قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا

تا بهار دیگر فقط یک سلام به خورشید باقیست

امسال که سال مادر خوبیهاست،رزق همه ی خلق بدست زهراست ،از سفره فاطمیه اش معلوم است،سالی که نیکوست از بهارش پیداست سال نو مبارک (ایرج حسبنی) 

تا بهار دیگر فقط یک سلام به خورشید باقیست 

 

بهارتان درخشان، 

نوروزتان پیروز،سال نومبارک.دوستدارتان محمدی.

ارامش درتصرف قلبی است که به یادخداست تجلی معادو رویش زمین مبارک ارادتمند سهیلی پور 

باعث افتخار است که عرض شادباش و تبریک اینجانب

زودتر از نسیم روح بخش نوروز خدمتتان شرفیاب شود . . .

 

پیشاپیش عیدتان مبارک گروه طراحان مایار ( آرش محیط آبادی )

هرعیدتوراغرق صفامیخواهم هرروزتوراکامروامیخواهم ازبهرتووهرکه تورادارد دوست ارامش خاطرازخدا میخواهم

 

پیشاپیش سال نو  مبارکباد. ارادتمند شما ابوالفضل گلشنی .

این عید به نور فاطمیه زیباست/

روزى تمام سال ما با زهراست/

با بردن نام فاطمه فهمیدم/

سالى که نکوست از بهارش پیداست

 

پیشاپیش سال نو بر شما و خانواده محترم مبارک باد. 09127635480

و شب با یک بغل غم نامه آمد،جنون با هی هی و هی نامه آمد...جنون دریاب امشب مست مستم،من امشب مخلص چشم تو هستم...ای عاشقان مرا از خود نرانید،به جرم سادگی کافر نخوانید...تمامه کوچه هامان بی صنوبر،و گوش هر که باید بشنود کر...نه باغی تا در آن افرا بروید،نه چوپانی که هی هایی بگوید...نه اسپندی نه بوی آشنایی،نه عشقی خنده ای حتی کذایی...شعر از حسین حبیبی تقدیم به هنرمند گرامی جناب طوفان جزیره




» نظر

خلاصه زندگی چهارده معصوم، در زندگی پیامبر است

تحلیل مکتبی: پدیده های سیاسی

همانطور که در تعریف پدیده های سیاسی دیدیم، تحلیل سیاسی به عنوان ایجاد رابطه بین پدیده های سیاسی مورد نظر قرار گرفت.  تعریف دیگری هم از تحلیل شده است که از ریشه آن، به معنی حل مسائل سیاسی گرفته شده است. تحلیل عوامل هم گفته شده که: ممکن است از بالا به پایین باشد یا: از پایین به بالا عوامل را مرتب کنند. فرق اساسی آن با علم این است که: علم منفعل است یعنی رابطه های موجود را کشف می کند و: در آن دخالتی ندارد ولی، تحلیل گر در این رابطه ها دخالت می کند و میتوان گفت: رابطه ها را ایجاد می کند.

    مثلا ممکن است بین یک پر کاه در یک طویله با: طوفان اقیانوس آرام ارتباطی نباشد، یعنی علم به این رابطه دست پیدا نکند و: نتواند آن را ثابت کند  ولی، تحلیل گر به سادگی نتیجه می گیرد که رابطه هست! وی می گوید هیچ چیز مستقلی در جهان وجود ندارد و: همه چیز به هم مربوط است ولو اینکه، قابل دیدن یا اثبات کردن نباشد!

در سیاست هم همینطور است، ممکن است انگلیس آنقدر دچار بحران شده باشد که: هیچ کاری از این استعمار پیر بر نیاید، ولی تحلیل گر هنوز هم می گوید: برگی از درخت نمی افتد مگر اینکه، سیاست انگلیس باشد! مثلا انگلستان کود های نامناسب به ایران می فروشد و: این باعث ریزش برگ درختان می شود! در واقع کار تحلیل گر، آسمان ریسمان کردن است وخیلی چیزها را که به هم مربوط نیست به هم ربط می دهد

برای رهایی از این همه سردرگمی در دنیای علم و تحلیل، یک راه بیشتر وجود ندارد و آن: اعتماد به کسی که این رابطه ها را خلق کرده است. بله ، این خداوند است که قابل اعتماد ترین دانشمند است. و باید همه چیز را از او پرسید و: او نیز به همه سوالات پاسخ داده، چه سوالهای اولیه ای که حضرت آدم ع داشت و: خداوند تمام آن ها را پاسخ داد و چه انبیا الهی که: همه چیز لازم بر آنان وحی می شد تا در گمراهی نیافتند .

    وچه زنبور عسل که به او هم، روش عسل ساختن را یاد می داد. و چه فطرت پاک تمام انسان ها که: منزلگاه حقایق است. و انسان، ادراک ذاتی از: حقایق دارد. و عقل هر انسان، یک پیامبر درونی برای اوست. فقط حرص و طمع و زیاده خواهی است که: انسان را کور می کند تا بتواند حقوق دیگران را پایمال کند و: حق و راستی را نادیده بگیرد.

     پس به عبارت ساده، ما برای تحلیل پدیده های سیاسی باید: ارتباط آن ها را با آموزه ها و رفتار های انبیا و معصومین درک کنیم. و بین آن ها رابطه برقرار کنیم. در این جا همه چیز روشن و واضح است: حق و باطل ، مبارزه خیر و شر ، خوبی و بدی ، عدل و ظلم همگی تعریف شده اند. حتی برای آن ها نماد هایی هم مقرر شده است که: در زندگی معصومین علیهم السلام است.

    در این جا دو روش تا کنون اعمال شده است: برخی تحلیل جامع داشته اند و برخی تحلیل موردی . مثلا جمله :( کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا) تحلیلی موردی است که :عاشورا را همه تاریخ می داند و: همه عوامل در همان نیم روز بررسی می شوند. افراد یا حسینی هستند یا یزیدی.

   اما عکس قضیه هم مطرح است که می گویند:( لایوم کیومک یا اباعبدالله) یعنی عاشورا یک استثنا است و: هیچکس قدرت اجرای آن را ندارد و: این عبارت موقعی از معصومین نقل شده که: آن ها هم به مصیبت هایی گرفتار شدند. ولی مصیبت عاشورا را(ما اعظم ها و اعظم رزیتها) دانسته اند.

این یک تحلیل جامع است که: صلح امام حسن علیه السلام  را درکنار قیام امام حسین علیه السلام بدانیم. سکوت 25 ساله امام علی علیه السلام را، در کنار حکومت 5ونیم ساله ایشان ببینیم.

ما باید بدانیم که پیامبر اسلام، برای یک حکومت ده ساله در مدینه، چهل سال خودسازی و 13سال دیگر سازی (کادر سازی ) نموده است.

باید بدانیم که دستاوردهای پیامبر اسلام، توسط دخترش محافظت شد و به دست نوه هایش ابیاری گردید.

ما باید انقلاب آموزشی امام باقر و امام صادق را بپذیریم و: زندانی شدن امام موسی کاظم را زمینه ساز: وسعت تشکیلاتی امام رضا ع بدانیم .

   بنابر این اگر می خواهیم تحلیل مکتبی داشته باشیم، باید ارتباط پدیده های سیاسی را با زندگانی همه معصومین پیدا کنیم . حالا اگر بخواهیم خلاصه تر کنیم، زندگی پیامبر اسلام میتواند این امر را تحقق بخشد. چرا که خداوند در قران فرموده: برای همه شما در زندگی  پیامبر اسلام، اسوه و نمونه و الگوی مناسب قرار داده شده است.

حضرت علی ع میفرماید: اگر قران را خلاصه کنید، سوره حمد به دست می آید و خلاصه سوره حمد، در بسم الله اول آن است. و بعد میفرماید( انا نقطه تحت با بسم الله) من نقطه زیرین ب بسم الله هستم و این، روش تحلیل عوامل را به ما یاد می دهد. اگر تاریخ را خلاصه کنیم زندگی چهارده معصوم است و: خلاصه زندگی چهارده معصوم، در زندگی پیامبر است.

 

تحلیل الأیدیولوجیة : الظواهر السیاسیة

کما رأینا فی تعریف الظواهر السیاسیة و التحلیل السیاسی والظواهر السیاسیة وکذلک علاقات المعنیة. تعریف آخر هو تحلیل جذورها ، یعنی أن یتم حل القضایا السیاسیة. کما أنه یحلل العوامل التی قد یکون من أعلى إلى أسفل أو من أسفل إلى أعلى وکلاء لترتیب .

    على سبیل المثال ، قد یکون الاندفاع فی مستقرة مع عاصفة المحیط الهادئ لیست علاقة ، لم یتحقق تلک العلاقة و المعرفة : ولکن لا یمکن اثبات ذلک ، و یخلص المحلل ببساطة أن هناک علاقة ! یقول لا وجود شیء فی العالم المستقلة : على الرغم من کل شیء متصل ، لا أن ینظر إلیها أو ثبت !

فی السیاسة ، أیضا، قد تکون فی أزمة فی انکلترا حتى أن لا شیء من الاستعمار القدیم لتجنب ، ولکن لا یزال یقول محللون لیس السقوط ورقة ولکن هذه السیاسة هی اللغة الإنجلیزیة! المملکة المتحدة تبیع الأسمدة ویتسبب مثالا سیئا لهذا تساقط الأوراق من الأشجار ! العمل المحلل ، والسماء هی سلسلة معا و الأشیاء ذاتها التی لا ترتبط

للتخلص من کل التباس فی عالم العلم و التحلیل ، وهناک أکثر من طریقة و احدة و تثق فی الشخص الذی خلق هذه العلاقات. نعم ، وهذا هو عالم الله الأکثر وثوقا. و سأل کل شیء ، و أجاب على جمیع الأسئلة ما إذا کانت المسائل الأساسیة التی AS آدم والله الرد على جمیع أنبیاء الله و التی تم الکشف عن کل شیء لهم فعلت ذلک فی الخطأ.

    النحل سواء کان یدرس أیضا تقنیة لجعل العسل. وطبیعة واضحة لجمیع البشر : حقائق المنزل. و فهم الرجل الفطریة للحقائق. کل رجل ذکی ، هو مبنی نبیا . إلا الجشع والطمع و هذا الرجل هو أعمى حتى انه یمکن أن تنتهک حقوق الآخرین ، و الحق و الحق فی تجاهل .

     ذلک ببساطة ، ونحن بحاجة إلى تحلیل الظواهر السیاسیة : علاقتها مع الأنبیاء وتعالیم معصوم والسلوک لفهم . و إلى إقامة علاقة بینهما. هنا ، کل شیء واضح : الحق و المعرکة الخطأ، الخیر والشر، الخیر والشر والعدل و الظلم وتعرف کل شیء. و مرسوما یقضی بأن حتى رمزا لل حیاة هو معصوم علیه الصلاة والسلام .

    هنا ، تم تطبیق طریقتین حتى الآن: البعض تحلیل شامل لل تحلیل القضیة. مثل : ( ) هو تحلیل الحالة أن ترى تاریخ عاشوراء و یتم تحلیل جمیع العوامل فی النصف نفسه من الیوم. الأفراد أو یزید حسین.

   لکن العیب أن یقول هذه المسألة عکس ذلک: ( ) أن عاشوراء هو استثناء : أنه لا یجبر أحدا : عند نقل البیان عن معصوم أنهم وقعوا فی مناطق الکوارث . ولکن مأساة عاشوراء ( ) معروفة.

هذا هو تحلیل شامل لل سلام إلى جانب الإمام حسن الإمام ، الإمام الحسین انتفاضة أعرف. 25 عاما صمت الإمام علی، خلال السنوات الخمس المقبلة ونصف من حکمه انظر.

ونحن نعلم أن النبی فی المدینة المنورة لل عهد لمدة عشر سنوات من أربعین عاما ، و 13 عاما من الذات ( کادر ) لدیه .

یجب أن نعرف أن الإسلام النبوی کان یحمیها ابنته و کانت الأحفاد الری.

نحتاج ثورة تعلیمیة الإمام الباقر و الإمام الصادق اعتماد : حبس الکامنة وراء الإمام موسى الکاظم : الإمام الرضا اتساع المعرفة المؤسسیة.

   لذلک إذا أردنا أن نحلل المدرسة ، سیکون لدیک الظواهر السیاسیة المرتبطة الحیاة لتجد کل معصوم . الآن، إذا کنا مجردة، یمکن أن حیاة محمد ندرک هذا . قال الله تعالى فی القرآن الکریم : یتم وضع النبی ل کل حیاتک ، و المثالیة قدوة ونموذجا .

قال الإمام علی : إذا کان لدیک لتلخیص القرآن الکریم، سورة سورة و یتم الحصول على تلخیصها فی بسم الله هی فی أول . ثم یقول ( ) أنا الله، و أنه کلما انخفض تحلیل B- عامل لیعلمنا . إذا کان لنا أن نلخص تاریخ حیاة الأبریاء أربعة عشر : ملخص أربعة عشر أرواح الأبریاء ، وحیاة الأنبیاء


» نظر

به امید خدا، آخرین سنگر های صهیونیزم،

 

 

نظریه موجی پدیده های سیاسی

حرکت مستقیم پدیده های سیاسی در بستر تاریخ، در بسیاری از موارد پاسخگوی کل تاریخ نیست و: در برخی موارد اعوجاج  یا حرکت موجی هم دیده می شود. همانطور که در فیزیک نیز تصور براین بود که حرکت نور یک خط مستقیم است و: فضای تاریک و یک روزنه نور، آن را اثبات می کرد. ولی وقتی فضا بیشتر شود و مخصوصا منشوری بر سر راه نور باشد، می بینیم که نور سفید، هزاررنگ می شود و شکل دایره ای پیدا می کند! که در مقیاس بزرگ به آن رنگین کمان هم می گویند.

   در بررسی انقلاب ها ی کوچک، حرکت خطی بسیار گویا است ولی، در انقلاب های فرهنگی و فراگیر باید از هردو روش استفاده کرد. مثلا در انقلاب اسلامی ایران، طیف انقلاب بین دو قطب مثبت و منفی یعنی: قم و قدس تشکیل می شود یا:بین تهران و تل آویو. به شکل زیر توجه کنید:

     در این روند ما می بینیم که نقشه صهیونیست ها برای: زمینگیر کردن انقلاب اسلامی، ابتدا در درون مرزها به صورت درگیری های قومی و قبیله ای ظاهر می شود. وقتی انقلاب رشد می کند و براین مشکلات پیروز می شود، درگیری های مرزی (جنگ تحمیلی ) ساماندهی می شود و: بعد از پیروزی ایران در جنگ تحمیلی، در گیری های فرامرزی مانند:لبنان و سوریه را به وجود می اورند.

   حال با یک دیدگاه یا نظرگاه دیگر این موضوع را برسی می کنیم: و آن نظریه موجی است. در این نظریه همه عرصه ایران و انقلاب اسلامی، یکپارچه در نظر گرفته می شود. انقلاب مانند سنگی که بر آب راکدی بیافتد، امواج ایجاد می کند. که این امواج دارای اختلاف فاز هستند ولی، همگی روبه پیشرفت دارند و با :وسیع شدن خود همه سطح آب را فرامی گیرند. استاد مطهری هم می گوید: اسلام در ابتدا به صورت یک موج بسیار کوچکی پدید آمد(مجموعه آثار شهید مطهری ج14 ـ سیری در سیره نبوی،)

   جامعه نیز از این نظر مانند آب است. برخی جوامع راکد هستند و به روزمرگی عادت کرده اند و: هیچ حرکتی ندارند و: فقط به فکر سیر کردن شکم و روز را شب کردن هستند. مانند جوامع میلیاردی چین و هند و.. اما برخی ها جوشان و خروشان هستند و: تاریخ را می سازند.

