سفارش تبلیغ
صبا

دنیا در قبضه ماه رمضان

جغرافیای ما در حال توسعه پایدار است، این توسعه پایدار از دو جهت: قابل توجیه و تفسیر و پیگیری است. یکی فلسفه تاریخی و دیگر: افزایش دانش بشری و تراکم دانایی ها. باید دانست در ابتدای تاریخ، بشر تصوری از جغرافیا نداشت، و دنیا را همان غار محل زندگی خود می دانست! اما نیاز انسان به غذا، او را وادار به ایجاد شکار کرد، کم شدن شکار در اطراف غار، او را به نقاط دیگر کشاند.

    البته این تفسیری است که: کلاسیک ها و عمدتا فلاسفه و تاریخ نویسان سکولار، بر ان اصرا می ورزند. ولی آکادمی های اسلامی، طور دیگری آن را تفسیر می کنند.  براساس نظرات علمای اسلامی، بشر از رور اول دنیا را می شناخته، و حتی  در وضعیتی بهتر از امروز زندگی می کرده است . اما اشتباهات چندی، او را از بهشت بیرون راند و به زمین فرستاد.

  در روی زمین هم هرگز تنها رها نشد، و در هر برهه ای از زمان که نیاز: به راهنمایی داشت از سوی خداوند متعال، راهنمایی می شد. بطوریکه حتی یک روز، گرسنه تا تشنه و یا بدون لباس نمی ماند، خداوند به وسیله جبرائیل، به انسان آموزش های لازم را برای: زندگی دراین کره خاکی ارائه می کرد. اولین فردی هم که روی زمین آمد(حضرت آدم ع )، همه این تماس ها را داشت. و لوازم و ابزار کافی برای: تطابق با زندگی جدید را فرا گرفت.

کشاورزی را خداوند به ایشان آموزش داد، و حتی خانه سازی را فرا گرفت.(آن اول بیت وضع للناس ببکه مبارکه) و سفر را به او آموخت، در همین سفر بود که در صحرای عرفات، همسر خود را یافت و با او ازدواج کرد. و خانواده تشکیل داد، و صاحب فرزندانی چون هابیل و قابیل شد. دامداری و کشاورزی را، با رعایت تقسیم کار به هابیل و قابیل یاد داد. هابیل دامداری می کرد، و قابیل کشاورزی! وقتی قرار شد که نمونه محصول خود را عرضه کنند، هابیل بهترین گوسفند خود را انتخاب کرد، وجایزه گرفت، ولی قابیل بدترین و پوسیده ترین دانه های گندم را عرضه کرد، و ناچار برای اخذ جایزه: به ناحق خود، برادرش را کشت.

    او قبرکندن را بلد نبود، کلاغی به سویش آمد و: کلاغ دیگری را کشت و: بعد آن را دفن کرد، و این اموزش برای دفن کشته شدگان را یاد داد! واین آغاز یادگیری بود که: به وسیله حیوانات شروع می شد، و تاریخ پر است از یادگیری های بشر از: حیوانات که آخرین آن پهباد هایی هستند که: از سنجاقک ها و خفاش ها الهام گرفته اند. خداوند تمام دنیای زمین بزرگ را، به بشر هدیه داد ( ان ارضی واسعه فتهاجروا فیها) و بشر شروع به سفر کرد، و جغرافیای خود را گسترش داد. هرچه تعدا فرزندان حضرت آدم ع ، افزایش پیدا می کرد، جغرافیا نیز توسعه می یافت.

    البته جغرافیدانان بر دودسته بودند: عده ای هابیلی عده ای قابیلی! هابیلی ها به زیبایی و رشد ، توسعه و تعالی فکر می کردند، ولی قابیلی ها تنگ نظرانه، فقط به دست هابیل چشم دوخته بودند! و پیروزی خود را در حذف هابیل و: تصرف جغرافیای او می دانستند. این بود که جنگ ها آغاز می شد، جنگ یعنی تنگ نظر بودن! و به جغرافیای محدود فکر کردن. اما توسعه یعنی جغرافیای وسیع!

امروز هم دنیا در توسعه پایدار خود، به تفکری قابیلی احتیاج ندارد! 5+1نمونه تفکر قابیلی، در زمان ماست که توسعه را، فقط در حذف دیگران می بیند. و مانع توسعه دیگران می شود. اما جمهوری اسلامی ایران نمونه فضای باز، و توسعه علمی و تجربی برای تمام دنیا است . براساس نظرات علمای اسلامی، اگر زمین ها هم تمام شود، دریا ها جایی است که غذای: دهها برابر جمعیت امروز را دارد! و الان حیف ومیل می شود و: کوسه ها می خورند!

    روش هابیلی در زمان ما هم، نماد خود را دارد و: آن ماه مبارک رمضان است. ماه رمضان از توسعه پایداری صحبت می کند که: از دو روش قبلی بهتر است، و آن توسعه برمبنای از خود گذشتگی است!  به همین مناسبت، ماه رمضان اصلا مرز نمی شناسد! و به محدوده های جغرافیایی بشری بی اعتنا است. می گوید گرسنه بمان، تا درد گرسنگان دنیا را بشناسی، و برای آن راه علاجی پیدا کنی.

مقابض العالم رمضان

لدینا الجغرافیا التنمیة المستدامة، والتنمیة المستدامة من اتجاهین: تفسیر ومتابعة ما یبرره. واحد الفلسفة التاریخیة الأخرى: زیادة المعرفة الإنسانیة والحکمة والکثافة. یجب أن یکون مفهوما فی بدایة التاریخ، وکانت فکرة الجغرافیا البشریة، والعالم یعرف الکهف حیث حیاتک! ولکن حاجة الإنسان للطعام، وأجبروه على مطاردة، وفقدان الصید حول الکهف، وأحضر فی أی مکان آخر.

    ولکن هذا التفسیر هو أن الفلاسفة والمؤرخین الکلاسیکیة هی فی معظمها علمانیة، یصرون على ذلک. ولکن الأکادیمیة الإسلامیة، وإلا سیتم تفسیره. وفقا لعلماء المسلمین، مراجعة بشریة معروفة لأول مرة فی العالم، وحتى یعیش فی وضع أفضل مما هو علیه الیوم. ولکن بعض الأخطاء، وطرده من السماء وإرسالها إلى الأرض.

  على الأرض لم یکن أبدا تترک وحدها، وعند أی نقطة فی الوقت تحتاج إلى أن یکون التوجیه من عند الله سبحانه وتعالى، وکان الدلیل. حتى یوم واحد، الجوع والعطش ولا یمکن أن توجد بدون ملابس، Jabraeel الله، وتدریب رجل للحیاة على هذا العرض الکوکب. الذی کان أول شخص على وجه الأرض (صلى الله علیه وسلم آدم)، وکان جمیع الاتصالات. والأجهزة والأدوات اللازمة ل: الامتثال لحیاة جدیدة المستفادة.

کان یدرس الزراعة لهم، وتعلمت حتى المساکن. () ورحلة علمته فی هذه الرحلة فی صحراء عرفات، وزوجته، وتزوجها. وکانت الأسرة، والأطفال مثل قابیل وهابیل. وقد علمتنا الثروة الحیوانیة والزراعة، وفقا لتقسیم العمل قابیل وهابیل. هابیل الماشیة، وقابیل الزراعی! عندما عینة من عرض منتجاتها، واختار هابیل أفضل غنمه، وأخذ الجائزة، ولکن قابیل الأسوأ والأکثر الفاسد امدادات الحبوب القمح، وکان للحصول على المکافأة: الظالم أهلها، قتل شقیقه.

    وقال انه لا یعرف کیفیة حفر القبر، وجاءهم الغراب، الغراب، وقتل آخر، ثم دفنوه، ویدرس هذا التدریب لدفن الموتى! وکانت هذه بدایة للتعلیم الذی بدأ من قبل الحیوانات، والتاریخ ملیء التعلم الإنسانی: یبدو أن هذا الحیوان الأخیر من الیعسوب والخفافیش ألهم. الله أکبر من کل العالم، وهدیة الإنسان () وبدأ الرجل فی السفر، وتوسعت جغرافیتها. عدد بنی آدم، علیه السلام، من شأنه أن یزید، وقد وضعت أیضا الجغرافیا.

    والجغرافیین على مجموعتین: بعض Habili بعض قابیل! Habili الجمال والنمو والتطور والتمیز الفکر، ولکن قابیل ضیقة، إلا أن هابیل العینین! هابیل وفوزه فی الإزالة، التقاط الجغرافیة کان یعرف. کان ذلک بدایة للحرب، والحرب من ضیق الأفق! وجغرافیا التفکیر محدودة. لکن تطور الجغرافیا الشاسعة!

الیوم، والتنمیة المستدامة فی العالم ظن قایین لا تحتاج! یعتقد 5 + 1 عینة قابیل، فی وقت تنمیتنا، لا یرى إلا إزالة الآخرین. والتوسع فى قطاعات اخرى. لکن الجمهوریة الإسلامیة عینات الهواء الطلق إیران، والتنمیة التجریبیة والعلمیة للعالم بأسره. وفقا لعلماء المسلمین، وإذا کان الوقت قد فات، البحار حیث الغذاء: السکان الیوم هو عشر مرات! وأهدر الآن وأسماک القرش أکل!

 

    طریقة Habili فی وقتنا معا، ورمزها، شهر رمضان المبارک. رمضان یتحدث عن التنمیة المستدامة: طریقتین تعمل بشکل جید، والحمد لله أنه یقوم على تطویر! فی هذه المناسبة، شهر رمضان، فإنه لا یعرف حدودا! ویتم تجاهل النطاق الجغرافی البشری. یقول ابق جائعا، الجیاع فی العالم یعرف الألم، وإیجاد وسیلة لعلاجه.

 

 

 


» نظر

فاجعه های بعد از رفع تحریم

برخلاف خوشباوری برخی از آقایان دولتی، رفع تحریم دارای مکانیزم منفی، در اقتصاد و فرهنگ مردم ایران است! زیرا ماهیت اقتصاد ایران اقتصاد بازرگانی است، و محور های کشاورزی ، دامداری و صنعتی در مرحله بعدی قرار دارد. و لذا با ورود یا آزاد سازی منابع جدید، نه تنها کشاورزی یا صنعت ما، حمایت نخواهد شد، بلکه شاهد ویرانی آن ها هم خواهیم بود. به نحوی که واردات بی رویه افزایش یافته، و ته مانده تولید ملی نیز به باد خواهد رفت.

 این که می گویند ما تحریم را دوست داریم، این فریب مردم است، ولی واقعیت قضیه این است که: تحریم باعث شد تا استعدادهای درونی مردم ایران، به شکوفایی برسد. و نماد این کار اقتصاد مقاومتی است، که اگر تحریم نبود، روحیه مصرف گرایی، مردم ایران راهم مانند مردم: عربستان و یا کویت، فقط مصرف کننده در امد نفتی بار می آورد.

     این اقتصاد مقاومتی بود که: به کار و تولید اهمیت می داده است. برخلاف تصور آنان ، اقتصاد مقاومتی مخصوص ایران هم نیست، بلکه تمام کشورهایی که: دوران جنگ و یا قحطی، و هرنوع سختی را گذراندند، ناچار بودند از اقتصاد مقاومت بهره ببرند. ژاپن و آلمان، از جمله کشورهایی هستند که: در جنگ ضربه دیدند، و با همین اقتصاد مقاومتی یا ریاضتی، دوباره خود را به: بام رشد اقتصادی رساندند.

