سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

امید به روش اوبامایی !

امید به روش اوبامایی !

تعدادی از کاندیداها با اینکه ایرانی هستند ولی به روش آمریکایی برای پیروزی در انتخابات دلبسته اند مثلا هوادران آنها پلاکارد در سطح وسیعی پخش کرده اند که تغییر فقط برای ایران !

یا اینکه می خواهند در مناظره پیروز شوند تا رای بیاورند !

آنها نمیدانند که این ایران بود با شعار تغییر اوباما را پیروز کرد هنوز هم شعار ایران این است که تغییر باید در آمریکا نهادینه شود!

وآنها نمیدانند این شعار انرژی هسته ای بود که بوش را شکست داد وبه مناظره های اوباما تحرک وغنا بخشید!

 

امروز روز مباهله است !

درروز مباهله همه علمای یهود جمع شدند تا برابر پیامبر اسلام بایستند اما وقتی دیدند پیامبر اسلام فقط با پنج تن آل عبا آمد فهمیدند که برنده است وخودشان صحنه را ترک کردند ! امروز نیز رژیم سهیونیستی با تمام یال وکوپال به میدان آمد ولی حضور تنها یک تفر ویا یک هیات از ایران آنها را در کنفرانس ضد نژاد پرستی محکوم نمود وآنها ناچار صحنه را ترک کردند  شاگردانی هم که در این رژیم درس خوانده وشاگرد ممتاز شدند بدانند ممکن است ظاهرا بسیار دانا باشند وبتوانند در مناظره ها خوب وآماده شرکت نمایند ولی این مناظره ها حتی اگر آنها هم پیروز شوند چیزی را عوض نمی کند!!

 

 


» نظر

قومیت گرایی پتانسیل قوی برای سرمایه گذاری

حضور پرثمر رهبر معظم انقلاب اسلامی در کردستان امید پیشرفت وآبادانی بیشتر این سرزمین است اما نکته ای که در تمام سفرهای استانی موردغفلت قرار می گیرد همایش سرمایه گذاران آن استان است پیشنهاد می شود در حضور معظم ایشان همایش کردهای سراسر جهان که یا ثروتمند هستند یا طرح وایده برای سرمایه گذاری دارند در سالن همایشهای سنندج برگزار شود وسرمایه عظیمی به دلار وریال گرداوری وطرحهای جدید یا نیمه تمام را اجرا نمایند


» نظر

در جستجوی الگوی مصرف مناسب

در جستجوی الگوی مصرف مناسب

«لا‌تبذروا، ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین؛ تبذیر و اسراف نکنید، زیرا مبذرین از برادران شیطان بزرگ هستند».

سوره اسرا، آیه 26

منکراتی که در سطح جامعه وجود دارد و می‌توان از آنها نهی کرد و باید نهی کرد، از جمله این‌ها است: اتلاف منابع عمومی، اتلاف منابع حیاتی، اتلاف برق، اتلاف وسایل سوخت، ائتلاف مواد غذایی، اسراف در نان؛ ما این همه ضایعات نان داریم، اصلاً این منکر است، منکر دینی است، منکر اقتصادی و اجتماعی است.

مقام معظم رهبری

برای وضو، یک سیر آب و برای غسل، یک من آب کافی است.

پیامبر اسلام‌(ص)

مقدمه: الگوی مصرف داریم، ولی باید اصلاح شود.

این‌که برخی‌ها می‌گویند الگوی مصرف نداریم و باید از ابتدا آن را ایجاد کنیم، حرف صحیحی نیست؛ درست مثل این است که بگوییم در زندگی هدف نداریم یا برنامه‌ای نداریم؛ البته که داریم، اما ممکن است که صحیح نباشد و باید آن را اصلاح کنیم؛ لذا امسال را مقام معظم رهبری سال اصلاح الگوی مصرف نام نهادند. برای این منظور باید همه عوامل آن شناسایی و تعریف شوند. ما باید بدانیم که چه مصرف کنیم، کجا مصرف کنیم، چه مقدار و به چه منظور‌هایی و در چه زمان و مکانی... پاسخ‌گویی به این سوالات ما را به اهداف اصلی و عملکرد واقعی و بالا بردن بهره‌وری راهنمایی می‌کند.

البته الگوی مصرف در غرب بسیار ساده است زیرا همه چیز را پول تعیین می کند وقیمت اساس الگوی مصرف است هرچه را بخواهند کم مصرف شود گران می کنند اما در اسلام قیمت تعیین کننده نیست بلکه نیاز تعیین کنده است مثلا اگر نان را گران کنیم ممکن است مصرف کمتر شود ولی عده زیادی نان خالی هم نخواهند داشت که بخورند واینکه ایدال فکر کنیم جامعه باید طوری باشد که همه توان خرید داشته باشند فقط یک خیال است واقعیت جهان این است که عده ای فقیر هستند ونباید در الگوی مصرف نادیده گرفته شوند

 

تعریف مصرف: مصرف، فرآیند عام جهانی است؛ گاهی مصرف به معنی اتلاف هم هست، یعنی از بین بردن که این دو تعریف، متضاد هم هستند. در مفهوم، فرآیندی هر مصرفی تبدیلی محسوب می‌شود؛ یعنی ما مواد اولیه را مصرف می‌کنیم تا کالا درست کنیم و کالا را مصرف می‌کنیم تا ساختمان بسازیم و الی آخر. ولی در مفهوم اتلاف، به معنی این است که مثلاً آب یا برق را که مصرف می‌کنیم، یعنی آن را نابود کرده‌ایم.

 

مصرف راز بقای اقتصادی و اجتماعی است

برخلاف تصور فنا و نابودی که از مصرف می‌شود، مصرف عامل بقا و راز سر به مهر طبیعت است. چرخه عظیم غذایی جهان از مصرف شکل می‌گیرد. خوردن و خورده شدن و مسئله آکل و ماکول یک اصل لذت‌بخش فلسفی و معنوی است. درست مانند فلسفه مرگ که در نظر برخیها، مرگ پایان زندگی است، ولی دراز‌نای هستی، مرگ پلکان ترقی است. از این‌رو، اسراف و تبذیر هم به معنی بر هم زدن نظم آکل و ماکول است. فرض کنید برای تولید پنیر به 60 درصد شیر، 39 درصد آب و 1 درصد مایه پنیر احتیاج دارید؛ حال اگر به‌جای یک درصد، 2 درصد مایه پنیر بزنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ درست همان اتفاقی می‌افتد که اگر به جای 39 درصد آب، 50 درصد آب مصرف کنید: کل شیء بمقدار؛ یعنی کار جهان، خلقت دنیا بر روی میلی‌متر‌ها است و اگر این میلی‌متر‌ها رعایت نشود، در نظم جهان خللی وارد کرده‌ایم. درک این مسئله فقط هنگامی برای ما مشکل است که منافع خاصی از آن داشته باشیم؛ یعنی برای یک پنیر‌فروش، 1 درصد را 2 درصد کردن بسیار سنگین است، ولی 39 درصد را 50 درصد نمودن، بسیار راحت! زیرا افزودن آب، فریب خریدار است و سود بالا‌تر؛ ولی افزودن مایه پنیر، زیان است و سود خریدار!

برای درک بهتر این موضوع می‌دانیم اگر تمامی ستاره‌ها به هم بریزد و راه کهکشان شیری تغییر کند و سرعت کرات آسمانی متفاوت شود، خواهیم گفت این نظم جهان است؛ اما اگر در این میان، سنگی یا پاره‌سنگی به سر ما بخورد و سر ما بشکند، آیا آن‌وقت هم می‌گوییم نظم جهان است یا با توقع تمام فریاد بر می‌آوریم: آخر خدایا! میان این همه سر، سر من باید بشکند؟! چون محور اصلی جهان را خودمان می‌دانیم، هر ضرر و زیان به خود ما، ضرر و زیان به جهان است و این خود‌محوری در مصرف هم خود را نشان می‌دهد: اگر پول برق و آب را خود ما بدهیم، ناچار دیگران باید در مصرف صرفه‌جویی کنند، ولی اگر پول را دولت بدهد یا پدر و مادر بپردازد یا شرکت پرداخت نماید، اشکالی در اسراف آن نمی‌بینیم و می‌گوییم کندن یک مو از خرس هم غنیمت است. «وقت» اگر وقت من است، از طلا گران‌بها‌تر است و همه باید در جلسات سر ساعت حاضر شوند، ولی اگر وقت دیگران شد، ترافیک، آسمان، ابر، باران و‌... بهانه می‌شود تا این طلای نایاب اتلاف شود.

الگوی مصرف

الگو یا مدل، مجموعه رفتار‌ها و معیار‌هایی است که برای تنظیم فرآیند مصرف در چهارچوب اهداف مشخص بیان می‌شود. برخی از این الگو‌ها، طبیعی هستند؛ مثلاً غرایز بشری یا حیوانی به‌طور طبیعی میزان مصرف هر چیز را تعیین می‌کنند. موقع غذا خوردن یا اعمال غریزی دیگر لازم نیست کسی به حیوانات بگوید چه مقدار بخورد یا چه زمانی بخورد؛ آنها به‌طور طبیعی گرسنه شده و پس از یافتن طعمه به مقدار نیاز خورده و سیر می‌شود. رفتار مصرفی انسان‌ها تا سنین بلوغ چنین است؛ یعنی کودک به محض به دنیا آمدن بدون معلم، مکیدن شیر را از پستان مادر آغاز می‌کند و وقتی سیر شد، آن را پس می‌زند. لذا تعریف اسراف یا تبذیر برای کودکان و آموزش آن، امری غیر‌منطقی است و همین‌ط.ور برای حیوانات یا گیاهان؛ اما شناخت این تعریف برای انسان‌های بالغ و کسانی‌که با این موجودات سر و کار دارند، امری لازم است؛ مثلاً یک مادر باید بداند که وقتی فرزندش گرسنه می‌شود، عکس‌العمل او گریه کردن، تکان دادن دست و جستجوی شیر با دهان است و وقتی سیر شد، آن را رها کرده و می‌خوابد‌... و این شناخت مادر به او کمک می‌کند تا نسبت به اسراف و تبذیر خودش مصونیت داشته باشد و مثلاً کودک را از خواب بیدار نکند تا دوباره به او شیر گاو و یا خوراکی‌های اضافه بدهد؛ اگر این امر را ادامه دهد، نه اینکه کودک نمی‌خورد، بلکه مریض می‌شود؛ زیرا بدن او قدرت پاسخ‌گویی ندارد و لذا یا چاقی مفرط می‌گیرد و یا بیماری‌های بزرگ‌سالان را تجربه می‌کند. این دقیقاً مفهوم عدم رعایت الگوی مصرف است. یعنی زیاده‌روی یا کم‌روی نشانه‌هایی دارند که یا به عنوان بیماری از آن یاد می‌کنیم؛ پس اگر اقتصاد یک کشور بیمار باشد، مفهوم آن کم‌روی یا زیاده‌روی در مصرف است. اگر مردم بدون آنکه نیاز داشته باشند، به خرید خودرو اقدام کنند، نتیجه‌اش ترافیک و سنگینی رفت‌و‌آمد است. اگر مردم برای دریافت وام، نیازی نداشته باشند، اما به‌ خاطر از دست ندادن سهمیه یا امثال آن نسبت به اخذ وام اقدام نمایند، نتیجه‌اش خرید و فروش وام و بالا بردن بهره و افزایش حجم نقدینگی و تورم است و اگر در کارخانه‌ای مواد اولیه بدون اینکه نیازی باشد، خریداری شود که مثلاً ممکن است قیمت افزایش یابد یا سهمیه آنها از بین برود، باعث ضایعات بیش از حد، گرانی کالا، افزایش هزینه‌های انبار‌داری و غیره می‌شود.

