچه زحمت می کشند دست پیدا می کنند. و حاصل دسترنج آنان دستمزد دیگری نمی شود. اینهمه بیکاری  و بحران در دنیا، محصول بی عدالتی است .

 

   یکی از این بی عدالتی ها این است که: برخی افراد ده ها و یا شاید صد ها شغل دارند، و از هزاران جا دستمزد می گیرند، در حالی که آن مشاغل و دستمزدها، حاصل زحمت دیگران است. به قول معروف پرونده را یکی پیگیری می کند، ولی دیگری زیر بغل می زند و می برد و پاداش می گیرد. اگر مردم دنیا بدانند : هرکاری بکنند دستمزدش را به موقع و: درست می گیرند از همه ساده تر، حد اقل به سراغ کشاورزی می روند. زمین  وآب و بذر رایگان است، ولی عده ای آن را در انحصار خود گرفته، و به دروغ  خود را مالک آن می دانند.  انها خداوند را قبول ندارند، چون خداوند فرموده زمین و آب و آدم را من خلق کردم! وهیچ کس دیگری صاحب ان نیست. ولی آنها حصار دور زمین می کشند، و خود را مالک آن می خوانند. یا مانند افغان ها رود هیرمند را بر: سیستان و بلوچستان می بندند و یا: مانند ترکیه می خواهند دجله و فرات را، از سوریه و عراق بگیرند.

نموذج الإدارة فی اقتصاد المقاومة

نموذج الإدارة فی اقتصاد المقاومة

 

کل نوع من إدارة یتطلب نموذجا لجمیع المداخل والمیادین التنفیذیة، والمتکررة. وهذا یعنی أن أی شخص، فی أی مکان فی العالم سیکون من الممکن بالنسبة إلیه تجربة. خلاف ذلک، سیکون معجزة أو خارق. لأنه یقال إن تعریف المعجزة أن یکون: شیء أن الآخرین غیر قادرین على القیام بذلک. وهذا یتعارض مع المبادئ العلمیة والتجریبیة، مثل الماء أو الظروف فی کل بلد یجب أن یکون من مائة درجة لتغلی وأیا کان مرتکبوها، أینما والاختبار سیکون لدیک لتجربة ذلک. وتطبق مبادئ الإدارة، ویجب أن یکون تنفیذها فی جمیع الأماکن والوقت على قدم المساواة. ویمکن للجمیع استخدامه على النحو التالی: مشاکل إدارة حل نفسها. للأسف الإدارة وإدارة المحتوى المبادئ الغربیة، لا تدع الخاص بک فقط: على الغرب أن تنفیذه لیتحقق هذا یشبه قصة المثنوی الرومی! کتب ثلاثة أنواع من الخط الذی یقول للناس، کتب الواضح لذلک أنه یمکن قراءة نفسه وعلى الآخرین، ولکن کتب هذا الأخیر لیتمکن من قراءة فقط لیس بعد الآن! الثلاثة الأخرى بحیث لا یسمى ولا کتب أخرى! یجب أن تکون المبادئ العلمیة واضح، ویمکن لأی شخص أن یقرأها. إذا کان عملک ومبادئ الإدارة وحتى علم النفس الغربی وعلم الاجتماع، هو أن هذه فقط أنهم یفهمون! هذا هو السبب فی عقد أی مؤتمر أو فئة، مدرب طیران یجب أن یأتی ویفسر ذلک هنا. وفی الآونة الأخیرة، وقال وزیر الصناعة، وینبغی أن یرجى إحضار من الخارج. الآن أنهم لا یفهمون لغة، وأنها ینبغی أن یأتی وشرح أنفسهم ولذلک فمن الأفضل المدى! تماما مثل الراحل مهدی بازرکان، الذی کان قد ضرب قبل Ne"matzadeh أن أقول! وقال لنا لإعطاء لحوم القطط، ونحن أنفسنا مواء. الى حد ما فعلوه، ونحن لم مواء. أو مثل شاه عباس ستلتزم اعبی البولو، ویقول الصراف والمیدان. ولکن إدارة الشرقیة، ما دعا الإدارة أو إدارة الجهاد الإسلامی أو المقاومة، وکلها ترتکز على خبرة آلاف السنین. هذا لیس شیئا أن جزء من الزجاج، أو فقط فی أنبوب الاختبار. أستاذی أدلى به للتو! واحدة من نهایة الجدول. واحد من أنماط إدارتنا أو الإدارة أو مقابر القدیسین مقدسون. فی نفس الوقت منطقتنا، فی العقوبات العالمیة الصعبة، رکض، لیس فقط، ولکن سوف یهتم الناس والفقراء ل. ضریح الإمام الرضا على رأس تلک المملکة. المساجد والمعابد والأسواق والأراضی الزراعیة، وکلها أدوات لسنوات عدیدة، الشرقیة معیشة الإنسان ولائقة وتعمل على ذلک: استمراریتها مستقرة. المبدأ العام فی إدارة المقاومة هذا، التمسک العدالة. تقول فاطمة الزهراء وکان الله العدل الواجب على قلوب هادئة. عندما یخلص العدالة الناس یکدون فی العمل ما علیه. وستکون النتیجة من أجور عملهم لن تکون آخر. ومع ذلک، والبطالة وأزمة فی العالم، والمنتج من الظلم. واحدة من هذه المظالم هو أن بعض الناس لدیهم العشرات أو ربما المئات من فرص العمل، ودفع ألف، فی حین أن فرص العمل والأجور، وعمل الآخرین. وکما یقول المثل واحدة تابعت القضیة، ولکن البعض الآخر، ویأخذ إبطیه ومکافأة. إذا کان الناس یعرفون: مهما کانت تدفع فی الوقت المحدد وحق هی أسهل وأقل الخوض فی الزراعة. الأراضی والمیاه والبذور مجانی، ولکن بعضه قد احتکر، ویتظاهر لمعرفة صاحبها. أنهم لا یقبلون الله، لأن الله أمر آدم، لقد خلق الأرض والماء! لا أحد یملک ذلک. لکنها تقتل سیاج حول الأرض، ویطلق علیه بأنفسهم. أو مثل هلمند نهر الأفغان على: إغلاق سیستان وبلوشستان أو مثل ترکیا ترید نهری دجلة والفرات من سوریا والعراق.


» نظر

چرا زمین شناسان اشتباه می کنند؟

      زمین شناسان با استفاده از شیارهای موجود در کنار رودخانه ها یا گسل ها، عمر ان ها را میلیارد ها سال پیش بینی می کنند، و مثلا عصر یخبندان را به میلیون ها سال پیش نسبت می دهند. در حالیکه اینطور نیست. همه این آبرفت ها و چینه سازی ها، در یک روز اتفاق افتاده است. زیرا انان آبرفت را با امروز رودخانه ها مقایسه می کنند. مثلا در چینه شناسی گفته می شود: سال ها طول می کشد تا: یک سانتیمتر رودخانه ها عمیق تر شود، پس برای ایجاد دره های عمیق و رودخانه های بزرگ، میلیون ها سال زمان لازم است. در حالیکه به قدرت خداوند ممکن است در: یک روز و یا یک ساعت چنین اتفاقی بیافتد.

    لذا باید بین حرکت های دفعی و ناگهانی، با حرکت های تدریجی تفاوت قائل شد. با توجه به نظریه  حدوث و قدم میتوان گفت: برخی اشیا در طول زمان، تکامل پیدا کرده اند و برخی ها، ناگهانی بوجود آمده اند. و این دو را نباید با هم اشتباه کرد. مثلا آفرینش آسمان و زمین حدوث است. یعنی خداوند می فرماید: ما آن را از در شش روز آفریدیم. خلقت انسان هم همینطور بصورت حدوث است (خلق الاشیا من العدم)، ولی این به معنی ان نیست که خداوند، فقط همین خلقت را داشته و یا: قبلا خالق نبوده است. لذا  برخی ها هم مانند تداوم زاد و ولد حضرت آدم، به مرور و در طول سالیان سال اتفاق می افتد. یا به دنیا امدن یک کودک، چند ماه طول می کشد.

  نظریه دیگر هم این است که روز ها هم نسبی هستند، یعنی در زمین و با توجه به گردش خورشید، یک ظرف زمانی دارند و: در جاهای دیگر و یا قبل از تولد زمین و خورشید، به صورت دیگری محاسبه می شدند. میتوان به این صورت هم بیان داشت که: اگر زمین یا خورشید سال ها قبل هم وجود داشته ، برای خلقت حضرت ادم ع و آماده نمودن برای زندگی ایشان، تغییراتی را خداوند اعمال کرده است. دو حادثه مهم را در اینجا ذکر می کنیم : یکی عصر یخبندان، به منظور از بین بردن تمام موجودات قبلی،  و دیگری عصر باران برای اماده سازی: زمین برای زندگی بشری، حادثه اول قبل در لحظه انتقال و: هبوط آدم اتفاق افتاده و حادثه دوم، در زمان حضرت نوح ع و جداسازی نوادگان حضرت ادم یعنی قابیلیان از: هابیلیان صورت گرفته است.  برای توضیح مورد اول با توجه: به آیه (دمر الله علیهم) مستفاد می شود که: خداوند محور زمین را تغییر داده، لذا قطب شمال و جنوب به خط استوا، و خط استوا به قطب شمال و جنوب تغییر یافته. به همین منظور همه موجودات گرمسیری در: محیط یخبندان قرار گرفته و: ایستاده و یا در حال دویدن یخ زده، و به صورت فسیل در آمدند. که امروز می بینیم که ماموت ها در سیبری هستند، و یا جسد برخی از موجودات مانند دایناسورها، کاملا سالم مانده است.

 

    موجودات منطقه سردسیری هم وقتی به منطقه گرمسیری منتقل شدند، به فسیل های ریز و درشت روغنی یا نفتی تبدیل شدند. و در لایه های رسوبی اب های: روان یخ های ذوب شده مدفون شدند. لذا موجودات قبلی که قادر به سازگاری با محیط جدید نیودند، از بین رفتند و موجوداتی که با آب هوای معتدل و: مناسب زندگی حضرت آدم سازگار بودند، باقی ماندند یا خلق شدند. مثلا می گویند قوچ مورد نظر حضرت ابراهیم، از بهشت آمد. یا بسیار از میوه ها بهشتی هستند. یعنی از مکان دیگری فراهم امدند. و این امر با روایت( لولاک لما خلقت الافلاک) هم، مطابقت می کند که خداوند دنیای اطراف را، بخاطر ما آفرید یا همانطور که در قران آمده:( انا زینا السما الدنیا بمصابیح و رجوما للشیاطین). که این آیه میتواند دلالت بر انفجار ها و: زایش های ستارگان هم باشد ک:ه برای بشر بوجود آمده است. و مربوط به زمان های طولانی خیلی قبل و میلیونی هم نیست.    اما حادثه دوم یعنی عصر باران، بنابر ایات و روایات مربوط  به زمان حضرت نوح می باشد. در آن زمان بقدری باران بارید که همه پستی و بلندی زمین را آب فراگرفت. و جایی برای ادامه زندگی دیگران باقی نماند. فقط حضرت نوح و یارانش، در کشتی بزرگی از این طوفان در امان ماندند. با این توضیح همه شهرها و محل های: سکونت و تمدن های قبل از حضرت نوح، همگی زیر لایه های رسوبی باران دفن شدند. و این به زمان ما خیلی نزدیک تر است، زیرا که باستان شناسان می توانند: آثار شهر ها و گنج ها را در زیر لایه ها پیدا کنند، و اغلب آنها بین 7هزار تا 15 هزار سال پیش بینی کرده اند. یعنی آمدن حضرت آدم ع حداکثر 15هزار سال پیش است، و طوفان نوح حداقل 7هزار سال پیش.که با فرو نشستن طوفان، جمعیت دوباره به زمین امدند و: از انجا به تمام دنیا مهاجرت کردند.

Niy? geoloqlar s?hv var?

لماذا الجیولوجیین مخطئون؟

   الجیولوجیون استخدام فتحات على ضفة النهر أو أخطاء، ویتوقع الحیاة لملیارات السنین، وکما الملایین العصر الجلیدی منذ سنوات إلى الیوم. فی حین أنه لیس کذلک. کل هذا والطبقات من الرواسب، وقعت فی یوم واحد. بالنسبة لأولئک من الأنهار الغرینیة مقارنة مع الیوم. على سبیل المثال، یقال إن الطبقات: یستغرق سنوات ل: سنتیمتر الأنهار العمیقة، وذلک لخلق الودیان العمیقة والأنهار الکبیرة، ملایین السنین هو مطلوب. فی حین أن السلطة من الله سبحانه وتعالى یوم واحد أو ساعة واحدة، وسوف یحدث.

