سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم

اینهمه شور شادمانی برای یک آخوند!

اینهمه شور شادمانی برای یک آخوند!

تلویزیون ها،سایت ها و ماهواره ها، سال ها برعلیه روحانیت، تبلیغ کردند. و هر دو  روز به دو روز گفتند: که آخوند ها، درایران رفتنی هستند ! حالا کجا هستند؟ ببینند که بیشترین آرا ،را با شور و شادمانی، در ایران اسلامی ،به یک روحانی دادند. که نه تنها خودش روحانی است، بلکه نامش هم روحانی است! ازهمه بیشتر ،سابقه جبهه دارد. و از همه بیشتر سواد آخوندی، حتی سواد روز را خوانده. کتاب هم نوشته ! پس باید گفت : همان هایی که آرزو داشتند، یک روز در این مملکت آخوندی نباشد، الان می بینند که خودشان هم، به روحانی رای دادند! این کارها، مرا به یاد دوران دانشجویی می اندازد. در آن دوران ، دهه پنجاه ، جو سیاسی دانشگاه ها، در دست کمونیست ها و مارکسیست ها بود. که مانند اصلاح طلبان امروز، شدیدا با دین و نمادهای دینی، مخالف بودند و بی حجابی را ،تنها راه آزادی می دانستند!اینها با تمام ضدیتی که، با بچه های مذهبی داشتند. ولی هرموقع کار مهمی داشتند. به این بچه ها رجوع می کردند. مثلا در گروه های کوهنوردی، یا هر فعالیت دیگر، یکی باید حسابدار، یا به قول آن موقع مادر خرج، می شد .هیچوقت آنها به خودشان اطمینان نداشتند. و همیشه امانت و پول را، به دست بچه های مذهبی می دادند. و این یعنی که: در شرایط مهم و سخت، مذهب انسان را،از خیانت حفظ می کند. در زندان شاه هم که بودیم. اینطور بود: کمونیست ها، را کامیونیست! می گفتند. چون یکی که لو میرفت، بقیه را هم لو میداد. ولی مذهبی ها اینطور نبودند. مثلا گروه گلسرخی چند نفری بودند. در کانون پرورش فکری، که قصد داشتند اگر فرح آمد، پسرش را بدزدند! اما با لو دادن همدیگر، باعث شدند همگی! دستگیر شوند. حتی گلسرخی و دانشیان، اعدام شوند. در حالیکه از گروه ابوذر، که مذهبی بود، یک نفر بنام طالبی دستگیر شده بود، تا آخر همان یک نفر بود!

Too much passion for a Ton of joy!

Television, and satellite sites for years against the clergy, promoted. And every two days to two days, said the cleric and Iran are gone! Where are they now? Receive the most votes, with passion and joy, in Iran, was a clergyman. He is not only spiritual, but also the spiritual name! Most of all, history is war. And the most literate mullahs, even literate to read daily. The book is written! So said the hope was that one day, a mullah not in this country, now that they see themselves, the clergy voted! These things remind me of the time a student throws. In that era, the fifties, the political climate in universities, in the hands of the Communists and Marxists. Reformers like today, intensively with religion and religious symbols, opposed the hijab and the only way to freedom is understood that directed them all, the kids had religious. But whenever it played. The kids got to go. For example, the groups of mountaineering, or any other activity, one accountant, or when the mother"s expense, will be. Never were they themselves not sure. And always borrow the money, the kids were religious. This means that in the most difficult circumstances, religious people, and the betrayal keeping. King, who was in prison. It was the Communists, the Kamionist! Said. Lou was the one that the rest of the time was Lou. But it was not religious. There were a few groups rose. The Intellectual Development, which was intended if Farah, son steal! But calling each other, causing everyone! Be arrested. Even Rose and Daneshian, be executed. While Aboozar of the faith, a people called the cantaloupe was detained until the last one was!

 

الکثیر من العاطفة لطن من الفرح!

التلفزیون، ومواقع الأقمار الصناعیة لسنوات ضد رجال الدین، الترویج. وکل یومین لمدة یومین، وقال ولت رجل الدین وإیران! أین هم الآن؟ تتلقى أکبر عدد من الأصوات، مع العاطفة والفرح، فی إیران، وکان أحد رجال الدین. وقال انه لیس الروحیة فقط، ولکن أیضا اسم الروحی! الأهم من ذلک کله، والتاریخ هو الحرب. والملالی الأکثر القراءة والکتابة، حتى القراءة والکتابة لقراءة یومیا. یتم کتابة الکتاب! وقال لذلک کان على أمل أن یوم واحد، رجل الدین لیس فی هذا البلد، والآن أنهم یرون أنفسهم، صوت رجال الدین! هذه الأشیاء أذکر لی من الوقت یلقی الطالب. فی تلک الحقبة، الخمسینات، المناخ السیاسی فی الجامعات، فی أیدی الشیوعیین والمارکسیین. المصلحین مثل الیوم، بشکل مکثف مع الدین والرموز الدینیة، عارضت الحجاب والسبیل الوحید للحریة ومن المفهوم أن یوجه لهم جمیعا، کان الدینیة الاطفال. لکن کلما لعبت. وحصل الأطفال للذهاب. على سبیل المثال، فإن مجموعات من تسلق الجبال، أو أی نشاط آخر، محاسب واحد، أو عندما نفقة الأم، ویکون. أبدا أنهم هم أنفسهم لم تکن متأکدا. ودائما اقتراض المال، کان الأطفال الدینیة. هذا یعنی أنه فی أصعب الظروف، والناس الدینیة، وخیانة حفظ. الملک، الذی کان فی السجن. کان الشیوعیون، وکامیونیست! قال. وکان لو واحد أن تبقى من الوقت کان لو. لکنه لم یکن الدینیة. کانت هناک وارتفع عدد قلیل من مجموعات. التنمیة الفکریة، التی کان القصد إذا فرح، ابن الحرام! لکن استدعاء بعضها البعض، مما تسبب الجمیع! یتم القبض علیه. حتى وردة ودانشیان، یتم تنفیذها. بینما ابوذر من الإیمان، ودعا الناس احتجز الشمام حتى آخر واحد کان!

Sevinç Ton için çok fazla tutku!

Televizyon ve din adamlar?na kar?? y?ld?r uydu siteleri, terfi. Ve iki gün için her iki günde bir, din adam? ve ?ran gitti dedi! ?imdi nerede? Tutku ve sevinç ile en çok oy, al, ?ran"da, bir papaz oldu. O sadece manevi de?il, ayn? zamanda manevi bir isim de?il! En önemlisi, tarih sava?t?r. Ve hatta okur-yazar en okur mollalar, günlük okumak için. Kitap yaz?l?r! Yani umut bir gün de?il, bu ülkede bir molla, ?imdi kendilerini gördü?ünüz, din adamlar? olarak oldu?unu söyledi! Bunlar bir ö?renci atar zaman bana hat?rlat?yor. O dönemin, komünistler ve Marksistlerin elinde ellili, üniversitelerde siyasi iklim, içinde. Bugün gibi Reformcular, yo?un din ve dini semboller ile, türban ve özgürlük için tek yol aksine hepsini yönetti?i anla??lmaktad?r, çocuklar dini vard?. Ama ne zaman oynad?. Çocuklar gitmeliyim. Örne?in, da?c?l?k gruplar?, ya da ba?ka bir aktivite, bir muhasebeci, ya da annenin gider, olacakt?r. Kendileri emin de?ildi asla. Ve her zaman borç para, çocuklar dini vard?. Bu en zor ko?ullarda, dindar insanlar?n, ihanet tutmak anlam?na gelir. Hapiste olan Kral,. Bu Komünistler, Kamyvnyst oldu! Dedi. Lou zaman geri kalan? Lou oldu?u biriydi. Ama dini de?ildi. Birkaç grup vard?r yükseldi edildi. Farah, o?lu çalmak e?er tasarlanm??t? Fikri Geli?tirme,! Ama birbirlerine ça?r?, herkes neden! Tutukland?. Hatta Gül ve Daneshian, yürütülür. Inanç Aboozar ise, bir ki?i son biriydi kadar kavun gözalt?na al?nd? ??denir!