استاندارد‌های مصرف

مصرف، استاندارد‌های معینی دارد که بسیاری از آنها از اول تعریف شده و معمولاً در رزومه تولید یا اهداف و برنامه‌های تولید بیان می‌شود؛ یعنی به‌دست آوردن آن اصلاً مشکل نیست؛ مثلاً وقتی ما بخواهیم اجاق‌گاز تولید کنیم، میزان ورق آهن مصرفی، لوله‌های مصرفی، حتی فلکه و شیر و تعداد بند‌های آن هم توسط مدیر تولید و یا مهندس تولید محاسبه و طی نقشه‌های زیادی در کتاب‌چه راهنمای تولید درج می‌شود. این عمل، بسیار مهم و از همه موارد تولید، باارزش‌تر است؛ زیرا یک مهندس برای همین استخدام می‌شود تا میزان قطعات، مواد مصرفی و حتی مقدار برق مورد نیاز را برآورد کند تا تولید دچار مشکل نشود. فرض کنید مهندس تمامی محاسبات را دقیق انجام داده باشد، اما محاسبه برق و میزان مصرف آب را اشتباه کرده باشد، کارخانه با آن عظمت به علت نرسیدن برق یا آب تعطیل خواهد شد و مهندس طراح آن فقط به همین دلیل اخراج می‌گردد! که چرا طرح او جامع نبوده و میزان مصرف آب یا برق در آن محاسبه نشده یا درست محاسبه نشده است! در مورد رفتار‌های انسانی نیز چنین است؛ مدیر آموزش یا مدیر امور انسانی و استخدامی وظیفه دارد تمامی استاندارد‌های مورد نیاز کار را بنویسد و افراد را بر اساس آن استخدام کند و در ادامه کار آنها را آموزش دهد تا دقیقاً همان‌طور که پیش‌بینی شده، کار کنند. در یک دید بزرگ‌تر، جوامع انسانی نیز همین‌طور هستند. خداوند عالم که این انسان‌ها را آفرید، برای آنها دفترچه راهنما نوشت! همان‌طور که شما یک دارو می‌خرید، اول به بروشور یا راهنمای آن مراجعه می‌کنید و بعد آن را مصرف می‌کنید، آن هم زیر نظر پزشک، جوامع انسانی هم باید قرآن را مطالعه کنند و بر اساس رفتار‌های الهی خود را تنظیم نمایند و از خداوند بخواهند که آنها را مطابق سیره و روش پیامبران و انبیای الهی تربیت نماید و این منطق عقل و استاندارد‌های رفتاری است. هرکس بخواهد به سعادت برسد، یعنی به هدف‌های انسانی دست یابد، لازمه‌اش رعایت رفتار‌ها و الگو‌های مناسب آن است و قرآن کریم هم می‌فرماید: «ان الدین عند الله الاسلام» روش زندگی مورد نظر خداوند، فقط اسلام است و الگوی چنین اسلامی را هم پیامبر معرفی می‌‌کند و می‌فرماید: «و لکم فی‌الارض رسول‌الله اسوه حسنه: برای شما الگوی مناسب، همان رفتار پیامبرانه است»

 

استثنا‌های مصرف

اسراف برای علم‌آموزی اشکال ندارد

الگوی مصرف در برخی موارد استثنا‌بردار هم هست؛ یعنی مانند هر قانون یا قاعده، یک تبصره هم لازم دارد؛ مثلاً در آموزش علم و اخلاق و سجایای انسانی، اسراف معنی ندارد. هرچه بیشتر هزینه شود، در واقع یک سرمایه‌گذاری انسانی است؛ مثلاً در پژوهش‌ها، اختراعات، ابتکارات و هر چیزی که باعث پیشرفت بشریت شود، اسراف اشکالی ندارد؛ یعنی محدودیت مصرف منابع از بین می‌رود. مثلاً در مورد پروژه تحقیقاتی مبارزه با مواد مخدر یا بیماری ایدز یا ساختن یک ماهواره یا بردن انسان به فضا، نمی‌توان گفت الگوی مصرف به چه معنا است؛ چه بسا بسیار هم هزینه شود و نتیجه‌ای هم به‌دست نیاید، ولی همین هزینه‌ها اولاً باعث رشد فکری جوانان شده و ایده‌های نوین بشری را تقویت کرده و بعداً باعث سودآوری‌های کلان هم می‌شود. در همین زمینه از امام حسین‌(ع) نقل است: «روزی فرزند او نزد پدر آمد و سوره توحید را خواند. امام حسین‌(ع) سوال کرد پسرم این سوره را چه کسی به تو یاد داده است؟ ایشان از معلم خود نام برد. امام حسین‌(ع) وی را دعوت کرد و به عنوان پاداش دهان او را پر از زر و طلا کرد و فرمود علم‌آموزی قیمت ندارد و اگر بیشتر از اینها هم به معلمان داده شود، جای دوری نمی‌رود.» البته این حادثه الگو و نمونه است؛ والا ممکن است تکرار آن امکان‌پذیر نباشد؛ یعنی هر معلمی با این بودجه درخواست تعلیم کند، مسلم است که آموزش رایگان و امثال آن زیر سوال می‌رود؛ اما نمونه رفتار این است که در برخی موارد جهت تشویق معلمان یا نو‌آموزان و یا به‌طور کلی برای علم و دانش باید اهمیت فوق‌العاده قایل شد. در مورد هدایای بهشتی برای کار‌های نیکو کردن هم این امر مصداق دارد؛ یعنی مثلاً به‌ازای یک خرما صدقه دادن، میلیون‌ها برابر پاداش داده می‌شود. می‌گویند روزی فردی از دنیا رفت و به پیامبر سفارش کرد انبار خرمای او را صدقه دهد. وقتی کار پیامبر تمام شد، یک خرمای کمی پوسیده در ته انبار بود. فرمود: «اگر در زمان زندگی خودش این خرما را صدقه می‌داد، از این همه صدقات که من دادم، پاداش‌اش بیشتر بود.»


» نظر

همدان، پیشتاز سرمایهگذاریهای بینالمللی

همدان، پیشتاز سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی

طرح جامع سرمایه گذاری که در نشریه مناقصه مزایده در مورد استانی کردن سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی ارابه شد، اولین بار توسط استان همدان صورت اجرایی بخود گرفت: همایش یک‌روزه سرمایه‌گذاری بین‌المللی در همدان در حالی گشایش یافت که می‌توان آْن را برای تمام استان‌ها، حتی شهرستان‌ها و روستا‌ها عملی ساخت. مفهوم این امر، آن است که تمام سرمایه‌گذاران فرارکرده  و یا مهاجرت کرده و یا انتقال مکان داده، بدون تغییر محل زندگی، حاصل دسترنج خود را به زادگاه‌شان ارسال دارند. فرآیند این انتقال بسیار پیچیده، و همیشگی بوده است؛ یعنی تمامی انسان‌ها در طول تاریخ که مهاجرت نمودند، هرگز از زادگاه خود روی‌گردان نشدند؛ زیرا علایق دوران کودکی هرگز از ذهن انسان پاک نمی‌شود. این علایق به صورت‌های گوناگون خود را نشان می‌دهد؛ مثلاً ما شاهد هستیم اولین کاری که کارگران فصلی یا کارگران مهاجر انجام می‌دهند، جمع‌آوری دستمزد‌ها و ارسال آن برای اقوام می‌باشد؛ یعنی همه می‌دانند که یک کارگر افغانی که در ایران کار می‌کند، همه مشغله ذهنی‌اش این است که کمتر خرج کند و بیشتر پس‌انداز کرده و آن را به افغانستان بفرستد. همین‌طور کارگران ایرانی که به دبی یا ژاپن می‌روند، نه به خاطر علاقه آنها به چشم بادامی‌ها است، بلکه به خاطر علایق دوستی و حب وطن است و هدف آنها، جمع‌آوری هرچه بیشتر سرمایه و بازگشتن پیروزمندانه به ایران است. البته ممکن است اقامت‌ها یا ازدواج‌هایی هم صورت پذیرد، ولی همه آنها به خاطر ایران است؛ یعنی مهاجر ایرانی می‌خواهد بگوید استعداد او این کار‌ها را انجام داده است و اگر در ایران شناخته می‌شد هرگز چنین کاری نمی‌کرد؛ لذا مرحله دوم سرمایه‌گذاری موردنظر ما از این انگیزه بهره می‌جوید، یعنی ایرانیانی که سرمایه خود را از ابتدا به ایران و همشهری‌ها و بستگان خود فرستاده‌اند که موضوعی از دست رفته است و نه اینکه نتوان برای آن برنامه‌ریزی کرد، ولی بیشتر هدف دسته دوم مهاجران هستند که به‌خاطر احساس تحویل‌نگرفتگی، در خارج از کشور به سرمایه و مال و منالی رسیده‌اند. لذا با حرکت همایش‌گونه استانی یا شهرستانی می‌توان به آنان  یادآوری کرد، قدر شان شناخته و مقدمشان گرامی است.

 

قومیت‌گرایی، پتانسیل سرمایه‌گذاری

قومیت‌گرایی همیشه برای یک ملت تهدید محسوب می‌شود، ولی این امر می‌تواند تبدیل به یک فرصت شود. به لحاظ تئوریک در موارد اختلاف‌انگیز تنها راه وحدت گرایش به پراگماتیسم یا عمل‌گرایی است؛ لذا در این‌گونه موارد، بهترین راه، حل مشکل قومیت‌گرایی و دعوت آنان به سرمایه‌گذاری رقابتی است. عرق ملی و قومی هر‌کس برای این منظور مانند یک موتور محرک مالی و اقتصادی عمل می‌کند. از همایش‌های بین‌المللی که در همایش بین‌المللی ایرانیان خارج از کشور در سالن اجلاس سران الگو‌برداری می‌شود و نمونه آن در استان همدان انجام شد، می‌توان برای تمامی قومیت‌ها رونق اقتصادی، سود‌آوری، اشتغال و رفاه به بار آورد. البته قومیت‌گرایی در نظریات اسلامی هیچ‌گاه تهدید محسوب نمی‌شود؛ زیرا اسلام با یک تئوری ساده این موضوع را حل و فصل نموده است؛ آنجا که فرموده است: «الاسلام وطن المسلم؛ وطن یک مسلمان  اسلام است» هرجا اسلام باشد، همان‌جا وطن اوست و یا وقتی می‌فرمایند: «انما اکرمکم عند‌الله اتقیکم»؛ قبل از آن می‌فرماید اصل و ریشه همه انسان‌ها به یک زوج اولیه بر‌می‌گردد؛ حضرت آدم جد انسان و حضرت حوا، جده همه انسان‌ها است. اختلاف در زبان و رنگ پوست و امثال آن فقط برای شناسایی یکدیگر است و این فرمول بسیار ساده و قابل فهم است که چون همه شبیه هم باشند، امکان شناسایی ویژگی‌های فردی هرکس مقدور نیست؛ لذا همان‌طور که هر‌کس برای خود شخصیت مستقلی قایل است، ظاهر او نیز باید چنین باشد؛ بنابراین سیاه و سفید بودن، ترک و فارس شدن یا امثال آن ریشه در وحدت بشری دارد؛ مثلاً می‌گویند حضرت نوح 4 فرزند پسر داشت؛ هنگامی‌که در کشتی نشسته بودند، باد لباس پدر را کنار زد و وقتی بدن او آشکار شد، فرزندان همه خندیدند جز یکی از آنان و حضرت نوح از خنده آنان ناراحت شد و به آنکه بیش از همه خندیده بود، گفت خداوند رویت را سیاه  کند! و بعد به او اصلا نخندیده وبلکه رو گردادنده بود تا پدر خحل نشود و نامش سام بود  گفت: خداوند رویت را سفید گرداند، این است که نژاد سامی سفید است  ونژادهای دیگر سیاه وسرخ وزرد ...؛ و یا سرخ‌پوستان در افسانه‌های خود می‌گویند خداوند 4 خمیر (گل) درست کرد و آنها را در کوره گذاشت. اولی را که درآورد، هنوز خوب نپخته و آزموده نشده بود و سفید مانده بود! دومی کمی پخت و زرد شده بود، سومی را که آورد، سرخ شده بود؛ محو تماشای این بود که چهارمی یادش رفت و سیاه سوخته شد! مسلماً اقوام زرد یا سیاه هم برای برتری نژاد خود افسانه‌ها خواهند داشت، اما همه اینها عامل تخریب نباید باشد، اقوام بر یکدیگر برتری ندارند و همه با هم یکسان هستند و تنها باتقوا‌ترین آنها نزد خدا محبوب هستند. یکی از روش‌های تقوی هم سود رساندن به دیگران است. بهترین شما کسی است که برای مردم سود‌آور‌تر و مفید‌تر باشد: جمله پیامبر اسلام است که می‌تواند استرانژی سرمایه‌گذاری و سود‌آوری را برای مردم تعیین کند و چه کسانی بهتر از فامیل یا خانواده یا قوم و قبیله انسان برای دریافت این سود اولی‌تر هستند؟ پیامبر اسلام هم در همان اول کار مامور شد به قبیله‌اش توجه کند: «وانذر عشیرتک الاقربین» واین نشان میدهد اولویت هدایت وسود رسانی اگر قوم وقبیله وخویشان باشند اشکالی ندارد.

