سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

پرچم صلیبی ها، در دست داعش!

آن موقع که آندلس از دست رفت، و به نام اسپانیا معروف شد، شاید کسی باور نمی کرد: این اسپانیا بتواند حتی قلب مکه را هم فتح کند، و همه آن بلاهایی را که بر مسلمین آوردند، بدست خود مسلمین این کار را بکنند!

اکنون پس از گذشت 10قرن همه قرینه ها، در مکه و مدینه به دست آل سعود ایجاد شده است، و فرصت برای بیرون راندن مسلمانان، از عربستان فراهم شده است! همه مردم عربستان به قدری فاسد شده اند، که به پیامبر اسلام اهانت می شود، هیچ صدایی از آن جا شنیده نمی شود. از سنگ و چوب صدا در می آید، ولی از مردم مکه و مدینه هرگز! آن هایی که سال ها است، نان پیامبر را می خورند، ولی حرمت او را پاس نمی دارند!

آل سعود آن ها را کاملا اخته کرده است. اگر آن روزی، نوه پیامبر را ،در مکه تعقیب می کردند تا بکشند، حداقل با خود پیامبر کاری نداشتند. ولی امروز خود پیامبر تحت تعقیب است! و باید برای مجازات آماده شود. ندای هل من ناصر حسینی، امروز از حلقوم پیامبر بیرون می آید. زیرا هرچه زمان می گذرد، غیرت مردمان کمتر و کمتر می شود.

اگر روزی سلمان رشدی، به اعدام محکوم می شد، امروز اخلاف مدعی  و: ناصالح، با هتاکان به پیامبر، دست دوستی می دهد، و ادعا دارند که: فرزند مکه و منی است! از آن بدتر، کسی با آن ها دست دوستی می دهد، و پای میز مذاکره می نشیند، که ادعا می کند فرزند قم و تهران است! آن ها بقدری سترون شده اند که، حتی حاضر نیستند یک اخم بکنند، و یا حتی میز مذاکره را رها کنند، و به عنوان اعتراض با آن ها دست هم می دهند!

موضوع از زمانی شروع شد که به: مدینه حمله شد و بقیع تخریب گردید، و کسی به تخریب گران چیزی نگفت . آن ها سپس به سراغ قبله اول مسلمین رفتند، قدس شریف را ازبین بردند! و بجای آن یک ساختمان نوساز را، قبله اول معرفی کردند. از کنار هیکل سلیمان، نوک پیکان حمله خود را، به قبله دوم نشانه رفتند. اما نه با سلاح سرد یا گرم، بلکه با دامن هایی گرمتر از سلاح !

آل سعود، مرکز فحشا و فساد شد. ماهواره های ضد اخلاقی، در تمام دنیا بودجه خود را از عربستان گرفتند! تمام کنار دریا ها در تسخیر: اعراب خوشگذران قرار گرفت، که فقط ناموس ساکنان آن جا را می خواست! از کنار دریای بالتیک تا: دریای سرخ،  از شیکاگو تا جنوبگان!  همه تبدیل به مراکزی شدند که: فقط فساد خرید و فروش می کردند، درست همان سبک که در کنار دریای اندلس، مسلمانان را به دریا ریختند!

امروز دیگر لازم نیست که صلیبی ها، بیایند یا جنگ صلیبی دوباره صورت بگیرد! زیرا دیگر غیرت مسلمانی! باقی نمانده است که لگد کوب شود! فساد در درون هیات های حاکمه مسلمین، ریشه دوانیده و همگی آن ها، سر سپرده صلیبی ها هستند. و صلیبی ها از خود می پرسند: با چه کسی باید بجنگند؟ چون کس دیگری باقی نمانده است!

اگر در گوشه و کنار، هنوز هستند کسانی که به ندای پیامبر، پاسخ می دهند دشنه تیز حکومت ها، آن ها را برجای خود می نشاند! کشته و زخمی شدن مسلمانان تونس، پاکستان و مصر و.. همه حاکی از این است که دولت های اسلامی ، جای شوالیه های قرون وسطی را گرفته و: نیازی به زحمت دادن به آن ها نیست! در تهران و قم هم همینطور است! مردم از خود سوال می کنند: با چه کسی باید بجنگیم؟ و برعلیه چه کسی شعار بدهیم؟

اگر مرگ بر فرانسه بگویند، متهم به ضدیت با مذاکرات می شوند! اگر مرگ بر آمریکا بگویند، متهم به دفاع از تحریم ها می شوند! واگر مرگ بر انگلیس بگویند، متهم به :اهانت به آقازاده های لندن نشین و: پدران آن ها  می شوند.

 

و می بینیم بازهم علی تنها است! شاید از تنها هم تنها تر، چرا که پیامبر مدینه است و: علی باب آن. و آن ها باید باب را بشکنند، تا وارد مدینه شوند. آن زمان که علی را می شکستند، برای همین بود تا بتوانند :راحت تر وارد مدینه شوند. و فاتحه ای برای اسلام بخوانند!

علم الصلیبیین، فی أیدی إیزیس

ثم خسر فی الأندلس، إسبانیا، واسم أصبح معروفا، یمکن للمرء أن أصدق هذا حتى یمکن خفض الغزو الاسبانی من مکة المکرمة، وجمیع الآفات التی المسلمین، وجدوا أنفسهم مسلمین تفعل ذلک!

الآن بعد کل هذه الأدلة فی القرن 10th، تم إنشاء آل سعود فی مکة المکرمة والمدینة المنورة، وإتاحة الفرصة لطرد المسلمین من المملکة العربیة السعودیة المقدمة! جمیع السعودیین فاسدون جدا، وهذا هو إهانة نبی الإسلام، لم یسمع صوت ذلک. من الحجر والخشب غیر سلیمة، ولکن أهل مکة والمدینة المنورة، أبدا! تلک السنوات، والخبز له لتناول الطعام، لکنهم لا یحترمون له بالمرور!

سعود أنها عاجزة تماما. وإذا کان الیوم، حفید النبی فی مکة المکرمة طاردت حتى الموت، على الأقل أنه لم یفعل أی شیء معها. ولکن الیوم کان یرید! وینبغی أن یکون على استعداد للعقاب. أنا أدفع دعوة ناصر حسین، والیوم یخرج من الحنجرة. لأنه کلما مر الوقت، سوف أقل وأقل الناس أن یکون الغیرة.

لو یوم واحد، سلمان رشدی، وحکم الیوم على المطالبة وخلفاء: غیر کفء، وإهانة للنبی، والحب، والادعاء بأن مکة المکرمة هی وابنی! والأسوأ من ذلک، واحد مع ید الصداقة، وطاولة المفاوضات یجلس، والذی یدعی أنه ابن مدینة قم وطهران! تم تعقیمها هم ولا حتى القیام عبوس، أو حتى لمغادرة طاولة المفاوضات، وعلى سبیل الاحتجاج بأیدیهم حتى!

بدأت عندما یکون الموضوع: البقیع فی المدینة المنورة للاعتداء وهدم، والذی لم یقل شیئا لأضرار باهظة الثمن. ثم ذهبوا إلى المسلمین من مکة المکرمة، والقدس الشریف قتل! بدلا من ذلک، قدم المبنى الجدید، أول القبلة. من معبد سلیمان، رأس السهم هجومهم، ذهبت الأعراض فی الصلاة. ولکن ساخنة أو باردة مع الأسلحة، ولکن مع التنانیر أکثر دفئا من الأسلحة!

آل سعود، الدعارة والفساد. الأقمار الصناعیة غیر أخلاقی، فی کل تمویلها من المملکة العربیة السعودیة ولدوا! کل ما فی الاستیلاء على البحر: لعوب العرب کانوا تکریم سکان الوحید الذی طلب! من بحر البلطیق إلى: البحر الأحمر، من شیکاغو الى القارة القطبیة الجنوبیة! تم تحویلها جمیعا إلى المراکز التی تم شراؤها وبیعها الفساد فقط، کما أن الطراز الأندلسی البحر، وخرج المسلمون إلى البحر!

الیوم أنها لم تعد بحاجة إلى الصلیبیین، أو أعود الصلیبیة القیام به! شرف آخر للمسلمین! یتم ترک تدافع! الفساد داخل مجلس محافظی المسلمین، وجذر کل شیء، وتودع الصلیبیین. الصلیبیین ونسأل: من الذی لا نقاتل؟ باعتبارها واحدة غادر آخر!

إذا الزوایا، أولئک الذین لم صوته، والحکومات خنجر حاد تستجیب، فإنه یمکن وضع یسارک! قتل المسلمین فی تونس ومصر وباکستان وغیرها، کلها تدل على أن الدولة الإسلامیة، بدلا من فرسان القرون الوسطى و: لا تهتم لهم! لذلک هو فی طهران وقم! اعتاد الناس على طرحه هو: من الذی للقتال؟ وتردید شعارات ضد من؟

إذا وفاة الفرنسیة یقول، متهما المعارضة تکون الإجراءات! إذا أنت تقول الموت لأمریکا، المکلفة الدفاع عن العقوبات! الموت لیقول إذا اتهم بریطانیا وإهانة اغا زاده المقیمین فی لندن، وآبائهم.

 

ومرة أخرى نرى علی وحده! ولعل المرة الوحیدة فقط، لأن النبی فی المدینة المنورة وعلی حول هذا الموضوع. ویجب أن کسر الباب للوصول الى المدینة. فی حین حطم علی، لذلک لتکون قادرة على: أسهل للوصول الى المدینة. ودخول الإسلام إلى قراءة!


» نظر

ناسزا گفتن به پیامبر، نتیجه ناسزا شنیدن به حضرت علی است.

نتیجه دست دادن با کری!

و بوسه دادن به  ملک عبد الله!

ناسزا گفتن به پیامبر، نتیجه ناسزا شنیدن به حضرت علی است.

وقتی ملک عبدالله، بوسه شیطانی را بر پیشانی هاشمی زد، نمی دانست که دردسر بزرگی برای: هواداران هاشمی درست کرده است.  آن ها سالها زحمت کشیدند تا بر :خیانت های او در عراق، در زمان قبل از انقلاب ماله بکشند، که از همه مهمتر آقای دعایی بود، که حتی اعتماد کرده و: مادرش را هم به او سپرده بود! ولی این بوسه همه را نقش بر آب کرد!

تابناک حتی زحمت کشیده، ملک عبدالله را با رهبر ایران مقایسه کرده! و نوشته که: تنها در صورتی توهین به حاکمان دیگر کشور‌ها، قابل‌پذیرش است که توهین به: مقامات کشورمان برای ما اهمیت نداشته باشد،  این حرف یعنی بوسه ملک عبدالله هم، مانند بوسه رهبر معظم انقلاب اسلامی است! و نباید بین آن ها فرقی گذاشت، چون هردو حاکم هستند.

اما فرق اصلی این است که: هاشمی با کسی دست به بوسه می شود که، تخریب بقیع اولین جرم اوست! و آخرین آن هم تخریب کوچه بنی هاشم، و چهارصد مکان تاریخی دیگر پیامبر است. البته آقای هاشمی و پیروان او، سعی دارند همه این توهین ها را به :حضرت علی و شیعیان او نسبت دهند، و بگویند آن ها با پیامبر اسلام، دشمن نیستند با حضرت علی هم دشمنی ندارند، ولی با شیعیان او اختلاف سلیقه دارند!

