سفارش تبلیغ
صبا

دانشگاه آزاد گل کاشت !

دانشگاه آزاد گل کاشت !

 در دومین دوره المپیک بازیهای  زور خانه ای وپهلوانی که در کیش برگزار شد تیم دانشگاه آزاد اسلامی از ایران در تمامی رشته ها اول شد ومدال را بگردن انداخت در گروه تیمی تاجیکستان  دوم شد و نپال وعراق مشترکا سوم شدند در رشته میل بازی ایران اول شد وعراق تیم کربلا دوم وسریلانکا سوم شد در کشتی پهلوانی هم ایران اول شد لیتوانی دوم وآذربایجان سوم

 

استقلال کوزووو مبارک

کوزو و توانست از زیر یوغ قصابهای سرب نجات پیدا کند وما نباید در رودربایسسی روسیه این استقلال را بی بها بدانیم زیرا صربها از کشتار هیچ کم نگذاشتند وهم اکنون هم با جراری تمام نسل کشی میکنند ولی کسی نیست که اعلام کند

 

کیش شهر بی خدا!

بعداز گذشت سی سال از انقلاب اسلامی هنوز هم به کیش نگاه شاهانه دارند وآنرا برای مراکز فساد چه اداری وچه اخلاقی میخواهند! کیش پول ایران را میخواهد ولی نام ایران را نمیخواهد! بازار کیش فقط به برگ سبزها ووامهای بدون بهره ونپرداختن مالیات زنده است ! ولی وقتی در خیابانها قدم میزنید نه نامی از خداست ونه صدای اذان یا قران و.. بگوش میرسد ولی از طبقات سوم هتلها موزیک زنده بهتراز دبی پخش میشود!


» نظر

ساماندهی نظارت بر اجرای اصل 44 قانون اساسی

ساماندهی نظارت  بر اجرای اصل 44 قانون  اساسی

کنترل و نظارت و بازرسی، معمولاً برای همه‌ی امور لازم است و یکی از ارکان نظام دموکراسی به حساب می‌آید به طوری‌که یکی از ارکان سه گانه یا قوای ثلاثه را تشکیل می‌دهد.

 در نهج البلاغه نیز امام علی علیه السلام  آن را  یکی از ارکان مهم  وظایف فرمانداران محسوب می‌نماید تا جایی‌که درنامه‌اش به مالک اشتر نخعی، وظایف یک استاندار را بیان می‌کند. البته این وظایف در واقع همان وظایف حکومت است زیرا با این‌که حضرت علی  ولایت مصر را به ایشان واگذار می‌کند اما همه می‌دانند که مصر برای خود کشور بزرگی بوده و هست. فرعونیان درآنجا حکومت می‌کردند و مصر یکی از مهم‌ترین بنیانگذاران تمدن بشری است. امام علی ناظران بر  امور را به شکل چشم و گوش حاکم نام می‌برد.

    در بحث نظارت، برخی تشکیک کرده‌اند و تفاوت‌هایی با کنترل و بازرسی برآن قایل شده‌اند و برخی نظارت را فقط یک عمل انفعالی دانسته‌اند که با دخالت توأم نیست. یعنی جنبه‌ی اجرایی ندارد و یا گفته‌اند که  در بازرسی، برگشت پذیری وجود ندارد اما در نظارت یا کنترل، امکان بازگشت و اصلاح وجود دارد. در بازرسی، منطق یک و صفر حاکم است یعنی یک امری یا قبول می‌شود و یا رد و حالت بینابین وجود ندارد اما در نظارت سعی در رفع ایراد واصلاح پذیری است. فرض کنید در کارخانجات تولید قطعات ایران خودرو یا شرکت‌های طرف قرارداد آن بازرسی داخل شود: او چند قطعه را به عنوان نمونه برمی‌دارد و اندازه‌گیری می‌کند و با استانداردهای آن می‌سنجد و بعد یا اجازه می‌دهد تولید ادامه داشته باشد و یا کلاً آنها را به عنوان ضایعات منظور نموده و از گردونه‌ی تولید خارج می‌کند. البته حق هم دارد زیرا کوچک‌ترین بی احتیاطی یا عدم رعایتِ استاندارد ممکن است جان افرادی را به خطر بیاندازد و همین موضوعِ آتش‌سوزی موتور تولیدات ایران خودرو را باید از دید همین آقایان بازرسین دید زیرا معلوم می‌شود در بازرسی خود از قطعات، سهل انگاری کرده‌اند و یا نادیده گرفته‌اند. تازه اگر نگوییم که منافع نامشروعی هم درمیان بوده و یا اصولاً بازرس‌ها اطلاعات کافی نداشته و از بازرسی فقط یک کیف سامسونت و عینک را داشته‌اند!

 

* تعریف  نظارت

تعریف نظارت که معلوم شود که کدامیک از دیدگاه‌های فوق است، می‌توان به سازماندهی آن امیدوار بود. مثلاًً اگر نظارت را بررسی عملکرد به منظور اطمینان از رعایت قوانین و مقررات یا استانداردهای مربوطه بدانیم،  این به معنی انفعالی بودن است یعنی ناظر فقط باید اطمینان پیدا کند، حال اگر اطمینان پیدا کرد نمی‌تواند تشویقی بکند یا اگر اطمینان پیدا نکرد، توبیخی نمی‌تواند بکند. اگر این موضوع هم در تعریف گنجانده شود که در صورت رعایت قوانین و مقررات برای آنان پاداش و در صورت عدم رعایت برای خاطیان تنبیه هم درخواست می‌کند، باز هم درخواست نمی‌تواند ضامن اجرایی وی باشد و لذا می‌بینیم نظارت قضایی یا نظارتی که از سوی  قوه قضاییه می‌شود، به دلیل داشتن زندان و امکان دستگیری و اخذ جریمه و دیگر عواقب مورد نظر، جایگاه بهتری برای نظارت است و لذا سازمان بازرسی کل کشور ارگان ارجح است نسبت به بازرسی ریاست جمهوری یا مثلاًً دیوان محاسبات مجلس و غیره است  زیرا آنان پس ازاحرا زخطا تنها راه تنبیهشان ارجاع پرونده است.

   البته ازسوی دیگر ناظران ارگان‌های دیگر برای تشویق مناسب‌تر از سازمان بازرسی کل کشور هستند زیرا این سازمان ابزار توبیخ دارد ولی ابزار تشویق ندارد. در حالی‌که ارگان‌های اجرایی و قانون‌گذاری این امکان را بهتر دارند . تشکیل سمینارها، همایش‌ها و تشویق و بها دادن به کسانی‌که بهتر قانون را اجرا کرده‌اند، مسلماً از سوی سازمان‌های متبوعه بهتر صورت می‌گیرد. لذا در مرحله اول باید بدانیم که همه ارگان‌ها واحد نظارتی و بازرسی دارند و شاید لایه‌های متنوع‌تری هم داشته باشند مانند نیروهای مسلح که گاه تا هفت لایه نظارتی دارند از بازرسی نیرو و  سازمان عقیدتی سیاسی  سازمان قضایی نیروهای مسلح گرفته تا ناظران اطلاعاتی و عملیاتی حتی ناظران جزء و فرماندهان بلافصل. مهم در اینجا تعریف نظارت و تسری آن به تمام ارگان‌های دارای واحدها یا دوایر بازرسی و نظارت است. وقتی‌که تعریف دقیق شود از ارگان‌های موازی و عملکردهای مشابه جلوگیری می‌شود وکسانی‌که این وظایف را ناقص و یا خودسر انجام دهند، از بدنه‌ی دولت وحکومت حذف می‌شوند.