 

بنزین یک مسئله یا یک اکازیون برای سرمایه گذاری

نقطه ضعف‌های شخصی هیچ‌گاه بر خود انسان اشکار نیست، ولی دشمن همه آنها را شناسایی می‌کند تا بتواند از آن در مواقع لازمه برای ضربه زدن استفاده کند. ملت ایران پس از انقلاب اسلامی ایران حیات دوباره‌ای یافت. در این تجدید حیات یک تجدید حیات جهانی هم بود؛ افت و خیز‌ها شروع شد و مانند طفلی که راه رفتن را می‌آموزد، دوران جدیدی از پویندگی و بالندگی آغاز گردید. زخم‌های اولیه انقلاب اسلامی مانند شهادت بزرگانی چون شهید بهشتی و مطهری و رجایی و‌... بسیار زود و به موقع شروع شدند و جای آن را ایدئولوگ‌ها و دانشمندان جدید گرفتند و کتاب‌های زیادی در حوزه اندیشه نوشتند و یاد این اساتید را زنده و گرامی داشتند؛ اما در زخم دوم، جوانان برومند این مرز و بوم به مصاف دشمن تا دندان مسلح رفتند و در مسلخ عشق جام شهادت نوشیدند، ولی باز جای آنها را در عرصه فن‌آوری و علم و دانش، دانشمندان انرژی هسته‌ای گرفتند. کسانی که در یک دانشگاه و با یک رشته تحصیلی در آن شروع به کار کردند و هنری و علمی آفریدند که دوست و دشمن لب به ستایش آنان گشودند؛ اما امروزه اوباما می‌خواهد تغییر را ایجاد کند و او نمی‌خواهد از راه زخم وارد کردن بیاید، زیرا دیده است هر زخمی بر این نهال تازه‌رس به زودی خوب شده و تنه تناوری را به بار می‌نشاند. امروز سیاست‌مداران غربی مطالعات وسیعی را برای انحراف فکری و اخلاقی این جوانان آغاز کرده‌اند و تصور می‌کنند که جوانان برومندی، همان جوانان خودشان هستند که از حول حلیم در دیگ می‌افتند و با یک کشمش، گرمی‌شان می‌شود و اقدام به مصرف مواد مخدر، مشروبات می‌کنند؛ آخر سر هم یا در کنار خیابان می‌میرند و یا خودشان را از بالای پل‌ها و ساختمان‌ها به زیر می‌اندازند؛ آنها در واقع مرگ این ملت را نشانه رفته‌اند و این مرگ را از جوانان و نوجوانان شروع کرده‌اند، ولی می‌بینیم با تمام کاهش قیمت‌ها و افزایش عرضه آن همه خلاف، جوانان همچنان بالا‌بلند و سرو‌قامت ایستاده‌اند.

 

نمایشگاه غذای حلال

هر ساله در مالزی غذای حلال به نمایش در می‌آید و هر سال پر‌شکوه‌تر می‌شود و نقش ایران و جوانان صنعت‌گر ایرانی برجسته‌تر می‌شود و این نشان می‌دهد مردم دنیا روندی را آغاز کرده‌اند تا از مصرف غذای غیر‌حلال دوری جسته و به مصرف مواد حلال روی بیاورند. بنابر نظریه کارشناسان این گرایش نه تنها در بین مسلمانان افزایش یافتند، حتی در بین غیر‌مسلمانان نیز در حال زیاد شدن است؛ چه آنان معتقدند غذای حلال، همان غذای سالم است که انسان‌های برومند و بلند‌همت به جامعه تحویل می‌دهد. اکنون بحران جهانی در واقع یک فرصت بزرگ است، زیرا مردم از مصرف مواد قبلی به مصرف مواد جدید روی آوردند. تولید‌کنندگان مواد گذشته که اغلب مواد غیر‌حلال از قبیل مواد مخدر، مشروبات، سیگار و ... بود، در حال از دست دادن بازار خود و رفتن به کام نابودی هستند و این بحران است برای آنان، ولی در عوض مسلمانان بازار یک میلیارد و نیمی خود را بر روی کالا‌هایی باز می‌کنند که حلال باشد و سیستم تولیدی جدیدی را بنا می‌نهند. این روند در ایران شتاب بیشتری دارد و مردم در دوران انقلاب اسلامی با شکستن مشروب‌فروشی‌ها و بستن کاباره‌ها این حرکت را آغاز کردند و امروز به انتهای آن نزدیک شده‌اند. اکنون دشمن هیچ کالایی ندارد که بتواند آن را عرضه کند و به ناچار به سراغ کالا‌هایی چون بنزین برود. کنگره آمریکا در ادامه، سیاست‌های تیمی خود را در این سی ساله اخیر تصویب نموده که فروش بنزین را به ایران تحریم کنند؛ اما غافل از آن است که اولاً این یک فرصت برای ایران است، زیرا 80 درصد از درآمد نفت، صرف خرید این ماده آتش‌زا می‌شود و با سهمیه‌بندی کردن آن، می‌توان آن را کاهش داد و پول آن را صرف ایجاد پالایشگاه بنزین نمود؛ علاوه بر اینکه گاز‌سوز نمودن خودرو‌ها به سرعت در حال افزایش است، اما از همه مهم‌تر اینکه فکر خلاق ایرانی به‌زودی شگفتی جدیدی می‌آفریند و آن اینکه کاری خواهد کرد تا این تهدید هم مانند بقیه تهدید‌ها به فرصت تبدیل شود.

سید احمد حسینی ماهینی


» نظر

تئوریهای نوین سرمایهگذاری

تئوری‌های نوین سرمایه‌گذاری

سرمایه‌گذاری (Investing) یکی از فعالیت‌های اصلی هر انسانی است؛ زیرا که انسان تمایل دارد ثروت خود را افزایش دهد. این افزایش ثروت چه در مادیات و چه معنویات فرقی ندارد؛ یعنی در هیچ جایی تمام‌شدنی نیست: «منهومان لایشبعان، طالب‌العلم و طالب‌الدنیا»، دو گروه، گرسنه هستند که هرگز سیری ندارند، طالب دنیا و طالب علم؛ یعنی افزایش ثروت علمی یا ثروت مادی را محدودیتی نیست که شخصی از افزایش آن هراس داشته باشد؛ بلکه برعکس انسان از کاهش ثروت خود ابراز نگرانی دارد. مسئله خساست یا خسیس بودن افراد از همین احساس نشأت می‌گیرد؛ چراکه انسان‌ها، اموال یا ثروت را جزئی از خود و وجود خود می‌دانند و هرگاه کاهش یابد، مانند این است که قطعه‌ای از بدن او را جدا کرده‌اند و این احساس بشری، در همه زمان‌ها و مکان‌ها یکنواخت است؛ یعنی همان‌طور که انسان فرزند خود را دوست دارد، تولیدات و ثروت‌های خود را چه به‌صورت مادی یا معنوی دوست دارد، زیرا آن را جزئی از خود احساس می‌کنند. نویسنده‌ای که مقاله‌ای را می‌نویسد، مانند کفاشی که با دست کفش می‌دوزد یا معماری که یک خانه می‌سازد، رابطه و احساس‌شان یکسان است. برجسته شدن این احساس در مواقعی که تضاد رابطه وجود دارد، بسیار روشن می‌شود: فرض کنید پدری هم فرزند دارد و هم ماشین، تا موقعی‌که فرزندش به ماشین ضربه‌ای نزده است، هر دو را دوست دارد، ولی اگر احیاناً یکی از آن دو به دیگری ضربه ای   بزند، در این حالت دچار تضاد یا دوگانگی می‌شود و حداقل آن با کتک زدن یکی از آنها خود را نشان می‌دهد؛ مثلاً وقتی دست بچه‌اش لای در می‌ماند، ماشین را کتک می‌زند تا خشم خود را نشان دهد و برعکس موقعی که فرزندش شیشه ماشین را می‌شکند، کتک می‌خورد! این نوع عکس‌العمل انسان در همه موارد است. یعنی شادی دوستی فرزند، محصول، بسیاری از مشکلات بشری را می‌سازد و بهره‌کشی از همین‌جا آغاز می‌‌شود. بهره‌کشی یعنی اینکه برای افزایش ثروت خود، محصولات دیگر را از آن خود دانستن انسان بر اثر شدت دوست داشتن فرزندانش ممکن است حتی دست به دزدی هم بزند تا ثروت خود را افزایش دهد.

 

تفاوت سرمایه‌گذاری و سرقت

افزایش ثروت انسان به هر قیمت را نمی‌توان سرمایه‌گذاری نام نهاد؛ زیرا ممکن است این افزایش محصول دیگران باشد. لذا اینجا بحث مالکیت مطرح می‌شود. انسان وقتی می‌تواند سرمایه‌گذاری خود را صحیح بداند که تمام عوامل تولید ثروت یا محصول متعلق به خودش باشد؛ اگر این‌طور نباشد، باید سهم عوامل تولید را بپردازد و این باعث کاهش ثروت او می‌شوئ و این کاهش ثروت همین‌طور که اعلام شد، باعث رنجش شخصی می‌شود و لذا اشخاصی که تمایل به کاهش ثروت ندارند، از دادن سهم عوامل تولید خودداری می‌کنند. شاخص‌ترین نمونه، پرداخت مالیات است. سرمایه‌گذاری، محیط اجتماعی امن و باصرفه می‌خواهد و دولت‌ها وظیفه ایجاد چنین فضای مطمئن را بر عهده دارند و در مقابل، سهمی از عوامل تولید هر محصول را به خود اختصاص می‌دهند؛ اما سرمایه‌گذار در این جالت‌ها دچار تضاد می‌شود؛ یعنی از یک طرف نیاز به امنیت سرمایه‌گذاری او را به سوی دولت جذب می‌کند و از سوی دگیر، کاهش ثروتش از طریق پرداخت مالیات او را از دولت دور می‌کند؛ لذا سرمایه‌دار دو وجهه دارد: دوستدار دولت و مخالت دولت، تا موقعی‌که امنیت تامین باشد، حاضر نیست مالیات خود را پرداخت نماید؛ لذا این قسمت که به عنوان مالیات است اگر پرداخت نشود، سهم عامل تولید پرداخت نشده است و این عدم پرداخت سرقت محسوب می‌شود. سرقت یعنی تخصیص سهم عوامل تولید به خود یا نپرداختن سهم آنان یا برداشتن سهم تولیدی که تعلق به او ندارد؛ لذا سرمایه‌گذاری برخلاف اعلام غرب، شدیداً با اخلاق و ارزش‌ها درگیر است و باید حلال و حرام را رعایت کند و یک سرمایه‌گذاری با سود مشروع باشد.در غیر این صورت، ما شاهد خواهیم بود سرمایه‌داران بسیار ثروتمند و کارگران بسیار فقیر دو طبقه متفاوت به‌وجود می‌آید و این اختلاف طبقاتی هر روز بیشتر می‌شود؛ زیرا ثروتی که سرمایه‌دار اندوخته است، حاصل دسترنج خودش نبوده، بلکه سهم دیگران بوده است که برای خود برداشته است.

