سفارش تبلیغ
صبا

خطر نفوذ عربستان در بسیج

دلار های آل سعود مانند کیسه های زر معاویه، در خفا بر علیه خط امامت و ولایت به شدت در حال فعالیت است! و مهمترین آن هم کور کردن هرنوع افشاگری می باشد. یک تحلیلگر سیاسی که فکر می کرد در داخل: نیروهای بسیجی سخنرانی می کند، نقش عربستان را در ابجاد طالبان و القاعده و داعش کمرنگ خواند، و این گروهها را زائیده سرخوردگی اهل سنت اعلام کرد!  وی گفت در بیرون باید بگوییم که: آل سعود به داعش کمک می کند، ولی خودمان باید بدانیم که البغدادی هم، مثل امام خمینی، هم زندانی و تبعید شده و: هم دارای تز و دکترین است! بطوریکه توانسته بود در مدت کوتاهی، نیمی از عراق و سوریه را فتح کند و: تا نزدیک مرز ایران بیاید!

 واقعا جای تاسف دارد که اینگونه تحلیلگران، روی مغزهای بسیجیان کار می کنند. و باید دید که این تعداد چند نفر هستند، و از کجا هدایت می شوند. و با تمام توضیحاتی که داده می شود، هرگونه مداخله عربستان در جنگ های: وحشیانه مسلمان کشی را رد می کنند. همه میدانند که طالبان بمعنی طلبه و دانشجویان است، خواستگاه آنان هم مدارس دینی بود که: با پول سعودی تاسیس و حداقل، سه هزار واحد آن در پاکستان، منبع تولید نیرو برای این گروهک بوده است . این مدارس دینی در چچن و افغانستان و: جمهوری های تازه استقلال یافته هم بوده اند، که اغلب داعشی های امروز هم، از آن مدارس هستند. گروه القاعده که مستقیما به سرپرستی شاهزاده سعودی، بنام بن لادن اداره و تامین مالی می شد، و در حادثه یازده سپتامبر هم، 9نفر از 18نفر اصلی عربستانی بوده اند، و بقیه نیز تابع آنها بودند. ولی جلوی افشای آن گرفته شد.

  اینکه این تروریست ها، اغلب از پاکستان هستند، دلیل مشخصی دارد و آن اینکه آل سعود، به مردم خود اعتماد ندارد. زیرا اغلب آنها شیعه و در خفا، تابع اهل بیت هستند. و با جنایات آل سعود همخوانی ندارند. لذا آل سعود از نیروهای خارجی بهره می برد، حتی در کادر های دولتی و: خدماتی در داخل عربستان هم، بیشتر کار های آل سعود را پاکستانی ها انجام می دهند. بطوریکه زبان اردو دومین زبان کشورهای: حاشیه جنوبی خلیج فارس است. پاکستانی ها به دو دلیل عمده، خدمتگزاران بی چون و چرای آل سعود هستند: دلیل اول وجود فقر و جمعیت زیاد است، که با کوچکترین کمک مالی آل سعود، شیفته آنها می شوند و در شغل ها و: مناصب بالایی هم خدمت می کنند . دلیل دوم تازه استقلال بودن پاکستانی ها، از هند بود. یعنی ظاهرا به دلیل ترس از هندو ها، جایی امن تر از خانه خدا پیدا نکردند. و به خیال خود به دامن خادم الحرمین پناه برده اند. و اینهم به دلیل کم سوادی و: کم اطلاعی انان از اصول اسلامی است، که تفاوت های اسلام آمریکایی و: اسلام ناب محمدی را جدی نمی دانند.

ریشه اعمال داعش و طالبان و القاعده، همه بر سه استراتژی سرعت و وحشت و ثروت بنا شده، که آل سعود هم این سه خصلت را داشت، وقتی تازه به حکومت رسید، به سرعت مدینه را تخریب کرد و: به کربلا حمله برد و بارگاه امام حسین ع، و حضرت عباس را با خاک یکسان کرد، و به سوی نجف هم حمله کرد. اکنون هم می بینیم همه گروههای تروریستی، همین اهداف را دارند و: آرزوی آنها فقط تخریب حرم اهل بیت است. آنها از حکومت صفویه نیز بشدت ناراضی هستند. حتی حکومت فعلی ایران را با آن مقایسه می کنند! علت آن هم این است که در ابتدای حکومت صفویه، خاندان آل سعود که یهودی های ساکن تبریز بودند، از تبریز بیرون رانده شدند. گرچه آنها مسلمان شدند ولی فقط تعهد داشتند: ظواهر اسلام را حفظ کنند، تا عموم مردم از آنها بهانه ای نداشته باشند. لذا چه در حکومت طالبان در افغانستان و پاکستان، و چه حکومت القاعده در یمن و مصر ، یا داعش در عراق و سوریه، ایجاد وحشت از طریق کشتار سنتی! حفظ ظواهر در لباس و محاسن، دو اصل مهم است. در همه این حکومت ها، مردان نقش قاتل را دارند، و هرچه وحشیانه تر بکشند درجه بالاتری دارند، و زنان نقش لذت دادن به این قاتلان را بازی می کنند.  در همه این کار ها در حضور مردم، باید ظواهر را حفظ کنند.  این روحیه ممکن است در ایران هم موثر شود. یعنی افرادی باشند که فقط حفظ ظاهر می کنند، و در محل کار خود چه در بسیج یا نیروی انتظامی، سختگیری های بی مورد داشته باشند، و خودسر عمل کنند. که این امر باعث نارضایتی عمومی هم می شود. چنانچه می بینیم که رهبر طالبان که کشته شد، گذرنامه ایرانی داشت، و از سفر زیارتی هم برمی گشت!

Saudi influence in flood risk

التأثیر السعودی فی خطر الفیضانات

ولید آل سعود، مثل أکیاس الدولارات الذهب، سرا ضد الإمامة والقیادة بسرعة النشاط! والأهم من ذلک وهو أعمى إجراء أی کشف. الباسیج یتحدث، وقال دور المملکة العربیة السعودیة فی ملفات صغیرة تسمى طالبان وقلص القاعدة وISIS، والجماعات السنیة أن ذلک یعود إلى الإحباط: محلل سیاسی الذی یعتقد انه فی الداخل! قال لها خارج القول بأن آل سعود سوف تساعد على إیزیس، ولکن لا بد لی من القول بأن البغدادی، مثل الإمام الخمینی، نفی وسجن وکل من أطروحة وعقیدة! حتى استطاع فی وقت قصیر، غزا نصف سکان العراق وسوریا، و: تأتی بالقرب من الحدود الإیرانیة!

 ومن المؤسف حقا أن هؤلاء المحللون، تعمل العقول الباسیج. ونرى أن هؤلاء الناس، وحیث أنها تؤدی. ومع کل التفسیرات، أی التدخل السعودی فی الحرب: المسلمون العنیف رفض الانتحار. الجمیع یعرف أن طالبان یعنی طلاب وطالبات والمدارس الدینیة التی لها أصولها: المال العربیة وثلاثة آلاف وحدة على الأقل فی باکستان، کان مصدر قوة للمنظمة. کانت الجمهوریات المستقلة حدیثا أیضا، وغالبا ما ISIL من الیوم، والمدارس: المدارس الدینیة فی الشیشان وأفغانستان. وکان تنظیم القاعدة والتی أدت مباشرة إلى الأمیر، ودعا بن لادن الحکم والتمویل، وفی حالة من أحد عشر سبتمبر، کان تسعة من الأصلی 18 سعودیا، والبعض الآخر تابعا لهم. ولکنه کان أمام الکشف.

  على الرغم من أن هؤلاء الإرهابیین، ومعظمهم من باکستان، على وجه الیقین، وهذا هو أن السعودیین، لا یثقون شعبهم. لأن معظمهم من الشیعة وبشکل خاص، هی أهل البیت. وتتعارض مع جرائم آل سعود. آل سعود والاستفادة من القوى الخارجیة، والجمهور، وحتى فی المربع: الخدمات داخل المملکة العربیة السعودیة والسعودیین والباکستانیین والقیام بالمزید من العمل. وباعتبارها ثانی أکبر الدول الناطقة باللغة الأردیة: الطرف الجنوبی للخلیج الفارسی. الباکستانیون هم سببین رئیسیین، عبید آل سعود هی بلا منازع: السبب الأول هو الفقر والکثافة السکانیة العالیة، مع أصغر التبرع آل سعود، وفتنت بها والوظائف و: مناصب عالیة سواء خدمة. والسبب الثانی هو أن باکستان المستقلة حدیثا، من الهند. وهذا هو ما یبدو خوفا من الهندوس، ولم یجد مکانا أفضل من بیت الله. وعلى التنانیر نزوة الأضرحة خادم لجأ. وهذا، أیضا، بسبب الأمیة وانخفاض معلوماتهم عن الإسلام، أی إسلام والخلافات الأمریکیة: الإسلام على محمل الجد لا أعرف.

الإجراءات ISIL وجذور طالبان والقاعدة، ویستند کل الثروة على ثلاث استراتیجیات بسرعة والإرهاب، وکان آل سعود هذه الخصائص الثلاث، عندما وصلت الحکومة الجدیدة دمر بسرعة والمدینة المنورة إلى کربلاء والهجوم ضریح الإمام الامام الحسین والامام العباس بالارض، والهجوم النجف. ونحن الآن جمیع الجماعات الإرهابیة، لها نفس الأهداف: تدمیر ضریح سجین رغبوا فی ذلک. وهی سعیدة جدا الصفوی. حتى الحکومة الحالیة فی إیران مقارنة مع ذلک! والسبب هو أنه فی بدایة الحکم الصفوی، وبیت آل سعود أن الیهود کانوا یعیشون فی تبریز، طردوا من تبریز. على الرغم من أنهم کانوا مسلمین، ولکن کان الالتزام الوحید: للحفاظ على ظهور الإسلام، والجمهور لا عذر لهم. وماذا فی ذلک نظام طالبان فی أفغانستان وباکستان، وحکم تنظیم القاعدة فی الیمن، ومصر، أو الدولة الإسلامیة فی العراق وسوریا، ونشر الإرهاب من خلال ذبح التقلیدیة! الحفاظ على المظهر على الملابس واللحیة، والمبدأ هو المهم. فی کل هذه الدول، الرجال هم دور القاتل، وأکثر وحشیة قتل درجة أعلى، والنساء لعب دور دواعی سروری أن القتلة. فی کل هذا فی وجود الناس، ویجب الحفاظ على المظهر. قد تکون هذه الروح فعال فی إیران. الناس الذین تبقى مجرد الظهور، وفی مکان العمل أو فی التوظیف أو إنفاذ القانون، یکون التشدد لا لزوم لها، وعملا تعسفیا. وهو یسبب أیضا استیاء الرأی العام. إذا کنت ترى أن زعیم حرکة طالبان قتل، جواز سفر إیرانی، وکان عائدا من الحج معا!


» نظر

حاکمیت شرکتی یا حاکمیت کشوری!

رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس از: طرح بانکداری نوین در ایران خبر داد و گفت: قرار است دو قانون بانکداری اسلامی مصوب 1361 و: قانون شورای پول و اعتبار مصوب 1350با هم ادغام شوند، و قانون جدیدی با رویکرد های بانکداری جدید، در صحن علنی مجلس مطرح شود. ایشان با طرح دو دیدگاه در مورد بانک ها گفت: بانکداری انگلوساکسون می گوید: کار بانک ها فقط گرفتن پول از مردم، بعنوان پس انداز و دادن پول به مردم، بعنوان وام است و از تفاوت: بهره این دو درآمد بانک هم حاصل می شود. به نظر ایشان بانکداری نوع دوم بانکداری: یونیورسال است که در آن بانکها همه کار می کنند!

ولی اگر این قانون با این دید تصویب شود، فاجعه بار است زیرا اکنون که بانک ها وظیفه بورس را بر عهده ندارند، همه کارشان تبدیل به بورس شده است. فردا که کمی اجازه فانونی هم داشته باشند، چه کسی می تواند جلوی آنها را بگیرد؟ شاید بگویند که یک سالی است بحث: حاکمیت شرکتی مطرح شده که: بانک ها به آن عمل کنند! ولی ما 30سال است بانکداری اسلامی را تصویب  کرده ایم، آنها اجرا نمی کنند چه رسد به این مصوبه، که تا بخواهد آئین نامه های ان تهیه شود، امام زمان عج ظهور کرده است!

اصلا همینکه آنها توانسته در قانون جدید، خود را یونیورسال جا بزنند یعنی: قصد بلعیدن دنیا را دارند، آنوقت چه کسی می تواند جلوی بلعیدن ایران را بگیرد؟ اینهمه شرکت و صنعت و کارخانه در ایران ورشکست می شود، یکی را مثال بیاورید که بخاطر بدهی بانکی نباشد!

اینهمه آدم در زندان برای چک و برای از: دست دادن داراییهایش بخاطر مصادره اموال چه معنی می دهد؟ تاریخ رکود غرب را بخوانید، فقط عملکرد بانک ها بود که غرب را به ورشکستگی کشید.