    در ژاپن حتی ارتش وجود نداشت، و بودجه نظامی هم صرف نمی شد! در آلمان نیز مردم، راهی جز تولید با کیفیت بالا نداشتند. و این دو کشور، درست درموقعی منزوی شدند که: به رشد اقتصادی رسیدند و: دست از اقتصاد مقاومتی برداشته، و به اقتصاد مصرفی روی آوردند.   اقتصاد مصرفی کادویی بود که: کشورهای پیشرفته برای مردم جهان سوم هدیه دادند، آنها  به ظاهر می گفتند: ما هرچه شما نیاز دارید، تولید می کنیم! و لازم نیست شما دست به کاری بزنید، و خود را به زحمت بیاندازید! آن ها با شعار حق با مشتری است، مردم دنیا را فریب دادند، و از مردمی مولد، مردمی مصرفی ساختند، که نمونه بارز آن مردم: عربستان  و کویت هستند. که اگر در آمد نفت نباشد باید رو به قبله دراز بکشند.

 در ایران هم اگر فرضا، اگر دارایی های بلوکه شده ایران، در آمریکا  آزاد شود، بدیهی است که صرف خرید: نهاده های سرمایه ای نمی شود، زیرا انتخابات پیش رو، بسیار نیازمند این منابع است، چه انتخاباتی که در امریکا است! وچه انتخاباتی که در ایران است، و اصولا باید بدانیم که اصرار بر توافق، فقط مصرف انتخاباتی دارد. یعنی هم اوباما به چنین توافقی احتیاج دارد، تا قدرت از دست حزب دموکرات خارج نشود، و هم دولت ایران برای در دست گرفتن مجلس ، و بخاطر تبلیغات وسیعی که انجام داده، راهی جز پیروزی در توافق ندارد.

      از انجا هم که اغلب حامیان مالی انتخاباتی احزاب آمریکایی، ایرانیان هستند، لذا به احتمال زیاد، آزادی پول های بلوکه شده، فقط ارقام و اعدادش به ایران می رسد، همه این ها نیامده، در انسوی مرزها خرج می شود. و ایرانیان مقیم آمریکا، برای مطالبات خود آن را بر می دارند.

و اگر داخل ایران هم بشود، دولت مجبور است آن را به صورت: یارانه نقدی یا سبد کالا دراختیار مردم بگذارد، تا اندیشه مثبتی از توافق هسته ای برای مردم بوجود اید. واین یعنی افزایش نقدینگی و حجم پول و تورم.

مگر اینکه مجلس مصوب کند: کلیه دارایی های بلوکه شده که آزاد می شود، بعنوان غنیمت یک جناح بخصوص نباشد، و به صندوق توسعه ملی واریز شده و:  مطابق مقررات آن توزیع گردد. که احتمال آن بسیار ضعیف است که: مجلس به چنین مصوبه ای، در زمان باقیمانده برسد، و اگر هم برسد، به اجرای ان نمی رسد، و اجرای آن برای مجلس بعدی خواهد بود، که با همین پول ها چه کند.

vکارثة بعد رفع العقوبات.
على الرغم من بعض الرجال العام متفائل، ورفع العقوبات لدیها آلیة السلبیة، فی الاقتصاد وثقافة الشعب الإیرانی! لأن طبیعة الاقتصاد الإیرانی اقتصادیات الأعمال، والزراعیة والحیوانیة والصناعیة هی الخطوة التالیة. تسجیل الدخول أو نحو ذلک مع الافراج عن موارد جدیدة أو الزراعة أو الصناعة فحسب، فإننا لن ندعم، ولکنها أیضا سوف یشهد الدمار. ذلک أن واردات المفرطة زادت، وسوف الریاح تلغی الإنتاج الوطنی. نقول أننا نحب المقاطعة، فمن خداع الناس، ولکن حقیقة الأمر هی أن العقوبات أدت إلى القدرات الداخلیة للشعب الإیرانی من الرفاهیة. بل هو رمز للقوة الاقتصادیة، إن لم یکن العقوبات، والروح الاستهلاکیة، والناس مثل الطریقة: المملکة العربیة السعودیة أو الکویت، والمستهلک الوحید من عائدات النفط یجعل. قوة الاقتصاد الذی للعمل والإنتاج هو المهم. على العکس منهم، لقوة ایران الاقتصادیة، ولکن جمیع البلدان التی خلال الحرب، أو المجاعة، وأیة صعوبات، وکان للاستفادة من قوة الاقتصاد. الیابان وألمانیا هی من بین البلدان التی أصیبت فی الحرب، ومع قوة الاقتصاد أو التقشف، مرة أخرى، بلغ النمو الاقتصادی السقف. حتى فی الیابان، لم یکن هناک جیش، وکان لا تنفق المیزانیة العسکریة! فی ألمانیا، کان الناس أی خیار سوى لانتاج عالیة الجودة. وکانت الدولتان فقط فی حالات التهمیش أن النمو الاقتصادی بلغ: قوة الاقتصاد التقاط، وتحول الاقتصاد الاستهلاکی. الاقتصاد الاستهلاکی تلک الهدیة: الدول المتقدمة إلى العالم الثالث أعطت، وقال على ما یبدو لدینا کل ما تحتاجه، ونحن ننتج! کنت لا تحتاج إلى التحقق، وجعل مأزق! شعارهم هو العمیل المناسب، خدعت الناس فی العالم، والناس إنتاجیة، والناس الذین استهلکت، وهو الأمر المعهود من الناس، هی المملکة العربیة السعودیة والکویت. إذا عائدات النفط لیست على الاستلقاء على الأرض إلى مکة المکرمة. فی إیران، إذا، ویقول، إذا کانت الموجودات المحجوبة فی إیران، الذی صدر فی أمریکا، من الواضح، لقضاء: العاصمة لم، للانتخابات المقبلة، فإنه یحتاج الموارد، ما إذا کانت الانتخابات فی أمریکا! ما الانتخابات فی إیران، وأننا بحاجة إلى معرفة الذین أصروا على اتفاق، وانتخاب اتخذت للتو. مثل هذا الاتفاق یعنی أن أوباما یجب أن یکون بعیدا عن أیدی من الحزب الدیمقراطی، والحکومة الإیرانیة إلى اتخاذ مجلس النواب، بسبب الدعایة الواسعة التی قامت به أی خیار سوى للفوز بالصفقة. منذ الراعیة الانتخابات معظم الأمیرکیین والإیرانیین، فمن المرجح أن الإفراج عن الأموال المجمدة والأرقام والأرقام فقط ما هو أکثر من إیران، کل هذه لم تکن کذلک، إلى أن قضى عبر الحدود. والإیرانیین الذین یعیشون فی أمریکا، على أن یکون لدیها مطالبها.
وإذا أصبحت إیران أجبرت الحکومة أن یکون: الناس لدیهم الإعانات المقدمة أو سلة من السلع، ورأی إیجابی من الصفقة، قد خلقت الناس. هذا یعنی زیادة السیولة والمعروض النقدی والتضخم.
إلا إذا وافقت علیها الجمعیة: جمیع الأصول المجمدة، والتی یتم تحریرها کغنیمة، وخصوصا لیس طرفا فیها، وصندوق التنمیة الوطنیة ومدفوعة الأجر، وفقا لأحکامه التی سیتم توزیعها. احتمال منخفض جدا أن تشریع مجلس النواب، والوقت المتبقی سیکون، وإذا کان کذلک، فإنه لا یبدو لتشغیل، والترشح للبرلمان المقبل سیکون ما یجب القیام به مع هذه الأموال.


» نظر

دوران مرگبار پساتحریم

خیلی ها وعده میدهند که: دوران پساتحریم یا دوران: پس از رفع تحریم های امریکا برعلیه ایران، دوران شکوفایی! زندگی مرفه و ایدئال برای ایرانیان است. و از هم اکنون برنامه ریزی برای: آن هنگام انجام می دهند، ولی آیا کسی ضمانت کرده که: آن دوران همانطور خواهد بود: که اینها می گویند ؟ یا این ها فقط وعده های توخالی، برای بد نام کرده امام خمینی ره است؟ که آمریکا را شیطان بزرگ می خواند؟

شرط امام خمینی برای رفع تحریم ها، آن بود که می فرمود آمریکا باید برود! همانطور که شوروی سابق رفت، و می فرمود تا تغییری در رفتار آن ها نشود، امکان ایجاد ارتباط نیست! و ارتباط ایران و آمریکا را به: ارتباط  گرگ و میش تشبیه می نمود. حالا چه شده که آن هایی که خواب آمریکا را می بینند، خدا بیدارشان نمی کند؟

یک بررسی خیلی ساده نشان می دهد: دوران پساتحریم، دورانی بدتر از اکنون خواهد بود. زیرا آمریکا با هزار میلیارد دلار بدهی، قادر نیست بدهی ایران را پس دهد، و برعکس بسیار علاقمند است که: بدهی های خود را از ایران تامین کند. لذا اگر تحریم ها برداشته شود، سیل حرکت یکطرفه دلار، از سوی ایران به سوی آمریکا آغاز خواهد شد، و کالاهای آمریکایی تمام: بودجه ایران را خواهد بلعید.

برای تصور این موضوع، ابتدا به فیلم های سینمایی می پردازیم: اگر دروازه آمریکایی فیلم های: وسترن وهالیوودی به ایران باز شود، چه میزان استقبال از آن خواهد شد؟ آیا صدا و سیمای ایران قادر است آن را پوشش دهد؟ مسلم است که با برنامه ریزی هایی که اقایان کرده اند، هالیود فروش میلیارد دلاری خود را، از درامدهای ایران بیرون خواهد کشید. و سینما و فرهنگ ایران را ورشکسته، و وابسته به خود خواهد کرد.

سفارت آمریکا در ایران، دادخواست اجور معوقه خواهد داد! و کلیه دارایی های مانده در امریکا را، به نفع خود ضبط خواهد کرد! و از آزاد کردن دارایی های ایران خود داری خواهد نمود و همانجا آن ها را مصرف خواهد کرد. سفرهای خارجی دولتمردان به آمریکا، از مرز میلیارد ها دلار خواهد گذشت! تجهیزات آمریکایی برای سرویس های: امنیتی و دولتی ایران همه به روز خواهد شد!

با رفع تحریم ها از بانک مرکزی، تمام خزانه دولت در اختیار: خزانه داری آمریکا قرار خواهد گرفت. و تنها سیاستی اجرا خواهد شد که آن ها بگویند. اساتید و دانشگاهیان با بورسیه های کلان، عازم آمریکا خواهند شد و: بودجه ته مانده بانک مرکزی را هم، به یغما خواهند برد!

دولت در مقابل اینهمه ولخرجی، نه تنها قادر به ایستادگی نیست، بلکه باید مشوق آن هم باشد! تا موضوع پساتحریم شیرین جلوه کند.آن هنگام است که کسری بودجه ایران، حتی از طریق سیستم بانکی، یا اوراق قرضه دولتی و استقراض داخلی، انجام نخواهد شد! ولذا دست ایران به سوی خزانه داری آمریکا دراز می شود.    شرط دریافت کمک از صندوق بین المللی، چیزی شبیه فروش دوباره مملکت به آنان خواهد شد!

تجارت ایرانی در تجارت جهانی، پذیرفته نخواهد شد مگر اینکه: تمام زیرساخت های فرهنگی و اسلامی ایران، ازبین برود و آیران دوباره به راحت الحلقومی! برای فرو بردن در گلوی آمریکا تبدیل شود. کالاهای آمریکایی یا تحت لیسانس آمریکا، بازار ها را پر خواهد کرد! و ته مانده جیب مردم هم، یکسره به سوی آمریکا سرازیر خواهد شد.  

و اینهمه فقط یک روی سکه! و ظاهر قانونی یا رسمی قضیه است . بدانید که با رفع تحریم ها، ایران به بزرگترین بازار مکاره: انواع قاچاق کالا و مواد مخدر تبدیل خواهد شد. تمام تجارت های مرگبار، از جمله تجارت زن و دختر، روسپیگری و بی حجابی ،توسعه پیدا خواهد کرد! و اجزا بدن بیماران و مردگان! به فروش خواهد رفت، و انواع بیماری های مقاربتی و غیره، دامنگیر ایرانیان خواهد شد. والله اعلم بحقایق الامور!

