سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم

جنگ لباس یا بازی مد


لباس پوشیدن در ظاهر برای مبارزه با طبیعت است یعنی بشر لباس می پوشد تا در مقابل سرما خود را حفظ کند اما این همه هدف انسان از پوشیدن لباس نیست از هنگامی که جنگ اغاز شد طرز لباس پوشیدن نیز با جنگ هماهنگ شد زیرا در میدان جنگ اگر لباس ها مشخص نبود چه بسا افراد خودی به دست خودی کشته می شدند لذا تفاوت واختلاف در لباس حتی تضاد آن در مسئله جنگی خیلی اهمیت داشت چه هنگام جنگ و چه بعد از جنگ که باید کشته ها و زخمی ها را شناسائی می کردند . اهمیت لباس در شناختن دوست و دشمن تا آن جا است که پیامبر اسلام می فرماید لا تلبسو ملابس اعدائنا لباس دشمنان ما را نپوشید.
و یا در جائی دیگر تشبه به کفار را حرام میداند. البته این مسئله فقط مربوط به میدان جنگ سخت نیست بلکه به میدان حنگ نرم نیز مربوط می شود در واقع پوشیدن لباس یک نوع جنگ با طبیعت است ولی جنگ با سنن و آداب نیز به شمار می رود. مثلا می گویند وقتی اردشیر بابکان شورش اعراب بدوی حجار یعنی عربستان فعلی را سرکوب کرد برای اینکه آنان دوباره برعلیه دولت مرکزی قیام نکنند دستور داد همه مردم عرب روسری زنان ایرانی را بر سرکنند! یعنی آنانرا به زن بودن حقارت داد. واکنون عقال یا چفیه اعراب عربستانی یادگار اردشیر بابکان است. لباس ایرانیان در همه جای دنیا طرفدار داشت و همه دنیا از ابتدا به روش ایرانیان لباس می پوشیدند و پوشش کامل داشتند حتی نقل قول است که دانائی لقمان حکیم از آن جهت بود که بسیار پوشیده بود. کم پوشیدن یا سبک پوشیدن از دوجهت به ضرر جامعه است یکی از لحاظ برانگیختگی روانی و با صطلاح رواج گناه و دیگری کم مصرف بودن که سبب کاهش تولید می شود. هم اکنون آمار نشان میدهد که صنعت نساجی در کشورهای شرقی همیشه پر رونق تر از کشورهای غربی بوده زیرا غربیان لباس کمتری استفاده می کنند ولی شرقی ها به لباس بیشتر اهمیت میدهند. تقلید از البسه ایرانی تا سالها ی اخیر نیز ادامه داشت مثلا لباسی که در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان می پوشند معمولا همان عبا و عمامه با تخت الحنک است که بیشتر علمای ایرانی از عمر خیام و حکیم ابوالقاسم فردوسی و ابن سینا آن را می پوشیدند. تنها به علت سختی تقلید غربی ها آن را با طراحی گرافیکی سبک تر و ساده تر کرده اند. و حتی روش پوشیدن این لباس و ایام ان درست مانند مراسم عمامه گذاری حوزه های ایران است . تنها فرقی که دارد در حوزه اصل عمامه حفظ می شود ولی درغرب عکس یادگاری گرفته و آن را حفظ می کنند. در لباس زنان نیز چین های دامن به نام پلیسه طراحی می شود. اما چرا در قورن معاصر و مخصوصا قرن بیستم ناگهان همه چیز معکوس می شود؟ به دلیل مبارزه با روند حاکمیتی ایران بر جهانیان بوده است . تجربه بیرون راند ایرانیان از اسپانیا به وسیله فساد و فحشا دولت آمریکا را را بر آن میدارد تا همه چیز ایرانی را از همه جای آثار تاریخی پاک کند مثلا شعر سعدی که بر تارک سازمان ملل بود و اساسا فلسفه ایجاد سازمان ملل را روشن می کرد یا از بین برده شد و یا آن را بی اهمیت کردند. اما اینهمه هحوم فرهنگی نتیجه نمیداد تا اینکه لباس را عوض کنند! به همین جهت در کشورهایی که فرهنگ ایرانی داشتند به شدت به رواج فرهنگ ضد ایرانی مضغول شدند کاری نداشتند که فرهنگ ضد ایرانی چه باشد فقط ضد ایرانی باشد اولین کشور مورد نظر آنان ترکیه بود زیرا ترکیه از زمان عثمانیها زمینه مخالفت با ایران را داشت لذا تمام خط الرسم فارسی را به عنوان خط عربی حذف کردند و بجای آن حروف انگلیسی گذاشتند البته تا سالها نشریات و کتب به دوزبان فارسی و خط الرسم انگلیسی بود ولی بعدا فارسی را بطور کلی حذف کردند حتی در آثار تاریخی آن را نابود کردند هرچند هنور هم آثار باقیماند در ترکیه و اسامی موجود هنوز فارسی زنده است. وقتی توانستند تیر خلاص به این روند بزنند که حجاب زنان و لباس مردان راهم عوض کردند در ایران نیز رضا خان تنها زمانی توانست فرهنگ غربی را مسلط کند که لباس مردان را به کلاه پهلوی و لباس زنان را به بی چادری تغییر داد. هنوز البته این روند در مدارس ادامه دارد یعنی در ایران در داخل مدرسه کسی حق ندارد چادر سرکند! چادر اگر باشد تا پشت در مدرسه است ! البته کسی به زور چادر از سر زنان برنمی دارد بلکه به قول شریعتی غرب دست زور خود را از روی سر برداشته و توی سر کرده است . طوری دانش آموزان تربیت شده اند که از ابتدا اصلا به چادر توجهی ندارند و با مانتو وروسری به مدرسه می آیند واگر هم به اصرار پدر یا برادر چادر سرکنند فقط تا دو در مدرسه است . همه اینها تحت همان شعار رضاخانی وحدت در پوشیدن لباس است ! و البته تقصیر کسی هم نیست روندی است که در مملکت در حال طی شدن است و شاید کسانی که این کار را می کنند خودشان نمیدانند چه کاری را انجام میدهند و معلوم است دختری که در دوران دبیرستان چادر سرنکرده بعداز دبیرستان هم چنین روشی را نمی پذیرد لذا چادر به عنوان لباس برتر و نشانه ملی رو به زوال می رود. البته این امر هم مهم نیست زیرا حجاب که تنها چادر نیست ! اما کسانی که سیاستمدارهستند میدانند این منطق حد یقف ندارد یعنی کسی که چادر ملی را کنار گذاشت بسیار ساده است که مانتو شلوار راهم کنار بگذارد. زیرا معمولا در منطق این نوع افراد نکات مثبت هرچیزی بنظرشان بد می رسد! مثلا کسانی که با اسلام مخالفند نه بخاطر خرافات آن بلکه دقیقا به خاطر عدالت خواهی آن مخالفند! معویه ها نماز می خواند ولی مخالف علی ع بودند پس آن ها با نماز خواندن علی ع مشکل نداشتند حتی تبلیغ می کردند که علی ع نماز نمی خواند تا خودشان بیشتر جانماز آب بکشند! سید احمد حسینی ماهینی


