سفارش تبلیغ
صبا

همه چیز تقصیر آن ها است!

شاید فقط مانده بود که: به خدا فحش بدهند! آنقدر هوا آلوده شده بود ، گرد و خاک و ریز گردها، امان زندگی مردم را گرفته بودند، که همه چیز فراموش شده بود. نه باران می آمد و نه باد، تا گردو خاک ها را ببرد. از دست هیچکس هم کاری برنمی آمد. همه همدیگر را مقصر می دانستند! و حل مسئله را به عملکرد آن ها وابسته می دانستند.

عده ای می گفتند آلودگی هوای تهران، نتیجه ساخت بنزین داخلی است! و رفتند و بنزین خارجی وارد کردند. عده ای هم گفتند که گرد وخاک ها، از طرف عراق می آید و: سوریه و عربستان هم مقصر هستند. حتی آنطرف تر مصر و صحرای سینا راهم، در جرگه متهمان وارد می کردند .

برخی ها هم می گفتند: موتور سیکلت ها مقصرند و، هر موتور که دوزمانه است، به  اندازه ده تا کامیون گازوییلی دود تولید می کند! برخی ها هم می گفتند: ماشین و بنزین آلوده کننده نیستند، بلکه این سوخت مازوت در: آجر پزی ها و نیروگاه ها است که دود تولید می کند. عده ای هم می گفتند نه، هیچکدام از این ها نیست، بلکه تقصیر ها همه، گردن شوفاژ ها خانگی است، که باعث می شود هوا دفرمه شده و: دود از تهران بیرون نرود.

همه چیز مقصر بودند و: اسم همه در لیست بود، فقط مانده بود خدا را مقصر بدانند! شاید اگر صدا و سیما اجازه داشت: این حرف ها را هم پخش کند، از همه بیشتر گردن خدا می انداختند! هیچکس از خود نمی پرسید: چرا خدا با این مردم قهر کرده، و رحمت و برکات و: نزولات آسمانی خود را فرو نمی فرستد؟ اگر باران می آمد، همه چیز ارزان می شد: چون کشاورزی رونق می گرفت، و حتی مردم مریض هم نمی شدند.

سال ها دنبال علت سرطان گشتند، مدت ها آن را مرض بی درمان اسم گذاشتند، ولی جالب بود در این هیر و ویری، یکی از مهمترین عوامل سرطان هم معلوم شد! علت سرطان نه غذا بود، نه زمین و نه زمان بلکه آلودگی هوا بود! بله این ریز گردها و مواد آلاینده در هوا، باعث سرطان می شود، این را در جزوه های هلال احمر خواندم! زیرا قرار بود آنتن همراه دوم نصب کنیم، همه همسایه ها گفتند سرطان زا است، ولی وقتی این جزوه را گرفتم، شاخ در آوردم اصلا اسمی از برق فشار قوی، یا امواج رادیویی نبود! همه دلایل مربوط به آلودگی هوا بود.

اما می دانید چه شد؟ یک روز آخر اسفند که: همه از تهران رفتند، باران بارید و: همه آلودگی ها و ریز گردها را شست و با خود برد! آنقدر آب جمع شد که سیل به راه افتاد، و برف آنقدر زیاد بود که جاده ها اغلب بسته شدند، و همه مجبور شدند از: وسایل گرم کننده استفاده کنند و: وسایل ایمنی و زنجیر چرخ با خود ببرند.

چرا اینطور شد ؟ چون همه چیز، تقصیر آن ها بود. آن ها که رفتند همه چیز سرجای خودش قرار گرفت: باران بارید و شهر را شست، و از اینکه آن ها خارج شدند، خوشحالی خود را نشان داد. بله مشکل اصلی همین مسافران نوروزی بودند! تا موقعی که در شهر بودند، شهر خفگی گرفته بود، ولی همینکه رفتند، دل ابرها پربار شد و بارید. این ابر ها همان ابرهایی بودند که 6 ماه تمام، نقشه کشیدند تا آن ها را بارور کنند ولی نتوانستند!

این شش ماه همان پاییز و زمستان بود، که فصل بارش بود اما حتی طبیعت هم، از دست این ها خسته شده ، عادت خودش یادش رفته بود. ای مردم بیایید یکبار دیگر، با خودتان خلوت کنید ببینید: چرا اینطور شد؟ گرانی و تورم چرا پیش آمد؟ و چرا خدا باران را از مردم گرفته بود؟ چرا در جاییکه سیل تمام کشورها را می برد، در ایران باران نمی آمد؟

 اما همینکه رفتند و شهر ها را ترک کردند، گویا باران و برف شش ماه منتظر چنین روزی بودند! و هرچه عقده داشتند آن را خالی کردند. ابرها دیگر دوست نداشتند بی ثمر باشند، و با غرور تمام بر سر شهر ها می رفتند، و باران خود را سخاوت مندانه می ریختند! بطوری که دبی سد ها پر شد، و دیگر مسئولین از کم آبی و :جیره بندی آب یا صرفه جویی حرفی نزدند.


کل شیء هو خطأهم!
ربما کان مجرد ما یلی: أقسم على الله! کان الهواء حتى القذرة، ولم یدخر الغبار الناعم وحیاة حبوب اللقاح، أن کل شیء کان فی طی النسیان. لا المطر ولا الریاح جاءت، لنفض الغبار علیه. من جهة أنها لا تعمل. کل اللوم بعضها البعض! وحل المشکلات المتعلقة ظیفتها عرفت.
ویقول البعض تلوث الهواء فی طهران، مما یجعل البنزین المحلی! وذهبوا والبنزین الأجانب. وقال بعضهم إن هم الغبار، ویأتی من العراق وسوریا والمملکة العربیة السعودیة وأیضا لإلقاء اللوم. حتى بعیدا مصر وطریقة سیناء، من بین المتهمین دخلوا.
والبعض یقول انهم مذنبون والدراجات الناریة، ولکل منها محرک ضربتین، والدیزل شاحنة الدخان بقدر عشر لإنتاج! وقال البعض أیضا أنها لا تلوث السیارات والبنزین وزیت الوقود ولکن فی مصنع الطوب والنباتات التی تنتج الدخان. وقد یقول البعض لا، لا شیء من هذا لیس خطأ من کل والعنق والتدفئة المنزلیة، والذی یسبب الهواء مشوه والدخان یخرج من طهران.
کل شیء کان على خطأ واسم کانوا جمیعا فی القائمة، مجرد إلقاء اللوم الله! ربما، إذا ما ترکت وقالت IRIB هذه الکلمات لاعب، والمزید من الرقبة إلى أسفل الله! لا أحد لا سئل لماذا کان الله غاضبا مع هؤلاء الناس، ورحمة وبرکاته: هطول الأمطار لا یرسل من روعها؟ عندما جاءت الأمطار، کان کل شیء رخیص، کان الزراعة مزدهرة، ولم تکن حتى المرضى.
کانت السنوات التالیة بسبب السرطان، ومرض عضال یسمى من الوقت استغرق، لکنها کانت ممتعة فی هیر وV-رای، واحدة من أکبر أسباب السرطان وجد! الغذاء لم یکن السرطان، ولکن لم تکن الأرض وتلوث الهواء لیس الوقت! نعم، وهذا هو غرامة الغبار والملوثات فی الهواء، وتسبب السرطان، وأنا أقرأ هذا فی کتیب للصلیب الأحمر! وقد رافق ذلک من خلال تثبیت الهوائی الثانی، کنا کل الجیران المسببة للسرطان، ولکن عندما أخذت النشرة، القرن، حصلت على أی ذکر لخطوط الکهرباء عالیة الجهد، وکان الرادیو لا! وتتعلق کل الأسباب لتلوث الهواء.
ولکن هل تعرف لماذا؟ یوم واحد فی شهر فبرایر الماضی التی وصلت من طهران، وسکب المطر کل الاوساخ والغبار الدقیق للقیام مع الإبهام والفوز! جمع ما یکفی من المیاه لإغراق على طول الطریق، وکان الثلج عالیة جدا، بحیث أغلقت معظم الطرق، وأجبروا کل من أنظمة التدفئة لهم: أجهزة السلامة وسلاسل معهم.
لماذا کان ذلک؟ لأن کل شیء کان خطأهم. وکانوا ذهب، کل شیء یقع إلى جانبها: أمطرت وغسلها مدینته، ??وأنها أزیلت، وأظهر سعادته. نعم، کانت المشکلة الرئیسیة من الرکاب السنة الجدیدة! إلا إذا کنت فی المدینة، وکانت المدینة الاختناق، ولکن بمجرد أن ذهبت، کانت مثقلة الغیوم وأمطرت. هذه الغیوم هی الغیوم التی 6 أشهر، وخططوا لتخصیب لهم، لکنها فعلت!
وکان ستة أشهر فی الخریف والشتاء، وموسم الأمطار، ولکن حتى الطبیعة، وهذه قد استنفدت، عادة کان قد نسی. دع الناس مرة أخرى، وحیدا مع نفسک لمعرفة لماذا کان هذا؟ لماذا کان ارتفاع الأسعار والتضخم؟ ولماذا کان إله المطر؟ لماذا کل البلدان التی تکون فیها الفیضانات، وأنه لم یکن فی المطر؟
 
ولکن بمجرد مغادرتهم المدینة، المطر والثلج کما لو کانت ستة أشهر فی انتظار لهذا الیوم! کانت أکثر تعقیدا وکان فارغا. لم الغیوم الآخرین لیس مثل جرداء، ومشى بفخر فی جمیع أنحاء المدینة، وسکب المطر له سخاء! بحیث امتلأت تفریغ السدود، ومسؤولین آخرین من الجفاف، لم ترشید المیاه لن ینقذ أی شیء.