 

* ارگانیزم نظارت

پس نظارت درهمه جا وجود دارد و در واقع یک سوم کل نیروها را در بر می‌گیرد، همان‌طور که یک قوه از قوای ثلاثه به این امر اختصاص داده شده است اما مهم سازماندهی آنهاست. ما مثلاً در یک شرکت کوچک و حتی با مسؤولیت محدود، ناچار از انتخاب بازرس یا بازرسین طبق قانون تجارت هستیم، چه رسد به شرکت‌های بزرگ که علاوه بر بازرسین، دارای حسابرسان داخلی وحسابرسان قسم خورده و امثال آن هستند و تاموقعی‌که امضای ناظر بر صورتجلسات نباشد، آن گزارش‌ها یا صورتجلسات معتبر محسوب نمی‌شود. پس به لحاظ نیروی انسانی وجایگاه سازمانی کمبودی احساس نمی‌شود و فقط باید آنها را سازماندهی کرد و خط و ربط‌ها را مشخص نمود و از تداخل و تضایف و تضارب جلوگیری نمود. نظارت از یک ارگانیزم یا سازماندهی هرمی برخوردارست که باید در رأس آن بازرسی کل کشور باشد و بازرسی سایر نیروها و قوای مجریه و مقننه و شرکت‌ها و مؤسسات و سازمان‌ها و دوایر همه و همه طبق تعریف واحدی براساس موقعیت سازمانی قرار گیرند. البته چنانچه فرماندهی کل قوا یا مقام رهبری سرفرماندهی این عملیات را داشته باشند، به لحاظ قانون اساسی به مقررات نزدیک‌تراست. اما به لحاظ نیروی انسانی ممکن است از سه قوای زیرِ نظر خود تعداد کمتر و یا نیروی انسانی آموزش ندیده یا با تخصص کمتری داشته باشند. چرا که شاید بازرسی دفتر مقام رهبری احساس کند که فقط باید بر عملکرد داخلی نهاد رهبری نظارت داشته باشد. در حالی‌که باتوجه به قانون اساسی ایران که قوای سه‌گانه و قوای نظامی و انتظامی و حتی قوای رسانه‌ای را زیر نظر رهبری قرار داده است. لذا کلیه تعاریف و سازماندهی و به معنی دقیق کلمه مدیریت، باید از آنجا منشعب شود و هرگونه کم وکاستی هم به آن نهاد برگردد. در واقع اگر بازرسیِ نهاد رهبری، قوی و در موقعیت خود عمل کند، بازرسی کل کشور باید دامنه عملکرد خود را مانند نهادهای نظارتی قوه‌های دیگر کاهش دهد.

 

* بازرسی نهاد رهبری

 لذا می‌بینیم برای تصحیح کار سازماندهی باید در رأس ارگان‌های نظارتی، بازرسی دفتر رهبری باشد. البته نیازی به گسترش کمی نیروها نیست ولی به لحاظ کیفی، این افراد باید قادر به ایفای نقش مهم خود باشند و درک درستی از موقعیت به دست آورند.  

 پس در نوک هرم بازرسی، دفتر رهبری و در پایین آن حداقل 5 سازمان بازرسی هم ارز قرار می‌گیرد (بازرسی ستاد فرماندهی کل قوا ، بازرسی سازمان صدا وسیما، بازرسی قوه قضاییه، بازرسی قوه مجریه، بازرسی قوه مقننه) که طبق قانون و وظایف سازمان‌های متبوعه  خود عمل کنند و در کار یکدیگر دخالت نکنند و گزارش خود را به مقام رهبری ارایه نمایند و درمقابل وظایف خودرا هم از فرمان‌های رهبری دریافت نمایند.

    در رده سازمانی بعدی هریک از قوا باید بازرسی‌های 5 گانه برای شرکت‌ها، مؤسسات، سازمان‌ها واحدها و «ان جی او»های تحت پوشش خود ایجاد نمایند که مستقل از یکدیگر بوده و گزارش به رییس قوه بدهند و فرمان‌های خود را از ایشان دریافت نمایند. مؤسسات یا سازمان‌ها نیز می‌توانند از همین نظم 5 تایی استفاده کنند و بازرسی‌ها و نظارت خود را در امور اداری، مالی، ستادی، اجرایی وعملیات و یا در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نظامی ساماندهی کنند و سپس ناظران یا بازرسان خود را هم مانند تعداد انگشتان هر دست گسترش 5 تا 5تا یی بدهند. مثلاً وزارت امورخارجه می‌تواند ناظران خودرا درداخل سفارتخانه‌ها براساس وابستگان نظامی، فرهنگی، سیاسی و بازرگانی و امثال آن که مطابق سازماندهی داخلی خود است طراحی کند و آنها را بر اساس موقعیت‌شان در ستاد یا معاون‌های مالی، اداری، فرهنگی وکنسولی و غیره توزیع نماید. و یا قوه مقننه می‌تواند ناظران شورای نگهبان و دیوان محاسبات، دفتر پژوهش‌ها و سایر تقسیمات درونی خود تنظیم ویا براساس معاونت‌های ریاست مجلس توزیع نماید. در ارگان‌های نظامی این امر دقیق‌تر است زیرا مثلاً بازرس اداری و مالی نباید به راحتیِ بازرسان اطلاعاتی یا عملیاتی در دسترس یا شناخته شده باشند و این است که اهمیت شاخه بندی آنان معلوم می‌کند که آنها باید چه تخصص‌هایی را داشته باشند و چه آموزش‌هایی را دیده باشند و نباید یک بازرس مالی برای بازرسی اداری اعزام شود یا یک بازرس قطعات فنی هواپیما برای بازرسی از قطعات پزشکی منظور شود.  

 

* موانع بازرسی و نظارت

بازرسی ونظارت، خواست همه مردم است ولی بهتراست بدانیم که مردم نظارت راخوب می‌دانند اما نه بربالای سرخود! همان‌طور که شهردار یک‌بار اعلام کرد که مردم مسجد می‌خواهند اما نه در کنار خانه‌ی خود! آنها درمانگاه و مدرسه و کتابخانه و پارک و فروشگاه می‌خواهند ولی نه دیوار به دیوار خود، بلکه می‌گویند مرگ خوبست اما برای همسایه! اصولاً چرا مردم با این‌که گرانی هست اعتراضی نمی‌کنند؟ زیرا یکسوی گرانی مانند همین قضیه است و به عبارتی سودی است که به جیب خودشان می‌رود! وقتی خانه گران می‌شود، خریدار صدایش در می‌آید ولی فروشنده که راضی است و شاید هم بسیار خوشحال! در بازرسی هم همین است. همه می‌گویند چرا دولت نظارت نمی‌کند؟ مملکت، مملکت گل و بلبل است! وحسینقلی خانی است! وغیره...  ولی همین‌که گوش کسی را می‌گیرند، ناگهان حرف‌ها برعکس میشود: آقا کاسبی نیست، همه تحت فشارند از هرگوشه صد تا بازرس درمی‌آید!... تمامی هم ندارند...