    گویش یک میلیاردی چینی هرگز گفتمان جهانی نشد، ولی گویش هفتاد میلیونی ایرانی  به یک گفتمان جهانی تبدیل شده و: امروزه هر رسانه جهانی، اگر نامی از ایران یا اخبار آن نبرد، اصلا زنده به حساب نمی آید.

    لذا جوامع ایستا با جوامع پویا، این تفاوت را دارند که در آن ها امواج ایجاد نمی شود ولی، در این ها ایجاد می شود.

اقبال لاهوری شاعر پارسی می گوید:

ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستم،  هیچ نه معلوم شد که من کیستم؟

موج ازخود رفته ای،  تیز خرامید و گفت : هستم اگر می روم! اگر نروم نیستم.  

  با ایجاد موج از دیدگاه فیزیکی، یک عملی انجام می گیرد و: کاری صورت می پذیرد. این عمل بلافاصله عکس العمل را دارد. که همان مقاومت در برابر امواج است. یعنی یک مبارزه بین موج و ضد موج (سکون) در می گیرد.

   در فاز اول این مبارزه، در گیری های قومی و قبیله ای وجود دارد. یعنی موج انقلاب اسلامی  که: حرکتی را در جامعه ایران به وجود آورده، سکون گرایان و محافظه کار ها، جریان ضد موج ایجاد کردند تا جلوی آن را بگیرند. و این موج بیداری را در نطفه خود یعنی: قم یا تهران خفه کنند .

       اما قدرت موج چندان بود که: براین ضد موج پیروز شد و: ایران یکدست باقی ماند و تجزیه نشد. در مرحله دوم حملات ضد موج در مرزها شکل گرفت و: جنگ تحمیلی آغاز شد، همانطور که میدانیم همه ابرقدرت های تا دندان مسلح یک طرف و: ایران تازه انقلاب کرده در یک طرف .

این بار نیز قدرت موج انقلاب توانست: موج سواری کند و این آشفته کشتی  را به ساحل ارام برساند. و نگذارد یک وجب خاک ایران کم شود.

    خیزش موج انقلاب اسلامی این بار، دشمنان را انسوی مرزها پرت کرد . با ایجاد مصنوعی حادثه یازده سپتامبر، حملات ضد موج، از فراسوی مرزها وزیدن گرفت. ابتدا با حمله به عراق و افغانستان و: اشغال کویت و پاکستان، حلقه امنیتی دور ایران کشیدند

 

اما موج انقلاب اسلامی ایران در حیات خلوت آن ها رفت و: ازپشت سر با بیداری اسلامی بر آن ها سیلی زد. بناچار دشمن کمی عقب تر رفت و به سوریه رسید! یک یاحسین دیگر این امواج را از سوریه نیز، بیرون خواهد انداخت و به امید خدا، آخرین سنگر های صهیونیزم، در داخل مرزهای فلسطین اشغالی، به روی انقلاب اسلامی باز خواهد شد..

نظریة موجة من الظواهر السیاسیة

توجیه حرکة الظواهر السیاسیة فی السیاق التاریخی ، فی کثیر من الحالات کان الجواب بالنفی التاریخ وفی بعض الحالات ، أو تشویه تموج یمکن رؤیتها. کما الفیزیاء کان یعتقد أن یتحرک فی خط مستقیم و ضوء : الظلام و فتحة الضوء، ثبت . ولکن عندما مساحة أکبر، خصوصا فی طریق ضوء المنشوریة ، یمکننا أن نرى أن الضوء الأبیض ، و یجب أن تکون دائریة    Hzarrng ! ومن المعروف جیدا أن على نطاق واسع قوس قزح.

   فی دراسة صغیرة ، الحرکة الخطیة واضح جدا ، ولکن الثورة الثقافیة ، بما فی ذلک کل الأسالیب التی ینبغی استخدامها. الثورة الإسلامیة فی إیران ، على سبیل المثال ، تتراوح ما بین القطبین السلبیة والإیجابیة : والقدس یجب أن تشکل قم أو بین طهران وتل أبیب. انظر الشکل التالی :

     فی هذه العملیة ، ونحن نرى أن الخریطة الصهاینة ل : یشل الثورة الإسلامیة ، فی البدایة داخل حدود الصراعات العرقیة والقبلیة تظهر. عندما ینمو الثورة وبالتالی یفوز فی المشکلة، وسیتم تنظیم النزاعات الحدودیة ( الحرب ) بعد الانتصار فی الحرب ، فی صنع عبر الحدود مثل لبنان وسوریا لخلق.

   مع جهة نظر واحدة أو وجهة نظر أخرى بشأن هذه المسألة ، درسنا : هو نظریة الموجة. جمیع جوانب نظریة الثورة ، وتهدف إلى أن تکون متکاملة . کما یقع على الصخور المیاه الراکدة ، و خلقت موجات . ولکن الأمواج هی للخروج من مرحلة ، کل الوجوه تتقدم بهم واسعة مع معرفة کل من سطح الماء. مطهری یقول : الإسلام خرج أول کموجة صغیرة جدا ( الأعمال المختارة ، المجلد 14 السلوکیات Mottahary تصفح النبویة )

   هذا هو رأی من الماء. بعض المجتمعات و رکود و اعتادوا على المحسوبیة و عدم الحرکة ولیس فقط أعتقد أنها تغذی و النهار إلى اللیل . مثل المجتمعات الملیارات فی الصین والهند .. ولکن البعض المغلی و طافوا : صنع التاریخ .

    کان الخطاب العالمی أبدا ملیار اللهجة الصینیة، ولکن لغة وسبعین ملیون ایرانی و الخطاب العالمی : وسائل الإعلام العالمیة الیوم ، واسم أو الأخبار عن الحرب ، لیس للعیش على الإطلاق.

    وبالتالی ، فإن المجتمعات ساکنة والمجتمعات و دینامیکیة ، والتی لا یتم من الاختلافات الناجمة عن الأمواج، ولکن یحدث هذا .

الشاعر محمد إقبال الفارسیة یقول :

عشت أسفل الشاطئ کثیرة ورغم ذلک، لا لم یکن ذلک أنا؟

ذهب - الذاتی موجة ، حادة ساق الیود و قال أنا ویترک لک ! إذا کنت لا تذهب.

  مع إنشاء نقطة الفیزیاء موجة من الرأی، یتم تنفیذ العمل و : العمل المنجز. هذا رد فعل فوری. أن مقاومة الأمواج. صراع بین الموجة المضادة لل زیادة ( ثابت ) یأخذ على .

   فی المرحلة الأولى من الحملة ، و القیاسات القبلیة. موجة الثورة الاسلامیة : اقتراح من خلق ، الأصولیین ثابت و المحافظ والتیارات المضادة لل زیادة یمکن أن یسبب لکبح جماح ذلک. هذه الموجة من الصحوة فی مفهومها : قم أو طهران لخنق .

       ولکن قوة الموجة ، بحیث فاز براین ضد موجة إیران ظلت موحدة ولیس کسرها. الموجة الثانیة من الهجمات فی الحدود التشکیل: بدأت الحرب، ونحن نعرف کل القوى العظمى مدججین بالسلاح على جانب واحد وإیران على جانب واحد والجدید.

هذه المرة ، وقوة موجة الثورة : الأمواج المضطربة وسفینة للوصول إلى الساحل. و یتم تخفیض لا شبر واحد من التربة.

    المد المتصاعد للثورة الإسلامیة ، وهذه المرة ، کان العدو القیت عبر الحدود. من خلال خلق حالة مصطنعة سبتمبر أحد عشر الهجمات ، ومکافحة ارتفاع ، حدود هدیر. بدءا من غزو أفغانستان والعراق و غزو الکویت وباکستان، و طوقا أمنیا حول مجموعة إیران

ولکن موجة الثورة الإسلامیة فی إیران وانتقلت حدیقتها الخلفیة : وراء الصحوة الإسلامیة صفع على ذلک. اضطر العدو إلى أکثر قلیلا وذهبت إلى سوریا ! یا آخر واحد من هذه الموجات سوریا، و طرد أمل من الله ، آخر معقل الصهیونیة داخل حدود فلسطین، ستکون مفتوحة للثورة 


» نظر

خداوند اجازه ظلم به خود را داده ولی اجازه ظلم به دیگران را نداده

اجزاء پدیده سیاسی

یک پدیده سیاسی جزئی از سیستم بزرگ تاریخ و جامعه است. اگر به شکل ریاضی بخواهیم آن را توجیه کنیم  در یک محور مختصات ، نقطه تلاقی عرض و طول اجتماع : جایی که تاریخ به عنوان طول زمان و جامعه به عنوان عرض زمان، یکدیگر را قطع می کنند، یک پدیده سیاسی نمود پیدا می کند.پس هر نقطه تلاقی میتواند یک پدیده باشد . اما این پدیده بسته به فاصله زمانی تولد تا مرگ میتواند دارای زیر سیستم یا زیر اجتماع هایی باشد که مطالعه آن ضروری به نظر می رسد.

      الزاما این مطالعه صرفا بعد جامعه شناسی یا تاریخ ، حتی علوم انسانی یا سیاسی نیست. بلکه علمی است مستقل و مخصوص خود پدیده های سیاسی با در نظر گرفتن تمام تفاوت های فردی و جمعی  . و لذا این علم جدید که از علوم اجتماعی و تاریخی ، سیاسی و انسانی  جدا می شود ،علم شناخت پدیده های سیاسی نامگذاری می شود.

 تعاریف عمده در این علم عبارتند از:

پدیده سیاسی : جزئی از پدیده های اجتماعی که: با تغییر و تحول قدرت سروکار دارد.

آموزش سیاسی : کشف ارتباط بین پدیده های سیاسی است.

تحلیل سیاسی : ایجاد ارتباط بین دو یا چند پدیده سیاسی را تحلیل سیاسی میگوییم

(تفاوت کشف و ایجاد به معنی دخالت ارادی است.یعنی در مرحله کشف ما تابع نظری هستیم ولی در مرحله ایجاد عامل اجرایی می باشیم.)

شعار سیاسی : بیان هدف سیاسی در کوتاه ترین جمله

خط سیاسی : پیگیری نقطه به نقطه شعار سیاسی

جریان سیاسی : پیگیری دو بعدی (جناح چپ و راست) شعار سیاسی  یا یک هدف

طیف سیاسی : پیگیری چند بعدی شعار سیاسی

تولد پدیده سیاسی : یعنی به وجود آمدن چیزی که قبلا نبوده و: حرف و شعار تازه ای را مطرح می کند.

رشد پدیده سیاسی:افزایش نفرات و امکانات پیگیری کنندگان شعار سیاسی.

اشباع سیاسی : پذیرش عمومی یک شعار از سوی یک قوم یا ملت.

جهانی شدن سیاسی : پذیرش جهانی یک شعار سیاسی.

با توجه به تعاریف فوق معلوم می شود: هر پدیده سیاسی با یک شعار جدید متولد می شود،پیگیری این شعار ابتدا خط سیاسی و بعد جریان سیاسی و سپس طیف سیاسی به وجود می آید. شعار توسط تشکیلات هسته ای مطرح می شود و: خط سیاسی به وسیله تشکیلات تسبیحی یا زنجیره ای ادامه می یابد، طیف سیاسی به شکل سازمان یافته ظاهر می شود و:بالاخره هواداران به صورت احزاب آن را گسترش می دهند و: جریان سیاسی ایجاد می شود.   

  وقتی این پذیرش به حد اشباع ملی رسید، دگرگونی ایجاد می کند این دگر گونی به صورت انقلاب یا کودتا است. پس از دگر گونی حاکمیت سیاسی بوجود می آید. حاکمیت سیاسی نیاز به تداوم دارد تا حد اشباع جهانی .

    حد اشباع هر پدیده را ظرفیت آن پدیده می گوییم، برخی پدیده ها که ظرفیت جهانی شدن ندارند ، در حد یک قوم یا ملت باقی می مانند. ظرفیت جهانی شدن هم در نقطه  و:هم در طول تاریخ امکان پذیر است. لذا جهت مطالعه ماندگاری یک پدیده، لازم است ظرفیت جهانی و تاریخی آن را بالاببریم .

    مثلا در زندگی پیامبر اسلام از همان ابتدا حضور بلال حبشی به عنوان نماینده رنگین پوستان، و سلمان فارسی به مثابه نماینده عجمان، گویای ظرفیت جهانی و تاریخی اسلام است. ولی احزاب سیاسی با گرایش ملی و گاه قومی ، نژاد پرستی و افراطی گری  طبیعی است که: ظرفیت جهانی شدن و ماندگاری در تاریخ را ندارند.

        از دیگر معیار های جهانشمولی، رفتارهای بعد از اشباع است. یعنی اگر تمام جهان مطیع یک عقیده یا پدیده سیاسی شدند و: مانع دیگری بر سر راه نبود، این ایده یا پدیده چه خواهد کرد؟ و چه برنامه هایی پیاده خواهد نمود؟ اصطلاحا این را تئوری اتوپیایی یا آرمان گرایی می گوییم .

    این ارمان گرایی است که در اوج شکوفایی یک پدیده، تعیین می کند که آن پدیده جهانی ماندنی است یا رفتنی . به تعبیر قران کریم: خداوند وضعیت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه خودشان بخواهند. اگر آن ها از وضع موجود راضی بودند، وضعیت چه خوب چه بد، ادامه می یابد و اگر ناراضی بودند، چه درست و نادرست وضعیت آن ها عوض می شود.

       در این مرحله خداوند اجازه ظلم به خود را داده ولی اجازه ظلم به دیگران را نداده است! آنجا که می فرمایند: حکومت با کفر ادامه می یابد ولی با ظلم هرگز!(الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم) هرچند که به گفته لقمان حکیم ،شرک خود ظلم بزرگی است. ان الشرک لظلم عظیم

مکونات الظاهرة السیاسیة

وثمة ظاهرة سیاسیة ، جزء من منظومة کبیرة ، والتاریخ و المجتمع. إذا کنت ترید ذلک لتبریر الشکل الریاضی لل محور تنسیق و عبور طولا وعرضا من المجتمع : حیث التاریخ والمجتمع ، طالما أن العرض فی ذلک الوقت، أنها تتقاطع ، ویمکن أن ینظر إلیه باعتباره ظاهرة سیاسیة ثم ظاهرة یمکن مواجهتها فی أی مکان. ولکن هذه الظاهرة اعتمادا على الفترة من الولادة وحتى الموت یمکن أن یکون على نظام المجتمع أو ذاک، یبدو من الضروری .

      هذه الدراسة علم الاجتماع أو التاریخ بالضرورة فقط، أو حتى العلوم الإنسانیة لیس سیاسیا . بل هو علم الظواهر السیاسیة المستقلة الخاصة بها من خلال النظر فی جمیع الخلافات الفردیة والجماعیة. وهکذا یتم فصل هذا العلم الجدید من العلوم الاجتماعیة و التاریخیة و السیاسیة وحقوق الإنسان ، یدعى ظاهرة العلوم السیاسیة.

 معظم تعاریف العلوم هی:

ظاهرة سیاسیة : جزء من الظاهرة الاجتماعیة : اتفاق انتقال السلطة .

التثقیف السیاسی : استکشاف العلاقة بین الظواهر السیاسیة.

