سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی وب هاست ایران

احساس بدبختی از زیادی نعمت!

قبلا شنیده بودیم که مردم از: نداری و فقر گله کنند، و خود را بدبخت و فلک زده بدانند! ولی نمی دانستیم دارایی و: نعمت زیاد هم، بدبختی است. مخصوصا که یک خانم استاد! کار شناس محیط زیست، این را بگوید که: ملت ما چقدر بدبخت است که: همه چیز دارد! بنده هم مثل شما از این استاد، آنهم سرکلاس جشنواره سینمای سبز، تعجب کردم ولی ایشان بارها این را تکرار کرد! تا شکی باقی نگذارد. میگفت تمام دنیا بدنبال انرژی های نو هستند، با اینکه هیچی ندارند! ولی ما بدبختیم که همه چیز را، به بالاترین شاخص داریم! فقط میزان آفتابی که در شمال ایران می تابد، برابری می کند با کل آفتابی که: فرانسه یا انگلیس دارند. ایرانی ها معمولا از سایه می روند، ولی آلمان فرانسه از آفتاب! ایشان می گفت چون ما نفت داریم، لذا به انرژی های دیگر بی توجه هستیم، و همین مایه بدبختی ما است! و الا ترکیه بالاترین در آمد را، از انرژی خورشیدی دارد! حتی از باد زیاد هم ناراحت بود می گفت باد شهریار برای تهران! باد منجیل یا باد های سیستان و بلوچستان. از اینکه ایران چشمه های آب گرم فراوانی دارد، هم خشمگین بود! حتی می گفت: چرا هال و پذیرایی در خانه درست می کنید، و خرج زیادی می کنید برای: بزرگترین اتاق خود که فقط: نورز ها از ان استفاده می شود.

گویا این کفر گویی ها تمامی ندارد! عده ای مزدور یا جاهل، همه چیز ایران را به مسخره می گیرند: اگر از دنیا عقب باشیم بدبختیم، اگر از دنیا جلو هم باشیم بدبختیم! از نظر آنها چون صنعت بومی نداریم (خودرو های ما همه تقلیدی است) بدبختیم، و چون در انرژی هسته ای هم وارد شدیم، و جزو کشورهای رده اول هستیم، باز هم بدبختیم! چون مثلا تولید گیاه الوورا نداریم بدبختیم، چون چهار فصل را داریم و: همه میوه ها را داریم باز هم بدبختیم! چون نفت داریم بدبختیم! چون فیس بوک نداریم هم بدبختیم. آنها از یک طرف می گویند: ایران کشور کم ابی است، بعد هم می گویند مصرف سرانه ایران آب، در ایران ده برابر متوسط جهانی است! حداقل یکبار از خودشان نمی پرسند: اگر آب نیست، پس اینهمه مصرف از کجا می اید؟ آمار های بیکاری را، چنان بالا اعلام می کنند که: از کل جمعیت فعال هم بیشتر می شود، از انطرف هم می گویند: بجای هفتاد میلیون جمعیت، هشتاد میلیون دفترچه بیمه داریم! اگر مردم بیکارند، پس اینهمه بیمه شده یعنی چه؟  آمار بیماریها را چنان اعلام می کنند: بطوریکه 40درصد مردم دیابت، 50درصد نوعی پوکی استخوان، 30درصد بیماری خونی و: ده درصد ایدز و..دارند! از آنطرف هم می گویند: مصرف خوراکیها در ایران، سه برابر متوسط جهانی است! اگر مردم مریض هستند، چطور اینهمه غذا می خورند؟ حتی آمار مصرف دارو را هم، چند برابر اعلام می کنند. از خودشان سوال نمی کنند: مردم ایران با این مصرف بالای: غذا و دارو چرا نمی ترکند؟ از انطرف هم می گویند 50درصد مردم ایران، در فقر غذایی هستند! و پروتئین کافی دریافت نمی کنند. پس این غذاها چه می شود؟ حتی اگر 30درصد هم دور ریز داشته باشیم، سه برابر را جبران نمی کند. علاوه بر انکه ادعا می کنند: اغلب مردم از غذاهای دور ریخته شده استفاده می کنند! می گویند چرا برق صادر می کنید؟ برق کم است. از انسو هم می گویند: مصرف سرانه برق در ایران، چهار برابر میانگین جهانی است. واقعا چه خبر است؟ خودشان فراموشکار و احمق هستند، یا مردم را احمق می دانند؟ بنظر ما نه اینها احمق هستند نه مردم! بلکه عده ای مزدور: بی جیره مواجب بیگانگان، برای ضعیف نشان دادن: قدرت مدیریت اقتصادی در ایران، به اینگونه اظهار نظرها روی می آورند.

Feel the misery of a lot of blessings!

We had heard before that people do not want to be fattened, they are poor, and they feel miserable! But we did not know the asset, and the great blessing is misery. Especially as a master lady! An environmental expert says, "How unhappy is our nation: it has everything!" I was surprised by this master, like you, from the master of the Green Film Festival, but he repeated it repeatedly! To leave no doubt. They say the whole world is looking for new energies, although they have nothing! But we"re sorry to have everything high! Only the sunshine that sits in northern Iran is equal to the total sunshine that is France or Britain. The Iranians usually go to the shadows, but Germany is from the sun! He would say that because we have oil, so we are ignorant of other energies, and that"s a misfortune to us! And Ella Turkey has the highest income from solar energy! He was even saddened by the wind, saying, "Wind the Shahriar to Tehran!" Wind manjil or winds of Sistan and Baluchestan. It was angry that Iran had many hot springs. He even said, "Why do you make halal and home-made meals, and spend a lot for: your biggest room, which only: Nores are used.

It seems that these disbeliefs have nothing to do! Some mercenaries or ignorant people, all make a mockery of Iran: if we are lagging behind the world, we"re lucky if we are ahead of the world! For them, we do not have the indigenous industry (our cars are all imitation), and since we were in nuclear power, and we are among the first-ranking countries, we"re still miserable! Because, for example, we do not have the aloe Vera production, because we have four seasons and we have all the fruits, we"re still lucky! We"re lucky because we have oil! Because we do not have Facebook, we"re miserable. On the one hand, they say: Iran is a low-water country, and then they say that Iran"s per capita consumption of water in Iran is ten times the global average! At least once they do not ask themselves: If there is no water, then how much do you consume? The unemployment statistics are so high that they also increase the total number of active people, they also say: Instead of seventy million people, we have 80 million insurance directories! If people are unemployed, then what"s so insured? State of the art is as follows: 40% of people have diabetes, 50% of osteoporosis, 30% of blood diseases and 10% of AIDS. On the other hand, food consumption in Iran is three times the global average! If people are sick, how do they eat all this? Even the drug usage figures are multiplying. They do not ask themselves: Iranian people with this high consumption: why do they not eat food and medicine? On the other hand, 50% of Iranians are in poverty. And do not get enough protein. So what about these foods? Even if we have 30% off, it does not compensate three times. In addition to claiming: Most people use discarded foods! They say why do you export electricity? Low electricity. They also say: Per capita consumption in Iran is four times the global average. What is really going on? Are they forgetful and foolish, do they think stupid people? We do not think these are stupid people! Rather, the mercenaries: the lack of rationale for aliens, to weakly show: the power of economic management in Iran, are making such comments.

یشعر بؤس الکثیر من النعم !

کنا قد سمعنا قبل أن الناس لا یریدون أن تسمن، هم فقراء، ویشعرون بائسة! لکننا لم نکن نعرف الأصول، والنعمة العظیمة هی البؤس. خصوصا سید سیدة! ویقول خبیر بیئی: "کیف تعیس أمتنا: کل شیء!" فوجئت من هذا سید، مثلک، من سید مهرجان الفیلم الأخضر، لکنه کرر ذلک مرارا وتکرارا! لترک أی شک. یقولون إن العالم کله یبحث عن طاقات جدیدة، على الرغم من أنها لا تملک شیئا! ولکن نحن آسفون أن یکون کل شیء عالیة! فقط الشمس المشرقة التی تقع فی شمال إیران تساوی أشعة الشمس الکلیة التی هی فرنسا أو بریطانیا. الإیرانیون عادة ما یذهبون إلى الظلال، ولکن ألمانیا هی من الشمس! وقال إنه لأن لدینا النفط، لذلک نحن جاهلون من الطاقات الأخرى، وهذا هو سوء حظ لنا! و إیلا ترکیا لدیها أعلى دخل من الطاقة الشمسیة! کان حزین حتى من الریاح، قائلا: "ریح شهریار لطهران!" ریح، مانجیل، أو، الریاح، بسبب، سیستان، أیضا، بالوشستان. کان غاضبا أن إیران لدیها العدید من الینابیع الساخنة. حتى أنه قال: "لماذا تقومون بتناول الوجبات الحلال والبیت المنزلی، وتنفق الکثیر من أجل: أکبر غرفة، والتی تستخدم فقط: نوریس.

ویبدو أن هذه الکفر لا علاقة لها! بعض المرتزقة أو الجهلة، کلها تسخر من إیران: إذا کنا متخلفین عن العالم، ونحن محظوظون إذا کنا قبل العالم! بالنسبة لهم، لیس لدینا صناعة السکان الأصلیین (سیاراتنا هی کل التقلید)، وبما أننا کنا فی الطاقة النوویة، ونحن من بین الدول الأولى فی الترتیب، ونحن لا تزال محظوظا! لأنه، على سبیل المثال، لیس لدینا إنتاج الألوة فیرا، لأن لدینا أربعة مواسم ولدینا کل الثمار، ونحن ما زلنا محظوظین! نحن محظوظون لأن لدینا النفط! لأننا لم یکن لدیک الفیسبوک، ونحن بائسة. من ناحیة، یقولون: إیران بلد منخفض المیاه، ثم یقولون إن نصیب الفرد من استهلاک إیران للمیاه فی إیران هو عشرة أضعاف المعدل العالمی! مرة واحدة على الأقل أنها لا تسأل أنفسهم: إذا لم یکن هناک ماء، ثم کم کنت تستهلک؟ إحصاءات البطالة مرتفعة جدا لأنها أیضا زیادة العدد الإجمالی للنشطین، کما یقولون: بدلا من سبعین ملیون شخص، لدینا 80 ملیون الدلائل التأمین! إذا کان الناس عاطلین عن العمل، فما هو المؤمن علیه؟ وفیما یلی أحدث ما یمیز: 40 فی المائة من المصابین بالسکری، و 50 فی المائة من هشاشة العظام، و 30 فی المائة من أمراض الدم، و 10 فی المائة من الإیدز. من ناحیة أخرى، فإن استهلاک الأغذیة فی إیران هو ثلاثة أضعاف المتوسط ??العالمی! إذا کان الناس مریضین، کیف یأکلون کل هذا؟ حتى الأرقام تعاطی المخدرات تتضاعف. هم لا یسألون أنفسهم: الشعب الإیرانی مع هذا الاستهلاک العالی: لماذا لا یأکلون الغذاء والدواء؟ من ناحیة أخرى، 50? من الإیرانیین فی حالة فقر. ولا تحصل على ما یکفی من البروتین. فماذا عن هذه الأطعمة؟ حتى إذا کان لدینا 30? قبالة، فإنه لا تعوض ثلاث مرات. بالإضافة إلى المطالبة: معظم الناس استخدام الأطعمة المهملة! یقولون لماذا تصدرون الکهرباء؟ انخفاض الکهرباء. ویقولون أیضا أن نصیب الفرد من الاستهلاک فی إیران هو أربعة أضعاف المتوسط ??العالمی. ما الذی یحدث؟ هل هم النسیان والحمق، هل یعتقدون الناس غبی؟ نحن لا أعتقد أن هؤلاء الناس غبی! بدلا من ذلک، المرتزقة: عدم وجود مبرر للأجانب، لإظهار ضعیفة: قوة الإدارة الاقتصادیة فی إیران، وجعل هذه التعلیقات.

Bir çox xeyirxahl?q hissini hiss edin!

?vv?l e?itmi?dik ki, insanlar b?sl?nm?m?yi ist?mirl?r, yoxsul olurlar v? onlar ?ziyy?t ç?kirl?r! Amma biz aktivi bilmirdik v? böyük xeyirxahl?q sezildir. Xüsusil? usta xan?m kimi! ?traf mühit üzr? ekspert: "N? b?db?xt mill?timiz var, h?r ?ey var!" Ya??l Film Festival? ustad?ndan s?nin kimi s?n? bu master t?r?find?n t??ccübl?ndim, amma t?krarlad?! Heç ?übh? etm?. Onlar deyirl?r ki, bütün dünya yeni enerjil?r axtar?r, baxmayaraq ki, heç bir ?eyl?ri yoxdur! Amma h?r ?ey? gör? üzr ist?yirik! Yaln?z ?ran?n ?imal?nda oturan gün??, Fransa v? ya ?ngilt?r?nin ümumi gün??in? b?rab?rdir. ?ranl?lar ümumiyy?tl? kölg?l?r? gedirl?r, amma Almaniya gün??d?ndir! O deyir ki, bizd? neft oldu?undan, dig?r enerjil?rd?n x?b?rsizik v? bu bizim üçün bir b?db?xtlikdir! V? Ella Türkiy?nin gün?? enerjisind?n ?n yüks?k g?lirl?ri var! O, h?tta kül?yin k?d?rl?ndiyini dedi: "??hriyar? Tehranda kül?yin!" Kül?k manjil v? ya Sistan v? Baluxistanda kül?kl?r. ?ran?n bir çox isti bulaqlar? oldu?u q?z?bl?ndi. O, h?tta bel? dedi: "Niy? halal v? evd? haz?rlanan yem?kl?r edirsiniz v? çox ?eyl?r s?rf edirsiniz: yaln?z ?n böyük otaq: Nores istifad? olunur.

 

Görünür, bu küfrl?rin heç bir ?laq?si yoxdur! Çünki, m?s?l?n, aloe vera zavodumuz yoxdur, çünki dörd mövsüm var v? bütün meyv?l?rimiz var, biz h?l? ?ansl?y?q! Biz ?ansl?y?q, çünki bizd? neft var! Çünki bizd? Facebook yoxdur, biz ?ziyy?t ç?kirik. ?n az? bir d?f? özl?rin? soru?murlar: ?g?r su yoxdursa, n? q?d?r istehlak edirsiniz? Insanlar i?siz olduqda, n? q?d?r s??orta edilir? Statistika t?sdiq ki, onlar?n narahatl?qlar?: diabet, ?halinin 40 faizi, bir osteoporoz yüzd? 50 il? qan x?st?l?rin yüzd? 30: AIDS V..darnd on faizi! Dig?r t?r?fd?n, ?randa ?rzaq istehlak? üç d?f? qlobal s?viyy?d?dir! ?g?r insanlar x?st?dirl?rs?, bütün bunlar? nec? yeyirl?r? H?tta narkotik istifad? r?q?ml?ri çarp?r. Özl?rin? soru?urlar: bu yüks?k istehlak? olan ?ran xalq?: niy? yem?k v? d?rman yemirl?r? Dig?r t?r?fd?n, ?ranl?lar?n 50% -i yoxsulluqdad?r. V? kifay?t q?d?r zülal almay?n. Y?ni bu qidalar n?dir? 30% endirim olsa bel?, üç d?f? kompensasiya edilmir. Ça??r??dan ?lav?: Çox adam at?lm?? yem?kl?rd?n istifad? edir! Niy? elektrik ixrac edirsiniz? A?a?? elektrik. Onlar h?mçinin ?ran?n adamba??na istehlak?n?n dörd d?f? qlobal s?viyy?d? oldu?unu söyl?yirl?r. H?qiq?t?n n?dir? Onlar unutqan v? a??ls?z, a??ls?z insanlar deyirl?rmi? Biz bu axmaq insanlar oldu?una inanm?r?q! ?ksin?, muzdlular: ?cn?bil?r üçün mant???n olmamas?, z?if göst?rm?k: ?ran?n iqtisadi idar?etm? gücü bel? ??rhl?r edir.


» نظر

: چون اسکار و هالیوود، تحت سیطره صهیونیسم بین الملل هست، انتخاب

چرا نمی گذارند سینمای ملی ایران با ملت خود آشتی کند؟

مجری موقتی  که مدتی بجای مجری اصلی خانه سینما، جشن را مدیریت می کرد می گفت: ای سیاستمداران دست از سر سینما بردارید! این آدم کم حافظه، یادش رفته که همین حرف او سیاسی است. یعنی او سینمایی می خواهد که: مخاطب آن افراد خاصی باشند، نه همه مردم. وقتی مردم 98درصد رای به جمهوری اسلامی می دهند، سینما چرا باید راه دیگری برود؟ وقتی همه مردم ایران سخن از: حججی و سردار سلیمانی می گویند، چرا سینما نباید از آن بگوید؟ آیا سینما باید اخته باشد؟ تا این اقا راضی شود؟ البته خوب شد که رفت، والا حرف های نامربوط یک عده ناسینماگر! را می خواست به نام سینماگران حقنه کند، و از آبروی سینمای ایران، برای نیت های ناپاک خود استفاده کند. البته خانم مریلا زارعی، مانند یک مرد! در مقابل این طنازی های بیگانه پسند ایستاد، و با صدای رسا از مردم مظلوم میانمار، بحرین و یمن دفاع کرد و: نگذاشت دامن سینمای ایران، به به سترون بودن آلوده شود. باید از این شیرزن، قدر دانی شایسته ای بشود. البته دگر اندیشی در برخی رگه های جشن خانه سینما، خودی نشان داد ولی بسیار هوشمندانه و: مدیرانه از بروز آن جلوگیری شد. متاسفانه باید گفت دست های زیادی در کار است تا: سینما و تئاتر را از ارزشهای جامعه دور نگهدارد. یکی از دلایل مهم آن خواستگاه هنرهای فوق است. آنها می گویند چون سینما و تئاتر، از غرب آمده باید همانطور غربزده بماند. حتی برخی ها سعی کردند: نمادها را هم تغییر دهند و با: سینمای صد در صد غربی هماهنگ کنند! شاید انتخاب هارون یشایایی، اشاره ای به این نماد باشد: چون اسکار و هالیوود، تحت سیطره صهیونیسم بین الملل هست، انتخاب یک یهودی بعنوان رئیس جشن بزرگ: سینمای ملی ایران شاید یک پالس بود! همانطور که جوایز را به سمتی بردند تا: کار دیگران دیده نشود، و فقط فیلمی معرفی شود که: در اسکار برنده شده بود. ما در صدد تجزیه و تحلیل شرایط اعطای جایزه: به فیلم فروشنده نیستیم، که همگان حداقل بر این امر توافق دارند: در آن شرایط این جایزه کاملا سیاسی بود. اما می دانیم که هارون یشایایی، خود چنین قصدی نداشته که: بازیگر سیاست های بین المللی صهیونیزم: در عرصه فرهنگ و سینمای ملی ایران باشد. زیرا ایشان با اینکه در یک: خانواده مذهبی یهودی بدنیا آمده، و لی هرگز راهی جدای از ملت ایران را انتخاب نکرده. ایشان حتی در دوران انقلاب با اینکه رئیس بیمارستان سپیر یهودیان بود، ولی با ایجاد جامعه  روشنفکران یهود، راه همدلی را با انقلاب اسلامی ایران ادامه داد. لذا اگر کسانی می خواهند: به نام یهودیان، سینمای ملی ایران را مصادره نمایند، اشتباه می کنند. همانطور که مصادره برخی دیگر تحت: عنوان ارامنه اشتباه است. جهت دهی برخی از جوایز هم، شاید از آنجا ناشی می شد که: خانه سینما ملک خصوصی ساموئل خاچیکیان است، و از این راه خواسته اند بگویند: سینمای ملی ایران، سینمای ارامنه محور است. اینها هم اشتباه می کنند، زیرا همدلی مردم ایران همانطور که: بارها در تریبون جشن ملی خانه سینما هم اعلام شد، تمام این توطئه ها را خنثی می سازد. تئوری جدایی دینی، مذهبی و قومی وقبیله ای، در کل تاریخ ایران مردود بوده است. مردم ایران هزاران سال: همزیستی ادیان و مذاهب و اقوام را تجربه کرده اند. حتی برخی ها که می خواهند: سینمای ملی را به سنگر براندازی جمهوری اسلامی! تبدیل کنند هم اشتباه می کنند. درست است که شجریان صدا و آواز خوبی دارد، ولی دلیل ندارد که حمایت ایشان از: سران فتنه را فراموش کنیم. لااقل اگر ایشان اشتباه خود را می پذیرفت، راه دوری نمی رفت! ولی برخی تصور می کنند با آوردن: نام او رژیم جمهوری اسلامی متلاشی می شود.