» نظر

چرا حاج سید احمد خمینی فوت کرد؟

خبرنگار ماهنگام عزیمت به اصفهان با یکی از اشخاصی همسفر شد که ساکن قم و متولد دلیجان بود وی با دیدن سد پانزده خرداد گفت ما در روز افتتاجیه این سد اینجا بودیم هاشمی و طرفدارانش آنقدر ریخت وپاش کرده بودند که تا لب جاده پر بود. حاج سید اقا که آمد ناراحت شد و گفت : اینهمه ریخت وپاش و هزینه صحیح نیست . هاشمی بدش آمد همان شب وقتی حاج سید احمد آقا به منزل مزاجعت کرد فوت نمود پزشکان گفتند که یک قطعه سیانور در کفش ایشان چاسازی شده بود که باعث فوت ایشان شد! الان هم شما می بینی با خشکسالی که آمده 3متر ذخیره آب پائین آمده وهمه کشت وصنعت وبرنامه های اطرافش تعطیل شده و اب را پمپاژ می کنند تا از برکه کوچک فعلی بیرون بیاورند!

 

 


» نظر

موتور سیکلتها بدون قید وشرط آزاد می شوند!

امام جمعه اصفهان خواستار آزادی بی قید وشرط موتور موتور سواران  سواران خاطی شد و پلیس راهور اصفهان به این خواسته عمل کرد و کلیه موتور سوارانی که موتور سیکلت آنان در پارکینگ هاست میتوانند برای دریافت آن بدون پرداخت وجه مراجعه نمایند فقط باید اسناد مالکیت آنها را در دست داشته باشند


» نظر

قهرمان بانوان اایران در کونک فو

قهرمان بانوان اایران در کونک فو

حدیثه خردمنش در اصفهان شگفتی آفرید وی که در مبارزات کونگ فو لیگ برتر تمام رقبای خود را پشت سر گذاشته بود توانست مقام اول بانوان کشور را بدست اورد تیم او نیز ازا استان فارس مقام اول را دارا شد این مسابقات که در اصفهان جریان داشت برای مردان در ورزشگاه خیبر بود وبرای لیگ برتر بانوان  ورزشگاه شهدای 17  شهریور انتخاب شده بود که مدیریت آن با خانم احمد پناه مدیر فدراسیون اصفهان بود


» نظر

جنگ زبان!

جنگ زبان!

 با اینکه زبان چینی بیشترین گویش را دارد ولی سخت ترین نوشتن را داشته و کمترین بهره علمی از ان برده می شود.در واقع این عنصر تعیین کنده در زبان و گویش های محلی باید بخوبی شناخته شده و تعریف شود والا می بینیم که زبان ها از بین رفته و یا مختلط می شوند. و غلل از بین رفتن زبان ها یا منحرف کردن آن ها ست که باید بررسی شود چرا زبان سلیس فارسی الان در گویش های جای خود را به کلمات انگلیسی داده است و نوجوانان از کلماتی چون اند معرفت ! یوزر نیم پسورد و امثال آن استفاده می کنند آیا تضمینی برای بقای زبان شیرین فارسی هست؟ ممکن است ظاهر قضیه نوجوئی یا کاوشگری فکر جوانان باشد اما این مسئله بسیار ریشه دارتر از این است که تصور می شود و آن اینکه در پس پرده چنین سناریوئی! حذف و نابودی زبان فارسی است . آن ها ادعا می کنند که زبان فارسی قدیمی است و لغات عربی و سخت در آن زیاد است و لغات فارسی سره هم نا آشنا هستند و یا من در آوردی لذا بهتر است که بجای آن زبان علمی و جهانی انگلیسی بجای ان استفاده شود متاسفانه این فشار از بالا و پائیین وارد می شود از بالا بعنوان ترجمه متون علمی همه واژه ها انگلیسی انتخاب می شوند واگر فارسی هم بیان شوند در داخل پرانتز انگلیسی آن نوشته می شود تا نویسنده متفکر و صاحب علم شناخته شود واصولا اگر متن به انگلیسی نباشد یا از منابع و لغات انگلیسی نباشد علمی هم محسوب نمی شود از پائین هم ما شاهد پیش دبستانی ها برای این بوجود می ایند که انگلیسی را از لحظه یاد گیری زبان به کودکان آموزش دهند ! کودکی که هنوز زبان در نیاورده با انگلیسی آشنامی شود واز آن بدتر مادرش هم به او افتخار می کند و پیش فامیلها و آشنایان هم پز می دهد که بچه من صد کلمه انگلیسی را تلفظ می کند! نمومنه ای ازاین نوشتار را در زیر می خوانیم : خانم آناهیتا ابراهیمی فوق لیسانس زبان می نویسد:

مطالبی در مورد چگونگی نحوه­ی آموزش زبان خارجی به کودکان

آدمی زبان را می آموزد جهت زیستن در جهانی که او را در بر گرفته است و تکلم به یک زبان بخشی از زیستن در این دنیای دوّار است.

آموزش واژگان به کودکان از جایگاه خاص و ویژه ای در قلمرو آموزش برخودار است و تا کنون تحقیقات بسیاری در زمینه ی آموزش زبان خارجی به کودکان صورت پذیرفته است و روشهای گوناگونی به منظور ارتقاء سطح کیفیت آموزش مورد توجه قرار گرفته اند و پر واضح است که واژگان نقش اساسی و مهمی را در استفاده از زبان ایفا می کنند و این نکته بر کسی پوشیده نیست که از کودکی بهتر و سریعتر می­­توان یک  یا چند زبان خارجی را آموخت و این عقیده که یک کودک بهتر از یک فرد بزرگسال می تواند بیاموزد ایده­ی جدید و تازه­ای نیست و بهترین سنین جهت فراگیری یک زبان خارجی سنین 10تا4 سال است. به همین منظور ما بر آنیم پیشنهاداتی را جهت آموزش زبان خارجی به کودکان ارائه دهیم.

