سفارش تبلیغ
صبا

با اجازه و بدون اجازه

برخی از کار های خلاف و درست، از نظر مکانیزم عمل یکی هستند. تنها  چیزی که آنها را از هم جدا می کند، خواست و نیت افراد اجرا کننده می باشد. بطور مثال اگر دو بار کتاب کسی را برداریم، از نظر مکانیکی یک حرکت  انجام شده، و نیروی وارد بر اجسام هم یکسان است. ولی اگر در اولی با اجازه مالک آن، این کار شود و در دومی بدون اجازه او باشد، اولی به امانت گرفتن کتاب است، و دومی دزدیدن کتاب! به همین سادگی دو عمل مشابه، انسان ها را به اشتباه می اندازد. باید مواظب باشند که این دو را باهم مخلوط نکنند. مثلا فرق ازدواج و فحشا هم همین است! ازدواج با خواست و رضایت طرفین، و با حضور شاهد انجام می گیرد. برای اینکه تعداد شاهد ها بیشتر باشد، سنت رسول خدا است که برای ازدواج، ولیمه یعنی شام و یا نهار رایگان به مهمانان داده شود. اما در فحشا تجاوز به عنف انجام می شود، یعنی بدون رضایت یکی از دوطرف.

     فرق دختر بازی  و صیغه هم، در همین است در صیغه، رضایت پدر دختر شرط است، ولی در دختر بازی، پدر و مادر معمولا اطلاع ندارند. یعنی شاید هیچکس اطلاع نداشته باشد! ولذا می بینیم که رابطه دوستی بین دختر و پسر در اسلام را، چون با اجازه هست طرد می کنند! و دوستی دختر و پسر بدون اطلاع پدر و مادر را، ترویج می کنند. و این فساد اخلاقی و عمل خلاف را تزیین می کنند.

این تفاوت ها در یک جمله هم بیان شده که:( الاعمال بالنیات) ارزش اعمال انسان به نیت او بستگی دارد. مثلا در نماز خواندن هم می بینیم که اعمال مکانیکی، یا تحرک بدنی همه انسان ها شبیه هم است. ولی برخی از این نماز ها قبول می شود، و برخی را خدا قبول نمی کند. و اینهمه  فقط به نیت است، یعنی کسی که نماز می خواند تا: مردم ببینند و او را تحسین کنند یا به او اعتماد نمایند، او ریا کار است. ولی کسی که نماز را می خواند برای عبادت خدا، او مخلص یا فرد عابد و: عبادتش مورد رضایت خداوند می باشد. حتی در جبهه و جهاد هم همینطور است، در جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، هر دو طرف مسلمان و معتقد به قران بودند، ولی با هم می جنگیدند و همدیگر را می کشتند. در سوریه و عراق امروز، جنگ با داعش از نظر مکانیزم و: طرز مادی سلوک یکی است. همه کسانی که از سوی داعش، برای گروگانگیری بنگلادش اعزام شده بودند، شعار لا اله الا الله محمد رسول الله می دادند! مردم بنگلادش و گروگان ها هم، این دو شعار را قبول داشتند. ولی چرا باید عده ای گروگان شوند و عده ای گروگانگیر؟ تعدادی این طرف و: تعدادی آن طرف و در مقابل یکدیگر؟ حتی در این نوع مبارزه ها، دو طرف از همه لحاظ با هم مساویند، لذا می بینیم که این گروگانگیری، از هر دو طرف کشته می گیرد.

 علت تمام این در گیری ها در یکصد ساله اخیر، فقط یک موضوع است : بازگشت به خویش. اما تفسیر هرکس از این بازگشت فرق می کند، تا جایی که با هم زاویه گرفته و: در نهایت به تقابل با یکدیگر می انجامد. برای تحلیل این موضوع، همه میدانند که جمعیت اصلی عربستان ، انگلیس، آمریکا، و استرالیا و کانادا را، مجرمانی تشکیل می دادند که: رفتن به آنجا برایشان تبعید بود. یعنی آنها را از خود دور کرده بودند. آنها هم سیاهپوست ها را مجبور به دوری از خویشان کردند، و بعنوان برده برای خود بردند. اما هرچه پیشرفت و توسعه و زندگی آنها زیباتر می شد، شوق بازگشت آنها زیادتر می شد. احساس گناه را با دوری از خود در ضمیر ناخود آگاه، باهم ترکیب کرده ودارای عقده ای بنام بازگشت می شدند.

اولین عقده گشایی ها از قوم یهود شروع شد، یعنی فراری ها توانستند با یک ترفندی، یهود را قربانی یا پیشقراول بازگشت خود نمایند. یهودیان هم به سبب سرگردانی تاریخی خود، این مسلخ یا قربانگاه را با جان و دل پذیرفتند. لذا هرتزلیا یا شورای انتقال یهودیان به: سرزمین موعود که شکل گرفته بود، تغییر جهت داد و به سرزمین مادری، یا موعود و ارض فلسطین تعبیر و ترجمه گردید . آمریکا و انگلیس واسترالیا و کانادا و عربستان هم با شوق و ذوق، تمام طلاهای خود را نثار گوساله ای کردند که: به قربانگاه می رفت. تا آنجا پایگاهی باشد برای بازگشت آنها. اما با ظهور انقلاب اسلامی، صهیونیزم ترک برداشت. لذا همه آنهایی که فراری بودند از فراری های اروپایی یا آمریکایی تا فراری های مسلمان همچون اعقاب ابوسفیان ها، صلاح را در این دیدند که: بازگشت به سرزمین عراق و شام کنند.

    در حالی که اگر بجای خشونت، از راه دوستی وارد می شدند، بازگشت آنها جشن گرفته می شد. لذا اگر همان بازگشت به خویشتن  ایدئولوژیک و: نرمی که دکتر شریعتی و فرانتز فانون مطرح می کردند، اتفاق می افتاد، کسی کشته نمی شد، اما همین اشتباه جزئی که بجای استفاده از: ایدئولوژی برای برگشت، از سلاح استفاده کردند، باعث شد که این جهنم را درست کردند.

 

 ، قطر و اسرائیل در منطقه

بإذن وبدون إذن

وخلافا لبعض الأعمال والحق، من حیث آلیة العمل هی نفسها. الشیء الوحید الذی یفصل بینهما، هو الرغبة والنیة للتشغیل. على سبیل المثال، إذا حجز شخصین فی الدراسة، التی أجریت من حیث الحرکة المیکانیکیة، وقوة على جسم تساوی. ولکن إذا کانت الأولى مع موافقة المالک، وهذا الأخیر هو من دون إذنه، وهو أول کتاب للاقتراض، وسرقة الکتاب الثانی! إنها بهذه البساطة اثنین من فعل مماثل، فإن الخلط بین الناس. یجب الحرص على عدم خلط اثنین. على سبیل المثال، الفرق بین الزواج والدعارة، والشیء نفسه! الزواج إرادة وموافقة الطرفین، ووجود ضوابط تنفیذها. للسیطرة على زیادة العدد، وسنة رسول الله للزواج، وارتفاع درجة حرارة عشاء أو غداء مجانیة للضیوف. ولکن فی الدعارة والاغتصاب القیام بها، وهذا هو، من دون موافقة الطرفین.

     اللعبة وابنة محظیة ومختلفة، هو بالضبط هذا النوع من الزواج، ویلزم موافقة والد الفتاة، ولکن الفتیات اللعب، والآباء فی کثیر من الأحیان لا یعرفون. حسنا، ربما لم تبلغ أی شخص! وهکذا نرى أن العلاقة بین الرجل والمرأة فی الإسلام، لأنه سمح لها أن ترفض! وصدیقته وابنه من دون علم الأهل، وتعزیز. والفساد الأخلاقی ومخالفات زینت.

یتم التعبیر عن هذه الاختلافات فی جملة واحدة: قیمة الأعمال البشریة تعتمد على نوایاه. على سبیل المثال، فی الصلاة نجد ممارسة المیکانیکیة، أو ممارسة الریاضة لجمیع البشر هو نفسه. ولکن بعض تلک صلاة مقبولة، والبعض الآخر لا یقبل الله. وهذه لیست سوى نیة الشخص الذی یصلی إلى: یرى الناس ویعجبون له أو یثقون به، فهو منافق. ولکن من یقرأ الصلوات من أجل عبادة الله، أو المصلی وله الصادق: الله هو صاحب الخدمة الارتیاح. حتى فی حالة الحرب والجهاد هو نفسه، فی حرب صدام ضد إیران، على حد سواء مسلم ونعتقد فی القرآن، ولکنهم قاتلوا وقتلوا بعضهم البعض. فی سوریا والعراق، ومحاربة الآلیة: کیفیة إجراء واحد مادة. کل أولئک الذین ISIL تم إرسالها إلى رهینة بنغلادیش، کان شعار لا إله إلا الله محمد رسول الله! شعب بنغلادیش والرهائن معا، وقد تم قبول هذه الشعارات اثنین. ولکن لماذا بعض الناس رهینة ورهائن؟ عدد الأضلاع وعدد من الجانبین ضد بعضها البعض؟ حتى فی هذا النوع من القتال، وعلى الجانبین على قدم المساواة فی کل شیء إلا معا، ونحن نرى ان الرهینة قتل من الجانبین.

 سبب کل هذا الصراع فی السنوات المائة الماضیة، شیء واحد فقط: العودة إلى بلده. ولکن التفسیر هو مختلف، کل من لدیه العودة، حتى معا، وزاویة: یؤدی فی نهایة المطاف إلى مواجهة مع بعضها البعض. لتحلیل هذه المسألة، والجمیع یعرف أن السکان الأصلیین من المملکة العربیة السعودیة وبریطانیا وأمریکا واسترالیا وکندا، کانت المجرمین الذین تم نفی لهم بالذهاب. کانت أی بعیدا. سیکون لدیهم لتجنب أقارب السوداء، وکعبید لهم. ولکن التطور والحیاة کانت أکثر جمالا، أکثر کانوا یتوقون للعودة. وقد تم استدعاء بالذنب فی البقاء بعیدا عن عقله اللاشعوری، ومزیج معقد الظهر.