Why not let Iran"s national cinema reconcile with its people?

Moderator in Pitti! For a long time, instead of managing the festivities, he would say, "Stop politicians from the cinema!" This little memory person remembers that this is his political message. That is, he wants cinema: the audience is certain people, not all people. When people give 98 percent of the vote to the Islamic Republic, why should another go to the cinema? When all the Iranian people say: Hajj and Suleimani say, why does not the cinema say it? Does the cinema need to be castrated? To be satisfied with this? Of course, it went fine, it went awry, the unrelated words of a sage! He wanted to be honest in the name of cinematographers, and to respect the cinema of Iran, for his unclean intentions. Mrs. Maryla Zarei, like a man! Faced with these alien voices, he defended the oppressed people of Myanmar, Bahrain and Yemen in a loud voice: not letting the cinema of Iran become contaminated with sterility. It must be appreciated from this shirt. Of course, repression in some streaks of the home of the cinema house was insider, but it was very clever and: the manager was prevented from occurring. Unfortunately, it must be said that there are many hands on in order to keep cinema and theater away from the values ??of society. One of the main reasons for this is the art of the above. They say that since the cinema and theater come from the West, it must remain as an overwhelming one. Even some tried to change the symbols and coordinate with: 100% western cinema! Perhaps the choice of Aaron Yashayi is to refer to this symbol: since Oscar and Hollywood are under the control of international Zionism, the choice of a Jew as the head of a great celebration: Iran"s national cinema was perhaps a pulse! As they took the prizes to: The work of others was not seen, and only a film was introduced: It won the Oscars. We are trying to analyze the award conditions: We are not the movie vendor, which everyone agrees at least: in that context, the award was completely political. But we know that Aaron Yashayi did not have such an intention: to be an actor of Zionist international politics: in the field of Iranian culture and cinema. Because he was born in one: a Jewish religious family, and Lee never chose a way apart from the Iranian nation. Even during the revolution, he was still the head of the Jewish Seperator Hospital, but with the establishment of a community of Jewish intellectuals, he continued to have sympathy with the Islamic Revolution of Iran. So if anyone wants to confiscate Iranian cinema as Jews, they make a mistake. As confiscated by others, the title of Armenians is wrong. The direction of some of the awards may also come from the fact that: The Cinema House is a private property of Samuel Khachikyan, and they have asked to say: Iranian cinema is based on Armenian cinema. They also make a mistake, because the sympathy of the Iranian people, as it has been repeatedly announced at the National Cinema House Celebration, will thwart all of these conspiracies. The theory of religious, religious, and ethnic separation has been rejected in the whole history of Iran. The Iranian people have experienced thousands of years: the coexistence of religions and religions. Even some who want to: nationalize the national cinema for the overthrow of the Islamic Republic! They make mistakes. It is true that Shajarian has a good voice and voice, but there is no reason to forget his support for the heads of intrigue. At least, if he accepted his mistake, the road would not go away! But some people think by bringing them: his name is split between the regimes of the Islamic Republic.

لماذا لا تسمح للسینما الوطنیة الإیرانیة بالتوفیق مع شعبها؟

مشرف فی بیتی! لفترة طویلة، بدلا من إدارة الاحتفالات، وقال انه یقول، "وقف السیاسیین من السینما!" هذا الشخص الذاکرة قلیلا یتذکر أن هذه هی رسالته السیاسیة. هذا هو، یرید السینما: الجمهور هو أشخاص معینین، ولیس کل الناس. عندما یعطی الناس 98 فی المئة من الأصوات للجمهوریة الإسلامیة، لماذا یجب أن یذهب آخر إلى السینما؟ عندما یقول کل الشعب الإیرانی: الحج والسلیمانی یقول، لماذا لا تقول السینما ذلک؟ هل تحتاج السینما إلى الإخصاء؟ أن تکون راضیا عن هذا؟ بطبیعة الحال، ذهبت على ما یرام، ذهبت أوری، کلمات لا علاقة لها من حکیم! أراد أن یکون صادقا باسم سینمائیین، واحترام سینما إیران، لنوایاه النجسة. السیدة ماریلا زاری، مثل رجل! فی مواجهة هذه الأصوات الغریبة، دافع عن الشعب المظلوم فی میانمار والبحرین والیمن بصوت عال: عدم السماح للسینما الإیرانیة تصبح ملوثة بالعقم. یجب أن یکون موضع تقدیر من هذا القمیص. بطبیعة الحال، کان القمع فی بعض الشرائط من منزل دار السینما من الداخل، لکنه کان ذکی جدا و: تم منع المدیر من الحدوث. ولسوء الحظ، لا بد من القول إن هناک الکثیر من الأیدی من أجل إبقاء السینما والمسرح بعیدا عن قیم المجتمع. وأحد الأسباب الرئیسیة لذلک هو فن ما سبق. یقولون أنه منذ السینما والمسرح یأتی من الغرب، یجب أن تبقى على أنها الساحقة. حتى حاول البعض تغییر الرموز والتنسیق مع: السینما الغربیة 100?! کما أخذوا الجوائز إلى: عمل الآخرین لم ینظر، وقدم فقط فیلم: فاز حفل توزیع جوائز الأوسکار. سنقوم بتحلیل شروط الجائزة: نحن لسنا بائع الفیلم، الذی یوافق الجمیع على الأقل: فی هذا السیاق، کانت الجائزة سیاسیة تماما. لکننا نعلم أن هارون یاشای لم یکن لدیها مثل هذه النیة: أن تکون فاعلا فی السیاسة الدولیة الصهیونیة: فی مجال الثقافة والسینما الإیرانیة. لأنه ولد فی واحد: عائلة دینیة یهودیة، ولم یختار لی أبدا وسیلة بعیدا عن الأمة الإیرانیة. حتى خلال الثورة، کان لا یزال رئیس مستشفى سیبیراتور الیهودی، ولکن مع إنشاء مجتمع من المثقفین الیهود، واصل تعاطفه مع الثورة الإسلامیة فی إیران. إذا کان أی شخص یرید مصادرة السینما الإیرانیة کیهود، فإنهم یرتکبون خطأ. کما مصادرة من قبل الآخرین، عنوان الأرمن هو الخطأ. کما أنهم یرتکبون خطأ، لأن تعاطف الشعب الإیرانی، کما أعلن مرارا فی احتفال دار السینما الوطنیة، سیحبط کل هذه المؤامرات. وقد رفضت نظریة الفصل الدینی والدینی والعرقی فی تاریخ إیران کله. لقد عاش الشعب الإیرانی آلاف السنین: التعایش بین الأدیان والأدیان. حتى بعض الذین یریدون: تأمیم السینما الوطنیة للإطاحة الجمهوریة الإسلامیة! إنهم یخطئون. صحیح أن شجاریان له صوت جید وصوت جید، ولکن لیس هناک ما یدعو إلى نسیان دعمه لرؤساء الدسیسة. على الأقل، إذا قبل خطأه، فإن الطریق لن یذهب بعیدا! ولکن بعض الناس یفکرون فی جلبهم: اسمه مقسم بین نظام الجمهوریة الإسلامیة .

N? üçün ?ran?n milli kinosunun xalq? il? bar??mas?na icaz? verm?y?siniz?

 

Pitti Moderatoru! Uzun müdd?t ??nlikl?rin idar? edilm?sinin ?v?zin? deyirdi: "Kino siyas?tçil?rini dayand?r?n!" Bu kiçik yadda? insan? onun siyasi mesaj oldu?unu xat?rlay?r. Y?ni kino ist?yir: tama?aç?lar h?r k?s deyil, mü?yy?n insanlard?r. ?nsanlar ?slam Respublikas?na yüzd? 98 s?s verdikd?, niy? ba?qa birinin kinoya getm?si laz?md?r? Bütün ?ranl?lar deyirl?r: H?cc v? Süleymani deyirl?r ki, kino n? deyir? Kino kastedilm?k laz?md?rm?? Bununla raz? olmaq m?? ?lb?tt? ki, yax?? ç?xd?, bir adac?n?n sözsüz sözl?ri qaç?rd?! O, sinematoqrafç?lar ad?na dürüst olmaq ist?yirdi v? ?ran?n kinosuna hörm?tsizlik etm?k niyy?tind? idi. Qad?n Maryla Zarei, bir insan kimi! Bu ?cn?bi s?sl?rl? üzl???n Myanma, B?hreyn v? Y?m?nin m?zlum xalq?n? yüks?k s?sl? müdafi? etdi v? ?ran kinosunun sterilliy? yoluxmas?na imkan verm?di. Bu köyn?kd?n t?qdir edilm?lidir. ?lb?tt? ki, kinoteatr?n b?zi evl?rind?ki repressiyalar iç?rid? idi, amma çox a??ll?d? v? menecerin qar??s? al?nd?. T??ssüf ki, kinoteatr? v? teatr? c?miyy?tin d?y?rl?rind?n uzaqla?d?rmaq üçün çox ?ll?r var. Bunun ?sas s?b?bl?rind?n biri yuxar?da göst?ril?n s?n?tdir. Onlar deyirl?r ki, kinoteatr v? teatr Q?rbd?n g?ldikd?n sonra, bu, çox a??r bir v?ziyy?td? qalmal?d?r. B?zil?ri b?zil?ri simvollar? d?yi?m?y? v? 100% q?rb kinosunu ?laq?l?ndirm?y? çal??d?lar! B?lk? d? Aaron Yashayinin seçimi bu simvola müraci?t etm?kdir: Oskar v? Hollivud beyn?lxalq sionizmin n?zar?ti alt?nda oldu?undan, bir y?hudi seçimi böyük bir bayram?n r?hb?ri olaraq seçilir: ?ran?n milli kinosu b?lk? d? bir n?bz idi! Onlar mükafatlar? ald?lar: Ba?qalar?n?n i?l?ri görüldü v? yaln?z bir film t?qdim edildi: Oscar qazand?. Biz mükafat ??rtl?rini t?hlil etm?y? çal???r?q: Biz h?r k?s ?n az raz? olan film sat?c?s? deyilik: bu kontekstd? mükafat tamamil? siyasi idi. Amma bilirik ki, Aaron Yashayi bel? bir niyy?ti olmad???n? bilm?di: Sionist beyn?lxalq siyas?t aktyoru olmaq: ?ran m?d?niyy?ti v? kino sah?sind?. Biri do?uldu?u üçün: bir y?hudi dini ail?si v? Lee heç bir zaman ?ran xalq?ndan ba?qa yol seçm?mi?dir. ?nqilab dövründ? h?tta Y?hudi Seperator X?st?xanas?n?n r?hb?ri idi, lakin y?hudi ziyal?lar?n?n bir c?miyy?tinin yarad?lmas? il? ?ran ?slam ?nqilab? il? s?daq?t göst?rm?y? davam etdi. Kims? ?ran kinolar?n? y?hudil?r??l qoymaq ist?yirs?, s?hv edirl?r. Ba?qalar t?r?find?n ?l qoyuldu?u üçün erm?nil?rin ad? yanl??d?r. B?zi mükafatlar?n istiqam?tl?rini d? göst?rm?k olar ki: Kino Evi Samuel Xaçikyan?n ??xsi mülkiyy?tidir v? onlar ?ran kinounun erm?ni kinosuna ?saslanmas?n? ist?di. Onlar da s?hv edirl?r, çünki ?ran xalq?n?n x?yallar?, Milli Kino Evind? qeyd olundu?u kimi d?f?l?rl? elan edilmi?di, çünki bu komplonun bütünlükl? qar??s?n? alacaq. Dini, dini v? etnik ayr?l?q n?z?riyy?si ?ran?n bütün tarixind? r?dd edildi. ?ran xalq? minl?rl? il ya?am??d?r: dinl?r v? dinl?rin birl??m?si. H?tta ist?y?nl?r: ?slam Respublikas?n?n devrilm?si üçün milli kinonun millil??dirilm?si! S?hv edirl?r. Do?rudur ki, Shajarian yax?? bir s?s v? s?si var, amma intriqan?n ba?ç?lar?na olan d?st?yini unutmaq üçün heç bir s?b?b yoxdur. ?n az?, ?g?r s?hvini q?bul ets?ydi, yol ged?rdi! Ancaq b?zi insanlar onlar? g?tirm?kl? dü?ünürl?r: ad? ?slam Respublikas? rejimi aras?nda bölünür.


» نظر

بازنشستگان کشوری، وام خودرو و دیگر تسهیلات را داشته باشند، ولی

مدیریت یکپارچه بازنشستگی

مدیریت صندوق های بازنشستگی در ایران، بسیار متعدد و جزیره ای می باشد که: این به نفع عدالت و سیاست های جمهوری اسلامی نیست. سازمان بازنشستگی نیروهای مسلح ، کشوری ، تامین اجتماعی، صدا و سیما حداقل 4مورد مهم آن است. در داخل سازمان بازنشستگی کشوری که: مشمولین آن کارمندان رسمی هستند، وزارت نفت صندوق خود را جدا کرده است! و این عدالت را به شدت زیر سوال برده است. افراد یا سازمان و یا صندوق های دیگری هم، هستند که به این جمع باید اضافه شود. حتی بیمه ها مانند بیمه ایران سالها است که تبلیغ می کند: با دو سال پرداخت حق بیمه بازنشسته شوید! که این امر بیشتر به یک فریب: تبلیغاتی می ماند تا یک استراتژی. یا حتی بیمه عمر.  لذا دلایل زیادی هست که باید: همه اینها یکی شوند و: تحت یک مدیریت واحد اداره، یا هماهنگی شوند. همانطور که دولت، لایحه نظام هماهنگ حقوق و دستمزد را داده، باید قانون یکپارچه مدیریت بازنشستگی را نیز، به مجلس محترم ارائه کند. معایب مهم نداشتن مدیریت یکپارچه، نداشتن زیربنای خدمت: برای سی سال یا کمتر است. مثلا وقتی بیمه ایران آن تبلیغ را می کند، اگر غلط باشد که اعتماد مردم را به: بیمه ها از بین می برد و: اگر درست باشد طبیعتا، همه سازمان های بازنشستگی زیر سوال می رود! وقتی وزارت نفت به بازنشستگان خود: حقوق های 10تا 20میلیونی می دهد، شکاف طبقاتی با یک بازنشسته فرهنگی یا خبرنگاری، به 20برابر می رسد. البته رئیس سازمان بازنشستگی کشوری، و شاید همه سازمان های مذکور، با ادغام یا یگپارچه سازی مخالف هستند! و اصلا قابل طرح نمی دانند، زیرا یکی از موانع آن کمبود: منابع مالی و یا نبود منابع است. علت دیگر ان تفاوت حقوق ها هست، وقتی کسی با حقوق 200میلیونی یا بیشتر، بازنشسته می شود طبیعی است که: تعیین حداقل حقوق بازنشستگی یعنی ماهی یک میلیون! امکان ندارد و اگر حق بیمه تابع: سه سال پرداخت آخر سال باشد، تفاوت حقوق های بازنشستگی تا 200برابر هم می شود. که این شکاف بزرگی در عدالت اجتماعی ایجاد می کند.  اما اصول اسلامی و انسانی ایجاب می کند که: همه 60ساله ها بازنشسته شوند، و پرداخت حقوق به آنان هماهنگ و: بدون شکاف عمیق باشد. برای این کار ابتدا شورای عالی حقوق و دستمزد: باید فعال شود، سپس نظام هماهنگ پرداختها اجرایی شود. حتی اگر این دو امکان پذیر نباشد، میتوان پینشهاد داد: درصد سهم بیمه شونده، برای همه یکسان شود. و سقفی برای آن تعیین گردد، تا در موقع بازنشستگی، همه با فاصله معقولی حقوق بازنشستگی دریافت نمایند. متاسفانه افرادی که حقوق بازنشستگی بالایی می گیرند، زمینه بهتری برای بازگشت به کار هم پیدا می کنند. یعنی رسما بازنشسته می شوند! ولی عملا به کار خود ادامه میدهند. و این به نفع کار فرما هم هست. زیرا اشتغال یک بازنشسته، هزینه های جانبی مانند بیمه و مالیات ندارد و: معمولا دستمزد کمتری هم دریافت می کند. لذا عدالت اجتماعی در اسلام حکم می کند: اولا همه کسانی که 30سال سابقه کار دارند، یا 60سال سن دارند بازنشسته شوند. و هیچ کسی بدون بازنشستگی نباشد. اگر بازنشسته ای مشغول به کار شد حقوق بازنشستگی او مسدود شود. کلیه سازمان های بازنشستگی، زیر نظر دولت و سازمان بازنشستگی کل باشند. کمک های مالی دولت هم تبعیض آمیز نباشد! بطوریکه بازنشستگان کشوری، وام خودرو و دیگر تسهیلات را داشته باشند، ولی باز نشسته های تامین احتماعی محروم باشند! یا باز نشستگان نیروهای مسلح، بن حکمت و بن های متفرقه دریافت کنند، ولی کارگران بازنشسته هیچ امتیازی نداشته باشند.

Integrated retirement management

The management of retirement funds in Iran is very numerous and islands: This is not in the interests of the justice and policies of the Islamic Republic. The Army, Retirement, Army, Retirement, Retirement, Atmosphere, Atleast, at least 4 critical cases. Inside the country"s retirement organization: its employees are official, the Ministry of Oil has separated its fund! And this has severely questioned the justice. Individuals or organization or other funds, which should be added to this sum. Even insurance, like insurance, has been advertising for many years: Pay two years of retirement! It"s more about deception: it"s advertising rather than a strategy. Or even life insurance. So there are a lot of reasons that need to be: all of these will be united: under a single departmental administration, or coordinated. As the government has given the bill to the coordinated payroll system, it must also submit to the Honorable Parliament an integrated pension management law. Disadvantages of unmanageable management, lack of service infrastructure: for thirty years or less. For example, when Iran"s insurance promotes it, if it"s a mistake to put people"s trust in: insurance: if it is true, naturally, all retirement organizations are questioned! When the oil ministry gives its retirees: salaries of 10 to 20 million, the class gap with a retired cultural or journalist is 20 times higher. Of course, the head of the State Retirement Administration, and perhaps all of these organizations, are opposed to merging or integrating! And they are not at all possible, because one of the obstacles is lack of funds or lack of resources. The other reason is the salary difference, when someone with a salary of 200 million or more is retired, it is natural that: the determination of the minimum pension, ie, a million fish! It is not possible and if the premium is subject to three years of payment at the end of the year, the difference in salaries will be up to 200 times. Which creates a huge gap in social justice. But Islamic and humanitarian principles require that: all 60 years old retire, and pay salaries to them in harmony: without a deep divide. To do this, the High Council of Payments must first be activated, then the coordinated system of payments will be implemented. Even if these two are not feasible, one can say: The percentage of the insured"s share is the same for everyone. And a ceiling for it, so that everyone gets a pension at a reasonable retirement age. Unfortunately, people who have high retirement pensions also have a better chance of returning to work. They are officially retired! But they are practically doing it. And this is also in the interest of working. Because retired jobs do not have side fees, such as insurance and taxes, and usually receive less wages. So, social justice is ruled out in Islam: First, all those who have 30 years of work experience, or 60 years of age, retire. And no one is without retirement. If he is retired, his retirement pension will be blocked. All retirement organizations are under the supervision of the government and the general retirement organization. Government grants are not discriminatory! So that the retirees of the country have car loans and other facilities, but they are not open to social security! Or the recruits of the armed forces, bin Hikmat and other bombers, but retired workers have no concessions.