واژه هیچگاه نباید به عنوان یک واحد ساده و سطحی تلقّّی شود و به تنهایی و به صورت جداگانه آموزش داده شود بلکه همیشه باید آن را در متنهای کوتاه ، سلیس و روان به کودک آموخت و زمانی کودک به معنای حقیقی کلمه پی خواهد برد که قادر به رمزگشایی کلمات باشد و تلفظ و صدای آنها را بشناسد و این متنها باید به گونه ای باشند که معنای حقیقی کلمه را به کودک القاء کنند.

روند فراگیری زبان در کودکان با برخی عوامل همچون حفظ کردن واژگان و حدس و پیشگویی آنها  توسط کودک در ارتباط است و آموزگار باید آگاه باشد که چگونه می تواند حس کنجکاوی و انگیزه و شور یادگیری را در کودک برانگیزد و جهت تحقق بخشیدن به این مهم می­توان از کتابهاو آلبوم های ادبی کودکانه که شامل اشکال، اشعار و داستانهای  متفاوتند­ و همچنین با توجه به سطح و سن کودک از بازیهای کودکانه کمک گرفت.

هرم زبان اصولا به این شکل است که بیشترین گویش را زبان چینی دارد و درعین حال بیشترین حروف الفبا را سپس زبان هندی و بعد از آن زبانهای دیگر تا اینکه به زبان انگلیسی می رسیم که کمترین گویش را باکمترین الفبا دارد البته نهضت کم کردن حجم زبان هم به دهه 1960 برمی گردد که زبان اسپرانتو اختراع شد مخترعین این نوع زبان ها که در ایران هم سابقه دارد و به زبان زرگری معروف است در صدد بودند اضافات را تا آنجا که امکان داشت کم کنند! مثلا در کلاس ادبیات فارسی ما در سالهای 1340 دبیر ما می گفت بجای نوشتن کلمه میدان بهارستان  باید م به! نوشته شود بقیه آن زیادی است ! مانند ریاضیات که از ایکس و ایگرگ استفاده می شود! اما باختراع کامپیو تر ونیاز به نامگذاری میلیون ها قطعه صنعتی کم کم تب کاستن حروف پایین آمد و مثلا دیدند م به با خیلی کلمات دیگر اشتباه می شود! الان هم هیچکس نمیداند (    آ )خلاصه چه کلمه یاجمله ای است زیرا هزاران کلمه با آن شروع می شود! لذا می بینیم در دنیای تازه کلمات نه تنها کوتاه که طولانی تر می شوند اکنون سازمان ثبت شرکت ها از نامهای کمتر از 4 سیلاب اصلا استفاده نمی کند یا چینی ها برای نامگذاری فرزندانشان با مشکل تکرر اسم روبرو شده اند! البته ما پیشنهاد دادیم هزار تا اسم ایرانی را انتخاب کنند با ترکیب دوتایی آن ها یک میلیون و با ترکیب سه تایی آنها یک میلیارد اسم بوجود می اید واگر حروف نسبی مانند ی آن فرد به هرکدام اضافه نمایند یکممیلیارد هربار اضافه تر می شود! لذا تا دهها میلیارد اسم کم نخواهند آورد! پیشنهاد دیگر ما این است که بجای زبان انگلیسی که یک زبان استعماری است در مدارس زبان محلی را تدریس نمایند مثلا در منطقه آذری زبان داستانها مثل های ترکی آذری وقواعد آن زبان را آموزش دهند و در استان های کرد نشین همینطور الی آخر زبان انگلیسی و عربی را به موسسات مردم نهاد واگذارند تا نتیجه بهتری بگیرند..


» نظر

مطالبی در مورد چگونگی نحوه­ی آموزش زبان خارجی به کودکان

آدمی زبان را می آموزد جهت زیستن در جهانی که او را در بر گرفته است و تکلم به یک زبان بخشی از زیستن در این دنیای دوّار است.