حتی علی مطهری در مجلس می گوید: چون ما در تهران اجازه ساخت مسجد، برای اهل سنت نمی دهیم، آن ها هم در مکه و مدینه تلافی می کنند! یعنی همه این داستان های: داعش و طالبان و ... فقط یک سوء تفاهم جزئی است! و آن هم تقصیر تهرانی ها است. اما نتیجه این حماقت ها همین است که: امروز می بینیم که جان کری، بلافاصله بعد از دست دادن با ظریف، به طرف اورلاندو می رود و ودست : وزیر خارجه فرانسه را می فشارد، و چند بار هم لبخند موکد می زند که: دست مریزاد، کار خوبی کردی: روی مسلمان ها را کم کردی!

حق هم دارد! وقتی امام خمینی ره زنده بود، حکم اعدام سلمان رشدی را امضا کرد. ولی الان حتی یک راهپیمایی خشک خالی هم نیست، و اصلا رگ غیرت دنیا را قطع کردند! اورلاندو و رئیس رژیم صهیونیستی، میدانند که حمیت مسلمانان ضعیف شده، که موج سواری می کنند و نشریه: مرده ای را زنده می کنند تا با: کاریکاتور های موهن، تولد دوباره خود را جشن بگیرد. و چند وزیر خارجه هم که : اغلب آن ها با ظریف دست داده اند، و دستان ظریف استخوان های آن ها نوازش کرده، دیگر مطمئن هستند کسی، استخوان دست آن ها را نمی شکند، و با قلم هایشان کاری ندارد!

وقتی نوه امام بگوید: امام خمینی ره هرگز نگفته که: زنها حجاب داشته باشند، دیگر از بقیه چه انتظاری است؟ و آیا نباید فاتحه اسلام را خواند و: به قول امام علی گفت: الاسلام والسلام!

وقتی که بوش پدر یا بوش پسر، بر طبل جنگ های صلیبی می کوبید، هرگز فکر نمی کرد این بار، این کوبیدن به دست خود مسلمان ها باشد! آن هم از درون خانه کعبه،  و از درون خانه خمینی ره،  بله امروز حاملان پرچم صلیبی، دیگر شوالیه های قرون وسطی نیستند، بلکه امام زادگانی هستند که: مردم امید به آن ها بسته اند، و دین خود را به آن ها سپرده اند.

امروز پرچم صلیبی ها، بر دوش داعش و طالبان و القاعده است. و صلیبی ها نیازی به آمدن ندارند! آن ها کار خود را انجام دادند و: با ایجاد فتنه 88 میخ خود را کوبیدند، و اکنون با خیال راحت به خیانت های: درون گروهی مسلمان و شیعیان تماشا می کنند.

تعداد افرادی که در جنگ های صلیبی قدیم، کشته شدند شاید تنها نیمی از مردمی باشد که: صدام به کشتن داد و یا، یک چهارم مرمی باشد که داعش و طالبان، آن ها را کشتند. صلیبی ها دشمن روبرو بودند، و هرگز گور جمعی نداشتند، اما داعش  و صدام، گور جمعی را با: ماس پروداکشن! های کارخانجات یکی می دانستند. و با بیل و لودر کفن و دفن می کردند..

 

 

مع سماع نتائج فقدان!

وتقبیل الملک عبد الله!

تسبوا النبی، الإمام علی هو نتیجة الاستماع إلى الألفاظ النابیة.

عندما الملک عبد الله، قبلة على الجبین لم الهاشمی الشیطان لا یعرف أن مشاحنات کبیرة للجماهیر الهاشمی هو الصحیح. أنها سحبت على مدى سنوات عدیدة من المتاعب: خیانته فی العراق تقتل الوقت قبل مجرفة، والتی تأتی قبل کل شیء کان، أنه حتى الثقة: والدته قد الموکلة إلیه! ولکن کانت قبلة کل الأرض!

مشرق حتى عناء سحب، وقد تم مقارنة الملک عبد الله مع الرئیس الإیرانی! وبحلول ذلک جریمة إلا إذا کان حکام بلدان أخرى، من المقبول اهانة: البلد لیس مهم بالنسبة لنا، فإن کلمة تقبیل الملک عبد الله، المرشد الأعلى هو مثل قبلة! ویجب أن لا یکون هناک فرق بینهما، لأن کلا قابلة للتطبیق.

ولکن الفرق الرئیسی هو أن الهاشمی شخص لتقبیل التی دمرت البقیع هو جریمة! وتدمیر النهائی للحارة بنی هاشم، وأربعة الأماکن التاریخیة الأخرى للنبی. ومع ذلک، والسید الهاشمی وأتباعه، فی محاولة للحصول على کل الإهانات إلى: علی والشیعة له، ویقولون أن نبی الإسلام، وأعداء الإمام علی لیست من الأعداء، ولکن لدیها الشیعة له طعم الفرق!

یقول علی مطهری البیت حتى ونحن نسمح ببناء المساجد فی طهران، والسنة لا، وسوف الرد فی مکة المکرمة والمدینة المنورة! وهذا یعنی أن جمیع هذه القصص: داش وطالبان، و ... مجرد سوء تفاهم بسیط! وهذا هو خطأ من الضحایا. ولکن الغباء هو نتیجة أن نرى الیوم أن جون کیری، بعد خسارته الغرامة، أورلاندو یسیر جنبا إلى جنب: وزیر الخارجیة الفرنسی ساقیها، وعدد قلیل من الابتسامات، والذی أکد: ل برافو، قام بعمل جید، کنت قد فقدت المسلمین!

هناک حق! عندما کان الإمام الخمینی على قید الحیاة، وقعت حکم الإعدام بحق سلمان رشدی. ولکنها لیست حتى مسیرة الجافة الفارغة، وجمیع آنیة الشرف لقطع العالم! أورلاندو ورئیس إسرائیل، ونعرف أن حماسة ضعف المسلمین، الذین لدیهم تصفح ونشر: حیا أو میتا، هی: الرسوم المسیئة، احتفال بعید میلاده مرة أخرى. وزیر الخارجیة عدة هی التی فقدت معظمها غرامة، والعظام الحساسة فی الیدین وعناق، الشخص أکثر ثقة، وانها لن کسر العظام فی الیدین، ومع القلم من لا یعمل!

عندما یقول حفید الإمام: الإمام الخمینی قط ان النساء ارتداء الحجاب، وغیرها من ما هو متوقع؟ ودخول الإسلام، کما یلی: وفی کلام الإمام علی قال الاسلام و آل!

عندما بوش الأب وبوش الابن، والطبول الحروب الصلیبیة دمرت، لم أفکر أن هذا الوقت، والمسلمین وضجیجا على أیدیهم! بل هو أیضا موطن الکعبة، بیت الخمینی، نعم الیوم وضع علامة الصلیب، فرسان الآخر من العصور الوسطى، ولکن أیضا المقدسة فیها الشعب قد وضعت آمالهم فی نفوسهم، وجلبت دینهم معهم .

الیوم الصلیبیین العلم، داش مثقلة وتنظیم طالبان و آل. لم الصلیب لا حاجة إلى أن یأتی! فعلوا عملهم: لخلق دسیسة أظافرک 88 تحطمت، والآن بأمان جلاله: الجماعة الشیعیة ومشاهدة.

 

عدد الأفراد فی الحروب الصلیبیة القدیمة، ربما نصف فقط من الأشخاص الذین قتلوا على ید صدام قتل ورصاصة الرابعة التی داش وطالبان، قتلوهم. واجه الصلیبیین العدو، ولیس لدیهم مقبرة جماعیة، ولکن داش والمقابر الجماعیة صدام: موس للإنتاج! عرفت مصنع واحد. مع معاول ورافعات کانت الدفن.


» نظر

نظام یکپارچه تامین اجتماعی،

 

امروز در حالی جشن بیمه سلامت را، برگزار می کنیم که از یکپارچکی: سیستم تامین اجتماعی خبری نیست.  اگر وزیر تعاون ، کار و رفاه اجتماعی  هم همتی بکند، این موضوع هم فیصله پیدا می کند، زیرا ایشان بیشتر سیاسی، فکر می کند تا رفاهی!

آمار ها نشان می دهد که: دفاتر تامین اجتماعی، بیش از جمعیت ایران دفترچه بیمه صادر کرده اند! در حالیکه ادعا می شود 21 درصد نیروی فعال جامعه، بیکار و نیمی از آنان را زنان تشکیل می دهند! و از هرکس هم می پرسید، مشکل بیمه دارد و دفترچه بیمه هم، ارزشی ندارد!

با تنظیم نظام یکپارچه برای تامین اجتماعی، نه تنها از موازی کاری که جلو گیری می شود،بلکه بسیاری از هزینه ها نیز کاسته می شود. بزرگترین مشکل سازمان تامین اجتماعی، پرداخت هزینه های درمان بود که: با همت وزیر بهداشت و طرح بیمه سلامت همگانی، به حل کامل خود نزدیک می شود. لذا بیش از 50درصد هزینه ها که: کمر تامین اجتماعی را خم می کرد، در مسیر حل خود قرار گرفته است.

مشکل دوم تامین احتماعی، بیمه بیکاری است که باید برای 21درصد جامعه، در آمد تعریف کند. این موضوع با همگانی کردن بیمه حل می شود. چرا که دیگر کسی نمی تواند: ادعای بیکاری بکند. 68درصد اعلام بیکاری ها برای بیمه است. یعنی فردی که بیمه نیست، خود را بیکار می داند! لذا به اداره کار یا شرکت های کار یابی، مراجعه و نام خود را ثیت می کند.

تحقیقات میدانی ثابت کرده که: اغلب مدعیان بیکاری از این دست، معمولا دو یا سه شغل دارند! فقط چون بیمه نیستند مدعی باقی می مانند.  و برای 23درصد حق کار فرمایی، به دنبال جایی هستند که آن را پرداخت کند، و چه کسی بهتر از وزارت کار که، خود را حامی بیکاران می داند.

اصل مهم در بیمه هم افزایی است، یعنی وقتی تعداد بیمه شده ها به حد نهایی میل کند، هزینه های بیمه شدگان کاهش می یابد. مثلا کسانی که به عراق می روند با پرداخت 300هزار ریال، در مقابل ترور بیمه می شوند! و تا به حال هیچ شرکت بیمه، از بابت اینهمه دریافتی مبلغی هزینه نکرده است! و این سود خالص آن ها است. در حالیکه اگر همه بیمه باشند، این نوع بیمه ها در دل بیمه های تامین اجتماعی است. کسی که بیمه تامین اجتماعی است، بیمه عمر و بازنشستگی وحوادث را با خود دارد.

 دیدگاه دیگر که باعث کاهش هزینه ها می شود، ادغام عنوان های من در اوردی بیمه گذاران است. یعنی کار اصلی را بیمه تامین اجتماعی می کند، و بیمه های دیگر فقط پول پارو می کنند. تا بحال دیده نشده که بیمه ها نسبت به: آتش سوزی یا عمر و حوادث، خود را مسئول بدانند، چون بالاخره تبصره ای هست که: بیمه شده را مقصر نشان دهد. اما تامین اجتماعی چنین نمی کند.

