سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

درطراحی جدید اقتصاد جهانی نیازی به بازار های پولی ومالی نیست

درطراحی جدید اقتصاد جهانی نیازی به بازار های پولی ومالی نیست

چرا نفت به 140دلار رسیده وهمچنان رو به صعود است؟ دلایل زیادی مطرح میشود که بسیاری از آنان بهانه است تا دلیل مثلا گفته میشود چون در نیجریه قرا ر است که اعتصاب شود ویا ممکن است خطوط لوله نفت درعراق مورد تهاجم قرار بگیرد لذا نفت باید گران شود..جالب این است که این حرکات بصورت مصنوعی افتاق هم میافتد یعنی درست در زمان خلا دلیل ما شاهد انفجار یک خط لوله یا اعتصاب بخشی از کارکنان نفت هستیم. واین نشان میدهد که خرابکاری یا اعتصاب دستوری بوده وبرای مقطع خاصی باید انجام میشده است. ولذا براحتی میتوان فهمید که اینها بهاه بوده نه دلیل زیرا دلیل موقعی درست است که بامدلول هماهنگی داشته باشد یعنی بمحض رفع اعتصاب یا رفع خرابکاری قیمت نفت به حالت قبل برگردد ولی همه ما شاهدیم که بارفع این موانع نه تنها شاهد برگشت قیمت به حالت قبل نیستیم بلکه روند صعودی آن ادمه دارد ودرواقع فرروشندگان بدنبال توجیهات جدید یا دلیل تراشیهای نو وبهانه های دیگر هستند. افزایش قیمت اصلا دلیل نمیخواهد زیرا امری طبیعی است ودر طبیعی بودن این امر همین بس که دایما درتمام دنیا این روند صعودی ادامه دارد. تنها ممکن است در بخشی از اقتصاد یا تولید با کشف راههای جدید بتوان به قیمت پایین رسید مثلا در دنیای الکترونیک وسایبر نتیک ویا کامپیوتر ما شاهد هستیم که سرعت اینترنت بیشتر میشود وقیمت آن کاهش می یابد. اما این هم چندان دوامی ندارد زیرا دلیل عمده آن تازه بودن ونو بودن آن است وارزانی آن برای سهم بیشتر پیداکردن دربازار جهانی است. مانند کاری که چین درمورد محصولات خود میکند: ارزانترین تولیدات را در مرحله اول وارد بازارهای جدید میکند بعد از مدتی مردم از کیفیت انها شکایت میکنند وچین ماهرانه میگوید ما جنسهای بهتری هم داریم که گرامتراست ومعلوم است هر ارزانی بی علت نیست وهرگرانی بی حکمت نیست.

روند طبیعی افتخار آمیز

ممکن است در ارزاق عمومی نتوان این بحث گرانی را افتخار آمیز دانست ولی مثلا در بحث گردشگری این امر کاملا فنی علمی وافتخار آمیز ومورد استناد برای افزایش فروش است. شاید تعجب کنید ولی نگاهی به لیست قیمت هتلها وهواپیما ودیگر مواد مورد نیاز سفر این مسئله را روشن میکند هتل 5 ستاره هیچوقت دارای قیمت ثابت نیست واین از افتخارات آن محسوب میشود زیرا نشان میدهد اقبال مردم از این هتل بحدی است که بالاترین قیمتها را حاضرند برای یک شب اقامت در آ بپردازند. حتما به شمال کشور سفر کرده اید اگر درایامی غیر از تابستان وشب عید سفر کنید می بینید همه چیز فراوان وارزان است وبا خیابانهای خلوت ومردم مهربان بومی مواجه میشوید برای شنا کردن دردریا خود اهالی شمال ماه مهر را ترجیح میدهند زیرا بهترین موقع دریا است وهیچ غریبه ای در آنجا نیست! اما همینکه به شب عید نزدیک میشوید همان هتل دار ومسافرخانه دار مهربان دیگر پدرش راهم نمی شناسد چه برسد به شما قیمتها صد برابر میشود وکسی هم اعتراض نمی کند!تا بحال دیده نشده کسی از این قانون تخطی کند. همه فشار کاری برای اهالی شمال کشور ومخصوصا کنار دریا در شهر یورماه وفروردین ماه هرسال است وآنها معتقدند در این دوماه باید بار خود را ببندند. ومسافران هم نمیتوانند غیر از این زمان بیایند.بچه ها مدرسه میروند وپدران ومادران سرکار هستند. اگر تک وتوکی هم از این قاعده مستثنی باشند خودشان تمایلی به رفتن ندارند: شمال وقتی مزه دارد که همه باشند! یعنی در خلوت وبدون نگاه دیگران وحسرت دادن آنها اصلا شمال رفتن معنی ندارد! خوب است جلو چشم مردم پولهای کلان را از جیب درآورد وپول هتل را داد وچیزی اضافه هم به شاگردانه پرداخت. جلوی چشم مردم با موتور هندا 4هزار ویرا‍ دادوهمه را منکوب کرد. وجلوی چشم مردم ودر صفهای طولانی جاده چالوس وجاده هراز در ماشین زانتیا وپرادو نشست کولر را باز کرد وصدای فیلم وآهنگ را زیاد کرد تاهمه به خوشبختی آنان حسادت کنند. والا در یک شب ساکت اهسته وآرام مانند دزدها راه چالوس را درپیش بگیریم ودر تاریکی کوچه ها وارد ویلا شویم وبهترنی خوراکی ها را سفارش دهیم وبهترنی لباسها راهم بپوشیم کسی خبر دار نمی شود وضرورت سفر دریا را حس نمی کند..

این مباحث نه درایران که درسراسر جهان مطرح است زیرا در اروپا هم مردم با اینکه در تعطیلات اخرهفته بیشترین هزینه ها را نی پردازند ودر صفهای طولانی خودروها در اتوبانها می ایستند هرگز از رفتن منصرف نمیشوند! حتی اگر شده بدون اقامت بروند وبرگردند وفقط در جاده ها بمانند تاخودی را نشان دهند راضی ترند. برخلاف نظر غیر مسافران که رسدن را هدف میدانند مسافران رفتن راهدف برمی گزینند. یعنی همینکه اسمش این باشد که انها برای شمال رفتن اماده میشوند کافی است! اگر این هقته نشد  هفته دیگر ولی بالاخره برای اینکه یکبارهم شده بروند شهریور ماه را انتخاب میکنند. تا زیارتشان قبول باشد ومهرماه بچه های آنها درانشا ننویسند که تابستان جایی نتوانستیم برویم! فرهنگ سنتی در توریسم نقش اساسی دارد مثلا ممکن است اهداف سفر درمکانهای دیگر بهتر برآورده شود ولی مردم سفری را انتخاب میکنند که سنتی تر باشد وبرای مردم دیگر اهمیت بالاتری داشته باشد . نمیتوان انگیزه سنتی را در سرمایه گذاری نیز نادیده گرفت: بورسهای اوراق بهادار درایران جایگاهی دارند که زیاد قابل قبول نیست . مردم ترجیح میدهند پولهای خودرا در خانه ودرلای متکا نگهداری کنند تا در بورس اوراق بهادار شرکت کنند بطور سنتی ایرانیان همیشه درگیر ودار جنگ بودند لذا سرده گذاری برای آنان اهمیت ندارد آنها بخود وخانواده وفرش زیر پا بیشتر اعتماد دارند تا بانکها واوراق بورس و. هم اکنون در تمام رماحل تحریم ایران موفق عمل کرده زیرا که روش ایران مبتی بر عملکرد سنتی هزاره های دراز عمر این ملت است. در دوران تحریم که تقریبا هنوز هم ادامه دارد هیچگونه پولی از طریق بانکها قابل انتقال نبوده ولی ایرانیان بحثی دارند که هزار سال است از آن طیق مبادله میکنند وآن نوشته های بسیار کوچک وریزی است بنام حواله! که هیچکس نمیتواند از آن سردر بیاورد: تاجر ایرانی یک نوشته میدهد به مسافر ومیگوید اینرا به فلانی بده واین نوشته دستور انتقال میلیاردها دلار از دارایی شخص به دیگری است: . در حالیکه همین عمل اگر از طریق بانک صورت بگیرد ساده ترین آن ده درصد کارمزد دارد. ومدارک واسناد دولتی وغیر دولتی وضمانتنامه هایی میخواهد که معمولا کسی قادر به تهیه آن نیست یعنی عملا کلیه اموال وداراییها ووجوه نقدی که در این سی سال وبعد ازاین از ایران خارج ویا وارد میشود براساس نوشته های دستی است که کشف انهم بوسیله بازارهای پولی ومالی یا حتی دادگاهها ومراکز پلیسی هیچ ضرری را متوجه ارسال کند گان یا گیرندگان حواله نمیکند! شما به فرزند خود در آمریکا نامه نوشتید که از این حساب من به آن حساب پول بریزید! یا می گویید برو پیش فلانی وبگو که فلان قدر جنس به ایران بفرستد بنده ضمانت میکنم. حالا اگر این نوشته کشف شود چه ضرری برآن مترتب است؟ پول متعلق به خودش بوده وراجع به آن هم حق داشته تصمیم بگیرد. در حالیکه همین عمل ساده ومورد توجه ایرانیان اگر بخواهد از طریق سیستم بانکی یا بورس عمل شود معمولا به نتیجه نمیرسد: اعتبارات اسنادی یا ال سی هایی که گشوده میشود غالبا صوری است وبا مدارک جعلی صورت میگیرد زیرا مدارکی که بانک طلب میکند هیچکدام قابل تهیه نیست واگر بصورت واقعی تهیه شود قابل استحصال نیست مثلا بانک ایران واروپا میگوید براب صادرا باید حساب بنام شرکت باز کنید وترازنامه مالی شرکت راهم بدهید. اکثر شرکتها درایران با سرمایه یک میلیون ریال ثبت شده اند . درحالیکه برای افتتاح حساب حداقل یک میلیارد ریال یا معادل  آن یورو مورد نیاز است. شما ناچارید نام شرکت صوری را یا یک شرکت دیگر را بدهید.خلاف از همین جا شروع میشودوتا پایان ادامه مییابد ترازنامه های قلابی ورشوره های کلان هم پشت سر آن. .