 

سهم عوامل تولید ثروت

سرمایه‌گذاری مجموعه عملکرد‌های پیچیده و عوامل تولید ثروت هستند که در نهایت باعث افزایش آن می‌شوند. ابتدا افزایش واقعی نیست، بلکه جمع جدیدی از موجودی‌های قبلی است، مانند یک ساختمان که از مصالح مختلف موجود در جا‌های دیگر ایجاد می‌شود؛ یعنی معمار سفارش خرید آجر را از کارخانه آجر‌پزی و سفارش میل‌گرد را از آهن‌فروشان و سفارش ماسه را از معادن ماسه می‌گیرد و آنها را در یک جا گرد آورده، با طرح خود روی هم می‌چیند و در نهایت یک ساختمان ساخته می‌شود. این ساختمان، یک سرمایه است، افزایش ثروت است و در نتیجه قدرت و ثروت یک شخص را که مالک آن است، بالا می‌برد.

لذا در تجزیه و تحلیل سرمایه‌گذاری هم باید نقش عوامل ترکیبی آن به خوبی شناخته شود؛ البته در دنیای سرمایه‌داری این تجزیه و تحلیل‌ها مهم نیست؛ مردم در واقع از دزدی بدشان می‌آید، ولی به آثار آن احترام می‌گذارند.معنی این حرف آن است که آنها در تجزیه و تحلیل داده‌ها و ستاده‌ها اشتباه می‌کند. داده‌های یک سرمایه‌گذار ممکن است همه آن چیزی نباشد که ستاده‌های آن هستند. در واقع ممکن است داده‌های دیگران باشد، ولی ستاده‌ها را خود بگیرد. مثلاً کارگر کار می‌کند؛ دستمزد او روزانه 8 هزار تومان است، ولی او 5 هزار تومان می‌دهد. این تفاوت حقوق در واقع سرقت سهم کارگر در سرمایه است و البته توجیه این امر، بسیار ساده است. ممکن است آن را زرنگی یا با‌هوش بودن معنی کرد؛ مثلاً وقتی تولید محصول شما 100 تومان می‌ارزد، شما بتوانید آن را 120 تومان بفروشید. این در واقع سرقت کردن از مصرف‌کننده است، اما هیچ‌کس این گران‌فروشی را سرقت یا دزدی نمی‌داند، بلکه اغلب مردم آن را یک نوع شیرین‌زبانی، چرب‌زبانی یا زرنگی محسوب می‌کنند و به همین شکل وقتی زیر پای شما یک دستگاه بنز آخرین مدل باشد، معمولاً از کسی نمی‌پرسد از کجا آورده‌ای، بلکه برعکس همه می‌گویند خوش به حال او و این است تجزیه و تحلیل سهم عوامل در افزایش ثروت و سرمایه‌گذاری کاملاً لازم و یک کار ارزشی است تا حقوق مردم شناسایی و صیانت شود، نه آنکه هرچه دزدید یا مالکیت دیگران را برای خود برداشت، بدون سزا و پاسخ بماند.

 

حذف نقش زمان

در سرمایه‌گذاری به روش غربی زمان نقش مهمی دارد. به محض اینکه مثلاً 100 تومان سرمایه‌گذاری شد، نرخ تورم و بهره در آن محاسبه می‌شود .و زمان عامل موثری در کاهش یا ارزش آن است. به همین دلیل ارزش فعلی Present valuue یا ارزش آتی Future value بسیار مهم است و تفاوت این دو، نرخ بهره است. یعنی به محض اینکه شما پولی را وام می‌گیرید یا سرمایه‌گذاری می‌کنید، چرتکه انداخته می‌شود و کیلو‌متر زده می‌شود. این 100 تومان شما با بهره 19 درصد بعد از یک‌سال می‌شود 119 تومان و برعکس اگر 100 تومان را با 19 درصد وام بدهید، باید 81 تومان تحویل بگیرید! این فرض بر اساس آن است که زمان خود باعث افزایش ثروت می‌شود و ثروت را کاهش می‌دهد (نرخ تنزیل)؛ اما واقعیت این است که سرمایه چه در دست من باشد و چه در دست شما تا با عوامل دیگر ترکیب نشود، تغییری نمی‌کند و این مفهوم تفاوت ربا و بیع است که خداوند فرمود: «احل‌الله البیع و حرم الربوا... خداوند سرمایه‌گذاری را حلال و نزول‌خواری را حرام کرده است» یعنی سرمایه در دست هرکس‌ باشد، فرق نمی‌کند و فقط باید با آن کار کرد تا آن را افزایش داد؛ در حالی‌که در سیستم مراجعه یا سیستم ربوی بانکی، به محض خروج پول از بانک به عنوان وام کنتور بهره شروع به کار می‌کند؛ در حالی‌که عقل سلیم می‌داند خروج پول از بانک ذاتاً سرمایه‌گذاری نیست و نباید ملاک اخذ بهره و سود توسط بانک‌ها یا هر موسسه اعتباری دیگر شود. بنابراین عامل «زمان» منهای عوامل دیگر هیچ نقشی در سرمایه‌گذاری اسلامی ندارد و این تئوری اسلامی است که می‌گوید بهره برای پول حرام است. بهره فقط از طریق کار است و کار ممکن است یدی باشد یا معنوی باشد؛ مثلاً معلم که درس می‌دهد، کار یدی نمی‌کند، بلکه از فکر خودش استفاده می‌کند؛ در حالی‌که ممکن است کارگر یا کشاورز با کندن زمین یا بار زدن و غیره کار یدی انجام دهند. پس ثروت به خودی خود زیاد نمی‌شود. زمان نقش تعیین‌کننده ندارد و فقط با کار کردن می‌توان آن را زیاد کرد و بهره و سود از آن به‌دست آورد.

 

اهمیت انسان‌مداری

در سرمایه‌داری غرب و تئوری‌های آن، انسان همانند چوب و آجر و آهن، یکی از مصالح تولید ثروت با همان معیار‌های یک‌دست و همسان است؛ یعنی بین انسان و حیوان و یا انسان و جمادات هیچ تفاوتی نیست. اولین تئوری‌پرداز بزرگ غرب، انسان را گوریل باهوش می‌داند و در تئوری‌های پیشرفته آنان، حداکثر یکی از اجزای سرمایه 5M محسوب می‌شود: Material، Man! و....  یعنی انسان هم‌ردیف مواد و مصالح است با تمام مشخصات آن؛ در حالی‌که در فرهنگ شرق این برابری، بد‌‌ترین ناسزا محسوب می‌شود. کافی است به یک نفر بگویند حیوان یا بگویند سنگ! این بد‌ترین ناسزا‌ها است و در روایات ما می‌خوانیم که سنگ حجر‌الاسود که در کعبه کار گذاشته شده است، از بهشت آمده و هنگامی که به زمین افتاد تا ارتفاع و محدوده زیادی را نور‌افشانی کرده و در اثر حرارت زیاد از دست دادن، سیاه شده است و این محدوده را حریم کعبه می‌گویند. اما، امام جعفر صادق‌(ع) می‌فرمایند: یک مومن ارزش‌اش بالا‌تر از این سنگ است و این معنی اقتصادی و سرمایه‌گذاری نیز دارد: می‌گوید اگر شما به دنبال زیارت حجر‌الاسود هستید، کافی است قلب مومنی را شاد کنید و یا به او کمک فکری و مالی نمایید. طبیعی است این همه ارزش دادن به انسان، نه به خاطر جسم و اعضای بدن اوست، بلکه به خاطر ؟؟؟ نیست، عقلانیت و اراده اوست. هر چند جسم او نیز ارزشمند است. در حال حاضر در جهان، پر‌سود‌‌ترین عناصر و بالا‌ترین تجارت سودآور، تجارت اعضای بدن انسان است. در همین کشور ما، یک عدد کلیه انسان تا 20 میلیون تومان خرید و فروش می‌شود، چه برسد به قلب، ریه یا کبد و حتی چشم او! یعنی فقیر‌ترین آدم‌ها در ایران، بالای صد میلیون تومان ثروت دارند! و اهمیت این ثروت از دید اولیای دین نیز غافل نمانده است؛ به همین جهت است که خرید و فروش اعضای بدن و حتی نبش قبر کردن یا مثله نمودن حرام است؛ زیرا بدن انسان ارزش دارد و نباید به خاطر سرمایه‌گذاری از آن استفاده کرد. در حالی‌که در فرهنگ سرمایه‌داری غربی با تمام این شعار‌هایی که به عنوان اومانیستی می‌دهند، بدترین ظلم‌ها را به بشر در مقابل سرمایه وارد می‌سازند و استثمار کارگران، جزء ذات سرمایه‌داری غرب است.

 

مالکیت از آن خداوند است

در تئوری‌های نوین سرمایه‌گذاری، همه به این نتیجه رسیده‌اند که سرمایه‌گذاران نباید رابطه مستقیم با سرمایه داشته باشند؛ زیرا نابودی یکی دیگری را به دنبال دارد؛ اگر ثروتمندی بمیرد، امکان اینکه فرزندان او بتوانند همان مسیر را ادامه بدهند، در حد صفر است. معمولاً پس از مرگ سرمایه‌داران، سرمایه‌گذاری آنها هم نابود می‌شود؛ مگر اینکه این رابطه، قطع شود؛ لذا جدیداً تئوری‌های شایسته‌سالاری مطرح شده است. شایسته‌سالاری یعنی ارتباط مالکیت با مدیریت باید جدا باشد و کسانی باید مدیر باشند که بتواند سرمایه‌گذاری را حفظ نمایند و نسبت‌های فامیلی باید از بین برود. این تئوری بسیار ساده و روشن در قرآن بیان شده است: «لله ملکوت السماوات و الارض: همه مالکیت‌ها از آن خداست» معنی سلبی این جمله آن است که هرکسی می‌توانند از این ملک استفاده کند، ولی مالک آن نیستند و مسلم است استفاده از یک ملک به معنی تخریب آن نیست و مالک از آن کسی بیشتر خوشحال می‌شود که ملک او را حفظ کند و آن را افزایش داده یا توانمند کند و برای نشان دادن توانمند‌سازی اشارات زیادی دارد که در زمین بگردید و ببینید عاقبت کسانی که خود را مالک می‌دانستند، به کجا رسیدند! می‌فرماید: « سیروا فی الارض فانظروا کیف عاقبه الذین کذبوا بآیات الله» اما کسانی‌که به مالکیت اهمیت نداده و بلکه بیشتر به مدیریت پرداختند، از زمین خداوند گنج یافتند و ثروت‌های بی‌شمار به‌دست آوردند و چه ثروتی بالا‌تر از قلب انسان‌های با‌ایمان که در تسخیر انبیای الهی قرار گرفتند. نقل است که می‌گویند حوریان بهشتی آنقدر زیبا هستند که تصورش در ذهن نمی‌گنجد؛ امام علی‌(ع) می‌فرماید: «اگر عطر یکی از این حوریان بهشتی در این دنیا بپیچد، تمام مردان دنیا از شوق می‌میرند؛ اما امتیاز انسان از این هم بالا‌تر است، زیرا نقل می‌کنند اگر همسر انسان صالحه باشد، زیبایی او چندان خواهد بود که تمام حوریان نزد او مانند عروسک‌های این دنیایی به نظر می‌رسند و این عشق به خوبی‌ها بالا‌ترین سرمایه انسان‌ها است، زیرا در همین دنیای غرب هم ما می‌بینیم با تمام تحقیر‌هایی که نسبت به انسان روا می‌دارند، ولی عشق و دوستی و محبت را بالا‌ترین سرمایه می‌دانند، فقط کافی است بدانیم تمام زحمت کشیدن‌ها و سرمایه‌اندوزی‌های سرمایه‌داران برای به‌دست آوردن محبت یک محبوب است؛ آنجا که می‌گویند در هر حادثه‌ای پای یک زن در میان است، یعنی تمام فتوحات ناپلئون بناپارت فقط برای به‌دست آوردن یک قلب بوده است.

