سفارش تبلیغ
صبا

تفریح نداریم یعنی چه؟

 

 اخیرا باب شده که هر کس، هر گناهی می کند، تا می گویند چرا این کار را می کنی؟ می گوید تفریح نداریم ! در حالیکه بنا بر فرموده امام علی، بالاترین تفریح کار است. اینهمه زمین خدا رها شده و: بی کشت و کار است، اگر واقعا تفریح ندارند بروند و: این زمین ها را  آباد کنند تا طبق فرموده رسول خدا، صاحب آن زمین هم بشوند. زیرا زمین متعلق به کسی است که آن را  آباد کند.(الارض لمن احیاها) چرا همه دوست دارند، به قهوه خانه بروند و قلیان بکشند؟ یعنی واقعا آنقدر کار کرده اند که، نیاز به تفریحی غیر از کار دارند؟ یا آنقدر پولشان زیاد است که: بروند قهوه خانه و، پول تمام آدم های قهوه خانه را حساب کنند؟

     به نظر ما گرچه این حرف را، از زبان قلیان نشین های جوان می زنند، ولی حرف آدم های زنباره و خرمست گذشته است. آن هایی که تا پاسی از شب، وقت را در میخانه ها و روسپی خانه ها می گذراندند! و حالا که تعطیل شده، در حسرت آن گناهان بزرگ می سوزند! متاسفانه پس از گذشت سی و چند سال، هنوز پیام انقلاب اسلامی را درک نکردند. یا نمی خواهند درک کنند.

      انقدر هم مردانگی ندارند اگر، چیزی را خودشان دوست دارند ولی، مردم دوست ندارند، به احترام مردم کنار بگذارند. اما اگر آن گناه کردن ها، برای جوانان آن موقع تفریح به حساب می آمد، هر گز قیام نمی کردند و: مشروب فروشی ها و سینما ها را آتش نمی زدند . آن ها میدانستند این روسپی که کنارش می خوابند، خواهر یا مادر یکی دیگر است، و اگر کسی با خواهر یا مادر آن ها، چنین کاری می کرد، چه اتفاقی می افتاد؟

آن ها می دیدند که برخی جوانان، بجای اینکه کنار خانواده هاشان باشند، در اثر استفاده از مواد مخدر و مشروبات، در کنار خیابان افتاده اند.

بنا بر این همه آن هایی که این تخم لق را، در دهان مردم می شکنند، یا به جوان ها یاد می دهند که: تفریح را فقط گناه کردن بدانند. افراد نامرد و بی هویت هستند. دولت و شهرداری ها، اینهمه زحمت می کشند پارک درست می کنند و: وسایل ورزشی تعبیه می کنند، کتابخانه و تئاتر و سینما می سازند، باز آن ها می گویند تفریح ندارند! و میروند در میان پارک ها، بجای تشویق جوانان به ورزش و مطالعه، آن ها را به ماری جوانا، بنگ و حشیش و قلیان تشویق می کنند.

کسی که اولین بارو علیرغم میل باطنی، دست به گناه برد  باز هم این کار را می کند. و برای همین است که سیگار کشیدن را، دروازه اعتیاد می دانند . آمار ها هم نشان می دهد :همه معتادان بلا استثنا از سیگار شروع کردند . همه آن ها سیگاری های قهاری هستند، و حتی خیلی از آن ها اعتیاد خود را در: پوشش سیگار مخفی می کنند. یعنی آنقدر سیگار می کشند تا مردم، ذله شوند و بگویند برو همان هروئین را بکش و به ما کاری نداشته باش!

   در قلیان خانه ها باید تا زانوی هرکس! دود قلیان باشد و الا او را راه نمی دهند! اصلا قهوه خانه را پر می کنند از دود، تا برای اشخاص غیر معتاد، ورود به آنجا آزار دهنده باشد. روش معتاد شدن جوانان و خردسالان هم، همین سیگار و قلیان است. ابتدا با توتون شیرین! شروع می کنند بعد می بینند کافی نیست، به توتون تلخ می روند و بعد، می بینند رضایت بخش نیست، و به اندازه کافی خمار نمی شوند، درون آن مواد روانگردان و اعتیاد آور می ریزند. و بعد هم که دیگر راه برگشتی وجود ندارد، به ساقی تبدیل می شوند تا، در آمد اعتیاد خود را به دست آورند.

توجیهات بامزه تر از این ها هم وجود دارد: سیگار مالبرو وارد می کنند و می گویند: اصل جنس باشد آدم معتاد نمی شود! کار خانجات دخانیات را توسعه می دهند! و می گویند اگر سیگار بومی باشد، بهتر از وارداتی است!

 

قلیان راه می اندازند می گویند: از سیگار بهتر است و، اعتیاد آور هم نیست! یا مانند افغانی ها، ناس مصرف می کنند و می گویند: یک بسته ناس ارزان قیمت،  بجای صد پاکت سیگار گران قیمت! از آن بد تر عده ای می گویند: الکل و تریاک برای بدن لازم است! قوای جنسی را تقویت می کند!  در حالیکه امام موسی کاظم فرمود: خداوند در حرام شفا قرار نداده است. 

ما لیس متعة؟ افتتح مؤخرا إلى أی شخص مذنب، لماذا لدیک لتقوله؟ یقول المتعة! ومع ذلک، وفقا للإمام علی، والعمل أکثر متعة. ولکن الله قد تخلى عن الأرض دون زراعة، إذا کنت حقا لم یکن لدیک متعة والذهاب: هذه الأرض إلى النبی الکریم آباد، قد تحدث صاحب الأرض أیضا. لأن الأرض ملک للشخص الذی وضعت فیه. لماذا لا یرید الناس أن یغادر المقهى وقتل النرجیلة؟ فهذا یعنی أنهم حقا بحاجة إلى المتعة خارج العمل؟ أو الکثیر من المال الذی یذهب إلى المقهى والمال سوف یحسب کل شخص فی المقهى؟ فی رأینا، ومع ذلک، فإن هذه الکلمات، وإقامة شابة فی فقاعة، ولکن الناس یتحدثون وحمار زیر النساء فی حالة سکر الماضی. تلک حتى منتصف اللیل، والوقت الذی یقضیه فی الحانات وبیوت الدعارة! والآن تم إغلاقه، خطایا نأسف لذلک تحترق! للأسف، بعد ثلاثین عاما، لا یزال لم یفهم الرسالة للثورة الإسلامیة. وأو لا تفهم. إذا لم تکن المذکر بما فیه الکفایة، ولکن ما أحب، لا أحب الناس أن احترام الناس جانبا. ولکن إذا کان یعتبر خطیئة لعطلة شابة فی ذلک الوقت، وأبدا لم یرتفع: أنها لیست الحانات ودور السینما النار. کانوا یعرفون العاهرات الذین ینامون بجانبها، أخت أو أم واحدة، وإذا أخت شخص ما أو الأم، یمکن أن یکون شیء من هذا القبیل، ما الذی سیحدث؟

رأوا أن بعض الشباب، جنبا إلى جنب مع عائلاتهم بدلا من أن یکون تحت تأثیر المخدرات والکحول، وتراجعت فی الشارع.

وبالتالی، فإن جمیع أولئک الذین تفقد بیضها فی الفم ینهار، أو لتعلیم الشباب أن الخطیئة الوحیدة هی ممتعة للتعلم. هم جبناء والهویة. الحکومة والبلدیات، ومع ذلک، وجعل الأمور تحدث، وأنها مجرد الوقوف: یتم تثبیت المعدات الریاضیة والمکتبة والمسرح والسینما، فإنها لا تزال یقولون انها لیست متعة! وتذهب إلى الحدیقة، بدلا من تشجیع الشباب على ممارسة تلک الحقوق فی الماریجوانا والحشیش وتبغ الغلیون الانفجار وتشجیع.

وبورو الذی تردد، وقال انه لا یزال یفعل خطیئة. والسبب هو التدخین، والنظر فی المخدرات العبارة. تظهر الإحصاءات أیضا أنه من دون استثناء، وبدأ کل مدمنی التدخین. کل منهم السجائر قویة، وحتى الکثیر من إدمانه: غطاء السجائر غامضة. فهذا یعنی الکثیر لدخان الناس والسکنیة ویقولون لیس لدینا للذهاب کما الهیروین والحمار! وینبغی أن یکون الجمیع فی الرکبة عمیق فی منزل الشیشة! قریبا انها سوف النرجیلة التدخین لیس هو الطریق! فی تمتلئ المقاهی من الدخان، والأفراد غیر المدمنین، کما تدخل مزعج. أصبحت الشباب والأطفال طرق المدمنین، وهذا هو الدخان والشیشة. بدءا التبغ حلوة! ثم یبدأون لا یکفی أن نرى، ثم انتقل إلى التبغ المر، ورؤیة غیر مرضیة، ومخلفات لیست کافیة، ثم صب المؤثرات العقلیة والادمان. وبعد ذلک هناک طریقة أخرى إلى الوراء، وأصبح لاعب، فی تم الحصول على إدمانه.

هناک أیضا مبرر مضحک من هذا: أن التدخین Malbrv إدخال ویقول غیر مدمن على الجنس رجل! وقد طورت شرکات التبغ! ویقولون إن التدخین هو من السکان الأصلیین، والمستوردة من الأفضل!

 

إطلاق الشیشة القول أنه أفضل من التدخین، وأنه لیس من الادمان! أو مثل الأفغان، فإن NAS استخدام وأقول قریبة ناس غیر مکلفة، ومئات من علب السجائر مکلفة نوعا ما! أسوأ من ذلک، یقول البعض، والکحول والأفیون ضروری للجسم! یعزز القوى الجنسیة! فی حین قال الإمام موسى الکاظم: والله لم تلتئم محظورة.


» نظر

همه باید همه کاره باشند

    

. همه چیز را بدانند و از همه چیز سر در بیاورند.

غرب سال ها زحمت کشید، تا تقسیم کار را جا بیاندازد و بگوید: که کار باید تخصصی باشد! و حالا با تمام قدرت، زده زیر این حرف ! البته این خیانت از موقعی شروع شد که:رشته های بین رشته ای اختراع شد!

در گذشته نه چندان دور، دو نوع تقسیم کار وجود داشت.  خوب و بد! زشت یا زیبا، بعدا آمدند آن را به آسمانی و زمینی،ا فیزیکی و متافیزیکی، تقسیم کردند.  یونانی ها اولین کسانی بودند که: این دوگانگی را انتزاع کردند. یعنی در ایران، این دوگانگی یا دوگانه پرستی، وجود داشت ولی چندان جدی نبو.د. مبارزه خیر و شر، نور و تاریکی ! بحث می شد ولی، اصالت نداشت یعنی همانطور که خداوند ، شیطان را آفرید، بدی اصالت نداشت، بلکه انحراف از خوبی بود.