الإدارة المتکاملة للتقاعد

إدارة صنادیق التقاعد فی إیران کثیرة جدا والجزر: وهذا لیس فی صالح العدالة والسیاسات فی الجمهوریة الإسلامیة. الجیش، التقاعد، الجیش، التقاعد، التقاعد، الحضور، والحضور هی على الأقل أربع قضایا هامة. داخل منظمة التقاعد فی البلاد: موظفیها رسمیة، وزارة النفط فصل صندوقها! وقد شکک هذا الأمر بشدة فی العدالة. الأفراد أو المنظمات أو الصنادیق الأخرى، والتی ینبغی أن تضاف إلى هذا المبلغ. حتى التأمین، مثل التأمین، وقد تم الإعلان لسنوات عدیدة: دفع عامین من التقاعد! انها أکثر عن الخداع: انها الإعلان بدلا من استراتیجیة. أو حتى التأمین على الحیاة. لذلک هناک الکثیر من الأسباب التی تحتاج إلى أن تکون: کل هذه سوف تکون موحدة: تحت إدارة واحدة من الإدارات، أو منسقة. وبما أن الحکومة قد قدمت مشروع القانون إلى نظام المرتبات المنسق، یجب علیها أیضا أن تقدم إلى البرلمان الموقر قانونا متکاملا لإدارة المعاشات التقاعدیة. عیوب الإدارة التی لا یمکن إدارتها، والافتقار إلى البنیة التحتیة للخدمة: لمدة ثلاثین عاما أو أقل. على سبیل المثال، عندما یشجع التأمین الإیرانی، إذا کان من الخطأ وضع ثقة الناس فی: التأمین: إذا کان صحیحا، وبطبیعة الحال، یتم استجواب جمیع منظمات التقاعد! وعندما تمنح وزارة النفط المتقاعدین: رواتب تتراوح بین 10 و 20 ملیون نسمة، فإن الفجوة الطبقیة مع ثقافی أو صحفی متقاعد أعلى ب 20 مرة. وبطبیعة الحال، فإن رئیس إدارة التقاعد فی الدولة، وربما کل هذه المنظمات، یعارضون الاندماج أو الاندماج! وهی لیست ممکنة على الإطلاق، لأن أحد العقبات هو نقص الأموال أو نقص الموارد. والسبب الآخر هو الفرق فی المرتبات، عندما یکون الشخص الذی یتقاعد 200 ملیون أو أکثر متقاعدا، فمن الطبیعی أن: تحدید الحد الأدنى للمعاش، أی ملیون الأسماک! ومن غیر الممکن وإذا کانت العلاوة خاضعة لثلاث سنوات من الدفع فی نهایة السنة، فإن الفرق فی المرتبات سیصل إلى 200 مرة. مما یخلق فجوة هائلة فی العدالة الاجتماعیة. ولکن المبادئ الإسلامیة والإنسانیة تتطلب ما یلی: کل 60 سنة تقاعد، ودفع الرواتب لهم فی وئام: دون انقسامات عمیقة. وللقیام بذلک، یجب أولا تفعیل المجلس الأعلى للمدفوعات، ثم تنفیذ نظام المدفوعات المنسق. حتى لو لم یکن ذلک ممکنا، یمکن للمرء أن یقول: نسبة حصة المؤمن هو نفسه بالنسبة للجمیع. وسقف لذلک، بحیث یحصل الجمیع على المعاش فی سن التقاعد معقول. ولسوء الحظ، فإن الأشخاص الذین لدیهم معاشات تقاعدیة عالیة أیضا لدیهم فرصة أفضل للعودة إلى العمل. هم متقاعدون رسمیا! لکنهم یقومون بذلک عملیا. وهذا أیضا فی مصلحة العمل. لأن الوظائف المتقاعدة لا تحمل رسوما جانبیة، مثل التأمین والضرائب، وعادة ما تحصل على أجور أقل. لذلک، یستبعد العدل الاجتماعی فی الإسلام: أولا، کل أولئک الذین لدیهم 30 عاما من الخبرة فی العمل، أو 60 سنة من العمر، والتقاعد. ولا أحد دون التقاعد. وإذا تقاعد، فإن معاشه التقاعدی سیحظر. وتخضع جمیع منظمات التقاعد لإشراف الحکومة والمنظمة العامة للتقاعد. المنح الحکومیة لیست تمییزیة! حتى أن المتقاعدین من البلاد لدیها قروض السیارات وغیرها من المرافق، لکنها لیست مفتوحة للضمان الاجتماعی! أو المجندین من القوات المسلحة، بن حکمت وغیرها من القاذفات، ولکن العمال المتقاعدین لیس لدیهم تنازلات .

?nteqrasiya pensiya idar? olunmas?

?randa pensiya fondlar?n?n idar? olunmas? çox sayda v? adalard?r: Bu ?dal?t v? ?slam Respublikas?n?n siyas?tind? deyildir. Ordu, Pensiya, Ordu, T?qaüd, T?qaüd, Atmosfer, Atleast, ?n az 4 kritik v?ziyy?t. Ölk?nin t?qaüdçü t??kilat?nda: i?çil?ri r?smi, Neft Nazirliyi öz fondunu ay?rd?! Bu da ?dal?ti ciddi ??kild? sor?ulad?. Bu m?bl????lav? edilm?li olan f?rdi v? ya t??kilat v? ya dig?r fondlar. S??orta kimi, h?tta s??orta, uzun ill?r reklam olunur: iki il pensiya öd?m?k! Aldanma haqq?nda daha çox m?lumat: bir strategiya deyil, reklamd?r. H?tta h?yat s??ortas?. Buna gör? bir çox s?b?bl?r var: bunlar?n ham?s? vahid bir vahid idar?nin alt?nda v? ya koordinasiya olunacaq. Hökum?t raz?la?d?r?lm?? ?m?k haqq? sistemin? qanun layih?sini t?qdim etdikd?, Hörm?tli Parlament? d? vahid pensiya idar?etm? qanununu t?qdim etm?lidir. ?dar? edilm?y?n idar?etm?nin çat??mazl???, xidm?t infrastrukturunun olmamas?: otuz il v? ya daha az. M?s?l?n, ?ran?n s??ortas? bunu t??viq ed?rk?n, insan?n t?hlük?sizliyin? güv?nm?k s?hv olarsa: s??ortaç?lar, ?g?r t?bii ki, bütün pensiya t??kilatlar? sor?ulan?r! Neft Nazirliyi t?qaüdçül?r? verdiyi zaman: 10 il? 20 milyon maa?, t?qaüdçü bir m?d?niyy?t v? ya jurnalist il? sinif bo?lu?u 20 qat daha yüks?kdir. ?lb?tt? ki, Dövl?t Pensiya ?dar?sinin r?hb?ri v? b?lk? d? bu t??kilatlar?n ham?s? birl??m?y? v? ya inteqrasiyaya qar?? ç?x?r! V? mümkün olmur, çünki mane?l?rd?n biri fonlar?n olmamas? v? ya resurslar?n olmamas?d?r. Dig?r s?b?b 200 milyon v? ya daha çox ?m?k haqq? olan birinin t?qaüd? ç?xd??? zaman ?m?k haqq? f?rqi, t?bii ki: minimum pensiyan?n t?yin edilm?si, y?ni milyon bal?q! Mümkün deyil v? mükafat ilin sonunda üç illik öd?ni?? m?ruz qalarsa, ?m?k haqq? f?rqinin 200 d?f? olaca?? gözl?nilir. ?ctimai ?dal?td? böyük bir bo?luq yarad?r. Ancaq ?slam v? humanitar prinsipl?r t?l?b edir: bütün 60 ya?l? t?qaüdçü v??m?k haqq?n? onlara uy?un olaraq öd?yirl?r: d?rin bölünm?d?n. Bunu etm?k üçün Yüks?k ?dar?etm? ?uras? ?vv?lc? aktivl??dirilm?li, sonra öd?ni?l?rin ?laq?l?ndirilmi? sistemi t?tbiq olunacaqd?r. Bu iki mümkün olmad?qda bel? dey? bil?rsiniz: S??ortal?n?n s?hml?rinin pay? h?r k?s üçün eynid?r. V? bunun üçün bir tavan var, buna gör? h?r k?s bir pensiya pensiyas? al?r. T??ssüf ki, yüks?k pensiya pensiyas? olan insanlar da i?? qay?d?rlar. Onlar r?smi olaraq t?qaüd? ç?xd?! Ancaq bunlar praktiki olaraq bunu edir. V? bu, i? üçün d? maraql?d?r. T?qaüdçü i?l?rd? s??orta v? vergil?r kimi yan haqlar olmad??? v? ad?t?n daha az ?m?k haqq? ald??? üçün. Bel?likl?, ?slamda sosial ?dal?t ittiham olunur: Birincisi, 30 il i? t?crüb?si olan v? ya 60 ya?? olan h?r k?s t?qaüd? ç?x?r. Heç kim pensiya alm?r. T?qaüdçü olsayd?, onun t?qaüd pensiyas? ba?lanacaq. Bütün t?qaüdçü t??kilatlar hökum?tin v? ümumi t?qaüd t??kilat?n?n n?zar?ti alt?ndad?r. Hökum?t qrantlar? ayr?-seçkilik deyil! Ölk?nin t?qaüdçül?ri avtomobil kreditl?ri v? dig?r obyektl?ri var, amma onlar sosial t?minata aç?q deyil! V? ya silahl? qüvv?l?rin, bin Hikm?t v? dig?r bombardmanç?lar?n t?qaüdçüsü, amma t?qaüdçü i?çil?r güz??t vermir.

 

 


» نظر

دست از سر مردم بردارید! مردم هیچ کاری از دستشان بر نمی آید

افزایش تاب آوری زمین با: عملیات پیشگیرانه.

سیل و زلزله و طوفان و سونامی و آتشفشان، بخشی از تهدید هایی زندگی بشری است که: از سوی طبیعت به او وارد می شود. لذا برای اینکه یک انسان متولد شود، رشد کند و زنده بماند! باید با همه تهدید ها از درون و: بیرون و طبیعت مبارزه کند. در برخی از این مبارزات، راه حل پیشگیرانه وجود دارد، و به آن توجه شده مانند: بهداشت که وسیله یا ابزاری است که: انسان را قادر می کند: از مقابل بیماریها دور شود. از نظر مسئولان پزشکی همیشه: پسشگیری بهتر و کم هزینه تر از درمان است. در امور دفاعی و تهدیدات انسانی فرامرزی هم، عملیات پیشگیرانه کاملا موفق تر است. حضرت علی ع می فرماید: کسی که در خانه خود با دشمن بجنگد، ذلیل خواهد شد. به همین دلیل مسئولان کشورها، ترجیح می دهند دشمن را در بیرون از بین ببرند. یا زمینه حمله او را نابود کنند. شهید حججی، یک نمونه از این پیشگیری ها است، وی خودش می نویسد: ما رفتیم تا داستان: خرابه های شام تکرار نشود. کسانی که مخالف اعزام مدافعین حرم هستند، مانند بنی صدر می خواهند: ابتدا دشمن حمله کند و زن و فرزندان را از بین ببرد! زیرا بنی صدر می گفت: ما در سرزمین خودمان، بهتر می توانیم با دشمن مبارزه کنیم! متاسفانه در مورد بلایای طبیعی، اصلا به این موضوع فکر نشده! اگر هم صحبتی شده در حد آکادمیک و: فرس ماژور بوده مثلا می گویند: زلزله چند ثانیه طول می کشد و: ما اگر بتوانیم در این چند ثانیه! خود را آماده کنیم. آنها می گویند: بلایای طبیعی دست ما نیست، ولی آمادگی که با ما است. و این، بدتر، روحیه ها را تضعیف می کند. یعنی هرچه قدر مانور زلزله برای آمادگی! بیشتر شود، علاوه بر اینکه هزینه زندگی مردم بالا تر می رود، اثرات روانی مخربی بر: امید به زندگی و فعالیت های بلند مدت می گذارد. در حالیکه عملیات پیشگیرانه، به زمان های بسیار زیادی دست رسی دارد. همه بلایای طبیعی، در یک امر مشترک هستند: آنها انرژی متراکمی هستند که: در طول مدتهای مدیدی انباشته می شوند، و اگر شرایط فراهم شد، در عرض چند ثانیه یا چند ساعت، این انرژِی را آزاد می کنند. بنابر این ما می توانیم اولا :جلوی شرایط را بگیریم، ثانیا جلوی انباشته شدن را هم بگیریم. وقتی در طارم زلزله شد، فجایعی به بار آمد، اما در روستای ماهین از توابع طارم، اتفاق مهمی نیافتاد! زیرا همه خانه ها آغل یازاغه داشتند! و این موجب شده بود مانند یک موج شکن، موج زلزله گرفته شود، و در این آغل ها رها شود. اگر ما بتوانیم کانالی حفر کنیم که: آب های حاصل از ذوب یخهای قطب شمال را، به آرامی به کویر لوت منتقل کند، دیگر چیزی بنام سیل یا فرسایش یا: گسل و رانش زمین نخواهیم داشت. اگر مرکز بحران طوفانها و سونامی ها، شناسایی و با تونل های هوا، آنها را به مرور تخلیه کنیم، سونامی بوجود نمی اید. به عبارت ساده تر اگر مسیر آتش فشان را، قبل از قله در یکی از دره ها باز کنیم، تا مواد مذاب آرام از ان خارج شوند، دیگر آتش فشانی بوجود نمی آید. مواد مذاب را هم رایگان! به کارخانه های ذوب فلزات می فرستیم، و از انها قالب می گیریم. اگر هواکش های مکنده بزرگی را، در میدان های پر از آلودگی هوا بگذاریم، می توانیم آنها را به فیلترهایی هدایت کنیم تا: از ذرات سربی موجود در هوا، شمش سرب تولید کند! یکی از دلایلی که تهران، با وجود گسل های فراوان، شاهد زلزله نیست، همین است که در تهران، قنات های فراوانی هست، که آب و هوا و گرمای زمین را رد می کند. مخصوصا الان که برای فاضلاب و مترو نیز، تونل کنده شده. بیایید دست از سر مردم بردارید! مردم استرس هم داشته باشند، باز هم هیچ کاری از دستشان بر نمی آید. بجای آن بودجه فراهم کنید و: پیشگیرانه عمل کنید. البته طرح تفشیلی آنها هم موجود است

Increasing Earth"s Resilience with: Preventive Operations.

Flood, earthquake, storm, tsunami and volcano are part of the human life threats that come from nature. Therefore, to be born, a human being grows up and survives! It must fight all kinds of threats from within and out: out and nature. In some of these campaigns, there is a preventive solution, and it is considered that health is a means or means that enables a person to: get away from illness. From the viewpoint of the medical authorities, always: it is better and less costly than treatment. In defensive and transboundary human threats, preventive action is all the more successful. Imam Ali says: "One who will fight the enemy in his house will be reduced." For this reason, country officials prefer to thwart the enemy. Or destroy the background of his attack. Martyr Hajji is an example of this, he writes: "We went to the story:" The ruins of dinner do not repeat. Those who oppose the dispatch of shrine defenders, like Bani-Sadr, want to attack the enemy first and kill the woman and children! Because Bani-Sadr said: "We can better fight the enemy in our land!" Unfortunately, in the case of natural disasters, you have not even thought about this! If the talk is academic, and Fers Major, say: earthquakes take a few seconds and: We can, if we can, in these seconds! Prepare ourselves. They say: Natural disasters are not our hands, but the readiness is with us. And this, worse, weakens the spirits. That is, the magnitude of earthquake maneuvering to prepare! In addition to the higher cost of living, the devastating effects on life expectancy and long-term activities. While preemptive operations take a lot of time. All natural disasters are in common: they are dense energy: they accumulate over time and, if conditions are provided, they release this energy in a matter of seconds or several hours. So, we can first: stop the situation, and secondly, avoid accumulation. When the earthquake struck in Tarom, catastrophes occurred, but in the Mahin village of Tarom functions, there was no major accident! Because all the houses had a underground house ! And this would have led to a earthquake wave like a breaker, and it would be abandoned in these pens. If we can dig a canal to slowly move the Arctic ice melt to the Lut desert, there is no longer a flood or erosion: there will be no fault or thrust. If the center of the storm and tsunami crisis is detected and deployed with air tunnels, then they will not be tsunami. Simply put, if you open the volcanic path ahead of the summit in one of the valleys, so that the molten material can leave it quietly, there will no longer be fire. Free melting material! We send metal melting plants and mold them. If we put large suction fans in air-filled fields, we can direct them to filters to produce lead ingots from airborne particles! One of the reasons why Tehran, despite numerous faults, is not an earthquake is that there are many aqueducts in Tehran that reject the weather and heat of the earth. Especially for the tunnel for the sewage and the subway. Let"s get rid of people! People have stress, they still do nothing. Provide a budget instead: Prevent it.

زیادة مرونة الأرض مع: العملیات الوقائیة .

الفیضانات والزلازل والعواصف والتسونامی والبرکان هی جزء من تهدیدات الحیاة البشریة التی تأتی من الطبیعة. لذلک، أن یولد، إنسان یکبر ویعیش! یجب أن تحارب جمیع أنواع التهدیدات من الداخل والخارج: خارج والطبیعة. وفی بعض هذه الحملات، یوجد حل وقائی، ویعتبر أن الصحة وسیلة أو أداة تمکن الشخص من: الابتعاد عن الأمراض. من وجهة نظر السلطات الطبیة، دائما: هو أفضل وأقل تکلفة من العلاج. وفی مجال التهدیدات البشریة الدفاعیة والعابرة للحدود، یکون العمل الوقائی أکثر نجاحا. یقول الإمام علی: "من سیقاتل العدو فی بیته سیخفض". ولهذا السبب، یفضل المسؤولون القطریون إحباط العدو. أو تدمیر خلفیة هجومه. الشهید حاجی هو مثال على ذلک، یکتب: "ذهبنا إلى القصة:" أطلال العشاء لا تکرر. أولئک الذین یعارضون إیفاد المدافعین عن الضریح، مثل بنی الصدر، یریدون مهاجمة العدو أولا وقتل النساء والأطفال! لأن بنی الصدر قال: "یمکننا محاربة العدو فی أرضنا بشکل أفضل!" لسوء الحظ، فی حالة الکوارث الطبیعیة، لم تکن قد فکرت حتى فی هذا! إذا کان الحدیث أکادیمی، و فیرس ماجور، ویقول: الزلازل یستغرق بضع ثوان و: یمکننا، إذا استطعنا، فی هذه الثوانی! إعداد أنفسنا. یقولون: الکوارث الطبیعیة لیست أیدینا، ولکن الاستعداد معنا. وهذا أسوأ، یضعف الأرواح. وهذا هو، وحجم المناورة الزلزال لإعداد! وبالإضافة إلى ارتفاع تکالیف المعیشة، فإن الآثار المدمرة على متوسط ??العمر المتوقع والأنشطة الطویلة الأجل. فی حین تستغرق عملیات وقائیة الکثیر من الوقت. جمیع الکوارث الطبیعیة مشترکة: فهی طاقة کثیفة: فهی تتراکم بمرور الوقت، وإذا تم توفیر الظروف، فإنها تطلق هذه الطاقة فی غضون ثوان أو عدة ساعات. لذلک، یمکننا أولا: وقف الوضع، وثانیا، وتجنب تراکم. عندما اندلع الزلزال فی تاروم، وقعت کارثة، ولکن فی قریة ماهین وظائف تاروم، لم یکن هناک شیء مهم. لأن جمیع المنازل لدیها کوخ أو الأحیاء الفقیرة! وهذا من شأنه أن یؤدی إلى موجة زلزال مثل الکسارة، وأنه سیتم التخلی عنها فی هذه الأقلام. إذا کنا نستطیع حفر قناة لنقل ببطء ذوبان الجلید فی القطب الشمالی لصحراء لوت، لم یعد هناک الفیضانات أو تآکل: لن یکون هناک أی خطأ أو التوجه. إذا تم الکشف عن مرکز العاصفة وأزمة تسونامی ونشرها مع أنفاق الهواء، فإنها لن تکون تسونامی. ببساطة، إذا قمت بفتح المسار البرکانی قبل القمة فی واحدة من الودیان، بحیث المواد المنصهرة یمکن أن تترکه بهدوء، لن یکون هناک النار. مجانا ذوبان المواد! نرسل المعادن ذوبان النباتات وقوالب لهم. إذا وضعنا مراوح شفط کبیرة فی حقول ملیئة بالهواء، یمکننا توجیهها إلى مرشحات لإنتاج سبائک الرصاص من الجسیمات المحمولة جوا! أحد الأسباب التی تجعل طهران، على الرغم من العیوب العدیدة، لیست زلزالا، هو أن هناک العدید من القنوات فی طهران التی ترفض الطقس والحرارة من الأرض. وخاصة بالنسبة لنفق للصرف الصحی ومترو الانفاق. دعونا التخلص من الناس! الناس لدیهم الإجهاد، فإنها لا تزال تفعل شیئا. قدم میزانیة بدلا من ذلک: منعها.