» نظر

سال نو، جهانی نو

 

میلیاردها سال از بوجود آمدن زمین می گذرد، و کسی هنوز نتوانسته راز و رمز این همه شگفتی را توضیح دهد. و هرکس هم اقدامی کرده، نه از آن جهت که اصل مطلب را گفته باشد، بلکه از آن جهت است که دهان دیگران را دوخته است! تمام فوت و فن ها ، تلسکوپ ها و میکروسکپ ها همه، برای بستن دهان مخالفان و منتقدان است!

سال ها مردم را فریب دادند که: به فضا رفته اند و بر کره ماه نشسته اند، و از آنجا قطعاتی را آورده اند! اما بعد معلوم شد که همه اینها صحنه سازی، در صحرای نوادای آمریکا ،یا دره اسرار آمیز سلیکون! ولی نمی دانستند، دست روی دست بسیار است، و حرف آن ها تا موقعی قابل قبول است که، بالا دستی وجود نداشته باشد.

بالا دست بودن هرکس هم، نه به علم و دانش است، بلکه به قدرت و سیادت است. وقتی به به و چه چه زیاد باشد، هر موضوع غیر علمی هم علمی می شود! و هر تئوری در نیامده از کوره فرضیه ها هم، اصول و مبانی را تشکیل می دهد!

اما همه این ها می گوید : جهان در عین کهنه بودن، نیاز به لباس نو دارد و حرف های کهنه، حتی اگر حقیقت هم باشد کهنه است! و باید حرف نو زده شود. این حرف نو شاید یک یا چند قرن طول بکشد، ولی مهم نیست. حرف تازه بوی زندگی می دهد، و حرف کهنه بوی ماندگی .

امروز هم ما آمده ایم و: حرف های تازه می زنیم! حرف هایی که بوی زندگی می دهد و: بوی شادابی و شکوفایی . بگذار غربی ها هر چه می خواهند بگویند، و بنویسند و دانشمندان آنان، در دانشگاه دیکتاتوری علمی ایجاد کنند، و بگویند علم آن است که از دانشگاه: برکلی یا ماساچوست بیرون بیاید. اما دیگر گوش شنوایی برای این افتخارات آنان وجود ندارد.

حتی دانشحویان آن ها مانند: تشنه های صد ساله، به دنبال آب می گردند تا خود را از یک سرچشمه جدید سیراب کنند، برای آن ها سحنان استادان سراب است، بوی نم و ماندگی می دهد. آن ها دیگر فسیل شده اند و: حرف تازهای ندارند. آنها فقط میتوانند کتب سال های جوانی خود را، با یک اصلاحات در املا و انشا آن، به عنوان چاپ جدید بیرون بدهند.

و نوروز ایرانیان همین را می گوید! لباس کهنه زمستانی را بیرون بیاورید، و لباس نو بهاری بپوشید. بیایید قبول کنید دوران حاکمیت ماههای: دی و بهمن تمام شد و، نوبت حکومت فروردین ماه است. بیایید ببینید اگر شما قبول ندارید، ولی تمام جهان آین را پذیرفته اند! از سبزه کوتاهی که به زور، از زیر اسفالت خیابان، سر خود را بیرون آورده، تا درختان کهنسالی که برگ های تازه، و شکوفه های رنگین برتن: لخت زمستانی خود می پوشانند! همه از نو شدن حرف می زنند، نو شدنی نه به درازای یک قرن، بلکه فقط به درازی یک سال .

و این سنتی است که خداوند بر آن نهاده است . خداوند در عرض شش روز دنیای ما را خلق کرد، و روز هفتم همه چیز آماده بهره برداری بود! و این روز ها را بر آدم یاد آوری کرد: تا هر سال در چنین روز هایی جشن بگیرد، و به ستایش و سپاسگزاری از خدا بپردازد.

البته همه فرزندان آدم یکسان نبودند، عده ای هم می خواستند دراین مورد، نو آور باشند و لذا آن را ترک کردند و سنت شکنی ! اما ایرانیان در طول همه این سال ها، ان روز ها را گرامی داشتند، و از هیچ مسخره و بدگویی هم  ناراحت نشدند. و حضرت امام صادق و: دیگر امامان هم این موضوع را بیان کردند.

همین جوشش از درون، برای هماهنگی با طبیعت، در جهت نوشدن، تعادل روانی به ایرانیان می داد، و آن ها همیشه در همه کار ها موفق بوده اند. زیرا مشیت الهی همین است، قران کریم خود یک طبیعت است، که هر روز نو به نو می شود، و هر مومن باید هر روز، ده یا صد ایه از ان تلاوت کند، تا به فهم جدیدی از آن برسد که: در حل مشکلات روزانه او را یاری دهد. امام علی هم فرموده که: فرزند زمان خود باشید!


السنة الجدیدة، العالم الجدید
وقد تم إنشاء الملیارات من الأرض منذ سنوات، ولا أحد حتى الآن قادرا على شرح الغامض عجب من کل ذلک. الجمیع یعمل معا، ولیس لأنها الابتدائی، وإنما هو للآخرین للخیاطة فمک! کل خدعة والتلسکوبات والمجهر کلها النقاد هو لإغلاق فمک!
سنوات خدعت الناس التی ذهبت إلى الفضاء ویجلس على سطح القمر، وکانت القطع هناک! ولکن بعد ذلک اتضح أن کل هذه التمثیل المسرحی، فی ولایة نیفادا الأمریکیة الصحراء، أو وادی السیلیکون غامض! لکنهم لا یعرفون، على أیدی کثیرة، والتحدث حتى یتم قبوله من أنه لا یوجد المنبع.
المنبع من بعضها البعض، ولیس فی العلم، ولکن أیضا السلطة والسیادة. متى وکیف الکثیر لأی موضوع غیر العلمی هو العلم! والفرضیات النظریة تأتی من الفرن، وتشکل المبادئ!
لکن الجمیع یقول العالم القدیم نفسه، والحاجة لشراء الملابس الجدیدة والکلمات القدیمة، حتى لو کانت الحقیقة هی هناک! یجب ضرب شخصیات جدیدة و. الشخصیات الجدیدة قد یستغرق مدة قرن أو أکثر، ولکن لا یهم. أی شیء رائحة حیاة جدیدة، والإبقاء على رائحة من الرسائل القدیمة.
الیوم نأتی معا، ودمج شخصیات جدیدة! الأشیاء التی تعطی الحیاة والتنفس رائحة جدیدة ومزدهرة. وضع الغرب کل ما أرید أن أقول، والکتابة، والعلماء، ودیکتاتوریة العلم، والعلم یقول أن جامعة کالیفورنیا فی بیرکلی أو معهد ماساتشوستس للتکنولوجیا للخروج. لکنها لم تعد الاستماع إلى هذه الإنجازات.
حتى الطلاب هی کما جائع لمدة مائة سنة، تبحث عن ماء لنشرب من مصدر جدید، لأسیادهم شنان سراب، ورائحة الرطوبة والاحتفاظ بها. لدیهم حفریات أخرى، لیست شیئا جدیدا. لا یمکن إلا أن کتاب سنواته الشباب، مع بالإصلاح التدقیق الإملائی وتکوینها، على أنها جدیدة طباعتها.
نوروز ویقول نفس الشیء! اخراج الملابس القدیمة، فصل الشتاء، والربیع ارتداء الملابس الجدیدة. دعونا قبول حکم أشهر: ینایر وفبرایر والانتهاء، وتحویل شهر ابریل نیسان. دعونا نرى إذا کنت لا توافق، ولکن قبلت فی جمیع أنحاء العالم! امرأة سمراء قصیرة من القوة، من الرصیف الشوارع، ورأسه، والأشجار القدیمة التی الأوراق الطازجة، وأزهار والملابس الملونة، وغطاء الشتاء عاریة! کل الکلام من جدید، جدیدة، غیر ممکن طالما قرن، ولکن سنة واحدة فقط منذ فترة طویلة.
والتقلید أن الله قد وضعت. خلق الله عالمنا فی ستة أیام، وفی الیوم السابع کل شیء کان جاهزا! وهذه الأیام أن أذکرکم أنه فی کل عام فی هذا الیوم للاحتفال، والثناء والحمد لله بالنسبة لهم.
بالطبع، لیس کل الأطفال هم نفس الشخص، وقد أراد بعض الناس هذه الحالة، ابتکار، وحتى أنها ترکت وکسر للتقالید! لکن الإیرانیین خلال کل هذه السنوات، واحتفلت الیوم، وأیة سخریة والحط من قدرها لیس مفاجأة. وأعرب الإمام الصادق وغیره من القادة أیضا هذه المسألة.
حتى داخل العمیق، لوئام مع الطبیعة، من أجل إعادة التوازن العقلیة للإیرانیین، وأنها کانت دائما ناجحة فی کل شیء. لأن هذه هی مشیئة الله، القرآن الکریم هو الطبیعة، أن کل یوم جدید هو حقل جدید، ویجب أن یکون کل مؤمن فی کل یوم، عشرة أو مائة آیات تلاوة، من أجل التوصل إلى فهم جدید لذلک: المشاکل مساعدته الیومیة. وقال علی أیضا أن الطفل عندما الخاص بک!

 


» نظر

فاطمه س عین حق بود، چون با علی بود!