اما رومیان این را کاملا جدا کردند، و گفتند عیسی ع به کار آسمان ها باشد، و قیصر به کار زمینی ها برسد! و این دو را متضادی دانستند که، باهم قابل جمع نبودند. این تقسیم بندی تا این اواخر هم بود.  فیزیک و متافیزیک نام داشت. آن ها فیزیک را علمی می دانستند، و متافیزیک را فانتزی و غیر علمی . البته اخلاق لارج! هم داشتند و می گفتند" متافیزیک عقاید شخصی است، و هرکس آزاد است آن را باور کند یا نکند!

اما پیشرفت علم مخصوصا در: روانشناسی پاولوف، راه را برای تجربی کردن متافیزیک، یا متافیزیکی کردن تجربه باز کرد. یعنی پاولوف روان را که، نا دیدنی بود به ازمایشگاه و : به زیر تیغ جراحی برد! و با اثبات آزمایشگاهی: انعکاس شرطی، راه را برای علمی کردن نادیده ها، هم باز کرد. بعدا، جامعه شناسی قدم به میدان گذاشت. بعد هم گفتند: هر علمی ریاضیات را بپذیرد علم است. همانطور که ذیمقراطیس بر درب آکادمی نوشته بود: اگر کسی ریاضی نمی داند داخل نشود. و دکتر شریعتی این را به ایران آورد، و زرنگی کرد حتی ادیان و تاریخ ادیان را هم، به آن اضافه نمود.

   الان در دنیا دیگر تخصص بحث نیست، بلکه انفجار اطلاعاتی کار رابجایی رسانده که: همه باید همه چیز را بدانند! مثلا امروز هاشمی زیباسازی شهرداری، در سمینار نور و روشنایی می گفت: مدیران و مسئولان همه باید چند واحد، طراحی نور بگذرانند تا: در مراسم مذهبی، و ملی و باستانی، مردم فقط یک رشته لامپ را تداعی نکنند!  و علمای مدیریت می دانند که: مدیران بدبخت چه چیز ها که نباید بخوانند!

چند روز پیش هم خبرنگار پیش کسوتی، در نمایشگاه مطبوعات می گفت« همه مردم دنیا خبرنگار هستند! و باید با خبر آشنا باشند. استاد آمار هم می گفت: برخی فرمول های آماری را، باید همه مردم بدانند!و با تحلیل آماری آشنا باشند. اصلا کار روابط عمومی همه سازمان ها، این است که عموم مردم را با: وظایف سازمان آشنا کنند.

 

   وظیفه دموکراسی هم، حکم می کند که همه، همه چیز را بدانند و، در همه چیز اظهار نظر کنند. حتی اظهار نظر شفاهی هم کفایت نمی کند، باید پرسشنامه پرکنند و: دقیقا به همه سوال های، همه ساز مان ها را جواب بدهند. آن هم  نه یک جواب الکی! بلکه پیشنهاد سازنده و  بامطالعه و قابل اجرا. 

 

یجب أن یکون جمیع تنوعا.

أنهم یعرفون کل شیء وکل شیء وجها لوجه.

أخذ الغرب سنوات من الجهد، لرمی فی مکان العمل والقول أنه یجب أن یکون خاصا! والآن، مع کل القوة، وتحت کلمة! بدأت عندما تم اختراع خیانة أن دورات متعددة التخصصات!

فی الماضی غیر البعید، کان هناک نوعان من تقسیم العمل. الخیر والشر! قبیحة أو جمیلة، وأنه جاء فی وقت لاحق إلى السماء والأرض، المادیة والمیتافیزیقیة، ویقسم لهم. الیونانیون کانوا أول الناس الذین لدیهم هذه الازدواجیة من التجرید. وبعبارة أخرى، فإن الانقسام المزدوج الطراز، ولکن لم تکن هناک خطیر جدا .. صراع الخیر والشر، النور والظلام! قیل، مع ذلک، أن الإمارة لا والله خلق الشیطان، وکانت أصالة لیست سیئة، ولکن انحراف الخیر.

لکن الرومان کانوا مفصولة تماما، قوله المسیح هو عمل السماوات والأرض ستکون قیصر إلى العمل! هذین متضاربة یعرف ذلک، لم تظهر مبلغا کبیرا. تم تصنیفها حتى وقت قریب. کانت تسمى الفیزیاء والمیتافیزیقا. کانوا یعرفون الفیزیاء، الخیال العلمی وغیر العلمی والمیتافیزیقی. أخلاقیات کبیرة بالطبع! کانوا یقولون أیضا "المیتافیزیقا والدین وأی شخص حر فی صدقوا أو لا تصدقوا!

ولکن التقدم فی العلوم، ولا سیما فی علم النفس بافلوف، وسیلة تجریبیة لتجربة میتافیزیقیة غیبیة أو فتحت. أی کان، وبافلوف العقلیة، غیر معروف إلى المختبر والمثیر للاهتمام أن یکون على طاولة العملیات! والأدلة المخبریة: تعکس مشروطة الطریق أمام العلم لتجاهل، کل من فتح. فی وقت لاحق، علم الاجتماع، وخطوة الیسار إلى الیمین. ثم قال للاعتراف علم الریاضیات. کما الباب أکادیمیة کتب: إذا کان أی شخص یعرف الریاضیات لیست کذلک. کذلک، وأضاف أنه شریعتی وإحضاره إلى البلاد، والأدیان موهبة له والتاریخ الدینی.

    أنا متخصص فی عالم آخر، ولیس المناقشة، ولکن النقطة الانفجار استخدمت المعلومات التی یجب أن یعرف الجمیع کل شیء! على سبیل المثال، الیوم تجمیل الهاشمی من المدینة، فی ضوء الندوة قال الإداریین جمیعا لدیهم بعض العناصر المصممة لتمریر الضوء فی الاحتفالات الدینیة، والدولة القدیمة، والناس لا یربطون سلسلة الخفیفة! والمتخصصین فی إدارة یعرفون أن ما مدیری الفقراء الذین لا یقرأون!

وقبل أیام قلیلة، الصحافی المخضرم، وقالت الصحافة التجاریة، "جمیع الناس یولدون الصحفی! ویجب أن یکون على درایة القصة. وقال أستاذ الاحصائیات أیضا بعض الصیغ الإحصائیة، ینبغی لجمیع الناس یعرفون، ویکون على درایة التحلیل الإحصائی. فعلت عمل العلاقات العامة لجمیع المنظمات، هو أن عامة الناس: والمسؤولیات للمنظمة.

 

    مهمة الدیمقراطیة، والقاعدة هی أن الجمیع یجب أن یعرف کل شیء وفی کل شیء یقولون. التعبیر اللفظی لا یکفی، یجب علیک ملء الاستبیان و، وتحدیدا لجمیع الأسئلة، کل واحد منا یستطیع الإجابة. لیس من إجابة زائفة! ولکن أیضا اقتراحات بناءة وقراءة وتشغیل.


» نظر

مرده هایی که حرف می زنند

شاید دیگر کسی نباشد مثل: دهه شصتی های اروپا و آمریکا، خیلی تند بر علیه دین و روز قیامت حرف بزنند، ولی بهر حال هستند کسانی که: هنوز می گویند مرگ آخر دنیا است! و  بعد از آن دیگر چیزی وجود ندارد! اما تشییع جنازه ها در سراسر جهان، این حرف را تکذیب می کنند  !

میزان استقبال مردم از تشییع جنازه، در واقع حرف زدن مرده ای است که: دیگر در میان ما نیست. کسی که مردم در تشییع جنازه او،  سنگ تمام می گذارند، معلوم است که زنده است، و برای اطرافیان خود حرف می زند، و آن ها را تشویق می کند. شما می بینید که یک نفر هست، که تا موقعی که مثل ما زنده است، و راه می رود کسی او را نمی شناسد! ولی وقتی مرد ناگهان همه او را می شناسند.

 این رسم یک قبیله ، یک قوم و ملت نیست، در همه جای جهان، هستند کسانی که با مرگ خود،  مشهور تر شدند. شاید اینطور هم بتوان گفت که مردم، از مرده و جنازه یک شخص، استفاده می کنند تا حرف خود را بزنند . یعنی این مرده نیست که حرف می زند، بلکه مردم از زبان مرده حرف می زنند. البته بک فرق کوچک بین آدم های مرده و زنده هست، و آن اینکه مرده دیگر نمی تواند بد باشد! به همین دلیل تعریف و تمجید، از اشخاص به بعد از مرگ آنان موکول می شود! چرا که میدانند از شنیدن این تعریف ها، مغرور نمی شود و تغییر مسیر نمی دهد.

آدم زنده وقتی تعریف می شنود، یا آن را باور می کند یا نمی کند، یا خود به آن آگاه بوده یا نبوده است، و در هر حالت تغییراتی در او ایجاد می شود. که بعدا به تغییر رفتار ها منجر می شود. یکی از این تغییر رفتار ها ممکن است مثبت باشد، یعنی سعی کند از این تعریف مردم، بفهمد که کار او درست بوده و: باید خود را ارتقا دهد. اما اغلب برعکس است! یعنی از تعریف ها چنین نتیجه می گیرد که" راه جدیدی برای فریب دادن مردم پیدا کرده است! تا با استناد به این تعریف و تمجید ها، اهداف شخصی و پنهانی خود را دنبال کند.

    به همین جهت گفته شده که: از اشخاص، در مقابل خودشان تعریف نکنید. زیرا ممکن است دچار توهم شود، و به کسی که این کار را بکند هم، چاپلوس می گویند. اما پشت سر مرده، هر چند تعریف کنید، او دیگر کفن خود را خراب نمی کند! بررسی جامعه شناختی این حرکت، گویای این است که مردم همیشه، ارزیابی را به دقایق آخر موکول می کنند. به زمانی که راه بازگشت یا: میانبر زدن نباشد..

 

به همین دلیل افرادی که رنگ عوض می کنند، و موضع خود را تغییر می دهند، معمولا مورد اعتماد مردم نیستند. وقهرمانان کسانی هستند که: تا پای جان بر گفته و رفتار خویش ایستادگی می کنند.  و در ادیان هم گفته شده که: همیشه به یاد مرگ باشید. یعنی خود را در سرازیری تصور کنید، که فقط باید جلو بروید! راه برگشت یا توقف معنی ندارد. بطور کلی باید گفت: زندگی باید همه فعالیت باشد و بیش فعالی! چون بعد از مرگ، استراحت واقعی آغاز می شود. اما اگر در دنیا خوب فعالیت نکنیم، استراحت دیگری در کار نیست. مانند زنبور ها یا مورچه ها ، اگر در فصل کار خوشگذرانی کنند، و چیزی اندوخته نکنند، در زمستان از گرسنگی می میرند

حیث یتکلم میت!

