سفارش تبلیغ
صبا

همایش ها، انعکاس: مهمان نوازی!

همایش ها، انعکاس: مهمان نوازی!

اولین گردهمایی را به زمان کوروش کبیر نسبت می دهند، البته قبل از آن هم تا 5هزار سال قبل از میلاد بوده است:  http://www.confref.ir/

اما در دوران معاصر، ایران یکی از پرهمایش ترین کشورها است. این همایش خیز بودن ایران، انتقاد های بسیاری را هم به دنبال داشته است.

که یکی از مهمترین این انتقاد ها غیر ضروری بودن برخی همایش ودیگری ریخت و پاش و اصراف و تبذیر است.

اما به نظر می رسد هردو هم، حسن همایش ها بوده است و: میتواند در راهبرد آن ها موثر باشد . یکی اینکه غیر ضروری هست یا نیست، این تشخیص با برگزار کنندگان است. زیرا آن ها هستند که میدانند این موضوع، مهم است یا نه. به غیر از برگزار کنندگان، شرکت کنندگان نیز در این موضوع صاحب نظر هستند . کسانی که مقاله میدهند یا: کسانی که سخنرانی می کنند، افراد فرهیخته ای هستند که: به سادگی نمی توان آن ها را متهم به: غیر ضروری بودن حرف ها و نوشته هایشان کرد.

    از سوی دیگر ریخت و پاش ها هم، مهم نیست زیرا بسیاری از این همایش ها، خودگردان هستند یعنی: اعضا شرکت کننده با پرداخت حق ثبت نام، هزینه های مربوط به خود(مانند غذا ، پذیرایی و پکیج هدایا و..) را تقبل می کنند. و حتی مبلغی بیشتر می پردازند تا: هزینه های کلی نیز مانند: اجاره محل سالن، حق التحقیق یا اشانتیون نویسندگان و سخنرانان و: غیره از این محل پوشش داده شود.

     یک تحقیق میدانی  نشان می دهد: که برگزار کنندگان اینگونه نشست ها و کنگره ها، حتی سود نیز می برند و گاه، سود آن ها برابر کل هزینه های انجام شده است! یعنی معمولا حق ثبت نام را دو برابر: براورد هزینه ها دریافت می کنند. که البته این، میتواند محل اشکال باشد . یعنی حق ثبت نام ها بایدعادلانه باشد. و اگر شرکت هایی به قصد سود آوری هم، این کار را انجام می دهند، سود معقولی را برای خود منظور نمایند تا: جویندگان علم بیش از این ضرر نکنند.

آسیب شناسان همایش ها، یک مورد دیگر هم بیان می کنند و: آن استفاده شخصی از بیت المال کردن یا: هزینه نمودن بی مورد بودجه های دولتی است. مثلا همایش هایی که از سوی: ارگان های دولتی برگزار می شود، بنا بر ادعای این ها، باعث می شود بودجه های جاری را جذب کرده و: برای عملیات روتین وزارت خانه، کسری بودجه ایجاد کند.

این ایراد هم میتواند  با بازرسی: ارگان ها و نهاد ها و حسابرسی ان ها، درمان شود و یا: دستور العمل صریح برای این موارد صادر شود. هرچند که بنابر برخی اظهار نظر ها، چنین ریخت و پاش هایی لازم است. مثلا دولت جمهوری اسلامی، مهمانانی را از سراسر جهان دعوت می کند، بدیهی است باید امکانات رفاهی آنان را فراهم سازد و: در حد قابل قبولی از آنان پذیرایی کند. و برای آن ها هدایایی هم در نظر بگیرد.  

     ضمن آنکه از نظر علمای اسلامی، صرف جمع شدن یعنی: گعده کردن،خودش موضوعیت دارد. بقول یکی از مراجع، همین که شما دور هم جمع شوید و:یک چای باهم بنوشید، این خودش خوب است، حتی اگر موضوعی هم برای بحث و جدل نباشد.این امر بیان گر این است که: اجتماع خود به ذات خودش لازم است، و هزینه های آن هم هزینه های قابل قبول می باشد.(یدالله مع الجماعه)

    مثلا راهپیمایی هایی که می شود، نهایتا به یک همایش تبدیل می گردد.زیرا با سخنرانی یک خطیب در جمع آنان، و قرائت بیانیه پایان می یابد. نمی توان راهپیمایی را از همایش جدا کرد. بگوییم مردم به راهپیمایی بیایند، ولی ندانند برای چه! خواندن بیانیه در انتهای راهپیمایی هم، نمی تواند در حال حرکت باشد. بلکه مردم باید جمع شوند حتی بنشینند و: به طور کامل سخنرانی را گوش بدهند و: با تکبیر آن را تایید کنند.

   اینهم نمی شود که مردم بیایند و: گوش بدهند و خسته و گرسنه در خیابان بمانند. لذا رساندن آنان به محله خودشان و: یا پذیرایی های مختصر بین راهی از آنان،  لازم است. تحت فشار گذاشتن مردم و: پذیرایی نکردن آنان باعث می شود، مردم تصور کنند به اسیری برده شده اند!هرچند دشمنان تبلیغ کنند که: ساندیس و کیک هست که: مردم را به خیابان ها می آورد! اگر این طور بود، خودشان هم ساندیس و کیک می دادند و: مردم را می آوردند.

   دشمنان ما هرچه قدر ساندیس و کیک و: حتی پیتزا و نوشابه هم بدهند، نمی توانند مردم را جمع کنند و: اگر هم جمع شوند عاقبت این گوجه و تخم مرغ است که: نصیب دشمنان ما می شود.

(لوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مَا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَ?کِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ ? إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ)

بنابر این همایش ها نه تنها بد نیستند، بلکه نشان از مهمان نوازی ایرانیان دارند. و بخوبی آشکار می سازند که: ایرانی ها اهل تعامل و همکاری با دنیا هستند.مهمان نوازی ایرانیان، حکم می کند که اگر مهمانی را دعوت کردند، از آن ها بخوبی پذیرایی کنند و برایشان سنگ تمام بگذارند. و البته دراین موارد هم، موازین شرعی باید رعایت شود و:از خوراکی ها و کار های حرام جلوگیری شود.

   سال ها غربی ها تبلیغ می کردند که: ایرانی ها اهل کار جمعی نیستند! ومانند غربی ها نمی توانند: حزب یا گروه داشته باشند!حالا که همه ایرانی ها در همه شئون، کارهای خود را به صورت جمعی انجام می دهند، نباید دوباره مورد انتقاد قرار گیرند. و این روش پسندیده ایرانی، به تمام کشورها و ملت های همسو هم سرایت کرده.

گردهمایی ، راهپیمایی و همایش امری ساده برای: این ملت ها است در حالیکه، دولت های غربی برای کوچکترین همایش خود، باید هزاران محافظ به کار بگیرند! در واقع همایش آن ها، همایش پلیس ها است! مثل کسی که بجای پنیر گذاشتن لای نان ، نان را لای پنیر بگذارد!

 

المؤتمر ، والتفکیر : الضیافة !

ویعزى الاجتماع الأول إلى زمن قورش العظیم ، بطبیعة الحال، کان بالفعل إلى 5 آلاف سنة قبل المیلاد :

ولکن فی العصر الحدیث ، وإیران لدیها واحد من أکثر المؤتمر العالیة فی البلاد. صعود الکونغرس، قد تعرض لانتقادات لتبحث کثیرا.

أحد الانتقادات الرئیسیة لبعض النفایات التی لا داعی لها والکونغرسالتبذیر و مکافحة تفاخر .

ولکن یبدو أن کلا الاجتماعین حسن کان : یمکن لل استراتیجیة تکون فعالة. واحد هو أن لا لزوم لها أو لا، فإن منظمی ندرک أن . لأنهم یعرفون أن هذا هو المهم أم لا. وبصرف النظر عن المنظمین ، و المشارکین هم خبراء فی هذا الموضوع. أولئک الذین یدرسون أو أولئک الذین لا یتحدثون ، یتعلم الناس أنه ببساطة لا یمکن أن یتهم من : کونها غیر ضروریة لنشر رسائلهم .

    من جهة أخرى تفاخر الید ، أیضا، أمر مهم لأن العدید من هذه الاجتماعات، و السلطة هی: دفع المشارکین رسوم التسجیل وتکالیف ( مثل الطعام والترفیه و حزمة الهدایا ، الخ ) تحمل أن . وحتى المزید من المال لدفع نفقات مثل قاعة عامة الإیجار، و الکتاب دراسة و مکبرات الصوت أو: ویغطی ذلک هذا المکان.

     وأظهرت دراسة مسحیة : منظمی هذه الاجتماعات والمؤتمرات ، وأحیانا حتى تأخذ الربح ، والربح یساوی مجموع التکالیف تفعل! عادة مضاعفة رسوم التسجیل : تلقی التکالیف المقدرة. بطبیعة الحال ، وهذا یمکن أن یکون مشکلة . یجب أن تکون رسوم التسجیل العادلة. إذا حاولت کل من الشرکات للربح ، وهی تفعل ذلک ، من أجل توفیر ربح معقول عن نفسها: لا تفقد أی أکثر طالبی المعرفة.

علم الأمراض الکونغرس ، والآخر شعور وانها استخدام الأموال العامة أو تکلفة فی میزانیة الحکومة. على سبیل المثال، بعض من المؤتمر : ستعقد ولایة أوریغون ، وفق زعمه ، والسبب فی الموازنة الحالیة و استیعاب للإدارات العملیات الروتینیة ، تسبب العجز فی المیزانیة .

کما یمکن تسلیمها مع وکالات و مؤسسات التفتیش و التدقیق ، یتم التعامل معها أو یتم إصدار تعلیمات صریحة لهذه البنود . ومع ذلک ، وفقا ل بعض التعلیقات ، مثل ما هو ضروری للتفاخر . على سبیل المثال ، دعت الجمهوریة الإسلامیة الضیوف من جمیع أنحاء العالم ، فمن الواضح أنها یجب أن تقدم التسهیلات والاستقبال مقبولة لهم . والنظر لهم کهدایا.

     وفی الوقت نفسه ، وفقا ل علماء المسلمین ، فإن مجرد تراکم :  فی حد ذاته هو ذات الصلة. ووفقا للسلطات ، بحیث یمکنک الحصول على جنبا إلى جنب و معا وهناک ، وشرب الشای ، انها جیدة ، حتى لو أنها لیست للنقاش ، وهذا یشیر إلى أن : مجتمعنا نفسه أمر ضروری، وتصل تکلفته هی أیضا تکلفة مقبولة. ( )

    على سبیل المثال، فی المظاهرة التی یتم تحویلها فی نهایة المطاف إلى المؤتمر. لأن خطاب واعظ من بینها، وبیان ینتهی. لا یمکن فصل مظاهرة من الکونغرس. نقول للناس أن یأتی إلى المسیرة، ولکن لا أعرف ل ماذا ! قراءة بیان فی نهایة المسیرة لا یمکن أن تتحرک . یجب على الناس ولا حتى الجلوس معا والاستماع إلى الخطاب الکامل مع و تأکید تکبیر .

   الناس الذین یأتون لیست متطابقة : الاستماع، و التعب والجوع ، والبقاء فی الشارع. حتى أنها تجلب حیهم الخاصة : أو حفلات الاستقبال بطریقة موجزة بینهما أمر ضروری. الضغط على الناس : أنها لا تخدم تجعل الناس یعتقدون أنهم قد أسروا على الرغم من الأعداء للمساعدة فی الترویج له : ! ساندیز و الکعکة التی تجمع الناس فی الشوارع! إذا کان هذا صحیحا ، ساندیز و کعکة أنفسهم ، و الناس خرجوا علیه.

   لدینا أعداء ساندیز والکیک و أکثر من ذلک بکثیر : حتى البیتزا و الصودا معا، وأنها لا یمکن أن یکون للشعب ، وإذا کانوا فی نهایة المطاف معا الطماطم والبیض التی ستستفید أعدائنا.

هذه الاجتماعات لیست سیئة فقط ، ولکن أیضا من کرم الضیافة الإیرانیة. و یکشف بوضوح أن الإیرانیین من التفاعل والتعاون مع العالم. الضیافة الإیرانیة ، تملی أنه إذا قمت بدعوة الضیف الذی سوف یقدم لهم خدمة جلیلة و وضع کل منهم بالحجارة. فی هذه الحالات، ومع ذلک ، یجب أن تکون مشروعة و الأطعمة المحرمة والعمل على منعها.

   وقد دعت الغربیین لسنوات أن الإیرانیین لیسوا من العمل الجماعی ! الغربیین لا یمکنحزب أو یجب الآن جمیع الإیرانیین فی جمیع الجوانب ، والقیام بشکل جماعی وظائفهم لا ینبغی أن انتقدت المجموعة مرة أخرى . الإیرانیة و أسلوب جید ، وانتشر إلى جمیع الدول والشعوب من على خط المرمى.

الاجتماعات والمسیرات و المؤتمرات عن شیء بسیط: فی حین أن هذه الدول ، أصغر دولة فی القسم الغربی ، والحاجة إلى اتخاذ آلاف واقیة ! فی المؤتمر ، و المؤتمر هو الشرطة ! مثل الذین ، بدلا من إیداع الخبز الطمی ، والجبن والخبز و الجبن الطمی یمکن!


» نظر

ز یک هنر پیشه زن، که به خاطر یک شام اروپایی!

پزشکانی که زحمات ابن سینا را به باد می دهند!

در کنگره پزشکی، همه نماد ها انگلیسی است و: کتاب ها و مقالات پراز اصطلاحات پزشکی ولی به زبان انگلیسی است! پزشکان از به کار بردن کلمات زیبای فارسی، عار دارند و آن را دون شان خود می دانند. آن ها ترجیح می دهند نام اعضا بدن را، که سال ها ابن سینا بر آن کار کرده به: زبان انگلیسی بگویند و مملکت خود و: زبان و تاریخ خود را به یک پز دروغین علمی بفروشند

آن ها از یک هنر پیشه زن، که به خاطر یک شام اروپایی! حجاب و منزلت و فرهنگ را فراموش می کند، پست تر هستند زیرا که هنرمند به هر حال، وطن فروشی جز ذات اوست. ولی از دانشمند این انتظار کمتر می رود. اگر هنرمند ما ادعا می کند که: الگو یا سابقه ای در ایران ندارد ولی، پزشک ما نمی تواند چنین حرفی بزند.

    اگر هنرمند ما خود را متعهد نمیداند و: هنر را برای هنر تعریف می کند. ولی پزشک ما قسم خورده است. او به سبک استادان خود، باید لباس روحانی به تن کند ولی، همه این ها را بر دروازه تمدن غرب، قربانی کرده ، و با یک کراوات آن را تعویض نموده است.

     فرهنگ پزشکان هم مانند بقیه فرهنگی های ما، دچار یک پارادایم است ! یک مجری باید مواظب باشد: بجای رایانه، کامپیوتر نگوید ولی نویسنده و: بازیگر از این امر مستثنی  هستند! سخنران و گوینده و دوبلر همه آزاد هستند، تبلیغات چی ها، تولید کنندگان همه، میتوانند به راحتی از اسما خارجی استفاده کنند! و فرهنگستان زبان فارسی هم کار خود را می کند!

   خودرو تولید داخل را  پژو پرشیا!نام گذاری می کنند این اشکالی ندارد، کلمات نامفهومی چون: چیتوز و غیره روزانه دهها بار، از تمام شبکه ها پخش شود! ولی چون طرف پول می دهد اشکال ندارد.

فرهنگستانی ها هم که حتی خودشان، به کار خودشان اعتقاد ندارند، هر روز کلماتی را می آفریند که: از مشابه خارجی هم خارجی تر است.