   دومین مانع اصلی بازرسی، سود پرستی و تنبلی اشخاص است. مردم در عین حال که به درستکاری اعتقاد دارند، ولی آن‌را برای دیگران می‌پسندند نه برای خود! و خود را غالباً زرنگ‌تر از آن می‌دانند که دم به تله بدهند! یعنی همه آنهایی‌که کار خلاف انجام می‌دهند، به درجه‌ای از اطمینان رسیده‌اند که به قول عامیانه، هیچ مویی لای درزش نمی‌رود! و می‌توانند قسم بخورند که جایی نمی‌خوابند که زیرش آب برود! و لذا بازرسی بسیار مشکل است هم از این نظر که خود بازرس هم یک انسان است ومشمول قوانین انسانی و هم از این نظر که شخص خاطی، ادای انسان‌های خوب را بسیار طبیعی بازی می‌کند. لذا می‌بینیم در اجرای اصل 44 مانند دیگر اصول قانونی  وقتی امرجدی می‌شود ناگهان همه استانداردها قوانین و مقررات زیر سؤال می‌رود و نقد می‌شود و هیچ راهی که انتقاد ناپذیر باشد نمی‌ماند! همان‌طور که رییس جمهوری در نطق 22 بهمن خود گفت: وقتی به سفرهای استانی می‌رویم، می‌گویند چرا این‌همه هزینه می‌کنید و  وقتی نمی‌رویم هم می‌گویند شما از حال مردم خبر ندارید...


» نظر

ساماندهی جشنهای دهه فجر بهترین را برای ساماندهی جشنهای دهه فجر

ادامهاولین فدراسیونی که زبان فارسی را زبان رسمی اعلام کرده است
فدراسیون بین المللی ورزشهای زور خانه ای اولین فدراسیونی است که زبان فارسی را آولین زبان بین المللی اعلام نموده
مهرعلیزاده در مصاحبه باماهین نیوز ضمن اعلام این خبر گفته که بسیاری از لغات ورزش هم همان کلمات اصلی تصویب شده ودر اساسنامه هم فارسی زبان اول محسوب شده است ایشان که در مسابقات پهلوانی بین المللی در کیش حضور یافته بود در مصاحبه با این خبر گزرای گفت که حدود 27 کشور نامنویسی کرده اند ولی 22 کشور حضور ÷یدا کرده اند ایشان کل کشورها را 50عدد ذکر کرد که اگر در 30کشور زور خانه تاسیس شود میتواندسهمیه الم÷یک نیز بگیرد
ساماندهی جشنهای دهه فجر
بهترین را برای ساماندهی جشنهای دهه فجر انتخاب کیش بعنوان مرکز وقرار دادن کلیه جشنواره ها در طول سال برای آن دهه ودعوت از تمامی سران کشورها جهت شرکت درین مراسم است که مراتب به رییس مجلس اعلام شد وایشان هم ضمن تایید گفتندباید منتظر بود . این طرح درجلسه ایشان ونشست مطبوعاتی با ایشان از سوی ماهین نیوز مطرح گردید




مطلب...

» نظر

اولین فدراسیونی که زبان فارسی را زبان رسمی اعلام کرده است فدر


» نظر

ئ انقلاب صنعتی یا صنعت انقلابی؟

ئ انقلاب صنعتی یا صنعت انقلابی؟

در جهان، تحولات بسیاری اتفاق افتاده است که همه آنها پر از رمز و راز است و هنوز علل و وقایع آن برای ما روشن نیست. ما نمی‌دانیم که در دنیای قبل از ما چه حوادثی رخ داده که امروز به اینجا رسیده‌ایم. تعدادی تصور می‌کنند که می‌دانند و دانسته‌های خود را بر ما تحمیل می‌کنند.

از نظرآنها همه‌ی دنیا همان‌طور هست که می‌گویند. این گروه که به جزمیت معتقدند، می‌گویند این حوادث باید اتفاق می‌افتاد. تاریخ وتحولات بشری همچون یک چرخِ درحال گردش است و هر لحظه در مسیری که در پیش رو دارد حرکت می‌کند و این حرکت معین ومشخص است. در این دیدگاه، هیچ فرقی بین مادی‌گرایان و غیر مادی‌گرایان وجود ندارد یعنی در بین کسانی‌که خدا را قبول دارند و یا قبول ندارند، این تفکر وجود دارد. جزمیت در مذهب به شکلی و در ضد مذهب به شکل واضح‌تری خود را نشان می‌دهد. در اسلام و در زمان خلفای عباسی با پیدایش مشرب‌های فکری و فلسفی؛ گروهی اشاعره شدند و گروهی معتزله. گروهی جبریون بودند و گروهی اختیاریون. در زمان ما نیز در دنیای ضد مذهب قرن بیستم، گروهی ماتریالیست بودند و گروهی لیبرالیست. اومانیست‌ها همه چیز را برمبنای اراده انسانی می‌دانستند و ماتریالیست‌ها همه چیز را جبر تاریخی می‌دانستند! از نظر مارکسیست‌ها، تاریخ همانند یک زائو است و حوادث تاریخی را می‌زاید وهیچ‌کس هم نمی‌تواند مانع تولد کودکان او بشود. مانند همین حرف را هم معاویه و طرفداران او می‌گفتند: خدا خواسته که معاویه صاحب قدرت و شوکت شود؛ به او فکر ساختن قصرها و کاخ‌ها را داده بود و او از فکر خود جهت جمع‌آوری ثروت و انباشتن سیم و زر و طلا و نقره استفاده می‌کرد و لذا هرکسی با او مبارزه می‌کرد یعنی با اراده‌ی خداوند مبارزه کرده است. و در مقابل آن لیبرالیسم یا آزادی‌خواهی بود. عده‌ای تصور می‌کردند همه چیز در اختیار انسان است و انسان سازنده‌ی خویش و سازنده‌ی جهان است! آنها می‌گفتند اگر یک فرد معلول از پا اگر قهرمان دو نشود، مقصر خودش است! آنها می‌گفتند که خواستن، توانستن است. اما هر کاری می‌کردند و نمی‌شد، مجبور بودند این امر را توجیه کنند. لذا می‌بینیم که این دو نظریه‌ی افراطی باعث سردرگمی بشریت شده است. در حالی‌که نظر سومی هم وجود دارد. امام جعفر صادق (ع) می‌فرماید: لا جبر و لا تفویض، بل امر بین الامرین. یعنی نه این‌که همه چیز را خارج از اراده بشریت بدانیم و نه همه چیز را به اراده بشر؛ هرچیزی سهم خود را داشته باشد. اگر ما دانه‌ای را بکاریم، فقط به دهقان و زحمات او نگاه نکنیم، بلکه سهم آفتاب، باران، رود، آب و خاک همه را در نظر بگیریم. اگر مردمی تصمیم گرفتند که سرنوشت خود را بسازند، باید در تعامل با ملل دیگر این کار را انجام دهند نه آن‌که دور خود دیواری بکشند و بخواهند تک و تنها مسیر کمال و پیشرفت را طی کنند و در واقع پشت پا بزنند به تمام اختراعات و تجریات دیگران! البته اگر در حد شعار و یا نشان دادن اهمیت مسأله باشد، مشکلی به وجود نخواهد آورد، اما مشکل زمانی به وجود می‌آید که این امر علی الاطلاق فرض شود. مثلاًً وقتی می‌گوییم ما می‌توانیم، یعنی این‌که سستی و رخوت را کنار بگذاریم و کوشش خود را مصروف پیشرفت سازیم چرا که ما مأمور به تلاش هستیم! ولو این‌که این تلاش ساده باشد یا احتمال نتیجه‌ی کمی بدهد. اما اگر مقصود از ما می‌توانیم، آن باشد که همه چیز را انکار کنیم و مانند غربی‌ها راسیونالیست بوده و خود را عقل کل بدانیم، آن وقت دچار غرور وانحراف اخلاقی شده‌ایم و برداشت اشتباه از نقش عوامل مختلف کرده‌ایم.