» نظر

رئیس جمهور جهانی ایران

رئیس جمهور جهانی ایران

امروز پای صحبت های :مسئولین ستاد های انتخاباتی: دکتر حسن روحانی بودیم. برخلاف مسئولین ستادها، که سعی داشتند ایشان را، رئیس جمهور خودشان، یا حداکثر یک گروه: بنام اصلاحات، معرفی کنند ولی، دکتر حسن روحانی، این نظریه را، رد کرد و خود را، رئیس جمهور 75 میلیون ایرانی، دانست. متانت ایشان در پاسخ گویی، احترامی که به اصول اسلامی ، اشاراتی که به قران داشتند. ما را متقاعد کرد که :ایشان نه تنها، رئیس جمهور 75 میلیون است، بلکه می تواند: رئیس جمهور 7و نیم میلیارد، بشر دلسوخته هم باشد. سران استکبار که، در کمال ناباوری ،با ایشان بیعت کردند، ایشان را تایید و برایشان، پیام تبریک فرستادند. اما مردم معمولی که، دسترسی به رسانه ندارند، و صدایشان جایی شنیده نمی شود، بیشتر از سران استکبار، و بلکه از اعماق جانشان، تبریک گفتند. نورامیدی بر دلشان تابید. موضع گیری هسته ای ایشان، مبنی بر اینکه :یک قدم از مصالح ملی، عقب نخواهند نشست. بر دل تمام مظلومان نشست.دانستند کسی که آمده، ترسو نیست.با استقامت بوده ، راست قامت خواهد ایستاد. لذا در زمان ما، دهکده جهانی تشکیل شد، و این دهکده رئیس خود را، پیدا کرده است. و انتظار دارد :همانطور که دکتر روحانی، به حق الناس: مورد نظر مقام معظم رهبری، پایبند بود. به حق الناس همه جهان، پایبند باشد. و همانطور که هیچ قومیتی را، در داخل ایران، برقومیت دیگر، ترجیح نمی دهد .هیچ ملتی را هم،درخارج ایران، برملل دیگر برتر نداند. همانطورکه برای ملت ایران، زحمت می کشد. به فکر ملل دیگر هم باشد. که امیر مومنان ع فرمود: مردم از دو حال خارج نیستند: یا برادر دینی تو هستند. و یا همنوع توهستند.

World President of Iran
Today"s talk: Electoral Campaign officials: Hasan Rohani, were doctor. Campaigns against officials, who tried him, their president, or at most one group: the name of reform, to introduce the doctor, Hassan Rohani, the theory, dismissed its president of 75 million, he said. His gentle response, respecting the principles of Islam, the Quran had mentioned. We are convinced that he is not only the President"s 75 million, but could be: president, seven and a half billion human heart is burned. The leaders of the arrogant, surprise, they did homage to them, confirm them, sent a congratulatory letter. But ordinary people, have access to the media, and where their voice is not heard, most of the leaders of the arrogant, and the depths of their souls, congratulated. Hope they shine the light on. Their nuclear stance, stating that: a step in the national interest, not back down. Meeting the hearts of all the oppressed. Knew who came not timid. Been steadfast, will stand upright. Therefore, in our time, the global village, and the village it has found. And expects the spiritual doctor, the right people: the leader was committed. The right people in the entire world, is committed. And as any ethnic minority in Iran, on the other ethnicity, would rather not. Nation any time, outside Iran, and other nations know better. As for the Iranian nation, laboring. Other nations might think about. Amir said that as believers: people are not two ways about it: either you are brethren. Or are you fellow.

 

 

الرئیس العالم من إیران

نقاش الیوم: مسؤولون الحملة الانتخابیة: حسن روحانی، کان الطبیب. وقال باسم الإصلاح، لیعرض على الطبیب، رفض حسن روحانی، نظریة، رئیسها من 75 ملیون: حملات ضد المسؤولین، الذین حاولوا له، رئیسهم، أو مجموعة واحدة على الأکثر. له استجابة لطیف، واحترام مبادئ الإسلام، القرآن لم یذکر. نحن مقتنعون انه لیس فقط 75 ملیون للرئیس، ولکن یمکن أن یکون: الرئیس، وسبعة ملیارات ونصف الملیار قلب الإنسان أن تحرق. قادة الاستکبار، مفاجأة، سجدوا لهم، تأکد منها، بعث برسالة تهنئة. ولکن الناس العادیین، من الوصول إلى وسائل الإعلام، وحیث لا یسمع صوتهم، فإن معظم قادة الاستکبار، وأعماق نفوسهم، هنأ. نأمل أن تسلط الضوء على. موقفهم النووی، مشیرا إلى أن: خطوة فی المصلحة الوطنیة، ولیس التراجع. تلبیة قلوب کل المظلومین. یعرف من جاء لیس خجول. سبق الصامد، سوف یقف منتصبا. ولذلک، فی عصرنا هذا، وقد وجدت فی القریة العالمیة، والقریة نفسها. ویتوقع الطبیب الروحی، حق الناس: الذی ارتکبت فیه زعیم،. حق الناس فی جمیع أنحاء العالم، وتلتزم. ومثل أی أقلیة عرقیة فی إیران، على الهیئة أخرى، لا ترغب. الأمة أی وقت، خارج إیران، ودول أخرى تعرف بشکل أفضل. أما بالنسبة للأمة الإیرانیة، الکادحة. قد تعتقد دول أخرى حول. قال أمیر المؤمنین بأنه: الناس لیسوا طریقتان فی ذلک: إما أن تکون الاخوة. أم أنک زمیل.

 

?ran Dünya Ba?kan?