مردم خیلی زود کلمات را پیدا می کنند و: معادل سازی می کنند ولی رسانه ها و متخصصان، کسر شان خود می دانند،این کلمات را به کار ببرند:

خیلی زود مردم موبایل را، به گوشی دستی ترجمه کردند ولی، فرهنگستان می گوید: الا و بالله بگویید تلفن همراه! مردم می گویند برایم تک بزنن(تک زنگ بزن) متخصصان ما می گویند: برایم میس اس کن !مردم می گویند نشانی را برایم بفرست. و تحصیلکرده های می گویند: آدرس را برایم مسیج کن !

نه تنها پزشکان و مهندسان این طور هستند، بلکه هنرمندان و کلیه تحصیلکرده ها اینطورند. فقط فعل ها را فارسی می گویند. آن هم اگر بتوانند انگلیسی می گویند، حتی غلیظ تر از خود انگلیسی ها.

آیا این خود باختگی کی باید علاج شود؟ رسانه های ما وقتی خود باخته باشند، از مردم ویا تحصیلکرده ها چه انتظاری می رود.اینهمه هجوم و اینهمه خود باختگی، فقط یک دلیل دارد: آن هم جایگزینی سیستم آموزشی غربی به جای نظام آموزشی بومی می باشد. سیستمی ترجمه سالار که: حتی یک واو را جا نمی اندازد.

    فرهنگ بومی ما در صورتی حفظ می شود که: سیستم آموزشی ما درست شود. تاریخ ایران تا همین چند سال پیش، نظام آموزشی خودش را داشت. نظامیه بغداد و دیگر دانشگاه ها و مدارس، مخصوصا سیستم فراگیر حوزه و آموزش دینی و جود داشت. با آمدن مدرسه فرانسوی و آمریکایی، در ایران، این سیستم مورد تحقیر قرار گرفت.

کم کم کار به جایی رسید که: حتی حوزه علمیه در قم و نجف هم روش خود را تغییر داد! و از روش حوزه و مباحثه، به روش مونولوگ و کلاسیک رسید. حتی در کنفرانس پزشکی امروز، در سالن همایش های رازی هم مشخص بود:

هرچه پانل ها سعی داشتند، مباحثه صورت گیرد و: اعضا و شنوندگان که همگی از متخصصان درجه یک،و بالاتر از دکترا بودند موفق نمی شدند! و نهایتا با همان مونولوگ و: روش تک صدایی کنار آمدند.

 در حوزه هم ،کار به جایی رسید که حوزه و علمای تراز اول، از سوی شاگردان جوان خود مورد نقد قرار گرفتند، و کم کم منزوی شدند و: نظام آموزشی غربی تسلط خود را تمام و کامل کرد.

دلسوزان این ملت وقتی چاره ای نیافتند، به فکر فرار به جلو افتادند! آن ها مدارس اسلامی تاسیس کردند. یعنی نظام آموزش مدرسه (کلاسیک ) را پذیرفتند، ولی سعی داشتند بر محتوای آن تاثیر بگذارند.نهایت تلاش آن ها شد: مدرسه های اسلامیه ،علوی و رفاه.

متاسفانه بعد از انقلاب اسلامی، به خیال اینکه همه چیز درست شده، از ادامه این کار باز ماندند.حتی شاگردان مدارس علوی و رفاه، برای عقب نماندن از این قافله، همگی  جهت ادامه تحصیل، روانه انگلیس و آمریکا شدند. و این خطر ایزوله فرهنگی را بالا برد. زیرا کسانی که امید می رفت روش آموزش اسلامی را احیا کنند، خودشان تبدیل شدند به مروجان و مبلغان آموزش غربی، و مدتها به نام انجمن حجتیه، انقلاب اسلامی را درگیر خود کردند.

    اکنون درد بی دردی همین طبقه است که: هر روز بیش از روز پیش فرهنگ غربی را رواج می دهد. می گویند چو دزدی با چراغ آید، گزیده تر برد کالا. متخصصان مذهبی ما، برای عقب نماندن از قافله تمدن، همه کاربرد های غربی را، یک شبه سر بریدند تا حلال شود! یا مثل قند در چای فرو بردند تا پاک شود.


 الأطباء جهود ابن سینا ??لتبدید   !

المؤتمر الطبی ، وجمیع الرموز هی الکتب و الصحف الإنجلیزیة، ولکن کامل من المصطلحات الطبیة هی اللغة الإنجلیزیة! الأطباء تطبیق الکلمات الجمیلة باللغة الفارسیة ، وازدراء له ، ویرون أنها التحتیة الحفر. أنهم یفضلون اسم الجسم، و التی عملت لسنوات فی ابن سینا ??: اللغة الإنجلیزیة و الامتناع عن أنفسهم و بلادهم: اللغة و تاریخها من بیع وهمیة الطبخ

الجهات الفاعلة من امرأة، الذین لعشاء الأوروبیة ! یغیب عن الحجاب و الکرامة و الثقافة هی أدنى لأن الفنان على أی حال ، ولکن الجوهر هو الخائن . ولکن العلماء هی أقل مما کان متوقعا. إذا ادعى أنه لا یوجد لدینا فنان نمط أو التاریخ من ذلک، یمکن للأطباء لدینا لا تأخذ هذا الکلام .

    إذا کنت ارتکاب نفسک ل تعرف فنانینا ، و الفن ل یعرف الفن . ولکن أقسم الطبیب لدینا. أسلوبه من أساتذتهم سوف یرتدی لباس رجال الدین ولکن کل منهم على التضحیة البوابة الغربیة ، و تمت الاستعاضة عن ذلک مع ربطة عنق .

     ثقافتنا الطبیة ، مثل الثقافات الأخرى ، شهدت نموذجا ! یجب أن یکون حذرا المضیف : بدلا من الکمبیوتر، لا ینبغی أن أقول الکمبیوتر ، ولکن الکاتب : المدلى بها ویعفى من هذا! المتکلم ومقدم وجمیع أحرار ، شومان ، الشرکات المصنعة لل جمیع ، ویمکن بسهولة استخدام الأسماء الأجنبیة ! أکادیمیة اللغة الفارسیة و عملها !

   إنتاج السیارة بیجو داخل بلاد فارس ! سموا علیها بعض الکلمات الغامضة بخیر مثل الشیتوزان وإیابا عشرات المرات یومیا، من جمیع القنوات التی ستبث ! ولکن منذ المال سیکون على ما یرام .

الأکادیمیات فضلا عن أنفسهم ، إلى الاعتقاد فی حد ذاتها ، مما یخلق الکلمات الیومیة : نفس خارج الخارجی.

الشعب سرعان ما یکتشف أن الکلمات و : متکافئین ، ولکن وسائل الإعلام والخبراء ، انتقاصا بهم معرفة ، فإنها تستخدم هذه الکلمات :

الناس النقالة بسرعة کبیرة ، لکنها تترجم إلى الهاتف، تقول الأکادیمیة ایلا و اقول الهاتف المحمول بالله ! یقول الناس لی المغلوب واحد ( مکالمة واحدة ) ، کما یقول الخبراء لدینا، ملکة جمال S. اسمحوا لی ان الناس یقولون ترسل لی عنوان . و یقول العلماء عنوان بالنسبة لی رسالة لی !

انها لیست مجرد الأطباء والمهندسین ، ولکن یتم تعلیم کل الفنانین بذلک. ویقول الفعل الفارسیة فقط. إذا کنت أستطیع أن أقول أنه فی اللغة الإنجلیزیة ، وحتى أکثر سمکا من لغته الانجلیزیة .

متى یجب علاجه من خسارتهم ؟ وسائل الاعلام عندما نکون المفقودة، یتم تعلیم الناس أو ما یمکن توقعه ولکن غزوه وفقدان الکثیرین، هناک سبب واحد فقط : . نظام التعلیم الغربی بدلا من استبدال النظام التعلیمی المحلی . نظام الترجمة S. لا یصلح حتى له .

    إذا أردنا الحفاظ على ثقافة السکان الأصلیین أن نظام التعلیم لدینا یمکن أن تکون ثابتة . التاریخ الإیرانی حتى قبل بضع سنوات ، کان نظامها التعلیمی . کانالنظامیه فی بغداد والجامعات والمدارس ، وخاصة فی مجال التعلیم الدینیة الأخرى ، و هناک نظام واسع الانتشار. مع المدارس الفرنسیة والأمریکیة فی إیران ، و إذلال من قبل هذا النظام.

حیث کان هناک القلیل من العمل : حتى مدرسة إسلامیة فی قم والنجف قد تغیر نهجها ! و کان المیدان و مناقشة الأسالیب والتقنیات و مونولوج الکلاسیکیة. وکان مؤتمر طبی حتى الیوم فی قاعة المؤتمرات بکلیة الواضح أیضا :

حاول الفریق، و ینبغی أن تکون المناقشة: الأعضاء من الجمهور، وکان جمیع الخبراء أنیق، و فوق الدکتوراه لم تکن ناجحة ! أخیرا جاء المونولوج وطرق مونولوج على طول.

 فی مجالات أخرى، حیث کان هناک علماء مستجمعات المیاه الطبقة العاملة ، و انتقد الطلاب ل صغارها ، و کانت معزولة تدریجیا : النظام التعلیمی واستکمال سیطرتها من الغرب.

عندما یتم التوصل إلى حل أمة رحیمة ، بدأت فکرة لسحب بعیدا! وأنشئت المدارس الإسلامیة. نظام التعلیم فی المدارس ( الکلاسیکیة ) وقبلت ، ولکن کانوا یحاولون التأثیر على المحتوى أخیرا، جرت محاولة ذلک : مدرسةالاسلامیه  ، علوی والازدهار.

للأسف ، بعد الثورة الإسلامیة ، و فکرة أن کل شیء هو الصحیح ، کلما بقیت مفتوحة ، وحتى تلامیذ المدارس علوی والرفاه ل مؤخرة القافلة ، وکلها للدراسة تم إرسالها، إلى إنجلترا وأمریکا. و تزید من خطر العزلة الثقافیة . لأن أولئک الذین یأملون فی إحیاء أسالیب التعلم الإسلامیة ، وأصبح هم المروجین و المروجین من التعلیم الغربی ، طالماحجتیه  الثورة ل مشارکتهم .

    فمن نفس الفئة من الألم مسکن کل یوم عن الیوم السابق الثقافة الغربیة هی التی ستسود. ویقول تشو سرقة خفیف، أکثر انتقائیة مجموعة من المنتجات . لدینا علماء الدین ، لدعمالحضارة الغربیة ، الغربی، کافة التطبیقات ، مثل رئیس خفضا أن یکون شرعی ! مثل السکر فی الشای أو یسحب إلى تنظیفها .

 


» نظر

حمص مرز شرقی: انقلاب اسلامی

فرق بین جمهوری اسلامی ، حکومت اسلامی و انقلاب اسلامی، تا کنون زیاد تبیین شده و سخنرانی هایی هم بوده ولی، در اینجا ما یک فرق مکانیکی یا علمی، بیان می کنیم که کاربردی تر است. انقلاب اسلامی جریانی است که از سال های 1340آغاز شده و: رهبری آن به زعامت حضرت آیه الله خمینی ره بوده . تئوری های آن هم توسط این رهبر عزیز بیان گردیده است.

جمهوری اسلامی از دو کلمه: جمهور واسلام تشکیل شده و: در واقع جمهوریت ظرفی است که: مظروف یا محتوای آن اسلام است. بنابر این اگر رای مردم با اسلام همسو شد، جمهوری اسلامی تحقق می یابد لذا در یک کشور مسیحی یا بودایی، نمی توان جمهوری اسلامی داشت.

اما حکومت اسلامی، نیاز به تایید مردم ندارد. براساس اصول اسلامی اداره می شود و: مردم باید تابع محض قانون اسلام باشند.

مثلا در طول تاریخ اسلام، حکومت اسلامی وجود داشته، ولی جمهوری اسلامی فقط در دوران ما شکل گرفته. چرا که پیامبران و امامان به: نظرات مردم در تشریع کاری نداشتند. یعنی احکام مورد نیاز، از سوی خدا نازل می شده و: پیامبران فقط مامور ابلاغ آن بودند و: کلمه اسلام به معنی تسلیم است و: از زمان پیامبری حضرت ابراهیم ع باب شده. چنانکه قران می فرماید: ابراهیم ع شما را مسلمان نامگذاری کرد.(هو سماکم المسلمین من قبل)

   بنا بر این انقلاب اسلامی در مسیر رشد خود، اگر حمایت مردمی را جلب کرد، جمهوری اسلامی را تشکیل می دهد. ولی اگر در محدوده جغرافیایی معینی نتوانست: بیش از 50درصد را برحسب قوانین جمهوریت،با خود همراه کند ناچار، احکام خود را فقط در بین مومنین اجرا می کند. یعنی مرزهای جغرافیایی، تبدیل به مرزهای عقیدتی می شود و: وطن بجای مرز معین زمینی ، خود اسلام تعریف می شود : الاسلام وطن المسلم.

  رهبر حکومت اسلامی هم، انبیا الهی و ائمه هستند. آن ها حکم را اجرا می کنند چه بر: یک نفر و چه یک جمعیت .فرقی برای آن ها ندارد: حضرت علی ع می فرماید: برای اجرای حق، از کمبود هواداران آن نترسید:(لا تستوحش فی طریق الهدی لقله اهله) در قران کریم یک نفر مثل حضرت ابراهیم ع، خود یک امت است: (کان ابراهیم امتا قانتا لله) حضرت ابراهیم خودش یک امت بود، زیرا مطیع امر خدا بود.

البته اتوپیای اسلامی این گونه است که: روزی خواهد رسید که در کل جهان، بیش از 50درصد مردم، رای به اسلام خواهند داد و: حکومت واحد جهانی تشکیل خواهد شد.اما با اینکه حکومت اسلامی است، ولی حقوق اقلیت زیر 49درصد، محفوظ باقی خواهد ماند و آن ها، طبق رسومات خود عمل خواهند نمود.

    اکنون دو ایده در مورد صدور انقلاب اسلامی، یا تشکیل حکومت جهانی اسلامی وجود دارد: برخی بر اساس دموکراسی غربی یا :همان جمهوریت بررسی می کنند و: برخی بر اساس حکومت اسلامی .افرادی مثل داعش یا القاعده، سعی دارند حکومت اسلامی را تبلیغ کنن.د ولی ایران و انقلاب اسلامی ایران،  به دنبال جمهوری اسلامی است.

  یعنی از نظر ایران، موقعی که در هریک از مرزهای تعیین شده فعلی، بیش از 50درصد مردم، به اسلام رای بدهند، آنجا جمهوری اسلامی تاسیس می شود. ولی آن ها می گویند: به زور باید حکومت اسلامی تشکیل داد! و بدون نظر مردم، احکام اسلامی آن هم، از نوع تکفیری را اجرا کرد. مبارزه این دو تفکر در عراق ، سوریه و لبنان نشان داد که: پیروز میدان نظریه جمهوری اسلامی است. و لذا اکنون حمص، در واقع مرز غربی جمهوری اسلامی تعیین شد. که راه را بر حکومت تکفیری ها و حامیان آن بست.

همانطور که در دوران 8سال دفاع مقدس، اخبار پیروزی قدم به قدم رزمندگان اسلام، از صدا و سیما پخش می شد، اخبار حمص و زینبیه و درعا هم، محله به محله از سوی مردم ایران، پیگیری می شد.

   از آنجا که رشد انقلاب اسلامی و:توسعه جمهوری اسلامی سیستماتیک است، پیروزی در جبهه غربی ایران، پیروزی در جبهه های شرقی را هم به دنبال داشت. انتخابات در افغانستان، یک نه بزرگ بود بر طالبان. زیرا طالبان هم در شرق ایران، همان ماموریت تکفیری ها در غرب را، برعهده داشتند.

    حضور شخصیت های مهم پاکستان و عراق در ایران، و ابلاغ نارضایتی های ایران در خصوص: حضور منافقین در عراق و پاکستان  و: قول همکاری دوجانبه مسئولان، نشان داد که زمینه برای همه گروه های همفکر طالبان و القاعده، از بین رفته و آنان دیگر حتی در دامن آمریکا و اسرائیل هم، نمی توانند به توطئه های خود ادامه دهند.