ابزار یا عقل؟

این‌که حوادث جهان چه عللی دارد، موضوعی ساده نبوده و همیشه مورد مناقشه قرار داشت. مثلاًً عده‌ای می‌گفتند که باعث همه‌ی تحولات، عقل بشری است و عده‌ای نیز ابزار را باعث تحولات می‌دانستند. مثلاً تا موقعی‌که انسان سنگ تیزی را پیدا نکرده، به فکر بریدن یا تکه کردن نمی‌افتد! و یا تا هنگامی‌که خودرویی را تصاحب نکند، به فکر مسافرکشی نمی‌افتد. عقل‌گرایان، عکس این قضیه را می‌گفتند و باور داشتندکه انسان سال‌ها فکر کرد تا توانست سنگ تیزی را پیدا کند یا بسازد و از آن برای بریدن استفاده کند و یا یک جوان سال‌ها تلاش می‌کند تا خودرویی خریداری کند و از آن در مسافرکشی استفاده نماید. این‌که کدام درست است و کدام درست نیست، پایه و اساس فرضیه‌هایی بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شود تا جایی‌که تبدیل به ایدئولوژی و اعتقاد و اساس تحقیقات و تدریسات و مکتوبات می‌شود. آنهایی‌که ابزار را اساس می‌دانند، تاریخ را براساس آن تقسیم‌بندی می‌کنند. عصر آهن، عصر مفرغ، عصر سنگ، عصر غارنشینی و غیره! و آنهایی‌که عقل را و اندیشه را اساس می‌دانسته‌اند، به عصر ماقبل تاریخ یا عصر قبل از اختراع خط و بعد از اختراع خط می‌اندیشند. آنها تاریخ را به زمانی تقسیم کنند که بشر نمی‌توانسته بنویسد و بعد روی سنگ‌ها نوشت و بعد روی کاغذ به صورت دستی نوشت و سپس دوران چاپ آغاز شد و اکنون دوران ابر رسانه یا ابر مکتوبات هست. امروز دنیا اقیانوسی از کاغذ است.

بوروکراسی اداری، منشا صدور کاغذ است؛ اما این به تنهایی نیست. آموزش و فرهنگ، دریای کاغذ است و حتی در صنایع نظامی و غیر نظامی، نقشه و محاسبه، حرف اول را می‌زند.

تحولات معاصر

به هرحال، تقسیم‌بندی‌ها کار دست انسان می‌دهد. عده‌ای سوسیالیست می‌شوند، عده‌ای لیبرالیست، عده‌ای محافظه‌کار و عده‌ای هم راست وچپ! و هیچ‌کس هم به درستی نمی‌داند که کدام درست است!

برخی مواقع غلط بودن را به صرف مواضع سیاسی می‌پذیرند و برعکس، در بسیاری از موارد سخنان درست در غوغا سالاری سیاسی گم می‌شود. اسرار تاریخی از همین جا آغاز می‌شود: حرف‌های صحیحی که نمی‌توان گفت؛ می‌شود اسرار مگو. و چه سرها که بالای دار می‌رود. آن یار کزو شد سرِ دار بلند، جرمش آن بود که اسرار هویدا می‌کرد.

امام جعفرصادق (ع) دراین زمینه هم می‌فرماید هرکه اسرار ما را فاش کند، بی‌گمان ما را کشته (بکشتن داده) است.

و به طور طبیعی همه چیز اسرار نیست، بلکه اسرار بعد از فاش شدنشان معلوم می‌شوند! مگر این‌که قبلاً دسته بندی شده باشند.

سوای این دسته‌بندی‌ها تحولات معاصر ما از صنعت و اقتصاد آغاز می‌شود. یعنی پیشرفت علم و دانش در غرب باعث بوجود آمدن کارخانه‌ها و ساختن ماشین‌ها و تولیدات انبوه می‌گردد و اگر بتوانیم انقلاب صنعتی را به نحوی با تحولات سیاسی هماهنگ نماییم، سال 1789 یعنی انقلاب فرانسه را می‌توان میوه‌ی چنین حرکت‌هایی دانست. این انقلاب در راه موفقیت خود به تمام جهان صادر شد ولی در مسیر صدورخود از حالت انقلابی خارج شده و در بسیاری از موارد ضد انقلابی شد؛ تا جایی‌که مثلاً در فرانسه باعث سقوط نظام شاهنشاهی و سلطنتی شد ولی در انگلیس باعث تثبیت موقعیت ملکه گردید. در ایران نیز از الگوی هر دو استفاده شد. منور الفکرها به دنبال زبان فرانسه بودند و انقلابی از نوع باستیلی و لیکن فوکولی‌ها به روش انگلیس تمایل داشتند، لذا می‌بینیم مشروعه تبدیل به مشروطه و بعداً تبدیل به مشروطه سلطنتی می‌شود. یعنی اثر سال 1789 در سال 1299 خود را در ایران نشان داد. اما این تحولات مردم را راضی نکرد و آنان هنوز به دنبال معیشتی بهتر بودند تا این‌که در امریکا گنج وطلا پیدا شد ومردم آنجا به دنبال نوعی انقلاب امریکایی رفتند. جنگ‌های جنوب وشمال در آمریکا منشا حرکت‌هایی شد تا امریکایی‌ها به نوعی صاحب استقلال از اروپا شوند. تقریباً کانادا با روش فرانسه و واشنگتن و امریکای شمالی به روش انگلیس و امریکای لاتین به روش اسپانیایی و با حفظ همان زبان و فرهنگ برعلیه اروپا برخاستند و زندگی شاد و پررونقی را به جهان ارایه دادند. می‌توان گفت سال1860، سال آغاز انقلاب و استقلال امریکا بود و در مقدس‌ترین شکل خود به یک مبارزه علیه برده‌داری توسط آبراهام لینکلن انجامید. این منش آنان در سراسر جهان تأثیر کرد و مردم به دنبال استقلال اقتصادی و ایجاد قطب جدید افتادند. شرکت‌های چند ملیتی به وجود آمد و صنعت، رونق بیشتری گرفت و سرمایه‌داری و سرمایه‌گذاری به اوج رسید. در ایران هم حضور آمریکاییان به عنوان مبارزین علیه استعمار کهنه، باور شد. مخصوصاً وقتی با طرح مارشال ما شاهد سرازیر شدن کالاهای ارزان قیمت آمریکایی هستیم، آنها با دامپینگ کاری کردند که همه‌ی کشاورزی ایران ازبین رفت و کشاورز ایرانی به گندم و برنج آمریکا محتاج شد و نهایتاً در سال 1332 با یک کودتای ارزان قیمت، همه شئون را دردست گرفتند. مردم که متوجه اشتباه جدید خود شده بودند، ابتدا انقلاب کارگری را پیشه ساختند. پیشه‌وران و کارگران و رنج‌کشان و همه دست به دست هم دادند و در سال 1917 از بارانداز بندر شروع کردند و توانستند یک انقلاب کارگری ایجاد نمایند و برعلیه این سرمایه‌دار بشورند. سرمایه‌داری که جا پای استعمارگر پیر گذاشته بود. اصول انقلاب، ملی کردن منابع بود و برعکسِ سرمایه‌داری که همه چیز در دست سرمایه‌دار بود همه را به مردم می‌داد و این ایده تقسیم ثروت و قدرت، نتیجه خوبی داشت و به تمام جهان صادر شد و در سال 1342 با عنوان انقلاب سفید به ایران رسید! زمین‌ها ملی شدند، کارخانجات ملی شدند و اصول شش‌گانه و بعداً دوازده گانه، به ترتیب جای خود را باز کرد. اما کم کم عده‌ای به عنوان نماینده کارگران تبدیل به همان سرمایه‌داران شدند! توده‌ای‌های ایرانی، همه‌شان وزارتخانه‌های کشاورزی، کار و امور اجتماعی و آموزش و پرورش را قبضه کردند و به رادیو و تلویزیون هم دست اندازی نمودند و با جعفریان‌ها و ناتل‌ها، تلویزیون ملی را عرصه‌ی تاخت و تاز نمودند! و مانند همین در دنیا هم اتفاق افتاد. برادر بزرگ‌ترِ جهان کارگری یعنی شوروی حاضر نشد با برادران دیگر از جمله چین در تقسیم قدرت شریک شود زیرا اگر پلنوم مرکزی، آن‌طور که وعده داده بودند تشکیل می‌شد، چین با یک میلیارد و اندی جمعیت؛ دارای 4 برابر شوری اعضا در کمیته مرکزی می‌شد و در واقع شوروی، برادر بزرگ‌تری خود را از دست می‌داد. این بود که تحصیلکرده دانشکده کارگری مسکو، راه خود را جداکرد! و روش دهقانی در پیش گرفت. دهقانان از نظر تعداد و از نظر بالندگی بهتر و بیشتر بودند. و همین امر باعث شد تا در سال 1945 قدرت عظیمی پا به عرصه بگذارد. چین علاوه بر این‌که راه خود را جدا کرد، با ایجاد کشورهای غیر متعهد در سال 1955 در باندونگ اندونزی، همه کشورها براین راه فراخواند و این دعوت او اجابت شد. همه کشورها رفتند تا باندونگ ایجاد نمایند و ایران هم در سال 1350 باکمک نراقی‌ها و بقیه‌ی بریدگان ازسی سال تاریخ برادر بزرگ‌تر، جشن2500 ساله برپا کردند و باندونگ را به ایران منتقل نمودند و همه نیز به این جا آمدند.