بعد وفاة العقوبات
وعد الکثیرون أن خلال فترة العقوبات أو بعد رفع العقوبات ضد إیران، أمریکا ذروة! حیاة مریحة ومثالیة للإیرانیین. وتخطط بالفعل لأنها عندما تفعل ذلک، ولکن إذا کان أی شخص یضمن أنه سیکون جاریة: یقولون؟ أو هذه وعود فارغة فقط، الإمام الخمینی هو سمعة سیئة؟ أن أمریکا هی الشیطان الأکبر یقرأ؟
وقیل شرط الإمام الخمینی لرفع العقوبات أن أمریکا یجب أن یذهب! کما کان الاتحاد السوفیاتی، وقال انه لا تغییر سلوکهم، لم تتمکن من الاتصال! والعلاقة بین علاقة إیران وأمیرکا ویمکن تشبیه الشفق. الآن ما هو علیه أن النوم أمریکا لنرى، والله لا یوقظه؟
أظهرت دراسة بسیطة جدا: سوف فترة ما بعد الحصار ستکون أسوأ مما هی علیه الآن. أمریکا کما تریلیون دولار فی الدیون، وغیر قادرة على إیران بعد الدین، والعکس بالعکس تشعر بقلق بالغ أن إیران سوف یجتمع دیونها. حتى إذا رفعت العقوبات، فی اتجاه واحد طوفان دولار، وسوف تبدأ من إیران إلى أمریکا، والبضائع الأمریکیة عن الأموال سوف تلتهم ایران.
تخیل هذا، أولا الذهاب الى السینما: إذا کان الهدف من الأفلام الأمیرکیة: الغرب هولیوود وإیران، وکیف سیتم تحصیله؟ التلفزیون الایرانی قادر على تغطیة ذلک؟ فمن الواضح أنه یعتزم أن یکون له هولیوود ملیار دولار بیع، فإن عائدات إخراج إیران. والسینما والثقافة الإیرانیة للمساهمین، والشرکات التابعة لها سوف.
السفارة الأمریکیة فی إیران، فإن التماس إعادة التأجیر! وجمیع الأصول المتبقیة فی أمریکا، وسجل الفوز! وسوف تجنب الافراج عن الاصول الایرانیة وحیث أنها سوف تستهلک. الرحلات الخارجیة إلى السلطات الأمریکیة، فإن الحدود تمر الملیارات من الدولارات! معدات خدمة أمریکا، أمن الدولة، وسیتم تحدیث جمیع!
قبل رفع العقوبات عن البنک المرکزی، کل من وزارة الخزانة: خزانة ستکون أمریکا. وستکون السیاسة الوحیدة یقولون. المعلمین والأکادیمیین منح دراسیة کبیرة، وسوف تکون ملزمة لأمریکا: أموال البنک المرکزی المتبقیة، لاتخاذ الغنائم!
التبذیر الحکومة أمام الکثیرین، لیس فقط لا یمکن أن یقف، ولکن شجعتها! لننظر بعد فرض عقوبات جدیدة. عندما عجز میزانیة البلاد، حتى من خلال النظام أو الحکومة السندات المصرفیة والقروض المحلیة، لا یکون! وهکذا البلاد لیتم تشغیلها من قبل أمریکا الخزانة. شرطا لتلقی مساعدات من صندوق النقد الدولی، مثل البلد الذی سوف إعادة بیع!
لن یتم قبول التجارة الإیرانیة فی التجارة العالمیة، إلا کل البنیة التحتیة الإسلامیة والثقافیة، تختفی وایران للعودة الى فرحة الترکیة! لتمرغ بدوره الحلق أمیرکا. البضائع الأمریکیة، أو بموجب ترخیص فی أمریکا، سوف تملأ السوق! والجیوب المتبقیة من الشعب، سوف تتدفق مباشرة إلى أمریکا.
وهذا هو جانب واحد فقط! وظهور قضیة قانونیة أو رسمیة. أعرف أنه من خلال رفع العقوبات، اکبر مدینة المعارض لإیران، من التهریب والاتجار غیر المشروع بالمخدرات وسوف تصبح. وعن التجارة الممیتة، بما فی ذلک التجارة بالنساء والفتیات والبغاء والسفور وتطویر! وأشلاء القتلى! سوف یتم بیعها، وسیتم تعانی مجموعة متنوعة من الأمراض التی تنتقل عن طریق الاتصال الجنسی، وما إلى ذلک، الإیرانیین.


» نظر

امانت دار خیانتکاران و: تبهکاران کیست؟

مردم اروپا هر روز فقیر تر و بیکار تر می شوند، ولی نمیدانند که داروی اصلی درد آن ها، در کنار گوش آن ها، یعنی در سوئیس و بانکهای آن می باشد! بانک های سوئیس امانت دار خیانتکاران و: جنایتکاران بزرگ جهان است. امانت داری که حتی، به خودش هم خیانبت می کند! و معلوم نیست چه مقدار از دارایی های: مرئی و نامرئی جهان را درا ختیار دارد.

بانک های سوئیس در ثبات، حفظ حریم خصوصی و: حمایت از مشتریان شهرت جهانی دارند. در این کشور کلیه بانک ها طبق "قوانین تصویب شده بانک سوئیس، در سال 1934" اداره می شوند..

تاکید اصلی این قوانین - که در سال 1999 مورد تجدید نظر قرار گرفت - محدودیت و پرهیز از: دادن هر گونه اطلاعات به شخص ثالث، و دولت های خارجی است. در حقیقت از آنجائیکه اطلاعات مشتریان، تحت هیچ شرایطی فاش نمی شود، به جرات می توان گفت: که هیچ راهی برای پی گیری :حساب های سپرده در بانک: سوئیس وجود ندارد.

 و این البته بسیار فاجعه آمیز است، چرا که پاسخگویی و شفافیت که: مهمترین ارکان موسسات دولتی، یا عمومی است زیر سوال رفته، و فقط جنایتکاران و تبهکاران، از آن سود می برند! چون می توانند با خیال راحت به: پولشویی و پس انداز پول های کثیف ادامه دهند، و کسی قادر نیست از آنان سوال کند، یا تحت پیگرد قرار دهد.

البته این قانون، صدها برابر برای خود بانکها سود آور است! زیرا وقتی کسی از اسرار موجودی: بانک اطلاعی ندارد نمی تواند از: دزدیده شدن یا کسر و اضافه آن ها هم، اطلاعی بدست بیاورد، و یا به دادگاه و محاکم صالحه شکایت کند. به همین منظور گفته می شود: آمار و ارقام وحشتناکی از دارایی های: بلا صاحب از دیکتاتور های جهانی، در این بانک موجود است و کسی حق ندارد، آن ها را از بانک های سوئیس مطالبه کند!

مثلا دارایی های هیتلر، موسولینی که از ابتدا، در این بانک ها بوده اند، با مرگ این دیکتاتور ها، یه کشورشان برگشت داده نشده است! و بعد از آن هم تمام دیکتاتور ها، و تبهکاران جهانی فقط بانک سوئیس را می شناختند، و با اطمینان از فاش نشدن میزان دارایی های خود، اموال و ثروت خود را در اختیار بانک می گذاشتند، و از انجا که سرنوشت دیکتاتور ها، هرگز بطور طبیعی رقم نمی خورد، لذا با نابودی آن ها، کسی قدرت مطالبه ما ترک آن ها را ندارد.

     اکنون موقع آن است که مردم اروپا، تظاهرات خود را به بانکهای سوئیس بکشانند، و حق ملت خود را که از: سوی دیکتاتور هایشان به بانک های سوئیس سپرده شده، پس بگیرند. براساس امار موجود، بانک های سوئیس برابر تمام:  دارایی بانک های جهانی، ذخائر ارزی دارند که مالکان آن ها،  مرده و یا ساقط شده اند و: کسی هم سندی برای این مالکیت ها، و میزان آن در دست ندارد.

       بانکداری سوئیس، سرمشق تمام بانکداری های جهان هم هست! بطوریکه استقلال بانک مرکزی در سوئیس، همه بانک های مرکزی دنیا را، برای مستقل شدن راهی مجالس آن کشورها کرده است، و این یعنی اینکه بانکها، قدرتی مافوق وزیر دارایی،  رئیس جمهور و  دادگاههای بین المللی و: سازمان ملل می باشند!و در مقابل هیچ کس، جوابگو نیستند.

جالب است بدانیم که سهامداران اصلی: بانک مرکزی سوئیس، فقط چند بانک هستند ولی، عنوان آن سهامی عام است، و این به معنی آن است که: دخالت رای مردم در مجامع، یا رای گیری ها به قدری ضعیف است، که اصلا به حساب نمی آید! و سهامدارن اصلی که باید: آن ها را شرکت سهامی حاص بنامیم، با دست کاری آماری و ریاضی رای گیری، هرگز اجازه دخالت مردم و دولت را، در کار های خود نمی دهند.

       لدا بانک سوئیس به اعتبار: پولشوئی های بزرگ، ثروت های بیشماری دارد و با حکمرانی در: راس بانکهای جهان، بدنبال حاکمیت مطلق بانکداری در جهان است .  در ایران هم، سیستم بانکی میرود که به سیستم: مستقل بانک مرکزی در دنیا پیوند بخورد! باید مواظب بود و دانست که: مردم ایران اسلامی در انقلاب سال 1357 یکی از: مراکزی که آتش می زدند، همین بانک ها بود! چون می دانستند حاکمیت بانکها، به سمت الیگارشی اندوخته داران پیش می رود.

الوصی والخونة والمجرمین الذین؟
کل یوم المزید من الناس فی أوروبا هم من الفقراء والعاطلین عن العمل، ولکن لا یدرکون أن مسکنات للألم، بالإضافة إلى الأذن، فی سویسرا وبنوکها! البنوک السویسریة الودیع والخونة: المجرمون کبیر من العالم. النزاهة حتى لنفسه أن Khyanbt! ولیس من الواضح کم من الممتلکات: الحصول على محرک الأقراص العالم المرئی وغیر المرئی.
الاستقرار السویسری البنک، والخصوصیة والدعم للعملاء فی جمیع أنحاء العالم شهرة. جمیع البنوک فی البلاد، وفقا ل "القواعد المعتمدة من قبل البنوک السویسریة فی عام 1934" تشغیل.
الترکیز الرئیسی من هذه القوانین - التی نقحت فی عام 1999 - وتجنب القیود المفروضة على أیة معلومات لطرف ثالث، والحکومات الأجنبیة. فی الواقع، منذ معلومات العملاء، لا یمکن الکشف عنها تحت أی ظرف من الظروف، یجرؤ أن یقال أنه لا یوجد طریقة لمتابعة وحسابات الودائع فی البنک: سویسرا غیر موجود.
 
وهذا بطبیعة الحال المأساوی للغایة، لأن هیئة المساءلة والشفافیة أن أجهزة المؤسسات العامة والمجرمین العام أو التشکیک فیه، والوحید والمجرمین، وفائدة! وسعهم بأمان، ویستمر إنقاذ غسل الأموال الأموال القذرة، ولا أحد یستطیع أن یشکک، أو الادعاء.
هذا القانون هو مئات المرات أکثر ربحیة بالنسبة للبنوک! لأنه عندما واحد من أسرار البنوک لا یمکن أن یکون على علم السرقة أو طرح وإضافتها معا، الحصول على معلومات، أو رفع دعوى فی المحکمة والمحاکم المختصة. لهذا السبب یقال: الاحصائیات أهوال الأصول: المالک الحقیقی للدکتاتور فی العالم، لا یوجد أحد فی البنک، یطلبون من البنوک السویسریة!
أصول مثل هتلر، موسولینی، منذ البدایة، کانت البنوک وفاة الدکتاتور، لا یتم إرجاع بلد! وبعد ذلک کل الطغاة والمجرمین العالمی عرف البنوک السویسریة فقط، ولضمان عدم الکشف عن أصولها وممتلکاتها ووضع أموالهم فی البنوک، ولأن مصیر الدکتاتور، أبدا وبطبیعة الحال کان هناک، بالتالی، لتدمیرها، الذین یدعون قوتنا عدم ترکها.
     