التنفیس الأول من الیهود بدأ، تمکنوا من خداع، أو سلف العودة الضحایا الیهود على الهاربین. الیهود بسبب تیه التاریخیة، المذبح أو المذبح اتفق مع بکل إخلاص. لذلک، هرتسلیا أو نقل الیهود إلى أرض المیعاد التی شکلت، تغیرت والوطن، أو فسر وعد فلسطین وترجمتها. أمریکا وبریطانیا واسترالیا وکندا والمملکة العربیة السعودیة بحماس، کل ما لدیهم العجل الذهب ذبحوهم لمذبح. وفیما یتعلق قاعدة لعودتهم. ولکن مع ظهور الثورة الإسلامیة والصهیونیة ترک انطباع. لذلک کل أولئک الذین یفرون الهارب من الهرب الأمیرکیین مسلم أو الأوروبیین باعتبارهم من نسل أبی سفیان، ومصلحة فی رؤیة أن عودتهم إلى أرض العراق وسوریا.

    فی حین إذا بدلا من العنف، من خلال الأصدقاء کانوا یصلون، احتفل عودتهم. لذلک، إذا عودة إلى الایدیولوجی الذاتی: لیونة من الطبیب شریعتی وفرانز فانون اعتمدت حدث، شخص ما لم یکن قتل، ولکن هذا خطأ صغیر بدلا من استخدام الأیدیولوجیة للعودة الأسلحة المستخدمة، مما تسبب فی کان الجحیم عادل.


» نظر

زمین در برابر کار

خیلی از پروژه های فراملی یا ملی و محلی، نیمه تمام مانده و پیمانکاران نیز به پول خود نرسیدند، و تعطیلی کار گاه هم به ضرر: پروژه تمام شده هم به ضرر پیمانکار. دلیل اصلی همه این ها مادی شدن یا پول پرست بودن، یا چشمداشت ریالی داشتن است. یعنی همه ایستاده اند و فقط پول، پول می کنند! حتی زمانی بیماری پار کینسون را هم، مرض پول شماری نامگذاری کردند. کاش به همین جا خاتمه می یافت، همینکه قسط اول دریافت می شد، همه را مصرف حقوق های نجومی می کنند و: برای خود ویلا و ژیلا می خرند! حقوق کارگر و قیمت مصالح همه احاله می شد به پیش پرداخت دوم. باز پروژه می خوابید تا قسط دوم را بگیرد، و همینکه قسط را گرفتند، خرج خواب پروژه می کنند! و می گویند این مدت که دستگاهها و ماشین آلات بیکار بودند، کرایه شان باید داده شود. آنهم چه کرایه هایی! که روی دست حقوق های نجومی زده. به همین دلیل دوباره حقوق کارگران و: اجاره محل و امثال آن برای قسط سوم می ماند. حقوق کارگران به این دلیل عقب انداخته می شود، که اهرم خوبی  برای فشار به دولت برای: دریافت پیش پرداخت است. همین الان قرارگاه خاتم دویست میلیارد از وزرات نیرو می خواهد: تا کار پیمان خزر عمان را شروع کند، هرچه وزارت نیرو می گوید: ما این طرح را نمی خواستیم!  فایده ندارد. فردا می روند دادگاه شکایت می کنند، و این دویست میلیارد را بعنوان خسارت بر می دارند، و پروژه همچنان روی زمین می ماند!

     لذا راههای دیگری هم برای اجرا وجود دارد: یکی از این راهها حذف پول است! حالا ممکن است معنوی بود! و مثل اوایل انقلاب اسلامی برای رضای خدا کار کرد. البته هنوز هم هستند کسانی که بعد از 38سال از انقلاب، همان روحیه را دارند و متاسفانه: هشت شان گرو نه شان است! آنها مثل این حقوق نجومی بگیرها نبودند، برای همین در فقر به سر می برند. البته فقر افتخار آمیز که این اختلاس ها، و مال مردم خوری ها و نزول در پرونده شان نیست. اکثر هنرمندان و نویسندگان و حتی صنعتگران همینطورند، لذا اغلب حتی حقوق باز نشستگی هم ندارند، و الان هم حاضرند همانطور کار کنند. لذا پیشنهادمی شود بجای واگذاری پروژه به افراد سودجو، به این افراد مراجعه شود که: بیش از سی سال پاک زندگی کردند.

اما راه دیگر کالی به کالی یا: فاینانس و غیره هست. مثلا در طرح آبراه خزر- عمان کافی است: این آب راه را با دو کیلومتر حریم، در اختیار پیمانکار بگذارند. او میتواند با پیمانکاران دست دوم هم همین معامله را داشته باشد : کار در مقابل زمین . البته چون در اثر اجرای طرح آبراه، زمین های کویری مرطوب و قابل کشت می شوند، قیمت آنها بالاتر رفته ودر بورس قرار می گیرند. لذا  اگر تمام زمین ها به نسبت کار های موردنیاز تقسیم شود، و همان ابتدا به همه پیمانکاران واگذار شود، ممکن است قیمتی نداشته باشد، ولی پیمانکار میداند در پایان پیمان، زمین او دارای ارزش بالاتری خواهد شد.

براساس این طرح، آبراه خزر خلیج، سه فاز اجرایی دارد: فاز اول از خزر تا سمنان، فاز دوم از عمان تا باتلاق جازموریان، فاز سوم از جازموریان تاسمنان. در فاز اول زمین ها قیمت دارند، ولی باز هم با اجرای طرح، قیمت آن بالاتر می رود.  لذا میتوان به نسبت کار، زمین مرغوبتر را واگذار کرد. چون اغلب این زمین ها دولتی است، لذا در نهایت مالک آبراه هم دولت می شود. در فاز دوم قیمت زمین ها دارای ارزش درجه دو است، ولی باز هم با اجرای کانال بالاتر می رود، و این برای پیمانکاران درآمد زایی و اشتغال زایی دارد.

 

اما در فاز سوم، زمین ها تقریبا صاف و یکدست و شوره زار هستند. اجرای طرح در این جا، به اینصورت است که کانالی به عرض 30متر و عمق 20متر حفر می شود. تا سه متر ممکن است: شوره زار باشد، لذا در اطراف خود پخش می شود و: ارتفاع شش متری درست می کند. بعد از آن خاک کلیم هست، یعنی میتوان تا عمق 7متر دیگر خاکبرداری از: خاک های حاصلخیز نمود، و بر روی خاکهای شور دپو کرد. در نتیجه کانال 20متری حفاری و: اطراف خود زمین های حاصلخیز درست می کند. این خاکها هم میتوانند آب خود را از دریای عمان بگیرند، و تصفیه کنند. و یا میتواند در ارتفاع بالاتری باشد، نزولات آسمانی را در خود ذخیره کند. در حالت دوم 700کلیو متر کانال، با 2کیلومتر حریم حاصلخیز، اگر متوسط باران سالانه را هم در خود ذخیره کند، 40میلیارد تن آب شیرین ذخیره خواهد شد،

 پیمانکاران درجه یک بدون هزینه برای دولت ا

الأرض العمل

العدید من المشاریع الوطنیة والمحلیة أو عبر الوطنیة، أنصاف وحققت المتعاقدین أیضا أموالهم، وأحیانا إلى عطلة حساب: المشروع کله على حساب المقاول. ومن المتوقع أو السبب الرئیسی لجمیع هذه المواد أو المال العبادة أن یکون الریال. یعنی کل واقفا المال فقط، والمال! حتى عندما مرض بارکنسون، وکان اسمه المرض بعض المال. کنت أتمنى لو لم قد انتهت، عندما کان فی استقبال الدفعة الأولى، لاستخدام جمیع الرواتب الفلکیة وشراء الفلل وجیلا! تم نقل جمیع حقوق العمال والمواد اللازمة لالدفعة الثانیة. فتح الدفعة الثانیة لتولی مشاریع ینام، وعندما کانت المدفوعات لقضاء المشروع حلمهم! وأقول هذا لأجهزة وکانت آلات العاطلین عن العمل، وینبغی إیلاء الإیجار. ومع ذلک، ما هی الأسعار! على رواتب فلکیة المنکوبة. هذا هو السبب فی حقوق العمال مرة أخرى واستئجار مکان، ولذا فإنها لا تزال لالدفعة الثالثة. حق العمال أن تأجیل ل، کورقة ضغط جیدة للضغط على الحکومة للحصول على الدفع مقدما. الآن ملیار ومائتان من یرید وزارة الطاقة لبدء العمل على اتفاقیة عمان على بحر قزوین، وتقول وزارة الطاقة ختم قیادة المشروع لم نکن نرید ل! انها غیر مجدیة. غدا المحکمة، وهذه هی 200000000000 على سبیل التعویض، والمشروع لا یزال على أرض الواقع!

     لذلک هناک طرق أخرى لتشغیل: واحدة من الطرق لإزالة المال! فمن الممکن الآن الروحیة! ومثل الثورة الإسلامیة المبکرة کانت لإرضاء الله. ومع ذلک، هناک أولئک الذین، بعد 38 عاما من الثورة، وروح، ومما یؤسف له أنها لا تعتمد على ثمانیة بهم! یحلو لهم لم تدفع رواتب فلکیة، لذلک یعیشون فی فقر. ومع ذلک، فإن الاختلاس من الفقر الشرفاء والمطاعم وممتلکات الناس وعدم الوقوع فی قضیتهم. معظم الفنانین والکتاب وحتى الحرفیین أیضا، لذلک، فی کثیر من الأحیان لیس لدیهم معاش، والآن أود أن العمل. لذلک، یقترح بدلا من تسلیم المشروع إلى سمسار، لنرى هؤلاء الناس الذین عاشوا أکثر من ثلاثین عاما نظیفة.