زیرا بانکها در یک توهم ذاتی، فکر می کنند پول امانتی مردم وقتی وارد بانک شد، دیگر در مالکیت خودشان است! و با آن هرکاری دلشان خواست می کنند. بالاترین رباخواری بانکها در ایران، به نام بانکداری اسلامی می شود. بیشترین وامهای کم بهره را، به کارکنان خود می دهد و: بالاترین پاداش ها را به مدیرانش هدیه می کند.

 در هر شغلی وارد شوید و بخواهید ببینید: سرنوشت مردم به کجا رسیده می بینید: همه آنهاییکه شغل خود را از دست داده اند، بخاطر بدهی بانکی بوده آنهم نه اصل وام، بلکه سود و نرخ بهره و جرایم دیرکرد و کار مزد و غیره! از آن بدتر بخاطر احضاریه ها و بازداشت ها و زندانها.  یعنی اگر بانکها به برگرداندن اصل پول راضی بودند، مشکلی نبود آنها با روزشمار کردن بدهی افراد، استرس بر آنها وارد می کنند و: ذهن آنها را از خلاقیت می اندازند و: تا بیچاره شان نکنند دست بردار نیستند. همین مصوبه کمیسیون نشان می دهد که: مجلس را در اختیار دارند! رشد روز افزون شعبات آنها هم نشان می دهد: هیچ خط و مرزی را نمی شناسند و: پاداش های کلان مدیران نشان می دهد که: هرچه بیشتر مردم فقیر شوند سود آنها بیشتر می شود.

در واقع بانکداری را طوری تعریف کرده اند که: منافع آن بر ضد منافع مردم است و: این دو قابل جمع نیست. حقوق و پاداش مدیران فقط : براساس دریافت بهره های کلان است. مدیران هم مجبورند به هر بهانه شده، مشتریان را زیر تیغ برده و آنها را ورشکست نمایند، تا بتوانند جریمه دیرکرد دائمی برای بانک درست کنند. یا اموالشان را مصادره نمایند.

آنها می گویند که نظر مراجع را هم پرسیده اند! کدام مرجع تایید کرده است؟ این حرف آنها یعنی حرف در دهان مراجع هم می گذارند! و آنها را هم شریک جرم خود در: رباخواری و جنگ با خدا می کنند. مراجع یا برخی روحانیون هم اگر با اینها هماهنگ شوند، یعنی خریداری شده اند! و چوب حراج به تمام ایات صریح الهی، در مورد ربا زده اند.  دست آخر اینکه اگر: بهترین قانون بانکداری هم تصویب شود، موقع اجرا بانکداران آن را طبق دلخواه خود تفسیر خواهند کرد. و در اجرا به ریش همه خواهند خندید. همینطور که الان در کلاس های آموزشی می گویند: بانکداری بدون ربا همان بانکداری ربوی است! فقط کلمه اسلامی به آن اضافه شد. البته واقعیت هم هست! عقود مشارکت مدنی و بیع متقابل و جعاله و غیره، همه فقط ظاهر موضوع هستند، آنها فقط به فکر محاسبه ربا و: نرخ بهره می باشند و بس .

 

 حاکمیت شرکتی یا حاکمیت کشوری!

حوکمة الشرکات أو سیادة بلد!

رئیس اللجنة الاقتصادیة فی مجلس النواب من خطة إنقاذ البنوک الحدیثة فی إیران، وقال: إنه القانون من قانون المصارف الإسلامیة 1361 وقانون مجلس النقد وقانون الائتمان 1350 مع دمج، والقانون الجدید مع اقتراب مصرفیة جدیدة، فی المجلس تثار. وقال الجانبان وجهات النظر حول البنوک: وقال الأنجلوسکسونیة المصرفیة والبنک فقط الحصول على المال من الناس، مثل الادخار وتعطی المال للشعب، والفرق بین القرض: مصلحة یأتی إیرادات البنک . وفقا لها، ومصرفیة الأخیر: الأعمال المصرفیة الشاملة التی یعملون فیها!

ولکن إذا تم تمریر هذا القانون مع هذا الرأی، هو کارثة لأنه الآن فی البنوک لا تهمة واجب على البورصة، تم تحویل الأوراق المالیة فی کل أعمالهم. غدا لدیهم القلیل من التصاریح الحکومیة المناسبة، الذی یمکن وقفها؟ سالی یمکن القول ان هو مناقشة حوکمة الشرکات اقترحت أن البنوک جعله حقیقة واقعة! ولکننا قد وافق المصرفیة 30 عاما الإسلامی، أنها لا تعمل وحدها فی هذا القانون، ویکون مستعدا لطرح أنظمتها، برز الإمام المهدی!

بأسرع ما یمکنهم القیام به بموجب القانون الجدید، تشکل وسیلة عالمیة بأنهم عازمون على تلتهم العالم، ثم الذین یمکن أن تتوقف إیران ابتلاع لهم؟ ولکن الشرکة والصناعة سیکون مصنع مفلسة فی إیران، وجلب سبیل المثال واحد هو أن لا یعود إلى الدیون المصرفیة!

ولکن الناس فی السجن لجمهوریة التشیک وعن فقدان الأصول لمصادرة الممتلکات ماذا یعنی ذلک؟ قراءة فی الانکماش الغربیة، کان أداء مجرد أن الغرب أفلس.

لأن البنوک فی الأساس مجرد وهم، أعتقد أنه عندما یثق الناس المال فی البنک، والآخر فی ممتلکاتهم الخاصة! ومعها کل ما ترید. کبار المصرفی الإیرانی الربا، ویسمى المصرفی الإسلامی. معظم القروض منخفضة الفائدة لموظفیها، ویقدم أعلى مکافآت لهدیة الإدارة.

 تسجیل فی کل وظیفة ونرید أن نرى: مصیر الناس، أین أنت: کل الذین فقدوا وظائفهم بسبب دیون البنوک ولیس على القرض، ولکن الفائدة وفی وقت متأخر الرسوم وأسعار الفائدة والأجور وهلم جرا! والأسوأ من ذلک، لأن الاستدعاء والاعتقال. هذا یعنی أنه إذا کانت البنوک سعیدة لاعادة المال، لم یکن هناک مشکلة مع التسلسل التاریخی للدین، والإجهاد لهم: وضع عقولهم والإبداع فوق هم الفقراء لا تتوقف. ویبین قرار اللجنة أن الجمعیة تعقد! وتبین أیضا فروع المتزاید: لا یوجد خط الحدود ولا أعرف: مدیرو مکافآت ضخمة تبین أن الفقراء هم أکثر أنها سوف تستفید.

فی الواقع، لذلک یعرف یراهنون أن مصالحها ضد مصالح الشعب وهما لا قابل للسحب. فقط مدراء الرواتب والمکافآت: إن الاهتمام ضخمة. وکانت کل من المدیرین تحت أی ذریعة، والعملاء تحت السکین، وأنها سوف تفلس، لتأخیر الغرامات إصلاح دائم للبنوک. أو مصادرة ممتلکاتهم.

یقولون انه تم الطلب من السلطات التعلیق! السلطة التی تمت الموافقة علیها؟ ویقولون ان السلطات تضع الکلمات فی فمک! وشرکائهم فی الجریمة: الربا وهم فی حالة حرب مع الله. المراجع رجال الدین أو بعض الوقت إذا نسقت معها، التی تم شراؤها! وبیعت لمسح کافة آیات الله، ومغناطیس لها. وأخیرا، إذا تم تمریر القانون المصرفیین، وقوة المصرفیین تفسیر وفقا لتفضیلاتک. فی لحیة المدى جمیعا یضحکون. وأنا أقول فئات هی: الخدمات المصرفیة بدون فوائد هو الربا المصرفی! وهذه هی الکلمة الوحیدة الإسلام. وإنما هو أیضا حقیقة! ومکافأة المشارکة واعادة شراء العقود المدنیة وغیرها، کلها مجرد مسألة مظهر، ویعتقدون فقط احتساب الفائدة: معدلات الفائدة وأی شیء آخر.


» نظر

چاههای عمیق برای سرفت زیر زمینی.

حفر چاههای عمیق سر آغاز سرقت زیر زمینی،  مخصوصا سرقت از منابع ایران است. زیرا فلات ایران بر بلندای جهان ایستاده، و دارای غنی ترین منابع زیر زمینی و: رو زمینی است اما به دلیل مشکلات سیاسی و: دسته بندی های غیر اقتصادی، و تنش های بین المللی، ایران هیچگاه موفق به استفاده بهینه از منابع خدادادی نشده است. لذا همسایگان را به طمع استفاده از این منابع انداخته، بطوری که برخی ها به غارت کردن مشغول شده اند. حفر چاه عمیق 12کیلومتری در وسط آبهای خلیج همیشه فارس، که قطر، آن را برای خود میداند! و در میدان نفتی الشاهین انجام شده، چه هدفی غیر از سرقت نفت و گاز از میادین مشترک دارد؟ در حالیکه عمیق ترین چاه نفتی پارس جنوبی، به 5 کیلومتر هم نمی رسد! و لذا همانطور که برای برداشت دو میلیارد دلار، شکایت نمودیم باید بابت همه مطالبات شکایت بکنیم. یکی از مطالبات همین سرقت های زیر زمینی و: رو زمینی و حتی هوایی همسایه ها هست. در بحث هوایی همه کریدور های هوایی، از آسمان ایران عبور می کنند. ولی طبق قانون یاتا و هوانوردی بین المللی، سهم درآمدی ایران را پرداخت نمی کنند، و یا بجای استفاده از کریدور ایرانی، که کوتاه ترین مسیر ها هست، به کریدور های طولانی تر هدایت می شوند. طبق محاسبات دقیق مهندسین هوانوردی درامد این کریدور ها، اگر به یورو و طبق تعرفه های هوانوردی محاسبه و اخذ شود، بالاترین درآمد را در جهان برای ایران ایجاد خواهد کرد. متاسفانه این مزیت نسبی بزرگ اقتصاد ایران، به واسطه انقلاب و یا جنگ از ایران گرفته شد. و هنوز هم با اینکه ادعا می شود ایران جزیره امن هست، بسیاری از تحریم ها این اجازه را نمی دهند، و ایران از درآمد های هنگفت بالاتر از: درآمد نفت خود محروم شده است. اینجانب در دفتر سازمان ملل در تهران، در کنفرانسی که به همین منظور بود، به نمایندگی یاتا در ایران تذکرات لازم را دادم، و امیدوارم سازمان هواپیمایی کشوری آن را پیگیری کند. گرچه متاسفانه نماینده هواپیمایی کشوری، اصلا از این موضوع خبر نداشت، و یا آن را قبول نمی کرد!

در سرقت های روزمینی میتوان به: حذف حقابه های ایران و سد بستن به رودخانه های مشترک، برای سرقت آب های آن اشاره کرد. و این سرقت آب ها چندان زیاد شده، که ایران چهار فصل را به: ایرانی بیابانی و خشک تبدیل نموده است. متاسفانه غیر از آب همه دارایی های ایران سرقت می شود، و از طریق ترانزیت و گمرک و غیره از بین می رود: تمام کالاهای سوبسید دار ایرانی، به دلیل ارزانی بسیار زیاد نسبت به قیمت های جهانی، به آنسوی مرزها قاچاق می شود. ولی آمار آن به نام ایرانی ثبت می شود! در آمارها می گویند مصرف: بنزین و برق وگوشت و موز و برنج ایرانی ها سه برابر متوسط جهانی است! اما نمیدانند که این مرغ و گوشت و بنزین، بنام ایرانی خریداری ولی از مرزها خارج می شود. به همین دلیل 9میلیون ایرانی بدون غذا، شب را بر بالین می گذارند و 18میلیون هم بد غذا و کم غذا هستند.

حتی پول نقد ایرانی، چه دلار و چه یورو مانند باد و برق سرقت می شود. پول نفت را نمی دهند، و اگر هم بدهند به روپیه و روبل وامثال آن می دهند، و اگر هم بخواهند بجای آن، کالاهای چینی بی کیفیت می دهند. که البته ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا، انشاء الله پیگیر آن هستند!

اما مهمترین بخش این سرقت ها، که به کمک تکنولوژی و به دور چشم ایرانی ها انجام می شود، بخش سرقت های زیر زمینی است. متاسفانه نا آگاهی برخی مسئولین، و یا کسب منافع نامشروع آنها، این موضع را کاملا جدی در دستور کار قرار نمی دهد. مثلا همانطور که همه میدانند یکی از دلایل خشک شدن دریاچه ارومیه، حفر چاههای عمیق و غیر مجاز در آن حوزه می باشد . زیرا دریاچه ارومیه در ارتفاع هزار متری سطح: دریاهای بین المللی قرار دارد. این یعنی هرنوع حفاری در زمین های اطراف، باعث سرازیر شدن آب ها و سرقت آن به درون چاهها می شود. هرچه چاه عمیق تر باشد، این سرقت بیشتر می شود، بدون اینکه کسی آن راببیند و یا اعتراضی بکند.