لذا کمر بند امنیتی ایران از پشت مرزهای ایران، به پشت مرزهای همسایگان گسترش پیدا کرد و: مرزهای جدید امنیتی قابل گسترش بیشتری شد. البته اکنون القاعده و تکفیری ها، به جزایر کریمه و یا اکراین اعزام شده اند تا: انرژی آن ها هدر نرود ولی، مکانیزم حرکت مردمی می گوید که :این نیروها اگر به وطن خودشان برگردند، مانند بمب ساعتی همه زندگی حاکمان خود را در هم می پیچند.

    علت آن هم بسیار روشن است: تکفیری های عربستانی به عشق:  پیاده کردن اسلام به عراق و افغانستان می رفتند. آمادگی هر گونه فداکاری آنان، برای کسب بهشت بوده است. حالا وقتی برگردند و ببینند :همه این ها دروغ بوده و:برای ریشخند کردن آن ها بوده؟؟ ویا ببینند حاکمان عربستان، خودشان فاسد ترین افراد روی زمین هستند، آیا ساکت خواهند نشست؟

 

حمص ، الحدود الشرقیة للثورة الإسلامیة

الفرق بین الجمهوریة الإسلامیة والدولة الإسلامیة والثورة الإسلامیة ، کان هناک الکثیر جدا من الشرح و المحاضرات ، ولکن هنا لدینا تمییز المیکانیکیة أو العلمیة ، تنص على أنه عملی أکثر . الحرکة الإسلامیة التی بدأت عام 1340 : قیادة آیة الله الخمینی و قیادته. النظریات التی تم التعبیر عنها من قبل القائد العزیز  .

المعهد الجمهوری الدولی من کلمتین : الرئیس إسلام وشکلت جمهوریة الحاویات هی: المحتوى حاویات أو الإسلام. حتى اذا صوت الناس بما یتماشى مع الإسلام، ستتحقق الجمهوریة الإسلامیة فی البلاد حتى مسیحی أو بوذی، الجمهوریة الإسلامیة لا یمکن العثور علیها.

ولکن الحکم الإسلامی ، لا یتطلب موافقة الشعب . وفقا ل مبادئ الشریعة الإسلامیة و تشغیل و الناس یجب أن تکون خاضعة للشریعة الإسلامیة فی وقت قریب.

على سبیل المثال، على مر التاریخ ، تشکلت الإسلام ، والدولة الإسلامیة هناک، ولکن الجمهوریة الإسلامیة الوحیدة فی عصرنا. النبی و الأئمة : لم وجهات نظرهم لا تعمل التشریع. الأحکام المطلوبة وفقا لارادة الله کشفت والنبی ، وأخطرت ضباط فقط تلک الکلمة الاسلام یعنی الخضوع و زمن النبی إبراهیم علیه السلام من المألوف. کما یقول القرآن الکریم : و اسمه إبراهیم علی لک المسلمین ( )

   وبالتالی فإن الثورة فی مسار نموها ، فإنه جذب الدعم الشعبی ، الجمهوریة الإسلامیة من الأشکال. ولکن فی منطقة جغرافیة معینة لا تزید عن 50 ? وفقا ل قوانین الجمهوریة ، جنبا إلى جنب مع ما لا مفر منه ، والمراسیم له بین المؤمنین یعمل فقط . الحدود الجغرافیة ، یمکن تغییر الحدود الدینیة ل : المنزل بدلا من الحدود البریة محددة ، یتم تعریف الإسلام حسب البلد مسلم الإسلامیة.

  زعیم الدولة الإسلامیة ، هی الأنبیاء و الأئمة . أنها تقوم بتشغیل حکم على مر الزمن : شخص أو مجموعة من السکان الفرق یفعل ذلک : یقول الإمام علی : ل تنفیذ أنصارها تخشى عدم وجود : ( أ) شخص مثل النبی إبراهیم علیه السلام فی القرآن الکریم نفسها أمة : ( أ) إن إبراهیم کان أمة نفسه لأنه کان مطیعا الله.

الیوتوبیا من الأنواع التی سوف ، وسیتم إنشاء أکثر من 50 فی المئة من الاصوات للإسلام وحکومة العالم یوم واحد فی العالم کله ، ولکن مع حکم إسلامی ، ولکن حقوق الأقلیات تحت 49 فی المئة ، ما زال هناک حقوق الطبع والنشر و سوف ، فإنها ستتصرف وفقا ل تقالیدهم.

    والفکرة هی الآن على وشک إصدار الحکومة الإسلامیة أو مسلم تتشکل ، وبعض على أساس الدیمقراطیة الغربیة ، أو : الجمهوریة لدراستها وبعض الأفراد تحت الحکم الإسلامی مثل داش أو تنظیم القاعدة ، و النظام الإسلامی محاولة. دال لکن ایران و الثورة الاسلامیة فی ایران ، فقد سعت الجمهوریة الإسلامیة.

  أن إیران ، عندما الحالیة فی کل من الحدود التی وضعتها أکثر من 50 فی المئة من السکان ، و صوت مسلم ، الجمهوریة الإسلامیة التی تأسست . لکنهم یقولون ان الدولة الاسلامیة التی وضعتها القوة ! والرأی العام ، والإسلام هو أیضا نوع من الطرد لتنفیذه. فکر القتال فی العراق ، وأظهرت سوریا ولبنان أن IRI هو الفوز النظریة. و حتى الآن حمص ، وقد تم تأسیسها الحدود الغربیة للجمهوریة الاسلامیة . طریقة الحکومة ومؤیدیها مغلق منها.

کما خلال الحرب التی استمرت ثمانی سنوات ، خبر فوز المتشددین الاسلامیین الخطوة ، فإن البث التلفزیونی والأخبار و ، وأعقب الحمص و درعا ، و أهل الحی إلى الحی.

   منذ الثورة الاسلامیة فی النمو و التنمیة فی جمهوریة إیران الإسلامیة لدیها منهجیة النصر من الجبهة الغربیة ، فازت الجبهة الشرقیة ، وأعقب ذلک. الانتخابات فی أفغانستان ، کان الطالبان کبیرة نوعا ما. شرق طالبان فی الطرد مهمة فی الغرب ، کانوا مسؤولین .

    بحضور شخصیات هامة فی إیران ، وباکستان ، والعراق، وإیران على إشعار من عدم الرضا : وجودمنافقین  فی العراق وباکستان ، و وعد من التعاون المتبادل، و أشار مسؤولون أن لجمیع الفئات من مثل التفکیر طالبان و تنظیم القاعدة ، وأنها فقدت فی الآخر حتى تنورة الولایات المتحدة وإسرائیل لا یمکن تنفیذ مؤامراتهم .

وبالتالی، من حدود الحزام الأمنی ??لإیران، و تمتد إلى الحدود والتخوم المجاورة و مزید من التوسع أمنیة جدیدة . ولکن الآن ، وأرسلت القاعدة و التکفیر ، و شبه جزیرة القرم وأوکرانیا إلى الجزر : لا یضیع الطاقة ، ومع ذلک، یقول الناس تحول الآلیة التی یجبرک على العودة إلى وطنهم ، مثل قنبلة موقوتة الحیاة کل حکامهم فی اعصار هو .

    و السبب واضح : ذهب المشی الإسلام فی العراق وأفغانستان : الطرد السعودیة إلى الحب . مستعدة لتقدیم أی تضحیة بالنسبة لهم، هو الحصول على السماء. الآن عندما کنت اذهب وانظر : کل هذه کانت کاذبة و الثناء منهم ؟ أو راجع حکام المملکة العربیة السعودیة ، فهی أکثر الناس فسادا فی الأرض ، فإنه یجب الجلوس صامتا؟


» نظر

حفاظت محیط زیست اسلامی !؟؟

مهربان بودن با طبیعت بدون مقدمه، یک دروغ بیش نیست.مقدمه آن هم مهربان بودن با انسان است. یعنی اگر امر دایر باشد بر: بقای طبیعت یا بقای انسان، شکی نیست که بقای انسان اولویت دارد. مگر اینکه بقای انسانی، برای خود انسان ها مضر باشد. در دستورات الهی و یا در ایات قران، یکی از مهمترین هدایای خدا به انسان، لقب اشرف مخلوقات دادن است .

   این صفت عالی نشان از: مقام عالی انسانیت دارد که: خدا می فرماید ای بشر ما تمام زمین و اسمان را، در تسخیر تو گذاشتیم . یعنی یک مقدمه کامل این است که: همه چیز آماده و مهیا باشد. همانطور که اشاره شده: زمین گهواره انسان است.برخی ایه( الم نجعل الارض مهادا) را به :گردش زمین نسبت می دهند و می گویند: معلوم می شود قران گفته زمین می چرخد.

  بله، برخلاف القائات غربی ها، چرخ فلک یا گنبد گردون یا همین گهواره بودن زمین را، اسلام از هزار سال پیش گفته و:تعجبی هم ندارد که خدا بداند : زمین می گردد.چون خودش آن را خلق کرده! گرچه  مسلمان ها گهواره را،در حال حرکت درست کردند، ولی غربی ها تخت بچه درست کردند!زیرا معتقد بودند زمین ثابت است! ومتاسفانه اکنون تخت بچه جای گهواره را گرفته است.

 اما برخی دیگر از فلاسفه  و مفسرین گفته اند: مهد یا گهواره فقط حرکت نمی کند، بلکه هرچه را کودک لازم دارد، در خود جمع کرده. مادر نه فقط با دست گهواره را حرکت می دهد، بلکه لباس کودک نازنینش را در آن می پوشاند، زیر انداز و روانداز ش را درست می کند.کودک را در آن شیر می دهد و: بر بالین او آواز می خواند. و آیا خدا بر بندگانش از یک مادر، مهربان تر نیست؟

پس زمین و هر انچه در آن است، برای بشر خلق شده. حالا اگر کسی مانع استفاده بشر از: این همه نعمت های الهی شود یک مانع الخیر است. خدا سیستم را طوری طراحی کرده که: اگر بشر درست استفاده کند، نه تنها زیانی به طبیعت نمی رسد، بلکه آن را بارور تر هم می کند.

   مثلا در اسلام گوشت سگ برای: خوردن انسان حرام است، ولی گوشت گوسفند بهترین غذای او است.ولی بشر به افراط و تفریط افتاده! گاهی گوشت سگ  و خوک، حتی خرچنگ ، سوسک و مار را برای خود حلال می داند و: گاهی حتی برای سر بریدن یک گوسفند، حساسیت به خرج می دهد! یعنی حیوانات اهلی را برای: کشتن جایز نمی داند ولی حیوانات حرام گوشت را، برای خوردن جایز می شمرد.

   در حالیکه در چرخه غذایی، حیوانات حلال گوشت سریعا جایگزین می شوند.مثلا شما ببینید سگ ها، سالی دوبار و هر بار هفت توله به دنیا می آورند. یعنی بایستی رشد آنان تصاعدی: به توان هفت باشد، در حالیکه چنین نیست! و برعکس گوسفندان سالی یک شکم، و هربار هم یک بره به دنیا می اورند، ولی تعداد شان از سگ ها بیشتر است.

    بنا بر این اگر بر اساس دستور: همان کس که این دنیا و زمین و آسمان را ساخته، عمل کنیم چرخه معیوب نخواهیم داشت. اما اگر از خودمان قانون در آوردیم، می بینیم که همه اکو سیستم را به هم می زنیم.حتی لایه اوزون را هم سوراخ می کنیم.

حفاظت از محیط زیست هم، باید اسلامی شود یعنی اینکه: باید همه موارد شرعی و قانونی انجام شود تا: به توسعه پایدار جهانی برسیم. اگر دستور اسلام بر پایه: کاشت نهال است، به آن عمل شود و اگر ، دستور برای کار های نجاری و: استفاده از چوب است آن هم عمل شود. مهمترین اصل در استفاده هم این است که: افراط و تفریط نشود. یعنی عده ای نگویند فقط: گیاهخواری کنیم و عده ای هم بگویند: فقط گوشتخوار باشیم!

     مثلا پیامبر فرموده که: استفاده از گوشت به مقدار زیاد، انسان را قسی القلب می کند، یا به قول امروزی ها چربی خون را بالا می برد. ولی از آن طرف هم فرموده که: هر کسی در هفته یکبار حداقل گوشت مصرف کند. ذبح قربانی، در همه مراسم، و پخش آن بین مردم توصیه شده تا: مردم با گوشت تازه و گرم غریبه نباشند. و مستحب است کسی که قربانی می کند، خودش هم از گوشت قربانی بخورد.

   در تاریخ هم می بینیم که: برخی پیامبران چوپان بودند یا: برخی نجار و لباس دوز و.. این ها نشان استفاده صحیح از: طبیعت است و تا امروز طبیعت را، برای ما حفظ کرده بود. بدبختی بشر از موقعی شروع شد که: غرب ادعای خدایی کرد و: خدایی غیر از سرمایه داری را قبول نکرد.

آنوقت این سرمایه داری، قانون های جدیدی گذاشت و: اکوسیستم جهان را به هم زد. برخی جنگل ها را بیابان کرد و: برخی مراتع را ساختمان. شاید استان یزد، یکی از سر سبزترین استان های ایران، در گذشته بوده و حتی در سفرنامه مارکوپولو، به جنگلی بودن آن اشاره شده! اما در دوران جنگ های اول و دوم، بقدری از این جنگل ها بهره برداری کردند تا :بطور کلی به بیابان تبدیل شد.

اکنون نیز شمال ایران، مخصوصا حد فاصل گنبد و گرگان، همین وضعیت را پیدا کرده و: اگر سرمایه داران نخواهند کمک کنند، شمال ایران هم به بیابان تبدیل شده و: ماسه های آن تبدیل به ریز گردها خواهند شد.

P

 حمایة البیئة ؟

یجری مرتجلا الطبیعة لطیف، لیس أکثر من کذبة. مقدمة مع رجل کریمة . إذا ثبت أن بقاء أو بقاء الطبیعة البشریة ، ولا شک أن بقاء الإنسان هو الأولویة. إلا بقاء الإنسان ، لتکون ضارة للبشر . النظام الإلهی أو القرآن ، واحدة من عطایا الله للإنسان ، فمن المخلوقات العنوان.

   هذا المعرض الفائقة الإنسانیة هی العلیا : یقول الله تعالى نحن بشر فی کل الأرض، و کنت ترکت لقهر. وهذا هو مقدمة مثالیة : کل شیء جاهز وعلى استعداد . کما ذکر : الأرض هی مهد الجنس البشری بعض الآیات (أو ) على ما یلی: السمة الأرض ویقولون هو معروف القرآن الأرض.

  نعم ، على عکس المؤامرات الغربیة، دائری أو هزاز قبة السماء أو هذه الأرض، الإسلام منذ ألف سنة ، وقال: لیس من المستغرب ، والله أعلم : الأرض هو لأنه إنشائه. ! کان على الرغم من المسلمین مهد ، تتحرک الحق ، ولکن ل الغربیین سریر الحق ، لأنهم یعتقدون یتم إصلاح الأرض! للأسف ، والآن هو سریر المهد .

 ولکن بعض الفلاسفة و المفسرین وقال ، مهد أو سریر فقط لا یتحرک، ولکن أیا کان یتطلب الطفل فی المجموع. . الأم لیس فقط مهد التحرکات ، ولکنه کان لطیفا الملابس التی تغطی هذه المدخرات و الادخار وصولا الى الحق یعطی الطفل الثدی : السریریة تغنی . و عبید الله ، أم ، لا أرحم ؟

، وقد خلق الخلق الأرض وکل شیء فی ذلک. الآن إذا کان شخص ما یمنع استخدام البشری : هذه کلها البرکات الإلهیة الخیر هو عقبة . وقد صممت إله نظام یستخدم حق من حقوق الإنسان ، ولیس بیان واحد لا من الطبیعة، ولکن أیضا یجعل من أکثر إثمارا .

