قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا

جبهه ها در پدافند غیر عامل 24

جنگ پدیده ها ی سیاسی

پدیده های بر دو نوع هستند پدیده هایی که تحت اراده انسان ها به وجود می ایند و پدیده هایی که خارج از اراده انسانی هستند. پدیده های فیزیکی یا شیمیائی حوادث و آثار آن ها همه از اراده انسان خارج است مثلا مانمیتوانیم به اهن بگوئیم نرم باش و به پنبه بگوئیم محکم باش ! اما وقتی پنبه را در کارخانه به صورت کاغذ در آوردیم و آن را در لایه های فشرده بصورت استوانه درآوردیم شاید سختی را به او عاریه داده ایم یعنی ذات شی راکه نرمی است با شناخت مشخصات آن تبدیل به سختی کردیم این قسمت یک پدیده انسانی است. در واقع هرچه را که انسان ها پدید می آورند یا در تغییر شکل و ماهیت آن (یکی از معانی تولید و صنعت) اثر می گذارند یک پدیده انسانی محسوب می شود یعنی انسان به حکم خلیفه اللهی برخی از کار های خداوند را فرامی گیرد و آن را انجام میدهد که یکی از آن ها نوآوری و خلاقیت است. خداوند خالق بالذات است و اشیا را از عدم به وجود می آورد ولی بشر خالق بالعرض است یعنی موجود ها را تغییر شکل می دهد و در شکل جدید خلق می کند. مثلا ماشین یا خودرو قبلا نبوده اما نبود آن مثل نبود کرات آسمان نیست ! زیرا خداوند خلق الاشیا من العدم می کند ولی خودروی ساخت بشر از آهن و موادی است که در زمین و معادن آن بصورت خام موجود است. ازجمله مخلوقات بشری یا همان پدیده های انسانی پدیده های سیاسی و اجتماعی است. یعنی انسان ها برای جمع خودشان قوانین می آفرینند و از آن تبعیت می کنند که البته آن هم برگرفته از قانون مداری خداوند است. مانند قوانین راهنمایی و رانندگی و یا قانون انتخابات که هرکدام مشتمل بر موضوع خاصی است و به وجود آورنده حرکت های وسیعی می شود. مثلا قوانین راهنمایی رانندگی که به ظاهر بسیار ساده است از کشته شدن بسیاری از انسان ها جلو گیری می کند یا ماهیت آن ناظر بر جلوگیری از اتلاف جان انسان هاست. قانون انتخابات هم همینطوراست، یعنی باعث جلوگیری از جنگ ها ی زیادی می شود فکر کنید اگر در کشوری انتخابات نباشد و در آن نظمی برای رهبری یا ریاست در آن نیست هر گروهی ساز خود را می زند وبرای اینکه بتواند موثر باشد مخالفان خود را ازبین می برد. گرچه در درون انتخابات هم چنین چیزی ممکن است باشد ولی طبیعتا بسیار کمتر و  به صورت جنگ نرم است. یعنی برخلاف یک سیستم آنارشیستی که بصورت ملوک الطوایفی هر گروهی با قمه و دشنه و شمشیر بیرون می ریزد تا رقیب را بترساند دراین روش حداکثر این است که آرا جابجا می شود. لذا میتوان گفت پدیده های انسانی هم تابع قوانین پدیده های طبیعی هستند ومانند آن جزمیت دارند. یعنی کشته شدن انسان ها بعنوان حمله و مانع کشته شدن انسان ها بعنوان دفاع تابع قانون جزمی و ثابت است وگرنه اگر این قانون هم حسینقلی خانی باشد کسی آن را اجرا نمی کند. مثلا در فیزیک می خوانیم آب در 100 درجه به جوش می آید. پس تمام دستگاه های بشری براساس  این قضیه تنظیم می شوند: ترموستات یک ماشین یا آبگرمکن با همین فرمول کار می کند. حال اگر آب، بازی در بیاورد و گاهی در صد درجه به جوش بیاید و گاهی در 90 درجه یا صد وبیست درجه آن وقت سنگ روی سنگ بنا نمی شود. در پدیده های بشری هم همینطور: اگر روزی عدالت خوب باشد و روزی بد باشد یا مبارزه باستم روزی نسبتا خوب و برخی مواقع نسبتا بد باشد بازهم سنگ روی سنگ بند نمی شود. و شاید هم بدتر، زیرا اگر آب در 90 درجه جوش بیاید فقط آمپر سریعتر بالامی رود اما اگر عدالت بد شود هزاران نفر در این راه کشته می شوند یا اصلاکسی برای آن کشته نمی شود! مانند مختار که فقط به پیروزی فکر می کرد و برای همین امام حسین ع را تنها گذاشت تا بعدا از کشته شدنش انتقام بگیرد. حتی حاضر شد زندانی شود و چیزی نگوید! لذا علوم انسانی با اینکه جزء سافت ساینس یا علوم نرم است و فیزیک با اینکه جزو هارد ساینس است برای کاربردی بشر هردو یکسان عمل می کنند یعنی همانطور که اگر قوانین فیزیک خوب عمل نکند یک میلیاردم میلیمتر اشتباه محاسبه باعث می شود سفینه ای بجای رفتن به کره ماه به کره مریخ برود! در محاسبات انسانی و علوم انسانی هم فقط یک اشتباه کوچک باعث می شود تا بسیاری از رهبران و مدیران جامعه برای همیشه از صحنه حذف شوند! اگر حضرت یوسف ع به هوس خود تن میداد مانند هزاران برده دیگر که با تن دادن به شهوات یک لحظه لذت می بردند ولی بعد ها از کشته آنان پشته می ساختند.کشته می شد و نامی از او درتاریخ نمی ماند.

برخی از قوانین این پدیده ها این است: ( به نقل از یادداشت های مولف از محتویات جزوه درسی تحلیل سیاسی مدرسه عالی شهید مطهری سال 1361)

1- پدیده های سیاسی دارای زندگی هستند.(لایف سایکل ) یعنی درست مثل انسان زمانی نیستند بوجود می آیند رشد می کنند و می میمرند و حتی یک ثانیه عمر آنان عقب جلو نمی شود! (لکل امه اجل و اذا جا اجلهم لایستاخرون ساعه و لا یستقدمون!) 2-رشد و سقوط هرپدیده سیاسی متقارن است : یعنی اگر پدیده ای سریع رشد کند سریع هم ازبین میرود! مانند تمدن های سی وشش گانه که تاریخ نویس مشهورایرانی ابن خلدون و اروپایی آرنولد توین بی به آن ها اشاره می کنند. 3- هر پدیده سیاسی حداقل دارای سه نسل است: نسل اول نسل باعصبیت یا هجومی هستند . نسل دوم بهره مند یا استفاده کننده هستند نسل سوم نسل فاسد یا ضد هدف هستند. 4- هرپدیده سیاسی مخالف خود را در درون خود دارد که در دوران بهره مندی متولد و در دوران فساد رشد می کند. 5- مبارزه پدیده ها با اختلاف فاز ذکرشده باعث تکامل بشریت می شود...سید احمد حسینی ماهینی