 

حالا اگر به جای چاههای ده متر یا صدمتری، چاهی به عمق 12کیلومتر حفر شود! این امر باعث راهیابی آن به تمام منابع زیر زمینی می گردد. بدون آنکه حساسیتی را برانگیخته باشد. حتی متصدیان حفر چاه برای ازبین بردن کوچکترین حساسیت هم، دست به کار شده و رسیدن به گوشته زمین را، هدف ان اعلام کرده اند! اگر پوسته زمین در برخی جاها 50کیلومتر باشد، آنها ادعا می کنند به یک چهارم دست پیدا کرده اند. اما به سرعت و به بهانه دمای بالای صد درجه، چاه ها تغییر مسیر  و حتی تغییر کاربری می دهد! و زمینه سرقت منابع نفت و گاز و حتی آب می شوند.

چاههای عمیق برای سرفت  زیر زمینی.

الآبار العمیقة للسعال تحت الأرض.

التی حفر الآبار العمیقة للسرقة تحت الأرض، وخاصة سرقة موارد إیران. لأن الهضبة الإیرانیة تقف على قمة العالم، ولدیها الموارد الجوفیة الأکثر الغنیة: الأرض ولکن بسبب المشاکل السیاسیة: فئات غیر الاقتصادیة، والتوترات الدولیة، ایران لم تکن أبدا قادرة على تحقیق الاستخدام الأمثل للالثروات الطبیعیة. . حتى الجیران الجشع لاستخدام هذه الموارد من أن بعض منشغلون فی النهب. میاه الخلیج الفارسی 12 کیلومترا حفر الآبار العمیقة فی وسط وقطر ویعرف ذلک لأنفسهم! وحقل نفط الشاهین القیام به، ما الغرض البعض من سرقة حقول النفط والغاز فی عام؟ فی حین أعمق آبار النفط جنوب بارس، لیست المرة على بعد 5 کم! وذلک لجنی ملیاری دولار، وشکوى ویطالب لدینا لجمیع شکوانا. واحد من مطالب السرقات تحت الأرض: السطحیة والجیران الهواء جیدا. کل ممر جوی فی الهواء، وتمریرة من السماء. ولکن وفقا للایاتا وقانون الطیران الدولی، لا تدفع حصتها من الدخل إیران، أو بدلا من الممر الفارسی، الذی هو أقصر الطرق، اللوبی یعد من الممکن مدفوعة. وفقا لحسابات دقیقة لوبی المهندسین الطیران الإیرادات، إذا کان الیورو والتعریفة الطیران حساب وجمع، وأعلى دخل فی العالم خلق لإیران. للأسف، کانت المیزة النسبیة للاقتصاد إیران إیران عن طریق الثورة أو الحرب. وأنها لا تزال تدعی أن إیران هی جزیرة آمنة، وکثیر لا تسمح بفرض عقوبات، وإیران لدیها دخل هائل أعلاه: تم رفض الدخل النفطی. أنا فی مکتب الأمم المتحدة فی طهران، فی مؤتمر لهذا الغرض، وهو ما یمثل فی إیران IATA أعطى الأوامر اللازمة، وآمل أن تواصل الهیئة العامة للطیران المدنی. وعلى الرغم من سوء الحظ، ممثل الطائرات المدنیة، لم یکن یعرف شیئا عن هذا، أو لم یقبل ذلک!

وتشمل عملیات السطو الأرض: إزالة حقوق المیاه والسدود نهر قریب من المفصل، وأشار لسرقة میاهه. وکانت سرقة الکثیر من المیاه، وهذا هو أربعة فصول: الجافة، وجعلت الصحراء الایرانیة. للأسف، وغیرها من المیاه هو سرقة کل الأصول الإیرانیة، ومن خلال العبور والجمارک وما إلى ذلک یختفی: جمیع السلع المدعومة إیران بسبب جدا رخیصة من ذلک بکثیر من الأسعار العالمیة، لیتم تهریبها عبر الحدود. ولکنه دعا تسجل احصائیات إیران! وتقول الإحصاءات استهلاک البنزین والکهرباء واللحوم والموز والأرز ثلاثة أضعاف المتوسط ??العالمی! ولکن لا نعرف الدجاج واللحوم، والبنزین، واشترى اسم إیران ولکن من الحدود الخارجیة. هذا هو السبب 9 ملایین الإیرانیین من دون طعام، والنوم لیلا والقلیل من الطعام الذی یأکلونه و18 ملیون سیئة.

حتى النقد الإیرانی، إما بالدولار الأمریکی أو الیورو مثل سرقة الریاح والکهرباء. لا أموال النفط، وإذا کانت تفعل ذلک فی روبیة وروبل الأسلحة، وإذا کانوا یریدون، بدلا من ذلک، ونوعیة السلع الصینیة. بطبیعة الحال، فإن المقر لمکافحة الاتجار فی العملات والسلع، وآمل أن یلجأ إلیه!

ولکن الجزء الأهم من هذه السرقة، والتی تتم من خلال التکنولوجیا والإیرانیین حول العینین، وسرقة من تحت الأرض. للأسف، جهل بعض المسؤولین، أو مصالحهم غیر المشروعة، وهذا الموقف لا على محمل الجد تماما على جدول الأعمال. على سبیل المثال، کما یعلم الجمیع واحدا من أسباب تجفیف بحیرة أورمیا، وغیر مصرح بها حفر الآبار العمیقة فی الحوض. لأن بحیرة على ارتفاع آلاف الأقدام فوق: البحار الدولیة. وهذا یعنی أن أی حفر فی الأرض المحیطة بها، مما تسبب سیلان اللعاب وسرقتها فی الآبار. وأکثر عمقا وکذلک، یمکن للسرقة تجری، دون أن تفعل ذلک راهم أو اعتراض.

 

الآن، إذا بدلا من الحفر عشرة أمتار أو مئات من الأقدام، وسیتم حفر البئر على عمق 12 کم! هذا یسمح بالوصول إلى کافة الموارد تحت الأرض. یتم رفع أی حساسیة. المشغلین حتى آبار للقضاء على أدنى حساسیة، والعمل والوصول إلى عباءة الأرض، وقد أعلن الغرض منه! إذا القشرة الأرضیة فی بعض الأماکن هی 50 کم، یزعمون أن وجدت رابعة. ولکن درجة الحرارة عذر بسرعة وأکثر من مائة درجة، والآبار، وحتى تغییر إعادة توجیه یعطی المستخدمین! وسرقة موارد النفط والغاز وحتى الماء.


» نظر

راه حل فوری ریز گردها

پر کردن تالاب ها و تزریق آب به: بیایان های ریز گرد خیز، تنها راه است. زیرا ریزگردها از مناطق بیابانی که قبلا مرطوب بوده، و دارای آب بوده اند بلند می شود. برخی از آنها در عراق و سوریه ،برخی در عربستان و بسیاری از آنها هم در خود ایران است. باید یک پروژه فراملی حداقل بین این چهار کشور امضا شود، تا از این ریز گردها جلوگیری شود. اولین قدم هم حفر چاه عمیق در: محل تولید ریزگردها به میزان: ده متر زیر سطح زیر آب دریاها است.

امکاناتی که در حفر چاههای نفتی به کار می رود، باید به حفر چاههای آب هم کمک کند، و آب های زیر زمینی غیر قابل دسترس، به استحصال برسند و زمین های بدون آب را سیراب کند. مثلا در جازموریان ارتفاع دریاچه و تالاب از سطح دریاها 350متر است، و لذا حفر چاه 400متری میتواند: باعث جذب آب دریا ها به این مناطق شده، و با پمپاژ آن به تالاب آن را پر آب کرد.

در صورتی که سفره های زیر زمینی تراوا باشد، آب دریا ها پس از عبور از آنها املاح خود را ازدست میدهد، و شوری آن از بین می رود. لذا با آب شیرین و یا نیمه شیرین، میتوان تالاب ها و رودخانه ها و سرچشمه های اطراف آن را بارور کرد.

اما اگر تراوا نباشد، یعنی لایه سنگی و یکدست در بین مسیر وجود داشته باشد، باید با شناسایی، آن ها را از بین برد، یا به میزان مورد نیاز مسیر آب آنها را سوراخ کرد. که برای این کار میتوان به دو روش زیر عمل کرد: اگر میزان انسداد کم باشد، در همان جا، چاه میله ای حفاری شود تا به آن مانع رسیده، سپس آن را از بین ببرد. اگر انسداد زیاد باشد با روش قناتی، که مخصوص تمدن ایرانی است، تکه تکه آنها را حفاری و به هم متصل نمود.

ممکن است برخی ها تصور کنند: حفر چاه به عمق هزار متر، مشکل است ولی باید بدانند که: روسیه در حال حفاری چاه به عمق 12کیلومتر می باشد. لذا حفر چاه 400متری برای تالاب جازموریان، یا هزار متری برای دریاچه ارومیه، یا صحرا ها و باتلاق ها و تالاب های این چهار کشور، امری ساده و ممکن می باشد، و هزینه های آن بسیار کمتر از مالچ پاشی، و یا روش های دیگر: مبارزه با ریزگرد ها هست.

دلایل پیشرفت حفر چاههای عمیق در کشورهای همسایه ایران، بیشتر برای نفت وگاز است، که بتوانند نفت فلات ایران را به سوی خود جذب کنند. و آن را تبدیل به میادین مشترک نموده، سپس با بهره بردای از آن به سرقت نفت قلات قاره بپردازند. به همین دلیل میتوان از این توانایی چاههای عمیق، برای تزریق آب دریاهای بین المللی، به داخل کشور نیز استفاده کرد. ضمنا با هوشیاری، مانع سرقت منابع زیر زمینی ایران هم شد. زیرا وقتی که روسیه بتواند: در عمق 12کیلومتری حوزه های نفتی ایجاد کند، قدرت جاذبه به آن کمک خواهد کرد تا: تمام سفره های بالادستی به سوی آن سرازیر شوند، و هرچه عمق این چاهها بیشتر باشد، سرعت این انتقال بیشتر و مطمئن تر است. چنانچه ما نیز می توانیم برای احیاء حقابه خود از افغانستان، از این روش استفاده کنیم و: با حفر چاههای عمیق در مرزهای مشترک، از پرشدن آب در پشت سدها جلوگیری کنیم. بهر حال چنین حفاری ها، باید در تمام نقاط مناظق خشک و بیابانی صورت گیرد، تا با انتقال آب به این مناطق، علاوه بر پر شدن سفره های زیر زمینی، به جوشش دوباره منابع سطحی هم کمک شود.

 

پیشنهاد مشخص ما تزریق سراسری: آب دریاهای بین المللی و اقیانوسها به: تمام مناطق بیابانی است که: با ایجاد شبکه های بین المللی آبرسانی، به مدد حفاری های عمیق صورت می گیرد.  یعنی ابتدا در کنار هر حوزه خشک و ریزگرد خیز، یک یا چند حلقه بزرگ چاه حفاری شود، این حفاری باید تا ارتفاع ده متر: بالاتر از منطقه همجوار و: عمق بیش از ده متر از سطح بین المللی دریا ها باشد. اگر چنانچه این چاهها خود جوش و دارای منابع آبی کافی بود، که فقط پمپاژ می شود. ولی اگر دارای منابع آبی نبود، در همان عمق ده متری به همدیگر متصل شده و به زیر: دریای عمان و مدیترانه و باب المندب  هدایت می شوند.اگر مهندسی این شبکه مناسب باشد، میتوان از ان به عنوان شبکه آبی حمل و نقل نیز استفاده کرد

D?rhal h?ll toz

فوری الغبار الحل

ملء الأراضی الرطبة وحقن المیاه: الصحراء غرامة المعرضة للغبار، هو السبیل الوحید. لأن الغبار من المناطق الصحراویة التی رطبة بالفعل، وکان الماء یحصل على ما یصل. بعض منهم فی العراق وسوریا، وبعض فی المملکة العربیة السعودیة ومعظمها فی إیران. یجب أن تکون على الأقل بین الدول الاربع وقعت مشروع عبر الحدود الوطنیة، لذلک یجب تجنب هذا الغبار الدقیق. الآبار العمیقة الخطوة الأولى فی معدل الإنتاج الغبار من عشرة أمتار تحت مستوى میاه البحر.

المرافق المستخدمة فی حفر آبار النفط، حفر الآبار یجب أن تساعد أیضا، والمیاه الجوفیة لا یمکن الوصول إلیها، إلى استغلال أراضیهم من دون ماء للشرب. على سبیل المثال، فی البحیرات والأراضی الرطبة Jazmurian ارتفاع 350 متر فوق مستوى سطح البحر، وبالتالی یمکن أن حفر الآبار 400 متر: امتصاص میاه البحر إلى هذه المناطق، وضخها فی برکة لملئه بالماء.

إذا کان هذا هو طبقات المیاه الجوفیة قابلة للاختراق الجوفیة ومیاه البحر بعد مرورها على انقاص وأملاحها، والملح أن یختفی. حتى الماء الحلو أو شبه الحلو، وکانت المستنقعات والأنهار والینابیع حولها الخصبة.