این امر نشان میدهد که سرنوشت بورس در جهان وبانکها در دنیا در مخاطره است. اگر سیستم حوالجات ایرانی بخواهد مسیر خودرا طی کند ودر دنیا جابیافتد هیچکس علاقه ای به روشهای بانکداری وبورس نشان نمیدهد. ولذا بورسها وبانکها یکی پس از دیگری احتمال ورشکستی داده واز میدان خارج میشوند. عدم اعتماد به روش بورس که همه دنیا از آن بعنوان بورس بازی یا لاتاری یاد میشود شنان از بی اعمادی نسبت به روند ادامه حیات بانکها وبورسهاست. وهمین ناامدی باعث شده که بانکها وبرسها که ورشکستگی خودرا میبینند اقدام به امور زود بزده کنندواز طریق ترساندن مردم از آنها پول بیشتری بگیرند.

افزایش قیمت نفت درواقع سند زنده این خیانت کاری بازارهای پولی ومالی بین المللی است که خود را دربرابر بانکداری سنتی ایران خلع سلاح میبینند وقادر به رقابت با آن نیستند. مدتها از تاسیس اولین بانک درایران میکذرد وبرسها نیز بعد از آن درایران پدید آمدند ولی هرز اعتماد ملت را بخود جذب نکردند. همین امروز شما اگر به زور تبلیغات وجایزه های کلان نباشداقدام به سپرده گذاری یا پس انداز در بانکها نمی کنید. این امر موقعی برای غرب سنگین تمام شد که اسلام نیز به کمک آمد وتاسیس صندوقهای قرض الحسنه درایران در میان تمامی هجمه های سنگین مافیای بانکداری خود خود در مالزی ترکیه ودبی هم ریشه دوانید بطوریکه روند عقود اسلامی دربسیاری از بانکهای عربی واسلامی خیلی سریعتر از ایران پیشرفت میکند. در اروپا هم تاسی بانکهای اسلامی ومخصوصا انتشار اوراق قرضه به روش اسلامی نقطه پایانی بود برتمامی تئوریهای بانکداری غرب که اصولا برمبنای بهره ونزول بوجود آمده بود. اما در مرحله اول این تئوری در خود اروپا شکست خورد وظهور ومحبوبیت نازیها در مبارزه با بانکداری بهره ای که اغلب بدست یهودیان هم صورت میگرفت آنها را برای همیشه از روی آوردنن به بانکداری بهره ای پشیمان نمود بطوریکه اکنون هیچ بانکی در غرب از طریق دادن وام یا اخذ بهره ارتزاق نمیکند اما مرحله دوم بانکداری که هما انجام امور سرمایه گذاری یا اختلاط وظاف بورس در بانکها بود نیز اخیر با ورشکستگی بورسهای بین المللی در حال افول ونابودی است. امروزه سیستم جهنمی بورس در جهان اخرین قدرتنماییها را در مسئله نفت از خود نشان میدهد. بورسهای غیر نفتی در حال ازبین رفتن هستند ولذا کارکنان یا موسسات وابسته به آن بسوی بورسهای نفتی هجوم آورده اندو چون تجربیات شکست در بورسهای مالی را دارند میخواهند یا از آن تجربیات برای حذف اقتصاد پیشنهادی ایران اقدام کنند ویا برای آخرین لحظات بار خودرا ببندند. تحریم دایمی ایران یکی از دستورالعملهای بورسهای مالی دنیاست تا روش ایران شناخته وتایید نشود . وبا تمسخر وتبلیغات منفی آنرا فناتیک سنتی نشان دهند واز سوی دیگر با گران کردن صوری وبدون دلیل نفت پولهای باد آورده را به جیب بزنند. موسسات مالی به روش غربی امتحان خودرا بصورت خیای منفی دراین مسئله بمردم جهان نشان داده اندو اگر از این کارها دست برندارند برای همیشه به تاریخ سپرده میشوند واقتصادجهانی فارغ از بورسها به حیات خود ادامه خواهد داد ودنیای جدید دنیای بدون بورس وبانک خواهدبود


» نظر

اسرار مالی خطرناک‌تراز اسرار نظامی (193)

اسرار مالی خطرناک‌تراز اسرار نظامی (193)