در اداره کار، حتی کسانی که بیمه نیستند، محکوم به دریافت حق بیمه بیکاری می شوند! چه رسد به آن هایی که حداقل دوسال سابقه بیمه داشته باشند.  اما در بیمه های غیر تامین اجتماعی، اداره کار یا مدعی العمومی وجود ندارد، تا از حق بیمه شده حمایت کند. حتی اگر بیمه شده به مراجع قضایی هم مراجعه کند، نمی تواند حریف وکیل مدافع های قدر! بیمه ها شود و همیشه محکوم است.

بیمه های خصوصی غیر تامین اجتماعی، فقط در یک صورت هزینه پرداخت می کنند: که درصدی به عاملین یا رابطین پرداخت شود!  در این صورت هم، صحنه سازی و مدارک جعلی است که: حق بیمه می گیرد نه بیمه شونده!

 

لذا یکپارچگی بیمه هم اعتماد مردم را، به بیمه باز می گرداند و هم؛ باعث کاهش هزینه ها می شود. و به علت وسعت بیمه شوندگان، از قاعدگی سازمان تامین احتماعی! هم جلو گیری می کند. و مجلس و کمسیونهای مجلس می توانند، آن را در ماده 19و20مقررات مالی، در شرف تصویب، منظور نمایند.

نظام متکامل للضمان الاجتماعی،

بینما الاحتفال التأمین الصحی الیوم، رأت أن سلامة نظامها من الضمان الاجتماعی لیست الأخبار. إذا کان وزیر التعاونیات والعمل والرعایة الاجتماعیة، إذا حاولت، وهذه المرة فقد تقرر، لأنها سیاسیة، والرعایة تعتقد ذلک!

تشیر الإحصاءات إلى أن مکاتب الضمان الاجتماعی، أکثر من سکان التأمین قد صدر! فی الوقت الذی تدعی أن 21? من السکان النشطین العاطلین عن العمل، ونصفهم من النساء! وطلب من الجمیع وصعوبة التأمین والتأمین یستحق!

من خلال وضع نظام متکامل للضمان الاجتماعی، ولیس فقط من الجزء الأمامی من العمل الموازی، ولکن یتم تخفیض الکثیر من التکالیف. أکبر مشکلة مع الضمان الاجتماعی، ودفع لتلقی العلاج ومع جهود وزارة الصحة وخطة التأمین الصحی العام، ونهج حل کامل. لذلک یقع 50? من التکالیف التی من شأنها ثنی الظهر للضمان الاجتماعی، فی سیاق خطابه.

ثانیا، الضمان الاجتماعی، لم یتم تعریف التأمین ضد البطالة، التی ینبغی أن تکون 21? من السکان. یتم حل هذه المشکلة عن طریق التأمین العام. لماذا لا یمکن للشخص أخرى: انخفضت مطالبات البطالة. 68 فی المئة للتأمین ضد البطالة. یعنی أن الشخص لیس المؤمن، من العاطلین عن العمل! الشرکات مکتب العمل أو التوظیف، یرجى إرسال اسمک.

وقد أظهرت الأبحاث المیدانیة أن معظم المطالبات من هذا النوع، عادة اثنین أو ثلاث وظائف! فقط لأنهم لیسوا تظل مطالبات التأمین. وعن 23? من أرباب العمل، الذین یبحثون عن مکان للدفع، والذی أفضل من عمل سیده، العاطلین عن العمل.

التأمین هو مبدأ هام من التآزر، أی عندما یکون عدد رغبة المؤمن للحد من تکالیف انخفاض المؤمن. على سبیل المثال، أولئک الذین یذهبون إلى العراق لدفع 300 ألف دولار، لیکون المؤمن علیه ضد الارهاب! ولیس لدیه شرکة التأمین، للم تتلق رسوم حتى الآن! صافی الربح بالنسبة لهم. ومع ذلک، إذا کان کل التأمین، وهذا النوع من التأمین هو فی قلب التأمین الضمان الاجتماعی. من هو تأمین الضمان الاجتماعی والتأمین على الحیاة والتقاعد مع ملاحظاته.

  واخترع أسلوب آخر، یقلل من التکالیف، وإدماج حاملی وثائق التأمین. العمل الأصلی، والتأمین والضمان الاجتماعی، والتأمین الأخرى لیست سوى الکثیر من المال. فقد رأینا أن التأمین ضد: أحداث الحریق أو الحیاة، ومسؤولیتکم لمعرفة، لأنه هو من المذکرة هو أن خطأ من المؤمن. ومع ذلک، والضمان الاجتماعی لا تفعل هذا.

فی المکتب، حتى أولئک الذین لا المؤمن، محکومون قسط التأمین ضد البطالة! ناهیک عن أولئک الذین لدیهم سنتین على الأقل من الخبرة التأمین. ولکن غیر التأمین والضمان الاجتماعی، ومکتب المدعی العام أو العمل هناک، لحمایة حقوق المؤمن علیه. حتى لو کان یشار المؤمن علیه إلى السلطات القضائیة، فإنه لا یمکن أن السلطة المحامی المنافس! وأدان التأمین ودائما.

التأمین الخاص أو الضمان الاجتماعی، فقط فی حال الدفع، یتم دفع نسبة إلى وکلاء أو المتطوعین! فی هذه الحالة، خدعة وثائق مزورة هی أن أقساط التأمین لیست المؤمن!

 

سلامة الجمهور الثقة، والتأمین، والتأمین للعودة، للحد من التکالیف. نظرا لحجم تلک التأمین، مؤسسة الضمان الاجتماعی من الحیض! أنها تبقی معا. ویجوز للمجلس النواب والمجالس، فی المادة 19 و 20 من النظام المالی، على وشک الموافقة، ترتیبها.


» نظر

تامین اجتماعی همگانی شود

امروز در صحن علنی مجلس ماده 18و 19مقررات مالی دولت رای نیاوردو به کمیسیون ارجاع شد و این بهترنی فرصت است تا در کمیسیون دوباره تجدیدنظر شود به نظر ما اکنون که مقررات مالی دولت مطرح است یکپارچگی بیمه همگانی هم تصویب شود مناسب تر است زیرا منقطع بودن لیست بیمه ها تالی فاسد های زیادی دارد از جمله اینکه بسیاری از کارگران اصلا بیمه نمی شوند و برعکس افراد و وابستگان کار فرما که غالبا کارگر نیستند بیمه می شوند و از مزایای بیمه استفاده می کنند با یکپارچه شدن اتامین اجتماعی همه ایرانیان بالای 18 سال بیمه می شوند و در سن شصت سالگی بازنشسته شوند. حتی بیمه سلامت میتواند زیر مجموعه این بیمه باشد یا بیمه نیروهای مسلح هم دراین طرح ادغام شود در اینشورت شاهد بیمه نشدن بیش از 10میلیون نفر نخواهیم بود! در حالیکه تعداد دفتر چه های بیمه بیش از جمعیت ایران است!


» نظر

ترس بیخودی از:پروژه های اسلام هراسی !

در بحث خبرنگاری می گویند جمله:  سگی پای مردی را گاز گرفت! یک خبر حساب نمی شود، ولی اگر مردی پای سگی را گاز گرفت، خبر است! مطابق صریج قران هم، کار سگ پارس کردن است، چه با او کاری داشته یا نداشته باشید ! (فمثله کمثل الکلب إن تحمل علیه یلهث أو تترکه یلهث) مهم این است که به آن توجه نکنی، زیرا سگ ها باهوش هستند و: اگر بفهمند کسی از آن ها ترسیده، حمله می کنند و لذت می برند. و اگر کسی نترسد و از کنار آن ها، بدون ترس گذر کند آن ها ، از خجالت آب می شوند و: دم خود را روی کول می گذارند و می روند.

پرو‍ژه اسلام هراسی هم همینطور است. امپریالیسم خبری و رسانه های صهیونیستی، کارشان تبلیغ اسلام هراسی است. ولی این کار نباید واقعا ترسی در: دل کسی ایجاد کند، زیرا ترسیدن همان و گاز گرفته شدن همان ! یعنی ترسیدن یا عصبی شدن از: پروژه های اسلام هراسی، براورده کردن اهداف پلید اسلام هراسان است. زیرا آن ها عمدا این کار را می کنند تا: مسلمانان را به عکس العمل وادار کنند. و بعد بگویند چوب را که برداشتیم، گربه دزد ها فرار کردند!

بنابر این نشان دادن حساسیت نسبت به: اسلام هراسی نباید بگونه ای باشد که: مهر تایید حرف های آنان باشد. زیرا آب دریا با دهان سگ نجس نمی شود! در حالیکه اگر یک کاسه توسط سگ، لیس زده شود باید هفت مرتبه آن را، با خاک بسابند تا میکرب های آن کشته شده و پاک گردد. یعنی اسلام آنقدر ظرفیت دارد که: با دهان صد ها سگ هار صهیونیستی، نجس نمی شود ولی با ترسیدن اسلام گرایان، ممکن است این اتفاق بیافتد!

از سوی دیگر تبلیغ اسلام هراسی، مردم را به حقیقت بیشتر نزدیک می کند. وقتی همه مردم ببینند که بی دلیل، هر عمل تروریستی به اسلام نسبت داده می شود، ممکن است در کوتاه مدت، از نزدیک شدن به اسلام واهمه داشته باشند، ولی در دراز مدت، بر ترس و واهمه خود غلبه می کنند. و می بینند که همه این ها دروغ بوده است .در جریان توهین به پیامبر اسلام و قران، دیدیم که بیشترین توهین ها در دانمارک صورت گرفت، ولی در همان سال، آمار فروش قران کریم در دانمارک رکورد زد.

این علاوه بر آن است که خداوند، دشمنان اسلام را به همان مرضی دچار می کند که: برای مسلمانان ارزو داشتند. و می بینیم که داعشIsis)  ) که قرار بود: باعث وحشت مسلمانان شود، اکنون باعث وحشت حامیان آن ها شده است. و این امری طبیعی است. زیرا کسانی که به داعش پیوستند، براساس تبلیغات عوامفریبانه آنان بوده،  و وقتی متوجه این تبلیغات می شوند، تصمیم به جبران اشتباهات خود می گیرند و: کمترین توبه، از بین بردن کسانی است که از: سادگی آن ها سوء استفاده کردند.

البته باعث بیداری مسلمانان: ساده اندیش هم می شود. زیرا که عاملین اصلی  داعش پرور، هیچگاه مورد اتهام نیستند! مهمترین حامی این گروه های تروریستی، آل سعود هستند که اساسا با همین روش، به حکومت رسیده و: به خیانت های خود به اسلام ادامه می دهند. ولی کسی آن را باور نمی کند! همین ها هستند که با قرار دادن شمشیر، در پرچم خود دین اسلام را دین شمشیر! معرفی می کنند. عملکرد آن ها همین بوده است.

از روزی که آنان از بصره و کویت، به قصد تخریب مکه و مدینه حرکت کردند، بیشتر از 80 سال نمی گذرد! ولی  در این هشتاد سال همه آثار تاریخی: مکه و مدینه را تا آنجا که توانستند، از بین بردند و به بهانه: اتوبان و پل و سازه های دیگر، آن را تخریب کردند. سازمان مزدور یونسکو هم، که برای یک ترک در حریم بودا در بامیان، دنیا را بهم ریخته بود هیچ کاری نکرد. تخریب بقیع ابتدای آن بود، و تخریب مسجدالاقصی آخرین آن.