تحلیل سیاسی : إنشاء علاقة بین اثنین أو أکثر من ظاهرة سیاسیة تسمى التحلیل السیاسی

( بین اکتشاف و خلق وهذا یعنی مشارکة طوعیة. ، وفی مرحلة الکشف، و لیس لدینا أی وظیفة ، ولکن نحن فی عملیة إنشاء وکیل التنفیذیة. )

السیاسیة التعبیر شعار أهداف سیاسیة فی أقصر

الخط السیاسی : متابعة أشر إلى شعارات سیاسیة

العملیة السیاسیة : اتبع التالیتین ( الیسار والیمین ) أو شعارا سیاسیا

الطیف السیاسی : تتبع شعار سیاسی متعدد الأبعاد

عید میلاد ظاهرة سیاسیة : ظهور ما تم بالفعل : کلمة تشیر شعارا جدیدا .

تنامی ظاهرة سیاسیة : أعداد کبیرة من المشارکین تلیها شعارا سیاسیا .

التشبع السیاسیة : القبول العام من قبل الناس أو شعار الأمة .

العولمة السیاسیة : القبول العالمی ل شعار سیاسی .

وفقا ل هذه التعریفات واضحة: ظاهرة سیاسیة مع شعار جدید یولد ، اتبع السیاسة و شعار سیاسی من السطر الأول ، ثم هناک ألوان الطیف السیاسی . یطرح شعار من قبل المؤسسة النوویة : الخط السیاسی من قبل منظمة مسبحة أو سلسلة یواصل تشکیل تظهر ألوان الطیف السیاسی التی سیتم تنظیمها : أنه یدعو للأطراف لتوسیع و تدفق السیاسیة یکون.

  عندما یتم التوصل إلى اعتماد التشبع الوطنیة، و التحول المتحولة یؤدی إلى ثورة أو انقلاب . بعد تنشأ الدیمقراطیة المتحولة . السلطة السیاسیة ، یحتاج الى متابعة حتى تشبع العالمیة.

    کل ظاهرة هی ظاهرة نسمیه قدرة التشبع، قدرة بعض ظواهر العولمة ، کشعب أو أمة لا یزال قائما. القدرة العالمیة على ذلک: التاریخ هو ممکن. وبالتالی، فإن بقاء ظاهرة ، فمن الضروری لرفع قدرة العالم والتاریخ.

    على سبیل المثال، فی بدایة حیاة النبی محمد بلال الحبشی کلون ممثل ، و سلمان الفارسی ممثلا عجمان ، یظهر القدرة العالمیة والتاریخ الإسلامی . ولکن الأحزاب السیاسیة مع الاتجاهات الوطنیة وأحیانا العرق والعنصریة و التطرف هو القدرة الطبیعیة وطول العمر العولمة لیست کذلک.

        معیار آخر عالمی من السلوک بعد التشبع. إذا کانت مهتمة العالم کله فی الاعتقاد أو السیاسیة الظاهرة: عقبة أخرى فی الطریق، أی کیف سیکون هذه الفکرة أو الظاهرة؟ وما هی البرامج سیتم تنفیذها؟ وقالت انه دعا نظریة طوباویة أو مثالیة .

    هذه المثالیة هی فی إزهار کامل ، وهی ظاهرة یحدد أن العولمة هو البقاء هنا أو الذهاب . وفقا للقرآن : الله لا یغیر حالة أی العرق إلا إذا کانوا یریدون . إذا کانوا راضین عن الوضع الوضع الراهن ، جیدة أو سیئة ، وسوف تستمر ، وإذا کانوا غیر راض عن ما هو الصواب والخطأ ، یتم تغییر وضعها .

       عند هذه النقطة ، لیکن الله ظلمهم ولکن لا یسمح ظلم الآخرین! لأنه یقول ، فإن الحکومة سوف تستمر مع الکفر ولکن لم القاسیة! ( ) ومع ذلک ، وفقا ل قمان الحکیم ، وثنیة له هو ظلم کبیر


» نظر

در انقلاب هایی که مبنای فرهنگی و فراگیر دارد، نظامیان هم تابع مر

تحولات چند بعدی

در تحولات اقتصادی و سیاسی قلم فرسایی شد، ولی از تحولات نظامی نیز نباید غافل شد. البته خود نظامیان درسهای زیادی در این زمینه دارند ولی، دیدگاه این نوشتار تحولات یا در واقع سیر تحول تکرار شونده است که: آن را تابع پدیده های سیاسی می کند. یعنی تحولاتی که زیر بنای آن ابزار نیست، بلکه تفکر و تغییرات اجتماعی است . مثلا ما در تاریخ تحولات نظامی، کشف باروت را مهم می دانیم زیرا: به تولید سلاح گرم منجر شد که: فصل تاریخ نظامی را دگر گون کرد.

    ولی تحولات نظامی یک تابع از انقلاب ها است، یعنی انقلاب ها میتوانند ایده های نظامی را تغییر دهند. و این در صورتی است که تعامل با انقلاب ها منجر به بحث کودتا نشود. زیرا در کودتا مخصوصا کودتای نظامی، انقلابی صورت نمی گیرد بلکه، انقلاب در بند نظامیان باقی می ماند. مانند انقلاب مصر یا لیبی که در آن، انقلاب نتوانست به بدنه ارتش وارد شود و لذا، ارتش به سادگی رهبر انتخابی مردم را دستگیر ، زندانی و محاکمه کرد.

      اما در انقلاب هایی که مبنای فرهنگی و فراگیر دارد، نظامیان هم تابع مردم هستند و: با عقاید آن ها تغییر می کنند. برای درک این تفاوت باید بدانیم به زبان آمار، میتوان این مسئله را از هم جدا کرد: اگر در تحولات اجتماعی، بیش از 50درصد مردم شرکت داشته باشند، انقلاب است و اگر کمتر باشد کودتا است. در انقلاب هم اگر بیش از 75 درصد مردم حضور داشته باشند، این انقلاب فرهنگی است و ریشه ای می باشد و: اگر بین 50 تا 75 درصد باشد، یک انقلاب سیاسی است که در فرهنگ مردم تاثیری ندارد و روبنایی است.

    در کودتا نیز اگر کمتر از 25 درصد مردم شرکت داشته باشند، کودتای نظامی است . اگر بین 25 تا 50 درصد مردم شرکت داشته باشند، کودتای خزنده است.  فرض کنید دریک کشور 100میلیونی، نیروی فعال آن تقریبا 25 میلیون نفر می شوند که: افراد تحت تکفل هر کدام سه نفر بغیر از خودش می شود. حال اگر 5 میلیون نفر نظامی باشند، 20درصد نظامی هستند.اگر این ها کودتا کنند کودتای نظامی می شود. اگر افراد فعال ادراری هم با آن ها باشند، کودتای سفید یا خزنده محسوب می شود.

   یعنی به کمک نیروهای کشوری و لشکری، بدون خونریزی مدیران تغییر می کنند. اگر احزاب یا نیروهای فعال سیاسی، مثلا طبقه کارگر هم با آن ها باشند، به 75 درصد می رسند و میتوانند انقلاب سیاسی کنند. اما اگر ضریب نقوذ انقلاب  به روستاها و: کشاورزان هم برسد آن وقت، یک انقلاب تمام عیار و فرهنگی خواهد بود.

   انقلاب  های فرهنگی مانند انقلاب اسلامی ایران، حرف های تازه و اهداف جدیدی را مطرح می کنند. لذا در عرصه سیاسی و اقتصادی ، حتی نظامی حرف جدید دارند و: میتوان گفت سازمان کلاسیک نظامی را به هم می ریزد و: سازمان یا نهاد جدیدی را پایه گذاری می کند. به همین جهت در ابتدای انقلاب اسلامی، نهادی به نام کمیته های انقلاب به وجود آمد و: به دستور امام خمینی همه سلاح هایی که در دست مردم بود، به کمیته ها تحویل داده شد. همین نقطه قوت این انقلاب  بود. زیرا در انقلاب های دیگر، مردم سلاح ها را تحویل ندادند.

    تحویل ندادن سلاح یعنی در گیری های قومی و: تضعیف پایه های انقلاب . تمامی انقلاب های بعد از انقلاب اسلامی که: رهبری امام خمینی ره  یا امام خامنه ای را قبول نکردند، به همین سرنوشت دچار شدند یعنی: انقلاب آن ها یکدست نشد و به درگیری درونی انجامید و: پیروزی آن ها به تاخیر افتاد.

       در مرحله بعد، تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که: از دل کمیته ها بیرون آمد. البته پیشنهاد عده ای برای حذف کامل ارتش، مورد تایید رهبری امام خمینی ره قرار نگرفت. زیرا که انقلاب به بدنه ارتش نفوذ کرده بود و: خود آن ها انقلابی بودند و: نیازی به حذف آن ها نبود.

      با شروع جنگ تحمیلی، تمام تئوری های نظامی به کار گرفته شدند. در ابتدا ما شاهد مبارزه کلاسیک هستیم، که تئوریسین ها به رهبری بنی صدر به آن عمل می کنند، ولی چون در تئوری کلاسیک، دشمن منظم تر و با پشتیبانی قوی تری است، جواب مناسبی دریافت نمی شود و: سرزمین ما به تسخیر دشمن در می آید.(تئوری کلاسیک بنی صدر در این مرحله، عقب نشینی تاکتیکی بود که منجر به اشغال شد.)

تئوری جنگ های نامنظم یا چریکی دکتر چمران، چاره ساز بود ولی فراگیر نبود. یعنی فقط در نقاطی جواب میداد که: خود ایشان حضور داشتند. در مناطق دیگر اولا، کاریزما وجود نداشت یعنی جاذبه حضور خود دکتر چمران را جبران نمی کرد، و از سوی دیگر اعضا تشکیل دهنده، اغلب بی تجربه بودند و از جوانانی تشکیل می شدند که: حتی آموزش های اولیه رنجری را هم ندیده بودند. لذا فرمان تشکیل بسیج داده شد تا: جوانان جذب و آموزش داه شوند و بعد اعزام گردند.

 

    بطور خلاصه چهار مرحله نظامی ایران بعد از انقلاب اسلامی به دوران کمیته و سپاه ، ارتش و بسیج تقسیم می شود. در دوران کمیته ها حفظ شهر ها وجمع آوری سلاح ها بود، در دوران سپاه حفظ انقلاب و در دوران ارتش، حفظ مرزها اولویت داشت.اما دورا ن بسیج به خارج از مرزها مربوط می شود.   

التحول متعدد الأبعاد

کان التطورات الاقتصادیة والسیاسیة فی القلم صعبة، ولکن لا ینبغی تجاهل الإصلاح. هناک العدید من الدروس فی هذا المجال ، ولکن بالطبع الجیش ، أو فی ضوء التطورات فی هذه الورقة هو تطور تکراریة حیث أنه یخضع ل ظواهر السیاسیة. تطویر البنیة التحتیة، و أنها لیست أداة ، ولکن التفکیر والتغییر الاجتماعی . و التطورات العسکریة فی مثالنا ، لأننا نعلم أهمیة اکتشاف البارود لإنتاج الأسلحة الناریة أدت الفصل من التاریخ العسکری تألق مرة أخرى .

    ولکن الإصلاح هو وظیفة من الثورة، ثورة فی الأفکار العسکریة لتغییر ذلک. و إذا کان هذا لا یتم التفاعل مع انقلاب أدى إلى المناقشة. وخاصة منذ الانقلاب ، الانقلاب العسکری ، لیست ثوریة ، لکنها لا تزال الثورة فی البند العسکریة. مثل الثورة فی مصر أو لیبیا ، والتی یکون الجسم غیر قادر على دخول الجیش ، وبالتالی ، انتخب زعیم الجیش اعتقل ببساطة واعتقالهم و محاکمتهم.

      لکن الثورة التی تجتاح قاعدة ثقافیة والجیش و الشعب مع تلک المعتقدات تتغیر . لفهم هذا الاختلاف، یجب علینا أن نعرف لغة الإحصاءات، یمکن فصلها عن هذا السؤال: إذا شارکت التغیرات الاجتماعیة ، أکثر من 50 ? من الناس فی الثورة ، وإذا کان أقل من انقلاب .

    إذا شارکوا فی الانقلاب ، و نظام انقلاب أقل من 25 ? من الناس. إذا کنت بین 25 إلى 50 فی المئة من الشرکة ، هو انقلاب الزاحف . لنفترض بلد من 100 ملیون نسمة، ما یقرب من 25 ملیون نسمة هی القوى الفاعلة التی المعالین هی کل ثلاثة أشخاص آخرین من نفسه . إذا 5 ملایین العسکریة ، 20 فی المئة من العسکریین . انقلاب إذا کان هذا یمکن أن یکون بانقلاب عسکری . إذا کانت کل الافراد الفعال البول ، أو یزحف انقلاب أبیض .

   لمساعدة الموظفین المدنیین والعسکریین، من دون إراقة الدماء مدیری تتغیر . إذا کان الطرفان أو قوات من النشطاء السیاسیین ، على سبیل المثال ، یتم العمل معهم ، و یمکن أن تصل إلى 75 فی المئة من ثورتهم السیاسیة. ولکن إذا کان معدل تسلل إلى الزراعة فی المناطق الریفیة ، وتأتی معا ثم ، ثورة ثقافیة ، و سیکون الصف .

   الثورة الثقافیة و الثورة الإسلامیة فی إیران ، یتم إدخال شخصیات جدیدة و أهداف جدیدة . وبالتالی ، وشخصیات سیاسیة واقتصادیة ، وحتى عسکریة جدیدة : ویقع على کل من المنظمات و الکلاسیکیة العسکریة : فهو یؤسس منظمة أو کیان جدید . وهکذا، فی بدایة الثورة الإسلامیة ، کانت هناک مؤسسة تسمى اللجان الثوریة و الإمام الخمینی أمر أن جمیع الأسلحة فی أیدی الناس، وقدمت اللجان. وبالتالی فإن قوة الثورة. لأن الآخرین لم یسلم الأسلحة.

    لم تسلم الأسلحة على العرقیة و : تقویض الثورة. کل ثورة الإسلامیة أن قیادة الإمام الخمینی و الإمام خامنئی رفض، تکبد نفس المصیر : کانت الثورة لیست موحدة ، وأدى إلى صراع داخلی و یتم تأخیر النصر .

       المقبل، تشکل الحرس الثوری الإیرانی للثورة الإسلامیة : جاء دیل من اللجنة. ومع ذلک ، بعض المقترحات لإزالة الجیش ، لم تتم الموافقة من قبل قیادة الإمام الخمینی . لأنه قد اخترقت الجیش فی الجسم : أنهم هم أنفسهم کانوا الثوریة : لا حاجة لإزالتها.

      مع بدایة الحرب ، استخدمت النظریة العسکریة. الأولى، ونحن نشهد معرکة کلاسیکیة ، بنی صدر ، الذی قاد المنظرین للعمل ، ولکن لأن النظریة الکلاسیکیة ، بدعم من عدو أقوى و أکثر انتظاما ، ولیس هناک إجابة جیدة : نحن قهر أراضی العدو هو ( نظریة الکلاسیکیة فی هذه المرحلة احتلت بنی صدر ، الذی قاد تراجع تکتیکی . )

غیر النظامیة أو حرب العصابات نظریة جمران ، علاجیة ، ولکن لیس شاملا . التی من شأنها أن تعمل فقط فی المناطق التی تطرح نفسها . فی مجالات أخرى ، أولا ، کان هناک الکاریزما الدکتور جمران لا تعوض خطورة وجودهم ، وغالبا ما کان أعضاء التأسیسیة الأخرى عدیم الخبرة و کانت تتألف من الشباب التی لم تکن حتى التدریب الأساسی معا الحارس . تم تشکیل هذا الأمر ل تعبئة ویتم تدریب الشباب غیر کافیة ، واستیعابها بشکل سیئ ثم إرسالها.