آموزش واژگان به کودکان از جایگاه خاص و ویژه ای در قلمرو آموزش برخودار است و تا کنون تحقیقات بسیاری در زمینه ی آموزش زبان خارجی به کودکان صورت پذیرفته است و روشهای گوناگونی به منظور ارتقاء سطح کیفیت آموزش مورد توجه قرار گرفته اند و پر واضح است که واژگان نقش اساسی و مهمی را در استفاده از زبان ایفا می کنند و این نکته بر کسی پوشیده نیست که از کودکی بهتر و سریعتر می­­توان یک  یا چند زبان خارجی را آموخت و این عقیده که یک کودک بهتر از یک فرد بزرگسال می تواند بیاموزد ایده­ی جدید و تازه­ای نیست و بهترین سنین جهت فراگیری یک زبان خارجی سنین 10تا4 سال است. به همین منظور ما بر آنیم پیشنهاداتی را جهت آموزش زبان خارجی به کودکان ارائه دهیم.

واژه هیچگاه نباید به عنوان یک واحد ساده و سطحی تلقّّی شود و به تنهایی و به صورت جداگانه آموزش داده شود بلکه همیشه باید آن را در متنهای کوتاه ، سلیس و روان به کودک آموخت و زمانی کودک به معنای حقیقی کلمه پی خواهد برد که قادر به رمزگشایی کلمات باشد و تلفظ و صدای آنها را بشناسد و این متنها باید به گونه ای باشند که معنای حقیقی کلمه را به کودک القاء کنند. 

روند فراگیری زبان در کودکان با برخی عوامل همچون حفظ کردن واژگان و حدس و پیشگویی آنها توسط کودک در ارتباط است و آموزگار باید آگاه باشد که چگونه می تواند حس کنجکاوی و انگیزه و شور یادگیری را در کودک برانگیزد و جهت تحقق بخشیدن به این مهم می­توان از کتابهاو آلبوم های ادبی کودکانه که شامل اشکال، اشعار و داستانهای متفاوتند­ و همچنین با توجه به سطح و سن کودک از بازیهای کودکانه کمک گرفت.

کودک با گوش دادن به این داستانها و با نگریستن به تصاویراین کتابها و آلبوم های ادبی می­تواند تجربه خوشایند و لذّت بخشی از آشنا شدن با شخصیتهای داستانی وکشف موقعیتهای جدید و در نهایت شناخت شیرینی از زبان بدست آورد و تنوع و گوناگونی در نوع بازی باید به گونه ای باشد که مهارتهای کلامی و درک شنیداری کودک را تقویت و تشدید کند.

مانند بازی با کارتهای رنگی و یا بازیهای آوایی مانند خواندن آوازهای کودکانه که توجه کودک را به جنبه های صوتی و آوایی زبان جلب می­نماید و یا در یک کلاس انجام کارهای گروهی، به طوری که همه­ی شاگردان اجازه شرکت و حضور در آن راداشته باشند.

برونِر زبان شناس معروف بازی را یکی از بهترین شیوه هایی می داند که کودک به کمک آن میتواند زبان را بیاموزد و صحبت کند.

آموزش یک زبان خارجی به کودک زمانی موثر و نتیجه بخش خواهد بود که آموختن و فراگیری برای او سراسر لذّت و تفریح باشد و بتواند آزادانه و بدون منع و محدودیت ساختارهای زبان را به کار گیرد.

با استفاده از این روشها می­توان مهارتها­ی کلامی و شنیداری کودک را به کار گرفت و آنها را وسعت بخشید. مهارتهایی که کودک در طی فراگیری یک زبان خارجی باید بدست آورد عبارتند از:

مهارت گوش دادن : به طوری که توانایی درک و فهم گفتمان­های ساده، ملموس و رایج روزمرّه راداشته باشد.

مهارت خوندن: به گونه ای که توانایی خواندن عبارتها و جملات ساده و سلیس راداشته باشد مانند خواندن آگهی ها،پوسترها و یا لیست اجناس.

