سفارش تبلیغ
مسابقه وبلاگ نویسی ابلاغ غدیر

فقط آفتابه دزدی قابل اثبات است

در مسایل مالی اثبات فساد بسیار مشکل است  مثلا کسانیکه اطلاعات به دشمن می فروشند ویا رانت خواری می کنند ویا با استفاده از سوابق انقلابی خود ویا قدرت خود مسر دستیابی به ثروتهای کلان را آسا ن می کنند چطور قابل پیگیری واثبات هستند؟اگر فایزه هاشمی دختر آقای هاشمی نبود میتوانست هرروز در یک کشور باشد وچک میلیاردی برای خرید مانتو برای ستاد موسوی بکشد؟  واکر کورد تایید پدرش نبود چرا انکار نشد وبرائت نجست؟ البته اگر آفتابه دزدی کند میتوان آفتابه را بعنوان سند جرم به پرونده الصاق کرد. اما فسا مالی بالذات وبالعرض قابل اثبات نیتس آنهم در دادگاه ! ذاتا فساد مالی ناشی از قدرت است ولذا تا کسی قدرت نداشته باشد حریفان را از راه بدر نمی تواند بکند وبالعرض وقتی قدرت دارد کسی نمیتواند برعلیه او ادعایی کند ویا اگر ادعا کند نمیتواند ثابت کند چون قدرت او نمی گذارد!

 

شهرداری مسئول بازسازی همه خرابیهاست !

شهردار تهران که به حساب خود زیرکانه همه امکانات دولتی وشهری را دراختیار سبزها گذاشته بود واز طریق مترو واتوبوس به حمل ونقل اردوکشی  های خیابانی  کمک می کرد حالا دندش نرم تمام باز سازیها را از جیب خود کند!

 

 تحریم پخش بازیهای جام جهانی

با توجه به اینکه مشخص بود که بازی عربستان با کره شمالی فقط به قصد حذف ایران کار شد ودر تمامی مراحل فوتبال جام جهانی این مشخص است لذا پیشنهاد می شود پخش مسابقات آن کاملا تحریم ویا بسیار محدود شود


» نظر

شبهای موسوی !

شبهای موسوی !

در گذشته عطری ساخته میشد بنام شبهای مسکو! ودلیل آت این بود که شبهای مسکومخصوصا در زمستانها تا ?? ساعت بطول می انجامید ومردم مسکو ویا کشورهای اسکاندیناوی ویا الاسکا مجبور هستند ساعتهای زیادی را بدون خورشید بگذرانند در دوران انتخابات موسوی باعث شده بود کوتاهترین شبهای تهران به بلند ترین شبها تبدیل شود وعده ای به این شب بازیها معتاد شوند با اینکه معلوم گردید پشت پرده تمام این صحنه ها عروس سکس از شیوخ عربستان سعودی می باشد وفایزه میدان گزدان آن است تا چشم روشنی به خواستگار شیخ نشینش بدهد ولی باز یک عده ای ساده لوح هنوز بدنبال نسیم وطعم شبهای موسوی هستند!

البته کسانیکه میلیاردها دلار وتومان خرج کرده وتمام رسانه های جهانی را بکار گرفته بودند تا در انتخابات پیروز شوند تودهنی ملت به آنان حسابی آنها را عصبانی کرده  است . اما جالب است بدانید عصبانیت آنها از رای آوردن ویا نیاوردن نیست ! آنها دنبال هزینه های میلیاردی خودشان است که ملت بازرنگی تمام برایشان خرج تراشید! مانتوها را گرفتند ولی بعد از انتخابات می پوشند وبعد هم به امام حماعتها مراجعه می کنند که آیا نماز خواندن با آن اشکال ندارد! ویا بجای اینکه بروند در امامزاده وشال سبز یا مچ بند بگیرند رایگان از سر کوچه دریافت می کردند. البته نه اینکه امامزاده جدیدی پیدا شده باشد ولی بهرخال حرمت امامزاده به متولی آن است .

حالا این متولیان هرچه می گردند دراین چاه ویل یک ریال هم پیدانمی کنند واین امامزاده ضفا نداد که هیچ کور هم می کند! فایزه که جدیدا در آمریکا خواستگار چهارمی از شاهزاده های سعودی پیدا کرده خیلی صعی کرد مانع انتشار برخی اخبار شود ولی دیگر کارد به استخوانش رسید و آخرش در راهپیمایی صداوسیما به شورشیان گفت باید هرروز به خیابان بیایند تا حکومت ساقط شود! فکر کرد این روزها هم شبهای موسوی است که چند تا دله دزد بیایند با شکستن شیشه ها اموال را غارت کنند وبگوبند در قرآن گفته شده القارعه مالقارعه!


» نظر

اگر موسوی راس فتنه نیست اعلام برائت کند

اینکه هوای موسوی را دارند یا در مورد او دچار توهم شده اند بدانند که او از اول خائن بوده است وحالا هم اگر راست می گوید وخاین نیست چرا از آشوبگران اعلام برائت نمی کند. این پیشکش تاز ه آنها را تحریک هم می کند الفتنه اشد من القتل

 

رییس مجلس هم آب به اسیاب دشمن می ریزد!

وی که در دوران انتخابات به ستاد موسوی رفت وآمد داشته اخیر ا مدعی شد که باید از وزیر کشور در خصوص حوادث کوی دانشگاه سوال شود وباب سلسله سوالات را از وزرا از سر بگیرند! ودوره جدید تشنج را از خیابانها به مجلس هم بکشانند!

 

تمام آرا باطله حوزه های خبرگان تعلق به احمدی ن‍ژاد دارد

زیرا در تهران واستانهای یی که خبرگان یا دیگر انتخابات برگزار میشد معمولا طرفداران موسوی در آن شرکت نمی کردند وطرفداران احمدی نژاد هم که شرکت می کردند گاه اشتباه می ریختند لذا باید شورای نگهبان بداند که هم ارا خیرگان وهم ارا احمدی نژاد که اشتباها ریخته شده نباید باطل اعلام شود وبه سرجای خود برگردد دراین صورت حتی در استان اذر بایجان غربی یا سیستان وبلوجستان یا حتی شهر اردبیل ما شاهد عدالت خواهیم بود 

 

 خواسته های ضد مدنی با شعارهای مدنی !

اولین شعار مدنی اعمال حاکمیت اکثریت است ولی آقایان که از وال میدانستند در اقلیت خواهند بود حالا با زور چماق وتخریب وکشتار آمده اند تا اقلیت را جاکم کنند!

 


» نظر

نها توبه خواهند کرد!

آنهاییکه به احمدی نژ‍اد توهین می کنند روزی به غلط خوردن خواهند افتاد وملت ایران آنها می شناسد ومیداند هرسال آنها به غرط کردم اقتادند کسانی که تا دیروز شعار مر گ بر آمریکای میدادند والان در دامن آمریکا وانگلیس هستند کسانی که به مبر حسین فحش میدادند الان از او پشتیبانی می کنند وکسانی که به هاشمی فحش میدادند الان اورا امامزاده میدانندو این غرط کردن ها و..خوردنها ادامه دارد!