بسیاری از مردم تصور می‌کنند اسرار نظامی بسیار مهم است در حالی‌که بسیاری از اسرار نظامی فاش می‌شود وحادثه‌ای اتفاق نمی افتد و بلافاصله نقشه عوض می‌شود؛ ولی در مورد اسرار مالی این‌طور نیست. مثلاً چرا به کارکنان یک ادره یا یک کارخانه فیش حقوقی می‌دهند و از امضا کردن لیست جلوگیری می‌کنند؟ زیرا با این‌که همه کار گران باهم همکار هستند و بیش از نیمی از زندگی فعال خود را باهم می‌گذارنند و در نظرات بسیار زیادی با هم شریک و هم سنگر هستند ولی اگر یکی بفهمد که آن دیگری ولو پنج هزارتومان پاداش گرفته یا اضافه کاری که حقش نبوده دریافت کرده؛ می‌دانید درکارخانه چه بلوایی می‌شود؟ همین دوستان و همسنگران که با هم نان و نمک خورده و رفیقِ گرمابه و گلستان بودند، ناگهان تبدیل به جاسوس و مردم فروش و دشمن و خارجی و... می‌شوند! کم نیستند خانواده‌هایی که به خاطر اختلاف مالی سال‌هاست بایکدیگر دشمنی دارند و چه بسا به کشتن یکدیگر راضی‌تر باشند تا فامیلی. آمار قتل‌هایی که برای مسایل مالی اتفاق می‌افتد، از آمارکشتار جنگ‌های جهانی اول و دوم بیشتر است. همه می‌دانند که جنگ‌ها مقطعی هستند و گاه چندین سال ممکن است اصلاً جنگ نظامی در بین نباشد ولی جنگ مال واقتصادی آنهم باخشونت همیشه و همه جا وجود دارد. دزدی‌ها و سرقت‌ها وکف‌زنی‌ها وکیف‌زنی‌ها، هیچ‌گاه کم نمی‌شود. البته ممکن است با اجرای طرح‌های امنیت اجتماعی کمی آن را کنترل کرد ولی این فقط در آمارهاست و ماهیت موضوع عوض نمی‌شود. فرهیخته‌ای تعریف می‌کرد روزی به خدمت مهندس موسوی نخست وزیر زمان جنگ رسیدم و از فساد اداری و اخلاقی و افزایش آنها صحبت کردم! ولی ایشان لبخندی زد و گفت: 124هزار پیغمبر آمدند که جلوی این مفاسد را بگیرند و نتوانستند، تو انتظار داری من بتوانم؟ این‌که عده‌ای می‌گویند وضع بدتر شده و فساد بیشتر شده، شاید اینطور باشد زیرا طبیعت رشد جوامع بشری این است که هرچه آمار انسان‌ها بیشتر شود، آمار و درصد خطا هم بالاتر می‌رود. مثلاً اگر در گذشته 5 درصد از جمعیت بیست میلیونی مردم فاسد بودند؛ می‌شد مثلاً یک میلیون نفر. ولی اگر این 5 درصد ثابت هم باشد، از جمعیت هشتاد میلیونی می‌شود چهار میلیون نفر! اما به هرحال یکسری موانع هم وجود دارد که مانع این کاهش‌ها می‌شود و آن هم مسایل مالی است! همه حاضرند همه گونه اسرارشان فاش شود و هرگونه تهمت بخورند ولی تهمت مالی نخورند و کسی نداند که درآمد آنها چقدر است و از چه راهی است! و در بسیاری از موارد حتی افشا از سوی خود شخص است. مثلاً اعتراف می‌کند آدم مشروب‌خواری است یا آدم دروغگویی است، ولی این اعتراف او جنبه مالی دارد. یعنی با این اعتراف حواس‌ها را از موضوع اصلی پرت می‌کند. اکثر پیرمردها را شاهد هستیم که از دوران جوانی خود به حالت‌های خاص و دست نیافتی یاد می‌کنند. اینها هم همان قصه ملانصرالدین است که بلند بلند می‌گفت جوانی کجایی؟ بعد هم خودش می‌گفت: خودمانیم در جوانی هم کاره‌ای نبودیم! جوانان قدیم ایران هم هرگز از خوردن آب فاضلاب یا ته جوی و انبار کردن آب جوی در انباری‌ها و گرفتن حصبه و وبا و امثال آن حرفی نمی‌زنند و ذهن مبتکر جوانان را از علم و دانش به مسایل حاشیه‌ای سوق می‌دهند. و این‌همه خیال‌پردازی‌های دروغین فقط یک ریشه دارد که اسرار مالی آنها فاش نشود و کسی نپرسد که در جنگ دوم جهانی چرا به جای نان مثلاً خاک اره می‌خوردند و چرا در روستاها اغلب بدون کفش بودند و چرا همه سرگرمی‌هایشان الاغ سواری بود؟ نمی‌توان کسی را هم در این مورد مقصر قلمداد کرد ولی دانستن آن لازم است، زیرا همین قولی که گفته شد این‌همه پیامبر و ائمه آمدند ولی مردم راه راست را رها کردند، یک دلیلش همین حرف‌هاست. کسانی‌که نمی‌خواهند اسرارشان فاش شود ناچارند آسمان و ریسمان کنند تا کسی متوجه ایرادات نشود. اما درست مثل طاووس که با باز کردن پرهای قشنگش سعی دارد که توجه مردم را از نگاه به پاهای زشتش مانع شود خودش در دل همیشه نگران پاهایش است و همیشه گوشه چشمش برروی پاهایش است. و این امر خاص یک یا دو کشور یا یک یا دوجهان نیست. ما در زندگی بزرگان می‌خوانیم کسانی‌که ساده زیست بوده‌اند، همیشه محبوب مردم بودند ولی همین مردم که در دل آنها را ستایش می‌کردند، وقتی با آنها روبرو می‌شدند، درست درنقطه مقابل حرف می‌زدند و از سادگی آنها انتقاد کرده و آن را مایه سرشکستگی می‌دانستند! فرض کنید در عروسی جوانانِ دو مسؤول بلند پایه از تجملات خبری نبود و سکه و دلار تقسیم نشد و شام بسیار مختصری هم خوردند. از ته دل همه خوشحالند که اولاً اینها بیت المال را مصروف فامیل‌های خود نکردند درحالی‌که می‌توانستند بسیار ساده سفارش بهترین غذاها را بدهند و از سوی دیگر هم جوانانشان می‌فهمیدند که ازدواج کردن چندان هم سخت و گران نیست و این‌همه بهانه نمی‌آوردند. مثال‌هایی هم از مراسم ازدواج حضرت فاطمه (س) با حضرت علی (ع) می‌زدند ویا همانطور که دکتر شریعتی در کتاب حسن و محبوبه می‌نویسد؛ ازدواج ساده‌ی این دوجوان را سرمشق بقیه می‌دانستند... اما همین‌ها وقتی به دوستان یا خود آن آقا می‌رسند، می‌گویند تو آبروی مملکت را بردی! الّا امریکایی‌ها یا اروپایی‌ها که می‌گویند که مردم ایران آن‌قدر گرسنه‌اند که حتی مثلاً رییس‌جمهورش هم خوب نمی‌تواند غذا بخورد! و این‌همه دو دلیل واضح دارد. اول این‌که این شخص می‌خواهد به رییس‌جمهور یا آن مسؤول بالا بگوید من عرضه‌ام از شما بیشتر است. چون شما در سفرهای استانی نان و خرما می‌خورید، ولی من به خانواده‌ام چلو کباب می‌دهم! و لذا فقر خودشان را از این جهت مخفی نگهدارند زیرا امکان چنین کاری از این افراد وجود ندارد. این افراد برون فکن ممکن است برای دیگران مادر باشند ولی برای خانواده خود زن بابا هستند. آنها ممکن است چلوکباب داده باشند اما نه به خانواده خود! دومین موضوع مهم در این نوع سرزنش‌ها، تصور غلط از دشمن یا غربی‌هاست. آنها تصور می‌کنند مردم غرب از سادگی بدشان می‌آید! در حالی‌که همه غربی‌ها و مردم دنیا وقتی از خانه امام خمینی در جماران دیدن می‌کنند، از سادگی آن حیرت می‌کنند. همه مردم دنیا حضرت علی علیه‌السلام را فقط به این دلیل دوست دارند که غذای شخصی خود را به مردم می‌داد زیرا به همین دلیل آنها هم منتظرند که علی گونه‌ها بیایند و دست آنها را بگیرند. نه تنها مردم مسیحی از ساده زیستی عیسی مسیح با افتخار یاد می‌کنند، حتی بوداییان و یهودیان با این‌که دوست دار دنیا هستند اسطوره‌هایی را که تارک دنیا بوده‌اند را بیشتر دوست دارند و این جمله امام علی علیه‌السلام است که می‌فرماید: آنهایی‌که از اجرای عدالت ناراحت هستند، از بی عدالتی ناراحت تر خواهند شد. یعنی کسانی‌که از ساده زیستی به عنوان گدا پروری نام می‌برند، خودشان می‌دانند که با تعریف آنها حضرت علی علیه‌السلام گداپرورترین افراد بود. او شبانه کیسه بردوش به خانه مستمندان می‌رفت و نان و خرما تقسیم می‌کرد. آیا حضرت علی علیه‌السلام به اندازه‌ی این آقایان نمی‌دانست که باید به مردم ماهیگیری یاد بدهد تا این‌که ماهی بدهد؟ آیا این امیرمؤمنان نبود که چاه‌ها کند و در راه مردم وقف کرد؟ پس چرا نخوردن بیت‌المال و دادن آن به دست مردم، گدا پروری نامیده می‌شود؟ اگر مردم مستقیماً پول نگیرند و به گدایی ادارات بروند، گداپروری نیست؟ همان‌هایی‌که شعار می‌دهند که چرا دولت پول نفت را سر سفره‌های مردم نمی‌برد، مانع استفاده از صندوق ذخیره ارزی برای واردات غذایی یا یارانه‌های مردمی می‌شوند؟ مگر ذخیره ارزی چیزی غیر از پول نفت است؟ مگر خرید برنج و وارد کردن گوشت و روغن و مایحتاج مردم، بردن نان بر سر سفره آنان نیست؟ چه کسی نمی‌داند که اگر کل ذخیره ارزی نان و برنج خریده شود و به مردم رایگان داده شود، همان مفهوم بردن پول نفت سر سفره مردم است. چرا باید از فهم مردم ترسید؟ چرا باید دروغی گفت که مانند قسم حضرت عباس باشد؟ یا باید اعتقاد داشت پول نفت را سر سفره نبرید و ببرید در بیابان‌ها بریزید و طرح‌های عمرانی اجرا کنید و بیابان‌ها را آباد کنید؛ یا رو راست بایستید و بگویید با پول نفت بدون یک ریال کم و زیاد فقط باید مواد غذایی خریداری و به مردم رایگان داده شود! و اجازه دهید چیزی به نام صندوق ذخیره ارزی وجود نداشته باشد. همه اینها فقط یک دلیل دارد، مردم سرگرم دولت شوند و از دلالان غافل شوند. چرا وقتی مسکن گران می‌شود، همه‌ی هجمه‌ها به دولت است؟ یعنی واسطه‌ها هیچ گناهی ندارند؟ آنها امامزاده‌هایی هستند که از روی ناچاری مسکن را گران می‌فروشند؟ یا دولت مجبورشان می‌کند که گران بفروشند؟ ما می‌بینیم در این غوغای گرانی مسکن، زمین‌های دولتی مصادره شده وکاربری‌های زیادی از مراتع و جنگل‌ها تغییر یافت. کاری که اگر قبلا انجام می‌شد، هزاران فحش و بد و بیراه نصیب دلالان می‌شد، ولی آنها ابتدا دولت را به گران کردن مسکن متهم کردند و سپس با دست همین دولت، زمین‌ها را رایگان تحویل گرفتند و تمامی پرونده‌های تغییر کاربری به نام تعاون و به کام زمینخواران از درون پرونده‌های راکد بیرون آمد. درست است که تعاونی‌ها زمین نود و نه ساله گرفتند و مردم با ثبت نام در مسکن مهر، زمین رایگان را صاحب شدند ولی اجازه ساخت ندارند و تا اجازه ساخت بگیرند و آنرا بسازند، سال‌ها طول می‌کشد و آخر عاقبت خواهیم دید که حتی 5 درصد خانه‌های مسکونیِ ساخته شده به صاحبان اولیه تعلق ندارد و همه چندین دست گشته و با قیمت‌های بالایی فروش رفته. تجربه تعاونی‌ها این را ثابت کرده است. بروید تعاونی مسکن مجلس را ببینید.
چند نفر از کارکنان مجلس در آنجا از ابتدا بوده‌اند وحالا ساکن هستند؟ به تعاونی مسکن یا شهرک‌های مسکونی تاکسیرانان سر بزنید. چند نفر آنها که ساکن هستند، تاکسی‌دارهستند؟ به شهرک دریا بروید. چند درصد دریانوردان درآن هستند؟ شهرک راه‌آهن، شهرک مخابرات، شهرک دانشگاه و تعاونی‌های هفتگانه دولتی، فقط وسیله‌ای است که دولت زمین رایگان بدهد و این زمین رایگان بسیار منصفانه ومرحله به مرحله سود آور شده و بین دست‌ها می‌چرخند. تا مدتی دولت یا مسؤولین براین موضوع سکوت اختیار می‌کردند زیرا می‌گفتند که حداقل دیگر کسی که زمین را از تعاونی گرفت، دوباره متقاضی زمین نمی‌شود و لذا کمبود مسکن فروکش می‌کند، ولی تقاضا که فرقی نمی‌کند. این شخص که زمین دولت را رایگان گرفت و قولنامه‌ای یا کلیدی به دیگری فروخت، سود سرگردانی به دست می‌آورد که در یک چرخه‌ی طمع و اعتیاد، هر روز دهان بازتر وگشادتر پیدا کرده و به دنبال راه حل‌های جدیدتری برای سرکیسه کردن دولت می‌رود و در نهایت نوکیسه‌هایی به وجود می‌آیند که بلای جان اقتصاد شده و بدون تولید و زحمت صاحب ساختمان‌ها و مغازه‌ها می‌شوند و مردمی‌که دل به صداقت بسته‌اند را می‌دوشند. این نوکیسه‌ها هرگز و هرگز حاضر نیستند راز مالی‌شان برملاشود. نه برای فرزندان وخانواده خود، نه برای دستگاه‌های قضایی و امنیتی. لذا می‌بینیم که نه تنها مشکل مسکن حل نمی‌شود، بلکه طلبکارها بیشتر می‌شوند...