    لفترة وجیزة ، و المراحل الأربع للثورة الإسلامیة فی إیران العسکریة و اللجان الثوریة ، وتعبئة الجیش منقسم . وقد حافظت اللجنة خلال جمع الأسلحة من المدن فی الجیش خلال الثورة و الإبقاء على الجیش الأولویة الحدود ، ولکن درة تعبئة الخارج قلقة


» نظر

نیاز به تشکیلات فراگیری هست که این، تشکیلات نمازی است

روند رشد تشکیلات سیاسی

تشکیلات سیاسی نوعی از همان رفتار شناسی سازمانی و اداری است.

از نظر کلی وقتی انسانی با انسان دیگری همکاری آغاز می کند، از حالت انفرادی به مرحله تشکیلاتی ارتقا پیدا کرده است. برای شروع همکاری باید یکی رهبر و دیگری پیرو باشد. چرا که تفاوت های فردی انسان ها در تعامل بایکدیگر، مشکل آفرین است و باید یکی این تفاوت های فردی خود را نادیده بگیرد. و به اصطلاح به حرف آن یکی گوش بدهد.

     شاید بتوان گفت قدیمی ترین تشکیلات یا سازمان اداری و اجتماعی، در ایران شکل گرفته و حکومت های منسجم و با برنامه در آن تشکیل شده است. زیرا تشکیل حکومت یا مدیریت هم، ممکن است مانند گروه ها اتفاقی باشند. مثلا شما وقتی در خیابان یا یک میدان می روید، با انسان های متفاوتی هم مسیر می شوید. یعنی حداقل یک مورد مشترک باهم دارید، ولی سازمان یا گروه نام نمی گیرید.

     البته این نظریه جامعه شناسان یا جمعیت شناسان است! والا به نظر ما، وجود همین هدف لحظه ای هم میتواند از انسان ها، یک تشکیلات بسازد. پیاده روی ها یا رفتن در پیاده رو ها، یک هدف است زیرا هم ورزش حساب می شود و: هم مطالعات اجتماعی و شهری و غیره. زیرا شما در هنگام پیاده روی، بر چهره همه همراهان دقت می کنید و: آن را  روانشناسی می کنید. از نظر ما هر چهره، کوهی از مشکلات و طرح و ها و برنامه و عقاید هستند، ولی کسی به آن ها بها نمی دهد.

    از نظر اسلام هم همین طور است: یک نفر ممکن است به تنهایی یک امت باشد! (القران الکریم |إِنَّ إِبْرَاهِیمَ کَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِیفًا وَلَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکِین)َ  حضرت ابراهیم به تنهایی، از نظر خداوند یک امت است.

     از دیدگاه تئوری پدیده های سیاسی هم، فرد بنیانگذار تشکیلات است. پس کسی که چیزی درست می کند، باید آن را داشته باشد (معطی شی نمی تواند فاقد شی باشد).امام خمینی هم در وصف شهید بهشتی می گوید: بهشتی یک امت بود برای این ملت.

      بنابر این هسته تشکیلاتی، از یک نفر شروع می شود و تا موقعی که این فرد با دیگران تعامل را آغاز کرده و: به تعداد انگشتان نرسیده اند به همان :هسته تشکیلاتی نام گذاری می شوند. در هسته تشکیلاتی همه مانند هم هستند و: همه در یک سطح مدیریتی می باشند. یعنی رده سازمانی آنها یک سازمان تخت است.  در مراحل رشد این تشکیلات به مرحله تشکیلات تسبیحی یا: زنجیری می رسیم که: چند هسته تشکیلاتی هم عرض  و: ادامه همان سازمان تخت هستند.

         وقتی تشکیلات  گسترده تر می شو، لازمه آن تقسیم کار است. می گویند اولین تقسیم کار ثبت شده در قران، برای حضرت موسی ع است که خدا، به ایشان دستور داد که اعضا خود را به ده گروه تقسیم کند و: برای هر کدام نقیب یا رئیس تعیین کند. معنی این حرکت آن بود که: رئیس ها باید مجری احکام و نظرات حضرت موسی ع باشند. البته در دوران حکومت هخامنشیان هم، چنین تقسیم کاری دیده می شود و ایران بزرگ آن موقع، به چند استان یا ساتراپ تقسیم می شود. ولی تمرکز و مدیریت مرکزی ازبین نمی رود. به همین دلیل هر یک را به شاخ یا شاخه درخت تشبیه می کنند و: راس آن ها، شاخ شاخان یا شاهنشاه نام می گیرد.

     این تقسیم بندی وقتی به ارتش می رسد که: نفرات آن بسیار زیاد است، حالت تشکیلات هرمی می گیرد. تشکیلات هرمی میتواند مانند شرکت های هرمی، دو به دو یا دومینال باشد و: یا مانند فراماسونری سه به سه باشد، یا حیطه نظارت آن گسترده تر شود که: هر کدام فلسفه خود را دارد: دو به دو برگرفته از عقیده تقسیم جهان به خیر و شر یا نور و تاریکی، منشا می گیرد و معمولا :وزیر دست راست و دست چپ گفته می شد.

   تقسیم سه به سه هم از تثلیث مسیحیت منشا می گیرد که: همه چیز را تقسیم برسه می کنند مانند تفکیک قوای سه گانه در قانون فرانسه یا نیروهای مسلح سه گانه در آمریکا از نمود های آن است

      بعد از ظهور دنیای تبلیغات و پروپاگاندا ، مطبوعات بعنوان رکن چهارم به این سه قوا اضافه می شود. برخی ها هم نظم چهار تایی را، از چهار فرشته مقرب خدا که مدیریت جهان را دارند، می گیرند یا از ابعاد کعبه میدانند. در حالی که کعبه در لغت از مکعب که: همان سه تایی است منشا می گیرد ولی عملا شش وجه دارد.

 عدد پنج هم در حیطه نظارت، بر حکم فرمایی مچ بر 5 انگشت اشاره دارد و:یا از حدیث کسا نشات می گیرد . عدد هفت اشاره به در های جهنم و عدد هشت  اشاره به هشت درب بهشت است.  یا به امام هشتم نسبت داده میشود که: به همین دلیل در طرح های اسلیمی رواقها، از ستاره های هشت پر یا پنج پر استفاده می شود.

اما سازمان ها با تمام وسعت خود، قادر به پوشش همه اعضا نیستند. مخصوصا الان که 8 میلیارد عضو زنده انسان، در صف هستند. لذا نیاز به تشکیلات فراگیری هست که این، تشکیلات نمازی است. یعنی مانند نماز خواندن مسلمانان، یک رهبر اصلی وجود دارد بنام امام جماعت، عده ای امنا هستند در صف اول، ولی بقیه مردم از هرجا می توانند به این تشکیلات متصل شوند و: ورود و خروج آن ها هم ازاد است.

نمو التنظیم السیاسی

سلوک الهویة التنظیمیة هو تنظیم سیاسی والإدارة .

من حیث الإنسان الشاملة ل یبدأ آخر تعاون الإنسان من الفرد إلى المستوى التنظیمی تمت ترقیة . لبدء العمل یجب أن یکون القائد و الأتباع. بسبب الفروق الفردیة فی التفاعل معا، هو إشکالیة ، وینبغی للمرء أن یتجاهل الفروق الفردیة . إذا جاز التعبیر، و إعطائها الاستماع .

     ربما أقدم التنظیم الاجتماعی أو الوکالات الإداریة ، والحکومات فی البلدان المتقدمة و المتکاملة مع البرنامج الذی تم إنشاء . لأن تشکیل الحکومة أو الإدارة، قد تکون هذه المجموعات من قبیل الصدفة. على سبیل المثال، عندما تذهب فی الشارع أو فی المیدان، مع مختلف الناس تحصل على طول معا. إذا کان واحد على الأقل من المشترک معا، ولکن لا اسم المنظمة أو المجموعة.

     بالطبع ، هذه النظریة علماء الاجتماع و الدیموغرافیا دیک ! خلاف ذلک ، ونحن ، أیضا، یمکن أن یکون لها نفس اللحظة الهدف من الإنسانیة ، وبناء المؤسسة. أو الذهاب والمشی على الرصیف ، و الهدف من التمرین هو أن ینظر : الدراسات الاجتماعیة والحضریة ، وغیرها. لأن عند المشی، و کنت متأکدا من أن یواجه کل جانب : إذا کان علم النفس. کل واحد منا یواجه جبلا من المشاکل و الأفکار والتصامیم ، وهناک خطط ، ولکن الذین لا قیمة لهم .

    الإسلام هو بنفس الطریقة : شخص قد یکون أمة واحدة وحدها! ( ) إبراهیم وحده، الرب هو أمة واحدة.

     المنظورات النظریة الظواهر السیاسیة ، مؤسس المنظمة. حتى الذین لا شیء خاطئ، یجب أن یکون ( ) . الإمام الخمینی ، ووصف شهید بهشتی تقول انها کانت السماء ل أبناء الوطن الواحد .

      وبالتالی ، جوهر التنظیمیة للشخص عندما یبدأ الشخص على التفاعل مع الآخرین والبدء فی عد الأصابع لیست هی نفسها : تتم تسمیة التنظیم النووی. جوهر المنظمة کلها على حد سواء ، وکلها فی مستوى واحد من الإدارة. لدیهم منظمة شقة للمؤسسة. مراحل النمو تشکیل الخرز أو مراحل: سلاسل معاییر هی: تنظیم عرض متعددة النواة : أکثر من نفس المنظمة هی شقة .

         الحصول على تنظیم أوسع ، وتقسیم العمل هو ضروری. ویقولون ان دوری الدرجة الاولى سجلت فی القرآن ، والنبی موسى کما الله ، وقال انه أمر أعضائها إلى العشرات من المجموعات و لکل رئیس لتحدید النقیب . ان هذه الخطوة تعنی أن الرئیس التنفیذی ینبغی أن یکون الأحکام والآراء موسى. ومع ذلک ، وخلال حکم الأخمینیة ، مثل تقسیم العمل و یحدث ذلک الحین کبیرة ، وینقسم إلى عدة مقاطعات أو satrapies . ولکن لا یتم إتلاف ترکیز الإدارة المرکزیة. لذلک، کل فرع أو فروع شجرة تشبه وروس ، ویسمى القرن Shakhan أو الملک.

     هذا التصنیف هو الجیش أن أعدادهم مرتفعة جدا، لدیها بنیة هرمیة . أنها سوف تکون مثل الشرکات هرم هرم ، هو اثنین أو Dvmynal : أو مثل الماسونیة الثلاثاء ل ثلاثة ، أو توسیع نطاق إشرافها : لکل منها فلسفتها الخاصة : تنقسم اثنین الرأی ، والمستمدة من عالم جیدة وقال الید الیمنى و الید الیسرى وزیر : والشر أو النور والظلام ، والمصدر هو عادة .

   وینقسم أصل الثالوث المسیحی إلى ثلاثة الثلاث التی تحصل فی أشیاء مثل القانون الفرنسی على الفصل بین الفروع الثلاثة لل قوات المسلحة من ثلاثة فی الولایات المتحدة

      بعد العالم الناشئ من الدعایة ووسائل الإعلام باعتبارها الرکیزة الرابعة یضاف إلى الفروع الثلاثة . تمکنت بعض من نفس ترتیب المجموعات الأربع ، وأربعة من العالم الملائکة من الله ، وسوف یکون أو معرفة أبعاد الکعبة المشرفة . ومع ذلک ، من حیث الکعبة المشرفة مکعب أن الثلاثی مشتق ، ولکن هو فی الواقع ستة وجوه .

 رقم خمسة فی مجال الحکم، و حکم الاصبع الخامس و المعصم : أو الصادرة من المملکة العربیة السعودیة التقلید. فی اشارة الى ثمانی نقاط سبعة ثمانیة أبواب الجحیم و السماء. أو تم تعیینه إلى الإمام الثامن : وهکذا تستخدم تصامیم أرابیسک رواق نجوم أشار خمسة و ثمانیة أو .

لکن المدى الکامل ل منظماتهم ، فهی لیست قادرة على تغطیة جمیع الأعضاء. خصوصا ان 8 ملیارات عضوا حیاة الإنسان ، هی فی قائمة الانتظار. وبالتالی، هناک منظمة التعلم التی هذه الصلاة المنظمة. مثل صلاة مسلم ، ویسمى الزعیم الرئیسی للصلاة ، وبعض الأمناء فی الصدارة، ولکن الناس الآخرین من کل مکان یمکن ربط المنظمة : الخروج و الدخول مجانا . 

 

 

 

 


» نظر

باید هرکسی که کار می کند بیمه شود و: حتی بیکاران بیمه باشند

مرحله اقتصادی پدیده

مرحله اقتصادی به معنی محک زدن شعار های انقلاب یا پدیده است. طبیعی است که به دلیل کامل نبودن تئوری اقتصادی در اوایل حرکت، تئوری های موجود خود را در آن دخالت می دهند. یعنی اینکه  از قدیمی ترین روش های اقتصادی، برای تجربه شروع می شود و میتوان گفت: دولت انتقالی حتی ممکن است به روش های ابتدایی، یعنی کالی به کالی هم متوسل شود. چنانچه ما در انقلاب هند و: روش اقتصاد مقاومتی مهاتما گاندی آن را می بینیم که:  یک تحصیلکرده غربی ناگهان یک بز می خرد و: از شیر آن می نوشد و: از پشم آن برای خود لباس تهیه می کند.

     در انقلاب اسلامی ایران علیرغم شعار های اسلامی، دولت موقت اقتصاد لیبرالیستی را پیشنهاد کرد و اجرا نمود. و سرمایه داران فراری را دعوت و کلیه عناصر اخراجی را به کار گرفت. و همین امر با عث اعتراض مردم شد و: این دولت را سرنگون کرد. مدت کوتاهی شهید رجایی با طرح معروف خود خواست تئوری اسلامی را پیاده کند ولی موفق نشد.

     در دولت بعدی الگو های سوسیالیستی تحت عنوان: سهمیه بندی یا کوپن را پیاده کردند و: مسئول اصلی این طرح هم بهزاد نبوی بود که: خاندان او اکثرا گرایش های سوسیالیستی داشتند. ایشان با ایجاد ستاد بسیج اقتصادی، به اجرای سهمیه بندی کالا و زمین پرداخت.

     بعد ها تئوری امتزاج یا مخلوطی  از سرمایه داری و سوسیالیستی پیاده شد. دولت ها گرایش سوسیالیستی گرفتند و: شهر داری ها گرایش سرمایه داری و: مردم دراین میان با انتقاد همه جانبه خود مسئولین! مواجه شدند که: بخشی از حاکمیت بخش دیگر را تخطئه می کرد.

  این اختلافهم به دلیل آن بود که مردم، احکام اسلامی می خواستند ولی مسئولین بستگی به تحصیلات خود در کشور مبدا، اقتصاد همان جا را کپی و اجرا می کردند.  

      برای مردم احکام اسلامی کاملا قابل فهم بود: آن ها میدانستند که پیامبر اسلام و خلفای راشدین و حتی: در زمان ائمه هرچه در بیت المال بود، بالسویه بین مردم تقسیم می شد و: پیامبر اسلام در برخی از موارد به منزل نمی رفت تا: آخرین دینار خزانه را بین مردم توزیع کند.

     اما مسئولین مسئله به این سادگی را نمی فهمیدند یا: نمی خواستند بفهمند. آن ها این کار را گدا پروری نام می گذاشتند: یا می گفتند تقسیم بیت المال مردم را تنبل بار می اورد و کسی دیگر سراغ کار کردن نمی رود! یا می گفتند باعث تورم می شود. و اخیرا هم که می گویند: کار های واجب تری از تقسیم بیت المال داریم! همه اینها از سر نفهمی یا عدم درک روش اسلامی نبود، بلکه معنی حرف آقایان این بود که: پول را بین مردم تقسیم نکنید، بدهید ما خرج کنیم! چون: عقل ما بیشتر از مردم می رسد!