Bugünkü mesaj: Seçim Kampanyas? yetkilileri: Hasan Rohani, doktor vard?. Kendi ba?kan, ya da en fazla bir grup, onu denedim yetkilileri, kar?? kampanyalar: doktor tan?tmak reform ad?, Hasan Rohani, teori, 75 milyon ba?kan? görevden söyledi. Onun nazik cevap, ?slam"?n ilkelerine sayg?, Kur"an-? Kerim sözü. Biz o Ba?kan?n 75 milyon de?il, ikna, ama olabilir: ba?kan, yedi buçuk milyar insan kalbi yanm??. Kibirli, sürpriz liderleri, onlar, onlar? onaylamak, onlara sayg? yapt??? bir kutlama mektubu gönderdi. Ama s?radan insanlar, medyaya eri?im ve seslerini duymad?m nerede, kibirli liderleri ve ruhlar?n?n derinliklerinde ço?u, tebrik etti. Onlar ???k tutmak umuyoruz. Belirten nükleer duru?,: ulusal ç?karlar bir ad?m de?il, geri. Tüm ezilen kalbini toplant?.. Sad?k mu, dik duracak ürkek de?il geldi kim biliyordu. Bu nedenle, zaman içinde, küresel köy ve köy kendini buldu. Lideri, i?lendi?i: ve manevi doktor, do?ru insanlar? bekliyor. Tüm dünyada do?ru ki?ilere, kararl?d?r. Ve di?er etnik ?ran"da herhangi bir etnik az?nl?k olarak de?il, de?il. Ulus herhangi bir zamanda, ?ran d???nda, ve di?er ülkelerin iyi biliyorum olur. ?ran milleti gelince, emekçi. Di?er ülkeler hakk?nda dü?ünebilirsiniz. Insanlar bu konuda iki yolu de?ildir: E?er karde?leriniz ya Amir inananlar olarak söyledi. Ya da adam vard?r.

 


» نظر

سازمان برنامه چه کسی؟

بسیاری تصور می کنند: اگر کلمه برنامه را، بیشتر تکرار کنند :وارد تر هستند. درحالیکه سازمان برنامه، یک موجود خنثی نیست، دارای هدف است. او برنامه ریزی می کند. ولی برای چه کسی؟ اینکه منحل شده بود، برای این بود که: هیچ خلاقیتی نداشت، و تنها برنامه های شاهنشاهی را، نشخوار می کرد. بقدری این برنامه ها،رو نویسی شده بود که: همه آن را حفظ بودند! و غیر از آن را، برنامه نمی دانستند!  ولی حالا که قرار است، دوباره راه بیافتد، باید خلاقیت داشته باشد. براساس ارزشهای اسلامی، برنامه ریزی کند. نه اینکه ماکیاولیسم و پوپولیسم را، رنگ کند و: بنام اسلام ،به خورد برنامه دهد. باید نیروهای :تحصیل کرده وخوشفکر، که در جمهوری اسلامی نفس کشیده اند، در آن مشغول باشند. نه کسانی که می گویند: ما اسلام را نمی فهمیم! حتی پا را فراتر می گذارند و میگویند: مگر اسلام هیاتی نیست؟ پس برنامه ندارد! اینها باید بدانند: اول برنامه ریز، خدا است. او است که ما و اعداد را، آفرید. اسامی را به انسان یاد داد. و فرمولها را خلق کرد. تا ما فقط آن ها را، کشف کنیم . سازمان برنامه ریزی خدا، نه کوتاه مدت یا میان مدت، بلکه تمام مدت است! و قرآن می فرماید: (ولارطب و لایابس الا فی کتاب مبین) هیچ ترئ خشکی، در جهان نیست، مگر اینکه: مکتوب شده باشد! بله، برنامه خدا ،نه تنها همیشگی است، بلکه مکتوب ، ویژه و انعطاف پذیر است . و آن به حدی است که: هرکس فکر می کند: تنها خودش مرکز دنیا است. ولی می بینیم: بدون من و شما هم، دنیا بر روی روال خودش، پیش می رود.

Who is the program?

Many people think that if the word application, do more repetitions: the more. While the program is not a neutral, has a purpose. He is planning. But for whom? It was dismantled; it was that had no creativity, only the Imperial program, to be champ. So this program was a program that had kept them all! And beyond it, the program did not know! But that is, again would have to be creative. According to Islamic values, to plan. Not that Machiavelli"s and populism, and color: the name of Islam, he plans to do. Should Forces: educated and soundness, the Islamic Republic have drawn breath, it will be busy. Nor those who say we do not understand Islam! They can even go a step further and say it is not a delegation of Islam? Having no plan! They need to know: First, the planner is God. She is our numbers, created. The man gave names to learn. And formulas created. We just make it up, we discovered. Of God"s plan, not short-term or medium-term, it is all the time! And the Quran says: No more dry, not in the world, unless: it is written! Yes, God"s plan, not only permanent, but also written, specific and flexible. And so it is that everyone thinks only of himself at the center of the world. But we see no me and you, the world is on his way, is going through.

من هو هذا البرنامج؟

کثیر من الناس یعتقدون أنه إذا کان التطبیق کلمة، بذل المزید من التکرار: کلما. فی حین أن البرنامج لیس محایدا، لدیه الغرض. انه یخطط. ولکن لمن؟ تم تفکیک ذلک، کان هو أن لیس لدیه الإبداع، إلا أن هذا البرنامج الإمبراطوری، لیکون بطل. لذلک کان هذا البرنامج عبارة عن برنامج أبقت لهم جمیعا! وأبعد من ذلک، فإن البرنامج لم أکن أعرف! ولکن هذا هو، مرة أخرى یجب أن تکون خلاقة. وفقا للقیم الإسلامیة، للخطة. لا أن Machiavelli والشعوبیة، ولون: اسم الإسلام، وقال انه یعتزم القیام به. یجب القوات: تعلیما وصحة، وضعت الجمهوریة الإسلامیة التنفس، وسوف یکون مشغولا. ولا أولئک الذین یقولون أننا لا نفهم الإسلام! حتى أنها یمکن أن تذهب خطوة أبعد من ذلک ویقولون انه لیس وفدا من الإسلام؟ عدم وجود خطة! انهم بحاجة الى معرفة: أولا، مخطط هو الله. هی أعدادنا، التی تم إنشاؤها. أعطى الرجل أسماء للتعلم. والصیغ التی تم إنشاؤها. نحن فقط قضاؤها، اکتشفنا. من خطة الله، ولیس على المدى القصیر أو المدى المتوسط، کل ذلک هو الوقت! ویقول القرآن: لا أکثر الجافة، ولیس فی العالم إلا إذا: هو مکتوب! نعم، خطة الله، دائمة فحسب، بل کتب أیضا ومحددة ومرنة. وذلک هو أن یفکر الجمیع إلا من نفسه فی مرکز العالم. ولکننا لا نرى لی ولکم، أن العالم فی طریقه، التی یمر بها.

Program kim?
Birçok ki?i dü?ünüyorum kelime uygulama, daha fazla tekrar yaparsan?z: daha fazla. Program tarafs?z bir olmasa da, bir amac? vard?r. O planl?yor. Ama kimin için? Bu sökülmü?, o, ?ampiyon olmak için sadece ?mparatorluk program? hiçbir yarat?c?l?k vard?. Yani bu program hepsini tutmu? bir program oldu! Ve onun ötesinde, program bilmiyordum! Ama bu, daha yarat?c? olmas? gerekir edilir. ?slami de?erlere göre, plan. De?il Makyavlysm ve popülizm ve renk: ?slam ad?na, o yapmay? planl?yor. Kuvvetler gerekir: e?itim ve sa?laml?k, ?slam Cumhuriyeti nefes çizdik, me?gul olacak. Ne de ?slam anlam?yorum diyenler! Hatta bir ad?m daha ileri gidip bu ?slam"?n bir heyet de?ildir söyleyebiliriz? Hiçbir plan? olmas?! Bilmeleri gereken: ?lk olarak, planlay?c?s? Allah"t?r. O yaratt?, bizim say?lard?r. Adam ö?renmek için isim verdi. Ve formülleri haz?rland?. Biz sadece makyaj, ke?fettik. Tanr?"n?n plan?, k?sa vadeli veya orta vadeli de?il, tüm zaman?! Ve Kur"an-? Kerim diyor ki: Art?k kuru de?il, dünyada, sürece: Yaz?lm?? oldu?u! Evet, Tanr?"n?n plan?, kal?c? de?il, ayn? zamanda yaz?l?, özel ve esnek sadece. Ve böylece herkes sadece kendini dünyan?n merkezinde dü?ünüyor olmas?d?r. Ama sen ve ben, dünya giderken, geçiyor hiçbir bak?n.