ولکن إذا لم منفذة، وهذا یعنی الحجر وطبقة متجانسة موجود على المسار، یجب تحدید تدمیرها، أو کمیة المیاه التی یحتاج حفرة فی الطریق الصحیح. أنها یمکن أن تعمل بطریقتین: إذا کان انسداد منخفضة، فی نفس المکان، حفر الآبار قضیب حتى وصلت إلى العقبة، ثم تدمیره. إذا کان انسداد عالیة من قبل القناة، والتی لالحضارة الإیرانیة والحفر وربطتها قطعة.

قد یظن بعض الناس: حفر الآبار إلى أعماق آلاف الأمتار، فإنه من الصعب، ولکن علینا أن نعرف: روسیا حفر آبار على عمق 12 کیلومترا. الآبار حفر 400 متر إلى Jazmurian البحیرة، أو ألف یاردة إلى بحیرة، أو الصحراء والمستنقعات والأراضی الرطبة فی البلدان الأربعة، فهی بسیطة وغیر ممکن، وأنها أقل تکلفة بکثیر من التغطیة، أو وسائل أخرى محاربته هو الغبار حر.

أسباب حفر الآبار العمیقة التقدم فی البلدان المجاورة لإیران، ومعظمها على النفط والغاز، والتی یمکن أن تجتذب النفط إلى الهضبة الإیرانیة. وأصبح من الحقول المشترکة، ثم دفع إلى استغلالها لسرقة النفط قلعة القارة. لهذا السبب، فإن القدرة على الآبار العمیقة للمیاه الدولیة حقن المیاه، إلى البلاد أیضا. وفی الوقت نفسه، فی حالة تأهب، ومنع وکانت سرقة الثروات الباطنیة إیران. لأنه عندما روسیا یمکن: على عمق 12 کیلومترا إنشاء حقول النفط، وقوة الجذب التی من شأنها مساعدة: کل وسیلة المنبع إلى صب علیه، وعمق الآبار یزید من سرعة نقل أکثر وأکثر أمانا. اذا کنا نستطیع استعادة حقوقهم المائیة فی أفغانستان، ونحن نستخدم هذا الأسلوب: عن طریق حفر الآبار العمیقة على الحدود، ومنع تعبئة المیاه فی السدود. ومع ذلک، ینبغی لمثل هذا الحفر تجری فی جمیع أنحاء المناطق الصحراویة الجافة، لنقل المیاه إلى هذه المناطق، بالإضافة إلى تعبئة المیاه الجوفیة ومصادر سطح یساعد أیضا على شرب حتى الثمالة مرة أخرى.

لدینا اقتراح محدد حقن العالمی: البحار المیاه الدولیة والمحیطات: هذا هو کل المناطق البریة: إنشاء شبکة دولیة من إمدادات المیاه، وذلک بفضل الحفر العمیق تأخذ مکان. أول بجانب کل حقل من الآبار حلقة الحفر الجافة والمعرضة للغبار واحد أو أکثر الکبیرة، وینبغی أن یکون حفر یصل إلى عشرة أمتار: کلما ارتفع المنطقة المتاخمة وعمق أکثر من عشرة أمتار من البحار الدولیة. إذا کانت هذه الآبار عفویة ولدیها موارد مائیة کافیة، والتی فقط یحصل على ضخ. ولکن إذا کان الماء لیس له، فی نفس عمق عشرة أمتار متصلة مع بعضها البعض وإلى ما یلی: البحر الأبیض المتوسط ??وبحر عمان وباب المندب مدفوعة هندسة الشبکة. إذا کان ذلک مناسبا، یمکن استخدامه کما فعل وسائل النقل شبکة المیاه


» نظر

فرایند کمک: چگونه فرایند کمک به تکامل انسان می انجامد؟

فرایند کمک: چگونه فرایند کمک به تکامل انسان می انجامد؟

وقتی مادر بزرگی به نوه خود می گوید: بیا این سوزن را برایم نخ کن، من چشمهایم نمی بیند و: کودک به سوی او می دود و با مهربانی تمام، فوری سوزن را نخ می کند، بلافاصله یک بوسه تحویل می گیرد، درواقع یک فرایند کمک در: امور خدمات رسانی انجام شده است. این فرایند دارای عملکردی که تحلیل سیستماتیک آن، به رشد هر دو طرف می انجامد. کودک وقتی این درخواست را می شنود، متوجه می شود در نهاد او چیزی وجود دارد که: دیگران ندارند و به آن محتاج هستند، و این کشف بزرگی برای او می باشد، که احساس برتری یا مفید بودن را در پی دارد. واین احساس در درون او به سوال من کی هستم و یا من چی هستم جواب می دهد. و این من همان عقل است که در همه جا باید حضور داشته باشد و الا هر کمک یا هر نوع در خواست کمک نمی تواند منطقی و درست باشد مثلا در خواست کمک برای خودکشی سریعتر و بهتر! یا برای اعتیاد بیشتر و دزدی وغارت و غیره از نظر عقلایی درست نیست . حتی کمک رسانی هم باید عقلایی باشد و الا دوستی خاله خرسه می شود که خرسی برای کمک به دوست خود و رهایی او از دست مگس ها سنگ بزرگی به سر او کوبید مگس فرار کرد اما مغز دوست او متلاشی شد و مرد. لذا پیش نیاز کمک یک سیستم ارزشی و عقیدتی است و بعد از ان فرایند کمک آغاز می شود که این فرایند مراحل درونی و بیرونی دارد. در فرایند درونی  اولین قدم اعلام یا در خواست کمک می باشد. البته در روایات اسلامی آمده که بهترین کمک آن است که قبل از درخواست باشد. این به معنی آن نیست که طرف در خواست کمک نکرده بلکه به معنی پذیرش سریع آن است. زیرا طبیعی است که انسان غلم غیب ندارد و نمی داند که طرف مقابل چه کمکی می خواهد شاید حتی اگر کمک کنیم ناراحت هم بشود. لذا در ایات قران هم آمده که شما در خواست کنید تا خدا اجابت کند. فردا نگویید ما این را نمی خواستیم! به همین منظور ضرب المثل است : گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست یعنی اگر کسی کمک نخواست معلوم است به او کمک نمی شود. دومین مرحله کانال انتقال پیام است که باید بین گیرنده و دهنده مشخص شود. این کانال میتواند پیام شفاهی باشد یا کتبی و غیره حتی میتواند به زبان مادری باشد یا زبان طرف مقابل.اما در هرصورت باید بهینه شود یعنی بالاترین اثر را داشته باشد مثلا نمی توان از سازمان ملل کمک خواست بدون اینکه به کنوانسیون های آن مخصوصا به زبان انگلیسی و به صورت کتبی اشاره نکرد   سوم اجابت کمک است. در مرحله اجابت که فقط  هماهنگ بودن داده و ستاده کافی نیست یعنی همینکه یکی بی پول بود و دیگری پولدار نمی تواند انجام کمک را تضمین کند. اراده انسان در اینجا وظیفه اصلی را بر عهده دارد. لذا اگر عقل را قوه مقننه انسان بدانیم اراده قوه مجریه اوست.

 

چهارم پاداش کمک یا ارزیابی آن است . و در اینجا وجدان انسان ها نقش موثری دارد و بعنوان قوه قضائیه عمل می کند. که در فرایند بیرونی توضیحات بیشتری داده می شود  فرایند بیرونی آن مرحله اول رایگان و دوم کالی به کالی سوم نقدی و چهارم فراتر از نقدی و کالا که مرحله استکبار است. در واقع کودک یا فرد عادی که برای اولین بار کمک می خواهد یا کمک می دهد نظر انتفاعی برای ان ندارد یعنی اصلا هنوز این توانایی را در وجود خود کشف نکرده است تا برای ان قیمت تعیین کند. لذا کمک های اولیه معمولا بدون رد و بدل اقتصادی صورت می گیرد. مثل اینکه دست پیر مردی را بگیرند و از عرض خیابان رد کنند یا عصا بدستی را هدایت نمایند.  اما پس از انجام این کمک و کشف استعداد مایل است آن را با نیاز هایی که خودش دارد به تعامل بگذارد. لذا شب وقتی به خانه می رود به مادر می گوید که یک پیرمرد را کمک کرده انتظار شام بیشتر یا یک شکلات و امثال آن را دارد. این دوران را ما دوران کالی به کالی می نامیم . در اثر افزایش این نوع تقاضا بخشی در اجتماع بوجود می اید که این خدمات را ارائه می دهد. مانند خانه سالمندان یا انجمن عصای سپید و غیره که اصولا در امد خود را در کمک به این افراد تعریف می کند. در واقع یک ارزیابی اقتصادی صورت می گیرد و مبلغ دستمزد تعیین می شود و اشخاصی برای اینکار استخدام می شوند. میتوان گفت تمام صنایع و خدمات و حتی بخش کشاورزی به این شکل بوجود آمده و توسعه یافته اند که تاریخ اقتصادی مبین این تحولات سه گانه است. اما ادامه این وضع به مرحله ای می رسد که کمک دهنده از کمک دادن خود داری کرده و تقاضای سود می کند و هرچه میزان این سود بالاتر باشد خطر استکباری آن بیشتر می شود. و درواقع هدف به صد هدف تبدیل می شود

احتمال حماقت اسراییل

مساعدة عملیة: کیف یمکن لعملیة ستؤدی إلى تطور الإنسان؟
عندما تقول جدته لحفید: اسمحوا عراف إبرة بالنسبة لی، وأنا لا أرى عینی: یعمل الطفل تجاهه وتفضلت کل وفوریة خیاطة إبرة یتم تسلیم فورا قبلة هی، فی الواقع، مساعدة فی هذه العملیة: یتم تنفیذ الخدمة. هذه العملیة قد التحلیل الوظیفی المنهجی، یؤدی إلى تطویر کل من الجانبین. وهذا الشعور داخله على السؤال من أنا أو ما أنا إجابات. أو لمزید من الإدمان والسرقة والنهب، وما إلى ذلک. عقلانیة غیر صحیح. الشرط هو نظام القیم الأیدیولوجیة ثم یبدأ عملیة مساعدة مراحل الداخلی والخارجی لهذه العملیة. ضمن الخطوة الأولى فی عملیة یقال أو طلب المساعدة. ومع ذلک، یقول التقلید الإسلامی أن هذا هو أفضل مساعدة لاستدعاء. هذا لا یعنی أن الطرفین لم یطلب المساعدة ولکن لقبولها السریع. فمن الطبیعی أن Ghlm لیس الغیب ولا تعرف أی نوع من المساعدة التی قدمها الجانب الآخر یرید، وربما مفاجأة إذا نحن یمکن أن تساعد أیضا. لذلک سوف تأتی فی القرآن أن الله لا یجیب. لا أقول أننا لم نکن نرید ذلک غدا! لذلک یقول المثل: المتسول کسول ما هو خطأ المالک، فإنه لا یساعد اذا کان شخص ما لا یساعد علیه. المرحلة الثانیة من قناة الإرسال بین المتلقی والرسالة التی یجب أن تکون محددة.والثالث لم یستجب لکتابة اللغة الإنجلیزیة للحصول على المساعدة. الجواب لا یکفی فقط لتنسیق المدخلات والمخرجات للمفلس مرة واحدة، والآخر لا یمکن أن تساعد فی ضمان استعادة الاموال. هنا هو المهمة الرئیسیة للإرادة الإنسان. إذا کان الأمر کذلک الحکمة لمعرفة إرادة السلطة التشریعیة، والسلطة التنفیذیة هو الإنسان

مکافأة الرابعة أو تقییم ذلک. وهنا یتأثر الضمیر الإنسانی وتقوم بدور السلطة القضائیة. الخارج فی عملیة مزید من التوضیح خارج النقدی الحر کالی کالی الثالث والرابع الغطرسة الأولى والثانیة هی وراء النقود والسلع التی خشبة المسرح. وعادة ما یتم تبادل المساعدات الاقتصادیة. کما لو أن الرجل البالغ من العمر عبر الشارع أو یمشی بها وتوجیهها. ولکن بعد إجراء هذه المساهمة، واکتشفت أن موهبته فإنه یحتاج إلى التفاعل معها. لذلک عندما یذهب المنزل لیلا لأمه تقول ساعد رجل نتوقع المزید من العشاء أو الشوکولاته ویحب ذلک. ونحن نسمی هذا العصر عصر کالی کالی. نظرا للطلب المتزاید فی المجتمع الذی هو جزء من العروض الخدمات. مثل دار لرعایة المسنین أو العصا البیضاء، وما إلى ذلک المنتدى، والذی یعرف عموما أرباحها لمساعدة هؤلاء الناس. فی الواقع، ویأخذ تقییم اقتصادی مکان ومقدار الأجور یتم تحدیدها والذین یتم تعیینهم للقیام به. فی الهدف المنشود المائة حقیقة لتحویل ما یصل

 


» نظر

تمرین در حضور خدا

ماه رمضان تمرینی در حضور خدا است، زیرا برخلاف نماز و دیگر فروع دین، که نماد مادی و شکلی دارد و: همه مردم متوجه می شوند، روزه انفعالی است و کسی آن را نمی بیند، نخوردن و نیاشامیدن و دیگر احکام روزه، دستور به انجام ندادن است. در حالیکه بقیه احکام دستور به انجام دادن است. لذا شخصی که روزه می گیرد، حضور خدا را احساس می کند و: در حضور خدا از اعمالی که روزه را باطل می کند، دوری می کند. روزه اعتصاب غذا نیست، زیرا شرط اول در اعتصاب غذا، اعلام آن است یعنی باید به رسانه ها و: مردم و دوستان اعلام کند که: من اعتصاب غذا را شروع کرده ام. و چون وجهه تبلیغی آن اصالت دارد، لذا میتواند  در غیبت رسانه ها غذا هم بخورد! اما در مقابل رسانه ها لب به غذا نزند. در حالیکه در روزه ماه رمضان، نیت کافی است! یعنی در دل خود تصمیم به روزه گرفتن کند، و از غذا خوردن در روشنایی روز از: طلوع فجر تا غروب آفتاب خود داری کند. و چون خدا را بر خود ناظر می داند، هرگز این روزه را نمی شکند.