» نظر

جبهه ها در پدافند غیر عامل 23

جنگ شهری

جنگ شهری یکی از ترفند های جنگ نرم و یا در واقع ادامه آن می باشد که باید زوایای آن را شناخت و از آن برای پدافند غیر عامل  بهره درست برد. اگردر جنگ کلاسیک برای حمله به جایی نیروها 3 به یک باید باشند یعنی سه برابر نیروی حریف لازم است تا حمله آغاز شود: یک برابر برای مقابله به مثل و یا جنگ های انرادی یک برابر برای تصفیه و پاکسازی یک برابر هم برای استقرار . اما در جنگ شهری این نسبت به ده برابر می رسد یعنی برای مقابله با جنگ شهری اگر نیروهای شورشگر 10نفر باشند برای مقابله با آنان باید صد نفر آماه باشند. جنگ شهری بر دونوع است یکی قبل از جنگ واقعی یکی بعد از جنگ. مثلا نیروهای شورشگر ممکن است مدتی سکون اختیار کنند و به صورت آتش زیر خاکستر یا صلح مسلح عمل کنند یعنی به تهیه و انبار سلاح و مهمات بپردازند. دراین حالت آغازگر جنگ شهری منتظر فرصت می ماند و یا میتواند هرلحظه خواست جنگ را شروع کند. اما در نوع بعد از جنگ واقعی آغاز گر برای رهایی شهرش از اشغالگران می جنگد. و یا اشغالگر برای تکمیل محاصره خود اقدام به جنگ شهری می کند. به دلیل اهمیت این موضوع اکنون جنگ شهری به عنوان یک تئوری یا اصول علمی مبارزه در بسیاری از دانشگاه های جنگ تدریس می شود. در گذشته نیز کتبی به فارسی ترجمه شده بود که اغلب آن ها را فردی به نام علی میهندوست از منابع خارجی ترجمه می کرده است. اکنون مردم خاورمیانه بیش از همه  در گیر این جنگ هستند چه در فلسطین که اسرائیلی ها شهر هارا اشغال کرده اند و چه خود فلسطینی ها که هر از چند گاهی به جنگ پارتیزانی روی می آورند. در عراق یا افغانستان که تقریبا همه روزه جنگ شهری چه از سوی اشغالگران و چه از سوی پارتیزان ها در جریان است. در جنگ جهانی اول یا دوم هم جنگ شهری یا ارتش سری برعلیه نازی ها در اغلب کشورها شکل می گرفت. در ویتنام وکره جنوبی و مناطق بحران زده آفریقا یا آمریکای جنوبی نیز چریک های شهری حضور داشته اند و برخی از آن ها به اسطوره نیز تبدیل شدند. در جنگ شهری حتما باید از سلاح های سبک و پرسروصدا استفاده شود درواقع سلاح در این جنگ یک بمب کشنده نیست بلکه یک بلند گوو یک وسیله تبلیغی است. تبلیغ از آن جهت که به طرفداران خود روحیه دهد و به مخالفان خود هشدار. مثلا وقتی یک وزیر یا وکیلی را می کشند و یا اورا ترور بی هدف می کنند . در واقع کشتن او ملاک نیست بلکه نحوه بهره برداری از آن ملاک است. در اوایل انقلاب ما شاهد این جنگ ها بودیم که به ترور شهید بهشتی و واقعه حزب جمهوری و نخست وزیری انجامید. در واقع دشمن یا گروه داخلی و ستون پنجم که به منافقین شهرت یافتند می خواستند با این ترورها ترس و وحشت در نیرو های خط امام ایجاد کنند و آن ها از راهی که می روند بترسانند. اما امام ره با اینکه دانشگاه جنگ درس نخوانده و دکترای روانشناسی عمومی هم نداشت، با استفاده از شیوه های مکتبی و عملکرد ائمه توانست این حرکت را معکوس نموده و از آن برای ضد تبلیغ استفاده کند. تا جائیکه حتی نیروهای قبلی که معتقد به این ترورها بودند به تشکیک می رسبدند مثلا من یادم است که ما در موقع شهادت شهید مطهری در دانشگاه تهران و دانشکده مدیریت انجمن اسلامی داشتیم تبلیغات بوسیله دکتر پیمان برعلیه شهید بهشتی ومطهری زیاد بود و دکتر پیمان از شهید بهشتی بعنوان گردن کلفت انقلاب نام می برد وقتی شهید مطهری ترور شد من به بچه های انجمن اسلامی گفتم که یک پلاکار د بزنیم و شهادت استاد را تسلیت بگوئیم ! تازه آن هائی که انجمن اسلامی بودند گفتند : اول باید ثابت شود که شهید بوده ! یا وقتی در کلاسی در سازمان هواشناسی درس میدادم و تقریبا همه کارکنان در سالن عمومی در آن کلاس حضور داشتند یکی از شاگردان شیرینی پخش کرد که شهید رجائی بالخره ترور شد! حالا خیلی از همان ها مسلما از این کارشان شرمنده شدند و حتی شاید دوسه روز بعد با شنیدن سخنان و استدلال های امام ره از عقاید خود برگشتند. لذا در جنگ شهری حمایت مردمی  از اهمیت بالایی برخوردار است یعنی متقابلا بین جنگ شهری و حمایت مردمی یک رابطه تعاملی وجود دارد. اگر مردم از جنگ شهری حمایت نکنند جنگ شهری فورا فروکش می کند .اما ار حمایت کنند ممکن است طول بکشد و به مرحله جنگ خیابانی نیز تبدیل شود. در بررسی های به عمل آمده معلوم شده که آگاهی مردم از اهداف پنهانی مسئولان جنگ شهری مانع از حمایت از آن ها می شود. یعنی مردم بدانند که شروع کنند گان جنگ شهری که شعار حمایت از مردم را می دهند در عمل مردم را احمق فرض کرده و مایلند خودشان بجای مردم تصمیم بگیرند. بزرگترین ضربه بر آنان وارد می شود. اما اگر برعکس متوجه شوند که آن ها حقیقت جو هستند حمایت بالامی گیرد. مثلا در مدینه خیابان بزرگی است به نام امام علی که از نزدیکی های حرم پیامبر تا نخلستان های مدینه کشیده شده است . در صدر اسلام وقتی ایرانیان شکست خوردند وسران آن ها اسیر شدند خلیفه دوم دستور داد تا این اسرای جنگی را در همین نخلستان ها اسکان دهند مقام های بلند پایه ایرانی در این نخلستان ها بصورت کپر نشینی در نهایت فقر و فلاکت زندگی می کردند. تنها کسی که به این ها کمک می کرد حضرت علی ع بود که شبانه انبان نان به دوش می کشید و مخفیانه اینهمه راه را طی می کرد و به اسرای ایرانی نان وغذا می رساند . این کمک ها چنان علقه ای ایجاد کرد که ایران با این عظمت تابع این امام همام شد. اکنون هم در کشور عراق هم اغلب کسانی که مسئول هستند از اسرائی بودند که در اردو گاههای ایران  از مسئولان ایرانی مهر و محبت دیدند

 


» نظر

جبههها در پدافند غیر عامل 21)

جبهه‌ها در پدافند غیر عامل 21)
جنگ ادیان
محمدعلی دینی که تحقیقات زیادی در زمینه‌ی ادیان دارد، می‌گوید: "کلمه مجوس معرب مویگوش است و زرتشتیان در ایران باستان چهار زرتشت داشتند: مانند فریدون و جاماسب که البته اکثراً پیرو زرتشت دوم هستند.