وتاریخ ایران مشحون از این فلاکت زده هاست


» نظر

در جستجوی الگوی مصرف مناسب (322)

در جستجوی الگوی مصرف مناسب (322)





مناقصه و مزایده

«لا‌تبذروا، ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین؛ تبذیر و اسراف نکنید، زیرا مبذرین از برادران شیطان بزرگ هستند».
سوره اسرا، آیه 26
منکراتی که در سطح جامعه وجود دارد و می‌توان از آنها نهی کرد و باید نهی
کرد، از جمله این‌ها است: اتلاف منابع عمومی، اتلاف منابع حیاتی، اتلاف
برق، اتلاف وسایل سوخت، ائتلاف مواد غذایی، اسراف در نان؛ ما این همه
ضایعات نان داریم، اصلاً این منکر است، منکر دینی است، منکر اقتصادی و
اجتماعی است.
مقام معظم رهبری
برای وضو، یک سیر آب و برای غسل، یک من آب کافی است.
پیامبر اسلام‌(ص)

الگوی مصرف داریم، ولی باید اصلاح شود

این‌که برخی‌ها
می‌گویند الگوی مصرف نداریم و باید از ابتدا آن را ایجاد کنیم، حرف صحیحی
نیست؛ درست مثل این است که بگوییم در زندگی هدف نداریم یا برنامه‌ای
نداریم؛ البته که داریم، اما ممکن است که صحیح نباشد و باید آن را اصلاح
کنیم؛ لذا امسال را مقام معظم رهبری سال اصلاح الگوی مصرف نام نهادند.
برای این منظور باید همه عوامل آن شناسایی و تعریف شوند. ما باید بدانیم
که چه مصرف کنیم، کجا مصرف کنیم، چه مقدار و به چه منظور‌‌هایی و در چه
زمان و مکانی... پاسخ‌گویی به این سؤالات، ما را به اهداف اصلی و عملکرد
واقعی و بالا بردن بهره‌وری راهنمایی می‌کند.
البته الگوی مصرف در غرب بسیار ساده است، زیرا همه چیز را پول تعیین
می‌کند و قیمت اساس الگوی مصرف است؛ هرچه را بخواهند کم مصرف شود، گران
می‌کنند؛ اما در اسلام قیمت تعیین‌کننده نیست؛ بلکه نیاز تعیین‌کننده است؛
مثلاً اگر نان را گران کنیم، ممکن است مصرف کمتر شود، ولی عده زیادی نان
خالی هم نخواهند داشت که بخورند و این‌که ایده‌آل فکر کنیم جامعه باید
طوری باشد که همه توان خرید داشته باشند، فقط یک خیال است. واقعیت جهان
این است که عده‌ای فقیر هستند و نباید در الگوی مصرف نادیده گرفته شوند.


تعریف مصرف:

مصرف، فرآیند عام جهانی است؛ گاهی مصرف به معنی اتلاف هم هست، یعنی از بین
بردن که این دو تعریف، متضاد هم هستند. در مفهوم، فرآیندی هر مصرفی تبدیل
محسوب می‌شود؛ یعنی ما مواد اولیه را مصرف می‌کنیم تا کالا درست کنیم و
کالا را مصرف می‌کنیم تا ساختمان بسازیم و الی آخر. ولی در مفهوم اتلاف،
به معنی این است که مثلاً آب یا برق را که مصرف می‌کنیم، یعنی آن را نابود
کرده‌ایم.


مصرف راز بقای اقتصادی و اجتماعی است

برخلاف تصور فنا و نابودی که از مصرف می‌شود، مصرف عامل بقا و راز سر به
مهر طبیعت است. چرخه عظیم غذایی جهان از مصرف شکل می‌گیرد. خوردن و خورده
شدن و مسأله (آکل و ماکول در فلسفه) یک اصل لذت‌بخش فلسفی و معنوی است.
درست مانند فلسفه مرگ که در نظر برخی‌ها، مرگ پایان زندگی است، ولی در
دراز‌نای هستی، مرگ پلکان ترقی است. از این‌رو، اسراف و تبذیر هم به معنی
بر هم زدن نظم آکل و ماکول است. فرض کنید برای تولید پنیر به 60 درصد شیر،
39 درصد آب و 1 درصد مایه پنیر احتیاج دارید؛ حال اگر به‌جای یک درصد، 2
درصد مایه پنیر بزنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ درست همان اتفاقی می‌افتد که
اگر به جای 39 درصد آب، 50 درصد آب مصرف کنید: (وَ إِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ
عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ) در
آیات متعدد، به مسأله اندازه‏گیرى در خلقت موجودات اشاره شده است، از
جمله: «قد جَعَل اللَّه بکل شى‏ء قدرا» <451> «کل شى‏ء عنده بمقدار»
<452> «خلق کل شى‏ء فقدره تقدیرا» <453> در آیه‏ى 27 سوره
شورى‏ مى‏خوانیم که اگر خداوند رزق بندگانش را توسعه دهد، آنان دست به
تجاوز مى‏زنند، به همین دلیل به مقدارى که صلاح مى‏داند، به هر‌کس مى‏دهد)
به‌مقدار؛ یعنی کار جهان، خلقت دنیا بر روی میلی‌متر‌ها است و اگر این
میلی‌متر‌ها رعایت نشود، در نظم جهان خللی وارد کرده‌ایم. درک این مسأله
فقط هنگامی برای ما مشکل است که منافع خاصی از آن داشته باشیم؛ یعنی برای
یک پنیر‌فروش، 1 درصد را 2 درصد کردن بسیار سنگین است، ولی 39 درصد را 50
درصد نمودن، بسیار راحت! زیرا افزودن آب، فریب خریدار است و سود بالا‌تر؛
ولی افزودن مایه پنیر، زیان است و سود خریدار! مثالی دوباره برای درک بهتر
این موضوع: می‌دانیم اگر تمامی ستاره‌ها به هم بریزد و راه کهکشان شیری
تغییر کند و سرعت کرات آسمانی متفاوت شود، خواهیم گفت این نظم جهان است؛
اما اگر در این میان، سنگی یا پاره‌سنگی به سر ما بخورد و سر ما بشکند،
آیا آن‌وقت هم می‌گوییم نظم جهان است؟ یا با توقع تمام فریاد بر می‌آوریم:
آخر خدایا! میان این همه سر، چرا باید سر من باید بشکند؟! چون محور اصلی
جهان را خودمان می‌دانیم، هر ضرر و زیان به خود ما، ضرر و زیان به جهان
است و این خود‌محوری در مصرف هم خود را نشان می‌دهد: اگر پول برق و آب را
خود ما بدهیم، ناچار دیگران باید در مصرف صرفه‌جویی کنند، ولی اگر پول را
دولت بدهد یا پدر و مادر بپردازد یا شرکت پرداخت نماید، اشکالی در اسراف
آن نمی‌بینیم و می‌گوییم کندن یک مو از خرس هم غنیمت است. «وقت» اگر وقت
من است، از طلا گران‌بها‌تر است و همه باید در جلسات سر ساعت حاضر شوند،
ولی اگر وقت دیگران شد، ترافیک، آسمان، ابر، باران و‌... بهانه می‌شود تا
این طلای نایاب اتلاف شود.