 

 


» نظر

خبرنگار وعکاسان ماهین نیوز سنگ تمام گذاشتند

آقای آرمین ارمین فدوی سردبیر تهران  آقای عباس رنجبر سردبیر اسلامشهر خانم فرشته توکلی خبرنگار اجتماعی سرکار حانم دکتر دخیلی خبرنگار سیاسی آقای  مهدی پارسا خبرنگار هنریآقای ابراهیم مسطفوی فیلمبردار به سرپرستی احمد حسینی در نشست خبری حجت الاسلام والمسلمین  دکتر حسن روحانی رئیس جمهور منتخب شرکت کردند و از آن عکس و فیلم و گزارش تهیه کردند در پایان نیز آقای نعمت زاده برای تشکر از زحمات ستاد های ماهین نیوز به خانم دخیلی قول دادند وقت ملاقات خصوصی برای خبرنگاران ماهین نیوزبگیرند.نامه ای نیز از سوی خانم فرشته توکلی به دبیرخانه تسلیم گردید ضمنا آقای گلشنی فیلمبردار آقای عیسی زاده خبرنگار سیاسی آقای امیر افشار عکاس ورزشی آقای داوود خوانساری خبرنگارورزشی آقای مسلم دریکوند خبرنگار حقوقی  و خانم فریده شیخ خبرنگار هنری آقای طالبی طاری ، چراغی و قباخلو نیز نتوانستند به موقع خودرا برسانند .عباس رنجبر از سوی ماهین نیوز وقت طرح سوال گرفته بود که به دلیل ضیق وقت نوبت نرسید.آقایان غقبایی ،رضا مسافر، میرکامل کریمی،شهرابی ،غلامرضا اصانلو هم با ارسال پیامک اعلام حمایت کردند


» نظر

جمود فکری حاکم بر دانشگاهها،و اساتید ایران

Moderne uitgediende!
Die drie eeue van die moderne argitektuur, en is uitgedien. Nog steeds in die gebied van argitektuur, moderne argitektuur dit sing! Universiteit professore en ons probleem, en dit is baie diep; intense weerstand: die veranderinge. Regerende intellektuele strengheid van universiteite en professore in Iran, selfs tydens rigor: Middeleeuse erger! Normale weerstand teen verandering, die wetenskaplike gemeenskap vir 7 jaar. Die akademiese, intellektuele strengheid te danke aan die feit dat hulle afgesny van die samelewing in die algemeen. En die ivoortoring van glas, hul verbeelding, sal voldoende wees. In die verlede het ons julle gegee het dat wiskunde is soliede bewys en vordering! Die jaar is dat hulle albei 2: Vier, wiskunde onderwysers, vir toekomstige geslagte, het gedink om te stagneer. En geen innovasie hoegenaamd nie. Totdat uiteindelik: sinergie, was 2 plus twee is vyf! Of selfs meer! Vandag, niemand sê "n is gelyk aan een!
Ongelukkig, Iran meesters, met sulke strengheid dat: Iran missiele in die ruimte en tyd, maar die basiese beginsels:. Mac Kartysm of lees Machiavelli dink steeds in die Weste het die hoogste krag. Vandag, ons loof, die Amerika van die sestigerjare, was ons op Vrydag! Amerika, die eienaar van alle vorme van rykdom en mag, en Iran agtertoe, onderontwikkelde jong bestuurder wat "n muur, die westelike deel van die metaal, gaan wil.
Onderwysers het om te sê dat die hele wêreld is aan die verander. En die optrede van die afgelope eeue: Will Durant, Kant, Galileo, Montesquieu, Copernicus Vlyvnardv Vinci is nog "n modern. En is uitgedien. Vandag Iran het verkry die ruimte. En met meer gevorderde wapens van Amerika en Europa. En nee, Amerika is nie numeries teen Iran! As dit was die tyd toe Imam het gesê Amerika kan niks verkeerd doen nie! "N Mens sou verkeerd wees.
Moet asseblief nie "n bak van warm sop meer.

مدرن کهنه شده !

با اینکه سه قرن از: معماری مدرن گذشته ،و کهنه شده است. هنوز در رشته معماری، آن را معماری مدرن، می خوانند! مشکل اساتید و دانشگاه های ما، خیلی عمیق است و آن: مقاومت شدید در: مقابل تغییرات، است. جمود فکری حاکم بر دانشگاهها،و اساتید ایران، حتی از جمود دوران:قرون وسطی بدتر است ! حد نرمال مقاومت در مقابل تغییرات، برای جامعه علمی 7 سال است. یعنی هیات های علمی، به دلیل جمود فکری شان، اصولا از جامعه بریده می شوند. و در برج عاج های شیشه ای، به تخیلات خود، بسنده می کنند. ما در گذشته ایراد می گرفتیم که :ریاضیات جامد و ضد پیشرفت است! یعنی سال های سال است که: میگویند دو 2تا میشود: چهار تا ، معلمان ریاضی ،نسل اندر نسل، دچار رکود فکری هستند. و هیچ نو آوری ندارند. تا اینکه بالاخره با: سینرژی، ثابت کردند 2بعلاوه دو، میشود پنج! یا حتی بیشتر ! امروز دیگر کسی نمی گوید: یک با یک برابر است!

اما متاسفانه، اساتید ایرانی، دچار چنان جمودی هستند که: در عصر فضا و موشک های ایرانی، هنوز اصول :مک کارتیسم یا ماکیاولی را می خوانند.هنوز فکر می کنند :غرب دارای بالاترین قدرت ها است. همین امروز، ما شاهد تعریف و تمجید های، دهه چهل از آمریکا، در نمازجمعه بودیم! آمریکا را ،صاحب همه نوع ثروت و قدرت، و ایران عقب مانده ، توسعه نیافته، که میخواهد با دیوار گوشتی جوانان، به جنگ آهن پاره های غربی، برود.

باید به این اساتید گفت که: جهان در حال تغییر است. و معیارهای قرون گذشته: ویل دورانت ،کانت ، گالیله، مونتسکیو، کوپرنیک  دیگر مدرن نیست. و کهنه شده است. امروز ایران، به فضا دست یافته .و دارای سلاح های پیشرفته تر از: آمریکا و اروپا است . و اصلا ،آمریکا عددی در مقابل ایران نیست! که اگر بود ،همان موقع که امام راحل فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! یک غلطی می کرد. لطفا کاسه های داغ تر از آش نباشید.