مهارت صحبت کردن: کودک باید بتواند هر چند مختصر و ساده با دیگران ارتباط برقرار کند. عبارات و جملات را به شیوه ایی صحیح در کنار هم قرار دهد و آنها را بیان کند و از جملات بسیار ساده برای توصیف محل سکونتش و اشخاصی که می­شناسد استفاده کند و یا اینکه یکی از اتفاقّاتی که در گذشته رخ داده است را کوتاه و مختصر تشریح کند.

مهارت نوشتن: به طوری که کودک توانایی نوشتن پیامهای کوتاه را داشته باشد مانند نوشتن کارتهای تبریک و یا پر کردن پرسشنامه های هویتی بسیار ساده و لازم به ذکر است که زبان شناسان معروفی همچون وُنگ فیلمُر و اِروین تریپ مهارتهای گفتمانی را از عوامل اصلی فراگیری ساختارهای زبان به شمار می آورند.    آنیتا ابراهیمی


» نظر

قالیباف در پشت پرده کارگران !

روزنامه همشهری که به تیتر زدن برعلیه اقدامات دولت معروف است احیرا به دستور قالیباف تیتر های حمایت از افزایش دستمزد کارگران را باب کرده است ولی باید دانست کار سیاسی تا جه حد ممکن است به ضرر دولت باشد و ملت از آن صرر های بیشتری ببینند . حقوق کار گران اضافه شود اولا بخش خصوصی که گوشش بدهکار وزارت کار نیست وهمیشه حقوق های خود را در سطح مدیران بالاتر از زارت کار تعیین می کنند ودر سطج پائین حتی نصف حد اقل دستمزد را نمیدهد مگر اینکه کار گری سرش در اداره کار گرم باشد که اخراج آن از اوجب واجبات است ! ثانیا دولت هم که سعی دارد با تورم مقابله کند نمیتواند در مقابل مصوبات مجلس مقاومت کند لذا تورم اجباری را پذیرا می شود


» نظر

تحصن مردمی از امشب در مسجد ارک


دانشجویان، مردم و طلاب از امشب تحصنی را به‎منظور محاکمه هرچه سریعتر موسوی و کروبی در میدان ارک تهران آغاز می‌کنند.

  دانشجویان و طلاب تهرانی همراه با اقشار مختلف تهران امروز سه‌شنبه 26 بهمن در اعتراض به فتنه‌گران و همچنین مطالبه محاکمه فوری سران فتنه از جمله موسوی و کروبی تحصنی را در میدان ارک تهران آغاز می‌کنند.

براساس این گزارش، تجمع غیرقانونی روز گذشته فتنه‌گران، عناصر منافقین، سلطنت‌طلبان و اراذل و اوباش در برخی خیابان‌های شهر تهران موجب بروز اغتشاشاتی شد که با حضور به‌هنگام مردم، فتنه‌گران و دیگر عوامل مزدور مجبور به ترک صحنه شدند.

عوامل فتنه‌گر و گروهک مزدور و تروریستی منافقین با برپایی تجمعات غیرقانونی و راه‌اندازی اغتشاشات خیابانی در برخی معابر تهران به ‌سوی رهگذران آتش گشودند که در جریان این تیراندازی یکی از دانشجویان دانشگاه هنر تهران به شهادت رسید.


