سفارش تبلیغ
صبا

بیت الصادق در مشهد هم پررونق است

در طبرسی ??و?? شاهد دو در هستیم که از کرامات امام جعفر صادق می گوید ودل نوه او را راضی و شاد می کند امام رضا ع هم از این خوشحال است که چتر توجهات مردم به همه جا هست و چیزی از مکتب کم نگذاشته است این بیت سه روز آخر دهه محرم را اطعام می دهد و روزانه ??تا ?? هزار نفر در آن تغذیه صلواتی می شوند در قسمت ایستگاه صلواتی نیز سینه زنان در شب وروز از آب وچایی و برخی هدایا بهرهمند می شوند خداوند به توفیقات بانیان آن بیافزایدکارکنان ماهین نیوز اسلامشهر نیز امسال را به فیض کمک رسانی در این بیت رسیدند

داستان بی پهلوانی شهر است که اشاره دارد به شهادت سالار شهیدان و آن را با مرام مردانگی دوران باباشمل هایکی کرده است و نامردی ها را و تنها ماندن ها را به تصویر می کشد رسول نقوی کارگردان این تئاتر و نمایشنامه دارای سوابق دیگر هم هست که در کارنامه گروهش یتیمان کوفه و تنها یک نظر هم دیده می شود لیلا فیضی با انکه یک زن است ولی خوب توانسته لهجه مردان قجری را و پهلوی را به قلم بیاورد تئاتر شهر هم همچو سال ها قبل خواسته با این نمایشنامه دین خود را به محرم ادانماید. دعوت آقای حسین کریمی باعث شد تا اهالی ماهین نیوز حضور افتخاری دراین نمایشنامه داشته باشند

» نظر

هجوم به بانک ها

هجوم به بانک ها

از موقع اعلام هدفمندی یارانه ها دغدغه مسئولین همیشه این بوده که اگر وجوه بصورت نقدی به مردم پرداخته شود باوجود محاسن زیاد در اجرا با مشکلا ت عدیده ای روبروخواهد شد: اولا ممکن است اعلام مبلغ خود مسئله ساز باشد و کم وکیف آن بحث برانگیز شود ثانیا نحوه پرداخت چگونه باشد آیا بانک می تواند همه را پوشش دهد و سیستم بانکی قادر خواهد بود خدماتی به این وسعت ارایه دهد. اما مهمتر اینکه روز پرداخت یارانه ها روز واقعه خواهد بود وممکن است با هجوم مردم به بانک  باعث اختلال در سیستم بانکی شود و یا حتی بدتر از آن مورد سوء استفاده عوامل استکبار جهانی قرار گیرد و حتی به  تجمعات و درگیری ها بیانجامد یا باعث آشوب شود . یکی از مسائلی که باعث این دغدغه ها می شود گام اول بودن آن است.لذا برنامه ریزی آن به دلیل نداشتن سوابق اجرائی و نو بودن موضوع بسیار مشکل است و در مواردی غیر قابل پیش بینی بطوریکه از منهای بی نهایت تا باضافه بینهایت تولرانس داشته و متغییر می باشد

برای کاهش آسیب های اجتماعی و یا پیامد های سیاسی یکی از کارها همان پدافند غیرعامل است. یعنی چه استراتژی یا راهبردها و یا چه تکنیک و روشهایی به کار رود تا این آسیب ها به حد اقل برسد ویا حتی صفر شود. زیرا ممکن است یک حرکت کوچک باعث تحت الشعاع قرار گرفتن اصل موضوع شود و میلیاردها تومان صرف شود و عاقبت هم نتیجه مطلوب به دست نیامد و یا نارضایتی پیش آید. اینکه برخی از مسئولین صحبت از عزم ملی و اراده عمومی می کنند درست است ولی چون این طرح مانند یک جاده یک طرفه است: بیشتر تلاش ها باید از سوی دولت صورت بگیرد و باید که تا حد لازم با فرهنگ و آداب مردم هماهنگ باشد. مادیدیم یکی ازا ین مسائل که مبلغ یارانه بود با درایت رئیس جمهور و پیش زمینه ای که وجود داشت مبلغ اعلام شده مورد تایید مردم واقع شد و مردم در واقع با سکوت خود آن را تایید کردند. البته قول افزایش آن نیز از جمله راهبرد هایی بود که به این آرامش کمک کرد. استانی نمودن واریز میلغ نیز توانست تا حدود زیادی نگرانی بانک ها وسیستم عامل را برطرف کند اما در مورد برداشت از حساب ها میتوان به چند طریق عمل کرد:1- پایانه های فروشگاه ها را فعالتر کرد و مردم را تشویق کرد بجای حمل وجوه نقد از طریق وجوه انتقالی عمل کنند. 2- بانک ها اعلام کنند که به مانده حساب ها و افزایش موجودی یا عدم برداشت یارانه ها سود پرداخت می کنند تا کسانی که نیاز فوری ندارند تشویق شوند آن را پس انداز کنند. 3- استرس ناشی از تعویض حساب ها راباید به حداقل رساند زیرا غالب مردم ممکن است بلافاصله پس از واریز مبلغ را از حساب های اعلام شده برای یارانه برداشت و به حساب های دیگر خود منتقل نمایند. این عمل یعنی نبود اعتماد و یا ترس از تغییر رفتار دولت را میتوان با تبلیغ صحیح و یا گوشزد برطرف کرد ویا حداقل با تذکر آن را مرتفع نمود. دراین خصوص گرچه رئیس جمهور اعلام کرده که اصلاح نظام بانکی بعد از هدفمند شدن یارانه ها صورت می گیرد اما عملکرد بانک ها بدلایل زیاد در جهت درستی نخواهد بود. یکی از مهمترین دلایل ترس مسئولان از اجرای هدفمند کردن یارانه ها همین عملکرد بانکهاست زیرا بانکها اهداف سود آوری دارند درحالیکه این موضوع یک مسئله سیاسی حیاتی است. لذا تا کنون همانطور که توضیح داده شد بخاطر ترس از مسائل بانکی بود که این طرح ملی عقب می افتاد و اقتصاد ایران را از درون متلاشی می کرد. درواقع همه عقب افتادگی کشور بخاطر سود جوئی و ربا خواری بانک ها بود. ما الان در تمام مراحل پیشرفت پروژ‍ه ها زخم عمیق وکاری مالی و پولی را می بینیم وهمه اینها دلیل آن است که بانک منافع خود را برمنافع ملی ترجیح می دهد. لذا تمام پروژه‍ ها مشکلات مالی دارند و بانکها هم کوتاه نمی آیند یعنی دلیلی ندارد که کوتاه بیایند آن ها می گویند ما بنگاه خیریه نیستیم و راست می گویند چون دنبال منافع خود هستند در همین طرح هم اگر رئیس کل بانک مرکزی تهدید به استعفا نکند و بانک ها سود جوئی خود را در آن نبینند ممکن است معضلات زیادی را بیافرینند مگر اینکه دولت دولا پهنا به آنها سود ویارانه بپردازد! وهمه اینها نتیجه بی توجهی به اقتصاد علوی و اسلامی است. اصلا ما در اسلام بانک نداریم بلکه قرض الحسنه داریم بانک مرکزی معنی ندارد باید همان بیت المال نام گذاری شود! بی توجهی به مسایل مکاسب (اقتصاد اسلامی ) تا آنجا پیشرفته که حتی علمای طراز اول وقتی فوت می کنند در حساب بانکی آن ها میلیاردها ریال حق الناس و حق الله است. در حالیکه پیامبر صبح را به شب نمی رساند تا بیت المال را تقسیم کند! اصولا بانک یک کلمه عبری است و عملاهم در چنبره صهیونیست است لذا به راحتی میتوانند در روند آن اشکال ایجاد کنند یک نمونه آن مشتریان را تهدید کرده بودند از محل یارانه بدهی های معوقه را برداشت نمایند! نمونه دیگر آن ممکن است بموقع اعلام کنند اسکناس نداریم ! یا از توسعه پایانه های فروشگاهی جلوگیری کنند ویا با اخلال در سیستم مردم را بچزانند! زیرا در بانک ربوی یک ساعت هم یک ساعت است اگر یارانه هفتاد میلیون آدم یک روز بیشتر در بانک بماند جه سود کلانی عاید بانک می شود و آیا بانک که تا 28 درصد سود می گیرد می تواند از این سود هنگفت صرف نظر کند؟ بانک ها از هم اکنون طرح ریخته اند با طولانی کردن صف نوبت ،هم مردم را عاصی کنند و هم سود کلانی ببرند. مردم که عاصی شدند چند تا پایانه یا عابر بانک را می شکنند یا چند شیشه بانک راهم خرد می کنند واین به نفع بانک هاست چون میتوانند به این بهانه در یک دور و تسلسل هم پرداخت را طول بدهند یعنی پول مدت بیشتری و بدون پرداخت سود به مشتری در بانک بماند و هم اینکه خسارات خرده شیشه ها را به هزار برابر بگیرند و بعدهم مابه التفاوت وغیره ..