Modern obsolete!
The three centuries of the modern architecture, and is obsolete. Still in the field of architecture, modern architecture it, sing! University professors and our problem, and it is very deep: intense resistance: the changes are. Governing intellectual rigor of universities and professors in Iran, even during rigor: Medieval worse! Normal resistance to change, the scientific community for 7 years. The academic, intellectual rigor due to their being cut off from society in general. And the ivory tower of glass, their imagination, will suffice. In the past we"ve given you that math is solid proof and progress! The years are that they are both 2: Four, math teachers, for generations, are thought to stagnate. And no innovation whatsoever. Until finally: synergy, proved 2 plus two is five! Or even more! Today, no one says one  is equal to one!
Unfortunately, Iranian masters, with such rigor that: Iranian missiles in space and time, yet the basics: Mac Chartism or read Machiavelli. Still think in the West has the highest power. Today, we praise, the America of the sixties, we were on Friday! America, the owner of all kinds of wealth and power, and Iran backward, underdeveloped young driver who wants a wall, the western part of the metal, goes.
Teachers have to say that the world is changing. And measures of past centuries: Will Durant, Kant, Galileo, Montesquieu, Copernicus is more modern. And is obsolete. Today Iran has obtained the space. And with more advanced weapons from America and Europe. And no, America is not numerically against Iran! If that was the time when Imam said America can do no wrong! One would be wrong. Please do not be a bowl of hot soup more.

الحدیث عفا علیها الزمن!

ثلاثة قرون من الهندسة المعماریة الحدیثة، وعفا علیه الزمن. لا یزال فی مجال الهندسة المعماریة، والهندسة المعماریة الحدیثة ذلک، الغناء! أساتذة الجامعات ومشکلة لدینا، وأنه هو عمیق جدا: مقاومة شدیدة: التغییرات هی. تنظم الصرامة الفکریة للجامعات والأساتذة فی إیران، حتى خلال الصرامة: فی العصور الوسطى أسوأ! المقاومة العادیة للتغییر، والمجتمع العلمی لمدة 7 سنوات. و، الصرامة الفکریة الأکادیمیة بسبب کونهم معزولین عن المجتمع بشکل عام. وبرج عاجی من الزجاج، خیالهم، لن یکون کافیا. فی الماضی کنا قد تعطى لک أن الریاضیات هی دلیل قوی والتقدم! السنین هو أن کلاهما 2: ویعتقد أن أربعة والمعلمین الریاضیات، للأجیال، إلى الرکود. والابتکار لا على الإطلاق. حتى أخیرا: التآزر، وثبت 2 زائد اثنین هو خمسة! أو حتى أکثر! الیوم، تقول لا احد یساوی واحد!

للأسف، الماجستیر الإیرانی، مع مثل هذه الصرامة ما یلی: الصواریخ الإیرانیة فی المکان والزمان، ولکن الأساسیات:. ماک کارتیسم أو قراءة مکیافیلی ما زلت أعتقد فی الغرب لدیها أعلى طاقة. الیوم، ونحن الثناء، وأمریکا فی الستینات، کنا یوم الجمعة! أمریکا، المالک لجمیع أنواع الثروة والسلطة، وإیران الى الوراء، تشغیل الشباب المتخلفة الذی یرید الجدار، والجزء الغربی من المعدن، وتذهب.

المعلمین یجب أن أقول أن العالم آخذ فی التغیر. والتدابیر من القرون الماضیة: ویل دیورانت، کانط، غالیلیو، مونتسکیو، کوبرنیکوس هو أکثر حداثة. وعفا علیه الزمن. وقد حصلت الیوم ایران الفضاء. وبأسلحة أکثر تقدما من أمریکا وأوروبا. ولیس، وأمریکا لیست عددیا ضد إیران! إذا کانت تلک هی المرة عندما قال الإمام یمکن لأمریکا أن تفعل أی خطأ! فإن للمرء أن یکون على خطأ. من فضلک لا تکون وعاء من الحساء الساخن أکثر.

Eski Modern!

Üç modern mimari yüzy?llar ve kullan?lm?yor. Hala mimarl?k alan?nda, ça?da? mimarisi, ?ark?! Üniversite profesörleri ve bizim sorunumuz, ve çok derin: yo?un direnci: de?i?ikliklerdir. Hatta titizlik s?ras?nda, ?ran"da üniversiteler ve profesörlerin entelektüel titizlik Yasa: Ortaça? kötü! Normal direnç 7 y?ld?r, bilimsel topluluk de?i?tirmek için. Onlar?n olmas? nedeniyle akademik, entelektüel titizlik genel olarak toplumdan kesti. Ve cam fildi?i kule, hayal güçlerini, yeterli olacakt?r. Geçmi?te biz matematik kan?t? ve ilerleme oldu?unu verdik! Nesiller için dört, matematik ö?retmenleri, durgun dü?ünülmektedir: y?l her ikisi de 2 olmas?d?r. Ve hiçbir yenilik. Sonunda kadar: sinerji, 2 kan?tlad? art? iki be?! Hatta daha fazla! Bugün, hiç kimse bir birine e?it oldu?unu söylüyor!

Ne yaz?k ki, bu tür titizlik ile ?ran ustalar?,: uzay ve zaman, henüz temel ?ran füzeleri:. Mac Kartysm veya salt Machiavelli Yine Bat?"da dü?ünüyorum en yüksek gücüne sahiptir. Bugün, övgü, Altm??l? y?llar?n Amerika, biz Cuma günü vard?! Amerika, bir duvar, metal bat? kesiminde, gitmek istedi?i zenginlik ve güç tür ve ?ran geri, az geli?mi? genç sürücünün sahibi.

Ö?retmenler dünya de?i?iyor oldu?unu söylemek zorunday?m. Ve geçmi? yüzy?llar?n önlemler: Will Durant, Kant, Galileo, Montesquieu, Copernicus daha modern. Ve kullan?lm?yor. Bugün ?ran alan?. Elde, ve Amerika ve Avrupa"dan daha geli?mi? silahlarla. Etti Ve hay?r, Amerika ?ran"a kar?? say?sal de?il! ?mam dedi ki zaman olsayd? Amerika hiçbir yanl?? yapabilirsiniz! Bir yanl?? olur. Daha s?cak bir kase çorba etmeyin lütfen.

 