الآخرین الذین قد لا ترغب: الإبهام من أوروبا وأمریکا وسریع جدا ضد الدین، وحدیث یوم القیامة، ومع ذلک، هم أولئک الذین ما زالوا یقولون أن الموت هو نهایة العالم! ثم هناک شیء آخر! ولکن الجنازات فی جمیع أنحاء العالم، وهذه الکلمات هی کذبة!

رحب الشعب الجنازة، التی یتحدث فعلا إلى الموت: لم یعد معنا. الناس الذین فی جنازته، وکلها من الحجارة، والتی تحولت إلى أن تکون على قید الحیاة، ویتحدث إلى أسرته، وتشجیعهم. ترى أن الشخص هو، أننا عندما نعیش مثل ذلک، وانه لا یعرف من هو! ولکن عندما الرجل فجأة الجمیع یعرفه.

  تقالید قبیلة، ولیس أمة واحدة، فی کل منطقة من مناطق العالم، هم مع وفاته، أصبحت أکثر شعبیة. ویمکن أیضا القول بأن الشعب، جثة شخص، وتستخدم لیقولوا کلمتهم. أن لم یمت وهو یتحدث، ولکن الناس یتکلمون لغة میتة. الفرق صغیر بین آدم بیک القتلى وحیا، وأن الموتى لا یمکن أن یکون سیئا! لذلک الثناء من الناس بعد موتهم لا بد من تأجیلها! لأنهم یعرفون من الاستماع إلى هذه التعریفات، ولیس الغطرسة وعدم التحول.

آدم على قید الحیاة عند تحدید نسمع، أو صدقوا أو لا تصدقوا، أو إذا کانوا على علم أو لا، وعلى أی حال انه تحدث التغییرات. مما یؤدی بعد ذلک إلى تغییر السلوک. قد یکون واحدا مثل هذا التغییر الإیجابی، أی أنه یحاول تحدید من الناس لا یفهمون أنه کان على حق، وینبغی تشجیع لها. ولکن غالبا ما یکون العکس! هذا هو تعریف وخلص إلى أن "وجدت طریقة جدیدة للغش الناس حتى وفقا لتکمل أهدافهم الفردیة ومسارها الخفیة.

     وهکذا یقال أن الأفراد لا یعرفون أنفسهم ضد. یمکن افتراض ذلک، والذین یفعلون ذلک بشکل جید، ویقول الاغراء. ولکن وراء الموتى، أقول على الرغم من أنها لا تدمر جنازتک! دراسة سوسیولوجیة للحرکة، وتبین أن الناس سوف تقیم دائما إلى تأجیله فی اللحظة الأخیرة. فی طریق العودة عندما، إما: لیست هناک معالجة الاختصار.

 

لهذا السبب، فإن تلک الألوان تتغیر، ویتغیر وضعک فی کثیر من الأحیان لا یثقون الناس. بطولة الذین یائسة لتبرز وسلوکه. ولقد قیل بأن الأدیان علیک أن تتذکر دائما الموت. تخیل أنه فی انحدار، والتی ینبغی أن تذهب فقط إلى الأمام! فی طریق العودة توقف أو لا معنى له. بشکل عام، ینبغی القول أن کل أشکال الحیاة ینبغی أن تکون أکثر نشاطا! لأنه بعد الموت، یبدأ قطیعة حقیقیة. ولکن إذا کان العالم لا یعمل بشکل جید، والباقی آخر. مثل النحل أو النمل، إن موسم المرح، وعدم تخزین أی شیء فی الشتاء یموت من الجوع.


» نظر

یک نفر به چند نفر؟

در حالیکه 40کشور نتوانستند" جلوی داعش تکفیری بایستند، یک اعجوبه نظامی ایران، همچنان میدان داری بر علیه داعش را در دست دارد. میدانیم که 40کشور، اتحادیه ای  علیه داعش تشکیل داده و: از امکانات فوق سری استفاده می کنند. ولی در عمل، به اقرار خودشان، به اشتباه حملاتی انجام می دهند! که اگر به نفع داعش نباشد، برعلیه آن هم نیست! اما اعجوبه ایرانی، ساکت و فروتن، هر عملیاتی را هدایت می کند، به ازاد سازی آن بخش از خاک عراق، که در دستان داعش است می انجامد.

 البته ایران از این اعجوبه ها زیاد دارد! . یعنی بجای سردار سلیمانی، هرکدام از فرماندهان دیگر هم اعزام می شدند، همین عملکرد موفق در برابر داعش تکفیری داشتند. و شاید این آب و خاک ایران است که، در همه زمینه ها اعجوبه تربیت می کند! مانند آثار باستانی که دیگران ندارند! ولی به آن افتخار می کنند، در ایران بقدری فراوان است که، کسی به آن محل نمی گذارد!

در یکی از ایات قرانی آمده که: شما از دشمنان نترسید، هریک از شما با چند نفر آنان مقابل هستید. و اگر ایمان داشته باشید، هرصد نفر از شما برابر هزار نفر آنان خواهد بود! زیرا آنان نفهم هستند! خیلی ها این را ساده لوحی دانسته یا: فقط برای روزگار گذشته میدانند، ولی اینطور نیست.  همه ایات قران روز آمد، هستند و  برای امروز ما می باشد.

ایران اسلامی هم ، از ابتدا با همین فرمول پیش رفته است که: یک تنه در مقابل همه مستکبران ایستاده، و پیروز هم شده است. چه در دوران انقلاب اسلامی، که همه دولت ها و جامعه جهانی، پشت سر شاه بودند و: از او حمایت می کردند. چه در زمان 8سال دفاع مقدس، که همین 5+1 و جامعه جهانی از تمام امکانات، برای تقویت صدام استفاده می کردند! و چه در فتنه 8ماهه سال 1388که، باز هم همه متحد شدند و: پشت سر موسوی خائن ایستادند.

آن ها هیچگاه دست از اتحاد، برعلیه ایران بر نمی دارند! حتی اگر در مذاکرات کم بیاورند، فوری سراغ تحریم می روند، و اگر از تحریم نتیجه ای نگرفتند، به سراغ هنرمند فوت شده می روند! و او را نه تنها سالم معرفی می کنند، که می گویند دولت او را کشته! و بعد هم که به علت ازدحام مردم، دفن او شبانه صورت گرفت، بازهم می گویند که او دفن نشده است !

اما همه این ها اشکالی ندارد، زیرا آن ها کاری جز این بلد نیستند! و برای این است که قران می گوید نمی فهمند. یعنی خیلی از مسائل را درک نمی کنند. یکی از این مسائل آن است که" سی و پنج سال است که می گویند" رژیم جمهوری اسلامی، فردا از بین می رود! گویا  نوار صدایشان گیر کرده و: این موضوع را تکرار می کنند، و اصلا نمی فهمند که: دیروز هم همین حرف را زده بودند! و هزاران دیروز دیگر هم، همین حرف را تکرار کرده بودند/

گویا از نظر آنان، این فردا هرگز آمدنی نیست، و این فهم آنان است که: گذر زمان را متوجه نمی شوند، و تحولات ایجاد شده را باور نمی کنند. اما علیرغم میل آن ها، تحولات به پیش می رود، و هر روز فتح و پیروزی تازه ای، برای ملت مسلمان و انقلابی ایران رقم می خورد. و شاید همین چند روز آینده، جشن ملی توافق هسته ای هم برپا شود

واحد ضد کل

فی حین فشلت 40 دولة إلى "منع داش موقف الطرد، وحش من الجیش الایرانی، کما فعلت ضد داش هو فیه. ونحن نعلم أن 40 ولایة، وتستخدم ضد الاتحاد داش واحدة من السمات من هذه السلسلة. ومع ذلک، عملیا، تمسکا، خطأ الهجمات تفعل! إذا لم یکن لصالح داش، ولیس ضدها، ولکن الوحش الإیرانی، هادئ ومتواضع، ویؤدی کل التشغیل لتحریر العراق، والتی اندفاعة هو فی أیدی نفسه. وبطبیعة الحال، وهکذا بدلا من الجنرال سلیمانی، وتم ارسال قائد بعضها البعض، وحرم أداء الناجح للداش بکثیر من هذا الوحش. وربما إیران والتربة والمیاه، الوحش فی جمیع مجالات التعلیم! القطع الأثریة لا مثیل لها ولکن! انهم فخورون منه، فی الکثیر أن شخصا ما لا تضع ذلک!

فی واحدة من آیات القرآن الکریم: لا تخف أعدائک، ولکل منها العدید من الناس أمامک. وإذا کان لدیک إیمان، وأنها ستکون ألف مرة أکثر Hrsd من أنت! لأنهم أغبیاء! ویعتبر الکثیرون أن یکون ساذجا أو مجرد معرفة آخر مرة، ولکن الأمر لیس کذلک. کل الآیات حتى الآن، وبالنسبة لنا الیوم.

إیران الإسلامیة، التی مرت بنفس الصیغة: جذع یقف أمام کل المستکبرین، وکانت منتصرا. ما هی الثورة الإسلامیة، والتی جمیع الحکومات والمجتمع الدولی وراء الملک: انه یؤید. سواء خلال 8 سنوات من الحرب، أن + 1 5 ومرافق المجتمع الدولی، لتعزیز صدام استخدامها! أو الفتنة 8 أشهر من 1388، والتی، مرة أخرى، کانوا متحدین کل شیء: بلغ خائن وراء موسوی.

أنهم لا یفوتون تحالف ضد إیران لیست! حتى لو کانت منخفضة فی المناقشات، والحصول على عملیة العقوبات الفوریة، وإذا کانت العقوبات لیس نتیجة، انتقل إلى الفنان مات! وانه لا یصح، وقال فقط هم أن الحکومة قتلته! ثم توجه الى المستشفى، لیلة دفن، وأنه لا یدفن هناک مرة أخرى!