» نظر

تقدیر از پیشکسوتان رزمی

تقدیر از پیشکسوتان رزمی

به گزارش سید غفاریان غفاریان :

به همت آقای شادی ( قبادیان) قهرمان اسبق هنرهای رزمی که سلامتی خود را فدای این ورزش کرده است تعداد زیادی از پیشکسوتان هنرهای رزمی در سالن آکادمی المپیک دعوت و در حضور معاونت محتر سازمان تربیت بدنی و رئیس فدراسیون های ورز شهای رزمی از آنان تقدیر به عمل آمد. و مقرر شد در آینده ای نزدیک اعضا هیات مدیره به صورت انتخابی برگزار گردد تا یک حرکت نوینی جهت معرفی پیشکسوتان ایرانی به جهان ونیز حمایت از پیشکسوتان ورزش صورت پذیرد.

» نظر

نشت اطلاعات

یکی از نقطه ضعف های مدیریت سیستم های اطلاعاتی (MIS  ) نشت اطلاعاتی یا از دست دادن اطلاعات ذیقیمت است. نشت اطلاعات به دوصورت عمل می شود: حالت درون سازمانی و بیرون سازمانی . درون سازمانی آن است که اطلاعات طبقه بندی شده به وسیله خود افراد به بیرون فرستاده شود. که دراین حالت اشخاص مسئول این اطلاعات میتوانند از موقعیت شغلی خود استفاده کرده و مواردی که محرمانه یا کاملا سری است را به مراجعی که نباید دسترسی داشته باشند می رسانند.یکی از مراجعی که کاملا ممنوع است رسانه ها هستند یعنی اطلاعات محرمانه تاموقعی محرمانه هستند که رسانه ای نشده باشند. البته از آنجایی که این عمل امکان پذیر و مورد توجه مدیریت سیستم اطلاعاتی می باشد راه حلی نیز برای آن در نظر گرفته اند که اگر روزی اطلاعات درز کرد یا به بیرون نشت نمود با روش های متفاوت با آن برخورد می کنند. در ابتدا ی امر تکذیب موضوع ساده ترین راه است. و سازمان های اطلاعاتی و مسئولین آن در اولین قدم با اظهار نظرهای رسمی آن را تکذیب می کنند. اما این راه حل شناخته شده است و مورد توجه عموم  قرار نمی گیرد. هرچند به عنوان اولین قدم لازم است. زیرا قدم های بعدی باتوجه به این امر برداشته می شود. قدم دوم یا گام بعدی بی اهمیت جلوه دادن آن است یعنی سعی می شود در اذهان عمومی موضوع را دارای اهمیت کمی نشان دهند. قدم بعدی مشکوک جلوه دادن خبر یا منبع خبری است . زیرا در هر صورت خبر درز کرده و عامل آن هم کاملا مستند کار کرده زیرا اگر مستند نبود یعنی مبتی بر شایعات بود اصلا مورد توجه قرار نمی گرفت. مثلا در قضیه ویکی لیکس ما می بینیم که با اولین سری پخش مدارک ، سخنگوی آمریکا بلافاصله آن را تکذیب می کند اما ویکی لیکس مجبور به موضع گیری می شود واخبار خود را مستند سازی می کند. بطوریکه قابل تکذیب نیست. لذا در این مرحله با عنوان اینکه فقط یک سایت خبری این کاررا کرده سعی می کنند آن را بی اهمیت جلوه دهند . اما در مرحله سوم موضعگیری فرق می کند! چون اطلاعات مربوط به همه کشورهاست  هرکدام آن را به دیگری نسبت می دهد. ویکی لیکس خواسته که با این حرکت موضع نمادین خود را بی طرفی نشان دهد. در ابتدا همه فکر می کردند مثلا کار ایران است زیرا همه مولفه ها براسا س روندی بود که ایران بیان می کرد مثلا فاش کردن اسرار وزارت خارجه آمریکا در خصوص فعالیت های جاسوسی اش در ایران همه را به این فکر انداخت نکند کار ایران است. ویکی لیکس این بار اسنادی را منتشر کرد تا شائبه وابستگی به ایران راهم زیر سوال برد. لذا بسیاری از مسئولین ایرانی این بار موضعگیری کردند. بعدا که مشخص شد که ویکی لیکس آماده همکاری با ایران نبوده و بیطرفانه دست به انتشار اطلاعات زده و حتی حاضر نشده منابع آن را اعلام نماید آخرین مسئله حذف فیزیکی یا دستگیری مسئول ویکی لیکس بوده است . دراین میان چون ویکی لیکس خواسته بی طرف باشد وهمه نوع اطلاعات را منتشر کرده است لذا از سوی هیچکس مورد حمایت قرار نمی گیرد. واین مجازاتی است که درانتظار همه کسانی است که بی طرفانه نسبت به انتشارات اطلاعات اقدام می کنند. . اطلاعات، در تعریف خود، بالاتر از داده های خام است . یعنی داده ها (Data  ) در مرحله و فرایند یا (process) تحلیلی خود داده پردازی شده به اطلاعات (information) تبدیل می شوند و براساس تعریف زیر طبقه بندی می شوند: اگر انتشار خبری یا اطلاعاتی باعث ضرر به یک شخص شود محرمانه تلقی می شود واگر به اشخاص بیشتری ضرر بخورد: کاملا محرمانه یا خیلی محرمانه تلقی می شود. اما اگر انتشار یک خبر به ضرر کشور باشد سری تلقی شده واگر خیلی ضرر برساند کاملا سری یا (Top Secret ) می باشد. این تلقی ها یا طبقه بندی به دوصورت درهم شکسته می شود: یکی اینکه خود سازمان تولید کننده این کار را می کند. دوم اینکه سیستم نگهدارنده این اطلاعات تضعیف یا ازبین میرود. در حالت اول مثلا دولت انگلیس قانونی را تصویب می کند که اطلاعات محرمانه پس از سی سال و اطلاعات سری پس از چهل سال قابل انتشار است . اما انتشارات ویکی لیکس از نوع دوم است یعنی ساز مان های حفاظت کننده اطلاعات ازبین رفته و یا تضعیف شده اند واین امر نشان زوال آن دولت یا حکومت است. مانند مرداری که دچار عفونت های زیادی می شود ولی نمی تواند آن را از خود دفع کند. برای همین است که سخنگوی ویکی لیکس می گوید با تمام دستگیری هایی که شده اطلاعات جدیدیتری افشا و اسناد تازه تری رو می کند. البته باید دانست روش سومی هم برای افشا اطلاعات وجود دارد که آن مهندسی معکوس اخبار است. یعنی به جای اینکه به ابتدای خبر را اهمیت دهیم از انتها آن را بررسی می کنیم. این روش مبتنی براین فرضیه است که هر اطلاعات محرمانه ای پایه یک تصمیم گیری مهمی است. لذا از تجزیه آن تصمیم مهم میتوان به مبدا اسنادی آن دست پیدا کرد. مثلا ترور استاد شهریاری یک عملی است که مبتنی براطلاعات کاملا دقیق و کاملا محرمانه است. پس از اینکه این ترور اتفاق افتاد مهندسین اطلاعاتی این عمل را به عنوان سر نخ به دست می گیرند و می کشند تا به ته نخ برسند. یکی دیگر از روش های دریافت اطلاعات سری یا محرمانه ، بازیافت اسناداست کاری که دانشجویان خط امام با حوصله تمام بر روی اسناد امحا شده لانه جاسوسی انجام دادند. در نوع خود بی نظیر است و روش جدیدی را به صورت سیستماتیک در افشا اطلاعات پیش روی جهانیان گذاشت. وبالاخره روش بازیافت اطلاعات از تبلیغات است.حجم عظیم تبلیغات بر روی یک موضوع و تمرکز(Focus) برآن نشان از وجود یک سلسله تصمیماتی است که براسا س اطلاعاتی محرمانه شکل گرفته است..