 تعدادی از آن‌ها نزد زرتشت دوم رفتند و از ایشان خواستند تا علامتی برایشان تعیین کند که از بقیه شاخص باشد و ایشان دستور داد تا ریش‌ها را در اطراف چانه با شمشیر یا تیغ تیز بتراشند ولی سبیل را به موی گوش متصل کنند!" بعدها موی گوش معرب شد و شد مجوس! گویا با همین هیبت در عصر پیامبر به دیدن ایشان می‌روند و پیامبر آن‌ها را به حضور نمی‌پذیرد و آن‌ها به سلمان فارسی متوسل می‌شوند و ایشان می‌گوید که شما کادوی زیادی آوردید و خیلی به قول امروزی‌ها کلاس گذاشتید! و اگر ساده‌پوشی کنید پیامبر شما را می‌پذیرد. پس از ملاقات با پیامبر مسلمان می‌شوند و پیامبر هم طبق روایات می‌فرماید که مسلمانان برعکس این عمل را انجام دهند یعنی شارب یا سبیل را کوتاه و ریش چانه را بلند کنند. از این‌جا معلوم می‌شود که چرا برخی اختلاف‌ها بین ادیان پدید آمد، اما هرگز باعث جنگ بین آنان نشد. می‌گویند عده‌ای پیش پیامبر اسلام آمدند و علامت خاص مسلمانی را خواستند و گفتند که مثلاً مسیحیان ناقوس می‌نوازند، ما چه بکنیم؟ پیامبر دستور داد که بر مأذنه‌ها بروند و اذان بگویند و این علامت یا شیپور جمع مسلمانان شد! اخیراً نیز بحث ایرانی بودن که با شیوه‌ای جدید در سخنان اسفندیار رحیم مشایی مطرح می‌شود، بر این موضوع تأکید دارد که برداشت غیر ایرانی از ادیان همیشه اختلاف بر‌انگیز بوده است. مثلاً اعراب دین اسلام را از آن خود می‌دانند و بر این اساس به تعصب عربیت می‌رسند و خود را نژاد برتر می‌خوانند و این امر فقط در فکر و خیال نیست بلکه آن را بر زبان جاری می‌کنند و به خاطر آن انسان‌ها را می‌کشند. در حالی که علت اصلی ظهور اسلام در میان بدویت اعراب همین ذکر شده که اگر باز هم پیامبرها در ایران ظهور می‌کردند، اعراب به آن ایمان نمی‌آوردند! یعنی تعصب آن‌ها حتی مانع از قبول دین اسلام می‌شد و برای همین در قرآن از اعراب به "اشَدُّ کُفراً و نفاقاً" نام برده می‌شود و زبان قرآن هم عربی مبین یعنی بیان خود قرآن که جدید و رسا بود، عنوان شده است. مکتب ایرانی یک قرائت یا یک بعد نگری در اسلام نیست، بلکه تبیین جایگاه ادیان ابراهیمی و برگرداندن آن به اصل خود است. ما لغتی به نام اسب اصیل عربی را زیاد می‌شنویم، در حالی که اعراب بادیه‌نشین با شتر رفت و آمد می‌کردند و ایرانی‌ها را به دلیل اسب‌سواری، فارس یا اسب سوار می‌گفتند (یا برعکس کلمه فارس در نظر آن‌ها مترادف با سوارکاری بود) و نژاد اسب اصیل عربی به حضرت اسماعیل باز می‌گردد که آن را با خود به همراه پدرش از ایران آورده بود و از نژاد اسب‌های کاسپین یا به قول امروزی‌ها اسب ترکمن بوده است. این اسب‌ها حتی در روز عاشورا حاضر نشدند بر تن شهدا بتازند و اسب‌های دیگری را که ده اسب بیش‌تر هم نبودند، آوردند و نعل تازه زدند و بر اجساد شهدا راندند. مختار ثقفی هم از اولین گروهی که انتقام کشید، صاحبان همین ده اسب بودند که همان بلا را بر سرشان آورد. مکتب ایرانی یعنی بازگرداندن ادیان ابراهیمی و حتی غیر ابراهیمی به جایگاه خودش. زیرا حضرت اسماعیل یا بنی‌هاشم عرب نبودند بلکه به دستور الهی به آن مکان منتقل شدند تا با اعراب بزرگ شوند که اگر دین اسلام ظهور کرد آن را بپذیرند. حتی بنی‌اسراییل هم ایرانی هستند زیرا همگی از فرزند دوم حضرت ابراهیم به نام اسحاق و نوه او یعقوب می‌باشند. همان‌طور که حضرت ابراهیم به دستور الهی فرزندش را به همراه مادرش به مکه برد و ساکن وادی غیر ذی‌زرع کرد، فرزند دومش را هم همراه مادرش ساره با خود به فلسطین برد. بنابراین مسیحیت، یهودیت، زرتشت و اسلام همگی اصالتاً دارای خاستگاه ایرانی هستند، اما این‌که چه چیزی باعث شد تا این سیر تاریخی تکاملی به جای دوستی و محبت در برخی موارد تبدیل به دشمنی و عداوت شود، عقب‌ماندگی تاریخی است. فرضاً حضرت موسی (ع) ظهور مسیح را بشارت داد طبیعی است که باید معتقدان به موسی (ع) با ظهور حضرت مسیح (ع) به گرد او جمع شوند. باقی ماندن در دین موسی، حتی خلاف گفته‌ی خود حضرت موسی (ع) است. به همین شکل ادیان، رو به تکامل رفته و انبیای بعدی آمدند. اکنون نیز بشارت خاتم‌النبیین به ظهور حضرت مهدی (عج) است و حضرت مهدی حتی متولد عربستان هم نیست! مادرش هم عرب نیست! و این یعنی رها شدن از قید و بند هر نوع تعلقی که مانع رشد بشریت و رسیدن او به خداست. اما چطور این مسأله واضح تا آن‌جا می‌رود که مثلاً تشیع که ایرانی‌ها آن را انتخاب کردند از طرف اعراب منفور واقع می‌گردد و جنگ‌های زیاد و کشتارهای مهمی در همین رابطه آغاز می‌شود که مهم‌ترین عنصر آن حمله دشمن به صورت جنگ نرم است؛ یعنی از اختلاف‌ها به جای ایجاد توسعه و رفاه برای جنگ استفاده می‌کنند. پدافند غیر عامل در این زمینه روشن کردن اذهان عمومی است. زیرا وقتی مسأله روشن شود مردم از آن دفاع می‌کنند. حضرت علی (ع) فرمود: "الناس اعدا ماجهلوا" یعنی مردم دشمن نادانسته‌های خود هستند و مفهوم مخالف این است که اگر به آگاهی برسند دیگر دشمنی نمی‌کنند. مانند ترس انسان از تاریکی که به محض روشن شدن هوا یا لامپ نورانی دیگر ترس از آن زایل می‌شود. مردم هم اگر ریشه اختلاف‌ها را متوجه شوند و بدانند که اکثر آن‌ها عرضی است نه بالذات، تفکر آن‌ها تغییر می‌کند. اختلاف در واقع به فرموده و دستوری است، یعنی ایجاد می‌شود آن هم فقط برای شناخت تفاوت‌ها.


» نظر

شورشگری و ضد شورشگری

 
آن‌که دایم هوس سوختن ما می‌کرد                                             کاش می‌آمد و از دور تماشا می‌کرد!
فرانسه، آتش بیار فتنه 88 در تهران که حتی جاسوسان آن به سرعت دستگیر شدند و اظهار نظرهای وزیر خارجه و رییس‌جمهورش همیشه مشهور بود، امروز خود دچار چنان بحران و آتش‌سوزی شده است که سخنگوی وزارت خارجه ایران از ایرانیان خواسته که از سفرهای غیر ضروری به علت آشوب‌های خیابانی موجود، به فرانسه خودداری کنند! فرانسه به چند دلیل اولین کشوری است که در آتش می‌سوزد