 تمرین دیگر حضور خدا ، غیبت امام زمان است، زیرا زمانی بود که مردمان گذشته دور، از پیامبران خود معجزه می خواستند. تا آن را نمی دیدند قبول نمی کردند. لذا خداوند برای همه قوم ها پیامبر می فرستاد، و به آنها معجزه هم عطا می کرد. که تعداد آنها را 124هزار نفر نیز گفته اند. از میان این 124هزار نفر، حدود 25نفر آنان در قران نامبرده شده، و از این 25نفر 7نفر مهمتر بوده اند. حضرت آدم بعنوان اولین پیامبر، و حضرت نوح و حضرت ابراهیم حضرت داود موسی و عیسی و: حضرت محمد ص به عنوان آخرین آنها است. حضرت ابراهیم نام کتابش صحف است، و حضرت داود مزامیر یا زبور، حضرت موسی تورات و حضرت عیسی انجیل و: حضرت محمد ص قران. به ترتیب نزول هر کدام از این کتاب ها، تکامل یافته اند تا به آخرین و جامع ترین کتاب، یعنی قران رسیده است.اما بعد از قران و حضرت محمد ص، مردم دارای بینشی شدند که: مانند انسان های بدوی، عقل شان به چشم شان نبود! تا فقط هرچیزی را که می دیدند، قبول کنند و این تفاوت را پیامبر اسلام بخوبی بیان فرمود: آنجا که با حسرت می فرماید: کجا هستند برادران من؟ مردم مقابل می گویند ما برادران شما هستیم! می فرماید نه شما اصحاب من هستید، برادران من کسانی هستند که بعد از من می آیند و: بدون اینکه مرا دیده باشند، تصدیق می کنند و ایمان می اورند و عمل می کنند.

امام سجاد در توضیح این بیان می فرماید: برای اینکه مردم آینده عقل هایشان رشد می کند، و حضور و غیاب ما برایشان فرقی نمی کند. لذا است که باید گفت: غیبت امام زمان عج تمرین حضور خدا دربین مردم است. یعنی برای اینکه برای مردم قابل فهم باشد که: چطور خدا آنها را می بیند و بر آنها ناظر است، غیبت امام زمان را طولانی کرده است. یعنی با اینکه مردم می بینند که ایشان غیبت دارد، و غیبت ایشان هم زمان مشخصی ندارد ولی، منتظر آمدن می مانند. و یا حتی حضور ایشان را در اجتماعات خود احساس میکنند. اینهم  فرموده خود امام زمان است که، به آخرین رابط خود از نواب چهار گانه می فرماید: بعد از این دیگر کسی مرا نخواهد دید، و اگر کسی گفت او را تکذیب کنید. اما من در میان شما خواهم بود، و دربازار شما می آیم، در اجتماعات شما شرکت می کنم و: هرگز از شما غافل نیستم .

این بیان امام زمان می رساند که: مردم باید کم کم به رشدی برسند: که وجود خدا را درکنار خود حفظ کنند. و آن را یک اعتقاد خالی، یا یک شعار ندانند. همانطور که خداوند در قران می فرماید: ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم، یا اینکه می فرماید اگر دو: نفر با هم صحبت کنند نفر سوم آنها خدا است. و این امر نیاز به ممارست و تمرین دارد. روزه ماه رمضان زمینه این تمرین را فراهم می کند. و آدم های روزه دار در واقع با فراموش کردن: غذای مادی ظرفیت های خود را، از غذاهای معنوی پرمی کنند.

 

بجای اینکه هم وغم آنها پر کردن شکم باشد، و اندیشه اینکه چه چیزی بخرند یا بپزند و بخورند: ذهن آنها را پر کند، با یک نیت ساده در اول روز، ذهن خود را از ان پاک می کنند. چون ذهن انسان همیشه فعال است، لذا فعالیت خود را در زمینه های دیگر شروع می کند. یکی از این زمینه ها که خیلی سفارش شده، کمک به دیگران است. کمک به دیگران استعداد های درونی هر فرد را بارز تر می کند. کمک دهند و یا کمک گیرنده، متوجه استعداد های جدیدی در خود می شوند، و این زمینه رشد و تعالی را فراهم می کند: یعنی عقل انسان را زیاد می کند.

 

ممارسة وجود الله

شهر رمضان هو ممارسة فی وجود الله، لأنه، على عکس الصلاة وسائر فروع الدین هو رمز المادة والشکل: کل الناس یدرکون، یوم السلبی والذی لا أرى ذلک، والأکل والشرب والقوانین الغذائیة الأخرى، أوامر لا یقوم به. فی حین یتم ترتیب بقیة الجمل القیام به. الشخص الذی هو الصیام، یشعر بوجود الله وفی وجود الله نواقض اینشتاین سریع. الیوم إضرابا عن الطعام، وذلک لأن الشرط الأول فی إضراب عن الطعام، معلنا أنه یعنی أن وسائل الإعلام والناس والأصدقاء أن أعلن أننی قد بدأت إضرابا عن الطعام. ولأنها صورة الترویجی الأصلیة، لذلک یمکن تناول الطعام فی حالة عدم وجود وسائل الإعلام! لکن وسائل الاعلام لا تتخلى الغذاء. بینما فی صیام رمضان، جیدة بما فیه الکفایة! هذا القرار هو فی قلبک، والصوم، وأکل فی وضح النهار من الفجر إلى غروب الشمس الامتناع. والمراقب عن النفس کما یعلم الله، أبدا لا یفسد الصیام.

 ممارسة وجود الله، وعدم وجود الإمام الغائب، لأنه عندما شعب الماضی البعید، نبیکم أراد معجزة. انهم لا نقبل به. حتى بعث الله نبیا إلى جمیع الدول، وأیضا قد أعطیت لهم معجزة. وقالوا أیضا أن 124،000 شخص. من 124،000 شخص، أی حوالی 25 منهم ورد ذکرها فی القرآن، وهؤلاء المرضى 25، کانت 7 حالات أکثر أهمیة. آدم، أول نبی، والنبی نوح وإبراهیم وداود وموسى وعیسى والنبی حضرة محمد کما آخرهم. اسمه صحف إبراهیم، ومزامیر داود أو المزامیر، التوراة وموسى وعیسى والإنجیل: محمد القرآن. تنازلیا أی من هذه الکتب قد تطورت إلى أحدث وأشمل الکتاب، والقرآن الکریم، ولکن وصلت الى القرآن والنبی محمد، الناس لدیهم اعتقاد بأن هؤلاء الناس بدائیة، لدیهم من حکمة العین لا لهم! فقط کل ما ترى، وتقبل وتعبیر عن الاختلاف وکذلک قال النبی: لأنه یقول بأسف: أین إخوانی؟ یقول الناس نحن إخوانکم! یقول لا أنت أصحابی، إخوانی هم الذین یأتون من بعدی ولا رأیتمونی، ونعتقد واعترف الفعل.

قال الامام السجاد فی تفسیر یقول أن الناس یأتون إلى رشدهم ینمو، والحضور هو أننا لا یهمهم. لا بد من قال: عدم وجود الإمام المهدی یمارس وجود الله بین الناس. هذا یجب أن یفهم أن للناس أن کیف یرى الله عنهم ویراقب علیها، لدیها غیاب طویل عن الإمام الغائب. وهذا یعنی أن الناس یرون انهم فی عداد المفقودین، وغیابه ولکن أیضا لا وقت محدد، ینتظر ترید. أو حتى یشعر بوجوده فی مجتمعاتهم. لکن کلام الإمام من الوقت هی أحدث واجهة للنائب أربعة وتقول: بعد هذا لا احد سوف نرى لی، وإذا قال أحدهم لترفض له. ولکن أنا بینکم، والتی تأتی فی السوق، فی مجتمعک الآن، وأنا لم أر أبدا أنک لا تنسى.

هذه المرة یعنی التعبیر له أن الناس یجب أن تزید تدریجیا للوصول إلى: وجود الله یحفظ درجاتهم. وفکرة فارغة، أو شعار لا یعرف. کما قال الله تعالى فی القرآن الکریم: نحن الوداجی الأوردة هی أقرب لک، أو أن یقول إن اثنین: الناس یتحدثون مع الرجل الثالث هو الله. وأنها تحتاج إلى ممارسة والممارسة. یوفر الصیام خلال شهر رمضان المبارک والممارسة المیدانیة. والصیام ینسى الناس فعلا: قدرتک على تغذیة المواد، یتم تعبئة الأطعمة الروحیة.

بدلا من ذلک، أن تملأ البطن هو الساحقة جدا، والتفکیر فی ما لشراء أو طهی وتناول الطعام: لملء عقولهم مع وجود نیة بسیطة فی الیوم الأول، وعقولهم نظیفة. لأن العقل البشری هو دائما نشطة، ویبدأ نشاطه فی مناطق أخرى. وأحد المجالات التی تأمر جدا، ومساعدة الآخرین. مساعدة الآخرین فی موهبة کل شخص هو أکثر وضوحا. مساعدة، أو متلقی المساعدة على فهم المواهب الجدیدة، وأنه یوفر النمو والتنمیة: زیادة الذکاء الإنسان.


» نظر

اجرای حکم قصاص در مورد آل سعود.

رفتار دبیرکل سازمان ملل در مقابل عربستان، گرچه بسیار وقیح بود ولی این روند عمومی سال های طولانی: سازمان ملل در برابر عربستان است. نه تنها سازمان ملل بلکه همه دولت ها چنین رفتاری را دارند، از دولت آمریکا که ادعای ابرقدرتی دارد، گرفته تا جزیره کومور! یا بور کینا فاسو. و همه این ها به مدد دلار های نفتی انجام می گیرد.  آل سعود که از همان ابتدا برمبنای خشونت و: ترور به وجود آمده است  ولی در برخی جاها دوست ندارد: به این نام شناخته شود! و لذا دارای شخصیت های دوگانه است. مثلا می بینیم در بین خودشان، بازی با شمشیر واقعی که بسیار ترسناک است، در تمام جشن ها رواج دارد و حتی اوباما راهم به این : جشن ترسناک دعوت و به دست او شمشیر دادند! شمشیر برای آل سعود حکم سگ برای امریکایی ها دارد! همانطور که آمریکایی از حمله سگ های خود به دیگران لذت می برند، آل سعود هم از دیدن ترس از شمشیر، در چشم مهمانان خود لذت می برند.

در بسیاری از مواقع هم کنترل خود را ازدست می دهند، و چهره واقعی خود را نشان می دهند. مثلا با پیروزی مردم عراق در جبهه فلوجه و موصل، آل سعود گروهی را به جنوب عراق اعزام کرده، تا از زندانیان داعشی سعودی دیدن کند! یعنی برخلاف سوریه، که در آنجا مجبور است به ائتلاف ضد داعش بپیوندد! در عراق نمی تواند جلوی: خشم خود را از کشته شدن داعشی ها بگیرد.