سید احمد حسینی ماهینی


» نظر

ما اعضای شورای امنیت را به محاکمه خواهیم کشاند

جبهه ها در پدافند غیر عامل

مذاکره چیست؟

مذاکره وشکست یا پیروزی در آن با حمله نظامی ارتباط مستقسم دارد مثلا علت حمله آمریکا به عراق این بود که در مذاکرات با صدام به نتیجه نرسیدند زیرا آنان می گفتند صدام دارای سلاح های کشتار جمعی است ولی صدام قبول نمی کرد و لذا بر این کشور حمله کردند تا سلاح های کشتار جمعی را پیداکنند و به مردم نشان دهند که آمریکا طرفدار مردم است و با کشتار مردم توسط سلاح های کشتار جمعی مخالف است . گرچه هر چه گشتند چیزی پیدا نکردند ولی این موضوع روشن شد که اهمیت مذاکره تا چه حد است . البته بعضی مذاکرات پیش از جنگ نظامی است و برخی از آنان بعد از جنگ ، مثلا مذاکرات رهبران آمریکا و انگلیس و روسیه در ایران که روزولت و چرچیل و استالین بودند ایران را به عنوان پل پیروزی مطرح کرد ولی تقسیم بر سه شد: شمال ایران برای روسیه جنوب برای انگلیس و حد فاصل ان هم برای آمریکا! و لذا باید روند تطبیقی مذاکره و عناصر آن خوب شناخته شود تا این فجایع به بار نیاید. از نظر علمی اختلافات بشری چهار راه حل دارد:

1-       صرفنظر 2- مصالحه 3- مذاکره 4- جنگ

     یعنی راه حل نظامی همیشه در آخر باید باشد و به عنوان گزینه نهایی مطرح شود . گزینه اولیه هر اختلافی صرف نظر است مثلا ایران و امارات اختلاف بر سر سه چزیره ایرانی دارند . هرازچند گاهی امیر قطر تک مضرابی می آید و می گوید این سه جزیره متعلق به قطر است و مسئولان ایرانی از این حرف آنان صرف نظر می کنند و با مصاحبه هایی در واقع جواب آن را می دهند. لذا این موضوع تا مرحله گزینه نظامی فاصله زیادی دارد. در موضوع حق ایران در اروند رود، هیرمند،  خلیج فارس ،دریای عمان و حتی دریای مازندران وارد مرحله دوم شده اند یعنی کمی دشمن پر زوراست: دریای مازندران که بین ایران و شوروی سابق بصورت نصف و نیم تقسیم شده بود با فروپاشی شوروی سهم ایران به یک پنجم کاهش یافت ولی آنان به این یک پنجم هم راضی نیستند و مسئولین ایرانی زور می زنند تا یک پنجم را بقبولانند . طبق آخرین اظهار نظرها گفته شده که ایران از سهم یک پنجم خود کوتاه نمی آید ! واین نتیجه طبیعی عقب نشینی ایران از پذیرش قسمت های جداشده از خود است . اگر ایران منطقه جداشده قفقاز را که براسا س قرارداد ننگین ترکمانچای (که برای این ها دیگر ننگین نیست ! بلکه قانونی و قابل قبول است ؟) پس می گرفت سهم دریای مازندران هم افزایش می یافت!

بنابراین یک اشتباه در محاسبات سیاسی اشتباهات دیگر راهم درپی دارد و باعث می شود حق خود را هم به مصالحه بگذارد! همین حادثه در مورد حقوق هسته ای اتفاق می افتد: حق مسلمی که نه تنها صرف نظر می شود!( قبول پادمان و تعطیلی سایت هسته ای ) و نه تنها مصالحه می شود:( طول کشیدن راه اندازی سایت های انرژی اتمی ) حتی در مذاکره نیز همیشه خواهش و تمنا بوده است. مذاکره کنند گان غالبا برای تفریح در ارپا به جلسات می رفتند و روسای وقت هم در نماز جمعه از غرب خواهش می کردند که به ایران زیاد زور نگوید! حادثه ای که اتفاق افتاد مردم راهی انتخاب کردند و کسی را برگزیدند که به این جریان خاتمه دهد و دیدیم که انتخاب احمدی نژاد   فقط به خاطر موضع محکم او در قبال حق هسته ای بود. و حرفی که او میزد درست در نقطه مقابل مذاکره کنند گان قبلی بود: نه به تفریح در اروپا ( مانند ناصرالدین شاه های امروزی که در ایران لباس روحانی می پوشیدند ودر موقع حضور در اروپا با مو های رنگ کرده وشلوارلی ظاهر می شدند) فکر می کرد ونه از غرب خواهش می کرد. بلکه کاملا تحکم آمیز واز جانب یک ایران ابرقدرت حرف می زد. در مذاکره اخیر علاوه برخرید زمان دو برگ برنده نیز در دستان مذاکره کنند گان بود: شهادت استاد انرژی هسته ای و تولید انبوه کیک زرد. واین دوبرگ باعث شد تا مذاکره به محاکمه تبدیل شود و مذاکره کننده ارشد ایرانی گفت 5+1 باید در مقابل ترور شده دکتر شهریاری محاکمه شوند زیرا آن ها می خواستند در آستانه مذاکرات ملت ایران و دانشمندان هسته ای را بترسانند و امتیاز بگیرند . از همین موضع است که از ظهور یک جنگ تمام عیار جلوگیری شد. مخالفان احمدی نژاد از همه بهتر می دانند که گزینه نظامی کاملا آماده بود و در دستور کار بود و آمریکا و همدستان او همه مراحل و دستورات حمله رانیز صادر کرده بودند تا مانند عراق و افغانستان ناگهان به ایران حمله کنند ولی این مذاکرات مانند آب بر روی آتش دشمن رامات کرد. البته باید دانست که خواست و اراد ه ملت بود که مسئولین را به این سمت سوق داد. و مردم مانند همیشه جلوتر از مسئولین با شعار های تند خود آن ها را هدایت می کردند. و اکنون دشمن نه تنها در میدان مذاکرات زمین گیر شده بلکه گزینه نظامی را فراموش کرده است. وقتی رئیس جمهور می گوید که ما اعضای شورای امنیت را به محاکمه خواهیم کشاند این مسئله ساده ای نیست. کسی تاکنون چنین حرفی نزده و نمی توانسته بزند وایشان با چه پشتوانه ای این حرف ها را می زند؟ جز با اعتماد به ملتی بزرگ با پشتوانه ای چند هزار ساله؟ شورای امنیت که سهل است امام خمینی سی سال پیش فرمود که اسلام همه ابر قدرت ها به خاک مذلت می نشاند. راز و رمز های این حرف پس از سی سال گشوده می شود آیا مسئولین دراین مدت در خواب بودند یا حرف های امام خمینی را نمی فهمیدند و یا از ترس آن ها توجیه می کردند و یک شعار توخالی یاحداکثر حرفی برای ازدیاد روحیه معرفی می کردند؟ این یک واقعیت است که ایران ابرقدرتی متواضع است . ودشمن هرگز نمی تواند به گزینه نظامی فکر کند زیرا تنها یک بازوی کوچک آن به اسم حزب الله لبنان در 22 روز مجهزترین ارتش دنیا را شکست داد. الله اکبر و المستقبل للاسلام حرفی است که 60 سال پیش سید قطب رهبر اخوان المسلمین مصر زد و می بینیم راست گفته است.