 این علت یا تحلیل تاریخی، سیاسی و اجتماعی دارد. دلیل اول آن‌که در خط مقدم اروپا قرار دارد و می‌دانیم در دوره رنسانس همین آشوب‌های خیابانی تنها در این کشور اتفاق می‌افتد و زندان باستیل گشوده و پادشاهی فرانسه به جمهوریت تبدیل می‌شود، در حالی که در کشورهای دیگر اروپایی چندان تحرکی دیده نمی‌شود؛ حتی در انگلیس و چند کشور دیگر هنوز هم نظام سلطنتی برقرار است. در حال حاضر هم تنها این کشور است که به نظام سرمایه‌داری نه می‌گوید، چه در سال‌ها قبل که بعد از جمهوریت، به نظام سوسیالیستی روی آورد و چه اکنون که می‌رود به انقلاب اسلامی روی آورد؛ زیرا دلیل دوم این آشوب‌ها وجود مهاجران یا رنگین‌پوستان است. البته خود رنگین‌پوستان به دلیل وجود برخی فالانژها و نژاد‌پرستان مستقیماً نمی‌توانند در این آشوب‌ها حضور داشته باشند، چون بلافاصله آنان را نابود و یا حداقل اقامت آنان را لغو می‌کنند، ولی بهانه خوبی برای فرانسویان آزادی‌خواه که از نسل همان ولتر و منتسکیو هستند. این آشوب‌ها به قدری سازمان‌یافته هستند که شهرهای مختلف و اقشار مختلف مردمی به طور عمیق و گسترده در آن شرکت می‌کنند. دلیل سوم این امر آن است که مکر و حیله دشمن به خودش باز می‌گردد. زیرا یکی از آثار پدافند ملی همان آفند است، یعنی به جای این‌که با دشمن در درون شهرهای خودی درگیر شود، به درون شهرهای آنان می‌رود. این تداخل یا تعامل یا دخالت در امور دیگران مانند عمل و عکس‌العمل در قانون فیزیک است یا همان چیزی است که مولوی می‌گوید: "این جهان کوه است و فعل ما ندا، سوی ما باز آید نداها را صدا."
یعنی همان‌طور که دشمن از طریق ماهواره‌ها و فضای مجازی، مرزها را شکسته و حتی درون منازل ما حضور پیدا کرده، عکس‌العمل طبیعی ما هم حضور در منازل آن‌هاست. این عمل و عکس‌العمل تابع قوانین خاص خود می‌باشد که یکی از آن‌ها ویروس ضد خبر است. یعنی هر خبری که از دهانی بیرون می‌آید یا از رسانه‌ای پخش می‌شود، حامل یک ویروس ضد خبر است. مثلاً شما می‌شنوید که در یکی از خیابان‌های تهران یا پاریس انفجاری رخ داده و رسانه‌ها اعلام می‌کنند که هیچ کس کشته نشده است! هر ذهن فعالی با شنیدن این خبر آن را باور نمی‌کند! و شاید نقطه مقابل آن را باور می‌کند. یعنی با خود می‌گوید به دلایل امنیتی در این خبر اعلام کرده‌اند که هیچ کس کشته نشده! حتماً ده نفر کشته شده‌اند، شاید هم خیلی بیش‌تر که اگر آن را اعلام کنند، مثلاً آبروی پلیس فرانسه می‌رود! قانون خاص دیگری که در این آفندها و پدافندها عمل می‌کند، قاعده شورش و شورشگری است. شورشگر به دلیل ماهیت خود سبک و سیال است، یعنی هر جا بخواهد می‌تواند وارد عمل شود ولی ضد شورشگر، سنگین و پرهزینه است. لذا امکان مقابله مستقیم بسیار ضعیف می‌باشد، یعنی وقتی تمام شهرهای فرانسه در دود و آتش می‌سوزد، کاری از پلیس فرانسه بر نمی‌آید. در واقع باید پلیس بگذارد که آن‌ها هر کاری می‌خواهند انجام دهند و بعد از فروکش کردن قضایا آن‌ها را جمع‌بندی کند! یا خیلی زرنگ باشد از ورود شورشگران به مناطق درجه اول و دوم جلوگیری کند. درجه سومی‌ها را مانند اموال دولتی یا سازمان‌ها و بانک‌ها نمی‌تواند کنترل کند. البته تا زمانی که مکان‌های درجه یک و دو در اختیار پلیس است، شورشگری نام می‌گیرد والّا اگر مکان‌های درجه دو سقوط کند، نام انقلاب به خود می‌گیرد و در صورت سقوط مناطق درجه یک، پیروزی انقلاب و شورشگر به نام حاکمیت تعبیر می‌شود. شورش در واقع انقلاب ناقص است که به پیروزی نمی‌رسد. لذا قاعده شورش با قاعده انقلاب یا حاکمیت تفاوت دارد. یک شورشگر در صورت عدم پیروزی ضد قهرمان می‌شود، در حالی که اگر شورش به نتیجه برسد، شورشگر عنوان قهرمان می‌گیرد و این به ایدئولوژی یا منطقه‌بندی ارتباط ندارد، بلکه یک قانون حتمی و لایتغیر است. به این لحاظ ممکن است شخصی یا سازمانی با یک ایدئولوژی واحد در یک منطقه، قهرمان و در منطقه دیگر ضد قهرمان باشد. مثلاً چه‌گورا یا فیدل کاسترو در کشورهای آمریکای لاتین قهرمان هستند ولی در آمریکا به عنوان ضد قهرمان معرفی شده‌اند. فرانسه و ایران علایق مشترک فراوانی دارند که با توجه به نکات اشاره شده، بسیار به هم نزدیک هستند. حتی گفته می‌شود زندگی فرانسوی‌های اصیل مانند زندگی مازندرانی‌های ایران است. این علایق مشترک از لحاظ فازبندی‌های تاریخی با یک اختلاف در فاز کوتاهی حرکت می‌کند، یعنی همان‌طور که انقلاب کبیر فرانسه در ایران محترم بود و بیش‌تر قوانین ایران از روی قانون اساسی فرانسه نوشته شده است، اکنون نیز بسیاری از حرکت‌های امروز فرانسه شبیه انقلاب ایران می‌باشد و مردم فرانسه نیز باید بدانند تنها راه‌حل نجات آن‌ها ادامه‌ی مسیر انقلاب اسلامی ایران است، زیرا اقتصاد فرانسه در طول تاریخ از اقتصاد ایران جدا نبوده و ایرانی‌ها همیشه برای مبارزه با وایکینگ‌ها ترجیح می‌دادند با دوگل‌ها رابطه داشته باشند. حتی در زمان هارون‌الرشید، معروف است که می‌گویند وقتی ساعت شنی را ایرانیان اختراع کردند، هارون‌الرشید آن را به عنوان هدیه برای شارل پنجم فرستاد و او مطابق رسم ایرانیان ساعت را بر دروازه شهر گذاشت تا مردم آن را مشاهده کنند اما عده‌ای که نمی‌خواستند روابط، حسنه باشد (مانند سارکوزی‌های امروزی) ساعت را سنگباران کردند و حرکت‌های آن را نتیجه حلول شیطان در جسم دانستند! امروز نیز فرانسه دارای بیش‌ترین تعداد مهاجران می‌باشد و اسلام در آن به‌رغم آزار فاشیست‌ها در حال تبدیل شدن به دین اول مردم است.


» نظر

جبهه ها در پدافند غیرعامل 20

 

شورشگری و ضد شورشگری

آنکه دائم هوس سوختن ما می کرد   کاش می آمد و از دور تماشا می کرد!

فرانسه آتش بیار فتنه 88 در تهران که حتی جاسوسان آن بسرعت دستگیر شدند و اظهار نظر های وزیر خارجه و رئیس جمهورش همیشه مشهور بود امروز خود دچار چنان بحران و آتش سوزی شدند که سخنگوی وزارت خارجه ایران از ایرانیان خواسته که از سفر های غیر ضرور به علت آشوب های خیابانی موجود به فرانسه خود داری نمایند! فرانسه به چند دلیل اولین کشوری است که در آتش می سوزد.واین علت و یا تحلیل تاریخی و سیاسی و اجتماعی دارد. دلیل اول آن که در خط مقدم اروپا قراردارد در دوره رنسانس ما شاهدیم که همین آشوب های خیابانی تنها درایان کشور اتفاق می افتد و زندان باستیل گشوده می شود و پادشاهی فرانسه به جمهوریت تبدیل می گردد در حالیکه در کشور های دیگر اروپائی چندان تحرکی دیده نمی شود حتی در انگلیس و چند کشور دیگر هنوز هم نظام سلطنتی برقرار است. در حال حاضر هم تنها این کشور است که به نظام سرمایه داری نه می گوید چه در سال ها قبل که بعداز جمهوریت به نظام سوسیالیستی روی آورد و چه اکنون که می رود به انقلاب اسلامی روی آورد:  زیرا دلیل دوم این آشوب ها وجود مهاجران یا رنگین پوستان است البته خود رنگین پوستان از دست برخی فالانژها و نژاد پرستان مستقیما نمی توانند دراین آشوب ها حضور داشته باشند زیرا بلافاصله آنان را نابود می کنند ویا حداقل اقامت آنان را لغو می کنند ولی بهانه خوبی هستند برای فرانسویان آزادیخواه که از نسل همان ولتر و منتسکیو هستند. این آشوب ها به قدری سازمان یافته هستند که شهرهای مختلف و اقشار مختلف مردمی بطور عمیق و گسترده در آن شرکت می جویند . دلیل سوم این امر آن است که مکر و حیله دشمن به خودش بر می گردد. زیرا یکی از آثار پدافند ملی همان آفند است یعنی بجای اینکه با دشمن در درون شهرهای خودی درگیر شود به درون شهر های آنان می رود. این تداخل یا تعامل یا دخالت در امور دیگران مانند عمل و عکس العمل در قانون فیزیک است یا همان چیزی که مولوی می گوید این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما باز آید نداهارا صدا