ولکن هناک طریقة أخرى لکالی کالی أو: المالیة وعلى ما یرام. على سبیل المثال، فی ممر بحر قزوین عمان یکفی: بهذه الطریقة المیاه مع کیلومترین الخصوصیة، وطرح على المقاول التخلص منها. وقال انه یمکن التعامل مع المقاولین من الباطن لدیها نفس العمل فی وجه الأرض. ومع ذلک، منذ تنفیذ الممر المائی، والأراضی الصحراویة الرطبة هی الصالحة للزراعة، وأسعار الأسهم هی أعلى. حتى لو کان کل حاجة العمل على الأرض لیتم تقسیم النسبة، والأولى أن تعطى لجمیع المتعاقدین، قد لا تکون الأسعار، ولکن المقاول یعرف فی نهایة المعاهدة، والأرض انه سوف یکون لها قیمة أعلى.

وبموجب الخطة، الممر المائی قزوین الخلیج، ثلاث مراحل تنفیذیة: المرحلة الأولى من بحر قزوین إلى سمنان، المرحلة الثانیة من عمان إلى مستنقع Jazmurian، المرحلة الثالثة من سمنان Jazmoryan. فی المرحلة الأولى على أسعار الأراضی، ولکن أیضا مع تنفیذ الخطة، وسعره یرتفع. ولذلک، فإن نسبة العمالة، فقدت الأرض أکثر من المرغوب فیه. لأن معظم الأراضی هو الممر المائی المملوکة للدولة، وبالتالی توفیر الحکومة. فی المرحلة الثانیة وهما هو ثمن الأرض له قیمة، ولکن تنفیذ قناة یزال أعلى، وهذا هو للحصول على عائدات المقاولین وخلق فرص العمل.

ولکن فی المرحلة الثالثة، والحقول تقریبا على نحو سلس والمالحة. مشاریع هنا، فی حال عرض القناة 30 مترا وعمق 20 مترا إلى حفر. یصل إلى ثلاثة أمتار قد تکون مالحة، بحیث تلعب حولها وارتفاع ستة أمتار إلى الیمین. کریس التربة ثم، ألا وهی الحفر على عمق 7 أمتار من تربة خصبة، وکانت مستودع فی التربة المالحة. ونتیجة لذلک، حفر قناة 20 متر: الأراضی الخصبة حول ذلک الحق. ویمکن لهذه التربة أیضا أن تأخذ المیاه من بحر عمان، وغیر نظیفة. أو قد تکون على ارتفاعات أعلى، سماء هطول الأمطار فی متجرک. فی الحالة الثانیة متر 700 قنوات کلیو، مع 2 کم الخصوصیة خصبة، إذا کان کل من فی متجر سیتم حفظ 40 ملیار طن من المیاه العذبة یبلغ متوسط ??هطول الأمطار السنوی،


» نظر

پیمانکاران درجه یک بدون هزینه برای دولت ا

حضرت آیه الله سید علی خامنه ای

رهبر معظم انقلاب اسلامی

سلام علیکم

احتراما در زمینه احداث کریدور کشتیرانی بین دریای عمان و خزر بنیاد خزر- عمان برای اجرای این کار در حال تشکیل است، تا بتواند از طریق مناقضات بین المللی، نسبت به جذب سرمایه و پیمانکاران درجه یک بدون هزینه برای دولت ایران  اقدام نماید. این طرح به دو پروژه تقسیم شده: پروژه زمزم و پروزه سمندرکه مناقسه آن به 16زبان آماده گردیده است.

در پروژه زمزم ابتدا یک تونل در سطح دریاهای آزاد، بین خزر و عمان احداث می شود تا بدون اینکه نیازی به تملک زمین داشته باشد، از زیر زمین انتقال آب را انجام داده، سفره های زیر زمینی مسیر را اشباع کند . درکنار این تونل 900کیلومتری مستقیم، انبارک هایی ایجاد می شود تا همچون چاه زمزم، که آب دریای سرخ را تصفیه می کند، آبهای شور دریا هم از طریق سفره های زیر زمینی تصفیه شده در این انبارک ها ذخیره، و برای استفاده شهر های مسیر آماده شود.

در طرح سمندر که نام دیگر دریای مازندران است، کانال از روی زمین حفر می شود، و به موازات تونل پیش میرود. برای توسعه و اشتغال و کار آفرینی، از آب انبارک ها استفاده می کند تا مسیری برای عبور کشتی ها فراهم شود، و محیط زیست هم آسیب نبیند. و در کنار آن واحد های کشت و صنعت یا تجارت و شهر سازی  به راه بیافتد. برای این منظور میتوان خرید و فروش انحصاری عرض دو کیلومتری حریم را در دست گرفت.

  اعضای موسس این بنیاد تقاضا دارد: جنابعالی بعنوان رئیس بنیاد، قبول زحمت فرمایید . ضمنا برای اعضا دائمی از آقایان: دکتر روحانی، دکتر ولایتی و سفیر ایران در روسیه نیز دعوت شود بهتر است. والامر الیکم

با تشکر

سید احمد حسینی  محمد علی ربانی  مهندس طهماسبی

 

هیات موسس موقت09/04/1395


» نظر

امپراطوری هیچ

ارای مردم انگلستان به خروج از اتحادیه اروپا، زلزله ای به راه انداخت که نشان داد: امپراطوری بزرگ اتحادیه اروپا، در واقع هیچ بوده است و اینهمه سال، فقط برای دوشیدن مردم ایران و ترکیه، چنین مترسک را درست کرده بودند. ایران را از آنجهت که مورد تحریم قرارداده، و با همراهی آمریکا موفق شده بودند: اجناس و کالاهای خود را به عنوان دور زدن تحریم! چند برابر به ایرانیان بفروشند. در مورد ترکیه هم عشق آنها در: پیوستن به اتحادیه اروپا را، وسیله ای قرارداده بودند تا: استعمار سیاسی و اقتصادی وفرهنگی را، در آن کشور ادامه دهند. ترکیه هم برای اینکه زودتر به اتحادیه بپیوندد، چشم بسته همه فرمان های آنها را اجرا می کرد، که حمله به سوریه از آخرین دستور های آنان بود. یکی دیگر از دستورات آنان، مجوز راهپیمایی همجنسگراها،  در ماه مبارک رمضان بود! که البته مردم جمهوری آذربایجان و مردم ترکیه، مقاومتی نشان داده شد ولی این مجوز، همچنان به قوت خود باقی است.

اخیرا بی بی سی هم تحلیلی بر: همجنسگرایی در میان مسلمانان! منتشر کرده که می خواهد موضوع را بسیار ساده نشان دهد، و اشاراتی هم به آیاه قران و روایات و علم رجال داشته! ولی این موضع قبل از اینکه یک موضوع اعتقادی باشد، یک موضع حیثیتی است. زیرا دشمنان اسلام وظیفه خود می دانند که: محرمات اسلامی را کشف و آن را تزیین و تبلیغ کنند، درست کاری که شیطان انجام می دهد: و کارهای زشت را برای انسان زیبا جلوه می دهد. زیرا فقط این یک مورد نیست، در همه موارد از قبیل کشف حجاب، خوردن گوشت خوک یا نوشیدن مشروبات الکلی، زنا و مواد مخدر و غیره هم اینطور است. اما اکنون با فروپاشی ظاهری اتحادیه اروپا، گرایش مردم به اسلام بیشتر شده، و به حقیقت اسلام آشناتر خواهند شد. چون دیگر شیطانی وجود ندارد که آنها را وسوسه کند.

البته این شانتاژها و بزرگ نشان دادن: اتحادیه اروپا نتایجی هم برای انها در برداشته است! زیرا فراکسیون هواداری از انگلیس و: اتحادیه اروپا در ایران هم فعال بود و در بسیاری از اشخاص و موقعیت هانفوذ کرده بود. مثلا  کلیه منابع زیر زمینی یا: رو زمینی ایران را برای خود برداشتند. در جاهایی هم که نمی توانستند، مانع فعالیت های خود ایرانی ها شدند. مثلا آب های هیمالیا از تبت تا: کوههای افغانستان والبرز از طریق: زیر زمین و روی زمین به: سوی دریای عمان می رود. روی زمینی ها را از طریق: ایجاد سد در کشورهای همسایه،  خشک کردند و ایران را به بیابان تبدیل نمودند! زیر زمینی ها را هم به بهانه نفوذ روسیه! تحریم کردند که هیچ کاری ایران نتواند انجام دهد. همین امروز اگر چاههایی در کویر بزنند، به آبهای زیر زمینی شیرین که به وسعت عرضی 18کیلومتر، بصورت نهر های مختلف از زیر کویرلوت، عبور می کند دست می یابند. و از سرریز این همه آب شیرین به دریای عمان جلوگیری می کند، و کشور را از بی آبی و خطر: ریزگردها و آلودگی هوا نجات می دهند. ولی نفوذ آنها بقدری قوی است که: طرح مهم کانال بین دریای عمان و: دریای مازندران را بایکوت کردند.

 آنها نه فقط در زمینه فرهنگی و اقتصادی فعال بودند ، حتی در زمینه نظامی هم با اینکه، اکثر کارخانجات انگلیس و فرانسه و آلمان و آمریکا را، ایران خریداری و یا سهامدار عمده آن است، همه را مصادره و حتی از فروش سیم خاردار نظامی به ایران جلوگیری کردند. اکثر طرح های تحریمی، ابتدا در انگلستان طرح می شد، زیرا عوامل انگلیسی فراوانی بودند که: صبحانه در تهران می خوردند، و نهار در لندن بودند! به نفع آنها بود که ایران فقیر و عقب مانده بماند، تا آن ها به کاسه لیسی خود ادامه دهند. حتی فرزندان بسیاری از آقازاده ها، به بهانه تحصیل به آنجا می رفتند، و خط و خطوط فتنه را به انگلیس می دادند، تا او امضا کند و برای آمریکا و شورای امنیت بفرستد. از این بالاتر، بودند آقازاده هایی که خودشان: به انگلیس می رفتند و برای اینکه ایرانی ها، آنها را نشناسند با وجود کبر سن، شلوار لی می پوشیدند و: موهای خود را بلوند می کردند

 خوشبختانه این عروسک خیمه شب بازی و: مترسک سر جالیز از بین رفت. اکنون هم اروپا از دست انگلیس راحت شد، و هم مردم انگلیس نفس راحتی کشیدند، و فهمیدند که مبارزه بالاخره نتیجه می دهد، و پایان شب سیاه سفید است. حالا ایرلندی ها و یونانی ها و دیگران هم جرات پیدا کرده اند، و از مردم انگلیس تشکر می کنند که: راه را به آنها نشان داد. مردم انگلیس هم بدانند که: راه استقلال و آزادی، سختی و رنج دارد ولی، پایان آن شیرین است. مخصوصا آزادی از قید: آمریکا و آل سعود و صهیونیست ها، که می خواستند به اسم اتحادیه اروپا، دنیا را به بردگی بکشند.