الگوی مصرف

الگو یا مدل، مجموعه رفتار‌ها و معیار‌هایی
است که برای تنظیم فرآیند مصرف در چهارچوب اهداف مشخص بیان می‌شود. برخی
از این الگو‌ها، طبیعی هستند؛ مثلاً غرایز بشری یا حیوانی به‌طور طبیعی
میزان مصرف هر چیز را تعیین می‌کنند. موقع غذا خوردن یا اعمال غریزی دیگر
لازم نیست کسی به حیوانات بگوید چه مقدار بخورد یا چه زمانی بخورد؛ آنها
به‌طور طبیعی گرسنه شده و پس از یافتن طعمه به مقدار نیاز خورده و سیر
می‌شود. رفتار مصرفی انسان‌ها تا سنین بلوغ چنین است؛ یعنی کودک به محض به
دنیا آمدن بدون معلم، مکیدن شیر را از پستان مادر آغاز می‌کند و وقتی سیر
شد، آن را پس می‌زند. لذا تعریف اسراف یا تبذیر برای کودکان و آموزش آن،
امری غیر‌منطقی است و همین‌ط.ور برای حیوانات یا گیاهان؛ اما شناخت این
تعریف برای انسان‌های بالغ و کسانی‌که با این موجودات سر و کار دارند،
امری لازم است؛ مثلاً یک مادر باید بداند که وقتی فرزندش گرسنه می‌شود،
عکس‌العمل او گریه کردن، تکان دادن دست و جستجوی شیر با دهان است و وقتی
سیر شد، آن را رها کرده و می‌خوابد‌... و این شناخت مادر به او کمک می‌کند
تا نسبت به اسراف و تبذیر خودش مصونیت داشته باشد و مثلاً کودک را از خواب
بیدار نکند تا دوباره به او شیر گاو و یا خوراکی‌های اضافه بدهد؛ اگر این
امر را ادامه دهد، نه این‌که کودک نمی‌خورد، بلکه مریض می‌شود؛ زیرا بدن
او قدرت پاسخ‌گویی ندارد و لذا یا چاقی مفرط می‌گیرد و یا بیماری‌های
بزرگ‌سالان را تجربه می‌کند. این دقیقاً مفهوم عدم رعایت الگوی مصرف است.
یعنی زیاده‌روی یا کم‌روی نشانه‌هایی دارند که یا به عنوان بیماری از آن
یاد می‌کنیم؛ پس اگر اقتصاد یک کشور بیمار باشد، مفهوم آن کم‌روی یا
زیاده‌روی در مصرف است. اگر مردم بدون آن‌که نیاز داشته باشند، به خرید
خودرو اقدام کنند، نتیجه‌اش ترافیک و سنگینی رفت‌و‌آمد است. اگر مردم برای
دریافت وام، نیازی نداشته باشند، اما به‌ خاطر از دست ندادن سهمیه یا
امثال آن نسبت به اخذ وام اقدام نمایند، نتیجه‌اش خرید و فروش وام و بالا
بردن بهره و افزایش حجم نقدینگی و تورم است و اگر در کارخانه‌ای مواد
اولیه بدون این‌که نیازی باشد، خریداری شود که مثلاً ممکن است قیمت افزایش
یابد یا سهمیه آنها از بین برود، باعث ضایعات بیش از حد، گرانی کالا،
افزایش هزینه‌های انبار‌داری و غیره می‌شود.


استاندارد‌های مصرف

مصرف، استاندارد‌های معینی دارد که بسیاری از آنها از اول تعریف شده و
معمولاً در رزومه تولید یا اهداف و برنامه‌های تولید بیان می‌شود؛ یعنی
به‌دست آوردن آن اصلاً مشکل نیست؛ مثلاً وقتی ما بخواهیم اجاق‌گاز تولید
کنیم، میزان ورق آهن مصرفی، لوله‌های مصرفی، حتی فلکه و شیر و تعداد
بند‌های آن هم توسط مدیر تولید و یا مهندس تولید محاسبه و طی نقشه‌های
زیادی در کتاب‌چه راهنمای تولید درج می‌شود. این عمل، بسیار مهم و از همه
موارد تولید، باارزش‌تر است؛ زیرا یک مهندس برای همین استخدام می‌شود تا
میزان قطعات، مواد مصرفی و حتی مقدار برق مورد نیاز را برآورد کند تا
تولید دچار مشکل نشود. فرض کنید مهندس تمامی محاسبات را دقیق انجام داده
باشد، اما محاسبه برق و میزان مصرف آب را اشتباه کرده باشد، کارخانه با آن
عظمت به علت نرسیدن برق یا آب تعطیل خواهد شد و مهندس طراح آن فقط به همین
دلیل اخراج می‌گردد! که چرا طرح او جامع نبوده و میزان مصرف آب یا برق در
آن محاسبه نشده یا درست محاسبه نشده است! در مورد رفتار‌های انسانی نیز
چنین است؛ مدیر آموزش یا مدیر امور انسانی و استخدامی وظیفه دارد تمامی
استاندارد‌های مورد نیاز کار را بنویسد و افراد را بر اساس آن استخدام کند
و در ادامه کار آنها را آموزش دهد تا دقیقاً همان‌طور که پیش‌بینی شده،
کار کنند. در یک دید بزرگ‌تر، جوامع انسانی نیز همین‌طور هستند. خداوند
عالم که این انسان‌ها را آفرید، برای آنها دفترچه راهنما نوشت! همان‌طور
که شما یک دارو می‌خرید، اول به بروشور یا راهنمای آن مراجعه می‌کنید و
بعد آن را مصرف می‌کنید، آن هم زیر نظر پزشک، جوامع انسانی هم باید قرآن
را مطالعه کنند و بر اساس رفتار‌های الهی خود را تنظیم نمایند و از خداوند
بخواهند که آنها را مطابق سیره و روش پیامبران و انبیای الهی تربیت نماید
و این منطق عقل و استاندارد‌های رفتاری است. هرکس بخواهد به سعادت برسد،
یعنی به هدف‌های انسانی دست یابد، لازمه‌اش رعایت رفتار‌ها و الگو‌های
مناسب آن است و قرآن کریم هم می‌فرماید: «ان الدین عند الله الاسلام» روش
زندگی مورد نظر خداوند، فقط اسلام است و الگوی چنین اسلامی را هم پیامبر
معرفی می‌‌کند و می‌فرماید: «و لکم فی رسول‌الله اسوه حسنه: برای شما
الگوی مناسب، همان رفتار پیامبرانه است»