    ولذلک، فإن المفاجئة، والحرکات المفاجئة، مع تدریجی تمیز. وفقا لنظریة الخلق والخطوات نستطیع أن نقول بعض الأشیاء مع مرور الوقت، تطورت وبعض، نشأت فجأة. والاثنان لا ینبغی أن یکون الخلط. على سبیل المثال، خلق السماوات والأرض قادم. یقول الرب: ولقد خلقنا أنه فی ستة أیام. خلق الإنسان وکذلک المنشأ)، ولکن هذا لا یعنی أن خلق الله أو قبله بقلیل، ولیس الخالق. لذلک، بعض، مثل استمراریة ولادة آدم، یحدث مرارا وتکرارا لسنوات. أو ولادة الطفل، ویستغرق بضعة أشهر.

  نظریة أخرى هی أن أیام قریبة، وهذا هو، وفقا لدوران الأرض والشمس، وعاء من الزمن، وفی أماکن أخرى أو قبل ولادة الأرض والشمس، وتحسب بطریقة مختلفة. إذا یمکن القول أن: إذا کانت الأرض أو الشمس موجودة منذ سنوات عدیدة، لخلق آدم، صلی الله علیه وسلم، والتحضیر لحیاته، والله فرض التغییرات. هنا سوف نذکر حدثین هامین: العصر الجلیدی، من أجل القضاء على کل موجود، واحد بعد ظهر الیوم للتحضیر: ارض للحیاة البشریة، الحدث الأول لنقل فی هذه اللحظة: سقوط آدم ووقع الحادث ثانیا، فی زمن النبی نوح وذریته الفصل النبی آدم Qabylyan من: Habilian تم القیام به. لتوضیح الحالة الأولى، وفقا لقوله تعالى () یجب أن یفهم أن الله غیر محور الأرض، تغیر القطبین الشمالی والجنوبی من خط الاستواء، وخط الاستواء إلى القطب الشمال والجنوب. لذلک کل شیء البیئة الاستوائیة والجلید: تم المتحجرة مکانة المجمدة أو الجری، وبالتالی. ونحن نرى الیوم أن الماموث فی سیبیریا، أو جسد بعض المخلوقات مثل الدیناصورات، لا تزال سلیمة.

 

    عندما تم نقلها إلى المناطق الباردة من المخلوقات الاستوائیة، کبیرها وصغیرها، الزیتیة أو زیت أصبحت الحفریات. وفی طبقات الرواسب: ذاب الجلید دفن العقلی. لذلک، أن تکون قادرة على التکیف مع البیئة الجدیدة Nyvdnd القائمة، ودمرت والمخلوقات التی مع الطقس الحار والماء: کانت الحیاة جیدة آدم ثابت بقی أو تم إنشاؤها. على سبیل المثال، یقول کبشا لإبراهیم، جاء من السماء. أو کثیر من الفواکه السماویة. التی جاءت من مکان آخر المقدمة. یوافق هذا السرد () کما أن الله فی جمیع أنحاء العالم، خلق لنا أو کما جاء فی القرآن الکریم :(). الآیة قد توحی انفجار و: ولادة النجوم واحدة: لقد نشأت فی البشریة. ولفترة طویلة منذ وقت لیس ببعید وملیون. لکن الحادثة الثانیة بعد الظهر، وفقا للقرآن والحدیث من وقت النبی نوح. فی ذلک الوقت کانت السماء تمطر حتى یتسنى لجمیع صعودا وهبوطا من المیاه اجتاحت الأرض. ولا یوجد مکان لتشغیل حیاة الناس الآخرین. فقط نوح ورسوله، نجت السفینة کبیرة العاصفة. مع هذا التفسیر، جمیع المدن والمواقع: الموقع والحضارات قبل النبی نوح، عن دفنت تحت طبقات من الرواسب المطر. وهذا هو أقرب إلى عصرنا، لأن ذلک علماء الآثار أن: یعمل المدن والکنوز الموجودة فی الرکیزة، ومعظمهم من وتوقع بین 7000-15000 سنوات. خلق آدم علیه قبل ما یصل الى 15 ألف سنة، والفیضانات سبعة آلاف سنة التی مضت الأقل مع وقف عاصفة، والحشد وجاءت مرة أخرى إلى الأرض، ومنذ هاجر إلى العالم کله.


» نظر

مدیریت کسب و کار مقاومتی

     به تازگی غرب و غرب زده ها مفهومی را پیدا کرده اند: به نام توسعه کسب و کار که، با ذوق و شوق از آن یاد می کنند و: سمینار های پر خرج می گذارند، استاد پروازی می آورند و: برای خودشان جاه و جلالی درست کرده اند. در حالیکه اگر این نظریات درست بود، بحران اقتصادی غرب را حل می کرد، حل مشکلات ایران پیشکش ! اما کسب و کار در ایران سابقه 15هزار ساله دارد، ما در میراث فرهنگی خود تولیداتی داریم که: حتی به بیش از 15هزار سال، مخصوصا در دامنه های زاگرس می رسد. سیلک کاشان و واکاوی های: شهر سوخته سیستان جای خود را دارد.

  اولین تولیدات بشر را خداوند به او یاد داده است. یعنی وقتی حضرت آدم به روی زمین آمد، در جنگل زندگی می کرد و برای پوشش عورت خود، از برگ درختان انجیر که پهن بود استفاده می کرد. خداوند به ایشان کشاورزی را یاد داد، تا بتواند از دانه های مفید گیاهی برای تغذیه استفاده کند. تولید لباس و خیاطی را یکی دیگر از پیامبران، از وحی الهی کمک گرفت و به مردم یاد داد. ساخت زره یا لباس آهنین هم، که از کشف اهن تا ذوب و بهره برداری از ان را درپی داشت، ( وعلمناه صنعت لبوس)بر رسول بعدی وحی فرمود.

  آن موقع انها کجا بودند؟ ولی الان بخاطر اینکه تئوری های خودشان را حقنه کنند، همه را تکذیب می کنند و فقط: خود را مبدع و متفکر این امور می دانند! کار هایی را هم که نمی توانند به خود نسبت یدهند، به حاثه و اتفاق و تصادف نسبت می دهند. مثلا می گویند:بطور تصادفی انسان آتش را کشف کرد! آنها نمی دانند که اصلا برخی از موجودات را خدا، از اتش خلق کرد و صاعقه و رعد و برق هم، نیاز به مجوز این دانشمندان غربی ندارد. همه کسانی که تولید را از انبیا یاد می گرفتند، آن را امری مقدس می دانستند و بر ادامه آن کوشش می کردند. مثلا برخی از انبیا نجار بودند، یا بسیاری از انان دامدار و کشاورز بودند. پیامبر ما هم یک بیزنس من اینترنشنال بود!تاجری بود که کالاهای مختلف را به کشورهای مختلف سفارش می داد، و به مکان دیگری خارج از مرزهای عربستان می فروخت. بازاریابی پیامبر چنان خوب بود که: اعتماد حضرت خدیجه را بخود جلب کرد: تا همه سرمایه اش را در اختیار ایشان گذاشت. و حتی خودش نیز با ایشان ازدواج کرد.

  تجربیات سال های دراز کسب و کار در ایران، تجارت در جاده ابریشم اصول محکمی را پیشنهاد کرده که: توانسته ملت بزرگی مثل مردم ایران را، استوار و راست قامت نگهدارد. بطوریکه به تنهایی در برابر تمام تحریم های ظالمانه ایستاد. نه تنها نیاز های خود را تعریف کرد، بلکه به دیگران نیز فروخت. آنهایی که فکر می کنند با چند مقاله خارجی، استاد مدعو و پروازی میتوانند: کسب و کار را یاد بگیرند مطمئن باشند که: کسانی که این کتاب ها را نوشته اند، باید خودشان هم آنرا اجرا کنند! و به همین دلیل است که وزیر صنعت در کمال سادگی می گوید: ما باید مدیر هم وارد کنیم! طبیعی است اصول مدیریتی که آنها نوشته اند، خودشان هم باید اجرا کنند، زیرا هرچه ما موفق هم باشیم، از نظر انها هنوز به اصول و عناصر مدیریت غربی عمل نکرده ایم. پس عقب افتاده ایم و باید بیایند و: مدال "در حال توسعه" را خودشان به ما بدهند.

 

  غرب پرستان می گویند: شما فقط به گذشته خود افتخار می کنید، ولی گذشته که تمام شده الان چه دارید؟ آنها، باید این حرف را بزنند. زیرا غارتگرانی که اورانیوم افریقا را غارت می کردند، نمی گفتند این ثروت آفریقا است که ما را ثروتمند کرده، بلکه می گفتند قاره سیاه، قاره گرسنگی و قحطی است! مسلم است خانه ای که دزد زده شد، یک ویرانه بیش نمی شود. وقتی انگلیسی ها ریختند و: گندم و غذای مردم ایران را آتش زدند، و یا برای سربازان خود بردند، نیمی جمعیت ایران را از گرسنگی مردند. 14 میلیون نفر فقط در فاصله بین جنگ جهانی اول و دوم، ازبین رفت. باید هم آنها افتخار کنند که: ایران عقب افتاده است و آنها پیشرفته ! پیشرفت و توسعه اگر دزدی و غارت منابع دیگران باشد، ارزانی خودشان! ملت ایران در طول تاریخ، هرگز سعادت خود را درکشتار دیگران ندیده، بلکه این دیگران بودند که به ایران حمله می کردند. اگر ایرانی به دلاوری مشهور است، آرش و رستم و علی ع مقتدای آنها است، برای این است که از زور بازوی خود، برای کسب و کار و استفاده رساندن به دیگران، بهره می بردند نه برای: کشتن و آواره کردن دیگران.

مقاومة إدارة الأعمال

 تعانی فی الآونة الأخیرة وجدت الغربیة وفکرة الغرب اسم لتطویر الأعمال، وذکر بحماس: الندوات الخاصة باهظة الثمن، وإتقان الطیران الخاصة بهم ومجد الخاصة بهم خلقت. ومع ذلک، إذا کانت هذه النظریة صحیحة، وتم حل الأزمة الاقتصادیة الغربیة، إیران عرضت على حل المشاکل! ولکن العمل فی إیران 15 عاما من تاریخها ألف، لدینا منتجات فی تراثهم الثقافی أکثر من 15 ألف سنة، وخاصة فی سفوح جبال زاغروس تبدو. الحریر کاشان والتحلیلات: مدینة المحرقة فی سیستان مکانها.

  علم الله علیه وسلم أول من صنع الإنسان. عندما جاء آدم إلى الأرض، وعاش فی الغابة ولتغطیة فرجه، ورقة التوت التی کانت بالارض المستخدمة. کان یدرس الزراعة لهم، حتى انه یمکن أن تستخدم لتغذیة بذور النبات. صناعة الملابس والخیاطة واحد آخر من الأنبیاء والوحی من العون الإلهی وتعلیم الناس. صنع الدروع أو الحدید الملابس أیضا، أن اکتشاف صهر الحدید والتنصت أنها أدت، الذی أنزله على رسول المقبل.

  أین کانوا بعد ذلک؟ ولکن الآن، لأن نظریاتهم للنهوض، عن إنکار وإلا نفسه المبتکر والمفکر یعرفون هذه الأشیاء! عملهم أنهم لا یمکن، سیکون تجزئة وصدفة من الیوم. على سبیل المثال، ویقول رجل اکتشف بالصدفة النار! انهم لا یعرفون أنه حتى بعض من مخلوقات الله، مخلوق من النار والبرق والرعد، والحاجة إلى ترخیص علماء الغرب. جمیع الأنبیاء کانوا یتعلمون من أولئک الذین إنتاجه ومواصلة اعتبرت تلک الجهود مقدس. على سبیل المثال، کانت بعض الأنبیاء نجار، أو کان العدید منهم من مربی الماشیة والمزارعین. ونحن على رسول الأعمال الدولیة کنت رجل أعمال الذی أمر مختلف السلع إلى بلدان مختلفة، وتباع إلى موقع آخر خارج حدود المملکة العربیة السعودیة. التسویق النبی کان ذلک جیدا أن الثقة خدیجة وضعت کان کل ماله فی حوزته. وحتى تزوجها معه.