ولکن کل هذا على ما یرام، ولکن هذا لأنهم لا یعرفون! وبالنسبة لأولئک الذین لا یفهمون یقول القرآن. الکثیر لا یفهمون هذه القضایا. واحدة من المشاکل هو أن "خمسة وثلاثین عاما، وقال ان" الجمهوریة الاسلامیة، یختفی غدا! الشریط على ما یبدو وتمسک الأصوات: أنها تکرار هذا، ولم ندرک أنه کان نفس الشیء أمس! والآلاف من أمس الآخرین، وکان لتکرار نفس الکلمة /

 

على ما یبدو، من وجهة نظرهم، وهذا لن یأتی غدا، وهذا الفهم هو أنها لا تلاحظ مرور الوقت، والتطورات لا یعتقدون ذلک. ولکن على الرغم من رغبتهم فی التغییر ویمضی، وفی کل یوم نصرا جدیدا للشعب مسلم والثورة الإیرانیة ملحوظ. وربما الأیام القلیلة المقبلة، احتفالا وطنیا من الاتفاق النووی أنشأت


» نظر

عذر خواهی هزار میلیارد دلاری

 10153197_285235501650741_124193122099433485_n

حق ابر قدرتی ایران باید به رسمیت شناخته شود

آمریکا هیچ کاری نمی تواند بکند، یعنی نه میتواند پول ایران را پس بدهد! و نه میتواند با هزار میلیارد دلار بدهی، تحریم علیه ایران را، بردارد یا کم کند و یا حتی متوقف کند! فقط یک راه برای حل مسئله باقی می ماند: و آن اینکه امریکا عذر خواهی کند، و قول بدهد بعد از این، رفتار مناسبی داشته باشد. عذر خواهی ای که، عقب افتادن آن برای آمریکا، بیش از هزار میلیارد دلار، هزینه داشته و اگر، سی و پنج سال پیش این کار را می کرد، چنان هزینه ای را نمی پرداخت!

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا از همه دنیا کمک مالی گرفت تا: با ایران مبارزه کند و رژیم جمهوری اسلامی نوپا را، ساقط کند و تا کنون، همه بدهیهای هزار میلیارد دلاری ان، برای همین است. در حالیکه می توانست در کنار ایران باشد و: اینهمه ضرر نکند ، و مالیات مردم خود و اروپا یا: دیگر کشورها را نفله نکند.

وقتی که در سی و پنج سال پیش، امام خمینی در مقابل تهدیدات آمریکا ، فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، همه ما باید می فهمیدیم که: ابر قدرت جدیدی در حال ظهور است، که آمریکا در مقابل آن ناتوان است! ولی خود را به نفهمی زدیم و: فکر کردیم فقط یک شعار است، تا روحیه ایرانی ها حفظ شود. هنوز هم خیلی ها حاضر نیستند، ایران را  ابر قدرت بدانند! آن ها حاضرند قدرت های نوظهور را، به چین، روسیه ، ژاپن ، کره و حتی  مالزی نسبت دهند، ولی ایران را نا دیده بگیرند!.

 اکنون هم دیر نشده، به قول ضرب المثل فارسی «ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است ! آمریکا اگر می خواهد، بیش از این ضرر نکند و: بدهی های ان، از هزار میلیارد دلار بالا نزند، بیاید و عذر خواهی کند که: اگر واقعا این کار را بکند، ایران دیگر دنبال گرفتن خسارت، یا مطالبات نمی رود. زیرا باز یک ضرب المثل فارسی می گوید: المفلس فی امان الله! امریکا با هزار میلیارد بدهکاری، دیگر توان پرداخت صدهزار میلیارد دلار، بدهی های بلوکه شده ایران را ندارد.

مگر در قضیه جنگ تحمیلی عراق، علیه ایران ندیدیم؟ طبق قطعنامه 598 عراق محکوم به: آغاز گری جنگ شد و: بخاطر آن باید تمام خسارات وارده به ایران را پرداخت کند، ولی وقتی صدام رفت، عراق و ایران عضو یک خانواده شدند. و تا کنون از غرامت ها، نه چیزی عراق پرداخت کرده؛ و نه ایران خواسته است.

بلکه برعکس، با اعزام گردشگران ثروتمند ایرانی، به عنوان زائر، سالانه چند هزار میلیارد کمک مالی هم می کند. و این غیر از آن است که: طرح های عمرانی را در آنجا اجرا می کند. تا جاییکه هرکدام از شهر های عراق، نشانی از حضور پر رنگ ایرانی ها دارد.

الان هم حزب جمهوریخواه و: دموکرات که بیش از نیم درصد! مردم آمریکا هم نیستند، اگر بروند همه چیز درست می شود! البته رفتن آن ها الزاما رفتن فیزیکی نیست، بلکه همان توبه کردن یا: عذر خواهی کردن واقعی است، که به تغییر رفتار آمریکا بیانجامد. تغییر رفتار آمریکا هم در این است که: حق ابر قدرتی ایران را به رسمیت بشناسد. و سخنان رهبر کبیر انقلاب اسلامی را، مو به مو اجرا کند 


الاعتذار تریلیون دولار

إیران لها الحق فی أن یعترف عظمى

یمکن لأمریکا أن تفعل أی شیء، لا یمکن لأی بلد تعود على المال! ولا یمکن للدیون تریلیون دولار، والعقوبات ضد إیران، وإزالة أو تقلیل أو حتى توقف! سوى طریقة واحدة لحل المشکلة تبقى، وأن الولایات المتحدة الاعتذار، ونعد لإعطاء تصل بعد العلاج المناسبة. الاعتذار عن ذلک، فإنه یرتد إلى الولایات المتحدة، أکثر من تریلیون دولار، تکلفة، وإذا کان قبل خمسة وثلاثین عاما، هذه التکالیف لا تدفع!

بعد الثورة، أصبحت الولایات المتحدة المساعدة المالیة فی العالم: جمهوریة إیران الإسلامیة ومحاربة الجدیدة، عفا علیها الزمن، وحتى الآن، فإن جمیع تریلیونات من الدولارات من الدیون، هو نفسه. فی حین أن إیران ستکون بالإضافة إلى، ولیس ذلک بکثیر الخسارة، وفرض الضرائب على المواطنین، وأوروبا، أو فی بلدان أخرى أنها لیست نزوة.

عندما قبل خمسة وثلاثین عاما، وقال الإمام الخمینی ضد التهدیدات الأمریکیة یمکن للولایات المتحدة أن تفعل أی خطأ، کل ما لدینا لمعرفة: قوة عظمى ناشئة جدیدة، والولایات المتحدة الأمریکیة عاجزة ضدها! ولکن کان لدینا لاغلاق وأعتقد أننا مجرد شعار، للحفاظ على روح الإیرانیین. کثیرة هی لا تزال موجودة، وقوة السحابة لمعرفة! هم على استعداد لالقوى الناشئة، والصین، وروسیا، والیابان، وکوریا، ومالیزیا، وأکثر من ذلک، أنها تقوض بلادهم! ومن لم یفت بعد، وفقا للالمثل الفارسی "الأسماک الطازجة اقبض عندما کان الماء! إذا أرادت الولایات المتحدة، ویفعل المزید من الضرر: دیونها، وملء الدولار تریلیون یصل، یأتی والاعتذار أن تفعل ذلک حقا، ان ایران تسعى أضرار أو مطالبات أو لا. وفتحت یقول المثل الفارسی: یدخر الله الفقیر! لا یتم حظر تریلیون دیون الولایات المتحدة، لم تعد قادرة على دفع مائة ملیار دولار من الدیون.

إلا فی حالة الحرب فی العراق، لم إیران؟ وفقا للقرار 598 یدین العراق لبدء إجراء الحرب، و، لأنه یجب دفع تعویضات إلى إیران، ولکن عندما ذهب صدام، کان العراق وإیران أحد أفراد الأسرة. وحتى الآن، لا یتم دفع التعویض أی شیء للعراق، ولیس إیران، مطلوب.

بدلا من ذلک، نشر السیاح الأغنیاء إیران، کما حاج، هو التمویل السنوی متعددة تریلیون دولار. والآخر هو أن مشروعات التنمیة فی الأشغال. حیث کل من مدن العراق، التی لها وجود قوی فی إیران.

 

الآن الجمهوریین: الدیمقراطیون أکثر من نصف سنت! الشعب الأمریکی لا، إذا کانت کل الحق! بالطبع انها سوف المادیة بالضرورة، ولکن توبة إما: اعتذار حقیقی، الولایات المتحدة یؤدی إلى تغییر السلوک. سلوک أمیرکا هو أن من حق معترف به قوة عظمى. وکلام القائد العظیم للثورة الإسلامیة، والشعر، الشعر المدى.

 


» نظر

تئوری هایی که اصلا ارزش ندارد

IMG0010A

40کشور در مقابل یک گروهک

در سال های دهه 60دنیای تئوری ها، دچار تحول عظیمی شد. و تئوریسین های اقتصادی و روانشناسی جدید، پا به عرصه وجود گذاشتند و: دنیای جدیدی را برای ما به تصویر کشیدند. آن ها علوم مدیریت را اختراع کردند، و بر  طبل روانشناسی کوبیدند، و جامعه شناسی را به رخ ما کشیدند! در زیست شناسی دم از : تکامل طبیعی زدند و در تاریخ، تکامل دیالکتیک را چون پتک بر سر ما کوبیدند!

اما اکنون همه را بالا آورده اند! و قربانی دنیای بدهی های کلان خود کرده اند!

دنیای بازار یابی که عمق افتخارات آن ها بود،  امروز با تحریم ایران در هم ریخته است. و کسانی که سال ها کوشیدند، بازار های جهانی را بدست گیرند، امروز در حال تحریم  و یا تخریب، همان بازار ها هستند ! ایران و روسیه را تحریم می کنند، تا کالاهای آمریکایی و اروپایی  نخرند! و چین را و کره را تحریم می کنند، تا کالا به آمریکا و اروپا نفروشند!

دنیای تجارت آزاد آن ها، تبدیل به دنیای گمرک و انحصار شده است . جامعه شناختی و روانشاسی ، تبلیغات و اطلاع رسانی آنان، به پرورش داعش و  القاعده کمک می رساند، و در اختیار هرچه بزرگتر، نشان دادن تروریست ها است.

تئوری کیفیت و: ارتقا نسبت داه ها به ستاده ها، اکنون تبدیل به داده های بدون ستاده شده ! همانقدر که در زمان ارائه تئوری کیفیت و  بازدهی، شاد بودند الان هم، به داده های بدون ستاده شاد هستند!زیرا  با ظهور انقلاب اسلامی، غرب با تمام توان خود فقط به: افزایش داده های خود معطوف کرده ، بدون اینکه ستاده ای داشته باشد!

پول و لشکر به تمام دنیا می فرستد، بدون اینکه ریالی باز گشت داشته باشد!

ما می بینیم چه در هنگام: ایجاد داعش و القاعده، آن ها هزینه کردند و چه در زمانی که: می خواستند آن ها را نابود کنند، باز هم هزینه کردند! که نتیجه آن بدهی های نجومی دولت های: آمریکایی و اروپایی است.