امپراطوری هیچ

لا إمبراطوریة

بریطانیا الانسحاب من الاتحاد الأوروبی من الأصوات الشعبیة، التی أطلقت زلزال أظهرت إمبراطوریة عظیمة أوروبا، فی الواقع، کانت کل هذه السنوات، فقط للتعبیر عن شعب إیران وترکیا، مثل الفزاعة قدمت. ایران منذ العقوبات وضعها، وکان یرافقه أمیرکا: کما السلع والبضائع فی جمیع أنحاء العقوبات! عدة مرات لبیع الإیرانیین. فی حالة ترکیا إما نحبهم: التکامل من أوروبا، وضعت وسیلة ل: الاستعمار السیاسی والاقتصادی والثقافی، والاستمرار فی ذلک البلد. ترکیا للانضمام إلى الاتحاد الأوروبی فی أقرب وقت ممکن، معصوب العینین کافة الأوامر تشغیلها، وقیادتهم الماضی هجوما على سوریا. آخر من أوامر، وتراخیص مسیرة مثلی الجنس، وکان فی شهر رمضان! بطبیعة الحال، فإن الناس من أذربیجان والشعب الترکی، وقد أظهرت المقاومة، ولکن الرخصة لا یزال ساری المفعول.

تحلیل لهیئة الاذاعة البریطانیة الأخیرة: المثلیة بین المسلمین! أصدرت تدل على أن المسألة بسیطة جدا، ویشیر إلى القرآن الکریم والحدیث الشریف ورجال العلم لها یاه! لکن هذا الموقف قبل قضیة فقهیة، وهو موقف الشرف. على عاتقها أعداء الإسلام أن المحرمات الإسلامیة وتعزیز اکتشاف وتزیین ذلک، فقط ما یفعله الشیطان: والفواحش إلى الإنسان یزیده جمالا. هذا واحد فقط، لیس فی جمیع الحالات، بما فی ذلک الکشف، أکل لحم الخنزیر أو شرب الخمر والزنا والمخدرات وذلک هو الحال. ولکن الآن، مع انهیار واضح من دول الاتحاد الأوربی، ونزوع الناس إلى الإسلام، وحقیقة الإسلام سوف یکون على درایة. لأنه لا یوجد الشیطان لإغراء لهم.

بالطبع، تم ابتزاز هذه بیج شو: اتخذت أوروبا الاتحاد نتائج بالنسبة لهم! لفصیل الموالیة لبریطانیا والاتحاد الأوروبی کان أیضا نشطة فی إیران وکان لها تأثیر على کثیر من الناس والحالات. على سبیل المثال، عن مصادر المیاه الجوفیة أو: سطح أخذت إیران لنفسه. حیث لا یمکن أن تمنع کانت أنشطتها الإیرانیین. على سبیل المثال، میاه جبال الهیمالایا من التبت إلى: جبال البرز فی أفغانستان وذلک من خلال: الطابق السفلی والأرض: هی بحر العرب. على الأرض من خلال: بناء سد فی البلدان المجاورة، الإیرانی تجفیفها وتحویلها الى الصحراء! الأرض تحت ذریعة النفوذ الروسی! العقوبات أن إیران لا تستطیع أن تفعل أی شیء. الیوم إذا الآبار فی الصحراء، إلى حد الوحشی الحلو المیاه الجوفیة 18 کم، بدءا من أسفل Kvyrlvt على النهر، ویمر تحقیق. کل شیء المیاه العذبة لمنع تجاوز وبحر العرب، والبلد من الجفاف والمخاطر: غبار وتلوث الهواء انقاذ الیوم. ولکن نفوذهم قویا حتى أن القناة بین عمان ومشروع هام: بحر قزوین إلى مقاطعة.

 منعت إیران. معظم العقوبات التصامیم، فی البدایة کانت الخطة المملکة المتحدة، کانت على النحو العدید من العوامل التی الإنجلیزیة: طهران تناولوا الإفطار والغداء فی لندن! أن إیران لا تزال فقیرة ومتخلفة فی صالحهم، لذلک استمروا فی التملق. حتى الأطفال من العدید من أغا زاده، ذهب لإحضار والتعلیم، وکانت خطوط وحرف البریطانیین، حتى انه وقع وإرسالها إلى أمریکا ومجلس الأمن. من ما سبق، کان اغا زاده، الذین هم أنفسهم: ذهبوا الى انکلترا للإیرانیین، وأنها لا تحب لهم على الرغم من کبر السن، وارتدى الجینز: کان شعرهم أشقر

 لحسن الحظ، هذه الدمیة و: اختفى رئیس الفزاعة حدیقة المطبخ. أوروبا تفوت الآن کانت انجلترا مریحة، وتنفس الشعب انجلترا الصعداء، وأدرکت أن إبرام النضال، ونهایة لیلة سوداء. الآن الایرلندیین والیونانیین وغیرهم لدیهم الشجاعة، وأشکر الشعب البریطانی أن أظهر لهم الطریق. الشعب البریطانی نعرف أیضا أن الطریق للاستقلال والحریة وضیق، ولکن، فمن النهایة الحلو. وخاصة التحرر من أغلال: أمریکا والسعودیة والصهاینة، الذین یریدون تسمیة الاتحاد أوروبا، لاستعباد العالم.


» نظر

اخلاگران اقتصاد مقاومتی

در آسیب شناسی اقتصاد مقاومتی، همین بس که برخی عملکرد ها باعث فراموشی یا: به سخره گرفتن آن می شود. یکی از این موارد عملکرد بانکها و بازار های پولی و مالی، در چند روز اخیر است که با فیش حقوقی های: چند میلیارد ریالی باعث سخره گرفتن اقتصاد مقاومتی شده و: آن را به فراموشی سپرده است. در حالیکه سال بنام اقتصاد مقاومتی و اقدام و عمل نام گذاری شده، و این اعمال ضد مقاومتی همه اذهان را نسبت به: این شعار ها مشوه و بدبین می کند. دلیل این امر آن است که اساس اقتصاد مقاومتی، بر تولید داخلی و افزایش کیفیت آن است، به نحوی که قابل رقابت جهانی بوده و: درون زا و برونگرا باشد. اما تولید درگیر نرخ سنگین بهره های بانکی است، که منجر به مصادره اموال و اخراج کارکنان آن شده است. تصور همه این بود که بانکها، به این نرخ های سنگین نیاز دارند تا: آن طور که در تبلیغات می گویند، به حمایت از تولید بپردازند. اما ناگهان معلوم شد که سال ها است این درآمد بهره را، بعنوان حقوق های میلیاردی و: پاداش های نجومی به مدیران و اعضا: هیات مدیره خود پرداخت می کنند! در حالیکه زندانها پر است از بدهکارانی که بخاطر: دیه تصادف چند میلیونی شب های ماه رمضان و: لیالی قدر در کنار خانواده خود نیستند! یا کارگرانی که به دلیل کمی حقوق، افطاری و سحری درستی برای خانواده خود نمی توانند تهیه کنند. آنوقت یقه سفید هایی که فقط با: اعداد و ارقام سروکار دارند، هر ساعت به فکر اضافه کردن صفرهای: جلوی فیش حقوقی خودشان هستند. واین پول ها هم اغلب در بازار مصرف به کار گرفته می شود! و کار را برای کارگران سخت تر می کند، زیرا وقتی مهمانی های آنچنانی و خودروهای خارجی، رونق پیدا کرد کارگر داخلی بیکار می شود، و آنهایی هم که کار می کنند نمیتوانند در: تهیه مایحتاج زندگی با این غول های بی شاخ و دم رقابت نمایند. از همه بدتر معلوم می شود: کسی هم نیست به داد آنها برسد. در طول این چند روزه بگیر و ببند، فقط رئیس بانک رفاه کارگران از کار خود برکنار شد! یعنی نه از کم کردن حقوق ها، و یا بازگرداندن آن خبری است، و نه از مجازات این از خدا بی خبران. زیرا کسانی هم که امید مردم به آنها بسته شده است؛ خودشان در این وادی دست و پا می زنند.

شنیده ها حاکی است که گفته شده: اولا حقوق تا چهل میلیون تومان به بالا مجاز است! یعنی اگر غیر کارگرانی تا 50برابر یک کارگر حقوق بگیرند، و کاری هم نکنند اشکال ندارد. و آنهایی هم بالاتر می گیرند باید دید که: طبق مقررات دریافت کرده اند یا خیر! گویا رئیس بانک و اعضا هیات مدیره، خودشان نیستند که مقررات را می نویسند! این هم یعنی هیچ.

زیرا نویسند فیش و حسابداران و: یا اپراتور ها که کارمند بی اختیار هستند، و مطابق مقررات و دستور عمل می کنند، پس هیچ حقوقی ولو میلیاردی خارج از مقررات نیست! و مقررات را هم یا هیات مدیره تصویب می کند، و یا مدیرعامل بخشنامه می نماید، که چون در مورد خودشان است، بنابراین اگر تاکنون هم مقرراتی نداشته، همین امروز صاحب مقررات می شود! گرچه همه میدانند این حقوق ها بدون مقررات هم نبوده است. زیرا بانکها این خصوصیت را دارند که: هم قاضی باشند هم شاکی، هم مجری باشند هم تصویب کننده. مدت ها هست که سعی می کنند بانکها را قانونمند کنند، و حاکمیت شرکتی را به آنها یاد بدهند! ولی هیچ به نفع آنها نیست که قانونمند شوند، و یا تابع قانون تجارت و خواستار اعمال حاکمیت شرکتی.