 

به حول و قوه الهی، چهره این هرزه های زالو صفت، هر روز بهتر شناخته می شود. و روزی خواهد رسید تا همه بدانند که: اسلام هراسی واقعی، ریشه در این خاندان کثیف داشته، آن ها از یکسو تمام جنایت ها را انجام می دهند! و از تروریست ها حمایت مالی و انسانی می کنند، و از سوی دیگر با آدرس غلط،  و با همکاری رسانه های مزدور،  کسان دیگر را در مظان این اتهام قرار می دهند.

رهاب المشاریع الخوف من الإسلام!

ویقول المراسلون إن النقاش، بما فی ذلک رجل یمشی الکلب قد لعض! حساب لیس خبرا، ولکن إذا لدغ رجل ساق الکلب کان یحدث! Sryj وفقا للقرآن، کلب ینبح تفعل ما مع الشخص الذی یعمل أو لا!) ومن المهم أن نلاحظ أنت، لأن الکلاب هی ذکیة وإذا کنت تعرف ما الذی یخاف منه، ومهاجمة المرح العلامة التجاریة. واذا کان هناک من لا یخاف من لهم، وتمریر لهم دون خوف، عار، ویضع ذیله والذهاب على کول.

مشروع الإسلاموفوبیا أیضا. أخبار والإمبریالیة الصهیونیة، وقال انه هو تعزیز الخوف من الإسلام. ولکن هذا لیس حقا الخوف فی قلوب جمیع الحاضرین، خوفا من تعرضهم للعض نفسه! الخوف أو العصبیة من: المؤسسة الإسلاموفوبیا، الإسلاموفوبیا وتحقیق أهداف الأشرار. انهم یفعلون ذلک عمدا لأنه یضطر المسلمون للرد. ومن ثم التمسک بها أن أقول إننا اختار القط لص رکض!

مما یدل على الحساسیة: یجب أن یکون الخوف من الإسلام بحیث یتم تأکید طابعها. لأنه لا تلوث البحر مع فم الکلب! ومع ذلک، إذا وعاء الکلب، لعق انفجرت سبع مرات، مع التربة المتنازع علیها، والإطاحة قتلت الجراثیم وإزالته. الإسلام دیه القدرة بحیث فم المئات من الکلاب المسعورة إسرائیل، ولیس نجس ولکن الخوف الإسلامیین قد یحدث!

على غیرها من الدعایة ناحیة الخوف من الإسلام، والناس أقرب إلى الحقیقة. عندما یرى جمیع الناس دون سبب، وعزا أی عمل من أعمال الإرهاب إلى الإسلام، قد تکون فی المدى القصیر، أنهم یخافون من الاقتراب من الإسلام، ولکن فی المدى الطویل، للتغلب على مخاوفهم. ونرى أن کل هذا کان کذب. وفی سیاق إهانة النبی محمد، والقرآن، رأینا أن الجریمة وقعت فی الدنمارک، ولکن فی نفس العام، بلغت مبیعات قیاسیة القرآن، فی والدنمارک.

هذا بالإضافة إلى أن الله، وأعداء الإسلام مع نفس الداء الذی تمنى للمسلمین. ونحن نرى أن داش إیزیس)) الامر الذی أثار قلق المسلمین، فإنه یسبب الآن رعاة الإرهاب. وهذا أمر طبیعی. بالنسبة لأولئک الذین انضموا داش، على أساس دعایتهم المضللة، وعندما یرون هذه الإعلانات، قرروا تعویض عن أخطائهم وأقل التوبة، لتدمیر أولئک الذین ببساطة الاعتداء علیه.

تدق المسلمین: فهی بسیطة فی التفکیر. لأن الجهات الفاعلة الرئیسیة P. داش، لم تهمة! رعاة هذه الجماعات الإرهابیة، آل سعود، الذی هو فی الأساس بنفس الطریقة، توصلت الحکومة: خیانة للإسلام للمتابعة. ولکن الذین صدقوا! هذه هی وضع السیف، وعلم أن الإسلام هو دین السیف! قدم. أنه یحتوی على نفس الوظیفة.

منذ الیوم الذی البصرة والکویت، بهدف تدمیر مکة المکرمة والمدینة المنورة انتقلت أکثر من 80 سنة! لکن ثمانین عاما من الأعمال التاریخیة: مکة المکرمة والمدینة المنورة بقدر ما یستطیع، وأخذوا الأعذار: الطرق السریعة والجسور وغیرها من الهیاکل، یتم تدمیر ذلک. الیونسکو هی منظمة المرتزقة، لوجود صدع فی المنطقة المجاورة لبوذا فی بامیان، کان العالم فی حالة من الفوضى، لا شیء. وکان الباقی بدایة الدمار وتدمیر قبة الصخرة الماضی.

 

حول والوجه الإلهی للعلقة فاسقة سمة، کل یوم هو أفضل معروف. سیأتی یوم، ونعلم جمیعا أن الخوف الحقیقی من الإسلام یکمن فی الأسرة القذرة و، من ناحیة کل الجرائم یفعلون هم! والبشریة والدعم المالی للإرهابیین، وعنوان الجانب الآخر خطأ، بالتعاون مع المرتزقة وسائل الإعلام، والبعض الآخر وضع المسؤول یعتبر مرجحا.


» نظر

وحدت امت اسلامی، بدون اساسنامه !

mahininews.com

بیست و هشتمین کنفرانس وحدت امت اسلامی، چالش ها و راه کارها در سه روز، با شرکت 69 کشور برگزار شد.  البته این بار برخلاف گذشته، از تئوری به عمل نزدیک شده و: خواستار ایجاد امت واحده اسلامی شده بود. و برای تشکیل آن کمیسیون تجارت و دانشجویان ، رسانه و احزاب و .. را تشکیل داده بود . رئیس جمهور محترم هم، در افتتاحیه این کنفرانس  گفته بود که: وحدت جهان اسلام، با شعار دادن و تکرار کلمه وحدت، به نتیجه نمی رسد.

اما بدون تعیین سازمان امت واحده، به کمیسیون های آن پرداخته بودند! یعنی بدون معماری ساختمان، صحبت از اتاق نشیمن و دستشویی و حمام کرده بودند!.بنظر می رسد این دیدگاه ناقص، محصول مدیریت این کنفرانس باشد که: از اصول مدیریت اطلاعی ندارد. و الا قبل از کمیسیون ها باید  به : سازمان امت اسلامی پرداخته می شد.

این سازمان باید چگونه باشد؟ رئیس آن چه کسی باشد؟ دبیرخانه یا دفتر آن کجا باشد؟ اصلا بحث نشده است! در واقع راجع به بدن صحبت شده اما بدنی بی سر! مخ یا مدیریت آن بحث نشده است. و ما پیشنهاد برای رفع این نقیصه داریم .که سازمان وحدت یا سازمان امت اسلامی، باید مانند سازمان ملل باشد. مثلا بجای سازمان ملل متحد، نام این سازمان ملل اسلامی بر روی آن باشد.

پس از تعیین نام، نوبت به تعیین محل یا دفتر مرکز می رسد. که محل سازمان ملل اسلامی، تا تعیین قطعی، میتواند در تهران مستقر باشد. یعنی در واقع بجای تمام بحثهای این کنفرانس، باید روی این مسئله بحث می شد . البته شاید استراتژیست های این کنفرانس، پیشنهاد داده باشند و یا اصلا مسئله، بدیهی و پذیرفته شده باشد. ولی بهرحال باید در اساسنامه یا : مرامنامه این امت واحده ذکر شود .

بعد از آن باید راجع به ارکان امت واحده اسلامی بحث می شد. یعنی ریس یا دبیرکل و نحوه انتخاب و: حدود اختیارات آن یا راجع به شورای عالی، یا شورای سیاست گذاری، بحث و تبادل نظر می شد . شاید باز هم بگویند: این امت واحده تشکیل شده و: رئیس آن هم مثلا حاج آقا تسخیری است، ولی این فقط یک پیش فرض است. و باید راجع به آن بحث و تبادل نظر و: حتی رای گیری می شد.

اولا  شورای عالی تقریب، میتواند هیات موسس یا موسسین باشند ولی ، شورای عالی امت اسلامی یا مجمع آن باید انتخاب شوند. یعنی یک شورای عالی برای سازمان ملل اسلامی کافی نیست. این سازمان یا همان امت واحده اسلامی ،باید درست مثل سازمان ملل متحد ، ولی در محدوده کشورهای اسلامی باشد .

   در واقع سازمان کنفرانس اسلامی و :مجمع دارالتقریب باید یکی شوند ، تا بتوانند همه امت اسلامی را پوشش دهند. و الا  این چه امت واحده ای است که : روسای آن عضو سازمان کنفرانس اسلامی ، و علمای آن در مجمع تقریب! و هیچ ارتباط سازمانی با یکدیگر ندارد؟

بنابر این امت واحده اسلامی، با تشکیل یک سازمان یا: هویت دادن به سازمان موجود خود، باید یک خط مشی و سیاست گذاری مشخصی را اعلام نماید. اهداف و استراتژی آن، نه تنها مشخص بلکه فراگیر هم باشد. به قول علمای کلام : جامع افراد و مانع اغیار باشد. یا باید کلمه امت واحده اسلامی را برداشت! و یا اگر راجع به آن بحث می شود باید: منسجم و همه جانبه باشد.

نمی توان سازمانی را تعریف نکرد، ولی انتظار براوردن اهداف را داشت. یا انتظار داشت بدون یک سیستم اصلی ، سیستم های فرعی خوب کار کنند.

 

در یک خودرو، اگر لاستیک و چراغ ، سپر و داشبورد خیلی خوب تعریف شود، ولی نسبت به فرمان یا سیم کشی آن، اقدامی نکرد این خودرو نمی تواند راه برود. یک سازمان هم اگر شورای عالی و کمیسیون داشته باشد، ولی بدون ارتباط بایکدیگر باشد مفهومی ندارد. چون برخی علما در مجمع، موردی را تصویب می کنند، ولی وقتی وارد کشور خود می شوند، دستگیر و زندانی می شوند!

حدة الأمة مسلم، من دون الأصلی!

والتحدیات والاستراتیجیات فی ثلاثة أیام، عقد المؤتمر الثامن والعشرین للوحدة الأمة مسلم بمشارکة 69 بلدا. لکن هذه المرة، خلافا لما حدث فی الماضی، نظریة وممارسة أقرب، للمطالبة بإنشاء دولة موحدة. وإنشاء لجنة للتجارة والطلاب، ووسائل الإعلام، والأحزاب تشکلت. وقال عزیزی الرئیس، فی افتتاح المؤتمر أن وحدة العالم الإسلامی، مع تردید وتکرار وحدة الکلمة، ولیس النتیجة.

ولکن دون تحدید دولة موحدة، إلا أن اللجنة ذلک! بدون الهندسة المعماریة للمبنى، والغرف والحمامات کانوا یتحدثون! B. ویبدو أن هذا الرأی غیر کاملة، والمنتج من هذا المؤتمر هو أن الإدارة لا یعرف الأساسیات. قبل فترة وجیزة لجنة بما یلی: نوقشت منظمة المجتمع الإسلامی.