» نظر

جنگ با مدیریت یخ زده freeze

     سیستم های مدیریتی در جهان در حال فروپاشی است بانک ها بعنوان سیستم اصلی نظام سرمایه داری هر ورز نسبت به روز پیش ورشکسته تر می شوند .و اما نکته جالب توجه این است که تعدادی از نظریه پردازان هیچگاه این بحران را نمی بینند و در واقع در دهه 1960 فریز شده اند! دهه شصت در واقع دهه طلائی مدیریت است و تئوری های مدیریتی با پیشتازی مهندسانی که از مدیریت سخت ماشین ها به مدیریت  نرم انسان ها رسیده بودند و این تفاوت را نمی خواستند ببینند. مثلا فایول، صنعتگر برجسته فرانسوی، یکی از اولین مبلغین تئوری عام مدیریت بود. او به عنوان پدر تئوری مدیریت معرفی شده است.  نگرش ماشینی به مدیریت بیماری دهه شصت بود که البته بلافاصله با همت دانشمندانی چون التون مایو نهضت روابط انسانی شکل گرفت و تا حدودی درمان شد ولی بسیاری از دانشمندان ایرانی هنوز در همان زمان هستند! البته در کتب خود از نظرات التون میو یا دیگران هم اسم می برند و یا در باره آن بحث می کنند ولی در نهایت این ها را راهی برای بهتر اجرا شدن نظریات فایول صنعتگر می دانند. .در بحران مدیریت همین بس که هیچگاه تحصیلکرده های مدیریت به مدیریت نمی رسند! اغلب مدیران موفق کسانی هستند که از رشته های دیگر برخاسته اند و هرچند برای خالی نبودن عریضه چند واحدی هم مدیریت پاس کرده اند. مهندسان در رده اول غصب مناصب مدیریتی هستتند بعد از آن ها پزشکان و کلا و حتی کارگران و گاوچرانان حضور دارند. دلایل عمده این بحران هویتی در مدیران نادیده گرفتن حقایق و اصول است . حقایق و اصول دارای محدودیت هایی است که رعایت آن بسیار مشکل است. مثلا برای یک زندانبان رعایت اصول اخلاقی آن است که با زندانی که اسیر اوست بد رفتاری نکند ولی نفس سرکش انسان تا به آن حد وحشی می شود که زندانبانان از اینکه یک زندانی با دستبند را بیشتر کتک میزنند احساس قدرت و غرور می کنند. این فقط برای زندانبانان نیست یک سرکارگر هم که تعدادی کارگر را اسیر خود می بیند به آنان ستم می کند و کار زیادی از آنان طلب می کند. مدیریت هم به همین منوال است براساس اصول اخلاقی هرچه مقام انسان و موقعیت او بالاتر می رود باید متواضع تر و افتاده تر باشد و با زیردستان خود مهربانتر باشد شهریار می گوید : بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر توست با اسیر کن مدارا. در جنگ ها همه قانون های همه کشورها در تمام کنوانسیون ها حکم می کنند که به افراد غیر نظامی بالاخص کودکان و زنان و پیران کاری نداشته باشند ولی کو جنگجویی که در سر هوای تجاوز به زنان و کودکان را پس از غلبه نداشته باشد؟ شاید اصلا انگیزه پیوستن خیلی ها به سپاهیان فقط غارت اموال و تجاوز به عنف باشد.