 

پیامبر فرمود که( الحق مع علی و علی مع الحق اینما کنت ) حق با حضرت علی ع است، و حضرت علی ع هم با حق هست، هرجا که باشد.

از این گفته شریف  مستفاد می شود که:حضرت فاطمه سلام الله علیها، عین حق و: لاحق به حق و مسمی به حق هم بوده است. یعنی یکی دیگر از اسما ایشان حق است، حقی که در شکل انسان و در: ظریف ترین و زیباترین نوع آن، متجلی شد و حجت را برهمه تمام کرد.

او مانند حق زندگی کرد: همه چیز او در ظاهر حقیر و کوچک بود! اما باطن او بزرگ و متعالی : جهیزیه ایشان بسیار حقیر و کم بها بود که: از مبلغ فروش یک عدد سپر جنگی حضرت علی، تامین مالی شده بود! مهریه اش آب بود که حتی، از فرزندش امام حسین ع، در کنار نهر فرات منع کردند.

خانه اش گلی بود و اثاثیه اش: فقط یک گلیم و یک دست آس، که با آن گندم و جو آرد می کرد، و غذا می پخت ، عمرش از همه کوتاه تر بود با اینکه نوشته اند 18 ساله شهید شد، ولی باید 9 سال آن را دوران کودکی دانست! شوهرش آنجنان فقیر بود که حتی از کنار: قصابی رد نمی شد و به یهودی طلبکارش، نمی توانست نگاه کند.

فرزندانش دو پسر و دو دختر بودند، کوچک و معصوم که حتی نمی توانستند: مانع سیلی زدن مرد عرب، بر روی صورت مادرشان شوند!

یکی از فرزندانش که در رحم مادر بود، حتی فرصت نیافت پا به عرصه زمین بگذارد، و از جور دشمنان در دل مادرش شهید شد.

اما این ها، به ظاهر کوچک هستند! فقر و گرسنگی آنان از نداشتن نبود، بلکه از ایثار و فداکاری آنان برای مردم بود! سه لقمه نانی را که برای افطار، نگهداشته بودند به یتیم و فقیر و مسکین دادند! و این داده های آنان را خدا می دید، و جبران می کرد، سوره هل اتی در شان همین عملکرد، بر پیامبر اسلام نازل شد.

فرزند مظلوم و کوچک او اکنون، در سراسر جهان بر دل های همه مظلومان حکومت می کند! و در جهان 7میلیاردی کسی نیست که، او را نشناسد و قدرش را نداند، و این امری است که تمام رسانه های جهان، برای رسیدن به آن خود را به هردری می زنند. با اینکه ممکن است سی ان ان یا بی بی سی، حتی یکبار از او نام نبرده و او را تکریم نکرده باشند، ولی همه جهان از حسین ع حرف می زنند.

شوهر قهرمانش اکنون، سر امد همه مدال ها و نشان های جهان است! مدال شجاعت، عدالت و حکمت را، همه تماشاگران به او می دهند، در حالیکه اسکار ها را، همه ضد علی ها درو می کنند!

خانه کوچک و گلی او همه تاریخ شده است. منشا و موتور تاریخ و حتی هدف تاریخ، همان خانه کوچک و گلی فاطمه سلام الله علیها است. همه مادران و همه زنان، در حسرت یک روز زندگی مانند او می سوزند، و در آرزوی همسایگی و همنشینی با او هستند.

استفاده از سالهای کوتاه عمر، و مدیرت زمان، قهرمانی بالاتر از ایشان ندیده! چه کسی است که با یک زندگی کوتاه، همه تاریخ را بچرخاند؟ بهره وری از این بالاتر؟ که با 90 روز حمایت از علی ع کاری کرده، که یک ملت سوسمار خور و بیابانگرد، امروزه به بزرگترین کارتل ها و تراست های جهانی تبدیل شدند! و سرمایه داران یهودی و مسیحی، منتظر گوشه چشمی از سوی آن ها هستند؟

فدک تنها ارثیه مانده از سوی پدرش را، به یغما بردند تا در زندگی در امدی نداشته باشد، ولی اکنون فدک او همه جهان است! شاید خیلی ها به خود ببالند که توانسته اند، از یزیدیان زمان فرصتی بگیرند، و فدک را تماشا کنند! ولی فدک دیگر آن باغ کوچک، افتاده در صحرای عربستان نیست! فدک امروز جامعه جهانی و حکومت واحد جهانی است، که به دست نواده ایشان: حضرت صاحب الزمان ایجاد خواهد شد!

کانت فاطمة الزهراء عین الحق ، لأن کان مع علی !
قال النبی 
الحق مع علی و علی مع الحق اینما کنت .
وقال شریف ان هذا یعنی: فاطمة رضی الله عنهما، نفس الحقوق و، لاحقا إلى الیمین وإلى الیمین هو  هذا هو واحد من أسمائهم الحق، وهو حق أن شکل الإنسان، والأکثر أناقة وجمالا من نوعه، کان دلیلا واضحا لجمیع قویة وکل ذلک.
عاشت الصحیحة: وهی تبدو الأمور التافهة والصغیرة! ولکن باطنه هو عظیم ونبیل: کان مهرها المتواضع جدا والتقلیل من کمیة من بیع عدد من الدرع الحرب علی، وقد تم تمویل! کانت المیاه مهرها، حتى، ابن الامام الحسین AS، نهى على طول نهر الفرات.
کان منزله الموحلة وأمتعته، مجرد سجادة وایس، الذی کان القمح والدقیق والشعیر، والطبخ، وکانت الحیاة أقصر من کل ما تم کتبه الشهید البالغ من العمر 18 عاما، ولکن إلى 9 سنوات الطفولة أعرف ذلک! وکان المجتمع الفقیرة حتى مع زوجها، لم یکن رفضت وجزار الیهود  لا یمکن أن نرى.
وکان الأطفال، صبیان وفتاتان الشباب والأبریاء أنه لا یمکن أن: وقف الصفع الرجال العرب، هم فی طریقهم!
أحد الأطفال فی الرحم، فرصة لم یکن حتى ولدت لای، وأصبحت قلوب نوع من أعدائه شهیدا.
ومع ذلک، فإن الصغیرة على ما یبدو! وکان الفقر والجوع لم تکن، ولکن التضحیة من أجل الشعب! الثلاثاء قمة الخبز على الفطور، قد أبقت الفقراء والأیتام والفقراء! والبیانات التی شهد الله، والتعویض، والفصل التالی فی مساعیهم هذا الأداء، الذی أنزل على النبی محمد.
انه هو ابن الفقراء والصغیرة، فی جمیع أنحاء العالم على قلوب کل المظلومین! 7 ملیارات نسمة فی العالم انه لا یعرف ولا یأخذ أمرا مفروغا منه، وهذا هو ما کل وسائل الإعلام العالمیة، للوصول إلى هیردر. بل قد CNN أو BBC، ولو مرة واحدة انها لا أحترمه، ولکن کل الکلام عن حسین علی.
زوج بطل الآن، رأس کل المیدالیات وتظهر للعالم! وسام الشجاعة والعدل والحکمة، وجمیع معجبیها، فی حین أن أکادیمیة، الجمیع ضد الحصاد علی!
کوخ من الطین وانه هو کل التاریخ. أصل وتاریخ المحرک والموعد المستهدف، بیت صغیر والموحلة فاطمة رضی الله عنهما. جمیع الأمهات وجمیع النساء، یتوقون لیوم واحد لأنه أحرق، وأحلام الحی وشرکته.
استخدام سنوات قصیرة من الحیاة، وإدارة الوقت، فهی لیست فوق عنوان! من هو هذا مع حیاة قصیرة، کل على منعطف؟ کفاءة أعلاه؟ وکان علی القیام به مع 90 یوما من الدعم، أصبح أمة جدیرة السحالی الصحراویة الیوم أکبر عصابات وتثق فی العالم! والرأسمالیین، والیهود والمسیحیین، فإنهم ینتظرون العین؟
فدعق الإرث الوحید من قبل والده غادر، تم نهب فی الحیاة لیس الدخل، ولکن الآن هی فدعق! ربما الکثیر من الناس الذین تمکنوا من ، والیزیدیة تتاح لی الفرصة، وفدعق لمشاهدة! ولکن غیرها من حدیقة فدعق صغیرة، لا تکمن فی الصحراء العربیة! المجتمع فدعق الدولی وحالة العالم الیوم، الذین فقدوا حفیدها، سیتم إنشاء الإمام زمان!

 


» نظر

تغیییر سنتهای هزار ساله

شاید هزاران سال است که مردم شب چهارشنبه آخر هر سال را جشن می گیرند و بنام چهارشنبه سوری ساعتی را در کنار آتش می گذرانند فلسفه این روز و شب هرچه باشد احترام به آتش و کاشف آن بوده تا زحمات او از بین نرود امروزه شاید چندان مهم نباشد ولی در روزگاران قدیم ایجاد آتش و نگهداری آن خیلی سخت و محتاج زحمات زیادی بوده است بطوریکه برای هر قطعه آتش یک پرستار گمارده می شد که اشتباها آن را آتش پرست می گویند.

آتش یکی از عناصر چهار گانه اصلی جهان است که امروز به حامل های انرژی تعییرنام یافته ولی هنوز هم نفت و گاز بعنوان حامل اصلی آتش مهمترین نقش را در سیاست های جهانی بازی می کنند. البته ذغال سنگ یا هیزم هم حامل انرژی هستند ولی برعکس روزگاران دور اهمیتی ندارند و حتی با سوزاندن آن ها مقابله نیز می شود یکی به دلیل آلودگی هوا و دیگری به دلیل ازبین رفتن جتگل ها و ریه زمین.