وینبغی أن تکون المنظمة؟ من هو الرئیس؟ أین هی الأمانة أو المکتب؟ لا نتحدث! فی الواقع، نتحدث عن الجسم، ولکن الجسم بلا رأس! وقد نوقشت الدماغ أو إدارتها. نقترح لحل هذه المشکلة، ونحن .کلفن · یجب أن تکون ساعة أو وحدة الأمة الإسلامیة مثل الأمم المتحدة. على سبیل المثال، بدلا من الأمم المتحدة، ومنظمة الدول الإسلامیة ودعا على ذلک.

بعد تحدید اسم وموقع وبدوره إلى المکتب المرکزی. موقع الأمم المتحدة، لتحدید بشکل قاطع، یمکن نشرها فی طهران. فی الواقع، کان بدل کل مناقشات هذا المؤتمر لمناقشة المشکلة. قد اقترح الاستراتیجیین للمؤتمر، أو على الإطلاق، والمشکلة واضحة ومقبولة. ومع ذلک، ینبغی أن یکون فی النظام الأساسی أو البیان للأمة موحدة المذکورة.

ثم، یجب أن تناقش على أسس من دولة موحدة. وقد نوقشت إما اختصاص المجلس الأعلى، أو سیاسة المجلس: الرئیس أو الأمین العام والاختیار. ربما یقول هذه الأمة موحدة تتکون من: رئیس الحاج کما منیعة، ولکن هذا مجرد افتراض. ومناقشة وتبادل وجهات النظر و، حتى تم التصویت.

أولا، المجلس الأعلى للتقریب، مؤسس أو المؤسسین، ولکنها یمکن الصعود، أو الجمعیة العامة ینتخب من قبل المجلس الأعلى للأمة الإسلامیة. هذا هو واحد من المجلس الأعلى الإسلامی فی الأمم المتحدة لیس کافیا. تنظیم دولة موحدة، ونود الأمم المتحدة، ولکن فی البلدان الإسلامیة.

    ینبغی على منظمة المؤتمر الإسلامی والجمعیة دار للمرء أن یکون قادرا على تغطیة جمیع الأمة مسلم. وإلا فما هو دولة موحدة أن قادة منظمة المؤتمر الإسلامی، وقادة فی تقریب الجمعیة! ولیس هناک منظمة أخرى؟

ولذلک، تتوحد الأمة بتشکیل منظمة أو هویة المنظمة نفسها، یجب أن یعلن سیاسة والسیاسة واضحة. الأهداف والاستراتیجیات، ولیس فقط شاملة ولکن أیضا أن تکون محددة. وفقا لعلماء اللاهوت، والآخر هو الکامل من الناس. أو ینبغی أن اختار أمة موحدة للإسلام! أو إذا کان سیتم مناقشتها یجب أن تکون شاملة ومتماسکة.

لا یمکن تعریف منظمة، ولکن کان من المتوقع لتلبیة الأهداف. أو نتوقع أی النظم الرئیسیة، النظم الفرعیة تعمل بشکل جید.

 

فی سیارة، إذا الإطارات والأضواء، والمصد لوحة القیادة ویعرف جیدا جدا، ولکن بالمقارنة مع عجلة القیادة أو الأسلاک، إلا أن السیارات لا یستطیع المشی لیس اتخاذ الإجراءات اللازمة. إذا کان المجلس واللجنة هی منظمة، ولکن لا توجد علاقة معا لا معنى له. حیث أن بعض العلماء فی الجمعیة، تمت الموافقة على القضیة، ولکن عندما دخلوا البلاد، اعتقل وسجن!


» نظر

تفرقه یک توهم است!

وحدت وجود است و تفرقه معدوم، وحدت ذاتی است و تفرقه عارضی، وحدت وجوب است و تفرقه عرض، و بالاخره وحدت رحمانی است و تفرقه شیطانی! و شیطان کاری جز وسوسه نمی تواند بکند، وسوسه هم همان توهمات و خیالات پوچ است! کاری که شیطان با انسان می کند، واقعا یک توهم است، که مولوی گاه با بی ادبی می گوید: برخی از انسان ها سنگ استنجای شیطان هستند. یعنی شیطان، نجاسات خود را با آن پاک می کند و: بعد آن را دور می اندازد.

جدیدا، دستمال کاغذی این نقش را بازی می کند! از درختان سر به فلک کشیده، چوب و کاغذ درست می کنند: بسیار تمیز و پر هزینه ، و سفید که حتی: یک لکه هم روی آن ها نیست، درست مانند قلب یک کودک معصوم! سفید و بی عیب است ولی چه فایده؟ ابزار دست کسانی می شود که :با یکبار استفاده، کثیف و دور انداخته می شود!

وحدت مردمی هم گاهی همینطور است! مردم بی آلایش و ساده زندگی روزمره خود را، با پاکی و دوستی و مهربانی می گذرانند. ولی ناگهان بازیچه  کسانی می شوند که: آن ها را ددمنش و وحشی می کند، و به جان هم می اندازد و: این تفرقه است که چون آتش، همه را مانند هیزم می سوزاند.

خداوند که بشر راآفریده، و آن را بهترین صنعت خود معرفی کرده، قاعدتا به تخریب یا نابودی آن،  راضی نیست لذا حالت عمومی، و تعادل موجود در جامعه، نشان می دهد که همه باهم مهربان هستند، و در کنار هم زندگی می کنند، و این واقعیت را مخصوصا در ایران، که سر زمین اقوام گوناگون است می بینیم: سالیان سال مسلمانان و ارامنه ، یهودیان و زرتشتیان در کنار هم زندگی کرده اند.

از این بالاتر، بدون ترس از دست دادن مذهب خود، در مراسم یکدیگر هم شرکت نموده اند. یک مسلمان ترسی از رفتن به کلیسا ندارد، و گاهی دوست هم دارد که: در مراسم آن ها شرکت کند. و یک مسیحی هم ترس از آمدن به مسجد ندارد، و گاه حتی نذر امام حسین هم می کند. همینطور یهودی و زرتشتی ، یعنی همه ادیان از همه حرفهای یکدیگر، آگاهی کامل دارند و در کنار هم، به راحتی زندگی می کنند .

این نشان وحدت است که: در همه جا هست در لبنان و سوریه ، هندوستان و روسیه ، آمریکا و چین هیچ گروه و ملتی یکدست نیستند، ولی باهم متحد و در کنار هم هستند.  و سال هاست که زندگی می کنند. تفرقه هم فقط گاهگاهی بروز می کند، و آن هم به دلیل وجود شیاطینی از میان بشر است.

بدترین درگیریها و تفرقه ها، ابتدا از صهیونیزم است، که برداشت شیطانی از دین یهودیت دارد، و باعث چند جنگ و :کشتار تعدادی بیگناه شده است، در میان مسیحیان هم، فقط صلیبی ها هستند و نمیتوان همه مسیحیان را، صلیبی دانست چرا که دنیا، براساس همزیستی مسیحیان با: دیگران دوام دارد . در میان مسلمان هم گروه وهابیت بوده که: به کشتار و تخریب دست می زده، که در زمان ما به شکل: گروه القاعده یا طالبان در آمده است. درعراق و سوریه هم، داعش نام گرفته است.

اصالت وحدت چنان محکم و: مسلط است که حتی منادیان تفرقه، خودشان بهترین وحدت را دارند! آمریکا بعنوان مستکبر بزرگ، بر اساس وحدت 50کشور و: تخت نام ایالات متحده مشغول: ایجاد تفرقه و تکه پاره کردن خاورمیانه است. اتحاد جماهیر شوروی سابق، حتی روسیه فعلی از فدرالیزه کردن: چند کشور درست شده،  حتی اروپا تنها راه نجات خود را، در ایجاد اتحادیه اروپا می داند!

برای همین است که دعوت به وحدت، یک دعوت روشن و بدیهی و قابل فهم، و درک همه است و نیاز به: استدلال های سخت ندارد. مردم از تفرقه، تعجب می کنند!همین که می بینند در ایران، یک مسئولی برعلیه مسئول دیگر حرف می زند، متعجب می شوند! انتقاد از دولت های گذشته ، افراد معزول و منفک مردم را به تعجب وا می دارد. زیرا ساده ترین استدلال را: سعدی گفته: انکه عیب دیگران پیش تو آورد و شمرد، بیگمان عیب تو را نزد: دیگران خواهد برد!

 

مردم از اینکه همه دنیا در صلح و آرامش باشد، تعجب نمی کنند از این تعجب می کنند که: یک باره سر بریدن های داعش، شروع می شود و آن ها را فیلم می کنند، و با افتخار بینمردم توزیع می کنند، در اینجا است که مردم می پرسند: این ها دیگر کیستند؟ و از کجا آمده اند؟  

الشعبة الوهم!

هناک وحدة وطنیة والانقسام والدمار والوحدة الکامنة والانقسام الرسمی، والوحدة الإجباریة والانقسام داخل، ووحدة الرحمن والانقسام الشیطان! الشیطان یمکن أن تفعل أی شیء ما عدا إغراء، إغراء نفس الخیال هو سخیف! ویعمل الشیطان مع البشر، فمن الوهم، ویقول ان شقی أحیانا الرومی بعض الناس Astnja حجر الشیطان. الشیطان، مع نجاسة ونظیفة، ثم یتجاهل.

فی الآونة الأخیرة، والأنسجة تلعب هذا الدور! ارتفاع الأشجار والخشب والورق هم: نظیفة جدا، ومکلفة، وحتى الأبیض، ولیس التصحیح على ذلک، تماما مثل قلب طفل بریء! أبیض ونظیفا، ولکن ماذا یهم؟ تلک الأدوات: استخدام واحد والقذرة والتخلص منها!

فی بعض الأحیان، کما هو وحدة الشعب! الناس نقیة وبسیطة، والحیاة الیومیة، والنقاء، والصداقة والعطف لقضاء. ولکن بمجرد اللعب هی تلک التی: وهو الخسیس وحشی، وحیاة داخلی وهذا التقسیم هو أن النار سوف یحرق لهم کما الحطب.

خلق الله البشر، وأدخلت علیه الصناعة نفسها، ینبغی علیه تضررت أو دمرت، وبالتالی فإن الجمهور غیر راض، وتوازن المجتمع، التی هی لطیفة معا، والعیش معا. ، وعلى وجه الخصوص حقیقة أن قبائل مختلفة من الأرض ستشهد: لسنوات والمسلمین والأرمن والیهود والزرادشتیین عاش معا.

من أعلاه، دون الخوف من فقدان دینهم، فقد شارک فی الحفل معا. المسلمون لیس لدیهم الخوف من الذهاب إلى الکنیسة، وأحیانا یکون من هذا القبیل فی حال حضورهم. المسیحی لا یخاف من القدوم إلى المسجد، بل وأحیانا النذر الإمام حسین. وبالمثل، الیهود والزرادشتیین، أن جمیع الأدیان من جمیع غیرهم من المهنیین، ویدرکون معا، لیعیش حیاة مریحة.

هذا المعرض من الوحدة التی هی فی کل مکان فی لبنان وسوریا والهند وروسیا والولایات المتحدة والصین، أی جماعة أو أمة لیست موحدة، ولکن هی موحدة وجنبا إلى جنب. ویعیش سنوات عدیدة. یحدث الانقسام إلا لماما، وبعد ذلک فقط بسبب شیاطین الإنس.