یعنی همانطور که دشمن از طریق ماهواره ها و فضای مجازی مرزها را شکسته و حتی درون خانه ها و منازل ما حضور پیدا کرده عکس العمل طبیعی آن هم حضور ما در خانه های آن هاست. این عمل و عکس العمل تابع قوانین خاص خود است که یکی از آن ها ویروس ضد خبر است . یعنی هر خبری که از دهانی بیرون می آید یا از رسانه ای پخش می شود حامل یک ویروس ضد خبر است: مثلا شما می شنوید که در یکی از خیابان های تهران یا پاریس انفجاری رخ داده و رسانه ها اعلام کردند که هیچ کس کشته نشده است ! هرذهن فعالی با شنیدن این خبر آن را باور نمی کند! و شاید نقطه مقابل آن را باور می کند. یعنی با خود می گوید به دلایل امنیتی این خبر را اعلام کرده اند که هیچکس کشته نشده ! حتما ده نفر کشته شده است. شاید هم خیلی بیشتر که اگر آن را اعلام کنند مثلا آبروی پلیس فرانسه می رود! قانون خاص دیگری که دراین آفند ها و پدافند ها عمل می کند قاعده شورش و شورشگری است: شورشگر به دلیل ماهیت خود سبک و سیال است یعنی هرجا بخواهد می تواند وارد عمل شود ولی ضد شورشگر سنگین و پرهزینه است لذا امکان مقابله مستقیم بسیار ضعیف است یعنی وقتی تمام شهر های فرانسه در دود و آتش می سوزد کاری از پلیس فرانسه بر نمی آید در واقع باید پلیس بگذارد که آن ها هرکاری بکنند بعد از فروکش کردن قضایا آن ها را جمعبندی نماید! یا خیلی زرنگ باشد از ورود شورشگران به مناطق درجه اول و دوم جلوگیری کند درجه سومی ها را مانند اموال دولتی یا سازمان ها و بانک ها را نمی تواند کنترل کند. البته تاموقعی که مکان های درجه یک و دو در اختیار پلیس است شورشگری نام می گیرد والا اگرمکان های در جه دو هم سقوط کند نام انقلاب بخود می گیرد و در صورت سقوط مناطق درجه یک پیروزی انقلاب و شورشگر است که بنام حاکمیت تعبیر می شود. شورش در واقع انقلاب ناقص است که به پیروزی نمی رسد. ولذا قاعده شورش با قاعده انقلاب یا حاکمیت تفاوت می کند یک شورشگر در صورت عدم پیروزی ضد قهرمان می شود درحالیکه اگر شورش به نتیجه برسد شورشگر عنوان قهرمان می گیرد واین به ایدئولوژی یا منطقه بندی ارتباط ندارد بلکه یک قانون حتمی و لایتغیر است. به این لحاظ ممکن است شخصی یا سازمانی با یک ایدئولوژی واحد در یک منطقه قهرمان ودر منطقه دیگر ضد قهرمان باشد . مثلا چه گورا یا فیدل کاسترو در کشور های آمریکای لاتین قهرمان هستند ولی در آمریکا به عنوان ضد قهرمان معرفی شده اند. فرانسه وایران علایق مشترک فراوانی دارند که با توجه به نکات اشاره شده بسیار به هم نزدیک هستند حتی گفته می شود زندگی فرانسوی های اصیل مانند زندگی مازندرانی های ایران است. این علائق مشترک از لحاظ فازبندی های تاریخی با یک اختلاف فاز کوتاهی حرکت می کند یعنی همانطور که انقلاب کبیر فرانسه در ایران محترم بود و بیشتر قوانین ایران از روی قانون اساسی فرانسه نوشته شده اکنون نیز بسیاری از حرکت های امروز فرانسه شبیه انقلاب ایران است و مردم فرانسه باید بدانند تنها راه حل نجات آن ها ادامه این مسیر انقلاب اسلامی ایران است زیرا اقتصاد فرانسه در طول تاریخ از اقتصاد ایران جدا نبوده است و ایرانی ها همیشه برای مبارزه با وایکینگ ها ترجیح میدادند با دوگل ها رابطه داشته باشند حتی در زمان هارون الرشید معروف است که می گویند وقتی ساعت شنی را ایرانیان اختراع کردند هارون الرشید بعنوان یک کادو برای شارل پنجم فرستاد و او مطابق رسم ایرانیان ساعت را بر دروازه شهر گذاشت تامردم تماشا کنند اما عده ای که نمی خواستند روابط حسنه باشد ( مانند سارکوزی های امروزی ) ساعت را سنگباران کردند و حرکت های آن را نتیجه حلول شیطان در جسم دانستند! امروز نیز فرانسه دارای بیشترین مهاجران هست  و اسلام در آن به رغم آزار فاشیست ها در حال تبدیل به دین اول مردم است..

سید احمد حسینی ماهینی    


» نظر

تشکیل کلاسهای خبرنگاری در دانشگاه تهران

 

خبرگزاری ماهین نیوز با همکاری دانشکده حقوق  دانشگاه تهران کلاسهای خبرنگاری برگزار می کند و درانتهای این دوره به شرکت کنند گان کارت خبرنگاری داده خواهد شد علاقمندان به امور فرهنگی دانشکده مراجعه نمایند یا با شماره تلفن ????????تماس حاصل نمایند


» نظر

علل تعویق یارانه ها

 

 