سید احمد حسینی ماهینی

 


» نظر

تصمیمسازی، نه تصمیمگیری

سخن اولتصمیم‌سازی، نه تصمیم‌گیری

دانش تصمیم‌گیری امروزه بسیار پیشرفته است؛ زیرا برای تصمیم‌گیری تنها نباید بر محفوظات ذهنی یا حتی نظریات آنی (فالبداهه) تأکید کرد؛ بلکه باید بر اساس دانش عمل نمود. امروزه حتی تصمیم‌گیری نیز مهم نیست؛

یعنی تصمیم‌گرفتن بسیار ساده و سطح پایین‌تر از تصمیم‌سازی است. بنا به گفته مهندس صمصامی در جلسه آموزش حامیان ولایت، امروزه کشور ما دچار یک روزمر‌گی شده و مانند اغلب کشور‌ها به تصمیم‌گیری می‌پردازد؛ در حالی‌که فقط تصمیم‌گیری مهم نیست، بلکه باید تصمیم‌ساز بود. وی با اشاره به عدم اصلاح الگوی مصرف به نام سال جاری از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطر‌نشان کرد که ایشان نمونه یک فرد تصمیم‌ساز است؛ یعنی رهنمود‌ها و راهبرد‌های ایشان منشأ تصمیم‌گیری برای بسیاری می‌شود و این همان مفهوم تصمیم‌سازی است. به گزارش خبرنگار مناقصه، در این جلسه همچنین سلسله مراتب دانش نیز بیان شد، بر اساس نمودار ارایه شده، سلسله مراتب دانش برای تصمیم‌گیری به شرح زیر است: خرد، دانش، اطلاعات، داده‌ها؛ از نظر کلی آمار و ارقام و اعداد همه data هستند، یعنی وقتی ما بدانیم که در ایران 75 میلیون جمعیت است و یا کل کشور‌های اروپایی به اندازه ایران مساحت ندارند، اینها ارقام است و مایه تصمیم‌گیری نیست. اگر عدد 75 یا عدد همه برای ما معنی ندارد، برای این است که این اعداد پرورده نشده‌اند. این داده‌ها باید تحلیل و آنالیز شوند ؛ تا بتوان از آن استفاده کرد. در این مرحله اطلاعات ایجاد می‌شود. انسان‌های بدوی با همین روش تصمیم‌گیری کرده‌اند، یعنی آمار و ارقام را می‌گرفتند و با تحلیل کوتاه نتیجه‌گیری می‌کردند. مثلاً با دیدن یک کرمانی که صورتش سبزه است، نتیجه می‌گرفتند که همه کرمانی‌ها سبزه هستند، یا با دیدن یک مریض دیابتی در یک شهر می‌گفتند تمام شهری‌ها، دیابتی هستند. در این مرحله نباید عجولانه تصمیم گرفت، بلکه باید اطلاعات پخته شوند و به صورت دانش درآیند. دانش بشری از تحلیل اطلاعات به دست می‌آید؛ قیاس و استقراء که پایه و اساس علم هستند، در این مرحله قرار می‌گیرند و دانش پزشکی، فنی و مهندسی به وجود می‌آید، اما باز هم برای تصمیم‌گیری زود است؛ زیرا دانش قواعد کلی را بیان می‌کند، اما این‌که مصداق آنها چیست، نیاز به آزمایش دارد که در این مرحله خرد و عقل است که به کمک می‌آید. یک پزشک که تمام علوم پزشکی را می‌خواند، اطلاعات، ارقام و دانش را فرا می‌گیرد، اما اجازه ندارد از آن بدون راهنمای استاد استفاده کند، مگر این‌که به مرحله‌ای برسد که «دکتری» اخذ کند. دکتری یعنی درجه‌ای از دانش که قدرت قضاوت و تصمیم‌گیری به انسان می‌دهد. در علوم قدیم هم همین‌طور است. یک طلبه یا یک دانش‌آموز فقط باید یاد بگیرد. او حق تصمیم‌گیری ندارد و اما از این مهم‌تر، تصمیم‌سازی است؛ یعنی داشتن یک دیدگاه روشن، آینده پژوهشی کامل و ترسیم چشم‌انداز است. با تبیین راهبردهای اصلی، راه برای تصمیم‌گیری دیگران باز می‌شود و امروز، ایران در حال رسیدن به مرحله تصمیم‌سازی برای جهان است؛ زیرا هیچ مقوله جهانی نیست که بدون ایران، قابل بررسی و تحلیل باشد. سید احمد حسینی ماهینی

» نظر

طلیعه ایرانی ثروتمند و قدرتمند

سخن اولطلیعه ایرانی ثروتمند و قدرتمند
ایرانیان مقیم خارج از کشور، طی اجلاس سران کشور‌های اسلامی، حاضر شدند مبلغ 5 هزار بیلیارد دلار در ایران سرمایه‌گذاری کنند. این امر نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران، مرکز امنی برای سرمایه‌گذاری به حساب می‌آید و این علاوه بر آن است که شرکت‌های آمریکایی و انگلیسی پس از 30 سال غیبت با انرژی تمام در نمایشگاه بین‌المللی نفت و گاز شرکت نمود و در مصاحبه‌های مکرر، ایران را نقطه امنی برای سرمایه‌گذاری اعلام کردند؛

چرا که اکنون جهان در دوران رکود اقتصادی به‌سر می‌برد و شرکت‌های بزرگ جهانی از شرق و غرب هر روز اعلام ورشکستگی می‌کنند و سرمایه‌داران و ثروتمندان جهانی در اردوگاه‌های یتیمان، در نوان‌خانه‌ها حاضر شده و تقاضای غذا و نان می‌کنند و نام خود را در لیست انتظار برای کاریابی می‌نویسند. آیا اینان، همان‌هایی نیستند که روزی خدا را بنده نبودند؟ آنهایی نبودند که زمین و زمان را به هم می‌دوختند؟ مگر ماتریالیسم، کمونیسم، اگزیستاسیانیزم و ... و هزاران اسم دیگر، زاییده تفکرات آنها نبود؟ چه شده که امروز دیگر صحبت آنها نیست و گویا اصلاً نبوده و تاریخی چنین از اول وجود نداشته است؟! اینکه چنین سیاه‌روزی به آنان روی کرده است، برای چشمان بینا و عقل‌های بیدار چندان دور نبود، ولی آنان سرمست از باده غرور، هرگز آماده چنین ایامی نبودند و لذا می‌بینیم در اثر از دست دادن شغل یا درآمد، دست به خودکشی و فامیل‌کشی بزنند و تاب و تحمل نداری و فقر را ندارند... تضاد درونی افت و خیز‌ها، بالا و پایین رفتن‌ها، مانند شب و روز به دنبال هم هستند و جامعه بشری به دور از قانون و سنت الهی حرکت‌های دورانی نیست.؛ همان‌طور که هر شب با سپیده به سحر و روز می‌رسد، روز نیز با شفق و غروب به شب می‌پیوندد و این چرخ دوار همچنان می‌گردد و می‌چرخد و فلک را پایه‌گذاری می‌کند. در جامعه بشری نیز این افت‌ و ‌خیز وجود دارد: غرب و شرق، شمال و جنوب، زرد و سرخ، سفید و سیاه، و این است وقتی غرب در اوج قدرت است، شرق در فرودست است. غرب پیشرفت کرده و شرق عقب‌مانده است؛ گویی ظرفیت جهان، ثابت است و فقط جا‌بجا می‌شود: مانند موج دریا که از یک طرف به طرف دیگر می‌رود و همه جهان را می‌پیماید و اکنون این موج به شرق، آن هم شرق وسط، یعنی ایران رسید. ایران اکنون پس از گذار از حضیض عقب‌ماندگی‌ها، می‌رود تا روی موج‌های پیشرفت بالا برود و غرب به ناچار باید هزینه این نو شدن تمدن ایرانی را بپردازد. اکنون ما شاهدیم که هر روز سرمایه‌ها از غرب به شرق سرازیر می‌شود و مغز‌های فرار کرده برمی‌گردند و پول‌های سرقت شده پیدا می‌شوند و در حالی‌که کارخانجات در غرب تعطیل می‌شوند، در ایران رشد می‌یابند و به سراغ جذب مشتری می‌روند. انسان‌های نخبه یکی پس از دیگری، به عرصه گام می‌گذارند و هر روز سرمایه‌ای نو می‌آفرینند و گویا همان قرن نوزدهم و بیستم در حال تکرار است، اما این بار درست 180 درجه برعکس آن ایام، زمانی‌که کارخانه‌ها در غرب، بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شدند و ایران کوچک و کوچک‌تر، اما امروز کارخانه‌های غربی کوچک و کوچک‌تر می‌شوند و ایران بزرگ و بزرگ‌تر و این طلیعه ورود به عصر نوینی است که عصر ایران و ایرانی خواهد بود. تجارت مرگ یکی از دلایل بسیار مهم بحران اقتصادی غرب، فروش ارزان مواد مخدر می‌باشد؛ زیرا یکی از سود‌آور‌ترین و بالا‌ترین درآمد‌ها برای غرب از مواد مخدر بوده و هست و پس از این تجارت اسلحه می‌باشد؛ اما پس از اشغال افغانستان که در جهت افزایش تولید و صدور آن به ایران بود، این قضیه بر‌عکس شد، یعنی هرچه توان تولید را بالا می‌برند، مجبور بودند قیمت را کاهش دهند، زیرا می‌خواستند به هر طریق شده ایرانیان را معتاد نمایند و چون مبارزه جدی در این راه در پیش بود، از راه‌های مختلف باید وارد می‌شدند. یکی از این راه‌ها، ترانزیت مواد مخدر بود. در بازرسی‌های به عمل آمده، نشان داده شده که بسیاری از کامیون‌های حمل و نقل که با مارک بین‌المللی TIR مجهز هستند و نباید در مسیر خود بازرسی شوند، همگی حامل مواد مخدر بوده‌اند. نیروی ناتو مستقیماً در تهیه، ارسال و فروش این مواد دست داشته و کاروان‌های حامل مواد مخدر را پشتیبانی می‌کرده است؛ اما با وجود مبارزات جدی ایران و شهادت بیش از 12 هزار نفر از نیروی انتظامی ایران، موفقیت چشم‌گیری در فروش آن نداشتند، زیرا برنامه آنان نسل‌کشی و نابودی کل مردم ایران بود و اکنون پس از 5 سال اشغال افغانستان می‌بینند که فقط می‌توانند به چند محموله یا چند آمار خود‌ساخته متکی شوند و آن را در مجامع بین‌المللی ارائه دهند و هیچ کاری از دستشان بر نمی‌آید. سیاست پیروز ضد مواد مخدر علی‌رغم کوشش‌هایی که می‌‌شود تا نشان دهد ایران بزرگ‌ترین میدان مواد مخدر و اعتیاد است، خوشبختانه مردم ایران مقاومت خوبی از خود نشان داده‌اند. در کمیسیون امنیت خارجی آمریکا، طرحی در دست اجرا بوده و هست که این بار به جای کمک مالی با رادیو‌ها و رسانه‌های ضد‌ایرانی، آن را در ترویج سکس و مواد مخدر به کار بگیرند. 1200 سایت ضد‌اخلاقی که کارشان ترویج دارو‌های روان‌گردان است، یکی از تصمیمات این کمیسیون بوده است. آنان تصویب کرده بودند به جای حمله نظامی به ایران، حمله اخلاقی داشته باشند؛ زیرا در حملات نظامی کاملاً شکست خورده بودند و می‌خواستند همچون اسپانیایی‌ها که اندلس را از دست مسلمانان خارج کردند، اینان نیز با قتل و کشتار خاموش و تجارت مرگ بار دیگر شاهد مرگ ایرانیان باشند و تاریخ را از وجود این ملت رشید پاک کنند. در جلسه‌ای با حضور کارشناسانی از اداره مبارزه با مواد مخدر، تربیت‌بدنی داشنگاه تهران، ریاست دانشکده حقوق دانشگاه تهران و خبرنگار مناقصه و تنی چند از مسؤولین، این موضوع مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. بر اساس اعلام کارشناسان، در این جلسه تولید مواد مخدر در افغانستان به صورت کاملاً مکانیزه و با حضور کارشناسان بسیار قوی در امر شیمی و متخصصان علوم وابسته و ایجاد لابراتور‌های تخصصی به 9 برابر رسیده، ولی بیش از 50 درصد این محموله‌ها در حین تردد کشف و ضبط گردیده است و قیمت آن به نصف کاهش داده شده که همه اینها زیان غرب است و باعث هرچه بیشتر شدن بحران اقتصادی آنها شده است. سید احمد حسینی ماهینی