   فی الإسلام ، على سبیل المثال ، یحظر تناول لحوم الکلاب البشر ، ولکن الحمل هو أفضل غذاء له ، ولکن سقط الرجل ذاهب الى التطرف! أحیانا لحوم الکلاب و لحم الخنزیر ، وحتى السرطانات والحشرات و الثعابین لمعرفة سیارتک وأحیانا لقطع رأس خروف ، القابلیة لل قضاء! للماشیة : قتل الحیوانات ، ولکن لا یسمح اللحوم یحرم أکل ل ترى یجوز .

   فی حین أن دورة الغذاء، و یتم استبدال الحیوانات حلالا بسرعة. سبیل المثال، یمکنک أن ترى الکلاب مرتین فی السنة وفی کل مرة تلد سبعة الجراء. أی أنها تنمو باطراد : أن یکون سبعة ، فی حین أنها لیست کذلک ! و على عکس الأغنام البطن فی السنة، وفی کل مرة کانت تلد حملا ، ولکن عددهم أکثر من الکلاب.

    وبالتالی ، وفقا لنفس الشخص الذی جعل السماء والأرض والعالم ، ونعمل سیکون حلقة مفرغة. ولکن إذا کان لنا أن نحکم أنفسنا ، یمکننا أن نرى أن جمیع النظم الإیکولوجیة لزعزعة . ، حتى ثقب فی طبقة الأوزون القیام به.

حمایة البیئة وینبغی أیضا أن تکون من أجل یجب أن یتم فی جمیع الحالات والقانونیة لتحقیق التنمیة المستدامة على الصعید العالمی . إذا کان قائما على الإسلام : زراعة ، والممارسة، و إذا أمرت القیام به هو جعل النجارة واستخدام نفس الفعل . ویستخدم مبدأ الأهم الذی لن النقیضین . سوى بعض من الامتناع : نحن نباتی والبعض یقول حتى نحن اللحوم فقط!

     على سبیل المثال، قال النبی : إن استخدام کمیات کبیرة من اللحوم ، رجل بلا قلب ، أو الاقتباس الیوم یثیر الدهون فی الدم . ذلک، ولکن أیضا وقال ان الجمیع یجب ان تأکل اللحوم مرة واحدة فی الأسبوع على الأقل . اذبح الضحیة ، فی جمیع المناسبات ، و توزیعه بین الناس أوصى الناس مع اللحوم الطازجة الساخنة و الغرباء لا. الإقراض هو الشخص الذی ضحى بنفسه لأکل اللحوم فداء.

   التاریخ یمکننا أن نرى أن بعض الأنبیاء کانوا رعاة أو بعض النجارین و الملابس، و الجرعة المناسبة ، الخ وهذا یدل على طبیعة البیئة الیوم ، ونحن سوف الحفاظ علیها. بؤس الإنسان یبدأ : ادعى الغرب أن یکون الله و الله الرأسمالیة لم یقبل .

ثم الرأسمالیة ، جعل القانون الجدید : النظام الإیکولوجی العالمی تعطلت. بعض الغابات إلى الصحاری و بعض المبانی یتراوح . ربما محافظة یزد ، واحدة من خضرة محافظات إیران ، فی الماضی ، وحتى عن رحلة مارکو بولو ، ویشار إلى الغابة! ولکن خلال الأولى والثانیة ، لذلک تم استغلال هذه الغابات إلى: التصحر بشکل عام.

حالیا ، شمال إیران ، خصوصا بین القبة و إیران ، لدیها مثل هذه الحالة ، وإذا لم یساعد الرأسمالیین ، والتصحر و الرمال شمال إیران أنها سوف تتحول إلى حبوب اللقاح صغیرة.

 


» نظر

بازاریابی حلال، یا: بازاریابی اسلامی

بر خلاف کسانی که می گویند: علوم انسانی، اسلامی و غیر اسلامی ندارد باید گفت: هر نوع بازاریابی به هر قیمت و به هر روش، در اسلام پسندیده نیست. تبلیغات دروغ برای فروش بیشتر، اصلا مورد تایید نیست. لذا باید یک فرق اساسی بین: علوم انسانی اسلامی وغیر اسلامی دانست و: آن اینکه علوم غیر اسلامی، علومی سترون و: باری به هر جهت و با: هر وسیله و هر امکان است. ولی در اسلام این فعالیت ها حداقل بر دو:بخش حلال و حرام تقسیم می شود و: بعدا به 5 قسمت یعنی:  مکروه ، مباح و مستحب هم به آن اضافه می شود.

در هرم علوم انسانی، تبلیغات و بازاریابی در راس هرم قرار گرفته یعنی :تحقیقات جامعه شناختی و روانشناختی ، مالی و مدیریتی ، وغیره همه به دنبال افزایش فروش هستند و بازاریابی در نوک قله افزایش فروش قرار دارد.  و در اینجا اصل ماکیاولی که می گوید هدف وسیله را توجیه می کند، اصل مقدس و پذیرفته شده است. اصول ماکیاولی و کتاب شهریار او را در: دوران فوق لیسانس و دکترای این رشته ها تدریس می کنند.

بازاریابی که شیره جان تمام علوم جدید غربی است، بر اساس آن شعر شاعر ایرانی عمل می کند که :هزار سال پیش گفته: در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد! طاعت از دست نیاید، گنهی باید کرد!

در بازاریابی همه هدف، از بین بردن رقیب و تصاحب سهم بازار اوست . و تاریخ غرب وحشی نشان میدهد که: این کلمه چه معنی وحشتناکی دارد و: کشتار چندین انسان برای آن، بی ارزش تر از قتل یک سوسک است.

تاریخ خونبار یکصد ساله نفت، این را بخوبی نشان می دهد. چه ر‍ژیم ها که سرنگون نشدند و: چه فاشیست هایی بر سرکار نیامدند تا: مبادا قسمت نفت برنت دریای شمال، از قیمت نفت خلیج فارس کمتر شود؟

هنوز که هنوز است، بورس نفت یکی از خطرناکترین بورس های بین المللی است. که نفوذ در آن امکان پذیر نیست. کارتل ها و تراست ها و :شرکت های چند ملیتی از: سرنگونی یک دولت تا کشتار وسیع: کار گران معادن نفتی، ابایی ندارند. دلار های نفتی همیشه بوی خون می داده، چه این دلار ها در دست عربستان بوده و: خرج کشتار مردم بحرین می شده و چه در دست انگلیس، که حتی به مردم خود در اسکاتلند و ایرلند، رحم نمی کند تا چه رسد به مردم و: شهروندان درجه دو و درجه سه در: افریقای سیاه و یا اسیای فقیر .

    بازاریابی برای اسلحه، کمتر از این جنایات نداشته که بیشتر هم بوده! برای باز کردن بازار مصرف جدید، اگر لازم بوده جنگهای ملیتی و قومیتی، حتی فامیلی و محلی به راه می انداختند و: بعد از آن بود که سیل خریدار اسلحه، سرازیر می شده است.

بازاریابی برای هروئین، دومین بازار سود آور دنیا، اصلا دیگر قابل دفاع نیست. به دام انداختن کودکان ، زنان وپیرمردان برای افزایش فروش و: کشف بازار جدید و تصاحب سهم بیشتری از بازار، از کثیف ترین کار هایی است که انجام می شود. و دیگر نباید از تاسف خود از دنیای وسیع:بازار یابی برای روسپی  ها و مشروبات الکلی و.. صحبتی کرد که ذهن آدمی مختل می شود.

  ممکن است که استادان بازاریابی، کراواتی بزنند و به عنوان افراد شاخص و متمدن! خود را بری از این جنایت ها اعلام دارند. در این صورت باید اعتراف کنند که: بازاریابی بر دو قسم است: بازاریابی متمدنانه و بازاریابی شرورانه. و این همان حرف اول ما می شود.

  اما ما این ها را پدر سوخته تر از قبلی ها میدانیم! چرا که با بستن کراوات و متمدن نشان دادن خود، خط فریبی بر عملکرد آن ها می کشند تا: کسی متوجه جنایات آنان نشود. آن ها جنگ بازاریابی را، صلح  بازاریابی معرفی می کنند. و با تئوریزه کردن اصول حرام بازاریابی، مانع از آن می شوند که: مردم به عمق فاجعه پی ببرند.

    ساده ترین حرف یک بازاریاب ، تحقیقات بازاریابی است. آن ها هدف این تحقیقات را: کشف نیاز های مردم و:تولید کالاهایی برای رفع این نیاز ها، معرفی می کند! اما هر بچه ای میداند که این ها دروغ می گویند. هیچگاه کالای مورد نیاز مردم را تولید نمی کنند، بلکه به دنبال کشف را ههایی هستند تا: مردم به جای کالاهای ضروری، کالای مصنوعی و جانشین آن ها مصرف کنند.

   آیا سیگار و آدامس یا کوکائین و توتون، از کالاهای ضروری و مورد نیاز مردم است؟ پس چرا مردم اینهمه به آن وابسته شده اند؟ آیا جز خیانت تحقیق گران بازاریابی، چیز دیگری می تواند باشد؟

وقتی که تولید کننده سیگار می گوید: من یک دلار خرج تولید می کنم و نود و نه دلار، خرج تبلیغات و بازاریابی می کنم، شما چه می گویید؟

مردمی که لباس پوشیدن خود را، با بیشترین استفاده از پارچه، انجام می دادند آیا غیر از: تحقیقات بازاریابی، آن ها را قانع کرده که با کمترین حد پوشش کنار بیایند؟

   سینمای پر از خشونت و سکس ، کالای مورد نیاز مردم است؟ آیا اگر یک روز کسی این فیم ها را نبیند، از گرسنگی می میرد؟ آیا این روانشناسی و جامعه شناسی، همین بازار یاب ها نبوده که: کار را بجایی رسانده که: مردم اگر گرسنه بمانند، زیاد ناراحت نمی شوند، ولی اگر یک فیلم هالیوود را نبینند، برای شان خوش نمی گذرد؟ بیایید برای یکبار هم شده، نقاب از چهره پر فریب خود بردارید و: بگذارید مردم به درد خود برسند.  

Solvent marketing or marketing of

التسویق المذیبات، أو تسویق

خلافا ل أولئک الذین یقولون : العلوم الإنسانیة والإسلامیة و غیر الإسلامیة لا حاجة للقول أی سوق فی أی السعر و بأی شکل من الأشکال ، لیست جیدة فی الإسلام . الدعایة الکاذبة لبیع أکثر من ذلک، لم یؤکد هذا وجود فرق جوهری بین: العلوم الإنسانیة الإسلامیة و غیر الإسلامیة یعلم : أن غیر الإسلامیة للعلوم ، علوم تعقیمها و : الحمل فی أی اتجاه وبأی و بکل وسیلة ممکنة . ولکن فی الإسلام ، اثنین على الأقل من هذه الأنشطة : ینقسم المشروعة وغیر المشروعة إلى أقسام وفیما بعد إلى خمسة أجزاء ، وهی: البغیضة ، وأوصت یجوز أن تضاف إلیها  .

کانت العلوم الإنسانیة الهرم ، الإعلان والتسویق فی الهرم : أ البحوث الاجتماعیة والنفسیة ، والإدارة المالیة ، الخ یبحثون عن لزیادة المبیعات و التسویق فی ذروة زیادة . هنا مبدأ المکیافیلیة التی تقول الغایة تبرر الوسیلة، فمن المقبول کمبدأ مقدس . کتاب مکیافیلی و الأمیر له : له ماجستیر ودکتوراه فی مجال التعلیم.

جون النسغ کل من التسویق جدید الغربیة ویستند على قصیدة لل أعمال الشاعر الفارسی : وقال قبل ألف سنة القلب مثل الطریقة الماکرة ینبغی أن یکون ! قد لا تأت الخطیئة یجب أن یکون !

فی جمیع الأسواق المستهدفة ، والقضاء على خصومه والاستیلاء على حصتها فی السوق. ویظهر التاریخ وایلد ویست أن هذه الکلمة الرهیبة وماذا یعنی قتل عدد قلیل من الناس ، بل هو أقل أهمیة من قتل حشرة.

التاریخ الدموی النفط من مائة سنة ، وهذا یدل بشکل واضح. ما أطیح الأنظمة و ما الفاشیین لم تبدأ العمل على : لیست جزءا من بحر الشمال برنت للنفط الخام ، وسعر النفط إلى أقل من الخلیج الفارسی ؟

لا یزال غیر و النفط الأوراق المالیة هی واحدة من أخطر التبادل الدولی . أنه لیس من الممکن أن تخترق . الکارتلات و ثقة و : الشرکات المتعددة الجنسیات : الإطاحة تدمیر على نطاق الحکومة : عمال المناجم النفط ، لسنا خائفین . النفط بالدولار هو دائما رائحة الدم ، سواء الدولارات فی أیدی من المملکة العربیة السعودیة: تم إنفاق القتل البحرین فی المملکة المتحدة ، وحتى للناس فی اسکتلندا و ایرلندا و الرحم لیست وحدها للشعب و المواطنین من الصف الثانی و الصف الثالث فی الفقیر أفریقیا جنوب الصحراء وآسیا .

    تسویق لل بنادق ، وکان هناک أقل الجریمة لا مزید ! لفتح أسواق جدیدة ، إذا لزم الأمر ، والجنسیة والعرقیة الصراعات والأسرة و المحلیة الطریق و رمى حتى بعد غمرت ذلک المشتری هو سلاح الدموع .

سوق للهیروین ، والسوق الثانی الأکثر ربحیة فی العالم، لم یعد یمکن الدفاع عنه . محاصرة الأطفال والنساء و کبار السن من الرجال لزیادة المبیعات و اکتشاف أسواق جدیدة والاستیلاء على حصة أکبر من السوق، و التی هی ویتم العمل الأکثر القذرة. والتی لم تعد نأسف على السوق فی جمیع أنحاء العالم للمومسات والتقییم الکحول و حتى تحدث أن العقل البشری قد انخفضت قیمتها.

  فمن الممکن أن أستاذ التسویق ، و العلاقات بینهما من الشعوب المتحضرة ! یقال إن الجرائم إلى باری . فی هذه الحالة، یجب أن نعترف أن التسویق من نوعین : التسویق، والتسویق الحضاری و شریرة . ونحن على نفس بالاحرف الاولى .

  لکننا نعلم جمیعا أن والد حرق من السابق ! بسبب علاقاتهم الوثیقة و عرض المتحضر ، و الخداع على أدائهم لقتل شخص ما لا یعرف جرائمهم. الحرب والتسویق، و سیتم عرض السلام إلى التسویق. و التنظیر مبادئ التسویق غیر المشروعة ، والتی منعت الناس یدرکون حجم الکارثة .

    أبسط الکلمات، و بحوث التسویق هو التسویق . الغرض من هذا البحث: لاکتشاف احتیاجات الشعب و إنتاج السلع لتلبیة هذه الاحتیاجات ، ویعرض ! ولکن کل طفل یعرف أن هؤلاء الناس یکذبون . الناس الطیبین لا تحتاج أبدا لا تنتج ، ولکن یتطلعون إلى استکشاف دولة الشعب بدلا من السلع الأساسیة والسلع التی یستهلکونها بدائل اصطناعیة.