سید احمد حسینی ماهینی


» نظر

پیشرفت چیست؟

بسمه تعالی (جبهه ها در پدافند غیر عامل )

توسعه نیافتگی زمینه آفندها

کلمه جبهه چون زیاد به کار میرود از اهمیت آن کاسته شده است ولذا کسی از معنای ان کاملا آگاهی ندارد

کلمه جبهه دو معنی ادبی و کاربردی دارد در معنی ادبی کلمه? «جبهه» (وام‌واژه عربی) در فارسی به معنای «پیشانی» و در معنای وسیعتر به معنای «قسمت پیشین هر شیء نسبتاً بزرگ» به کار می‌رود و در این معنا برابر است با واژه? «front  » فرانسوی، که در عین حال به منای دیگری نیز در این زبان به کار می‌رود: «صف مقدّم سپاهیان در میدان جنگ» و توسّعاً «منطقه‌ای که دو طرف متخاصم در حال جنگیدن هستند». معانی اخیر از سالیان پیش با همان کلمه? «جبهه» به فارسی ترجمه شده است و اکنون رواج همگانی یافته است . اما در معنی کاربردی جبهه به معنی جمع خطوط مقدم است یعنی چند خط را که باهم و درکنار هم باشند جبهه می گویند و لذا اگر جبهه جمع بسته شود جمع الجمع است مانند لوازمات یا عملیات ها! که این جمع الجمع غلط مصطلح است و برای تاکید و اهمیت موضوع به کار می رود. بنابر این اگر یک خط مقدم وجود داشته باشد کسی اصطلاح جبهه را به کار نمی برد ودر جنگ های کلاسیک برای تمرکز بیشتر معمولا به یک خط حمله بسنده می کنند ولی انقلاب اسلامی وقتی به وقوع پیوست دارای ابعاد وسیعی بود و لذا برای مبارزه با آن هم ابعاد وسیع یا خطوط حمله زیادی لازم بود حتی در جنگ سخت یا همان حمله نظامی هم دشمن بطور وسیع واز چند نقطه حمله را آغاز کرد. و لذا مقابله با آن هم نیاز به عملیات های زیاد داشت و فرمانده سپاه وقت با اینکه ادعای باسوادی زیادی داشت همیشه این اصطلاحات را بصورت غلط به کار می برد تا اینکه ورد زبان مردم شد. جبهه ها هم به همین سرنوشت دچار شد مثلا وقتی عنوان این پاورقی را جبهه ها انتخاب نمودیم منظور آن بود که آفند های دشمن دو یاچند روش شناخته شده نیست و لذا پدافند ها هم باید به تعداد آن ها و یا بیشتر توسعه داشته باشد. یکی از مواردی که دشمن بسیار برآن پافشاری می کند تا زمینه حملات نظامی را آماده کند مسئله عقب افتادگی یا توسعه نیافتگی است. آن ها سعی دارند با عقب مانده نشان دادن کشورهای دیگر آنان را دچار عقده حقارت کنند و بعد حکومت ها یا مذهب را عامل این عقب ماندگی معرفی کنند تا مردم آمادگی داشته باشند برای پیشرفت هرنوع شرطی را بپذیرند، حتی اگر وطن فروشی باشد. بسیاری از کسانی که در ترورها یا خرابکاری ها ویا جاسوسی به نفع دشمن شرکت می کنند فقط پیش زمینه ذهنی آن ها این است که می خواهند پیشرفت کنند! و کسانی را از بین می برند که اصطلاحا عوامل ارتجاع هستند! در زمان گذشته این مفاهیم بیشتر شایع بود زیرا دشمن سلطه فرهنگی بیشتری داشت اما از هنگامیکه ملت ها بیدار شدند و به این ترفند پی بردند کمتر ازاین اصطلاحات استفاده می کند. برای روشن شدن موضوع سیر مطالعاتی این روند را مرور می کنیم: با خیزش علمی اروپا و آغاز عصر بخار انقلاب صنعتی در اروپا اتفاق افتاد و همه چیز در اختیار ماشین قرار گرفت و پیشرفت های عظیم صنعتی راه را برای ترکتازی اروپا هموار کرد اروپا به دنبال توسعه خود به استعمار سرزمین های دیگر روی آورد: برای توجیه این روش استعماری آن ها گفتند که کشورهای دیگر عقب افتاده اند و ما با استعمار برای آن ها عمران و آبادی و توسعه ایجاد می کنیم. قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم جهان دوقطب بیشتر نداشت: دنیای صنعتی و پیشرفته و دنیای عقب افتاده. عامل اصلی این دنیای عقب افتاده هم مذهب معرفی شد زیرا رنسانس به معنی رهائی از قید مذهب بود حتی بخشی از مذهب هم که مورد قبول واقع شد اعتراضی بود به مذهب قبلی. کلمه پروتستانتیسم بمعنی عصیان در مقابل کاتولیسم بود. کاتولیک ها به معنی خشکه مقدسین و پروتستان به معنی قرائت جدید از مذهب مطرح می شد و نهایت این اعتراض فقط در حد اعتراض به منفی جات مذهب باقی نماند بلکه در آغاز قرن بیستم به نفی همه مذهب با تمام خصوصیات آن در شکل کمونیسم منتهی شد که لنین رهبر این تفکر می گفت: دین افیون توده هاست و ما باید که دین را براندازیم. وبرای اثبات این مدعا به رفتارهای خشن و حذف فیزیکی مذهبیون از یکطرف و پیشرفت سریع از طرف دیگر روی آوردند. ولذا در کنار کشتار وسیع از مسلمانان در پشت دیوارهای آهنی به پیشرفت های وسیع فضایی نیز می اندیشیدند تا جائیکه توانستند کمونیسم را به عنوان قدرت توسعه یافته ای در مقابل غرب مطرح کرده وجهان توسعه یافته را دو بلوکه نمایند و مردم عقب مانده از جهان دوم به جهان سوم تنزل پیداکنند. اما وقتی که چین و ژاپن هم به قدرت صنعت دست پیدا کردند دیگر نمی توانستند معیار توسعه یافتگی را صنعت قلمداد کنند لذا معیار از صنعت به ثروت تغییر یافت یعنی جهان دوباره دوقطبی شد: جهان ثروتمند و جهان فقیر. پس کشورهای پیشرفته کشورهایی بودند که ثروت داشتند ولی کشورهای عقب مانده آن هایی بودند که فقیر بودند! ولی با آماری که جمع آوری شد معلوم شد آفریقای سیاه ثروتمندترین قاره جهان است و مردم عرب از ثروتمندترین مردم جهان ! لذا با شرمندگی دوباره معیار پیشرفت را عوض کردند: نسبت سواد یارفاه ! مثلا کشورهای بیسواد کشورهای فقیر و کشرهای باسواد کشورهای پیشرفته شدند. اما ظهور دانشمندان قوی در بین جهان سومی ها و پرشدن دانشگاه های غربی از چینی و آفریقایی و هندی و بالارفتن آمار باسوادهای هند وچین باز این آقایان را باشرمندگی مواجه کرد. از نظر کلی اکنون هیچ معیار مشخصی برای جداسازی پیشرفت از عقب افتاده وجود ندارد. البته پیشرفت مشخص است اما با تعریف معیار های پیشرفت کشورهای پیشرفته تغییر می کند مثلا کره الان در بسیاری از صنایع پیشرفته تر از چین وآمریکا و روسیه وغیره است. یا ایران در رشد علم وفناوری از همه کشورها برتر است. واین چیزی است که آن ها نمی پسندند! لذا باید دانست معیارهای پیشرفت یک چیز است و پسندیدن آن چیز دیگری .