» نظر

اجرا مهم است (310)

اجرا مهم است (310)





نه اینها برنامه‌ای دارند نه آنها! خیلی از افراد (مخصوصاً کاندیداهای ریاست جمهوری) فریادشان به هوا بلند می‌شود که دولت فعلی برنامه ندارد، هیچ حزبی هم ندارد که برایش برنامه بنویسد و در اول کار خود هم سازمان برنامه را منحل و به استانداری‌ها ملحق کرد... ولی خودشان هم برنامه ندارند! آقای خاتمی رییس جمهور سابق که تجربه‌ی دو دوره ریاست جمهوری هم دارد و قصد کاندیداتوری ندارد، گفته که هرکس می‌خواهد بیاید با برنامه بیاید! و عجیب است در دیدارهایی هم که باچند تن از کاندیداها مخصوصاً آقایان کروبی داشته آنها نیز همین سخنرانی‌های خود را برنامه اعلام کردند و گفتند با هر گروهی که ملاقات می‌کنیم، مواضع خود را در مورد آن گروه و رشته مربوطه اعلام می‌کنیم. طبیعی است وقتی این مواضع جمع‌آوری و جمع‌بندی شود، می‌تواند یک برنامه باشد. اما برنامه‌ای در حد تئوری و یا حرف و برنامه‌ای که به عمل نرسیده و آزموده نشده است. در واقع این نشان می‌دهد با آمدن هر کدام از این کاندیداها، سناریوی آزمون و خطا همچنان پابرجا خواهد بود و این مردم همچنان محیط آزمایشگاهی خواهند بود که مدیران بیایند و آزموده شوند و بروند! و البته این فقط مربوط به کاندیداهای ایرانی نیست، بلکه کاندیداهای دیگر کشورها هم همینطور هستند. آنان دو سه ماه مانده به انتخابات چند نفر را دعوت می‌کنند و القابی چون کارشناس کارکشته و کاردان و غیره به آنان می‌بندند و جمع نظرات آنها را برنامه گفته و به عنوان کار خود مطرح می‌کنند ولی همه تاریخ شاهد است که دو روز از انتخابات نگذاشته؛ همه این حرف‌ها و برنامه‌ها پوچ از آب در می‌آید. در زمان خودمان؛ اوباما چقدر مناظره کرد و چه مقدار در باب تغییر صحبت کرد؟ ولی همه می‌دانند و می‌دانستند که چنین چیزی ممکن نیست زیرا اصولاً شما دانه‌ای که در زمین شوره‌زار می‌کارید، از اول معلوم است که محصول نمی‌دهد. سازمان‌های بین‌المللی و یا هر سازمان دیگری بر اساس اهداف معینی به وجود آمده‌اند و در آنها نمی‌توان تغییرات داد زیرا ماهیت خود را از دست داده و بی‌هویت می‌شوند. مثلاً اگر ما از خودروی سواری به جای وانت کار بکشیم، بدیهی است که امکان دارد؛ ولی هر عقل سلیمی می‌گوید این خود رو برای سواری است نه بارکشی، لذا بهترین راه تغییر، عوض کردن سیستم یا از بین بردن نهادهای قبلی و ایجاد نهادهای جدید است. زیرا نهادهای جدید در چارچوب مأموریت‌های جدید تعریف می‌شوند و همین تعریف جدیدِ هویت آنهاست که اگر از آنها دست بردارند، فلسفه وجودی خود را از دست می‌دهند... مثلاً سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همانطور که از ابتدا تعریف شد و به وجود آمد، با هدف حفظ انقلاب اسلامی بود. یعنی ماهیتاً وظیفه او حفظ انقلاب اسلامی است، حال اگر انتظار دیگری داشته باشیم و مثلاً بگوییم تغییر کند و از غیر از انقلاب اسلامی یا ضد انقلاب اسلامی دفاع کند، ماهیت خود را از دست می‌دهد. حتی اگر برای سازندگی هم به کار گرفته می‌شود، باید به این ضرورت برسد که این کار نیاز انقلاب اسلامی است و لذا با این حرکت ممکن است در پروژه‌های عمرانی هم شرکت کند، کامپیوتر هم بسازد و این عدول از برنامه یا استراتژی نیست، بلکه گسترش یا توضیح نوین از وظایف است. یا ارتش، وظیفه حراست از مرزهای کشور را دارد لذا اگر از او بخواهیم که در امنیت داخلی کمک کند باید بگوییم که این امر در راستای جلوگیری از نفوذ دشمن فرامرزی است و الّا تبدیل به نیروی انتظامی شده و چون تجربه نیروی انتظامی را هم ندارد، در مأموریت خود شکست می‌خورد. لذا سازمان‌های بین‌المللی هم از این تعاریف و اهداف مستثنی نیستند. آنها همان کاری را انجام می‌دهند که برای آن به وجود آمدند و البته به وجود آمدن واقعی و نه روی کاغذ. سازمان ملل متحد ممکن است منشور چند صفحه‌ای هم بنویسد و شعارهای زیادی هم بدهد، ولی اساس آن برای حفظ قدرت آمریکابوده است زیرا قبل از آن جامعه ملل وجود داشته و مقر آن در اروپا و شهر ژنو بود ولی چرا آن منحل شد و این به وجود آمد؛ برای این‌که جامعه ملل، تفکر اروپایی داشت و در جهت حفظ منافع اروپا قدم برمی‌داشت و این به‌نفع آمریکا که پیروز میدان جنک محسوب می‌شد نبود. لذا می‌بینیم به علت شکست اروپا، سازمان‌ها و نهادهای آن‌هم شکست خورده و نابود می‌شوند و با پیروزی آمریکا سازمان‌های جدید ولو مشابه قبل ولی با هدف دفاع از منافع آمریکا به وجود می‌آورند. این‌که گفته شود جامعه ملل برنامه نداشته یا استراتژی آن مشخص نبود، اصلاً اینطور نیست. بلکه فقط هدف آن فرق می‌کرده است. برای همین مثلاً جامعه ملل به‌ دنبال دادگاه‌های جنایت جنگی بود تا کشتارهای انجام شده در هیروشیما و غیره را محکوم کند و آمریکا با انحلال جامعه ملل، دادگاه‌های جنایات جنگی را هم تعطیل کرد و تا50 سال این دادگاه‌ها نابود شدند، بعد هم که به وجود آمد باز با اهداف آمریکا منطبق بود یعنی به جای این‌که هیروشیما و ناکازاکی و یا قتل عام فلسطینیان و یا غیره را بررسی کند؛ بر عکس مفهوم جدیدی به نام تروریسم خلق کرد و کلیه دشمنان آمریکا را در آن محاکمه کرد یعنی در طول این مدت شصت سال فقط در مسأله‌ی بوسنی و محاکمه صرب‌ها اقدام شد آن‌هم به دلیل این‌که آمریکا در طرف مقابل قرار داشت یعنی محاکمه صرب‌ها برای این نبود که جنایات جنگی مرتکب شدند و الّا صدام یا پینوشه و یا حتی استالین از همه خونخواران بیشتر به محاکمه نزدیک‌تر بودند؛ بلکه فقط به این دلیل بود که طرف پیروز جنگ را که امریکا بود نشان دهد و زوال مارشال تیتو را به تمامی جهان اعلام نماید. همه سازمان‌های وابسته به سازمان ملل نیز همینطور هستند. یونسکو وقتی یک مقبره بوداییان در افغانستان تخریب می‌شود، دادش بالا می‌رود؛ ولی الآن که سیصد نقطه تاریخی و مقدس در مکه و مدینه تخریب شده، چه کرده‌اند؟