الآن حان الوقت أن شعوب أوروبا، احتجاجاتهم لدفع البنوک السویسریة، وحق شعبها من الودائع المصرفیة السویسریة الدیکتاتور الخاصة بهم، والظهر. وفقا للاحصاءات، من جمیع البنوک السویسریة: أموال البنک الدولی، احتیاطیات النقد الأجنبی هم أصحاب منهم، بین قتیل وتم الهفوات: لا وثیقة واحدة للممتلکات، وأنه لیس لدیه.
       
المصارف السویسریة، والنموذج المصرفی العالمی هو کل شیء! کما استقلال البنک المرکزی فی سویسرا، وجمیع البنوک المرکزیة فی العالم، بغض النظر عن الطریقة التی برلمانات تلک الدول، وهذا یعنی أن البنوک والطاقة متفوقة على وزیر المالیة، رئیس المحکمة الدولیة والأمم المتحدة هی، وفی ضد أی شخص، ولیس استجابة.
ومن المثیر للاهتمام، والمساهمین الرئیسیین: بنک سویسرا، سوى عدد قلیل من البنوک، ولکن کما الجمهور، وهذا یعنی أن التصویت على الأشخاص الذین شارکوا فی المجتمع، أو التصویت ضعیفة جدا، والتی لا حساب لا! والمساهمین الرئیسیین یجب: الشرکة قد نسمیها، مع التلاعب الإحصائی والریاضی من الأصوات، أن تسمح للناس وتدخل الحکومة فی عملها لا.
       
یدا السویسری بنک الائتمان: غسل الأموال الضخمة، ثروة هائلة، والمحکوم فی البنوک الکبرى فی العالم، تلیها سیادة المصرفیة فی العالم. فی إیران، والنظام المصرفی هو نظام: بنک مرکزی مستقل فی العالم توصیلها! یجب أن نکون حذرین ونعرف أن الثورة الإسلامیة للشعب الإیرانی عام 1357، واحدة من المراکز أضرمت النیران، کان على البنوک! لأننی کنت أعرف البنوک الحکم والممولین ترتفع إلى الأولیغارشیة.


» نظر

امام سجادع، مهمترین حلقه ارتباطی بین ایران و اسلام.

امام سجادع، مهمترین حلقه ارتباطی بین ایران و اسلام.

گرچه اعراب ایرانیان را عجم می خوانند، و بسیاری نیز گبر و ترسا می دانند، و برخی نیز مجوس و آتش پرست می شمارند، اما همبستگی ایران و اسلام، چیزی ماورا این حرف ها است، زیرا ایران و اسلام نه تنها در عین ریشه یکی هستند، حتی در شاخه و برگ هم یکی هستند، و کسانی که با تعصب کور می خواهند: ایران را از اسلام جدا کنند، یا اسلام را از ایران جدا کنند، در عالم واقعی زندگی نمی کنند.

ایران با اسلام، خویشاوندی سببی زیادی دارد، که  در بسیاری از کتب آمده مانند: کتاب وزین خدمات متقابل ایران و اسلام، تالیف ایه الله شهید مرتضی مطهری، و یا دیگر کتب مشابه که در آن به: خدمت علمای ایران به اسلام، و نیز زمینه های گسترش علم، توسط اسلام اشاره فراوان شده است. این علقه یا وابستگی به قدری روشن است که، انکار گران آن مانند منکران خورشید در روز هستند.

اما خویشاوندی نسبی، از این هم بیشتر است! البته منکران برآن نیز تاخته اند. مانند اینکه همه میدانند که: مادر امام سجاد ع شاهزاده ایرانی بود! و نام شهر بانوی ایران را با خود دارد. وی در تیسفون بدنیا آمد و در در بار یزدگرد سوم زندگی می کرد، که با حمله آعراب به ایران، اسیر شد و به همراه خواهرش، در جمع اسرا به مدینه منتقل شدند. و منکران از همین جا انکار خود را آغاز می کنند.

عده ای با لباس ایرانی! این موضوع را منکر می شوند، و عده ای در فالب اعراب بدوی، منکر هرنوع ازدواجی بین اعراب و موالیه هستند!از جمله این اعراب بدوی، گروه داعش است که در آرزوی تخریب تیسفون می سوزد! آن ها بیش از آنکه به فتح بغداد، یا الانبار فکر کنند، بیشتر به فکر تخریب کاخ تیسفون، ایوان مدائن یا طاق کسری هستند، تا این نسبت واقعی بین ایران واسلام را نابود کنند. زیرا کاخ تیسفون یا ایوان مدائن، دارای معماری بسیار پیشرفته ای است، که تا امروز آن را از هر گزندی محفوظ داشته است.

     اما همین ایوان مدائن، در روز میلاد پیامبر شکاف برداشت، و کنگره های عظیم و سخت آن، لرزید و فرو ریخت! و این نشان یا علامتی بود که: بین کاخ تیسفون و منزل محقر: زادگاه پیامبر رابطه مهمی است . این رابطه وقتی مهمتر می شود، که آتشکده آذر گشسب در زادگاه زرتشت، در آذربایجان هم خاموش شد! و این سیکنال یا علامت دیگری است که: ارتباط ها را بخوبی معنی می کند، و منکران را در کنج غم و اندوه می گذارد.

 این کار در کتاب: لیلی و مجنون به نحو بسیار جالبی مطرح شده :

اگر باما نبود ش هیچ میلی،   چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟ و این اشاره تمثیلی به: شکستن طاق کسرا یا همان ایوان مدائن است، ناصر خسرو هم می گوید:

هان ای دل عبرت بین هان، ایوان مدائن را آئینه عبرت دان

بنابر این رابطه تمثیلی از: عالم مثل برای ایران و پیامبر هست، چرا که سلمان فارسی با همین جذبه، از اصفهان راهی شبه جزیره عربستان می شود، و در کنار پیامبر اسلام ارامش پیدا می کند. همین سلمان فارسی از اهل بیت رسول الله محسوب می شود، و از سوی حضرت علی ع به فرمانداری ایران، یا همان تیسفون اعزام می گردد.

رابطه نسبی ایرانیان با: پیامبر و اهل بیت، عمیق تر از این ها است که تکذیب شود، زیرا حضرت ابراهیم جد بزرگ همه انبیا الهی، در همان اطراف بدنیا می آید، و ازدواج می کند و صاحب فرزند می شود، ولی به دستور خدا فرزند خود را، به شبه جزیره عربستان می برد، و مکه و خانه خدا را پایه ریزی می کند. لذا ایشان و فرزندان ایشان، هیچکدام عرب بدوی نبوده بوده اند، بلکه از سوی اعراب آن موقع، به قوم من کورش یا کورشی (قرشی) معروف بودند.

فرماندار یمن که از سوی خسرو پرویز، مامور قتل پیامبر می شود، با دیدن پیامبر مسلمان می شود، به اشاره ایشان نامه ای هم، به خسرو پرویز می نویسند، و خسرو پرویز از شنیدن این خبر آشفته می شود. ولی مردم ایران، آماده می شوند تا دین جدید را بپذیرند.

الامام السجاد علی الرابط الأهم بین إیران والإسلام.
على الرغم من أن العرب الایرانی یدعو عجم، والعدید من الحاجز المرجانی العظیم وتیریزا تعرف، وبعض المجوس العد وعبدة النار، وعلاقة إیران والإسلام، شیء ما وراء الکلمات، لأن إیران والإسلام لیست فقط فی نفس الجذر حتى فی الفروع ویترک واحد، وأولئک الذین أعماهم التعصب وإیران وبصرف النظر عن الإسلام، أو الإسلام الانفصال عن إیران، فی العالم الحقیقی لا یعیش.
الانجذاب الإسلامی الإیرانی، وتأتی فی العدید من الکتب، مثل الخدمات التفاعلیة کتاب بثقل الإسلام، الشهید آیة الله مرتضى مطهری جمعها، أو أعمال أخرى مماثلة فی ما یلی: خدمة العلماء المسلمین، وکذلک مجالات تطویر العلوم والإسلام على نطاق واسع. هذه السندات أو مرفق لذلک من الواضح أن إنکار المنکرین مکلفة مثل الشمس فی النهار.
ولکن أقارب، وأکثر هو! بالطبع، قد هاجموا أیضا تلک منکری. کما لو یعلم الجمیع أن والدة الامام السجاد علی أمیر بلاد فارس! واسم سیدته مع إیران. المدائن أنه ولد وعاش فی زمن Yazdgerd الثالث، وغزو العرب لإیران، تم القبض على جنبا إلى جنب مع شقیقته، بین تم نقل السجناء إلى المدینة المنورة. ونفی منکری هنا نبدأ.
بعض اللباس الإیرانی! وتنفی الخرطوم، ویحرمون من بعض البدو موضوع أی الزواج بین العرب وMvalyh! ومن بین البدو، الذی یحلم داش تدمیر الحروق المدائن! هم أکثر من الاستیلاء على بغداد أو الأنبار التفکیر، والتفکیر فی تدمیر القصر فی المدائن الشرفة، أو سقف العجز فی المدائن، والنسبة الفعلیة بین إیران والإسلام لتدمیر. لأن المنزل أو الشرفة المدائن المدائن، وقد تم الحفاظ على العمارة متقدمة جدا، والتی حتى الآن من الأذى. لکن ایفان المدائن، یوم میلاد النبی متصدع، والکونغرس واسعة النطاق والصلب، وتهز وانهار! وکان هذا الشعار علامة على أن بیت المدائن وبیت متواضع: مسقط رأس النبی هو علاقة مهمة. عندما هذه العلاقة هو أکثر أهمیة، وهو قید مسقط رأس زرادشت معبد Azargoshastb فی أذربیجان قبالة! وإشارة من الجهاز أو علامة أخرى على أن العلاقة الحسنة النیة، ومنکری فی رکن من أرکان الأوراق شارع. هذا الکتاب: إن لیلى ومجنون بطریقة مثیرة جدا للاهتمام:
إذا کان لدى الولایات المتحدة أی رغبة، لأن فی داخلی، وهزیمة زنبق؟ والإشارات المجازیة: کسر الکسرة Arch، والشرفة هی المدائن، ناصر خسرو ویقول أیضا:
هان هان هو الدرس إیفان المرآة مدائن دون الدرس
ووفقا لهذا التشبیه من العالم، مثل إیران والنبی هو، کما سلمان الفارسی، مع نفس نشوة الطرب، والطریقة من شبه الجزیرة العربیة، وصلى مع النبی. سلمان الفارسی من أهل بیت النبی هو، وحاکم الإمام علی، أو إرسال من المدائن.
الإیرانیون النسبی النبی وأهل البیت وأعمق مما قد حرم لأن الجد من جمیع الأنبیاء إبراهیم، ولدت الله قریب، وتتزوج وتنجب أطفالا، ولکن لأمر الله ابنه، خرجوا إلى شبه الجزیرة العربیة، ومکة المکرمة وأسس بیت الله. لذلک هم وأطفالهم، أیا کانت لا البدویة، ولکن فعل العرب لشعبی سایروس أو قرشی (قریشی) کانت معروفة.
حاکم الیمن من قبل خسرو برویز وهو مسؤول فی قتل النبی، ورؤیة النبی المسلمین، وأشار إلى الرسالة، وکتب إلى کسرى برویز، وخسرو برویز تکون مفاجأة لسماع هذه الانباء. ولکن الشعب الإیرانی على استعداد لقبول الدین الجدید.


» نظر

شما میهماندار خدا هستید

شما میهماندار خدا باشید

اگر آگهی استخدام میهماندار را ببینید، مسلما خیلی خوشحال می شوید، که به آنان بپیوندید. زیرا فطرت بشر از مهمانی و مهمان نوازی، میزبانی و میهمانداری بسیار خرسند است. در اثر میهمانی، دیدار ها تازه می گردد، و دل ها به هم نزدیک می شود، و شور و شوق زندگی در انسان جان می گیرد. برای همین است گفته شده: هرکس (صله رحم) دید و بازدید کند، عمرش طولانی می شود. زیرا بر اثر دیدار دوستان، هورمون های شادی آور ترشح می شود. و شخص تا مدتها در این حالت باقی می ماند.