  سنوات طویلة من الخبرة فی الأعمال التجاریة فی إیران والتجارة على طریق الحریر وعرضت المبادئ القویة التی یمکن أن تکون أمة عظیمة مثل الشعب الإیرانی، وعقد شرکة وتستقیم. کما تقف وحدها ضد کل العقوبات الجائرة. لیس فقط تحدید الاحتیاجات الخاصة بک، ولکنها تباع أیضا للآخرین. أولئک الذین یعتقدون أن ورقة أجنبیة قلیلة، أستاذا زائرا ویمکن أن تحلق الأعمال یتعلم المؤکد أن أولئک الذین کتبوا هذه الکتب، یجب تشغیل ما بأنفسهم! وهذا هو السبب وزیر الصناعة کمال تقول ببساطة أننا دخلنا من فضلک! ومن مبادئ إدارة الطبیعیة التی کانت قد کتبت، لدیهم لتشغیل، لأن أکثر نجاحا نحن، فی رأیهم لم بعد إلى مبادئ وعناصر من ممارسة الإدارة الغربیة. بعد السقوط وراء، ونحن یجب أن تأتی والمیدالیات "تطویر" لتسلیم انفسهم لنا.

 

  وتقول المصلین الغربیة: أنت لست فخورة فقط من ماضیهم، ولکن الماضی هو أکثر تفعل أنت الآن؟ یجب أن رمی هذه الرسالة. بسبب اللصوص الذین نهبوا أفریقیا الیورانیوم، لم یکن لدیهم ثروات أفریقیا أن یجعلنا أغنیاء، لکنهم قالوا القارة السمراء والجوع فی القارة والمجاعة! ومن الواضح أن اللص کان منزل، ولیس المزید من الانقاض. عندما تولى الإنجلیز القمح والمواد الغذائیة للإیرانیین أضرموا النار فی، أو عن الجنود أخذوا نصف سکان إیران ماتوا من الجوع. 14 ملیون شخص فی الفجوة بین الأولى والثانیة الحربین العالمیتین، اختفى. یجب أن تکون فخورة بأن إیران هی المتخلفین وبینهم متقدمة! أعطى التقدم والتنمیة إذا مصادر أخرى یسرقون والنهب، وهی نفسها! الامة الایرانیة عبر التاریخ، لم یروا سعادتهم فی ذبح منازل الآخرین، ولکن الآخرین لمهاجمة إیران. إذا کانت إیران هی المحارب الشهیر، A. ور وعلی مقتدى لهم، لذلک هو أن قوة ذراعک، لرجال الأعمال والأذى للآخرین، یتمتع لیس للقتل وتشرید آخرین.


» نظر

بازار گردی مقدس

ایرانی ها در گردش و سفر، از همه مردم دنیا بالاتر هستند. چونکه هم جاهای دیدنی بسیار زیادی دارند، و هم در دین اسلام به سفر و دوست یابی و: رفت و آمد فامیلی و خانوادگی تاکید شده است. البته چون نیت الهی است و همه برای خدا است، این است که معمولا کسی اعلام نمی کند، تا ریا نباشد و به همین خاطر، آمار ها ی لازم تهیه نمی شود. یکی از این گردشگری ها بازار گردی است. همانطور که میدانید ایران کشور چهار فصل است، یعنی در هر نقطه آب و هوای مخصوص خود وجود دارد و: آثار باستانی هم بی نهایت است .

   لذا تهرانگردی و ایرانگردی و: بیابان گردی و جنگل و کوه نوردی، دشت و دریا رفتن همه جاذبه های طبیعی هستند، ولی دیدار از آثار تاریخی اصفهان و شیراز و: دریای شمال و جنوب و دریاچه های داخلی در یک طرف، دیدار و زیارت امام رضا ع و دیگر امام زادگان، از همه بیشتر است و این روز ها هم: که 5شنبه آخر سال است، دیدار اهل قبور و رفتن به مزار شهدا  اما بازار گردی از همه این: گردشگری ها قوی تر وبیشتر است. معمولا همه ایرانیان از صبح تا عصر در محل کار های خود هستند، ولی عصر و اوایل شب را،به بازار گردی می گذرانند. به همین دلیل ترافیک اول شب، بسیار سنگین تر از ترافیک زمان شروع کار: ادارات و کارخانجات است. زیرا همه آنهایی که به مدرسه ، کار خانه یا ادارات رفته بودند، بر می گردند و بعد از غذا خوردن و: کمی استراحت چند نفر باقیمانده خانواده را هم، با خود همراه می اورند!

  سنت بازار گردی یک سنت حسنه و: مقدس برای ایرانیان است. زیرا که در ایران بر حسب معماری شهری: پیامبر اسلام در شهر جدید مدینه در کنار شهر قدیمی یثرب، و امام علی ع در شهر جدید کوفه، مرکزیت با مساجد است و تنها کسانی میتوانند: در اطراف مسجد بمانند که تاجر یا کاسب ، و به دنبال روزی حلال باشند. حضور افراد بیکار و بدون شغل پسندیده نیست. لذا همه باید به نحوی در ارتباط با: بازار و کسب وکار باشند. تاریخ ایران و اسلام نشان داده که: بازار ها همیشه ثابت بوده اند، و لی ادارات و دارالخلافه ها، دست به دست می گشتند. و این یعنی که اقتصاد پویای ایران، قدرتمند و پابرجا و همیشگی بوده است.  مسئله مدیریت کسب و کار که: به تازگی غرب به ان پی برده است، امری هزاران ساله در ایران است. چه در زمان قبل از اسلام که پیشه وران و کشاورزان، از طبقات مهم جامعه بودند و: چه پس از اسلام که رو حانیون ما کار می کردند، و بازاری های ما هم در درس فقه و: آموزش قران حرف اول را می زدند.

  هم اکنون ما می بینیم که ماه اسفند، ماه بازار گردی است و: مردم حتی خرید هم نکنند حضور خود را در: بازار لازم می بینند و به اصطلاح بازار گرمی می کنند. و این یک نوع ورزش و تناسب اندام هم محسوب می شود. چرا که بازار گردی با دست پر، یعنی پرورش عضلات مهم بدن، در طول روز های زیاد . چیزی که غرب به تازگی فهمیده!: کم تحرکی مایه چاقی است، و مردم را به پیاده روی در روز به میزان: حداقل یک ربع ساعت توصیه می کند! چیزی که باید در ایران به عکس آن توصیه کرد: ای مردم مواظب سلامت خود باشید، و با پیاده روی زیاد عضلات خود را خسته نکنید.

  در شهر سازی سنتی ایران، هیچ میدان یا خیابان اصلی نیست که در آن بازار نباشد، و مردم عصر ها در ان گردش نکنند. تا جاییکه کوشش شهرداری ها به روش غربی ها، برای کشاندن مردم به پارک را خنثی کرده است. و اغلب بجای اینکه برای ورزش و: پیاده روی به پارک ها بروند، بعد از پیاده روی و بازار گردی، برای استراحت و خواب به پارک ها می روند البته ماشینی شدن زندگی، تاثیر خود را گذاشته و در سال های اخیر مردم بجای: بازار گردی با پای پیاده، به بازار گردی با خودرو مشغول هستند.  یعنی تمامی ترافیک سنگین عصر ها و شب ها، فقط برای بازار گردی است که: البته بعد از خستگی از بازار گردی، سری هم به پارک ها و رستوران ها می زنند! تا کمی هم خستگی به در کنند.

 

  سنت بازار گردی چندین حسن دارد: مانند تندرستی ، دید و بازدید و مذاکره و مصاحبه و مکالمه! مجهولات روانشناسی غرب ، علاوه بر آن معمولا اجناس ارزانتر و: از تولید کننده خریداری شده، و دلال ها حذف می شوند. دست اخر هم برخی از اجناس را ، به همسایه ها و فامیل ها می فروشند و سود بدست می اورند، و یا دست دوم و غیر لازم ها را هم به: مستحق می دهند و ثوابش را می برند. یعنی آنهایی هم که نتوانستند در بازار گردی مقدس شرکت کنند، از این بازار گردی عمومی بی بهره نمی مانند. پولدارتر ها می خرند و فقرا هم رایگان می برند.

بازار گردی مقدس

دوران السوق المقدس

الإیرانیون العمل والسفر، لجمیع الناس فی العالم هی أعلى. لأن هناک الکثیر من المشاهد، ودین الإسلام وللسفر وتکوین صداقات: عائلة رکاب وشدد على الأسرة. بطبیعة الحال، لأن الله طیب والله هو کل شیء، وهذا هو عادة لم یؤکد أی شخص، لیکون صادقا، وبالتالی، لا توفر الإحصاءات اللازمة. السیاحة هی واحدة من سوق السیاحة. کما تعلمون، ایران هی بلد من أربعة فصول، والطقس فی أی مکان هناک بتملک: الآثار لانهائیة.

   لذلک، طهران، إیران الجولة والجولة: جولة الصحارى والغابات والجبال والسهول وجمیع مناطق الجذب الطبیعیة البحر الذهاب، ولکن زیارة المعالم الأثریة أصفهان وشیراز: بحر الشمال والجنوب والداخلیة البحیرات على جانب واحد، وتلبیة و الإمام الرضا مرقد الإمام علی وذریته أخرى، قبل کل شیء، وهذه الأیام هم: السبت 5 فی العام الماضی، والناس بزیارة القبور ویذهب إلى قبور الشهداء، ولکن استدارة کل السیاحة هی أکثر قوة وأکثر. عادة جمیع الإیرانیین من الصباح إلى المساء فی عملهم، ولکن فترة ما بعد الظهر والمساء فی وقت مبکر، لقضاء تصفح السوق. لهذا السبب، فإن أول حرکة المرور لیلا، وحرکة المرور أثقل بکثیر من وقت البدء: فی المکاتب والمصانع. لجمیع أولئک الذین یذهبون إلى المدرسة، وکانت العمل أو المنزل مکاتب ذهبت، عادت وبعد تناول الطعام والراحة قلیلا، عدد قلیل من الأسرة المتبقیة معا، وجلب بنفسک!

  سوق السیاحة القدیس وتقلید جید: هو مقدس لدى الإیرانیین. لفی إیران من حیث العمارة الحضریة: نبی الإسلام فی المدینة الجدیدة المدینة المنورة فی یثرب بالقرب من البلدة القدیمة والمدینة الجدیدة الکوفة، الإمام علی (ع)، ومرکزیة المساجد وحدهم الذین یستطیعون: البقاء التاجر أو رجل الأعمال حول المسجد، وإلى مرة واحدة هم المذیبات. وجود العاطلین عن العمل من دون وظائف لیست جیدة. لذلک، یجب أن یکون کل شیء فی ما یتعلق السوق وأعمالهم. ، وکانت أیدی الإدارات إیران ویظهر التاریخ الإسلامی أن الأسواق دائما وقد تم إصلاح، ولی والعاصمة. وهذا یعنی أن اقتصاد دینامیکی من إیران، وکان دائما قویا وثابتا. قضیة إدارة الأعمال فی الآونة الأخیرة وقد أدرک الغرب وإیران هی آلاف السنین. ما فی زمن ما قبل الحرفیین الإسلام والمزارعین، والطبقات الرئیسیة فی المجتمع وما القیادات الروحیة للإسلام الذی کنا نعمل، وسوقنا فی کل من الدروس فی الفقه: الحرف الأول هو تعلیم القرآن الکریم.

  الآن نرى أن شهر مارس، والقمر هو جولة فی السوق والناس لن حتى شراء وجودها فی السوق والتأکد من أنهم السوق على المدى بحرارة. وهذا هو نوع من الریاضة واللیاقة البدنیة. لأن أدلة سوق ملء من جهة، وزراعة العضلات الهامة للجسم، خلال عدة أیام. الغرب کان مجرد بدایة لالخمول: ما هو سبب السمنة، وعلى الناس أن المشی یومیا فی الربع على الأقل ساعة من المستحسن! شیء الایرانی سترى أنه نصح الناس لرعایة صحتک، وعضلاتک لا تهتم مع الکثیر من المشی.

  فی مبنى تقلیدی المدینة، ولیس فی الشارع الرئیسی حیث أن السوق لیس المجال أم لا، والناس لا سن فی الدورة الدمویة. بقدر جهود البلدیة من قبل الغربیین، هو جلب الناس إلى حدیقة أحبطت. وکثیرا ما یکون بدلا من لممارسة الریاضة والمشی تذهب إلى الحدیقة بعد المشی جولة فی السوق، للاسترخاء والنوم فی مواقف السیارات ومسار الحیاة، تأثیرها، وفی السنوات الأخیرة، بدلا من السوق المشی على الأقدام، من قبل سیارة مشغولون جولة فی السوق. وهذا یعنی أن کل الأمسیات حرکة المرور الثقیلة واللیالی، لمجرد تصفح السوق، وبطبیعة الحال، بعد استنفاد الجولة، الواردة إلى المتنزهات والمطاعم! إلى القلیل من التعب فیها.