از این ها بدبخت تر کسانی هستند که: در فضای انقلاب اسلامی، و در ایران اسلامی به دنبال: تئوری های نابود شده آن ها هستند! سمینار پشت سمینار، ویینار پشت ویینار که: بیایید بازار یابی یاد بگیرید، بیایید بورس را گسترش دهید، و بیایید بانک ها را توسعه دهید. که چه شود؟ به بدهی های کلان آن ها دچار شویم! .مانند مرغ پرکنده، دانشگاهها برای خود تئوری ببافند، و مردان سیاست کار خود را انجام دهند!

البته ضرب المثل ایرانی همیشه کار ساز است ! چوب خدا صدا ندارد، اگر بزند دوا ندارد! و این چوب خدا هست که: دولتمردان آمریکا و اروپا ، هرچه پول در می اورند ، در خاورمیانه خرج می کنند و: دست خالی هم برمی گردند. و بالاتر از این، برای دست خالی برگشتن هم،  باید پول بدهند! 40کشور جمع شدند، پول و سلاح دادند، داعش را درست کردند، حالا هم باید پول و سلاخ بدهند، تا از شر او راحت شوند! ولی آن ها دیگر ، حتی  قدرت از بین بردن یک گروهک را هم ندارند

النظریات التی لا قیمة!

40 أمام مجموعة

من النماذج 60 فی العالم، وقد تم تغییر کبیر. والمنظرین الاقتصادیة وعلم النفس الحدیث، وأخذت حیز الوجود، وهو عالم جدید بالنسبة لنا أن یتم تصویره. اخترعوا علم الإدارة، وتحطمت طبول علم النفس، وعلم الاجتماع، ونجحنا فی المکان! علم الأحیاء فی ذیل التطور الطبیعی مضى، وتطور جدلیة کما تحطمت مطرقة علینا!

ولکن الآن کلها عالیة! ودیونها الضخمة ضحوا العالم!

کانوا فخورین بأن عالم التسویق الیوم مرتبط عقوبات على إیران. وأولئک الذین حاولوا لسنوات، واکتسبت السوق العالمیة، الیوم قاطع أو دمرت، والأسواق! إیران وروسیا لفرض عقوبات، لشراء البضائع الأمریکیة وأوروبا! ویحظر على کوریا والصین لبیع السلع إلى الولایات المتحدة وأوروبا!

عالم التجارة الحرة، وقد تم تحویله إلى عالم الجمارک والاحتکار. علم الاجتماع وعلم النفس، والإعلان، واطلاعهم، ستساعد على تعزیز داش والقاعدة، وأکبر الإرهابیین العرض.

الجودة ونظریة: تطویر مخرجات داه، تحولت الآن إلى بیانات الإخراج من دون! !

والانقسامات فی جمیع أنحاء العالم لإرسال الأموال دون الریال قد عاد!

ما نراه عند إنشاء داش والقاعدة، کانت مکلفة، وفی الوقت انهم یریدون تدمیرها، فإنها لا تزال تکلف! الدین الحکومی الفلکیة نتیجة ل: الأمریکیة والأوروبیة.

هم أکثر بؤسا من أولئک الذین، فی فضاء الثورة الإسلامیة والجمهوریة الإسلامیة الإیرانیة تسعى: النظریات التی دمرت! ندوة حول الندوة، قائلا: دعونا نتعلم التسویق، دعونا لا تمدید الصرف والبنوک والسماح لهم تطویر. ما هذا؟ أصبحت لدیهم دیون ضخمة! .مثل التقطه ریشة الدجاج وجامعاتها لخلق نظریة، ورجال السیاسة القیام بعملهم!

المثل الإیرانی یدفع دائما! الخشب هو صوت الله، إذا کنت لا تأخذ المخدرات! الخشب هو الله الذی ستیتسمان أمریکا وأوروبا، وجلب المزید من المال، وقضاء الشرق الأوسط: عودة خالی الوفاض. وفوق هذا، أن أعود خالی الوفاض، أیضا، یجب أن تدفع! تجمع 40 دولة، بالمال والسلاح، وکان داش الصحیح، وأود أن تعطی المال وجزار، للتخلص منه! ولکن بعد ذلک مرة أخرى، حتى لو لم یکن لدیک القدرة على تدمیر جماعة


» نظر

اشتباهات استراتژیک

   

سوم آذر نزدیک میشود، ولی هتوز نتایج ملموسی بدست نیامده! و دنیا در اضطراب 5+1 می سوزد. و این همه بخاطر نادانی چند نفر است! به قول فرهیخته ای، مردمی که همدیگر را نمی شناسند، ولی یکدیگر را می کشند! برای کسانی که همدیگر را می شنناسند، ولی باهم فالوده هم می خورند! دست دادن کری و ظریف، این را نشان داد که دست دادن، هیچ مشکلی را حل نمی کند! و حتی مذاکره مستقیم هم، کاری از پیش نمی برد!

امام خمینی در آن سال ها گفت: که ما با آمریکا مذاکره نمی کنیم! ولی دشمنان گفتند که: مذاکره با آمریکا، کلید هر مشکلی است! و این را سی و پنج سال تکرار کردند، و دوستان ابله هم تایید کردند! اما می بینیم که حتی دست دادن و: رو در رو مذاکره کردن هم، موضوع را حل نکرد و: جهان همچنان در تب و تاب می سوزد.

تنها راه آرامش جهان، نادیده گرفتن افراد شرور است . تا زمانی که   در همه رسانه ها، باپول این ملت ایران و: مالیات مردم آمریکا، فقط حرف و تحلیل آن ها را می زنند، گاه گاهی هم از سر ضعف، ناله هایی که شما دارید ظلم می کنید، چه انتظاری دارید؟ فقط بایکوت خبری، راه حل ارامش جهانی است . وقتی ده ها نفر در یک تصادف واگن، کشته می شوند چطور، آن را بایکوت خبری می کنند؟ همانطور هم باید کشتار توسط: تروریست ها را بایکوت خبری کنند.

مگر جان انسان ها تفاوت دارد که: در مرگ های دیگر، بی سرو صدا هست ولی، در مرگ های تروریستی، با آخرین ضربه ها اقدام می شود؟ اگر هیچ رسانه ای از عملیات تروریستی، حرفی نزند هیچ تروریستی هم، اقدام به کار تروریستی نمی کند! ولی می بینیم به خواسته تروریست ها، سربریدن مصنوعی یک انگلیسی، در همه رسانه ها بحث و بررسی می شود! و ترس از تروریست ها را، بجان مردم می اندازد. اما هزاران نفری که مواد مخدر مصرف می کنند، و جلوی چشمان ما در کنار جوی ها، و خیابان ها می میرند اهمیتی  ندارد ! هزاران کودک از گرسنگی  می میرند، مهم نیستند ولی، یک کودک را نروریست ها می کشند، مهم می شود!

پس مهمترین اشتباه استراتژیک، بها دادن به تروریست ها و: مطرح کردن آن ها است، آن هم باهزینه مالیات مردم!و بیت المال.اما این فقط نیست استراتژی غلط دوم، زندگی در دهه 1960است! زمانی که آمریکا در اوج قدرت مالی و: سیاسی و نظامی بود. ولی اکنون سال 2014  است! و آمریکا پیر و زمین گیر، شده است با یک پیر فرتوت، چطور باید رفتار کرد؟

آیا باید مانند فرزندان نادان، پدر را لخت کرد؟ و هرچه او بگوید ندارم، باید بزور او را گشت؟ آمریکا الان نزدیک به: هزار میلیارد دلار بدهی داخلی و خارجی دارد. بعد شما دنبال لغو تحریم ها هستید؟ یا می خواهید دارایی های:بلوکه شده به ایران برگردد؟ واقعا اینقدر ساده اندیش هستید که: فکر می کنید آمریکا پول های ما، را امانت نگه داشته و به آن دست نزده؟

مطمئن باشید استراتژیست های آمریکا، بهتر از شما می دانند که تحریم ایران، به ضرر خودشان است . ما تحریم را می شنویم، ولی آن ها با گوشت و پوست احساس می کنند . کافی است بدانید که که بازاریابی ، بزرگترین علم در آمریکا است. یعنی اصلا آن ها برای بازار زنده اند. حالا چظور شده که: ضد مارکتینگ عمل می کنند؟ وبازارهای ایران را، به دست خود خراب می کنند؟ برای اینست که  راه دیگری ندارند! آن ها با تحریم ایران، اولا مشکلات سیاسی داخلی را حل می کنند، ثانیا از خروج مایحتاج باقی مانده! خودشان جلو گیری می کنند!

 

باید قبول کرد که آمریکا ورشکست شده، و قانون ورشکستگی بر آن بار است. ولی همین واقعیت ساده را، مذاکره کنندگان قبول ندارند. چه طرف ایرانی و چه طرف مقابل ! آمریکا یک عذر خواهی بدهکار است، ایران هم قبول عذر خواهی همین!نه خرج دارد نه برج! فقط اقایان آمریکایی ، برای اینکه سفرهای خودشان، و سور و سات برقرار باشد، آن هم از جیب ملت ایران، نه تنها عذر خواهی نمی کنند بلکه،  مذاکره را بی نتیجه رها می کنند و: در واقع طول می دهند! 

الأخطاء الاستراتیجیة

دیسمبر هو ثالث وثیق، ولکنها لا تزال لم تحقق نتائج ملموسة! 5 + 1 فی العالم الحروق والقلق. وهذا کله بسبب جهل بعض الناس! الکلمات الحکیمة، والناس الذین لا یعرفون بعضهم بعضا، لکنهم یقتلون بعضهم البعض! بالنسبة لأولئک الذین لا یعرفون بعضهم البعض، ولکن أیضا تناول الطعام معا فالودة! فقدان السمع وأنیقة، وهذا یدل على أن الخسارة لا یحل المشکلة! وحتى المفاوضات المباشرة، لا یمکن أن یفعل ذلک!

فی تلک السنوات، وقال الإمام الخمینی أننا لا نتفاوض مع أمریکا! لکن المعارضین قالوا إن المفاوضات مع الولایات المتحدة، هو مفتاح کل مشکلة! وهذا یتکرر خمسة وثلاثین عاما، وأکد وخداع أصدقائک! لکننا نرى أنه حتى الخسارة: الوجه التفاوض مرة لوجه، ولم یتم تحلیل المشکلة، فإن العالم لا یزال فی حروق الحماس.