Yerin möhk?mliyini art?rmaq: ?m?liyyat ?m?liyyatlar?.

 

T?l?b?, z?lz?l?, f?rt?na, tsunami v? vulkan t?bi?td?n g?l?n insan h?yat? t?hdidl?rinin bir hiss?sidir. Buna gör? d? do?ulacaq bir insan böyüyür v? sa? qal?r! ?ç?rid? v? xaricind? h?r cür t?hdidl?r? qar?? mübariz? aparmaq laz?md?r: h?yata v? t?bi?t?. Bu kampaniyalar?n b?zil?rind? bir önl?yici h?ll var v? sa?laml?q insana imkan ver?n vasit?l?r v? ya vasit?dir: x?st?likl?rd?n uzaq durun. Tibbi orqanlar?n bax?m?ndan h?mi??: müalic?d?n daha yax?? v? daha az x?rclidir. Müdafi? v? transs?rh?d insan t?hlük?l?rind?, profilaktik t?dbirl?r daha da u?urlu olur. ?mam ?li (?leyhis-salam) deyir: "Dü?m?nl? evind? mübariz? aparan bir k?s azalacaq". Buna gör? ölk? r?smil?ri dü?m?n? qar?? ç?xmaq ist?mi?l?r. V? ya onun hücum fonunda m?hv. ??hid Hac? bu nümun?dir, yaz?r: "Hekay?y? getdik:" Yem?k xarabal?qlar? t?krarlanmaz. Bani-Sadr kimi ibad?tgah müdafi?çil?rinin gönd?rilm?sin? qar?? ç?xanlar ?vv?lc? dü?m?n? hücum etm?k v? qad?n v? u?aqlar? öldürm?k ist?yirl?r! Bani-Sadr dedi: "Dü?m?nimizi torpaqlar?m?zda daha yax?? mübariz? apara bil?rik!" T??ssüf ki, t?bii f?lak?t hal?nda bel? dü?ünm?diniz! Dan???q akademik olsayd? v? Fers Major deyirl?r: z?lz?l?l?r bir neç? saniy? ç?kir v? biz mümküns?, bu saniy?d? mümkündür! Özümüzü haz?rlay?n. Onlar deyirl?r: T?bii f?lak?tl?r bizim ?limizd? deyil, haz?rl?q is? biziml?dir. V? bu, daha pis, ruhlar? z?ifl?yir. Y?ni, z?lz?l? manevrinin haz?rlanmaq üçün böyüklüyü! Ya?ay?? x?rcl?ri il? yana??, h?yat?n uzunlu?u v? uzunmüdd?tli f?aliyy?tl?r? d? d?h??tli t?sir göst?rir. Preemptiv ?m?liyyatlar çox vaxt apar?r. Bütün t?bii f?lak?tl?r ortaqd?r: onlar s?x enerjid?r: zamanla y???l?rlar v? ??rtl?r t?min edil?rs?, bu enerjiyi saniy? saniy? v? ya bir neç? saatda azad edirl?r. Bel?likl?, biz birinci ola bil?rik: v?ziyy?ti dayand?rmaq, ikincisi, y???lmamaqdan ç?kin. Taromda ba? ver?n z?lz?l?d? f?lak?tl?r ba? verdi, ancaq Tarin k?ndinin Mahin k?ndind? f?aliyy?t göst?r?n bir ?ey yox idi. Çünki bütün evl?rd? bir köp?k v? ya bir çirkab var idi! V? bu bir açar kimi bir z?lz?l? dal?as?na s?b?b olard? v? bu q?l?ml?rd? t?rk edil?c?kdi. Arctic buzunu yava?-yava? Lut drenin? ç?xarmaq üçün bir kanal ç?xarmaq olarsa, da?q?n v? ya eroziya yoxdur: heç bir günah v? ya itme olmaz. F?rt?na v? sunami böhran?n?n m?rk?zi a?kar edildikd? v? hava tunell?rin? yerl??diril?rs?, onda tsunami olmayacaq. Sad? bir ??kild?, zirv?d?n vadil?rd?n birind? zirv?d?n ?vv?l vulkan yolunu açarsan?z, erimi? material sükun?tl? buraxa bil?rs?, art?q at?? olmayacaq. Pulsuz ?rim? material?! Biz metal ?rim? bitki gönd?ririk v? onlar? kal?p. Hava dolu sah?l?rd? böyük suq?buledici p?rd?l?r qoysaq, onlar? havadan hiss?cikl?rd?n qur?u?un külç?l?r ç?xarmaq üçün filtrl?r? yön?ld? bil?rik! Tehran çoxsayl? qüsurlara baxmayaraq z?lz?l? olmas?n?n s?b?bl?rind?n biri d? Tehranda yerin hava v? istiliyini r?dd ed?n bir çox su k?m?ri var. Xüsusil? kanalizasiya v? metro üçün tunel üçün. ?nsanlar? qurtaraq! ?nsanlar stress ya?ay?r, h?l? d? heç bir ?ey etm?zl?r. ?v?zind? bir büdc? t?min edin: qar??s?n? almaq. . ?lb?tt?, onlar da mövcuddur


» نظر

برنامه ریزی و هدایت و کنترل در اسلام، جهش یافته و تراریخته است

غدیر خم سه روز است!

وقتی پیامبر خواست جانشین خود را معرفی کند، کمی هراسان بود تا مبادا مخالفان علی ع، همه چیز را بهم بریزند. زیرا همه آنها در جنگهای مختلف، کشته ای به دست علی ع داشتند و: به اصطلاح دشمن خونی بودند. لذا چند بار جبرائیل آمد و گفت: جانشینی امام علی را اعلام کن! و به تعویق نیانداز، تا اینکه آیه نازل شد: آگر آنچه را که به تو گفتیم، اعلام نکنی رسالت تو زیر سوال می رود: که گویا اصلا انجام ندادی! پیامبر بازهم به تعویق انداخت، تا اینکه آیه نازل شد: از مردم نترس خدا ترا از دست مردم حفظ می کند. از اینرو سخنی که قرار بود در: منی یا مکه گفته شود، ناچار در مسیر برگشت قرار گرفت: یعنی مردمی که رفته بودند دعوت به برگشت شدند، و ایستادند تا نیامده ها هم برسند. و سه روز مردم را در سخنرای غدیر خم، زیر آفتاب گرم نگهداشت تا سخنان طولانی خود را باز گو کند. البته روز اصلی که مردم با علی ع بیعت کردند، همان روز دهم ذی الحجه سال حجت الوداع است. و این نشان می دهد: برنامه ریزی و هدایت و کنترل در اسلام، جهش یافته و تراریخته است چنانچه مدیریت آن و: عناصر و اصول آن هم جهش یافته است، و فوق مدرنیسم است. مشخصات این برنامه ریزی آن است که: طرح کلی آن برای تمام طول تاریخ! مشخص و اعلام شده است.  برنامه ریزی در علم مدیریت! روش راهبردی است برای جدا شدن از: وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب. اما در برنامه ریزی الهی، همه اینها مطلوب هستند و به دنبال یکدیگر و: لازم و ملزوم می باشند. آینده پژوهی در اسلام بدون هیچ زحمتی کل تاریخ و: حتی فرا تاریخ را در بر می گیرد. ولی آینده نگری در مدیریت علمی! فقط احتمالات است. از نظر ما برنامه از آدم تا خاتم  و قائم مشخص است، وهرکس باید در این مسیر گام بردارد و: کسانی که از این مسیر منحرف شوند، خود را نابود می کنند. پیامبر اسلام در همین خطبه غدیر، سه بار نام مهدی عج را می برد، کسی که هنوز به دنیا نیامده! و 245سال بعد به دنیا خواهد آمد. برنامه ریزی به قدری روشن است که: پیامبر از احوالات زمان ما هم خبر داده است. هر حادثه مهمی اتفاق می افتد، ریشه آن در کتب حدیث و روایات و: تفاسیر عینا ذکر شده که برخی دانشمندان خوش ذوق، آنها را در رسانه ها هم مطرح کرده اند. مثلا قیام امام خمینی به عنوان: مردی از قم قیام می کند آمده. گروه داعش به عنوان یاران پرچم های سیاه! ذکر شده و حتی جنایات آنان گفته شده، پیامبر فرمود: هرگاه این گروه با پرچم های سیاه را دیدید: که کشتار می کنند، تنها به فارس ها پناه ببرید، زیرا دولت ما با آنها است. لذا به همین دلیل است که دولت: نوپای جمهوری اسلامی به تنهایی توانسته: تا کنون چهل سال در برابر همه: برنامه ریزی های استادان دنیا بایستد، و برنامه خود را پیش ببرد. مدیریت و برنامه در اسلام هیچگاه تعطیل نیست. زیرا پیامبر فرموده: من بین شما دو عنصر اساسی را باقی گذاشتم : کتاب خدا(بعنوان برنامه زندگی ) و :عترت و خاندان خودم. (بعنوان مدیران و اجرا کنندگان آن برنامه) و این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد.(لن یفترقا حتی یراد علی الحوض) یعنی الان هم که قران وجود دارد، حتما امام هم وجود دارد و آن را اجرا می کند. هرچند که ما آن را نبینیم! زیرا عده ای در همان اوایل، خواستند که این دو را جدا کنند، گفتند: کتاب خدا ما را بس است! نیازی به مجری و یا مدیر نداریم. الان هم ممکن است عده ای بگویند: که قران کافی است و: امام زمان عج افسانه است! اما چیزی از حقیقت کم نمی شود، و گفته پیامبر دروغ نمی شود، و این گفته آنقدر تکراری است که: همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی، آن را حفظ هستند مگر گروه داعش و اربابان آنها، که نفع خود را در: فراموشی یا مخالفت با آن می بینند.

Ghadir is bent over three days!

When the Prophet asked to nominate his successor, he was a little afraid that the opponents of Ali would dispose of everything. Because they were all killed in Ali"s hands in various wars, and so-called enemies of blood. So how many times did Gabriel come and say: Declare the succession of Imam Ali! And do not delay until the verse is revealed: if you do not declare what you said, your mission is questioned: as if you did not do it at all! The Prophet still delayed until the verse came down: do not be afraid of people, God will protect them from the people. Therefore, the saying that was supposed to be called "semen" or "Mecca" was forced to return to the path: the people who had gone were invited to return, and stood to reach the non-believers. And for three days, he kept the people in Ghadir Khom"s speech under the hot sun to open his long speeches. Of course, the main day that people gave allegiance to Ali is the same day of the tenth anniversary of Hijat al-Wada. And this shows: Planning, guidance and control in Islam are mutated and transgenic if its management, its elements and principles are mutated, and ultramodernism. The profile of this program is: its outline for the entire history! Specified and announced. Planning in management science! A strategic approach is to separate from: the status quo and achieve the desired status. But in divine planning, all of this is desirable and looking for each other and: necessary and necessary. Futurist studies in Islam without the hassle of the whole history and even meta-history. But the prospect of scientific management! Only probabilities. From our point of view, the program is clear from Adam to Khatam and Qa"im, and one has to step in this direction: those who deviate from this path will destroy themselves. The Prophet of Islam in the same sermon of Ghadir takes the name Mahdi Ajz three times, who has not yet been born! And will be born 245 years later. Planning is so clear that: The Prophet has also informed us of the times of our time. Every major incident happens, its origins are in the books of hadith and narrations, and there are some similarities that some well-known scholars have raised in the media. For example, Imam Khomeini"s uprising came as a man rising from Qom. ISIL Group as black flags! It is mentioned, and even their crimes are said, the Prophet said: If you saw this group with black flags: they would kill only refuge in Persians, because our government is with them. That is why the government: The newly formed Islamic Republic alone has been able to: stand for forty years before all: plan for the world"s professors and advance its agenda. Management and program in Islam are never shut down. Because the Prophet said: I have left two fundamental elements between you: the Book of Allah (as a plan of life) and: the Ether and my own family. (As the directors and executors of that program), and these two will never be separated. , now that there is a Qur"an, there is certainly the Imam who runs it and executes it. Although we do not see it! For as early as the early days, they asked to separate the two, they said: God"s Book is enough for us! We do not need an administrator or manager. Now may some people say that the Qur"an is sufficient and: Imam is the time of the legend! But nothing in the truth is diminished, and the statement of the Prophet is not lying and this statement is so repetitive that all Muslims, whether Shiites or Sunni, are preserving it, but the group of ISIS and their masters, who benefit in: oblivion or they see opposition to it.

عازمة غدیر على مدى ثلاثة أیام !

عندما طلب النبی ترشیح خلیفته، کان خائفا قلیلا من أن المعارضین علی سوف تتخلص من کل شیء. لأنهم قتلوا جمیعا فی ید علی فی حروب مختلفة، وما یسمى أعداء الدم. فکیف عدد المرات التی غابرییل یأتی ویقول: تعلن خلافة الإمام علی! ولا تتأخر حتى یتم الکشف عن الآیة: إذا کنت لا تعلن ما قلته، یتم استجواب مهمتک: کما لو کنت لا تفعل ذلک على الإطلاق! النبی لا یزال متأخرا حتى جاء الآیة لأسفل: لا تخافوا من الناس، الله سوف یحمیهم من الشعب. ولذلک، فإن القول الذی کان من المفترض أن یطلق علیه "السائل المنوی" أو "مکة" اضطر إلى العودة إلى الطریق: الناس الذین ذهبوا دعیت للعودة، وقفت حتى غیر المختون. وطوال ثلاثة أیام، أبقى الشعب فی خطاب غدیر خوم تحت الشمس الحارقة لفتح خطبه الطویلة. وبطبیعة الحال، فإن الیوم الرئیسی الذی أعطى الناس الولاء لعلی هو فی الیوم نفسه من الذکرى السنویة العاشرة لحجة الوادا. وهذا یبین ما یلی: التخطیط والإرشاد والسیطرة فی الإسلام متحور وراثیا إذا تم تحویر إدارته، وعناصره ومبادئه، وعصریة الحداثة. الملف الشخصی لهذا البرنامج هو: مخطط لها لتاریخ کامل! محدد وأعلن. التخطیط فی علم الإدارة! والنهج الاستراتیجی هو الانفصال عن: الوضع الراهن وتحقیق الوضع المطلوب. ولکن فی التخطیط الإلهی، کل هذا أمر مرغوب فیه وتبحث عن بعضها البعض و: ضروریة وضروریة. دراسات مستقبلیة فی الإسلام دون مشاحنات التاریخ کله وحتى الفوقیة التاریخ. ولکن احتمال الإدارة العلمیة! الاحتمالات فقط. من وجهة نظرنا، البرنامج واضح من آدم إلى ختام والقائم، ویجب على المرء أن یتقدم فی هذا الاتجاه: أولئک الذین ینحرفون عن هذا الطریق سوف تدمر أنفسهم. نبی الإسلام فی نفس خطبة غدیر یأخذ اسم مهدی عجز ثلاث مرات، الذی لم یولد بعد! وسوف یولد بعد 245 عاما. التخطیط واضح جدا: أن النبی قد أبلغنا أیضا بأوقات عصرنا. کل حادث کبیر یحدث، أصوله فی کتب الحدیث والروایات، وهناک بعض أوجه التشابه التی أثارها بعض العلماء المعروفین فی وسائل الإعلام. على سبیل المثال، انتفاضة الإمام الخمینی جاءت کرجل یرتفع من قم. مجموعة داعش کما أعلام سوداء! وقد ذکر النبی صلى الله علیه وسلم: "إذا رأیت هذه الجماعة مع أعلام سوداء، فإنهم سیقتلونکم، فقط یلجأون إلى فارس لأن حکومتنا معهم. هذا هو السبب فی أن الحکومة: الجمهوریة الإسلامیة التی شکلت حدیثا وحدها تمکنت من: الوقوف لمدة أربعین عاما قبل کل شیء: خطة لأساتذة العالم ودفع جدول أعماله. لا یتم إیقاف الإدارة والبرنامج فی الإسلام أبدا. لأن النبی قال: لقد ترکت عنصرین أساسیین بینکم: کتاب الله (کخطة للحیاة) و: الأثیر وعائلتی. (کمدراء ومنفذین لهذا البرنامج) وهذان لن یتم فصلهما. أی أن القرآن موجود الآن، والإمام هو بالتأکید هناک ویدیرها. على الرغم من أننا لا نرى ذلک! فی وقت مبکر من الأیام الأولى، طلبوا فصل اثنین، وقالوا: کتاب الله هو ما یکفی بالنسبة لنا! لا نحتاج إلى مشرف أو مدیر. الآن قد یقول بعض الناس أن القرآن کاف و: الإمام هو وقت الأسطورة! ولکن لا شیء فی الحقیقة یتضاءل، وبیان النبی لا یکذب، وهذا البیان متکرر جدا أن جمیع المسلمین، سواء الشیعة أو السنة، والحفاظ علیه، ولکن مجموعة داعش وأسیادهم، الذین یستفیدون فی: النسیان أو وهم یرون معارضة له.

Q?dir üç gün ?rzind? bükülmü?dür!