    البته این حرف جدیدی نیست، در دوران اسلامی هم معاویه، برعکس خلفای راشدین عمل کرد و: حجاج بن یوسف ثقفی، تئوری خزانه داری بجای تقسیم بیت المال را، با دعوت از دیوانیان ایرانی، اجرا کرد.

     نابسامانی اقتصادی در ایران یک دلیل عمده دارد و: آن هم تضاد فکری مردم با مسئولین است. مردم اسلام را به راحتی می فهمند و دیدگاه های: انبیا و اولیا را قبول دارند. ولی مسئولین بیشتر به فکر قلمبه پراکنی و: حرف های نامربوط زدن هستند و: می خواهند مردم را بپیچانند تا مسئله اصلی گم شود.

      بیشترین مسئله اشتغال در ایران، که نادیده گرفته می شود ان است که: بنام اشتغال زیر زمینی از آن یاد می شود، یا بیکاری پنهان به آن گفته می شود. علت اینکه ژاپن امار ساعت کاری بالایی می دهد، به خاطر پذیرفتن همین مسئله است. که در ایران مدتی بنام دورکاری مطرح شد. یعنی مردم ایران بنابر خصلت ذاتی خود، بیشتر به کار های انفرادی علاقه دارند و: لذا تولیدات خانگی یا کار گاه های کوچک در ایران بسیار زیاد است. ولی در آمار ها نمی آید یعنی نمی خواهند بیاورند! و این همان باور غلط برخی مسئولین است.

     بهترین عامل نجات سازمان بیمه تامین اجتماعی از ورشکستگی و قاعدگی هم همین است. یعنی در حالیکه طبق قانون ،بیمه اجباری است ولی سازمان تامین اجتماعی، آن را به اختیار خود در آورده! سند ملک یا جواز و پروانه اشتغال می خواهد. چیزی که بیش از نیمی از مردم ایران ندارند و: نمی خواهند داشته باشند. اگر بیمه اجباری است این مدارک برای چیست؟

        باید هرکسی که کار می کند بیمه شود و: حتی بیکاران بیمه باشند و بیمه بیکاری بگیرند. به دلیل همین تضاد فکری، ما می بینیم که تعداد دفترچه های بیمه از: آمار جمعیت هم بیشتر است.ولی در عمل بیش از نیمی از مردم ایران بیمه نیستند! این یعنی سند سازی و کمک به ورشکستگی بیمه.  

    پس همانطور که در نمودار زیر می بینیم، ابتدا اقتصادغربی پیاده شد بعد اقتصاد شرقی و: بعد هم اقتصاد مختلط که:مخلوطی از سوسیال دموکراسی یا سوسیال لیبرالیسم اقتصادی بود. وهمیشه اسلام در پشت در های بسته گیر کرده بود.لذا تنها راه نجات اقتصاد ایران، قبول ارزش های مردمی و پیاده کردن احکام اسلامی است. نه اینکه روکش اسلامی به اقتصاد غربی یا شرقی کشیده شود.

  Hatua ya kiuchumi Beck jambo

Njia ya kiuchumi au mchakato benchmarking ni kauli mbiu ya mapinduzi. Kutokana na hali incomplete ya nadharia ya kiuchumi ya harakati mapema , nadharia wenyewe ni kushiriki katika hilo . Hiyo ni njia kongwe ya kiuchumi, tunaweza kuanza na uzoefu alisema serikali ya mpito huenda hata mbinu mali , yaani Kali Kali kwa mapumziko. Kama sisi katika Enghelab India: Mahatma Gandhi Nguvu uchumi kwa njia hiyo tunaona : elimu ya magharibi ghafla hununua mbuzi ambayo vinywaji maziwa na ya pamba yao kwa ajili ya mavazi hutoa.

     Licha ya itikadi ya Mapinduzi ya Kiislamu ya Iran, serikali ya muda ya uchumi huria imependekeza na kutekelezwa. Na inakaribisha mabepari kukimbia na kutumika ya utekelezaji wake. Na hii husababisha watu kupinga na hii kuleta chini ya serikali. Muda mfupi RAJAEE mpango wake maarufu, lakini imeshindwa kutekeleza madai ya nadharia ya Kiislamu.

     Ijayo hali ujamaa mfano, haki: au mgao wa kuponi yalifanywa : Behzad Nabavi kuwajibika kwa ajili ya mradi huu ni kwamba zaidi ya familia yake alikuwa tabia ya ujamaa. Ameziumba uhamasishaji wa kampeni za kiuchumi kwa kutekeleza mgawo wa bidhaa na malipo ya nchi .

     Baada ya mchanganyiko au mchanganyiko wa nadharia za kibepari na ujamaa ilikuwa kutekelezwa. Serikali walikuwa tabia ya ujamaa : tabia ya ubepari na manispaa watu kukosoa mamlaka yake mpana katika suala hili ! Wanakabiliwa kuwa sehemu ya utawala ni sawa na sehemu nyingine.

  Tofauti hii ni kutokana na ukweli kwamba watu walitaka Uislamu , lakini kulingana na mamlaka yao ya elimu katika nchi ya asili, ambapo uchumi ilipelekwa na kutekelezwa.

      Watu wa Uislamu ni kueleweka kabisa : walijua kuwa Mtume wa Uislamu caliphates na hata Maimamu kama hazina ilikuwa mgawanyiko sawa kati ya watu na Mtume wa Uislamu, katika baadhi ya kesi, hakuwa kwenda nyumbani kwa : mwisho Dinar mweka hazina atakuwa kuzisambaza kwa watu .

     Lakini mamlaka tu hakuwa na kuelewa swali au hawajui nini walitaka. Hawana hii huitwa ombaomba ufugaji : mgawanyiko hazina au msemo hufanya watu wavivu na mtu mwingine si kwenda kufanya kazi ! Au wanaweza kuvimba . Na hivi karibuni, kwamba kusema kazi muhimu zaidi katika hazina yetu! Yote ya kijinga au hawaelewi njia za Kiislamu, lakini kwamba kulikuwa hakuna wahusika kiume : Je, si kugawanya fedha kati ya watu, kutupa fedha zetu! Njia: Sababu sisi kuwafikia watu wengi zaidi !

    Bila shaka hii si mpya katika zama za Kiislamu , Al, caliphates kinyume kazi: nadharia Hajjaj ibn Yusuf Mjini katika hazina badala hazina , na mwaliko wa watendaji wa serikali ya Iran, inaweza kutekelezwa.

     Uchumi mtikisiko katika Iran ni sababu kubwa: ni kinyume na kufikiri viongozi wa umma . Watu kwa urahisi kuelewa Uislamu na mitazamo manabii na wazazi wako kukubaliana. Lakini viongozi wa kufikiri zaidi gibberish matangazo na : wahusika ni lisilo na utunzaji: wanataka watu kuwa na Twining tatizo kuu ni waliopotea.

      Zaidi ya kazi kwamba ni kupuuzwa ni kwamba : ni kuitwa aitwaye kazi chini ya ardhi au ukosefu wa ajira siri , ni alisema. Kwa sababu sensa ya Japan inaonyesha masaa high kazi , kukubalika wa suala hili. Wakati mwingine aitwaye teleworking ulianzishwa katika Iran. Yaani watu wa Iran kwa sababu ya asili yao ya asili, ni zaidi ya nia katika kazi ya mtu binafsi : uzalishaji nyumba ndogo au mahali pa kazi ni juu sana. Pamoja na kwamba takwimu ni kwamba hawataki ! Na hii ni imani potofu na baadhi ya mamlaka.

     Bora ya bima ya maisha , usalama wa kijamii , kufilisika, na hii ni hedhi. Wakati sheria , bima ya usalama ya kijamii ni lazima , lakini ina marupurupu yake! Hati ya mali au kibali na kibali cha kazi itakuwa. Kitu zaidi ya nusu ya watu hawataki kuwa. Nini kama bima ni lazima kwa nyaraka hizi ?

        Kila mtu ambaye anafanya kazi lazima bima : Hata ukosefu wa ajira bima na ukosefu wa ajira bima lazima. Kwa sababu ya utata huu wa akili, tunaona kwamba idadi ya vijitabu Bima takwimu idadi ya watu hata zaidi, Lakini katika utekelezaji, zaidi ya nusu ya watu si bima . ! Waraka huu na kuchangia kufilisika ya bima.

    Hivyo kama tunaweza kuona katika chati hapa chini , sisi kwanza kuchambuliwa uchumi wa Mashariki na Magharibi Uchumi: uchumi ni mchanganyiko wa huria ya kiuchumi, demokrasia ya kijamii au kijamii. Uislamu mara zote kukwama nyuma ya milango imefungwa . , Hivyo njia pekee ya uchumi, maadili ya watu na utekelezaji wa sheria ya Kiislamu ni kukubalika. Veneer Kiislamu magharibi au mashariki ya uchumi badala ya kuwa inayotolewa .

خطوة الاقتصادیة ظاهرة بیک

الوسائل الاقتصادیة أو عملیة القیاس هو شعار الثورة. ویرجع ذلک إلى الطبیعة غیر المکتملة لل نظریة الاقتصادیة لل حرکة فی وقت مبکر، وتشارک النظریات أنفسهم فی ذلک. هذا هو أقدم وسیلة اقتصادیة ، یمکننا أن نبدأ لتجربة حتى الحکومة الانتقالیة قد قال أسالیب بدائیة ، وهی کالی کالی إلى المنتجع. إذا کنا فی انغلاب الهند: المهاتما غاندی الاقتصاد القوة بالطریقة التی نراها : أ تعلیما الغربی یشتری فجأة الماعز من الحلیب و المشروبات التی من الصوف من أجل توفر الملابس  .

     على الرغم من شعارات الثورة الإسلامیة فی إیران، وقد اقترحت الحکومة المؤقتة من الاقتصاد اللیبرالی وتنفیذها. وتدعو الرأسمالیین هارب و تستخدم کل من خروجه . وهذا یسبب الناس للاحتجاج ، وهذا سوف اسقاط الحکومة . رجائی قریبا خطته الشهیرة، لکنها فشلت فی تنفیذ مطالب النظریة الإسلامیة .

     نموذج الدولة الاشتراکیة المقبل ، بعنوان: کوبونات أو تقنین نفذت : کان بهزاد نبوی المسؤولة عن هذا المشروع أن معظم عائلتها کانت له میول اشتراکیة. وقال انه خلق حملة تعبئة الاقتصادیة لتنفیذ تقنین السلع و المدفوعات الأرض.

     بعد تنفیذ خلیط أو مزیج من النظریة الرأسمالیة و الاشتراکیة. کانت الحکومات المیول الاشتراکیة : المیل للرأسمالیة والبلدیة الشعب ینتقد السلطات الواسعة فی هذا الصدد ! تواجه هذا الجزء من القاعدة هو نفس الجزء الآخر .

  وکان هذا الاختلاف یرجع ذلک إلى حقیقة أن الناس أرادوا الإسلام، ولکن اعتمادا على سلطات التعلیم فی بلد المنشأ ، حیث تم نسخها الاقتصاد وتنفیذها.

      کان أهل الإسلام مفهوم تماما : کانوا یعلمون أن نبی الإسلام و الخلافة حتى الأئمة باسم الخزانة کان الانقسام المتساوی بین الشعب و نبی الإسلام ، فی بعض الحالات، لم یذهب إلى المنزل : یجب دینار الماضی امینا للصندوق توزیعها على الناس .

     لکن السلطات ببساطة لم أفهم السؤال أو لا یفهمون ما یریدون . لا هذا ما یطلق علیه المتسولین تربیة : تقسیم الخزانة أو قول یجعل الناس کسالى و شخص آخر لن یعمل! أو أنها یمکن أن تنتفخ . و مؤخرا ، أن یقول أکثر ضرورة العمل فی الخزانة لدینا! کل من غبی أو لا یفهمون الطریقة الإسلامیة ، ولکن ذلک لم یکن هناک شخصیات الذکور : لا تقسیم المال بین الناس ، یقدم لنا أموالنا ! السبب : السبب أن نصل إلى عدد أکبر من الناس !

    بالطبع هذا لیس جدیدا فی العصر الإسلامی ، القاعدة، عملت الخلافة العکس : نظریة الحجاج بن یوسف الحضری فی سندات الخزانة بدلا الخزینة ، مع دعوة من البیروقراطیین الإیرانی ، یمکن تنفیذها.

     الاضطرابات الاقتصادیة فی إیران هو السبب الرئیسی : هو مخالف لل موظفین العمومیین التفکیر . الناس بسهولة فهم الإسلام و جهات النظر : الأنبیاء و الدیک نوافق على ذلک. لکن المسؤولین یعتقدون البث أکثر رطانة و : أحرف لیست ذات صلة والمناولة : الناس یریدون أن یکون فقدان المشکلة الرئیسیة التوأمة .

      معظم العمل الذی یتم تجاهله هو أن : ویسمى یسمى العمل تحت الأرض أو البطالة المقنعة ، على ما یقال . لأن تعداد الیابان یظهر ساعات العمل عالیة، و قبول هذه المسألة. وقدم تسمى أحیانا العمل عن بعد فی إیران. وهی الشعب الإیرانی بسبب طبیعتها المتأصلة ، هی أکثر اهتماما فی العمل الفردی : بیت إنتاج صغیرة جدا أو مکان العمل عالیة جدا. على الرغم من أن الإحصاءات لیست أنها لا ترید! و هذا هو الاعتقاد الخاطئ من قبل بعض السلطات .

     التأمین أفضل الحیاة ، والضمان الاجتماعی ، والإفلاس، و هذا هو الحیض. فی حین أن القانون ، والضمان الاجتماعی إلزامی ، لکنه لا یملک امتیازاتها ! سوف خاصیة مستند أو تصریح عمل و تصریح یکون. شیء أکثر من نصف الناس لا ترید أن یکون. ماذا لو التأمین إلزامی ل هذه الوثائق ؟

        کل شخص یعمل ینبغی أن یکون المؤمن : یجب أن یکون التأمین ضد البطالة حتى و التأمین ضد البطالة. بسبب هذا التناقض الفکری ، ونحن نرى أن عدد من الکتیبات التأمین : إحصاءات السکان ، بل هی أکثر من ذلک، ولکن فی الممارسة العملیة، أکثر من نصف الشعب لا المؤمن . ! و ساهمت هذه الوثیقة إلى إفلاس المؤمن .

    بحیث یمکننا أن نرى فی الرسم البیانی أدناه ، ونحن أول تحلیل اقتصادات الشرق والغرب الاقتصاد : الاقتصاد هو خلیط معقد من اللیبرالیة الاقتصادیة والدیمقراطیة الاجتماعیة أو الاجتماعیة. کان الإسلام تمسک دائما وراء أبواب مغلقة ، ولذلک فإن السبیل الوحید للخروج من الاقتصاد ، والقیم الناس و تنفیذ الشریعة الإسلامیة هی مقبولة. یمکن استخلاصها القشرة الإسلامیة إلى الغرب أو إلى الشرق من الاقتصاد بدلا من .

 


» نظر

شعار های غربی که به جز سکس و خشونت حرف تازه ای ندارند

پدیده سیاسی چیست؟

        نظریه پدیده سیاسی را اینجانب یکبار در: سال 1354 با الهام از نظرات دکتر شریعتی در: تاریخ ادیان و نیز درس توسعه اقتصادی در: دانشکده مدیریت دانشگاه تهران و با توجه به جزو ها و نمودار های دکتر سید محمود سیاهپوش تهیه نمودم. در سال های قبل از انقلاب تدریس می نمودم، جزوه آن هم بنام تحلیل ریاضی تاریخ، توسط انتشارات سفیر در میدان امام حسین ع چاپ و تکثیر شد.

   پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مدرسه عالی شهید مطهری، در سال های 1357تا 1361 نیز تدریس نموده و: جزواتی نیز تحت عنوان آموزش سیاسی تهیه کردم، که چاپ و توزیع شد. در سال های 1372 تا1373 نیز  تحت عنوان: تحلیل گران سیاسی کیستند 40پاورقی در روزنامه جهان اسلام منتشر شد.

      البته بطور پراکنده در مجله جوانان در سال 1361بنام آموزش سیاسی نیز در روزنامه های کیهان1370و1371 و اطلاعات  1361نیز بود و:اکنون به صورت اینترنتی منتشر مینمایم. باتشکر از شما که مطالعه می فرمایید .

  ابتدا تعریف پدیده:که همان تعریف حدوث است یعنی: بوجود آمدن چیزی که قبلا نبوده است. مثلا جمهوری اسلامی پدیده است. البته اگر آن را محدود کنیم، معنی خود را از دست می دهد. لذا در پدیده سیاسی یا اجتماعی، جهانشمول بودن  آن مهم است. لذا گفتن جمهوری اسلامی ایران، اشکالی ندارد ولی انقلاب اسلامی ایران اشکال دارد! زیرا انقلاب اسلامی نه از ایران شروع شده و: نه در مرزهای ایران محصور خواهد ماند. نقش اخوان المسلمین و الفتح و.. در تربیت دکتر چمران ها  و: آفرینندگان انقلاب اسلامی نادیده گرفته شود.

      اکنون هم نباید تصور کرد که: صدور انقلاب یک حرکت ارادی است بلکه، ماهیت انقلاب سیال و پر تحرک بودن آن است. انقلاب مرز نمی شناسد،بنابر این اقتصاد اسلامی فرهنگ اسلامی و سیاست و نظام اسلامی، باید برای کل جهان برنامه داشته باشد. اینطور نیست که بگوییم کلاه خودمان را نگهداریم کافی است! چون این ما نیستیم که صاحب آن باشیم و همه چیز به اراده ما باشد.

   برای شناخت یک پدیده باید ابعاد آن را شناخت، پدیده دارای ابعاد فرهنگی واقتصادی، اجتماعی و نظامی است. در بررسی بعد فرهنگی می بینیم که بسیار وسیع است و: تقریبا اساس حرکت آن پدیده را نشان می دهد. اولین جز ء یا بعد ریز آن شعار است.

   تعریف شعار : یعنی بیان هدف در کوتاه ترین جمله که: جامع افراد و مانع اغیار باشد. مثلا وقتی می گوییم استقلال آزادی جمهوری اسلامی، با شعار استقلال یا آزادی به تنهایی فرق دارد. و معجزه قران در این مورد این است که: با دو کلمه بالاترین مفهوم را برای یک شعار ساخته و آن، الله اکبر است. الله اکبر یعنی خدا بزرگتر است ( از همه احزاب و قدرت ها و ارتش ها! و تنها کسی است که انسان را تنها نمی گذارد و باید: در همه امور به آن توکل کرد.)

بعد از شعار که غالبا در ابتدا به صورت شفاهی است، ما وارد مرحه بعدی می شویم و آن مکتوبات و یا تبیین کتبی شعار است.

ابتدا نوشتار های یک ورقی شامل:

اعلامیه ، اعلانیه ،بیانیه، اطلاعیه

بیانیه یعنی بیان و تفسیر شعار. اطلاعیه یعنی مطلبی را به اطلاع می رساند و: اعلامیه یعنی شعار هایی را اعلام می کند ، اعلانیه هم گفته شده که: یعنی علنی کردن برخی مطالب.

نوشتار برگی شامل: جزوه و کتاب و نشریه است.

نشریه می تواند روزانه یا روزنامه باشد، یا هفته نامه و ماهنامه ،فصلنامه و سالنامه و..

      مراحل رشد مواد فرهنگی نشان از پیشرفت یا مقبولیت هر پدیده دارد یعنی: برخی  پدیده ها در حد همان شعار باقی می مانند.پس ظهور و سقوط آن ها در همان شکل شعار دادن است. اما برخی پدیده ها به مرحله مکتوبات می رسند: چند کتاب و یا روزنامه منتشر می کنند و: دوران حیات آن ها تمام می شود.

     اما این رشد اگر ادامه پیدا کند به مراحل بعدی می رسد: مرحله ماشینی که بعد از مرحله شفاهی  و کتبی است. یعنی از دستگاه های الکتریکی یا مکانیکی استفاده می کنند. علت آن هم افزایش مخاطب یا: در خواست کنندگان محصولات فرهنگی یا :هوادران شعار است. و دستگاههای چاپ و تلفن، تلکس و فاکس به میدان می آیند تا: تیراژ مورد نیاز را تامین می کنند.

 

      در اوج بالای این رشد، به دنیای سایبر وارد می شویم و: ماهواره و اینترنت به کمک می آید. البته ممکن است که فرهنگی زمینه اینهمه رشد را نداشته باشد و: اجبارا امکانات خود را در اختیار فرهنگ مسلط قرار دهد. بنا براین شعار های اسلامی، به عنوان فرهنگ مسلط تا انتهای ابزار ها را به کار می گیرد. ولی شعار های غربی که به جز سکس و خشونت حرف تازه ای ندارند، به عنوان شعار و فرهنگ ضد ارزشی از میدان به در می روند.  

Suala hili kisiasa?

        Nadharia yangu ni kwamba mara jambo kisiasa: katika 1354 , aliongoza kwa Dr Shariati katika mwendo wa historia ya dini na maendeleo ya kiuchumi katika Chuo Kikuu cha Tehran, Kitivo cha Usimamizi na chati kwa mujibu wa Dk Sayed Mahmoud mweusi mimi waumba. Nimewafundisha katika miaka ya kabla ya Mapinduzi , pia inajulikana kama uchambuzi hisabati ya kitabu yake , iliyochapishwa na Balozi wa Imam Hossein Square ilipelekwa .

   Baada ya mapinduzi ya Kiislamu katika Shahid Motahari High School, katika miaka ya 1357-1361 na pia kufundishwa : vijitabu na pia elimu ya kisiasa maendeleo, kuchapishwa na kusambazwa. Katika miaka ya 1372-1373 pia ni haki ya wachambuzi wa kisiasa ambao ni 40 maelezo, ilichapishwa katika ulimwengu gazeti .

      Shukrani , unaweza kusoma tafadhali .

  Kufafanua tatizo : ufafanuzi wa tukio yaani jambo ambalo tayari imeanzishwa. IRI ni jambo la kawaida . Hata hivyo, kama sisi kikomo yake, hupoteza maana yake. Kwa hiyo , kisiasa au jambo la kijamii , ni kwa wote. Hivyo kusema Jamhuri ya Kiislamu ya Iran, Jamhuri ya Kiislamu ya Iran ni nzuri lakini tatizo ni ! Si tangu Mapinduzi ya Kiislamu ya Iran kuanza kubaki funge na mipaka ya Iran. Jukumu la Muslim Brotherhood na Fatah , nk Chamran na mafunzo: mapinduzi ya wabunifu kupuuzwa.

      Ni lazima pia kuwa na mawazo kwamba mapinduzi si harakati ya hiari, maji na nguvu asili yake. Mapinduzi anajua hakuna mipaka , hivyo uchumi na siasa za utamaduni wa Kiislamu na mfumo wa Kiislamu, tunaweza kupanga kwa ajili ya dunia nzima. Ni inatosha kusema kwamba hawana kuweka kofia wetu ! Kwa sababu sisi si mali yake na kila kitu kitakuwa yetu.

   Kuelewa vipimo ya kuelewa jambo , jambo ya kitamaduni, kiuchumi, kijamii na kijeshi. Kisha tunaweza kuona kwamba utafiti wa utamaduni ni pana sana na karibu na mwendo kuonyesha uzushi. Baada ya faini vipengele kwanza au kauli mbiu.

   Kufafanua mada: alisema lengo la mfupi Aghyar watu kama kina ni kuzuiwa. Kwa mfano, wakati sisi kusema Jamhuri ya Kiislamu ya uhuru, uhuru , uhuru au uhuru itikadi peke yake ni tofauti. Na Muujiza ni kesi na hisia juu ya neno kama kauli mbiu, na kwamba Mwenyezi Mungu ni Akbar. Allahu Akbar maana Mwenyezi Mungu ni kubwa ( ya pande zote na nguvu za kijeshi , na mmoja tu ambaye hana, na mtu pekee katika masuala yote ya imani .)

Baada ya mandhari ni mara nyingi kwanza kwa mdomo , tutaingia hatua ya pili na maelezo yaliyoandikwa maandishi au kauli mbiu.

Kwanza, karatasi, ikiwa ni pamoja na :

Azimio la tamko, kauli , taarifa

Taarifa ya kujieleza na tafsiri ya mandhari. Taarifa ambayo huleta hadithi kuwaambia : tamko la kauli mbiu asema , Azimio alisema kuwa disclosures ya vifaa.

Jani kuandika ni pamoja na magazeti na vitabu na machapisho.

Jarida au gazeti inaweza kuwa siku au kila wiki , na kila mwezi , robo mwaka na kalenda, nk

      Maendeleo ya vifaa utamaduni inaonyesha maendeleo au haikubaliki ni jambo la kawaida kwamba baadhi ya mambo utabaki sana kauli mbiu hiyo. Tangu kupanda yake na kuanguka katika mfumo wa wakiimba. Lakini baadhi ya mambo yameandikwa katika vitabu chache au magazeti emit : maisha yake ni juu.

     Lakini ukuaji huu kama itaendelea na hatua ya pili : hatua baada ya hatua , mashine matusi na maandishi. Matumizi ya umeme au mitambo vifaa. Kutokana na kuwasiliana kuongezeka au : juu ya mahitaji au utamaduni bidhaa: kauli mbiu ya hewa . Na mashine za uchapishaji, na simu , telex na fax makubaliano ni : kutoa kiasi required.

 

      Katika kilele cha ukuaji huu , sisi ni kuingia ulimwengu it na satellite na Internet inaweza kusaidia. Inawezekana kwamba ukuaji wa uchumi ni si sana mazingira ya kiutamaduni : kulazimishwa kuweka rasilimali zake ovyo wa utamaduni kubwa. Itikadi hiyo ya Kiislamu kama utamaduni kubwa mpaka mwisho wa chombo hicho kinaweza kutumika . Lakini itikadi ya Magharibi ila ngono na vurugu ni si lolote jipya, kama wakiimba kupambana na maadili- na utamaduni wa shamba katika mchakato.

 

ما قضیة سیاسیة ؟

        نظریتی هی أنه بمجرد أن ظاهرة سیاسیة : فی عام 1354 ، مستوحاة من الدکتور شریعتی فی مجرى التاریخ الدینی والتنمیة الاقتصادیة فی جامعة طهران ، کلیة الإدارة و المخططات وفقا للدکتور سید محمود الأسود واحدة خلقت. لقد علمت فی السنوات التی سبقت الثورة ، والمعروف أیضا باسم التحلیل الریاضی من الکتیب الذی صدر به سفیر الامام الحسین ساحة تم نسخها  .

   بعد الثورة الإسلامیة فی شهید مطهری مدرسة ثانویة، فی السنوات 1357-1361 و تدرس أیضا : کتیبات وکذلک تم تطویر التثقیف السیاسی ، تطبع وتوزع . فی السنوات یحق 1372-1373 أیضا إلى المحللین السیاسیین الذین هم 40 الحواشی ، ونشرت فی صحیفة العالم .

      ومع ذلک، کانت التثقیف السیاسی متفرقة من مجلة الشباب عام 1361 یدعى صحیفة کیهان فی عام 1370 و 1371 و 1361 : نشرت على الانترنت الیوم یشعرون . شکرا، کنت قرأت أن من فضلک.

  تحدید المشکلة : تعریف حدوث أی شیء تم إنشاؤه مسبقا . IRI ظاهرة . ومع ذلک ، إذا کان لنا أن تحد من ذلک، فإنه یفقد معناه. وبالتالی، سیاسیة أو ظاهرة اجتماعیة ، وهو عالمی . لذلک یقول جمهوریة إیران الإسلامیة، و جمهوریة إیران الإسلامیة على ما یرام ولکن المشکلة هی ! لیس منذ قیام الثورة الإسلامیة فی إیران التی لا تبقى محصورة فی حدود إیران. دور الإخوان مسلم وفتح، الخ جمران والتدریب : یتم تجاهل المبدعین الثورة.

      وینبغی أیضا أن یعتقد أن الثورة لیست حرکة الطوعیة ، وطبیعة السائل ودینامیکیة منه. الثورة لا یعرف حدودا ، وبالتالی فإن الاقتصاد والسیاسة من الثقافة الإسلامیة و النظام الإسلامی ، ونحن یمکن أن تخطط للعالم کله . ویکفی أن أقول أنها لا تبقی القبعات لدینا! لأننا لا تملک ذلک وسیکون کل شیء لنا.

   لفهم أبعاد فهم الظاهرة، ظاهرة العسکریة والثقافیة والاقتصادیة والاجتماعیة و . ثم یمکننا أن نرى أن دراسة الثقافة هی واسعة جدا و تقریبا من قبل الحرکة توضیح هذه الظاهرة. بعد المکونات الأولى الغرامة أو شعار.

   تحدید موضوع : الغرض المعلن ل أقصر مثل هذا الشاملة و یمنع الناس. على سبیل المثال، عندما نقول الجمهوریة الإسلامیة الاستقلال والحریة و الاستقلال والحریة وحدها شعارات مختلفة. و المعجزة هی الحال مع أعلى معنى الکلمة شعارا ، وأنه هو الله أکبر . الله أکبر یعنی الله أکبر ( من جمیع الأطراف والقوة العسکریة ، و الوحید الذی لم یحدث ذلک، و الرجل الوحید فی جمیع شؤون الثقة. )

بعد موضوع غالبا ما یکون أول شفویا ، سندخل المرحلة المقبلة و توضیح مکتوب مکتوبة أو شعار.

الأولى، ورقة ، بما فی ذلک :

إعلان إعلان ، بیان ، بیان

بیان التعبیر وتفسیر هذا الموضوع. تلاحظ أن یجلب قصة تروى : إعلان شعار یعلن ، ذکر الإعلان أن الإفصاحات من المواد.

ورقة الکتابة یشمل الأوراق و الکتب والمنشورات.

مجلة أو صحیفة یمکن أن تکون یومیة أو أسبوعیة ، و شهریة وفصلیة و التقویم ، الخ

      ولکن یتم کتابة بعض الأشیاء فی عدد قلیل من الکتب أو الصحف تنبعث منها : عمر البطاریة قد انتهى.

     ولکن هذا النمو إذا ما استمر إلى المرحلة التالیة : مرحلة بعد مرحلة ، وآلة اللفظی والکتابی . استخدام الأجهزة الکهربائیة أو المیکانیکیة. ویرجع ذلک إلى زیادة الاتصال أو : على الطلب أو ثقافیة المنتجات: شعار الهواء. و آلات الطباعة ، و الهاتف، و التلکس والفاکس أن یأتی إلى کمیة المطلوبة اتفاق یمکن أن تقدم.