مدیریت نیز اگر در بحران نباشد باید که حریم خصوصی مردم را رعایت کرده با مرئوسین خود مدارا کند ولی میدانیم در علوم امروزی مدیریت یعنی همان تفکرات یخ زده دهه شصت کسانی مدیران موفقی هستند که جاه طلبی بیشتری داشته باشند. در هیچیک از کتاب اصول مدیریت علمی ! صحبتی از روایات و آیات رحمانی نیست ولی تا جادارد از اصول مارکسیسم و ماکیاولیسم بحث می شود! برای روشن شدن بحث ما اگر به نوجوانان خود بخواهیم هر آموزشی را بدهیم آن ها آموزش های خود را دارند! سال ها انگلیسی می خوانند ولی آیا بعد از فراغت از تحصیل می توانند انگلیسی صحبت کنند؟ سال ها عربی می خوانند هکذا! تاریخ می خوانند ولی یکی از قهرمانان تاریخی هم در ذهن آن ها نیست اگر غیر از معلم کسی سوالی بکند بلد نیستند و معلم هم که سوال می کند باید بگوید از کدام صفحه یا از کدام درس است . اما همین نوجوان وقتی از او نام فوتبالیست هارا بپرسید حتی رزو بوندس لیکا راهم می شناسند ! از هنرپیشه ها حتی میدانند که در خانه شان چطور لباس می پوشند و نام بازی های رایانه ای راهم مثل طوطی برای شما می گویند! البته این نه تقصیر نوجوانان است ونه به گردن آموزش و پرورش این ماهیت بحران زدگی بشر است . ما می بینیم جنگ تئوری ها تا آنجا پیش می رود که خواندن کتب دهه شصت و یا کتبی که در سال جاری چاپ شده باهم تفاوت دارد. کتب جاری اگر همان عکس های کلیشه ای دهه شصت را نداشته باشد اصلا علمی محسوب نمی شود! حتی اگر مارک آمریکائی داشته باشد و حتی اگر از دانشگاه هاروارد منتشر شده باشد. مغز های یخ بسته مدیریت خوانان و مدیریت دانان تا آنجا پیش می رود که هرگونه نظریه پردازی که در چهارچوب دهه شصت نباشد را بدعت خوانده و آن را تحلیل آبکی نام گذارند. هم اکنون کم نیست کتب مدیریتی که از احکام اسلامی نشات گرفته ولی برای این یخ زده ها ،قال المایو وقال التیلور از قال الباقر و قال الصادق مهمتر و علمی تر است . اصلا گفتار معصومین را یک مشت نصیحت میدانند که در عرصه دانش نباید وارد کرد. در سمینار هدفمندی یارانه ها مهندس جلوداری بعد از سی و سه سال از انقلاب اسلامی گذشته می گوید اگر قرار است که بانکی تاسیس شود باید نظام ارزشی اسلام را قبول کند ! والا هرروز ما شاهد رویش یک بانک جدید هستیم که فقط هدفشان سود آوری است. پول مردم را جمع کنند بعد در کلاردشت یا چالوس گرانفروشی کنند بنام صنعت و تولید! اینکه نمی شود بانکداری اسلامی! یا رئیس بازرگانی بانک تجارت فقط در فکر این باشد که مردم یارانه ها هم نگیرند و آن را به سیستم بانکی بسپارند تا در چنین پرو ژ ه هایی سرمایه گذاری کند! این نوع سوء استفاده از هدفمند سازی یارانه یعنی معکوس کردن هدف یعنی با اینکه تمام هم غم دولت این است که پول مستقیم به مردم برسد این ها باز هم بدنبال غیر مستقیم کردن مردم در دسترسی به منابع مالی هستند. هنوز این رئیس باز گانی فکر می کنند بانک های جهان همان بانکهای دهه شصت است، گویا اینهمه ورشکستگی بانکها هنوز حتی با گوش او برخورد نکرده است .