 

Hz. Pey??mb?rin ard?nca namiz?dliyini ir?li sürm?sini xahi? etdikd?, ?li r?qibl?rinin h?r ?eyi m?hv ed?c?yind?n bir az qorxdu. Çünki bütün ?li ?ll?rind? müxt?lif müharib?l?rd? v? qan dü?m?nl?ri olaraq öldürülmü?dü. Bel?likl?, C?bray?l neç? d?f? g?ldi v? demi?di: ?mam ?liyin ard?c?ll???n? b?yan edin! Ay? nazil olunana q?d?r gecikm?yin: ?g?r söyl?diyinizi söyl?m?s?, m?suliyy?tiniz sorulur: sanki bunu etm?diyiniz kimi! H?zr?t Pey??mb?r (?leyhiss?lam) ay? nazil olunana q?d?r gecikdirdi: insanlardan qorxmay?n, Allah onlar? xalqlardan qorusun. Üç gün boyunca, o, uzun müdd?tli ç?x??lar?n? açmaq üçün isti gün?? alt?nda Q?dir Xumun ç?x???nda xalq? saxlad?. ?lb?tt? ki, insanlar?n ?liy? sadiq qald?qlar? ?sas gün Hicat ?l-V?d?nin on illiyin? b?rab?rdir. Bu proqram?n profilidir: bütün tarixin t?sviri! Göst?ril?n v? aç?qlad?. ?dar?etm? f?nnind? planla?d?rma! Strateji bir yana?ma, status-kvodan ayr?lmas? v? ist?nil?n statusa nail olmaqd?r. Amma ilahi planla?d?rmada, bunlar?n ham?s? arzu olunan v? bir-birin? bax?r v? z?ruri v? laz?ml?d?r. Fütürist bütün ?slam tarixinin v? h?tta meta tarixinin ?ng?lsiz ?slam? öyr?nir. Amma elmi r?hb?rlik perspektivl?ri! Yaln?z ehtimallar. ?slam pey??mb?ri Ghadir eyni xütb?sind? h?l? d? do?ulmam?? üç d?f? Mehdi Ajz ad?n? al?r! V? 245 il sonra do?ulacaq. Planla?d?rma çox ayd?nd?r ki, Pey??mb?r biz? d? vaxt?m?z?n vaxt? bar?d? m?lumat vermi?dir. M?s?l?n, ?mam Xomeyninin qiyam? Qumdan yüks?l?n bir adam kimi g?ldi. Daesh qrupu qara bayraqlar kimi! Buna gör? hökum?t: Yeni yaranm?? ?slam Respublikas? t?kc? q?rx il ?vv?l: dünya professorlar? üçün planla?d?rma?? v? günd?mini inki?af etdirm?y? qadir olmu?dur. ?slamda r?hb?rlik v? proqram heç vaxt ba?lam?r. Pey??mb?r dedi: "M?n sizin aran?zda iki ?sas ünsürü t?rk etmi??m: Allah?n kitab? (h?yat plan?) v? Eter v? ail?m. (Proqram?n menecerl?ri v? icraç?lar? kimi) v? bu ikisi heç vaxt ayr?lmayacaqd?r. Y?ni, Quranda mövcud olan imam, ?lb?tt? ki, orada v? çal???r. Baxmayaraq biz bunu görmürük! ?lk günl?rd?ki kimi, ikisini ay?rmaq ist?di, dedil?r: "Allah?n kitab? bizim üçün kifay?tdir!" Biz? administrator v? ya menecer ehtiyac yoxdur. ?ndi b?zi insanlar Quran?n kifay?t q?d?r oldu?unu söyl?y? bil?rl?r: ?mam - ?fsan?nin vaxt?d?r! Amma h?qiq?t a?a?? yava? v? Pey??mb?r yalan etmir v? bu unutmadan v? ya istifad? üçün, bütün müs?lman ?i? v? ya sünni olub, Isis v? onlar?n ustalar?n?n halda saxlamaq çox d?f? t?krar olunur deyil Ona qar?? olanlar? görürl?r.


» نظر

اگر امروز کسی نیست که به فریاد آنها برسد، تعجب نکنند

حیوان از انسان برتر آمد پدید!

چند تا نهنگ در کنار دریا گیر افتاده بودند، همه علم و آدم بسیج شدند: تا آنها را نجات دهند. ولی میلیون ها انسان در مدیترانه غرق شدند، اما کسی به فریاد آنها نرسید. از اینکه یک پاساژ در ایران آتش گرفته بود، آنهم غیر عمد، هزاران گزارش تهیه کردند! و به دنبال مقصر گشتند، ولی در میانمار، هزاران انسان سوزانده شدند، اما آن آقایان دنبال مقصر نگشتند، حتی گفتند اشکالی ندارد چون: سه مرد مسلمان به یک زن بودایی حمله کرده، این درگیری را آغاز کردند! چه اتفاقی در حال شکل گرفتن است؟ یا چه اتفاقی باید شکل بگیرد؟ تا اینهمه تبعیض ناروا نباشد. به نظر می رسد باید یک انقلاب بزرگی اتفاق بیافتد، انقلاب رسانه ای برای بیان حقیقت! یا انقلاب سیاسی جهانی، برای اجرای عدالت. باید بدنبال آن بود تا قیام برای عدالت، از حالت جزیره ای بودن بیرون آید، و بجای فعالیت در گوشه و حاشیه، به متن زندگی وارد شود. ما شاهد عالت خواهی در: برخی سرزمین ها هستیم، ولی تنها هستند واین تنهایی، صدای آنها را در گلو خفه می کند، و نمی گذارد این صدا به جایی برسد. ولی اگر این دستها جمع شوند، یکی بشوند، آینده بهتری خواهیم داشت. ما به تاریخ نگاه می کنیم: در طول تاریخ، عدالت به این معنی بوده که: اگر کسی دو نفر شاهد داشته باشد، و به دادگاه مراجعه کند، میتواند حق خود را پس بگیرد. اما چرا حضرت علی ع با 120هزار: شاهد در غدیر خم نتوانست حق خود را بگیرد؟  25سال خانه نشین شد، بهترین یارانش را در جلو چشمانش اعدام کردند. حقوقدانان برای اینکه خود را پاک و منزه جلوه دهند، می گویند شاهد داشت، ولی نتوانست به دادگاه بیاورد! این یعنی صحه گذاشتن بر: زورگیری و پایمال کردن حق مردم: باقدرت و سیاست. در حالی که اینطور هم نبود. فاطمه زهرا سلام الله علیها، به درب خانه همه شاهد ها می رفتند، و از انها برای ادای شهادت دعوت می کردند. اما فقط چهار یا پنج نفر حاضر شدند: تا شهادت بدهند، والبته همه آنها کشته شدند! یعنی حضرت زهرا را با شکنجه کردن: در پشت در که باعث سقط کودک هم شد، آتش زدن درب منزل و سیلی زدن در کوچه ها، شهید کردند: میثم تمار را زبانش را بریدند، بر درخت خرما دار زدند. کتاب ها را سوزاندند، و زبانهایی که به مدح علی گشوده می شد، از خلقوم در آوردند، سرها را از تن جدا کردند. اما همه این شور وشر ها 25سال بیشتر دوام نداشت.  بالاخره مردم حقیقت را فهمیدند، به درب خانه علی آمدند، و او را برتخت خلافت نشاندند. گرچه داستان ناتمام غدیر ادامه یافت. مردم فقط 5سال عدالت علی را تحمل کردند. و دوباره خلافت را با دست غدار روزگار: روباه پیر آن زمان یعنی عمرو عاص، به معاویه سپردند. معاویه هم دستور داد نام علی را، از نامها حذف کنند و قتل را برای: مجازات آنها تعیین نمود. مرسوم نمود تا در منابر، بعد از حمد خدا امام علی را لعن کنند، ولی چه شد؟ امروز همه دنیا علی را می شناسند! و از معاویه خبری ندارند. این تاریخ به ما یاد می دهد که: حق ماندنی است و پیروزی نهایی با آن است، هرچند که سیاستمدارن کهنه کار: و حقوقدانان برجسته، در صدد حذف آن باشند. لذا مردم میانمار نیز مانند: مردم پاراچنار پاکستان ، کشمیر هند ، ایالت ایغور چین ، ناردان جمهوری آذربایجان و نوار غزه  یمن و بحرین، بدانند که حق آنها پایمال شدنی نیست. اگر امروز کسی نیست که به فریاد آنها برسد، تعجب نکنند! زیرا وقتی حضرت فاظمه را سیلی می زدند، حضرت علی هم نمی توانست کاری کند. آنها برای آزادی و عدالت آیندگان، خود را فدای دین کردند. از شهادت هم نترسیدند.

The animal came from a superior man!

Several whales were caught by the sea, all the sciences and Adam mobilized: to save them. But millions of people drowned in the Mediterranean, but no one cried to them. It was unintentional for a passage to burn down in Iran, having made thousands of reports! And they were looking for the culprits, but in Myanmar, thousands of people were burned, but those gentlemen did not look for blame, they even said they had no trouble because: three Muslim men attacked a Buddhist woman, they started the conflict! What is happening? Or what should happen? Too little discrimination. It seems that there must be a great revolution, a media revolution to express the truth! Or global political revolution, for the sake of justice. The insurrection for justice should be sought out as an island, and instead of the corners and fringes, it should be brought into the text of life. We see the state of mind: We are some territories, but they are alone, and this loneliness chokes their voices in the throat, and does not allow the sound to come to a place. But if these hands get together, they will be one, we will have a better future. We look at history: Throughout history, justice means that: If one has two people witnesses and goes to court, they can reclaim their rights. But why did not Ali"s sovereign with 120,000: the witness in Ghadir Khom failed to take his right? He lived for 25 years, executed his best fellows in front of his eyes. The jurists say they had a chance to make themselves clear, but could not bring them to court! This means endorsing: bullying and trampling the people"s right: power and politics. While that was not the case. Fatima Zahra Salam al-Ali Ali, all the witnesses went to the door of the house, and invited them to testify. But only four or five people were present: to testify, but they were all killed! That is, the Prophet Zahra was martyred by torture: behind the door, which caused the abortion of the child, the burning of the house and slapping in the streets: they cut Meysam Temar"s tongue, they were cast on a palm tree. They burned books, and the tongues that were opened to Allah"s Almighty brought them from the ring, cutting off their heads. But all this shrimp did not last for 25 years. The people finally realized the truth, they came to the door of Ali"s house, and laid him on the brink of caliphate. Although the unfinished story of Ghadir continued. People only tolerated Ali"s justice for five years. And again, the caliphate was restrained by the long horn: the old fox of the time, Amr Aç, was given to Mu"awiyah. Mu"awiyah also ordered the Ali name to be removed from the names and set off the killings for: their punishment. It was customary to curse Imam Ali after Hadad, but what happened? Today the whole world knows Ali! And they do not have the news. This history teaches us that it is a right and a final victory with it, although veteran politicians and prominent lawyers seek to eliminate it. Therefore, the people of Myanmar, like the Paracharnar people of Pakistan, Kashmir, India, the Ugur of China, the Naryn Republic of Azerbaijan and the Yemen and Bahrain"s Gaza Strip, know that their rights are not discriminatory. Do not be surprised if today there is no one to cry out! For when the Prophet shook his head, Ali could not do anything. They sacrificed themselves for religion for the freedom and justice of the future. They did not fear the testimony.

جاء الحیوان من رجل متفوق !

تم القبض على العدید من الحیتان عن طریق البحر، وجمیع العلوم وآدم تعبئتها: لإنقاذهم. ولکن الملایین من الناس غرقوا فی البحر الأبیض المتوسط، ولکن لا أحد یبکی لهم. کان من غیر المتعمد أن یحرق مرور فی إیران، بعد أن قدمت الآلاف من التقاریر! وکانوا یبحثون عن الجناة، ولکن فی میانمار، أحرق الآلاف من الناس، ولکن هؤلاء السادة لم یبحثوا عن اللوم، حتى أنهم قالوا إنهم لیس لدیهم مشکلة لأن: ثلاثة مسلمین هاجموا امرأة بوذیة، بدأوا الصراع! ما الذی یحدث؟ أو ماذا یجب أن یحدث؟ التمییز القلیل جدا. یبدو أنه یجب أن تکون هناک ثورة کبیرة، ثورة إعلامیة للتعبیر عن الحقیقة! أو الثورة السیاسیة العالمیة، من أجل العدالة. وینبغی التماس العصیان من أجل العدالة کجزیرة، وبدلا من الزوایا والأطراف، ینبغی إدخالها فی نص الحیاة. ولکن إذا کانت هذه الأیدی معا، فإنها ستکون واحدة، سیکون لدینا مستقبل أفضل. نحن ننظر إلى التاریخ: على مر التاریخ، تعنی العدالة ما یلی: إذا کان هناک شخصان یشهدان ویذهبان إلى المحکمة، فیمکنهما استعادة حقوقهما. ولکن لماذا لم یسود علی السیادة مع 120،000: الشاهد فی غدیر خوم فشل فی اتخاذ حقه؟ عاش لمدة 25 عاما، أعدم أفضل زملائه أمام عینیه. ویقول الفقهاء إن لدیهم فرصة لجعل أنفسهم واضحین، ولکنهم لم یتمکنوا من إحضارهم إلى المحکمة! وهذا یعنی تأیید: البلطجة ودوس حق الشعب: السلطة والسیاسة. وفی حین أن الأمر لیس کذلک. فاطمة الزهراء سلام العلی علی، ذهب کل الشهود إلى باب المنزل، ودعاهم للإدلاء بشهاداتهم. ولکن أربعة أو خمسة أشخاص فقط کانوا حاضرین: للإدلاء بشهاداتهم، لکنهم قتلوا جمیعا! أی أن النبی صلى الله علیه وسلم استشهد جراء التعذیب: خلف الباب الذی تسبب فی إجهاض الطفل وحرق المنزل والصفع فی الشوارع: قطعوا لسان میسم تمار، وألقوا على شجرة نخیل. أحرقوا الکتب، وألسنتهم التی فتحت إلى الله سبحانه وتعالى جلبتهم من الحلبة، وقطع رؤوسهم. ولکن کل هذا الجمبری لم یستمر لمدة 25 عاما. الشعب أدرکت الحقیقة، جاءوا إلى باب منزل علی، ووضعوه على حافة الخلافة. على الرغم من استمرار قصة غدیر التی لم تکتمل. لم یتسامح الناس إلا مع العدالة علی لمدة خمس سنوات. ومرة أخرى، تم تقیید الخلافة من قبل القرن الطویل: أعطی الثعلب القدیم فی ذلک الوقت، عمرو أک، إلى معاویة. کما أمر معاویة بإزالة اسم علی من الأسماء وفجر عملیات القتل من أجل: عقابهم. کان من المعتاد أن یلعن الإمام علی بعد حداد، ولکن ماذا حدث؟ الیوم العالم کله یعرف علی! ولیس لدیهم الأخبار. هذا التاریخ یعلمنا أنه حق وانتصار نهائی مع ذلک، على الرغم من أن السیاسیین المخضرمین والمحامین البارزین تسعى للقضاء علیه. ولذلک، فإن شعب میانمار، مثل شعب باراشارنار فی باکستان وکشمیر والهند وأوغور فی الصین وجمهوریة نارین الأذربیجانیة والیمن وقطاع غزة فی البحرین، یعرف أن حقوقه لیست تمییزیة. لا تفاجأ إذا الیوم لا یوجد أحد یبکی! لأنه عندما هز النبی رأسه، علی لا یمکن أن تفعل أی شیء. لقد ضحوا أنفسهم للدین من أجل الحریة والعدالة فی المستقبل. لم یخشوا الشهادة.

Heyvan üstün bir insandan g?ldi!

Bir çox balinalar d?nizl? tutuldu, bütün elml?r v? Ad?m s?f?rb?r etdi: onlar? xilas etm?k. Aral?q d?nizind? milyonlarla insana bo?uldu, lakin heç kim onlara a?lamad?. ?randa minl?rl? hesabat haz?rlayan bir keçidin burax?lmas? qeyri-adi idi! N? olur? V? ya n? ba? ver?c?k? Çox az ayr?l?q. Göründüyü kimi, h?qiq?ti ifad? etm?k üçün böyük inqilab, media inqilab? olmal?d?r! V? yaxud ?dal?t namin? qlobal siyasi inqilab. Amma bu ?ll?r bir araya g?l?rs?, bir olacaq, daha yax?? bir g?l?c?yimiz olacaq. Tarixi n?z?rd?n keçiririk: Tarix boyunca ?dal?t bu dem?kdir: ?g?r iki n?f?r ?ahid olsa v? m?hk?m?y? ged?rs?, öz hüquqlar?n? geri ala bil?rl?r. Amma n? üçün ?li hakimiyy?ti 120 min? sahib ç?xmad?? Q?dir Xumda ?ahid onun haqq?n? ala bilm?di? 25 ildir ya?am??, ?n yax?? yolda?lar?n? gözl?ri qar??s?nda öldürmü?dü. Hüquq?ünaslar özl?rini aç?qlamaq imkan? tapd?qlar?n?, lakin m?hk?m?y? g?tir? bilm?dikl?rini söyl?dil?r! Bu, t?sdiql?m?yi n?z?rd? tutur: xalq?n haqq?n? t?hqir etm?k v? trampling: güc v? siyas?t. Baxmayaraq ki, bel? deyil. Fatim? Z?hra Salam ?l ?li, bütün ?ahidl?r evin qap?s?na getdil?r v? onlar? ??had?t etm?y? d?v?t etdil?r. Ancaq dörd v? ya be? n?f?r var idi: ifad? verm?k üçün, lakin ham?s? öldürüldü! Kitablar? yand?rd?lar, Allah?n Qüdr?tli Allah?na aç?lm?? dill?ri onlar? üzükl?rd?n ç?xararaq ba?lar?n? k?sdi. Amma bütün bu karides 25 il davam etm?mi?dir. ?nsanlar n?hay?t h?qiq?ti ba?a dü?dil?r, ?li evinin qap?s?na g?ldil?r v? onu xalif?tin k?nar?na qoydular. Q?dirin bitm?mi? hekay?si davam ets? d?. ?nsanlar yaln?z ?liyin ?dal?tin? be? il qald?. V? yen? aldad?c? ?ll?ri Xilaf?t dövrü: köhn? tülkü ki, vaxt, Amr ?l-Aas, Müaviyy?nin h?yat?n? itirdi. Muaviya da ?li ad?n?n adlardan ç?xar?lmas?n? v? öldürülm?sini ?mr etdi: onlar?n c?zas?. Hadaddan sonra ?mam ?liy? l?n?tl?m?k ad?t idi, amma n? oldu? Bu gün bütün dünya Ali bilir! V? x?b?rl?ri yoxdur. Bu tarix biz? davaml? bir haqq v? son z?f?r oldu?unu öyr?dir, baxmayaraq ki veteran siyas?tçil?r v? görk?mli hüquq?ünaslar bunu aradan qald?rma?a çal???rlar. Myanma xalq?, el?c? d? Parachinar, Pakistan, K??mir, Hindistan, Çin Uy?ur dövl?t, Oxnard Az?rbaycan v? Q?zza, Y?m?n v? B?hreyn xalq? onlar?n hüquqlar? ayaqlar alt?na edil? bilm?z bilm?k. Bu gün a?lama?a kims? yoxdursa, ?a??rmay?n! Pey??mb?r ba??n? sarsd?qdan sonra ?li heç bir ?ey ed? bilm?di. G?l?c?yin azadl??? v??dal?ti üçün dini özl?rini qurban k?sdil?r. Onlar ??had?td?n qorxmad?lar.