اما دیری نپایید که این خواب‌های خوش برادر کوچک‌تر از بین رفت زیرا همه‌ی چیزهایی که می‌گفتند و می‌دانستند، معلوم شد که از جای دیگر بوده و آنها نه تنها ناشیانه از آن بهره می‌جستند که خائنانه نام خود را زیر آن می‌نوشتند! کلیه باز آموزی‌های مائو برای جهان سوم همه از آموزه‌های اسلامی و تحقیقات دوران دانشکده و پایان نامه حقوق اسلامی او ریشه می‌گرفت و لذا مردم تصمیم گرفتند خود به منبع اصلی دست یابند و به سوی خویش باز گردند و این بازگشت به خویش را هیچ‌کدام تاب نیاوردند و در روز 17 شهریور بود که چین و شوروی و امریکا و اروپا، علی‌رغم تفاوت‌های ایدئولوژیک، در سرکوب ملت ایران دست واحد شدند. کاری که در جنگ تحمیلی به طور واضح‌تری نمایان شد و در عرصه فناوری هم خود را نشان داد اما مردم دیگر راه خود را یافته‌اند و می‌روند تا خود را بشناسند و بر قدرت خود تکیه نمایند و زندگی را آنسان که خود می‌خواهند، بسازند و این است که باید گفت دهه فجر بر فجر آفرینان دیروز وفجر حافظان امروز مبارک باد، زیرا به دست آوردن هرچیزی ممکن است ساده باشد ولی نگهداری از آن سخت‌تر است.


» نظر

Yes all they are Iranian! All American were Iranian too.

Yes all they are Iranian! All American were Iranian too.

Bolton said the repots of the CIA writhed by Iranian. It is right! Because all American are Iranian except the Bush, Cheney and Bolton!

Every American even every in the world was an Iranian!  the big storm happened, in past, the Noah save only 72 person in her ship. Even all plants and animals died! Except the all them that bring in the Noah ship. All city covered by soil! All people born from 72 persons and all plants grow from the Noah ship and all animal continue her life like. So all people distributed from Iran! Indo European, Mad Parts etcetera... it is the big reasons that all people out of Iran. And Iran was the center. The other reason is that the Iranian origin exist in all point in U.S.A. all organization can not do any thing if Iranian not there. NASA is an Iranian organization. All managers are Iranian and all projects supported by Iranian scientists. All candidatures fro presidential selection only has one massage for victory: relation with Iranian in best way.  All money in U.S.A is belonging to Iran: If not Iranian oil money there is not any dollars!

Hi Bolton if you wanted the best condition you must love Iran!

Powered by MahinNews.tk

بنوشته ماهین نیوز:

 بولتون میگوید همه متن گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا را ایرانیان نوشته اند

حماقت بولتون این است که میگوید گویا ایرانیان نوشته اند درصورتیکه واقعا آنرا ایرانیان نوشته اند!

دلیل اول اینکه هر آمریکایی بجز بوش وچنی وبولتن یک ایرانی هستند! تمام سزامانهای آمریکا در اختیار ایرانیان است وپستهای حساس توسط متخصصین ایرانی الاصل اشغال شده است وبهترین مدیران ومتخصصان وپزشکان آمریکا ایرانی هستند! از سازمان ناسا بگیریم تا ای بی وویندوز وتا برسیم به سازمانهای اطلاعاتی که بهترین پژوهشها را ایرانیها نوشته اند وانجام داده اند.

دلیل دوم اینکه همه دنیا ایرانی الاصل هستند! وقتیکه طوفان نوح اتفاق افتاد همه شهرها به زیر بیش از سه متر گل ولای رفتندوکسی زنده نماند بجزکسانیکه در کشتی نوح نشستند ودر شمال ایران پیاده شدند ومادها وپارتها وهند واروپایی از آنجا روانه سراسر جهان شدند. البته برخی نا اهل بودند مثل جرج بوش وچنی وبولتن ولی بقیه هنوز به سرزمین مادری خود علاقمندند.. !  

-----

 بنوشته ماهین نیوز :

