تماس با ما بهمن 93 - پایگاه خبری ماهین نیوز
سفارش تبلیغ
صبا

رئیس قوه قضائیه گفت: یک نفر از بانکها 6500میلیارد تومان، وام بدون وثیقه گرفته و آن را هم، پس نمی دهد و ما هم، کاری نمی توانیم بکنیم!

1

البته ایشان رشته اقتصاد شاید نخواندند و شاید هم تخصص در این زمینه نگرفتند و الا جواب مسئله بسیار روشن است! علم اقتصاد به ما می گوید در آمد بالا با هزینه اندک، معنی علمی است و این آقا در اوج اقتصاد کار کرده است! شاید رئیس قوه قضائیه ( البته با عرض معذرت ) اصول مدیریت را هم نخوانده است، والا مدیریت هم همین را می گوید: بهره وری بالا با حداقل هزینه!  و شهریار علم مدیریت هم می گوید: هدف وسیله را توجیه می کند .

بنابر این کاری علمی، آن هم در حد اعلا صورت گرفته! و بخش خصوصی  توانسته با کمترین هزینه، بالاترین در آمد ها را داشته باشد. در تعریف علمی اقتصادی هم کار این آقا کاملا درست است! همه فکر می کنند ایشان وام گرفته! ولی نه، او یک معامله کرده ودر آمد کسب نموده. البته شما اسمش را زرنگی بگذارید، یا رشوه دادن، فرقی نمی کند. او توانسته با زرنگی تمام، کمی پول به عنوان رشوه به افراد بدهد، و بدون مدرک از آن ها میلیارد برابر بگیرد!

آن وقت می گویند در ایران، کسب و کار رونق ندارد! شاید هم بقول بعضی ها، چون از سود باد آورده، زیان می دهند ناراحت هستند. این هم علمی است! زیرا علم مدیریت و قتصاد به ما می گوید: فرصت های ازدست رفته را هم باید مد نظر قرار دهیم، اسم خارجی آن هم آپور چینیتی کاست، که هزینه فرصت های از دست داده هم، ترجمه شده است.

این اصل علمی می گوید: ما نباید هزینه بی پولی را بدهیم! اگر شما یک میلیارد دلار داشتید، میتوانستید آهن بخرید و انبار کنید، بعد با سود کلان آن را بفروشید. حالا که پول ندارید، هوش که دارید، بیایید همان سود را از راه میان بر، بدست آورید. بلا  بر سر کسانی که این کار را کرده اند بیاورید، و پول آن ها را بگیرید.

    می گویند مردی از جیب کسی دزدی کرد، به او گفتند این مال حرام است. گفت نه،  من از جیب یک کارگری دزدیدم که میدانم: کارش درست و در آمدش حلال بود! بله متاسفانه دور علم زدگی، و زندگی در دنیای فرمول ها، نتیجه ای جز این ندارد. زیرا بانکداری در ایران بومی نیست، و اصول ان از غرب آمده، و لذا اصل مهم امانت داری در آن مخدوش است.

در گذشته براساس ایمان اسلامی ، افرادی به عنوان امین بودند که مردم پول خود را نزد آن ها می گذاشتند . امین به پول دست نمی زد و همانطور آن را پس می داد. اما بانکداری جدید زرنگ بازی در آورده و پول مردم بر می دارند و با آن کار می کنند! البته کار که ظاهر قضیه است واصل آن همین اختلاس و ارتشا است.

معمولا کسانی که در این بانکها وارد می شوند، با پول های انباشته و کلان روبرو می شوند. فقط باید نقشه ای بکشند که بتوانند: این پول ها را با خود ببرند. اینهمه  اختلاس و دزدی و فساد ، فقط معلول همین تفکر است. بانکداران پول مردم را، پول خودشان تصور می کنند! و به هرکس که بخواهند می دهند.  البته نقشه ای که دراین میان، این پولشویی را توجیه می کند، نام وام دادن یا کار کردن و سرمایه گذاری با پول مردم است.