 

  هناک العدید من تقلید جید سوق السیاحة، مثل الصحة، وزیارة والکلام والمحادثة! علم النفس المجهولة الغربیة، بالإضافة إلى بضائعه عادة ما تکون أرخص من الشرکة المصنعة تم شراؤها، ویتم حذف التجار. وأخیرا، بعض البنود والجیران والأسر لبیع وکسب، أو على حد سواء من جهة ثانیة ولا لزوم لها: أنهم لا یستحقون أن یکون أجره. أولئک الذین لا یستطیعون المشارکة فی الجولة المقدسة، وجولة فی السوق لا تعود بالنفع على الجمهور. أکثر ثراء والفقراء یتم شراؤها أحرار.


» نظر

جهانی نو شود به نوروز

     نوروز باستانی ایران از راه می رسد، در حالی که خیلی ها نسبت به آن آگاهی لازم را ندارند. نوروز یعنی نو شدن طبیعت و: زنده شدن جهان هستی پس از: یک مرگ طولانی و خواب زمستانی. وقتی که یک درخت در تابستان پر برگ بوده، در پاییز برگ های آن زرد شده می ریزد، و در زمستان به چوب خشکیده تبدیل می شود، چه کسی می تواند این چوب خشکیده را، دوباره به آن درخت تناور تبدیل کند؟ این گردش طبیعت که سالی یکبار وجود دارد، آیا تا کنون چند بار تکرا شده است؟ و دنیا چند بهار را به خود دیده است؟ 

 باید گفت قدمت نوروز به اول خلقت بر می گردد، آنجا که اولین بار بهار و پاییز طراحی شد، مردن و زنده شدن درختان ایجاد شدند. اما این اولین روز چه روزی است؟ آیا هفت هزار سال پیش با آمدن حضرت ادم بر روی زمین شروع شد، یا قبل از ان هم بوده است؟ قرآن کریم می فرماید دنیا در شش روز آفریده شد، ولی البته در جای دیگری می فرماید: این روز با روز هاییکه شما محاسبه می کنید فرق دارد. چه بسا یک روز آن میلیاردها سال نوری طول بکشد. زیرا روز و شب در کره زمین معنی دارد، و فقط 24 ساعت طول می کشد، ولی در خود خورشید یا کهکشان راه شیری، یا منظومه شمسی اینطور نیست.

  لذا معیار ها باید مطابق شرایط بر رسی شود. ولی دانشمندان زمین شناس، این موضوع  ساده را نمی فهمند! آنها می خیال می کنند همه جا روز و شب یکی است! و اگر خداوند فرموده دنیا را در شش روز افریده اشتباه است، چون دنیا بیشتر از شش روز طول کشیده، و این را لایه های زمین به اثبات می رساند. که برخی از آنان میلیارد ها سال طول کشیده تا بر روی هم انباشته شوند. ولذا آنها نمی دانند وقتی خورشید نبود یعنی هنوز آفریده نشده بود، روز را نباید مثل الان که خورشید هست، طلوع و غروب می کند حساب کرد  به نظر ما چه زمین و چه انسان، به یک مفهومی ازلی و ابدی هستند.  زیرا خلقت و خالقیت خداوند، ازلی و ابدی است. یعنی نمی توان تصور کرد روزی بوده که: خداوند در ان روز خالق نبوده، و چیزی خلق نکرده زیرا خلاقیت جزو ذات خداوند است. گرچه درک این موضوع مشکل است ولی باید، از معیار های این جهانی و معمولی کمی فاصله بگیریم، تا درک ان راحت باشد. همه میدانیم وقتی خداوند می خواست حضرت آدم را بیافریند، ملائکه گفتند باز هم می خواهی کسی را بیافرینی؟ پس قبلا هم آدم و یا مشابه ان بوده است. و برای این کار نمی توان زمان ابتدایی تعریف کرد.

  لذا نباید تولد حضرت آدم ابوالبشر را، با خلقت آدم ها یکی گرفت. بنابر این ممکن است حضرت ادم 6یا هفت هزار سال پیش، روی زمین امده باشد که بعد از چهل نسل، به پیامبر اسلام برسد و چهل نسل بعد از پیامبر هم، به زمان ما متصل شود. البته تمام این نسل ها در کتابی محفوظ است، که بخشی از آن نزد علمای رجال، یا دانشمندان نسب شناس موجود است. اما این به معنی ان نیست که: جسد انسان هایی متعلق به 50هزار سال یا دو میلیون سال پیش است، نباید پیدا شود. انسان کرومانیون در 50هزار سال پیش ، و افریک انتروپ در دو میلیون سال پیش وجود داشته اند. شاید روزی هم به میلیارد سال پیش دسترسی پیدا کنیم. زیرا در خلقت خداوند هرچه غور کنیم، به انتهای ان نمی رسیم، که به قطعیت بگوییم سیاره ما، فلان روز و ساعت متولد شد.

 

 دانش ایزوتوپ شناسی اگر باز هم پیشرفت کند، شاید لایه هایی میلیارد ساله پیدا شود! همانطور که تا چند قرن پیش، همه فکر می کردند زمین مرکز دنیا است، و ستارگان برای دور زدن زمین آمده اند. ولی بعد فهمیدند که برخی از اعضای منظومه شمسی، از زمین هم بزرگترند. و همراه زمین دور خورشید می گردند. امروز با تلسکوپهای عظیم در می یابند که: کهکشان های بزرگتر از کهکشان ما هم، وجود دارد که میلیون ها سال نوری با زمین ما فاصله دارند. لذا نو روز باستانی ایران، چه رسم هزار ساله باشد یا رسم یک میلیارد ساله، رسمی است که به انسان و طبیعت و: نو زایی و تجدید حیات مربوط می شود. گرچه ما مستنداتی داریم که می گوید: خداوند خود فرموده چنین روزی را جشن بگیریم، زیرا ابتدا خلقت در چنین روزی بوده و: شادی در این روز به معنی شکر گزاری: برای خداوندی است که این جهان را، برای ما خلق کرد. آنجا که به پیامبر حود می فرماید : اگر نو نبودی  افلاک را نمی آفریدم. لولاک لما خلقت الافلاک. 

New World to the New Year

العالم الجدید إلى العام الجدید

     السنة الایرانیة الجدیدة القدیمة یصل، فی حین أن الکثیر لا یعرف عن ذلک. السنة الجدیدة والطبیعة: الکون على قید الحیاة بعد الموت طویلة والسبات. عندما شجرة بأوراق فی الصیف والأصفر فی الخریف أوراق الخریف، وفی الشتاء، الخشب یصبح جافا، الخشب الجاف من یستطیع القیام بذلک مرة أخرى لجعله شجرة کبیرة؟ تداول الطبیعة التی مرة واحدة فی العام هناک، هل سبق لک أن تتکرر مرات عدیدة؟ وشهد العالم العدید من الربیع؟

 ولا بد من القول إنشاء یعود إلى بدایة السنة الجدیدة، الربیع والخریف منذ أن تم تصمیمه لأول مرة، کانت الأشجار تموت وقیامته. ولکن فی الیوم الأول من أی یوم هو؟ هو قبل سبعة آلاف سنة مع وصول آدم على الأرض، أو قبل ذلک کان؟ یقول القرآن الکریم وخلق العالم فی ستة أیام، ولکن فی أماکن أخرى تقول: هذا یختلف من یوم لآخر والتی لا تحسب. ربما فی یوم من الأیام سوف یستغرق ملیارات سنة ضوئیة. لیلا ونهارا على الأرض المنطقی، ویستغرق سوى 24 ساعة، ولکن الشمس أو درب التبانة، أو النظام الشمسی لیست کذلک.

  لذلک، وفقا للمعاییر یجب فحصها. ولکن علماء الجیولوجیا، لا یفهمون هذه مسألة بسیطة! کانوا یعتقدون أنها هی نفسها فی کل مکان، لیلا ونهارا! وإذا یقول الله تعالى من الخطأ، خلق العالم فی ستة أیام، وذلک لأن العالم قد استمر أکثر من ستة أیام، وأنه یثبت طبقة من التراب. أخذت بعض منهم بلایین السنین لتکون مکدسة. وحتى أنها لم یکن یعلم أنه عندما کانت الشمس لم یولد بعد، الیوم أن الشمس لیست مثل الآن، شروق الشمس وغروبها لا یقع ما الأراضی وما نفکر به البشر هی مفهوم الأبدیة. لأن الخلق والإبداع من الله الأبدی. فی ذلک الیوم لا یمکن أن نتصور أن الله لیس خالق ذلک الیوم، ولم یخلق أی شیء، لأن الإبداع هو جوهر الله. على الرغم من أنه من الصعب أن نفهم، ولکن ینبغی أن معاییر هذا العالم وتتخذ بعیدا بعض الشیء، والتی ستکون أسهل للفهم. ونحن نعلم جمیعا أنه عندما أراد الله أن یخلق آدم، والملائکة قال، لا تزال ترغب فی إنشاء شخصکم؟ بعد آدم أو مثل ما کان من قبل. لا یمکن تعریف للمرة الأولى.

  لذلک ینبغی أن ولادة النبی آدم، وآدم واحد. قبل ذلک، قد تکون ستة أو سبعة آلاف سنة آدم، على أرض الواقع أنه بعد أربعة أجیال، وأربعة أجیال بعد متناول النبی محمد، وربط لعصرنا. بالطبع، کل هذه الأجیال فی احتیاطیات الکتاب، الذی هو جزء من العلماء ورجال الدولة، أو علماء الأنساب هو متاح. ولکن هذا لا یعنی أن الجسم البشری ینتمون إلى 50 ألف سنة أو قبل ملیونی سنة، ینبغی العثور علیها. کرو، مجنون رجل، الکون قبل 50 ألف سنة، وکانت هناک الأفارقة فی قبل ملیونی سنة. ربما یوما ما سنصل قبل ملیارات السنین. ونحن نستکشف خلق الله لأنه فی النهایة لم نفعل ذلک، الذین یقولون الیقین من کوکبنا، ولدت یوم ووقت معین.

 

 إذا النظیر تقدم الطلاب والجیولوجیا، ویمکن العثور علیها فی طبقات ملیار سنة! کما منذ بضعة قرون، کان الناس یعتقدون ان الأرض مرکز العالم، والنجوم قد حان لتجاوز الأرض. ولکن بعد ذلک أدرکت أن بعض أعضاء النظام الشمسی، والأرض هی الأکبر. وتدور حول الشمس والأرض. الیوم، مع العثور على التلسکوبات الضخمة التی المجرات أکبر من عالمنا، وهناک الملایین من سنة ضوئیة. جدیدة الأیام القدیمة جدا، أم رسم التقلید البالغ من العمر ملیار هو آلاف السنین، هو رسمیا الإنسان والطبیعة: وظائف جدیدة وتنشیط المعنیة. على الرغم من أن لدینا أدلة على أن یقول أمر الله بک للاحتفال بهذا الیوم لأن هذا الیوم هو بدایة السعادة فی هذا الیوم یعنی الشکر لله، العالم، خلق لنا. لأن النبی متفاوتة وقال: إذا لم تکن الجدید الذی لم السماوات.


» نظر

شب عید و دستور های آن.

یکی از موفقیت های اقتصاد ایران، داشتن مرسومات مهم در بین مردم است که: باعث گردش اجباری بازار و بالارفتن "ترن اور" مالی بازار ها میگردد . یعنی نیاکان ما فهمیده بودند: برای رشد اقتصادی و توسعه تجارت، باید مصرف گرایی را در حد قابل قبولی رواج داد. مثلا شما باید حداقل سالی یکبار، همه وسائل خود را نو کنید: کفش نو بخرید لباس نو و حتی تخت و کمد و فرش و مبلمان . و این یعنی همه مشاغل باید به فروش شب عید، امیدوار باشند و همه تولیدات خود را، به بازار برده و به فروش برسانند.

  طبیعی است اگر اینطور نبود، مانند بافت فرسوده شهرها ، همه چیز رنگ فرسودگی و کهنگی می گرفت. و هیچکس حاضر نمی شد آن را عوض کند یا از نو بسازد. ما در همین موضوع بافت فرسوده شهری می بینیم:  پدر ومادران اغلب از اینکه خانه قدیمی خود را بفروشند، و به مکان جدیدی نقل مکان کنند هراس دارند. لذا سا ختمان ها معمولا بیش از عمر مفید خود، مورد بهره برداری قرار می گیرند. اگر عمر مفید مصالح عادی 30سال باشد، و عمر سازه های بتنی 50سال، ما می بینیم که در بافت فرسود مکان هایی داریم که: صد سال یا کمتر و بیشتر مورد بهره برداری است.

  گره کار آنموقع بیشتر می شود که: وقتی ساکنین آن را راضی می کنیم که: باز سازی کنند، محیط زیست و میراث فرهنگی و سریال های تلویزیونی، مانع می شوند! می گویند در ایتالیا برای عوض کردن دستگیره در، یا شیر و فلکه آب باید از میراث فرهنگی مجوز بگیرند، و اغلب هم مجوز داده نمی شود! می بینیم در همه اینها دستور هست و: مورد احترام هم هست، یعنی وقتی میراث فرهنگی دستور می دهد: فلان خانه تخریب نشود، تخریب نمی شود.