» نظر

فرصت سوزی یعنی چه

Die probleem: maak!
In die normale modus van die normale, geen probleem. Gebrek aan balans in die spanning stres is die perfekte balans. Statisties, wanneer mense in "n normale samelewing, moet ons beteken "n gedefinieerde, aanvaar en omliggende lewe. Opname en diegene wat haar beste weet, dit is tyd om uit te spreek, is die stres. Na gemiddeld gedefinieer hul veld kom spanning en wanbalans te verlig! Hierdie nie-statistiese terme, dit wil sê: ekonomie en samelewing, insluitende politici, musici, doelbewus maak moeilikheid! Of is dit om voor te stel aan mense: hulle eie probleme op te los! Hul bekendstelling. Met ander woorde: die meriete van mense se lewens, die foute, draai na: hul redders is mense. Byvoorbeeld, die koste vir die samelewing is "n voordeel! Want dit is nie duur nie, so mense weet dit nie. Maar die elite, dit is "n tragedie of teenspoed, bou! Dan Oplossing hul aanbod te ignoreer! Werkloosheid, die gemeenskap is goed. Omdat: mense is lui en smaak, is nie bekend nie. Maar toe is dit "n ramp, wat ons ken. Mense op soek na "n redder! Is. En hier is interessant: Verlosser, selfs sy eie woorde, glo dit nie! Maar as gevolg van die manier gaan dit hulle, nie beleid nie. Na alles, niks sê! Wie is Hulle wissel Wie sal onthou: wat, wanneer, sê?
Tyd student tydens die vyftigerjare, wat "n groep met die naam gehad het: Marxiste, al sy geestelike gebreke, is gekoppel aan die Islam! En dieselfde tyd, het hulle aan die kaak Islam! Jy sien "n mens slaap, wakker word in die oggend, wat sy motor of eiendom, vermenigvuldig die prys gevind! Is dit sleg? Elke minuut, iemand sal Damy God "n sak geld, stuur! Die sak met geld, is die meeste wanneer iemand sê sleg! Het ek gesê diegene wat nie verbrand het! So wees versigtig, vertel nie vir almal! Maar dit sê daar dat sy eiendom, nie die koopprys! En die wonder is dat hulle nie protesteer nots! Uit hulle is protes. En nie het nie, nie as gevolg van luiheid of "n kans om te skiet nie, maar as gevolg van dat, nie haar eiendom, die nuwe koopprys, te blameer!
Susie is "n kans dat ek en my kollega, byvoorbeeld, in 62, voorgestel in Saadat Abad, Tehran, drie honderd meter af 60 dollar! My kollega het dit gekoop, en ek het die geld, ek het gesê: Wie is die woestyn! Tussen crackpot en grond, om te leef Nou is hy! Is die eienaar van "n miljard, en ek het niks!
Wie is te blameer?

مشکلی که: درست می کنند!

در حالت نرمال normal در جامعه، مشکلی وجود ندارد.نبود تنشtension  نشان از تعادل balance کامل جامعه است. از نظر آماری ،وقتی مردم یک جامعه نرمال را، درنظر بگیریم: میانگین تعریف شده ای را، پذیرفته اند و در اطراف آن، زندگی می کنند. امارگیران و کسانی که :خود را برتر می دانند، این میانگین را به هم میزنند، تا جامعه دچار تنش شود. بعد با میانگین تعریف شده خود، به میدان می آیند، تا تنش و عدم تعادل را برطرف کنند! این، به زبان غیر آماری، یعنی اینکه: نخبگان جامعه اعم از سیاست مداران واقتصاد دانان، عمدا مشکل درست می کنند! یا وجود آن را، به مردم القا می کنند تا: خود شان را، حلال مشکلات! معرفی کنند. به عبارت بهتر: محاسن زندگی مردم را، به معایب، تبدیل می کنند تا: خودشان، ناجی مردم شوند. مثلا گرانی برای جامعه، یک حسن است! زیرا تا چیزی گران نشود، مردم قدر آن را نمی دانند . اما نخبگان، از آن، یک فاجعه یا فلاکت، می سازند! بعد هم راه حل: من درآوردی، خودشان را ارائه می دهند!بیکاری، در جامعه ،حسن است. زیرا که: اشخاص تنبل و بی ذوق، شناخته نمی شوند. اما وقتی آن را، فاجعه، بدانیم. مردم به دنبال ناجی! می گردند. و جالب اینجا است که: ناجی ،حتی ،حرف های خودش، را هم باور ندارد! ولی چون ،در راهی قدم گذاشته که: خود کرده را، تندبیر نیست. بالاخره، چیزی می گوید! چه کسی ضامن حرفهای او است؟چه کسی به یاد خواهد آورد: که چه چیزی، در چه زمانی ،گفته شده؟

در زمان دانشجویی، سالهای دهه پنجاه ،گروهی بودند به نام: مارکسیستها، اینها همه ایرادات ذهنی خود را، به اسلام می بستند! و براساس همان هم، اسلام را محکوم می کردند! شما ببینید: یک نفر خوابیده، صبح بیدار شده، ملک یا ماشین او، چند برابر، قیمت پیدا کرده! آیا این بد است؟ وقتی کسی می گوید بد است! میگوید: من دلم به حال آنهایی می سوزد که: ندارند! و خوب دقت کنید، همه را نمی گوید! بلکه آن هایی را می گوید که: ملک اورا، به این قیمت نمی خرند! و عجب این است که: ندارها اعتراض نمی کنند! داراها از طرف آن ها، اعتراض می کنند. و ندارها را، نه به خاطر تنبلی یا فرصت سوزی، بلکه به این دلیل که: نمی توانند ملک اورا، به قیمت جدید بخرند، سرزنش می کنند !

فرصت سوزی این است که: مثلا به من و همکارم، درسال 62 ،پیشنهاد دادند: در سعادت آباد تهران، سیصد متر زمین 60هزار تومان! همکارم آن را خرید، و من با اینکه پول داشتم، گفتم :چه کسی میرود درآن بیابان! بین خل وخاک، زندگی کند!!حالا او، صاحب میلیارد هاست، و من هیچ! چه کسی مقصر است؟

The problem: make!

In the normal mode of normal, no problem. Lack of balance in the tension stress is the perfect balance. Statistically, when people in a normal society, we must mean a defined, accepted and surrounding live. Survey and those who know her best, it"s time to speak out, so is the stress. After averaging defined their field comes up to relieve tension and imbalance! These non-statistical terms, i.e.: economy and society, including politicians, musicians, deliberately make trouble! Or is it to suggest to people: their own, solve problems! Their introduction. In other words: the merits of people"s lives, the flaws, turn to: their saviors are people. For example, the cost to society is an advantage! Because it is not expensive, so people do not know it. But the elite, it is a tragedy or adversity, build! Then Solution to disregard their offer! Unemployment, the community is good. Because: people are lazy and taste, are not known. But when it"s a disaster, we know. People looking for a savior! Are. And here is interesting: Savior, even his own words, does not believe it! But because of the way in going that"s their, not policy. After all, nothing says! Who is she toggle who will remember: what, when, say?

Time student during fifties, who had a group called,: Marxists, all his mental defects, are tied to Islam! And the same time, they denounce Islam! You see a person sleeps wakes up in the morning, his car or property, multiply the price found! Is this bad? When someone says bad! Said I had burned those that do not! So be careful, do not tell everyone! But it says there that his property, not the purchase price! And the wonder is that they do not protest knots! Out of them are protesting. And have knots, not because of laziness or a chance to fire, but because of that, not her property, the new purchase price, to blame!

Susie is a chance that me and my colleague, for example, in 62, proposed in Saadat Abad, Tehran, three hundred meters off 60 dollars! My colleague bought it, and I had the money, I said: Who is that desert! Between crackpot and soil, to live! Now he is the owner of a billion, and I have nothing! Who is to blame?

 

المشکلة: جعل!