لذا همانطور که در دوران انقلاب اسلامی ، بانک ها را هم مثل سینما ها و کاباره ها  آتش می زدند، الان نیز باید این کار را بکنند! والا این بلای خانمان سوز، هر روز بیشتر و در عنوان های جالب تر، ریشه اقتصاد را از بین خواهد برد. و گرانی تورم را بر مردمان تحمیل خواهد کرد.

 

در واقع همه بدهکاران بانکی، یا رئیس بانک بودند یا از دوستان آن ها. که باهم دست به یکی کرده بودن و یا دست به یکی می کنند و پول را در روز روشن می دزدند . به همین دلیل هم هیچ بانکی از بدهکاران بزرگ بانکی شکایت نمی کند. چون تف سربالا است. و قوه قضائیه اگر منتظر شکایت بانک ها است به شهادت دم روباه بر علیه روباه  امید بسته است   

ما المضطربة البنوک؟

وقال رئیس السلطة القضائیة ملیار دولار 6500 من البنوک، والقروض بدون ضمانات وأنها لیست کذلک، ونحن یمکن أن تفعل الشیء نفسه!

ووصف یجوز للالاقتصاد أو قد لا دیها خبرة فی هذا المجال، وإلا فإن الجواب واضح جدا! الاقتصاد یخبرنا جاء مع منخفضة التکلفة، ومعنى العلمی، ولقد تم هذا الرجل یعمل فی ذروة الاقتصاد! ولعل رئیس السلطة القضائیة (على الرغم من آسف) مبادئ الإدارة قرأت، وإلا فإن نفس الإدارة تقول إنتاجیة عالیة بأقل تکلفة ممکنة! والأمیر الإدارة یقول الغایة تبرر الوسیلة.

العمل العلمی، الذی تم القیام به على أعلى مستوى! ویمتلک القطاع الخاص بأقل تکلفة، وأعلى دخل لدیهم. تعریف العمل العلوم الاقتصادیة هذا الرجل هو صحیح تماما! أی شخص یعتقدون أنهم اقترضت! ولکن لا، وکانت الشرکة قد قال فی التجارة. کنت اسمیها ذکیة للمغادرة، أو العبث، لا یهم. لدیه موهبة للجمیع، قلیلا من المال کرشوة لمنحهم، وأی دلیل على أن هناک ملیار مرة!

حان الوقت لنقول، والأعمال التجاریة تزدهر! ربما، وفقا لبعض، لأن أرباح مفاجئة، والخسائر هی اضطراب. هذا هو العلم! لأن الإدارة والاقتصاد یقول لنا: یجب أیضا أن تبقى الفرص الضائعة فی الاعتبار أن تکلفة الفرص الضائعة، وترجم.

هذا المبدأ یقول بأننا یجب أن تکلف أی مبلغ من المال لإعطاء! إذا کان لدیک ملیار دولار، هل یمکن شراء والحدید المخزن، ثم الأرباح عن طریق بیعه. الآن لم یکن لدیک المال، والاستخبارات، دعونا قطع من الأرباح، واکتساب. جلب على أولئک الذین لدیهم صعوبة فی القیام بذلک، واتخاذ أموالهم.

    یقولون رجل من سرقة جیب شخص ما، وقال: یحظر على هذه الممتلکات. قال لا، أنا سرقت من جیب عامل الذین یعرفون جیدا له العمل والمذیبات ورمی حتى! نعم للأسف هرول نحو العلم، والحیاة فی العالم من الصیغ، أی نتیجة أخرى. لأن المصرفی متوطن فی إیران، ومبادئها من الغرب، وبالتالی فهی معیبة من سلامة ذلک.

فی الماضی، وفقا للعقیدة الإسلامیة، کان الشرفاء کما وضع الناس أموالهم معهم. لم أمین لا تخسر المال، لأنه کان فی ذلک الحین. المصرفی والمال أشخاص جدد أذکیاء، واللعب والعمل معها! ومع ذلک، فمن الواضح أن نفس الاختلاس والرشوة یودع.