   لا التدخین و مضغ التبغ أو الکوکایین ، والسلع العامة اللازمة ؟ فلماذا هذا العدد الکبیر من الناس یعتمدون على ذلک؟ خیانة من سعر السوق، و شیء آخر یمکن أن یکون ؟

عندما تقول الشرکة المصنعة السجائر : انا إنتاج الدولار تسعة وتسعین دولار أقضی على الدعایة و التسویق، و ماذا تقول ؟

الناس الذین اللباس أنفسهم ، مع الاستفادة القصوى من المنسوجات ، لم تفعل أبحاث السوق، و کان هناک شعور بأن الصفقة مع انخفاض التغطیة ؟

   السینما ملیء بالعنف والجنس ، والناس بحاجة إلى أن تکون جیدة؟ لو یوم واحد شخص یعنی هذا للحفاظ على شهرة ، یموت من الجوع ؟ لا ، کان علم النفس وعلم الاجتماع هذه النتیجة ولیس فی السوق التی تعمل بدلا من الاضطرار الناس أنت جائع ، لا ینزعج جدا، ولکن إذا کان لدیک أو معرفة من فیلم هولیوود، لا تسیر على ما یرام بالنسبة لهم ؟ دعونا ، لمرة واحدة ، قناع الوجه الکامل واتخاذ الخداع له : تسمح للناس للوصول إلى آلامهم .

 


» نظر

انقلاب ماهواره ای

 یکی از نقاطضعف انقلاب اسلامی، این بود که همیشه از سوی رسانه ها و: بطور نابرابر مورد هجوم واقع می شد. اکنون پس از سی و پنج سال هنوز انقلاب اسلامی،  فقط یک صدا دارد، ولی ماهواره ها بیشمار هستند که: برعلیه انقلاب اسلامی فعالیت می کنند. آیا زمان آن فرا نرسیده که: در این خصوص هم انقلابی شود؟ و مانند انقلاب دوم تمامی سنگر های: این جاسوسان فتنه انگیز فتح شود؟

 براساس بررسی های مقدماتی دو نکته روشن است: اول اینکه جوانان ایرانی قدرت برنامه ریزی: سخت افزاری و نرم افزاری برای تعداد ماهواره های زیادی را دارند و: بودجه نیز فراهم است..

       دومین نکته این است که اغلب ماهواره های ضد انقلاب، با بودجه بسیارکم و امکانات اندک فعالیت می کنند.میتوان گفت تمام فعالیت های ماهواره ها و رسانه های ضد انقلاب، بودجه معادل 250میلیون دلار دارند که: آمریکا هرسال تصویب و پرداخت می کند. لذا با 250 میلیون دلار میتوان تمام آن ها را خرید و: یا برای آن ها برنامه ساخت. این مبلغ فقط فروش:یک روز نفت ایران را می خواهد!

   مثلا فارسی وان،  در یک ساختمان سه خوابه در اندیشه عباس اباد تهران، با داشتن 5عدد کامپیوتر و یک کابل و چند کار مند افغانی، فعالیت می کرده بعد که دستگیر شدند، گفتند ما برای افغانستان برنامه فارسی تهیه می کنیم! ربطی به ایران ندارد حالا اگر، ایرانیان نگاه می کنند جرم ماچیست؟. یک اتاق برای تولید، یک اتاق برای استودیو و: یک اتاق هم واحد مونیتورینگ یا: ارسال به خط ماهواره است.!

 مسئول پرشین تی وی حاضر بود 200میلیون واگذار کند. محمود دینی می گفت : شما دو تا کامپیوتر ویک اتاق داشته باشید و: یک خط اینترنت میتوانید با: اجاره یکساله ریل در انگلیس یا آلمان، کمتر از 20میلیون تومان هزینه کنید.

مهندس خسروی از آن کمتر، ارمنستان را پیشنهاد می کرد که: در آن جا شرکت هم ثبت کرده بود!

 میگفت در زیر زمین یکی از خانه ها، میتوانید استودیو داشته باشید ! فیلم ها را هم میتوانید بخرید یا: کپی کنید یا حتی بدون مجوز پخش کنید و: بعد از شکایت مبلغی را بدهید!

در واقع به جای اینکه در خانه های ما ، برنامه برای خارجی ها تهیه شود برای داخل تهیه می شود. و فقط از ریل آن ها پخش می شود. هزینه اش هم کمتر از هزینه پارازیت های ارسالی است.

بودجه این کار هم الان تهیه شده، ولی بی نتیجه خرج می شود: بخشی هزینه مونیتورینگ می شود: تا بدانیم آن ها چه می گویند! مونیتورینگ هم فقط در صدا و سیما نیست! سپاه برای خود، ارتش برای خود و وزارت اطلاعات، حتی سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد هم، برای خودشان این کار را می کنند. بگذریم از خبرگزاری ها و سایت هاو ..

   بخش دیگری از بودجه برای: ارسال پارازیت که بعضا تاثیر منفی هم دارد، مصرف می شود و: مخابرات وزارات ارتباطات، برای خود و بقیه ارگان ها و نهاد ها هم، جداگانه در این خصوص هزینه می کنند.

  بخش سوم هزینه ها برای روشنگری و: تهیه برنامه های آگاهی دهنده است که: باز هر نهاد و ارگانی با هزینه های هنگفت، جداگانه به انجام می رساند. و بالاخره بالاترین هزینه ها، هزینه های برخورد قضایی و انتظامی با: این موضوع است و اثار مخرب تربیتی آن، قابل محاسبه به ریال و دلار نیست.      

    لذا لازم است یک ارگان واحد مانند: سازمان بسیج مستضعفین ،در واحد امور بین الملل خود که جزو وظایف ذاتی بسیج هم هست،بودجه ای را تهیه کند و: ماهواره های موجود را خریداری کند یا: به آنان کمک مالی و فکری بدهد. با این روش بیش از 90درصد ماهواره ها اصلاح می شوند. و ده درصد بقیه هم منزوی می شوند.

   ماهین نیوز با داشتن بیش از :هزار نفر خبرنگار افتخاری و مجرب در: سراسر جهان و ایران آمادگی دارد در: تهیه و تولید برنامه های سیاسی احتماعی و اقتصادی کمک کند. این برنامه ها می تواند شامل موارد زیر باشد:

همکاری با کلیه رسانه ها، برای تغذیه اخبار مناسب و ارسال آن ب:ه شبکه های ماهواره ای و اینترنتی. همکاری با کلیه هنرمندان سینما و تلویزیون تئاتر، جهت تهیه فیلم های کوتاه و بلند و: سریال ها و نمایش های گوناگون و توزیع آن در بین ماهواره ها.

همکاری با مجلس شورای اسلامی، برای تهیه طرح ها و لوایح مورد نیاز: خرید و اداره ماهواره های خارج ازکشور.همکاری با نیروهای انتظامی و قوه قضائیه، برای جلوگیری از پخش برنامه های ضد ایرانی و: ضد اسلامی  در سراسر جهان.

تهیه برنامه های توجیهی و: کمک های مالی برای ماهواره های غیر معاند،جهت هرچه همسو شدن با اهداف: نظام مقدس جمهوری اسلامی .

   در نهایت می توان گفت: ماهواره های جهانی بر سه دسته اند: رسانه هایی که با ایران و اسلام دشمنی ندارند ، لذا مشکلی برای مردم ما ایجاد نمی کنند.رسانه هایی که مستقیما علیه ایران یا اسلام فعالیت می کنند، که تنها راه آن، خرید کامل امتیاز و امکانات آن ها است و:باید به نام جمهوری اسلامی خریداری و ثبت شود.

و رسانه هایی که: اطلاع درستی ندارند و بینابین هستند. که در این گونه موارد، تهیه بسته های مالی و فرهنگی، برای هدایت و یا حمایت آن ها ضروری است تا: راه درست را پیدا کنند

ثورة الأقمار الصناعیة

 ضعف الثورة الإسلامیة ، کان دائما وسائل الإعلام: و غزت کان متفاوتا. الآن ، وبعد خمسة وثلاثین عاما ، بعد الثورة الإسلامیة ، لدیه صوت واحد فقط ، ولکن هناک العدید من الأقمار الصناعیة التی تعمل ضد الثورة . ألم یحن الوقت أن هو ثوری فی هذا الصدد ؟ الثانیة ، و الحصن للجمیع: هذا هو الفوز وکلاء التهابات ؟

 وفقا للتحقیقات الأولیة ، واثنین من الامور واضحة : أولا، إن الإیرانیین والأجهزة والبرمجیات لعدد کبیر من الأقمار الصناعیة للبرمجة الطاقة هی: یتم توفیر التمویل أیضا .

       النقطة الثانیة هی أن معظم الأنشطة الفضائیة الممولة المضادة هی موارد محدودة و بطیئة . یمکن أن یقال أن جمیع الأنشطة المعادیة للثورة من الأقمار الصناعیة ووسائل الإعلام ، ویکون لها میزانیة قدرها 250 ملیون دولار الذی یدفع الولایات المتحدة کل عام، مرت . لذلک ، 250،000،000 $ ویمکن شراء کل منهم : أو خطط البناء. یباع هذا المبلغ فقط سوف على النفط الایرانی یومیا یکون!

   وقال على سبیل المثال ، والحمامات الفارسی ، ثلاث غرف نوم فی مبنى فی طهران ، یعتقد عباس آباد وجود 5 أرقام و کمبیوتر العمل واتخاذ برقیة من أفغانستان ، وخدم فی وقت لاحق أنها اعتقلت نحن على استعداد ل تطبیق أفغانستان الفارسی ! الآن لم یکن لدیک أی علاقة مع إیران ، فإن الإیرانیین یبحثون الجریمة Machyst . تنتج غرفة ، غرفة للاستودیو : وحدة من غرفة واحدة أو الرصد : خط فضائیة. !

 PBO مسؤولة عن 200 ملیون TV مستعدة للتنازل . وقال محمود الدینیة لدیک غرفتین و جهاز کمبیوتر واحد وعلى خط الإنترنت ، ویمکنک استئجار سنة واحدة فی اللغة الإنجلیزیة أو السکک الحدیدیة الألمانیة ، وأقل من 20 ملیون دولار للانفاق .

السید خسروی أقل ، فإن أرمینیا تشیر إلى أن کان هناک سجل الشرکة !

  یقول قبو أحد المنازل ، ویمکن الحصول على استودیوهات ! یمکنک أیضا شراء أو أشرطة الفیدیو : یرجى نسخ أو توزیع دون إذن بعد کمیة الشکاوى لإعطاء !

فی الواقع، ولیس فی بیوتنا ، فی إطار التحضیر لل برنامج وسیتم إعداد للأجانب. و یتم لعب فقط المسار. على حساب من الضوضاء أقل من تکلفة URI.

کما قدمت التمویل لهذا العمل ، ولکن نفقات غیر حاسمة : تکالیف الرصد هی: لفهم ما یقولونه ! رصد لیس فقط على شاشة التلفزیون! السلک لل جیش و المخابرات الخدمات الخاصة بها، بما فی ذلک وکالة إعلانات و زارة معا ، وهی تفعل ذلک لأنفسهم. وبصرف النظر عن الأخبار و موقع هوف .

   جزء آخر من المیزانیة : طفیلی أن لدیها بعض التأثیر السلبی على الاستهلاک هی : وزارة الاتصالات السلکیة واللاسلکیة الاتصالات ، لبقیة الأجهزة و المؤسسات الخاصة ، والتکالیف تختلف فی هذا الصدد .

  الجزء الثالث من تکالیف التنویر من : توفیر برامج التوعیة ما یلی: مفتوحة أمام أی مؤسسة أو هیئة مع تکالیف ضخمة ، ویمکن استکمال فردی . أخیرا ، وهو أعلى تکلفة والقضاء و الشرطة تعاملت مع هذا الموضوع وتأثیره التعلیمیة ، و $ $ و غیر محسوب .

    لذلک هو جهاز واحد، مثل تعبئة المحرومین فی وحدة فی الشؤون الدولیة، التی هی جزء من تعبئة الوظائف الأساسیة ، لإنتاج المیزانیة : الأقمار الصناعیة لشراء أو لجعل المساعدات المالیة و الفکریة. مع هذا الأسلوب ، یتم تعدیل أکثر من 90 فی المئة من الأقمار الصناعیة. و تحتجز عشرات آخرین.

   أخبار ماهین وجود أکثر من الآلاف من الصحفیین ذوی الخبرة و تکریم فی العالم و ایران مستعدة البرامج السیاسیة والاجتماعیة والاقتصادیة المنتجة للمساعدة. ویمکن أن تشمل هذه البرامج ما یلی :

التعاون مع جمیع وسائل الإعلام ، وحسن خدمة الأخبار وإرسالها إلى B : شبکة الأقمار الصناعیة والإنترنت.

بالتعاون مع جمیع الفنانین والمسرح والسینما والتلفزیون ، لإنتاج أفلام قصیرة وعرض مسلسل متنوعة و موزعة بین الأقمار الصناعیة.

التعاون مع البرلمان ، لإعداد المقترحات والتشریعات اللازمة ل شراء ومکتب فضائیة خارج البلاد.

التعاون مع سلطات إنفاذ القانون والسلطة القضائیة ، لمنع بث معاد للعالم الإیرانی و المعادیة للإسلام .

إعداد دراسات الجدوى والبرامج : المنح للأقمار الصناعیة غیر العدو ، وأکثر انسجاما مع أهداف : الجمهوریة الإسلامیة.

   وقال أخیرا الأقمار الصناعیة العالمیة على ثلاث فئات : وسائل الإعلام الإیرانیة والإسلام لیس هو العدو ، ولذا فإننا لا تخلق مشکلة للناس المخارج التی تعمل مباشرة ضد إیران أو الإسلام ، انها الطریقة الوحیدة ، . أجل الاستفادة الکاملة من ممیزاته هی: یتم شراء اسم الجمهوریة الإسلامیة وتسجیلها.

و سائل الاعلام التی لم یتم فهمها و الاختیاریة هی . فی مثل هذه الحالات ، وهذا یتوقف على إعداد المالیة والثقافیة ، فمن الضروری إجراء أو دعم ل : إن الطریق الصحیح للعثور علیهم.


» نظر

تمرکز یا :عدم تمرکز

 

شهرت جهانی ایران به عنوان: تمدن ساز تاریخ بشری، بر کسی پوشیده نیست. زیرا که نمی توان اینهمه دانشمند ، شاعر و نویسنده را به فراموشی سپرد. البته از موقعی که سازمان ملل روی کار آمد، سعی داشت از هر نظر با ایران مبارزه کند.

مرزهای ایران را کوچکتر و کوچکتر کرد. و برای هر شهر یا استان ایران بزرگ، نام یک کشور ثبت کرد و به آنان، رئیس و پرچم اهدا کرد!البته نقش انگلیس ، عربستان و آمریکا در این تجزیه آشکار بود. ولی چون به تنهایی جرات این کار را نداشتند، بنام سازمان ملل این کار را کردند .    اکثر اقوام ایرانی را، به عرب ها دادند : بحرین و عراق را عربی کردند، سوریه ، شامات و اردن را به پسر عموهای ملک فیصل دادند. هند،پاکستان و افغانستان را به بودایی ها فروختند و زحمات نادر شاه را به باد دادند. اقوام شیعه مانند هزاره ها را یا: کشتند و یا منزوی کردند تا نامی از آن ها نماند. هم اکنون بزرگترین جنایت ها در: میانمار (سریلانکا) پاراچنار(پاکستان) کشمیر (هندوستان) و ناهور و کویته (افغانستان) صورت می گیرد که، اگر یک هزارم از آن ها در ایران میشد، گوش فلک را پر می کردند .

اما ایران عقب نشینی نکرد. زیرا از راه های دیگر وارد شد. امروز ایران اسلامی دست ها را از: روی سر مردم برداشته و در درون فکر و مغز آن ها جای داده است. ممکن است عراق، لبنان یا سوریه حکومتی عربی داشته باشند،ولی از بهترین دوستان ایران هستند.

   در جمهوری های تازه استقلال یافته شوروی سابق، همه مردم دوست داشتند به ایران ملحق شوند ولی، سازمان سیا، قسمت غربی آن ها را و کا گ ب، شرق آن را منسجم کرد و نگذاشتند. کشتاری که توسط پلیس فعلی جمهوری های مستقل مثل: ترکمنستان ، تاجیکستان و آذربایجان از اسلام گرایان می شود، از زمان استالین هم بیشتر است.