 اما وقتی به بانکها می رسیم، دستور کار بدی می شود و: برای جلوگیری از پایین امدن نرخ بهره و ارز خارجی، می گویند کاهش دستوری نرخ! و منظور آنها مسخره کردن دستور است. ولی کسی نیست به اینها بگوید: چرا دستور خوب است،  ولی نه برای نرخ سود!مانند اینکه  از قدیم گفته اند: مرگ خوب است ولی برای همسایه! چون مرغ همسایه غاز است .  سال ها بود که ما می گفتیم: نرخ بهره و ارز را کاهش بدهید، ولی بانکی ها می گفتند تورم بالا است، و نباید نرخ بهره از تورم کمتر شود. حالا که تورم تک رقمی شده، معلوم نیست چرا همه آن حرف ها یادشان رفته. تا دولت می گوید که نرخ را براساس گفته خودتان، کاهش دهید می گویند کاهش دستوری نرخ بهره.

  آقایان درب های کشور را بسته اند، و پنجره ها را هم کور کرده اند، تا هیچکس نتواند از بانکداری بین المللی، اطلاع پیدا کند و بداند در سرزمینی که آنها، به سرزمین کفر نامیده اند، اصلا بهره بانکی وجود ندارد و: یا حداکثر دو تا چهار درصد است. دولت هم که می خواهد دریچه ای باز کند، او را مسخره می کنند.

  آنها با این کار همه چیز را مسخره می کنند: شعور مردم دموکراسی و علم، حداقل چیز هایی است که آنها تخریب می کنند.  در اسلام و دموکراسی و در عقل هر کسی، دستورات امری قابل اجرا است. یعنی وقتی امام یا پیامبر دستور می دهد، باید اطاعت کرد زیرا خیر امت در اطاعت از انبیا و اولیا است، که هیج منفعتی برای خود نمی خواهند بلکه برای امت زحمت می کشند.

 

  دمکراسی هم دستور دارد، یعنی در دموکراسی، اقلیت باید تابع نظر اکثریت باشد. و دستورات آن ها را مو به مو اجرا کند. در سازمان های نظامی و اداری، اصلا گفته می شود: چرا وجود ندارد، و هر دستوری باید اجرا شود. اگر اینطور نباشد پس پارلمان بیهوده است. زیرا مردم نماینده انتخاب می کنند تا: قانون تصویب کند برای اجرا، وقتی قانون اجرا نمی شود و: دستورات روی زمین می ماند، یعنی چه؟  وقتی مردم رئیس جمهور انتخاب می کنند، اگر قرار باشد دستورات او اجرا نشود، یعنی لولوی سر خرمن! گرچه حتی آن لولوی سر خرمن هم، دستوراتش توسط پرندگان اجرا می شود! و الا آن را هم بی خاصیت می کرد و: کسی به سراغش نمی رفت. حالا که رئیس جمهور دستور می دهد که: بانکداری از بنگاه داری جدا شود، و به وظایف خود عمل کند، چرا اجرا نمی شود؟ این فقط خواسته رئیس جمهور نیست، بلکه خواسته تمام ملت بجر روسای بانک ها است! یعنی دیکتاتوری یک اقلیت محارب با خدا و استثمار گر بر اکثریت مردم.

شب عید و دستور های آن.

عشیة وجدول أعماله.

واحدة من النجاحات التی تحققت فی الاقتصاد الإیرانی، والجمارک هامة للشعب: تداول القسری والسوق زیادة "قطار المبالغ" هی الأسواق المالیة. وهذا یعنی أن أجدادنا یعرفون: للنمو الاقتصادی وتطویر الأعمال، وینبغی تعزیزها الاستهلاکیة عند مستوى مقبول. على سبیل المثال، یجب علیک مرة واحدة فی السنة على الأقل، والتحقق من کل ما تبذلونه من المتعلقات الجدید: أحذیة جدیدة لشراء ملابس جدیدة وحتى سریر، والثیاب والسجاد والأثاث. وهذا یعنی أن کل وظیفة لها لبیع حواء والأمل وجمیع منتجاتها، جلبت إلى السوق وبیعها.

  اذا لم یکن طبیعیا، مثل نسیج الحضری ارتداء، المسیل للدموع والتقادم کان کل شیء عن اللون. ولا یمکن لأحد تغییره أو إجراء آخر. ونحن نرى هذا الموضوع من المناطق المنکوبة الحضریة: الآباء والأمهات غالبا ما کنت تبیع منزلک القدیم، وأنهم یخشون انتقل إلى موقع جدید. وعادة ما تکون أکثر من صلاحیتها، وتستغل المبانی فیها. إذا مواد عادیة 30 عاما من العمر الإنتاجی، وحیاة الهیاکل الخرسانیة 50 عاما، ونحن نرى أنه فی سیاق من الأماکن التی یرتدیها مائة عام أو أقل وأکثر عن العملیة.

  أکثر من تلک العقدة عندما اقتنعت سکانها أن: استعادة والبیئة والتراث الثقافی والمسلسلات التلفزیونیة، ویمنع! یقول فی إیطالیا لتحویل المقابض، أو الاستفادة والماء یجب أن تکون مرخصة التراث، وغالبا ما لا یسمح! ونحن نرى فی کل هذا هو وصفة: الاحترام، أیضا، عندما أوامر التراث الثقافی: لم یتم تدمیر منزل، ولیس تدمیرها.

 ولکن عندما یتعلق الأمر للبنوک، وسوء أجل العمل وتجنب نازلة أسعار الفائدة والعملات الأجنبیة، ویقول الأمر تخفیض معدل! ویأمرهم أمر مثیر للسخریة. ولکن لا یوجد أحد لنقول لهم: لماذا أمر جید، ولکن لیس لسعر الفائدة مثل یقول المثل القدیم: وفاة جیدة، ولکن للجیران! لأن أوزة البیض المجاورة. السنوات التی قلنا: تخفیض سعر الفائدة والعملة، لکنه قال ان البنوک ارتفاع معدلات التضخم، وینبغی أن أسعار الفائدة لن یکون أقل من معدل التضخم. الآن أن التضخم من رقم واحد، لیس من الواضح لماذا الجمیع نسی تلک الکلمات. وتقول الحکومة إن معدل وفقا لنفسک، ویقول أقل أسفل الأمر معدل الفائدة.

  بلد السادة أغلقت أبوابها، وکانت النوافذ العمیاء، لذلک لا یمکن لأحد أن الخدمات المصرفیة الدولیة، علم ومعرفة الأرض التی ودعا الأرض من الکفر، لیس هناک مصلحة فی کل شیء: إما أقصى 2-4 فی المئة. الحکومة ترید فتح الباب، وسخر له.

  هم یسخر من کل شیء: ذکاء الشعب من أجل الدیمقراطیة والعلم، ما لا یقل عن شیء فشلوا. فی الإسلام والدیمقراطیة والحکمة من أی شخص، فمن التوجیهات المعمول بها. عندما أمر الإمام أو النبی، یجب أن یطاع لأنه لا توجد دولة فی طاعة الأنبیاء والقدیسین، والتی لن یکون لها أی فائدة لنفسه بل للأمة لجعل الأمور.

 

  جدول دیمقراطیة، وهی على الدیمقراطیة، یجب أن الأقلیة الانصیاع لرأی الأغلبیة. وتنفیذ الأوامر لهم الحرفیة. فی المنظمات العسکریة والإداریة، وقیل: لماذا لم یکن هناک، ویجب أن یتم تنفیذ کل أمر. إذا لم یکن کذلک، ثم البرلمان سیکون عبثا. لأن ینتخب الشعب ممثلین ل: تمریر قانون لتشغیل، عندما لن یتم تنفیذ القانون والأوامر لا یزال على الأرض، ماذا یعنی ذلک؟ عندما ینتخب الشعب الرئیس، إذا لم یتم تنفیذ الأوامر، وبعبع الحصاد! على الرغم من أنه هو بعبع فارغة، بقیادة الطیور تنفد! وإلا فإنه لا طائل منه، وذهب أحدهم فی أذنه. الآن أن الرئیس أمر بأن: البنوک عزل الشرکات، والوفاء بمهامه، لماذا لا تعمل؟ الرئیس یطلب فقط، ولکن طلب من جمیع الدول باستثناء رؤساء البنوک! دیکتاتوریة أقلیة القذرة، عدو الله واستغلال الأغلبیة.


» نظر

قبیله ای سترون

قبیله ای سترون که جرات صلوات فرستادن ندارد! در سخنرانی روز ملی شهید در سالن وزارت کشور، شاهد بودیم که رئیس جمهور برای شهدای حرم، ادای احترام کرد و در تایید ماموریت انان گفت: حرم اهل بیت و ائمه خط قرمز ما است. بعد خواست که از حاضرین تایید بگیرد لذا گفت: چه کسی اجازه می دهد که به حرم تجاوز شود؟ و منتظر جواب بود که صدایی از هیچکس در نیامد، نه اینکه آنها نمی شنیدند که رئیس جمهور چه می گفت، بلکه نمی دانستند چه عکس العملی نشان دهند!   چون در این گونه موارد، آنها با سوت و کف سخنان رئیس جمهور را تایید می کردند، ولی حالا روز ملی شهدا بود و نمی شد سوت و کف زد! و شاید هم چون تا بحال چنین موضع رادیکالی را، از رئیس جمهور ندیده بودند، نمی دانستند آیا ایشان ان را از ته دل می گوید، یا برای جلسه  و مطابقت با شرایط ان این حرف ها را می زند. چون می فرمود برای ما عراق و سوریه و فرقی نمی کند، هرجا به حرم امامان ما هجمه شود، مقابل انها می ایستیم .

  البته یک سوال باقی مانده که: آیا بقیع جزو حرم اهل بیت نیست، و مدافعان حرم حق ورود به این موضع را ندارند؟ بهر حال 4 امام از امامان شیعه در انجا هستند، که قبلا گنبد و بارگاهی داشته اند. و در اینکه آل سعود پدر داعش، آن ها را تخریب کرده هیچ شکی نیست، ولی چرا کسی از این حریم دفاع نمی کند، و یا جرات دفاع از ان را به خود نداده است. البته دلایل زیادی دارد: یکی اینکه مشمول مرور زمان شده، و دیگر کسی آن را به یاد نمی اورد. و در واقع پدران ما باید دفاع می کردند که نکردند. دوم اینکه ممکن است آل سعود ناراحت شود! و این خادم الحرمین که مشتری گلاب قمصر ما است، حیف است که از دست بدهیم، چونکه سیاست ما جذب سرمایه های خارجی است نه دفع آن.

  اما متاسفانه باید گفت: هزینه همه جرم ها و جنایت های داعش و آل سعود، از جیب همین ایرانی ها پرداخت می شود! البته با  پولشویی مقدس و قابل قبول!  هربار یک ایرانی به عربستان می رود، لا اقل سی میلیون تومان یعنی ده هزار دلار می پردازد، و این پول مستقیما به جیب آل سعود می رود. و آل سعود هم آن را بین فرزندان تروریست خود: امثال داعش و .. تقسیم می کند. برای همین است با اینکه ارتباط آل سعود با ایران قطع است، ولی از حج ایرانیان  ممانعتی به عمل نمی اید. زیرا که درآمد آل سعود از نفت منفی شده، و فقط همین درآمد برایش باقی است.

   پس بنابر این چه از راه سیاسی و اعتقادی برویم، و چه از راه فرهنگی و اقتصادی، راهی جز سقوط آل سعود، و ایجاد مدیریت جهانی حج باقی نمی ماند. یعنی تا موقعی که آل سعود هست، بقیع مخروبه خواهد ماند و داعش، و دیگر گروه ها هم وقتی ببینند که: نماد تشیع از بین رفته، و هیچ کس نمی تواند از ان دفاع کند، به خود جرات می دهد که: دیگر اثار باقی مانده را هم تخریب کند. ممکن است حرم حضرت رقیه را نتواند تخریب کنند، ولی عمار یاسر و حجر بن عدی و دیگران را که می توانند. بنابر این یک تهدید دائمی بر علیه امنیت ایران محسوب می شود.

   از نظر اصول کلی هم این موضع قابل بررسی است، تا وقتی ریشه تروریسم از بین نرفته، مبارزه با سر شاخه های انان فقط باعث فرسودگی: ارتش های عراق و سوریه می شود. بلایی که به جان مردم آنجا افتاده، که در اصل قرار بود بر سر ایرانیان بیاید! زیرا نقشه اصلی داعش دور زدن کردستان عراق، و رسیدن به مرزهای ایران بود. ولی آسیب به خانوارهایی وارد شد که در این مسیر واقع شدند.