 آیا  خصوصی سازی همان  عمومی سازی است ؟

   بخاطر دارم که درسالهای دانشجویی مخصوصا در دروس اقتصاد وحسابداری همیشه یک سوال ذهن مرا مشغول میکرد آیا هدف از عمومی سازی همان خصوصی سازی است وهدف از خصوصی سازی همان عمومی سازی است؟ هنوز هیچکس نتوانسته جلوی ادغام برخی از کلمات متضاد را بگیرد! مثلا هم اکنون که بحث خصوصی سازی است آیا منظور این نیست که دسترسی عمومی به منابع وشرکتهای دولتی امکان پذیر باشد ومردم بتوانند سهامدار رییس وحتی مالک آن بشوند؟ پس باز کردن در برای ورود عموم نامش خصوصی سازی است حالا برعکس وقتی چیزی را به مالکیت عمومی درمیاوریم ادعا میشود به این خاطر به مالکیت دولت در میاید تا از حریم خصوصی اشخاص خارج شده و همه بتوانند از سود یا عین مال استفاده کنند. مثلا وقتی  منابع طبیعی عمومی میشود یعنی اینکه همه انسانها بطور مساوی وبا شرایط یکسان میتوانند از ان بهره برداری کنند والبته در چارچوب تعریف شده مثلا همه میتواند مجوز بگیرند وبه استان گلستان بروند ودر پار ک جنگلی گلستان به شکار بپردازند..اگر ایران خودرو خصوصی شود یعنی همه میتوانند سهام آن را بخرند ودر جلسات مجمع عمومی شرکت کند وراجع به مدیریت آن ومیزان سود وقیمت فروش محصولات وحتی تعطیلی ویا توسعه آن تصمیم بگیرند. واگر عمومی شود هم  یعنی دولت به نمایندگی از مردم مدیرت آن را بعهده بگیرد وهمه این کارها را یک مدیر دولتی انجام دهد وهمه  سود آن به خزانه واریز شده وبرای عموم هزینه شود .حتی اگر دولت تصمیم بگیرد که کالای آن را ارزان بفروشد که سودی نداشته باشد همین ارزان فروشی خود سودی است که مردم ازاین بنگاه میبرند..مرزهای دولتی وخصوصی  میبینیم مرز بین دولتی وخصوصی وعمومی اصلا مشخص نیست وحتی مرز بین داخلی وخارجی ویا ملی وفراملی هم معلوم نیست وقتی یک شرکتی ملی است چه تفاوتی با یک شرکت بین المللی یا یک شرکت کوچک دارد؟  شاید هیچ تفاوتی نباشد : مردم از نمایندگی بنز یا سامسونگ یا سونی و یا ایران خودرو خدمات لازم را دریافت میکند و هیچ تفاوتی بین انان احساس نمیکنند . چه بسا یک شرکت بین المللی وچند ملیتی در ارایه خدمات کیفیت بهتری را از یک شرکت داخلی و یا حتی یک مغازه شخصی داشته باشد و قیمت انهم پایین تر باشد مثلا وقتی شما برای خرید کفش مراجعه میکنید میبینید که فروشنده میگوید این ساخت تبریز است وچرم آن اصل است و حتی رویه  و زیره  آنهم چرم خالص است و البته قیمت ان 40هزار تومان میباشد! و در کنار آن مغازه دیگری است که میگوید این کفش هم چرم است ولی ساخت چین است وقیمت آن مثلا 6 هزار تومان است . آیا برای شما فرقی میکند؟ که چینی بخرید یا ایرانی شما دو فاکتور دارید یا دو دلیل ممکن است برای خرید یا انتخاب داشته باشید دلیل اول : قیمت. ومیبینید قیمت کفش چینی کمتر وبسیار کمتر از قیمت کفش تبریز است. و این فقط در یک کالا نیست: خودرو خارجی با اینکه بسیار مسیر طولانی را طی کرده تا به نزدیک شمابیاید ارزانتر از خودروی داخلی است برنج خارجی ارزانتر از برنج داخلی است و. پس در اینجا بین دولتی وملی وخصوصی وعمومی هیچ فرقی نیست وشما آنرا که ارزانتراست میخرید! حالا ممکن است شما قیمت برایتان مهم نباشد کیفیت مهم باشد. کفش تبریز یا برنج ایرانی یا خودروی ملی یا خودروی بخش خصوصی بازدر اینجا هم مرز نمی شناسد. وقتی شما میروید خودرو بخرید درایران خودرو باید مدتها ثبت نام کنید وقیمت ها قابل پیش بینی نیست وزمانی هم که خودرو را تحویل میگیرید خیلی از ایزار های آن را پاتک زده اند وبرداشته اند. واصلا شما برای فروشنده مهم نیستید اگر شما نخواستید بلافاصله به نفر بعدی میدهند وشما باید کفش آهنی بپوشید ومدتها بدوید تا نوبت جدیدی بگیرید واین دفعه سرافکنده تر ازدفعه قبل در هرمرحله عیدانه وشاگردانه وزیر میزی وغیره هم بدهید تا بالاخره صاحب یک خودرو ملی شوید وتازه اگر سالم تا میدان آزادی بتوانید سوار شوید! و وضع یدکی راهم خوتان بهتر میدانید! اما وقتی سفارش خرید یک بنز را میدهید . شما وخانواده تان به یک سفر تفریحی وبازدید از شهرک بنز واقامت رایگان در بهترین هتلها دعوت میشوید بلیط هواپیما و ویزا بدر خانه تان ارسال میشود وبا کمال احترام شمارا برای بازدید از محصولا ت جدید وطرحهای آینده آن میبرند وروزی هم که خودرو را تحویل میگیرید حتی آخرین نوار صوتی ویا تصویری روز را برای شما مهیاکرده اند تا برای رسیدن به منزل هیچ نگرانی نداشته باشید. نه فقط خودرو که دربرنج ویا کفش ویا فرش هم همین است: فرش چینی یا پاکستنی بسیار ارزانتر وبا کیفیت تر وخوش نقش تر ودر دسترس تراست. برنج ایرانی همان برنج پاکستانی است که با برنج تایلندی قاطی شده ودر بوجاریهای شمال کمی بوجاری شده وبرای طی اینهمه مسیر تا بدر خانه شما هست که گرانتر هم تمام میشود. زیرا شالیزارهای ایرانی همه تبدیل به ویلا شده اند و برای کشاورز ایرانی صرف نمیکند که  برنج بکارد! وآن چند هکتاری هم که شما میبینید در تلویزیون نشان میدهند برای این است که صاحبکار بتواند یارانه آنرا بگیرد واز وام کم بهره استفاده کند ودر انتخابات حرفی برای گفتن داشته باشد. و وزارت کشاورزی هم خیالش راحت باشد که اینهمه وزارت عریض وطویل وبریز وبپاش یک ثمری داشته است. وتوانسته یک آماری را تهیه ودر بودجه بگنجاند و آنرا بگیرد.بخش خصوصی یا عمومی؟ از لحاظ مشتری چه بلحاظ کیفیت وچه بلحاظ قیمت فرقی بین خصوصی عمومی داخلی وخارجی نیست مگر اینکه شخص حاضر باشد که بخاطر عرق ملی یا محلی یا هزینه بیشتری بپردازد ویا باتمام شرایط ترجیح دهد جنس وطنی یاجنس آلمانی یا ژاپنی بخرد. این حالت یا لویالیتی یا وابستگی شخص را میرساند  تعصب یا ملی گرایی ویا غربزدگی وامثال اینها هم تعیین کننده نیست زرا بلحاظ آماری همانقدر که برخی اشخاص تعصب بر خرید اجناس داخلی ومحلی دارند به همان تعداد افرادی هستند که تعصب دارند یا کلاس خودرا دراین میدانند که عطر فرانسوی ماشین الات المانی یا صوتی تصویری ژاپنی بخرند. در برسسی بعمل امده وتحقیقات میدانی اینجانب که بصورت پایان نامه دوره فوق لیسانس ارایه شد تحت عنوان  علل گرایش مردم به کالاهای خارجی مشخص شد که 90 درص مردم کالارا بخاطر دوام و مرغوبیت ان یعنی کیفیت برتر میخرند و برایشان مهم داخلی باشد یا خارجی بخش خصوصی باشد یا مالکیت دولتی داشته باشد. فقط در صورت مساوی بودن کلیه شرایط  چه بلحاظ قیمت و چه بلحاظ کیفیت آنهم به اصرار پرسشگر قول میدادند که از کالاهای ایرانی بخرند..مدیریت یا مالکیت؟برای روشن شدن بحث عده ای گفته اند مقصود ما مصرف کنده نیست بلکه نحوه مالکیت آن است. وقتی کلیه سرمایه یک شرکت از سوی دولت تعیین شود این شرکت دولتی است. اما ما میدانیم که کلیه سرمایه بخش خصوصی هم از سوی دولت تامین میشود: وامهای کم بهره بعنوان اولین قدم از سوی دولت باید داده شود والا مردم که پولی ندارند تا کارخانه بزنند. حتی اگر دولت آنها را مجبور کند که مثلا 30 درصد آورده داشته باشند تا  70 درصد وام بگیرند با یک ترفند بیار ماهرانه آن 30درصد را هم از دولت میگیرند! مثلا برای 70 درصد اگر وام اشتغال یا ام صنایع زود بازده اسم گذاشته اند وبیشتر از آنرا نمیدهند میرود وام مسکن میگیرد! تا 30 درصد اولیه را تامین کند. اگر وام مسکن ندادند وام تبصره وخلاصه هزاران سوراخ سمبه ای که وجود دارد. زیرا میگوید ما که چاه نفت نداریم دولت نفت دارد . وبرای همین است که بیکاران که وام اشتغال میگیرند تبدیل به بیکاران بدهکار میشوند وکسانیکه وام مسکن میگیرند تبدیل به مستاجران بدهکار میشوند. درواقع دراینجا هم بین مالکیت بخش دولتی وخصوصی نمیتوان تفکیک قایل شد همانطور که ما از حکومت خداوند نمیتوانیم فرار کنیم از دایره مالی دولتها هم قادر به بیرون رفتن نیستیم. اگر دولت از همان ابتدا  یک حقوق ومستمری داد که داد وگرنه از طرق مختلف از او میگیرند. دولتها هم همینطور اگر در نظام بین المللی برای آنها چاه نفتی چیزی تعرف شد که سر جایش مینشیند والا از راه تولیدات سیگار هم شده این پول نفت را از حلقوم چاه نفت داران بیرون میکشد. اصلا معنی تعادل اقتصادی همین است یعنی تمامی مردم دنیا باید درتمامی داراییهای دنیا شریک باشند چه به اختیار چه به اجبار. اگر کشوری مثل عربستان نفت خودرا ارزان داد که هیچ اگر نداد بلای عراق را بر سر او میاورند تا او باشد تک خوری نکند! وقتی خداوند میفرماید مابه همه روزی میدهیم همین است. اگر به کسی منبع نفت داد به دیگری هوش واستعداد استفاده از انرا میدهد برای همیناست که اکثر مهندسان ومبتکران غیر بومی هستند. مردم انچه را که دارند نمیشناسند ولی کساندیگر از انسوی دنیا میایند وبهشانمیگویند زیر پایتان چاه نفت است. وقتی ویلیام ناکس دارسی آمد اگر شماهم بودید این ماده سیاه بدبو را یک پول دستی هم میدادید که از ایران ببرد! حالا که فهمیدید این ماده سیاه بدبو طلای کثیف است میگویید آنها استعمار گر بودند. همین آثار باستانی را کیلو کیلو نابود میکنند ولی وقتی یک نفر از آنسوی دنیا میاید ومیگوید باارزش است بعد تازه بدنبال اثبات ایرانی بودن آن میروند! مسئول میراث فرهنگی  تعریف میکرد: در شهر سوخته اسکلت انسانهای ماقبل تاریخ زیر دست وپا است در حالیکه یکی از همین اسکلتها در غرب پیدا شده بود آنقد ر برروی آن ازمایشها انجام داده بودند که حتی توانستند پیش بینی کنند که این مرد بوده وقادر به بچه دار شدن هم نبوده است!  سیاست گذاری  دولتی یا خصوصی اقتصاد دانان تند تند عقب نشینی میکنند: خوب اگر مالکیت نتوانست رمز این حرکت را بگشاید ما مدیریت را مطرح میکنیم سیاستگذاری واداره امور باید بدست دولت باشد یا در بخش خصوصی متمرکز باشد تا بتوانیم آنرا دولتی یا خصوصی بدانیم. مثلا انتخاب مدیر دستوری باشدیا نباشد. اگر دولت اجازه دهد مردم بیایند ودر سیاست گذاری شریک شوند آنوقت این شرکت خصوصی میشود ولی اگر طبق بخشنامه های دولتی اداره شود این شرکت دولتی است. اما سهامداران وبورس بازان میدانند اینهم یک حرف غیر منطقی است زیرا اگر قرار باشد که سیاستگذاری مهم شود دولت حتی با 20درصد از سهام میتواند مدیریت هر شرکتی رابدست بگیرد. زیرا سهامداران جزء متشتت ودارای آرای متفرقه هستند ودر انتخاب اعضا هیئت مدیره ومدیرعامل به توافق نمیرسند اما دولت باهمان سهام حداقلی متمرکز عمل میکند ومدیریت را بدست میگیرد. حالا اگر دولت بیاید از حق خود بگذرد وبگوید با اینکه من فلانی را برای مدیریت میتوانم انتخاب کنم ولی به شا اجازه میدهم کس دیگری را برگزینید اولا سهامداران راضی نمیشوند چون میگویند ما اور انمی شناسیم واگر ضرر وزیانی به شرکت زد نمیتوانیم از او پس بگیریم . ولذا میبنینم برای آینده نگری هم شده مردم وسهامداران جز ترجیح میدهند مدیر دولتی باشد تا اگر ضر وزیانی هم متوجه شرکت شد چون پشت او به کوه دماوند است بتوانند مانع از این ضرر شوند. اصل 44 چه میگوید؟ اصل 44 ناظر برهمین موضوع است یعنی میگوید دولت اختیارات خودرا به بخش خصوصی بدهد یعنی یک نوع اعطای آزادی . زیرا دریک نظام اجتماعی با چند صدایی نمیتوان حرکت کرد باید صداها همگون باشند یعنی حتی بخش خصوصی هم تابع مقررات عمومی باشد والا همه حرکتها همدیگررا خنثی میکنند. مثلا دولت تصمیم دارد مواد دخانی یا مواد مخدر را تولید نکند ولی بخش خصوصی بگوید چون سود زیادی دارد من این کاررا میکنم. این مثال واضح است ولی درهمه موارد اینطور است: دولت تمایل دارد بخش کشاورزی توسعه پیداکند و زیر ساختها تقویت شود ولی بخش خصوصی تصور میکند اگر زمینهای کشاورزی آنهم از نوع مرغوب و آبدارش  تغییر کاربری داده شود و به مسکونی تبدیل شود سوداو بسیار بالا خواهد بود.یا مثلا دولت تمایل دارد صنایع کوچک رشد کنند وهمه امکانات را میدهد که اینکار صورت گیرد ولی کارگاه کوچک بلافاصله که راه افتاد قیمت زمین آن ترقی میکند کدام  بخش خصوصی است که این پول بادآورده را رها کند؟ اگر او این زمین را بفروشد میتواند تمام وامها رایکجا پس بدهد وخودش را از شر بدهی وبیکاری نجات دهد . در کارخانجات بزرگ هم همینطور است: تغییر کاربری زمین یک کارخانه میتواند تمامی بدهیهای مالیاتی بیمه و سنوات کارگران را پوشش دهد. چرا باید مدیر کارخانه این فرصت راازدست بدهد؟ ولذا میبنیم سیاستهای اقتصادی باید همیشه براساس عقایدوخواسته های درست پیش برود چه بصورت خصوصی یا بصورت عمومی . یعنی دریک نگرش سیستمی تعامل بخش خصوصی ودولتی باید به افزایش ثروتهای مشروع بیانجامد. وهمه در آن شریک باشند چه بصورت دولت یا توابع دولتی وبخش خصوصی وتعاونی. ومیزان این تقسیم بندی را تعهد اشخاص وسازمانهای دولتی به اهداف اجتماعی تعیین میکند.