» نظر

اقتصاد دولتی بلاست ولی هیچ کشوری بی بلا نباشد!

اقتصاد دولتی بلاست ولی هیچ کشوری بی بلا نباشد!

مدت‌هاست که اقتصاد دانان آمریکا رفته ادعا می‌کنند که تنها راه نجات اقتصاد ایران، داشتن اقتصاد کاملاً آزاد است اما همین‌ها وقتی به اصل 44 می‌رسیم می‌گویند شرکت‌ها را به بخش خصوصی واگذار نکنید زیرا باعث بیکاری کارگران و سردرگمی آنها می‌شود. در هرصورت، اگر می‌خواهیم خصوصی‌سازی کنیم باید تبعات آن را هم بپذیریم. نمی‌شود مثلاً آمپول زد و از درد آن ننالید. بخش خصوصی بدون کنترل دولت، نتیجه‌اش همین آمریکاست که الآن همه می‌بینند با هزار میلیارد بدهی خارجی و رکود وحشتناک اقتصادی و قیمت‌های سرسام آور خوراکی و بهداشتی و افزایش بیکاری و بی‌خانمانی و ورشکستگی شرکت‌های بزرگ و... اگر اینها واقعی نیست که ما مطلب ننویسیم و زبان خود را ببندیم! ولی اگر واقعی است، باید گفت محصول دو قرن تجربه اقتصاد آزاد در امریکا نهایتاً این است.