رسم انبیا الهی هم همین بوده است، و می گویند حضرت ابراهیم، تا فردی را برای هم غذا شدن پیدا نمی کرد، غذا نمی خورد. و در اسلام هم بر مهمانی دادن، بسیار تاکید شده که به بهانه های مختلف، مردم دور هم جمع شده  ولیمه داده شود. حاتم طایی سفره دار معروف قبل از اسلام است، که پیامبر اسلام این کار نیک اورا تایید فرموده است.  ایرانیان  نیز از قدیم، به مهمان نوازی معروف بودند، زیرا ایران کشوری است که بر سر گذر: همه اقوام و تمدن ها بوده است، لذا عادت خوب پذیرایی از مهمان را با خود دارد.

 در کشورهای اسکاندیناوی و اروپای شمالی هم، مهمان نوازی بسیار محترم است، و همه کشورها به گونه ای مهمان خود را محترم می شمارند، و از آنان به بهترین وجه پذیرایی می کنند، در دوران جدید نام آن گردشگری گذاشته شده، و متاسفانه با اغراض سرمایه داری یعنی: کسب در امد و سود سرشار، به هم آمیخته بطوری که غرب، افتخار می کند که هرکس، قدرت بیشتری در دوشیدن مهمان داشته باشد، بهترین توریست یا تور لیدر است!

اما در اسلام، گردشگری به معنای فریب دادن مهمان، و اخاذی کردن از او نیست، حتی نباید رقابت در گرانفروشی، به گردشگر شرکت نمود. و برعکس، باید یک مسلمان از بهترین غذاها و: امکانات خود بدون چشمداشت در امدی، پذیرایی کند. به همین دلیل بهترین نماد این کار، ماه مبارک رمضان است. البته در ایران ماه محرم ، سوگواری ها و اعیاد نیز چنین است. ولی بطور خاص، خداوند ماه رمضان را ماه خودش خوانده، و مردم را به میهمانی خودش دعوت کرده است.

البته برخی معتقدند که گرسنگی ماه رمضان، میهمانی محسوب می شود، یعنی خداوند مردم را دعوت به گرسنگی کرده، ونامش را میهمانی گذاشته! ولی به نطر می رسد ماه رمضان، ماه میهمانی خدا است، و خداوند دوستانی در زمین دارد که: این وظیفه مهم را انجام می دهند، آن ها میهمانداران خدا هستند.

   شما در هرکجا که باشید میتوانید: در این میهمانی شرکت کنید، و از غذاهای نذری و افطاری های: عمومی استفاده کنید. در سراسر جهان شما دعوت به: افطار های ماه رمضان هستید، زیرا افطاری دادن یکی از شئون مسلمان است، و آن ها سفره های بزرگی پهن می کنند، وهمه میتوانند بر سر این سفره ها حاضر شوند.

    شاید یکی از بزرگترین کشورهایی که: افطاری فراوان می دهد، هندوستان باشد ، بعد پاکستان در نوبت دوم قرار گیرد. ولی عربستان در رده آخر است، با اینکه آل سعود پول نفت را می خورد، ولی یک ریال آن را برای افطاری مردم، صرف نمی کند و حتی قرار است، در این ماه حرام، به کشتار یمنی ها و: جنگ علیه فلسطینی ها، سوری ها وعراقی ها ادامه دهد! و برای آن ها افطار های خونین رقم زند، و سفره خون آلود را تماشا کند.

اما مردم دنیا بدانند که: پیامبر فرموده من یمنی هستم! و فرموده که یمن از ایمان است، و مردم یمن مردم با ایمانی هستند، و هرکس از هر راهی می تواند، آن ها را کمک کند. اولین کمک جامعه جهانی یا: کشورهای اسلامی این است که: آل سعود جنایتکار را، مجبور کنند در ماه مبارک رمضان، حمله هوایی نکند و آتش را قبول کند، تا مردم در ماه میهمانی خدا، آرامش داشته باشند . بعد از ان تک تک ما وظیفه داریم تا: به یمن رفته و امدا رسانی و: کمک های انسان دوستانه بکنیم، و مردم آنجا را از این: رنج و عذاب نجات دهیم.

اما آن هایی که دستشان می رسد، باید برای افطاری مردم یمن، کالاهایی را بفرستند و در اخر هم، اگر کسی هیچ راهی به نظرش نمی رسد، یا توان هیچ کمک را ندارد، باید دست به دعا بردارد و: آل سعود را لعنت کند، که از زمان تاسیس خاندان آن ها، دنیا همیشه در جنگ و عذاب بوده است.

مضیفة إلهک

مضیفة إلهک

إذا کنت ترى مضیفات تجنید الإعلان، بالطبع، سعید جدا، لدیک للانضمام الیهم. لأن الطبیعة البشریة للحزب والضیافة، واستضافة وتقدیم الطعام فی غایة السعادة. الحزب، الاجتماع هو جدید، وقلوب أقرب معا، والحماس فی حیاة الناس. هذا هو السبب کما یقال: کل شخص (SLH الرحم) یزور، الحیاة طویلة. بسبب أصدقاء الزیارة، إفراز هرمون مبهجة. والذین سیبقون فی هذه الحالة لفترة طویلة.

رسم الانبیاء هو نفسه، ویقول إبراهیم، والفرد لم یکن للطعام، ولیس تناول الطعام. فی الإسلام، وpotlatch، فإنه شدد على أن تحت ذرائع مختلفة، والناس الاحترار معا. کان معروفا الجدول حاتم الطائی قبل الإسلام، وقد قال النبی محمد أکدت لها جیدا. کان الإیرانیون القدیمة الشهیرة على کرم ضیافتهم، لأن إیران هی البلد الذی مر مرور: کل الشعوب والحضارات، بل هو عادة جیدة لبیتها مفتوحا.

  فی بلدان الشمال الأوروبی وشمال أوروبا، والضیافة هی محترمة جدا، وأن تحترم کافة الدول کضیوف، وهم مدعوون فی أفضل وسیلة، فی العصر الحدیث فقد کان السیاحة، وللأسف النوایا الرأسمالیة: إیرادات وأرباح الأغنیاء، وتتشابک بحیث الغرب تفخر الذی یحصل على المزید من القوة والضغط على الضیوف والسیاح أو جولة الزعیم هو الأفضل!

ولکن فی الإسلام، والمقصود السیاحة لخداع الزوار وابتزاز المال منه، ولا حتى تنافس فی سعر التجزئة، استغرق السیاح جزء. على العکس من ذلک، وهو مسلم من أفضل الأغذیة والتسهیلات دون انتظار فعالیة، واستقبال. لهذا السبب، فإن أفضل رمز لهذا، شهر رمضان المبارک. ومع ذلک، فی شهر محرم، الحداد والأعیاد هو نفسه. لکن على وجه التحدید، ودعا الله له شهر رمضان، والناس مدعوون إلى الحزب نفسه.

یعتقد البعض أن الصیام شهر رمضان، هو طرفا فیها، وهذا هو، ویدعو الله الناس للجوع، واسم الحزب! لکن یبدو أن شهر رمضان المبارک، شهر هو عید الله، وکان لدیه أصدقاء على الأرض أن هذه المهمة مهمة القیام به، فهی تلبی الله.

   أینما کنت یمکنک: المشارکة فی الحزب، ونذری والإفطار وجبات الطعام هی: استخدام العام. فی جمیع أنحاء العالم أدعوکم إلى: کسر صوم رمضان، کنت الإفطار لشئون المسلمین، والجدول واسعة کبیرة، فإنها یمکن أن تکون کلها موجودة على الطاولة.

    ربما یکون واحدا من أکبر بلدان هی: الإفطار واسعة، والهند، وباکستان ثم هی المرة الثانیة. لکن السعودیة هی فی الفئة الأخیرة، على الرغم من أموال النفط السعودی هناک، لکنه فلسا واحدا للناس الإفطار تنفق لیست حتى فی الشهر الحرام بقتل الیمنی والحرب ضد الفلسطینیین، کل یواصل السوریون العراقی! وسوف یؤدی الصیام الدمویة، ومشاهدة الجدول الدموی.

لکن الناس یعرفون أن النبی قال انا الیمنیة! وقال ان الیمن هو من الإیمان، والشعب الیمنی شعب الإیمان، وأیا کان فی أی طریقة یمکن أن تساعدهم. الإسعافات الأولیة من قبل المجتمع الدولی أو الدول الإسلامیة ما یلی: السعودیة مجرم، أجبرت رمضان والغارات الجویة ونیران لا تقبل، والناس فی حزب الله، وسهولة بهم. بعد ذلک، کل واحد منا لدیه مسؤولیة: الیمن وأمدا یحدد: المساعدات الإنسانیة، نحن شعب هذا: معاناة خلاصنا.

ولکن یبدو أنهم بحاجة إلى الإفطار الشعب الیمنی والسلع وإرسال ونهایة، إذا کان شخص ما لا توجد وسیلة لله، أو لا یمکن أن یکون أی مساعدة، ینبغی أن تأخذ على الصلاة و آل سعود لعنة الذی منذ تأسیسه الأسرة، کان العالم دائما فی حالة حرب والمعاناة. 

 


» نظر

امیدواری به یونسکو!

بعد از سال ها خیانت و سکوت یونسکو، در مقابل تخریب اثار باستانی توسط سعودی ها، بالاخره برای یکبار هم شده، یونسکو سکوت را شکست و: اعتراض خود را نسبت به: تخریب آثار باستانی صنعا توسط:  هواپیماهای سعودی اعلام کرد.

سعودی از روز اولین حرکت خود، با اثار باستانی مشکل داشت، زیرا می خواست هر جا که نشانی از اسلام داشت، نابود کند و خودش با عقاید: من در اوردی، حاکم اسلامی بشود و: بر جهان سلطه پیدا کند. آن ها در همان ابتدا، جنت البقیع را تخریب نمودند و: هرجه آثار گنبد و حرم ائمه بود، ازبین بردند.

آنها می خواستند خانه خدا را هم نابود کنند، ولی نتوانستند و به ناچار با شیوه های مختلف، مردم را از تزدیکی به آن مانع شدند! ماموران سعودی یا همان شرطه ها، ماموریت دارند تا نگذارند کسی به حرم دست بزند! یا خانه خدا را از تزدیک زیارت کند. آن ها هر سال محدوده خانه خدا را، با تخریب اثار کوچکتر می کنند، و بجای آثار باستانی، خیابان های مدرن و پل های بزرگ می سازند!

   در این میان سکوت مجامع بین المللی، نشان می دهد که شعار حفظ آثار باستانی، یک دروغ بیش نیست! زیرا آن ها نه تنها علاقه ای به: حفظ اثار باستانی اسلامی ندارند، بلکه به سرقت آن دامن زده اند. همه دنیا می دانند که" دارایی های بزرگترین موزه های جهان" متعلق به ایران است و همه هم میدانند که: این آثار با سرقت از ایران در موزه لور فرانسه ، بریتیش میوزوم و موزه های آمریکا جای گرفته، ولی تا بحال یونسکو و دیگران، به این دزدی ها احترام گذاشته اند!

    رده بندی بالای موزه ها، با اموال دزدی یکی از کار های یونسکو است. آیا یونسکو نمی داند یا از خود نمی پرسد که: کتیبه های ایرانی در موزه های امریکا چه می کند؟ مگر آن ها را از خاک آمریکا کشف کرده اند؟ که باید در موزه های آنجا نگهداری شود؟ آیا ایران خودش قادر نیست آن ها را نگهداری کند؟ بدیهی است که اینها گزینه های درستی نیستند، و درست آن این است که: از ایران به سرقت رفته است.