 

اگر واقعا کسی پیدا شود و: این پول ها را از آقایان پس بگیرد، با آن میتوان ایران را آباد کرد، و از شر ریزگرد ها خلاص نمود. براساس طرحی که نیاز به بودجه دارد، میتوان کویر ایران را و هر کویر دیگر را، از آبهای شیرین برخوردار کرد .  به گفته مهندس بهرامی، رودخانه زیر زمینی به عرض 18متر، از کوههای هیمالیا سرچشمه گرفته، و از طریق کویر ایران یه دریای عمان می ریزد، که با 50یا صد متر حفاری، میتوان به آن دست یافت. و اگر کویر صاحب آب شیرین شود، مشکل اشتغال و مسکن همه ایرانیان حل می شود. زیرا میتوان در کویر ساخت و ساز کرد، کشت و صنعت به راه انداخت. زمین های آن هم متعلق به: هرکسی است که آن را آباد کند. حتی میتوان طرح کشتی رانی بین: خلیج فارس و دریای مازندران را، دوباره  بر روی میز گذاشت، و از تحریم های امریکا نهراسید. زیرا این طرح بخاطر اتصال روسیه به آبهای گرم، از جمله مواردی است که آمریکا، آن را تحریم کرده، ولی وقتی پشتوانه طرح قوی باشد، آمریکا هم نمی تواند غلطی بکند.

اتصال خزر به خلیج فارس

المقاومة فی المفسدین الاقتصاد

علم الأمراض من اقتصاد المقاومة، فإنه یکفی أن بعض أسباب النسیان أو الأداء: للسخریة منه. واحدة من هذه البنوک والسوق النقدی والأداء المالی، فی الأیام الأخیرة أن دفع بذرة من بضعة ملیارات من الدولارات تستهزئ الاقتصاد والمقاومة: یتم نسیانها. فی حین کان عام یدعى اقتصاد المقاومة والعمل، ومعاداة المقاومة ممارسة کل ما تبذلونه من الاهتمام لهذا الشعار هو غامض وساخر. والسبب فی ذلک هو أن الاقتصاد المقاومة، والإنتاج المحلی وزیادة جودته، لدرجة أن المنافسة العالمیة هی: الداخلیة ویکون انفتاحا على الخارج. ولکن الإنتاج ینطوی على معدلات الفائدة المصرفیة الثقیلة، مما أدى إلى مصادرة الممتلکات وطرد العاملین لدیه. تخیل جمیع البنوک، لالثقیلة تحتاج إلى معدلات ما یلی: کما هو الحال فی الإعلان أقول، لدعم إنتاجها. ولکن فجأة اتضح أن لسنوات إیرادات الفوائد کمرتبات ملیار: تدفع المکافآت الفلکیة لأعضاء مجلس الإدارة وأعضاء مجلس الإدارة! بینما السجون ملیئة المدینین الذین، بسبب: حادث دییغو بضعة ملایین من لیالی رمضان ولیلى لیست کثیرا مع عائلتک! أو العمال بسبب تدنی الأجور، والإفطار وجبة الإفطار لا یمکن أن توفر بشکل صحیح لأسرهم. ثم الیاقات البیضاء التی فقط مع نشعر بالقلق الحقائق والأرقام، کل التفکیر ساعة إضافة الأصفار أمام بذرة رواتبهم. وغالبا ما تستخدم هذه الأموال فی السوق الاستهلاکیة! والعمل بجد للعمال، لأنه عندما ازدهرت الحفلات الصاخبة والسیارات الأجنبیة عاملات المنازل عاطلون عن العمل، وأولئک الذین لا یستطیعون العمل: ضرورات الحیاة من دون قرون وذیل المنافسة مع عمالقة أ. الأسوأ من ذلک کله هو واضح: لا أحد قدم لهم. أثناء الصید عدة أیام والأقفال، ورفض فقط البنوک موظفی الشؤون الاجتماعیة رئیس من وظیفته! هذا یعنی أنه بدلا من خفض الأجور، أو استعادة هو الخبر، ولیس علم عقاب الله. بالنسبة لأولئک الذین یأملون فی أن تکون مغلقة والیدین والقدمین هم فی الوادی.

وتشیر التقدیرات إلى أن سمعت من یقول: یسمح الأولى عن حقوقها لأربعین ملیون دولار! هذا یعنی أنه إذا کان غیر العاملین لتصل إلى 50 أضعاف أجر العامل، ولیس لدیهم أی مشکلة. وتلک المذکورة أعلاه أن ینظر إلیها: تنظیم حصلت أم لا! رئیس أعضاء البنک ومجلس أنفسهم کتب القواعد! وهذا یعنی أیضا لا.

لجاک والمحاسبین والکتابة: موظف أو مشغلی اختیاریة، وفقا للقواعد والمبادئ التوجیهیة، لذلک لا حقوق، حتى إن لم یکن الملیارات تخرج عن نطاق السیطرة! واللوائح، أو یوافق المجلس أیضا، أو مدیر مسار دائری، الذی مثل عن أنفسهم، لذلک إذا کان لدیک أی وقت مضى للقواعد، وقواعد نفس الیوم! على الرغم من أن الجمیع یعلم لم یکن هذا القانون دون تنظیم. وذلک لأن البنوک لدیها ممتلکات إما أن الشکوى أو القاضی، ومنفذی موافقة. تحاول منذ فترة طویلة لتنظیم البنوک، وحوکمة الشرکات لتعلیمهم! ولکنها لیست فی القانون اهتمامهم، أو یدعو القانون للتجارة وحوکمة الشرکات.

اذا کان شخص ما هو حقا: المال من السید الانسحاب، فإنه یمکن إعادة بناء إیران، وللتخلص من الغبار. ووفقا للخطة المیزانیة تحتاج إلى تضمین کویر صحراء إیران وبعضها البعض، والتمتع المیاه الحلوة. وفقا للسید بهرامی، تحت الأرض عرض النهر من 18 مترا، والمستمدة من جبال الهیمالایا، من خلال صحراء إیران وسلطنة عمان فی سقیفة، مع 50 أو مئة متر من الحفر، لا یمکن أن یتحقق. وإذا کانت الصحراء تحل مشاکل المیاه والعمل والسکن جدیدة جمیع الإیرانیین. هذا یظهر فی بناء الصحراء، أطلقت الصناعات الزراعیة. الأرض التی یملکها: أی شخص بنائه. حتى خطة الشحن: الخلیج الفارسی وبحر قزوین، وضعت مرة أخرى على الطاولة، وأمریکا لا تخافوا من العقوبات. لهذه الخطة للتواصل روسیا إلى المیاه الدافئة، بما فی ذلک الحالات التی أمیرکا، وقد یعاقب علیه، ولکن عندما تدعمها خطة قویة وأمریکا لا یمکن أن تفعل شیئا.

 


» نظر

حقوق همه ایتام در جیب یک نفر

12 میلیون گرسنه در ایران وجود دارد، که 6میلیون آن تحت حمایتی هیچ سازمانی نیستند! 400هزار یتیم زیر پوشش حداقلی کمیته امداد هستند. یک میلیون و پنجاه هزار نفر معلول در سازمان بهزیستی، از حداقل زندگی محروم می باشند، آن وقت آقایان حقوق های چند صد میلیونی می گیرند، طلبکار هم هستند! البته فیش ها همه چیز را نمی گویند، مثلا وزیر بهداشت فقط 7میلیون تومان دریافتی، آن هم از بیمارستان فارابی دارد. که هیچکس این را قبول نمی کند!  اما همان هایی که فیش های حقوق نشان می دهند، میتوان گفت هرکدام حق چند نفر معلول، یتیم و گرسنه را می خورند! سید صفدر حسینی که الان کاره ای هم نیست، 57میلیون تومان دریافتی ماهانه دارد، در حالیکه حقوق مصوب کارگر هشتصد هزار تومان است. یعنی همین آقای صفدر حسینی، که قبلا وزیر کار هم بوده، و به: این مبانی آشنایی دارد، حقوق 82کارگر را در ماه نوش جان می کند. رئیس بیمه که 243 میلیون در ماه می گیرد، هرماه حقوق 300نفر یعنی: کارگران یک کارخانه را می بلعد! اگر حقوق کمیته امدادی هربچه یتیم، هشتاد هزار تومان باشد، هر کدام از روسای بانکها به تنهایی حق همه ایتام ایران در کام خود می ریزند! آنها کسانی هستند که این حقوق های کلان را، بابت اختلال در اقتصاد مقاومتی! و از بین بردن صنعت و تولید می گیرند. زیرا هیچ کارخانه ورشکسته ای نیست که: امضای رئیس بانکی برای مصادره زیر آن نباشد. 