عادة أولئک الذین یصلون فی البنک، والمال المتراکم واللقاء الکلی. یکون مجرد خطة لقتل أن هذا المال معهم. ومع ذلک، والاختلاس والسرقة والفساد، مجرد التفکیر نفس التأثیر. المصرفیین المال العام، والمال یفکرون! ولمن یریدون. خریطة وفی الوقت نفسه، غسل الأموال یبرر اسم الإقراض أو الاستثمار من المال والناس.

حتى الثورة الإسلامیة والبنوک ودور السینما والملاهی اللیلیة وکذلک مجموعة النار، یجب أن تفعل ذلک! وإلا هذه الآفة مدمرة، کل یوم أکثر وأکثر إثارة للاهتمام کجذر، فإنه سیتم تدمیر الاقتصاد. وستفرض تضخم التکالیف.

 

فی الواقع، جمیع المدینین والبنوک، أو البنک أو من أصدقائهم. لهذا السبب لا یشکو أی بنک المدینین مصرف کبیر. یبصقون علیه هو شاقة. وشکوى قضائیة إذا کانت البنوک ینتظرون للادلاء بشهادته ضد الثعلب الثعلب آمال الذیل




تاریخ : پنج شنبه 93/11/30 | 9:55 عصر | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر

سال ها بود که دلسوزان انقلاب اسلامی می گفتند که: جایزه های جهانی برعلیه اسلام است، و قصد آن ها نابودی دین است، ولی کسی باور نمی کرد. هر چند گاهی یک خرس نقره ای، یا یک اسکار به ایرانیان می دادند، و آن ها هم با دست پر بر می گشتند، و اسلام و اسلامیان را زیر پای خود، قربانی می کردند! تا اینکه امسال با دادن جایزه ده گانه، به فیلم تک تیرانداز آمریکایی، همه چیز روشن شد.

موضع گیری مستقیم رهبر معظم انقلاب اسلامی، نشان داد که جبهه ها مشخص شده اند، و دیگر کسی نمی تواند با: چشم بسته در جبهه دشمن باشد، و به خودی گل بزند! و گردنش را هم بالا بگیرد. و باصطلاح قباد بازی در آورد! این سریال ایرانی هرچند سرگرم کننده، ولی حاوی نکاتی بود که نشان میداد: هر گل زدنی مجاز نیست، و افتخار محسوب نمی شود! کسی که با مهارت تمام توپ را، به دروازه حریف وارد می کند، کار خوب و مثبتی انجام می دهد. ولی اگر همین کار را با دروازه خودی بکند، دیگر قهرمان فوتبال محسوب نمی شود.

خوبی و بدی هم مثل گل زدن هستند، از نظر عملی هردو یک کار را انجام می دهند! اما حهت آن ها باهم فرق می کند. لذا پراگماتیست ها، یا عملگراها در اینجا حیران می شوند. از نظری تئوری عمل گرایی، هرکس گل بزند خوب است! ولی از نظر انسانی، فقط گلی خوب است که: به دروازه حریف شلیک شود.

تک تیرانداز بودن هم یک افتخار است، اما این تیر به کجا می خورد مهم است ! اگر هدف، دشمن مسلح و برابر باشد، خوب است ولی، اگر یک زن یا یک کودک ، پیرمرد و پیرزن باشند چه ارزشی دارد؟ آن ها دیگر احتیاجی به تک تیرانداز ندارند، هر گاگولی می تواند، آن ها را هدف قرار دهد! چرا که آن ها نه ، اسلحه دارند که مقابله به مثل کنند، و نه پای گریز که فرار کنند، و نه دوره های رنجری دیده اند که: صدتا معلق بزنند تا تیر به آن ها اصابت نکند.

هنرمند هم مانند تک تیرانداز است، با سلاح هنر مردم را هدف قرار می دهد! عده ای بی اسلحه در سالن سینما می