 

متاسفانه با تمام روشن بودن این مواضع، هنوز کشورهای اسلامی جرات: مقابله به مثل را  پیدا نکرده اند. برای سوری ها و عراقی ها ثابت شده که: کشتار مردم عراق و سوریه، چه در میدان جنگ با داعش چه در انفجارات، به وسیله سعودی ها هدایت و پشتیبانی می شود. ولی از اجرای حکم قصاص هیچ حرفی نمی زنند! حتی علمای طراز اول به ذهن شان هم، چنین چیزی خطور نمی کند. یعنی بزرگترین دستور الهی برای اجرای: حدود اسلامی توسط مراجع نادیده گرفته شده است. آیه الله سیستانی حتی یکبار هم، برعلیه سعودی ها موضع نگرفته است، چه رسد به شیوخ الازهر و: مفتی های لبنانی و سوری. حتی در ایران هم بجز چند مورد تهدید لفظی، صحبتی از اجرای حدود الهی در مورد آل سعود نشده است. درحالیکه اکنون بر اساس آیات الهی باید، تمام شاهزاده های آل سعود، به دادگاه احضار و اعدام شوند. زیرا همه آنها جزو آمرین قتل های ایرانیان هستند. واگر هر نفر به یک نفر را حساب کنیم، تمام شاهزاده های سعودی هم باید بمیرند، تا حساب کشته های ایران صاف شود. قران کریم صراحتا می گوید: اگر کسی مومنی را بکشد، مانند این است که تمام مردم دنیا را کشته است. لذا باید قاتل را قصاص کرد، تا این کار را تکرار نکند. طبق دستور الهی (وَکَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ ? فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَهُ ? وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَ?ئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ) بر مردم واجب است که قصاص کنند. درست همان کاری که آل سعود کرده، باید خودشان  قصاص شوند. اگر کسی را کشته اند، یکی از انان باید کشته شود! اگر چشم کسی آسیب دیده باید چشم آنها را گرفت، اگر گوش یا هر عضو دیگری آسیب دیده، عینا باید آل سعود هم ببیند. اگر کسی این حکم را اجرا نکند، خودش ظالم است! بنابر این علما ی اعلام و حجج اسلام نباید کوتاه بیایند. البته شاید طمع رفتن به حج یا استفاده از: عنوان امیرالحاج یا  ترس از: لغو ایجاد نمایندگی دفتر علما و بعثه  در مکه، برخی ها را از دادن این فتوا منع کرده باشد، ولی خداوند هیچگاه تعطیلی حدود را نمی پذیرد، مخصوصا آن هم هنگامی که قدرت بر: اجرای حدود الهی را داشته باشیم. وزارت خارجه میتواند: همانطور که از برداشت های غیرقانونی آمریکا شکایت کرده، از برداشت های غیر قانونی کانادا هم شکایت کند. و خواستار اجرای عدالت و حکم قصاص در مورد: شاهزاده های سعودی هم بشود. در همین فاجعه منا همه دوربین ها نشان دادند که: حضور بیموقع شاهزاده سعودی، راه را بر حجاج بست و آنها را به شهادت رساند، چرا برعلیه او شکایت نمی کنند؟  این جرایم آشکار حتی در دادگاههای خودمان هم قابل رسیدگی است. میتوان پس از محکومیت آنان به اجرای حدود و قصاص، دستگیری آنها را از طریق پلیس بین الملل دنبال کرد. و اگر این روش هم جواب نداد، جوخه های قضایی باید به عربستان اعزام شوند، تا این شاهزاده ها را در همانجا اعدام نمایند. بدیهی است اگر این صورت نگیرد، یعنی امر خدا تعطیل شده است. و قوه قضائیه در مضان اتهام: مماشات با قدرتمندان قرار می گیرد. و قضیه آفتابه دزدی! بر آنها صدق خواهد کرد. زیرا خداوند فرموده حیات شما در قصاص است، و اگر کسی این حکم را اجرا نکند ظالم است.

اجرای حکم قصاص در مورد آل سعود.

تنفیذ سعود.

السلوک الأمین العام للأمم المتحدة ضد المملکة العربیة السعودیة، على الرغم من أنه کان وقحا للغایة ولکن الاتجاه العام لسنوات: الأمم المتحدة ضد المملکة العربیة السعودیة. لیس فقط الأمم المتحدة ولکن کل الدول لدیها مثل هذا السلوک، والحکومة، التی تدعی أمریکا قوة عظمى یجب أن جزیرة جزر القمر! أو البورون کینا فاسو. وکل هذا یتم بمساعدة من عائدات النفط. سعود منذ البدایة مبنیة على العنف واغتیال هناک، ولکن فی بعض الأماکن لا یحب أن یکون معروفا بهذا الاسم! وبالتالی یکون لها طابع مزدوج. على سبیل المثال، نرى بینهما، ولعب بالسیوف الحقیقیة أمر مخیف جدا، هو أمر شائع فی جمیع الاحتفالات وحتى أوباما فی هذه الطریقة: دعوة عطلة الرعب وأعطاه السیف! رموز الأمیرکیین وآل سعود الحاکمة الکلب! کما الأمیرکیین من مهاجمة الکلب الخاص بک للتمتع الآخرین، السعودیین لا تزال ترى الخوف من السیف، فی أعین ضیوفک والتمتع بها.

فی کثیر من الحالات تفقد سیطرتها، وإظهار وجهه الحقیقی. على سبیل المثال، مع انتصار للشعب العراقی فی الجبهة الفلوجة والموصل، وقد أرسلت آل سعود فریقا الى جنوب العراق، لزیارة السجناء ISIL العربیة! هذا هو على النقیض من سوریا، حیث اضطر للانضمام إلى التحالف! لا یمکن للعراق لا تمنع یقتلون الغضب من ISIS.

 

للأسف، مع کل من وضوح هذه المواقف، لا یزال یجرؤ البلدان الإسلامیة: والانتقام لا تجد. السوریین والعراقیین لدیهم لاثبات ان قتل الناس فی العراق وسوریا، سواء فی ساحة المعرکة أو فی انفجارات ISIS، بقیادة المملکة العربیة السعودیة ودعمها. ولکن التنفیذ لا تتحدث! حتى کبار العلماء فی عقولهم معا، لا یحدث شیء من هذا القبیل. وهذا هو الأمر الإلهی لتشغیل: حوالی تم تجاهلها الإسلامیة من قبل السلطات. آیة الله السیستانی حتى مرة واحدة، ضد السعودیین لن تقف، ناهیک عن شیوخ الأزهر و: مفتی لبنان وسوریا. حتى فی إیران، باستثناء عدد قلیل من التهدیدات اللفظیة، متحدثا عن إعدام الله لیس عن آل سعود. بینما الآن على أساس الرسالات السماویة وجمیع الأمراء من آل سعود، والمحکمة وتنفیذها. لأن کل منهم الإیرانیون بین أولئک الذین ینفذون عملیات القتل. إذا کان کل شخص إلى واحدة من حسابنا، کل الأمراء السعودیین یجب أن یموت، لیموت حساب إیران واضح. یقول القرآن بشکل واضح إذا کان أی شخص یقتل مؤمنا، انها مثل أن کل العالم هو میت. یجب معاقبة القاتل، حتى لا تکرر. ووفقا للأمر الإلهی () على الناس هو ضروری للحیاة. کما أن السعودیین ویجب معاقبتهم. إذا قتل شخص ما، واحد منهم یجب أن یقتل! إذا کان الشخص المصاب یجب أن یکون لهم عیون وآذان أو أی عضو فی حالة تلفها، لمجرد أن نرى آل سعود. إذا کان شخص ما لا تنفیذ العقوبة نفسها قاسیة! ولذلک، قال العلماء: الإسلام لا ینبغی وHJJ أسفل. ربما الطمع یذهب إلى الحج أو الاستخدام: کما Amyralhaj أو الخوف من إلغاء إنشاء ممثلی المکاتب بی إس إتش والعلماء فی مکة المکرمة، وبعض من فتوى تحرم ذلک، ولکن لم یقبل الله إغلاق حولها، وخصوصا عندما القدرة على: إعدام الله علینا. وزارة الخارجیة أن: کما اشتکى أمریکا الحصاد غیر قانونی والحصاد غیر قانونی مقاضاة کندا. ومطالبین بالعدالة وحکم الإعدام: الأمراء السعودیین، أیضا. فی المناطق المنکوبة نفسها وأظهرت جمیع الکامیرات وجود الأمیر أساء التوقیت، وطریقة الحجاج المیتة وقتل من فیها، لماذا لا یشکو ضده؟ جرائم واضحة حتى فی المحاکم الخاصة بنا الموجهة. یمکن للمرء ثم الحکم علیهم لتشغیل حولها والانتقام، وجاء القبض عن طریق الإنتربول. إذا فشل هذا الأسلوب أیضا، یجب أن یتم إرسال القضاء السعودی فرق لتنفیذ الأمیر فی هناک. من الواضح، إذا لم یتم ذلک، تم إغلاق إرادة الله. والقضاء فی Mzan تهمة: التهدئة مع الأقویاء. والمشربة حالة السرقة! وسوف تطبق. لأمر الرب لک فی الانتقام هی الحیاة، وإذا کان شخص ما لا یتم تنفیذ العقوبة غیر عادلة.


» نظر

چرا حزب الله درلیست سیاه است؟

 مدت ها بود که همه جهان تصور می کردند: لیست سیاه واقعی است و اگر کشوری در: لیست سیاه قرار گرفت، یعنی از سوی سازمان ملل محکوم به رفتار بدی شده، و باید رفتار خود را عوض کند! اما حالا معلوم شد لیست سیاه یعنی: مرکز اخاذی سازمان ملل ! یعنی سازمان ملل و به تبع آن آمریکا و فرانسه و انگلیس و یا آلمان، وقتی با کسر بودجه مواجه می شدند، برای تامین آن به این شگرد متوسل می شدند، و مثلا عربستان را در لیست سیاه قرار می دادند! و آل سعود برای اینکه خوشنام بمانند، ناچار سرکیسه را شل کرده، و دلار های نفتی را به سوی آنان سرازیر می کردند. وقتی از نقض حقوق بشر، یا تساوی زن و مرد در عربستان صحبت می کردند، باز هم قبل از ایجاد معضل، رشوه ها می رسید و سازمان ملل، بودجه خود را دریافت می کرد. آمریکا و اسرائیل و دیگران هم، کیف خود را پر پول می دیدند. لذا این موضوعات حقوق بشری به فراموش سپرده می شد، تا لحظه تمام شدن پول ها.

البته آنها به لبنان و حزب الله و ایران و: برخی کشورهای ثروتمند نیز گیر می دادند، ولی فقط شیوخ خلیج فارس بودند که: سرکیسه را شل می کردند، بقیه کشورها چون به خودشان اظمینان داشتند، فقط انتقاد می کردند. مثلا هرگاه برای نقض حقوق بشر، اعلامیه ای برعلیه ایران صادر می شد، ایران که به خود مطمئن بود یا آن را مغرضانه تلقی می کرد، و یا بدون عکس العمل از کنار آن می گذشت. اما شیوخ که همه کارشان نقض حقوق بشر است، و باصطلاح شلوارشان کثیف است، برای اینکه کسی متوجه نشود، فوری کیف خود را باز می کردند.

ما اکنون مطمئن هستیم که اگر، حزب الله لبنان هم سرکیسه را شل می کرد، نه تنها تروریست نبود! بلکه رئیس حقوق بشر سازمان ملل هم می شد. همانطور که در زمان فالانژها بود، و 14مارسی ها هم هستند. یا در مصر، کودتا علیه دولت انتخابی، بعد از یکسال اصلا جرم حساب نشده! و هیچگاه دولت السیسی در لیست سیاه قرار نگرفت، چون تمام درآمد مصر را در: دست آمریکا واسرائیل گذاشت. در موضوع عراق هم دیدیم که: گفتند سلاح های کشتار جمعی دارد، و به آن حمله کردند ولی، بجای سلاح های کشتار جمعی، یک کشتار جمعی راه انداختند!

 در ایران اما موضوع چند وجه داشت: عده ای از ایرانیان فکر می کردند که: آمریکا واقعا مهد دموکراسی است، واگر حرفی می زند از سر دلسوزی است! لذا نه تنها حاضر بودند کشور خود را بفروشند، بلکه شرم داشتند که بگویند ما ایرانی هستیم! آنها به امریکا و یا اروپا پناهنده شده، و نام خود را تغییر می دادند! و برخی حتی موهای سیاه خود را رنگ می زدند، تا به آنها کله سیاه گفته نشود! عده ای که نمی توانستند بروند، هرچه می توانستند پول ها و ثروت های ایران را به: خارج می فرستادند تا اگر روزی فرار کردند، دست خالی نباشند.

گروه دوم کمی بهتر بودند، آنها سعی داشتند به آمریکا ثابت کنند که: اگر در ایران حقوق بشر رعایت نمی شود، بهتر است که آمریکا بیاید و: خودش رعایت حقوق بشر را به مسئولین ایرانی یاد بدهد! خودشان هم سعی می کردند: طبق استانداردهای آمریکایی عمل کنند: سیاهپوستان را بکشند! رنگین پوستان را زندانی بکنند، تا کسی نتواند بر علیه: عدم اجرای حقوق بشری آمریکا، اعتراضی بکند. این بیچاره ها، تجاوز اسرائیل به فلسطین را یک حق می دانستند، و از کمک های ایران به لبنان و فلسطین انتقاد می کردند. آنها حتی وقتی آل سعود ایرانی ها  در مکه شهید کرد، گفتند تقصیر ایرانی ها است که شعار می دهند، بعد موقعی که خبر شهدای منا پخش شد، گفتند: با اینکه تقصیر آل سعود نبود، ولی آنها سخاوتمندانه برای هر کشته، یک میلیون دلار می دهند! حتی وقتی شنیدند آمریکاییها، پول ایران را بلوکه کرده و: برای خسارت خانواده های امریکایی، دو میلیارد دلار پرداخت کردند گفتند: جان آمریکایی ها چند برابر ایرانی ها می ارزد!