      فی ذروة هذا النمو ، فإننا ندخل عالم الانترنت ، ویمکن أن القمر الصناعی والإنترنت مساعدة. فمن الممکن أن النمو لیس ذلک بکثیر على السیاق الثقافی : اضطر لوضع مواردها تحت تصرف الثقافة السائدة . الشعارات الإسلامیة وذلک الثقافة السائدة حتى نهایة أداة یمکن استخدامها. ولکن الشعارات الغربیة باستثناء الجنس والعنف لیست شیئا جدیدا ، کما یرددون المضادة لل قیم وثقافة مجال فی هذه العملیة

 


» نظر

امروزه از آمریکا و یا اروپا، تنها یک چهره میلیتاریستی در ذهن مرد

فاز نظامی و سیاسی

 درتحلیل تمدن ها یا یا پدیده های سیاسی  میتوان گفت: در مراحل رشد آن ها، جنبه فرهنگی و اقتصادی مهم است و در صورتیکه در فاز فرهنگی واقتصادی شکست بخورد، وارد فاز سیاسی و نظامی می شود.

     البته در حساب یا هندسه قدرت! میتوان از تاریخ مشتق گرفت! تاریخ مجموعه تمدن های گذشته است که: انتگرال آن ها  تاریخ می شود. و برعکس اگر از تاریخ مشتق بگیریم به تمدن ها می رسیم به شکل زیر:

  

اگر از تمدن ها هم مستق بگیریم به حکومت های منطقه ای و: اگر مشتق درجه دو بگیریم به دولت ها می رسیم و: دولت ها نیز تابع اولیه متغیر های قومی هستند. و در یک مشتق درجه چندم به فامیل و خانواده می رسد.

عکس قضیه نیز صحیح است: تابع های اولیه چند درجه ای  خانواده، به تاریخ می رسد. حتی از این جزئی تر میتوان گفت: فرد متغیر اصلی همه این توابع  و مشتقات است. زیرا گاهی یک نفر مانند پیامبر اسلام، کل تاریخ را تغییر می دهد و یا معادلات آن را از نو می نویسد.

 قاعده کلی برای همه از فرد گرفته تا فامیل و خانواده و.. تاریخ جهان وجود چهره فرهنگی زیبا است. هر رشد و تعالی با فرهنگ شروع می شود و انسان با دریافت خود، جدای از طبیعت به رشد می رسد. این رشد و تعالی باید نیاز های او را تامین کند یا: راه حل تامین نیاز های مادی و معنوی را فراهم سازد. که مرحله اقتصادی رشد می باشد .  در انتهای مرحله، دوحالت اتفاق می افتد: یا نیاز ها برآورده شده که نسل بهره مند ساخته می شود و: سپس به نسل فاسد می رسد و: از بین می رود و یا: اینکه بر آورده نشده که: به چهره فرهنگی جدید یا شعار های جدید تر می رود. و لذا یک تمدن یا یک زندگی نوین را جستجو می کند.

     در هر صورت انتهای راه اقتصادی، انتهای رشد یک تمدن است، چه موفق باشد چه نباشد.و اصرار بر این مسئله، سقوط تمدن حاضر یا زایش تمدن جدید را سرعت می بخشد. اگر به تقسیم بندی ابن خلدون برای حرکت درونی یک تمدن بیاندیشیم، او معتقد است که هر تمدن (یا هر حکومت و پدیده سیاسی ) سه دوره دارد: ابتدا با عصبیت رشد می کند بعد با: اقتصاد به رفاه و بهره مندی می رسد و: سپس در اثر افراط در بهره مندی، نسل سوم آن نسل فاسد شده و: با عصبیت نسل اول تمدن بعدی از بین می رود.

    ما این سه دوره را به چهار دوره تبدیل کرده و: جنبه  فرهنگی اقتصادی  سیاسی و نظامی به آن داده ایم. البته تقسیم بندی های دیگری هم میتوان داشت ولی این امر، به دلیل آن است که فرهنگی و اقتصادی جریان رو به رشد و: فاز سیاسی و نظامی روبه افول بودن آن پدیده است.

    مثلا بررسی دوران حیات فتنه 88 نشان می دهد : در طول 8ماه ابتدا آقایان کار فرهنگی کردند: رنگ و شعار ، سخنرانی و ترسیم یک دنیای زیبا با: رهبری جریان سبز. اما بعدا در تامین معاش یا روند اقتصادی به مشکل برخوردند و: منابع اصلی تامین کننده، که قرار نبود فاش شود فاش شد.هواداران دیدند که حمایت مالی نمی شوند واگر هم قول و قراری است، همه به آن سوی مرز بستگی دارد که: خودشان در بحران هستند.لذا راه خود را کج کردند. کاهش یا ریزش نیرو آن ها راوادار به سیاسی کاری کرد. در نهایت به آشوب و بلوای خیابانی کشیده شد و تمام شد.   

     هم اکنون حصر سران فتنه نه زندانی کردن آن هاست، بلکه یک حرکت نمادین برای نشان دادن تمام شدن آن ها است. و به همین دلیل است که حتی وقتی اشتون با آن همه محبوبیت، به ملاقات تنی چند از آنان می رود. در ماموریت خود شکست می خورد و: دستش رو می شود که همه این بازی ها برای چه بوده است.

  پدیده های بزرگتر هم همینطور ، آمریکا و یا اروپا در آغاز شعار های فرهنگی داشتند.آن ها دنیا را آباد و آزاد می خواستند: اصلا کلمه استعمار کلمه بدی نبود زیرا به معنی درخواست عمران و آبادی بود. سازمان سیا یا انتلیجنت سرویس بد نام نبودند! سازمان مرکزی آمریکا با هدف جریان آزاد اطلاعات و پرداخت هزینه های آر اند دی! به وجود آمد .ولی برای ادامه حیات خود ناچار از این شعار ها دست برداشت و: به شکنجه گری و جاسوسی تن داد.و لذا برای حفظ موقعیت خود به فاز سیاسی و نظامی رفتند. امروزه از آمریکا و یا اروپا، تنها یک چهره میلیتاریستی در ذهن مردم است.و این نقطه مرگ آن ها است. یعنی هیچ کاری از دست آن ها برنمی آید و کسی حرف آن ها قبول نمی کند

FaAwamu ya kisiasa na kijeshi


     Hesabu au jiometri , bila shaka, nguvu! Inaweza kupatikana kutokana na historia! Tarehe ya ustaarabu wa awali kwamba ni muhimu kwa historia yake. Na kinyume chake , kama sisi kuchukua derivative ya ustaarabu kufikiwa kama ifuatavyo:

  

Kama sisi ustaarabu moja kwa moja kwa serikali ya mkoa , na kama darasa inayotokana inaweza kufikia hali na serikali pia ni kazi ya msingi ya kutofautiana kikabila. Na derivative ya familia na familia ni katika daraja ya pili.

Kinyume ni kweli : awali mbalimbali shahada ya historia ya familia ya huzuni. Hata zaidi hasa, inaweza kuwa alisema kwamba vigezo kuu kwa kazi zote na derivatives. Kwa sababu baadhi ya watu kama nabii , au mengine mabadiliko tarehe ya re- anaandika .

 Mkuu wa utawala kwa wote ya mtu binafsi na familia, na historia ya familia ya dunia .. Kuna takwimu kubwa ya kiutamaduni. Maendeleo na ustawi na utamaduni wa binadamu huanza na risiti yako , bila ya kujali asili yake. Ukuaji wa uchumi na ubora ili kukidhi mahitaji yake au ufumbuzi wa kutoa nyenzo na mahitaji ya kiroho. Hatua ya ukuaji wa uchumi. Katika mwisho , kesi kinachotokea ama anatimiza kwamba haja ya kuwa na faida vizazi kwa vizazi: kizazi rushwa fika : au kutoweka: si kutimiza sura mpya utamaduni au kauli mbiu ni zaidi ya hivi karibuni. Na kwa hiyo inataka ustaarabu au maisha mapya.

     Ama njia, mwisho wa ukuaji wa uchumi mwishoni mwa ustaarabu, kama ni mafanikio au la. , Na kusisitiza juu yake, au kuzaliwa kwa ustaarabu huu mpya kuchochea kasi ya kuanguka kwa ustaarabu. Kama unafikiri ustaarabu kugawanywa Ibn Khaldun navigate , anaamini kuwa kila ustaarabu (au ya serikali yoyote au matukio ya kisiasa) vipindi vitatu : kwanza na kuongezeka kwa woga baada ya uchumi fika ustawi wa jamii na manufaa ya : kisha kujiingiza katika starehe ya kizazi cha tatu kizazi na rushwa : woga kutoweka kizazi kijacho cha ustaarabu.

    Tumefanya tatu na nne vipindi: kisiasa, kijeshi , kiuchumi na kiutamaduni masuala kwamba tuna. Mgawanyiko mwingine, lakini hii inaweza kuwa kutokana na kwamba sasa ukuaji wa uchumi na utamaduni awamu ya yake kuzorota kwa jambo kisiasa na kijeshi .

    Kwa mfano , utafiti unaonyesha kuwa 88 maisha fitina katika miezi ya kwanza 8 ya watu kufanya kazi , utamaduni wao : rangi na itikadi, hotuba na huchota dunia nzuri na kiongozi wa kijani.katika mgogoro. hivyo wao tilted njia yao. Chanzo au hasara ya uwezo wa kushiriki katika kazi ya kisiasa. Hatimaye machafuko na ghasia mitaani ilikuwa vunjwa nje.

     Sasa ni si jela kuwakamata viongozi , lakini ni ishara ishara kuonyesha wote. Na kwa nini ni kwamba hata wakati wote Ashton maarufu kukutana na baadhi yao ni . Na kushindwa katika ujumbe wake : mkono wake ni kwamba hawa michezo yote kwa nini.

  Ayntlyjns CIA au huduma hawakuwa jina mbaya! Amerika ya Kati na mtiririko wa bure wa habari kwa lengo la kulipa gharama za R & D! Akaondoka . , Lakini alikuwa na kuishi kauli mbiu kwa mavuno na mateso na upelelezi juu ya GY Waislamu. , Na hivyo kudumisha nafasi yao katika hatua ya kisiasa na kijeshi wa kushoto. Leo , Marekani au Ulaya, tu picha wa Jeshi katika akili za watu. , Na hii ni hatua ya kifo. Hii ina maana kuwa hawawezi kupoteza kitu chochote na mtu yeyote kwamba haina kukubali barua. ..

المرحلة السیاسیة والعسکریة

یمکن القول تحلیل أو الثقافة أو الظواهر السیاسیة فی مراحله التنمویة ، والجوانب الثقافیة والاقتصادیة أمر مهم إذا فشل المرحلة ، المرحلة الثقافیة والاقتصادیة والعسکریة و السیاسیة  .

     الحساب أو بطبیعة الحال الهندسة ، والطاقة ! یمکن أن تستمد من التاریخ! تاریخ الحضارات السابقة التی هی جزء لا یتجزأ من تاریخها. و على العکس ، إذا أخذنا مشتق من الحضارة الذی تم التوصل إلیه على النحو التالی :

  

و مشتق من الأسرة و الأسرة هی فی الصف الثانی .

العکس هو الصحیح : الأصلی متعددة الدرجة تاریخ عائلی من الاکتئاب. حتى أکثر خاصة، فإنه یمکن القول أن المتغیرات الرئیسیة إلى جمیع وظائف و المشتقات. لأن بعض الناس مثل نبی ، أو بدلا من ذلک تغییر موعد إعادة الکتابة .

 القاعدة العامة لجمیع من الفرد إلى الأسرة ، والتاریخ العائلی من العالم .. هناک شخصیات ثقافیة کبیرة. نمو وازدهار و ثقافة الإنسان یبدأ مع استلام الخاص بک، بغض النظر عن طبیعة ذلک. نمو و التمیز لتلبیة احتیاجات أو الحلول له لتوفیر الاحتیاجات المادیة و الروحیة. مراحل النمو الاقتصادی. فی نهایة المطاف ، وحالات الصیرورة : إما أن یفی الحاجة إلى بذل للاستفادة أجیال : الجیل الفاسد یصل : أو یختفی : انها لا تلبی تلک الصورة ثقافیة جدیدة أو شعار هو أکثر حداثة . وبالتالی یسعى حضارة أو حیاة جدیدة.

     فی کلتا الحالتین ، ونهایة النمو الاقتصادی فی نهایة حضارة ، سواء کانت ناجحة أم لا ، و یصر على ذلک، أو ولادة هذه الحضارة الجدیدة یسرع انهیار الحضارة. إذا کنت تعتقد حضارة تقسیم ابن خلدون للتنقل ، وقال انه یعتقد أن کل حضارة (أو من أی حکومة أو الظواهر السیاسیة ) ثلاث فترات : الأولى مع تزاید التوتر بعد الاقتصاد یصل إلى الرعایة والاستفادة من : ثم تنغمس فی التمتع الجیل الثالث إلى الجیل والفساد : العصبیة یختفی الجیل القادم من الحضارة.

    حققنا ثلاث و أربع فترات : الجوانب السیاسیة والعسکریة والاقتصادیة والثقافیة التی لدینا.

    على سبیل المثال، یظهر الاستطلاع أن 88 دسیسة مدى الحیاة خلال أول 8 أشهر من الرجال العاملین وثقافتهم : الألوان و الشعارات والخطب و یرسم العالم الجمیل مع زعیم الخضراء.فی الأزمة. بالتالی فإنها تمیل طریقهم. تخفیض أو فقدان القدرة على الانخراط فی العمل السیاسی . أخیرا ، تم سحب الفوضى و الضجة فی الشارع خارج.

     هو بالفعل قادة الحصار لا یسجن ، ولکن اکتمال إجراءات رمزیة لاظهار ذلک. والسبب هو أنه حتى عندما تکون جمیع أشتون شعبیة لتلبیة بعض منهم . و فشل فی مهمته : یده هو أن جمیع هذه الألعاب ل ما .

  الشیء نفسه ینطبق على ظاهرة أکبر، و الولایات المتحدة وأوروبا فی بدایة شعار الثقافة. أرادوا عالم حر ومزدهر فی جمیع لأنه لم یکن کلمة سیئة ، و الاستعماریة کلمة تعنی تطویر التطبیقات والازدهار. وکانت وکالة المخابرات المرکزیةاو الخدمات التی لا سمعة سیئة ! أمریکا الوسطى و التدفق الحر للمعلومات بغرض دفع تکالیف R & D! نشأت ، ولکن کان من أجل البقاء شعار للحصاد و للتعذیب و تجسس على غرای استسلم ، و ذلک للحفاظ على موقعهم فی الساحة السیاسیة والعسکریة الیسار. الیوم ، أمریکا أو أوروبا ، سوى صورة العسکریة فی أذهان الناس ، وهذا هو الهدف من الموت. هذا یعنی أنها لا یمکن أن تخسر أی شیء وأی شخص لا تقبل الرسالة . 


» نظر

والا نابسامانی و بیماری اقتصادی ادامه خواهد یافت.

 

مراحل یک تمدن

تبلیغات، ابتدا به صورت شفاهی بوده بعدا به صورت کتبی در امده، در عصر حاضر بصورت ماشینی نیز تبلیغ می شده است، که اخیرا به صورت الکترونیکی در آمده است. برای روشنتر شدن موضوع باید بگوییم که هر تمدن، در طول حیات خود یکی از ابعاد سیاسی یا فرهنگی ،اقتصادی ونظامی  خود را نشان می دهد.مانند یک چرخ که هر لحظه یک نقطه اش روی زمین است و: تمام سنگینی بار را تحمل می کند.

    اولین نقطه هر تمدن تبلیغات آن است. یعنی تعیین شعار ها که: شعار ها هم بیان کننده اهداف اولیه هستند. اگر همه تمدن روی تبلیغات بچرخد، یعنی اینکه چرخ آن تمدن ایستاده است و: یا به قول قدیمی ها سوزن گرامافون آن گیر کرده است. لذا بعد از تبلیغات مردم انتظار عمل و اجرای شعار های مطرح شده را دارند. مدتی این دوران در صبر و انتظار می گذرد و: بعد دوران ارزیابی آن می رسد و: سپس کار مقایسه انجام می شود.  دراین مرحله است که سرنوشت تمدن معلوم می شود.