بنابر این چیز عجیبی نیست که یک نیمه روز بنام آتش نامگذاری شود اما متاسفانه در سال های اخیر عده ای تیشه برداشته و بر ریشه چنین سنتی می زنند آن ها از یکماه به عید مانده شروع به ترقه زنی می کنند! و یک شب را به یکماه و آتش را به سوزانندگی تغییر داده اند

علاوه بر اهمیت آتش آب و باد و خاک نیز هنوز اهمیت خود را دارند. یک وجب خاک مجموعه پیچیده ای از حیات و موجودات ریز زنده است وقتی خاک از بین برود یعنی همه چیز از بین ر فته است زیرا حاک دوباره متولد نمی شود

باد یا هوا هم اگرآلوده شود جایگزین ندارد

در اهمیت اب هم همین بس که برخی جنگ سوم جهانی را جنگ اب میدانند 


» نظر

امپراطوری عشق

 بر خلاف تئوری های لاریجانی، ایران اسلامی نه تنها غم جهان را می خورد، بلکه دوست دارد نه تنها مسلمان ها، بلکه همه ابنا بشر از زیر یوغ استعمار ازاد شود. اگر دنیا ایران را دوست دارد، این یک عشق است نه یک تهمت ناروا، زیرا ایران در طول تاریخ خود، هرگر برای کشورگشایی اقدام نکرده، بلکه این کشورهای دیگر بودند که: تجاوز می کردند و عقبه این تجاوز، شکست  آن ها بود و" مردم تحت ستم آن ها هم، پناهی جز ایران پیدا نمی کردند.

شاید این طور باشد که هنوز، ذهن برخی ها اسیر بوی تبلیغات غربی ها است که: اسلام را دین شمشیر می خوانند، ولی حتی این تبلیغات برای ایران نشده است، یعنی با اینکه ایران همیشه امپراطوری های بزرگی داشته، هرگز کسی از ایرانیان به عنوان ویرانگر، یا ستمگر یاد نکرده و تبلیغات هم نشده است. اگر مثلا یک فیلم سیصد هم ساخته شده، بدلیل نا آگاهی آنان بوده که ایرانی ها را، سیاهپوست تصور کرده اند!

اما هرگز اینطور نبوده است و همیشه، کسانی که به اصل واقعیت رسیده اند، توبه کرده و در مقابل عظمت تاریخی ایران سر فرود آورده اند. ممکن است حمله اعراب به ایران را، یک نقطه ضعف بدانید ولی حضرت ابراهیم و فرزندانش، حضرت اسماعیل و اسحاق هرگز عرب نبودند و ایرانی الاصل بودند، و علاقه نواده های آن ها به ایران هم برکسی پوشیده نیست.

آیا هنگامی که بنی اسرائیل، انبیا خود را می کشتند و ده تن از آن ها، در زمان کورش به ایران پناهنده شدند، این معنی زور گویی ایران به قوم یهود می دهد؟ ایا ایرانی الاصل بودن بسیاری از اعضای حکومت اسرائیل، که اتفاقا جناح دوست دار ایران هم هستند، با جناح طرفدار سعودی ها یکسان است؟

 یا هنگامی که مردم روم و یونان، از  ظلم و ستم قیصران خود به ایران پناه می اوردند، که نتیجه آن این شد که قیصر روم، تصمیم گرفت تخت جمشید را ، آتش زده با خاک یکسان کند، باز مقصر ایران است؟

بگذار دشمن هرچه می خواهد بگوید! ولی همه دنیا می داند که سردار قاسم سلیمانی، نه به زور که به خواسته خود: مردم عراق و دولتمردان آن، آنجا حضور دارد.

بگذار دشمنان هرچه می خواهند بگویند، ولی بزرگترین ثروتمندان و مجریان آمریکا، ایرانی الاصل هستند و ایران، مانند صهیونیست ها یا لیبرالیست ها، نیازی به لابی زدن یا تبلیغات دروغین ندارد. ایران اسلامی می داند که همه مردم آمریکا، دوستدار ایران هستند و اگر تعداد اندکی هم، دشمنی می کنند بخاطر زور ستمگران است.

آیا چه نیازی است که ایران، در یمن لابی باز کند یا نیرو پیاده کند؟ تمام مردم یمن شیعه هستند و دوستدار اهل بیت، و ایران را حامی بزرگ خود می دانند.

آیا احتیاجی هست که ایران، مسیونر به افریقا بفرستد؟ و آن ها را به تشیع یا دوستی ایران دعوت کند؟ آن ها خود را ایرانی می دانند! و در بسیاری از قوم و قبیله ها، مانند زنگبارها، اصلا مهاجر از جنوب ایران هستند.

آیا نیازی هست که به: چین یا هند لشکر کشی شود؟ یا آن ها انقدر حافظ و فردوسی را، دوست دارند که اصلا نام ایران را، مقدس تر از آن میدانند که حتی فکر: جنگ یا مقاومت در مقابل ان داشته باشند؟

آیا اسیای میانه نیاز به ایجاد فدراسیون دارد؟ یا اینکه آن ها خود را ایرانی تر از خود ما می دانند؟ خجند و تاشکند و مرو، همه آثار شاعران و بزرگان پارسی گوی است. آذر بایجان و گرجستان و ارمنستان را می گویید؟ در جای جای آن ها قوم ایری، یا ایرانی محبوب هستند، حتی در گرجستان عدهای خود را آیرون، یعنی ایرانی الاصل می دانند


امبراطوریة الحب
على عکس نظریات لاریجانی، کان العالم الاسلامی الایرانی لیس فقط محزن، ولکن یحب لیس فقط المسلمین، ولکن جمیع البشر تکون خالیة من نیر الاستعمار. إذا کان العالم من الحب، الحب الذی لیس فضیحة، لأنه فی سیاق تاریخها، وقد حاولت أبدا إلى الفتح، ولکن البلدان الأخرى: الاغتصاب اغتصاب والعقبة، والذی کان الفشل ". الشعوب المضطهدة هم، لم یتمکنوا من العثور ملجأ إلا إیران.
ربما انها لا تزال تمانع بعض الروائح الأسیرة الدعایة الغربیة أن الإسلام هو دین السیف الغناء، ولکن حتى هذا لیس اعلانا للبلاد، وهی حقیقة أن إیران کان دائما الإمبراطوریات العظیمة، أبدا الایرانیین مدمرة، أو لا تذکر الإعلانات لیست قمعیة. إذا، ویقول، مصنوعة من مائة الأفلام، نظرا لعدم معرفتهم من الإیرانیین، أن یتصور السود!
ولکن لا من أی وقت مضى، من أی وقت مضى، أولئک الذین لدیهم الحقیقة، التوبة، وقد انحنى أمام عظمة التاریخیة. أن غزو العرب لإیران أن یکون وضع غیر مؤات لمعرفة النبی إبراهیم وأبنائه وإسماعیل وإسحاق تکن قط أصل العرب والإیرانیین، وذریتهم فی مصلحة إیران لیس سر.
هل بنی إسرائیل والأنبیاء بک یقتلون وعشرة منهم، لجأوا فی وقت سایروس، بمعنى إکراه للشعب الیهودی؟ هو أصل إیران من العدید من أعضاء الحکومة الإسرائیلیة، والتی هی بالمناسبة أمثال إیران والمملکة العربیة السعودیة والمشجعین هی نفسها؟
 
أو عند أهل روما والیونان، وقسوة قیصر نفسه لجأ فی إیران، وکانت النتیجة التی یکون ذلک الإمبراطور الرومانی، قرر بیرسیبولیس، حریق دمر وإیران هو الجانی؟
السماح سوف العدو اقول لکم کل شیء! ولکن العالم کله یعرف أن الجنرال قاسم سلیمانی، الذی طلب عدم إجبار الشعب العراقی وحکومته، هناک.
السماح للأعداء ما یقولون، ولکن النسب الغنی وإنفاذ أمریکا وإیران والإیرانیین، مثل الصهاینة أو اللیبرالیین، أو الدعایة الکاذبة لا یزعج اللوبی. إیران الإسلامیة یعلم أن کل شعب أمریکا، والمحبة، وإذا کان عدد قلیل من قوة العدو لأنها غیر عادلة.
ماذا یعنی أن إیران أو الیمن أو خارج السلطة إلى بهو الفندق؟ جمیع الشیعة الیمنی والمحبة المنزلیة، والتی راعیا کبیرا إیران.
لیست هناک حاجة لإیران لإرسال المبشرین إلى أفریقیا؟ ویدعوهم إلى إیران الشیعیة أو الصداقة؟ الإیرانیون أن أعرف! وفی کثیر من الشعوب والقبائل، مثل زنجبار، جمیع المهاجرین من جنوب ایران.
لا تحتاج إلى أن الصین أو الهند هی الحملة؟ أو نحو ذلک حافظ والفردوسی، ودعا إیران مثل ذلک على الإطلاق، وأکثر مقدسة من یعرف أن حتى مجرد التفکیر فی الحرب أو أنها تقاوم؟
هل تحتاج إلى إنشاء اتحاد آسیا الوسطى؟ أو أن الإیرانیین أنفسهم مما کنا نعرف؟ خوجاند وطشقند ومریم، جمیع الشعراء الفرس کبیرة على الکرة. دیسمبر Azarbayjan وجورجیا وأرمینیا أن أقول؟ فی أی مکان فی قبیلة إیری، أو الإیرانیین شعبیة، وحتى بعض فی جورجیا الحدید، ومعرفة من موالید إیران


» نظر

تخریب یا قاچاق آثار باستانی ؟

 

 

داعش اولین گروهی نیست که: آثار باستانی را نابود می کند!