چرا یارانه ها را دیر به حساب می ریزند و چرا هدفمندی یارانه ها این همه به درازا کشیده است؟ سوالی اساسی است که همه باید آن را بدانند ونباید از مردم مخفی بماند. مسئله این است که اصولا یکی از آفت های جامعه عدم امنیت است این عدم امنیت گاهی در تیراندازی های کودکنه همچون شهر وندان آمریکایی ظاهر می شود ولی بیشتر مواقع به عنوان یک تیر نامرئی در جنگ نرم از آن استفاده می شود نگران کردن مردم ، آن ها در حال بلاتکلیفی نگه داشتن ضربات روحی جبران ناپذیری بر اعتماد به نفس ملی وارد می آورد و مردم را در یک هول و ولای همیشگی نگه میدارد. در جنگ نرم مردم، از خود می پرسند بالاخره چه خواهد شد؟ چه بلایی بر سر ما خواهد آمد و کار به کجا خواهد کشید؟ این ترس  و حشت آنان از آینده به پوچ انگاری و تنبلی و کاهلی و عدم برنامه ریزی می انجامد چرا که وقتی شخصی از آینده خود مطمئن نیست نمی تواند برنامه ریزی کند ولذا سراغ کار های روزمره و زود بازده می رود . سرمایه گذاری رو به کاهش می رود و بازرگانی و دلالی افزایش می یابد تازه در بازرگانی یا دلالی نیز به کا لاهای سرمایه ای توجه نمی شود بلکه به هر کالایی که به پول نزدیک تراست هجوم آورده میشود: طلا و دلار ارزش پیدا می کند و قرآن و نهج البلاغه بی ارزش می شود. مردم بجای خرید کتاب و دانش اندوزی به سراغ خرافه ها و رمال ها می روند و اطمینان از آینده را از آنان می خواهند ازدواج ها خیلی زود به طلاق می انجامد و کودکان یا سقط می شوند ویا اگر به دنیا بیایند مورد آزار واذیت قرار می گیرند که چرا به دنیا آمده و باری بر دوش پدران و مادران خود شده اند؟ جنگ نرم یا جنگ روانی آنقدر فشار روحی بر افراد وارد می کند که بسیاری از آنان روانه بیمارستان ها می شوند طاقت آنان کم شده و در کوچه و خیابان به همدیگر پرخاش می کنند . هیچکس اخلاق خوبی ندارد و اعتماد واطمینان ازبین میرود. پدر بر سر پسر و پسر بر سر پدر کلاه می گذارد. ایام هفته گم می شود و همه روز ها تعطیل می شود و یا حتی جمعه ها هم کار می کنند. سال و ماه بی خود می شود برای پیرمردان زمان صفر می شود و همیشه در خاطرات کودکی یا نوجوانی خود زندگی می کنند و برای جوانان علائق جوانی جای خود را به روشهای پیرانه میدهد! اسامی جدید خیابان ها به مسخره گرفته می شود و همان اسامی قدیمی بیان می شود. در جنگ نرم هرگونه پیشرفتی انکار می شود وهرگونه عمران و آبادانی به خرابی تعبیر می شود بجای اینکه آنهمه آبادانی و طرح های عظیم اجرا شده را ببینند خراب شدن روسپی خانه ها را علم کرده و کشور را ویرانه تعریف می کنند. از یکطرف همه خود را رئیس می دانند واز طرف دیگر می گویند مملکت بی صاحب است . سرخوردگی جوانان را به دلیل نداشتن سرگرمی میدانند و پیرمردان را مظهر جوانی معرفی می کنند! حتی فیلم ها بجای ازمیان برداشتن فاصله ها به فاصله می اندیشند! دختر جوان و زیبا همه آرزویش می شود پیرمرد پولدار و مرد جوان زیبا هم همه فکر وذکرش فریب دادن پیرزنهای پولدار ... لذا می بینیم یک فاجعه همه بعدی اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و به وقوع می پیوندد. صحرای محشری می شود که آن سرش نا پیدا است. اینجاست که پدافند غیر عامل باید وارد کار شود : غیرت ، شرافت ، راستی و درستی باز تعریف شود و مردم را به اعتماد و اطمینان فراخواند. برنامه های بیست ساله و پنج ساله و یکساله تعریف شود. چشم انداز ها روشن شود. طوری که مردم به اینهمه انحرافات بی توجه شوند و همگی بدانند که چه کاره هستند. برای شروع این کار هم در حال حاضر هدفمند کردن یارانه ها بهترین بستر است. چرا که امروز غذای مردم شام و نهار آن ها شده یارانه . جوک می سازند از یارانه ها می سازند خشمگین می شوند بر سر یارانه ها داد می زنند خوشحال و شادابی خود را با یارانه بیان می کنند و .. لذا یک محکی بزرگ است . تا مدت ها تبلیغ شد و مردم را آماده ساختند اما چرا زمان آن را دراز کردن ممکن است تشنگی را افزون کند. شاید ترفند دشمنان دراین جنگ نرم ضعیف نشان دادن دولت در اجرای یارانه ها است . شاید مبلغ یارانه زیاد نباشد ولی همین مبلغ هم اگر دیر اجرا شود بلاتکلیفی مردم را آزار دهد. واریز مبلغی به حساب یعنی پاسخ به خواسته های پراکنده مردم در طول تاریخ  در مورد پول نفت و امثال آن. یعنی این واریز کلیه صحبت ها دراین زمینه را خنثی می کند و جنگ نرم را بی اثر می کند. واریز یارانه یعنی اینکه کسی به فکر آن ها است. یارانه کمک خرجی بسیاری از خانوارهاست که دستشان به کمیته امداد و دیگر نهاد های استرلیزه نمی رسد. لذا در یک حرکت آرام و بی صدا باید مردم را در جریان همه اتفاقات گذاشت تا آنان بدانند چه کسی تاکنون با رانت خواری حق آنان را پایمال کرده بود و امروز هم نمی گذارد کار جلو برود. جالب است کسی که پول را پرداخت می کند ناراحت نیست بلکه مشتاق است که زودتر پرداخت کند و کسانی که معلوم نیست کیستند با برپا کردن جنگ روانی و زیر سوال بردن همه اخلاقیات و حسن رفتار و ایجاد جو عدم اطمینان میخواهند آن ا به تعویق بیاندازند. تعویق در انجام این وظیفه بزرگ نه به سود اجتماع است و نه بسود منافع ملی . اکنون منافع ملی اقتضا می کند راه رفته به انتها برسد و مردم بیش از آن منتظر نمانند. و روزی که اقتصاد آزاد شود ویارانه بجای واسطه ها به دست مصرف کننده برسد روز انقلاب اقتصادی خواهد روزی که اقتصاد جنگ و جنگ اقتصادی به پایان مرسد و هوای حکومت نظامی از سر اقتصاد برداشته می شود


» نظر

خسرو خان محمدی

مصاحبه خبرنگار ماهین نیوزبا خسرو خانمحمدی بازیگر سینما

 

1-   لطفا بیو گرافی خود را معرفی کنید ؟

خسرو خان محمدی هستم ، متولد همدان 1329 ، تحصیلات دیپلم طبیعی ، متاهل دارای 3 پسر و 1 دختر و دارای 3 نوه ، بازنشسته کشوری هستم ، و شغل همسرم هم بازنشسته آموزش و پرورش

2-   لطفا از ورود خود به عرصه هنر توضیح بدهید ؟

 

بعد از انقلاب توسط برادر بزرگترم مرحوم فرهاد خان محمدی که خود ایشان بازیگر قبل و بعد از انقلاب بودند و معروف ترین نقش برادرم آسپیران دودکار در سریال کارگاه علوی بود

3-   آثار های هنری خود را نام ببرید ؟

سریال تلویزیونی : چهار دیواری ، بی گناهان ، سر نوشت ، سلام ، بوی خوش زندگی ، عبور از مه حلقه سبز ، پرواز در حباب ، پایان نمایش ، روشنایی شهر ، شهریار ، باران عشق ، او مثبت ، فصل زرد ، راه شب ، طلسم شدگان ، تولد دیگر ، یکی مثل من ، تصمیم نمایی ، کلانتر 3 ، شوق  پرواز ، بی صدا ، سی ام روز ، ...

فیلم سینمایی : آخرین بند ، آپارتمان 13 ، معجزه خنده ، دو نفرو نصفی ، دختر ایرونی ، تب ، نان و عشق موتور هزار ، عید به خانه بر می گردیم ، عصیان ، ...

4-   مهمترین اثر هنری خود را نام ببرید ؟

معجزه خنده ( سینمایی ) کار گردان آقای صمدی  ، سریال تلسم شدگان به کار گردانی داریوش فرهنگ

5-   شیرین و تلخ ترین خاطره هنریتان را بگویی ؟

همه خاطرات برای من شیرین است نمی دونم کدوم تعریف کنم  ، تلخ ترین خاطره مربوط به سریال طلسم شدگان بود که سر صحنه بودیم که پدرم فوت شد و بعد از خاکسپاری رفتم دوباره سر صحنه مربوط به یک مراسم ختم بود که در آن صحنه به یاد پدرم افتادم احساساتی شده ام

6-   برنامه آینده تان چگونه است ؟

یک تله فیلم به کارگردانی آقای حسین قناعت به تهیه کنندگی آقای رضا آشتیانی که مضمون اجتماعی پلیسی دارد

7-   توصیه شما به جوانانی که می خواهند وارد این عرصه به شوند چیست ؟

اول تحصیلات ، مرتبط به بازیگری و بعد کار کردن در تئاتر و فیلم دیدن و تئاتر دیدن و ...

8-   آیا تمایل دارید کاری یا محصول مشترکی با کشور های خارجی داشته باشید ؟

بله تمایل دارم ، و یکی از آرزو های من است ،

9-   چه صحبتی در مورد قاچاق فیلم دارید ؟

باعث برشکستگی سینما می شود و از مسولینی که باعث جمع آوری سی دی های قاچاق هستند  تشکر می کنم .                  