  اما مردم ایران گول تبلیغات را نخوردند، تابع سیاست های جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی بودند. میدانستند همه اینها فقط یک شگرد است، ولی نمی توانستند ثابت کنند. تا اینکه دبیرکل سازمان ملل اعتراف کرد! حالا مردم ایران در پی انتقام خون شهدای خود، از آل سعود هستند. زیرا معلوم شده از زمان صفویه تاکنون، هر توطئه ای علیه ایران بوده، از زیر بال سعودی ها خارج می شده است، حتی در زمان صفویه نیز، ده سال ایرانی ها از حج رفتن محروم شدند.

 

 زمان آزمون دوره های کاردانی و کارشناسی نظام آموزش مهارتی به شیوه آموزش های خاص

لماذا لا القائمة السوداء لحزب الله؟

 ولکن بعد ذلک تعرف باسم القائمة السوداء: وسط الابتزاز الأمم المتحدة! وآل سعود على البقاء معروفة، لا محالة یرتاح الصوف، وکان سرب دولار النفط لهم. عندما تحدث انتهاک حقوق الإنسان أو المساواة بین الجنسین فی السعودیة مرة أخرى لأسباب والرشاوى وصلت والأمم المتحدة، تلقت أموالها. ، امتلأت أمریکا وإسرائیل وغیرها حقائبهم بالمال. وبالتالی، تم نسیان قضایا حقوق الإنسان، حتى کل هذه الاموال.

وشارک أنهم لبنان وحزب الله وإیران وبعض الدول الغنیة، ولکن فقط شیوخ الخلیج الفارسی الذی من شأنه أن الاسترخاء الصوف، وبلدان أخرى لأنها لدیه ثقة فی أنفسهم، أنهم مجرد انتقاد. لکن شیوخ بجمیع حقوق الإنسان، ویسمى السراویل القذرة، لأنه لا یفهم شخص ما، فإنها فتحت على الفور حقیبته.

ونحن واثقون من أنه إذا وحزب الله فی لبنان الصوف الاسترخاء، ولیس فقط لم یکن إرهابیا! وکان أیضا رئیس حقوق الإنسان التابع للأمم المتحدة. مع مرور الوقت کان حزب الکتائب، و 14 آذار من بعضها البعض. أو فی مصر، وانقلاب ضد الحکومة المنتخبة، بعد لا یعتبر سنة واحدة جریمة على الإطلاق! والقائمة السوداء حکومة سیسی أبدا، لأن کل المال فی مصر: أمریکا وید اسرائیل. فی العراق، رأینا أن هناک أسلحة دمار شامل، ومهاجمتها، ولکن، بدلا من أسلحة الدمار الشامل، وشنت الدمار الشامل!

 ولکنه کان فی بعض الطریق: مجموعة من الإیرانیین یعتقدون أن أمریکا هی حقا مهد الدیمقراطیة، وکأن شیئا یخرج من التعاطف! کان ذلک لیس فقط على استعداد لبیع وطنهم، ولکن لم یخجل أن یقول نحن إیرانی! أنها هربت إلى أمریکا أو أوروبا، وتم تغییر اسمها! وتم حتى صبغ الشعر باللون الأسود الخاص بک، وقال بعض الرؤوس السوداء لهم لا! بعض الذین لم یتمکنوا من الذهاب، یمکن أن المال والثروة الإیرانی: إذا کان هرب إرسالها، ولیس خالی الوفاض.

وکانت المجموعة الثانیة أفضل قلیلا، کانوا یحاولون إثبات أن أمریکا أنه إذا لم یتم احترام حقوق الإنسان فی إیران، فمن الأفضل أن یأتی إلى أمریکا: له السلطات الإیرانیة إلى احترام حقوق الإنسان وتعلم! حاولوا أیضا: وفقا للقانون معاییر الأمیرکی: لقتل السود! سجین اللون تفعل، لذلک لا یمکن لأحد ضد: رفض أمریکا لتنفیذ حقوق الإنسان، احتجاجا القیام به. الفقراء، العدوان الإسرائیلی على فلسطین الحق فی المعرفة، وکانوا ینتقدون المساعدة الإیرانیة فی لبنان وفلسطین. حتى عندما یکون فی مکة المکرمة الشهید الإیرانی، قال السعودیون الإیرانیین إلقاء اللوم على شعار الیوم، ثم عندما أذیع الخبر الشهداء الشرق الأوسط، وقال: على الرغم من أنه لم یکن خطأ من آل سعود، لکنها سخیة لقتل کل، ملیون دولار. الیوم! حتى عندما سمعوا الأمیرکیین، لمنع العملة الإیرانیة والإضرار العائلات الامیرکیة دفعت ملیاری دولار، قائلا أرواح الأمریکیین تستحق أکثر لإیران!

  لکن الشعب الإیرانی لتناول الطعام الدعایة المضللة، تخضع لسیاسات جمهوریة إیران الإسلامیة والثورة الإسلامیة. کل هذا هو مجرد حیلة یعرف، ولکن لا یمکن أن تثبت. اعترف الأمین العام للأمم المتحدة من قبل! الآن الشعب الإیرانی یسعى للانتقام لدماء شهدائها، وقناة العربیة. لقد کان من المعروف منذ وقت الصفویة وحتى الآن، کل مؤامرة ضد إیران، السعودیین تحت جناح خارج، حتى خلال الصفویة، انتقل حرموا عشر سنوات الإیرانیین من الحج


» نظر

ضرورت عملیات پیشگیرانه

امروزه بر همه دنیا اشکار شده که: شیخ نشین های خلیج فارس، همگی کمک مالی به داعش می کنند. برخی از آنها تجهیزات نظامی می دهند، تعدادی هم واسطه گری آنها را در: سازمان های بین المللی بر عهده دارند. مهمترین عامل اینهمه حمایت های بی حد و حساب، داشتن پشتوانه مالی از صدور نفت و گاز از: میدان های مشترک نفتی آنها با ایران است. لذا باید هرچه سریعتر به فکر قطع: دست این سارقان بود تا دنیا روی آرامش بیند.

 امروز حضور مشاوران نظامی در عراق و سوریه کفایت نمی کند، زیرا مشاوران دیگر در مراکز دیگر هم لازم است. و این در راستای دفاع از منافع ملی هم می باشد. زیرا همه این دشمنی ها و آتش افروزی ها، فقط با هدف تهیه آتش برای حمله به ایران است. تشکیل حکومت در بیابان های عراق و سوریه، هیچ جاذبه ای ندارد زیرا که: داعش بخاطر حاکمیت بر فلوجه یا حلب به وجود نیامده است. بلکه آنجا بعنوان پایگاه عملیاتی برای: جذب و آموزش نیروی انسانی، دریافت تجهیزات و سلاح های پیشرفته، و هدایت کمک های دلاری دولت های شیخ نشین: برای ضربه زدن به ایران است.

به نظر می رسد اگر از این امر غافل باشند، که تاکنون بوده اند! نتیجه ای جز برادر کشی و: کشتار مردم به دست خودشان نیست. مردم فلوجه یا حلب چه به دست داعش کشته شوند، و چه در مبارزه با آنها هردو فلوجه ای هستند. ولذا هیچکس از این کشتار جان سالم به در نمی برد. باید بزرگان بنشینند و: فکر اساسی کنند و چون طرف اصلی همه این محاسبات ایران است، تعلل در این امر به مسئولیت ایرانیان ضربه می زند.

ما شاهد هستیم بی توجهی به ریشه این معضلات، یعنی دولت های سعودی و قطر و امارات و بحرین حتی کویت، باعث شده اگر مردم در فلوجه آزاد می شوند، در بغداد با انفجارات وسیع ازبین بروند. و اگر در حلب نفس راحتی می کشند، در زینبیه به آنان حمله شود. لذا کاملا مشخص است که این بی توجهی، حفره امنیتی بزرگی بوجود آورده که: برآیند آن برادر کشی و مسلمان کشی است. در حالیکه میتوان به راحتی جلو شیطنت آنها را گرفت، و از این مصیبت رهایی پیدا کرد.

 یکی از راهها مبارزه اقتصادی و نفتی است. همانطور که می بینیم وجود دلارهای نفتی، در دست شیخ نشین ها باعث شده تا: قتل و کشتار مردم مسلمان به دست آنها، به عنوان یک تفریح روزانه تبدیل شود. مثلا وقتی شاه سعودی در حال عیش و نوش است، برای تکمیل این شادی می گوید یک یا چند فروند: بمب افکن به یمن پرواز کنند،  تا جشن آنها را شادتر کند. یا حکومت بحرین برای آرامش خود، دستور اعدام یا دستگیری صادر می کند! و بالاخره می بینیم که بغداد و دمشق، بطور دائم با این دلار ها به آتش کشیده می شود.

اینکه بعضی ها بیایند و شعار بدهند که: همسایه های ما در اتش می سوزند، و ایران یک جزیره امن است! باید جواب وجدان خود را بدهند که: چرا اینطور شده است؟ در حالیکه میدانند چه آنهایی که می کشند، و چه آنهاییکه کشته می شوند، رو به قبله ایران دارند. یعنی داعش بوجود آمد تا به ایران حمله کند، حتی طالبان و القاعده به همین دلیل ایجاد شدند. لشکر کشی آمریکا به عراق و افغانستان هم، به همین دلیل بود. آنوقت چطور وجدان راضی می شود که: مردم آنجا بخاطر ایران در زحمت باشند و: ما خیال خود را آسوده بداریم؟

 

بنابر این باید تا می توانیم از راه اقتصادی، مانند جلوگیری از فروش نفت و گاز آنها، چه از طریق کاهش سهم اوپک، یا طرح دعوای حقوقی جلوگیر کرد. اما اگر این راهها نتیجه نداد، واقعا مسئول هستیم: تا از نیروی قهریه برای این کار استفاده کنیم. چه اشکال دارد که به انصارالله در یمن موشک هایی داده شود، تا آنها بتوانند چاههای نفت عربستان را بزنند. زیرا اگر این ریشه قطع شود، همه افتخار انان به دلار های نفتی هم ازبین می رود. و واقعا چه اشکالی دارد برای انتقام خون شهدای منا، طبق نص صریح قران، از آل سعود انتقام گرفته شود: جان در برابر جان! ما که مطمئن هستیم که قاتلان حجاج ایرانی، شاهزاده های سعودی هستند، پس چرا باید به دریافت دیه، آنهم فقط بصورت وعده و وعید اکتفا کنیم؟ باید به تعداد شهدای منا و مکه، و دیگر کشته شدگان از ایرانیان در عربستان، شاهزاده های سعودی را علنا محاکمه و اعدام نماییم. زیرا در جایی که آب هست تیمم باطل است. دیه گرفتن در اینجا بدل از: جان گرفتن نیست و کفایت نمی کند.

The need for preventive action

الحاجة إلى اتخاذ إجراءات وقائیة

، قد کشفت فی العالم کله الیوم أن الخلیج الفارسی الإمارة، جمیع المساعدات المالیة للدولة الإسلامیة. بعضهم المعدات العسکریة فی الیوم، وعدد قلیل الوساطة لهم فی: المنظمات الدولیة هی المسؤولة. أهم عامل دعم کل من التبذیر، بدعم مالی من صادرات النفط والغاز من الحقول النفطیة المشترکة مع إیران. لذلک، یجب أن تفکر بسرعة لقطع أیدی اللصوص لرؤیة السلام العالمی.

 الیوم وجود مستشارین عسکریین فی العراق وسوریا لیست کافیة، لأن مستشارین آخرین فی مراکز أخرى غیر ضروریة. وهذا هو الهدف من الدفاع عن المصالح الوطنیة. لجمیع هؤلاء الأعداء وإطلاق النار، إلا أن النار التی أعدت للهجوم على إیران. تشکیل الحکومة فی صحاری العراق وسوریا، لیس هناک خطورة لأنه إیزیس لیس هناک للبت فی الفلوجة أو حلب. ولکن بقدر ما القاعدة التشغیلیة لاستقطاب وتدریب القوى العاملة والمعدات والأسلحة المتطورة، والدولارات المساعدة الموجهة إمارة الحکومات: لضرب إیران.

إذا بدا لک أن تکون على علم من هذا، لم تعد حتى الآن! ولکن نتیجة لقتال الأخوة وقتل الناس لیست کذلک. ما أهل الفلوجة أو حلب قتلوا على ید الدولة الإسلامیة، وفی القتال کلاهما الفلوجة. وهکذا نجا أحدا لم مجزرة لا. یجب أن تکون کبیرة للجلوس والتفکیر فی کل ما هو جوهری ولأن حسابات إیران والإیرانیین یضرب تأخیر فی هذه المسؤولیة.

ونحن نرى أن إهمال الجذریة للمشاکل، وحکومات المملکة العربیة السعودیة وقطر وحتى الکویت والإمارات والبحرین وسیطلق سراح إذا کان الناس فی الفلوجة، قتل فی انفجارات بغداد اتجهت بعیدا عن المرمى. وإذا کان فی حلب قتل الصعداء، فی الزینبیة للهجوم علیهم. ولذلک، فمن الواضح أن هذا الإهمال قد خلق خلل أمنی کبیر: هو نتیجة لقتال الأخوة والانتحار هو مسلم. فی حین کانت سهلة لسحب الأذى، والاغاثة من الکوارث.