حتی مرکز زندگی امام رضا ع در شهر مرو، به خاکروبه دان تبدیل شده و: هرچه ایران پیشنهاد بازسازی می دهد، آن ها قبول نمی کنند. و هرکس از خودشان این کار را بکند، او را می کشند.

در عربستان ، یمن و افریقای شمالی همه طرفداران الحاق به ایران را، به عنوان شیعه از دم تیغ می گذرانند. حتی در درون اروپا و آمریکا، آن ها را به عنوان تروریست زندانی می کنند و: یا یکجا قتل عام می نمایند.

     موفقیت ایران در جلب قلوب دنیا، در این است که از مدیریتی الهی پیروی می کند نه: اینکه فقط شعار بدهد. خداوند برای اداره جهان اصول مدیریتی را تعریف کرده است که: بشر هنوز در چند و چون آن مانده است.

    یکی از اصول مدیریت، تمرکز و عدم تمرکز است! شوروی سابق به عنوان نماد کامل: تمرکز در مدیریت به شکست انجامید و: آمریکا که خود را مظهر عدم تمرکز میدانست، در میان بحران های عمیق مدیریت اقتصادی و سیاسی دست و پا می زند. در حالیکه خداوند جهان بسیار بزرگ را، به راحتی اداره می کند بدون اینکه بحران زده شود.

   مدیریت الهی بر دو پایه: تمرکز و عدم تمرکز هست. ابتدا خداوند همه چیز را به خود نسبت می دهد، لذا تمرکز را پیاده می کند. بنده خدا کسی است که تمام افکار و کار هایش، فقط برای خدا باشد. اما بعد شیطان پیدا می شود. شیطان وجود مستقلی ندارد و مخلوق خدا است، ولی می خواهد تمرکز را به هم بریزد. و از خدا اطاعت نمی کند. و بعد هم قسم می خورد که انسان ها را هم، به سوی عدم تمرکز سوق بدهد.

  خداوند هم او را نابود نمی کند. زیرا از استبداد در مورد بشر خود داری می کند. البته برای هدایت بشر، وحی و الهام می کند و: پیامبر می فرستد. ولی شیطان هم آزاد است تا از :همه ابزار های فکری استفاده کند.

    طبیعت شیطان این است که: فکر، نرم افزار باشد و پیشنهاد دهنده . عامل اصلی بشر است. یعنی شیطان قدرت اجبار ندارد.همانطور که خداوند در مورد بشر می فرماید: در انتخاب دین هیچ اجباری ندارید.

به عبارت ساده تر استبداد و دموکراسی، دولبه یک مستطیل هستند که هر گاه، از یکی دور شویم به دیگری نزدیکتر می شویم. و این حرکت مابین دو ضلع را، اختیار انسانی تشکیل می دهد. شما در هرکاری با دو الهام مختلف روبرو هستید: که مایه اصلی تصمیم سازی شما است.یکی از این ها، الهام خدایی و عقل بشری است (کل ما حکم به العقل حکم به الشرع) و دیگری الهام شیطانی و نفسانی است.

   برای درس خواندن شما، عقل می گوید بیدار بمان و: درس بخوان تا قبول شوی. ولی شیطان و نفس می گوید: بخواب و راحت باش!

در کار کردن هم همینطور است، عقل یا الهام الهی می گوید: برو کار می کن مگو کار چیست، ولی نفس انسانی وشیطان می گویند: بگو کار چیه! استراحت خوب است.

   در دوران انقلاب اسلامی هم، دو حادثه مدیریتی اتفاق افتاد. در ابتدا عده ای می خواستند انقلاب را بطور فیزیکی صادر کنند، لذا می گفتند نیرو به لبنان بفرستیم یا: به اسرائیل حمله کنیم. ولی مدیریت نوع دوم می گفت: احتیاجی نیست، ما به فیزیک مردم کاری نداریم، ما قلب و روح آن ها برای اسلام می خواهیم.

والان می بینیم علیرغم کوشش های فراوان: ابر قدرت های دیروزی هیچ نشانی از آن ها نیست! و تنها قدرت اسلام است که :در دنیا حرف اول را می زند.

Focus or lack of focus

الترکیز أو عدم الترکیز

سمعة إیران على الساحة الدولیة بوصفها الحضارة فی صناعة التاریخ البشری، هو واضح. ومع ذلک لا یمکن أن یکون عالما، الشاعر والکاتب و السهل نسیان . ومع ذلک ، عندما کانت الأمم المتحدة تعمل ، حاول محاربة أی تعلیقات مع إیران.

الحدود الإیرانیة إلى أن تکون أصغر و أصغر. لکل مدینة من المدن الکبرى فی المحافظة، و أسمائهم مسجلة فی بلد ما، الرئیس و العلم تبرعت ! بطبیعة الحال، کانت المملکة المتحدة والمملکة العربیة السعودیة والولایات المتحدة واضح فی هذا التحلیل. لکنها وحدها الشجاعة للقیام بذلک ، فعلت ذلک باسم الأمم المتحدة. الغالبیة العظمى من الشعب الإیرانی والعرب ، وکانوا العربیة البحرین و العراق وسوریا ، دمشق ، أصبح الأردن وهو ابن عم الملک فیصل . الهند وباکستان وأفغانستان ، أهدرت جهود نادر شاه لبیع البوذیین . قبائل الهزارة الشیعیة إما : أنهم قتلوا أو معزولة لذلک لم یسم . الآن أکبر الجرائم فی میانمار (سری لانکا ) باراتشینار (باکستان ) کشمیر (الهند ) والنتهورو کویتا (أفغانستان ) الذی هو، إذا امتلأ احد فی الألف من أنه سیکون السماء الاستماع .

لکن ایران لن تتراجع . وجاء فی الاتجاه الآخر. الیوم الیدین الإسلامیة للشعب داخل العقل والدماغ و إزالة یتم استبداله . قد العراق أو لبنان أو سوریا، ولکن الحکومات العربیة هی أفضل الأصدقاء .

   فی جمهوریات الاتحاد السوفییتی السابق المستقلة حدیثا ، لجمیع الناس یریدون الانضمام ، إلا أن وکالة المخابرات المرکزیة ، و الکی جی بی و الجزء الغربی من الشرق ، وأنها لا تجعل متماسکة. الشرطة الحالیة ذبح من قبل الجمهوریات المستقلة مثل ترکمانستان وأذربیجانلإسلامیین هو أعلى من عهد ستالین .

حتى حیاة الإمام الرضا فی مدینة میرف ، و صنادیق القمامة تصبح : إعادة بناء المقترحة من ذلک، فإنها لا تقبل. و کل واحد منهم یفعل ذلک ، و قتله.

فی المملکة العربیة السعودیة والیمن و شمال أفریقیا المشجعین للانضمام إیران ، کما شیعی قضاء شفرة الذیل. حتى داخل أوروبا والولایات المتحدة، على أنها سجن الإرهابیین و : معا أو یتم ذبح .

     نجاح ایران فی کسب قلوب من العالم ، فإنه لا یتبع أن الإدارة الإلهیة : أنها تعطی شعارات فقط. وقد حددت إله مبادئ الإدارة التی تحکم العالم أن الإنسان لا یزال عدد قلیل من التی بقیت منذ ذلک الحین.

    واحدة من مبادئ الإدارة ، المرکزیة و اللامرکزیة ! الاتحاد السوفییتی باعتباره رمزا کله: الترکیز على الإدارة و فشل: لم رمز الولایات المتحدة نفسها لا ترکز على إدارة الأزمات و أصابع القدم ملامسة للأرض اقتصادیة وسیاسیة عمیقة . فی حین أن العالم هو الله کبیرة جدا، إلى أن تدار بسهولة دون صراع.

   الإدارة الإلهیة على قاعدتین : أ المرکزیة واللامرکزیة. فی البدایة ، ویرتبط کل شیء إلى الله ، وبالتالی فإن الترکیز یکون على الأقدام. عبد الله الذی لدیه کل أفکاره و العمل فقط من أجل الله. ولکن تم العثور على الشیطان. خلق الله الشیطان لیس له وجود مستقل ، ولکن یرید الترکیز على الإثارة. الله لا یطیع . ثم أقسم أن البشر أیضا، و التحرک نحو اللامرکزیة.

  الله لن تدمیره. هو طغیان أهمیة الإنسان. ومع ذلک، ل توجیه الإنسان ، والوحی والإلهام و یرسل النبی . ولکن الشیطان هو حر ل جمیع الأدوات الفکریة للاستخدام.

    الطبیعة هی الشیطان : فکر ، کن الذکیة و المحرک . السبب الرئیسی هو الإنسان. الشیطان لیس له سلطة قسریة ، أی کما یقول الله الإنسان : القیام لا إکراه فی الدین .

بعبارات بسیطة ، السلطویة والدیمقراطیة ، والتی هی على شکل مستطیل وارتفع کلما ابتعدنا عن بعضها البعض للحصول على أقرب . الحرکة بین الجانبین ، ویجعل الرجل . یمکنک أن تفعل أی شیء کنت تواجه اثنین إلهام مختلفة: . عزر صنع القرار الخاص بک، واحد من هؤلاء، و مستوحاة من الله و العقل البشری ( ) وغیرها من الإلهام الشر والحسیة .

   للدروس القراءة الخاصة بک ، والسبب والبقاء مستیقظا یقول : الدراساتالغناء لقبول . ولکن الشیطان و النفس یقول : النوم والاسترخاء !

الشیء نفسه ینطبق على العمل ، والحکمة والإلهام الإلهی یقول : الذهاب ماغو ما هو العمل خاصتک ، ولکن لنفس البشریة نقول : قل لی ما هو العمل ! الباقی هو جید.

   خلال الثورة ، حدث الحدثین الإدارة. فی البدایة ، أراد بعض الناس لتصدیر الثورة جسدیا ، ولذلک ارسال قوات الى لبنان و اسرائیل لمهاجمة . النوع الثانی من الإدارة ولکن قال لا حاجة ، لدینا علاقة مع الفیزیاء قلوبنا شیئا ونحن نرید منهم إلى الإسلام.

على الرغم من المحاولات المختلفة انظر ما یعادل : قوة عظمى الأمس لا لم یحدث ذلک ! الإسلام هو القوة الوحیدة فی العالم لدیه القول الفصل .


» نظر

جنگهای داخلی سه گانه

در زمان پیامبر اسلام، جنگ های زیادی اتفاق افتاد و: در تمام جنگ ها پیامبر سمت فرماندهی داشت. گرچه در برخی از آنان مستقیما حضور نداشت ولی، به زبان امروزی فرماندهی کل قوا با ایشان بود و: با نظر ایشان فرمانده مستقیم جبهه انتخاب می شد. اما همه میدانستند این جنگ ها، جنگ اسلام و کفر است.

اما بعد از پیامبر علاوه برجنگ های خارجی، سه جنگ داخلی نیز اتفاق افتاد.یکی از آن ها جنگ مکتب شام بود. یعنی در واقع موتور اصلی جنگ از آن جا هدایت می شد . علت این امر آن بود که رومیان یا مسیحیان، در فلسطین و اروپا ، اطراف دریای مدیترانه بیشتراز مسلمان ها بودند .

مشاوره رومیان برای شام بسیار مهم بود. و به همین دلیل در بار معاویه و فرزندش یزید، همگی پر بود از مشاوران خارجی مخصوصا مشاوران مسیحی و رومی .:

خصوصیت مکتب شام این بود که خود را، مسلمان اصلی !میدانستند ولی اهل کتاب را بیشتر از: مرکزیت مسلمانی دوست داشتند. و این بخاطر آن بود که خیلی از اعمال زشت خود را توجیه می کردند. مثلا شرابخواری یا بازی با حیوانات، از آن جمله بود زیرا خوردن مشروبات در اسلام حرام شده بود. و بازی با سگ یا میمون ناشایست بود.

حوادث زمان بعد از شهادت امام حسین ع  نشان می دهد: اهالی شام مسلمان بودند ولی یزید و معاویه را هم مسلمان میدانستند. و به علت دوری از مکه و مدینه، هر روایتی از اسلام را از زبان انها می شنیدند. مثلا وقتی اسرا کربلا را خارجی و: غیر مسلمان خواندند، همه مردم باور کرده بودند و: فقط تعدادی از پیرمردها یا افرادی که: در مدینه یا کوفه بودند با شنیدن سخنان حضرت زینب سلام الله، تصور کردند که امام علی است که خطبه می خواند!

تقریبا می توان مکتب شام را درمقابل مکتب ایران دانست، زیرا در طول این مدت ایرانی ها، با اینکه در مقابل اعراب شکست خورده بودند ولی به: علت هوش و ذکاوت تاریخی خود، خانه اهل بیت را انتخاب کردند و :از هرگونه کمک به امام علی و فرزندانش دریغ ننمودند. همین موضوع باعث ناراحتی مکتب شام می شد . و هرجا می خواستند تعصب جاهلیت را زنده کنند، اشاره به حضور عجمان در جمع: دوست داران اهل بیت می کردند.

   حتی پیامبر اسلام علنا اعلام فرموده بود که:( سلمان منا اهل البیت) یعنی سلمان محمدی از اهل بیت من حساب می شود. و لذا تفاسیر مربوط به اهل بیت، بر او مصداق می یافت . سلمان نام اصلی اش: روزبه و: از اهالی اصفهان بود. ولی به قدری به پیامبر علاقه پیدا کرده بود که: نامش را از روزبه ایرانی به سلمان محمدی تغییر داده بود.

و این موضوع وقتی بیشتر خود را نشان داد که: قاتل خلیفه دوم نیز یک ایرانی اهل نهاوند، به نام پیروز اعلام شد.که عرب ها او را ابو لولو می شناختند.  نه تنها این ها در ذهن مردم ارزیابی خوبی داشت، بلکه حتی می بینیم قتل خسرو پرویز هم، در دماوند به دست یک آسیابان صورت می گیرد. یعنی اعراب در انقراض سلسله ساسانیان، نقشی نداشتند بلکه این خود ایرانیان بودند که: راه جدید خود را یافته بودند.

    البته ایرانیان ضد انقلاب، در همان موقع هم بودند یعنی برخلاف نظر اکثریت وسیع ایرانیان از چین تا مصر ، اسلام نیاوردند و برای مبارزه با اسلام، یا به قول آن ها، حمله اعراب قیام کردند. برخی از آنان با تکیه بر دین زرتشتی این کار را کردند . اما برخی دیگر فقط ناسیونالیست و ملی گرا بودند.

ملی گرایی در ایران پایه و اساس نداشته است. زیرا ایران سرزمین قومیت ها بوده و: برای خود جهانی را تشکیل می داد. در زمان ماهم می بینیم ملی گراها ایدئولوژی ندارند، و فقط قصد آنان مبارزه با اسلام است.

اولین گروه جبهه ملی در زمان مهندس بازرگان تشکیل شد، و به حمایت ایده های مصدق، در برابر آیه الله کاشانی پرداخت.آن ها ناچار بودند از ملی گرایی فقط :مبارزه با اسلام را به دوش بکشند. طرفداران مهندس بازرگان هنوز هم در: دانشکده فنی دانشگاه تهران حضور دارند. با اینکه امام خمینی ره، صراحتا فرموده که ملی گرایی خلاف اسلام است! ولی این دغل بازان بین مهندس بازرگان و: مهندس موسوی و ملی گرایی و اسلام و: امام خمینی رابطه مثبت برقرار کرده اند!

     در آن موقع نیز اگر کسی از: آذربایجان برمی خواست مانندسرخ جامگان، نمی توانست سنگ سیاه جامگان خراسانی را به سینه بزند. زیرا آن ها از قبیله و قومی دیگر بودند و: اینها از قوم دیگر و هیچ نقطه اشتراکی بجز: ضدیت با اسلام نداشتند.