حالا چه کسی می‌گوید باید این راه رفته را ما از ابتدا برویم؟ راهی که نتیجه‌اش جلوی چشم ماست! با این‌که اقتصاد دانان سنتی ایران هنوز دم از اقتصاد آزاد می‌زنند، ولی اقتصاد دانان آمریکایی اکنون بوش را مسؤول همه چیز می‌دانند! و مردم آمریکا از دولت می‌خواهند که کمکشان کند. همه می‌دانند وقتی شرکت فورد، 5 هزار نفررا بیکار می‌کند یعنی ندارد که حقوق بدهد و لذا فشار آوردن برآن غیر منطقی است و این همه بیکار دیگر می‌دانند راهی باز نگشتنی را طی می‌کنند. یعنی امید به رحمت و رأفت و کمک‌های انسان‌دوستانه و در یک کلمه حمایت از زندگی بیکاران را هیچ شرکت بخش خصوصی نمی‌پذیرد و لذا می‌بینیم همه به دولت فشار می‌آورند. این‌که بخش خصوصی بیاید و سود خودش را ببرد و وقتی زیان کرد همه چیز را انکار کند، امری طبیعی است. ماهیت اقتصاد باز یا اقتصاد آزاد این است: آنها گندم را در دریا می‌ریزند تا نرخ آن کم نشود. جایزه می‌دهند تا کسی گندم نکارد و قیمت‌ها بالابماند، آن وقت انتظار کمک به فقرا را به دولت ولو دولت اقتصاد آزاد حواله می‌دهند. لذا تجربه 17 هزار ساله کار و کارگری در ایران نشان می‌دهد که برخلاف تصور نوکیسه‌های آمریکایی و آمریکا رفتگان باید اقتصاد دولتی یا تحت حمایت دولت باشد. می‌توان پا را روی پا انداخت و در کلاس دانشکده و در میان کسانی‌که از تاریخ خبر ندارند، صحبت از اقتصاد باز نمود ولی این فقط گول زدن خود است. زیرا اقتصاد باز رحم ومروت ندارد و مانند چرخ‌های صنعت کارگر و برزگر را زیر خود له می‌کند و از آنها کارخانه‌های جدید می‌سازد و این‌که می‌گویند در ساخت دیوار چین، کارگران اگر می‌مردند، از آنها به عنوان ملاط استفاده می‌شد و محکم‌ترین ملاط هم ملاطی بود که گوشت و خون یک انسان در آن ممزوج شده بود. حرف دور از ذهنی نیست؛ چه آنها که دیوار چین را ساختند و چه آنهایی‌که اهرام مصر را ساختند همین عقاید اقتصاد باز را داشتند. آنها به اهدافی بالاتر از جان انسان‌ها فکر می‌کردند و نتایجی فراتر از مردن چند کارگر می‌خواستند. در این نوع سیستم‌ها، حتی اگر سندیکای کارگری هم تشکیل می‌شد در رأس آن سرمایه‌داران اما در لباس کارگران وجود داشتند. چه کسی می‌توانست حقوق کارمندان سندیکاها را بدهد؟ کارگری که خود به نان شب محتاج بود و بنابر تعریف، کارگر کسی است که پول بازوی خود را می‌خورد و اگر یک روز کار نکند، نمی‌تواند زندگی کند. آنوقت این کار گر چطور می‌توانست در جلسات طولانی چانه زنی با کارفرماها بنشیند؟ در واقع به محض این‌که کارگر از کار خود جدا می‌شود، سرمایه‌داراست ولو این‌که لباس او مندرس باشد... زیرا همین که می‌تواند بدون کار کردن در جلسات شرکت کند، بیانیه بدهد و سخنرانی نماید؛ نشان می‌دهد پرولتر نیست. او یک بورژواست در لباس پرولتر! و لذا دولت به عنوان کسی که از سوی مردم انتخاب می‌شود، حامی کارگر هم هست. ذات وجود دولت برای این است و اگر کسی این کار را نمی‌کند، باید او را خائن یا بی‌توجه دانست. مثل این است که شما را استخدام کرده‌اند که تایپ کنید؛ دو سه صفحه‌ای که تایپ می‌کنید، خسته می‌شوید و رها می‌کنید. نباید رها شود. وظیفه، وظیفه است. حال اگر مفسده یا مسأله یا مشکلی هم هست، این مشکل باید حل شود نه این‌که صورت مسأله پاک شود. گرانی نمونه‌ای است. همه کس دولت را مسؤول می‌دانند و این طبیعی است زیرا دولت نماینده ملت برای رفاه و امنیت جامعه است. اگر غیر از این باشد، صحیح نیست. اما ممکن است ما دولت را بر سر دوراهی قرار دهیم. اختیارات اورا بگیریم به بخش خصوصی بدهیم ولی مسؤولیت‌های اورا همچنان بر گرده‌اش بگذاریم. طبیعی است که یک بام و دو هوا نمی‌شود. همانطور که مقام معظم رهبری در شیراز بیان داشتند، مردم باید از اسراف دوری گزینند تا قیمت‌ها کاهش پیداکنند چون سزای گرانفروش، نخریدن است. درحالی‌که اسراف در تمامی سطوح وجود دارد و مردم خواهان کاهش قیمت هستند. در مصرف بنزین، ایران بالاترین درصد را دارد. در مصرف گوشت، برنج و... سرانه ایران در ردیف‌های اول است و همیشه بالاتر از میانگین جهانی قرار دارد و لذا می‌بینیم مردم خودشان را درمصرف حتی در اسراف آزاد می‌دانند و بعد دولت را مسؤول گرانی می‌دانند. این همان است که اختیارات را از دولت می‌گیرند ولی مسؤولیت‌های اورا برجا می‌گذارند در حالی‌که باید اختیارات معادل مسؤولیت‌ها باشد یعنی دولت را در مواردی مقصر بدانیم که دستورات او را به طور کامل اجرا کرده باشیم. و به همین خاطر است که می‌گویند فسادِ بخش دولتی عیان‌تر از فساد بخش خصوصی است زیرا ما می‌توانیم دولت را استیضاح کنیم ولی بخش خصوصی قصر در می‌رود...
» نظر

زنان در عصر جدید هنوز محتاج الگوی فاطمه هستند.

زنان در عصر جدید هنوز محتاج الگوی فاطمه هستند.

فاطمه سلام الله هرچند کم سن ونحیف وکوچک جثه بود ولی رسالتی عظیم وهمیشگی وبرای همه تاریخ داشت چه در عصر قدیم که دختران را زنده بگور میکردند وبهایی نمیدادند وچه امروز هم .. آنروز خداوند اراده کرد تا دنباله حکومت الهی پیامبر را از سلاله یک زن قرار دهد وبرتمم تئوریهای جاهلیت نقطه پایان بگذارد وچه امروز که خداوند اراده کرده تا زنان را از این گیرودار زندگی عصر برهنگی نجات دهد. امروزهم کسانی که الگویشان فاطمه سلام الله است به بند کشیده میشوند ودر زندان لاییکها به انواع شکنجه ها وپرده دری ها محکوم میشوند! .. اینان نیز همچون جده خود درحمایت از ولایت پهلو شکسته ودر زندان غم گرفتارند.. امروزهم در ین وماچین بدلیل کنترل جمعیت واینکه یک اولاد بیشتر نباید داشته باشند وانان اولاد ذکور را ترجیح میدهند زنان قربانی هستند ودختران قبل از اینکه بدنیا بیایند بحکم سونوگرافی محکوم به مرگ هستند وکسی نیست داد این مظلومان را بستاند. وفاطمه سلام الله همچنان در پس پرده نشسته ودستان زخمی اش را برای حمایت از ولایت بالاگرفته ودر مقابل سیل تهمتها وافترائات ایستاده است. واین چنین است که باتولد این شیرزن جهان به مفاهیم جدید دست میابد وامید است رهروان این بانوی بزرگ در دام دزدان عقاید که در روز روشن ولایت را میدزدند اسیر نباشندو زخارف دنیایی آنها رانفریبد وبه این امید است که هر سال تولد اورا جشن میگیریم واز آمدن این حورا انسیه به جمع انسانی خود خوشحالی میکنیم  وقدوم کوچک ولی باصلابت اورا گلباران میکنیم تا شاید گلهای زمان ما نیز چنین آکنده از عطر اسلام باشد..