  اصول انسانی هم حکم می کند که: آل سعود باید از بین برود زیرا، حضور داعش و تقویت مالی و نظامی آنها، از سوی آل سعود باعث کشته شدن میلیون ها: عراقی و سوری بطور مستقیم، و دیگر کشورها بطور غیر مستقیم شده است. علاوه بر آن در ایامی که کودکان ایرانی، غرق  در شادی رسیدن سال نو، و دریافت عیدی هستند، کودکان سوری و عراقی در مرزهای: ترکیه و اروپا با مرگ دست وپنجه نرم می کنند.

 

  شاید آنها قدرت تحلیل نداشته باشند، و ندانند که برای چه آواره شدند، ولی خدای آنها هست و میداند، آه مظلوم هم مسیر خود را پیدا می کند، و به هدف اصابت می کند. اینهمه مرگ و میر که در آل سعود، برای همین آه مظلومان است . و فقط یک موشک می خواهد که: به حیات این خاندان ننگین خاتمه دهد.

القبلیة تعقیمها

القبلیة تعقیمها

القبلیة تعقیمها لا تجرؤ على إرسال برکاته! الیوم الوطنی الشهید خطاب فی قاعة وزارة الداخلیة، رأینا الرئیس للشهداء المزار، عن احترامه وافق على مهمة قال لهم مقام الأئمة من أهل البیت وخط أحمر لدینا. لذلک قال انه یرید موافقة من الجمهور: من یسمح بأن یتم تجاوز الضریح؟ وکان ینتظر جوابا لم یکن صوت لا أحد، ولا أن لا یتم سمعوا ما قاله الرئیس، لکنها لا تعرف کیفیة التصرف! لأنه فی مثل هذه الحالات، وصافرة وتأکدت طوابق التصریحات التی أدلى بها الرئیس، ولکن الآن الیوم الوطنی للشهداء لم الصفیر وأشاد! وربما بقدر مثل هذا الموقف المتطرف، والرئیس لم یر، لا یعرفون ما إذا کان یسمونه یقول القلب، أو للدورة وتطابق ذلک مع کلامه. لأنه قال ان العراق وسوریا، وأنه لا یهم بالنسبة لنا، أینما کنا هاجم سوف مرقد الإمام یقف ضدهم.

  ومع ذلک، یبقى السؤال: هل مرقد البقیع سجین، ولا یسمح المدافعین عن هذا الموقف لدخول الضریح؟ ومع ذلک، فإن الإمام الرابع من أئمة الشیعة هم فی کان أو المقابر سابقا. وفی بیت والد سعود الإسلامیة، دمروا مما لا شک فیه، ولکن لماذا أی شخص یدافع عن هذه السیاسة لا، أو لا تجرؤ على الدفاع عنه النفس. بالطبع أسباب عدیدة: الأول هو أن مرور، لا أحد یتذکر ذلک. فی واقع الأمر لم یکن لدیهم للدفاع عن آبائنا. ثانیا، أن السعودیین قد تکون ازعجت! وارتفعت هذه خادما الأضرحة Ghamsar عملائنا، ومن المؤسف أن یخسر، لأن لدینا سیاسة جذب الاستثمارات الأجنبیة، ولیس ضدها.

  ولکن، للأسف، وقال تکلفة جمیع الجرائم وجرائم ISIS و آل سعود، قام الإیرانیون من جیبه! وبطبیعة الحال، غسل الأموال، المقدس ومقبول! کل مرة، المملکة العربیة السعودیة الإیرانیة هی ثلاثین ملیون شخص على الأقل الدولارات التی تدفع عشرة آلاف دولار، والمال یذهب مباشرة إلى جیوب السعودیین. والسعودیون یکون ذلک بین أبناء إرهابی منهم: أمثال إیزیس و.. لکل منهما. هذا هو السبب فی العلاقة مع آل سعود مع إیران، ولکن الحج الإیرانیة لا یمکن منعها. لأن عائدات النفط السعودیة کانت سلبیة، ودخلها فقط لا یزال هو نفسه.

   فما هی الطرق للذهاب بعد الطریق السیاسیة والأیدیولوجیة والثقافیة والاقتصادیة، إلا أن سقوط آل سعود، وإنشاء الحکم العالمی لا یزال الحج. وهذا هو، حتى آل سعود هو، وسوف یظل الباقی المتداعیة وإیزیس وغیرها من الجماعات، أیضا، ترى رمز التشیع اختفى، ولا أحد یستطیع أن یدافع عن ذلک، وأنا أتحداک أن: آثار أخرى هناک دمرت أیضا. قد لا تکون قادرة على تدمیر ضریح Roqiyeh، لکن عمار بن یاسر وحجر، عدی وغیرها من الجهات التی یمکن. لذلک هذا هو التهدید الدائم ضد أمن إیران.

   ویعتبر هذا الموقف أیضا من حیث المبادئ العامة، حتى جذور الإرهاب لم تنته، إلا أنها تتسبب فقط استنفاد القتال فروع: الجیش والعراق وسوریا. ما حدث فی حیاة الناس هناک، والذی کان من المقرر أصلا للإیرانیین فی المستقبل! لأن الخریطة الأصلیة إیزیس الالتفافیة کردستان العراق، وتصل إلى حدود إیران. لکن الضرر کان على الأسر التی کانت فی الطریق.

  المبادئ الإنسانیة تملی آل سعود یجب القضاء علیه لإیزیس وتعزیز الوجود المادی والعسکری، وبیت آل سعود قتل الملایین من العراقیین والسوریین مباشرة، وغیر مباشرة فی بلدان أخرى. وبالإضافة إلى ذلک، فی الأیام التی الأطفال الإیرانیین، غرق فی فرحة العام الجدید، وتلقى المهرجان، یکافحون من الأطفال من الحدود السوریة والعراقیة ترکیا وأوروبا مع الموت.

 

  ربما لم یکن لدیهم القدرة التحلیلیة، ولا أعرف ماذا شردوا منها، ولکن الله یعرفهم جیدا، یا مظلوم یجد طریقه، وضرب الهدف. لکن البیت وفاة سعود، وبالتالی فإن المظلومین. وفقط یرید الصاروخ الذی وضع حدا لحیاة هذه العائلة سیئة السمعة.


» نظر

خط مشی فاطمی در رهبری جهانی،

از فاطمه اکتفا به نامش نکنید،  نشناخته توصیف مقامش نکنید،

 

هرکسی که در او محبت زهرا نیست،  علامه اگر هست، سلامش نکنید،

چه کسی امروز رهبر جهان است؟ جواب این سوال به قول طلبه ها سهل ممتنع است، یعنی در ظاهر ساده است، ولی در واقع مشکل است . در ظاهر ساده  است چون هرکسی، برای خود و یا ایدئولوزی خود، کسی را رهبر می داند. نیازی هم ندارد که دیگران حرف او را بپذیرند. مثل اینکه اظهر من الشمس است، یعنی کاملا واضح است که: مثلا رهبر جهان رئیس سازمان ملل متحد است! اما همه میدانند که رئیس سازمان ملل، در واقع رئیس یک سازمان است، نه رهبر جهانی  زیرا، رهبر جهانی باید خصوصیات خود را داشته باشد، و فقط یکی از خصوصیات ان جایگاه قانونی است.

 به زبان ساده، رئیس سازمان ملل حتی قدرت اداره سازمان خود را هم ندارد! یعنی برای دریافت بودجه و یا هر کار دیگر، باید به شورای امنیت التماس کند، و لذا در همه کار ها هم، نظر شورای امنیت را برتر از همه میداند. شاید بگوییم پس شورای امنیت، رهبری شورایی جهان را در دست دارد! ولی این هم درست نیست، زیرا همه آنها به فرمان اسرائیل، بعنوان رئیس شورای امنیت نگاه می کنند! بطوریکه اگر او موافق نباشد، آمریکا یا انگلیس ،همه قطعنامه را ها را وتو می کنند که ارزشی برای اجرا ندارد.

  حالا ممکن است راه ساده تر باشد و: بگوییم که امریکا یا اسرائیل رهبر جهانی است! اما اینهم درست نیست زیرا: اسرائیل بدون کمک مالی آمریکا هیچ کاره است، و امریکا هم بدون کمک مالی آل سعود، کاری از پیش نمی برد.  منابع مالی عربستان هم از دو چیز است: درآمد نفت و درآمد حج،

درآمد نفت که به پایان رسیده و: زودتر از آنچه که همه اندیشمندان اقتصادی پیش بینی می کردند، آل سعود به فلاکت رسیده و زمین گیر شده است. البته آنها پیش بینی کرده بودند که: نفت سی سال دیگر تمام می شود، و آغاز بدبختی آل سعود وآل صباح و آل خلیفه است. ولی حالا آنقدر قیمت نفت پایین امده که: آل سعود آرزو می کند کاش نفت تمام شده بود! زیرا دیگر هزینه ای نمی شد. چون الان درآمد نفت فقط به جیب دلال ها می رود، و هزینه های استخراج و تصفیه و انتقال آن، برای آل سعود مانده است. و در مخمصه ای گیر کرده که اگر تولید نکند ، با اعتصاب کارکنان و فقدان حمایت جهانی روبرو می شود.

     بنابر این در زمان ما، این قدرت حج است که میتواند رهبری جهان را در دست بگیرد. منابع عظیم درآمدی و حکومتی که 1400سال پیش، برای چنین روزی طراحی شده بود! قران صراحتا می گوید که به حج بروید تا: منافع خود را مشاهده کنید.

 این منافع همان منابع مالی و: نیروی انسانی موردنیاز برای رهبری جهان است. در بین حجاج هم اگر بررسی کنیم، همه انها برای پرداخت هزینه های اولیه خودشان هم، بودجه کافی ندارند: مخصوصا کسانی که از آفریقا یا آسیای دور می آیند. بلکه همه این درآمد ها از جیب ایران است. اکنون براساس برآورد های اولیه، هزینه هر حاجی ایرانی  30میلیون تومان، یا ده هزار دلار است. اگر صدهزار حاجی در یک نوبت اعزام شوند، درآمدی بالغ بر یک میلیارد ایجاد می شود، که بدون هزینه های اولیه یا سرمایه ای است!یعنی سود خالص است. لذا مدیریت مالی جهانی به دست ایرانی ها است.

   تنها بحثی که می ماند این است که:  کدام رهبر ایرانی می تواند رهبر جهانی باشد؟ طبیعتا کسی که فقط در چارچوب ایران فکر می کند، برای رهبری جهانی مناسب نیست. چرا که رهبر جهانی باید جهانی فکر کند، به فکر مسلمانان میانمار و: شیعیان پاراچنار و گرسنگان آفریقا هم باشد  نگاه ناسیونالیستی به این سبک که: فقط در جاییکه منافع ایران است، حضور پیدا کنیم راه رهبری جهانی را برما بسته نگه می دارد. چنانچه امریکا هم بخاطر همین نگاه نابود شد.

 

    لذا باید در ایران کسی که می خواهد رهبر آینده ایرانی باشد، باید که جهانی فکر کند. رفاه و پول و اشتغال را، فقط برای ایران نخواهند. همانطور که امام زمان عج چنین است. همه انسان های جهان باید برای این رهبر جهانی، ارزش داشته باشد. همانطور که گرسنگی  و فقر را، برای ایرانیان مناسب نمی داند، برای جهانیان که همه مخلوق خدا و: خانواده او هستند فکری بکند. بداند اگر داخل مرز های ایران امن باشد کافی نیست، امنیت برای طفل یمنی یا کودکان امریکای لاتین هم لازم است. و این افتخار نیست که دنیا در: اتش باشد و ایران جزیره ارامش

سیاسة فاطمی فی القیادة العالمیة،

سیاسة فاطمی فی القیادة العالمیة،

فاطمة بما فیه الکفایة للا اسم،

لا تعترف وصف موقفه،

أی شخص لیس له محبة الزهراء،

العلامة إذا کان الأمر کذلک، لا مرحبا، قالت:

من هو الیوم رائدة على مستوى العالم؟ الجواب بسیط ومن المستحیل أن أقتبس من طلبة المعاهد الدینیة، فی ما یبدو بسیطا، ولکن فی الواقع هذه المشکلة. فی البسیط على ما یبدو لأن الجمیع، لأنفسهم أو عقیدتهم، أی القیادة. وانه لا حاجة الآخرین لقبول له. کما لو أنه هو أوضح من الشمس، وهذا واضح تماما أن قادة العالم، ورأس الأمم المتحدة! ولکن الجمیع یعرف أن رئیس للأمم المتحدة ورئیس منظمة، ولیس زعیم العالم منذ زعماء العالم یجب أن یکون خصائصها، واحدة من خصائصه فقط هو الموقف القانونی.