سید احمد حسینی ماهینی     


» نظر

خبر و شایعه

خبر و شایعه

 جبهه ها در پدافند غیر عامل

یکی از موارد مهم و مورد توجه در پدافند غیر عامل شناخت شایعه و خنثی سازی آن است. برخلاف خبر که فقط باید صد در صد درست باشد شایعه فقط یک در صد احتمال درست نبودن باشد  دروغ است  به قوا منطقیون( نه خبر) یا ضدخبر  برابر است با شایعه . یعنی هرچه خبر نیست شایعه است . فرض کنید خبر این است: در حمله تروریستها دوتن از دانشمندان هسته ای ایران مورد سو قصد قرار گرفتند . این یک خبر است ولی از این میتوان از منهای بینهایت تا باضافه بینهایت شایعه درست کرد: اصلا این ها دانشمند هسته ای نبودند! دونفر نبودند یک نفر یا سه نفر بودند و... تروریست نبودند از دانشجویان کلاسش بودند ،از فامیل هایش بودند .. از آمریکا دستور نگرفته بودن از انگلیس ، فرانسه ، اسرائیل یا اصلا از گروهک ها :منافقین ، پژاک و.. دستور داشتند..بنابراین همانقدر که صدور خبر نیاز به وسواس و دقت دارد شایعه پراکنی فقط نیاز به یک ذهن خلاق یا خیالباف دارد. هرچه قدر خبر به واقعیت نزدیک تر است شایعه نیازی به واقعیت ندارد. از قدیم هم گفته اند : در دروازه را می شه بست در دهان مردم رانمیشه.برای مبارزه با شایعه لازم به تعیین درصد خلوص خبر است . یعنی مردم باید خبر را خالصانه و درست به پندارند لذا مستند کردن خبر یکی از راه های تعمیق خبر است : عکس یا سندی که بتواند بهتر موضوع را بشکافد. هرچه تعداد مستندات زیاد تر باشد دایره شایعات کمتر می شود. اما هرگز به صفر نمی رسد: برای همین است که در بدیهی ترین مسائل جهانی اختلاف خبر است. شایعه هم هست. میگویند در جنگ صفین یکی از دشمنان امیر ع در حالیکه قران را بر شانه خود حمایل کرده بود سوره عم یتسائلون را هم قرائت می کرد و به سپاه علی ع حمله می شد حضرت علی بسیار تعجب کرد و به سوی او رفت و با صدای بلند گفت ای قاری بدان که والله ( قسم جلاله ) نبا عظیم من هستم ان خبر بزرگ که همه در آن اختلاف می کنند من هستم ! عم یئسائلون عن النبا العظیم الذی هم فیه مختلفون ! در قرآن کریم در با ره تبیین خبر و تحلیل خبر هم آمده: اذا جائکم فاسق بنبا فتبینوا.. اگر فاسقی خبری را برای شما آورد آن را تبیین کنید. یعنی فوری نپذیرد بلکه با دلایل و شواهد و قرائن دیگر به سنجید. روش تحلیل خبری این است یا خبر را از چند منبع مختلف بشنویم و باهم مقایسه کنیم یا خود یک محور یا معیار داشته باشیم و اخبار را با آن بسنجیم در این روش لازم است خبر تعریف وعناصر آن شناسائی شوند وبعد بررسی شود که کدام عنصر آن دست کاری شده است کافی است ثابت شود یک عنصر آن دستکاری شده است کل خبر بی ارزش می شود . در تعریف خبر گفته اند: الخبر یحتمل الصدق و الکذب: خبر موضوعی است که احتمال راست ودروغ بودن دارد. نیوز در انگلیسی هم به معنی تازه هاست یعنی خبر موضوعات روز و تازه است. البته برخی هم ترکیب چهار حرف در نیوز را اشاره به چهار گوشه جهان می دانند: شمال n شرق eغرب w   جنوب sیعنی باید جهانشمول و وسیع باشد نه اینکه شخصی یا محلی باشد. عناصر خبر هم در کتب قدیمی آمده شامل سه تا چ و سه تا ک است: چه چرا چگونه ، کی؟(چه زمانی ) کجا کی؟(چه کسی ) که در انگلیسی به   6w    یا شش سوال معروف است . یعنی باید همه عناصر خبر درست باشد. امپریالیسم خبری براین مبنا شکل گرفته که بتواند یکی از عناصر خبر را بدون اینکه کسی متوجه شود تغییر دهد. مثلا عکس شورش مردمی را نشان می دهد و می گوید در تهران شورش شده از نظر 5 عنصر درست ولی عنصر زمان (کی ) غلط است زیرا مثلا عکس مربوط به تهران و مردم تهران می باشد ولی زمان ا ن 22 بهمن 57 است ! لذا از آن بعنوان شایعه یا خبر کذب می توان نام برد. چون امپریالیسم خبری با مخفی نگهداشتن زمان آن در پی تحریک مردم است . زیرا مردم داخل و خارج از کشور که همگی دستگاه کامپیوتر ندارند یا فتو شاپ بلد نیستند ویا زمان عکس ها را خوب تشخیص نمی دهند و ممکن است حرف امپریالیسم خبری را قبول کنند.و دچار جو زدگی یا توهم شوند معروف می گویند مردی به دروغ ادعا کرد که درب فلان خانه آش می دهند مردم جمع شدند وقتی تعداد زیاد شد خود شخص مدعی هم در صف ایستاد و گفت نکند واقعا آش می دهند! البته طبیعتا این نوع فریب کاری ها فقط مدت کوتاهی دوام می آورد در مثال بالا وقتی در را بزنند و ببینند که در باز شد ولی از آش خبری نیست همه پراکنده میشوند شاید هم مدعی را سرزنش یا اورا سرکوب کنند. اما امپریالیسم خبری دست بردار نیست برای اینکه این دروغش را راست جلوه دهد دروغ های دیگر راهم در پی آن می آورد ماند اینکه تبلیغ می کنند همین فرداست که رژیم جمهوری اسلامی سقوط کند ولی یادشان می رود که سی و دو سال است همین فردا را می گویند و معلوم نیست منظور از فردای آن ها کدام فرداست . و طبیعتا علم و تجربه می گوید چیزی را که ندیدی باور نکن اما مدعیان دروغین اثبات گرائی حقیقتی را که سی و دوسال است می بینند قبول ندارند اما توهمی که ساخته ذهنشان است باور می کنند. گاهی تداخل را طوری انجام میدهند که عکس قضیه درست از آب در می آید: مثلا بدحجابی را تصور می کنند از خارج وارد می شود درحالیکه هر بد حجاب یا معتادی که نیروی انتظامی می گیرد بلافاصله آزاد می شود. دلیل آن هم این است که اغلب آن ها بستگان ذی نفوذ ها هستند و به محض دستگیری فشار برای آزادی آن ها زیاد می شود تا جائیکه مامور هم توبیخ می شود!