چنانچه مردم در مقایسه با گذشته، چیزی پیدا نکنند و تفاوتی را احساس نکنند و یا: وضع را بدتر ببینند بدیهی است که تمدن در سراشیبی سقوط قرار می گیرد. ولی اگر متوجه بهتر شدن اوضاع شوند، حمایت خود را ادامه می دهند و تمدن هر روز بیشتر توسعه پیدا می کند.

     ما میتوانیم این دوران را به مراحل کوچکتر و: یا دوره های کوتاه تر نیز تقسیم کنیم: مثلا در دوران انقلاب اسلامی، صاحبان اصلی انقلاب هیچ وسیله تبلیغی نداشتند. حتی سخنرانی های آنان ممنوع بود ولی، کم کم دارای تریبون شدند و این تریبون از ساده ترین آن ها، یعنی ضبط صوت و نوار های آن آغاز شد و: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ابتدا رادیوی انقلاب، و سپس صدا و سیما در اختیار انقلاب قرار گرفت.

     حتی در این مرحله چون هنوز رشد انقلاب برای: در اختیار داشتن تلویزیون  ملی ایران کافی نبود، در بسیاری از برنامه آن بر ضد اسلام تبلیغ می شد و: بسیاری از مجریان آن با کودتا و ضد انقلاب، همکاری کردند. وقتی پوشش تبلیغی وسیع تر شد، قسمت برون مرزی تاسیس و اکنون به چندین زبان زنده دنیا، فیلم ها و سریال های ایران پخش می شود و این روند ادامه دارد.

     اما هنوز در مرحله فرهنگی یا تبلیغات، تا فراگیر شدن و جهانشمولی راه درازی درپیش است. اما در حد مرزهای جغرافیایی ایران، پوشش کافی انجام شده. لذا انقلاب به مرحله دوم یعنی اقتصادی رسیده است. در ابتدای انقلاب اقتصادی نیز، وقتی پوشش آن کافی نبود اقتصاد کمونیستی در قالب: کوپن یا سهمیه کالا و یا: اقتصاد سرمایه داری در قالب اختلاس و دزدی، خود را نشان می داد. اکنون با بحث اقتصاد مقاومتی ما به مرحله اشباع ملی رسیده ایم و: به سوی اقتصاد اسلامی برون مرزی یا جهانی شدن اقتصاد اسلامی پیش می رویم. باید مواظب بود که سوزن اقتصاد اسلامی، گیر نکند یعنی سال ها و سال ها از اقتصاد صحبت نکنیم، زیرا مردم از آن خسته می شوند و ممکن است در مقایسه ها رای نیاورد.

     متاسفانه مسئولان در ارزیابی اقتصادی، دچار یک تضاد عمیق فکری هستند: انقلاب اسلامی روش اقتصادی خود را دارد ولی، آنان با معیار های اقتصاد غربی یا شرقی آن را ارزیابی می کنند. مثلا از نظر اسلامی زمین مال خدا است و: اگر کسی آن را آباد کرد مالک آن می شود، ولی مسئولین گاه سوسیالیستی فکر می کنند و: می گویند زمین مال دولت است و یا سرمایه داری فکر می کنند و :زمین خواران را تقویت می نمایند.

      مسکن مهر یا مسکن اجتماعی یک نگرش دولتی به مسئله است. و به مردم اجازه نمی دهد که خودشان مسکن داشته باشند.  در حالیکه  دولت این تفکر سوسیالیستی وجود دارد، شهرداری ها تفکر سرمایه داری دارند. آن ها اجازه نمی دهند مسکن مهر یا مسکن اجتماعی، در داخل بافت شهری باشد و: شهر را یک جامعه سرمایه دار می دانند که: برای ساختن خانه باید هزینه هم به شهر داری پرداخت نمایند.

     این تضاد در دیدگاه البته تا موقعی که اقتصاد فراگیر و جهانی نشده طبیعی است، زیرا تحت نفوذ روش ها و سیستم های کهنه قرار می گیرد. اما لازمه آن تراوش فکری و تخصصی است . باید دید که در زمان حضرت علی ع مشکل مسکن چگونه حل می شد؟ یا در زمان پیامبر؟ البته منظور ما مقایسه شکل ابتدایی آن براساس اسلام است، نه ضرورت های تاریخی .

     یعنی پیامبر اسلام چه روشی برای این کار داشتند؟ مثلا حضرت علی ع شهر جدید کوفه را، با دست مبارک خود بنا نهاد و: نقشه اولیه آن را طرح و اجرا نمود. باید دید آیا دیدگاه ایشان، مسکن مهر بوده یا مسکن احتماعی و یا مسکن شهری؟. آیا اصولا دیدگاه اجاره نشینی در آن موقع مطرح بوده؟ یا کلا ملاک، آزادی ساخت مسکن و مالکیت آن بوده است.

     به طور خلاصه اگر اقتصاد ایران هم بخواهد مانند فرهنگ و هنر آن جهانی شود، باید که خودش باشد نه چیز دیگر. در مرحله اول نباید آن را در چهارچوب مرزها بایگانی کرد و: در مرحله بعد باید دیدگاه های صحیح  ومنحصر به فرد را پیدا و اجرا نمود. والا نابسامانی و بیماری اقتصادی ادامه خواهد یافت.

Hatua ya ustaarabu

Matangazo, kwanza mdomo na kisha kwa maandishi, propaganda mashine ya era sasa umefika hivi karibuni katika fomu za elektroniki. Kufafanua suala hilo, sisi lazima kusema kwamba kila ustaarabu katika maisha yake na utamaduni wa kijeshi kisiasa, kiuchumi na inaonyesha yenyewe . , Kama gurudumu kila hatua ya muda ni juu ya ardhi mzigo wote kuhimili .

 

Hatua ya kwanza ni maendeleo ya ustaarabu. Kuamua kauli mbiu ya: kauli mbiu ya malengo ya msingi ni pia alielezea . Kama ustaarabu propaganda spin wote, ustaarabu kwamba ina alisimama gurudumu : au, kunukuu wa miaka gramaphones sindano na kukwama. Hivyo, baada ya matangazo kauli mbiu mapendekezo ya hatua wanatarajiwa . Kipindi hiki wakati ni kwenda kusubiri na kusubiri na mara moja inafikia kipindi kufuzu, kisha kulinganisha kazi ni kosa. Katika hatua hii ni wazi kwamba hatima ya ustaarabu.

Ikilinganishwa na miaka ya nyuma , si kupata kitu na kuhisi tofauti au si : ni dhahiri kuona hali mbaya zaidi ni kwamba kuanguka mwinuko wa ustaarabu. Lakini kama wewe ni kufahamu hali yetu, ni kuendelea msaada wake na ustaarabu hukua kila siku.

     Wakati huu sisi kuchukua hatua ndogo : kushiriki au vipindi mfupi , kwa mfano wakati wa Mapinduzi ya Kiislamu wamiliki wa awali hawakuwa na njia yoyote ya matangazo. Hotuba zao walikuwa hata marufuku, lakini hatua kwa hatua kuwa mkuu wa jeshi, jeshi la njia rahisi ya kinasa sauti na mkanda alianza baada ya Mapinduzi ya Kiislamu , radio kwanza , basi TV hutoa walikuwa.

     Wakati chanjo mara matangazo ya kina zaidi , uanzishwaji wa lugha offshore na sasa kadhaa duniani kote , na mfululizo wa video ni kucheza, na hali hii ni kuendelea.

     Lakini bado katika mchakato wa matangazo ya utamaduni au kuwa zaidi ya umoja na wote limepitisha njia ya muda mrefu . Lakini kiwango cha mipaka ya kijiografia, chanjo mara ya kutosha. Tangu uchumi umefikia hatua ya pili. Katika mwanzo wa mapinduzi ya kiuchumi, wakati haikuwa chanjo ya kutosha katika uchumi wa kikomunisti : bidhaa au Coupon au ration : ubadhirifu na wizi katika mfumo wa uchumi wa kibepari yenyewe ilionyesha. Sasa sisi kujadili nguvu ya uchumi na kufikiwa kueneza taifa : utandawazi wa uchumi wa Kiislamu uchumi wa Kiislamu kabla ya kuhamia offshore. Ni lazima kuwa makini kwamba sindano ya uchumi, si kuteketeza miaka na miaka sisi si kuzungumza kuhusu uchumi kwa sababu watu ni uchovu wa kulinganisha inaweza si kupiga kura.

     Kwa bahati mbaya, maafisa katika tathmini ya kiuchumi, ni mawazo ya kuwa na utata makubwa: Mapinduzi ya Kiislamu , lakini njia yake ya kiuchumi, wao vigezo kiuchumi Magharibi au Mashariki ya kutathmini ni .lazima.

      Oktoba makazi au makazi ya jamii ni suala la mitazamo ya umma. Na hairuhusu watu kuwa na nyumba zao wenyewe. Wakati serikali ni kufikiri ujamaa, kufikiri manispaa ubepari. Hawana kuruhusu nyumba muhuri au makazi ya jamii ndani ya kitambaa mijini na mji ni kuchukuliwa jamii ya kibepari kwamba gharama kwa manispaa kulipa kwa ujenzi wa nyumba .

     Mtazamo kinyume ilikuwa si ??wote , hata hivyo, wakati uchumi ni ya kawaida, kwa sababu ni kusukumwa na njia ya zamani na mifumo. Lakini ni muhimu kwa ooze kufikiri na utaalamu. Lazima kuona kuwa katika wakati wa Hazrat Ali AS ni jinsi ya kutatua tatizo nyumba? Au wakati wa Mtume ? Hata hivyo, sisi ikilinganishwa na sura yake ya awali ya msingi juu ya Uislamu, lazima si ya kihistoria.

     Kama nabii alikuwa na njia ya kufanya hivyo? Hazrat Ali AS Kufa mji mpya , ilianzishwa kwa mkono wake heri na ramani ni mapema kwa kupanga na kutekeleza . Lazima kuona maoni yao , Simu ya makazi au makazi ya jamii na makazi ya mijini . Kimsingi ni maoni yaliyotolewa na lessee wakati huo? Au vigezo vyote , uhuru na umiliki wa makazi.

     Kwa kifupi, kama uchumi wa Iran na vilevile utamaduni na sanaa dunia lazima kuwa yeye mwenyewe na kitu kingine. Vinginevyo, machafuko na hujuma ya kiuchumi itaendelea .

مراحل الحضارة

والإعلانات، و الأولى فی الکتابة، قد حان شفویا ثم آلة الدعایة فی العصر الحاضر فی الآونة الأخیرة فی شکل الکترونی  ..

 

النقطة الأولى هی تطور الحضارة . تحدید شعار: یتم وصف شعار الأهداف الرئیسیة أیضا . إذا کان کل حضارة الدعایة تدور ، و الحضارة التی وقفت عجلة : أو ، على حد تعبیر إبرة الحاکی القدیمة و تمسک . وذلک بعد ویتوقع شعار الإعلان الإجراء المقترح . هذه الفترة الزمنیة سوف ننتظر و ننتظر و بمجرد وصولها فترة التصفیات، ثم قارن یتم العمل . فی هذه المرحلة فمن الواضح أن مصیر الحضارة.

بالمقارنة مع الماضی ، ولیس للعثور على شیء ونرى الفرق أم لا: فمن الواضح أن نرى الوضع سوءا هو أن الانخفاض الحاد بین الحضارات. ولکن إذا کنت على بینة من الوضع لدینا، فإنه مواصلة دعمها و الحضارة تنمو أکبر وأکبر کل یوم.

     هذه المرة نتخذ خطوات أصغر : فی المشارکة أو فترات أقصر ، على سبیل المثال خلال الثورة الإسلامیة ، وأصحاب الأصلی لم یکن لدیها أی وسیلة لل دعایة. حتى منعت کلماتهم ، لکنه أصبح تدریجیا منبر ، و منبر من أبسط وسائل مسجل الشریط و الشریط أنها بدأت بعد الثورة الإسلامیة ، الرادیو أولا، ثم یقدم التلفزیون و .

     حتى فی هذه المرحلة ، لأن الثورة ما زال ینمو فی حیازة التلفزیون الوطنی الإیرانی لم یکن کافیا ، وأکثر من ذلک کان دعایة ضد الإسلام و الکثیر من الفنانینانقلاب ، على التوالی. عندما کانت التغطیة الإعلانیة على نطاق أوسع ، وإنشاء اللغات فی الخارج ، والآن العدید من جمیع أنحاء العالم، وسلسلة من أشرطة الفیدیو لعبت ، و تواصل هذا الاتجاه .

     ولکن لا یزال فی عملیة الدعایة الثقافیة أو لتصبح أکثر شمولا و تبنت العالمی شوطا طویلا. لکن مدى الحدود الجغرافیة ، کانت التغطیة الکافیة. منذ الاقتصاد قد وصل إلى المرحلة الثانیة . فی بدایة الثورة الاقتصادیة ، عندما لم یکن ما یکفی من التغطیة فی الاقتصاد الشیوعی : البضائع أو قسیمة أو الحصة: الاختلاس والسرقة فی شکل الاقتصاد الرأسمالی ذاته أظهرت. الآن نناقش قوة الاقتصاد و صلت الأمة التشبع : عولمة الاقتصاد الإسلامی الاقتصاد الإسلامی قبل أن ینتقل فی الخارج. یجب علینا أن نکون حذرین من أن الإبرة فی الاقتصاد ، لا یستهلک سنوات وسنوات ونحن لا نتحدث عن الاقتصاد لأن الناس تعبوا من المقارنات قد لا صوت .

     للأسف ، مسؤولون فی التقییم الاقتصادی ، و یعتقد أن لدیهم تناقض عمیق : الثورة الاسلامیة ، ولکن الأسلوب الاقتصادی ، فإنها المعاییر الاقتصادیة الغربیة أو الشرقیة لتقییم ذلک .ینبغی.

      الإسکان أکتوبر أو السکن الاجتماعی هو مسألة المواقف العامة . و لا تسمح للناس ل دیهم مساکن خاصة بهم . فی حین أن الحکومة الاشتراکیة التفکیر ، والتفکیر البلدیات الرأسمالیة. أنها لا تسمح السکن ختم أو السکن الاجتماعی داخل النسیج الحضری ، وتعتبر المدینة مجتمع الرأسمالی أن تکالیف للبلدیات دفع ل بناء المنازل .

     ولکن من الضروری التفکیر والخبرة طین . یجب أن نرى أنه فی الوقت الذی کان حضرة علی AS کیفیة حل مشکلة الإسکان ؟ أو فی عهد النبی ؟ ومع ذلک ، ونحن مقارنة شکله الأولی على أساس الإسلام، لا ضرورة تاریخیة.

     إذا کان لدى النبی وسیلة لل قیام بذلک ؟ حضرة علی AS الکوفة مدینة جدیدة ، والتی أسسها یده المبارکة و تعیین ذلک إلى وقت مبکر من تخطیط وتنفیذ . یجب أن نرى وجهة نظرهم ، مهر السکن أو السکن الاجتماعی والسکن فی المناطق الحضریة. فی الأساس کان الرأی الذی أعرب عنه المستأجر فی ذلک الوقت؟ أو کل المعاییر والحریة و ملکیة السکن.

     وباختصار ، إذا الاقتصاد الإیرانی فضلا عن الثقافة والفن العالم لا بد له من أن یکون نفسه ولا شیء غیر ذلک . أولا ، یجب أن یودع داخل حدود : یجب تشغیل الخطوة التالیة للعثور على منظورا فریدا الصحیح. وإلا فإن الفوضى و الضیق الاقتصادی یستمر


» نظر
   1   2   3      >