 وببساطة، فإن رئیس مکتب الأمم المتحدة مؤسستک لا تملک السلطة! وسائل للحصول على التمویل أو أی وظیفة أخرى، لدیک للتسول فی مجلس الأمن، وبالتالی کل عمل معا، وقبل کل شیء یعرف مجلس الأمن. یمکن أن نقول بعد أن یجری مجلس الأمن، من خلال المجلس قادت العالم! ولکن هذا لیس صحیحا، لأن کل منهم بناء على طلب من إسرائیل، رئیسا للنظرة مجلس الأمن! کما لو أنه لا یوافق، أمریکا أو إنجلترا، وکلها لها حق النقض ضد القرار الذی تقدر بعدم الترشح.

  الآن قد یکون وسیلة أسهل: القول بأن أمریکا أو إسرائیل هی الشرکة الرائدة عالمیا! ولکن هذا أیضا غیر صحیح لأن إسرائیل لا تستطیع أن تفعل أی شیء دون مساعدة مالیة من أمریکا، وأمریکا دون مساعدة مالیة من السعودیین، لم تفعل أی شیء.

    التمویل فی المملکة العربیة السعودیة من أمرین: عائدات النفط وعائدات الحج،

عائدات النفط التی وصلت إلى نهایتها: أن جمیع المفکرین الاقتصادیین فی وقت أقرب مما کان متوقعا، وبیت آل سعود قد تمسک فی البؤس. قد توقعوا أن النفط سیکون ثلاثین عاما آخر، والبؤس صباح آل سعود وسور آل خلیفة. ولکن الآن قد حان انخفاض أسعار النفط کثیرا أن آل سعود تمنى کان النفط النهائی! وذلک لأن رسوم لم یکن. لأن عائدات النفط یذهب الآن فقط إلى جیوب الوسطاء، وتکلفة استخراج وتنقیة وتحویلها للسعودیین بقی. وتمسک فی ورطة إن لم یکن الإنتاج، وتواجه مع إضراب عمالی وعدم وجود دعم دولی.

     لذلک، فی عصرنا، وقوة الحج، والتی یمکن أن تتخذ قیادة العالم. موارد ضخمة ودخل الدولة قبل 1400 سنة، وقد صمم لهذا الیوم! یقول القرآن أن الحجاج انتقل إلى: اهتماماتک.

 وهناک حاجة القوى العاملة لقیادة العالم: هذا نفس المصالح والموارد المالیة. تنظر الحجاج أیضا إذا، کل ما لدیهم لدفع التکالیف الأولیة أنفسهم، لیست أموال کافیة: وخاصة أولئک الذین یأتون من أفریقیا أو الشرق الأقصى. ولکن کل هذا الدخل من جیوب إیران. الآن، وفقا لتقدیرات الأولیة، فإن تکلفة کل حاج إیران 30 ملیون دولار، أو عشرة آلاف دولار. إذا کنت تقوم بإرسال مائة ألف حاج فی وقت واحد، تسبب الإیرادات الملیار، أن أی تکلفة أو الاستثمار الأولی هو صافی الربح. لذلک، إیران هی الإدارة المالیة فی العالم.

   والسؤال الوحید الذی یبقى هو: ما هی رائدة على مستوى العالم والمرشد الأعلى فی إیران أن یکون؟ وبطبیعة الحال، شخص لا یفکر إلا فی سیاق إیران، لیس مناسبا للقیادة العالمیة. لماذا یجب أن زعماء العالم یعتقدون العالمی، والتفکیر فی میانمار المسلمین والشیعة باراشینار وجائع أفریقیا.

  نظرة على أسلوب القومیة التی هی فقط حیث مصالح إیران، لحضور رائدة على مستوى العالم وتبقی لنا مغلقة. إذا تم تدمیر أمریکا بسبب نظرة.

 

    لذلک، فی إیران، الذی سیکون الزعیم المقبل لإیران، ینبغی أن یفکر الدولی. الرعایة الاجتماعیة والمال وفرص العمل، ولیس فقط بالنسبة لإیران. هو الإمام على هذا النحو. کل شعوب العالم لدیها لهذه زعماء العالم، لها قیمة. کما الجوع والفقر، لالإیرانیین لم تراه مناسبا، للعالم أن کل مخلوقات الله والأسرة یعتقدون به. آمنة لیست کافیة لمعرفة ما إذا کانت الحدود الإیرانیة، مطلوب أمنی یمنی للطفل أو الأطفال فی أمریکا اللاتینیة.


» نظر

موشکی که بخاطر فاطمه نباشد خاموش به!

تحلیل بر اساس تعارض  یا اصول؟

 یک تفاوت راهبردی در تحلیل شرایط: عینی و اجتماعی وجود دارد که: برخی ها شرایط را براساس تضاد و یا تعارض ارزیابی می کنند، و عملکرد خود را براساس: عکس آنچه دشمن انجام می دهد، پایه گذاری می کنند.  درحالیکه دشمن امری ذاتی نیست، بلکه بالعرض و بیرونی است. و تکیه بر عملکرد  او و انجام دادن افعال معکوس آن، نمی تواند یک استراتژی دائمی باشد. بلکه باید تحلیل شرایط راهبردی براساس: اصول پایه گذاری شود و: فارغ از همه تعاریف، عملکرد افراد با آن سنجیده شود.

  زیرا چه بسا دشمنان ما کار های خوبی هم بکنند، ما نباید آن کار ها را هم بد بدانیم. مثلا اگر مالیات کسانی را که به امور خیریه کمک می کنند، ببخشند یا کم محاسبه کنند، ما نباید برعکس عمل کنیم و مالیات آنهایی را که: خیر هستند بیشتر نماییم؟ ممکن است در صحبت یا محاوره بگوییم: ما حرکت های خوب دشمن را هم قبول داریم، ولی وقتی تحلیل بر پایه تعارض باشد، این مشکل همیشه وجود دارد که: از خود بپرسیم کدام کار دشمن خوب است؟ و باید تقلید شود و کدام بد است؟ که باید بر ضد ان رفتار کرد.

در واقع ما باید به جنبه های اثباتی: عقاید خود تکیه کنیم، نه جنبه های سلبی رفتار و عقاید دشمن خود. چون جنبه های اثباتی دائمی و همیشگی است، ولی جنبه های سلبی همانطور که از نامش پیداست، گاهی ممکن است سلب شود. مثلا اگر همه عملکرد ما این باشد که: ببینیم دشمن از چه کار ماتعریف می کند، آن را انجام ندهیم، گاهی ممکن است دشمن از روی نقشه این کار را انجام دهد. مانند رستم که به اکوان دیو گفت: مرا در دریا بیانداز! در حالیکه میدانست او برعکس عمل می کند، و در خشکی رهایش می کند.

علت درست بودن تحلیل های امام راحل هم، بر همین مبنا است ایشان می گفت: ما به تکلیف خود عمل می کنیم. الان در شرایط امروز که ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا س است، اصول و مبنای تحلیل ما باید رفتار و گفتار فاطمه سلام الله باشد. نقل است که حضرت علی ع بجز در مسائل: امامت بعد از رحلت پیامبر، در همه کار ها از فاطمه سلام الله راهنمایی می خواست. و هرچه ایشان می فرمود انجام می داد. زیرا فاطمه جدا کننده است، یعنی بین حق و باطل و درست و نادرست، ایشان است که میتواند نظر بدهد.

  امروز هم اگر می خواهیم ببینیم که عملکرد: آل سعود درست است یا خیر، همه باید به فاطمه سلام الله اقتدا کنیم. اگر آل سعود کینه این بانو را در دل داشته باشد، و نخواهد فدک را آباد کند، و یا بیت الاحزان را آزاد کند، باید با ان دشمنی کرد، و او را ازبین برد. حتی در دولت ایران هم همینطور است. اگر ساخت موشک ها و سلاح ها، و انجام هزینه های فراوان نظامی و شبه نظامی، که تورم را برمردم تحمیل می کند، فقط برای قدرت نمایی، و در تعارض با آمریکا باشد، نیت درستی نیست. باید همانطور که در دفاع مقدس، نام فاطمه زهرا تابلوی پیروزی های ما بود، اکنون نیز موشک ها ناو های جنگی ما، در خدمت این بانو باشد:شمشیری که بهر علی نباشد در نیام به  موشکی که بخاطر فاطمه نباشد خاموش به!

چه سال ها زحمت کشیدند، و با رمز یا زهرا و یا فاطمه س، قله های پیروزی را یکی پس از دیگری فتح کردند. و امروز که همه قله ها در دستشان است، دریغ از یک نگاه قدرتمندانه به بقیع! و یاد فاطمه و اولاد ایشان. البته هرچقدر بخواهید اشک می ریزند! و بر سینه و سر می زنند ولی، یک موشک شلیک نمی کنند. آیا مادر سادات ارزش شلیک یک: موشک اشتباهی هم به ریاض ندارد؟ آیا هنوز هم باید بازار ابوسفیان در کنار: مدینه گرم باشد و بیت الاحزان فاطمه خاموش؟

 

 می بینیم مسئله انحراف به همین سادگی است! از ترس آل سعود، منکر همه فضائل ائمه  ومادر سادات می شویم. می گوییم که مشکلات ایشان باید با: مذاکره یا مناظره با دشمنان بقیع، حل و فصل شود. یعنی تنها جایی که حزب الله، باید سازش کند بر سر حق فاطمه است! حزب الله  حق ندارد بر سر فلسطین سازش کند، و یا در میز مذاکره با امریکا سازش کند، اما اگر در مورد بقیع سکوت کند، بهتر است و با تخریب کنندگان آن، سازش نماید اشکالی ندارد. حتی به دست بوسی انها هم برود مبارک است.

تحلیل بر اساس تعارض

ویستند هذا التحلیل على مبادئ الصراع؟ وهناک فرق الاستراتیجی من حیث التحلیل: الهدف الاجتماعی وهناک بعض التناقض أو الصراع على أساس تقییم الأوضاع، وبناء على أدائک: انظر ما یقوم به العدو، فأسسوا. فی حین أن العدو لیس الأصیل، ولکن عن طریق الخطأ والخارجی. والاعتماد على أدائه وفعله فعل معاکسة، فإنه لا یمکن أن یکون استراتیجیة دائمة. ولکن ینبغی أن تستند على تحلیل الوضع الاستراتیجی: المبادئ الأساسیة والاستثمار وبصرف النظر عن جمیع التعاریف، ویتم قیاس أداء معها. ربما لأن أعداءنا القیام بعمل جید، یجب أن نعلم انها سیئة. على سبیل المثال، إذا الضرائب أولئک الذین یساهمون فی الأعمال الخیریة، وإعطاء أو الاستهلاک المنخفض، ویجب أن تفعل تلک المعاکس والضریبیة: لا مزید من نحن؟ الحدیث أو المحادثة قد یقول: نحن نعتقد أن العدو من التحرکات الجیدة، ولکن عندما یقوم التحلیل على الصراع، والمشکلة هناک دائما أن العدو هو أن نسأل أنفسنا ما هو جید؟ ویجب أن یحتذى والتی هی سیئة؟ التی یجب أن یعامل ضدها.

فی الواقع، ینبغی أن نکون الجوانب الإیجابیة: نحن نعتمد على آرائکم، والسلوکیات، والمعتقدات بدلا من الجوانب السلبیة لعدوک. لأن الجوانب الإیجابیة دائمة، ولکن الجوانب السلبیة، کما یوحی اسمها، یمکن فی بعض الأحیان یمکن إنکاره. على سبیل المثال، إذا کان کل هذا هو أن لدینا الأداء: انظر عدو ما یحدد عملنا، لا تفعل ذلک، وأحیانا العدو من على الخریطة للقیام بذلک. وقال رستم الذی Akvan مثل دیف رمی لی فی البحر! مع العلم أن یفعل العکس، والسماح للالیابسة.