این نشان میدهد برای رد گم کردن انگشت اشاره به جای دیگری نشانه می رود..


» نظر

یاد یاد آوران

جبهه ها در پدافند غیر عامل

یاد یاد آوران

یکی از مقامات کویت فاش کرد : هنگامیکه سه سال پیش بوش رئیس جمهور وقت به کویت رفته بود تا در خصوص حمله به ایران مذاکراتی کند وی اورا از این کار منع کرده است ! مقام کویتی گفت: آن زمان ایام محرم بود وشیعیان در کویت و سایر کشورها مشغول عزاداری بودند ، من هم از همین فرصت استفاده کرده و به بوش گفتم : حاضرم ترا به یکی از این مجالس شیعیان ببرم تا تو ببینی که آن ها پس 1300 از کشته شدن یکی از رهبرانشان چطور به سرو سینه خود می کوبند حالا اگر شما حمله کنید تا نسل ها باید منتظر عواقب آن باشید بهتراست خود را با آن ها درگیر نکیند و بوش هم پذیرفت!

به سادگی می بینیم که مسئله عزاداری چه نقش مهمی را در زمین گیر کردن دشمن و جلو گیری از حمله او انجام داده است . واین است که امام ره نیز می گوید : ما هرچه داریم از این محرم و صفر است .مسئله محرم و عزاداری برای سالار شهیدان از دوجهت در پدافند غیر عامل نقش دارد یکی از اینکه روحیه جهادی را در مردم زنده نگه می دارد و آن ها همیشه در آماده باش کامل به سر می برند و دوم اینکه دشمنان از آن سر در نمی آورند و در تحلیل آن عاجز شده و لذا راه مقابله با آن راهم پیدا نمی کنند. استفاده از نماد های مبارزاتی همچون علم برافراشتن و یا میمنه و میسره آراستن و نظم وانضباط و هماهنگی را رعایت کردن و به صدای واحد گوش دادن و فرمان برداری از فرمانده ورعایت سلسله مراتب آئینی  مسائلی است که دراین هیات بخوبی اجرا می شود وچنان در عمق حرکات رسوخ کرده که مردم حتی آن را احساس هم نمی کنند. در حالیکه در نظام ارتش و کنترولر نظامی همه این مسائل سالها طول می کشد تا به نو آموزان دیکته شود. در گذشته در مدرسه نظام یا دانشکده جنگ مرسوم بود برای سلسله مراتب پذیر کردن دانشجویان به سال بالائی ها اجازه می دادند هرکاری دلشان می خواهد بکنند و هرلائی که بتوانند بر سر سال اولی در بیاورند تا آن ها باور کنند که باید مطیع بالتر خود باشند. احترام به پرچم تا مدت ها اساتید ودانشجوی نظامی را درگیر خود می کند و نظم و رعایت نوبث و صف خود علمی وسیع در مدیریت نظامی است. در حالیکه کودکان یک هیات هم میدانند که باید به ترتیب قد بایستند و جلوتر از بیرق حرکت نکنند و به پاها و دست های رهبر ارکستر یا میاندار مجلس دقت نمایند. موزیک نظامی در جمع آوری و به صف کردن نظامیاان نقش اساسی دارد تا جائیکه مارش نظامی همیشه سرمنشا تمامی موزیک ها بوده است در واقع موزیک ابتدا برای رزم بوده بعدا به بزم راه پیدامی کرده است. زیرا در رزم مسئله زندگی و مرگ است اما در بزم چنین حساسیتی نیست. باید افراد یک گروه نظامی بخوبی با موزیک اشنا باشند ودر حالیکه برای مردم تفاوتی بین شیپور بیدار باش و شیپور جمع ویا مارش عزا و حمله قابل فهم نیست آنان باید این گام های موسیقائی را بخوبی بشناسند زیرا یک اشتباه کوچک بین این ردیف های موسیقی ممکن است به مرگ انان منتهی شود. مثلا اگر بجای موزیک حمله موزیک عقب نشینی پخش شود وسرباز با آن آشنا نباشد در حالیکه همه عقب نشینی می کنند او در میدان باقی می ماند و تلف می شود. سرود های حماسی در حالیکه برای مردم ملال آور است ولی برای میدان های جنگ وتشجیع سربازان بسیار اهمیت دارد. البته ذکر این نکته لازم است که استفاده از نماد شمشیر یا قمه و یا علم کشی های سنگین اگر دچار تحریف معانی نشده بود در ادامه همین مباحث بود. یعنی قمه زنی یک نوع تمرین شمشیر بازی بود که افراد نظامی نیاز شدیدی به ان دارند ولی در اثر منسوخ شدن شمشیر بازی، قمه زنی نیز تغییر جهت داد و به جای تمرین حمله به دشمن تبدیل به تمرین حمله به خود شد. ما در ورزش های باستانی بخوبی نقش سپر و گرز را در شکل میل و کباده می بینیم. اما در عزاداری این قمه زنی از درون تهی شد. و عزاداران به جای تمرین با یکدیگر برعلیه خود تمرین کردند. براساس شواهد تاریخی همانطور که در رقص شمشیر اعراب هنوز در دربار عربستان انجام میشود، شمشیر بازان بایکدیگر و مقابل یکدیگر به تمرین و یا بازی می پردازند در حالیکه در قمه زنی شخص خود را مورد اصابت قرار می دهد . البته برای توجیه این امر هم می گویند وقتی حضرت زینب س مصایب امام حسین ع را می گفت از شدت استیصال سرخود را به ستون کجاوه کوبید تا خون از ان بیرون آید و گفت: در حالیکه سر برادرم خونی است چرا باید سرمن سلامت باشد؟. یا کسانی که برهنه می شوند و سینه می زنند می گویند این شدت استیصال است و عرب وقتی خبر ناگواری می شنود سربرهنه می کند اما ان ها نمی دانند که وقتی کودکان امام حسین ع را از اسارت ازاد کردند وبه آن ها گفتند چه خواسته ای دارید آن ها بجای در خواست آب یا غذا روسری و چادر درخواست کردند! لذا لخت شدن یا بی حجاب شدن یا بدحجاب بودن در مراسم عزاداری مانند قمه زدن جزو انحرافات این رسم سیاسی احساسی است. یکی دیگر از این مراسم نفوذ علازم شیطان پرستی یا صلیبی گری در مراسم است . البته هدف از این نفوذ هم مشخص است: و ان اینکه محتوای عزاداری از بین برود واز شکل سیاسی احساسی به شکل یک مراسم سنتی و آلوده در بیاید. اگر این آلودگی ها از چهره ماه محرم و عزاداری آن پاک شود جریانی بوجود می آید که رشادت های امام حسین ع و اهداف اورا بیان می کند واین همان چیزی است که همیشه آماده باش اعلام می کند . و مردم را از ضربه پذیری حفظ می کند