السبیل الوحید للسلام العالمی، تجاهل الناس سیئة. ما دام کل وسائل الإعلام، والأمة بالمال والضریبة على الشعب الأمریکی، مجرد التحدث معهم وتحلیلها، وأحیانا حتى من الضعفاء، الأنین الذی کنت على خطأ، ماذا تتوقع؟ فقط تجاهل الأخبار، والسلام العالمی هو الحل. عندما عشرات الاشخاص فی حادث سیارة، وکیفیة یموت، وسوف مقاطعة الخبر؟ کما سیتم ذبح من قبل الإرهابیین قاطع هذه الانباء.

ولکن الحیاة هی مختلفة عن تلک فی حالة وفاة أخرى، لکنه هادئ، الإرهابی المیت، مع رکلة الأخیرة من العمل؟ إن وجدت وسائل الإعلام من الإرهاب، وهو الأمر الذی عادة لیس إرهابیا، لا یعمل عملا إرهابیا! نراها کما دعا الإرهابیین، وقطعوا رأس الاصطناعی البریطانی، فی ستناقش جمیع وسائل الإعلام. والخوف من الإرهابیین، ومنع الحرکة من الناس. لکن الآلاف من الناس الذین یتعاطون المخدرات، والحفاظ على عیوننا على الجانب الطقس الشارع ویموت لا یهمنی! الآلاف من الأطفال یموتون من الجوع، ولکن لیست حاسمة، قتل الإرهابیین للطفل، من المهم!

بعد الخطأ، مثمنا الإرهابیین، یقترح أن حساب الضریبة من الناس. ولکن هذا هو مجرد استراتیجیة خاطئة، الحیاة فی عام 1960! عند انقطاع التیار الکهربائی المالیة وذروة الولایات المتحدة: السیاسیة والعسکریة. ولکن الآن هو 2014! وکان عمره وتشل الولایات المتحدة، وهو رجل یبلغ من العمر البالیة، کیف یجب أن یتصرف؟

وینبغی لهذه طفل جاهل، کان والده عاریا؟ ولا اقول کل شیء لها، لإجباره مرة أخرى؟ أمریکا هی الآن قریبة من ألف ملیار دولار من الدیون المحلیة والأجنبیة. بعد العقوبات الذی تبحث عنه؟ أو ترید الأصول: العودة إلى إیران منعت؟ هل أنت حقا من السذاجة بحیث یعتقدون أن أمریکا هی أموالنا، اقترضت وأبقاها لمسها؟

الاستراتیجیین الأمیرکیین تجعلک أفضل مما کنت أعرف أن العقوبات ضد إیران، على حساب خاص بهم. نسمع العقوبة، ولکن مع اللحم والجلد یشعر. یکفی أن نعلم أن التسویق هو علم فی الولایات المتحدة. أی أنها لا تملک فی السوق الحی. الآن بعد أن Chzvr مکافحة یحفز أفعالهم؟ أسواق البلاد، إلى الخراب الخاصة بهم؟ للا توجد وسیلة أخرى! أنها سوف معاقبة المشاکل السیاسیة الداخلیة فی ایران تحل الأولى والثانیة، وترک الإمدادات المتبقیة! قبل خاصة بهم!

 

لقبول أن الولایات المتحدة مفلسة، والإفلاس من وقته. ولکن الحقیقة البسیطة، لا یتفق المفاوضون. ما من الجانب الإیرانی والجانب الآخر! هو مستحق اعتذار الولایات المتحدة، قبلت إیران الاعتذار، ولیس المال، ولیس الأبراج! الذکور الأمیرکیة الوحیدة، لأن الرحلات أنفسهم، ویضع صور والجنوب، هو جیب فی البلاد، ولیس فقط لم تعتذر، ولکن من دون جدوى للتفاوض على إطلاق سراحهم و، فی الواقع، هی أکثر!


» نظر

مدیریت بحران و حل مسئله در کربلا

مسئله یا مشکل در تعریف علم مدیریت ، انحراف2 از هدف یا: عقب افتادن از زمانبندی است.  و مدیریت بحران، ازبین بردن این مسئله یا حل مسئله است.مثلا  در یک پرو‍ژه راه سازی، قرار است صد کیلومتر آسفالت، به قطر پنج سانتیمتر در یکسال انجام پذیرد، اگر بیشتر از یکسال طول کشید، یا اینکه بجای آن،  قطر کمتر یا بیشتر کار شد، مشکل بوجود آمده است. برای حل مشکل ، فوری باید ستاد بحران تشکیل شود، تا مسیر های مختلف برنامه ریزی را چک کند. تا به مسیر بحرانی2 برسد. آ نگاه  با چاره اندیشی برای آن، بحران را کنترل و« زمان عقب افتاده را جبران می کنند.

البته در ایران، کل بحران ها و مسائل پروژه ها معلوم ست: کمبود نقدینگی ! یعنی طفل پروژه در ایران، هیچگاه از شیر مادر! یا بهتر بگوییم از شیر نفت، جدا نشده است.اصلا بحران می سازند تا: شیر نفت را باز کنند!و به خام خواری هم اعتقاد عجیبی است.

در صحرای کربلا هم، همه چیز روشن بود و: به مسئله بیعت اباعبدالله الحسین، با یزید بر می گشت. یعنی یزید دستور داده بود: در مدینه از امام حسین بیعت بگیرند، و اگر قبول نکرد، همانجا ایشان را شهید کنند. اما امام حسین ع قبول نکرد و: اصل مشکل را برای مردم باز گو کرد. که آن، انحراف از اهداف اولیه اسلام است. البته عقب افتادگی از احکام اسلامی هم، نه تنها وجود داشت بلکه، یک نوع برگشت به جاهلیت نیز اتفاق افتاده بود.

برای حل این مسئله یعنی: جلوگیری از ارتجاع و انحراف، امام حسین ع سیاست ها3 و خط مشی4 های مختلفی را، به مورد اجرا گذاشت. ابتدا روش استفاده از رسانه و: توزیع اطلاعات شفاهی و کتبی بود. مثلا به محض اینکه اطلاعاتی به دست آورد که: یزید بلافاصله پس از مرگ پدرش، در 15رجب سال 60کسی را روانه مدینه کرده، و فرمان داده که او را بکشند، از مدینه خارج شد و: طی نامه ای به برادرش، هدف خود از این خروج را: امر بمعروف و نهی از منکر اعلام فرمود. وطی مدت چهار ماه درمکه، به روشنگری ادامه داد و: انحرافات را بیان نمود .

اما یزید که روی آرامش نمی دید، این بار افرادی را مخفی و مسلح فرستاد، تا در خانه خدا او را شهید کنند. و این بود که دور روز مانده به عید قربان، از مکه هم بیرون رفت تا: حرمت خانه خدا شکسته نشود. در این جنگ و گریز، پیشنهاد های زیادی برای رفتن به ایشان می شد، عده ای یمن را پیشنهاد می دادند . و گروهی هم ایران را می گفتند.

اما امام حسین ع، نقطه تعادل این دو یعنی: حد میانگین صنعا و ری را برگزید. و فرمود که خدا می خواهد، من در اینجا کشته شوم، تا همه مردم بدانند، که راست می گویم! هرکسی می خواهد بامن بیاید، کشته خواهد شد و لذا می تواند برود.بنا بر این، استراتژی دوم امام ، خالص سازی نیرو و: آمادگی برای شهادت بود، تا تبلیغات افواهی یا شفاهی او، تفاوت اساسی با تبلیغات شفاهی و کتبی دشمنان، و ادعاهای آنان داشته باشد. چون آن ها هم می گفتند برای" اسلام می جنگند و مبارزه می کنند!

این استراتژی ناب  سازی، یا خالص تر کردن همراهان، تا شب عاشورای محرم سال 61 ادامه داشت، که چراغ ها را خاموش کرد و گفت: من بیعتم را از شما برداشتم. دشمن سر مرا می خواهد، با شما کاری ندارد. و بعد به آن هایی که باقیماندند، همه چیز را توضیح داد تا مبادا، کسی بگوبد ما را به زور به جبهه بردند!

صبح دهم محرم که: روز عاشورا نام گرفته، استراتژی اصلی امام پیاده شد. ابتدا با تاکتیک طف، زنان و کودکان را در منطقه امن تری، قرارداده بودند، سپس تاکتیک اعزام های فردی را، به ترتیب از افراد با نسبت های دورتر، به اجرا گذاشت تا نوبت به خودش رسید. و خود نیز تا پای جان ایستاد و: شهادت در راه خدا را بر: بیعت با منحرفان و مرتجعان، برتری داد و فرمود هیهات مناالذله

 

إدارة الأزمات وحل المشکلات فی کربلاء

تحدید المشکلة أو المشاکل فی علم الإدارة أو الانحراف عن الهدف، والتوقیت هو متخلف. وإدارة الأزمات، والقضاء على المشکلة أو الحل على سبیل المثال، فی مشروع بناء الطریق، وتقع على بعد مئات الکیلومترات من الأسفلت، وخمس بوصات فی القطر یتم فی سنة واحدة، إذا استغرق أکثر من سنة واحدة، أو ما إذا کان بدلا قطرها أقل من أو مزید من العمل، وقد نشأت هذه المشکلة. لحل هذه المشکلة، یجب أن یتم تشکیل لجنة أزمة فوریة للتحقق من توجه البرنامج. للوصول إلى المسار الحرج. نظرة على القیام بشیء حیال ذلک، وإدارة الأزمات و"الرواتب المتأخرة للتعویض عن وقتهم  .

ولکن فی إیران، والأزمات والمشاکل من المشروع واضحة: نقص السیولة! هذا المشروع الأطفال فی إیران الرضاعة الطبیعیة أبدا! أو أفضل من الحلیب والزیت، ولیس فصل. لا تجعل للأزمة: صمام النفط مفتوحة، وکان الاعتقاد فی النباتی غریب.

فی صحراء کربلاء، کان کل شیء واضحا: قضیة حسین أبو الیزید بالولاء لإرجاعها. قد أمر أن یزید فی المدینة المنورة من ولائهم للإمام الحسین، وإذا رفض، حیث سیتم الشهید. ولکن الإمام الحسین والإمام رفض، لا تتعلق المشکلة إلى الناس. هذا هو، والانحراف عن الأهداف الأولیة للإسلام. تخلف الشریعة الإسلامیة لیست فقط ولکن هناک، کما حدث فی العودة إلى الهمجیة.