فی الوضع العادی من طبیعیة، لا توجد مشکلة. انعدام التوازن فی الضغط التوتر هو تحقیق التوازن المثالی. إحصائیا، عندما یکون الناس فی مجتمع طبیعی، یجب علینا أن تعنی المعرفة، وقبلت المحیطة العیش. مسح وأولئک الذین یعرفون أفضل لها، وحان الوقت للتحدث علنا، وذلک هو الإجهاد. بعد بمتوسط ??تعریف مجال عملهم یأتی لتخفیف التوتر والخلل! هذه الشروط غیر إحصائیة، أی: الاقتصاد والمجتمع، بما فی ذلک السیاسیین، والموسیقیین، وجعل عمدا المتاعب! أم أنها تشیر إلى أن الناس: خاصة بهم، وحل المشاکل! أول ظهور لها فی. وبعبارة أخرى: وقائع من حیاة الناس، والعیوب، وأنتقل إلى: المنقذین هم الناس. على سبیل المثال، فإن تکلفة للمجتمع هی میزة! لأنه لیس مکلفا، والناس حتى لا یعرفون ذلک. ولکن النخبة، بل هو مأساة أو الشدائد، وبناء! ثم الحل لتجاهل عرضهم! البطالة، والمجتمع هو جید. لأن: الناس کسالى والذوق، لیست معروفة. ولکن عندما یکون کارثة، ونحن نعلم. الناس تبحث عن منقذ! هی. والمثیر للاهتمام هنا: المخلص، حتى کلماته، لا أعتقد ذلک! ولکن بسبب الطریقة فی الذهاب هذا، ولیس سیاسة. بعد کل شیء، لا شیء یقول! من هی تبدیل الذین سوف نتذکر: ماذا، ومتى، ویقول؟

وترتبط المارکسیین، کل ما قدمه من العیوب النفسیة، إلى الإسلام: طالب مرة خلال الخمسینات، الذی کان مجموعة تسمى! والوقت نفسه، فإنها تنسحب من الإسلام! ترى شخص ینام ویصحو فی الصباح، سیارته أو الممتلکات، مضاعفة سعر موجود! هذا سیء؟ عندما یقول شخص ما سیئة! قلت کان قد أحرق تلک التی لا! لذا کن حذرا، لا نقول للجمیع! لکنه یقول ان هناک ممتلکاته، ولیس سعر الشراء! والعجب هو أنهم لا یملکون احتجاج! للخروج منها یحتجون. والفقراء، ولیس بسبب الکسل أو فرصة لاطلاق النار، ولکن بسبب ذلک، لا ممتلکاتها، وسعر الشراء جدید، لإلقاء اللوم!

سوزی فرصة أن لی وزمیلی، على سبیل المثال، فی 62، واقترح فی سعدات آباد، طهران، ثلاثمائة متر من 60 دولارا! زمیلی اشتریت به، وکان لدی المال، قلت: من هو هذا الصحراء! بین معتوه والتربة، لیعیش! وهو الآن صاحب ملیارات، ولیس لدی أی شیء! على من یقع اللوم؟

Sorun: olun!

Normal normal modda, sorun. Gerginlik stres denge eksikli?i mükemmel bir dengedir. ?statistiksel olarak, normal bir toplumda insanlar, biz demek gerekir zaman, tan?mlanan kabul ve canl? çevreleyen. Anket ve onun en iyi bilenler, bunu konu?mak için zaman, bu yüzden stres. Belirlenen ortalama sonra kendi alan?nda gerilim ve dengesizli?i gidermek için gelip! Bu istatistiksel olmayan terimler, yani: ekonomi ve siyasetçiler de dahil olmak üzere toplum, müzisyenler, kas?tl? olarak sorun olun! Ya da insanlara tavsiye etmektir: kendi, sorunlar?n? çözmek! Onlar?n giri?. Ba?ka bir deyi?le: insanlar?n hayatlar?n? yararlar?, kusurlar?, dönüp: kendi kurtar?c? insanlar. Örne?in, topluma maliyeti bir avantajd?r! Pahal? olmad??? için, bu insanlar bilmiyorum. Ama elit, bir trajedi ya da s?k?nt? oldu?unu, in?a! Sonra Çözüm onlar?n teklif göz ard? etmek! ??sizlik, toplum iyidir. Çünkü: insanlar tembel ve tat, bilinmemektedir. Ama bir felaket oldu?unda, biz biliyoruz. Bir kurtar?c? arayan insanlar! Bulunmaktad?r. Ve burada ilginç: bile Kurtar?c?, kendi ifadesiyle, inanm?yorum! Ama çünkü gidi? yolu onlar?n de?il, politikad?r. Sonuçta, bir ?ey söylüyor! Demek, ne,: o kim hat?rl?yorum kim geçi? mi?

Adl? bir grup vard? ellili, s?ras?nda zaman ö?renci: Marksistler, bütün zihinsel kusurlar?, ?slam"a ba?l?! Ve ayn? zamanda, ?slam"?n ihbar! Bir ki?i sabah uyan?r, uyur görmek, arabas?n? veya mal, fiyat çarp?n! Bu kötü mü? Birisi kötü diyor! Bilmiyorum olanlar yand? söyledi! Bu yüzden dikkatli olun, herkes söyleme! Ama orada diyor ki onun özelli?i, sat?n alma fiyat? de?il! Ve merak ediyorum fakirler protesto kalmamas?d?r! Onlar? d??ar? protesto ediyorlar. Ve fakirler, çünkü tembellik ya da yang?n için bir ?ans var, ama bu nedenle de de?il, onun mülkiyet, yeni sat?n alma fiyat?, suçlu!

Susie ben ve benim meslekta??m, örne?in, 62 y?l?nda, 60 dolar kapal? Saadat Abad, Tahran, üç yüz metre önerilen bir ?ans! Meslekta??m ald?m, ve ben para vard?, dedim: Bu çöl kim! Çatlak ve toprak aras?nda, ya?amak için! ?imdi o bir milyar sahibi olan, ve hiçbir ?ey var! Kim suçlu nedir?

 


» نظر

مشکلی که: درست می کنند!

در حالت نرمال normal در جامعه، مشکلی وجود ندارد.نبود تنشtension  نشان از تعادل balance کامل جامعه است. از نظر آماری ،وقتی مردم یک جامعه نرمال را، درنظر بگیریم: میانگین تعریف شده ای را، پذیرفته اند و در اطراف آن، زندگی می کنند. امارگیران و کسانی که :خود را برتر می دانند، این میانگین را به هم میزنند، تا جامعه دچار تنش شود. بعد با میانگین تعریف شده خود، به میدان می آیند، تا تنش و عدم تعادل را برطرف کنند! این، به زبان غیر آماری، یعنی اینکه: نخبگان جامعه اعم از سیاست مداران واقتصاد دانان، عمدا مشکل درست می کنند! یا وجود آن را، به مردم القا می کنند تا: خود شان را، حلال مشکلات! معرفی کنند. به عبارت بهتر: محاسن زندگی مردم را، به معایب، تبدیل می کنند تا: خودشان، ناجی مردم شوند. مثلا گرانی برای جامعه، یک حسن است! زیرا تا چیزی گران نشود، مردم قدر آن را نمی دانند . اما نخبگان، از آن، یک فاجعه یا فلاکت، می سازند! بعد هم راه حل: من درآوردی، خودشان را ارائه می دهند!بیکاری، در جامعه ،حسن است. زیرا که: اشخاص تنبل و بی ذوق، شناخته نمی شوند. اما وقتی آن را، فاجعه، بدانیم. مردم به دنبال ناجی! می گردند. و جالب اینجا است که: ناجی ،حتی ،حرف های خودش، را هم باور ندارد! ولی چون ،در راهی قدم گذاشته که: خود کرده را، تندبیر نیست. بالاخره، چیزی می گوید! چه کسی ضامن حرفهای او است؟چه کسی به یاد خواهد آورد: که چه چیزی، در چه زمانی ،گفته شده؟

در زمان دانشجویی، سالهای دهه پنجاه ،گروهی بودند به نام: مارکسیستها، اینها همه ایرادات ذهنی خود را، به اسلام می بستند! و براساس همان هم، اسلام را محکوم می کردند! شما ببینید: یک نفر خوابیده، صبح بیدار شده، ملک یا ماشین او، چند برابر، قیمت پیدا کرده! آیا این بد است؟ وقتی کسی می گوید بد است! میگوید: من دلم به حال آنهایی می سوزد که: ندارند! و خوب دقت کنید، همه را نمی گوید! بلکه آن هایی را می گوید که: ملک اورا، به این قیمت نمی خرند! وعجب این است که: ندارها اعتراض نمی کنند! داراهاف از طرف آن ها، اعتراض می کنند. و ندارها را، به خاطر تنبلی یا فرصت سوزی، سرزنش نمی کنند، بلکه به این دلیل که: نمی توانند ملک اورا، به قیمت جدید بخرند، سرزش می کنند !