سید احمد حسینی ماهینی


» نظر

لشکر زنان

جبهه ها در پدافند غیرعامل

جبهه و لشکر زنان

اختلاف میان مردان و زنان و حمایت های مردمی از هرکدام میتواند زمینه  یک جنگ تمام عیار باشد چرا که اومانیسم یا فمینیسم فقط یک تفکر نیست بلکه هدف آن شکل دادن به یک نظام عملی است که خواه ناخواه مخالفانی داشته و مجبور خواهد شد آنانرا از میان بردارد. اینکه زنان راست می گویند یا مردان و اینکه زنان هستند که از زبان مردان سخن می گویند یا مردان هستند که از زبان زنان سخن می گویند همه چیز را درهم می ریزد. در فیلم مختار نامه می بینیم که ابن زیاد علنا می گوید در جنگ شهری کسی پیروز است که از لشکر زنان غافل نباشد و می بنیم که استراتژی او موثر می افتد و زنان با سه تاکتیک: ترس و طمع و ضعف ایمان فریب می خورند . از ابتدای تاریخ زن متهم است که در تمام جنایت ها ردپائی دارد والبته مردهم دارد ! واین نشان می دهد که قضیه واقعا شبیه یک لیوان نیمه پر است و هرکس فقط بخشی از این لیوان را می بیند. وقتی صحبت زنان نیکو می شود می بنیم همه زنان نیکوکار ومادر مهربان و همسر خوبی هستند. وقتی زیبائی صحبت می شود همه زنان زیبا هستند حتی به گفته ناپلئون زن زشت وجود ندارد وحتی زنان به ظاهر کم زیبا هم دارای زیبائی های خاص خود هستند. در اسلام هم گفته شده که خداوند که می خواست بخشی از زیبائی خود را به بشر نشان دهد زن را آفرید. در روایات است که حوریان بهشتی بقدری زیبا هستند که هزاران برابر زن های زیبای این دنیا ستند و باز هم داریم که اگر همسر انسان صالحه باشد در آن دنیا به قدری زیبا محشور می شود که حوریان دربرابر او مانند عروسک بی جان وبی حال دیده می شوند. به همین عنوان وقتی صحبت زشتی زن یا بدکاری و بی بند وباری می شود می بینیم همه را بایک چوب می رانند: فردوسی یکبار می گوید:

 زن و اژدها  هردودر  خاک به  جهان پاک از این هردو ناپاک به !

   ودر جای دیگر می گوید :

زن خوب و فرمانبر وپارسا      کند مرد درویش را پادشا

براساس داستان مشهور ادیان زن باعث شد تا آدم آن میوه ممنوعه را خورده واز بهشت بیرون رانده شود. واین داستان ادامه دارد تا تولد حضرت فاطمه زهرا س

با تولد ایشان چهره زن دگرگون می شود واز مرد هم بالاتر می شود زیرا برخلاف تصور جاهلیت که فرزندان را میراث بر پدر می دانست از این هنگام میراث بر مادر می شوند وتا مدتها سادات یا فرزندان علی ع را بنی فاطمه یا ذراره زهرا می خواندند. و بستگی به غلبه مرد سالاری و یا زن سالاری این اصطلاحات نیز دستخوش تغییرات می شد: امروزه کار به آنجا رسیده که حدیث معروفی نقل میکنند : لولا فاطمه لما خلقتکما: اگر فاطمه سلام الله علیها نبود شما را یعنی پیامبر و حضرت علی را نمی آفریدم!

این حدیث به سرنوشت همان لیوان نیمه پر دچار شده : نگاه کنید به:

(     http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=949(

که برخی روایات فقط قسمت مربوط به پیامبر را نقل می کنند که در حدیث قدسی خداوند می فرماید اگر پیامبر نبود جهان را نمی آفریدم . برخی دیگر شرط خلقت پیامبر را خلقت فاطمه س دانسته اند. به هر حال اینکه نقش اول برای زنان بوده یا مردان هنوز حل نشده و شاید بتوان گفت هرکدام در جای خود نیکوست . یعنی باید دیدگاه ویا صورت مسئله و یا نوع طرح سوال را عوض کرد و الا در یک دور باطل همه افتخارات ازبین خواهد رفت. برای این منظور استاد مطهری مدل تفکر نوینی می دهد . ایشان ابتدا بین عدالت و مساوات تفاوت را توضیح می دهد وسپس علت دور باطل ویا سفسطه حقوق زن و یا حقوق مرد را درخلط این دومفهوم میداند. می گوید خداوند بین زن ومرد تساوی قرار نداده بلکه عدالت را برقرا کرده که عدل به معنی قرارگرفتن هرچیزی بر سرجای خود است زن در نقش خودش و مرد در نقش خودش . لذا غرب که خواسته جای این دو را عوض کند به اشتباه افتاده مثلا در گذشته زنان پوشیده لباس می پوشیدند و مردان آزاد بودند آن ها روند را معکوس نمودند و زنان را مجبور کردند که کمتر لباس بپوشند و حتی بدون لباس با یک تکه دکلته هم بتوانند در خیابان ها ظاهر شوند  ولی مردان باید کاملا پوشیده باشند: بر سرشان کلاه ، پایشان کفش و جوراب ، تنشان لباس کت وشلوار یقه شان هم بسته و حتی  با کراوات محکم شود!  زنان را مجبور کردند راننده ماشین های سنگین شوند و در دوران بارداری هم کار کند! اخیرا تقسیم کار طوری شده بود که تمام وظایف خانه داری زن به موسسات بیرونی سپرده شده بود! لباس را خشکشوئی ها می شستند و غذا را رستوران ها می پختند تا زن در خانه هیچ کاری نداشته باشد و بتواند به کار بیرون برسد. در حالیکه عدالت اینطور اقتضا نمی کند و زنان باید متناسب با توانائی ها و استعداد هایشان کار کنند نه اینکه کار مردان را تقلید کنند. لذا در گناه ومعصیت و یا در نیکوکاری و اطاعت خداوند هم زن و مرد فرقی ندارند هرکس گناه و معصیت کند گناهکار است و هرکس کار خوبی کند نیکوکار است فرق تمام انسان ها فقط به تقوا و نیکوکاری آنان است. همین مسئله که دربحث بسیار ساده است و ظاهرا یک امر کلاسیک و آکادمی است باعث بحران ها و جنگ ها و کشت وکشتار های فراوانی شده است. وسیر دوگانه تاریخی آن با رنج ها و شکنجه های فراوانی روبرو بوده است. چه آن هنگام که مردان بودند و مرد سالاری بود و چه زمانی که زن سالاری شد و زنان حرف اول را زدند. در تامین امنیت اجتماعی و پدافند های غیر عامل هم این مسئله بسیار با اهمیت است زیرا بسیاری از فتنه ها برای تامین حقوق زنان در مقابل مردان یا مردان در مقابل زنان عنوان می شود. ما می بینیم همانطور که در غرب لشکر زنان بودند که جامعه را به فساد وتباهی سوق می دادند، انقلاب اسلامی هم با مدد زنان رشد کرد.  سید احمد حسینی ماهینی


» نظر

جنگ ستارگان

ستاره در مفهوم غربی حداقل به دو موضوع مهم اطلاق می‌شود: یکی به معنی ستاره در مقابل ماه و خورشید است و در آسمان شب ظاهر می‌شود. این اصطلاح در مورد بازیگران سینمای هالیوود هم مطرح شده؛ در این فرهنگ کسانی که درخشیدند و نام‌آور شدند به ستاره‌های درخشانی معروف شدند که در آسمان هنر ظاهر می‌شوند.