لحل هذه المشکلة، وهی: الوقایة، رد فعل وتحویل الامام الحسین AS السیاسات والاستراتیجیات المختلفة التی سیتم تنفیذها. وقد تم توزیع عن طریق الفم والمعلومات المکتوبة: استخدام وسائل الإعلام والأسالیب. على سبیل المثال، حالما یتم الحصول على المعلومات التی یزید بعد وقت قصیر من وفاة والده، فی 15 رجب 60 الذین أرسلوا المدینة المنورة کان، وأمر بقتله، وجاءت المدینة من و، فی رسالة إلى أخیه، والغرض من هذا المخرج: النهی عن المنکر أعلن. الجماع لمدة أربعة أشهر فی مکة المکرمة، والتنویر واصل الانحناء من التعبیرات.

ولکن یزید لا یرى بقیة، وهذه المرة أفراد مسلحین خفیة وإرسالها إلى بیت الله، قتلوه. وکان هذا قبل یوم من عید الأضحى، من مکة إلى شریط: یمکن کسرها حرمة بیت الله. القتال أو الهروب، وأنها ستکون العدید من المقترحات، اقترح البعض أن الیمن. وقال للمجموعة.

ولکن الامام الحسین AS، میزان هذه الوسائل اثنین: یعنی ورای اختار صنعاء. وقال أن الله یرید، وأنا یقتل هنا، لذلک کل الناس یعرفون، هذا صحیح! الجمیع یرید أن تأتی معی، انه سیقتل، لذلک یمکن أن تذهب. وبالتالی فإن الاستراتیجیة الثانیة الإمام وتنقیة والطاقة: الاستعداد للاستشهاد، أو کلمة من فم إلى فم الدعایة، والفرق کبیر بین الدعایة الشفهیة والخطیة من الأعداء، ومطالبات لدیهم. لأنه یقال لهم، "الإسلام وقتال وقتال!

هذه الاستراتیجیة من الذهب الخالص، أو أنقى جنبا إلى جنب، حتى لیلة عاشوراء محرم استمرت 61 عاما، مع الأنوار وقال لی أن کنت أخذت یمین الولاء. العدو من رأسی التی لن تعمل معک. ثم أولئک الذین بقوا، وأوضح کل شیء حتى، یقول لنا الذین أخذوا قسرا الجبهة!

أنا المقربین أن تم تنفیذ دعا عاشوراء الإمام الاستراتیجیة الرئیسیة. تکتیکات الطفل الأولى والنساء والأطفال فی منطقة أکثر أمنا، وضعت، ثم التکتیکات نشر الفرد، على التوالی، للمرضى الذین یعانون من قریب بعید، وبدأ بتسلیم نفسه. وموقفه الیائس: لشهادة الله: تحیة لتحویل والرجعیین، وقال هیهات مناالذله 


» نظر

پرسوناژ ها و دیالوگ های روز عاشورا.

IMG_20141104_141715

عاشورا داستان بلندی است که: در یک  نیمه روز اتفاق می افتد. داستانی به بلندای تاریخ، از اولین تا آخرین! و به پهنای زمین از:  چهار گوشه جهان،  از جن و انس .همگی در این داستان نقش دارند. پرسناژ این داستان و دیالوگ های آن، همان دیالوگ های روز مره ما است. و ما هر کدام شاید روزی چند بار، دیالوگ آنان را تکرا می کنیم، ولی از این تکرار ها نه اطلاع داریم، و نه از آن خسته می شویم!

تشنگی، مهمترین دیالوگ روز عاشورا است. چیزی که امروز به جنگ بین المللی آب، ترجمه می شود و حتی گفته میشود« جنگ جهانی بعدی جنگ آب است! چه در ایران که زاینده رود از آن می نالد، و چه مردمانی که کنار زاینده  رود، نیستند ولی تشنه آب این رود هستند!  سد کرج و سد لتیان و: سد پانزده خرداد هم، داستان هایی مشابه دارند.

آب های مرزی ایران، داستان تشنگی کربلایی ها است! آنجاییکه رود هیرمند را بسته اند، و سیستان عزیز که روزی انبار غله دنیا بود، امروز میزبان مهمان ناخوانده: شن های روان است. بلایی که قبل از آن بر سر یزد آمد، و بعد از آن بر سر دریاچه ارومیه، و شاید فردایی نه چندان دور بر سر دریای مازندران.

در خارج از ایران، وضع بهتر نیست، رود دجله و فرات که: تاریخ آن بنام بین النهرین، قدیمی ترین تاریخ ها است، الان مایه دشمنی چهار کشور شده است. و اردوغان مانند شمر، بر سر آن ایستاده و سوریه و دیگران، تشنه لب به آن نگاه می کنند. رود گنگ و می سی سی پی و نیل و.. داستانی غم انگیز تر دارند، که باید شرح آن به زمان دیگری موکول شود.

می بینیم که دیالوگ ها همه آشنا است، و همه دنیا آن را می شناسد ! پرسناژ ها هم همینطور است،جناب شمر، جانباز جنگ در جبهه پدر است! ولی پسر او را برای:کسب یک مقام دولتی، سرمی برد. سعد، سردار قادسیه است و: جهان اسلام را توسعه داده است، ولی پسرش برای گندم ملک ری، امام حسین ع را به مسخره می گیرد، و می گوید اگر از گندم ری هم، نخورم همان دانه جو برایم کافی است!

باید ترسید از همان کسانی که، دم از حقوق بشر می زنند ولی، داعش را ایجاد می کنند تا همانند شمر، سر ها را ببرد و در گودال های قتلگاه بریزد، و برای نامشحض ماندن آن ها، بر روی اجساد اسب دوانی کند!

باید دید که شیرخواره  هایی چون حضرت علی اصغر، کودکانی چون حضرت رقیه س، نوجوانانی چون حضرت قاسم، وجوانانی چون علی اکبر س،چگونه  با دلی پاک ، جان خود را فدای راه آزادی بشر، از قید و بند عبودیت طاغوت می کنند. و همه تیپ های شخصیتی هم وجود دارد! از غلام سیاهپوست، تا سردار بزرگ لشکر دشمن، تا پیرمردی چون حبیب ابن مظاهر، و حتی مسیحی و ایرانی و کرد!

همه این ها همان هایی هستند که: ما هر روز می بنیم! کودکان گرسنه آفریقایی ،  قحطی  زده هندی وچینی، تا بیکاران و بی خانمان های: آمریکایی و اروپایی . آن ها هم اگر با یزید های زمان بیعت می کردند، هم شغل داشتند و هم سیراب می شدند! اما دیگر نمی خواهند که در باندهای: قاچاق مواد مخدر یا، قاچاق انسان و یا اعضا بدن انسان کار کنند. یا با تبهکارن و دزدان و: آدمکش ها همکاری کنند، لذا باید بیکار بمانند تا بمیرند.   

آدم های قصه عاشورا بیگانه نیستند، آن ها در همین حوالی در کنار ما زندگی می کنند. بنظر شما، روزی چند کودک شیر خواره، از بی شیری و بی آبی تلف می شوند؟ آن هم در قرن دهکده جهانی، و ارتباطات سایبری و: اوج تمدن ماشین وفضا! چند دختر سه ساله، با ضرب و جرح از دنیا می روند؟ یا چند نوجوان و جوان، در کنار گذر و در کارگاه های کار، جان خود را از دست می دهند؟

 

آیا سزا نیست برای این مصیبتها گریه کنیم؟ و بر سر و سینه بزنیم؟ بگذار غارتگران ما را مسخره کنند، ولی ما درد دین داریم، و باید که سوگمند باشیم و غمزده، از رنجی که بر سر بشر می اید. و امام حسین ع عصاره  تمام این رنج ها است. 


شخصیة وحوار عاشوراء.

عاشوراء هی قصة طویلة أن یأخذ مکان فی نصف یوم. ذروة القصة، من أول إلى آخر! والعرض من أنحاء متفرقة من العالم، والجن فانس. کل هذه القصص المعنیة. شخصیة من القصة، والحوار، والحوار فی عالمنا الیومی. عدة مرات کل یوم، ونحن قد نکرر الحوار، ولکن لا یدرکون هذا، نکرر، لا تتعب من ذلک!

العطش، مایو ساو هو الحوار عاشوراء. ما هی الآن حرب المیاه الدولیة، وترجم وحتى ما یسمى ب "الحرب العالمیة القادمة هی حرب المیاه! ما هو یئن من النهر، والشعب بجانب النهر، ولیس النهر ولکن الماء هو عطشان! وکرج  لتیان السد یونیو خمسة عشر، لدیهم قصص مشابهة.

الحدود ووترز إیران، هی قصة الکربلائی العطشى! منذ نهر هلمند قد أغلقت، وتلک التی سیستان کان یوما صومعة فی العالم، الیوم منزل الضیف الثقیل: الکثبان الرملیة. یزد هو الشیء الذی سبقه، ومن ثم على بحیرة أورمیا، وربما لیس غدا بعید جدا بحر قزوین.

خارج إیران، فإن الوضع أفضل، دجلة والفرات: تاریخها ببلاد ما بین النهرین، هو أقرب موعد، فقد کان مصدرا للعداء أربعة بلدان. ومثل شمر اردوغان وسوریا وغیرها واقفا على رأسه، والشفاه العطشى تبدو فیه. میسیسیبی نهر الجانج ونهر النیل والمزید .. قصة حزینة، والتی سیتم وصفها لاحقا الوقت.

ونحن نرى أن کل حوار مألوف، والعالم کله یعرف ذلک! شخصیة لیست کذلک، والسید شمر، وهو من قدامى المحاربین فی الحرب أمام والده! ولکن ابنه لاکتساب سلطة عامة، مستوى مجلس الإدارة. سعد سردار هو النصر: وقد وضعت العالم الإسلامی، ولکن فی رای القمح ابن الملک، الإمام الحسین أمر مثیر للسخریة، ویقول رای انه اذا کان القمح والشعیر بما فیه الکفایة لتناول الطعام!

تخافوا من أولئک الذین الشراب حقوق الإنسان، ولکن إقامة مثل شمر داش، رئیس لرفع وتصب فی حفرة حالة من الفوضى، ویبقى غیر معروف لهم، والحصان هو میت!

یجب أن نرى أن الأطفال مثل علی، وأولاده، ر س، G. الأحداث للنبی، والشباب من النظام AA، کیف قلب نقی، وضحوا بأرواحهم من أجل حریة الإنسان وحریة العبادة من الوثنیة لهم. وجمیع أنواع الشخصیة هناک! العبد الأسود، لقائد کبیر من جیش العدو، حتى رجل عجوز مثل حرف ابن حبیب، وحتى المسیحیة وإیران!