 

 


» نظر

مدیریت الهی در بستر: برنامه ریزی شده از سوی خدا حرکت می کند،

مدیریت تراریخته

مدیریت نیز مانند بسیاری از علوم در غرب، برای مدرنیزه شدن تاریخچه آن نابود شد! علاوه بر نابودی تاریخ و تاریخچه آن، برای سترون کردن آن، محدودیت های زیادی برای آن ایجاد کردند: از جمله گفتند علم مدیریت فقط مربوط به: شرکت ها در کشورهای سرمایه داری است، بقیه مدیریت نیستند و اگر هم باشد علمی نیست. برای این منظور هم اثباتگرایی را شاهد آوردند، یعنی گفتند موضوعی علمی است که: برای همه قابل تجربه و اثبات باشد، و به فراوانی بتوان تجربه کرد. مانند جوشاندن آب در100درجه که: برای همه قابل تجربه و اثبات است. لذا مدیریت فراتر از یک شرکت، نه قابل تکرار است و نه قابل تجربه و اثبات، پس وجود خارجی ندارد. این عقاید به موازات رشد در ماتریالیسم، در مدیریت نیز بیشتر می شد و: میتوان گفت دهه 1960در جهان و بخصوص آمریکا، دهه اوج تجربه گرایی در علوم بوده است. اما با ظهور نشانه های انقلاب اسلامی در: دهه1970کم کم لحن ماتریالیستی تغییر شکل می دهد، و موضوعات متافیزیک جای خود را باز می کند. فلسفه ژرژ پولیتسر و کارل مارکس، مورد تهاجم قرار می گیرد و: مدیریت نیز از دایره علوم سخت خارج شده، در دایره علوم نرم قرار می گیرد! فلسفه علم نیز تغییراتی در جهت معنویت: از خود نشان می دهد. البته شاید اول کسی که این کار را انجام داد، کارل پوپر یا هگل معرفی شده باشد، ولی ریشه آنها در عقاید و مکاتبات: دانشمندانی چون علامه طباطبایی و: علامه جعفری از ایران بود. البته در ابعاد فراتر از بحثهای عمیق فلسفی، استادانی همانند آیت الله العظمی  بروجردی و آیت الله کاشانی از ایران، و سید قطب ازمصر و دانشگاه الازهر، زمینه سازی ها را انجام داده بودند. شهید صدر در اقتصاد و: آیت الله شیرازی در مدیریت و: امام خمینی در حکومت اسلامی، آیت الله یزدی در روانشناسی کتاب هایی نوشتند. بالاخره با ظهور انقلاب اسلامی و اثبات: توانایی های اسلام در مدیریت و سیاست و حکومت، این توانایی ها در تئوریزه کردن مدیریت نوین، بر مبنای مدیریت فرا گیر، نقش مهمی داشته است. در مقابل اثبات گرایان که اگر خدا را، زیر تیغ جراحی نمی دیدند قبول نمی کردند! نوگرایانی آمدند که گفتند: هر چیز را که ما نمی بینیم یا نمی فهمیم، دلیل نبودن آن نیست! بنابر این علم تاریخ از کتیبه ها بیرون آمد، علوم طبیعی از قفسه فسیل ها نجات پیدا کرد! فلسفه هم نفسی به راحتی دنیای بزرگ کشید. ازنظر اسلام، دنیا دارای مدیریت یکپارچه، زیر نظر خدایی واحد است. همه عالم محضر خدا است، و خدا بر همه چیز دانا و توانا است. اثبات آن هم ساده بود: زیرا که فلسفه علم به دنبال یک: علت و یک معلول بود : اگر همه عالم یک معلول باشد، بوجود آورنده آن هم یک علت خواهد بود. لذا مدیریت جهان یک مدیریت تراریخته و: جهش یافته منسجم است. که دارای زیر سیستم های فراوان: تا دل ذرات می باشد. در یک تقسیم ابتدایی آیت الله شیرازی، که در سال 1975کتاب مدیریت اسلامی را نوشت، می گوید مدیریت در اسلام سه قسمت دارد: مدیریت برخود مدیریت، بر خانواده و مدیریت بر جامعه. مدیریت بر خود اخلاق فردی است، مدیریت برجامعه اخلاق اجتماعی و خانوادگی است. اما این تقسیم بندی الهی در: نظریات امام خمینی که: دیدگاه عرفانی بر آن گذاشته اند! تمام جهان را در بر می گیرد. یعنی مدیریت انسان یا شرکت، و خانواده در درون آن تعریف می شود. این مدیریت را مشیت الهی گفته است. اگر کسی با مشیت الهی هماهنگ باشد، پیروز است و الا شکست در انتظار او است. زیرا مدیریت الهی در بستر: برنامه ریزی شده از سوی خدا حرکت می کند، لذا همه عوامل به کمک او می آیند. اما مدیر غیرالهی مانند یک ماهی است: که در جهت عکس رودخانه شنا کند.

Transgenic management

Management, like many other sciences in the West, was destroyed to modernize its history! In addition to destroying its history and history, it created a lot of restrictions to sterilize it: among them, management science was related only to: corporations in capitalist countries, the rest are not management, and if so, they are not scientific. To this end, they also saw positivism, that is, they said that it was a scientific subject: to be experienced and proven for all, and to be experienced in abundance. Like boiling water at 100 degrees, which is: for everyone, is experienced and proven. Therefore, management beyond one company is neither repeatable nor inexplicable, and therefore not externally. As the materialist development grew, it grew in management as well: it can be said that the 1960s in the world, and in particular the United States, were the peak of experimentalism in science. But with the advent of the signs of the Islamic Revolution: in the 1970s, the materialist tone is being redefined, and metaphysical issues open up. The philosophy of Georges Pulitzer and Karl Marx is invaded, and management is also out of the ranks of hard sciences in the soft sciences circle! Philosophy of science also shows changes in the direction of spirituality. Of course, perhaps the first person to do this was Karl Popper or Hegel, but it was rooted in opinions and correspondence: scientists such as Allameh Tabataba"i and: Allame Ja"fari from Iran. Of course, in terms beyond philosophical debates, professors such as Grand Ayatollah Boroujerdi and Ayatollah Kashani of Iran, and Sayyid Qutb of Egypt and Al-Azhar University, had carried out fieldwork. Martyr Sadr in Economics and: Ayatollah Shirazi in Management: Imam Khomeini in Islamic government, Ayatollah Yazdi wrote books on psychology. Finally, with the advent of the Islamic Revolution and the proof of the capabilities of Islam in management and politics and government, these abilities have played a major role in the theorizing of modern management based on incumbent management. Against the positivists who would not accept God under the surgical ram! Novogrists came to say: "We do not see what we do not see or do not understand! So the science of history came out of the inscriptions, the natural sciences were saved from the fossil shelf! The philosophy of breath easily brought a great world. From the point of view of Islam, the world has an integrated management, under the control of a single god. All the world is God"s servant, and Allah is All-Knower and All-Powerful. The proof was simple: because the philosophy of science was looking for one: cause and effect: if all the world is a disability, the cause will be one cause. Therefore, global management is a transgenic management: mutated coherent. It has many subsystems: up to the particles of the particles. In an elementary division of Ayatollah Shirazi, who wrote the book of Islamic Management in 1975, management in Islam has three parts: management of management, family and community management. Managing self is individual morality, managing social and family ethics. But this division of divine is in: The views of Imam Khomeini who have given it a mystical view! The whole world covers. That is, the management of a person or company, and a family within it. This management is said to be divine providence. If anyone agrees with divine providence, he is victorious and loses his expectation. Because divine management is in the bed: it is planned by God, so all the agents come to his aid. But the inhuman manager is like a fish: swim in the direction of the river image.

إدارة المعدلة وراثیا

الإدارة، مثل العدید من العلوم الأخرى فی الغرب، دمرت لتحدیث تاریخها! بالإضافة إلى تدمیر تاریخها وتاریخها، خلق الکثیر من القیود لتعقیمها: من بینها، کان علم الإدارة مرتبطا فقط بما یلی: الشرکات فی البلدان الرأسمالیة، والباقی لیسوا الإدارة، وإذا کان الأمر کذلک، فهی لیست علمیة. وتحقیقا لهذه الغایة، رأوا أیضا إیجابیة، أی أنهم قالوا إنها موضوع علمی: أن یکونوا من ذوی الخبرة وثبت للجمیع، وأن یکونوا ذوی خبرة فی وفرة. مثل الماء المغلی فی 100 درجة، وهو: للجمیع، من ذوی الخبرة وثبت. ولذلک، فإن الإدارة خارج شرکة واحدة لیست قابلة للتکرار ولا یمکن تفسیرها، وبالتالی لا خارجیا. ومع نمو التطور المادی، نما فی الإدارة أیضا: ویمکن القول أن 1960s فی العالم، وخاصة الولایات المتحدة، کانت ذروة التجریبی فی العلم. ولکن مع ظهور علامات الثورة الإسلامیة: فی 1970s ، لهجة المادیة هو هشة قلیلا، والقضایا المیتافیزیقیة مفتوحة. فلسفة جورج بولیتزر وکارل مارکس غزت، والإدارة هی أیضا من صفوف العلوم الصلبة فی دائرة العلوم اللینة! فلسفة العلم تظهر أیضا تغییرات فی اتجاه الروحانیة. بطبیعة الحال، ربما کان أول شخص یقوم بذلک هو کارل بوبر أو هیجل، ولکنه کان متجذر فی الآراء والمراسلات: علماء مثل علام طباطبائی و: ألیم جعفری من إیران. وبطبیعة الحال، ومن حیث المناقشات الفلسفیة، قام أساتذة مثل آیة الله العظمى بروجیردی وآیة الله کاشانی من إیران، وسید قطب من مصر وجامعة الأزهر، بعمل میدانی. الشهید الصدر فی الاقتصاد و: آیة الله الشیرازی فی الإدارة: الإمام الخمینی فی الحکومة الإسلامیة، کتب آیة الله یزدی کتبا عن علم النفس. وأخیرا، ومع ظهور الثورة الإسلامیة وإثبات قدرات الإسلام فی الإدارة والسیاسة والحکومة، لعبت هذه القدرات دورا رئیسیا فی تنظیر الإدارة الحدیثة القائمة على الإدارة الحالیة. ضد بوسیتیفیستس الذین لن تقبل الله تحت رام الجراحة! جاء نوفوغریستس إلى القول: "نحن لا نرى ما لا نرى أو لا یفهمون! لذلک جاء علم التاریخ من النقوش، وتم حفظ العلوم الطبیعیة من الجرف الأحفوری! فلسفة التنفس جلبت بسهولة عالم عظیم. من وجهة نظر الإسلام، العالم لدیه إدارة متکاملة، تحت سیطرة إله واحد. کل العالم هو خادم الله، والله هو کل من یعلم وقوی. کان البراهین بسیطا: لأن فلسفة العلم کانت تبحث عن واحد: السبب والنتیجة: إذا کان العالم کله معوقا، فإن السبب سیکون سببا واحدا. لذلک، الإدارة العالمیة هی إدارة المعدلة وراثیا: متحور متماسکة. لدیها العدید من النظم الفرعیة: تصل إلى جسیمات من الجسیمات. فی قسم ابتدائی من آیة الله الشیرازی، الذی کتب کتاب الإدارة الإسلامیة فی عام 1975، والإدارة فی الإسلام ثلاثة أجزاء: إدارة الإدارة والأسرة وإدارة المجتمع. إدارة الذات هی الأخلاق الفردیة، وإدارة الأخلاق الاجتماعیة والأسریة. ولکن هذا التقسیم الإلهی هو فی: آراء الإمام الخمینی الذی أعطاه وجهة نظر باطنی! یغطی العالم کله. وهذا هو، إدارة شخص أو شرکة، والأسرة داخله. ویقال إن هذه الإدارة هی العنایة الإلهیة. إذا کان أی شخص یتفق مع العنایة الإلهیة، هو منتصرا ویفقد توقعاته. لأن الإدارة الإلهیة فی السریر: ومن المقرر من قبل الله، لذلک کل وکلاء تأتی لمساعدته. ولکن المدیر اللاإنسانی هو مثل الأسماک: السباحة فی اتجاه صورة النهر.

Transgenik idar?etm?

Q?rbd? bir çox ba?qa elml?r kimi, r?hb?rlik tarixini modernl??dirm?k üçün m?hv edildi! Tarixini v? tarixini m?hv etm?kl? yana??, sterilizasiya üçün çoxlu m?hdudiyy?tl?r yarad?l?b: bunlar aras?nda idar?etm? fani yaln?z: kapitalist ölk?l?rd? korporasiyalar, qalanlar? is? r?hb?rlik deyil, ?g?r varsa, elm deyildir. Bu m?qs?dl? onlar da pozitivizmin, y?ni, elmi bir mövzu oldu?unu gördül?r: h?r k?s üçün t?crüb?li v? sübut edilmi? v? bolluqda t?crüb?li olmaq. 100 d?r?c?d? qaynar su kimi, h?r k?s üçün, t?crüb?li v? sübut olunmu?dur. Buna gör? bir ?irk?tin k?nar?nda idar? edilm?si t?krarlana bilm?z, n? d? aç?qlanm?r, buna gör? d? xarici deyil. Materialist inki?af artd?qca, idar?etm? d? böyüdü: dünyan?n 1960-c? ill?rind? v? xüsus?n d? AB?-da elm sah?sind? t?crüb?mizin zirv?si oldu?u deyil? bil?r. Ancaq ?slam inqilab?n?n ?lam?tl?ri il?: 1970-ci ill?rd? materialist ton yenid?n t?yin olundu v? metafizik m?s?l?l?r aç?ld?. Georges Pulitzer v? Karl Marx?n f?ls?f?si i??al edilir v? r?hb?rlik d? yum?aq elm dair?sind? s?rt elml?r s?ras?ndad?r! Elm f?ls?f?si d? m?n?viyyat istiqam?tind? d?yi?iklikl?ri göst?rir. ?lb?tt? ki, bunu ilk ??xs Karl Popper v? ya Hegel idi, lakin fikir v? yaz??ma köklü idi: Allameh Tabataba"i v? aliml?r: ?ranl? Allame Ja"fari. ?lb?tt? ki, f?ls?fi müzakir?l?rd?n k?narda ?ran?n böyük Ay?tullah Borsucli v? Ay?tullah Ka?ani, Misir Seyyid Qutb v??l-?zh?r Universiteti kimi professorlar kontekstl??dirm? aparm??lar. ?qtisadiyyatdak? ??hid Sadr v? ?dar?etm?d? Ay?tullah ?irazi: ?slam hökum?tind? ?mam Xomeyni, Ay?tullah Yazd? psixologiya mövzusunda kitablar yazd?. N?hay?t, ?slam ?nqilab?n?n g?lm?si v? ?slam?n r?hb?rlik, siyas?t v? hökum?t qabiliyy?tl?rinin sübutu il? bu qabiliyy?tl?r mövcud r?hb?rliy??saslanan müasir idar?etm? n?z?riyy?sind? böyük rol oynam??d?r. C?rrahiyy? qoçu alt?nda Allah? q?bul etm?y?n positivistl?r? qar??! Novogrists dedil?r: "Görm?diyimiz v? ya anlamad???m?z ?eyi görmürük! Tarixin elmi yaz?lardan ç?xd?, t?bi?t elml?ri fosil ?elfind?n qurtuldu! N?f?s f?ls?f?si asanl?qla böyük bir dünya g?tirdi. ?slam bax?m?ndan dünyadak? t?k bir tanr? n?zar?ti alt?nda inteqrasiya olunmu? bir idar?etm? var. Bütün dünya Allah?n quludur. Allah yenilm?z qüvv?t sahibi, qüdr?tlidir. Bu sübut sad? idi: çünki elm f?ls?f?si biri axtar?rd?: s?b?b v? t?siri: ?g?r bütün dünya ?lilliyi olsa, s?b?b bir s?b?b olacaq. Buna gör?, qlobal idar?etm? transjenik bir r?hb?rlikdir: müt?nasib ?laq?li. Bir çox alt sistem var: hiss?cikl?rin hiss?cikl?rin? q?d?r. 1975-ci ild? ?slam ?dar?çiliyi kitab?n? yazan ay?tullah ?irazinin ibtidai bölünm?sind? ?slamda r?hb?rlik üç hiss?d?n ibar?tdir: idar?etm?, ail? v? c?miyy?t idar? olunmas?. Özünü idar? etm?k f?rdi ?xlaqd?r, sosial v? ail? etikas?n? idar? edir. Amma bu ilahi diviziya içind?dir: ?mam Xomeyninin fikirl?ri mistik bir m?nz?r?dir! Bütün dünya ?hat? edir. Y?ni, bir ??xsin v? ya ?irk?tin r?hb?rliyi v? onun içind? bir ail?. Bu r?hb?rliyin ilahi nem?t oldu?u ifad? edilir. Kims? ilahi t?v?kküll? raz?la?sa, o qalib g?lir v? onun gözl?m?sini itirir. Çünki ilahi r?hb?rlik yata??n içind?dir: Allah t?r?find?n planla?d?r?l?r, ona gör? d? bütün agentl?r onun köm?yin? g?lirl?r. Ancaq qeyri-insani idar?çi bir bal?q gibidir: çay görünü?ü istiqam?tind? üzm?k.

 


» نظر

هرکه دندان دهد نان دهد! اما آقایان فکر می کنند خودشان نان می ده

اشتعال  زمینه می خواهد.

اگر شغلی مورد نیاز جامعه نباشد، ایجاد کردن آن دور ریختن منابع هست. برای اینکه بدانیم چه شغلی مورد نیاز است، باید به اسناد بالا دستی مراجعه کنیم، در اسناد بالا دستی تعیین شده که: چه پیشرفت هایی باید صورت گیرد و: نیاز این عملکرد به نیروی انسانی هم تعیین شده. باید آن را برآورد کرد و استخدام نمود. اما مشکل در تهیه اسناد بالا دستی است. در تهیه اسناد بالا دستی مانند: برنامه 25 ساله چشم انداز، یا سیاست های کلی نظام، 5ساله توسعه، یکساله بودجه، تقریبا سیاسی برخورد شده است: یعنی نیاز ها بخوبی دیده نشده، و فقط برای اینکه از دید رقیب! کاری شده باشد انجام شده است. خیلی از آنها واقعی نیست، و برخی نیز از واقعیت ها بالاتر هستند. مثلا ما در صنایع دفاعی، حرف اول را می زنیم، به همین دلیل تا کنون هیچ اتفاق ضد امنیتی: قابل ذکری روی نداده است. از زمان انقلاب اسلامی تا کنون، فقط یک جنگ تحمیلی بوده که آنهم، باعث انسجام بیشتر گشته است. زیرا در اثر انقلاب، نیروهای نظامی و انتظامی، بی طرف شده و از هم پاشیده شده بودند! و الا از هر نظر، ایران توان نظامی بالاتری داشت. به همین دلیل براثر نادانی صدام که: دو سه نقطه ایران را برای شروع جنگ، بمباران کرد بلافاصله 140فروند: جنگنده به پرواز در آمده و: نیروی دریایی و هوایی صدام را نابود کردند. تا کنون هم هیچ ارتشی، جرات زور آزمایی هم بخود نداده است. لذا ما قدرت بلامنازع دنیا هستیم. اما برنامه چشم انداز سعی دارد: در 25سال اینده، ایران را فقط در منطقه! قدرت بلامنازع نشان دهد. این مسئله در اشتغال هم موثر است، زیرا کل نیروهای فعال و نخبه جامعه را، بخود جذب می کند و: بیکاری باقی نمی گذارد. این امر به این معنی است که: ما خود را حقیر کردیم در حالیکه توانمند هستیم. در اشتغال هم مجبور می شویم: به امور نظامی اصلا نگاه نکنیم! یا آن را موقتی بدانیم. لذا آمار بیکاری بالا نشان داده می شود. بخش اعظم نیروی فعال جامعه، دوران سربازی را می گذرانند، و این از نظر وزیر کار، بیکاری و حتی بیگاری محسوب می شود! در حالیکه همه پروژه های نظامی، با دست توانای همین سربازان اجرا می شود. مرزبانی و حفاظت از کشور و پادگانها، از نظر اداره کار شغل محسوب نمی شود! در حالیکه بزرگترین مراکز اشتغال در آمریکا، گروهها و شرکت های حفاظتی هستند! در صنایع دیگر هم همینطور است. بالاترین تولید پوشاک و مواد غذایی، از طریق روستاها و شرکت های ثبت نشده! انجام می شود. در ژاپن و دیگر کشورها، زنان در خانه هایشان بیمه می شوند، ولی در ایران آن را غیر قانونی دانسته! و نام بیکاری پنهان را برآن می گذارند. بجای سازماندهی دست فروشان و: بیمه کردن آنها، به مبارزه با آن پرداخته و کسر شان می دانند. دستفروشان در واقع شاگردان یا: توزیع کنندگان خرد برای مغازه دارن هستند. با اجازه آنها در مقابل مغازه شان بساط می کنند. ولی وزارت کار می گوید: اینها کارتن خواب ها هستند، و باید جمع شوند! به همین دلیل آمار بیکاری گاهی، بالاتر از تعداد نیروهای فعال جامعه هم می شود! بنده از خود وزیر کار شنیدم که: می گفت فاجعه بیکاری از این هم بالاتر است. در کشورهای (پیشرفته به قول وزیر کار!) همه میدانند که: تحصیل یک نوع کار است، یعنی کسی که تحصیل می کند، اجازه کار دیگری ندارد، و جزو آمار بیکاران بحساب نمی آیند. لذا آمار بیکاری یک رقمی می شود. ولی در ایران بزرگ ترین فاجعه بیکاری را، همین دانشجویان میدانند! فرهنگ کار در ایران می گوید: هرکه دندان دهد نان دهد! اما آقایان این را افسانه میدانند، و فکر می کنند خودشان نان می دهند! برای همین می بینند کاری از دستشان بر نمی آید، تقصیر را به گردن دیگران می اندازند.