فرصت سوزی این است که: مثلا به من وهمکارم، درسال 62 ،پیشنهاد دادند: در سعادت آباد تهران، سیصد متر زمین 60هزار تومان! همکارم آن را خرید، و من با اینکه پول داشتم، گفتم :چه کسی میرود درآن بیابان! بین خل وخاک، زندگی کند!!حالا او، صاحب میلیارد هاست، و من هیچ! چه کسی مقصر است؟

 


» نظر

نه ترکیه بزرگ، نه سوریه بزرگ، بلکه اسلام بزرگ

نه ترکیه بزرگ، نه سوریه بزرگ، بلکه اسلام بزرگ

مرز بین ترکیه و سوریه، به سه دلیل بحرانی است ! عده ای می خواهند: ترکیه بزرگ یا همان عثمانی قدیم، را داشته باشند. عده ای هم می خواهند :سوریه بزرگ یا همان شامات قدیم، را داشته باشند! و این میان عده ای نیز، طرح هلال خضیب را دارند/ و کردستان بزرگ را می سازند! اما، اگر دیدگاه ،همین دیدگاه :ملی گرایانه باشد ،و با ایده های: پان ترکیسم ، پان عربیسم و امثال آن، زندگی کنند، درواقع ،زندگی نیست، جنگ است و خرابی! و همین که می بینیم. ولی اگر دیدگاه: قوم گرایی ، ملی گرایی که، مربوط به قرون گذشته است، کنار گذاشته شود. و ملت اسلام، یک پارچه دیده شود، و قبول کنیم که: اسلام وطن مسلم، است. آنگاه، همه نزاع ها ، از میان برمی خیزد. و نسیم دوستی و شادمانی، بر همه جا می وزد. و خورشید ولایت، از آن طلوع کرده، برهمه جهانیان نورافکن خواهد شد. و حکومت واحد جهانی، تشکیل خواهد گردید

Turkey Not great, not greater Syria, but also large  Islam

Border between Turkey and Syria, is critical for three reasons! Some people want: Big Turkey or the former Ottoman Empire, have. Some will want Syria Damascus big or old, must have! And the others, too, have Khazyb crescent design / build and great Kurdistan! However, the vision, the same vision: to be nationalistic, and ideas: Pan-Turkism, pan-Arabism, and so to live, really live, not war and destruction! And so we see that. But if the view: ethnicity, nationalism, that is the past centuries, is excluded. And the Nation of Islam is seen as a fabric, and we accept that Islam Muslim country is. Then, every battle is lost. Breeze and friendship and happiness, the blowing everywhere. Province and the sun, it rises, the world"s spotlight will be borne. And a single global government, will be composed of

 

لا ترکیا ولا سوریا هی کبیرة ولکن الإسلام
الحدود بین ترکیا وسوریا، أمر حاسم بالنسبة لثلاثة أسباب! بعض الناس یریدون: ترکیا الکبیرة أو الإمبراطوریة العثمانیة السابقة، لدیهم. ویرید البعض سوریا دمشق الکبیرة أو القدیمة، یجب أن یکون!وآخرین أیضا، لدیهاالهلال الخضیب  تصمیم / بناء وعظیم کردستان! ومع ذلک، فإن هذه الرؤیة، نفس الرؤیة: أن تکون وطنیة، والأفکار: القومیة الترکیة، القومیة العربیة، وذلک للعیش، ویعیش حقا، ولیس الحرب والدمار! وهکذا نرى أن. ولکن إذا کان الرأی: یتم استبعاد العرق، والقومیة، وهذا هو القرون الماضیة،. وینظر إلى أمة الإسلام، والنسیج، ونحن نقبل أن الإسلام مسلم البلد، هو. ثم، یتم فقدان کل معرکة. نسیم والصداقة والسعادة، وتهب فی کل مکان. محافظة والشمس، تشرق، وسوف تتحمل الأضواء فی العالم. وحکومة عالمیة واحدة، وسوف یتألف من

Türkiye ne Suriye ne bir büyük büyük büyük ama ?slam

Türkiye ile Suriye aras?ndaki s?n?r, üç nedenden dolay? önemlidir! Baz? insanlar istiyorum: Büyük Türkiye ve eski Osmanl? ?mparatorlu?u, var. Baz? Suriye ?am büyük ya da ya?l?, olmal?d?r isteyeceksiniz! Ve di?erleri de, Khzyb hilal tasar?m / in?a ve büyük Kürdistan var! Ancak, vizyon, ayn? vizyonu: milliyetçi olmak, ve fikirler:, böylece Pan-Türkizm, Pan-Arabizm, ve ya?amak için gerçekten sava? ve y?k?m de?il, ya?amak! Ve böylece görüyoruz. Ama görünümü ise: geçmi? yüzy?llarda oldu?u etnisite, milliyetçilik, hariçtir. Ve ?slam Milleti, bir kuma? olarak görülen, ve ?slam Müslüman bir ülke oldu?unu kabul edilir. Daha sonra, her sava? kaybolur. Esinti ve dostluk ve mutluluk, her yerde üfleme. ?l ve güne?, yükselir, dünyan?n spot kar??lanacakt?r. Ve tek bir küresel hükümet, olu?acak


» نظر

تکسیم را درست تلفظ کنند

میدان انقلاب ترکیه را صدا و سیما اشتباه تلفظ می کند این میدان در استانبول تک سیم نام دارد زیرا برق برای اولین بار به آنجا آمد و در آن موقع فقط فاز بود و نول از زمین گرفته می شد لذا تک فاز یا تکسیم نامگذاری شد حالا چرا درایران این را قبول نمی کنند معلوم نیست در حالیکه هنوز تابلوهای فارسی نوشته و پسوند و پیشوند های فارسی در تمام آن محلات هست مانند: سرا ، کوی : آق سرا در است نه آکسارا! قره کوی متضاد آن است که مهمترین و قدیمی ترین محلات استانبول هستند مردم استانبول مثلا بجای وضو می گویند دست نماز و کلمات زیادی از این دست لذا خواهشمندیم به گویندگان خبر این تذکر را بدهند که تکسیم را درست تلفظ کنند

 

 


» نظر

لیست ائتلاف ماهین نیوز


» نظر
   1   2      >