استثنا‌های مصرف
اسراف برای علم‌آموزی اشکال ندارد

الگوی مصرف در برخی موارد استثنا‌بردار هم هست؛ یعنی مانند هر قانون یا
قاعده، یک تبصره هم لازم دارد؛ مثلاً در آموزش علم و اخلاق و سجایای
انسانی، اسراف معنی ندارد. هرچه بیشتر هزینه شود، در واقع یک سرمایه‌گذاری
انسانی است؛ مثلاً در پژوهش‌ها، اختراعات، ابتکارات و هر چیزی که باعث
پیشرفت بشریت شود، اسراف اشکالی ندارد؛ یعنی محدودیت مصرف منابع از بین
می‌رود. مثلاً در مورد پروژه تحقیقاتی مبارزه با مواد مخدر یا بیماری ایدز
یا ساختن یک ماهواره یا بردن انسان به فضا، نمی‌توان گفت الگوی مصرف به چه
معنا است؛ چه بسا بسیار هم هزینه شود و نتیجه‌ای هم به‌دست نیاید، ولی
همین هزینه‌ها اولاً باعث رشد فکری جوانان شده و ایده‌های نوین بشری را
تقویت کرده و بعداً باعث سودآوری‌های کلان هم می‌شود. در همین زمینه از
امام حسین‌(ع) نقل است: «روزی فرزند او نزد پدر آمد و سوره توحید را
خواند. امام حسین‌(ع) سؤال کرد پسرم این سوره را چه کسی به تو یاد داده
است؟ ایشان از معلم خود نام برد. امام حسین‌(ع) وی را دعوت کرد و به عنوان
پاداش دهان او را پر از زر و طلا کرد و فرمود علم‌آموزی قیمت ندارد و اگر
بیشتر از اینها هم به معلمان داده شود، جای دوری نمی‌رود.» البته این
حادثه الگو و نمونه است؛ و الّا ممکن است تکرار آن امکان‌پذیر نباشد؛ یعنی
هر معلمی با این بودجه درخواست تعلیم کند، مسلم است که آموزش رایگان و
امثال آن زیر سؤال می‌رود؛ اما نمونه رفتار این است که در برخی موارد جهت
تشویق معلمان یا نو‌آموزان و یا به‌طور کلی برای علم و دانش باید اهمیت
فوق‌العاده قایل شد. در مورد هدایای بهشتی برای کار‌های نیکو کردن هم این
امر مصداق دارد؛ یعنی مثلاً به‌ازای یک خرما صدقه دادن، میلیون‌ها برابر
پاداش داده می‌شود. می‌گویند روزی فردی از دنیا رفت و به پیامبر سفارش کرد
انبار خرمای او را صدقه دهد. وقتی کار پیامبر تمام شد، یک خرمای کمی
پوسیده در ته انبار بود. فرمود: «اگر در زمان زندگی خودش این خرما را صدقه
می‌داد، از این همه صدقات که من دادم، پاداش‌اش بیشتر بود.»

سد احمد حسینی‌ماهینی


» نظر

در جستجوی الگوی مصرف مناسب (322)

در جستجوی الگوی مصرف مناسب (322)





مناقصه و مزایده

«لا‌تبذروا، ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین؛ تبذیر و اسراف نکنید، زیرا مبذرین از برادران شیطان بزرگ هستند».
سوره اسرا، آیه 26
منکراتی که در سطح جامعه وجود دارد و می‌توان از آنها نهی کرد و باید نهی
کرد، از جمله این‌ها است: اتلاف منابع عمومی، اتلاف منابع حیاتی، اتلاف
برق، اتلاف وسایل سوخت، ائتلاف مواد غذایی، اسراف در نان؛ ما این همه
ضایعات نان داریم، اصلاً این منکر است، منکر دینی است، منکر اقتصادی و
اجتماعی است.
مقام معظم رهبری
برای وضو، یک سیر آب و برای غسل، یک من آب کافی است.
پیامبر اسلام‌(ص)

الگوی مصرف داریم، ولی باید اصلاح شود

این‌که برخی‌ها
می‌گویند الگوی مصرف نداریم و باید از ابتدا آن را ایجاد کنیم، حرف صحیحی
نیست؛ درست مثل این است که بگوییم در زندگی هدف نداریم یا برنامه‌ای
نداریم؛ البته که داریم، اما ممکن است که صحیح نباشد و باید آن را اصلاح
کنیم؛ لذا امسال را مقام معظم رهبری سال اصلاح الگوی مصرف نام نهادند.
برای این منظور باید همه عوامل آن شناسایی و تعریف شوند. ما باید بدانیم
که چه مصرف کنیم، کجا مصرف کنیم، چه مقدار و به چه منظور‌‌هایی و در چه
زمان و مکانی... پاسخ‌گویی به این سؤالات، ما را به اهداف اصلی و عملکرد
واقعی و بالا بردن بهره‌وری راهنمایی می‌کند.
البته الگوی مصرف در غرب بسیار ساده است، زیرا همه چیز را پول تعیین
می‌کند و قیمت اساس الگوی مصرف است؛ هرچه را بخواهند کم مصرف شود، گران
می‌کنند؛ اما در اسلام قیمت تعیین‌کننده نیست؛ بلکه نیاز تعیین‌کننده است؛
مثلاً اگر نان را گران کنیم، ممکن است مصرف کمتر شود، ولی عده زیادی نان
خالی هم نخواهند داشت که بخورند و این‌که ایده‌آل فکر کنیم جامعه باید
طوری باشد که همه توان خرید داشته باشند، فقط یک خیال است. واقعیت جهان
این است که عده‌ای فقیر هستند و نباید در الگوی مصرف نادیده گرفته شوند.


تعریف مصرف:

مصرف، فرآیند عام جهانی است؛ گاهی مصرف به معنی اتلاف هم هست، یعنی از بین
بردن که این دو تعریف، متضاد هم هستند. در مفهوم، فرآیندی هر مصرفی تبدیل
محسوب می‌شود؛ یعنی ما مواد اولیه را مصرف می‌کنیم تا کالا درست کنیم و
کالا را مصرف می‌کنیم تا ساختمان بسازیم و الی آخر. ولی در مفهوم اتلاف،
به معنی این است که مثلاً آب یا برق را که مصرف می‌کنیم، یعنی آن را نابود
کرده‌ایم.