Flames want the field.

If the job is not needed by the community, creating it is a dispersal of resources. In order to know what kind of job is needed, we need to refer to the top-level documents, in the top-level documents, it is stated: what improvements should be made: and the need for this function is also determined by manpower. It must be estimated and hired. But the problem is in handing out the top documents. Providing high-level documents such as: A 25-year vision plan, or general system policy, five-year development, one-year budget, has been almost politically treated: it"s not well seen, just for the sake of rivals! Has been done. Many of them are not real, and some are higher than realities. For example, in defense industries, we have the first word, so no security incident has ever been mentioned. Since the Islamic Revolution, so far, there has been only one imposed war, which has led to greater coherence. Because of the revolution, the military and police forces were neutral and disintegrated! And in any case, Iran had higher military capabilities. For this reason, due to Saddam"s ignorance, which bombed two of Iran"s two points to begin the war, immediately there were 140: the fighter fled and destroyed Saddam"s navy and air. So far no army has dared to force it. So we have the undisputed power of the world. But the prospect program is trying: In the next 25 years, Iran will only be in the region! Power undeniably demonstrated. This is also an issue in employment, because it absorbs all the active and elite forces of society, and it does not leave unemployment. This means: We humble ourselves while we are capable. In employment we have to: do not look at military affairs at all! Or consider it temporary. So the unemployment rate is high. Most of the active labor force in the community is serving a soldier, and this, in the opinion of the Minister of Labor, is unemployment and even forced labor! While all military projects are carried out with the hands of these soldiers. Border guarding and protecting the country and garrisons are not considered to be occupations by the Office of Labor! While the largest employment centers in the United States are groups and security companies! It"s the same in other industries. The highest production of garments and food, through unregistered villages and companies! Done. In Japan and other countries, women are insured in their homes, but in Iran it is considered illegal! And the name of the hidden unemployment. Instead of organizing handlers and insuring them, they struggle with it and consider their deduction. Displays are, in fact, students or retail distributors for the shop. They let them in front of their shop. But the Ministry of Labor says: These are cartons of dreams, and they have to be gathered! That"s why the unemployment rate is sometimes higher than the number of active forces in the community! I heard from my minister of labor: I said that the catastrophe of unemployment is even higher. In countries (advanced in the words of the Minister of Labor!) Everyone knows that: Education is a kind of work, that is, one who studies, does not have permission to work, and is not considered an unemployed person. So the unemployment rate is a digit. But in Iran, the greatest unemployment catastrophe is the same students! The culture of work in Iran says: Whoever gives teeth to give bread! But gentlemen consider this a legend, and they think they are giving themselves bread! For this they see that they do not miss their hands; they blame the blame for others.

النیران ترید هذا المجال .

وإذا لم یکن المجتمع بحاجة إلى العمل، فإن خلقه هو تشتت للموارد. ومن أجل معرفة نوع العمل المطلوب، نحتاج إلى الرجوع إلى الوثائق ذات المستوى الأعلى، فی الوثائق العلیا، ما یلی: ما هی التحسینات التی ینبغی إدخالها: والحاجة إلى هذه الوظیفة تحددها القوى العاملة أیضا. ویجب تقدیرها واستئجارها. ولکن المشکلة هی فی تسلیم الوثائق العلیا. تقدیم وثائق رفیعة المستوى مثل: خطة رؤیة لمدة 25 عاما، أو سیاسة عامة للنظام، خمس سنوات التنمیة، میزانیة سنة واحدة، وقد تمت معالجتها سیاسیا تقریبا: انها لا ینظر بشکل جید، فقط من أجل منافسیه! وقد تم القیام به. وکثیر منها لیس حقیقیا، وبعضها أعلى من الواقع. على سبیل المثال، فی الصناعات الدفاعیة، لدینا الکلمة الأولى، لذلک لم یذکر أی حادث أمنی. منذ الثورة الإسلامیة، حتى الآن، لم یکن هناک سوى حرب واحدة فرضت، مما أدى إلى مزید من التماسک. بسبب الثورة، کانت قوات الجیش والشرطة محایدة وتفککت! وعلى أیة حال، فإن إیران لدیها قدرات عسکریة أعلى. لهذا السبب، بسبب جهل صدام الذی قصف نقطتین من إیران لبدء الحرب، کان هناک 140 على الفور: هرب المقاتل ودمر البحریة صدام وجو. وحتى الآن لم یجرؤ أی جیش على إجباره. لذلک لدینا قوة بلا منازع فی العالم. ولکن برنامج التوقعات یحاول: فی السنوات ال 25 المقبلة، فإن إیران لن تکون إلا فی المنطقة! السلطة لا یمکن إنکارها. وهذه أیضا مسألة فی العمل، لأنها تمتص جمیع القوى الفاعلة والنخبة فی المجتمع، ولا تترک البطالة. وهذا یعنی: نحن المتواضع أنفسنا بینما نحن قادرون. فی العمل علینا أن: لا ننظر إلى الشؤون العسکریة على الإطلاق! أو اعتبرها مؤقتة. وبالتالی فإن معدل البطالة مرتفع. معظم القوى العاملة النشطة فی المجتمع تخدم جندیا، وهذا، فی رأی وزیر العمل، هو البطالة وحتى العمل الجبری! وفی حین أن جمیع المشاریع العسکریة تنفذ بأیدی هؤلاء الجنود. ولا یعتبر مکتب العمل حراسة الحدود وحمایة البلد والحامیات. فی حین أن أکبر مراکز التوظیف فی الولایات المتحدة هی مجموعات وشرکات الأمن! انها نفسها فی الصناعات الأخرى. أعلى إنتاج الملابس والأغذیة، من خلال القرى والشرکات غیر المسجلة! القیام به. فی الیابان وبلدان أخرى، تؤمن النساء فی منازلهن، ولکن فی إیران یعتبر غیر قانونی! واسم البطالة الخفیة. بدلا من تنظیم المعالجات وتأمین لهم، فإنها تکافح معها والنظر فی خصمها. یعرض، فی الواقع، الطلاب أو موزعی التجزئة للمتجر. سمحوا لهم أمام متجرهم. ولکن وزارة العمل تقول: هذه هی رسوم أحلام، ویجب أن تجمع! هذا هو السبب فی أن معدل البطالة فی بعض الأحیان أعلى من عدد القوى العاملة فی المجتمع! سمعت من وزیر العمل: قلت إن کارثة البطالة أعلی من ذلک. فی البلدان (تقدمت فی کلمات وزیر العمل!) الجمیع یعرف أن: التعلیم هو نوع من العمل، أی الذی یدرس، ولیس لدیه إذن للعمل، ولا یعتبر شخصا عاطلا عن العمل. وبالتالی فإن معدل البطالة هو رقم. ولکن فی إیران، أکبر کارثة البطالة هی نفس الطلاب! ثقافة العمل فی إیران تقول: من الذی یعطی الأسنان لإعطاء الخبز! ولکن السادة تعتبر هذه أسطورة، ویعتقدون أنهم یعطیون أنفسهم الخبز! لهذا یرون أنهم لا یفوتون أیدیهم، ویلومون اللوم على الآخرین.

Flames want the field.

If the job is not needed by the community, creating it is a dispersal of resources. In order to know what kind of job is needed, we need to refer to the top-level documents, in the top-level documents, it is stated: what improvements should be made: and the need for this function is also determined by manpower. It must be estimated and hired. But the problem is in handing out the top documents. Providing high-level documents such as: A 25-year vision plan, or general system policy, five-year development, one-year budget, has been almost politically treated: it"s not well seen, just for the sake of rivals! Has been done. Many of them are not real, and some are higher than realities. For example, in defense industries, we have the first word, so no security incident has ever been mentioned. Since the Islamic Revolution, so far, there has been only one imposed war, which has led to greater coherence. Because of the revolution, the military and police forces were neutral and disintegrated! And in any case, Iran had higher military capabilities. For this reason, due to Saddam"s ignorance, which bombed two of Iran"s two points to begin the war, immediately there were 140: the fighter fled and destroyed Saddam"s navy and air. So far no army has dared to force it. So we have the undisputed power of the world. But the prospect program is trying: In the next 25 years, Iran will only be in the region! Power undeniably demonstrated. This is also an issue in employment, because it absorbs all the active and elite forces of society, and it does not leave unemployment. This means: We humble ourselves while we are capable. In employment we have to: do not look at military affairs at all! Or consider it temporary. So the unemployment rate is high. Most of the active labor force in the community is serving a soldier, and this, in the opinion of the Minister of Labor, is unemployment and even forced labor! While all military projects are carried out with the hands of these soldiers. Border guarding and protecting the country and garrisons are not considered to be occupations by the Office of Labor! While the largest employment centers in the United States are groups and security companies! It"s the same in other industries. The highest production of garments and food, through unregistered villages and companies! Done. In Japan and other countries, women are insured in their homes, but in Iran it is considered illegal! And the name of the hidden unemployment. Instead of organizing handlers and insuring them, they struggle with it and consider their deduction. Displays are, in fact, students or retail distributors for the shop. They let them in front of their shop. But the Ministry of Labor says: These are cartons of dreams, and they have to be gathered! That"s why the unemployment rate is sometimes higher than the number of active forces in the community! I heard from my minister of labor: I said that the catastrophe of unemployment is even higher. In countries (advanced in the words of the Minister of Labor!) Everyone knows that: Education is a kind of work, that is, one who studies, does not have permission to work, and is not considered an unemployed person. So the unemployment rate is a digit. But in Iran, the greatest unemployment catastrophe is the same students! The culture of work in Iran says: Whoever gives teeth to give bread! But gentlemen consider this a legend, and they think they are giving themselves bread! For this they see that they do not miss their hands; they blame the blame for others.

 

 


» نظر

ترجیح می دهند: طرح های آنها توسط آمریکا دزدیده شود!

آی اس آی مرکز سرقت علمی!

ایرانیان ساده دل، بخیال اینکه همه جای دنیا مردم امین و راستگو هستند! دست آورد های علمی خود را، قبل از انتشار در ایران، در سیستم آی اس آی ثبت می کنند، تا خیالشان راحت باشد که: کسی از روی دست آنها کپی نمی کند و: اگر هم کپی کرد و یا آن را به مرحله: تولید و تجاری سازی رساند، با کمال احترام هر ماهه مبلغ: حق الزحمه ایشان را به دلار! به آدرس درب منزل برایشان بفرستد. غافل از آنکه آنجا گرگ هایی نشسته اند که: با فرمول ها پول در می آورند و: کسی هم نمیتواند پیگیر آنها شود. برای همین است در ایران، او را با بوروکراسی متوقف می کنند، تا رقیب چینی آن را کپی کرده، با ارزانترین قیمت در کنار: منزل ایشان به فروش برساند. این باند مخوف در ایران و چین و آمریکا، بیشترین عضو را دارد. از این جهت پیگیر شدید ثبت مقالات می باشند. هر مقاله قبل از چاپ باید توسط: اعضا این باند در حاشیه سمینارها مطالعه شود، موضوع آن تایید گردد! سپس با تبادل اطلاعات در آمریکا و چین، مشخص شود که طرح چه کمبود هایی دارد، آنگاه که طرح بصورت کامل توضیح داده شد، در آمریکا و چین همزمان به تولید آن اقدام می کنند. چون آمریکا در تحریم شریک است، لذا چین آن را وارد می کند و: با قیمت ارزان هم می فروشد، تا در ایران، دیگر کسی به دنبال تجاری سازی آن نباشد. برای تست این مرحله می توان به: دانشمندان توصیه کرد: قبل از اقدام به چاپ مقاله خود، یا طرح موضوع، شخصا آن را در کمال خفا به: تولید کارگاهی برسانند. خواهند دید که مشابه خارجی ندارد! چه رسد به اینکه مشابه خارجی، ارزان تر هم باشد. بطور مثال در انرژی هسته ای یا: صنایع موشک ما این تردستی ایرانیان را می بینیم، که به دلیل حمایت وزارت دفاع از این مقالات، و محرمانه اعلام کردن آن، تحت فشار بازدید ها هستند! آمریکا و یا آژانس که سعی دارند: از همه موضوعات سر در بیاورند، خودشان میدانند که سلاح کشتار جمعی بهانه است، همانطور که برای حمله به عراق، بهانه بود! بلکه هدف اصلی آنان کپی برداری و: یا خرید دانشمندان است. چنانچه دیدیم چند دانشمند هسته ای که: خود را نفروختند ترور شدند. تا درس عبرتی برای بقیه باشند. البته این موضوع فقط مربوط زمان ما نمی شود. در جنگ جهانی اول و دوم، دانشمندان اتمی آلمان نیز این سرنوشت را داشتند: یا باید به آمریکا می رفتند، و برای ارتش آمریکا کار می کردند، یا به طرز مرموزی کشته می شدند. بعد از حمله آمریکا به عراق هم، مشابه این بلا بر سر دانشمندان آنجا آمد. پاکستان نیز، که اخیرا نخواست با آمریکا و آل سعود، به یمن حمله کند، از این توطئه ها در امان نماند. اکنون داعش و طالبان از سراسر دنیا، به مرز شرقی آن فراخوان شده اند، تا بتوانند عملیات سرقت علمی! یا دزدی دانشمندان را ساماندهی کنند. با کشتار مردم میانمار، افراد داعش که بیشتر از چچن هستند، به آنجا گسیل شدند تا: به داخل پاکستان نفوذ کنند البته هدف آنها فقط پاکستان نیست، زیرا تنها مرزی که ایران در ان آسیب پذیر است، مرز با پاکستان است و لذا، نفوذ دادن نیروهای ضد دانشمندان: هسته ای ایران هم از انجا راحت تر است. بنابر این تا هنگامیکه دانشمندان ایرانی، محصولات خود را در آی اس آی، رایگان در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار بدهند، در امان هستند و گرنه، باید برای خود محافظ استخدام کنند. یا به استخدام نیروهای نظامی و امنیتی در آیند. استادان فرهیخته، خود این موضوع را می دانند، ولی آنهاییکه در دوران تحصیل، زیر نظر نظام آموزش آمریکایی بوده اند، ترجیح می دهند: طرح های آنها توسط آمریکا دزدیده شود! ولی به استخدام نیروهای مسلح ایران در نیایند.

ISI, the Scientific Stealing Center!

Simple Iranians, thank you for the fact that everyone in the world is honest and truthful! The scientific achievements are documented in the ISI system before they are published in Iran, so that it is easy for them to read: they do not copy from their hands: if copied or taken to stage: production And commercialization, with great respect every month Amount: their revenues in dollars! Send them to the door of the house. Unaware of the fact that there are wolves sitting in the form of money: and no one can follow them. Therefore, in Iran, he will stop him with the bureaucracy, so that the Chinese rival will copy it, selling it at his lowest price, along with his home. This ghastly band in Iran, China and the United States has the most members. This is the reason why the articles are constantly tracked. Each paper before printing must be read by: members of the band on the sidelines of the seminars, subject to confirmation! Then, by exchanging information in the United States and China, it is clear what deficiencies are in the design, when the plan is fully explained, they are simultaneously producing it in the United States and China. Because the United States is a partner in sanctions, it imports China and sells it at cheap prices, so that in Iran, nobody is looking to commercialize it. To test this step, you can: Scientists advise: Before you publish your article, or design the subject, personally steal it to perfection: to produce a workshop. They will see that they are not alike! Let alone being cheaper than foreign ones. For example, in nuclear power, or: our missile industry, we see this Iranianship, which, thanks to the Defense Department"s support for these articles, and the secret to announcing it, are under pressure from the visitors! The United States or the Agency, which are trying to: deal with all the issues, themselves know that weapons of mass destruction are an excuse, as was the pretext for invading Iraq! But their main purpose is to copy and / or buy scientists. As we have seen, a number of nuclear scientists, who did not sell themselves, were assassinated. To be a lesson for the rest. Of course this is not just about our time. In World War I and II, German nuclear scientists also had this fate: either they had to go to America, work for the US military, or they would have been mysteriously killed. After the US invasion of Iraq, the same happened to scholars. Pakistan, which recently did not want to attack Yemen with the United States and Al Saud, did not escape the conspiracies. ISIL and the Taliban have been called to the eastern border from all over the world to carry out theft of science! Or stealing scientists. With the killing of the people of Myanmar, ISIS people, who are more than Chechen, were dispatched to: penetrate into Pakistan, but their goal is not only Pakistan, because only the border where Iran is vulnerable is bordered by Pakistan and, therefore, penetration Give anti-scientists forces: Iran"s nuclear weapons are also easier. Therefore, as long as Iranian scientists are free of charge to the US and Israel for their products at the ISI, they should be hired to protect themselves. Or to hire troops and security forces. The educated professors themselves know this, but those who have been under the American education system during their studies prefer to: their plans are stolen by the United States! But do not hire Iranian armed forces.

إیسی، مرکز سرقة العلمی !

الإیرانیون البسیطون، شکرا لکم على حقیقة أن الجمیع فی العالم صادق وصادق! وقد تم توثیق الإنجازات العلمیة فی نظام إیسی قبل نشرها فی إیران، بحیث یکون من السهل تصور أن: لا أحد ینسخها من أیدیها، وإذا تم نسخها أو نقلها إلى مرحلة: الإنتاج والتسویق، مع الاحترام الکبیر کل شهر المبلغ: إیراداتها بالدولار! إرسالها إلى باب المنزل. لا یدرکون حقیقة أن هناک ذئاب یجلس فی شکل نقود: ولا أحد یستطیع متابعتها. ولذلک، فی إیران، سوف یمنعه مع البیروقراطیة، بحیث المنافس الصینی سوف نسخه، وبیعه فی أدنى سعر له، جنبا إلى جنب مع منزله. هذه الفرقة المروعة فی إیران والصین والولایات المتحدة لدیها أکبر عدد من الأعضاء. هذا هو السبب فی تتبع المواد باستمرار. یجب أن تقرأ کل ورقة قبل الطباعة من قبل: أعضاء الفرقة على هامش الحلقات الدراسیة، تخضع للتأکید! ومن ثم، یتبین من خلال تبادل المعلومات فی الولایات المتحدة والصین ما هی أوجه القصور فی التصمیم، وعندما یتم شرح الخطة بالکامل، فإنها تنتجها فی الوقت نفسه فی الولایات المتحدة والصین. ولأن الولایات المتحدة شریک فی العقوبات، فإنها تستورد الصین وتبیعها بأسعار رخیصة، حتى فی إیران، لا أحد یتطلع إلى تسویقه. لاختبار هذه الخطوة، یمکنک: نصح العلماء: شخصیا، وسرقة إلى ورشة العمل قبل نشر مقالتها، أو تصمیمه. وسوف نرى أنها لیست على حد سواء! ناهیک عن کونها أرخص من تلک الأجنبیة. على سبیل المثال، فی الطاقة النوویة، أو: صناعة الصواریخ لدینا، ونحن نرى هذه الإیرانیة، والتی بفضل دعم وزارة الدفاع لهذه المواد، وسر لإعلانه، تتعرض لضغوط من الزوار! إن الولایات المتحدة أو الوکالة التی تحاول: التعامل مع جمیع القضایا، هی نفسها تعرف أن أسلحة الدمار الشامل ذریعة، کما کانت ذریعة لغزو العراق! ولکن الغرض الرئیسی منها هو نسخ و / أو شراء العلماء. وکما رأینا، فقد اغتیل عدد من العلماء النوویین الذین لم یبیعوا أنفسهم. أن یکون درسا لبقیة. بالطبع هذا لیس فقط حول عصرنا. فی الحرب العالمیة الأولى والثانیة، کان العلماء النوویون الألمان أیضا هذا المصیر: إما أن یذهبوا إلى أمریکا، والعمل للجیش الأمریکی، أو کانوا قد قتلوا بشکل غامض. بعد الغزو الأمریکی للعراق، حدث الشیء نفسه للعلماء. وباکستان، التی لم ترغب فی مهاجمة الیمن مع الولایات المتحدة والسعود، لم تفلت من المؤامرات. داعش وطالبان تم استدعاؤهم إلى الحدود الشرقیة من جمیع أنحاء العالم لتنفیذ سرقة العلم! أو سرقة العلماء. وبقتل شعب میانمار، تم إیفاد شعب داعش، الذین هم أکثر من الشیشان، إلى: الدخول إلى باکستان، ولکن هدفهم لیس مجرد باکستان، لأن الحدود الوحیدة التی تکون إیران معرضة للخطر هی الحدود مع باکستان، وبالتالی فإن الاختراق إعطاء القوى المضادة للعلماء: الأسلحة النوویة الإیرانیة هی أیضا أسهل. لذلک، طالما علماء إیرانیون مجانا إلى الولایات المتحدة وإسرائیل لمنتجاتهم فی إیسی، ینبغی تعیینهم لحمایة أنفسهم. أو لتوظیف القوات وقوات الأمن. الأساتذة المتعلمین أنفسهم یعرفون ذلک، ولکن أولئک الذین کانوا تحت نظام التعلیم الأمریکی خلال دراستهم یفضلون: سرقت خططهم من قبل الولایات المتحدة! ولکن لا تستأجر القوات المسلحة الإیرانیة.