    سید احمد حسینی ماهینی   


» نظر

معمر قدافی حائن بزرگ

معمر قدافی حائن بزرگ

معمر قذافی که تاکنون از خشم ملت عرب در امان مانده از همه سران عرب خائن تر است وی در همان ابتدای انقلاب اسلامی با ظاهر سازی با سران انقلاب اسلامی ایران هماوائی کرد و بزرگترین ضربه را برآنان وارد کرد وان این بود که فهمید بازوی قوی انقلاب اسلامی در امت عرب امام موسی صدر می باشد و با ربودن آن مردم عرب را از داشتن رهبری متکی به آرا امام خمینی محروم کرد اکنون موقع آن است که مردم لیبی هم نوا با مردم مصر و منطقه برعلیه این رهبر سیاس و دروغگو و ظاهر ساز خود قیام کنند. و از هیچ چیزی نترسند که خدا با آن هاست

 

معمر القذافی هو خائن کبیر

وکان الزعیم اللیبی معمر القذافی  من أی وقت مضى الأمة العربیة لا تزال فی مأمن من جمیع القادة العرب الخونة ، فهو أکثر فی بدایة الثورة الإسلامیة مع التمثیل المسرحی انسجام رؤساء الثورة الاسلامیة وبراون لوضع أکبر الأثر أن فان فهم الذراع القوی للثورة الإسلامیة فی الوطن العربی هو الامام موسى الصدر واختطاف الشعب العربی من الاضطرار إلى الاعتماد على القیادة للتصویت الامام الخمینی نفى ان یکون هو علیه الآن عندما شعب لیبیا ومصر وشعب الإقلیمیة متضافرة ضد الزعیم السیاسی وکذاب وظهور تمرد الصک الخاص لا.ترهبون  ولیس ذلک على الله

Muammar Ghazzafi ever anger the Arab nation remains safe from all Arab leaders traitors, he is more in the beginning of the Islamic Revolution histrionics with unison heads the Islamic Revolution and Brown to put the biggest impact was that Van understand the strong arm of Islamic Revolution In the Arab nation is the Imam Musa Sadr and the abduction of the Arab people from having to rely on the leadership of Imam Khomeini"s vote denied that it is now when the people of Libya, Egypt and concerted regional people against the political leader and a liar and the appearance of your instrument rebellion do. And nothing afraid  that God is their


» نظر
   1   2      >