پس اجرا مهم است بر خلاف آنچه که ادعا می‌شود، برنامه‌ها بسیار زیاد است و از فزونی آن روی هم انباشته شده‌اند. بسیار ی از طرح‌هایی که الآن اجرا می‌شود همگی قبلاً و شاید حتی 50 سال پیش برنامه‌ریزی شده است مانند مترو و یا طرح‌های کشاورزی و ساختمانی. اما مهم این است که تا حالا اجرا نشده بود و در واقع در حد حرف و تئوری باقی مانده بود؛ لذا اجرا مهم است و طرح دادن زیاد مهم نیست. طرح‌ها همیشه بوده‌اند، ذهن (سر) بشر اصولاً درد می‌کند برای طرح دادن، یک لحظه مغز ما از فعالیت باز نمی‌ایستد. همیشه در حال طرح دادن و نقشه کشیدن است، حتی نیمه شب‌ها کسی که از بی‌خوابی رنج می‌برد، علتش آن است که طرح‌های روزانه او تمام نشده و راه‌حل‌هایش به نتیجه نرسیده است. لذا مغز انسان که به‌همه طرح‌ها متعهد است نمی‌تواند کار را نیمه تمام رها کند پس در همان نیمه شب تا خیال شما از اتمام طرح ذهنی‌تان راحت نشود به‌خواب نمی‌روید. در واقع ذهن فعال شماست که نمی‌گذارد بخوابید. او وجدان کاری را می‌داند و تا طرح تهیه و تصویب نکند نمی‌گذارد شما بخواب بروید اما می‌بینیم وقتی صبح از خواب بیدار می‌شویم، همه آنها را فراموش کرده‌ایم و به دنبال انجام کارهای روتین خود می‌رویم زیرا گرسنگی و تشنگی و لباس قیمت دارد و لذا صبح که گرسنه از خواب بیدار می‌شویم، با شکم پر دیشب فرق داریم؛ این است که اول به سراغ سیر کردن شکم و خوردن ناشتا و یا صبحانه می‌رویم و اگر چیزی هم از طرح دیشب یادمان آمد، سری تکان می‌دهیم و به خود می گوییم حالا! این نشان می‌دهد که طرح همیشه بوده، حتی به صورت تفضیلی. شما به شهرداری تهران بروید و ببینید چه مقدار طرح‌های تفضیلی در بایگانی هست و چه مقدار از این طرح‌ها پاره و یا دور ریخته شده و چه مقدار راجع به آن بحث شده است. مدیر مسؤول یکی از روزنامه‌ها در سخنرانی خود در جشنواره اولین همایش نوآوری و شکوفایی و عدالت اقتصادی گفت که ما اصلاً آمایش نداریم! ما اصلا دانشگاه مدیریت نداریم. اتفاقاً در همان جلسه مطلبی راجع به آمایش سرزمین در نشریه مناقصه مزایده چاپ شده بود. آن را به او نشان دادم. ما در همه زمینه‌ها تحقیقات کافی داریم فقط مهم این است که این تحقیقات اجرا نشده است. چرا اجرا نمی‌شود؟؟ برای این‌که اهداف دیگری دارد. هرکس از دیدگاه خود آمایش سرزمین می‌کند! یکی می‌گوید ما زمین‌ها را در ایران تحویل اسراییلی‌ها بدهیم و سود از آنها بگیریم! دیگری می‌گوید به ژاپنی‌ها واگذار کنیم همه دنیارا اشباع خواهند کرد، چون خودشان زمین کم دارند! و برخی‌ها می‌گویند به کشاورزان واگذار کنیم، خودشان می‌دانند چکار کنند و عده‌ای هم می‌گویند که به بازار و سرمایه‌داران واگذار کنیم. آنها خود عاقل هستند و می‌دانند چگونه از آن استفاده کنند! لذا تا این تفاوت دیدگاه‌ها هست هیچکس آمایش دیگری را قبول ندارد. امتحان آن‌هم مجانی است شما زحمت می‌کشید روزنامه‌ای را باخون دل منتشر می‌کنید یکی می‌گوید مثلاً این هم شد نشریه؟ دیگری می‌گوید کاغذ کاهی خوب جواب نمی‌دهد و.... در موقع کار و زندگی هم همینطور است شما صبح تا شب کار می‌کنید و یک پولی به دست می‌آورید و آن را به خانه می‌برید، پدر یا مادر یا برادر و یا همسر شما چه می‌گویند؟ همسر شما می‌گوید همین؟ با این مبلغ من چه کنم؟ مادر شما می‌گوید پسرم خودش را به آب و آتش می‌زند برای چه کسی؟ ولی شما نباید به این دیگاه‌های متفاوت توجه کنید زیرا سرگردان خواهید شد. چون هر کس در ذهن خود طرحی دارد و برنامه‌ای برای زندگی می‌کشد و نقشه‌هایش را تکمیل می‌کند ولی برای هیچ کس مهم نیست! حتی برای کسی که به ظاهر تو را تشویق می‌کند هم مهم نیست، از نظر او تو مهم هستی نه کارت و می‌خواهد تو روحیه داشته باشی. برای امتحان کافی است که او را رودررو با مخالفان خودتان قرار دهید می‌بینید؛ می‌گوید البته حرف شما هم صحیح است این آقا یا این خانم هم زیاد زحمت نمی‌کشد و من‌هم بارها به او تذکر داده‌ام! به‌راحتی شما را می‌فروشد زیرا می‌بیند شما پا را از گلیمتان بیشتر دراز کرده‌اید و می‌خواهید از او به نفع خودتان تأیید بگیرید! کشورها هم همینطورند. سازمان‌های بین‌المللی و داخلی هم همینطور؛ زیرا به وجود آورنده آنها هم من و شما هستیم، کسی از عالم بالا یا از اجنه این سازمان‌ها را به وجود نیاورده است. رییس سازمان ملل هم فردی است مثل شما، رییس جمهور هم یک انسان است با تمایلات مثل شما. او هم از تشویق خوشحال می‌شود و از تنبیه یا انتقاد ناراحت. از ناسپاسی بیزار است و حق‌طلبی را دوست دارد. ولی فرق تمام آنها در طرح و برنامه نیست بلکه در هدف است. در همین طرح تحول، دولت همه اقتصاددانان را دعوت نمود سال‌ها کار کارشناسی کرد اما مجلس چه گفت و چه کرد؟ او هم می‌خواهد از ابتدا کارشناسان را دعوت کند و کار کارشناسی کند، چرا؟ چون با نظر او یا به‌عبارت علمی‌تر با اهداف مورد نظر مجلس نمی‌خواند. حداقل این است که می‌گویند طرح باید از سوی مجلس باشد نه دولت! دولت باید لایحه بدهد. معنی این حرف می‌تواند این باشد که یا دولت به وظایف قانونی عمل نکرده یعنی به جای لایحه، طرح داده است و یا مجلس به وظایف خود عمل نکرده و طرحی در این خصوص تهیه نکرده است. کاندیداهای ریاست جمهوری هم حتی آنهایی‌که دو دوره تجربه دارند، می‌دانند که طرح وجود دارد ولی برای تبلیغات انتخاباتی آن را نفی می‌کنند. طرح تحول اقتصادی چیزی نیست که کسی با اصل آن مخالف باشد، اما چه کسی آن را مطرح و به نام چه کسی مطرح می‌شود مهم است. لذا جهت این‌که حمل بر خودپسندی یا موارد مذموم نشود، اصل موضع تکذیب می‌شود. مثلاً اگر کسی توهین کرد، ما نمی‌گوییم متشکرم؛ بلکه می‌گوییم این فرد اصلاً ادب ندارد! سید احمد حسینی ماهینی