    بجز مکتب شام و مکتب ملی ایرانیان، گروه سوم نیز وجود داشتند و آن اعراب جاهلی بودند. اینها خطر ناک تر از دو گروه دیگر بودند. یعنی اگر سیاه جامگان در خراسان و: خرم دینان در آذرآبادگان با اسلام مبارزه می کردند، باکی نبود ولی اینها از درون مکه و مدینه بودند. خطر آن ها به این دلیل زیاد بود که: در نهایت به نفی بلد اولاد پیامبر برای همیشه اقدام کردند. هرچه تاریخ بیشتر می گذشت، کینه این ها بیشتر می شد و: آثار پیامبر را بیشتر از بین می بردند. امام حسین ع که فرزند: زاده خانه کعبه، بود با شمشیر های زیر لباس احرام، بیرون کردند. و بعد نوبت به امام موسی کاظم و امام رضا رسید. و این اواخر بنام وهابیون، حتی از سنگ قبر آن ها هم نگذشتند! و هنوز هم بر این تخریب آن ادامه می دهند. امید است اگر مذاکره ای صورت می گیرد، یک نگاهی هم به باز سازی بقیع باشد.

 

ثلاثیة الحرب الأهلیة

فی عهد النبی ، استغرق الکثیر من المعارک تجری فی کل معارک النبی و أمر . على الرغم من أن البعض منهم لم یشارکوا مباشرة ، وکان القائد العام فی لغة الیوم : شروط انتخب قائد الجبهة على التوالی . ولکن الجمیع یعرف الحرب هی حرب بین الإسلام و الکفر  .

ولکن بعد النبیالخارجیة، حصل ثلاثة حروب داخلیة ، واحدة منها کانت المدرسة لتناول العشاء. فی الواقع، کان مدفوعا من من المحرک الرئیسی. وکان السبب فی أن الرومان أو المسیحیین فی فلسطین و أوروبا و جمیع أنحاء البحر الأبیض المتوسط ??أکثر من المسلمین.

کان نصیحتک المهم جدا أن الرومان. وهذا هو السبب فی أوقات کان معاویة و ابنه یزید الکامل لجمیع الخبراء الاستشاریین الخارجیین والمستشارین ، وخاصة المسیحیین والرومان. :

کان سمة من سمات المساء أن المدرسة نفسها، و مسلم عرف الرئیسی ، ولکن معظم الکتاب : ! مرکزیة من الأصدقاء مسلم . کان ذلک بسبب أن العدید من هذه لها ما یبررها أفعالهم . على سبیل المثال، الشرب أو اللعب مع الحیوانات ، بما فی ذلک لأنه کان ممنوعا الشرب فی الإسلام . واللعب مع کلب أو قرد کان غیر لائق.

حوادث الوقت بعد استشهاد الإمام حسین تظهر : کان السکان العشاء المسلمین ، ولکن أیضا یؤمن المسلمون یزید و معاویة . وتجنب مکة المکرمة والمدینة المنورة ، واللغة سمعوا قصة الإسلام . على سبیل المثال ، عندما السجناء الأجانب فی کربلاء : مسلم غیر الغناء ، کل الناس الذین یعتقدون ، وفقط عدد قلیل من کبار السن من الرجال أو الناس فی المدینة المنورة و الکوفة ، وکان حضرة زینب سمعت قول الله مرحبا، یعتقد أن الإمام علی هو خطبة قراءة !

العشاء المدرسة أمام المدرسة یعلم به لان الایرانیین خلال هذه الفترة ، على الرغم من أن العرب هزموا ، ولکن سبب ذکاء من بیت تاریخیا الخاصة بهم اختار بت : أی مساعدة من الإمام لم علی و أبنائه لا تتردد. کان العشاء المدرسة هذا الموضوع غیر مریح . کانت بت عشاق : الجهل والتحیز للعیش أینما أرادوا الرجوع إلى جمع عجمان.

   و حتى النبی قال علنا بأن : ( أهل البیت میناء سلمان ) بت سلمان خان محمدی أننی لا یمکن حصرها. وبالتالی، تفسیرات السجین ، وجد صحیحا. سلمان هو اسمه الحقیقی : روزبه و إرادة الشعب . على الرغم من أن بعض الاهتمام کان النبی الذی کان لتغییر اسم حنیف محمد سلمان الفارسی .

و هذا أکثر فإنه یدل على أن الخلیفة الثانی ، قاتل الإیرانی من حلیقی الرأس ، واسمه الفائزین تم الإعلان . العرب بأنه یعرف أبو لولو . لیس فقط فی عقول الناس وکان التقییم جید ، ولکن حتى یرون قتل خسرو برویز ، طحان بالطرق المعتادة. انقراض سلالة الساسانیة والعرب و الإیرانیین ، ولکن لم یکن لها دور فی طریقک وجدت الجدیدة.

    الثورة المضادة إیران ، کانت فی نفس الوقت ، على عکس الغالبیة العظمى من الإیرانیین من الصین إلى مصر ، الإسلام، الإسلام لیس على استعداد للقتال ، أو أن أقتبس منها، انتفض لهجمات العربی. فعل بعضهم ذلک على أساس الزرادشتیة . ولکن البعض الآخر کان التوجه القومی فقط .

أساس القومیة لیست کذلک. تشکل المجموعات العرقیة فی البلاد والعالم نفسه. لا ترى أیدیولوجیة القومیین ، و نیتهم ??الوحید هو محاربة الإسلام .

تشکلت المجموعة الأولى ، و الجبهة الوطنیة خلال بازرکان ، و فکرة دعم مصدق ، آیة الله کاشانی ضد الدفع. وأجبروا القومیة محاربة الإسلام فقط الدب . المشجعین بازرکان یزال : کلیة الهندسة، جامعة طهران المعنیة. على الرغم من أن الإمام الخمینی ، وذکر صراحة أن القومیة هی ضد الإسلام ! ولکن بین بازرکان و الدجالین : موسوی والقومیة والإسلام و الإمام الخمینی أنشأ علاقة إیجابیة!

     ثم ، إذا کان یتم الرد على واحد من أذربیجان کما القرمزی ، الصخور السوداءالخراسانی لا یمکن جعلها فی الصدر. لأنهم کانوا من قبیلة عرقیة أخرى : أنهما یشترکان أی شعب آخر عدا: لسنا ضد الإسلام .

    باستثناء العشاء المدرسة و المدرسة الوطنیة الإیرانیة ، کانت هناک ثلاث مجموعات التی کانت العرب جاهل. أنها أکثر خطورة من غیرها من المجموعتین ، على التوالی . وبعبارة أخرى ، أسودخراسان : خرام دین الإسلامقاتل ، ولیس خائفا ، لکنها کانت من مکة المکرمة والمدینة المنورة . وکان من المقرر لمخاطر عالیة أن نسل النبی محاولة دائما ل ترحیلهم هذا . ، وکان معظم ما ذهبت على هذا مزیدا من الکراهیة و أعمال النبی تدمیرها. ابن الامام الحسین AS : بیوت ولد فی الکعبة، بالسیوف على ثوب الإحرام ، إخلاؤهم. کان الإمام موسى الکاظم ، الإمام الرضا ثم بدوره . و دعا مؤخرا الوهابیین ، وحتى من لا یزالون عبرت شواهد القبور ! و ما زال مستمرا الدمار. ومن المؤمل أن المفاوضات تجری ، یجب على المرء أن ننظر فی إعادة إعمار جنات الله .

 

 


» نظر

ناکثین ،قاسطین و مارقین، چه کسانی هستند؟

اگر چنانچه کلمه امام را در لقب امام علی، بر رسی کنیم امام بودن ایشان به معنی الگو است. یعنی اینکه ما در شرایط مشابه باید مانند ایشان: تصور کنیم و عمل نماییم .گرچه زندگانی آن بزرگوار پر است از: نکات مهم و بیانات حکیمانه،اما هنوز مورد بررسی قرار نگرفته، ولی هرکس به اندازه فهم خود از آن استفاده کند.

    امام علی دوران کودکی و نوجوانی خود را، مانند بقیه سر نکردند بلکه همیشه منتظر دستورات پیامبر بودند. یعنی توانایی های خود را نه برای استفاده شخصی، که برای اسلام و پیامبر در نظر می گرفت. ایشان حتی پس انداز برای ازدواج نداشتند! و زندگی زناشویی خود را با فروش زره جنگی آغاز کردند.

    در جوانی نیز بزرگترین فرمانبر پیامبر بود و: اینهمه اطاعت از پیامبر برای هیچکس از: افراد قریش خوشایند نبود. چه رسد به قبایل دیگر. این بود که کینه ایشان در دل آنانی که: نمی خواستند مسلمان واقعی باشند رشد کرد. منتظر بودند تا پیامبر از دنیا برود و: انتقام خود را بگیرند.

     با رحلت پیامبر، دوران سکوت امام علی آغاز می شود و 25سال، استخوان در گلو و خار در چشم، به تعبیر خودشان صبر کردند. اما اینهمه رنج کافی نبود! مجازات مطیع پیامبر بودن، از این هم بیشتر بود! هر که در در مقرب تر است، جام بلا بیشترش می دهند

ان ها که خود را عددی در مقابل پیامبر می دانستند و: حرف های من در آوردی خودشان را، در حد وحی به پیامبر می دانستند، وقتی فرصت به دست آوردند، با همان حرف ها و خویش فرموده هایشان، حضرت امیر ع را خانه نشین کردند. بعد هم که مردم متوجه شدند و: به ایشان روی آوردند، دوران ستیزه رنگ جدیدی گرفت و: در سه شکل و یا سه جنگ داخلی، خود را نشان داد که امام علی خود، آن ها را قاسطین و مارقین و ناکثین خواند.

   حال در زمان ما که مردم رای به حکومت اسلامی داده اند، سه گروه فوق در مقابل انقلاب اسلامی، در ابعاد جهانی ایستاده اند.آین ها همان هایی هستند که خویش فرموده ها یشان را، بیشتر از وحی الهی دوست دارند و: اصلا وحی الهی را قبول ندارند. کاخ سفید ، کاخ کرملین یا کاخ ریاض را، از مسجد الاقصی و مسجد الحرام و مدینه النبی، بالاتر میدانند.شاید هم اصلا مسجد الاقصی، قبله ادیان الهی را یک افسانه بیشتر نمی دانند.

    کاخ سفید مظهر قاسطین در زمان ما است . قسط و عدل به معنی آزادی و حقوق بشر است.  و قاسطین یعنی کسانی که: عمدا و آگاهانه قسط را زیر پا می گذارند. در حالیکه شعار آن را می دهند. امروزه سیاست به معنی زرنگی در: گفتاری که هرگز به آن عمل نشود،معنی می شود. معاویه و عمروعاص خود را :زرنگ و سیاست باز می دانستند و: امام علی بارها فرموده بود که: اگر من هم می خواستم بهتر از آن ها سیاست بازی می کردم! ولی دین خدا دست مرا بسته و: اجازه فریب مردم را نمی دهد.

   فریب مردم بسیار ساده است.یا به وسیله سخن است یا: به وسیله پول یا زور! تزویر به زبان، یعنی گفتن آنچه مردم، دوست دارند بشنوند! در هر سخنرانی باید از مردم، کف زدن را گرفت! و در هر بحثی باید آن ها را به: آنچه دوست دارند وعده داد. ولی در موقع عمل نیازی به پاسخ نباشد.یعنی سیاست معنی اش این است! اگر شما وعده ای بدهید بعد بلافاصله آن را عمل کنید، می گویند شما از مردم ترسیدید و: نمی توانید کاری بکنید! ومجبورید به حرف مردم گوش بدهید، و از خود اختیاری ندارید.

     اما مارقین کسانی هستند که: آنچه را که شما دوست دارید،قبل از وعده دادن عمل می کنند.و کوچکترین اشتباهی را مرتکب نمی شوند! تا اشتباه بزرگ خود را باور پذیر کنند. آن ها نماز به جای می اورند.حتی زنان خود را محجبه می کنند تا: کسی در مومن بودن آن ها شک نکند! و اعتماد مردم جلب شود و از: نکته یا انحراف اصلی، خبر دار نشوند.

آن ها حق های کوچک را ادا می کنند تا: حق بزرگتری را زیر پا لگد کنند. آن ها نمازشب می خوانند تا: ولایت و امامت را نابود کنند. در واقع با تمام حماقت خود، تیشه به ریشه می زنند. نمونه بارز این تفکر افراطی گری تکفیری ها است، که مر کز آن کاخ نشین های ریاض هستند. آن ها در ظاهر با لباس عربی و: دشداشه می آیند ولی در مواقع دیگر، هیچیک از این ها را رعایت نمی کنند.

و اما ناکثین تا آخرین مرحله همراه هستند، ولی در آخرین لحظه ها ضربه خود را می زنند. امید واری مردم به آنان، همراهی زیاد آن ها است . کاری می کنند که حتی برخی ایات قرانی هم، آنان را تایید می کند! طلحه و زبیر از بزرگان صحابه و از سابقین اولین بوده و:  در سوره مبارکه توبه در آیه؛ «والسابقون الأولون من المهاجرین والأنصار....» مورد تمجید قرار گرفته‏اند، و نیز از جمله "عشرة مبشّرة" هستند که در احادیث گهربار، آنحضرت صلی الله علیه واله و سلم، بشارت صریح بهشت به آنان داده شده است. ولی همه این ها در مصاف برتر، عقب نشینی می کند ....

 

القاسطین والمارقین و الناکثین    ، ما هی تلک؟

إذا کانت الکلمة فی عنوان الإمام ، الإمام علی، الإمام من الطین ونعنی انه هو القالب . یعنی أننا یجب أن یکون فی نفس الحالة کما یتصورون ، و یجب علینا أن نتصرف . على الرغم من حیاته ملیئة خطابا هاما وحکیما ، ولیس التحقیق حتى الآن ، ولکن یمکن لأی شخص استخدامها لقیاس فهمهم منه.

    الطفولة الإمام علی نفسه ، کما فعل غیرهم ، لکنهم کانوا ینتظرون دائما عن النبی. وهو ما یعنی أن قدراتهم ، ولیس للاستخدام الشخصی ، والذی کان یعتبر نبی الإسلام . حتى انه حفظ للزواج ! و بدأ الصراع الزوجیة بیع دروع.

    وکان الشباب أیضا أکبر الرقیق للنبی : ولکن لا أحد کان یطاع النبی لأهل قریش لیس لطیفا . اسمحوا القبائل الأخرى وحدها. کان هذا الحقد فی قلوبهم أنهم لیسوا مسلمین حقیقیین أنها نمت . النبی کانوا ینتظرون الخروج من العالم : احصل على الانتقام .

     مع زوال النبی والإمام علی عن صمته تبدأ من 25 سنوات، و شوکة فی حلوق و شوکة فی العین، وذلک فی انتظار تفسیرهم الخاص . ولکن ذلک لم یکن کافیا ل یعانی کثیرا! العقاب منقاد للنبی ، وکان أکثر! کل من یفضل أکثر ، کأس بیلا سیعزز

أولئک الذین یعرفون النبی و نظیره : اخترع الکلمات الخاصة بهم ، کما أنزل على النبی عرف ، عندما حصلت على الفرصة، بنفس الأحرف و الخاصة ذکر ، و النبی البقاء فی المنزل A. قال . ثم کانت هناک الناس یدرکون : حولوا ، و أخذت ألوان جدیدة عدوانیة فی ثلاثة أشکال أو ثلاث حروب أهلیة ، فإنه یدل على أن الإمام علی نفسه ، وصفتالقاسطین والمارقین و الناکثین  .

   فی ذلک الوقت، نحن الشعب قد صوت لصالح الحکم الإسلامی ، ثلاث مجموعات ضد الثورة الإسلامیة ، و الأبعاد العالمیة لل موقف . هذه هی أیضا أولئک الذین إرشادهم لها ، وقال: بدلا من الوحی الإلهی و الحب فی کل الوحی الإلهی لا أوافق. البیت الأبیض أو قصر الکرملین الریاض ، و المسجد الأقصى و المسجد الحرام من المدینة المنورة التراث النبوی ، ونعرف أکثر من ذلک. ولعل المسجد الاقصى حتى والأدیان مکة المکرمة لا یستغرق أکثر من خرافة.