سال ها بود که ما ادعا می کردیم: نه کسری بودجه وجود دارد، و نه خزانه خالی بلکه، همه آنها صرف همین حقوق ها می شود! ولی کسی باور نمی کرد. چطور آقایان مسئولین دم از حکومت علی وار می زنند، ولی چهار هزار برابر یک یتیم، و چهارصد برابر یک کارگر، و دویست برابر یک کارمند دون پایه حقوق می گیرند؟

حضرت علی ع کسی بود که به همه مردم،روزانه 2درهم از خزانه میداد. حتی حاضر نشد به برادرش بیشتر از این بدهد. جنگ جمل را به جان خرید تا طلحه و زبیر، به بیت المال دستبرد نزنند. آیا اگر همین یک مسئله اجرا شود، دنیا گلستان نمی شود؟ فکر کنید که همه حقوق ها یکسان باشد: آقای صفدر حسینی و آقای رحیم حسینی، هردو در ماه یک میلیون تومان حقوق بگیرند! ممکن است بگویند که: این امر امکان پذیر نیست، بالاخره تفاوتی باید باشد! خوب این تفاوت چقدر باید باشد؟ دو برابر سه برابر؟ یا هزار برابر؟ این اختلاف طبفاتی و اختلاف درآمدی، حد قابل قبولش کجاست؟ در جاییکه اوباما به پول ما، 113میلیون تومان حقوق می گیرد، یک رئیس بیمه 243میلیون! بگیرد یعنی چه؟ وقتی پوتین 39 میلیون تومان می گیرد، صفدر حسینی 57میلیون، یعنی چه اتفاقی افتاده است؟

اگر صد نفر چنین حقوقی بگیرند، در یکسال 120میلیارد تومان که بودجه کشور را از می بلعد. یعنی اگر نصف این مبلغ را بدهیم، تمام طرح های نیمه تمام به اتمام می رسد. اگر همه آنها را بدهیم میتوانیم از: گزند ریز گردها محفوظ باشیم! یا میتوانیم یارانه ها را به دو برابر افزایش دهیم. لذا این حرکت به نفع دولت خواهد بود که: از حقوق های بالا حمایت نکند، و همانطور که رئیس جمهور دستور داده: فرد متخلف عزل شود، و مازاد حقوق او به خزانه برگردد. تا صرف طرح های عمرانی نیمه تمام شود. زیرا با اتمام طرح ها، هم اشتغال ایجاد می شود و هم، رفاه نسبی به دنبال آن می اید. البته اگر همه آنها به بودجه سازمان بهزیستی اضافه شود، یا در طرح یارانه ها قرار گیرد، نتایج آن ملموس تر و مردم را با قاطعیت دولت آشناتر می کند.

 از این ها مهمتر، سیستم حقوق و دستمزد در ایران است. در طراحی این سیتسم که در دل قانون خدمات کشوری است، نباید موضوع را پیچیده کرد. به سادگی میتوان حداقل حقوق را، منوط به تصویب سالانه دولت نمود، و حداکثر حقوق را هم دو برابر آن اعلام کرد. و راههای دیگر تبعیض در: دریافتی ها را مسدود نمود. زیرا علاوه بر پایه حقوق، موضوع اضافه کار و پاداش و حق ماموریت هست. اگر در قانون همه اینها در رنج: یک برابر و دوبرابر باشد، به عدالت اجتماعی نزدیک تر می شویم، گرچه قانون خدمات کشوری، تا 5برابر هم جایز دانسته است.

 

اما سیستم حقوق و دستمزد هرچه شفاف تر باشد، باز راه دیگری پیدا می کنند! لذا باید سالانه آئین نامه های مربوطه مورد تجدیدنظر قرار گیرد، و راه رانت خواری و دریافتی های غیرمتعارف گرفته شود. یکی از این راهها کمک های غیرنقدی است! مثلا بن کارمندی یا تعاونی مسکن و امثال آن، راههایی است که معمولا، کارمندان دولت مخصوصا افراد رده بالا، از این طریق دارای ثروت های غیر متعارف می شوند. 

 

طبیب دوره گرد.

حقوق جمیع الأیتام فی شخص واحد!

هناک 12 ملیون شخص یعانون من الجوع فی إیران، منها 6 ملایین لا ترعاه أی منظمة! 400 ألف الأیتام أدناه جنة الإغاثة الحد الأدنى من التغطیة. واحد ملیون وخمسین ألف شخص من ذوی الإعاقة فی منظمة رعایة الدولة، والحیاة الأقل حرمانا، ثم الرجال هی حقوق مئة ملیون قلیل، مطالبین! بالطبع، لیس کل شیء الرافعات القول، على سبیل المثال، فقط 7 ملایین دولار تلقى وزیر الصحة، هو مستشفى الفارابی. هذا واحد لا یقبل هذا! ولکن أولئک الذین یظهرون بذرة الدفع، أی حق فی القول کم عدد الأشخاص ذوی الإعاقة والأیتام والجیاع لتناول الطعام! سید سافدار حسینی، الذی لیس لاعبا مهما، تلقى 57 ملیون دولار شهریا، فی حین أن حقوق العمال وافقت ثمانمائة ألف دولار. هذا هو السبب فی السید سافدار حسین، الذی کان سابقا وزیر العمل، والمبادئ المألوفة، ویقدم العاملون فی مجال حقوق فی 82 شهرا. رئیس التأمین 243 ملیون فی مایو رواتب شهریة من 300 عامل من مصنع یحتضن! إذا جنة الإغاثة الیتیم حقوق Hrbchh، ثمانون دولار، لکل من المصرفیین وحده جمیع الأیتام حق ایران فی رمی الحنک الخاص بک! انهم هم الذین یتخذون رواتب ضخمة، لاضطراب فی الاقتصاد من المقاومة! وتدمیر الصناعة والتصنیع. لیس بسبب أی التوقیع شرکة مفلسة رئیس البنک عدم مصادرة تحتها.

السنوات التی ندعی لیست لدینا عجز هناک، ولیس خزینة فارغة، ولکن کل نفس الحقوق لتجاهلها! لکنه لا یعتقد. کیف رجال علی مثل السلطات ذیل، ولکن، أربعة آلاف ضد یتیم، وأربع مرات عامل، واثنین ضد موظف یدفع المتواضع؟

الإمام علی، الذین لجمیع الناس، سارعت اثنین یومیا من خزائنه. حتى رفض اعطاء أخیه أکثر من ذلک. رکض معرکة الجمل إلى طلحة والزبیر، ولیس لسرقة الخزینة العامة. هل هذه مشکلة إذا ما نفذت، فإن العالم لن یکون کلستان؟ التفکیر فی کل الحقوق هو نفسه: السید سافدار حسینی والسید رحیم حسینی، فی کل من رواتبهم الشهریة! ویمکن القول أن هذا غیر ممکن، وینبغی أن یکون مختلفا! فما هو الفرق؟ مرتین أو ثلاث مرات؟ أو آلاف المرات؟ الفرق بین تغطیة والفجوة فی الدخل، یتم قبول حدود؟ حیث یقضی اوباما أموالنا، و 113 ملیون دولار على ان تدفع، ورئیس 243،000،000 التأمین! ما هذا؟ عندما قام بوتین 39 ملیون دولار، 57 ملیون سافدار حسینی، وهی، ماذا حدث؟

إذا کنت تأخذ من مائة هذه الحقوق، فی السنة 120 ملیون دولار التی تکتنف میزانیة البلاد. هذا یعنی أنه إذا کان نصف هذا المبلغ لإعطاء، والانتهاء من جمیع المشاریع أنصاف. إذا یمکن أن نقدمها لهم على طول الطریق الغبار الدقیق لتکون محفوظة! أو الدعم یمکن أن تضاعف. وحتى هذه الخطوة سوف یکون لصالح الدولة التی لا تدعم رواتب عالیة، وبما أن الرئیس أمر: إقالة الجانی، والزیادة یعود راتبه للخزینة. لقضاء مشاریع البناء نصف النهائی. لأنه مع الانتهاء من المشاریع، سواء خلق فرص عمل، وکذلک الرخاء النسبی الذی یأتی لاحقا. وبطبیعة الحال، إذا کان کل منهم لتضاف إلى میزانیة منظمة رعایة الدولة، أو وضعها فی المشاریع المدعومة، وکانت النتائج أکثر واقعیة، والناس على درایة الحسم الحکومة.

 بعد کل شیء، الأهم من ذلک، نظام الرواتب فی إیران. فی تصمیم نظام للقانون الخدمة المدنیة هو فی القلب، ولیس الموضوع معقد. هو مجرد الحد الأدنى للأجور، وتخضع لموافقة سنویة من الحکومة، وأعلنت أنها قامت بمضاعفة الحد الأقصى للراتب. والتمییز بطرق أخرى: الحصول على کتلة. لأنه بالإضافة إلى الراتب الأساسی، والعمل الإضافی والمکافآت والإحالة إلیه هو الموضوع. وإذا کان القانون کل هذه المعاناة: أضعاف مضاعفة وتکون أقرب إلى العدالة الاجتماعیة، وقانون الخدمة المدنیة، ومع ذلک، یسمح أیضا لمدة تصل إلى 5 مرات.

ولکن نظام الرواتب أکثر شفافیة، وفتح، والعثور على مخرج آخر! ولذلک، ینبغی إعادة النظر فی اللوائح ذات الصلة سنویا، ویکون وسیلة غیر تقلیدیة من الریعی والمتلقی. واحد منهم هو المساعدات العینیة! على سبیل المثال، الموظف بن أو الإسکان التعاونی، وما إلى ذلک، فی الطرق التی فی کثیر من الأحیان، لا سیما موظفی الخدمة المدنیة رفیع المستوى، من خلال الأغنیاء وغیر تقلیدیة.


» نظر

طبیب دوره گرد.

کارکرد گروه ها ی اجتماعی، در طول تاریخ  تغییرات زیادی داشته است. علت آن این بوده که حکومت ها، اصلی ترین سیاستگذاری خود را بر ان متمرکز می کردند. یکی از این خرده گروه ها خانواده است. خانواده کوچکترین گروه اجتماعی، و یا به نوعی اصلی ترین هسته های آن می باشد، که معمولا با ازدواج یک زن و مرد، یعنی یک گروه دونفره تشکیل می شود. تقسیم وظایف بین این دو مهمترین شان حکومت ها به حساب می آید. یعنی گرچه این دو به اراده و اختیار خود، ازدواج می کنند و به اصطلاح عاشق هم می شوند! ولی باید در چهار چوب ضوابطی باشد که: دولت وقت تعیین می کند. حالا اگر دولت ها بتوانند این گروه های کوچک را ساماندهی کنند، که از آن و حقوق آن دفاع می کنند، ولی اگر نتوانند، به یکی از اشکال زیر آن را نابود می کنند:

با تغییر وظایف هریک، آن دو را دشمن هم قرار می دهند، تا به توافق در زندگی نرسند. مثلا اگر قبلا مرد سالاری بوده، و رهبری این گروه دونفره به عهده مرد بوده است، از این به بعد رهبری زن در آن تبلیغ و پیگیری می شود. تا نتیجه به فروپاشی خانواده ها برسد. و دولت ها از شکل گیری خانواده: برخلاف سلیقه خود جلو گیری کنند. این امر در سازمان های سیاسی و احزاب، نمود بهتری دارد. یعنی تمام ازدواج های اعضا باید: مطابق خواست سازمان باشد، و الا عشق باید از بین برود.