چه کسی آن ها را سرقت کرده؟ باند های بین المللی در این کار دست دارند، و لذا باید پلیس بین الملل  دخالت کند، ولی می بینیم که هیچ دخالتی نمی کند! و حتی ایران هم که در خواست استرداد نموده، باز هم مقاومت می کنند و می گویند: آن را با قیمت های بالا خریده اند! عجب! پس موزه ها، بزرگترین مال خر ها هستند! که گرانبها ترین اشیا عتیقه را، از قاجاقچی ها می خرند، و به این خرید افتخار هم می کنند، و خود را مالک آن هم می دانند.

 در مورد قاچاقچی های اشیاء عتیقه از ایران، سخنان زیادی گفته شده ولی، ساده ترین آن ها همین سعودی ها هستند! فقط زرنگی انها این است که: هر روز بنام های جدیدی، قاچاق را انجام می دهند. سال ها بود که بستگان یهودی آنها ، مخصوصا آژانس ملی یهود، این کار را انجام می داد تا هیچکس، به سعودی ها شک نکند! دلیل مهم آن هم یکسانی تخریب و: قاچاق قبله اول مسلمین، یعنی بت المقدس با قبله دوم یعنی مکه و مدینه است!

    شبیه همین کار هم در ایران انجام می شد، یعنی همه مقبره های امامزادگان، در معرض تخریب و قاچاق بود، اغلب مال خر ها یهودی ها بودند، که به اسرائیل می فرستادند. در واقع آن ها به بهانه وجود گنج در امامزادگان، مردم را تحریک به تخریب می نمودند، و بعد برای ظاهر سازی، حتی قاشق و قابلمه را هم، بعنوان عتیقه می خریدند. هدف آن ها هم همان اهداف سعودی، یعنی از بین بردن آثار تاریخی و پاک کردن حافظه تاریخی مسلمانان بود.

     بعد از صهیونیستها، مدتی فراماسون ها چنین کاری را دنبال کردند. بعد از انقلاب اسلامی به این حرکت ها شدت داده شد، و گروههای تکفیری، این وظیفه را به عهده گرفتند، چنانچه داعش اکنون به نزدیکی تیسفون، پایتخت ساسانیان رسیده، و قول تخریب ان را می دهد!

     ولی شدت عطش سعودی ها باعث شده، تا به داعش هم اطمینان نکنند! و خود راسا بمباران و تخریب: اثار باستانی را به عهده بگیرند. حتی شاه عربستان نقشه ای تهیه کرده، که اگر ایران توافق نامه را قبول نکند، تمام آثار باستانی ایران مخصوصا قم و مشهد را نابود کند! چنانچه علنا به تقلید از اوباما گفته است: همه گزینه ها روی میز است. .

نآن

 

وتأمل الیونسکو!
بعد سنوات من الصمت والخیانة والیونسکو، وتدمیر الآثار القدیمة من قبل السعودیین، وأخیرا، لمرة واحدة، وکسر حاجز الصمت الیونسکو: احتجاجا على تدمیر الآثار فی صنعاء من قبل: أعلنت العربیة للطیران.
المملکة العربیة السعودیة فی أول خطوة لها، وقضیة الآثار، لأن أین یرید الإسلام أن یقتل نفسه ومعتقداته: احضرت الحکم الإسلامی لخلق: للسیطرة على العالم. أنه فی البدایة، تم تدمیر وجنت البقیع : أصبح الضریح المقدس للقبة وقتل.
انهم یریدون تدمیر بیت الله، لکنه فشل واضطر بطرق مختلفة، ومنعوا الناس من الاستسلام له! المسؤولین السعودیین، و الشرطه  بعثة السماح لأی شخص للمس الضریح! أو زیارة بیت الله قریب. کل عام بیت الله، مع تدمیر الأعمال الصغیرة، وبدلا من القطع الأثریة والشوارع الحدیثة والجسور کبیرة!
   صمت المجتمع الدولی، مشیرا إلى أن شعار الحفاظ على الآثار القدیمة، هو کذب! لأنها لا ترید فقط للحفاظ على القطع الأثریة الإسلامیة لم تکن کذلک، ولکن لسرقتها، وأسهموا. کل العالم یعرف أن "الأصول من أکبر المتاحف فی العالم" ینتمی إلى إیران، وأنهم جمیعا نعرف أنه یعمل مع السرقة فی فرنسا لور المتحف، ومتحف الأمریکیة وMyvzvm البریطانیة قعت، ولکن حتى الآن، والیونسکو وغیرها، تم احترام السرقات!
    تصنیف المتاحف، وسرقة ممتلکات عمل الیونسکو. یعرف الیونسکو أم لا نطلب أن النقوش الإیرانیة فی المتاحف ما هی أمیرکا؟ ما لم التربة قد اکتشف أمریکا؟ یجب أن یوضع فی المتاحف؟ هل إیران هی نفسها لیست قادرة على الحفاظ على ذلک؟ ومن الواضح أن هذه الخیارات لیست صحیحة، وصحیح أن إیران المسروقة.
الذی سرق منهم؟ عصابة دولیة تشارک فی هذا العمل، وینبغی ألا تتدخل الانتربول، ولکن لا نرى أن أی تدخل! وحتى إیران التی طلب التسلیم، وقالت المقاومة وارتفاع الأسعار قد اشترى ذلک! نجاح باهر! المتحف، أکبر حمار والألغام! الآثار أثمن من المخدرات شراء، ونحن فخورون لشرائها، وأنه یعرف صاحبها.
 فی حالة تهریب الآثار من إیران، وقال الکثیر من الکلمات، ولکن السعودیین هم الأکثر بسیطة! هذا هو مجرد الذکیة الخاصة بهم: کل اسم جدید الیوم، والاتجار به. السنوات التی أقاربهم الیهودیة، وخصوصا الوطنیة Zhats الیهودیة، أن تفعل ذلک لأحد، وبالتأکید لیس السعودیین! مهم لأنه هو نفسه التدمیر والتهریب والقبلة الأولى للمسلمین، والمعبود من القدس إلى مکة المکرمة والمدینة المنورة، والصلاة الثانیة هی!
    وقد تم عمل مماثل فی مقابر  تخضع جمیع الدمار والاتجار بالبشر، فی کثیر من الأحیان شراء وأرسلت بها الیهود بها إلى إسرائیل. فی الواقع، بحجة وجود کنز فی، تم تدمیر تحریض الناس، وبعد ظهور المبنى، حتى الملاعق والمقالی، وکذلک البنود اشترى. وتهدف المملکة العربیة السعودیة لدیها نفس الأهداف، وهی القضاء على الآثار ومحو الذاکرة التاریخیة للمسلمین.
     بعد الصهاینة الماسونیین الوقت الذی لا یتبع. تکرست هذه بعد الثورة الإسلامیة، وتکفیر الجماعات، ومن المطالب، إذا کان داش هو الآن قرب المدائن، استقبلت العاصمة الساسانی، وعدت لتدمیره!
     لکن السعودیین قد تسبب العطش الشدید، وداش غیر متأکد! ودمرت أنفسهم: خذ الآثار. حتى ملک المملکة العربیة السعودیة أعدت خطة أنه إذا لم تقبل ایران الاتفاق، جمیع الأعمال القدیمة، خصوصا قم ومشهد تدمیر! إذا کان قد قال علنا ??تقلید أوباما جمیع الخیارات مطروحة على الطاولة. .


» نظر

هدف ارتش آمریکا ایران است !

نیروهای امریکایی در عراق چه می کنند؟

      عراق دارای سابقه تاریخی، معادن نفت و برخی ثروت های دیگر است، ولی هدف آمریکا در پیاده سازی نیرو درعراق، فقط برای پوشش عراق نیست، زیرا عراقی ها مقاومتی نمی کنند، که احتیاج به نیرو باشد! نخست وزیر عراق همیشه در امریکا است، و آمریکا هم همیشه در بغداد .

   سفارت آمریکا در عراق، بالای 5هزار کارمند دارد، و بزرگترین سفارت در جهان است، و باید در کتاب گینس ذکر شود! و رکود تازه ای محسوب گردد. این سفارت هر اطلاعاتی بخواهد، رئیس جمهور عراق در اختیارش می گذارد، و حتی بودجه لازم را هم تامین می کند. لذا نمی توان گفت پیاده سازی: نیرو نظامی در عراق، برای ترساندن عراقی ها است!

     البته مردم عراق ضد آمریکایی هستند، ولی آنها را چنان درگیر مشکلات کرده اند، که به قول سعدی : چنان خشکسالی شد اندر دمشق، که یاران فراموش کردند عشق! جنگ های قبیله ای، کردها از یکسو سنی ها از سوی دیگر، بعثی ها و القاعده! و این اواخر هم داعش که :زندگی در عراق را سخت تر کرده است.

    لذا به سادگی می توان گفت: ایجاد پایگاه در عراق، و اعزام نیرو به آنجا، بدنبال چراغ سبز یا علائمی است که: از ایران دریافت کرده اند. یکی از ساده ترین این علائم، بازرسی مدیریت شده از مراکز نظامی ایران است. البته علائم دیگری هم هست مانند اینکه: همه چیز به خارج و به تحریم ها گره زده شود. لذا برای رفع تحریم ها هم، باید ارتش نظارت کند .

    اینکه آمریکا در آرزوی بازگشت به ایران است، برای همه روشن است. به همین دلیل دور ایران خیمه زده است. اشغال افغانستان و عراق ، وابسته کردن ترکیه و پاکستان ، شیوخ خلیج فارس همه حصاری است که" به دور ایران کشیده تا بتواند: از یکی از این نقاط راه نفوذ پیدا کند. حتی همسایه های شمالی، که ظاهرا کمونیست و ضد امپریالیست بودند، امروز نه تنها به آمریکا اجازه  ورود دادند، که حتی برای رژیم صهیونیستی هم دست و پا می شکنند.

   در داخل نیز این خیمه ها برپا است: ترکها در شمال اذربایجان جنوبی درست می کنند! کردها در غرب هلال خضیب را آرزو دارند، و عرب ها در جنوب، خلیج فارس را مصادره می کنند، بلوچ های ریگی در شرق فتنه می کنند، و ترکمن ها هم رو به سوی قبله عشق آباد دارند، و غزنه و هرات هم در ارزوی تسلط بر: خراسان بزرگ و تشکیل سلطان محمودغزنوی جدید است.

     ولی تاکنون فقط ولایت فقیه توانسته: مقابل آن ها بایستد زیرا که آنان، به دلیل علم و تقوای بالا، از هیچکس جزخدا هراسی ندارند. ایران بزرگ و اسلام عزیز، در طول تاریخ به چنین مردانی نیاز داشته، و همواره چنین افرادی بوده اند.

   چه در دوران بعد از اسلام که: هر دهه و یا هر سده، تجدید حیات دینی می شده و: یک مصلح بوده است. و چه قبل از اسلام که: فر ایزدی وجود داشته، و پیامبرانی چون حضرت ابراهیم ظهور می کردند.  گرچه دشمن سعی دارد آن ها را گبر، و آتش پرست معرفی کند، ولی آشو زرتشت، منادی وحدت بود و: کورش بزرگ همان ذوالقرنین است، که دشمنان می خواهند مصادره نمایند.

 ولی افراد پایین دستی، همیشه یک دستشان دستمال سفید است، تا اگر کمی اوضاع عوض شد، آن را بالا بگیرند! اینکه به عصبیت های قومی دامن می زنند، برای همین است که اگر روزی، کردستان بزرگ تشکیل شد، اولین پاسداری نباشند که جلوی: ماموستا سربریده و قربانی می شوند! یا اگر عرب ها، یک روز خواستند سهام خود را از: بازار موادغذایی ایران بیرون بکشند، حداقل هوای سفره آنان را داشته باشند! تا از گرسنگی نمیرند.

ولی ملت ایران به این خیمه ها توجه ندارد، کرد و لر ، بلوچ و ترک و ترکمن، عرب و گیلک و فارس، دست در دست هم، گوش به فرمان ولی فقیه زمان هستند، و حاضر نیستند برای نواله ای چند! کشور خود را به دشمن بفروشند.