 

 


» نظر

سخنگوی وزارت امور خارجه : در صورت لزوم سفیر فرانسه را احضار خواه

سخنگوی وزارت امور خارجه : در صورت لزوم سفیر فرانسه را احضار خواهیم کرد

 

دکتر محمد علی حسینی که بتازگی از سفر به بحرین بازگشته  بود در جلسه هفتگی پرسش وپاسخ خبرنگاران شرکت کرد وبه سوالات آنان پاسخ گفت

یکی از خبرنگار درخصوص عمل متقابل ایران دررابطه با احضار سفیر ایران در پاریس سوال کرد وایشان گفت در حال بررسی هستیم چون تابحال در مورد عملکرد فرانسه خویشتنداری نمودیم ولی اگر لازم باشد نسبت به احضار سفیر فرانسه اقدام خواهد شد

خبر نگار ماهین نیوز نیز سوال کرد: باتوجه به قطعنامه صادره اتحادیه بین المجالس در حمایت از مواضع هسته ای ایران وبا عنایت به اینکه ایران در اتحادیه اروپا حضور دارد ایا احتمال حمایت این اتحادیه وجود دارد؟

ایشان گفتند که در مجامع بین المللی رای گیری میشود ودر صورت موافقت اعضا یک موضع گیری اعلام میشود وایران نیز در سیاست کلی پیگیری جلب حمایت انها میباشد

 

نمایشگاه ترجمه تصویری امثال قرانی

کاخ نیاوران تالار آبی 11تا 22بهمن

روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی

 

نمایشگاه عکسهای نیاوران در انقلاب  کاخ نیاوران کوشک احمد شاهی  14 تا 22بهمن ماه

روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی

 

اپک چرا دروین است؟

دفتر کشورهای صادر کننده نفت در یک کشور بدون نفت است آنوقت گردشگری میگوید چرا اروپا گردشگر دارد ایران ندارد! خوب وقتی همه چیز اسلامیها وعربها در اروپا باشد معلوم است که گردشگران آنها هم زیاد میشوند

 

 

نوکیا در تلویزیون !