بلکه از زمان حکومت آل سعود، و با تخریب قبور مطهر ائمه بقیع، این امر ضد انسانی  شروع شد. البته آن ها یکی دو مورد را، برای فریب مردم در جلو رسانه ها  تخریب می کنند! ولی کار اصلی آن ها قاچاق گنجینه ها و اشیا عتیقه و تاریخی است. و لذا  بقیه، در بازار سیاه قاچاق اگر در تخریب آن ها دقت شود، طوری تخریب می کنند که قابل حمل و فروش باشد!.

هدف آن ها هم دو چیز است: اول از بین بردن تاریخ اسلام، و نابودی تمدن اسلامی و: قطع ارتباط نسل های آینده از: افتخارات گذشته است . دوم تاریخ سازی و تمدن سازی، برای اقوام بی ریشه و بدون تاریخ، از جمله اعراب حوزه خلیج فارس، و دولت های استکباری حامی اسرائیل است.

تاریخ جعلی که نتیجه آن: تغییر نام خلیج همیشه فارس، به خلیج العربی یا خلیح می باشد . تاریخ جعلی که، اجازه می دهد زیر زمین بناهای مسجد الاقصی را، که هزاران سال از تعدی به دور بوده ، حفاری های غیر مجاز کنند. و بالاخره تاریخ نداشته ای، که برای آمریکا و اسرائیل به وجود آورده اند.

انسان معاصر غیر متعهد انسانی هست که: به تمام گفته ها و نوشته ها و منشورهای خود، پشت پا زده و در اثر میرایی محتوم، همه چیز های خود بافته را رشته می کند. هنوز دیر زمانی نیست که: سازمان ملل را ایجاد کردند و: برای کامل کردن افتخارات خود، سازمان یونسکو را به آن ملحق نمودند.

در تعریف علمی ساز مان یونسکو، ماموریتی جز حفاظت از: آثار باستانی و فرهنگ ملت ها ندارد، ولی اکنون همه چیز عوض شده است! سازمان یونسکو، عامل شناسایی گنج ها و عتیقه ها، برای غارت دزدان و قاچاقچیان شده است. آیا تابحال یونسکو از خود پرسیده است: موزه لور فرانسه یا بریتیش موزیوم انگلیس،  اینهمه عتیقه ها را چگونه بدست آورده؟ همه دارایی های این موزه، با زبان رسا می گویند که متعلق به ایرن و عراق هستند. و این بمعنی آن است که آن ها، با پای خود به این موزه ها نرفته اند، بلکه آن ها را سرقت کرده اند.

حتی اگر ادعا شود بایت آن ها پولی هم پرداخت شده، این حماقت محض است! آیا برای آثار باستانی می توان قیمت گذاشت؟ و در حراجی ها آن ها را فروخت؟ البته همه این سرقت ها و: کلاهبرداری های باستانی فقط مربوط به گذشته نیست، همین اکنون هم بیشترین دارایی های موزه های جهانی، از عراق و ایران قاچاق شده و برده می شود.

اگر تا دیروز یهودیان اسرائیل ، آل سعود و شیوخ این کار را می کردند، امروز عوامل آن ها مانند: داعش و طالبان این کار را می کنند! اما شیوه همان شیوه آل سعود است، در ظاهر تکفیر و تفسیق و تخریب است، اما در باطن دزدی و قاچاق آن ها است ، زیرا از باقی ماجرا کسی اطلاعی ندارد! مگر روزی که همان تکه های خرد شده، سر از موزه های آمریکا و اسرائیل در بیاورند!

بعد هم می گویند خود ایرانی ها و عراقی ها، عرضه نگهداری نداشتند، آن را به امریکا ، اسرائیل و اروپا فرستاده اند تا حفظ شود؟ این سیاه رویی برای سازمانی است که سال ها نان فریب مردم را خورده است و خود را حافظ فرهنگ و تمدن معرفی کرده است در حالیکه حتی یکبار هم در مورد تخریب سیصد آثار اسلامی در مکه و مدینه حرفی نزده و تا کنون از تخریب مسجدالاقصی هم انتقادی نداشته است.

شرم باد بر سازمان های بین المللی که با بوق و کرنا از فرهنگ وتاریخ حمایت می کنند ولی در عمل واسطه قاچاق آن ها می شوند...


تدمیر أو الاتجار فی الآثار؟
داش هی المجموعة الأولى التی یمکن أن تدمر المعالم!
ولکن منذ آل سعود، وتدمیر المراقد المقدسة للإمام الباقی، کان اللاإنسانیة. بطبیعة الحال، فإنه هو واحد من أمرین، لخداع الناس أمام وتدمیر وسائل الإعلام! ولکن أهم الآثار المهمة والتهریب والکنوز التاریخیة. وبالتالی فإن بقیة السوق السوداء تهریب لهم بعنایة إذا کان الضرر هو المتدهورة بحیث یکون المحمولة والمبیعات!
الغرض منها هو أمرین: أولا، إزالة تاریخ الإسلام والحضارة الإسلامیة والدمار: افصل الأجیال القادمة من أمجاد الماضی. التاریخ والحضارة II، بلا جذور وبلا تاریخ الجماعات العرقیة، بما فی ذلک العرب، والخلیج الفارسی، والحکومة المتغطرسة هو المؤید لإسرائیل.
التاریخ وهمیة، مما أدى إلى تغییر اسم الخلیج الفارسی، الخلیج أو الخلیج هو شرکة. تاریخ همیة، مما یسمح للمسجد الأقصى المبانی تحت الأرض، والتی کانت موجودة منذ آلاف السنین من القهر والحفریات غیر المصرح به. ویکون فی النهایة تاریخ، لأمریکا وإسرائیل قد خلقت.
المعاصر رجل غیر الإنسانی الذی تلتزم جمیع الأعمال ومواثیقها، وضرب مرة أخرى بواسطة توهین معین، والمنسوجة الأمور فی هذا المجال. لیست بعد فوات الأوان، عندما أنشئت الأمم المتحدة واستکمال إنجازاته، وسیکون الیونسکو فی الانضمام إلیه.
نظمت الیونسکو تعریف علمی، ولکن لا، ولکن الآن کل شیء قد تغیر مهمة حمایة المعالم الأثریة فی البلاد والثقافة! الیونسکو، وتحدید الکنوز والآثار، لسرقة اللصوص والمهربین. وقد طلبت الیونسکو من أی وقت مضى أنفسهم: لور متحف Mvzyvm الفرنسیة أو الإنجلیزیة البریطانیة، کیفیة الحصول على هذه البنود؟ وقال جمیع موجودات المتحف اللغة التعبیریة ایرین والعراق. وهذا یعنی أنها لم تسر مع قدمیه إلى المتحف، ولکن تم سرقتها.
حتى لو کانوا یدعون المال المدفوع بایت، وهذا هو الغباء المطلق! هل من الممکن وضع سعر على الآثار؟ وهی تباع فی المزاد العلنی؟ بالطبع کل هذه السرقات و: الحیل القدیمة لیست فقط عن الماضی، وهذا هو أکبر متحف الأصول العالمیة من العراق وإیران تم الاتجار بهم.
إذا الیهود إلى إسرائیل أمس، بیت آل سعود وشیوخهم تفعل الیوم أن عوامل مثل: داش وطالبان یفعلون ذلک! ولکن الطریقة الطریقة آل سعود، على ما یبدو الطرد والتدهور، ولکن باطنه أنهم یسرقون والتهریب، لأن واحدا لا یعرف بقیة القصة! حتى هذا الیوم عند قطع سحقت، رئیس متحف أمریکا وإسرائیل تأتی!
ثم یقول للایرانیین وعراقیین، تم الاحتفاظ عرضه على أمریکا وأوروبا وإسرائیل، وأرسل إلى الحفاظ علیها؟لا.
عار على المنظمات الدولیة التی هللت دعم الثقافة والتاریخ، ولکن فی الممارسة العملیة یتم تهریبها أنهم من خلال ...

 


» نظر

جریان سازی با شورا یاری ها

 

البته هر جریان سازی بد نیست! گاهی مواقع جریان سازی، مانند جاری شدن آب در یک نهر و یا: جاری شدن خون در رگ ها مبارک است، زیرا نشان از حرکت و زندگی و شادابی است. اکنون در تهران و کلانشهر های ایران، یک جریان سازنده زیر پوستی در حال حرکت است.

مردم در حال و هوای شور انتخاباتی هستند، و منتظر روز جمعه برای رای دادن به شورا یارها، و روز شنبه برای دیدن نتیجه رای خودشان، نتیجه هرچه باشد به نفع: نظام و شهرداری ها و عمران و آبادی است.

بنده خود از  تئوریسین های این جریان بوده، و در دور اول که بطور آزمایشی در چند محله تهران انجام شد، در محله اکباتان جزو عوامل اجرایی بودم، خودم هم باور نمی کردم از این امر، استقبال خوبی بشود اما، هر سال از سال قبل  و: هر دوره از دوره قبل بهتر شد. امروز دیگر شورا یاران اشخاص ناشناخته نیستند، و هدف آن ها برکسی پوشیده نیست.