» نظر

دکتر زمینی نبود یعنی زمین برای او کوچک بود

دکتر زمینی نبود یعنی زمین برای او کوچک بود

او لحظه ای آرام نداشت  از کویر ایران تا کویر الجزایر و دوزخیان زمین از یک جلوش تا بینهایت صفر ها تا پدر مادر ما متهمیم! از امام علی مکتب وحدت عدالت که حرف میزد چون حسین وارث آدم خونش بجوش میامد  وقتی از او میخواستند بجای نماز خواندن ورزش سوئدی کند امام سجاد زیباترین روح پرستنده را می نوشت . از اسلام شناسی که حرف میزد و تاریخ ادیان ورق میخورد و هابیل و قابیل سر از تاریخ بیرون میاوردند روح لطیف او درحج چه چیزهای زیبا که نمیدید وفلش ها وعلامتها وراهنماهارا خوب درک میکرد.از خسی در میقات که یاد میکرد یا د یاد آوران را مینوشت واز حسن ومحبوبه میگفت تا به فاطمه فاطمه است برسد. وابوذر غفاری را با آرم همیشگی اش یعنی یک استخوان پوسیده که بر سر عثمان میزد وآیه والذین یکنزون الذهب را میخواند  بیاد میاورد ومتعجب بود چرا سلمان فارسی را درایران نمیشناسندواو باید آنرا از مصریها ترجمه کند. میگفت هرکس هست باید در صحنه حاضر باشد او با شهادت خویش گفت انها که رفتند کاری حسینی کردند آنها که مانده اند باید کاری زینبی کنند والا یزیدی اند و خود در جوار زینب سلام الله علیها آرمید تا گواهی باشد برهمیشه تاریخ . ما سالگرد رحلت شهادت گونه دکتر علی شریعتی  را به همه رهپویان و دوستدارانش تبریک و تسلیت میگوییم

 

 

چریک فیزیکدان

دانشکده فنی تهران شاهد چهره های زیادی بود از سال 1330 وبعدهم که شهادت 3 دانشجو انجا همیشه مرکز وماوای همه بود.

اولین انجمن اسلامی دانشجویان درآنجا تاسیس شد وهمه دانشجویان واستادان را حول محور جدیدی بنام اسلام گرد آورد

واین تازه اغاز کار بود که دانشکده سکوی پرتابی شد تا ایرانیان بتوانند در آمریکا قله های علم ودانش را یکی پس از دیگری فتح کنند ودانشجوی نمونه دانشکده فنی تهران استاد دانشگاه برکلی امریکا وکارمند شرکت بل وعضو ساز مان هوایی ناسا شد.

اما ان بالاهم خبری نبود اورفت . شهید چمران رفت تا ان بالا بالاها که همه ارزویش را داشتند اما چیزی نبود ودوباره برگشت به خاک  به اصل خویش به لبنان به  مصر وایران وتمامی دانش خودرا در اختیار مستضعفین گذاشت وبرپیمان خود استوار بود تا جام شهادت را سرکشید.

شهادت این دانشمند عارف فیزیکدان ومبارز را به امت مظلوم وستمدیده جهان تبریک وتسلیت عرض میکنیم


» نظر

جبهه مردمی ایران اسلامی

باسمه تعالی

جبهه مردمی ایران اسلامی

بیانیه شماره 107

به مناسبت هفته قوه قضاییه

شهدا نخبگان جامعه بودند

شهید مظلوم بهشتی بی آنکه خود بداند یکی از ستارگان درخشان آسمان ایران بلکه ماه مجلس بود و از درخشان ترین چهره ها محسوب میشد. به زبان امروزی این ستارگان همان نخبگان زمان خودشان بودند. آنها بودند که ضرورت زمان را به سرعت در کردند و در جایگاه رفیع شهادت ایستادند و بر بلندای زمان و مکان صدای پیروزی اسلام سر دادند .

ما واماندگان این وادی بزرگ پس از سه دهه هنوز نتوانسته ایم  راز این شهادتها را بخوبی کشف کنیم .

آنان چه میدیدند و چه میشنیدند که اینگونه بی ادعا و بی پروا دست به کارهای بزرگ زدند کاری کارستان و تمدن بزرگ اسلامی نوینی را پایه گذاری کردند تا در جهان امروز و در آینده بی بدیل و مثال زدنی باشند. خداوند روحشان را با شهدای صدر اسلام شهدای کربلا که خود از تیزهوشان زمان خود بودند محشور بفرماید و ما را در این قافله جای دهاد.