 

ما هی القوات الأمریکیة فی العراق؟
      العراق لدیه تاریخ والتعدین والنفط وبعض الأصول الأخرى، ولکن الهدف من أمریکا فی تنفیذ القوة فی العراق، لیس فقط لتغطیة العراق، لأن العراقیین لا مقاومة، الذی هو ضروری لقوة! رئیس الوزراء العراقی دائما فی أمریکا، وأمریکا هی دائما فی بغداد.
   یجب أن یتم سرد السفارة الأمریکیة فی العراق، أکثر من 5000 موظف، وأکبر سفارة فی العالم، وفی کتاب غینیس! ویؤدی رکود جدید. السفارة ترید أی معلومات، شریطة أن یترک الرئیس العراقی، کما توفر التمویل اللازم. لا یمکن القول بأن تنفیذ القوة فی العراق، هو تخویف العراقیین!
     الشعب العراقی المناهض للولایات المتحدة، ولکن لدیهم مثل هذا الصراع، الذی، وفقا لالسعدی، کان الجفاف تشارک حتى فی دمشق، والأصدقاء نسوا أن الحب! القبلیة الحرب، والأکراد، والسنة، من ناحیة أخرى، فإن البعثیین وتنظیم القاعدة! ومؤخرا، داش أن الحیاة فی العراق أکثر صعوبة.
    وقالت ببساطة قواعد فی العراق وإرسال قوات إلى هناک، وبعد ضوء أخضر أو ??مؤشرات على أن إیران تلقت. واحد من أبسط من هذه الأعراض، وعملیات التفتیش إدارة المنشآت العسکریة فی ایران. بالطبع، هناک أعراض أخرى مثل: کل شیء والعقوبات أن تکون مرتبطة. وذلک لرفع العقوبات، والجیش یجب أن تفعل.
     أمریکا أملا فی العودة إلى إیران، فمن الواضح للجمیع. حتى الآن لدى إیران الخیام. احتلال أفغانستان والعراق، تعتمد على ترکیا وباکستان وشیوخ سیاج الخلیج الفارسی هو کل ما "إیران سحبت بعیدا عن أن یکون من واحدة من هذه النقاط سوف تؤثر على الطریقة، وحتى الجارة الشمالیة، على ما یبدو الشیوعیة والمناهضة للإمبریالیة، والآن أمریکا لم یسمح فقط، ولا حتى إلى الیدین والقدمین کسر النظام الصهیونی.
   داخل یتم تعیین هذه الخیام: الأتراک فی شمال جنوب اذربیجان! الأکراد فی رغبة الغرب الهلال الخضیب ، والعرب فی الجنوب واستولت على الخلیج الفارسی، البلوش الرمال فی دسیسة الشرقیة، وکذلک فی وسط عشق آباد، ترکمانستان، وغازنی وهیرات فی الرغبة إتقان: خراسان وتشکیل السلطان محمود الغزنوی الجدید.
     ولکن حتى الآن کانت فقط قادرة على المرشد الأعلى: لأنهم یقفون ضدهم، لأن العلم والتقوى عالیة، لا یخاف من أی شخص Jzkhda. وتاریخ هذا الرجل بحاجة الایرانی العظیم والإسلام، وکان دائما مثل هؤلاء الناس.
   فی عصر الإسلام أن کل عقد أو الإحیاء الدینی قرن وصانع السلام هو. وقبل الإسلام: الشخص الإلهی هناک، وظهور الأنبیاء مثل إبراهیم فعلت. فی حین أن العدو یحاول المجوس لهم، وإدخال المصلین النار، ولکن زرتشت ، کان نذیرا للوحدة: قورش ذی، والتی سوف مصادرة أعدائهم.
 ولکن الناس المصب، لدیهم دائما مندیل أبیض، کما لو تغیرت الامور قلیلا، والحصول علیها حتى! من أجل تحفیز العصبیة العرقیة، بحیث لو یوم واحد، تم تشکیل لکردستان الکبرى، الأولى عدم حمایة الجبهة: یتم قطع رؤوس الضحایا ماموستا! أو إذا کان العرب أراد یوما لامتلاک أسهم السوق من الأطعمة رسم، على الأقل لدیهم جدول الهواء! لیس أن تموت من الجوع.
لکن إیران لا تولی اهتماما للخیمة، ولور، بالوش والترکیة والترکمان والعرب والجیلاکی الفارسی، یدا بید، والاستماع لأوامر المرشد الأعلى، وقلة هم على استعداد لالعلف! بیع بلاده للعدو.


» نظر

قرار شده: خارج را به داخل بیاورند!

علاقمندی شدید برخی از مردم و مسئولین، به سفر های خارجی، باعث شد تا نخبگان جوان به فکر افتادند، و طرحی دادند تا از این ببعد، خارج را داخل بیاورند! تا خیال همه راحت باشد، و خارج دوستان اینهمه زحمت، به خودشان ندهند، و برای رفتن به لوزلن و پاریس و جاهای دیگر، خود را خسته نکنند. اصلا وقتی تلویزیون نشان می دهد که: آن ها با چه زحمتی، بار و بندیل خود را می بندند، و با خود اینطرف و آنطرف می کشند، دل آدم ریش می شود.

    به نظر می رسد اگر این کار صورت بگیرد، دیگر فرقی بین داخل و خارج ایران نخواهد بود، زیرا که همه دنیا برای ایران می شود، و هرکس از هر کجای دنیا، به ایران می آید و ایرانی هم، به هرکجا که بخواهد می رود. دیگر درایران مشکل: اب خوردن هم نخواهیم داشت و: همه چیز رو به راه خواهد شد! حتی اگر تحریم ها هم باقی بماند، اشکالی ندارد چون: فرقی بین ایرانی و خارجی نیست! اگر خارجی ها هم بخورند مثل این است که: ایرانی ها خورده اند.

   البته از نظر برخی ها، خارح هم خوب و بد دارد! لوزان و پاریس خوب هستند ولی، یمن و لبنان و سوریه بد هستند. اصلا هرجا هتل داشته باشد، و آدم به تفریحات برسد، خوب است چه در داخل ایران باشد، مانند کیش و قشم و چالوس و، و چه در خارج مانند: شانزه لیزه و برج ایفل پاریس، یا انتالیا و کنار دریای شیکاگو و.. اما جاهای بد جاهایی هستند که: فقرا حضور دارند، جنگ در انجا هست، و از هتل و هواپیما و خوشگذرانی خبری نیست .

 وقتی مسئولین زحمت کش، اینهمه دوری راه را بر خود هموار می کنند، و به خارج می روند و در: کفر ستان فرنگ با زن های: بی حجاب و بدحجاب روبرو می شوند، و نمی توانند حتی نماز بخوانند، آیا حق ندارند که به استخر و جکوزی سری بزنند؟ و در حمام ها و سوناها کمی رفرش کنند، و استراحت نمایند ریلکس  باشند.

   این کار ها از ان جهت خوب است که: یاد می گیرند تا وقتی به ایران هم آمدند، همان کار ها را به ایرانی ها هم یاد بدهند! و اینطور نباشد که همیشه در: محافل و مجالس عزاداری باشند، و دین اسلام را یک دین غمناک معرفی نمایند! بلکه در ایران هم می توانند با فشار بر گشت ارشاد، و آزاد گذاشتن زنان، آنان را از درجه بد حجابی به بی حجابی ارتقا بدهند! و بعد از انان دعوت کنند تا: مثل همه دنیا به ورزشگاه ها بروند، و بازیکنان مورد علاقه خود را، تشویق و با آنان بوسه رد وبدل کنند.

    درست است که آمریکا و اروپا، سال ها است که در انتقام جنگ های صلیبی می سوزند، و آرامش ندارند و: هرجه مسلمان ها را می کشند سیر نمی شوند، ولی این چه ربطی به اقایان دارد؟ تا کی باید در فکر جنگ بود؟ و مردم را به استقامت و مقاومت دعوت کرد؟ تا کی باید لباس رزمندگان را پوشید، و چفیه آنان را به گردن انداخت، بالاخره باید روزی هم کراوات بست! و در پارتی ها و دیسکو ها به راحتی، و آزادانه شرکت کرد و دختران مردم را فریب داد و..

   شما ببینید الان چند سال است که: ایران در تحریم است. به کجا رسیده؟ ممکن است پیشرفت های علمی داشته باشیم، ولی همه اینها کپی برداری و قاچاق علم است! و لی اگر تحریم ها برداشته شود، ما عضو تجارت جهانی می شویم، کپی رایت را قبول می کنیم، و مانند یک انسان متمدن زندگی می کنیم! تا کی باید سرمشق ما مهاتما گاندی باشد، که با یک بز زندگی می کرد!

ببینید که امام حسین ع به خاطر چه چیزی، خود و فرزندانش را به تشنگی دچار کرد؟ آیا بهتر نبود که مانند ما، به مذاکره رضایت می داد و: دور یک میز می نشست، و حرف های خود را می زد، و حرف طرف مقابل را هم می شنید، شاید قانع می شد و اینهمه، به خانواده خود آزار و اذیت نمی داد!

    آری دوستان می بینید که برخی شعار ها، سر از کجا در می اورد؟ آن ها فکر می کنند اگر "الف" گفتند تمام است! نه باید تا "یا" ادامه دهند!اگر الف را بگویند، استاد وقتی دید خوب یاد می گیرند، میرود سراغ ب.

      شما نمی توانید ادامه ندهید! مذاکره در شرایط ترس و تهدید هم همین است، اگر بپذیریم که از مراکز نظامی، حتی بازدید مدیریت شده انجام گیرد، نتیجه اش کشتار 5 هزار نفری: دانشمندان هسته ای و نظامی ماست. و کسی که توانسته به راحتی، در مراکز نظامی حضور پیدا کند، تا آن را قبضه نکند رها نمی کند.

 کان: لجلب الخارج فی!

مقتطفات من بعض الناس والسلطات والسفر إلى الخارج، وتسبب النخبة الشابة الفکر، وکان خطة لمن الآن فصاعدا، وجلب الخارج فی الداخل! یمکن أن یکون کل من السهل جدا، والعدید من الأصدقاء للخروج من المتاعب، ولیس أنفسهم، والذهاب الى لوزان وباریس وغیرها، لا تهتم .asla الخاص بک عندما یظهر TV ذلک کیف تمکنوا والوقت والخاص الاعلانات الحفرة، ومعهم هنا وقتل الجانب الآخر، هو لحیة الرجل.

    یبدو کما لو لم یفعلوا ذلک، لن یکون هناک فرق آخر بین داخل وخارج إیران، لأن إیران هی العالم، ویمکن لأی شخص من أی مکان فی العالم، ویأتی إلى إیران والإیرانیین معا، أینما ذهب . إیران مشکلة أخرى: الماء لن یأکل، وسیکون کل شیء على الطریق! حتى إذا ظلت العقوبات، حسنا، مثل أی تمییز بین المحلیة والأجنبیة! إذا کان الأجانب لا تأکل مثل هذا هو أن الإیرانیین قد یؤکل.

   بالطبع، بالنسبة للبعض، خارج سواء کانت جیدة او سیئة! لوزان وباریس هی جیدة، ولکن والیمن ولبنان وسوریا سیئة. حتى حیث یقع الفندق، وتحصل على الترفیه طیبة سواء داخل إیران، مثل کیش وقشم فرع و، وکذلک فی الخارج، مثل الشانزلیزیه وبرج ایفل فی باریس أو البحر وشیکاغو وأنطالیا. ولکن أین هی الأماکن السیئة التی هم من الفقراء، وهناک حرب، ولیس هناک فندق فخم والطائرة.

  عندما المسؤولین یعملون بجد، حتى الآن، مما یمهد الطریق لها، والخروج فی أصدقاء الأوروبی الکفر مع المرأة: الحجاب وجهه الحجاب، ولا یمکن حتى یصلی، لم یکن لدیک الحق فی سباحة وجاکوزی اقامة؟ وحمامات البخار والحمامات المنعشة، والباقی استرخاء.