شورا یاران در واقع پارلمان محلی هستند،  و مقررات و ضوابط شهرداری ها و: کلیه عوامل اجرایی محله باید: به تصویب آنان برسد و نظارت آنان، بر اجرای مصوبات دایمی باشد.

در ابتدا تصور مردم از شورایان، امور اجرایی بود،  همانطور که بسیاری از مردم هم در دنیا، از اعضای پارلمان خود انتظاراتی این گونه دارند، اما امور اجرایی با دولت است که :نماینده آن در محله همان شهردار، یا نماینده شهردار می باشد.

اینجا یک نکته مهم است، و آن اینکه نظام هماهنگی بین تقسیمات کشوری، و شهری وجود ندارد! و این مایه سرگردانی بسیاری از مردم است. در سطح کشور، تقسیمات وزارت کشور برای خودش است! قوه قضائیه هم برای برای خودش تقسیمات دارد، و قوه مقننه هم برای خود! حتی در داخل دولت، سازمان آب و برق ، تلفن و گاز هیچکدام براساس: تقسیمات کشوری عمل نمی کنند، و لذا خدمات رسانی گاهی حتی به: ضد خدمات تبدیل می شود! مثلا شهرداری یک خیابان را اسفالت می کند، ولی دو روز بعد اداره مخابرات، برای کابل برگردان یا نصب کابل نوری، آن را زخمی می کند و رها می شود!

هنوز کار آن ها مردم را آزار می دهد که، خط لوله آب ترک برمی دارد و: خیابان ها برای ترمیم لوله، کنده کاری می شوند . یا یک روستا مثل ماهین ما، برای برخی کار ها باید به لوشان برود! برخی کار ها در زنجان ، تعدادی امور در قزوین ، حتی باید ابهر ، سیردان و قره بلاغ را هم نباید از قلم انداخت. و این سرگردانی هم موجب: اتلاف وقت مردم و نارضایتی آن ها می شود، و هم بودجه ها بر ضد یکدیگر خرج می شوند.

شورا یاران هم همین معضل را دارند، تقسیم محلات با تقسیمات شهرداری منطبق نیست، لذا گاهی چند محله زیر نظر یک ناحیه هستند!  و لذا ناحیه هیچ هماهنگی با شورا یاری ها ندارد. البته گاهی چند شورا با هم هماهنگ می شوند، ولی شهرداری تمکین نمی کند، و خود مختار عمل می کند.

نه تنها خود مختار عمل می کند، حتی شورایار ها را تحقیر هم می کند و: به آن ها می گوید شما فقط باید جلو: ساخت و ساز بی رویه را بگیرید!

یا مردم را تشویق کنید: بیشتر عوارض بدهند. این به معنی آن است که تقسیم بندی، دست آن ها را باز گذاشته  است. لذا باید همه ادارات و ساز مان های دولتی و عمومی، به تقسیمات واحد برسند ویا: تقسیمات کشوری وزارت کشور بپذیرند.

 

از نظر شورایاری هم باید، هر ناحیه شهرداری در محدوده خود، شوراریاری داشته باشد. و شورایان مانند مجلس محلی، وظائف خود را در بررسی بودجه، و برنامه های ناحیه بررسی، و تاییدیه لازم را بدهند. و بر اجرای آن نظارت کنند. والا شهر داری با ساخت یک سرای محله، و دادن چند صندلی و میز، سر آن ها را شیره می مالد!

مع مساعدة من المجلس

ومع ذلک، وبناء لیست سیئة! تعمیم بعض الأحیان، مثل المیاه المتدفقة فی تیار أو: تدفق الدم فی الأوردة مقدس، لأنه هو حرکة الحیاة والسعادة. فی طهران ومدن إیرانیة أخرى الیوم، الشرکة المصنعة لتتحرک تحت الجلد.

الناس یصوتون والهواء المالح، والانتظار لیوم الجمعة للتصویت على مجلس تا انصح Syllabes، والسبت لرؤیة النتائج لأنفسهم، مهما کانت نتیجة لنظام صالح والبلدیات وتطویر القریة.

أنا کان منظر للتیار، وفی الجولة الأولى التجریبیة عدة أحیاء فی طهران، والسلطة التنفیذیة منطقة مجمع I، نفسی، وأنا لا أعتقد ذلک، ولکن سیکون استقبالا حسنا فی کل عام عن العام السابق وکان کل دورة أفضل من الفترة السابقة. والیوم، فإن الأشخاص زمالة المجلس غیر معروفة، وهدفهم لیس سر.

زمالة المجلس فی البرلمان المحلی، والقوانین والأنظمة البلدیة و، یجب الموافقة على جمیع الموظفین المکلفین بإنفاذ القانون المحلی بها ورصد لهم على تشریع دائم.

فی ظن الناس أول إدارة المجلس، وکثیر من الناس فی العالم، وأعضاء البرلمان هی توقعاتک لهذا النوع، ولکن الإدارة هو ممثل للحکومة فی حی العمدة، ممثل رئیس البلدیة.

هنا نقطة مهمة، وأن التنسیق بین الشعب، والمدینة لا وجود له! وهذا هو مصدر من الارتباک لکثیر من الناس. فی هذا البلد، وتقسیم البلد نفسه! لدیه السلطة القضائیة أیضا الانقسامات لنفسه، والمشرع له! حتى داخل المنظمات الحکومیة والمرافق، والهاتف والغاز وأی حسب: التقسیمات الإداریة لا تعمل، حتى فی بعض الأحیان خدمة: تصبح المضادة خدمة! على سبیل المثال، رئیس بلدیة أحد شوارع معبدة، ولکن بعد یومین وزارة الاتصالات، کابل الظهر أو الکابلات البصریة المثبتة، فإنه لا یضر ویتم تحریرها!

لا یزال یؤذی الناس الذین، الکراک وأنابیب المیاه والطرق لإصلاح الأنابیب، ومحفورة. ماهین قریة مثل بلدنا، بالنسبة لبعض الوظائف یجب أن تذهب إلى شان! بعض الأعمال فی زنجان، وعدد من قزوین، حتى أبحر، السیردان وجارا خانق یجب وضع القلم. وهذا من شأنه أن یؤدی إلى ارتباک، فإنه سیکون مضیعة للوقت، والناس والسخط، وتنفق الأموال ضد بعضها البعض.

زمالة المجلس لدیهم نفس المشکلة، تقسیم البلدیة إلى دوائر لا یتوافق مع، حتى فی بعض الأحیان عدة أحیاء تحت المنطقة! وبالتالی لیست جزءا من أی منظمة مع المجالس. فی بعض الأحیان سوف زوجین یکون فی وئام مع المجلس، ولکن لا یمتثل المجلس، وأعمال مستقلة.

یعمل لیس فقط ذاتیا، حتى وصولا الى المجالس ونقول لهم لدیک فقط لمواجهة: البناء العشوائی تحصل!

أو تشجیع الناس على مزید من آثارها. وهذا یعنی أن التقسیم، فإنه لا یتبقى ید مفتوحة. وذلک لجمیع الإدارات والمنظمات من الجمهور، إلى وحداتهم أو الانقسامات، والانقسامات وزارة الداخلیة لقبول.

 

ینبغی أن تساعد المجلس، کل فی مجال البلدیة لها، هو Shvraryary. مثل البرلمان والمجالس المحلیة، یطلب من واجباتهم فی استعراض المیزانیة، واستعراض التطبیقات والموافقات. ورصد تنفیذها. على خلاف ذلک، لدیک لبناء منزل فی الحی، وعدد قلیل من الکراسی والطاولات، ویأتی إلى الغش.


» نظر

5درصد قابل قبول است

 

در همایش مسئولان نهضت سواد آموزی، وزیر کار اعلام کرد که 3ونیم میلیون، بیسواد در ایران است.  البته این رقم یعنی 5 درصد کل جمعیت، و امری قابل قبول است. زیرا برای رسیدن به صد در صد امکان وجود ندارد. مثلا در روانشناسی و در: آمار توصیفی می خوانیم که: ده در صد جامعه زیر حداقل هوش را دارا هستند. که در سه رده کانا کودن کالی دسته بندی می شود. این عده از نظر آموزش ، بد آموز ، سخت آموز یا ناتوان از آموزش هستند.

آموزش دادن این افراد نه تنها لازم نیست، بلکه ظلم و اجحاف است. زیرا ممکن است کودکی تا ده سال هم، در کلاس اول بماند و این عاقلانه نیست که: بیش از سه سال به یک کلاس دعوت شود، آموزش او باید تبدیل به روش دیگری شود.  

در همه کارها همینطور است مثلا: آمار بیکاری معمولا شامل همه بیکاران می شود، در حالیکه ممکن است افرادی معلول یا: فاقد ذهن برای کار باشند. یعنی تا ده در صد بیکاری توجیه پذیر است. افراد ناتوان ذهنی و بدنی را بر سرکار بردن، و آن ها را مجبور به کار کردن در واقع بیگاری است.

مسئول اداره راهنمایی و رانندگی می گفت: اگر همه نیسان داران را خانه نشین کنیم، به صرفه تر است زیرا، سوبسید بنزین آن ها بیش از حقوق راننده آن است! بکار گماری افراد ناتوان ذهنی یا وادار کردن آن ها به کار،  بقدری هزینه بر است که اگر مستمری به آن ها داده شود بهتر است.  برای همین در قران کریم گفته شده( فی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم) در اموال ثروتمندان، حقی برای  فقرا منظور شده است.