روابط عمومی

جبهه مردمی ایران اسلامی


» نظر

نگرش سیستمی نظریه منسوخ

نگرش سیستمی نظریه منسوخ

بسیاری از اندیشه‌های اقتصادی بر پایه و نظریه‌های گذشته مطرح می‌شود لذا یک فاجعه به نظر می‌رسد. درست مثل این‌که ما بخواهیم با قدم زدن دور دنیا بگردیم؛ کسانی‌که اختراع ماشین را قبول ندارند و نمی‌خواهند سوار بر تحولات اجتماعی بشوند و از سوی دیگر می‌خواهند بهترا ز خودرو هم راه حرکت کنند، خود به خود رفتن از این شهر به آن شهر فاجعه آمیز است چه رسد به رفتن از این کشور به آن کشور. حتی از این خیابان به آن خیابان هم فاجعه است زیرا با خودرو به راحتی می‌توان در عرض چند ثانیه این راه را پیمود یا باهواپیما به سرعت از این کشور به آن کشور رفت. پس علت این‌که پیشرفت را بسیاری دردناک تصور می‌کنند همین است. مثلاً خانم دکتر شهیندخت خوارزمی در همایش روابط عمومی‌ها ضمن مطرح نمودن نظریه نگرش سیستمی همه چیز را نادرست وفاجعه آمیز معرفی کرده و روند پیشرفت در ایران را دست نیافتنی اعلام نمود...
در حالی‌که در نظریات جدید، نظریه سیستمی تبدیل به نظریه اقتضایی شده زیرا در نگرش سیستمی ما به عوامل امتیاز مساوی می‌دهیم درحالی‌که نظریه اقتضایی، اولویت‌ها را بررسی می‌کند. البته این هم جدیداً مردود شده و نظریه مدیریت زمان یا مدیریت آنی جای آن را گرفته است به این صورت که مدیران یک دقیقه‌ای مطرح شدند زیرا تصمیم گیری به یک دقیقه و یا کمتر بستگی دارد. مثلاً در مربیگری فوتبال ما شاهد هستیم بلافاصله بعد از هرباخت، مربی تعویض می‌شود زیرا نتوانسته در لحظات حساس تصمیم درستی بگیرد.
هرسی بلانچارد (HERSEY BLANCHARD) که بسیاری از نظریات او به فارسی ترجمه شده، از پیشگامان تئوری اقتضایی است. او با طرح سبک‌های بی‌نهایت و گوناگون رفتارهای اقتصادی و رهبری و مدیریت، ثابت می‌کند حتی در شرایط مساوی با تغییر یک یا دو عنصر؛ مطابق فرمول دو به توان آن راه‌ها و عملکردها و سبک‌ها تغییر می‌کند. برای مثال شما فرض کنید در نگرش سیستمی به توپ به عنوان یک سیستم نگاه می‌شود و برای تمام عناصر آن ارزش یکنواخت قایل می‌شویم، اما به هرحال یک نقطه‌ی آن به پای فوتبالیست می‌خورد! و یا وقتی در هواست، همه نقاط آن یکجا به زمین نمی‌رسند و لذا باید دانست که اولویت کدام است. همه نقطه‌ها ممکن است دارای اولویت مساوی نباشد. ما اگر فرصت و امکانات داشته باشیم، آنهم به صورت بی‌نهایت، می‌توانیم به همه ابعاد و نیازهای بشری بپردازیم ولی امکانات محدود است و ما ناچار از انتخاب هستیم. درسیاست‌های کلان در قانون اساسی پیشنهاد می‌شود برای همه آحاد حقوق مساوی و امکانات مساوی داده شود که این یک نگرش سیستمی است. ولی وقتی وارد عمل می‌شویم دولت از کجا بیاورد این‌همه امکانات را؟
در غرب یا آمریکا این مسأله‌ی ساده رفع شده است. دولت از مردم مالیات می‌گیرد و لذا به محض این‌که کسی به نبود امکانات اعتراض کند می‌گویند بیشتر مالیات بدهید تا بیشتر رسیدگی شود و مردم هم کوتاه می‌آیند! اما در ایران و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، موضوع چیز دیگری شده است: دولت نفت دارد. مردم نه تنها مالیات پرداخت نمی‌کنند، بلکه سهم نفت را هم می‌خواهند. در عربستان به عنوان مثال دولت مجبور است تمام قیمت‌ها را ثابت نگهدارد و لذا سوبسید و یارانه بسیار زیادی بابت تثبیت قیمت‌ها می‌پردازد یعنی از هنگامی‌که این سیاست‌ها اجرا شده شاید قیمت‌ها از50 سال پیش تاکنون در برخی اقلام تغییری نکرده و این را کلیه اقتصاددانان می‌دانند به چه معنی است. مثلاً بنزین که در بازار آزاد تا سه دلارهم می‌رسد، در این کشور به دو دلیل باید ارزان و ثابت باشد! یکی آن‌که این دولت دارای منابع نفت است و لذا مردم می‌گویند حداقل بنزین آن باید ارزان یا رایگان باشد. و دلیل دوم این است که مالیات هم نمی‌دهند... یعنی مثل کشور امریکا یا دیگر کشورها بلافاصله مالیات محاسبه و به مبلغ درحال شناور بنزین اضافه نمی‌شود و این امر در کشور کویت به صورت دیگری است. دراین کشور مبالغی به صورت نقدی پرداخت می‌شود و این پرداخت‌ها از دوجهت به ضرر صنایع این کشور است و می‌بینیم این کشورها با این‌که سال‌هاست ثروتمندترین مردم دنیا هستند، ولی از لحاظ صنعت و تولید ازهمه عقب ترهستند. زیرا مردم از یکسو درآمد حداقلی را دارند لذا نیازی به کار وتلاش نمی‌بینند و از سوی دیگر دولت هم مالیات نمی‌گیرد تا بتواند بدون نفت زندگی کند. اما اینها آثار خود را در زندگی مردم دنیا نشان می‌دهد و دنیا تبدیل به جهنم می‌شود و تروریسم در آن رشد می‌کند. مردم می‌بینند که مثلاً کشور عربستان و کویت به دلیل داشتن نفت همه چیزهای خوب دنیا را خیلی راحت می‌خرند و لذا می‌بینیم تنش در جهان بالامی‌گیرد و مبارزه مخفی و علنی آغاز می‌شود و بیشترین مبارزه با اعراب را همین همسایگان و کشورهای قربانی شروع می‌کنند و عراق و پاکستان و افغانستان تبدیل به مأمن تروریست‌ها می‌شود. و اینها همه نتیجه همین نگرش سیستمی است که در دهه شصت مطرح شد و برنامه‌ریزان را به خود مشغول کرده است و هنوز این سیستم در ایران هوادران فراوانی دارد.
برای حل این مشکلات نیز نگرش سیستمی به کار گرفته می‌شود و لذا برعکس نتیجه می‌گیرند. همیشه گفته می‌شود که رفاه به همراه همه عناصر خودش باید به کشورهای جهان صادر شود و لذا در کنار کالا فرهنگ و سیاست هم به کشورهای دیگر صادر می‌شود و این امر باعث می‌شود تاتئوری خوب جهانی شدن به عنوان یک اژدها یا شبح وکابوس وحشتناک جلوه کند. مردم می‌گویند ما تکنولوژی را می‌خواهیم ولی تمدن غرب را نمی‌خواهیم و لذا یک نزاع دائم به وجود می‌آید. نزاع در سینما با فرهنگ مردم؛ نزاع در اقتصاد با بنیان‌های تولید سنتی ملت‌ها و نزاع درسیاست برای تغییر حکومت‌ها. اما اگر به نظریه اقتضایی برگردیم، قبول خواهیم کرد که بسته‌های تکنولوژی می‌تواند فقط بسته تکنولوژی باشد و بسته‌های سیاسی همان سیاست را در خود باید داشته باشد نه آنکه مثل بقالی‌های ایرانی مثلاً برنج یارانه‌ای را مشروط به خرید دائم مشتری ازآن فروشگاه کنیم! بسیار ساده است که این نگرش را در سراسر جهان رصد کنیم: مثلاً میکروسافت بسته‌های خود را به کسانی می‌فروشد که تمامش را از آنجا بخرند. حتی تحمل خرید برخی از آنها را از لینوکس یا ای بی ام ندارد! و برای همین کار آدم‌کشی‌ها و جنایت‌های اقتصادی مخفی صورت می‌گیرد که هیچکس دلیل آن را نمی داند و یا مثلاً گندم تولیدی را به دریا می ریزند ولی به کشورهای اسلامی نمی فروشند و می گویند آنها تروریست هستند و منظورشان این است که در کنار برنج باید سیاست و فرهنگ را هم بخرند! در بسیاری از موارد این نگرش جنبه کاملاً استعماری هم می‌شود مثلاً عضویت ترکیه در پارلمان اروپا سالیان سال در دست بررسی است زیرا در ابتدا فقط شرط زمین بود و چون بخشی از ترکیه در اروپاست، قبول کرده بودند و او هم درخواست داده بود؛ ولی بعد که نگرش سیستمی صورت گرفت، گفتند اگر ترکیه می‌خواهد اروپایی شود باید از دین خود دست بردارد و بعد هم شرایط دیگر. استعماری‌ترین شرایط را بانک جهانی دارد. اگر یک ریال بخواهد وام بدهد باید تمام بسته‌های پیشنهادی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی پیشنهاد ی آن اجرا شود تا مثلاً به ایران پول بدهد که فاضلاب شمال یا جنوب را بهداشتی نماید.
بی صداقتی طرفداران این نظریه موقعی روشن می‌شود که می‌بینیم خودشان در دریافت همه چیز پاستوریزه عمل می‌کنند! مثلاً بانک جهانی برای دریافت حق السهم یا بودجه خود هرگز نمی‌گوید که فلان کشور سیاه است یا کمونیست است یا توسعه نیافته است. سازمان ملل به عنوان بزرگ‌ترین حامی تبعیض، یک نماد سیاه از نا اعتقادی به نگرش سیستمی در اخذ امکانات را به نمایش می‌گذارد و از کشورهای فقیر با تهدید به خروج از عضویت، کمک‌های مالی دریافت می‌کند ولی از آمریکا نه تنها قادر به دریافت حق عضویت نیست بلکه همه نظرات آنها را اجرا می‌کند آنهم با پول اعراب و دیگران... کسانی که موقع پرداخت، آدم‌های ثروتمند و پیشرفته و مبادی آداب و قابل شراکت و تأسیس شرکت و شریک شدن هستند؛ به محض این‌که درخواست وام یا اعتبار کنند، می‌شوند عقب‌افتاده و توسعه نیافته و عربِ وحشی و ایران تروریست! در دنیا ازنظر بوش همه تروریست هستند مگر خلاف آن ثابت شود! و در خود آمریکا هم همه مجرم هستند مگر خلاف آن ثابت شود. نه تنها در آمریکا بلکه در انگلیس هم ما می‌بینیم تعداد دوربین‌های مدار بسته بیش از جمعیت آن کشور است و این بی اعتمادی تاکی ادامه خواهد داشت؟
بدیهی است دوحالت بیشتر وجود ندارد یا این‌که این استعمارگران دانشمند! دست از تئوری‌های غلط خود بردارند و حقوق ملت‌ها را بپذیرند و این گزینه با غرور آمریکایی و انگلیسی بعید به نظر می‌رسد و لذا راه دوم حذف فیزیکی آنان از تاریخ است و همان‌طور که خداوند قول داده، اگر قومی خوب عمل نکنند برای خدا بسیار راحت است که آنها را ببرد و یک قوم جدید بیاورد. الآن اروپا با تئوری‌های فساد خود مانع ازدواج جوانان شده لذا نسل آن رشد منفی دارد و بدیهی است که روزی منقرض خواهد شد و به جای آن نسل ترکیه‌ای و عرب و ایرانی که اکنون اکثریت را دارند جایگزین خواهند شد و از نسل اروپا در موزه‌ها دیدار خواهند کرد و خواهند گفت اینها قومی بودند که در عصر برهنگی به دنیا آمدند و با فسادهای اخلاقی باعث نابودی نسل خود شدند!
و تازه این اول راه است... یعنی نگرش سیستمی به همه چیز از نظر خود غربی‌ها باعنوان تئوری اقتضایی رد شده ولی اینهم مربوط به خیلی سال است و نظریات جدید در راه است. در غرب امروزه تئوری مدیریت زمان یا مدیریت آنی مطرح است و در کتبی نظیر آن قورباغه را بخور یا چه کسی پنیر مرا دزدید، از یک تئوری نوین بنام مدیریت آنی صحبت می‌کنند. البته هرچه تئوری‌ها تازه‌تر می‌شوند به تئوری‌های اصیل واسلامی که از سوی خداست نزدیک‌تر می‌شوند. اخیراً در دانشگاه تهران سمیناری بود با نام پیامبر اسلام و معنویت نو! معنویت و عرفان‌های جدید غرب را باور نداشتند و مانند همیشه از این نوها وجدیدها با ترس و لرز یاد می‌کردند که مثلاً شیطان پرستان ال و بل... اما این خود یک قدم به جلو است. مردمی که تا دیروز جز مادیات چیزی را قبول نمی‌کردند و می‌گفتند خدا باید زیر تیغ جراحی مابیاید تا قبول کنیم، امروز یک قدم جلو آمدند وحالاباید هدایت شوند نه آن‌که برخورد شوند. این برخوردها مرا به یاد برخورد باموضوع تلویزیون و ویدیو و ضبط صوت انداخت که همه می‌دانند روز اول چقدر با اینها مخالف بودند و الآن هرکانال را که می‌زنی، همین آقایان هستند که صحبت می‌کنند...
» نظر