    البیت الأبیض القاسطین مظهر فی عصرنا. حس العدالة والمساواة والحریة وحقوق الإنسان. والقاسطین  أی تلک التی تعمد و قصد تنتهک القصد. فی حین أنه قد شعار. الیوم ، وهذا یعنی السیاسة الحکیمة : فعل الکلام هو أبدا من دون معنى أن تکون. القاعدة و لهعمروعاص : مشرق و سیاسة الباب المفتوح و یعتقد أن الإمام علی کان قد قال عدة مرات أنه إذا أردت أن تلعب السیاسة أفضل مما کانت علیه ! ولکن الإیمان بالله والذی نفسی بیده مغلق : لا تدع الناس خداع .

   فمن السهل جدا لخداع الناس إما عن طریق الکلمات أو : . بواسطة المال أو القوة ! لغة آلات ، أی قول ما یحب الناس سماعه ! یجب أن یکون کل محاضرة من الناس ، و التصفیق ! فی أی نقاش ینبغی أن تجعل من ما یحلو لهم وعدت. ولکن عندما لا تحتاج إلى اتخاذ إجراءات ل لرد. یعنی أن السیاسة ! إذا کنت نعد للعمل تبع ذلک على الفور ، الناس یقولون لک و الخوف: لا یمکنک أن تفعل شیئا! الناس لدیهم من التحدث والاستماع ، ولیس لدیهم ل .

     ولکن هناک أولئک الذینالمارقین  : ما ترید، و قبل وعد الفعل، و عدم ارتکاب أدنى خطأ! سیکون خطأ کبیرا أن یکون الإیمان فی حد ذاتها . انهم یصلون بدلا من ذلک. ، و حتى نسائهم المحجبات لشخص فی الاعتقاد أنه لا أشک ! وجذب ثقة الجمهور ونقطة تحویل أو أخبار غیر هامة .

أنهم یقولون إن لدیهم الحق قلیلا إلى الیمین ل متشرد على أکبر. الدعوة إلى صلاة العشاء : الوصایة و الإمامة لتدمیر . فی الواقع، مع کل ما لدیهم الغباء ، فإنها تقویضها. هذا هو الوضع الطبیعی الطرد التطرف التفکیر ، ومرکز الریاض سکان القصر. یبدو أنها تأتی من اللباس العربی ، ولکن فی أوقات أخرى ، وأنها لا تتقید بأی من هذا.

ولکنوالناکثین  حتى الخلیة الأخیرة ، ولکن فی آخر ل حظة ل اتخاذ رصاصة واحدة. نأمل أن شعوبها ، لدیهم الکثیر من الشرکة. شیء حتى بعض الآیات وأکدت أنها ! کان طلحة والزبیر الصحابة کبیرة ، وأولالسابقینفی الآیة سورة التوبة "، وقد أشاد ، وکذلک " عشرة نقطة مکاسب هیرالد " الأحادیث ، النبی سوا و وقد أعطىصلهم بالبشرى الجنة بکرات . ولکن فی مواجهة کل هذه عملیات السحب العلوی ....

 

 


» نظر

حقوق ایرانی 50برابر خارجی است.

چرا حقوق یک مربی خارجی، پنجاه برابر یک مربی ایرانی است؟ چرا فوتبالیست های ایران، همیشه از کمبود در آمد سخن می گویند و: چرا ورزشکاران همه ناراضی هستند؟

چرا مردم از گرانی ناراحت هستند؟ چرا هر روز اجناس گرانتر می شود ؟ تورم چه عاملی دارد که: هیچکس نمی تواند آن را ریشه کن کند؟

    برخلاف تمام پیچیدگی هایی که این بحث ها دارد، و با آبروی ملت ایران بازی می کند، جواب آن خیلی ساده است ولی، کسی آن را جدی نمی گیرد.

علت تمام گرانی ها، بالا رفتن نرخ ارز است. عرضه ارزهم، همه در دست دولت است. یعنی اگر روزی آن را بیشتر عرضه کند، قیمت ها ارزان می شودو: همه چیز براساس دلار پایین می آید.

چرا می گویند رونالدو 50برابر علی پروین حقوق می گیرد؟ زیرا آن ها دلار را سه هزار تومان حساب می کنند . حالا اگر دلار همانطور که داشت سقوط می کرد، می گذاشتند سقوط کند و: به هر دلار 70 ریال سابق بر می گشت، باز هم چنین حرفی صادق بود؟یا اینکه برعکس می شد! تیتر انتخابی ما هم بر اساس همین محاسبه است. مثلا اگر علی پروین صد میلیون تومان بگیرد، براساس دلاری سه هزار تومان، فقط 33هزار دلار می شود، اما اگر دلار 70ریالی باشد 15میلیون دلار می شود . حالا کدام مربی بیشتر می گیرد؟

سوال این است : چرا این بلا به سرما می آید؟ جواب آن هم بسیار روشن است. ممکن است همه بگویند: سیاست انگلیس یا آمریکا است!ولی آمریکاییها آرزو داشتند:هر هزار تومان، یک دلار شود. الان هر سه هزار تومان یک دلار است. پس همه چیز را تقصیر دیگران نیاندازید.

یکبار هم شده بیاییم و: با خود رو راست باشیم . همه این گرانی ها، فقط تقصیر یک تئوری مسخره بنام: عیار گری است!سمک عیار و دیگر عیاران، در تاریخ ایران زیاد بودند. حتی در میان اعراب بدوی، یا زمان پیامبر هم بودند. که خود را جوانمرد هم میدانستند. آن ها بر سر راه کاروان ها کمین می کردند و: اموال را به غارت می بردند و: افراد را می کشتند بعد، برای اینکه توجیه کنند می گفتند: ما این را برای فقرا می بریم!

   عیار یا جوانمرد بودن شرایطی دارد، حداقل شرط آن این است که: از اموال مسروقه،برای خودشان استفاده نکنند. شرط دیگر اینکه خونی ریخته نشود و: به کسی هم که مستحق است، ضرری وارد نشود..

اگر  هیچ جایی چنین قانونی هم نباشد، باز وجدان بشری این ها را لازم میداند. گرچه از نظر شرعی کل کار حرام است. مصادره اموال مردم فقط باید: از طریق دادگاه و مجاری قانونی باشد . و الا هرکس خود را عامل به عدالت بداند و:اسلحه بردارد که، سنگ روی سنگ بنا نمی شود.

    دولتمردان ما هم از موقع روی کار آمدن: موسوی و بهزاد نبوی همین راه را درپیش گرفتند. زیرا در زمان شهید رجایی، هنوز دلار دورقمی بود. ولی این ها گفتند از کسانی که خارج میروند، بگیریم و به داخلی ها بدهیم! به همین دلیل ارز را انحصارا در اختیار بانک مرکزی گذاشتند. تا نرخ را تعیین کند و بعد هم، کم عرضه کردند تا قیمت بازار آزاد بالارود.

    بنیاد مستضعفان آن روز دلار ها را در: بازار دبی خرج می کرد و به خیال خودش، به قیمت بالاتری به اعراب ثروتمند می فروخت!البته سود آن عاید مردم هم نمی شد، بلکه به پژو پرشیا مشکی تبدیل می شد و: زیر پای اقایان قرار می گرفت!بنده آن سال ها بازرسی کل کشور بودم، و مامور بازرسی از هتل اوین و..هرچه گزارش میدادیم، یک پدر شهیدی بود جلوی ما را می گرفت، می گفت این ها درست کار می کنند! چون همه این کار ها از: سوی بنیاد شهید و کمیته امداد و بنیاد مستضعفان می شد و: آقای ف رئیس بازرسی  آن قسمت بود.

    اگر باز هم اعتراض می کردی، کارت استخر و سونا و جکوزی رایگان میدادند! ولی اگر جدی ادامه میدادی مثل ما، باید بیرون می رفتی !ما هم که دوست داشتیم زبانمان دراز باشد، دستمان را کوتاه می کردیم. چون قانون دست و زبان برعکس هم است: اگر دستت دراز باشد، زبانت باید کوتاه باشد و: اگر زبانت دراز باشد باید، دستت را کوتاه کنند.

   بهر حال این قلندر بازی و: ادای باباشمل ها را در آوردن، هنوز هم اقتصاد ما را تهدید می کند. اگر مردم ما نخواهند که: پول ثروتمندان را بگیرند، چه کسی را باید ببینند؟ مگر ثروتمندان مغز خر خورده اند؟ وقتی می بینند به زور یا کلک، پول آن ها را می گیریم و: به مردم میدهیم ساکت بنشینند. آن ها ده برابر آن چه داده اند، از مردم پس می گیرند لذا می بنیم: تورم با سرعت زیادی بالا می رود.

  مرض عیار گری که: به جان اقتصاد ایران افتاده هیچ در مانی ندارد. وبرای همین است که سال ها، تورم مردم را به ستوه آورده ولی با روش: شکستن سر و یک گردو به دامن انداختن، تا حالا صبر کرده اند. باید دولتمردان بنشینند و: فکر اساسی بکنند و این مرض را ریشه کن کنند.

   دولت به طمع پر کردن شکاف کسر بودجه، دلارها را گرانتر می فروشد ولی، می بیند که ده برابر ضرر کرده و: هیچ شکافی هم پر نشده ولی به این روش اعتیاد پیدا کرده است.!به دولت قبل اعتراض می کردند که: نقدینگی به مرز 400هزار میلیارد تومان رسیده ولی، حالا از 600هزار میلیارد تومان هم گذشته، کسی اعتراض نمی کند؟؟

 Iran"s right 50 times out.

الحق 50 مرة إیران بها .

لماذا هی حقوق مدرب أجنبی ، خمسین مرة مدرب إیران ؟ لماذا الایرانی لاعب کرة القدم ، وکان دائما یتکلم ناقصة ، لماذا الریاضیین کلها راض ؟

الناس مستاؤون بسبب الجاذبیة ؟ لماذا کل یوم هو المزید من السلع باهظة الثمن؟ ما هو عامل التضخم ان احدا لا یستطیع القضاء علیه ؟

    على الرغم من کل التعقیدات التی تشارک فی هذا النقاش ، و کرامة الامة الایرانیة یلعب الجواب بسیط جدا ، ولکن ینبغی للمرء أن لا تأخذ الأمر على محمل الجد .

لأن کل ارتفاع الأسعار، و سعر الصرف ترتفع . · امدادات الارز جلالة جمیع أنحاء الدولة. إذا أکثر من یوم إصدارها، وسوف تصبح أرخص الأسعار : کل شیء على الدولار ینخفض.

ماذا یقول رونالدو هو 50 مرة الحقوق علی بارفین ؟ ثلاثة آلاف دولار لأنه لا یمکن الاعتماد دولار . اعتبارا من الآن، تراجع الدولار ، ووضع علیهم 70 جنیه استرلینی ل کل دولار التی کانت فی السابق ما زالوا یقولون کان صحیحا أم کان العکس ! اخترنا عنوان بناء على هذا الحساب. على سبیل المثال، علی بارفین مئة ملیون دولار یجب ، على أساس الدولار ثلاثة آلاف دولار ، هو فقط 33 دولارا ، ولکن إذا کان 70 15 ملیون دولار ل R $ سوف یکون. الآن هذا هو ما معظم المدربین ؟

والسؤال هو : لماذا هذه الکارثة الباردة ؟ الجواب واضح جدا. قد یقول کل شیء، السیاسة البریطانیة أو الأمریکیة ! ولکن تمنى الأمریکان کل ألف دولار ، لکونها الدولار. الآن ثلاثة آلاف دولار الى ملیون دولار. لا رمی کل اللوم على الآخرین .

مرة واحدة کانت : تکون صادقا مع نفسک . کان الاختبار هو رسمک الصف و الصف ، وارتفاع فی التاریخ الإیرانی : کل هذه الأسعار المرتفعة ، فقط ما یسمى نظریة سخیفة . حتى بین البدو أو النبی کانوا معا . الشباب الذین یعرفونها . کانوا فی طریقهم لنصب کمین تم نهب القوافل والممتلکات و الناس قد قتلوا بعد أن أوضح أن ل قالوا لنا أن نذهب للفقراء !

   الصف أو شروط شهم ، الحد الأدنى المطلوب هو أن المال المسروق ، ولیس لاستخدامها الخاص . امتد شرط آخر غیر الدم لشخص یستحق ، ولیس لإلحاق الضرر .

إذا لم یکن هناک ، حیث لا یوجد قانون من هذا القبیل، ولایات الضمیر الإنسانی . على الرغم من أن الجسم العمل ممنوع شرعا. الناس فقط بحاجة إلى مصادرة السفن والقنوات بحکم القانون. قریبا الجمیع یعرف وکیلک والعدالة : القضاء على البندقیة التی لیست مبنیة من الحجر على الحجر .

    حتى أخذت الحکومة مکتبنا فی الوقت المحدد : اعتمدت موسوی و بهزاد نبوی فی هذا السبیل. لأنه فی شهید رجائی ، کان لا یزال من رقمین دولار. لکنها قالت فی تلک السفر إلى الخارج ، ونحن قادرون للوصول الى ! بسبب هذا التبادل ترک حصرا فی ید البنک المرکزی. لتحدید سعر و السعر المنخفض عرضت منابع السوق الحرة.

    مؤسسة المظلومین دولار فی ذلک الیوم : سوق دبی لقضاء خیاله الخاصة ، لیتم بیعها بسعر أعلى للعرب الغنیة الناس الدورة لم تحقق أرباحا ، ولکن أصبح بیجو فارس الأسود : تحت السید وقال وضعت ! المفتشیة العامة تلک السنوات کنت فحص الخروج من الفندق و کنا قصر و ... المزید بالتقریر، کنا أمام والد الشهید عمل بشکل صحیح! لأن کل هذه الأشیاء : مؤسسة الشهداء ومؤسسة للإغاثة و کان المحرومین و کان السید جمعة رئیس التفتیش.

    و إذا کنت لا تزال لم الاحتجاج، بطاقات وحوض سباحة و ساونا وجاکوزی مجانا! ولکن کما أننا ذاهبون إلى أن انفجرت ، کان لدینا أیضا صدیق الذی هو ألسنة طویلة، وکانت أیدیهم قصیرة. لأن القانون هو مخالفة ل لغة : إذا یدک طویلة، وینبغی أن یکون لسانک وجیزة و إذا اللسان طویلة ، حاول تقصیر یدک.

   ومع ذلک، فإن لعبة کالاندار : انتحال لایم جلب ما زال یهدد اقتصادنا. إذا کان الناس لدینا لا یملکون المال ل جعل الأغنیاء ، الذین یجب أن نرى ؟ ولکن الأغنیاء قد أکل حمار الدماغ ؟ القوة أو الخدعة عندما یرون الأموال التی تأخذ و تعطی الناس الصمت. لدیهم عشرة أضعاف ما الناس حتىمعدل التضخم مرتفع جدا.

  لا یهتم المرض الصف غاری التی أودت بحیاة الاقتصاد. و على مدى السنوات ال نفسه، ابتلیت التضخم الشعب ، ولکن عن طریق تحطیم تنورة من رئیس الجوز و إسقاط ، لذلک علینا الآن أن ننتظر . یتعین على الحکومة الجلوس و التفکیر و القیام الأساسیة للقضاء على المرض .

   الدولة العجز فی المیزانیة الجشع لملء الفراغ ، ولکنها تبیع دولار المقومة التی ترى فقدان عشرة أضعاف و جود فجوة شاغرة ، ولکن هذا الأسلوب له أیضا إدمان . ! احتجت بالفعل إلى الحکومة أن السیولة وصلت حدود 400 ألف ملیون دولار ، ولکن الآن 600 ألف ملیون دولار آخر مرة ، الذین لن احتجاج ؟

 


» نظر
   1   2   3      >
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96