در سواد آموزی هم همینطور است! گاهی برای یک نفر یک دبستان ساخته شده است! طبق اعتراف وزیر آموزش و پرورش، بیش از هزار مدرسه تک دانش اموزی داریم! این یعنی چه؟ در تهران یا جاهای دیگر، مدارس سه شیفته است ولی در روستاها، یک معلم و مدیر حقوق می گیرند و: یک مدرسه معطل یک دانش آموز است!

این را افراط یا تفریط نام می گذارند. در بیماری ها هم همینطور است، در حالیکه مردم برای یک بیماری ساده، در صف های طولانی دکتر و پزشک ها هستند، برخی بیماران خاص چند پزشک متخصص و :مصرف بالای دارو های گرانقیمت را دارند. آیا لازم است برای اینکه یک نفر سالم بماند، هزاران نفر بیمار باشند؟

بیشتر کسری بودجه دولت هم برای همین است . برق ، آب و گاز بالاترین هزینه ها را برای دولت دارند. عده زیادی بدون مجوز برق مصرف می کنند، و یا اب تصفیه شده را به فاضلاب تبدیل می کنند، و دولت پول آنها را نمی گیرد، و سرشکن می کند بین همه مردم!

اصل پاراتو در انبار داری، می گوید 80 درصد کالاها 20درصد گردش دارند، و 20 درصد کالاها 80درصد! یعنی در خانه شما 80 درصد وسایل اضافی است، در مغازه شما هم همینطور، یا در انبار هر شرکت و موسسه! معنی این حرف آن است که:  یک مغازه دار سود خود را از 20 درصد کالاهای پر گردش در می اورد، و این 20 درصد نه تنها سود مغازه دار را باید بدهند، بلکه قیمت کالاهای 80 درصد دیگر را هم جبران کنند!

این 80 درصد درواقع رسوبات هستند! یعنی برخی از کالا ها را ، مغازه دار در طول عمرش، ممکن است نتواند بفروشد، و لذا مجبور می شود قیمت آن را، بر روی کالاهای پر مشتری بکشد. به عبارت بهتر 80 در صد سرمایه شما، سرمایه راکد است .

 

نتیجتا ما در بررسی پدیده های اجتماعی، همیشه درصدی را بعنوان هرز رفتن، یا پرت شدن داریم، اما حالا غربی ها چطور آن را می پوشانند؟ و آمار نمی دهند، این از معجزات استادان آمار است! اگر غرب اعلام می کند: بی سواد ندارد یعنی چه؟ یعنی افراد کودن و کانا و کالی را هم دیپلم داده است؟ و یا اگر می گوید بیکار ندارد، یعنی ناتوان های ذهنی را هم ، مشغول به کار کرده است؟ 

5? مقبولة

أعلن مسؤولون مؤتمر حملة محو الأمیة وزیر العمل أن 3 ونصف ملیون من الأمیین فی إیران. ومع ذلک، وهذا الرقم هو 5? من السکان، وکان مقبولا. لأنه لیس من الممکن تحقیق مئة فی المئة. على سبیل المثال، فی علم النفس وفی الإحصاء الوصفی نقرأ أن عشرة فی المائة من السکان على الأقل تمتلک الذکاء. کالی تصنیفها فی ثلاث فئات قانا معتوه. عدد التعلیم، وطالب سیئة، طالب أو غیر قادر على التدریب الشاق.

یعلمون لیس فقط لیس من الضروری، ولکن القهر والابتزاز. فمن الممکن للأطفال تصل إلى عشر سنوات فی الدرجة الأولى، ولیس من الحکمة أن البقاء أکثر من ثلاث سنوات لدعوتهم إلى فئة، والتدریس له لتصبح طریقة أخرى.

کما هو الحال فی کل شیء، على سبیل المثال، والبطالة عادة ما تشمل جمیع العاطلین عن العمل، فی حین أنه قد یتم تعطیل أو: لا العقل للعمل. هذا هو عشرة فی المئة البطالة ما یبرره. عقلیا وجسدیا تعطیل الناس للاستیلاء على السلطة، ویضطرون للعمل فی العمل.

وقالت ادارة الشرطة أنه إذا کان کل أصحاب نیسان من المنزل، وأکثر فائدة بسبب دعم الوقود على مدى برنامج التشغیل الصحیح؟ أو العاجزین عقلیا توظیف القوى العاملة لهم بالعمل، بحیث إذا فإن تکلفة المعاشات یکون أفضل. لهذا السبب یقال فی القرآن الکریم على ممتلکات الأغنیاء والفقراء لهم الحق فی.

محو الأمیة هو فی نفس الوقت! فی بعض الأحیان، تم تشیید مدرسة لشخص واحد! وفقا لأعترف وزیر التربیة والتعلیم، أکثر من ألف طالب وطالبة لدیها المدرسة! ماذا یعنی هذا؟ فی طهران أو فی أی مکان آخر، ولکن المدارس الریفیة فتنت الثلاثاء مدرس ومدیر الرواتب وسیکون تأخیر لمدرسة الطالب!

هذا الاسم یمکن أن یکون الحد الزائد أو النفایات. هذا المرض هو نفسه، فی حین أن الناس لمرض بسیط، الطبیب والطبیب طوابیر طویلة، وبعض الحالات الخاصة متخصص واستهلاک المخدرات غالیة الثمن. هل من الضروری لشخص ما للبقاء بصحة جیدة، والآلاف من المرضى؟

هذا هو السبب فی عجز میزانیة الحکومة. الکهرباء والمیاه والغاز هما من أعلى التکالیف بالنسبة للحکومة. کثیر غیر مرخصة تستهلک الکهرباء، أو میاه الصرف الصحی لتحویل، والحکومة لا تأخذ أموالهم، والنفقات العامة بین جمیع الناس!

باریتو المبدأ فی التخزین، ویقول 80 فی المئة من حجم السلع بنسبة 20?، و 20? من السلع 80?! وهذا یعنی 80? إضافیة فی منزلک، فی متجرک جدا، أو أی شرکة أو مؤسسة فی الأسهم! معنى هذه الکلمة هو: متجر الکامل للسلع تعمم أرباحها بنسبة 20 فی المئة، وسوف 20 فی المئة لا یستفید منه سوى صاحب متجر لإعطاء، ولکن غیرها من 80? من السعر لتعویض.

هذه الرواسب هی فی الواقع 80?! بعض السلع، صاحب متجر فی الحیاة، لا یجوز لک بیع، وبالتالی فإن الأسعار على السلع الاستهلاکیة لملء. وبعبارة أخرى، فإن 80? من رأس المال الاستثماری الخاص بک هو الراکدة.

 

وبالتالی، فإننا دراسة الظواهر الاجتماعیة، ودائما کنسبة مئویة من النفایات، أو أسقطت، ولکن الغربیین الآن کیف تغطی؟ ولیس إحصاءات، فإن الإحصاءات هی الماجستیر من المعجزات! إذا یعلن الغرب: ما هو الأمیین؟ وهذا یعنی أن الناس أغبیاء وکندا وکالی لدیه دبلوم؟ أو إذا لم یفلح ذلک، أی کل من الإعاقات العقلیة، عملت؟


» نظر

این فاحشه خانه ها را ببندید!

 

شیخ کافی در کنار افحشه خانه قدیم تهران مهدیه درست کرده بود و با داستان های شیرین می خواست آنجا را ببندد یا کم مشتری کند که از قضا مشتری آن بیشتر می شد! زیرا شیرین زبان تر از شیخ کافی فروغ فرخزاد ها در باره وصف شیرین گناه پر از لذت شعر می سرودند و مهستی ها و هایده ها سرمست و خوش الحان مردم را به کاباره ها محل مزایده روسپی ها دعوت می کردند!

البته گشت آن زمان و مردم با انقلاب اسلامی به دولت این اختیار را دادند تا آن جا را ببندد و به پارک فناوری و علم و تفریح تبدیل کند. اما یک ماموریت دیگر مردم به دولت انقلابی داده بودند ! که دولت نه تنها ن کار را نکرد بلکه بر عکس از آن حمایت و آن را رشد داد و آن بانک ها بودند! مردم با آتش زدن بانک ها  خشم خود را از بهره و ربا اعلام می کردند.

بعد که انقلاب اسلامی پیروز شد کاشف به عمل آمد که رباخواری از صد تا زنای محصنه یا زنا با مادر بدتر است:

1-     رسول اکرم (ص) : کیفر شخص رباخوار هفتاد گونه عذاب میباشد که کمترین آن مانند عذاب شخصی است که با مادر خود در خانه کعبه و مسجد الحرام زنا کرده باشد.   تفسیر جامع جلد 1 صفحه 393

2-     امام صادق (ع) : خوردن یک درهم ربا سخت تر و شدیدتر است در نزد خداوند از هفتاد مرتبه زنا کردن با محارم خود.    تفسیر جامع جلد 1 صفحه 393

اما دولت ها توجه نکردند و پشت گوش انداختند  یعنی آن روسپی خانه کوچک را حمع کردند ولی این روسپی خانه بزرگ را که بر سر هر کوچه و خیابان شعبه زده رها کرده و حتی کمک کردند!

کمک آ ن ها عوض کرن صورت مسئله بود!و یک کلمه اسلامی چسباندند و شد بانکداری اسلامی 

http://www.ahadise-shia.blogfa.com/post-56.aspx


» نظر

فتح پایتخت های غربی، کارکرد مخفی مذاکرات است.

 

جان کری از دخالت ایران در یمن صحبت می کند، در حالیکه او مامور به مذاکره در امور هسته ای است. و این البته سیگنال مهمی است که: ظاهر آن را همه می دانند و: باطن آن فرو ریختن ابهت پایتخت های غربی است!