 در حالت بعدی ، اگر نتوانند به فروپاشی خانواده برسانند، کارکردهای آن را از او می گیرند. مثلا یکی از کارکردهای خانواده، غذا پختن است. آنها با تبلیغ فست فود و غذاهای آماده، این کارکرد را از بین می برند. یا اگر مسائل جنسی در خانواده مطرح است، با ایجاد بنگاههای جنسی آن را به: بیرون خانواده منتقل می کنند. لذا فروپاشی خانواده در حالت اول طلاق و در حالت دوم، طلاق عاطفی نام می گیرد.

     در اسلام نیز به نوبه خود، خانواده وظایفی دارد. اما توصیه به فروپاشی خانواده نشده است. یعنی اگر زن و مردی، با احکام اسلامی با یکدیگر رفتار نکردند، نیازی نیست که طلاق بگیرند. و حتی نباید از وظایف زناشویی کاسته شود. در اسلام همه کارکردهای حکومتی، در سطح خرد، به خانواده واگذار شده است. یعنی خانواده اصلی ترین رکن اجتماع بشری است، که از سوی اسلام برای تشکیل آن توصیه می شود. و وظایف سنگینی بر دوش آنها گذاشته می شود. یعنی از تعلیم و تربیت گرفته تا: تغذیه مناسب تهیه مسکن رعایت بهداشت و درمان، همگی در درجه اول به عهده خانواده است. دولت فقط در مواردی دخالت می کند که: خانواده از عهده آن برنیاید و یا، خودش چنین در خواستی داشته باشد.

 

لذا برای تحکیم مبانی خانواده باید: وظایف آن را به او برگرداند. یکی از وظایف آن آموزش و بهداشت است. در بیان احوالات پیامبر گفته شده که: ایشان طبیب دوره گرد(طبیب دوار بطبه) بوده است. یعنی در اسلام بیمارستان اصلی خانه است، و پزشک باید بر سر بالین او در خانه حاضر شود. و این امر دو موضوع مهم را یاد آوری می کند: اول اینکه مانند امروز لازم نیست که: پزشکان فقط در بیمارستان باشند! و بیماری که نمی تواند از جایش تکان بخورد، مجبور نباشد پله های بیمارستان را مرتب بالا پایین برود. در ثانی دستمزد پزشک نباید زیاد باشد، زیرا وقتی بیمارستان مبدا بهداشت شد، و این وظیفه را از خانواده سلب کرد، می شود همین وضعیت فعلی! که حقوق های چند صد میلیون تو مانی دریافت کند. وزیر بهداشت هم بگوید : اشکالی ندارد، چون پزشکی که دو میلیارد درآمد برای بیمارستان ایجاد می کند، ده یا بیست درصد آن هم بگیرد اشکالی ندارد! می بینیم هم درآمد بیمارستان نجومی می شود، و هم درآمد پزشک آنهم از جیب بیمار!       لذا باید که وظایف اصلی حکومتی، به مردم واگذار شود و بهترین: گروههایی که میتوانند این کار را انجام دهند، خرده گروه خانواده است. در موضوع آموزش هم همینطور است، وقتی دولت با ایجاد مهد کودک و: پیش دبستانی و امثال آن، وظایف آموزش را از خانواده سلب می کند. فروپاشی خانواده را پایه گذاری می کند. بطور طبیعی در مهد کودکها، مواردی آموزش داده می شود که: با تربیت خانواده ها متفاوت است، و کودک را از خانه متنفر می کند، یا زمینه فرار او را فراهم می سازد. در زمینه ازدواج ها همینطور است، آموزش های قبل از ازدواج، اگر به دست موسسات دولتی باشد. چون مغایر آموزه های مردمی و خانوادگی است، لذا زمینه جدایی را از همان ابتدا ایجاد می کند.

الطبیب المتجولین.

مجموعة العمل الاجتماعی، کان هناک تغییر فی التاریخ. والسبب هو أن الحکومات، کان الترکیز الرئیسی على السیاسة. واحدة من هذه المجموعات الفرعیة للأسرة. الأسرة هی أصغر فئة اجتماعیة، أو تشکل جوهر الرئیسی منه هو، وعادة مع رجل متزوج وامرأة، والتی یتم تشکیلها على مقعد. وتنقسم من أهم المهام بین الحکومتین للمساءلة. وهذا یعنی أنه على الرغم من إرادة سلطتها، والزواج، ویسمى تقع فی الحب! لکن یجب أن یکون فی إطار اللوائح التی تحدد الحکومة. الآن، إذا کانت الحکومة قادرة على تنظیم هذه المجموعات الصغیرة، التی ستدافع عن حقوقها، ولکن إذا لم یکن کذلک، فإنه سیتم تدمیر أحد الأشکال التالیة:

عن طریق تغییر واجبات کل منهما، وهما العدو، حتى لا توصل إلى اتفاق على الحیاة. على سبیل المثال، إذا کنت قد تم بالفعل الأبوی، وأدى إلى تضاعف المجموعة الرجل، من الآن فصاعدا ستکون البطولة النسائیة فی الإعلان ومسارها. والنتیجة هی انهیار الأسرة. وحکومات تکوین الأسرة: وخلافا للاعتراض ذوقک. هذه المنظمات والأحزاب السیاسیة، کان ذلک أفضل. یجب استدعاء أعضاء من جمیع الزیجات وفقا للمنظمة، ویجب القضاء إیلا الحب.

 فی الحالة التالیة، إذا فشلوا فی تحقیق التفکک الأسری، مهامها هی علیه. على سبیل المثال، واحدة من وظائف الأسرة، والطبخ. أنها تعلن عن الوجبات السریعة والوجبات السریعة، وتدمیر هذه الوظیفة. أو إذا کانت الأسرة هی الجنس، والجنس مع الشرکات المنشأة ل: تنفیذ الأسرة. لذلک، فی الحالة الأولى من الطلاق والتفکک الأسری فی الحالة الثانیة، والطلاق هو اسم عاطفیا.

     فی الإسلام، من جانبها، المهام المنزلیة. ولکن لا ینصح لانهیار الأسرة. وهذا یعنی أنه إذا کان الرجل والمرأة، وأنها لم یعاملوا بعضهم بعضا مع الشریعة الإسلامیة، لا یحتاج إلى الطلاق. وحتى أن یتم تخفیض الواجبات. فی الإسلام، على المستوى الجزئی، وقد تم منح کل وظائف الحکومة العائلات. الأسرة هی الوحدة الأساسیة للمجتمع البشری، فمن المستحسن أن شکل الإسلام. والمسؤولیات الثقیلة المفروضة علیهم. وهذا هو، من التعلیم إلى: التغذیة السلیمة للنظافة السکن والعلاج کلها فی المقام الأول على عاتق الأسرة. التدخل الحکومی فقط فی الحالات التی أسر التعامل معها Brnyayd أو نفسها أن یکون مثل هذا الطلب.

 

من أجل توطید دعائم الأسرة یجب إعادته إلى واجباتها. واحدة من مهام التعلیم والصحة. وقال البیان أن حیاة النبی: له المعالج المتجولین (الدوارة الطبیب Btbh) على التوالی. الإسلام هو المستشفى الرئیسی، ویجب أن یکون الأطباء موجودا فی سریره فی المنزل. ومن المهم أن نتذکر أمرین: أولا، أنهم لا یحبون الیوم أن الأطباء فقط فی المستشفى! والأمراض التی لا یمکن أن تکون حصلت على التحرک، لیس لدیک لتنظیف الدرج المستشفى إلى أسفل. ثانیا، یجب أن تکون رسوم الأطباء عالیة، لأنه عندما کان فی المستشفى أصل الصحة، ومهمة تجرید عائلته، إلى الوضع الحالی! حقوق بضعة مئات من ملایین مانی تحصل. کما یقول وزیر الصحة: ??حسنا، لأن اثنین ملیار دولار فی الإیرادات للمستشفى یوفر الطبی، عشرة أو عشرین فی المئة، فإنه ینبغی أیضا بخیر! انظر أیضا کسب المستشفى الفلکیة، وکان الطبیب لا یزال من المریض جیب! ولذلک، فإن المهام الرئیسیة للدولة تناط فی الناس وأفضل: مجموعات یمکنک القیام بذلک، فی أسرة المجموعة. هو نفسه فی التدریب، عندما أنشأت الحکومة الحضانة: مرحلة ما قبل المدرسة وهلم جرا، واجبات الأسرة ینفی التعلیم. تم تأسیس التفکک الأسری. عادة فی ریاض الأطفال، وتدرس الأشیاء التی هی مختلفة التنشئة الأسریة، والأطفال من المنزل یکره، أو الخلفیة یوفر هروبها. کان ذلک فی إطار الزواج، والتعلیم ما قبل الزواج، وإذا کانت مؤسسات الدولة. وخلافا لتعالیم الناس مثل الأسرة، وبالتالی فصل هذا المجال من البدایة یخلق.


» نظر

زیر زمین برعلیه بالای زمین.