» نظر

منطقه لوشان رودبار مکان خوبی برای دپوی کالا است

اخبارمنطقه لوشان رودبار مکان خوبی برای دپوی کالا است

رودبار؛ شهری با قدمت 6000 ساله چندی پیش ما را در دامان خود پذیرفت تا ازمناظر زیبا و دل‌انگیز آن دیدن داشته باشیم و لحظه‌ای در این شهر خود را به وسعت طبیعت بسپاریم. در سفر به این شهر، علاوه بر گشت و گذار با آقای ناصر مردان‌پور؛ فرماندار شهرستان رودبار نیز مصاحبه‌ای انجام دادیم که در زیر می‌آید: در مورد خودتان و پیشینه‌تان بگویید؟ من ناصر مردان‌پور هستم. سابقه کاری من عمدتاً در حوزه‌های احتماعی و فرهنگی بوده و از نیروهای شاغل در سپاه پاسداران بودم. دولت نهم این افتخار را داد که در حوزه فرمانداری در سمت فرماندار رودبار باشم. فعالیت‌هایم در گذشته در مورد مباحث اجتماعی مثل بحران هویت، گرایش به فرهنگ غربی، مبحث مربوط به جوانان و... بود. تحصیلاتم در کارشناسی ارشد جامعه شناسی است. مطالعات در حوزه مدیریتی را هم دنبال می‌کنم. با توجه به اینکه در این حوزه هم مسؤولیت پژوهشی داشتم، از سال 69 با وزارت کشور برای انجام کار مطالعاتی حضور داشتم و تا سال 75 کار مطالعاتی انجام می‌دادم. در سال 81 در جشنواره سلمان فارسی به عنوان محقق نمونه انتخاب شدم و از نیروهای پ‍‍‍‍ژوهشکده تحقیقات اسلامی سپاه هستم و چهارمین سال است که مسؤولیت در فرمانداری رودبار را دارم. از پیشینه و نژاد و فرهنگ رودبار بگویید؟ رودبار یکی از مناطق باستانی چندین هزار ساله است. 2500 کیلو متر وسعت و 70 کیلو متر با مرکز استان فاصله دارد. این شهرستان شامل ? شهر و ? بخش و ?? دهستان و ??? آبادیست. شهرهای رودبار شامل رودبار، لوشان، منجیل و رستم‌آباد است. این شهرستان با وسعت ???? کیلومتر مربع دومین شهرستان استان گیلان به لحاظ و سعت است و از شمال به رشت، ازجنوب به استان قزوین و از غرب به فومن و استان زنجان محدود می‌شود. شهرستان رودبار درکرانه سفیدرود و در منطقه‌ای کوهستانی قرار گرفته‌است و آب و هوای آن تحت تأثیر هوای خشک و نیمه خشک ناحیه مرکزی قرار دارد. از نظر آب و هوایی این منطقه به ویژه شهر زیبای رودبار دارای آب و هوای مدیترانه‌ای می‌باشند که آب وهوایی مساعد برای رویش درختان زیتون است. این منطقه درمسیر بادهای دایمی دره سفید رود قرارگرفته که بادهای آن معروف است. درواقع هنگام گذر از رودبار و رسیدن به رشت، گیلان باتمام تنوع و زیبایی‌هایش به گونه‌ای موجز و فشرده ازپیش چشم می‌گذرد. در رودبار، اقوام گوناگون در کنار یکدیگر زندگی کنند و این امر منجربه تنوع مردم شناختی این شهرستان شده‌ است که در بر گیرنده دیلمی‌ها،کرمانج ‌ها، تالشی‌ها و آذری‌ها می‌باشد. رودبار به نام‌های مختلفی از جمله «خشکه رودبار»، «رودبارمحمد زمان خانی»،«رودبار زیتون» «پیلده رودبار» معروف بوده‌است. آثار بدست آمده در تپه مارلیک حاکی از وجود تمدنی کهن دراین منطقه‌است که مربوط به هزاره دوم قبل ازمیلاد می‌باشد. چند نفر جمعیت دارد و در مورد ویژگی‌های گردشگری رودبار بگویید؟ بیش از 104 هزار نفر جمعیت دارد. 7 شهر و 4 بخش در رودبار داریم؛ بخش امارلو، رحمت‌آباد، خورگان و بخش مرکزی. 4 تا از این شهر‌ها در مسیر اصلی کریدور ورودی مرکزی ایران به استان گیلان است. این شهر‌ها را همه مسافرین بازدید می‌کنند. لوشان با توجه به شرایط آب و هوایی به شهر آفتاب معروف است و شرایط آب و هوایی استثنایی دارد. آفتاب، منابع، نیروگاه‌ها، پل خشتی لوشان امام‌زاده حمزه از جاذبه‌ها و امکانات این شهر است. لوشان قابلیت‌های زیادی برای جذب گردشگر و سرمایه‌گذاری دارد. در طول سال هرگز در آنجا کار تعطیل نیست، چون آب و هوایش خوب است. بارانداز خوبی برای دپوی کالا برای صادرات از ایران به کشور‌های آسیای میانه و از آسیای میانه به ایران می‌تواند باشد. در کل؛ منطقه اقتصادی ویژه را بیشتر در حوزه نگه‌داری کالا می‌توان در لوشان داشت. شهر دیگر، منجیل است. باد منجیل، یک جاذبه است که در هیچ جای ایران نیست. این باد می‌تواند تابلویی باشد برای تماشای مناظر زیبای خم شدن درختان زیتون. توریبن‌های نیروگاه بادی و سد منجیل از دیگر جاذبه‌هاست. بیش از 70 درصد مزارع کشاورزی گیلان از اینجا مشروب می‌شوند. باغات زیتون در مناطق منجیل هم چشم‌انداز‌های خوبی را شکل داده است. روستای تاریخی هرزه‌ویل در ناصرخسرو ذکر شده و از درخت سرو هرزه ویل نام برده که آن درخت سرو هنوز هم هست و این درخت یک تاریخی است برای منجیل و رودبار. هرزه‌ویل منطقه ییلاقی خوش آب و هوایی است. بالا‌دست هرزه‌ویل، منطقه آسمان‌سرا را داریم که درختان بسیار بلند و پوشیده دارد. آب و هوایش در بهار، تابستان و پاییز بسیار خوب و در زمستان هم برف، زیبایی خاصی به این منطقه می‌بخشد. این منطقه، هم به رودبار و هم به منجیل مشرف است. از از تونل‌های منجیل که رد شدید، وارد رودبار می‌شوید. با پسوند درختان زیتون‌اش رودبار را می‌شناسند. دو ویژگی رودبار: از نظر موقعیت طبیعی، رودخانه سپید رود، شهر را به دو تکه مجزا تقسیم می‌کند. مثل صفحه کتابی که یک طرف‌اش به مناطق مسیر اصلی قرار دارد و قسمت دوم که بافت اصلی رودبار را شکل می‌دهد. مناطق بالا‌بازار، میان‌بازار و پایین‌بازار و درختان زیتون و مناظر زیبا که در سینه‌کش کوه وجود دارد. در رودبار منطقه گلزار شهدای رودبار وجود دارد که اگر از این نقطه به رودبار نگاه کنید، کل رودبار را از بالا می‌بینید. این منظره چنان زیباست که این زیبایی را در هیچ جای کشور نمی‌توانید ببینید. مسافرین از خط اصلی عبور می‌کنند و این زیبایی را نمی‌بینند. اگر فضایی فراهم شود که از این قسمت به رودبار نگاه کنند و در آنجا اتراق کنند، مسافران، پر‌خاطره‌ترین و زیبا‌ترین روز‌ها را در رودبار سپری خواهند کرد. رود سپید‌رود در عین حال که تأمین‌کننده آب کشاورزی 70 درصد از مناطق کشاورزی گیلان است، خود این رود هم از بعد زیست‌محیطی و هم از بعد تربیت‌بدنی و هم گردشگری جاذبه‌های بسیاری را ایجاد کرده است. مسابقات آب و خاک بین‌المللی ایران، از پایاب سد سفید‌رود تا سد تالیک اجرا شد. این منطقه‌ای است که ورزش‌های قایق‌رانی باید انجام شود و هرساله کمپینگ تمرینات تیم ملی در اینجاست. در عین حال زیر‌ساخت‌های لازم برای آن قابلیت‌ها فراهم نشده است. همچنین در حاشیه این رودخانه، با توجه به شرایط آب و هوایی، رودبار بیش از 70 درصد معادن شن و ماسه را در خود دارد. همه پروژه‌های کوچک و بزرگ گیلان، چشم امیدشان در ساخت و ساز‌ها به شن و ماسه شهرستان رودبار است. معادن رودی و کوهی که وجود دارد، می‌تواند به سرمایه‌گذاری‌های مربوط به معدن مفید باشد. ویژگی دیگر شهر رودبار این است که این شهر یکپارچه نیست و محلات مختلف کل شهر را تشکیل داده‌اند و افراد مختلف همدیگر را با محلات‌شان می‌شناسند. فرهنگ‌ها و هویت‌شان مربوط به محلات‌شان است. بعد از شهر رودبار، روستا‌های بسیار زیادی هست. روستای گنجه که به واسطه کارخانه کفش و چرم گنجه و زیتون اتکا بیش از 3000 نفر در همین روستا مشغول به کار بودند. الآن از آن ابهت روستای گنجه، اسمی بیشتر نمانده است. بعد از گنجه، جوبند است که ویژگی خاص خودش را دارد. بعد از آن، رستم‌آباد به واسطه مسایل باستان‌شناسی، میراث فرهنگی و گردشگری با وجود منطقه جمشید‌آباد و تخت جلالیه‌اش از اهمیت بسیار برخوردار است. محدوده شهرستان رودبار در این محور، بعد از طی روستا‌های اسکلک، ویزون و نقله‌ور به امام‌زاده هاشم رودبار می‌خورد و تمام می‌شود. این مناطق، مناطق محور اصلی بود. در مورد مناطق کوهستانی رودبار بگویید؟ منطقه کوهستانی شهرستان از زیبا‌ترین مناطق گیلان و شاید کشور است. بخش‌های رحمت‌آباد، بلوکات و شهر توتکاون را در سینه‌کش کوه درفک دارید. کوه درفک به عنوان بام استان گیلان است. شما روی کوه درفک بایستید، همه استان گیلان را از شرق‌ترین نقطه تا غرب‌ترین و شمالی‌ترین و جنوبی‌ترین نقطه خواهید دید. خود قله درفک، چشم‌انداز‌هایی را ایجاد می‌کند که در مواقعی ابر‌ها در پایین کوه و شما در بالا، فضای آفتابی را می‌بینید و یک سفره بزرگی پهن شده، انگار فرشی است که شاید در جای دیگر این فضا را نبینید (در حدود 300 متر). ما الآن برای همین منطقه، پروژه‌های گردشگری بسیار خوبی داریم. سرمایه‌گذاران را دعوت کردیم و مراحل پایانی کارشان را طی می‌کنند که شاید به زودی شاهد کلنگ‌زنی تله‌کابین توتکاون به درفک باشیم. این پروژه در حال حاضر از بزرگ‌ترین پروژه‌های جهانی در تله‌کابین است. بیش از 12 کیلو‌متر طول دارد که بزرگ‌ترین تله‌کابین جهان 5/8 کیلو‌متر است. اگر این پروژه احداث شود، در طی مسیر در یک ساعت هم آب و هوای آفتابی و هم بارانی و هم برفی را تجربه خواهید کرد و هم کوه و جنگل را خواهید دید و به نوک کوه هم که رسید، به غار یخی خواهید رسید. سرمایه‌گذاران در این حوزه، طرح‌های بسیار زیبایی آماده کردند و کارشناسان را از کشور‌های مختلف به خدمت گرفتند تا این طرح را بتوانند به خوبی به انجام برسانند و بالای 300 میلیارد تومان هم در این پروژه سرمایه‌گذاری می‌شود. این پروژه، در عین این‌که یک پروژه ورزشی است، یک پروژه فرهنگی است. یعنی دارای زیر‌ساخت‌های فرهنگی که سوژه‌های باستان‌شناسی و زیست‌شناسی و زمین‌شناسی در خود دارد. سالن‌های متعدد برای نشست‌های علمی متعدد، ورزش‌های تابستانی و در حوزه‌های مختلف طرح‌های جالبی آماده می‌شود و در عین این‌که مهمان‌سرا و هتل‌های پیشرفته را در مناطق مختلف برنامه‌ریزی می‌کنند. با این وضعیت یک چنین کاری بخواهد صورت بگیرد، می‌تواند توجهات را برای استقرار مهمانان و مردم، چه داخل و چه خارج به خودش جلب کند. در منطقه خورگام مناطق بسیار زیبا و دیدنی وجود دارد. روستای شاه شهیدان در منطقه خورگام قرار دارد و دارای آداب و مراسم سنتی و زیارتی ویژه‌ای است که به عنوان روستایی که هدف گردشگری سیاحتی، زیارتی هم دارد می‌توند تعریف شود. یک راه ارتباطی را تعریف کردیم، کلنگ‌زنی هم کردیم و اعتبار هم گذاشتیم، موانعی را بعضی عزیزان ایجاد کردند که غیر‌منطقی بود و اگر برداشته می‌شد، شاید روستای شاه شهیدان یکی از قطب‌های بزرگ گردشگری کشور می‌شد. با توجه به این‌که روستا در کنار قله درفک قرار دارد و جاذبه‌های دیگری هم دارد برای سیاحت و زیارت می‌تواند مؤثر باشد. راه‌اش از مرکز استان در حدود 70 کیلو‌متر نزدیک می‌شد. منطقه خورگام جذابیت‌ها و مراتع بسیاری دارد. کوه‌های بسیار زیبا و پوشش‌های جنگلی بسیار زیبا دارد. * موانعی که برایتان ایجاد شد، چه موانعی بود؟ موانع بودجه‌ای بود؟ - موانع بودجه‌ای نبود، بلکه مدیریتی بوده است. در حوزه منابع طبیعی مشکل داشتیم. اما منطقه امارلو بخشی است که ویژگی‌های منحصر به فردی دارد. منطقه داماش و گل سوسن چلچراغ که در سطح دنیا منحصر به فرد است، از نظر شواهد و بررسی‌های زیست‌محیطی در لنکران آذربایجان و در داماش گیلان این گل پرورش می‌یابد و عمرش هم بسیار بسیار کوتاه است و همین گل خودش سالانه گردشگران بسیاری را خرداد ماه جذب می‌کند، هرچند که متأسفانه با این شرایط آب و هوایی که ایجاد شده، این گل آفت‌زده شده است. این روستا در سفر ریاست جمهوری به عنوان روستای بین‌المللی هدف گردشگری معرفی شد. این روستا قابلیت این را دارد که در سطح بین‌المللی گردشگران را به خودش جذب کند و این نشان می‌دهد چشم‌انداز‌ها و قابلیت‌های بسیاری را روستای داماش دارد. هم مراتع، هم جنگل‌ها و هم گیاهان مختلف و خاص داماش می‌تواند از داماش یک مرکز ثقل گردشگری تشکیل دهد. در عین این‌که کارخانه آب معدنی داماش در همین روستاست

» نظر

همدان، پیشتاز سرمایهگذاریهای بینالمللی

همدان، پیشتاز سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی

طرح مناقصه مزایده در مورد استانی کردن سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی، اولین بار توسط استان همدان صورت گرفت. همایش یک‌روزه سرمایه‌گذاری بین‌المللی در همدان در حالی گشایش یافت که می‌توان آْن را برای تمام استان‌ها، حتی شهرستان‌ها و روستا‌ها عملی ساخت. مفهوم این امر، آن است که تمام سرمایه‌گذاران فرار و یا مهاجرت کرده و یا انتقال مکان داده، بدون تغییر محل زندگی، حاصل دسترنج خود را به زادگاه‌شان ارسال دارند. فرآیند این انتقال بسیار پیچیده، همیشگی بوده است؛ یعنی تمامی انسان‌ها در طول تاریخ که مهاجرت نمودند، هرگز از زادگاه خود روی‌گردان نشدند؛ زیرا علایق دوران کودکی هرگز از ذهن انسان پاک نمی‌شود. این علایق به صورت‌های گوناگون خود را نشان می‌دهد؛ مثلاً ما شاهد هستیم اولین کاری که کارگران فصل یا کارگران مهاجر انجام می‌دهند، جمع‌آوری دستمزد‌ها و ارسال آن برای اقوام می‌باشد؛ یعنی همه می‌دانند که یک کارگر افغانی که در ایران کار می‌کند، همه مشغله ذهنی‌اش این است که کمتر خرج کند و بیشتر پس‌انداز کرده و آن را به افغانستان بفرستد. همین‌طور کارگران ایرانی که به دبی یا ژاپن می‌روند، نه به خاطر علاقه آنها به چشم بادامی‌ها است، بلکه به خاطر علایق دوستی و حب وطن است و هدف آنها، جمع‌آوری هرچه بیشتر سرمایه و بازگشتن پیروزمندانه به ایران است. البته ممکن است اقامت‌ها یا ازدواج‌هایی هم صورت پذیرد، ولی همه آنها به خاطر ایران است؛ یعنی مهاجر ایرانی می‌خواهد بگوید استعداد او این کار‌ها را انجام داده است و اگر در ایران شناخته می‌شد هرگز چنین کاری نمی‌کرد؛ لذا مرحله دوم سرمایه‌گذاری موردنظر ما از این انگیزه بهره می‌جوید، یعنی ایرانیانی که سرمایه خود را از ابتدا به ایران و همشهری‌ها و بستگان خود فرستاده‌اند که موضوعی از دست رفته است و نه اینکه نتوان برای آن برنامه‌ریزی کرد، ولی بیشتر هدف دسته دوم مهاجران هستند که به‌خاطر احساس تحویل‌نگرفتگی، در خارج از کشور به سرمایه و مال و منالی رسیده‌اند. لذا با حرکت همایش گونه استانی یا شهرستانی می‌توان به او یادآوری کرد، قدر او شناخته و مقدم او، گرامی است.


» نظر
احبار قدیمی تر