ISI, Elmi ?stiqam?t M?rk?zi!

Sad? ?ranl?lar, dünyadak? h?r k?sin dürüst v? do?ru oldu?una gör? t???kkür edir?m! ISI rekord ?randa akademik, pre-azad, nailiyy?tl?ri onlar?n ?ll?ri kims? sur?ti v? ya kopyalanamaz v? ya istehsal qoymaq ki, azad H?r ay böyük hörm?tl? ticarile?m? M?bl??: onlar?n g?lirl?ri dollarla! Onlar? evin qap?s?na gönd?rin. Pul ??klind? oturan canavarlar?n varl???ndan x?b?rsizdir v? heç kim onlar? izl?y? bilm?z. Buna gör? d?, ?randa bürokratiya il? onu dayand?racaq, bel? ki, Çin r?qibi onu evinin yan?nda ?n a?a?? qiym?t? sat?r. ?ran, Çin v? AB?-dak? bu d?h??tli qrupun ?n çox üzvl?ri var. Bu s?b?bd?n m?qal?l?r daim izl?nilir. Çapdan ?vv?l haz?rlanm?? h?r bir ka??z t?sdiq edilm?lidir: seminarlar ç?rçiv?sind? qrup üzvl?ri t?r?find?n oxunmal?d?r! Birl??mi? ?tatlar?n sanksiyalarda t?r?fda? oldu?u üçün, Çin idxal edir v? ucuz qiym?tl?rl? sat?r, buna gör? ?randa heç kim onu ??kommersiya m?qs?dil? axtar?r. Bu add?m? test etm?k üçün a?a??dak?lar? ed? bil?rsiniz: Aliml?r m?sl?h?t vermi?l?r: ??xs?n, m?qal?sini d?rc etm?d?n v? ya onu t?rtib etm?zd?n ?vv?l onu i?? sal?n. Onlar bir-birin? b?nz?m?y?c?kl?rini gör?c?kl?r! Xaricil?rd?n daha ucuz olaq. Amma onlar?n ?sas m?qs?di aliml?rin sur?tini ç?xarmaq v? / v? ya almaqd?r. Gördüyümüz kimi, özl?rini satmad??? bir s?ra nüv? aliml?ri sui-q?sd edilib. Qalanlar üçün bir d?rs olmaq. ?lb?tt? ki, bu, yaln?z bizim vaxt?m?z deyil. AB?-?n ?raq?n i??al?ndan sonra aliml?r d? eyni idi. Yax?n vaxtlarda Y?m?n? AB? v? Al Südl? hücum etm?k ist?m?y?n Pakistan, komplonun qaç???ndan qaçmad?. ?S?L v? Taliban, dünyan?n bütün yerl?rind?n ??rq s?rh?din? elm o?urlu?unun h?yata keçirilm?sin? ça??r?l?b! V? ya aliml?ri o?urluq. Myanmar n?f?r h?lak, Çeçenistan daha çox ?slam Dövl?ti, h?d?f yaln?z Pakistan yay?lmaq üçün Pakistana gönd?rildi çünki ?ran, buna gör? d? t?siri h?ssasd?r Pakistan s?rh?d v? yaln?z s?rh?d, Anti-alim qüvv?l?rini verin: ?ran?n nüv? silahlar? da asanla??r. Buna gör?, ?ranl? aliml?r ISI-da öz m?hsullar? üçün AB? v? ?srail? pulsuz olduqda, özl?rini qorumaq üçün i?? götürülm?lidirl?r. V? ya ?sg?rl?ri v? t?hlük?sizlik gücl?rini i?? götürm?k. T?qaüdçü professorlar bunu bilirl?r, amma Amerika t?hsil sistemind? t?dqiqatlar ?snas?nda ya?ayanlara üstünlük verirl?r: onlar?n planlar? AB? t?r?find?n o?urlan?b! Lakin ?ran silahl? qüvv?l?rini i?? götürm?yin.

 

 


» نظر

گرچه نمیدانیم قد بلند خوب است یا قد کوتاه؟

داروی کوچک کردن دولت:

 همانطور که میدانیم داروی هر دردی، کنار همان تعبیه شده است و: این اعتقاد ما ایرانی ها است، مثلا در کوههای سرد و برفی ایران، سه هزار چشمه آب گرم موجود است. و یا پیاز هر شهری، دارای تمام خصوصیات ضد بیماری، برای غریبه ها است، و امثال آن. البته چینی ها و شاید ادیان غیر الهی، معتقدند باید دارو ها را، از دور دست ها به دست آورد، و هرچه دورتر باشد موثر تر است. اگر براساس تئوری ایرانی عمل کنیم، داروی پیشرفت ایرانی ها در خود ایران است، و اگر هم می خواهیم دولت را کوچک سازی کنیم، باید از مدل های بومی استفاده کنیم، که مهمترین آن پرداخت یارانه ارزی و: پخش انفال بین جوانان درحال ازدواج است. مثلا  در مورد داروها هم، اگر داروهای گیاهی خودمان را در نظر بگیریم، همه درد ها را درمان می کند! نه تنها دارو های گیاهی بلکه حتی: فلزات ایرانی هم شفابخش است: طلا، خوردنی ترین فلز است! آلومینیوم برای اسید معده مناسب است! آهن خونساز است و.. اما اگر الگوی چینی یا بودایی را قبول داشته باشیم، هرچه دورتر برویم به: راه حل های بهتری می رسیم! به همین دلیل برخی ها به بومی سازی معتقدند، و برخی ها بومی گریز! هردو نفس می کشند و: هیچ چیز هم تغییر نمی کند. همه دستور العمل ها از روی هم نوشته می شوند، همه مثل هم حرف می زنند، ولی جامعه کار خودش را می کند. گویا فلک با آنها سر لج بازی دارد: که شاعر خوب گفت: چه بد کرداری ای چرخ! چه کج رفتاری ای چرخ، سر کین داری ای چرخ. اما ناصر خسرو دهلوی، این را قبول ندارد و می گوید: نکوهش نکن چرخ نیلوفری را. بنا براین دنیا را هر طور که بخواهی، می بینی و تفسیر می کنی، پس بهتر است خوب ببینی و خوب تفسیر کنی! و خود را به زحمت نیاندازی. برای درک بهتر موضوع باید بدانیم که: همه ما در یک سیستم عضو هستیم و: آن سیستم یکپارچه مدیریت جهانی است: نیروی انسانی ما هشت میلیارد نفر، مواد اولیه همه معادن جهان، ابزارآلات و سرمایه ما انبوه دستاوردهای بشری در: گذشته و حال و آینده است. تصور سیستم دیگر فقط در: داخل این سیستم میسر است . همانطور که در فیزیک، ما نقطه ای مستقل نداریم، درسیستم  مدیریت یکپارچه جهانی هم، هیچ سیستمی مستقل از آن نیست. وقتی این واقعیت را قبول نکنیم، هیچ کاری از دستمان بر نمی آید! زیرا خودمان را تافته جدا بافته می دانیم، که می خواهد همه چیز را تغییر بدهد، ولی می بیند حتی یک عادت: دیر از خواب بیدار شدن خود را هم، نمی تواند ترک کند! اما اگر این سیستم را قبول کردیم، با این سیستم تعامل سازنده می کنیم، دیگر به دنبال آن نیستسم که: صحبت از بخش خصوصی یا خصولتی، نیمه دولتی یا دولتی کنیم: زیرا همه اینها مراتب وجودی یک جامعه هستند، یعنی ما ایجاد نکردیم که بخواهیم تعییر بدهیم، بلکه از اول بوده و بعدا هم خواهد بود. مثل قیافه و قد و صدای خودمان! اگر دست خود ما بود بهترین و: زیباترین قیافه ها را درست می کردیم.  گرچه  نمیدانیم قد بلند خوب است یا قد کوتاه؟ اگر نامزد شما قد بلند باشد، شماهم در حسرت قد بلند خواهید بود، ولی اگر نامزد شما قد کوتاه باشد، دیگر این آرزو را نخواهید داشت. جهان هم با مدیریت های تفکیک شده، یا منطقه ای اداره نمی شود، بلکه همه ان زیر نظر: ولی عصر عج هست و: رشته امور را او به دست دارد، و همه در تحت مدیریت او هستند. و برای همین است که جهان باقی است! والا با یک حرکت افراد نادانی مثل ترامپ، دنیا بیش از یک روز دوام نمی اورد.

Minimize drug:

 As we know, the drug of any pain is beside it: "It is our belief in Iranians, for example, in the cold and snowy mountains of Iran, there are three thousand springs of hot water." Or onion of any city, has all the anti-disease characteristics, for strangers, and the like. Of course, the Chinese, and perhaps non-divine religions, believe that they should get drugs from distant hands, and the more distant they are. If we act on the basis of Iranian theory, Iran"s progress in Iran is in itself, and if we want to minimize the state, we must use indigenous models, most notably the payment of foreign exchange subsidies and: Anfal distribution between married youths. . For medications, for example, we treat all the pain if we consider our herbal remedies! Not only herbal medicines but also: Iranian metals are healing: gold is the most eaten metal! Aluminum is suitable for gastric acid! Iron is hematuronic and ... But if we accept the pattern of Chinese or Buddhist, the farther we go: we will get better solutions! That"s why some believe in localization, and some are native to the escape! Both breathe and: nothing changes. All recipes are written together, everyone is talking the same way, but the community does its work. The raccoon has a head with them: the good poet said: "What a bad guy!" What is the behavior of the wheel, the head of the wheel? But Nasser Khosrow Dehlavi does not agree with this and says: "Do not hurt the Niloufari wheel." So, seeing and interpreting the world as you wish, then it"s better to see good and interpret it well! And do not bother yourself. For a better understanding of the subject, we need to know that: We are all members in a system: it is an integrated system of global management: our human resources are eight billion people, the raw material of all mines in the world, our tools and capital, the mass of human achievements in: past and present, and Is coming. The system"s other imagination is only possible: inside the system. As in physics, we do not have an independent point, in the integrated global management system, there is no system independent of it. When we do not accept this fact, nothing can be done! Because we consider ourselves as a woven plaster, who wants to change everything, but he sees even a habit: he cannot leave his awakening too late! But if we accept this system, we will interact with this system, we will no longer seek to: speak of a private or productive, semi-governmental or state sector: because all of this is the essence of a society, that is, we did not create We want to change, but from the beginning, and then it will be. Like the look and feel of ourselves! If our own hand was the best, we would make the most beautiful looks. Although we do not know whether the tall is good or short? If your candidate is tall, you will be tall, but if your candidate is short, you will no longer have this wish. The world is not governed by separate, regional or regional administrations, but it is all under the control of: but it is the age of the AJ: it has the field of affairs, and everyone is under his control. And that"s why the world is left! Supreme, with the fate of ignorant people like Tramp, the world did not last for more than a day.

تقلیل المخدرات :

 وکما نعلم، فإن المخدرات من أی ألم هی بجانبه: "إن إیماننا بالإیرانیین، على سبیل المثال، فی الجبال الباردة والثلجیة فی إیران، وهناک ثلاثة آلاف ینابیع من الماء الساخن". أو البصل من أی مدینة، لدیه کل الخصائص المضادة للمرض، للغرباء، وما شابه ذلک. وبطبیعة الحال، فإن الدیانات الصینیة، وربما غیر الإلهیة، تعتقد أنها یجب أن تحصل على المخدرات من أیدی بعیدة، والأبعد من ذلک. إذا تصرفنا على أساس النظریة الإیرانیة، فإن تقدم إیران فی إیران هو بحد ذاته، وإذا أردنا تقلیل الدولة، یجب علینا استخدام النماذج الأصلیة، وعلى الأخص دفع إعانات النقد الأجنبی و: توزیع الأنفال بین الشباب المتزوجین. . للأدویة، على سبیل المثال، ونحن علاج کل الألم إذا کنا نعتبر العلاجات العشبیة لدینا! لیس فقط الأدویة العشبیة ولکن أیضا: المعادن الإیرانیة هی الشفاء: الذهب هو المعدن الأکثر تؤکل! الألومنیوم هو مناسبة لحامض المعدة! الحدید هو هیماتورونیک و ... ولکن إذا نحن نقبل نمط الصینیة أو البوذیة، و أبعد نذهب: سنحصل أفضل الحلول! هذا هو السبب فی بعض یعتقدون فی توطین، وبعضهم الأصلی إلى الهروب! کل من التنفس و: لا شیء یتغیر. تتم کتابة جمیع وصفات معا، والجمیع یتحدث بنفس الطریقة، ولکن المجتمع یفعل عمله. الراکون له رأس معهم: قال الشاعر الجید: "ما رجل سیء!" ما هو سلوک العجلة، رأس العجلة. لکن ناصر خسرو دههلافی لا یوافق على ذلک ویقول: "لا تؤذی عجلة نیلوفاری". لذلک، رؤیة وتفسیر العالم کما یحلو لک، ثم فمن الأفضل أن نرى جیدة وتفسیر ذلک بشکل جید! ولا تزعج نفسک. ولتحقیق فهم أفضل للموضوع، نحتاج إلى معرفة ما یلی: "نحن جمیعا أعضاء فی نظام: فهو نظام متکامل للإدارة العالمیة: مواردنا البشریة ثمانیة ملیارات نسمة، والمواد الخام لجمیع الألغام فی العالم، وأدواتنا ورؤوس الأموال، وکتلة الإنجازات البشریة فی الماضی والحاضر، و قادم. وخیال النظام الآخر ممکن فقط: داخل النظام. کما هو الحال فی الفیزیاء، لیس لدینا نقطة مستقلة، فی نظام الإدارة العالمیة المتکاملة، لا یوجد نظام مستقل عن ذلک. عندما لا نقبل هذه الحقیقة، لا شیء یمکن القیام به! لأننا نعتبر أنفسنا کما الجص المنسوجة، الذی یرید تغییر کل شیء، لکنه یرى حتى هذه العادة: وقال انه لا یمکن ترک صحوة متأخرة جدا! ولکن إذا قبلنا هذا النظام، فإننا سوف نتفاعل مع هذا النظام، ونحن سوف لم تعد تسعى إلى: الکلام عن القطاع الخاص أو الإنتاج شبه الحکومی أو الدولة: لأن کل هذا هو جوهر المجتمع، وهذا هو، لم نخلق نرید تغییر، ولکن من البدایة، وبعد ذلک سیکون. مثل الشکل والمظهر من أنفسنا! إذا کان یدنا کان أفضل، ونحن سوف تجعل تبدو أجمل. على الرغم من أننا لا نعرف ما إذا کان طویل القامة هو جید أو قصیر؟ إذا کان المرشح الخاص بک طویل القامة، سوف تکون طویل القامة، ولکن إذا کان المرشح الخاص بک قصیرة، فلن یکون لدیک هذه الرغبة. إن العالم لا تحکمه إدارات منفصلة أو إقلیمیة أو إقلیمیة، ولکن کل ذلک تحت سیطرة: ولکن عصر عصر آج: له مجال الشؤون، وکل شخص تحت سیطرته. وهذا هو السبب فی ترک العالم! العلیا، مع مصیر الجهل الناس مثل الترامب، العالم لم یدوم لأکثر من یوم واحد.

D?rman? minimuma endirm?k:

 V? ya h?r hans? bir ??h?rin so?an?nda bütün anti-x?st?lik xüsusiyy?tl?ri, yabanc?lar v? buna ox?ard?r. Persia akt? ?randa inki?af ?ranl?lar, n?z?riyy?si ?sas?nda varsa v? onlar kiçilm? hökum?tin ist?yirsinizs?, biz yerli istifad? model, xüsus?n subsidiyalar v? xarici valyuta: Broadcast Anfal g?ncl?r evli . D?rman üçün, m?s?l?n, d?rman vasit?l?rimizi n?z?r? alsaq, bütün a?r?lar? müalic? edirik! Yaln?z bitki m?n??li d?rmanlar deyil, h?m d?: ?ranl? metallar müalic? edir: q?z?l ?n çox yeyil?n metald?r! Alüminium m?d? tur?usu üçün uygundur! B?zil?ri lokalizasiyaya inan?r v? b?zil?ri qaç?? üçün do?ma! H?m n?f?s al?r, h?m d? d?yi?ir. Bütün reseptl?r birlikd? yaz?l?r, h?r k?s eyni ??kild? dan???r, amma icma öz i?ini edir. Rokunun onlarla birlikd? ba?? var: yax?? ?air dedi: "N? pis adam!" T?k?rin ba?l???, t?k?rin ba?? nec?dir. Amma Nasser Khosro Dehlavi, q?bul v? lotus t?k?rl?r günah yoxdur deyir deyil. Bel?likl?, dünyan? ist?diyiniz kimi görm?k v? t?fsir etm?k, onda yax?? oldu?unu görm?k v? yax?? ??rh etm?k daha yax??d?r! Özünüzü narahat etm?yin. yax?? mövzu bir orqan sistemi ham?m?z v? bu inteqrasiya sisteml?rinin idar? var ki, bilm?lidir anlamaq üçün universal edir: insan resurslar? biz s?kkiz milyard n?f?r, xammal dünya kal?p bütün mina v? keçmi? v? indiki bizim kapital kütl?vi insan nailiyy?tl?ri var; G?lir. Sistemin dig?r t?s?vvürl?ri yaln?z mümkündür: sistem iç?risind?. Fizikada oldu?u kimi, inteqrasiya olunmu? qlobal idar?etm? sistemind? müst?qil bir nöqt? yoxdur, ondan as?l? olmayan bir sistem yoxdur. Bu h?qiq?ti q?bul etm?dikd?, heç bir ?ey edil? bilm?z! Bu sistem sistem konstruktiv qar??l?ql? raz?l?q ?g?r Lakin, biz art?q Nystsm öz?l sektor v? ya Khsvlty, yar? ictimai v? ya dövl?t müzakir?si axtar?r ki, biz etm?dik yaratd??? c?miyy?tin bütün s?viyy?l?rind? üçün Biz d?yi?dirm?k ist?yirik, amma ba?dan b?ri, bundan sonra da olacaq. Özümüzün görünü?ü v? hissl?ri kimi! Öz ?limiz yax?? olarsa, biz ?n göz?l görünü?l?r ed?c?yik. Uzunlu?un yax?? v? ya q?sa olub olmad???n? bilmirik. Sizin namiz?diniz hündür olsayd?, uzun olacaqs?n?z, amma namiz?diniz q?sa olsa, onda bu arzunuz yoxdur. Buna gör? d? dünya qald?! Ali, Tramp kimi cahil insanlar?n taleyi il? dünya bir günd?n çox dayanmad?.

 

 


» نظر
   1   2   3   4   5   >>   >
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96