 این موضوع نشان می دهد که: مذاکره تخصصی نیست، و هرکس هرچه دلش خواست، می گوید چه در پای میز مذاکره، یا در کنار میز یا در ساحل رود و دریا و..! بنابر این ادعای تکنوکراسی و: رعایت اصول و فن مذاکره، همه دروغ بوده و می باشد!بهتر بگوییم نشان می دهد همه این ها، گفته می شود تا زیر پا گذاشته شود!

البته سال ها است که دنیای غرب، از تخصص فاصله گرفته و: به دوران بربریت خود برگشته است. بربریت اصلی می گوید : که همه چیز را باید همگان بدانند! وهمه در همه زمینه ها تخصص داشته باشند. علم گراها و تخصص پرست ها، سال ها در دوران قرون نوزدهم و بیستم، از تخصصی شدن امور صحبت کردند. بطوریکه می گفتند کسی حق ندارد، در دعوا شرکت کند، مگر اینکه وکیل باشد! یا کسی حق ندارد در پزشکی دخالت کند، مگر متخصص در آن رشته باشد.

اما این مرز ها شکست! آن هم با یک حرکت بسیار ساده: نظرخواهی و نظام مشارکتی. چون همه باید در همه کار ها مشارکت داشته باشند، و در همه زمینه ها نظر خود را بدهند، و بهترین نظر را با بالاترین مطالعه بدهند، و الا در آمار: گلوب و سایر موسسات آمار گیری خدشه ایجاد می شود.

اما این همه پایه علمی هم داشت، از زمان تولد رشته های بین رشته ای، پایه علمی دخالت دیگران در رشته های یکئیگر تئوریزه شد! مهندسی پزشکی! حسابداری فرار مغزها ، مدیریت پرستاری و.. ولذا دیگر نباید از جان کری یا اوباما، توقع داشت فقط در چارچوب مذاکرات، حرف بزنند! دنیا خیلی وقت است که حسینقلی خانی شده است.  و همه خود را کدخدای این ده می دانند. همه خود را پزشک این دهکده جهانی می دانند، و برای درد های روانی و اجتماعی آن نسخه می نویسند. برعکس، اگر یک روزی نشنیدید که اوباما، راجع به نژاد سگ یا پیوند نارنگی و سیب، حرفی بزند بدانید یا خل شده و یا کم آورده است.

اما زاویه مخفی این اظهار نظرها، یکی فرافکنی است، البته نه از آن نوع فرافکنی که: وزارت خارجه ایران می گوید، که البته چنین هم هست، بلکه جان کری با کمال ضعف، اقرار می کند که ایران، در امور داخلی آمریکا دخالت می کند!

وقتی روزنامه ها می نویسند: چهار پایتخت قدیمی در اختیار ایران است، البته که منظورشان بیروت و صنعا ، بغداد و دمشق است. ولی خودشان می دانند که حتی، قلم خود آن ها هم در اختیار اسلام و ایران است. آن ها سی چهل سال است که: هرچه پیش بینی می کنند درست از آب در می آید! و از هرچه می ترسند، بر سرشان می آید!

گفتند: اسلام دنیا را گرفته درست از آب در آمد، گفتند که می ترسیم که صدام شکست بخورد همان هم شد! الان هم می گویند می ترسیم مذاکرات شکست بخورد و می خورد!زیرا اصلا مذاکرات مبنایی ندارد! این یک میهمانی است از جیب مردم ایران، و مردم ایران هم اعتراضی ندارند! چون همه دنیا را مال ایران می دانند. ایرانی ها صبور هستند و: شیطنت ها را درک می کنند، و می دانند هرچه شیطنت ها بیشتر باشد، علاقمندی بیشتری را نشان می دهد! داستان های عاشقانه ایران، همه این ها را ثابت می کند: وقتی لیلی ظرف مجنون را شکست، همه مجنون را مسخره کردند که: او با تو دشمنی دارد! ولی مجتون گفت: اگر بامن نبودش میلی، چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟

 

مذاکرات هسته ای ایران هم، به مثابه کاتالیزوری است که :حل شدن مردم دنیا را در اسلام ساده تر می کند. در واقع به این بهانه، اسلام به اروپا و آمریکا لشکر کشی می کند، بدون اینکه مقاومتی ایجاد شود. رفت و آمد ایرانیان به اروپا و آمریکا، تبلغ غیر مستقیم است. یعنی ایران توانسته با مذاکرات، دیوار ی را که جنگ های صلیبی ایجاد کرده بود، از بین ببرد و وارد اروپا و آمریکا شود، آمار ها نشان می دهد که پایتخت ها، یکی پس از دیگری سقوط کرده اند! و کد خدا ها بی دهکده شده اند. و ایران فقط نمی خواهد آن ها، دست و پایشان آسیبی ببیند. 

 الفتح من العواصم الغربیة، تشغیل مفاوضات سریة.

جون کیری یتحدث عن تورط إیرانی فی الیمن، فی حین یتحدث على ضابط النووی. هذا بالطبع هو إشارة مهمة أن ظهور والجمیع یعرف ذلک: داخل عظمة المتداعیة من العواصم الغربیة!

 وهذا یشیر إلى أن التفاوض المتخصصة، وما أراد الجمیع یقول ما طاولة المفاوضات، أو طاولة أو على الشاطئ والبحر! ویقال مبادئ وتقنیات التفاوض، وذلک کله کذب تظهر بدلا کل هذا أن تداس: المطالبات والفنین!

ولکن لسنوات الغرب، على مسافة الخبرات والهمجیة هو العودة فی عصره. الهمجیة الرئیسیة تقول أن الجمیع یجب أن یعرف کل شیء! کل لدیهم خبرة فی جمیع المجالات. قوس الطراز المعرفة والخبرة من السنة خلال القرنین التاسع عشر والعشرین قرون، وتخصص للتکلم. کما قلت، لا أحد فی المسابقة إلا إذا کان هو محام! أو شخص لیس لدیه الحق فی التدخل فی الطب، ولکن هو خبیر فی هذا المجال.

ولکن الحدود غیر کسر! أنها خطوة فی غایة البساطة: المسح ونظام تشارکی. لأنه ینبغی أن یشارک الجمیع فی کل شیء، وفی جمیع المجالات إبداء الرأی فیها، والرأی من الدرجة الأولى، وإلا فإن الإحصاءات: احصاء المساس الناجمة عن غلوب وغیرها من المؤسسات.

ولکن کان کل أساس علمی، منذ ولادة حقول متعددة التخصصات، واقتنع أنه الأساس العلمی لإشراک الآخرین فی مجال Ykyygr! الهندسة الطبیة الحیویة! الدماغ استنزاف المحاسبة، وإدارة، والتمریض، الخ وهکذا أطول من کیری أو أوباما، المتوقع فی سیاق المفاوضات فقط، أن یتکلم! لقد کان العالم منذ فترة طویi خانی. والجمیع یعرف رئیس قریتهم للقریة. طبیبک یعرف کل من هذه القریة العالمیة، والألم النفسی والاجتماعی نسخة مکتوبة. وعلى العکس، إذا کان یوم واحد أن أوباما لم یسمع عن سلالة من الکلاب أو وصلة الیوسفی والتفاح، ویقول أن تعرف أو لدیک غیر طبیعی أو منخفض.

ولکن وجهة إخفاء التعلیقات، الإسقاط، ولیس نوع من الإسقاط التی تقول وزارة الخارجیة الایرانیة هذا بالطبع هو علیه، ولکن جون کیری مع ضعف أقصى درجات، یعترف بأن ایران تتدخل فی الشؤون الداخلیة لأمریکا لا!

عندما الصحف الکتابة: أربعة العاصمة القدیمة للبلاد هو، بطبیعة الحال، یعنی وصنعاء بیروت وبغداد ودمشق. ولکنهم یعرفون أنه حتى العناصر التی تتوفر على الإسلام وإیران. ومن 30-40 سنة: توقعات یأتی صحیحا! ومن الخوف أنهم ذاهبون!

وقال وقال لقد حان العالم الإسلامی صحیح أنهم یخشون أن صدام کان هزمت کذلک! الآن یقولون أنهم یخافون من الفشل وفشل المفاوضات، لأنه لا یوجد أساس للتفاوض! هذا هو طرف من جیوب الناس، والناس لا یحتج! لأن العالم کله ینتمی إلى إیران. الإیرانیون المریض: لفهم مطیع، مطیع ونعرف ما هو أکثر من ذلک، یظهر المزید من الاهتمام! قصص الحب، کل هذا یثبت: عندما کسرت لیلى داخل مجنون، مجنون سخر کل ما هو عدو لک! ولکن الصفصاف وقال اذا کانت الامور غیاب الرغبة، لأن الحاویة لیلى هزیمة لی؟

محادثات ایران النوویة، والحل المحفز فی الناس العالم الإسلامی أصبحت أسهل. فی الواقع، فی اسم الإسلام لحملة أوروبا وأمریکا سیتم إنشاء دون مقاومة. الإیرانیون السفر إلى أوروبا وأمریکا، والإعلان غیر المباشر. وکانت ایران قادرة على التفاوض تم إنشاء جدار الحروب الصلیبیة، ودمرت فی أوروبا وأمریکا، وتظهر الإحصاءات أن رأس المال، واحدة بعد سقوط آخر! وکان عضو مجلس محلی من القریة. ایران لن فقط أیدیهم وأرجلهم معطوبة.


» نظر
   1   2      >
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96
پاییز 96