 در اثر پیشرفت تکنولوژی در سال‌های آخر قرن بیستم یک مفهوم دیگر مطرح شد که جنگ ستارگان بود. تصور طراحان این عملیات آن بود که تمامی ستارگان به تصرف بشر در آمده و این بار به جای جنگ قبیله‌ای یا قومی یا ملی و بین‌المللی تمام زمینی‌ها متحد شده با ساکنان کرات دیگر به جنگ برخاستند یا در مقابل حملات ساکنین کرات دیگر دفاع می‌کردند. البته دیگر حمله و دفاع یک جنگ متعارف نبود. حتی سلاح‌های به کار گرفته نمی‌توانستند شبیه سلاح‌های موجود باشند. نوع دیگری که از جنگ ستارگان معرفی شد، جنگ موشک‌ها در آسمان بود. یعنی موشک‌ها قبل از این‌که به زمین اصابت کرده و باعث تخریب جانی و مالی شوند، مورد اصابت ضد موشک‌ها قرار گرفته و در فضا نابود می‌شدند. البته نابودی آن‌ها در فضا چه تأثیری بر محیط زیست می‌گذاشت یا تکه‌های آن به کجا ریخته می‌شد، مهم نبود زیرا ممکن بود در اثر بعد مسافت و یا انفجار در بالای جو به محض برخورد قطعات آن با جو زمین آتش گرفته و تا رسیدن به زمین نیست و نابود شوند و مانند شهاب‌های آسمانی فقط مقداری نور و یا روشنایی از آنان باقی بماند. فضا در قرن بیستم چنان جاذبه‌ای داشت که برخی قرن بیستم را عصر فضا نیز نامیدند و بر اساس طرح‌های موجود قرار بود بین زمین و ماه، آسانسور فضایی برقرار شود و تعدادی از ساکنان زمین به آن‌جا منتقل شوند و یا علایم حیاتی که در کره مریخ پیدا شده بود آسانسور بزرگ‌تری را طلب می‌کرد، اما یک نکته باعث شد تا تمام این اسطوره‌ها در هم بریزد! اسطوره رفتن انسان به فضا، پیاده شدن فضانوردان در کره ماه و راهپیمایی آنان در روی سطح پنیر‌گونه ماه چیزی بود که از زمان نیل آرمسترانگ، تمام فضاهای تبلیغاتی را پر کرده بود و ناگهان کاشف به عمل آمد که همه این‌ها در یک استودیو در صحرای نوادا تهیه شده است! و فضانوردان و تهیه‌کنندگان آن هم همگی پس از انجام پروژه یا کشته شدند یا از بین رفتند و از صحنه تبلیغات حذف شدند. افراد زیادی مدت‌ها درگیر این مسأله و کم و کیف راست و دروغ آن بودند ولی مهم این بود که دیگر این علم پیشرفتی نداشت! یعنی با آن سرعتی که انسان پا به عرصه کره ماه گذاشت، امروزه باید آن آسانسورهای کذایی راه‌اندازی می‌شد، ولی دیگر کسی از آن صحبتی نکرد! فقط زن ایرانی، انوشه انصاری توانست به پوشیدن لباس آن افتخار کند و کمی هم در فضا گشت بزند. نمی‌توان گفت که چه حادثه‌ای اتفاق افتاد ولی می‌توان گفت که چه حادثه‌ای اتفاق نیفتاد! و آن این‌که کسی به کره ماه نرفت! این پروژه تنها از سوی کمونیست‌ها راه‌اندازی شد تا یوری گاگارین را به دروغ به فضا بفرستند و او بیاید و بگوید که پشت ماه را هم گشته و خدا را در آسمان‌ها ندیده است! البته برخی ضربتی متقابل زدند: می‌گویند که آرمسترانگ در آخرین ساعات عمرش در مصر بود که ناگهان نزدیک‌های صبح در هتلش از خواب بیدار می‌شود و صدایی را می‌شنود، سراسیمه به لابی هتل رفته و از مهماندار سؤال می‌کند که این صدای چیست؟ من که در کره ماه بودم این صدا را می‌شنیدم! و آن‌ها می‌گویند این صدای اذان مسلمانان است! حالا کدام راست است کدام دروغ و یا هر دو راست هستند بماند. جنگ ستارگان هم به سرنوشت همین جنگ ماه‌رفتگان دچار شد، یعنی نه مردم به ستاره‌ها منتقل شدند و نه کسی از ستاره‌های دیگر آمد و نه حمله‌ای از سوی موجودات فضایی صورت گرفت. حتی موشک‌ها هم در فضا منفجر نشدند! در این‌جا آفند تبلیغاتی دشمن این بود که مانند ابن زیاد در کوفه تبلیغ یک لشکر ذهنی بکند و پدافند ملت‌ها آن است که این تبلیغات را باور نکنند.
اکنون نیز بررسی این موضوعات کمک می‌کند تا ترفند دشمن که سال‌ها باعث ترس و وحشت جهانیان شده بود و اصلاً اساس درستی نداشت، برای مردم، واضح و روشن شود و مردم با شیوه تبلیغاتی آشنا شوند تا دوباره از همان سوراخ گزیده نشوند که پیامبر فرمود: "لایلدغ المومن من جحر مرتین" همان جنگ عظیم تبلیغاتی که جنگ ستارگان را به راه انداخته بود اکنون بیکار ننشسته و در مسیر جدیدی برای مبارزه با هدفمندی یارانه‌ها به کار گرفته شده است. البته ممکن است باور این‌که جنگ ستارگان همه دروغ بود و یک مشت فیلم‌های هالیوودی و یا حداکثر چند بازی رایانه‌ای برای سرگرمی بوده، برای خیلی‌ها مشکل باشد. اما جنگ موشک‌ها را چه می‌گویند؟ بزرگ‌ترین ارتش‌های جهان یعنی ارتش آمریکا و اسراییل آیا توانستند یک موشک از موشک‌های حزب‌اله را در فضا منفجر کنند؟ اصلاً آن‌ها توانستند جای پرتاب موشک‌ها را پیدا کنند؟ این‌که  تبلیغات می‌شد و همواره تمام ماهواره‌ها با افتخار، تمام صحنه‌های مکرری را از انهدام موشک‌ها در فضا با محاسبات دقیق نشان می‌دادند یا حتی با عنوان سپر موشکی از آن یاد می‌کردند، در جنگ 33 روزه مانند برف آب شدند. باید پرسید کجا رفتند آن همه تبلیغات و آن همه بحث‌های علمی و فنی دقیق؟ چه شد این همه بزرگ‌نمایی آن‌ها؟ آن‌هایی که ادعا می‌کردند در علم و تکنولوژی سرآمد هستند و همه جهان باید بردگان آن‌ها باشند، آن‌هایی که به مدد تبلیغات از یک لوله تفنگ یک لوله توپ تبلیغ می‌کنند و از یک نفر یک ارتش می‌سازند، بدانند که حنای آن‌ها دیگر رنگی ندارد. والله المستعان.


» نظر
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96