 واحدة من الطرق لمحاربة الاقتصادیة والنفطیة. کما ترون، هناک أموال النفط، أدت الإمارات على القتل والدمار على أیدی سکانها المسلمین، کما أصبحت الیوم الترویح عن النفس. على سبیل المثال، عندما خادم الحرمین الشریفین الملک متعة، لاستکمال الفرح أن واحدا أو أکثر من طائرة: یطیر المهاجم إلى الیمن، للاحتفال أکثر سعادة وسوف یکون. أو الحکومة البحرینیة من أجل السلام لها، الأمر بتنفیذه أو الاعتقال الصادرة! وأخیرا فإننا نرى أن بغداد ودمشق، مع الدولارات تحرق بشکل دائم.

بینما یأتی البعض وتردید أن جیراننا ویحرق بالنار، وإیران هی جزیرة آمنة! ضمائرهم أن لدیهم للرد: ??لماذا لا؟ فی حین أن أولئک الذین یعرفون ما قتل، وأولئک الذین یقتلون، التی تواجه القبلة إیران. ظهرت ISIL لمهاجمة ایران، حتى طالبان والقاعدة تم إنشاؤها لهذا السبب. الحملة العسکریة الأمریکیة فی العراق وأفغانستان، وهذا هو السبب فی ذلک. فکیف الضمیر هو راض: لأن الناس فی ورطة لأن إیران: نحن تخفیف عقلک فنظرت؟

 

لذلک علینا أن الاقتصاد، مثل توقف النفط والغاز بیعها، إما عن طریق خفض حصة أوبک، أو خطة منع نزاع قانونی. ولکن إذا لم تنجح الطریق، ونحن حقا المسؤول: استخدام القوة للقیام بذلک. ما هو الخطأ فی الصواریخ لأنصار الله فی الیمن، بحیث یمکن للفوز حقول النفط السعودیة. لأنه إذا قطع الجذور، کل الفخر من نفطها بالدولار یختفی أیضا. وحقا، لا یهم بالانتقام لدماء الشهداء من الصراع، وفقا لخطاب القرآن، آل سعود أن انتقم: الحیاة من أجل الحیاة! ونحن واثقون من أن القتلة من الحجاج الإیرانیین، الأمراء السعودیین، فلماذا الدیة، ولکن الاعتماد فقط على وعودنا؟ یجب أن عدد الشهداء منى ومکة المکرمة، وحالة وفاة من الإیرانیین فی المملکة العربیة السعودیة، والمحاکمة الأمراء السعودیین وتنفیذها علنا. لأن الماء هو المکان فریقی هو باطل. دییغو للوصول الى هنا فی حیاة لا تأخذ لا یکفی.


» نظر

از تعطیلی کارخانه ها نترسید!

تعطیلی هر کارخانه هزینه پیشرفت آن جامعه است، زیرا کهنه ها باید زیر چرخ پیشرفت له شوند، تا چرخ بتواند بچرخد و به تکامل خود ادامه دهد. کسانی که آه و ناله برای اینگونه کارخانه ها سر می دهند، باید بدانند که در زندگی طبیعی هم همینطور است: پیران فرسوده شده از دنیا می روند، و بجای آنها جوانها مصدر کار می شوند، و تکامل تاریخ نشان داده که: هرگز جوانهای امروزی دست کمی از: جوان های دیروزی ندارند. بلکه مشتاق تر و مطمئن تر به سوی تکامل گام برمی دارند.

برای روشن شدن موضوع، ابتدا گروههای مخالف در ایران را ارزیابی می کنیم، و بعد به سیر جهانی آن اشاره می نماییم.: یکی از گروههای غمخوار این صنایع، سلطنت طلب ها هستند آنها دائما می گویند این صنایع در زمان شاه خوب کار می کرده ولی از وقتی به دست جمهوری اسلامی افتاده به تعطیلی کشیده شده است نمونه این اظهار نظر با کمال گستاخی از شبکه یک صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.

 ولی آنها فراموش کردند که وقتی صاحبان این کارخانه سوراخ موش را به هزار دلار می خریدند همه چیز خود را تبدیل به دلار کرده و فرار کردند و چیزی باقی نگذاشتند علاوه براینکه الباقی را هم صدام در دوران جنگ از بین برد! اگر هم باز رمقی بود در دوران تحریم نگذاشتند مواد اولیه وارد این کارخانه هاشود درحالیکه خودشان با تمام دلارهای سرقت کرده از وطن به دشمنان وطن پیوستند و در خاکساری و بدبختی تمام در غربت مردند و کسی احوال آنها را هم نپرسید! اگر کارخانه ای هم باقی بود باپول های جمهوری اسلامی و فداکاری های مدیران بعد از انقلاب برجا ماند. فقط کاری که جمهوری اسلامی نکرد خواست به انها احترام بگذارد و نام محصول یا کارخانه را تغییر نداد والا با تحریم وجنگ و فرار سرمایه و مغزها چه چیزی برای این کارخانه ها باقی مانده بود؟

گروه دوم زمین خواران هستند: آنها می دانند که کارخانه ها به مرور زمان از حاشیه شهر وارد بافت شهری می شوند و قیمت زمین آنها بالامی رود و مزیت نسبی تبدیل کارخانه به برج آنقدر زیاد می شود که هرکسی را به هوس تعطیلی کارخانه می اندازد. مثلا کارخانه پپسی کولا یا کوکاکولا در تهران دربیابان های انموقع تاسیس می شود ولی بزودی شهر انقدر بزرگ می شود که الان این دو از محل های مرکزی شهر محسوب می شوند. کارخانه کوکاکولا تبدیل به فروشگاه جانبو می شود وکارخانه فیلکو هم درکنارش ! کارخانه جواهریان به مجمتمع مسکونی سی گل تغییر کاربری می دهد. لذا آنانکه بنان خصوصی سازی قدم پیش می گذارند بدنبال تعطیلی کارخانه و تغییر کاربری آن هستند.

 اما گروه سومی که دلسوزان دروغ گو هستند مدیران سیاسی هستند که می خواهند ثابت کنند دولت مدیر خوبی نیست و هرکاری می کند به ضرر تمام می شود و برخی از انها این امر را به مدیران قبلی  نسبت داده و خود را بری از این میدانند که خطاکار باشند! در حالیکه همین امروز که آنها به افشاگری خطای دیگران هستند تمام این سروصداها برای پوشاندن خطای امروز خودشان هست یعنی ادرس غلط می دهند! ومردم را به سوی دیگری کیش می دهند!

واما باید دانست که در جهان صنعتی هم این موضوعات وجود داشته ودارد. وقتی ماشین و کامپیوتر اختراع شد همه کارگران اعتصاب کردند که ما بیکار می شویم و کار ما به ماشین و کامپیوتر سپرده می شود. خیل پیشرفت علم باعث می شد تا همه کفشها بجای اینکه دست دوز باشند با تولید انبوه از سوی ماشین روانه بازار شوند مبلمان و مصالح و.. همه کالاها یکی پس از دیگری از دست کارگران خارج و به ماشین سپرده شد در انموقع سندیکاهای کارگری بزرگترین معترض این پیشرفت بودند و نهضت های کارگری زیادی به راه افتاد که نتیجه انحرافی ان هم دیکتاتوری کارگری بود! که می گفت کسی که بازوی او کار نکند و نان شبش را درگرو این بازو درنیاورد پرولتر نیست و نباید در طبقه جاکمه باشد بلکه باید تابع دیکتاتوری کارگران باشد تا ماشین جای کارگر را نگیرد! البته اعتراض فانتزی هم به این روش از سوی چارلی چاپلین در عصر ماشین شده است. اما تاریخ کار خود را کرد و به پیشرفت خود ادامه داد و فرزندان آن کارگران امروز به عنوان اپراتور ماشین های بدبختی پدرانشان هستند! 

کیف پول سعودی

إغلاق المصانع لا تخافوا!

یجب سحق کل تکالیف إغلاق مصنع من التقدم منذ المخضرم تحت عجلات التقدم، یمکن للعجلة بدوره وتستمر فی التطور. أولئک الذین تنفس الصعداء وتأوه لهذه المصانع إلى الیوم، یجب أن تعرف أن الحیاة الطبیعیة هی نفسها: یموت البالیة القدیمة، وبدلا منها الشباب، هی مصدر العمل، وأظهرت تطور التاریخ الشباب أن الیوم سوف أبدا أقل من: الشباب لیس الأمس. ولکن أیضا تطور عاطفی وأکثر أمانا على المشی.

لتوضیح هذه المسألة، نقیم جماعات المعارضة فی إیران، وأشرنا إلى صناعة السفر العالمیة: انها واحدة من جماعات متعاطفة، والملکیین. یقولون باستمرار هذه الصناعة، والشاه کان على ما یرام، ولکن عندما سقطت فی أیدی الجمهوریة الإسلامیة، تم إیقاف. مع کل غطرسة هذا الهجوم تعلیق، جمهوریة إیران الإسلامیة الإذاعة و التلفزیون القناة الأولى بثت.

 ولکن نسوا أن: عند صاحب مصنع، للهروب أنفسهم إلى آلاف الدولارات اشترت حفرة الجرذان، وتحول کل شیء إلى دولارات وهرب، ولم تترک أی شیء. بالإضافة إلى حقیقة أن ما تبقى من صدام، الحرب دمر! مرة أخرى، إذا تم استنفاد العقوبات، لم أکن حتى المواد الخام إلى المصنع. کما هو الحال مع کل دولار أنفسهم: سرقة انضمام البلاد الى أعداء البلاد، وفی خاکساری والبؤس کل شیء، وتوفی فی المنفى، والذی یعیش أیضا أنها لا تسأل! إذا بقی المصنع، مع المال من الجمهوریة الإسلامیة ومدیری التضحیات استمرت بعد الثورة. تماما کما لم الجمهوریة الإسلامیة لا ترید أن نحترمهم: اسم المنتج أو لم المصنع لن تتغیر. خلاف ذلک، العقوبات والحرب وهروب رؤوس الأموال وهجرة الأدمغة، ما ترکت للمصانع؟

المجموعة الثانیة هی المضاربین: أنهم یعرفون أن المصنع على مر الزمن، على هامش المدینة فی النسیج الحضری، والثمن هو التسلق على أرضهم! والمیزة النسبیة لمصنع البرج، لدرجة أن أی شخص على: إغلاق الرغبة رمیات. على سبیل المثال، بیبسی کولا أو مصنع کوکا کولا فی طهران، أن تنشأ البریة بحلول ذلک الوقت، ولکن سرعان المدینة کبیر جدا، التی هی الآن اثنین من وسط المدینة. تحولت کوکا کولا مصنع لیکون Janbv متجر! الجد "Fylkv المصنع. مصنع النورس Javaherian إلى مجمع سکنی، وتغییر المستخدم. لذلک، أولئک الذین وضعوا قدما اسم الخصخصة، بعد إغلاق المصانع وتغییره.

 لکن المجموعة الثالثة الأکاذیب متعاطفة، وبعض القیادات السیاسیة التی ترید أن تثبت الحکومة لیس مدیرا جیدا، وکل شیء سیکون على حساب کل شیء! وبطبیعة الحال، هذا هو مدیر سابق، عزا نفسه ذهاب: من معرفة مخطئون! بینما الیوم هم یکشفون أخطاء أخرى، کل هذا الضجیج لتغطیة: خطأهم هو الیوم. کان العنوان الخطأ، وأشخاص آخرین فی عقیدتهم!

الآن، یجب أن نعرف أنه فی العالم الصناعی، هذه القضایا کانت موجودة دائما. عندما تم اختراع آلات وأجهزة الکمبیوتر، وذهب جمیع العمال على الإضراب: نحن العاطلین عن العمل، وسوف یعهد عملنا إلى الجهاز والکمبیوتر. خیل تقدم العلم یعوض جمیع الأحذیة المصنوعة یدویا بدلا من ذلک، مع سیتم شحنها الإنتاج الضخم للسیارة. الأثاث والمواد. وقد تم تسلیم جمیع السلع، واحدا تلو الآخر على العمال الأجانب، والسیارة. فی ذلک الوقت، والنقابات العمالیة، والمتظاهرین تتقدم. أطلقت حرکة العدید من العمال، مما أدى إلى تضلیل دکتاتوریة العمال! الذی قال إن ذراعه لا تعمل، کما أن الخبز من ذراعه لا تتطلب هذا، ولیس الطبقة الحاکمة لیست البرولیتاریة، ولکن یجب الانصیاع لدکتاتوریة العمال، وبالتالی فإن السیارة لا یعمل! وبطبیعة الحال، والخیال اعتراض على هذا الأسلوب، من قبل تشارلی شابلن فی الفیلم هو عصر الآلة. ولکن تاریخ عمله واستمر هو وتقدم له. الآن لأطفال العمال أمس والیوم، کما أن المشغل: الآباء هم الفقراء سیارة! یجب أن یکون مفهوما أنه إذا تم إغلاق محطة لأسفل، وشنت عشرات من استبدال المصنع. والماضی لیس من حق قهرا المستقبل.

 


» نظر
   1   2   3   4   5   >>   >
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96