10- وضیعت سینما را چگونه ارزیابی می کنید ؟

وقتی به تماشاچی ارزش قا ئل می شویم باعث می شود که اثربهتری ارائه بشود

 

11-                        آیا دوست دارید در سینما و یا تلویزیون کار کنید ؟

کلا بیشتر سینما را دوست دارم ، کار تئاتر نکرده ام و به تماشای تئاتر نرفته ام

12-                        آیا دوست دارید در آینده فیلمی را کارگردانی کنید ؟

علاقه ی به کارگردانی ندارم و تحصیلات هم در این زمینه ندارم فقط به بازیگری علاقه دارم چند پروزه هم سرمایه گذار بودم و مدیر تولید هم بوده ام

13-                        سوالات تک پاسخی :

عشق ( چیز خوبی ) مسعود کیمیایی ( سلطان ) خسرو شکیبایی ( خدا رحمتش کند ) فیلم هامون ( خوب ) جمشید مشایخی ( دومی ندارد ) علی دایی ( ماه ) خودم پرسپولیسی هستم ، آل پاچینو ( داریوش فرهنگ ) مهران مدیری ( شاهکار طنز )

14-      آیا اهل ورزش هستید ؟

قبلا بیشتر فوتبال و کشتی در حال حاضر ورزش صبحگاهی

15-                        از بازیگران ایرانی کدام را دوست دارید ؟

پرویز پرستویی ، داریوش فرهنگ

16-                        صحبت پایانی

همه شما را دوست دارم

تهیه وگزارش خبر : محمدرضا دوست محمدی

عکس از : نازنین علیزاده


» نظر

جبهه ها در پدافند غیرعامل 17

 

نقش لابی ها در جنگ نرم اقتصادی

در جنگ نرم که به همه جنگ های غیر نظامی میتوان اطلاق کرد همه ابزارها به کار گرفته می شود و در مقابل ان باید پدافند غیر عامل فعال باشد . یکی از این جبهه ها همان جبهه جنگ نرم افزاری است یعنی در دنیای مجازی بحث ها و نکاتی مطرح می شود که باعث زمین گیر شدن نیروی متخاصم باشد مثلا موبایل شاید در ابتدا فقط یک وسیله برای احوالپرسی باشد اما اکنون این موبایل تبدیل به ستاد جنگ، دفتر کار، اتاق فکر و امثال ان شده است! دیده شده که یک فرد در شبانه روز دیگر نیازی به دفتر کار ندارد هر کجا باشد کارهای خود را هماهنگ می کند. این نکته زمانی اهمیت پیدا می کند که ما مفهوم لابی را خوب درک کرده باشیم . لابی به معنی قسمت هشتی یا ایوان هتل ها است که درواقع خارج از اتاق ها را شامل می شود در لفظ متداول سیاسی یعنی اینکه در اتاق جلسات تصمیمات مهم گرفته نمی شود بلکه در خارج از جلسات ودر راهروها و با علامات ایما و اشاره تصمیمات ابلاغ می شود زیرا در اتاق جلسات دائما به بحث های متفرقه پرداخته می شود و به طور رنج آوری برای پایان یافتن سقف ساعات جلسات کوشش می شود . و اگر کمی هم جلسات طول بکشد فقط به خاطر دریافت حق جلسه بیشتر است ! لذا ما در تمامی جلسات می بینیم اغلب حاشیه ها برمتن می چربد. یعنی از همه چیز صحبت می شود الا دستور جلسه ! تذکرات رئیس جلسه هم نفعی ندارد زیرا یک مورد کوچک از دستور جلسه به بحث های دونفره یا جدال های کهنه سر در می آورد. بسیار اتفاق می افتد که ساعت ها بحث در دستور جلسه به نتیجه نمی رسد و عاقبت با اشاره ابرو یکی از اعضا همه چیز تصویب می شود و یا وقتی بحث ها طولانی شد رئیس دست بلند می کند و می گوید موافقان دست بلند کنند و همه از ترس رئیس دست بلند می کند! و معلوم می شود همه آن بحث های تخصصی و فنی مثل پودر آب می شود! افرادی متخصص در این جلسات وجود دارند که تخصصشان تبدیل یک حادثه کوچک به فاجعه است ! البته ما در اسلام دراین موارد هم اصولی را داریم: مثلا می فرمایند با افراد نادان مشورت نکنید! علامت نادان هم آن است که از یک کاه کوه می سازد و یا برعکس ، بعبارت دیگر دور را نزدیک و نزدیک را دور نشان می دهد. لابی زدن با موبایل بسیار راحت شده است قبل از موبایل علائم سرو دست این وظیفه را انجام میداد! مثلا مدیری به کارمندش دستور می داد برای کسی کاری انجام دهد اما با اشاره ابرو آن را نفی می کرد! با پا پس میزد و با دست پیش می کشید. اصلا فرم یک فعالیت اداری شده بود. مثلا اگر زیر درخواست متقاضی می نوشت که بررسی و اقدام شود یعنی بایگانی شود! اما اگر فقط می نوشت اقدام شود یعنی انجام شود!  در دوره فوق لیسانس وقتی واحد بازار های مالی و اوراق بهادار را می گذراندیم استاد ما می گفت در آمریکا علاوه بر بورس اصلی یا سالن معاملات بورس یک بورس فعال دیگری وجود دارد بنام بازارهای دست دوم ! در بازار های اصلی یا دست اول کامپیوترها و بردها وجود دارد وهمه از قیمت ها مطلع می شوند ولی در بازار دست دوم که فعال تر از بازار دست اول است و ما به آن بازار سیاه می گوئیم شخص نیازی به کامپیوتر و نرم افزار ندارد با علائم دست و پا و سر وداد وبیدا و سروصدا با همکاران خود ارتباط برقرا و آن ها راهدایت می کند! در همین فردوسی برای چند روز که ارز دولتی توزیع می شد ما به راحتی متوجه قدرت بورس یا بازار ارز غیر رسمی می شویم. در حراجی سکه در بانک کارگشائی حتی افراد نیازی به پول یا تلفن ندارند! در صف می ایستند از همان ابتدا فروش جا شروع می شود! سکه ها را می خرند و یک حواله می دهند یا قول می دهند که پولش را بدهند و بعد به همدیگر می فروشند بدون اینکه پولی به هم بدهند. چون سرعت عمل بالاست اگر بخواهند پول بدهند و بگیرند سرشان کلاه می رود بعد که بانک تعطیل شد آنوقت می نشینند به حساب و کتاب و البته باز هم پول نمی دهند بلکه همدیگر را بدهکار یا بستانکار می کنند.

ازهمین جا به علت طولانی شدن اجرای هدفمند کردن یارانه ها هم میتوان پی برد . درواقع هدفمند کردن یارانه ها یک جنگ بزرگ اقتصادی برعلیه رانت خواری است . اما رانت خواران مانند گرگ دندان تیز کرده و منتظر شکست دادن آن هستند. تاکنون شاید دوازده سال است که رسما و بیش از آن غیر رسمی دولت خواستار رفع یارانه ها شده بود اما چرا تاکنون اجرا نشده فقط به دلیل اینکه از عملکرد بازار سیاه دراین رابطه نگران بودند. اکنون با اینکه دولت تمام انبارها را پر از کالا کرده و ذخیره ارزی را به بیش از صد میلیارد دلار رسانده اما هنوز از محتکران ترس دارد و نمی داند آن ها چه بازی راه خواهند انداخت. حتی رئیس جمهور در مصاحبه خود به این وحشت اشاره کرد و گفت ما می خواهیم جلوی محتکران را بگیریم و برای همین کاری می کنیم که آن ها ندانند کی هدفمندی اجرا خواهد شد! زیر آن ها می خواهند به محض اعلام اجرای هدفمند کردن یارانه ها کالا ها را احتکار و نظم عمومی را به هم بزنند. و مانع از اجرای آن بشوند. اگر دولت قدرت داشت که جلوی محتکران را بگیرد شاید هدفمند کردن یارانه ها سال ها پیش اجرا شده بود مانند طرحی که در ایجاد بزرگراه در لرستان انچام شد. دولت ها چهل سال بود که این طرح را داشتند ولی قادر به اجرای آن نبودند. اغلب طرح هایی که امروزه اجرا می شود شاید نطفه اولیه آن به دهه های پیشین برگردد. مثلا مترو چیزی است که اغلب شهر های بزرگ داشتند ولی ایران تا چند سال پیش نمیتوانست آن را اجرا کند . اکنون هم ریل هوایی به این سرنوشت دچار است همه میدانند تنها راه نجات ترافیک تهران استفاده از فضا است اما حتی رئیس جمهور هم که ان را مطرح کرده بود و یکی از تخصصهای ایشان در دوره دکترا است بدلیل مخالفت ها اکنون حتی از حرف زدن در این باره خود داری می کند. همین اگهی مناقصه و مزایده بااینکه رئیس جمهور دستور لغو آن را داده و رئیس مجلس هم حمایت کرده ولی لابی ها کار خودشان را می کنند ...