   هذا أمر جید من هناک: تعلم حتى جاءوا الى ایران والایرانیین یفعلون لتعلیم! وأنها لیست دائما فی الدوائر والاحتفالات، ودین الإسلام کدین، وإدخال حزین! یمکن أن ضغط على ایران العودة الإرشاد والنساء مما یتیح لهم تعزیز درجة من یرتدون بشکل غیر صحیح لإزاحة الستار! ومن ثم دعوتهم إلى مثل العالم کله یذهب الى صالة الالعاب الریاضیة واللاعبین المفضلة لدیهم، وتشجیعهم على تبادل القبلات.

    صحیح أن أمریکا وأوروبا، وقد تم فی الانتقام لحرق الحروب الصلیبیة، ولیس السلام، أصبح المسلمون لا یمکن أن تقتل هذه العملیة، ولکن هذا هو ما یجب القیام به مع الرجال؟ متى یجب التفکیر فی الحرب؟ ودعا الناس إلى التحمل والقوة؟ متى یجب ارتداء الملابس المحاربین، والمنادیل الخاصة بهم فی الرقبة أعلى، ینبغی أن أغلقت مرة واحدة والتعادل! والأحزاب والمراقص بسهولة وبحریة شارکت والفتیات خدعت الناس.

   ترى فقط بضع سنوات: فرض عقوبات على ایران. أین؟ قد یکون التقدم العلمی، ولکن کل النسخ والاتجار العلم! لی إذا تم رفع العقوبات، ونحن سوف تکون عضوا فی حقوق التألیف والنشر التجارة العالمیة تقبل، ویعیش وکأنه رجل المتحضر! متى یجب أن یحتذى به لدینا هو المهاتما غاندی، الذی عاش الماعز!

ترى ما الامام الحسین AS لأنفسهم وأطفالهم یعانون من العطش؟ لیس هو، مثلنا، للتفاوض وراض، وجلس حول طاولة، وکلماته ذهب، وسمعت أیضا فی الجانب الآخر، وهکذا ربما إقناع أسرته لمضایقات لا!

    نعم، یمکن للأصدقاء یرى فیها بعض الشعارات، رئیس حیث یمکنک کسب؟ واعتقد انه اذا "أ" أقول کل شیء! لا حاجة ل"، أو" یستمر! إذا کنت تتحدث أستاذ عندما تتعلم رؤیة جیدة، ویذهب ل.

      لا یمکن متابعة! ویناقش هذا من حیث الخوف والتخویف، وإذا قبلنا أن المراکز العسکریة، وقد فعلت حتى أدى الإدارة عن مقتل خمسة آلاف شخص: العلماء النوویین لدینا والعسکریة. واحد التی قد تصاحب مرکزا عسکریا، لذلک لا إسقاط مقابض.


» نظر

دگردیسی سیاسی

دوران زندگی هر سیاستمداری، به سه دوره تقسیم می شود: دوران شیفتگی، پاچه خواری و  پاچه گازی! یعنی ابتدا انسان کششی در خود احساس می کند برای" تعالی و رشد"  و چون این کشش را نمی توانند بسرعت پاسخ بدهد، لذا به سراغ همانند سازی می رود. در این همانند سازی ، اولین کسی که برای همانند سازی انتخاب می شود رهبران جامعه هستند.

به همین دلیل است که حضرت علی ع می فرماید: مردم به رهبران خود شبیه ترند تا به پدر یا مادر خود! یعنی همانند سازی بین رهبر  و مردم، بسیار ضریب بالایی دارد. البته افرادی هستند که در مراحل بعدی قرار می گیرند: مانند فیلسوفان هنرمندان یا بازاریان و امثال آن، ولی ضریب یادگیری رفتاری، و برداشت از افراد سیاسی، بسیار بالاتر و معقول تر است.

     لذا ما این دوران را دوران شیفتگی می نامیم، همه سیاستمداران این دوران را دارند، که البته دوران گذار است. دوران بعدی که آغاز می شود دوران پاچه خواری، یا نزدیک کردن خود به منبع ذکر شده است. زیرا دراین حالت شخص می خواهد: راههای ترقی را یکی پس از دیگری طی کند، و خود را به کنار آن برساند، و دراین راه فقط یک روش می شناسد: و آن تعریف و تمجید و تقلید محض است.

    اما بعد از مدتی دچار دگر دیسی شده، و وارد دوران پاچه گازی یا گاز گرفتن پاچه دیگران می شوند. یعنی راه رسیدن به اقتدار خود را، در ازبین بردن اقتدار دیگران می دانند. و برای بدست آوردن آن ،  جدایی از روش یا سیاست های قبلی را انتخاب می کنند، این دوران برعکس دوره قبل، که راه جذب و شیفتگی بود، این بار راه خود را در میان دشمنی و: دفع دیگران می بینند، به همه مشکوک شده، و آن ها را از میان برمی دارند.

برای تحلیل علت انتخاب این  روش، چند نظریه وجود دارد: اول اینکه انتخاب این روش، نتیجه سرخوردگی از روش مماشات، و همانند سازی است یعنی  اشخاص بدلیل کمبود ظرفیت، یا ناتوانی در ادامه راه، این مسیر را انتخاب کرده است. پس وقتی شخص شیفته  یا پیرو،  هرچه خود را بالا می کشد، تا به نقطه مطلوب برسد، می بیند دسترسی برایش مشکل است، ناچار عشق او به نفرت تبدیل می شود. و این را ما دگر دیسی ملی، یا داخلی و درونگرا می نامیم.

        نظریه دوم این است که دگر دیسی شخص، براثر ایجاد علاقمندی به رهبر یا: شخصیت سیاسی دیگری، باعث پیدایش رفتار جدید می شود. مثلا تا دیروز فکر می کرد مهاتما گاندی راست می گوید، ولی امروز می بیند که تقی زاده ایرانی  راست می گفته! این دو از نظر مبارزه در نقطه مقابل هم است . مهاتما گاندی تحریم را خودش ایجاد کرد، و نام آن را مقاومت منفی گذاشت، اما تقی زاده ایرانی می گفت: باید از فرق سر تا نوک پا اروپایی شویم.

     در بیان مسئله تحریم ها، چنین اتفاقی در حال وقوع است، یعنی  عده ای پیدا شدند که، ایجاد تحریم را یا در واقع مقاومت منفی را، زیر سوال برده اند. و می گویند عاملان تحریم اشتباه کردند! آن ها می گویند دوست داران تحریم، راه اشتباه رفته اند ، چه در داخل و چه در خارج باید از بین بروند!

اما گروه دیگری معتقدند که: تحریم را خارجی ها درست کردند، و ایرانی ها هم با آن مبارزه نکردند. نظرات این ها بر دوپایه استوار است: اول ظلم ستیزی دوم تکیه بر توانمندی خود.

مثلا وقتی که آمریکا رابطه خود را، با ایران قطع کرد، ایران به رهبری امام خمینی ره، از آن استقبال کرد. امام خمینی این رابطه را به رابطه: گرگ و میش تشبیه کرد و فرمود: خوب شد که این رابطه قطع شد. اما دگر دیسان سیاسی، این عمل را طور دیگری تفسیر می کنند: آن ها فکر می کنند که امام خمینی، از تحریم خوشحال بوده است و: خودش آن را ایجاد کرده، و یا آن را تجویز نموده است.  

البته نظریه این ها برای مردم قابل فهم نیست، یعنی مردم ایران حاضرند تحریم را بپذیرند، ولی زیر بار ذلت نروند، اما آن ها چون ارتباط های خارجی شان بیشتر است، از این تحریم ها ضرر می بینند.

التحول السیاسی

خلال حیاة کل سیاسی، وینقسم إلى ثلاث فترات: عصر افتتان والساق والقدم أکل لحوم البشر الغاز! أول شخص أن یشعر التوتر فی "التمیز والنمو" وبسبب هذا التوتر یمکن أن تستجیب بسرعة، فإنه یذهب إلى تکرار. فی الاستنساخ، الشخص الأول الذی انتخب قادة المجتمع.

هذا هو السبب یقول الإمام علی الناس فی قادتهم أقرب إلى والدهم! الاستنساخ بین القائد والشعب، على مستوى عال جدا. بطبیعة الحال، والناس الذین هم فی مراحل لاحقة، مثل الفلاسفة والفنانین أو التجار، وهلم جرا، ولکن معدل التعلم السلوکی، وفهم سیاسی، هو أعلى من ذلک بکثیر وأکثر معقولیة.

     ولذلک، فإننا ندعو هذه الفترة من سحر، کل السیاسیین فی هذه الفترة، وهی الفترة الانتقالیة. فإن الفترة المقبلة تبدأ الساق أثناء الأکل، أو على مقربة من مصدر مذکور. لأنه فی هذه الحالة یرغب أحد الأشخاص: سبل التقدم واحدا تلو الآخر، والحصول على جنبا إلى جنب مع، وبهذه الطریقة یعرف سوى طریقة واحدة: فهو الثناء الخالص والتقلید.

    ولکن بعد فترة من الوقت مع DC مرة أخرى، ودخلت عصر یربک الغاز أو إرباک الآخرین والعض. الطریق إلى سلطته، لإزالة سلطة الآخرین یعرفون. ولذلک، فإن الفصل بین الإجراء أو تحدید السیاسة السابقة، وهذه المرة على عکس الفترة السابقة، والتی کانت جاذبیة وسحر، وهذه المرة المنصوص علیها فی خضم العداء والرفض من الآخرین، انهم یشتبهون فی کل ، والتی وصلت منها.

سبب اختیار هذه الطریقة فی التحلیل، وهناک عدد قلیل من النظریات: أولا، تحدید طریقة، نتیجة الإحباط من التهدئة، وتکرار الشعب بسبب نقص القدرات، أو عدم اتباع نفس الطریق، والطریق الذی تم اختیاره. لذلک عندما یقوم شخص ما مفتونا أو عملا، مهما طریقک تصل إلى النقطة المطلوبة، یراه من الصعب الوصول إلیها، مما اضطر حبها یتحول إلى کراهیة. نحن DC وغیرها من دعوة وطنیة أو محلیة والانطواء.

        والنظریة الثانیة هی أن DC أخرى، وذلک بسبب الفوائد المتولدة، أو زعیم والشخصیات السیاسیة، وبروز سلوک جدید. على سبیل المثال، کنت بالأمس یقول الحق المهاتما غاندی، ولکن یرى الیوم قال Taghizadeh حق ایران! نقطة العکس هو النضال. کان المهاتما غاندی خلق عقوباتها، واسم کان لدیها المقاومة السلبیة، لکنه قال Taghizadeh إیران یجب أن یأتی من الرأس إلى أخمص القدمین فی أوروبا.

     فی جعل قضیة العقوبات، وهذا ما یحدث، تم العثور على عدد قلیل، ووضع عقوبات أو حتى المقاومة السلبیة، وقد تم استجواب. وأن هذه العقوبات کانت خاطئة! یقولون الحصار عشاق، قد ذهبت فی الطریق الخطأ، على حد سواء فی الداخل والخارج ویجب القضاء!

لکن آخرین یقولون إن العقوبات الخارجیة بشکل صحیح، والإیرانیون لا نقاتل. التعلیقات التی ترتکز على أساسین هما: أولا، القمع الثانی على أساس قدراتهم.

على سبیل المثال، عندما أمریکا علاقتها مع إیران، أدى إیران الإمام الخمینی، ورحبت به. علاقة الإمام الخمینی إلى العلاقة: الشفق المجاز وقالت جیدا أن هذا الصدد تم قطع. ولکن التحول السیاسی، یتم تفسیر هذا بشکل مختلف: أنهم یعتقدون أن الإمام الخمینی، کانت العقوبات سعید: أنها خلقت نفسها، أو وصفه.

نظریة مفهومة للناس، والشعب الإیرانی على استعداد لقبول العقوبات، ولکن مرات لا الإهانة، وإنما هو أشبه العلاقات الخارجیة، تعانی من العقوبات. 


» نظر
   1   2   3      >
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96
پاییز 96