آب های زیر زمینی و: رو زمینی و هوایی، برای خود داستانی دارد: نقل است که وقتی طوفان نوح تمام شد، خداوند دستور داد زمین، آبهای خود را فروبرد. فرشته بازرس خدا وقتی دید که: هنوز مقداری آب روی زمین مانده، از زمین سوال کرد مگر دستور نداری که: آبهای خودت را فرو بریِ ؟ پس چرا باقی مانده؟ جواب شنید : دستور بوده آبهای خودم را ببرم، این آبها مال من نیست از آسمان آمده! پس ازگزارش، ماموری از سوی خدا آمد تا آب های باقیمانده را سامان دهد. لذا اقیانوسهای فعلی  در آن موقع بوجود آمدند. اکنون این آب های داخل زمین می توانند: دوباره به زمین بیایند و ما را از شر ریز گرد ها خلاص کنند. چون اینطور که معلوم است آبهای رو زمینی، در حال تحلیل رفتن و کم شدن هستند. ریزگردها نتیجه این کاهش هستند. زیرا در اثر حرارت خورشید، آب ها بخار می شوند و: به جاهای دیگر می روند، و به مکان اصلی خود برنمی گردند، لذا دریاچه ها یکی پس از دیگری تالاب شده بعد، خشک می شوند و گرد وخاک و نمک آنها، به ریزگرد تبدیل می شود. البته دست انسان ها هم در کار است، تا آب ها را از جای خود به مکان دیگر منتقل کند: مثلا افغانستان با دو سد مهم، مانع رسیدن آب های هریرود و هیرمند به ایران می شود. لذا دریاچه هامون و جازموریان و: رودخانه های این حوضه خشک شده، و 25درصد ریزگرد های ایران را تشکیل می دهند. ریز گردها هم به نوبه خود: انتقال خاک هست که منتقل می شود. یکی از دوستان خوش ذوق محاسبه کرده بود که: اگر روزی یک سانتیمتر ریزگرد در ایران پیاده شود، با توجه به اینکه این ریزگردها تا ارتفاع 5هزار متری، یعنی تا تهران هم پیش آمده اند، میتوان گفت با توجه به مساحت 1648هزار کیلومترمربعی ایران، در واقع  1648تن خاک همسایگان، هر روز وارد ایران می شود! البته اگر دستگاهی مکنده این گرد و خاک ها را جایی جمع کند، شاید به بهای خوبی آن را بفروشند! زیرا از ماسه بادی هم مرغوبتر و گرانتر است.  بنابر این برای رهایی از این ریز گردها، دو راه وجود دارد: یکی  همین که دستگاه مکش با حجم و قدرت بالا، در مسیر این ریز گردها تاسیس شود، و آنها را بسوی خود بکشد، و محصول آن را تبدیل به: خاک سفال و اجر و خاک چینی بکند.  

اما راه دوم این است که ریشه خشکی ها را بخشکاند. یعنی هرجا محل تولید ریزگرد و تالاب های خشک شده هست، یک چاه عمیق هزار متری حفر شود، تا از آبهای درون زمین، برای پوشش آبی این تالاب ها استفاده شود. البته چون اکثر تالاب ها در ارتفاع کمتر از: هزار متری سطخ دریاهای آزاد قرار دارند، لذا از مخازن آب های زیر زمینی میتوان با خیال راحت برداشت نمود. زیرا این نوع چاهها از لایه های رسوبی زمین، با دریاهای آزاد مرتبط خواهند بود، و همیشه تا سطح دریاهای آزاد، آب در انها وجود خواهد داشت.

تصفیه آب دریا و شیرین کردن آنهم، به طور طبیعی در این مسیر دراز: سفره های زیر زمینی انجام خواهد شد. خداوند منان این راه را هم به ما نشان داده است: فقط چشم می خواهد که ببیند: چاه زمزم در مکه و جنب خانه خدا، نمونه چنین صنعت بزرگ آب شیرین کنی خداوندی است. چاه زمزم از راه سفره های زیر زمینی، به دریای سرخ یا بحر المیت راه دارد و: آب شور و تلخ و غیر قابل استفاده بشری دریای مرده! که از آب دریاچه ارومیه هم بدتر است، وقتی راه طولانی سفره های زیر زمینی را طی می کند، به بهترین آب تصفیه شده جهان، که مایه درمان بسیاری از بیماری ها هم هست می رسد.

 

البته در آن موقع دستگاه عظیم و بزرگ لرزه نگاری، و شناسایی لایه های زمین نبوده! ولی حضرت اسماعیل شش ماهه با کمک: مادر سیاهپوستش هاجر، این معجزه را داشتند که چاه زمزم را، در نقطه صفر تپه ها و کوههای مکه، که همچون کاسه ای دور: خانه خدا را گرفته اند پیداکنند! این تئوری به ما می گوید: در دل بیابان های تفتیده وبی آب و علف هم، معادن بزرگ آب شرب و تصفیه شده وجود دارد. همانطور که در دل کوههای یخ زده، چشمه های آب گرم می جوشد. زیرا برخی ها تصور دارند که چاه زمزم، به علت استقرار در نقطه صفر ارتفاعی شهر مکه، همه آب سفره های زیر زمینی را، بسوی خود جلب می کند. و تا موقعیکه آبهای سطحی تمام نشده، نیازی به آب های انتقالی از دریای مرده (بحرالمیت ) نمی باشد.

Against above-ground basement.

ضد قبو فوق الأرض.

المیاه الجوفیة: المیاه السطحیة والجویة، لقصته: ویقال أنه عندما الفیضان قد انتهت، وأمر الله الأرض، ابتلاع المیاه الخاصة بک. مفتش ملاک الله عندما رأى أن بعض المیاه لا تزال ماثلة على أرض الواقع، ومسألة الأرض إلا إذا کنت لا قیادة المیاه إلى النزول نفسک؟ لماذا، إذن، هو الیسار؟ الإجابة سمعت أمر للقیام بلدی المیاه، ألیس لی هذه المیاه تأتی من السماء! تقاریر، جاء ضباط من الله لإصلاح المیاه المتبقیة. تم إنشاء المحیطات الحالیة فی ذلک الوقت. کل هذه المیاه إلى داخل الأرض یمکن أن تأتی مرة أخرى إلى الأرض، وتخلص لنا جولة صغیرة. لأنه تبین أن المیاه الجوفیة، فهی تقلص وانکماش. یتم تقلیل نتیجة الغبار. بسبب حرارة الشمس، وبخار الماء والذهاب إلى مکان آخر، ویتم إعادتها إلى موقعها الأصلی، والبحیرات واحدا تلو الآخر، بعد الأراضی الرطبة والجافة والغبار والملح لهم، لغبار یتحول. وبطبیعة الحال، ید الإنسان فی العمل لنقل المیاه من مکان إلى مکان: على سبیل المثال، أفغانستان اثنین من حاجز مهم، ومنع المیاه Harirud وهلمند إلى إیران. لذلک، لدینا البحیرات وJazmurian و: جفت أنهار حوض یصل، ویشکلون 25 فی المئة من الغبار إیران. الغبار الدقیق فی نقل بدوره الذی یحط على أن یتم تحویلها. الموهوبین حساب صدیق أنه إذا نفذت یوم واحد سنتیمتر واحد الغبار إیران، باعتبار أن هذا الغبار على ارتفاع خمسة آلاف متر، یصل طهران قد نشأت، فإنه یمکن أن یقال بالنسبة إلى منطقة 1648000 کیلومترا مربعا فی إیران فی الواقع، فی عام 1648 على أراضی الدول المجاورة، وإیران تدخل کل یوم! وبطبیعة الحال، إذا کان الجهاز شفط لجمع الغبار فی مکان ما، ربما على سعر جید لبیعه! بسبب نوعیة الرمال وأکثر تکلفة. لذلک للتخلص من هذا الغبار الدقیق، وهناک طریقتان: واحد کجهاز شفط مع حجم وقوة عالیة، وتنشأ فی سیاق هذا الغبار الدقیق، وأخذها إلى بلده، ویصبح المنتج: الطین و الطوب والطین الصینیة القیام به.

ولکن الطریقة الثانیة هی أن تأخذ الأرض الجذر. أین هو المکان من الغبار والأراضی الرطبة المجففة، ویمکن حفر آبار عمیقة ألف متر یصل من المیاه الجوفیة والأراضی الرطبة تستخدم لتغطیة المیاه. ومع ذلک، نظرا لأن معظم الأراضی الرطبة فی ارتفاع أقل من مستوى أعالی البحار هی ألف یاردة، وبالتالی فإن خزانات المیاه الجوفیة یمکن زرعها بأمان. لأن هذا النوع من الآبار الرسوبیة طبقات الأرض، وسوف تکون البحار ذات الصلة، ودائما ما یصل إلى أعالی البحار، سیکون هناک المیاه فیها.

تنقیة وتحلیة میاه البحر، ولکن، بطبیعة الحال على الطریق الطویل: وسیتم ذلک المیاه الجوفیة. وقد أظهرت لنا الله المؤمنین بهذه الطریقة: العین فقط ترید أن ترى: بئر زمزم فی مکة المکرمة والمناطق المجاورة لبیت الله، رب صناعة تحلیة میاه البحر. بئر زمزم من المیاه الجوفیة، أو البحر المیت إلى البحر الأحمر والمیاه المالحة ومریرة وغیر مجدیة البحر المیت الإنسان! أن میاه البحیرة هو أسوأ من ذلک، عندما المیاه الجوفیة خلال الطریق الطویل، وأفضل المیاه فی العالم، والذی من شأنه أیضا أن یکون العلاج من العدید من الأمراض.

 

بالطبع، فی ذلک الوقت الأجهزة الزلزالیة کبیرة جدا، والتعرف على طبقات من الأرض! لکن إسماعیل ستة أشهر مع مساعدة من: الأم السوداء هاجر، هذه المعجزة أن بئر زمزم فی مکة المکرمة الصفر التلال والجبال، مثل وعاء الجولة: لدیک للعثور على بیت الله! هذه النظریة تقول لنا: فی الصحراء على شبکة الإنترنت الشائکة من الماء والعشب والماء والألغام کبیرة المکررة هناک. کما هو الحال فی الجبال الجلیدیة والدمامل الینابیع الساخنة. لأن بعض یعتقد أن بئر زمزم، ویرجع ذلک إلى إنشاء ارتفاع نقطة الصفر فی مکة المکرمة، وجمیع المیاه الجوفیة، لرسم. ولم ینته عند المیاه السطحیة، والحاجة لنقل المیاه من البحر المیت (البحر المیت) لیست کذلک.


» نظر
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96
پاییز 96