» نظر

جنگ فرهنگ ها(جبهه ها در پدافند غیر عامل

 

فرهنگ را ما حصل انسان میدانند یعنی هر آنچه انسان به جهان اضافه کرده است از قبیل هنر، صنعت، تولید ، کشاورزی، زبان ، سنت ، روش زندگی و غیره

لذا بین انسان و حیوان تفات های اساسی به خاطر فرهنگ است . زیراتمام کار کرد های حیوانات براساس غریزه است واز خود نمی توانند برآن چیزی بیافزایند. مثلا پرنده ای بلافاصله پس از تولد جوجه اش ازبین میرود ولی بنابر حکم غریزه بدون اینکه خود بداند تمام وسایل و امکانات جوجه خود را تا مرحله بلوغ فراهم می کند. غریزه مانند موتور کوکی است از جایی کوک می شود و یک مسیر مشخصی را می رود. حرکت پرندگان در آسمان ها براساس غریزه است یعنی سال دیگر پرندگان نمی توانند آن را عوض کنند. اما انسان قادراست رفتار های خودرا کنترل کند یعنی آن ها را بین صفر تا بی نهایت تغییر دهد. صفر یعنی انجام ندادن بیش از صفر یعنی انجام به کرات. حتی برخی کارهارا می تواند نیمه کاره یاچند درصد انجام داده رها کند. البته برای تنظیم و تعادل ظبیعت در این گونه موارد خداوند حیوانات یا موجودات جدیدی می آفریند یا آفریده های قبلی را مامور اتمام آن می کند! مثلا اگر ما موجودی را در بیابان رها کنیم اینطور نیست که موجود به همان شکل باقی بماند. حشرات و پرندگان و حیوانات هرکدام وظیفه خود را عمل می کنند تا اورا به طبیعت برگردانند! می گویند علت افزایش موش اسراف کاری آدم هاست که غذا ها را نیمه خورده رها می کند لذا موش ها از این نیمه خورده ها تغذیه کرده و سربعا زاد و لد می کنند! سووسک ها نیز ماموریت آخرین پاکسازی را دارند! یعنی ذرات غذائی که آدمیزاد دور ریخته و موشها آن را خورده اند الباقی را سوسک می خورد! و باز می گویند مارمولک باشد سوسک ها را می خورد! همانطور که اگر ربه باشد موش ها را می خورد. در برخی موارد حتی موجودات جدید آفریده می شوند! مثلا دارین دانشمندی بود که به تمام دنیا سفر کرد و همه انواع حیوانات را جمع آوری و تئوری خود را براساس تئوری تنوع و تئوری تنازع بقا بر قرار کرد از نظر او دیگر هیچ حیوان یا گیاهی نبود که شناخته نشده باشد ولی امروزه ما می دانیم فقط 70 هزار نوع حشرات وجود دارند! در حالیکه هر روز وادی تازه ای در حیات وحش کش می شود و در همان جائی که قبلا کاملا تحقیق شده گونه های جدیدی به دست می آید و این نشان آن است که خداوند دستش بسته نیست آنطور که تورات می گوید در شش روز خداوند جهان را خلق کرد و روز هفتم ( جمعه ) را استراحت نمود و دست های او بسته است و دیگر نمی تواند خلق کند . در حالیکه قرآن کریم می فرماید و قالت الیهود: ید الله مغلوله بل غلت ایدیهم ! بل یداه مبسوطه و یخلق مایشا! یهود می گویند دست خدا بسته است در حالیکه دست خودشان بسته باد. دست خدا باز است و هرچه یخواهد می آفریند: کل یوم هو فی شان: هر روز خداوند کار های جدیدی دارد. واین است که اسرائیلیات یا ضد فرهنگ وارد فرهنگ می شود! تمام داستان های قدیمی که نتیجه فرهنگ بشری و تاریخ زندگی اوست همینطور است. این است که فرهنگ در درون خود دچار تضاد می شود و به ضد خودش تبدیل می شود. همینطور تبدیل خود به ضد خود ادامه می یابد تا خرده فرهنگ ها به وجود یایند. مثلا شما کلمه نه را در نظر بگیرید یزدی ها آن را باکسره تلفظ می کنند مازندرانی ها نا می گویند انگلیسی ها نو و هرگز هم حاضر نیستند مثل هم بگویند! و شاید آن را مسخره هم بدانند. می گویند یک زن تهرانی با مردی مشهدی ازدواج کره بود هنوز لهجه اورا کاملا نمی شناخت وقتی شوهر شب به خانه برگشت در زد زن پرسید کیه گفت : مایوم! زن در باز نکرد فکر کرد مایوم اسم کسی است گفت من ترا نمی شناسم ! گفت من شوهر توهستم زن وقتی در را باز کرد گفت : تویی؟ پس چرا می گویی مایوم! لذا اختلاف فرهنگ ها از همین جا شروع می شود: در قرآن کریم هم آمده اختلاف زبان ورنگ شما فقط جنبه همدیگر شناسی دارد. مثل اینکه شما وقتی گنجشک ها را نگاه می کنید همه مثل هم هستند لذا نمیتوان بین آن ها فرق قائل شد.اما اگر آن ها شماره گذاری کنید میتوانید بدانید کدام غذا خوردند کدام نخوردند. اما دشمن چه می کند؟ همین زمینه های اختلاف فرهنگی را به تضاد فرهنگی و جنگ فرهنگ ها تبدیل می کند. ما می بینیم که مثلا فارس ها برعلیه ترک ها یا عربها برعلیه عجم ها برانگیخته می شوند. و جنگ فرسایشی بزرگی به وجود می آید. مسئله ای که برای بهتر زندگی کردن و از عوامل رفاهی است تبدیل به یک معضل اجتماعی می شود که عاقبت جنگ سرد وبعد ها جنگ گرم را به دنبال دارد. البته هدف استکبار از جنگ فرهنگ ها تضعیف آن ها به وسیله یکدیگر است تا همه فرهنگ های درگیر ضعبف و نابود شوند و فرهنگ آن ها غالب شود هم اکنون ما شاهد هستیم که مثلا با اینکه زبان آمریکائی یا انگلیسی از بسیاری از زبان ها کم گویش تر هستند ولی زبان رسمی و بین المللی است بطوریکه مثلا اگر بین ایان و افغانستان و تاجیکستان که فارسی زبان هستند بخواهد قرار دادی نوشته شود باید به زبان انگلیسی باشد تا برای آن ها قابل فهم باشد. لذ می بینیم در دل مبارزه با خرده فرهنگ ها یک سلطه فرهنگی یاتعریف فرهنگ سلطه ایجاد می شود یعنی استکبار می خواهد با تضعیف خرده فرهنگ ها آن ها را ازبین برده و فرهنگ خود را مسلط نماید. و وظیفه مسئولان حمایت از فرهنگ ملی و اسلامی است تا مانع این آفند دشمن شوند... پس یکی از جبهه ها در پدافند غیر عامل حمایت از خرده فرهنگ ها و دوستی بین آن ها است...

سید احمد حسینی ماهینی 09192123745یا www.mahinnews.blogfa.com


» نظر
   1   2      >