أسوأ الصراعات والانقسامات، هو بدایة الصهیونیة، والدین الیهودی هو حصاد الشر، مما تسبب فی حروب وقتل العدید الأبریاء بین المسیحیین، ولیس کل المسیحیین هم الصلیبیة الوحیدة، والحروب الصلیبیة اعتبار العالم، على أساس التعایش بین المسیحیین وغیرهم الماضی. بین المجموعات الوهابیة الإسلامیة التی ترتبط إلى القتل والتدمیر، والتی أحاطت بنا إلى مجموعة من تنظیم القاعدة أو حرکة طالبان. العراق وسوریا، واسمه داش.

الأصالة والوحدة الصلبة، لدرجة أن حتى أولئک الذین دعا إلى تقسیم المهیمن، لدیهم أفضل من الوحدة! أمریکا العظمى المتغطرسة کما، على أساس وحدة البلاد و50 سریرا فی الولایات المتحدة: الانقسام والتشرذم فی الشرق الأوسط. الاتحاد السوفیاتی السابق، بما فی ذلک روسیا الاتحادیة YZ · مصنوعة ساعة من البلدان القلیلة، حتى والطریقة الوحیدة لإنقاذ أوروبا، وإنشاء اتحاد أوروبا یعلم!

هذا هو السبب هناک حاجة للدعوة إلى الوحدة، دعوة واضحة واضحة ومفهومة، والفهم: لا حجج قویة. الناس الانقسام، عجب! کما نرى فی إیران، ویتحدث مسؤول ضد الآخر، لیفاجأ! انتقادات للحکومة، وإزالة وجعل الفصل بین الناس هو مفاجأة الناس. لأبسط الأسباب: قال السعدی: بینما کنت والاعتماد على أخطاء الآخرین، ولا شک أن لدیک عیوب الآخرین سوف یفوز!

 

شعوب العالم کله فی سلام، ولیس من المستغرب أن المفاجأة: اندفاعة من حول قطع الرؤوس، والفیلم تبدأ، وفخر وهی موزعة بین الناس هنا أن الناس یسألون: من هم هؤلاء الآخرین؟ تأتی من؟

 


» نظر

اولین کنفرانس اقتصاد ایران

 

اولین کنفرانس اقتصاد ایران به همت: موسسه پژوهش های ریاست جمهوری، در طی دو روز 14 و 15 دیماه 93 برگزار شد. از اینکه چنین کنفرانسی در سطح بالا، و با حضور تمام تیم اقتصادی دولت، برگزار می شود جای شکر دارد. بخصوص اینکه مقام محترم رئیس جمهوری نیز، از ابتدای برنامه در سالن اجلاس سران حضور داشتند. و این همت مسدولان را در: حل علمی مسائل اقتصادی ایران می رساند.

البته چند نکته در این جا مغفول مانده، که بد نیست آن ها را بگوییم: اول اینکه این کنفرانس باید: بین المللی شود زیرا، نظرات کسانی که از بیرون نگاه می کنند، شاید بهتر باشد. شاید اصلا ما مشکل اقتصادی نداشته باشیم، و همه مشکلات یک توهم باشد. بخصوص اینکه می بینیم اکثر سخنرانان کنفرانس، دولتمردان هستند. ان ها به اندازه کافی تریبون دارند، و حرفهای خود را می زنند. لذا  حرف تازه ای نخواهند داشت. بلکه بهتر بود آن ها می نشستند و: کارشناسان سخنرانی می کردند.

دوم اینکه خیلی از مشکلات، مشکلات دولت بود. و دولت می خواهد با برون فکنی، آن را مشکلات مردم جلوه دهد! مثلا کاهش قیمت جهانی نفت، برای مردم قابل لمس نیست. زیرا آنان می بینند که بنزین و گازوییل گران می شود! برای همین مردم می گویند: چیزی ارزان نشده!  اما این امر برای دولت یک مشکل حاد است! زیرا بیش از نیمی از در آمد خود را، از دست داده و در حال ازدست دادن است. باید گفت اگر دولت، برای تامین هزینه های خود، مشکل دارد این چه ربطی به مردم دارد؟

سوم  اینکه جای گردشگری مذهبی، به عنوان جایگزین کاهش قیمت نفت، خالی بود. رئیس جمهور خیلی مایل بود که: کارشناسان جایگزینی برای نفت معرفی کنند، تا اقتصاد منهای نفت اجرا شود. البته این پیشنهاد ها از زمان مصدق داده می شود، ولی دولت کار خود را می کند! ساده ترین راه، صدور کالاهای غیرنفتی و خدمات فنی مهندسی است،  که در حال انجام است. اما چون حیف و میل می شود به چشم نمی آید.

پیشنهاد دیگر، جایگزینی گردشگری است، زیرا برخی ها معتقدند در آمد توریسم، میتواند جایگزین در آمد نفت شود، و مثال ترکیه را می آورند،البته  بعد هم خودشان می گویند: ولی ایران نمی تواند مثل ترکیه، همه معتقداتش را زیر پا بگذارد. این هم راه حل دارد و: آن این است که ما اصلا توریسم را، توریسم مذهبی بدانیم. در گردشگری دینی، اگر تسهیلات فراهم شود، فقط  زائران خارجی امام رضا ع می توانند: در آمد معادل در آمد نفت را، به بودجه دولت تزریق کنند.

در مورد اشتغال هم همینطور است، یعنی راه حل بسیار ساده است! ولی دولت، خود مشکل در ست می کند و: بعد از اقتصاد دان ها راه حل آنرا می خواهد! درست مثل بازی بچه ها، که چیزی را در مشت خود پنهان می کردند، و بعد از شما می خواستند بگویید: در مشت آن ها چیست.

 مردم ما همه مشغول کار هستند، و خدا را شکر کسی از: بی کار و گرسنگی نمرده است! اما پازل دولت این است که: اشتغال را به زیر زمینی و رو زمینی  تقسیم می کند!  و زیر زمینی ها را شغل حساب نمی کند، لذا آمار بیکاری بالا می رود! همه آمار ها نشان می دهد: معادل تمام کارگاه های دارای پروانه ، کار گاه های بدن پروانه هست! و شاید هم بیشتر. در خدمات و بازرگانی هم همینطور است! تعداد مشاغل فاقد پروانه کسب، بیش از مشاغل دارای پروانه است.

بنابر این دولت اگر با الفاظی چون: بیکاری پنهان ، اشتغال زیر زمینی ، کار غیر قانونی و غیره، آن ها را از دایره اشتغال بیرون نریزد، ما بیکار نداریم و اصلا: همه چیز خوب است و مشکلی نیست.

در مورد دارو و درمان هم همینطور است. پزشکان یا دارو ها را بدون توجه به اثربخشی آن، به قانونی و غیر قانونی تقسیم می کنند! به دارو های وارداتی و قاچاق که: حتی تاریخ گذشته اروپایی باشد، ارزش می دهند و دارو های: ساخت داخل یا پزشکان سنتی و گیاهی را، غیر قانونی می خوانند! ورد زبان هر پزشکی این است که: دارو باید از انگلستان یا آلمان بیاید!

 

 هر بیماری هم به خود جرات می دهد، تا شفای بیماری خود را از: درمانگاه های خارجی انتظار داشته باشد.افزایش مصرف دارو های خارجی، حتی در آمد نفت را هم هدر می دهد. کاری که وزیر بهداشت در اولین قدم، همه ارز های نفتی را، صرف واردات دارو و آزاد کردن: تمام داروهای مانده در گمرک کرد. 

اقتصاد إیران

وعقد المؤتمر برعایة الاقتصاد الإیرانی: معهد بحوث الرئاسی ینایر 93، الذی عقد على مدى یومین 14 و 15. حقیقة أن مثل هذا المؤتمر رفیع المستوى، ووجود الفریق الاقتصادی عن الحکومة، ستعقد هناک بدلا من السکر. خصوصا حضر فخامة رئیس البرنامج فی قمة قاعة. والجهود التی تبذلها السلطات فی حل المشاکل الاقتصادیة من الإمدادات.

ومع ذلک، بعض النقاط هنا مهملة، ولیس بهذا السوء أن نقول: أولا، یجب أن یکون المؤتمر الدولی بسبب أولئک الذین ینظرون من وجهات نظرهم قد تساعد. ربما لیس لدینا مشاکل اقتصادیة، وکل شیء هو وهم. على وجه الخصوص، ونحن نرى أن معظم المتحدثین فی المؤتمر هم الساسة. لدیهم ما یکفی تریبیون، وکلماته تفشل. أنه لن یکون أی شیء جدید. سیکون من الأفضل بالنسبة لهم للجلوس وکان الخبراء یتحدثون.

ثانیا، الکثیر من المشاکل، مشاکل الدولة. وترید الحکومة الخروج، یبدو أن المشکلة! على سبیل المثال، انخفاض فی أسعار النفط، فإن الشعب هو واضح. لأنهم یرون أن البنزین والدیزل باهظ الثمن! هذا هو السبب فی الناس یقولون أنها لیست رخیصة! ولکن هذه مشکلة مزمنة للحکومة! لأن أکثر من نصف دخلهم، وخسر فی الخسارة. لا بد من القول انه اذا کانت الحکومة لتمویل نفسها، والمشکلة هی ما یجب القیام به مع هؤلاء الناس؟

ثالثا، بدلا من السیاحة کبدیل لتراجع أسعار النفط، کانت فارغة. وکان الرئیس خبراء مهتمة جدا یعرض بدیلا للنفط، کمیات أقل من النفط لتشغیل الاقتصاد. ومع ذلک، ومنذ ذلک الحین تم اعتماد هذا الاقتراح، ولکن الحکومة یؤدی وظیفته! إن أبسط طریقة لتصدیر السلع غیر النفطیة والخدمات، والمعاییر الفنیة، والتی هی مستمرة. ولکن بسبب عدم وجود أهدرت.

اقتراح آخر، السیاحة البدیلة، کما یعتقد البعض کان سائحا، فإنه یمکن أن تحل محل عائدات النفط، وتقدیم أمثلة من ترکیا، ولکن بعد ذلک یقولون، ولکن لا یمکن أن تکون إیران مثل ترکیا وجمیع المعتقدات أن صعدت . هذا هو الحل: فهو أننا لا السیاحة والمعرفة السیاحة الدینیة. السیاحة الدینیة، إذا تم توفیر مرفق، إلا أن الحجاج الأجنبیة الإمام الرضا یمکن فی زیت خرج من الحقن میزانیة الدولة.

ولذلک فمن بشأن فرص العمل، والحل بسیط جدا! لکن الحکومة، وأنه هو مشکلتک، بعد ذلک سوف الاقتصادیون الحل! تماما مثل اللعب الرجال الذین کانوا یختبئون شیء فی قبضته، ثم أردت أن أعرف: ما هی القبضة.

  نحن جمیعا شعب مشغول، والحمد لله شخص من البطالة والجوع لم یمت! ولکن اللغز هو أن یتم تقسیم العمل إلى الطابق السفلی والأرض! لا تعول المیاه الجوفیة والعمل، وبالتالی فإن معدل البطالة ترتفع! مشاهدة جمیع الاحصائیات: جمیع حلقات العمل للفراشة، جسم الفراشة من وقت العمل! وربما أکثر من ذلک. التجارة فی الخدمات هی أیضا! عدد الوظائف دون الحصول على ترخیص، ترخیص هو أکثر من وظیفة.