درحالیکه دانشجویان اعلام کردند نوکیا بعلت صهیونیست بودن باید تحریم شود ولی تازه صداوسیما به یک گنج دست پیدا کرده وهی تبلیغ میکند

 

فجر بانان مهمتر از فجر آفرینان!

فجر آفرینان در طول تاریخ بسیار بودند اما از کار آنان قد ردانی ونگهبانی نشد! ولذا شکست خوردند

همه تاریخ ایران شاهد مبارزانی است که ناکام ماندند وفقط این فجر اخیر بخاطر فجر بانان پیروز وماندگار است خداوند به فجر بانان هم اجر فجر آفرینان بدهد


» نظر

سینمای قرن بیستم !

سینمای قرن بیستم !

هنوز جرثومه های اندیشه کثیف باز گشت به قرن بیستم در سینمای ایران کاملا نابود نشده است !

دیشب در کنار درب ورودی تالار کشور کسانیکه بدنبال فساد بودند کارتهای ورودی 5 تا 5تا میاوردند ودم در بین دوست دختران وزنان بد حجاب تقسیم میکردند وانانرا با قرار مدارهای عجیب وارد سالن میکردند درحالیکه اهالی سینما وهنرمندان در حسرت یک کارت مانده بودند دراین ازدحام بزرگ کاملا واضح بود که هیچ اندیشه اسلامی پشت قضیه نیست وسینمای قرن بیست ویکم که یک سینمای ارزشی است غریب مانده است!وام الفساد ها در صددند تا از روند ترقی فرهنگی وتعالی هنری جلوگیری کنند واز آن همان ابزار فساد وفحشا قرن قبل را بسازند..

رستاخیزی فکر نکنید!

حزب رستاخیز در سال های پنجاه در ایران تشکیل شد وسه پ را مطرح کرد که یا باید عضو شوید یا از ایران خارج شوید! وهنوز این تفکر رستاخیزی در بوش وحتی در بین احزاب ایرانی وجود دارد که کسی که با مانیست برعلیه ماست! ولذا مسئله لیست انتخاباتی را مطرح میکنند واز همه مردم میخواهند که فقط به لیست آنان رای بدهند! این ها نمیدانند اگر این حرفشان را خوب تحلیل کنید یعنی انتخابات کشک! ومردم باید به کسانی که نمیشناسند ودر اتاقهای دربسته وبا هزاران وعده وعید واخاذی تعیین شده اند رای بدهند. واز صندوق همان برون تراود که دراوست! لذا این فضای ضد لیست را نباید آلوده کرد وهرکس هم لیستی میدهد حداقل چند تا خالی بگذارد ! وبرای اندیشه مردم هم احترام قایل شود وتصور نکند قحط الرجال است ومردم احمق هستند وخوب وبد را تشخیص نمیدهند! این امر سالهاست که با حضور طاقت فرسای منفردین در انتخابات پیگیری میشده است یعنی بسیاری از کاندیداها با اینکه میدانستند چون اسمشان در لیست نیست  رای نمیاورند ولی همه نوع نیشحند را بجان خریدند وبه دستور رهبر شان از زمان حضرت امام ره تا مقام معظم رهبری گوش دادند وچون درخود توان قانونگذاری میدیدند کاندیدا شدند. گرچه آنها رای نیاوردند ولی را برای ضد لیستی شدن فضا باز شد واکنون نیز باید مواظب بود این فضا آلوده نشود ومردم خارج از بازی قرار نگیرند.

 

شورای نگهبان

بر اساس فاکس ارسالی ،سخنگوی شورای نگهبان شنبه هاساعت ده پذیرای خبرنگاران میباشد

 

بازار یابی گردشگری

ساعت 8 صبح شنبه بازرایابی گردشگری با حضور مشاور سازمان گردشگری آقای نوراهان ودیگر مسئولین برگزار میگردد محل آن در هتل لاله میباشد

برنامه تالار وحدت تغییر کرد

براساس اخبار رسیده کنگره بزرگداشت شهدای زن در تالار وحدت از ساعت 14 شنبه 13 بهمن آغاز میشود

کنگره زنان اندیشمند نیز از ساعت 8 صبح شنبه در تالار بزرگ وزارت کش.ر برگزار میشود

 

کنفرانس بین المللی مدیریت دانش د رتالار رازی برگزار میگردد 8 صبح روز شنبه

 

نمازجمعه امروز در مرقد امام خمینی ره برگزار میشود


» نظر

آکادمی المپیک

فردا سمینار بین المللی روانشناسی در ورزش در محل آکادمی المپیک  در محل مجموعه ورزشی انقلاب ابتدای نیایش  با سخنرانی سید امیر حسنی برگزار میشود


» نظر

ماهین نیوز از رییس مجلس سوال کرد:

ماهین نیوز از رییس مجلس سوال کرد:

باتوجه به عدم پایبندی رژیم صهیونیستی به قطعنامه های سازمان ملل ونیز ممانعت آمریکا از صدور قطعنامه های جدید آیا بهتر نیست که در دستور کار اتحادیه بین المجالس یا کنفرانس اسلامی تشکیل یک نیروی واکنش سریع یا مشابه آن قرار گیرد ودرواقع بدنبال یک امر عملی واجرایی برای حل بحران غزه باشند؟

رییس مجلس پاسخ داد ما بجای اندیشه در باره تشکیل نیروی واکنش سریع باید کاری کنیم که جهان اسلام واکنش اجتماعی نشان دهد این امر موفقیت آمیز تر ومردمی تر ودست یافتنی تر است از طریق بیداری وآگاهی مسلمانها باجهان اسلام واکنش سریع نشان دهد وهمین امر جهان اسلام را پیروز خواهد کرد

درجواب سوال خبر نگار دیگری گفت موضعگیریها بیشتر در اختیار قوه مجریه است زیرا امکانات وبودجه در اختیار دارند لذا میبینیم رییس جمهور کشورمان از روسای کشورهای اسلامی خواستند تا اجلاس رسمی تشکیل شود

در مورد گاز ترکمنستان نیز ایشان گفت دولت ترکمنستان میخواست با ایجاد بحران به قیمت بالاتری دست پیدا کند ودولت سعی کرد کمبود گازرا از منابع داخلی تامین کند ولذا این خود جواب خوبی به ترکمنستان بود درواقع ترکمنستان انتظار داشت با بحران زایی قیمت را افزایش دهد ولی دولت وارد مذاکره نشد ویک واکنش  منطقی در برابر اقدام  غیر منطقی داده وعلی الاصول ماهم از دولت بخاطر این عملکرد تشکر میکنیم


» نظر
   1   2      >
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96