مصرف راز بقای اقتصادی و اجتماعی است

برخلاف تصور فنا و نابودی که از مصرف می‌شود، مصرف عامل بقا و راز سر به
مهر طبیعت است. چرخه عظیم غذایی جهان از مصرف شکل می‌گیرد. خوردن و خورده
شدن و مسأله (آکل و ماکول در فلسفه) یک اصل لذت‌بخش فلسفی و معنوی است.
درست مانند فلسفه مرگ که در نظر برخی‌ها، مرگ پایان زندگی است، ولی در
دراز‌نای هستی، مرگ پلکان ترقی است. از این‌رو، اسراف و تبذیر هم به معنی
بر هم زدن نظم آکل و ماکول است. فرض کنید برای تولید پنیر به 60 درصد شیر،
39 درصد آب و 1 درصد مایه پنیر احتیاج دارید؛ حال اگر به‌جای یک درصد، 2
درصد مایه پنیر بزنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ درست همان اتفاقی می‌افتد که
اگر به جای 39 درصد آب، 50 درصد آب مصرف کنید: (وَ إِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ
عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ) در
آیات متعدد، به مسأله اندازه‏گیرى در خلقت موجودات اشاره شده است، از
جمله: «قد جَعَل اللَّه بکل شى‏ء قدرا» <451> «کل شى‏ء عنده بمقدار»
<452> «خلق کل شى‏ء فقدره تقدیرا» <453> در آیه‏ى 27 سوره
شورى‏ مى‏خوانیم که اگر خداوند رزق بندگانش را توسعه دهد، آنان دست به
تجاوز مى‏زنند، به همین دلیل به مقدارى که صلاح مى‏داند، به هر‌کس مى‏دهد)
به‌مقدار؛ یعنی کار جهان، خلقت دنیا بر روی میلی‌متر‌ها است و اگر این
میلی‌متر‌ها رعایت نشود، در نظم جهان خللی وارد کرده‌ایم. درک این مسأله
فقط هنگامی برای ما مشکل است که منافع خاصی از آن داشته باشیم؛ یعنی برای
یک پنیر‌فروش، 1 درصد را 2 درصد کردن بسیار سنگین است، ولی 39 درصد را 50
درصد نمودن، بسیار راحت! زیرا افزودن آب، فریب خریدار است و سود بالا‌تر؛
ولی افزودن مایه پنیر، زیان است و سود خریدار! مثالی دوباره برای درک بهتر
این موضوع: می‌دانیم اگر تمامی ستاره‌ها به هم بریزد و راه کهکشان شیری
تغییر کند و سرعت کرات آسمانی متفاوت شود، خواهیم گفت این نظم جهان است؛
اما اگر در این میان، سنگی یا پاره‌سنگی به سر ما بخورد و سر ما بشکند،
آیا آن‌وقت هم می‌گوییم نظم جهان است؟ یا با توقع تمام فریاد بر می‌آوریم:
آخر خدایا! میان این همه سر، چرا باید سر من باید بشکند؟! چون محور اصلی
جهان را خودمان می‌دانیم، هر ضرر و زیان به خود ما، ضرر و زیان به جهان
است و این خود‌محوری در مصرف هم خود را نشان می‌دهد: اگر پول برق و آب را
خود ما بدهیم، ناچار دیگران باید در مصرف صرفه‌جویی کنند، ولی اگر پول را
دولت بدهد یا پدر و مادر بپردازد یا شرکت پرداخت نماید، اشکالی در اسراف
آن نمی‌بینیم و می‌گوییم کندن یک مو از خرس هم غنیمت است. «وقت» اگر وقت
من است، از طلا گران‌بها‌تر است و همه باید در جلسات سر ساعت حاضر شوند،
ولی اگر وقت دیگران شد، ترافیک، آسمان، ابر، باران و‌... بهانه می‌شود تا
این طلای نایاب اتلاف شود.

الگوی مصرف

الگو یا مدل، مجموعه رفتار‌ها و معیار‌هایی
است که برای تنظیم فرآیند مصرف در چهارچوب اهداف مشخص بیان می‌شود. برخی
از این الگو‌ها، طبیعی هستند؛ مثلاً غرایز بشری یا حیوانی به‌طور طبیعی
میزان مصرف هر چیز را تعیین می‌کنند. موقع غذا خوردن یا اعمال غریزی دیگر
لازم نیست کسی به حیوانات بگوید چه مقدار بخورد یا چه زمانی بخورد؛ آنها
به‌طور طبیعی گرسنه شده و پس از یافتن طعمه به مقدار نیاز خورده و سیر
می‌شود. رفتار مصرفی انسان‌ها تا سنین بلوغ چنین است؛ یعنی کودک به محض به
دنیا آمدن بدون معلم، مکیدن شیر را از پستان مادر آغاز می‌کند و وقتی سیر
شد، آن را پس می‌زند. لذا تعریف اسراف یا تبذیر برای کودکان و آموزش آن،
امری غیر‌منطقی است و همین‌ط.ور برای حیوانات یا گیاهان؛ اما شناخت این
تعریف برای انسان‌های بالغ و کسانی‌که با این موجودات سر و کار دارند،
امری لازم است؛ مثلاً یک مادر باید بداند که وقتی فرزندش گرسنه می‌شود،
عکس‌العمل او گریه کردن، تکان دادن دست و جستجوی شیر با دهان است و وقتی
سیر شد، آن را رها کرده و می‌خوابد‌... و این شناخت مادر به او کمک می‌کند
تا نسبت به اسراف و تبذیر خودش مصونیت داشته باشد و مثلاً کودک را از خواب
بیدار نکند تا دوباره به او شیر گاو و یا خوراکی‌های اضافه بدهد؛ اگر این
امر را ادامه دهد، نه این‌که کودک نمی‌خورد، بلکه مریض می‌شود؛ زیرا بدن
او قدرت پاسخ‌گویی ندارد و لذا یا چاقی مفرط می‌گیرد و یا بیماری‌های
بزرگ‌سالان را تجربه می‌کند. این دقیقاً مفهوم عدم رعایت الگوی مصرف است.
یعنی زیاده‌روی یا کم‌روی نشانه‌هایی دارند که یا به عنوان بیماری از آن
یاد می‌کنیم؛ پس اگر اقتصاد یک کشور بیمار باشد، مفهوم آن کم‌روی یا
زیاده‌روی در مصرف است. اگر مردم بدون آن‌که نیاز داشته باشند، به خرید
خودرو اقدام کنند، نتیجه‌اش ترافیک و سنگینی رفت‌و‌آمد است. اگر مردم برای
دریافت وام، نیازی نداشته باشند، اما به‌ خاطر از دست ندادن سهمیه یا
امثال آن نسبت به اخذ وام اقدام نمایند، نتیجه‌اش خرید و فروش وام و بالا
بردن بهره و افزایش حجم نقدینگی و تورم است و اگر در کارخانه‌ای مواد
اولیه بدون این‌که نیازی باشد، خریداری شود که مثلاً ممکن است قیمت افزایش
یابد یا سهمیه آنها از بین برود، باعث ضایعات بیش از حد، گرانی کالا،
افزایش هزینه‌های انبار‌داری و غیره می‌شود.