نظرا لتحلیل الإمام الراحل هو الصحیح، وعلى هذا الأساس قالوا: علینا أن یؤدوا واجباتهم. الآن، فی ظروف الیوم غیر أن أیام استشهاد فاطمة الزهراء، ومبادئ وأسس تحلیلنا یجب أن تکون أفعال الله وأحادیث فاطمة. وقد روی أن الإمام علی باستثناء القضایا: القیادة بعد وفاة النبی، صلى الله علیه والنصائح حول کل من فاطمة أراد. فعل کل شیء قلته. لأنه یتم فصل فاطمة، بین الحق والباطل، والحق والباطل، هو أنها یمکن التعلیق. الیوم، إذا کنت ترید أن ترى أداء: بیت آل سعود هو صحیح أم لا، ونحن جمیعا یجب أن تتبع فاطمة الله. اذا کانت لدیک السعودیین ضغینة ضد سیدة فی القلب، ولیس فدعق لبناء، أو بت أحزان الإفراج عنهم، یجب على العدو، واقتادوه بعیدا. حتى الحکومة هی نفسها. إذا کنت بناء الصواریخ والأسلحة، والجیش والقوات شبه العسکریة الکثیر من التکالیف التی یفرضها التضخم على الناس، إلا أن قوتها، وعلى خلاف مع أمریکا، والنوایا لیست جیدة. یجب الدفاع عنها کما مقدس، النصر یوقع باسمنا وکانت فاطمة، ونحن الآن صواریخ وسفن حربیة، هو فی خدمة هذه السیدة، والسیف فی الغمد أن أی صاروخ بسبب فاطمة علی لیس قبالة!

وقد جاهد سنوات کم، وکلمة المرور الزهراء وفاطمة الزهراء، واحتلت قمم واحدة بعد فوز آخر. والیوم هو أن جمیع القمم فی أیدیهم، ولیس نظرة قویة فی البقیع! وتذکر فاطمة وأطفالها. بالطبع، کل ما کنت أرید أن أبکی! وعلى صدورهم والرأس، ولکن لیس صاروخا. هی أم النار السادات خطأ الصواریخ لا الى الریاض؟ هل لا یزال لدیک لتسویق جنبا إلى جنب مع أبو سفیان: أحزان واو المدینة الحارة ویعض؟ نحن تحویل بسیطة على هذا النحو! ونفى الخوف آل سعود، عن فضائل أمنا المقدسة السادات. نقول أن لدیهم مشاکل مع التفاوض أو النقاش مع الأعداء الباقی، حلها. هذا هو المکان الوحید الذی لحزب الله، یجب أن لا تنازل حق فاطمة! حزب الله لیس لدیه الحق فی التنازل عن فلسطین، أو تقدیم تنازلات على طاولة المفاوضات مع أمریکا، ولکن إذا کان فی حالة الباقی الصمت هو أفضل وتدمیر المشارکین فیها، وتسویة ما یرام. مبارک حتى یذهب لتقبیل لهم على حد سواء.


» نظر

سال فاطمی تمام شد ولی.

سال فاطمی تمام شد ولی..حتی موشک های دوربرد سپاه هم نتوانست کاری بکند. قبر بی بی پیدا نشد، قبور نواده هایش هم آباد نشد. راز این موضوعات در چیست؟ آیا لجبازی موضوع را عوض می کند؟ یا اینکه آن را برای مدتی از دسترس مردم خارج می کند؟ چرا با اینکه سادات در همه جای دنیا هستند، مادرشان غریب است و جای ان معلوم نیست؟ و با تمام موشک ها و اژدر انداز ها و: قایق های تند رو هم نمی توانند به قبور ائمه، مخصوصا شیخ الائمه امام صادق ع رسیدگی کنند؟

 عده ای می گویند انها عرب هستند، خرج برای انها برای ایرانی و فارس مجاز نیست، چونکه مانند چراغی است که به خانه رواست ..اما اعراب هم حاضر نیستند: پای بقیع بایستند و آنجا را آباد کنند! آنها این عده را از خود نمی دانند، انها را منتسب به ایرانی دانسته و طرد می کنند! حالا باید پرسید که راه وسط کدام است؟ اولا که عرب بودن عیب است یا حسن؟ اگر ائمه ،عرب بودند که در بین اعراب احترام داشتند! و اینجور مزار آن ها تخریب نمی شد، و اینطور مخفیانه کفن و دفن نمی شدند. عرب حد اقل هیچ چیز نداشته باشد، غیرت و حمیت دفاع از عرب و عربیت را دارد. چه در گذشته که یک قبیله برای: خونخواهی یک نفر بپا می خواستند، و چه الان که سیصد میلیون عرب، برای خود اتحادیه دارند و هم پیمانی، که هرکس به یکی از اعراب تجاوز کند: یعنی به همه آنها تجاوز کرده است.

    ولی وقتی پای مادر به میان می آید، همه آنها از ترس رنگ می بازد. غیرت عربی وجود ندارد تا: جلوی یک دختر 18 ساله را بگیرد، تا او به مسجد نرود و سخنرانی نکند. غیرتی عربی وجود ندارد تا: جلوی پیرمردی را بگیرد،که مادر جوان بارداری را سیلی نزند، و در خانه اش را به آتش نکشد. غیرت عربی وجود ندارد تا: دختران و نوه های پیامبر را سر برهنه، در کوچه ها بگردانند و: مردم به انها سنگ بزنند.

   ولی غیرت الهی وجود دارد! تا دختر جوانی 18ساله پیامبر، چادر سر کند و به مسجد برود و: برای امت پیامبر سخنرانی کند، و خود را معرفی نماید و از ولی امر خود دفاع نماید.غیرت الهی وجود دارد که :عقیله بنی هاشم در جمع سران و: فرماندها و پادشاهان و سفرا، در مجلس یزید با صدایی علی گونه، داد سخن بدهد و همه انها را به زیر سوال ببرد. و مانند مادر خود، ابتدا به معرفی خود بپردازد، تا ثابت کند که غیرت عربی، همه چیز را فراموش می کند! حتی نام دختر و نوه پیامبرش را. این غیرت الهی در همه فاطمه ها، و زینب ها باید وجود داشته باشد.

 اما حالا دیگر باید منتظر دستانی از ایران بود، که به کمک بشتابد. همانطور که در همه جا، به اسلام کمک کرد.  از طرح ایجاد خندق که توسط سلمان فارسی داده شد، تا دعوت از نوادگان رسول برای زیستنی ارام، و امن در سر زمین خودشان. از همسر گزینی امام حسین ع تا: سرازیر شدن امامزادگان به سرتاسر ایران، همگی دست ایرانی را برای کمک به مادر نشان می دهد. آیا وقت ان نرسیده که بر: غربت این مادر و فرزندانش، در بقیع نقطه پایانی گذاشته شود؟ و یک موشک ناقابل هزینه شود؟

مگر انها قرشی (کورشی ) نبودند؟ و از سلاله حضرت ابراهیم علیه السلام، که فرزندش را به دستور الهی بین اعراب برد؟ شما ببینید که قبرس(سایپرس) کراوات و خراسان( کورشان) کی روش و قرشی هم، همه تلفظ گوناگون کورش است. و این یعنی علاقه انها به ایران، علاقه به زاد بوم خودشان است، که از ان دور شده بودند. و ایرانیان در واقع به خودشان کمک می کنند، و باید که این کمک را ادامه دهند. ایرانیان بدانند که اگر فاطمه سلام الله، زجر دید و اگر امام حسین ع شهید شد، یکی از دلایلش آن بود که اعراب جاهلی به انان شک داشتند. آنها از اصالت این خانواده و: پیوستگی انان به حضرت ابراهیم خبر داشتند، و برای همین انها را قومی از کورش ( قرشی) می خواندند، و همیشه بغض اصالت دار بودن این خانواده، آنها را رنج می داده است.

 

 اکنون نیز که چهره عرب جاهلی، در افرادی مثل عادل الجبیر و ملک سلمان است، بخوبی می توان کینه انها را نسبت به این خاندان، در چهره تک آل سعود خبیث دید. عادل الجبیر اعلام کرده که ایران، اگر رفتار خود را عوض کند، حاضر است روابط مجدد برقرار کند! ولی او باید بداند که ایران، دست از فاطمه و خاندان او برنخواهد داشت، و تنها در صورتی که بقیع باز سازی شود، آل سعود را به رسمیت خواهد شناخت.

ان فاطمی فیلق

کان فاطمی فیلق الصواریخ بعیدة المدى، ولکن .. حتى لم تفعل أی شیء. تم العثور على مقبرة بیبی، قبور ذریته لیست مزدهرة. والسر هو هذا؟ لا تغییر الموضوع کونه عنید؟ أو جعلها متاحة للجمهور لفترة من الوقت من الخارج؟ بینما فی السادات لماذا فی کل مکان فی العالم، ومکانها غریب وغیر معروف؟ ومع جمیع انواع الصواریخ والطوربیدات والزوارق لا یمکن الحصول على قبور الأئمة من الصعب، وخاصة الین کبار السن منهم: الإمام الصادق التعامل؟

 یقول البعض أنهم عرب، الإنفاق الفارسی والإیرانیین لهم أن یسمح، منذ المنزل مثل المصابیح التی لا ..ama العرب قانونی: بناء الباقی تقف هناک! انهم لا یعرفون رقم هاتفک منهم یعزى إلى الإیرانیین ونرفض! الآن یجب أن نسأل ما هو الحل الوسط؟ العیب الأول هو أن تکون العربیة أو الإیمان؟ إذا کان الإمام، کان العرب بین العرب باحترام! ولم تدمیره قبره، وأنه لم یکن الدفن السری. على الأقل لیس هناک ما هو لیس عربیا، العربیة والعروبة لدیه الحماس للدفاع. ما فی الماضی بأن قبیلة ل: الانتقام ارتفعت واحد یرید، والآن أن ثلاث مائة ملیون عربی، لأنفسهم وحلفائها نقابتهم، ولکل حسب واحد من الغزو العربی: فقد تجاوزت کل منهم.

    ومع ذلک، عندما یتعلق الأمر الأمهات، وجمیعهم من شاحب مع الخوف. لیس هناک الغیرة العربیة: أمام فتاة (18 عاما) قبض علیه، لذلک فهو لا یذهب إلى خطاب المسجد ولا. لیس هناک حماسة العربیة: فرضت الأم الحامل الشباب الرجل العجوز لا یصاب ویقتل فی منزله على النار. لیس هناک الغیرة العربیة: بنات وحفید النبی عاریا فی الشوارع لتشغیل والناس لرمی الحجارة.

   ولکن الغیرة العظماء هناک! ابنة تبلغ من العمر 18 عاما من خیمة النبوی وتذهب إلى المسجد وإلى خطاب الشرفاء، وقدم نفسه والدفاع الله Nmayd.ghyrt من هم الجاردیان أن: Qylh بنی هاشم ورؤساء التجمع: القادة و الملوک والسفراء، بصوت یزید علی الأنواع، وإعطاء الخطب وتقویض کل منهم. ومثل والدته، وأول من أدخل تلقاء نفسها، لإثبات أن الغیرة العربیة، نسی کل شیء! حتى اسم ابنة النبی وحفیده. وینبغی أن یکون هذا التکریم الله فی کل فاطمة، وکانت هناک.

 ولکن لا بد لی من الانتظار لأیدی إیران، الذین یسارعون لتقدیم المساعدة. کما فی کل مکان، ساعد على الإسلام. الخندق الذی تم إنشاؤه من التصمیم عن طریق سلمان الفارسی، ودعا واحد من سلالة النبی للعیش هادئة، وآمنة فی أرضهم. زوجة الإمام الحسین التحول إلى: صب العتبات المقدسة فی جمیع أنحاء إیران، ید ایران لمساعدة الأم لجمیع العروض. ألم یحن الوقت أن: الحنین للأم والطفل، فی البقیع تکون النقطة النهائیة؟ وصاروخ هو تکلفة تذکر؟

وهل قریشی (قریشی) لم تکن؟ وسلیل النبی إبراهیم (علیه السلام)، الذی تولى ابنه لأمر الله بین العرب؟ ترى قبرص (السرو) التعادل وخراسان (سایروس) کیروش وقریشی، عن النطق مختلف هو سایروس. وهذا یعنی أن مصلحتهم فی إیران، الاهتمام على مولود نفسه، الذی کان بعیدا عن ذلک. والإیرانیین یساعدون أنفسهم فی الواقع، وینبغی أن تستمر هذه المساعدة. الإیرانیون أن یعرف أنه إذا فاطمة علی، یعانون الشهید الامام الحسین معرفة ما إذا کان، وکان واحدا من الأسباب التی انهم یشکون من العرب قبل الإسلام. أصالتها للأسرة: لإبراهیم عرفت استمراریتها، ووضع ودعتهم سایروس العرقی (قریشی)، ودائما مع الدموع أصالة الأسرة، التی تعرضوا لها.

 

 الآن أن الأرقام العربیة، والناس مثل عادل وسلمان هو، أیضا، یمکن للمرء أن ضغینة لهم الأسرة، وبیت آل سعود الشر هی فی الأرقام واحد. أعلن عادل أن إیران، إذا تغیر سلوکک، على استعداد لإعادة العلاقات! ولکن علیه أن یعلم أن إیران لن یکون لها ید فاطمة وأسرته، وإلا إذا کان إعادة الإعمار الباقی آل سعود على الاعتراف.


» نظر
   1   2   3   4   5   >>   >
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96
پاییز 96