اخلال در نظم اقتصادی با عنوان نوسازی !

اخلال در نظم اقتصادی با عنوان نوسازی !

شهرداری تهران باهدف جمع اوری نقدینگی سرگردان اقدام به طرح لاتاری جدیدی که بتازگی از سوی بانکها منسوخ شده نموده! دراین طرح که همه چیز برای نزولخواری آماده است تا بالاترین سود را پرداخت نماید ودست بانکهای دولتی وقرض الحسنه ها را در تجهیز منابع ببندد بلکه بوی انتخابات ریاست جمهوری وخرجهای کلان مانند آنچه در قوامین اتفاق افتاد میاید..بهرحال چه کسی باید به این شرایط خلاف بین از سوی ازگانهای دولتی نظارت کند؟ واز اخلال در سیستم پولی ومالی جلوگیری کند؟

 

آیا ما باید منتظر کمونیسم باشیم؟

لاریجانی در اظهارات عجیبی گفته است دوران سوسیالیسم درایران بپایان رسیده ایا منظور ایشان این است ما وارد مرحله کمون نهایی شده ایم ؟

یا ایشان بطور فانتزی وانتزاعی نظرات عدالت اجتماعی مطرح شده از سوی دولت نهم را سوسیالیسم میداند؟

بهرحال ایشان باید مراقب اظهار نظرهای خود باشد تا مردم بدانند که فقط برای سیاسی بازی لغات را بکار نمی برد..

 

جبهه مردمی ایران اسلامی تشکیل جلسه داد

براساس گزارش روابط عمومی این جبهه در ساعت 5 عصر روز یکشنبه 26 خرداد درمحل دفتر خود تشکیل جلسه داد دراین جلسه که برای تصمیم گیری وموضع گیری در مورد یکی از اعضا جبهه که اخیرا بازداشت شده بنام پالیزدار بحث وتبادل نظر بعمل آمد ونهایت سیاست سکوت وانتظار پیشنهاد شد تا نهادهای قانونی از مجاری خود به این موضوع رسیدگی کنند وپس از اعلام نظر قاضی مربوطه اعلام مواضع هم بشود. دراین جلسه همچنین درمورد حمایت از دولت نهم بعنوان یک دولت مظلوم که ناجوانمردانه مورد حملات چپ وراست است صحبت شد وقرار شد از رییس جمهور محترم قدردانی وحمایت شود وهمچنین دراین جلسه راجه انتخابات دهم بحث شد که ادامه بحث به جلسات اینده موکول گردید


» نظر

Turkye Qarda?lar baj?lar

Turkye Qarda?lar  baj?lar
Ata turk b?e kad?n k??? d? k? est?mar unu gat?mi?de k? turklar? ?slam nan ?r?da
? heç zamn turk lara gulmad? fakat korhudard?
?n?n shpo su ya russ? d? ya engl?zc ya arab
Yalandan d?erd? turk?d?
? ?st?rd? k?zlar? vera euro n?n? karhanas?na
Alan jandarlar heç ??lar? yokd? fakat k?zlar?n h?jab?n kasalar
Pol?s lar heç ??lar? yokd? fakat namaz  g?lanlar?n al?n bagl?ar k? ??a ?lm?arar
B?r turk? dozald?p k? he? k??? ?n? annam?r?
Dunya dolud? turk?nan
Turk?stan
Azabeyjan
Iran
Buljar
K?bress
Ama he? b?r? ataturk? annam?r?
Turk?e de kurdlar? ?ld?rurlar fars lar? kad?n b?ll?rlar
Garay ham? musalman lar b?r ?lalar
Suz fakat ataturk? well?y?n ham? ?? duzalar


» نظر

Islam? ??ngen projes?

Islam? ??ngen projes?

50mamlekat war k? ?slam?d?

?lar ham?s? peyqambara ghaeld?rar

Allah?m?s b?r d?

K?tap b?rd?

Q?ble b?rd?

Pas ?lar k? ham? b?r olalar ve eu ??ngen k?m?n dozaldarar

Turkey tor?sm da ?ç?m j? d?

Il?ab?lar k? proje n? konfrans ?slam? da matrah ?ll?a k?

Ham? 50 mamlekat ?slam? tor?stlar k? b?r? yol verdy olar da yul veralarç

 

بصندوق جهانی به چه حقی در امور ایران دخالت میکند؟

انک جهانی به اصرار عوامل ضد دولتی ایرانی طرح ترکیه را برای مبارزه با تورم به ایران پیشنهاد دادند!

یکی نیست به اینها بگوید اولا این صندوق جهانی چه کاره است که پیشنهاد میدهد ! ثانیا مگر این مبارزه باتورم صوری که صورت مسئله را پاک کرده چه مشکلی از ترکیه را حل کرده جز اینکه 6 رقم صفررا حذف کرده وبی اعتباری در پول ایجاد کرده که مردم هردم انتظار کاهش صفرهای جدید را میدهند!

 

 

هاشمی در ایام فاطمیه

آیا هاشمی رفسنجانی درایام فاطمیه به عربستان رفت برای این بود که به وهابیون ثابت کند عزاداری برای فاطمه سلام الله علیها را قبول ندارد یا اصلا یادش نبود این ایام ایام فاطمیه وروز شهادت زهرای مرضیه است یا اینکه رفت تادر جشنهای شمشیر بازی آنها بمناسبت اقدام شجاعانه حضرت عمر بنمایندگی از شجره ملعونه  در انتقام از شجره طیبه شرکت نماید؟

 

گیشه ?? درصد نسبت به سال قبل افزایش داشته است

این نشان میدهد علیرغم تبلیغات منفی کنترل بیشتر دولت بر محصولات سینمایی باعث افزایش فروش آنها شده است زیرا مردم که جوانان خودرا از سرراه نیاورده اند که بدست خودشان فاسد کنند وقتی دولت اعمال کنترل میکند اعتماد خانواده ها هم بیشتر میشود وترجیح میدهند جوانا خودرا بدیدن فیلمهای سالم تشویق کنند


» نظر
   1   2   3   4      >
احبار قدیمی تر