استاندارد‌های مصرف

مصرف، استاندارد‌های معینی دارد که بسیاری از آنها از اول تعریف شده و
معمولاً در رزومه تولید یا اهداف و برنامه‌های تولید بیان می‌شود؛ یعنی
به‌دست آوردن آن اصلاً مشکل نیست؛ مثلاً وقتی ما بخواهیم اجاق‌گاز تولید
کنیم، میزان ورق آهن مصرفی، لوله‌های مصرفی، حتی فلکه و شیر و تعداد
بند‌های آن هم توسط مدیر تولید و یا مهندس تولید محاسبه و طی نقشه‌های
زیادی در کتاب‌چه راهنمای تولید درج می‌شود. این عمل، بسیار مهم و از همه
موارد تولید، باارزش‌تر است؛ زیرا یک مهندس برای همین استخدام می‌شود تا
میزان قطعات، مواد مصرفی و حتی مقدار برق مورد نیاز را برآورد کند تا
تولید دچار مشکل نشود. فرض کنید مهندس تمامی محاسبات را دقیق انجام داده
باشد، اما محاسبه برق و میزان مصرف آب را اشتباه کرده باشد، کارخانه با آن
عظمت به علت نرسیدن برق یا آب تعطیل خواهد شد و مهندس طراح آن فقط به همین
دلیل اخراج می‌گردد! که چرا طرح او جامع نبوده و میزان مصرف آب یا برق در
آن محاسبه نشده یا درست محاسبه نشده است! در مورد رفتار‌های انسانی نیز
چنین است؛ مدیر آموزش یا مدیر امور انسانی و استخدامی وظیفه دارد تمامی
استاندارد‌های مورد نیاز کار را بنویسد و افراد را بر اساس آن استخدام کند
و در ادامه کار آنها را آموزش دهد تا دقیقاً همان‌طور که پیش‌بینی شده،
کار کنند. در یک دید بزرگ‌تر، جوامع انسانی نیز همین‌طور هستند. خداوند
عالم که این انسان‌ها را آفرید، برای آنها دفترچه راهنما نوشت! همان‌طور
که شما یک دارو می‌خرید، اول به بروشور یا راهنمای آن مراجعه می‌کنید و
بعد آن را مصرف می‌کنید، آن هم زیر نظر پزشک، جوامع انسانی هم باید قرآن
را مطالعه کنند و بر اساس رفتار‌های الهی خود را تنظیم نمایند و از خداوند
بخواهند که آنها را مطابق سیره و روش پیامبران و انبیای الهی تربیت نماید
و این منطق عقل و استاندارد‌های رفتاری است. هرکس بخواهد به سعادت برسد،
یعنی به هدف‌های انسانی دست یابد، لازمه‌اش رعایت رفتار‌ها و الگو‌های
مناسب آن است و قرآن کریم هم می‌فرماید: «ان الدین عند الله الاسلام» روش
زندگی مورد نظر خداوند، فقط اسلام است و الگوی چنین اسلامی را هم پیامبر
معرفی می‌‌کند و می‌فرماید: «و لکم فی رسول‌الله اسوه حسنه: برای شما
الگوی مناسب، همان رفتار پیامبرانه است»


استثنا‌های مصرف
اسراف برای علم‌آموزی اشکال ندارد

الگوی مصرف در برخی موارد استثنا‌بردار هم هست؛ یعنی مانند هر قانون یا
قاعده، یک تبصره هم لازم دارد؛ مثلاً در آموزش علم و اخلاق و سجایای
انسانی، اسراف معنی ندارد. هرچه بیشتر هزینه شود، در واقع یک سرمایه‌گذاری
انسانی است؛ مثلاً در پژوهش‌ها، اختراعات، ابتکارات و هر چیزی که باعث
پیشرفت بشریت شود، اسراف اشکالی ندارد؛ یعنی محدودیت مصرف منابع از بین
می‌رود. مثلاً در مورد پروژه تحقیقاتی مبارزه با مواد مخدر یا بیماری ایدز
یا ساختن یک ماهواره یا بردن انسان به فضا، نمی‌توان گفت الگوی مصرف به چه
معنا است؛ چه بسا بسیار هم هزینه شود و نتیجه‌ای هم به‌دست نیاید، ولی
همین هزینه‌ها اولاً باعث رشد فکری جوانان شده و ایده‌های نوین بشری را
تقویت کرده و بعداً باعث سودآوری‌های کلان هم می‌شود. در همین زمینه از
امام حسین‌(ع) نقل است: «روزی فرزند او نزد پدر آمد و سوره توحید را
خواند. امام حسین‌(ع) سؤال کرد پسرم این سوره را چه کسی به تو یاد داده
است؟ ایشان از معلم خود نام برد. امام حسین‌(ع) وی را دعوت کرد و به عنوان
پاداش دهان او را پر از زر و طلا کرد و فرمود علم‌آموزی قیمت ندارد و اگر
بیشتر از اینها هم به معلمان داده شود، جای دوری نمی‌رود.» البته این
حادثه الگو و نمونه است؛ و الّا ممکن است تکرار آن امکان‌پذیر نباشد؛ یعنی
هر معلمی با این بودجه درخواست تعلیم کند، مسلم است که آموزش رایگان و
امثال آن زیر سؤال می‌رود؛ اما نمونه رفتار این است که در برخی موارد جهت
تشویق معلمان یا نو‌آموزان و یا به‌طور کلی برای علم و دانش باید اهمیت
فوق‌العاده قایل شد. در مورد هدایای بهشتی برای کار‌های نیکو کردن هم این
امر مصداق دارد؛ یعنی مثلاً به‌ازای یک خرما صدقه دادن، میلیون‌ها برابر
پاداش داده می‌شود. می‌گویند روزی فردی از دنیا رفت و به پیامبر سفارش کرد
انبار خرمای او را صدقه دهد. وقتی کار پیامبر تمام شد، یک خرمای کمی
پوسیده در ته انبار بود. فرمود: «اگر در زمان زندگی خودش این خرما را صدقه
می‌داد، از این همه صدقات که من دادم، پاداش‌اش بیشتر بود.»

سد احمد حسینی‌ماهینی


» نظر

دانشگاههای آمریکا نیز در اثر بحران اقتصادی، دچار رکود شدهاند

ن اول: سخن اول (322)
سخن اولمناقصه و مزایده

مهاجرت معکوس

دانشگاه‌های آمریکا نیز در اثر بحران اقتصادی، دچار رکود شده‌اند.