کل هذه هی نفس تلک التی نراها کل یوم! أطفال یتضورون جوعا فی أفریقیا والهند والصین یتضورون جوعا، والأمریکیین والأوروبیین العاطلین عن العمل والمشردین. وهی، أیضا، إذا کانت مبایعة یزید الوقت، کان کل الوظائف وکانت تسقى! ولکن لا ترید أن تکون فی العصابات وتهریب المخدرات والاتجار بالبشر أو أجزاء الإنسان العمل. أو من قبل المجرمین واللصوص والقتلة والتعاون، فإنها ینبغی أن تظل العاطلین عن العمل حتى یموت.

الناس حکایات غریبة عاشوراء، وفی الیوم التالی ونحن نعیش فی نفس المنطقة. من وجهة نظرک، عندما یشرب الحلیب الطفل، لا الألبان والمیاه لا تضیع؟ فی القریة العالمیة قرن، والانترنت والاتصالات: ذروة الحضارة الجهاز المضیف والمجال! فتاة من ثلاث سنوات، مع الضرب یموت؟ أو أکثر الشباب، والعمل جنبا إلى جنب مع المسار فی ورشة العمل، یفقدون حیاتهم؟

 

لا لمعاقبة هذه المآسی تبکی؟ والرأس والصدر الصحافة؟ دعونا یسخر من اللصوص، ولکن مؤلمة. لدینا الإیمان، ویکون من حقه أن الفجیعة والحزن، والمعاناة الإنسانیة قد انتهت. الامام الحسین ع هی رمز للکل تلک المعاناة.


» نظر

قصه ناتمام

یکی از اصول داستان نویسی، سناریو و فیلمنامه این است که: پایان داستان باید معلوم باشد، و نتیجه هم مثیت باشد. تا جاییکه برخی معتقدند حتی: پایان مثبت کافی نیست، بلکه باید پیام اخلاقی هم داشته باشد. این پیام اخلاقی یا از زبان قهرمان، بیان شود و شفاف و گویا باشدٍ و یا در متن نهایی داستان، از زبان قصه گو و نقل کننده داستان، یا گوینده فیلم گفته شود.

یعنی کتاب که بسته می شود، یا فیلم تمام می شود، هیچ سوالی در ذهن خواننده،  بی جواب نباشد و ذهن نیز، نسبت به موضوع بطور کامل توجیه شده باشد. رمان و فلیم نامه نویسان سنتی، همه پایبند این موضوع بودند. حتی در کتب درسی هم، ما می بینیم که اهداف کتاب، برای هر درسی حتی برای دانش آموزان نیز، نوشته می شود و در آغاز کتاب، و یا هرفصل و عنوان می آید.

اما برخی از نوبسندگان این قالب را شکسته اند، و داستان یا سناریویی که می نویسند، می خواهند یک طرفه نباشد. و از حالت آنالوگ بیرون بیاید. و به دیالوگ با خوانده تبدیل شود. مثلا در برخی تئاتر ها می بینید که: بازیگران از میان تماشاچیان، ظاهر می شوند و به صحنه می روند. یعنی تماشاگر هم مشارکت دارد.

 برخی هم آخر داستان را، رها می کنند و نتیجه گیری را، به ذهن تماشاگر حواله می دهند. و در واقع ساختار شکنی می کنند. هردو این روش قابل قبول است، و در قران هم آمده.  مثلا داستان حضرت یوسف ع مانند: یک رمان از ابتدا تا انتها، دریک سوره آمده و: نتایج اخلاقی ان هم تاکیده شده است. ولی فقط یک داستان این ساختار را دارد. بقیه داستان ها ساختار شکن هستند. یعنی قران به اندیشمندان می گوید: ما این ها را بیان می کنیم تا شما تفکر کنید. و به نتیجه برسید و هر نتیجه ای اگر، صادقانه باشد قابل قبول است. مثلا خوبی و بدی در برخی آیات، تعریف می شود ولی در بسیاری از: آیات به خود انسان حواله می شود" اگر خوبی کنید به خودتان خوبی کرده اید" حتی احادیث فراوان داریم که: مردم را مثل خودتان بدانید، و هرچه برای خود نمی پسندید، برای دیگران هم نپسندید.

داستان کربلا بیشتر به: یک قصه ناتمام می ماند، که بقیه آن را همه باید ادامه دهند. خواسته امام حسین، یاری او است و"  می فرماید: هل من صر ینصرنی؟ و: به گفته دکتر علی شریعتی، این سوال برای کل تاریخ است. همه باید او را یاری کنند. داستان امام حسین ع یعنی اینکه، من و شما هم او را یاری کنیم. و این فلسفه تمام عزاداری ها، در سراسر جهان است. آن ها به این سوال پاسخ می دهند : اگر ما آن روز نبودیم که" امام حسین را یاری کنیم" امروز اعلام آمادگی می کنیم.

برخی ها یاری را در تذکر می دانند. یعنی حوادث عاشورا را برای دیگران بیان می کنند. نقطه به نقطه و با احساسات در می آمیزند، تا در ذهن ها بماند. کمتر کسی در تاریخ وجود دارد که، به این وسعت همه مردم دنیا او را بشناسند و: از حوادث عاشورا بی خبر باشند.

اما گروهی  که این حوادث را می شنوند، طاقت ازدست می دهند، و به خود آسیب می رسانند. مثلا عده ای قمه می زنند. که امروز "یاهو" هم به این موضوع پرداخته بود! و پرسیده بود این ها، باخودشان چه می کنند! آن ها می گویند: خواهر امام حسین ع، وقتی مصیبت را شنید، سر خود را به دیرک اتاقک خود زد، که خون از آن امد و: ما می خواهیم از او عقب تر نباشیم.

عده ای هم زنجیر می زنند، ان ها می گویند دست وپای اسرا، براثر زنجیر هایی که به آن ها بسته شده بود، زخمی شدند مگر جان ما عزیز تر است؟

یا اینکه عده ای سنک می کوبند و: می گویند قوم بنی اسد، که اولین قوم عزادار بود، از شدت غصه، سنگ های بیابان را بر سرخود می زدند.

گرچه همه مردم دنیا، براساس نظر خود به کمک امام حسین می روند، ولی فقط در انتهای تاریخ، این دفتر بسته خواهد شد و: انتقام واقعی گرفته خواهد.


 القصة لم تنته 

واحد من مبادئ القصة، السیناریو وسیناریو هو أن القصة یجب أن تکون واضحة، وکانت النتیجة إیجابیة. طالما یعتقد البعض، حتى، نهایة ایجابیة لیست کافیة لیکون رسالة أخلاقیة.این پیام اخلاقی یا از زبان قهرمان، بیان شود و شفاف و گویا باشدٍ و یا در متن نهایی داستان، از زبان قصه گو و نقل کننده داستان، یا گوینده فیلم گفته شود.

وأغلق هذا الکتاب، أو الفیلم کله، لا شک فی ذهن القارئ، والعقل هو دون إجابة، من أن تکون مبررة تماما. الکتابة التقلیدیة والجدیدة اللهب، وقد ارتکبت کل هذه القضیة. حتى فی الکتب، ونحن نرى أن أهداف الکتاب، حتى للطلاب فی کل دورة، وکتب فی بدایة الکتاب، وکما هو أو الموسم.

قد کسرت بعض الکتاب العفن، وکتابة القصة أو السیناریو، فهی لیست من جانب واحد. والخروج من الوضع التمثیلی. قراءة الحوار مع. فی بعض المسارح، یمکنک أن ترى أن الجهات الفاعلة من الجمهور، والمشاهد حیث ظهر. هذا هو مشارکة الجمهور.

 نهایة القصة، وإبرام یترک للجمهور أن صیاغة. فی الواقع، أنها فککت. کل من هذه الأسالیب مقبولة، وأن القرآن. على سبیل المثال، قصة یوسف على هذا النحو: وتحدث أیضا روایة من البدایة إلى النهایة، فی فصل واحد، ونتائج الأخلاق. هذا الهیکل هو قصة واحدة فقط. قصص أخرى هی کسر هیکل. للعلماء، ویقول القرآن: لقد عرف هذا کما کنت تعتقد انک. وتحقیق أی نتیجة إذا، بصراحة، هو أمر غیر مقبول. على سبیل المثال، الجید والسیئ، فی بعض الآیات، ولکن یتم تعریفه فی آیات کثیرة من البشر هو مشروع "خیر لک إذا کان لدیک جیدة" حتى تقالیدنا العظیمة أن الناس مثل نفسک، وتفعل کل شیء بالنسبة لها مثل، کره للآخرین.

کربلاء هو أکثر من قصة: تبقى قصة لم تکتمل، ویجب أن تستمر لبقیة. وسئل الإمام الحسین ومساعدته الدکتور علی شریعتی، وهذا السؤال هو لمجموع التجدید. الجمیع بحاجة لمساعدته. قصة الامام الحسین ع الذی هو، أنت وأنا سوف تساعده. فلسفة الحداد فی جمیع أنحاء العالم. أنها الرد على هذا السؤال: إذا کنا لا على "الإمام الحسین مساعدة" الیوم نحن مستعدون.

هناک ما یبرر بعض الحذر فی المساعدات. ویشیر آخرون إلى أن أحداث عاشوراء. نقطة إندماج مع المشاعر، والبقاء فی الاعتبار. لم یعد هناک فی التاریخ، شعب هذه المنطقة طوال حیاتها والاعتراف: أنهم لا یدرکون أحداث عاشوراء.

ولکن أولئک الذین یسمعون الحوادث، وتفقد القدرة على التحمل، و، وإیذاء النفس. على سبیل المثال، بعض الخناجر بهم. الیوم، "یاهو" تم التعامل أیضا مع هذا الموضوع! وسئل عن هذا، ونفس الراتنجات هی! یقولون أخت الإمام الحسین AS، عندما سمع من وقوع الکارثة، وضرب رأسه الصاری من غرفته، فخرج دم منه: نحن لا نرید له بالعودة.

تلک السلاسل تفعل، کما یقولون نهایة الأسرى، لأن السلاسل التی کانت مربوطة منهم بجروح، ولکن حیاتنا هی أکثر العزیزة؟

أو أن بعض سحق والدانتیل علة، یقول الشعب من بنی أسد، الذی کان أول بیت الحداد، من شدة الحزن والصخور الصحراویة، التی أسست علیها.

على الرغم من کل العالم، وفقا لنجدة الامام الحسین، ولکن فقط فی نهایة التاریخ، سیتم إغلاق هذا المکتب: سوف تتخذ الانتقام صحیح


» نظر
   1   2   3      >
احبار قدیمی تر
آبان 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اسفند 1387
اردیبهشت 88
اردیبهشت 1388
خرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1388
شهریور 1388
مهر 1388
آبان 1388
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
بهمن 88
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
آبان 87
اردیبهشت 93
اردیبهشت 89
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
شهریور 94
مهر 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 90
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96