وبالتالی فإن الحکومة إذا کلمات مثل البطالة المقنعة، وتحت الأرض العمالة، وغیر قانونیة، وما إلى ذلک، یقع أیضا خارج نطاق العمل، لدینا أی شیء على الإطلاق: کل شیء على ما یرام.

ولذلک فمن عن المخدرات والعلاج. الطبیب أو الصیدلی فورا ودون اعتبار لفعالیته، وینقسم إلى قانونیة وغیر قانونیة! المستوردة الاتجار بالمخدرات، وحتى هذا التاریخ الأوروبی، وقیمتها والمخدرات، والطب التقلیدی المحلی أو والغناء العشبیة غیر قانونی! کل کلمة من هذا هو أن دواء یجب أن یأتی من إنجلترا أو ألمانیا!

 

  کل مریض على أن تتخذ، لعلاج مرضهم من العیادات الخارجیة تتوقع. زیادة استخدام المخدرات الأجانب، وحتى فی عائدات النفط النفایات. ما وزیر الصحة فی الخطوة الأولى، عن تبادل النفط والواردات والافراج عن المخدرات جمیع وکلاء المتبقیة فی الجمارک.


» نظر

علمای کلام، مقصر حوادث بحرین!

index

 

بحرین سرزمین با سابقه در: اسلام و ایران است، ولی سیاست استعماری آن را دچار: سرنوشت نامعلومی کرده است. البته سیاست استعماری همان: ظلم ظالم است که: وجود منظلم یا ظلم پذیر را می طلبد. یعنی سیاست استعمار پیر انگلیس، بدون همکاری داخلی، آن هم در سطوح بالا امکان پذیر نبود. لذا باید به دنبال جای پای کسانی بود که: این بحرین را به بحران تبدیل کردند.

اولین متهم آن شاه ایران است، که تن به قضا داد و در حالیکه در ظفار، کشتار راه انداخته بود، دراین جا دنده دموکراسی اش گل کرد! و حاضر شد برای جدایی از خاک ایران، به رای گیری ساختگی اعتماد کند.

اما متهم دوم علما بودند، علمایی که فتوا دادند: جدایی از ایران وظیفه شرعی، و قانونی مردم بحرین است. و این خطرناکتر از اولی بود، زیرا اگر مردم حاضر نمی شدند، و در رای گیری شرکت نمی کردند، چنین موضوعی هم ضرورت نداشت، اما باید دید که چه کسانی مردم بحرین را به شرکت در: انتخابات جدایی از ایران، تشویق و یا در واقع حضور آنان را، شرعی و قانونی جلوه دادند.

یکی از راه های شناخت این افراد، استفاده از همین روش های امروزی است . چه کسانی یا چه علمایی به مردم، برای شرکت در انتخابات فرمایشی، خط می دهند ؟ به هر حال نمی توان منکر شد که مردم، در انتخابات بحرین شرکت می کنند، و رای دهندگان، خارجی یا از اجنه و ارواح نیستند. و برای شرکت این همه مردم درانتخابات، هرچند به زعم مخالفان انگشت شمار، یک توجیه لازم است.

بنابر این همانطور که امروزه، در بحرین تنور انتخابات، گرم نگه داشته شده، ادامه روند گذشته است. و باید این ریشه ها شناخته و قطع شود. بدیهی است نقش آخوند های درباری آل خلیفه، و مفتی های عربستان سعودی، در این جا بسیار برجسته است، اما باز هم کافی نیست .مردم نیاز به تایید علمای خارجی، یا علمای وابسته ندارند.

مردم هرچند هم کوته فکر و کج اندیش باشند، بالاخره آینده و آخرت برای آن ها مهم تر است. مخصوصا در کشوری مانند بحرین، که اکثریت شیعه دارد و: تاریخ علاقمندی آنان به اسلام قابل بحث و رد کردن نیست. .یطور مثال وقتی در گذشته، نگاه می کنیم یکی از علمای برجسته که: مردم را تشویق به جدایی از ایران کرد، آیه الله سیستانی بود.

ایشان و دیگر علمای نجف، شاید به این نتیجه رسیده بودند که: رژیم شاه یک رزیم کافر است، و برای تضعیف آن باید بحرین، از بدنه ایران جدا شده و: به عالم عرب وصل شود! همین توجیه هنوز وجود دارد! یعنی هنوز هم مانند صدام وجود دارند که: ایران را مجوس بداند و شرعا تکلیف کند که : بحرین به ایران متصل نشود!

اما باز هم مهم نیست، زیرا اولا مردم آگاهی پیدا کرده اند که: رژیم جمهوری اسلامی در ایران است، و از بسیاری از جهات از رژیم های عربی، به اسلام نزدیک تر است. و حتی جواب آل سعود و مفتی های آنان را هم میدهند! زیرا در آن موقع می گفتند: ایران برادر اسرائیل است ولی، حالا می بینند که عربستان برادر اسرائیل است .

پس متهم سومی وجود دارد! آن هم علمای کلام یا: کسانی که فقط حرف می زنند و: در عمل هیچ کاری نمی کنند هست! کسانی که می دانند مردم بحرین، مظلوم تر از مردم فلسطین هستند! ولی به فلسطین کمک نظامی می کنند، اما به مردم بحرین کمک نظامی نمی کنند! و حتی مرز ها را می بندند تا: کسی از بحرین وارد آن جا نشود. کسانی که با کمال شجاعت، از لبنان و عراق وسوریه دفاع می کنند، ولی در مورد بحرین کوتاه می آیند

البته آن ها دلایل خود را دارند! مثلا می گویند بحرین کشور مستقل است، و باید مشکلات خودش را شخصا حل کند. و اگر ما بخواهیم کمک کنیم، دخالت در آن کشورها می شود.

ما به دلایل دیگری هم دست پیدا کردیم، که بسیار بدتر از این دلایل است! آن ها ارتباط با همسایگان را، بهانه می کنند و می گویند: دولت بحرین وجود خارجی دارد، قانونی است و ما نباید با دولت آن مبارزه کنیم! وبه همین دلیل مبادلات فرهنگی و ورزشی، با دولت دارند و بدتر از ان شاید از عربستان پول می گیرند که: از دولت بحرین حمایت کنند!

کلمات العلماء، إلقاء اللوم على الأحداث فی البحرین!

البحرین هی موطن لتاریخ الإسلام وإیران، لکنه عانى من السیاسة الاستعماریة: مصیر مجهول.ومع ذلک، فإن السیاسة الاستعماریة: القمع لا یرحم، والظلم، وهناک مطالب. السیاسة الاستعماریة البریطانیة القدیمة، من دون التعاون الداخلی، فإنه لیس من الممکن عند مستویات مرتفعة.نحن بحاجة إلى اتباع خطى أولئک الذین لدیهم أزمة تطورت إلى البحرین.

المتهم الأول شاه إیران، الذی کان القضاء بینما فی محافظة ظفار، مما أسفر عن مقتل رکض، وسجل العتاد دیمقراطیة هنا!وکان على استعداد لکسر بعیدا عن إیران، والثقة التصویت وهمیة.

وکان المتهمان العلماء، والعلماء الذین صدرت: فصل واجب، والشعب البحرینی القانونی. وکان أکثر خطورة من الأول، لأنه إذا کان الناس لم یکن موجودا ولم یشارک فی التصویت، بل هو أیضا لیس من الضروری، ولکن ما هی تلک شعب البحرین للمشارکة فی تقسیم الدوائر الانتخابیة فی إیران أو تشجیع أو فی الواقع، وجودهم، من النواحی القانونیة والشرعیة.

طریقة واحدة لفهم هذا الشخص، استخدام نفس الأسالیب الیوم.منظمة الصحة العالمیة أو ما العلماء للناس، للمشارکة فی المعرض، هذا الخط؟ ومع ذلک، فإنه لا یمکن إنکار أن شعب البحرین للمشارکة فی الانتخابات، والناخبین لیسوا أجانب أو العفاریت والأشباح. ولکل الشعب فی الانتخابات، على الرغم من أن حفنة من الرأی المنشق، لا بد من مبرر.

ذلک اعتبارا من الیوم، والانتخابات التینور فی البحرین، وأبقى الدافئ من خلال الاستمرار فی الماضی.وینبغی الاعتراف به وقطع الجذور.من الواضح أن رجال الدین المحکمة آل خلیفة، ومفتی المملکة العربیة السعودیة، حیث هو بارز جدا، ولکن لا تزال غیر کافیة.الناس بحاجة إلى تأکید من العلماء الأجانب، أو لا ترتبط القادة.

ومع ذلک الناس ضیقة وملتویة فی التفکیر، ومستقبل والقادم هو أکثر أهمیة بالنسبة لهم. خصوصا فی بلد مثل البحرین، فإن الغالبیة الشیعیة وتاریخ اهتمامهم فی الإسلام والرفض قابلة للنقاش. وباختصار، عندما المثال الأخیر، ونحن ننظر فی واحد من کبار العلماء أن یشجع الناس على الخروج من إیران، وکان آیة الله السیستانی.

هو وغیره من العلماء فی النجف، وربما إلى استنتاج مفاده أن النظام هو نظام کافر، ویضعف إلى البحرین، وإیران، وفصلها عن الجسم وللتواصل مع العالم العربی! هذا التفسیر لا تزال هناک!لا یزال هناک مثل صدام وإیران واجب دینی الدجال تعرف أن البحرین لا علاقة لإیران!

ولکن لا یهم، لأن أولا الناس أصبحوا یدرکون أن جمهوریة إیران الإسلامیة، وفی کثیر من النواحی الأنظمة العربیة، وأقرب إلى الإسلام. وحتى مفتی آل سعود وإجاباتها هل هناک! لأنه فی ذلک الوقت قائلا إیران هو شقیق اسرائیل، ولکن الآن أرى أن الأخ السعودی إسرائیل.

المتهم الثالث هناک!علماء تلک الکلمة أو أولئک الذین مجرد کلام و، من الناحیة العملیة، لا یوجد شیء هناک!أولئک الذین یعرفون شعب البحرین، مضطهدات الشعب الفلسطینی! ولکن المساعدات العسکریة إلى فلسطین، ولکن المساعدات لا عسکریة لشعب البحرین! وحتى على مقربة من الحدود، واحدة من البحرین لا تناسب ذلک.أولئک الذین لدیهم الشجاعة القصوى، لبنان والعراق وسوریا للدفاع، ولکن تأتی القصیر فی البحرین

بالطبع لدیهم أسباب خاصة بهم! على سبیل المثال، ویقول أن البحرین هی بلد مستقل، ویجب ان تحل مشاکلها بنفسها مباشرة.وإذا کنا نرید أن نساعد المتورطین فی الولایات المتحدة.

 

لقد وجدنا سبب آخر، وهذا السبب هو أسوأ من ذلک بکثیر!التواصل مع جیرانهم، لأنها تجعل الأعذار ویقول: وجود حکومة البحرین، والقانون، ونحن یجب قتال مع الحکومة! ولماذا التبادلات الثقافیة والریاضیة والحکومة والمال السعودی قد یکون أسوأ من ذلک:دعم الحکومة البحرینیة


» نظر

بانک درمان هم به خنسی خورد !