اسپانسر‌های مالی تحقیقات صنعتی کارخانجات که از بین رفته‌اند،
زیرا کارخانجات در فروش روزانه ضرر می‌دهند، چه رسد به آن‌که برنامه
تحقیقات برای فروش سال‌های آتی را داشته باشند؛ اما اخیراً خبر جدیدی به
دست آمده که نشان می‌دهد دانشجویان و فارغ‌التحصیلان با مشکل کاریابی و
اشتغال مواجه هستند؛ یعنی برخلاف گذشته که آمریکا و اروپا آمال
تحصیل‌کردگان برای کار بهتر بود، امروز به کابوس بیکاری تبدیل شد؛ مخصوصاً
این‌که دانشجویان غیر‌بومی بیشتر از دیگران این فشار را تحمل می‌کنند،
زیرا به طور طبیعی اگر کار وجود داشته باشد، اولویت با غیر‌مهاجرین است و
مهاجرین در صورتی که نتوانند کار پیدا کنند، تنها راهی که باقی می‌ماند،
بازگشت به کشور‌های خودشان است و آمار مهاجرت‌های تحصیل‌کردگان از آمریکا
و اروپا هر روز بیشتر می‌شود و این خود دلیل محکمی است برای این‌که ثابت
کند قدرت اقتصادی و بالطبع قدرت سیاسی نیز در حال انتقال از غرب به شرق
می‌باشد؛ زیرا نخبگان کشور‌ها علاوه بر مسأله اشتغال، مسأله نفوذ در عامه
هم دارند؛ یعنی روشنفکران وسیله اعمال قدرت قدرتمندان هستند؛ زیرا قدرت به
خودی خود خشن و ناراحت‌کننده است و این طبقه روشنفکر هستند که با کلمات
بازی می‌کنند و آن را قابل تحمل می‌سازند! شاعران، نویسندگان، تحلیلگران
سیاسی و اقتصادی وظیفه‌ای جز این ندارند تا قدرت را توجیه کنند. برای درک
بهتر موضوع، نگاهی به بازار بیافکنیم. کلمه بازار در میان غیر‌بازاری‌ها و
مخصوصاً کارمندان دولت کلمه خوبی نیست و بازاری آدم خوبی نیست؛ اما
می‌بینیم همه کسانی که مخالف بازار هستند، فقط اسم آن را بد می‌دانند،
والا به موقع به بازار می‌روند و همه چیز را از همین بازاری‌ها می‌خرند.
واسطه تبدیل آن کابوس به این رویا، تبلیغات است؛ یعنی وقتی شما فرش دستباف
را در تلویزیون تبلیغ کنید، بازار فرش‌ فروش‌ها رونق پیدا می‌کند! کفش و
لباس و کیف و غیره هم بر اثر تبلیغات برای مردم ضروری می‌شود و لذا باید
دید که چگونه همه چیز به راحتی معکوس می‌شود تا هنگامی که غرب قدرت داشت،
دانشمندان را یا به طمع در می‌آورد یا آنها را می‌دزدید و هر دو کار
برایشان مثل آب خوردن بود. دانشمندان هسته‌ای را می‌دزدید و دانشمندان
معمولی را می‌خریدند؛ اما حالا که وضع بد‌تر شده و بودجه‌ای حتی برای
خودشان ندارند، لذا خرید و فروش دانشمند و یا دزدیدن آنها معنی ندارد. این
است که حضور دانشمندان در کشور‌های خودشان نشان انتقال قدرت است. اقتصاد
هم به معنی بعدی از ابعاد زندگی انسانی همراه و قدرت منتقل می‌شود و یا در
اثر تعامل این دو می‌توان گفت اقتصاد باعث قدرت می‌شود و قدرت باعث
اقتصاد. با پول و تبلیغات می‌توان رییس دولت را تعیین کرد و رییس دولت هم
می‌تواند با اعمال قدرت، به درآمد‌های کلانی دست پیدا کند؛ از این‌رو است
که انتقال نخبگان از کشوری به کشور دیگر تابعی است از قدرت و ثروت و
مطالعات نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر دانشمندان به کشور‌های چین، هند،
پاکستان می‌رفته‌اند، ولی هر چه به زمان فعلی نزدیک می‌شویم، تمایل آنها
برای آمدن به ایران بیشتر می‌شود.
سید احمد حسینی ماهینی

» نظر

تطابق تاریخی و عددی زندگی امام خمینی ره با

تطابق تاریخی و عددی زندگی امام خمینی ره با

زندگی پیامبر اسلام

زندگی پیامبر اسلام را به دو بخش مهم مکی و مدنی تقسیم کرده اند و حدفاصل میان آن را هجرت که همان مبنای تاریخ ماهم می باشد تعیین نموده اند بنابر شواهد تاریخی بعد از بعثت پیامبر گرامی اسلام ایشان حدود 13 سال در مکه بودند و ده سال در مدینه که جمعا 23 سال شده که  چون در 40سن سالگی مبعوث شده بودند عمر ایشان 63 سال می شود 13 سال مکه دارای دو شیب بود یک شیب مثبت که رشد مسلمان را نشان میدهد و شیب منفی که با محاصره اقتصادی آغاز می شود وبه شعب ابو طالب می رسد و بعد هم نهایتا این سختگیریها باعث هجرت مسلمان از مکه  میشود حتی خود پیامبر هم بهمراه جند نفر عازم یثرب یا مدینه النبی می شوند در مدینه دوران مدینه فاضله یا حکومت آغاز می شود واختلاف دوگروه مهاجر وانصار به وحدت اسلامی واخوت دینی می انجامد. بهرحال تحلیل این چند سال بسیاری از نکات را معلوم می کند از جمله اینکه زندگی سیاسی احتماعی ایشان همانند رفتار فردی وعبادی ایشان الگو واسوه بوده ومیتواند مرکز معادلاتی برای حل مشکلات اجتماعی وفردی انسانها باشد.

     در زندگی امام خمینی ره نیز این دومرحله با فاصله هجرت بخوبی دیده می شود:  در سالهای 42 و 42 که ایشان به خارج تبعید  شد تا سال 1357 یک دوره ومهاجرت ایشان به تهران وتشکیل جمهوری اسلامی این دوقطعه تاریخی وعددی  را رقم می زند و تقریبا نسبت فوق الذکر را بدنبال دارد. . این نسبت بقدری مهم است که مثلا اگر کسی به زیارت خانه خدا می رود معمولا 13 روز در مکه است و10 روز در مدینه حالا ممکن است مدینه قبل باشد یا مدینه آخر، ولی مهم رعایت این عدد است که یاد آور زحمات پیامبر گرامی اسلام در چارچوب اعداد و محاسبات ذهنی و فکری است . این رقم اگر به عدد 230 نزدیک کنیم زندگی و فراز و نشیب های اجتماعی ائمه معصومین است وقتیکه حضرت علی ع بعد از پیامبر تعیین می شود با اینکه تعیین او با اعلان عمومی بوده ولی فقط تعداد کمی هوادار برای او باقی است که 3یا 4 نفر هستند مانند ابوذر سلمان وعمار  اما این تعداد افزایش پیدا می کند ودر 25 سال بعد ایشان را به جکومت دعوت می نمایند. اما پس از مدتی این جکومت گزفته می شود وسیر نزولی یا حالت مهاجرت جعفرطیار گونه ای آغاز مسی شود و اولاد ائمه این بار نه بسوی حبشه که بسوی ایران سرازیر می شوند تا دوباره درایران زمان امام رضا  ع مجد و عظمت آنان آغاز شود  مرحله مدینه النبی ایمه درایران است یعنی اقوام ایرانی تحت نام امام رضا و فرزندان ایشان به وحدت می رسند . جمع دوران ائمه علیهمالسلام از سال دهم هجرت تا سال 255 رقمی معادل ده برابر دوران پیامبری می شود. .

بهرحال این مقایسه ها نشان میدهد رمز و راز عددی ورقمی در زندگی بشر همان تقدیر یا اندازه گیریهاییست که بعضا به آن آگاهی داریم  مثلا خیلیها شهادت شهید بهشتی را به شهادت امام حسین گونه با 72تن از یاران بیان می کنند و  ما میدانیم که لقب اصلی سیدالشهدا به حضرت حمزه عموی پیامبر نیز داده شده واین هماهنگی سه دوران را نشان می دهدو یا جنگ ایران و آمریکا به جنگ تبوک شباهت داشته که بدون درگیری مستقیم به پایان میرسد. . این ایام در زندگی امام خمینی وچه بعد از آن اگر دیقا و مطابق الگوی پیامبر رفتار شود میتوان امید وار بود که نهایت آن پیروزی جهانی وتشکیل حکومت واحد جهانی باشد زیرا بعید نیست که بتوان ایران را مامن امن برای جهانیان اعلام نود ومرکز این قدرت را ایران یکپارچه دانست.