 

بالاخره ثروت مند ترین مرد دولت هم، از پرداخت هزینه های درمان نا امید شد و گفت : اگر خلیج فارس هم طلا شود، از پس هزینه در مان بر نمی اییم! البته این حرف را همه گفته اند، ولی از یک وزیر بهداشت شنیدنی تر است! این امر موقعی جالب می شود، که بدانیم ایشان از جمله پزشکان خیر است، که با ذره بین دنبال بیماران کم بضاعت می گشت، و پیدا نمی کرد! و ناچار به سفرهای دور دست می رفت، و در کپر ها هم گاهی، کسی برای عمل جراحی: رایگان وجود نداشت!

ایشان بعد از چند عمل خیر معروف شد، و پس از انتخاب برای کابینه، با همین تصور که تعداد بیماران کم، و اکثر آن ها قادر به پرداخت: هزینه های میلیونی بیمارستان هستند، به کار خود مشغول شد. در زمان کمتر از یکسال، همه را بیمه کرد و درصد پرداختی بیمار را هم به: یک سوم قبل و حتی رایگان رساند.

اما حالا  سرش به سنگ خورده و می بیند: نه تنها ثروت شخصی و ارگانی خود را هم بدهد، هزینه درمان را پوشش نمی دهد، بلکه  پول دولت ، نفت و بودجه هم کفاف نمی دهد. لذا برای درک بهتر آن ، برخلاف تمام شعار های قبلی اش، از طلا شدن خلیج فارس می گوید. چیزی که امکان ندارد و محال هم هست. و این یعنی سر سیلندر سوزاندن: ماشینی که تخت گاز در سربالایی: هزینه درمان می رفت.

اما داستان هزینه درمان، در چهار بخش است که: سه یخش آن باید حذف  و یا نادیده گرفته شود. در حالیکه برعکس است! بخش اصلی نادیده گرفته شده، به بخش های دیگر پرو بال داده اند. اولین بخش بیماری های سرپایی یا ساده است. تبلیغات وسیعی می شود که که: این بیماری ها جدی گرفته شود! و هزینه های فراوانی شود، تا تمام آزمایش ها منفی بودن آن را ثابت کند!

در واقع از نظر وزارت بهداشت، همه مردم بیماری سخت و مهلک دارند، مگر اینکه عکس آن ثابت شود. درست مثل دادسراهای ایران! که همه را مجرم می دانند، مگر عکس آن ثابت شود! یعنی متهم از مجرم خطرناک تر است! جون ممکن است همین متهم، جانی بالفطره باشد و ماموران، و قضات باید مانند یک بیمار ایدزی، به آن نگاه کنند و از: نزدیک شدن به آن پرهیز کنند!

از نظر وزارت بهداشت، همه ایران سرطان دارند، ایدزی هستند! آمفولانزا گرفته اند، و دارای انواع بیماری های گوارشی و دندانی و غیره هستند. درواقع هر ایرانی یک بمب میکروبی است! و باید هر لحظه مواظب باشیم که منفجر نشود!

دومین بخش بیماری های بالینی، یا بستری است در این جا هم وزارت بهداشت، با شیب تند گاز می دهد! در حالیکه ما در روایات فراوانی داریم که: انسان باید با بیماری کنار بیاید، تا بیماری خود خوب شود. وزارت بهداشت و پزشکان وابسته! معتقدند باید بیمار را به توپ: قرص و آمپول ، آزمایش و چکاپ و غیره بست. و در کمترین زمان ممکن، بیماری را شناخت و ریشه کن کرد! استفاده از دارو ها آرامش بخش ، مرفین دار و مسکن که نقل ونبات است!

از نظر اسلامی و طب سنتی، بدن باید از دو سیستم دفاعی استفاده کند :اولا کم خوردن و کم خوابیدن راتوصیه می کنند، تا مواد اضافی و احتمالا غیر قابل دفع، وارد بدن نشود. زیرا پرخوری انواع و اقسام مواد را، یکجا به معده واریز می کند. که بسیاری از آنان ترکیب مناسبی: با یکدیگر نخواهند داشت! مثلا شما اگر ماست و نوشابه و بستنی را با: آش و آبگوشت در یک ظرف بریزید، و مخلوط کنید ،کسی آن را نمی خورد، ولی نمی داند هر روز این کار، در معده او انجام می شود!

ثانیا همانطور که اشاره شد، تحمل درد را بعد از بیماری، توصیه می کند چرا که  بدن باید: خودش سموم را دفع کند، نه اینکه عناصر غیر بدن، این کار را انجام دهند.

سومین بخش بیماری های لاعلاج است. وزارت بهداشت سعی دارد تمام بودجه وزارت را، صرف یک نفر بیمار تالاسمی بکند! اینجا که می رسد، نجات یک نفر نجات امت می شود! یک سرطانی که تا دو روز دیگر می میرد، چرا باید منابع دیگران را به هدر دهد؟ یک معتاد که خودش به: خودش رحم نمی کند، وزارت بهداشت دایه مهربانتر از مادر است؟

 این بیماری ها سرنوشت محتوم است، و وزارت بهداشت در مقام بالاتر از خدایی، می خواهد آن را تغییر دهد. البته از جیب مردم. مردمی که برای یک ریال بدست آوردن، هزار تا معلق می زنند! بعد یک دفعه وزارت بهداشت، میلیاردها ریال می دهد که یک سرطانی، دو روز مانده عمر خود را هم راحت نماند!

 

می بینیم در این سه بخش، واقعا اگر خلیج فارس هم طلا شود، از عهده هزینه درمان بر نمی اید. بنابر این باید همه اینها را تعطیل کرد. و به بیماری های منطقی، و قابل در مان اکتفا کرد. طوری نباشد که یک سرطانی دو روزعمری، بودجه یک میلیون بیمار: در انتظار درمان را نابود کند. و بدون نجات دادن آن سرطانی، باعث مرگ یک میلیون نفر دیگر شویم !

 

البنک لعدم وجود المال هناک!

وأخیرا، فإن الحکومة رجل الغنیة، وکانت خیبة أمل تکالیف العلاج، وقال الخلیج الفارسی إذا کان الذهب هو، وتکلفة العلاج لا یأتی على! بالطبع قد قال هذه الکلمات کل ذلک، ولکن أکثر من وزیر الصحة یسمع! وهذا الموقف تکون مثیرة للاهتمام، لمعرفة انه هو طبیب جید، الذی عاد مع عدسة مکبرة تبحث عن المرضى الأکثر فقرا، ولا یمکن العثور علیه! وکان فی السفر القاصى والدانى، وفی نفس الوقت السقیفة، لا عملیة جراحیة، أی تهمة!

وأصبح فی وقت لاحق حسنة، ثم حدد مجلس الوزراء، مع افتراض أن عدد قلیل من المرضى، ومعظمهم غیر قادر على دفع تکالیف الملایین من المستشفى، وکان مشغول. فی أقل من عام، کل من التأمین ودفعت الوقت المرضى، وحتى ثلث حرة قبل التهدیف.

ولکن الآن رأسه ویرى الحجر اتخذت لیس فقط من الثروات الشخصیة وإعطاء أعضائهم، لا یغطی تکالیف العلاج، ولکن الحکومة المال والنفط والمیزانیات لیست کفاف. لذلک، لفهم ذلک على نحو أفضل، خلافا لجمیع شعاره السابق، والذهب من دول الخلیج الفارسی. شیء غیر ممکن والمستحیل. أی احتراق الاسطوانة: سریر آلة الغاز فی الارتفاع: تکلفة الحضور.

ولکن القصة من تکلفة العلاج، والذی هو فی أربعة أجزاء: یجب إزالة القطاع ثلاثة أو تجاهلها. فی حین أن العکس هو! الجزء الرئیسی تجاهلها، فی أجزاء أخرى من بیرو یکون الأجنحة. أو من الجزء الأول بسهولة ویسر. أن الدعایة الواسعة أن هذه الأمراض تؤخذ على محمل الجد! تردد والتکلفة، لجمیع الاختبارات سلبیة تثبت ذلک!

فی الواقع، وزارة الصحة، فی کل الظروف القاسیة والتی تهدد الحیاة، ما لم یثبت العکس. مثل مکاتب النیابة العامة فی إیران! الجمیع یعرف أن الجانی، ما لم یثبت العکس. هذا هو أخطر المجرمین! قد یکون هذا لأن المدعى علیه هو شعور طبیعی وضباط، ویجب أن القضاة مثل الإیدز، ونظرة وإغلاق لتجنب ذلک!

وزارة الصحة، وجمیع من السرطان، والإیدز! هل لدیک الحمى المالطیة، ومجموعة متنوعة من أمراض الجهاز الهضمی والأسنان، وهلم جرا. فی الواقع، کل الإیرانیة هی قنبلة جرثومیة! کل لحظة أننا یجب أن نحرص على ألا تنفجر!

الجزء الثانی من المرض السریری، أو البقاء هنا فی وزارة الصحة، مع الغاز حاد! فی حین لدینا العدید من التقالید أن البشر یجب التعامل مع هذا المرض، وهذا المرض هو جید. قسم الصحة والطب! وینبغی أن یکون واضحا أن المرضى: حبوب وحقن، التجارب والفحوصات، وقریبة جدا. وفی أقصر وقت ممکن، لتحدید والقضاء على هذا المرض! استخدام العقاقیر المهدئة والمورفین والإسکان التی ونقلت والنباتات!

الإسلام والطب التقلیدی، یجب على الجسم استخدام اثنین من دفاعات: أولا وقبل الأکل والنوم أقل الموصى بها، وربما عدم التخلص من المواد الزائدة، لا تدخل الجسم. وذلک لأن تناول جمیع أنواع المواد، أودعت مرة واحدة فی المعدة. الحق فی الجمع بین لهم: إنهم لن نکون معا! على سبیل المثال، إذا کنت تشرب والآیس کریم مع اللبن والحساء والمرق فی وعاء، وتخلط، لا أحد یرید أن یأکل، ولکنها لیست کل یوم أن العمل المنجز على بطنها!

ثانیا، کما ذکر، من آلام المرض، فإنه یجب أن یکون لأن الجسم: أنه یتغوط السموم، ولیس عناصر أخرى من الجسم، وهذا سوف نفعل.

الجزء الثالث من الأمراض المستعصیة. وزارة الصحة، وزارة المالیة تسعى للجمیع، بغض النظر عن مرضى الثلاسیمیا تفعل! هنا، حفظ أمة واحدة ویمکن حفظه! السرطان هو واحد إلى یومین یموت، لماذا یجب موارد أخرى لإضاعة؟ انها مدمن مخدرات، وقال انه لا ترحم، وجاءت وزارة رحمة من الأم؟

  هذه الأمراض مصیر واضح، ووزارة الصحة فی موضع أعلى من الله، ترید تغییر ذلک. ومع ذلک، جیوب الناس. الناس الذین یکسبون فلسا واحدا، علق آلاف بهم! بعد وقت واحد، وزارة الصحة، وملیارات الدولارات التی السرطان، وذلک قبل یومین من حیاته لیست سهلة!

 

ونحن نرى فی هذه القطاعات الثلاثة، هو حقا الذهب إذا الخلیج الفارسی، مع تکالیف العلاج یمکن القیام به. ولذلک، یجب علینا جمیعا مجرد إیقاف. منطقیة والأمراض، ونحن نقتصر فی. لیس بوصفه بالسرطان یومین، تنفق ملیون مریض: العلاج انتظار تدمیرها. دون حفظ الورم، مما تسبب فی وفاة ملیون شخص آخرین تحصل!


» نظر
   1   2      >
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96