سید احمد حسینی ماهینی 

**ساین مقایسه ها  بطور دقیق وریاضی با نمودارهای آن بقلم نویسنده  در سال 1369 در شماره 4 مجله حضور نیز درج شده است   


» نظر

تساهل وتسامح سادات وشیوخ

تساهل وتسامح سادات وشیوخ

رای بالای احمدی نژاد نشان میدهد که تساهل وتسامح سادات چون خاتمی وموسوی که حتی شب عزای فاطمیه کارناوال شادی راه می اندازند ودروغگویی ها وکپی برداریهای شیخ کروبی از امریکا مردم را از این دوطبقه ممتازه روبگردان کرده استن ودرد دین آنان بیش از احترام به طبقات جدید الاحداث است !

+ مخابره شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 8:41 توسط سید احمد حسینی ماهینی   | نظر بدهید

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

موسوی

کواکبیان گفته اگر موسوی برنده نشد به من هرچه می خواهید بگویید البته ما مثل ایشان سفسطه چی وفحاش نیستیم لذا تنها چیزی که به او خواهیم گفت این است لطفا دیگر حرف نزنید!

 

 

 

کاندیدایی با زیر ابروی بزداشته !

 

یکی از کاندیداها ی ??ساله عکس دامادی با موهای رنگ کرده وزیر ابروی برداشته برای فردا !

 

 

 

فوت مصطفی کیایی

آقای مصطفی کیایی نماینده سابق تویسرکان و حامی ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی ضمن سخنرانی و تمسخر دکتر احمدی نژاد دچار سکته شد و فوت نمود

 


» نظر

بودجه احزاب

بودجه احزاب

 

احزاب منابع مالی خود را اعلام نمی کنند ؛ ولی مردم می دانند که آنها از چه کسانی کمک های مالی دریافت می کنند و یا به عبارت روشنتر توسط چه کسانی بوجود می آیند . ممکن است در اساسنامه یا مرامنامه خود بگویند بودجه احزاب از حق عضویت یا کمک ها ی مردمی تأمین می شود ولی همه

می دانند که مردم هیچ دلیلی بر ای گرایش به احزاب ندراند جز اینکه تأمین مالی شوند ؛ یعنی برعکس مرامنامه یا اساسنامه ، برای جذب عضو ، حزب باید هزینه کند نه آنکه درآمد بوجودآورد.حتی اگر حزب نقداّ وجهی را به هواداران نپردازد لا اقل برای جذب و نگهداری آنان باید هزینه کند .هرچند ما می دانیم که اعضای احزاب حقوق بگیر هستند یعنی چه بسا به مرامنامه و اساسنامه حزب هم اعتقادی نداشته باشند ولی با دید یک شغل و دآمد ناچار هستند آن را تبلیغ و بزرگنمائی کنند ؛ لذا می بینیم کسانیکه به مرامنامه حزب اعتقادی دارند باید هزینه کنند و کسانیکه اعتقاد ندارند کار می کنند و حقوق

 می گیرند .

 

برخلاف شرق ،  درغرب این موضوع واضح و آشکار است . صنایع نظامی ، شترکهای چند ملیتی ، کمپانی های نفتی ، بانیان اصلی و سازندگان واقعی احزاب هستند ، و خود را مخفی نمی کنند .

 

در لوگوهای تبلیغاتی ، پست سر کاندیداها یا یا روبروی آنها ایستاده اند و نام محصول خود را می گیرند و می نویسند یعنی بخشی از بودجه تبلیغاتی شرکتها با نام  احزاب هزینه می شود . در امریکااین امربسیار روشن است و همه می دانند که صنایع غذایی از حزب دموکرات حمایت می کنند و به اصطلاح مخالف جنگ هستند زیرا برای مصرف غذا نیاز به صلح و آرامش است . اما برعکس کارخانه داران اسلحه ، طرافدار حزب جمهوریخواه هستند ؛  زیرا هر چه دامنه جنگ بیشتر شود فروش اسلحه بیشتر خواهد شد .نا امنی در داخل امریکا و ترس و وحشت در آن باعث مسلح شدن هر چه بیشتر مردم میشود و درخارج م باعث میشودتا کشورهای کوچک بیشتر به فکر خرید اسلحه ازامریکا باشند.

کمکهای مردمی در این بودجه هیچ نقشی ندارند و فقط برای پوشش تبلیغاتی ساده لوحانه است .مثلاّ رادیو تلویزیون های فارسی زبان درخارج که غالباّ ادعا می کنند با پول مردم اداره می شوند ، اگر پولهای واریزی امریکا نباشد قادربه ادامه حیات نیستند ، لذا هر ساله درکنگره مبالغ زیادی به عنوان حمایت از این رادیوهای بیگانه تصویب می شود. البته مدتی مثلاّ سازمان مجاهدین خلق مجوزدریافت کمک مردمی را ازکنگره داشتند، ولی این دریافتها بقدری ناچیز بود که به گدائی کردن بیشترشباهت داشت تا کمک دریافت نمودن . وجالب تر اینکه ایرانیان داخل از ایرانیان خارج بیشتر کمک می کردند!

درحالیکه این امر احتیاج به مجوز نداشت.مثلاّ همینکه شماره حساب اعلام می کنند ، در تلویزیون می گویند .غالباّ خارج نشینها می دانند که دروغ است و لذا کمک نمی کنند .اما از داخل ایران برخی ها که خیالات دارند کمک می کنند.بعد هم می فهمند که درست خرج نشده است! و یک یا دو نفر از آنها پول ها را به جیب زده و فرار کرده است .در داخل ایران وضع از اینهم بدتر است؛ در همین انتخابات اخیر که که دائماّ تبلیغ می کنند که نباید از امکانات دولتی استفاده شود همه کاندیداها چشمشان فقط به امکانات دولتی ولو به صورت مساوی است ! صدا و سیما، مطبوعات ، ورزشگاهها و فرهنگسراها همه به طوررایگان درخدمت آنها است! ودر آخر هم ادعا می کنند از امکانات دولتی استفاده نکرده اند یا در اشتفاده از امکانات دولتیعدالت رعایت نشده و حق آن ها ضایع شده است.حتی پذیرایی و اضافه کاری ، ایاب و ذهاب را هم ازدولت می گیرندو درردیف بودجه های عمرانی ، تنخواهگردانها و ماده هفده و امثال آن 

مخفی می کنند . به قول یزدی ها مال مردم را نباید دزدیدولی از دولت هر چه بخوری چون مال خودمان است حلال است !

 

سیداحمد حسینی ماهینی


» نظر
   1   2      >
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96